﻿WEBVTT

00:09.638 --> 00:10.938
<i>آنچه که در سریال
: گذشت "Counterpart"</i>

00:11.407 --> 00:14.047
<i>چند ماه پیش این نامه‌ها رو دریافت کردم</i>

00:15.747 --> 00:17.277
<i>از طرف کی؟</i>

00:17.377 --> 00:20.817
<i>اگه صدمه دیدم می‌خوام
«بری پیش اون یکی «هاوارد</i>

00:22.717 --> 00:25.257
<i>اینجا هنوز باهم زن و شوهر‌یم؟</i>

00:25.357 --> 00:27.327
<i>خوشحالیم؟</i>

00:27.427 --> 00:30.297
<i>یک زن از دنیای ما دستگیر شده
یک قاتل</i>

00:30.397 --> 00:32.357
<i>«بهش میگن «بالدوین -
غیرقانونی اینجاست -</i>

00:32.457 --> 00:34.167
<i>و می‌خوام بفهمی چه کسی فرستادتش</i>

00:34.267 --> 00:36.467
<i>به من ربطی نداره -
«جناب سفیر «لمبرت -</i>

00:36.567 --> 00:38.367
<i>فکر کنم با این آدم‌ها کار می‌کنه</i>

00:38.391 --> 00:39.891
<i>آلدریچ» ، اونا همه‌مون رو می‌کشن»</i>

00:40.837 --> 00:42.237
<i>ول‌شون کن</i>

00:42.337 --> 00:43.977
<i>چیزی که بهشون نگفتی ، مگه نه؟</i>

00:44.077 --> 00:46.247
<i>دنیای شما در خطر است</i>

00:46.347 --> 00:49.247
<i>نمیگم از طرف شماست
اما کاملاً مطمئن نیستم</i>

00:49.347 --> 00:51.377
<i>به‌گا رفتیم -
نه اگه این رو به جای من برگردونیم -</i>

00:51.477 --> 00:52.577
<i>ما دنبال یک گروه هستیم</i>

00:52.677 --> 00:56.317
<i>سعی کردند من رو بکشند
شاید بخوان همین کار رو با تو بکنن</i>

01:11.197 --> 01:12.937
خدای من

01:16.737 --> 01:17.807
ممنون

01:17.907 --> 01:19.507
شب‌خوش

04:12.238 --> 04:17.338
"Counterpart"
فصل 1
قسمت 4 : هر دو دنیا

04:18.338 --> 04:22.338
‏.::  www.bolboljan.net ::.

04:23.627 --> 04:27.927
هر روز صبح ساعت 8.5 میرم سر کار

04:28.027 --> 04:29.667
هیچ‌وقت دیر نمی‌کنم

04:29.767 --> 04:32.937
«هاوارد» -
راستش زودتر هم میرسم -

04:33.037 --> 04:35.137
پس فکر کنم بعضی‌وقت‌ها
ساعت 8:20 راه میفتم

04:35.237 --> 04:37.237
«هاوارد»

04:37.337 --> 04:40.207
اونجا چی‌کار می‌کنی؟
چمدون؟ داری چمدون می‌بندی؟

04:40.307 --> 04:42.807
گفتی ممکنه یک هفته طول بکشه -
تو قراره به جای من -

04:42.907 --> 04:45.717
...زندگی کنی . چیزی لازمت

04:45.817 --> 04:47.747
فراموش‌ـش کن

04:49.817 --> 04:54.657
بعد از کار سریع ناهار می‌خورم

04:54.757 --> 04:59.027
و بین 7 تا 7:30 میرم بیمارستان

04:59.127 --> 05:02.367
براش کتاب می‌خونم
خودت میدونی دیگه

05:02.467 --> 05:03.897
چیز دیگه؟

05:03.997 --> 05:08.767
بیشتر صبح‌ها میرم کافه‌ی
پایین قهوه می‌خورم

05:08.867 --> 05:12.977
گو»...ما «گو» بازی می‌کنیم»

05:13.077 --> 05:15.007
سه‌شنبه و پنج‌شنبه دوستم رو می‌بینم

05:15.107 --> 05:19.717
اسمش «آندرِی»‌ـه
و ما «گو» بازی می‌کنیم

05:19.817 --> 05:22.087
خدایا

05:25.317 --> 05:31.997
میدونی ، میگن اتفاق خوبی‌ـه که
اون یکی‌ـت رو ببینی

05:32.097 --> 05:34.967
زر مُفته

05:35.067 --> 05:37.197
مثل از دست دادن باکرگی‌ـه . میدونی؟

05:37.297 --> 05:41.937
تمام عمرت منتظرش هستی
اما 20 ثانیه که گذشت دلسرد میشی

05:42.037 --> 05:43.067
چی‌کار می‌کنی؟

05:43.177 --> 05:48.607
تا 6 ساعت دیگه باید جای
همدیگه نقش بازی کنیم

05:48.707 --> 05:53.717
البته که ظاهراً من می‌تونم هر کاری که
خسته‌کننده‌ست انجام بدم و لو نرم

05:53.817 --> 05:55.247
حتی کارهای کم‌هیجان‌انگیز

05:55.347 --> 06:00.187
اگه واقعاً می‌خوایم همدیگر رو بشناسیم
بیا کارت‌بازی کنیم

06:09.827 --> 06:11.467
خب ، چطور با این «آندرِی» آشنا شدی؟

06:14.067 --> 06:17.677
توی بیمارستان

06:17.777 --> 06:20.077
«خواهرش همزمان با «امیلی
راهی بیمارستان شد

06:20.177 --> 06:22.507
دیابتی‌ـه

06:25.217 --> 06:29.817
فوق‌برنامه نداری؟

06:29.917 --> 06:32.457
...یعنی

06:32.557 --> 06:35.457
خدایا «هاوارد» ، هیچ زن دیگه‌ای
توی زندگیت نیست؟

06:35.557 --> 06:37.497
من متأهلم

06:39.227 --> 06:42.997
...تو

06:43.097 --> 06:50.207
وقتی هنوز زنده بود رابطه داشتی؟

06:53.307 --> 06:55.207
بذار روراست بگم

06:55.307 --> 07:01.317
تنها دوست‌ـت توی این شهر به این بزرگی
مردی‌ـه که تا 6 هفته پیش نمی‌شناختیش؟

07:01.417 --> 07:04.157
تا 6 هقته پیش زنم رو داشتم

07:07.327 --> 07:09.887
...زندگی

07:09.987 --> 07:11.757
روزمره‌ی تو چطوره؟

07:11.857 --> 07:14.167
نگران من نباش

07:14.267 --> 07:18.097
من کارمندم و هیچ
زندگی اجتماعی ندارم

07:18.197 --> 07:21.107
و یک ساعت گذشته راجبه
زندگی من حرف زدیم

07:21.207 --> 07:24.237
و میدونی که هیچی سرم نمیشه

07:24.337 --> 07:26.207
"و جواب‌ـت اینه که "نگران نباش

07:26.307 --> 07:27.677
آره . یه دوستی دارم

07:27.777 --> 07:30.577
اسمش «راش»‌ـه . ازت مراقبت می‌کنه

07:30.677 --> 07:33.117
متوجه‌ای که ما اساساً یک نفر هستیم ، خب؟

07:33.217 --> 07:36.257
یک گوشت و خون ، یک دی‌ان‌اِی

07:36.357 --> 07:38.257
آره . باور کن میدونم

07:38.357 --> 07:42.287
پس چرا اینقدر می‌خوای من رو ضایع کنی؟

07:43.397 --> 07:45.197
نوبت توئه

07:53.197 --> 07:55.107
یک دست محشر داشتی . بعد تسلیم میشی؟

07:55.207 --> 07:57.677
بلوف خوبی بود

07:57.777 --> 08:02.847
میشه لطفی در حقم بکنی؟
یک دست مثل آدمیزاد بازی کن

08:12.087 --> 08:14.327
هاوارد» ، دست لعنتی رو بازی کن»

08:19.157 --> 08:21.267
تموم شد؟

08:36.517 --> 08:39.077
هیچ‌کس نمی‌فهمه اینجایی

08:39.177 --> 08:41.547
لباس نو

08:50.727 --> 08:52.397
اسلحه؟

08:54.827 --> 08:57.437
چند ساعت بازداشت‌شون بودی

08:57.537 --> 08:59.537
چی ازت پرسیدن؟

09:15.217 --> 09:20.887
بابت اتفاقی که برای
اون یکی‌ـت افتاد متأسفم

09:20.987 --> 09:22.927
اون مُرده

09:24.057 --> 09:25.927
و من هیچی بهشون نگفتم

09:46.587 --> 09:49.947
باهاشون راجبه قدم‌های بعدی حرف میزنم
کمی استراحت کن

10:12.177 --> 10:13.977
هاوارد» ، وقتش‌ـه»

10:20.247 --> 10:22.117
خب ، خب ، خب

10:22.217 --> 10:24.117
شراب‌های خوب رو ذخیره می‌کنی؟

10:24.217 --> 10:28.057
برای من نیست یا تو

10:28.157 --> 10:32.597
برای وقتی‌ـه که به‌هوش میاد

10:39.897 --> 10:42.467
فقط یک هفته

10:42.567 --> 10:44.537
داری کار درست رو انجام میدی

10:44.637 --> 10:46.677
اونا می‌فهمن تو نیستم

10:46.777 --> 10:48.547
نه اگه دهنت رو بسته نگه داری

10:48.647 --> 10:52.747
هر روز براش کتاب بخون

10:52.847 --> 10:55.687
چشم

11:02.327 --> 11:04.427
ازش مراقبت کن

11:05.597 --> 11:08.367
این آدم‌ها رو پیدا کن

11:08.467 --> 11:10.637
«هاوارد»

11:48.637 --> 11:50.337
از اینجا خودم می‌برمش

11:50.437 --> 11:51.637
ممنون

12:03.857 --> 12:06.757
گذرنامه و این چیزهاش رو داری؟ -
آره -

12:06.857 --> 12:09.657
خب ، راستی اونا این‌کار رو نمی‌کنند

12:09.757 --> 12:11.427
چی رو؟

12:11.527 --> 12:14.627
دست دادن...برلینِ اونطرف

12:14.727 --> 12:17.297
خودت می‌بینی
دست دادن بهداشتی نیست

12:17.397 --> 12:18.467
خوب شد گفتی

12:18.567 --> 12:20.537
...هاوارد» ، اگه گیر بیوفتی»

12:20.637 --> 12:23.407
کسی اونجا نیست که ازت مراقبت کنه

12:23.507 --> 12:25.877
می‌فهمی؟ خودتی و خودت

12:27.407 --> 12:28.647
آره

12:28.747 --> 12:31.247
مجبورم همه چیز رو انکار کنم

12:33.417 --> 12:35.487
باشه . ممنون

12:41.487 --> 12:42.757
ممنون

15:01.627 --> 15:03.767
دستا بالا

15:07.607 --> 15:09.107
مال توئه؟

15:09.207 --> 15:11.577
لعنتی ، فراموش کرده بودم

15:11.677 --> 15:14.947
بیخیال . فقط یه بسته سیگار وامونده‌ست

15:15.047 --> 15:17.747
تو رو به خدا
فقط یک اشتباه ساده بود

15:17.847 --> 15:19.617
بیخیال . واقعاً؟

15:19.717 --> 15:22.387
قربان

15:25.717 --> 15:26.957
هدف سفر؟

15:27.057 --> 15:29.157
<i>پیک سفارت</i>

15:53.217 --> 15:55.417
به خونه خوش آمدید

16:05.797 --> 16:07.997
من «راش‌» هستم

16:25.938 --> 16:29.738
" آرامش خاطر از منزل جدیدتان برای شما "

16:56.238 --> 17:00.238
تازگی معاینه‌ـت رو انجام دادی؟ "
" گزارش ندادن مریضی جرم محسوب میشه

17:12.157 --> 17:14.097
ممنون

17:19.697 --> 17:21.667
هی ، هی

17:21.767 --> 17:23.667
...بیخیال . داری چی‌کار

17:23.767 --> 17:25.207
هی

17:27.147 --> 17:29.107
هی

17:46.597 --> 17:49.127
چقدر کم وسیله داره

17:49.227 --> 17:52.697
<i>چندتا آشنا توی سفارت دارم</i>

17:52.797 --> 17:55.207
محافظ «لمبرت» رو اضافه کردیم

17:55.307 --> 17:59.007
اگه ارتباطی با «بالدوین» داشته باشه
افراد من متوجه میشن

18:08.317 --> 18:11.217
تا حالا به این آدم‌ها شک کردی؟

18:11.317 --> 18:15.957
در عجبم چطور ما همیشه
اینجا یک قدم عقب‌تر هستیم

18:16.057 --> 18:19.097
حواس‌مون جمع بوده دیگه؟

18:19.197 --> 18:21.627
...توی خودمون . منظورم اینه که

18:21.727 --> 18:25.167
هیچ احتمال نفوذی در اینجا نیست دیگه؟

18:25.267 --> 18:28.237
نه اگه «هاوارد سیلک» رو
از خودمون حساب نکنی

18:28.337 --> 18:30.607
تو بهش ترفیع دادی

18:30.707 --> 18:32.637
قرارمون همین بود

18:32.737 --> 18:34.177
اون یکی رفته

18:34.277 --> 18:37.217
چرا توافق کنیم؟ -
چون در حال حاضر -

18:37.317 --> 18:41.317
اخیراً اون خیلی بیشتر از تو مفید بوده
و نمی‌خوام باهاش شکراب بشم

18:43.717 --> 18:45.857
چیز دیگه‌ای نیست؟

19:05.307 --> 19:07.647
بالاخره کمک فرستادن

19:12.877 --> 19:14.917
فکر کردم میرم به قسمت برنامه‌ریزی

19:15.017 --> 19:18.841
آره . برنامه‌ریزی صورتحساب‌هاست
مدرک حسابداری داری دیگه؟

19:18.917 --> 19:20.587
نه

19:20.687 --> 19:21.927
میزت

19:22.027 --> 19:24.057
فکر می‌کنند کار من شوخی‌ـه

19:24.157 --> 19:27.297
برای همین می‌خواهند
با فرستادن تو باهام شوخی کنند

19:27.397 --> 19:30.997
باید هر برگه‌ی ساعت رو
با کد علامت بزنی و پس‌بفرستی

19:31.097 --> 19:34.467
خیلی طول بدی یکی دیگه رو جایگزین‌ـت می‌کنم

19:34.567 --> 19:36.467
سوال نداری؟

19:38.007 --> 19:41.147
کجا میری؟ -
مرخصی -

20:02.797 --> 20:04.137
چه مرگته؟

20:04.237 --> 20:06.767
فکر کنم همه‌ـش نقشه‌های اونه؟

20:06.867 --> 20:08.637
خوراکی

20:11.777 --> 20:14.607
خب ، برنامه همینه؟

20:14.707 --> 20:18.517
من و تو برای یک هفته
توی این آپارتمان گیر افتادیم؟

20:20.987 --> 20:23.017
خدای من ، چه احمقی هستم

20:24.387 --> 20:27.287
در رو باز کن

20:27.387 --> 20:30.997
الان دیدم «راش» اومد داخل
میدونم اون داخلی

20:32.797 --> 20:34.967
بابا

20:41.837 --> 20:43.337
گوشی‌ـت تمام روز خاموش بود

20:43.437 --> 20:45.437
مامان تو بیمارستان‌ـه
باید بریم . یالا

20:45.537 --> 20:48.207
مامان؟ -
آره -

20:50.607 --> 20:51.877
مادرت؟

20:51.977 --> 20:53.977
آره دیگه . ژاکت‌ـت رو بپوش

20:54.087 --> 20:57.417
یالا . یالا

20:59.038 --> 21:00.105
سلام

21:00.115 --> 21:01.402
بله . «آنا بورتون سیلک» هستم

21:01.427 --> 21:04.255
«درباره‌ی شرایط مادرم «امیلی بورتون
تماس گرفتم

21:05.023 --> 21:08.143
آره اما به تب بالا حساسیت داره

21:08.168 --> 21:11.133
و نباید تحت هیچ شرایطی
بهش دارو بیهوشی داده بشه

21:11.618 --> 21:13.425
با یکی راجبش صحبت می‌کنم

21:13.450 --> 21:17.372
میشه مطمئن بشی چیزی براش تجویز نشده؟

21:18.692 --> 21:20.265
ممنون

21:24.377 --> 21:26.377
«آنا»

21:27.987 --> 21:29.247
چیه؟

21:29.347 --> 21:34.057
چه بلایی سر مادرت اومده؟

21:34.157 --> 21:37.097
دوباره اُوِردوز کرده

21:37.197 --> 21:40.297
همسایه‌ها روی زمین پیداش کردن
دیگه قلبش داشت متوقف می‌شد

21:40.397 --> 21:43.027
احتمالاً تمام شب همینطوری بوده

21:45.237 --> 21:47.567
جداً تعجب کردی؟

21:50.367 --> 21:54.247
الان خیلی حس‌ها دارم

21:54.347 --> 21:56.947
خب ، نگران نباش
لازم نیست کاری بکنی

21:57.047 --> 21:58.947
وقتی برسیم خودم با دکترها حرف میزنم

21:59.047 --> 22:01.887
باشه

22:01.987 --> 22:05.117
بله . البته

22:14.066 --> 22:15.879
«کلاود لمبرت»

22:15.906 --> 22:18.306
ساعت 2 وقت داشتم

22:18.997 --> 22:20.297
می‌بینمت

22:22.819 --> 22:25.792
لطفاً اینجا لخت بشید -
ممنون -

22:33.017 --> 22:34.817
حالا دیگه 2تا محافظ داری

22:34.917 --> 22:39.517
به دلایلی فکر می‌کنند از این قرارها
برای جلسات مخفیانه استفاده می‌کنم

22:41.757 --> 22:44.727
خب ، کجاست؟

22:44.827 --> 22:48.527
می‌خواد ادامه بده
میگه چیزی بهشون نگفته

22:48.627 --> 22:51.737
به تو اینطور گفته

22:56.367 --> 22:59.107
خبری از خونه نداری؟

23:03.077 --> 23:05.247
حوله رو بده بیاد لطفاً

23:11.457 --> 23:17.327
دوستات از پیشرفت کار ناراضی هستند

23:17.427 --> 23:20.997
می‌خوان زودتر از انتظار مهمانان‌مون رو بیارند

23:21.097 --> 23:22.667
هنوز اهداف رو حذف نکرده

23:22.767 --> 23:24.997
...و حالا که حرفش شد

23:25.097 --> 23:30.207
اونا به دوست قاتلت هم
بیشتر مشکوک شدند

23:30.307 --> 23:35.277
اول از هواپیما پرتم می‌کنند پایین
حالا چترم رو هم می‌گیرند

23:35.377 --> 23:39.317
می‌خوان بمیره -
بهم اعتماد داره -

23:39.417 --> 23:42.217
این با حرف‌هایی هم که شنیدم جور درمیاد

23:42.317 --> 23:47.557
شاید وقتش‌ـه که از موقعیت
به نفع خودت استفاده کنی

23:48.627 --> 23:50.557
«کِلِر»

23:57.437 --> 24:00.067
نمی‌تونم تصور کنم تحت چه فشاری هستی

24:00.167 --> 24:02.907
فشار انتظارات

24:03.007 --> 24:07.307
اما بعد از اون‌همه کاری که
برای ساکن کردن تو در اینجا کردن

24:07.407 --> 24:12.047
واقعاً می‌خوای مأموریت رو به خطر بندازی
وقتی اینقدر به روز موعود نزدیکیم؟

24:12.147 --> 24:15.017
بهش رسیدگی می‌کنم

24:15.117 --> 24:17.217
همیشه رسیدگی می‌کنی

24:23.659 --> 24:25.392
من دختر «امیلی بورتون‌» هستم

24:25.417 --> 24:26.532
حالش چطوره؟

24:26.643 --> 24:28.561
چی شده؟

25:13.807 --> 25:15.477
حال‌ـت چطوره؟

25:15.577 --> 25:18.347
تشنه‌ام

25:25.487 --> 25:26.817
«خدایا «ام

25:27.787 --> 25:31.527
چی شده؟

25:33.427 --> 25:35.527
دلیلی داره که اومدی اینجا «هاوارد»؟

25:35.627 --> 25:38.297
...من

25:38.397 --> 25:39.797
خب ، ممنون که اومدی

25:39.897 --> 25:42.337
خودم هستم -
...میشه -

25:42.437 --> 25:45.577
گم بشید بیرون؟

25:55.717 --> 25:57.617
"توی کلیسا شمع روشن کن"

25:57.717 --> 26:00.717
یعنی چی؟

26:02.887 --> 26:06.297
می‌خوای بدونی الان به چی فکر می‌کنم آشغال؟

26:06.397 --> 26:08.467
فکر می‌کنم تقصیر توئه

26:09.527 --> 26:12.667
ازش دور بمون

26:38.457 --> 26:42.627
واقعاً؟ همینطوری روز روشن میای بیرون؟
می‌خوای بیشتر انگشت‌نما بشی؟

26:42.727 --> 26:43.927
ترفیع ایده‌ی تو بود؟

26:44.027 --> 26:45.567
قسمت صورتحساب؟ -
شرمنده -

26:45.667 --> 26:47.937
توی 10 ثانیه همینقدر از دستم برمیومد

26:49.737 --> 26:52.807
باشه . از این «لمبرت» چی میدونی؟

26:52.907 --> 26:54.807
هیچی

26:56.477 --> 26:59.947
نمیدونم . 24 ساعته براش به‌پا گذاشتیم
اما سیاستمدار رده‌بالایی‌ـه

27:03.417 --> 27:05.857
واقعاً؟ -
چیه؟ -

27:05.957 --> 27:09.727
مگه با دختر یه مدیر ازدواج نکردی؟

27:09.827 --> 27:11.287
آره . که چی؟

27:11.397 --> 27:14.127
...ازدواج من به تو چه ربطی

27:14.227 --> 27:17.327
بهت بگم خیلی قبل از اینکه
با دختر مدیر آشنا بشم

27:17.437 --> 27:19.567
من سر کارم بودم

27:19.667 --> 27:22.367
باشه -
از کنایه‌ـت ناراحت شدم -

27:22.467 --> 27:24.307
من کارم رو خیلی خوب بلدم

27:24.407 --> 27:28.307
«و وقتی پای کار من وسط باشه «هاوارد سیلک
هیچی از زیر دستم رد نمیشه

27:28.407 --> 27:31.947
پس فکر کنم قضیه‌ی زن «هاوارد» رو میدونی

27:32.047 --> 27:34.077
مأمور بود

27:34.177 --> 27:36.847
«توی قسمت خدماتی؟ قسمت «آلدریچ

27:36.947 --> 27:38.957
تو از کجا خبر داری؟

27:39.057 --> 27:41.117
چون رابط‌ من بود

27:41.217 --> 27:45.997
چند ماه پیش باهام تماس گرفت
گفت بخش شما در خطره

27:46.097 --> 27:48.467
نمی‌تونست به کسی اعتماد کنه

27:48.567 --> 27:50.067
بعدش یک حادثه‌ی کوچیک براش اتفاق افتاد

27:51.227 --> 27:54.707
خبر داری دیگه؟ چون چیزی
از زیر دست‌ت رد نمیشه

27:54.807 --> 27:57.737
برگرد به اداره‌ی لعنتی

27:57.837 --> 28:00.877
عصر میرم ملاقات یک دوست قدیمی -
کی؟ -

28:00.977 --> 28:03.407
دوست قدیمی‌ـه . نگران نباش

28:03.507 --> 28:07.417
خیلی‌خب ، باید یه‌سری
قوانین وضع کنیم

28:07.517 --> 28:10.487
به‌خاطر این همکاری ما
جون هردو‌مون در خطره

28:10.587 --> 28:13.717
پس نمی‌تونی توی دنیای من
مثل زمین بازی خودت ول بگردی

28:13.817 --> 28:15.927
از الان باهم هستیم

28:16.027 --> 28:19.997
پس این دوست کیه و کِی میریم دیدنش؟

28:21.397 --> 28:22.697
چی یادته؟

28:22.797 --> 28:25.697
چند جفت پا -
صورت؟ -

28:25.797 --> 28:31.067
ایان» ، بهت قول میدم راجبش باهات حرف میزنم»
اما نه اینجا . امن نیست

28:32.607 --> 28:34.477
بذار بهت بگم از دیدگاه اداره

28:34.577 --> 28:36.747
قضیه چطور به‌نظر میرسه -
شروع شد -

28:36.847 --> 28:39.817
یک آزمایش موادمخدر دیگه رو هم رد شدی

28:39.917 --> 28:42.447
خودت میدونی که قضیه این نیست

28:42.547 --> 28:46.657
به این‌خاطر «دوایِر» یه ارزیابی
کامل ازت درخواست کرده

28:46.757 --> 28:50.387
که ببینه آماده‌ی برگشت هستی

28:50.487 --> 28:52.497
می‌خواد مراقبت بشی

28:52.597 --> 28:54.997
همه‌جا تعقیب بشی

28:55.097 --> 28:59.667
می‌تونست با کله بزنت‌ـت زمین
اما باهاش حرف زدم

28:59.767 --> 29:01.607
برات کمی زمان خریدم

29:01.707 --> 29:04.337
«باهام حرف بزن «ام

29:04.437 --> 29:07.577
چه خبره؟

29:07.677 --> 29:11.717
الان نمی‌تونم راجبش حرف بزنم

29:15.017 --> 29:17.187
باهاش مبارزه می‌کنیم

29:19.957 --> 29:22.557
<i>دوباره قرص ، کُلی کوکائین</i>

29:22.657 --> 29:25.457
: همین هفته‌ی پیش بود با خودم می‌گفتم

29:25.557 --> 29:27.427
الان دیگه حالش بهتره"

29:27.527 --> 29:29.867
"لازم نیست نگران باشم

29:29.967 --> 29:31.697
متأسفم

29:31.797 --> 29:34.467
برای چی؟ -
...که -

29:34.567 --> 29:37.137
اینجا نبودم

29:37.237 --> 29:39.177
نه . متأسف نیستی

29:39.277 --> 29:42.107
و گاییدمت

29:44.047 --> 29:46.577
میدونی چیه؟
دیگه لازم نیست اینجا باشی

29:46.677 --> 29:48.347
فکر می‌کردم به کمکت نیاز دارم اما نه

29:48.447 --> 29:49.817
خودم دوست دارم اینجا باشم

29:49.917 --> 29:55.657
چون احساس گناه می‌کنی وگرنه همون
اول که من رو دیدی ردم می‌کردی برم

29:55.757 --> 29:58.057
اگه باعث میشه احساس بهتری داشت باشی میرم

29:58.157 --> 30:00.627
البته -
اما دوست دارم بمونم -

30:00.727 --> 30:03.027
پس بمون . خدایا بابا ، چه مرگته؟

30:06.767 --> 30:08.237
براش کمک جور می‌کنیم

30:08.337 --> 30:11.137
توی راضی کردنش موفق باشی

30:11.237 --> 30:13.137
باهم انجامش میدیم

30:15.377 --> 30:17.177
<i>خب ، این دوست کیه؟</i>

30:17.277 --> 30:20.747
<i>اصالتاً از دنیای منه
اما الان هویت اینجا رو داره</i>

30:20.847 --> 30:22.947
<i>اما شتر دیدی ندیدی</i>

30:24.554 --> 30:25.934
روز خوش

30:26.217 --> 30:28.157
هاینریچ» هست؟»

30:29.333 --> 30:32.080
هاینریچ » ، مهمون داری»

30:37.967 --> 30:39.597
لعنتی

30:39.697 --> 30:43.067
اینجایی -
البته که اینجام -

30:43.167 --> 30:45.107
سلام

30:46.877 --> 30:50.807
خوشحالم می‌بینمت رفیق . بیا اینجا

30:56.087 --> 30:59.187
اهل اینجاست؟

30:59.287 --> 31:02.027
آره . میشه چند دقیقه بهمون زمان بدی؟

31:07.697 --> 31:09.697
بیا بشین

31:11.667 --> 31:14.537
برات یه چیزی آوردم

31:14.637 --> 31:16.667
تحفه از دنیای خودمون

31:27.517 --> 31:29.287
<i>از دیدنت خوشحالم</i>

31:29.387 --> 31:30.787
دلم برای اینا تنگ شده

31:31.887 --> 31:34.287
شراب اینجا مزخرف‌ـه

31:34.387 --> 31:35.587
هیچی شراب خودمون نمیشه

31:35.687 --> 31:36.927
به سلامتی خونه

31:37.027 --> 31:38.127
نوش

31:43.067 --> 31:45.567
خب ، اینجا اوضاعت چطوره؟ خوبه؟

31:45.667 --> 31:47.367
خب ، هویت مخفیِ خوبی دارم

31:47.467 --> 31:52.237
با یکی از همینجا ازدواج کردم

31:52.337 --> 31:54.747
که واقعاً دوستم داره

31:55.677 --> 31:58.077
تو چی؟

31:58.177 --> 32:01.787
فکر کنم با دوست قدیمی‌مون به مشکل برخوردم

32:04.147 --> 32:07.357
«راجبه این گروهی که «پاپ
باهاشون کار می‌کنه چیزی میدونی؟

32:07.457 --> 32:09.857
یک قاتل آوردن اینطرف

32:09.957 --> 32:13.727
انگار «لمبرتِ» سفارت‌خونه هم دست داره

32:13.827 --> 32:16.997
مطمئنی می‌خوای بدونی؟

32:17.997 --> 32:20.037
آدمای خیلی بدی هستن

32:20.337 --> 32:23.307
شیطان‌صفتانی در اداره‌ی خودمون

32:23.407 --> 32:26.037
و «پاپ» هم قطعاً دخیل‌ـه؟

32:26.137 --> 32:28.107
آره

32:28.207 --> 32:31.207
خیلی وقت‌ـه داره بهشون
کمک می‌کنه تا قاچاق کنند

32:33.217 --> 32:35.817
هی

32:35.917 --> 32:39.757
اون همینه -
آره . آره -

32:39.857 --> 32:41.217
نمی‌خواد 2 ساعت برام سخنرانی کنی

32:43.957 --> 32:45.727
اون کِی تو رو وارد این قضایا کرد؟

32:45.827 --> 32:47.827
حدوداً 20 سال پیش

32:47.927 --> 32:50.467
ما در ساخت این شبکه کمک کردیم

32:50.567 --> 32:54.437
و واقعاً حالا غافلگیر شدی
که ازش چه استفاده‌هایی میشه؟

32:58.107 --> 32:59.707
ممنون

32:59.807 --> 33:01.207
سپاس

33:03.547 --> 33:06.217
5دقیقه تا ناهار مونده

33:11.517 --> 33:14.827
باهاش نجنگ

33:14.927 --> 33:17.087
هر سرنخی که فکر می‌کنی دست‌ـت هست
اون از قبل لاپوشونیش کرده

33:17.187 --> 33:20.697
برای اولین‌بار یک قدم ازش جلوترم

33:20.797 --> 33:23.127
مطمئنی؟

33:24.327 --> 33:27.167
ببین ، یه چیزی هست که باید بدونی

33:29.237 --> 33:32.007
تو «طبقه‌ 3» اینجا یک نفر هست

33:32.107 --> 33:34.847
یک نفوذی با رده‌ی بسیار بالا

33:34.947 --> 33:37.477
میگن سال‌هاست داره با «پاپ» کار می‌کنه

33:39.517 --> 33:42.747
برنامه‌ریزی

33:42.847 --> 33:45.387
طرف هم‌رده‌ی مدیرـه؟

33:47.787 --> 33:49.457
اسمش رو نداری؟

33:49.557 --> 33:51.527
اتفاقی در شُرف وقوع‌ـه

33:51.627 --> 33:54.357
مردم دارن میان
یک اتفاق بزرگ

33:54.457 --> 33:58.267
به سراغ «الکساندر پاپ» بری می‌بازی

34:30.367 --> 34:33.137
ممنون -
سپاسگزارم -

34:59.097 --> 35:00.997
ببخشید به‌هم‌ریخته‌ست

35:07.707 --> 35:09.037
چیزی برات بیارم؟

35:09.137 --> 35:10.937
نه . ممنون

35:11.037 --> 35:13.037
خونه‌ی خودت‌ـه

35:46.207 --> 35:49.077
فقط بذار یه حرفی بزنم

35:49.177 --> 35:53.847
همسر قبلیم من رو
برنمیگردوند خونه

35:53.947 --> 35:55.987
حتی نمیومد بیمارستان

35:56.087 --> 35:58.587
و قطعاً امکان نداشت
کُتش رو بده آویزون کنم

36:00.117 --> 36:02.687
احتمالاً راحت‌تر باشه خودمون رو معرفی کنیم

36:02.787 --> 36:04.657
من «امیلی‌» هستم

36:13.797 --> 36:18.537
...نمیدونم داری -
خب ، بذار حدس بزنم -

36:18.637 --> 36:20.177
شما همدستی کردین

36:20.277 --> 36:24.777
اون تو رو فرستاده اینطرف
تا بتونه بیشتر اونجا باشه

36:24.877 --> 36:28.847
من باهاش همدستی نکردم

36:30.217 --> 36:32.187
«اینطور که به‌نظر نمیرسه «هاوارد

36:32.287 --> 36:34.557
من رو فرستاده اینجا

36:34.657 --> 36:38.027
و توی یک آپارتمان خالی حبسم کرده

36:38.127 --> 36:40.927
قدم بعدیش چیه؟

36:41.027 --> 36:43.827
...اون

36:45.167 --> 36:48.237
داره روی یه چیزی تحقیق می‌کنه
که من نمیدونم

36:48.337 --> 36:49.937
نمیدونی یا نمی‌خوای بگی؟

36:50.037 --> 36:52.707
باور کن اون من رو در جریان نمیذاره

36:52.807 --> 36:56.007
منظورم اینه که بهم گفته بود تو مُردی

36:57.977 --> 37:00.017
پس برای کدوم بخش کار می‌کنی؟

37:00.117 --> 37:05.257
تا چند روز پیش کارمند بودم -
کارمند؟ -

37:05.357 --> 37:08.587
...نه . اون خیلی وقت‌ـه برای -
نه . میدونم -

37:08.687 --> 37:11.427
اون نکرده

37:11.527 --> 37:13.127
اما من هنوز اونجا بودم

37:16.667 --> 37:20.567
شاید بهتره از همه چیز حرف نزنیم -
آره -

37:20.667 --> 37:23.807
به نفع همه‌ست

37:29.007 --> 37:31.177
چرا اینطوری نگام می‌کنی؟

37:31.277 --> 37:32.917
ببخشید

37:34.847 --> 37:37.957
نباید اینجا باشی
این رفتار معمولیِ اون نیست

37:38.057 --> 37:39.317
جلب‌توجه می‌کنه

37:40.557 --> 37:42.787
یادم رفت

37:42.887 --> 37:46.227
من «آنا» رو برای شام دعوت کردم

37:46.327 --> 37:49.167
این هم غیرمعمول‌ـه؟ -
آره -

37:59.277 --> 38:02.177
سلام مامان

38:02.277 --> 38:05.077
بابا

38:15.187 --> 38:16.627
خوابیدی؟

38:18.857 --> 38:20.057
چی گفتن؟

38:20.157 --> 38:24.227
اونا نگران وضعیت هستن

38:24.327 --> 38:26.197
اما خوشحالن حال‌ـت خوبه

38:26.297 --> 38:28.237
می‌خوان من رو بکشی

38:30.737 --> 38:34.207
باید یه جای جدید پیدا کنیم
اینجا برات امن نیست

38:35.307 --> 38:37.617
3تا قتل دیگه

38:37.717 --> 38:39.677
«نادیا» -
می‌تونم لیست قتل رو تکیمل کنم -

38:39.777 --> 38:42.387
تو این آدم‌ها رو مثل من نمی‌شناسی
اونا تحمل اشتباه رو ندارن

38:42.487 --> 38:44.217
چرا ازم محافظت می‌کنی؟

38:44.317 --> 38:47.157
چون برام مهمی

38:49.087 --> 38:51.187
تو فقط به مأموریت‌ـت اهمیت میدی

38:51.287 --> 38:54.797
فکر می‌کنی همچین آدمی هستم؟

38:54.897 --> 38:57.327
فکر می‌کنی خیلی راحت ازت دست می‌کشم؟

38:57.427 --> 39:00.637
تو تنها نفر نیستی . میدونی؟

39:00.737 --> 39:05.307
وقتی اومدم اینطرف
اون یکی‌ـم رو دیدم

39:05.407 --> 39:08.247
زندگی راحت و ساده‌اش رو

39:08.347 --> 39:12.077
همه چیز داشت

39:12.177 --> 39:16.687
آزاد و خوشحال بود

39:16.787 --> 39:19.317
و من تنها بودم

39:19.417 --> 39:23.057
چرا اینا رو به من میگی؟

39:23.157 --> 39:26.127
چون تنهایی یک انتخاب‌ـه

39:28.267 --> 39:30.827
بذار کمکت کنم

39:30.927 --> 39:35.807
تو تنها کسی هستی که در تمام این
دنیا میدونی من واقعاً کی هستم

39:35.907 --> 39:39.337
و هیچ‌وقت نمیذارم کسی بهت صدمه بزنه

39:45.447 --> 39:47.347
متأسفم

39:49.417 --> 39:52.017
نه

41:44.427 --> 41:45.967
«آنا»

41:47.267 --> 41:49.137
شام آماده‌ست

41:56.577 --> 41:59.247
نمیدونستم به غیر از
کباب کردن چیز دیگه هم بلدی

42:01.317 --> 42:04.387
...خب ، گمونم

42:04.487 --> 42:07.087
بخاطر تنها زندگی کردنه

42:11.457 --> 42:13.327
راستش خوب دراومده

42:14.827 --> 42:17.197
همیشه تعریف‌هات رو
با کلمه‌ی "راستش" خراب می‌کنی

42:20.167 --> 42:21.967
کِی یاد گرفتی آشپزی کنی؟

42:22.067 --> 42:25.507
چندوقت پیش رفتم یه کلاس آشپزی

42:25.607 --> 42:29.507
راز پخت جوجه اینه که
بذاری توی فر تا خنک بشه

42:29.532 --> 42:33.817
باعث میشه طعمش آزاد بشه

42:33.917 --> 42:38.787
راستش فوق‌العاده‌ست

42:40.387 --> 42:41.517
همیشه غذای موردعلاقه‌ـت بوده

42:48.567 --> 42:52.037
آنا» ، اوضاع کار چطوره؟»

42:52.137 --> 42:54.267
هر صحبتی می‌کنید غیر از حرف اصلی

42:55.767 --> 42:59.007
فکر کردم تا موقع دسر صبر می‌کنیم

42:59.107 --> 43:00.337
اینجا چه خبره؟

43:00.437 --> 43:02.307
چه خبره؟

43:02.407 --> 43:04.077
...شما 2تا

43:04.177 --> 43:05.247
دارید به‌هم برمیگردین؟

43:05.347 --> 43:06.717
نه -
چی؟ -

43:06.817 --> 43:08.617
پس مثل دخترهای نوجوون رفتار نکن

43:08.717 --> 43:11.017
خب ، همه رو به آرامش دعوت می‌کنم

43:11.117 --> 43:14.717
برای یک لحظه فکر کردم
به چیزی غیر از خودت اهمیت میدی

43:14.817 --> 43:18.157
«آنا» -
مامان دوباره اُوِردوز کرد -

43:18.257 --> 43:20.597
و انگار فقط برای من مهم‌ـه

43:23.027 --> 43:25.267
آنا» ، لطفاً بشین . خواهش می‌کنم»

43:25.367 --> 43:28.437
از مادرت بودن خسته شدم

43:28.537 --> 43:31.907
از اینکه بزرگتر هر دوـی شما باشم
دیگه داره حالم به‌هم می‌خوره

46:01.857 --> 46:04.557
تقصیر تو نبود . میدونی؟

46:06.627 --> 46:09.297
تو توی این مسئله اصلاً دخیل نبودی

46:10.897 --> 46:12.097
میدونم

46:14.297 --> 46:18.037
برای یک لحظه این حس رو داشتم
که دخیل بودم اما میدونم

46:20.737 --> 46:23.007
اونطرف هم اخلاقش همینطوره؟

46:28.047 --> 46:30.347
وقتی «امیلی» من حامله شد

46:30.447 --> 46:37.187
رفتیم مسافرت خارج با
کُلی لباس ، هتل ، رزرو اتاق

46:37.287 --> 46:39.497
می‌خواستیم همه چیز بی‌نقص باشه

46:41.827 --> 46:46.737
به شکمش تکیه میزدم
و با بچه صحبت می‌کردم

46:46.837 --> 46:49.637
بهش می‌گفتم دنیا چه شکلی‌ـه

46:49.737 --> 46:53.677
انگار وقتی این‌کار رو می‌کردم لگد میزد

46:56.007 --> 46:58.677
اما سقط شد

47:02.717 --> 47:04.747
متأسفم

47:06.417 --> 47:09.487
حتی اسمش رو هم انتخاب کرده بودیم

47:11.687 --> 47:14.457
«آنا»

47:17.867 --> 47:20.967
...ببین ، واقعاً نمیدونم

47:21.067 --> 47:22.867
اوضاع بین تو و اون یکی چطوره

47:22.967 --> 47:29.907
یعنی با شناخت کمی که ازش دارم
می‌تونم حدس بزنم

47:30.007 --> 47:32.377
...اما

47:34.447 --> 47:39.557
هر چقدر هم که بد باشه
شما 2تا خیلی خوش‌شانس هستین

47:46.657 --> 47:49.797
«اصلاً تو رو نمی‌شناسم «هاوارد

47:49.897 --> 47:55.707
اما هر شرایطی که تو رو
...به این آدم تبدیل کرده

47:57.467 --> 47:58.837
تو از اون بهتری

48:09.087 --> 48:11.247
می‌تونم امشب اینجا بخوابم

48:11.347 --> 48:13.887
روی کاناپه ولو بشم

48:17.527 --> 48:19.797
لازم نیست ازم مراقبت کنی

48:19.897 --> 48:21.827
میدونم

48:39.677 --> 48:42.487
به اطلاعاتش اعتماد داری؟

48:43.417 --> 48:46.557
اون مرد تا حالا اشتباه نکرده

48:52.797 --> 48:56.467
پس یک نفوذی هست از اونطرف

48:56.567 --> 49:02.067
«در بخش من و زیرنظر «آلدریچ
برای سال‌ها

49:02.167 --> 49:05.677
یعنی اصلاً چطور ممکنه؟

49:05.777 --> 49:08.777
از «امیلی» خبردار شدن

49:08.877 --> 49:11.607
از کجا معلوم الان از تو هم خبر ندارن؟

49:16.517 --> 49:20.857
ختم کلام اینکه من خیلی آشکار شدم

49:20.957 --> 49:24.327
تا زمانی که تو بفهمی چی به چیه
فکر کنم باید دخالت نکنم

49:24.427 --> 49:25.927
و چطور می‌خوای این‌کار رو بکنی؟

49:27.827 --> 49:30.567
با شبیه اون بودن فکر کنم

49:30.667 --> 49:32.337
تمام تلاشم رو می‌کنم

49:40.607 --> 49:43.777
«اون یکی «هاوارد
سال‌ها با زنش زندگی کرد

49:45.917 --> 49:47.417
با اینکه این‌همه سال گذشت

49:47.517 --> 49:50.347
اما از هویت زنش چیزی نفهمید؟

49:50.447 --> 49:54.657
نه

49:54.757 --> 49:58.927
فکر کنم وفاداری بزرگترین ضعفش‌ـه

50:02.027 --> 50:04.297
مثل خودم

52:45.957 --> 52:48.197
حتی خداحافظی هم نمی‌کنی؟

52:48.297 --> 52:51.567
مشخصاً دارم نامه می‌نویسم

52:55.267 --> 52:57.407
ما می‌تونیم به همدیگه کمک کنیم

52:58.707 --> 53:02.777
منظورم اینه که اداره من رو تحت‌نظر داره
اما تو رو که نه

53:02.877 --> 53:05.547
خیلی اتفاقات در جریان‌ـه

53:05.647 --> 53:07.977
می‌تونیم بهش کمک کنیم

53:08.077 --> 53:10.287
البته

53:10.387 --> 53:12.787
آره . هر کاری از دستم بربیاد دریغ نمی‌کنم

53:13.987 --> 53:18.327
برای تو عجیب نیست؟

53:18.427 --> 53:21.157
2تایی کنارهم؟

53:22.897 --> 53:25.127
نمیدونم . برای تو هست؟

53:25.227 --> 53:26.867
آره

53:26.967 --> 53:28.267
آره . خیلی‌خب

53:33.077 --> 53:35.107
باشه . دیگه میرم

53:35.207 --> 53:38.207
خودکارت رو نمی‌برم

53:42.377 --> 53:44.587
ممنون

54:18.557 --> 54:19.987
صبح‌بخیر

54:20.087 --> 54:22.257
میرم قدم بزنم

54:22.357 --> 54:24.787
شاید یه لیوان چای بگیرم

54:24.887 --> 54:28.227
و بعدش همینطور قدم بزنم

54:28.327 --> 54:31.527
و هر جا دلم می‌خواد برم

54:33.197 --> 54:34.897
کلیدهاش رو بده

54:41.477 --> 54:42.507
ممنون

54:42.507 --> 54:44.277
دفعه دیگه که باهاش حرف زدی

54:44.377 --> 54:46.377
بهش بگو اخلاق و زندگی جدیدم رو دوست دارم

54:47.238 --> 55:02.238
.:: @bollbolljan_com ::.