﻿WEBVTT

00:03.557 --> 00:08.041
‫- ماجرای این حلقه چیه؟
‫- شاید ساشا اونطوریام که بنظر میاد آدم معمولی‌ای نیست.

00:08.161 --> 00:11.937
‫اسلحه، حلقه،
‫شاید گوسیا در موردش حق داشت.

00:12.057 --> 00:15.387
‫ما بخاطر گوسیا بهم زدیم؟

00:15.507 --> 00:20.351
‫شما نمی‌تونین برین اونجا.
‫سورنینای اونجاست، اون شما رو می‌کُشه.

00:22.473 --> 00:24.906
‫کمک...

00:27.589 --> 00:30.153
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:30.342 --> 00:32.626
‫«قسمت ششم»

00:36.631 --> 00:38.842
‫- اون چشه؟
‫- نیاز به جعبه‌ی کمک‌های اولیه داریم.

00:39.053 --> 00:43.006
‫- لیودا، جعبه‌ی کمک‌های اولیه رو بیار!
‫- نیازی نیست، بجاش بیاریدش توی چادر!

00:43.544 --> 00:47.101
‫- یالا! یک، دو، سه، بلندش کنین!
‫- یالا!

00:47.221 --> 00:49.419
‫- لیودا، آب!
‫- آب رو گرم کن!

00:49.539 --> 00:51.858
‫- و الکل!
‫- مراقب باش، مراقب باش!

00:52.196 --> 00:53.928
‫- دارمش!
‫- آروم، آروم، آروم!

00:54.048 --> 00:55.764
‫سرش رو بپا!

00:55.884 --> 00:59.895
‫- زینا، یه چیزی بذار زیر سرش!
‫- چای شیرینِ داغ نیاز داره.

01:00.015 --> 01:02.457
‫می‌تونی انگشتات رو حس کنی؟

01:03.217 --> 01:05.702
‫حالش خوبه. یخ نزده.

01:06.286 --> 01:09.063
‫- بهش الکل بدین.
‫- نمی‌خواد!

01:12.621 --> 01:15.371
‫- گرسنه‌ای؟
‫- آره، خیلی زیاد.

01:15.491 --> 01:19.762
‫- سه روزه برف می‌خورم.
‫- اسمت چیه؟

01:20.164 --> 01:22.456
‫محلی هستی؟

01:22.610 --> 01:25.335
‫اسمم فئودوره اهل اودالم.

01:25.455 --> 01:28.928
‫و توی جنگل چیکار می‌کردی،
‫فئودور از اودال؟

01:29.579 --> 01:32.764
‫شکار می‌کردم.

01:32.885 --> 01:36.624
‫- بهم توی جنگل حمله شد.
‫- کی بهت حمله کرد، گرگ‌ها؟

01:36.744 --> 01:38.917
‫کریو!

01:39.037 --> 01:42.108
‫نمی‌دونم چجوری در رفتم!

01:42.234 --> 01:45.897
‫نفهمیدم چطوری تونستم فرار کنم،
‫دویدم، زمان زیادی...

01:46.141 --> 01:50.731
‫-...راه رفتم، خیلی سردمه.
‫- مراقب باش، داغه.

01:51.096 --> 01:53.583
‫- آروم باش!
‫- دستات رو حس می‌کنی؟

01:53.703 --> 01:56.310
‫- بهتر شدی؟
‫- بخور!

01:57.499 --> 02:01.008
‫برای امروز ماجراجویی کافیه.
‫بهتره بگیریم بخوابیم!

02:35.970 --> 02:38.412
‫بذارشون سرجاش!

02:44.280 --> 02:48.224
‫یالا! بریم بیرون حرف بزنیم.

02:56.742 --> 02:58.851
‫خب...

02:59.329 --> 03:02.619
‫هر چی که برداشتی رو رد کن بیاد.

03:11.018 --> 03:13.920
‫دستکش‌هات خیلی داغونه.

03:14.839 --> 03:19.047
‫- فقط زندانی‌ها از اینا دست‌شون می‌کنن.
‫- آره، اونا درست‌شون می‌کنن.

03:19.257 --> 03:23.358
‫- توی اودال، هر جایی می‌فروشن‌شون
‫- نه.

03:23.956 --> 03:26.969
‫تو اونا رو از اودال نخریدی.

03:27.350 --> 03:30.129
‫و شکارچی هم نیستی، رفیق.

03:30.366 --> 03:34.335
‫و احتمالاً فئودور هم نباشی.

03:37.193 --> 03:39.843
‫بشین سر جات!

03:45.277 --> 03:47.782
‫تو یه زندانی هستی.

03:48.325 --> 03:50.511
‫قیافه‌ات اسم کمپت رو داد می‌زنه.

03:50.827 --> 03:54.214
‫بهم بگو از دست کی فرار کردی؟

03:54.792 --> 03:57.075
‫مامورهای بدرقه؟

04:00.154 --> 04:02.642
‫از دوستام.

04:03.292 --> 04:07.389
‫سه نفرمون فرار کردیم.
‫از چوب‌بُری در رفتیم.

04:07.786 --> 04:11.206
‫- خیلی دور شدین؟
‫- حتی نمی‌دونم.

04:11.476 --> 04:15.316
‫کمه‌ کم، ده روزی راه رفتیم.

04:15.597 --> 04:18.565
‫اسکی‌هامون رو
‫توی همون چوب‌بُری درست کردیم.

04:18.756 --> 04:21.984
‫تا جایی که می‌تونستیم غذا ذخیره کردیم.

04:22.104 --> 04:25.405
‫بیشترش پسمونده‌های توی آشغال‌هال بود.

04:26.588 --> 04:29.962
‫- که باید برای سه نفرمون کافی می‌بود.
‫- چرا نبود؟

04:30.082 --> 04:34.679
‫- نمی‌تونستین تقسیمش کنین؟
‫- ای کاش همینطور بود.

04:34.845 --> 04:38.237
‫کاشف به عمل اومد،
‫که اونا منو به عنوان یه خوکچه در نظر گرفتن.

04:38.591 --> 04:41.162
‫اونا می‌خواستن منو بخورن،
‫عوضی‌ها.

04:41.282 --> 04:44.370
‫به سختی باهاشون مبارزه کردم.
‫واقعاً لازم بود؟!

04:44.542 --> 04:49.197
‫من که چیزی ازم نمونده تا خورده بشم.
‫کمپ منو داغون کرده.

04:49.525 --> 04:54.127
‫فقط پوست و استخونم.
‫اونا مثل حیوون شده بودن، خدای من!

04:56.788 --> 05:00.110
‫توی کدوم بند
‫محکومیتت رو می‌گذروندی؟

05:01.916 --> 05:03.936
‫من یه دزدم.

05:04.703 --> 05:09.462
‫بخاطر دزدیدن 30 روبل،
‫برای 10 سال به اینجا فرستاده شدم.

05:09.597 --> 05:14.538
‫این چیزیه که
‫بخاطر 30 روبل گیر آدم میاد؟

05:16.189 --> 05:18.661
‫اسمت چیه؟

05:19.405 --> 05:22.764
‫- کوستیا، ژمیخ.
‫- متوجهم.

05:23.844 --> 05:26.198
‫گوش کن، کوستیا...

05:26.916 --> 05:30.096
‫فردا، وقتی همه بیدار شدیم،

05:30.631 --> 05:35.365
‫از همه بخاطر مهمون‌نوازی‌شون تشکر می‌کنی.
‫و به راه خودت ادامه می‌دی.

05:35.578 --> 05:38.651
‫ما بهت غذا و کبریت برای آتیش می‌دیم.

05:41.488 --> 05:46.132
‫متوجهم. تار روزی که بمیرم،
‫یادم می‌مونه زندگیم رو مدیون کی هستم.

05:46.257 --> 05:52.352
‫و یه چیز دیگه.
‫و اگه بفهمم نقشه‌ای تو کله‌ته.

05:53.107 --> 05:57.772
‫اونوقت باید منو ببخشی،
‫اما یه گلوله حرومت می‌کنم.

06:02.121 --> 06:04.398
‫متوجه شدم.

06:34.071 --> 06:36.276
‫گوسیا! داری کجا می‌ری؟

06:37.196 --> 06:39.850
‫می‌خوام مسیر گذرگاه رو ببینم.

06:40.043 --> 06:42.915
‫می‌تونم باهات بیام؟

06:44.858 --> 06:47.145
‫فقط یه دقیقه!

06:57.367 --> 07:00.381
‫همینجاست... اُتورتِن.

07:00.622 --> 07:03.556
‫و اونجام خولات شاخیله.

07:03.891 --> 07:07.516
‫و اونم گذرگاهیه
‫که باید ازش رد بشیم.

07:08.090 --> 07:12.378
‫وسایل‌مون رو این پایین
‫مدفون می‌کنیم.

07:12.809 --> 07:15.439
‫پیشروی بدون اونا برامون راحت‌تره!

07:17.111 --> 07:19.566
‫چقدر زیباست، اینطور نیست؟

07:19.686 --> 07:24.001
‫بنظر میاد باید همچین لحظاتی رو
‫بازم اردو بزنیم.

07:24.833 --> 07:28.026
‫وقتی که همه چیز غرق در سکوته.

07:29.386 --> 07:32.052
‫فقط آسمون پیش روته.

07:32.673 --> 07:35.062
‫و کوهستان.

07:45.246 --> 07:47.572
‫نه، زینا!

07:48.265 --> 07:51.005
‫هیچ اتفاقی نمی‌تونه بین ما بیفته.

07:51.125 --> 07:53.488
‫اینطور مقدر شده.

07:54.598 --> 07:56.695
‫چرا؟

07:57.450 --> 08:02.341
‫چون من نمی‌تونم این کار رو با یورکا بکنم.
‫اون دوستمه، می‌فهمی؟

08:02.461 --> 08:06.241
‫چون این کار زننده‌اس و بدجنسیه.

08:06.409 --> 08:09.317
‫نباید اینطور باشه.

08:10.163 --> 08:13.783
‫- گوسیا، ما بهم زدیم.
‫- اهمیتی نداره.

08:24.315 --> 08:27.401
‫تو دوستم نداری، درسته؟

08:31.531 --> 08:35.196
‫بهم بگو! دوستم داری یا نه؟

08:43.161 --> 08:46.252
‫زینا! داری کجا می‌ری؟ صبر کن!

08:55.974 --> 08:58.597
‫حالت خوبه؟

09:01.126 --> 09:03.499
‫- آروم باش، آروم باش!
‫- گوسیا!

09:03.619 --> 09:07.222
‫- اون مُرده؟
‫- آره. یکی دیگه هم اینجاست.

09:19.968 --> 09:22.000
‫و ماجرا از این قراره، بچه‌ها.

09:22.120 --> 09:25.764
‫پس، اون نه تنها فدیا نیست،
‫که یه مجرم واقعیه.

09:25.969 --> 09:28.629
‫چرا بهش می‌گی مجرم؟

09:29.070 --> 09:32.723
‫- شنیدی که گفت از یه کمپ فرار کرده.
‫- خب که چی؟

09:32.917 --> 09:35.841
‫بخاطر این دیگه آدم محسوب نمی‌شه؟

09:35.961 --> 09:38.362
‫منظورم این بود که،
‫ما باید یه کاری بکنیم.

09:38.482 --> 09:42.010
‫اما چی؟ یه هفته طول می‌کشه
‫تا به نزدیک‌ترین ایستگاه پلیس برسیم.

09:42.191 --> 09:45.991
‫هی بچه‌ها، زنیا و گوسیا کجان؟

09:55.987 --> 10:00.018
‫زنیا، عجله کن! ما باید خودمون رو برسونیم.
‫باید به بقیه خبر بدیم.

10:00.849 --> 10:02.948
‫گوسیا!

10:07.448 --> 10:11.998
‫- شاید بهتر باشه که فرار کنیم؟
‫- همونجایی که هستی بمون و تکون نخور!

10:17.835 --> 10:21.299
‫- شما کی هستین؟
‫- دانشجوهای دانشگاه پلی‌تکنیک اورال.

10:21.439 --> 10:24.687
‫- مدرکی هم دارین؟
‫- بقیه اونجان. ما اردومون رو ترک کردیم.

10:24.827 --> 10:28.939
‫کمپ‌تون کجاست؟
‫از همین سمته، سه کیلومتریِ اینجاست.

10:29.127 --> 10:33.583
‫دانشجوهای دانشگاه پلی‌تکنیک اورال؟

10:33.731 --> 10:39.021
‫من اونجا بودم.
‫موسسه‌ی بزرگ و زیباییه.

10:41.595 --> 10:45.275
‫- شما هم اونجا درس خوندین؟
‫- نه.

10:45.395 --> 10:48.168
‫من کلاً یه چیز دیگه خوندم.

10:48.288 --> 10:51.589
‫بگو ببینم. کسی رو این اطراف ندیدی؟

10:51.807 --> 10:55.220
‫منو نگاه کنین! با جفت‌تونم!

10:55.539 --> 10:58.201
‫- کسی رو دیدین؟
‫- هیچکس.

10:58.329 --> 11:00.447
‫راستش رو می‌گم.

11:01.391 --> 11:03.730
‫من ممکنه از دانشگاه
‫فارغ‌التحصیل نشده باشم،

11:03.850 --> 11:07.178
‫اما به محض اینکه
‫بهم دروغ بگن متوجه می‌شم.

11:07.891 --> 11:11.002
‫درست مثل الان. خب؟

11:12.219 --> 11:15.849
‫دو تا مرد، پایین تپه.

11:15.969 --> 11:19.721
‫- جسد بودن.
‫- جسدهای واقعی؟

11:20.090 --> 11:25.463
‫چیزی بهتون نگفتن؟
‫برای مثال، اینکه دوست‌شون کجاست؟

11:30.800 --> 11:34.139
‫- خب پس.
‫- همین؟

11:34.603 --> 11:38.265
‫- دیگه می‌تونیم بریم؟
‫- پس چی؟ مستقیم به سمت کمپ!

11:38.385 --> 11:41.402
‫و سریع!
‫ما هم دنبال‌تون میایم.

11:41.621 --> 11:45.476
‫فقط دست به حماقت نزنین!
‫جلو بیفتین!

11:54.289 --> 11:56.929
‫ممنونم، دخترم.

12:00.548 --> 12:03.891
‫تو واقعاً دزدی کردی؟

12:05.225 --> 12:08.774
‫بله. وگرنه زنده نمی‌موندم.

12:09.794 --> 12:14.649
‫راستش رو بهت بگم، همینطوری زنده موندم.
‫همیشه فرار می‌کردم.

12:15.090 --> 12:19.582
‫هرگز گیر نمی‌افتادم.
‫به خودم می‌گفتم، خوش اقبال.

12:19.805 --> 12:22.195
‫یعنی چی؟

12:24.933 --> 12:27.259
‫خوش‌شانس بودم.

12:27.564 --> 12:30.787
‫فقط خیلی خوش‌شانس نبودم.

12:30.907 --> 12:36.183
‫توی زندگی، دیر یا زود،
‫هر چیزی میاد سراغت، دخترم.

12:36.608 --> 12:40.235
‫حالا می‌خوای چیکار کنی؟
‫بازم دزدی؟

12:41.753 --> 12:46.765
‫تا بازم کارم به اینجا بکشه؟
‫ترجیح می‌دم با تیر بزننم.

12:48.227 --> 12:52.880
‫و چجوری زندگی می‌کنی؟
‫باید درس بخونی.

12:53.160 --> 12:56.041
‫یه تخصصی انتخاب کنی.

12:57.861 --> 13:03.075
‫باید ببینیم.
‫شاید مثل یه انسان زندگی کردم.

13:03.421 --> 13:05.933
‫قول می‌دی؟

13:07.107 --> 13:10.706
‫- چی؟
‫- واقعاً همینطوری زندگی کنی.

13:10.826 --> 13:13.466
‫مثل یه مرد شریف.

13:16.041 --> 13:18.696
‫قول می‌دم.

13:20.945 --> 13:23.216
‫نیم ساعت گذشته.

13:24.375 --> 13:27.580
‫- کافیه، من می‌رم دنبال‌شون بگردم.
‫- یورا، منم باهات میام.

13:27.700 --> 13:31.764
‫ردپاشون رو دنبال می‌کنیم.
‫اگه اتفاقی بیفته، جدا می‌شیم.

13:31.884 --> 13:34.664
‫منم باهاتون میام.

13:36.662 --> 13:40.534
‫صبر کنین، بچه‌ها. دارن برمی‌گردن.

13:50.270 --> 13:54.076
‫- و تنهام نیستن.
‫- اونا کی‌اَن که باهاشونن؟

13:54.318 --> 13:56.625
‫نمی‌دونم.

13:57.418 --> 14:01.567
‫گوش کن، رئیس.
‫منو تحویل‌شون نده، خواهش می‌کنم!

14:01.802 --> 14:04.962
‫همینجا اعدامم می‌کنن.

14:05.843 --> 14:08.231
‫سرت رو بدزد.

14:08.851 --> 14:12.948
‫مشکلی نیست بچه‌ها، این هم‌رزم‌ها
‫می‌خوان مدارک‌مون رو چک کنن.

14:13.068 --> 14:15.241
‫خفه شو!

14:15.985 --> 14:18.806
‫تبر رو بنداز!

14:26.797 --> 14:30.299
‫- همه‌تون اینجایین یا کسی هم داخل جنگله؟
‫- همه اینجان.

14:33.824 --> 14:36.108
‫عالیه!

14:40.636 --> 14:43.518
‫اینجا چی داریم؟

14:44.282 --> 14:46.830
‫چه بوی خوبی.

14:47.387 --> 14:50.758
‫- توش گوشت هم داره؟
‫- یکم.

14:51.701 --> 14:54.978
‫سه تا کاسه می‌کشی؟

14:57.539 --> 15:02.153
‫- دنبال کسی می‌گردی؟
‫- ما دنبال زندانی‌های فراری هستیم.

15:02.273 --> 15:05.906
‫اونا فرار می‌کنن، و ما می‌گیریم‌شون.

15:07.165 --> 15:11.823
‫برای همینه که به آدمای عادی برخورد نمی‌کنن.
‫کسی توی چادره؟

15:12.825 --> 15:17.503
‫- نه، فقط وسایل ما اون تو‍ه.
‫- خواهیم دید.

15:19.980 --> 15:22.956
‫این داخل تاریکه.

15:23.815 --> 15:26.344
‫چراغ‌قوه.

15:29.884 --> 15:33.550
‫همگی مدارک‌شون رو آماده کنن.

15:39.671 --> 15:44.092
‫چه بویی!
‫چجوری اینجا می‌خوابین؟

16:18.506 --> 16:22.061
‫- خوش برگشتی.
‫- تو رهبر گروهی؟

16:22.308 --> 16:26.084
‫من یه مربی
‫از کمپ "کارو" هستم، زولتاروف.

16:30.751 --> 16:33.831
‫- توی جنگ بودی؟
‫- آره.

16:38.305 --> 16:42.054
‫غذا خوردن کافیه!
‫من که بهتون دستور نداده بودم.

16:42.921 --> 16:45.999
‫اول کارمون رو انجام می‌دیم.

16:48.081 --> 16:51.064
‫بنظر میاد، اینا دانشجواَن.

16:51.184 --> 16:54.504
‫اگه بفهمم داشتین چیزی رو
‫مخفی می‌کردین،

16:54.633 --> 16:57.502
‫برمی‌گردیم.

16:57.650 --> 17:00.507
‫متوجه شدین؟

17:04.158 --> 17:06.809
‫دیگه می‌تونین آفتاب بگیرین!

17:29.725 --> 17:32.875
‫بیا بیرون! اونا رفتن.

17:36.867 --> 17:39.468
‫ممنون، برادرا!

17:39.901 --> 17:42.715
‫ممنون، برادرا!

17:42.835 --> 17:45.894
‫هرگز فراموش‌تون نمی‌کنم.

17:50.256 --> 17:53.774
‫ممنونم، برادرا!
‫ممنون.

17:54.564 --> 17:57.168
‫ممنون. ممنون.

17:57.490 --> 18:00.980
‫بیا. برای بار اول واست کافیه.

18:01.852 --> 18:03.907
‫و کبریت.

18:04.166 --> 18:06.876
‫دستکش‌های منو بگیر.
‫مال خودت دیگه بدرد نمی‌خوره.

18:06.996 --> 18:10.054
‫- خودت چی؟
‫- من یه جفت یدکی دارم.

18:10.807 --> 18:14.732
‫از کنار رودخونه نرو،
‫ممکنه بهشون بربخوری.

18:15.444 --> 18:19.434
‫راهت رو از میون صخره‌ها تو امتداد رودخونه ادامه بده.
‫بعد از 20 کیلومتر به یه روستا می‌رسی.

18:19.758 --> 18:23.923
‫بله، گرفتم.
‫به یاری خدا موفق می‌شم.

18:24.292 --> 18:27.843
‫گوش کن، اگه گیر افتادی...

18:28.750 --> 18:32.010
‫از ما حرفی نمی‌زنی.

18:32.246 --> 18:36.052
‫قسم می‌خورم. حتی اگه شکنجه‌ام کنن،
‫اعتراف نمی‌کنم.

18:36.172 --> 18:40.456
‫ممنونم، بچه‌ها!
‫ممنون.

18:40.889 --> 18:44.082
‫- آره، خدا عوض‌تون بده.
‫- موفق باشی!

18:47.377 --> 18:50.776
‫فقط دیگه دزدی نکن!
‫بهم قول دادی!

18:51.022 --> 18:54.240
‫ناامیدت نمی‌کنم، دخترم.

18:56.142 --> 18:58.225
‫کوستیا، صبر کن!

19:05.119 --> 19:08.903
‫فکر نکن من احمقم.

19:09.682 --> 19:12.913
‫بیا، اینو دستت کن
‫و درش نیار!

19:13.711 --> 19:17.375
‫- برای چی؟
‫- یه جور دفع‌ بلاست.

19:18.893 --> 19:21.512
‫بهم اعتماد کن.

19:23.873 --> 19:25.897
‫ممنونم.

19:26.314 --> 19:32.382
‫- شاید این واقعاً کمکم کنه.
‫- کمک می‌کنه. حالا برو.

19:52.617 --> 19:57.169
‫شکار خوبی بود، اونهو.

19:57.515 --> 20:02.838
‫حتماً باید وقتی می‌رسیم خونه
‫از ارواح تشکر کنیم.

20:05.927 --> 20:08.906
‫اونهو! اونهو!

20:13.453 --> 20:16.770
‫- اونهو!
‫- بابابزرگ...

20:17.771 --> 20:22.680
‫فکر کنم مریض شدم.
‫سورنینای از دستم عصبانی شده.

20:23.115 --> 20:28.037
‫ممکنه منو بجای اون مُرده‌ها ببره؟

20:46.343 --> 20:48.380
‫گوسیا!

20:49.164 --> 20:52.425
‫- هوا داره بدتر می‌شه.
‫- متوجه‌ام.

20:52.545 --> 20:54.982
‫باید یه پناهگاه پیدا کنیم.

20:55.156 --> 20:58.966
‫- بالاتر یه ساحل رودخونه هست، ما می‌ریم اونجا.
‫- موفق نمی‌شیم.

20:59.157 --> 21:03.456
‫می‌شیم، بهم بچسبید.
‫دنبالم بیاید!

21:22.636 --> 21:25.093
‫بچه‌ها!

21:26.009 --> 21:28.527
‫خواهش می‌کنم!

21:28.794 --> 21:31.499
‫منتظرم بمونین!

21:33.920 --> 21:36.351
‫صبر کنین!

21:47.138 --> 21:49.496
‫منو تنها نذارید!

21:49.868 --> 21:53.083
‫تنهام نذارید!

21:55.159 --> 21:56.986
‫لیودا!

21:57.225 --> 22:00.327
‫لیودا، منم.
‫حالت خوبه؟

22:00.681 --> 22:02.784
‫کوله‌پُشتیت رو دربیار!

22:03.054 --> 22:05.533
‫چیزی نیست، نگران نباش.

22:05.653 --> 22:08.511
‫الان از این وضع در میایم.

22:19.297 --> 22:21.427
‫خودت رو ببند به من!

22:21.547 --> 22:24.073
‫خودت رو ببند!

22:26.396 --> 22:29.041
‫می‌تونی راه بری؟

22:45.985 --> 22:49.344
‫گوسیا، مطمئنی که
‫باید بریم به سمت جنگل؟

22:49.464 --> 22:51.873
‫آره. هیچ راه دیگه‌ای نیست.

22:51.993 --> 22:55.262
‫یه پناهگاهی درست می‌کنیم
‫و حداقل از باد در امانیم.

22:55.382 --> 22:58.581
‫- نه، توی جنگل خطرناکه.
‫- ممکنه یه درخت بیفته رومون.

22:58.701 --> 23:02.621
‫خب که چی! حداقل اینطوری باد نمیاد.
‫باد منو تا اینجا هُل داده.

23:02.813 --> 23:05.391
‫همه‌مون اینجاییم؟

23:06.068 --> 23:08.662
‫- لیودا کجاست؟
‫- لیودا!

23:09.359 --> 23:11.397
‫- لیودا!
‫- و کولیا.

23:11.583 --> 23:15.663
‫- کولیا تیبو و لیودا نیستن.
‫- هیچ‌جایی نیستن. گم شدن.

23:15.783 --> 23:17.848
‫کولیا!

23:17.968 --> 23:20.681
‫- حالا باید چیکار کنیم؟
‫- اگه وارد جنگل بشیم،

23:20.801 --> 23:25.271
‫ما رو پیدا نمی‌کنن.
‫اینجا هم نمی‌تونیم بمونیم.

23:25.792 --> 23:27.853
‫لیودا!

23:28.596 --> 23:30.607
‫لیودا!

23:32.118 --> 23:38.156
‫می‌تونیم جدا بشیم. یه سری‌مون
‫پناهگاه درست کنن، و بقیه هم اینجا منتظر بمونن.

23:38.292 --> 23:42.978
‫نمی‌تونیم! باد مسیر حرکت‌مون رو می‌پوشونه،
‫بعدش دیگه اصلاً همدیگه رو پیدا نمی‌کنیم.

23:44.011 --> 23:46.980
‫تصمیم بگیر، تو مسئولی!

23:47.371 --> 23:49.664
‫کولیا!

23:50.730 --> 23:52.923
‫لیودا!

23:58.476 --> 24:01.465
‫لیودا، عقب نمونی.

24:01.585 --> 24:04.453
‫باد سریع رد مسیرها رو می‌پوشونه.

24:07.753 --> 24:12.591
‫- شاید یه جایی پنهان شدن.
‫- ما فقط 200 متر راه رفتیم.

24:13.056 --> 24:18.305
‫- و اگه اونا جایی رفتن، باید نزدیک باشه.
‫- اگه زیر برف مونده باشن چی؟

24:18.425 --> 24:20.737
‫نه، برف تا بیشتر از یه متر سفته.

24:21.349 --> 24:23.544
‫- کولیا!
‫- لیودا!

24:23.664 --> 24:26.975
‫- بو رو حس می‌کنی؟ دود.
‫- چی؟

24:27.775 --> 24:29.776
‫دود، می‌تونی حس کنی؟

24:30.835 --> 24:33.598
‫روستیک، کمکم کن!

24:35.439 --> 24:38.150
‫لیودا!

25:00.227 --> 25:04.521
‫اونجا یه خیمه هست،
‫درست بالای ساحل.

25:05.032 --> 25:08.471
‫اجاق‌شون روشنه.
‫ساشا، همه رو بردار و برین اونجا.

25:08.591 --> 25:11.629
‫- من می‌رم دنبال لیودا و کولیا بگردم.
‫- تنها؟

25:11.749 --> 25:14.212
‫- می‌خوای باهات بیام؟
‫- نه، تنها می‌رم.

25:14.332 --> 25:18.971
‫- برید توی اون خونه. سریع!
‫- گوسیا، اگه تو هم گم شدی چی؟

25:20.805 --> 25:23.497
‫من باهاش می‌رم

25:25.218 --> 25:28.045
‫یالا بریم!

25:43.295 --> 25:46.301
‫کولاک شدید شده.

25:47.102 --> 25:50.484
‫نگران نباش. اونا زود برمی‌گردن.

25:54.309 --> 25:57.544
‫- این بابا نیست.
‫- می‌رم ببینم.

25:59.413 --> 26:03.828
‫هر کی که هست،
‫مجبور نیستی در رو باز کنی.

26:04.141 --> 26:07.036
‫عصر بخیر.
‫ما گردشگرهایی از سوردلوفسک هستیم.

26:07.382 --> 26:10.848
‫ممکنه بذارید بیایم داخل بمونیم
‫تا کولاک فروکش کنه؟

26:13.993 --> 26:16.237
‫بیاید تو.

26:24.894 --> 26:27.260
‫سلام.

26:36.786 --> 26:41.395
‫چرا گذاشتی بیان تو؟
‫می‌دونی که نباید این کار رو می‌کردی.

26:41.515 --> 26:45.137
‫- داشتن یخ می‌زدن.
‫- بابا خوشش نمیاد.

26:45.764 --> 26:49.126
‫خونه‌ی منه. به من مربوطه.

26:49.373 --> 26:52.740
‫ژاکت‌هاتون رو دربیارید،
‫و بیاید کنار آتیش.

26:52.860 --> 26:55.890
‫فکر نمی‌کنم زنت
‫زیاد از ما خوشش بیاد.

26:56.010 --> 26:59.383
‫نیازی نیست از ما بترسید.

27:03.643 --> 27:07.742
‫این شما نیستین که اون ازش می‌ترسه.
‫وسایل‌تون رو خشک کنین.

27:07.985 --> 27:11.695
‫من می‌رم کتری رو
‫با برف پُر کنم و چای بذارم.

27:11.815 --> 27:14.431
‫ممنون.

27:33.058 --> 27:35.343
‫لیودا!

27:35.557 --> 27:38.243
‫- ما باید بریم.
‫- صبر کن.

27:38.363 --> 27:41.505
‫یه دقیقه دیگه صبر کن.

27:44.716 --> 27:47.737
‫می‌تونم یه سوالی ازت بپرسم؟

27:47.978 --> 27:50.069
‫بپرس.

27:50.667 --> 27:54.782
‫از کجا این اسم فامیلی بهت رسیده؟
‫تیبو-بریگنول؟

27:55.126 --> 27:58.214
‫واقعاً فرانسوی هستی؟

28:01.899 --> 28:05.924
‫پدر، پدر پدربزرگم، از سمت پدری...

28:06.091 --> 28:09.190
‫200 سال پیش از فرانسه اومد اینجا.

28:09.310 --> 28:14.820
‫پدرم یه مهندس بود،
‫توی شرکت آهن و فولاد ماگنیتوگورسک کار می‌کرد.

28:14.959 --> 28:20.611
‫توی 1931، بازداشت شد.
‫فرستادنش به اردوگاه کارگریِ سیبری.

28:22.794 --> 28:26.026
‫من اونجا به دنیا اومدم.

28:27.128 --> 28:32.901
‫سال 1943، پدرم مُرد.
‫کار کردن توی معدن‌ها سلامتیش رو نابود کرده بود.

28:33.655 --> 28:36.235
‫من نمی‌دونستم.

28:37.132 --> 28:40.999
‫من به کسی نگفتم.
‫اما فکر نکن که...

28:41.466 --> 28:45.524
‫از بابت پدرم شرم می‌کنم.
‫برعکس، خیلی بهش افتخار می‌کنم.

28:45.933 --> 28:48.710
‫تمام عمرش رو توی معدن کار کرد.

28:48.830 --> 28:53.918
‫تصور کن، حتی توی اردوگاه کار.
‫اونا براش نگهبان نمی‌ذاشتن...

28:54.733 --> 28:58.144
‫و اون مسئول عملیات استخراج معدن بود.

28:58.656 --> 29:01.052
‫همچین آدمی بود.

29:01.253 --> 29:05.484
‫اون بهت افتخار می‌کنه،
‫مطمئنم.

29:11.339 --> 29:15.324
‫ممنونم، کولیا،
‫که منو اونجا ول نکردی.

29:15.968 --> 29:18.342
‫خیلی ترسیده بودم.

29:18.683 --> 29:22.342
‫نمی‌تونستم بلند شم
‫و هیچکسی هم نزدیکم نبود.

29:23.424 --> 29:26.196
‫خودم رو نمی‌بخشیدم.

29:28.888 --> 29:31.266
‫واقعاً؟

29:32.685 --> 29:34.976
‫واقعاً.

29:42.010 --> 29:45.184
‫- لیودا!
‫- کولیا!

29:46.355 --> 29:48.526
‫لیودا!

29:50.818 --> 29:52.975
‫کولکا!

29:53.583 --> 29:55.596
‫کولیا!

29:56.106 --> 29:58.195
‫یورا!

29:58.975 --> 30:02.650
‫ما اینطوری پیداشون نمی‌کنیم.
‫اونا صدامون رو نمی‌شنون. باید جدا بشیم.

30:02.770 --> 30:05.396
‫طناب رو در بیار!

30:06.452 --> 30:09.507
‫خودمون رو می‌بندیم که گم نشیم.

30:11.502 --> 30:14.143
‫یالا زود باش! یورا!

30:14.756 --> 30:16.794
‫داری چیکار می‌کنی؟

30:16.914 --> 30:19.903
‫آروم باش! آروم باش!

30:20.122 --> 30:23.479
‫به خودت بیا! آروم باش!

30:24.409 --> 30:27.275
‫تو می‌دونستی من دوستش دارم.

30:27.761 --> 30:32.349
‫یورا، من بهش گفتم هیچ اتفاقی
‫نمی‌تونه بین‌مون بیفته.

30:32.506 --> 30:35.869
‫متوجه نیستی؟

30:58.561 --> 31:01.861
‫بلند شو، اونا منتظر مان.

31:12.085 --> 31:14.087
‫ممنونم.

31:14.656 --> 31:18.676
‫نمی‌ترسین که اینجا زندگی می‌کنین؟
‫دور از همه‌ی آدما؟

31:19.437 --> 31:21.774
‫تا جایی که یادم میاد
‫ما همینجا بودیم.

31:21.993 --> 31:24.310
‫من توی لوزوا به دنیا اومدم.

31:24.612 --> 31:28.777
‫همسرم مال همینجاست.
‫این خونه‌ی پدر اونه.

31:29.168 --> 31:33.082
‫الان با پسر بزرگم رفتن شکار.

31:33.341 --> 31:36.682
‫- دیگه وقتشه که مرد بشه.
‫- پسرت چند سالشه؟

31:36.802 --> 31:39.460
‫شیش سال، تقریباً بالغه.

31:41.992 --> 31:45.421
‫شماها دقیقاً کجایی هستین؟
‫مانسی؟

31:45.702 --> 31:51.500
‫- ممنون.
‫- محلی‌ها بهمون می‌گن آستیاک.

31:52.238 --> 31:56.464
‫- اون بریدگی روی درخت‌ها کار شماست؟
‫- بعضی‌هاشون برای ماست.

31:57.134 --> 32:00.761
‫- بعضی هم برای شکارچیای دیگه.
‫- این حقیقت داره،

32:00.881 --> 32:03.685
‫که یه چیزی
‫توی این کوهستان زندگی می‌کنه...

32:04.137 --> 32:06.526
‫یه الهه‌ی شیطانی؟

32:18.291 --> 32:22.283
‫- برای همینه که اومدین اینجا؟
‫- نه، مسیرمون سخت شده بود.

32:23.117 --> 32:27.476
‫بهمون گفتن که
‫اینجا یه چیز افسانه‌ای هست.

32:28.887 --> 32:32.715
‫هست.
‫افسانه‌های متعددی وجود داره.

32:32.929 --> 32:37.258
‫- همه اینجا نیستن.
‫- چی؟

32:37.529 --> 32:40.886
‫یه سری دیگه هم هستن.

32:41.226 --> 32:44.687
‫کسای دیگه‌ای هم اون بیرونن؟

32:46.270 --> 32:51.019
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- آره، دو تا از رفقامون گم شدن.

32:51.139 --> 32:54.236
‫و دو نفر رفتن
‫دنبال‌شون بگردن.

33:02.432 --> 33:05.117
‫با منی؟

33:07.937 --> 33:11.490
‫- اون چی می‌گه؟
‫- می‌گه اونا میان.

33:12.435 --> 33:16.552
‫و اونی که تو منتظرشی،
‫صحیح و سالم برمی‌گرده.

33:23.443 --> 33:28.892
‫کولیا، متاسفم
‫که همیشه اذیتت می‌کردم.

33:30.179 --> 33:32.952
‫لیودا، نفست رو ذخیره کن.

33:34.064 --> 33:37.687
‫من قبلاً فکر می‌کردم
‫تو یه آدم خودخواهی.

33:38.027 --> 33:40.827
‫و اینطور نیست.

33:41.523 --> 33:44.449
‫اصلاً اینجوری نیستی.

33:49.409 --> 33:51.504
‫صبر کن!

33:53.627 --> 33:56.850
‫سردرنمیارم.
‫ما گُم شدیم؟

33:57.792 --> 33:59.482
‫کولیا!

33:59.635 --> 34:01.653
‫کولکا! لیودا!

34:02.067 --> 34:05.626
‫- گوسیا!
‫- بچه‌ها، فکر کردم دیگه کارمون تمومه.

34:05.746 --> 34:10.845
‫فکر کردی ما همینجا ول‌تون می‌کنیم؟
‫کوله‌پُشتیت رو بده من!

34:13.310 --> 34:16.627
‫دنبالم بیاید!
‫ما یه پناهگاه پیدا کردیم.

34:24.606 --> 34:27.222
‫لیودا، یالا، بجُنب!

34:35.897 --> 34:38.431
‫من حس بدی نسبت به این
‫آستیاک‌ها دارم

34:38.551 --> 34:42.187
‫و بچه‌هام هنوز برنگشتن.
‫امیدوارم اتفاق بدی براشون نیفتاده باشه.

34:43.613 --> 34:45.998
‫- اونا همین الانم اینجان.
‫- چی؟

34:46.512 --> 34:49.585
‫بچه‌ها، بالاخره!

34:52.349 --> 34:54.537
‫بیاین، بیاین تو!

34:54.657 --> 34:56.801
‫- بیا اینجا!
‫- تقصیر من بود.

34:56.921 --> 34:59.866
‫- چی تقصیر تو بود؟
‫- کولیا نجاتم داد.

34:59.986 --> 35:02.322
‫تیبو یه قهرمانه.
‫غذا رو نگه داشتی ناظر.

35:02.442 --> 35:07.001
‫اگه گوسیا و یورکا پیدامون نمی‌کردن...

35:09.472 --> 35:11.713
‫بیا، یالا.

35:16.370 --> 35:18.950
‫خب، تعریف کن!

35:19.520 --> 35:23.067
‫سلام. ما رو ببخشید.

35:23.187 --> 35:27.519
‫بدون دعوت یهویی ظاهر شدیم
‫مثل مهمون ناخونده.

35:27.639 --> 35:31.334
‫مشکلی نیست! برای همه جا هست.
‫کف زمین دراز بکشید.

35:31.454 --> 35:35.056
‫- من چند تا پوست پهن می‌کنم، اینجوری راحت‌تره.
‫- ممنون.

35:37.048 --> 35:39.917
‫برامون تعریف کن چه اتفاقی افتاد.

37:22.325 --> 37:26.404
‫گوسیا، باهام بیا.
‫باید حرف بزنیم.

37:46.542 --> 37:49.424
‫دوستش داری؟

37:53.114 --> 37:55.978
‫- یورا...
‫- اگه واقعاً دوستش داری،

37:56.279 --> 38:00.039
‫اگه حسی که
‫بهش داری واقعیه،

38:00.567 --> 38:04.580
‫من بین‌تون قرار نمی‌گیرم.
‫نباید این کار رو بکنم!

38:05.677 --> 38:11.796
‫می‌دونی، وقتی با هم بودیم،
‫اون همیشه از تو حرف می‌زد.

38:12.132 --> 38:14.586
‫گوسیا این، گوسیا اون.

38:17.011 --> 38:20.333
‫با این وجود،
‫من امیدوار بودم.

38:22.334 --> 38:24.758
‫فقط یه قولی بهم بده.

38:25.210 --> 38:28.805
‫هر کاری بکن
‫تا خوشحال باشه.

39:40.104 --> 39:43.496
‫- از اینجا برید بیرون!
‫- لیودا! بجُنب!

39:43.719 --> 39:46.679
‫وسایل‌تون رو بردارید و برید بیرون!

39:48.276 --> 39:51.609
‫بابا، داری چیکار می‌کنی، بس کن!

39:51.868 --> 39:56.152
‫- برید بیرون! یالا، برید بیرون!
‫- چرا گذاشتی مُرده‌ها بیان توی خونه‌مون؟

39:56.272 --> 39:59.370
‫- بس کن!
‫- اونا متعلق به اینجا نیستن.

40:02.940 --> 40:06.350
‫بچه‌ها، فکر کنم همون
‫پسریه که توی جنگل دیدم.

40:06.883 --> 40:10.111
‫- کولیا، اون چشه؟
‫- نمی‌دونم. لباست رو بپوش!

40:10.835 --> 40:13.083
‫اونهو!

40:33.060 --> 40:36.705
‫این بخاطر شماست!
‫شما با خودتون مرگ رو آوردین.

40:36.867 --> 40:39.625
‫از اینجا برید!

40:46.917 --> 40:50.046
‫خیلی ممنون بابت مهمان‌نوازی محلی‌تون.
‫بفرما، اینم از این.

40:50.166 --> 40:54.307
‫آره، اول قبول‌مون کردن و حالام
‫اقامت‌مون تموم شده. بچه‌ها، یالا!

40:54.844 --> 40:57.259
‫باید یه جایی رو برای پنهان کردن
‫وسایل‌مون پیدا کنیم.

40:57.401 --> 41:00.475
‫وسایل‌مون رو می‌ذاریم اونجا
‫و بقیه مسیر رو بدون اونا ادامه می‌دیم.

41:14.753 --> 41:19.279
‫روستیک! کافیه.
‫اون مخفیگاه می‌ترکه.

41:19.523 --> 41:21.560
‫- داری دستم می‌ندازی.
‫- کولکا!

41:22.161 --> 41:25.637
‫- خوب روی نقشه علامت‌گذاریش کن.
‫- خیلی خب.

41:28.129 --> 41:31.760
‫خب؟ همگی آماده‌اَن؟

41:34.015 --> 41:36.732
‫لیودا، چت شده؟

41:42.181 --> 41:45.624
‫فکر می‌کنم شاید نباید بریم اونجا.

41:45.744 --> 41:48.437
‫کجا، به اُتورتِن؟

41:50.809 --> 41:55.328
‫بچه‌ها، فقط بهش فکر کنین.
‫اتفاقات زیادی افتاده.

41:55.448 --> 41:58.742
‫اول اون دایره‌ها توی آسمون،
‫بعدش خرس،

41:58.862 --> 42:03.021
‫اون مردها با اسلحه‌ی خودکار
‫و این پیرمرد با اسلحه‌ی شکاری.

42:04.180 --> 42:07.545
‫انگار همه چیز داره بهمون می‌گه
‫نریم اونجا.

42:08.610 --> 42:11.851
‫شاید وقتی مانسی‌ها
‫بهمون هشدار می‌دادن حق داشتن

42:11.980 --> 42:15.178
‫خب، اونا ناظر رو متقاعد کردن.

42:15.298 --> 42:18.258
‫لیودا، پیشنهاد تو چیه؟

42:18.378 --> 42:21.265
‫باید برگردیم؟

42:22.642 --> 42:25.794
‫گوسیا شاید حق با لیودا باشه.

42:29.051 --> 42:32.081
‫کولاک رو ببین، داره شدیدتر می‌شه.

42:34.968 --> 42:37.003
‫باشه.

42:39.098 --> 42:41.149
‫خیلی خب.

42:41.765 --> 42:45.389
‫من همه چیز رو درک می‌کنم،
‫ما سختی زیادی رو از سر گذروندیم.

42:46.083 --> 42:50.694
‫همه‌مون خسته‌ایم.
‫و اگه الان بهم بگید...

42:50.814 --> 42:53.895
‫که باید برگردیم،

42:54.153 --> 42:57.853
‫درک می‌کنم.
‫بیاین این کار رو بکنیم!

42:58.117 --> 43:04.103
‫رای‌گیری می‌کنیم.
‫کی دوست داره برگرده؟

43:24.164 --> 43:29.130
‫متاسفم بچه‌ها،
‫نمی‌دونم چی به سرم اومده.

43:32.401 --> 43:38.302
‫حق با گوسیاست، ما اونقدری
‫سختی کشیدیم که همینجور ساده برنگردیم.

43:38.626 --> 43:41.587
‫باید تا آخرش بریم.

43:41.780 --> 43:44.730
‫به هر حال ما گردشگرهای آهنین
‫دانشگاه پلی‌تکنیک هستیم.

43:44.850 --> 43:47.762
‫کی با منه؟

43:48.786 --> 43:51.636
‫- من هستم.
‫- منم همینطور.

43:54.250 --> 43:57.890
‫خب، بچه‌ها، تصمیم گرفته شد!

43:59.277 --> 44:02.939
‫امشب رو توی گذرگاه می‌گذرونیم.

44:06.526 --> 44:10.705
‫- یورکا، داری میای؟
‫- برو!

44:11.374 --> 44:16.365
‫بهتون می‌رسم.
‫باید این لحظه رو جاودان کنم.

44:16.867 --> 44:20.908
‫این یه پیروزیه! به پاکی و روشنیِ آب!

44:21.099 --> 44:23.130
‫این قدرت روحیه‌اس!

44:25.905 --> 44:36.404
‫«هشت ساعت قبل از مرگ گروه»

44:36.405 --> 44:41.405
.:: @bollbolljan_com ::.