﻿WEBVTT

00:05.920 --> 00:08.980
پس ميخواي يه حالِ حسابي بهت بدم ؟

00:09.511 --> 00:20.567
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:21.280 --> 01:24.340
! پشتِته

01:37.860 --> 01:41.469
بازم ميخوايد ؟

01:41.470 --> 01:45.299
آماده ـيد ؟

01:45.300 --> 01:49.199
آماده ـيد ؟

02:32.160 --> 02:34.609
چرا باهام اينطوري رفتار ميکني ؟

02:34.610 --> 02:36.259
. خودت صِدام زدي

02:36.260 --> 02:41.780
. من ؟ من صدات نزدم

02:42.590 --> 02:45.769
. چرا ، زدي . . خيلي وقت پيشا بود

02:45.770 --> 02:48.609
. من که همين تازگي باهات آشنا شدم

02:48.610 --> 02:51.249
. غمِت نباشه ؛ الان که ميشناسيم

02:51.250 --> 02:56.429
ببخشيد ؛ اصلا مَرداي خونسرد و خشن و
. تيريپِ هيولارو دوس ندارم

02:56.430 --> 02:58.499
. غمِت نباشه ؛ من ميخوامِت

02:58.500 --> 03:02.199
چرا هِي غمِت نباشه غمِت نباشه ميکنه ؟
. اصلا هم اينطور نيست

03:02.200 --> 03:05.879
حالا که شرِ اون چيزاي رو اعصابُ
. کم کردم ، باهام بازي کن

03:05.880 --> 03:08.209
چرا بايد باهات بازي کنم ؟ -
! خودت صِدام زدي -

03:08.210 --> 03:10.859
. اِي بابا ، صِدات نزدم

03:10.860 --> 03:13.769
ميشه نزديکتر از اين نيايي ؟

03:13.770 --> 03:19.300
! نزديکتر نيا ؛ نيا

03:32.730 --> 03:34.850
. همونجا بمون

03:36.360 --> 03:40.799
. آفرين ، همينطور خوبه

03:40.800 --> 03:44.670
. حالا ، به آرومي روتُ برگردون

03:50.620 --> 03:53.349
. آفرين

03:53.350 --> 03:56.759
. حالا همونطور بمون

03:56.760 --> 04:00.480
، اصلا نميخواد تکون بخوري
. چه پسرِ خوبي

04:09.330 --> 04:13.879
! تاکسي . . تاکسي

04:13.880 --> 04:18.029
تاکسي ؟

04:18.030 --> 04:23.520
آجوشي ، ميشه هرچي سريع تر
منو به بيمارستان " کانگهان " برسوني ؟

04:27.460 --> 04:29.780
. . خواهش ميکنم

04:39.930 --> 04:45.111
. يکي دنبالِمونه

04:55.280 --> 04:59.610
طرف مُخِش تعطيله ؛ داره چکار ميکنه ؟

05:37.460 --> 05:40.400
« " بيمارستان " کانگهان »
( قسمت دوم )

05:52.200 --> 05:54.610
. همونجا بمون

05:57.720 --> 05:59.960
! نزديکتر نيا

06:08.490 --> 06:10.724
، از دنبالِ هم کردن خسته شدم
من باهات بازي کردم ديگه ؛

06:10.736 --> 06:12.689
حالا نوبتِ توئه که باهام
. بازي کني

06:12.690 --> 06:15.719
چرا ازم ميخواي باهات بازي کنم ؟

06:15.720 --> 06:18.229
ميخواي چکار کنيم ؟
ميخواي با سنگ يا طناب بازي کنيم ؟

06:18.230 --> 06:21.779
، ميتونيم تو راهِمون بهش فکرکنيم
. الان وقتِشُ ندارم که بهش فکرکنم

06:21.780 --> 06:24.859
ببينم ، فکرکردي من خيلي بيکارَم ؟

06:24.860 --> 06:27.039
! من خيلي سرَم شلوغه ، کار دارم

06:27.040 --> 06:30.219
من اوضاعم با تو فرق داره ؛
. نميدونم بعدا دوباره کِي پيدام ميشه

06:30.220 --> 06:36.539
نه . . يعني چي ؟
نکنه زنداني هستي و فرار کردي ؟

06:36.540 --> 06:39.970
نکنه الان از زندان زدي بيرون ؟

06:43.830 --> 06:49.600
اونجايي که من هستم ، صدهزار بار
. از زندان بدتر و محدودترِه

06:53.490 --> 06:58.430
، ديگه تمومِش کن
. کار دارم و بايد برگردم بيمارستان

07:01.760 --> 07:06.150
آخه چرا هِي اينطور ميکني ؟
. از بچه پُرروهايي مثل تو خوشم نمياد

07:32.480 --> 07:35.220
. دوس ندارم برم بيمارستان

07:44.050 --> 07:47.087
، لباساتُ دربيار
. . اونوقت که داشتي با اونا دعوا ميکردي

07:47.099 --> 07:49.620
، ديدم خونِ زيادي ازت داشت ميرفت . .
. زخماتُ برات درمان ميکنم

08:00.050 --> 08:01.269
لازم نيست بريم تو ؟

08:01.270 --> 08:05.539
، با اين داد و فريادايي که دکتر " او " ميزنه
. انگار همچين بدِش نيومده

08:05.540 --> 08:09.799
! شلوارِتُ بپوش
. من که نگفتم همه چيتُ دربياري

08:09.800 --> 08:13.870
، خودت گفتي لباسامو دربيارم
حالا ميگي دوباره بپوشمِشون ؟

08:27.740 --> 08:30.440
ميشه نگات به پايين باشه ؟

08:41.680 --> 08:43.099
« " بخش روانپزشکي ، دکتر " او ريجين »

08:43.100 --> 08:48.230
روانپزشکي ؟
. اينکه خوب نيست

08:49.160 --> 08:51.129
. ممکنه آخرسر به بد سرنوشتي باهم برسيم

08:51.130 --> 08:55.830
جونِ من ! تازه الان اينو فهميدي ؟

08:59.200 --> 09:04.009
ديگه داري چکار ميکني ؟
! با توئَم

09:04.010 --> 09:09.229
داري چکار ميکني ؟

09:09.230 --> 09:11.349
! با توئَم

09:11.350 --> 09:13.679
. اين اسمِ منه

09:13.680 --> 09:15.439
« شين سِگي »

09:15.440 --> 09:18.170
. تا لحظه ي مُردنِت هم ، اينو خوب يادت بمونه

09:20.390 --> 09:23.709
. واي خدا ، الانِه که بدنَم مور مور بشه

09:23.710 --> 09:29.280
جنابِ " شين سگي " ؛ تاحالا هزاربار
. بهت گفتم که تيپ موردعلاقه ـم نيستي

09:32.210 --> 09:37.399
اينو يادت نره . . آدمي که صورتِش مثلِ منه و
. يه اسم ديگه اي داره ، تقلبيِ

09:37.400 --> 09:40.159
فقط يه " شين سِگي " هست که
، همچين قيافه اي داره

09:40.160 --> 09:44.399
، اون آدم هم فقط خودمَم
. . پس

09:44.400 --> 09:48.020
. بايد چشماي منو خوب يادت بمونه . .

09:56.730 --> 10:01.140
، درمانِت تموم شد
. ديگه ميتوني بري ؛ خداحافظ

10:16.570 --> 10:18.660
! " دکتر " پارک

10:21.600 --> 10:24.059
کمکي از دستم برمياد ؟

10:24.060 --> 10:27.449
ميخواي بجات سرِ شيفتِت بمونم يا
توي نوشتنِ مقاله ـت کمکت کنم ؟

10:27.450 --> 10:32.359
ببين اين دختره ي ديوونه
. چطور قاطي زده

10:32.360 --> 10:34.649
چرا الان برگشتي ؟

10:34.650 --> 10:37.739
. حتي بيمارِتُ هم که از دست داده بودي

10:37.740 --> 10:41.400
بدون که از اين به بعد ديگه نميتوني
. واسه خودت راحت بچرخي

10:44.280 --> 10:46.460
. انگار قصدِ جونِتُ کردي

10:47.120 --> 10:49.669
ميشه يه لحظه با خودم ببرمِش بيرون ؟

10:49.670 --> 10:50.729
. ببرِش

10:50.730 --> 10:52.980
چي !؟ -
. هرطور که ميتوني ببرِش بيرون -

11:02.670 --> 11:06.229
دکتر " او " ، چرا وايسادي ؟
نميخواي آماده بشي و بري بيرون ؟

11:06.230 --> 11:08.559
. بيچاره منتظرتِه ، زودباش ديگه

11:08.560 --> 11:11.920
يه کم آرايش کن و به خودت برِس و
. لباساي خوشگل بپوش ؛ نميخواد امروزُ کار کني

11:13.230 --> 11:15.660
! " دکتر " پارک " ، دکتر " پارک -
. وِلم کن -

11:26.060 --> 11:30.760
« او ريجين »

11:35.770 --> 11:39.130
« " منشي " آن گوک »

11:46.910 --> 11:50.599
بله ، منشي " آن " ، چه خبرا ؟

11:50.600 --> 11:53.260
. دکتر "اسکاتفيلد"ـو پيدا کردم

11:55.240 --> 11:57.389
واقعا ؟

11:57.390 --> 12:02.050
چه خوب ؛ حالا کدوم بيمارستان هست ؟

12:07.980 --> 12:09.930
واقعا ؟
« " بيمارستان " کانگهان »

12:10.940 --> 12:16.039
اولين بار از همونجا بود که فهميدم
. يه هيولا درونِ وجودَم زندگي ميکنه

12:16.040 --> 12:20.669
اسمِ اون عوضي ، "شين سگي"ـه ؛
. . همسنِ خودمه و

12:20.670 --> 12:22.139
بله ؟

12:22.140 --> 12:26.220
. بدجور خشنِ و شخصيتِ وحشي ـيي داره

12:26.980 --> 12:31.020
ببين کي اومده ؛
. چا دوهيون"ـه"

12:35.030 --> 12:36.419
. خيلي وقته نديده بودمِتون ، دکتر

12:36.420 --> 12:38.389
، منشي " آن " بهم زنگ زده بود و

12:38.401 --> 12:40.259
، از اونوقت تاحالا منتظر بودم بيايي
چندوقته که همديگه رو نديديم ؟

12:40.260 --> 12:43.149
، خوشحالم که ميبينمت
. واقعا از ديدنِت خوشحالم

12:43.150 --> 12:45.199
واقعا از ديدنَم خوشحاليد ؟

12:45.200 --> 12:47.420
، خوشحال ميشم همه چيُ برام بگي
. تعريف کن

13:00.350 --> 13:02.670
چرا بايد از ديدنِت خوشحال باشم ؟

13:04.020 --> 13:05.960
شين سگي " ؟ "

13:10.900 --> 13:14.339
، خوب درموردش فکرميکنم

13:14.340 --> 13:20.070
، " شما اول برو ، منشي " آن
. منم بعد از ديدنِ دکتر " پارک " ، ميام

13:39.000 --> 13:43.940
اين بامزه نيست ؟ اگه بعنوان هديه به
. يوسوب " بدمِش ، بدجور ذوق مرگ ميشه "

13:45.230 --> 13:47.670
يوسوب"ـو که خوب ميشناسي ، آره ؟"

13:48.290 --> 13:51.329
شخصيتِ يه پسربچه ي هفده ساله رو
داره که توي بدنِت زندگي ميکنه ، درسته ؟

13:51.330 --> 13:55.720
. درسته ؛ طرف بدجور عشقِ خودکُشيِ

13:57.220 --> 14:01.239
ميخوام اينو بعنوان هديه بابت اينکه
. اين همه مدتُ ساکت بوده ، بهش بدم

14:01.240 --> 14:05.739
البته ، ميتونم قبلِش ازش روي تو
. استفاده کنم

14:05.740 --> 14:08.280
ميخواي با اين حرفا به کجا برسي ؟

14:18.230 --> 14:20.669
ازت ميخوام که اصلا به فکرِ
، خلاص شدن از شرِ ما نباشي و

14:20.670 --> 14:23.559
، تو کارِمون فضولي نکني و

14:23.560 --> 14:26.111
. اينقدر سرِ راهِمون پيدات نشه

14:26.890 --> 14:31.830
، اگه خودِ آقاي " چا " ، بيخيالِ درمانِش نشه
اونوقت چکار ميکني ؟

14:33.740 --> 14:36.830
. اونوقتِه که تو بايد يه تکوني به خودت بدي

14:43.100 --> 14:45.290
. چا دوهيون"ـو به خواب ببر"

14:46.460 --> 14:49.959
کاري کن به خوابي بره که
. هرگز ازش بيدار نشه

14:49.960 --> 14:52.180
. اينکه غيرممکنه

14:53.150 --> 14:54.150
خب ؟

15:03.800 --> 15:05.720
. دهنِ لعنتيتُ ببند

15:12.730 --> 15:14.700
. من ، خودم هستم

15:15.250 --> 15:18.340
. چا دوهيون " نيستم ، من "شين سگيَ"ـم "

15:25.550 --> 15:30.870
يا کاري ميکي که اين يارو
، خاطرات گذشته ـشُ به ياد بياره

15:31.790 --> 15:37.729
يا اينکه . . " يوسوب " از هديه اي که
. بهش ميدم ، به خوبي استفاده ميکنه

15:37.730 --> 15:40.040
متوجه منظورم که هستي ؟

15:40.540 --> 15:47.610
اگه ما بميريم ، "چا دوهيونَ"ـم ميميره و
. با ما ناپديد ميشه

15:58.750 --> 16:00.699
. . پسره ي

16:00.700 --> 16:02.580
! بچه ها

16:26.900 --> 16:32.111
دکتر ؟ دکتر ؟ . . دکتر ؟

16:34.550 --> 16:36.830
اينجا چه خبره ؟

16:37.750 --> 16:39.560
، " سگي "

16:40.920 --> 16:43.300
سِگي " اومده بود بيرون و "
. بعدش رفت

17:09.360 --> 17:10.859
حالِتون خوبه ؟

17:10.860 --> 17:14.079
هان ؟
. آره ، خوبم . . خوبم

17:14.080 --> 17:16.419
. گردنَم از مالِ بقيه ي آدما يه ذره کُلُفت ترِه

17:16.420 --> 17:19.780
، لقبَم "وزغ"ـه
. " وزغِ گردن کلفت "

17:22.730 --> 17:24.670
، بگذريم

17:25.520 --> 17:27.950
. بنظرم " سگي " قوي تر شده

17:28.510 --> 17:32.159
چطوري بگم ؟
، الان نميتونم درموردش نظرِ خاصي بدم

17:32.160 --> 17:35.319
مثل اينکه ميخواد صاحبِ تمام شخصيت ها
. به اضافه ي خودت بشه

17:35.320 --> 17:38.469
يعني ميخواد شرِ منو کم کنه ؟

17:38.470 --> 17:43.760
ازم ميخواست تورو به خوابي ببرم که
. هرگز نتوني ازش بيدار بشي

17:44.520 --> 17:47.699
. کاملا مشخصه که يه هدفي داره

17:47.700 --> 17:52.290
. همين هدفِ که داره قدرتمندترِش ميکنه

17:54.730 --> 17:57.390
يه چيزي گفت که
، اصلا نميشد از ياد بُردِش

17:58.140 --> 18:00.830
ميگفت که اولين عشقي چيزيشُ پيدا کرده ؟

18:01.340 --> 18:05.219
مگه امکان داره که
اين شخصيت ها عاشق هم بشن ؟

18:05.220 --> 18:07.599
. معلومه که ممکنه

18:07.600 --> 18:10.569
هرچند ، درموردِ اونکه همچين شخصيتِ
، خشِني داره

18:10.570 --> 18:14.299
ممکنه که خشونت و درگيريِ ذهنيُ که
. نسبت به طرف داره رو با عشق اشتباه بگيره

18:14.300 --> 18:17.576
درصورتي که نتونه قلبِ اون آدمو
، بدست بياره

18:17.588 --> 18:20.700
علاقه ـش نسبت به اون آدم
. ممکنه تبديل به خشونت بشه

18:25.320 --> 18:30.530
اگه کار به اينجاها بکِشه ، اون آدمي که
. عاشقشِه ، تو بد خطري ميفته

18:35.900 --> 18:38.250
ميگفت که اولين عشقي چيزيشُ پيدا کرده ؟

18:40.070 --> 18:42.860
امکان نداره ، " چِيون " ؟

18:47.320 --> 18:48.900
. بله

18:49.880 --> 18:51.890
مامان ؟
. آره ، حالم خوبه

18:53.910 --> 18:56.600
. امروز چه خوش تيپ شدي

18:58.260 --> 19:00.560
. حالم خوبه

19:02.100 --> 19:07.440
عجب وضعيِ ، چرا هنوز نيومده بيرون ؟
. همه رو ديدم بجز خودشُ

19:13.060 --> 19:14.860
. . ببخشيد

19:21.930 --> 19:23.670
ببخشيد ؟

19:41.040 --> 19:45.010
ببخشيد ، ميدونم گُستاخيِ . . اما ، شما
کي هستي ؟

19:45.640 --> 19:48.230
که ميدوني گستاخي و
من کيَم ؟

19:49.020 --> 19:53.610
، اگه ميدونم يه چيزي گُستاخانه ـس
خب براي چي ميپرسي ؟

19:54.790 --> 19:58.800
، زنِ خيلي خطرناکيه
. مشکلِ خود بزرگ بيني داره

20:01.450 --> 20:07.139
. تونستي به سلامت به بيمارستان برگردي

20:07.140 --> 20:13.379
. خيالم راحت شد ؛ اميدِتُ از دست نده

20:13.380 --> 20:16.399
، بايد فورا خودمو به يه جايي برسونم
. ببخشيد

20:16.400 --> 20:18.810
! صبر کن

20:21.111 --> 20:23.089
چيه ؟

20:23.090 --> 20:26.039
نکنه . . ؟

20:26.040 --> 20:29.619
، نميخواستم اينو بگَما

20:29.620 --> 20:33.919
خودت بودي که از کلوب تا اينجا دنبالَمو
. گرفتي و ميگفتي خاطرخوامي

20:33.920 --> 20:37.489
! صبر کنيد
. يه لحظه صبر کنيد

20:37.490 --> 20:41.609
به خودت بيا و گوش کن ببين
. چي ميگم

20:41.610 --> 20:45.379
. آهان

20:45.380 --> 20:47.419
. براي همينه که دچار سوء تفاهم شدي

20:47.420 --> 20:48.479
سوء تفاهم ؟

20:48.480 --> 20:53.559
ببخشيد ، شما خودت صدمه ي بدي
. . ديده بودي و منم شمارو بيشتر ناراحت کردم

20:53.560 --> 20:57.529
ببينم ، گفتي کي اين وسط
صدمه ديده ؟

20:57.530 --> 21:00.599
متوجهم که کار کردن توي بيمارستان
، خيلي سخته

21:00.611 --> 21:03.169
، اما ، اميدوارم که بتوني از پسِش بربيايي
. اميدِتُ از دست نده

21:03.170 --> 21:07.979
قوي باش ، قوي باش . . واقعا فورا بايد
. خودمو به يه جايي برسونم ، واقعا متاسفم

21:07.980 --> 21:11.450
. واقعا متاسفم . . ببخشيد

21:18.650 --> 21:22.709
يعني چي ؟
دست رد به سينه ـم زد ؟

21:22.710 --> 21:27.920
اين چه وضعيه ؟

21:44.330 --> 21:46.989
! نايب رئيس -
منشي " آن " ، چطوره که اينجا هستي ؟ -

21:46.990 --> 21:50.870
چه اتفاقي افتاده ؟

21:51.700 --> 21:55.709
. سگي " ، پروفسورُ تهديد کرده "

21:55.710 --> 21:59.549
چي ؟ -
. بعدا جزئياتُ برات ميگم ، بايد ماشينِتُ ببرم -

21:59.550 --> 22:03.619
چي ؟

22:15.570 --> 22:21.220
يادت باشه ، تو همين لحظه بود که
. گرفتارِ عشقِت شدم

22:49.600 --> 22:54.810
آهان ، حتما براي همينه که
. دچار سوء تفاهم شدي

23:01.250 --> 23:06.860
. خواهش ميکنم ، جواب گوشيتُ بده

23:08.080 --> 23:12.939
، " چا دوهيون "
يهويي کجا غيبِت زد ؟

23:12.940 --> 23:15.590
. " چِيون "

23:19.650 --> 23:22.949
با کسي دعوا کردي ؟

23:22.950 --> 23:26.269
فکرميکردم از اين بچه خَرخونايي که از
. مُشتِشون براي گرفتنِ مدادِشون استفاده ميکنن

23:26.270 --> 23:29.300
حالا نگو که حتي بلدي چطوري
باهاش مردمو کُتک بزني ؟

23:36.020 --> 23:38.260
. يه چيزي بايد بهت بگم

23:39.490 --> 23:41.620
مهمِه ؟

23:43.040 --> 23:46.050
. اميدوارم که از نظرِ تو اينطور باشه

23:46.870 --> 23:48.780
. بگو

23:52.760 --> 23:56.075
از اين به بعد ، اگه ديدي
. . حرفايي بهت ميزنم يا کارايي ميکنم که

23:56.087 --> 23:59.269
، اصلا به خودم نميخورن . .
. منو ناديده بگير

23:59.270 --> 24:01.169
چي ؟

24:01.170 --> 24:06.989
اگه باهات بدرفتاري کردم
، يا شب ديروقت اومدم ديدنِت

24:06.990 --> 24:13.689
يا بهت زنگ زدم و گفتم بيا بيرون يا پامو
. از حدَم فراتر گذاشتم ؛ بدون که از طرفِ خودم نيست

24:13.690 --> 24:15.249
مَست کردي ؟

24:15.250 --> 24:18.929
اگه يکيُ با قيافه ي من ديدي که
، اسم ديگه اي داشت يا

24:18.930 --> 24:23.319
، کارايي ميکرد که من معمولا نميکنم
. اون آدم من نيستم ؛ هرچه سريع تر ازش فرار کن

24:23.320 --> 24:29.929
اگرَم که نذاشت فرار کني ، تا ميتوني بزنِش ؛
. اينقدر منو بزن که از هوش برم

24:29.930 --> 24:34.580
. " هِي ، " چا دوهيون -
چِيون " ، کدوم مشروبُ ميخواي باز کنم ؟ " -

24:35.610 --> 24:41.290
، با " کيجون " داشتيم يه ليوان مشروب ميخورديم
تو هم ميخواي بيايي تو ؟

24:42.360 --> 24:47.330
، نه ، ممنون ، حرفام تموم شد
. ديگه ميرم

24:50.760 --> 24:53.130
چِيون " ؟ "

24:56.420 --> 25:00.490
کريسمسِ پارسالُ ، ازت ممنونم که
. باهام تماس گرفتي

25:02.730 --> 25:05.230
. به لطفِ تو ، کريسمسِ خوبيُ گذروندم

25:06.160 --> 25:08.710
. خوشحال بودم

25:35.030 --> 25:36.879
. عجب زنِ نترسي هستيا

25:36.880 --> 25:41.589
منو از زيرِ دوش حمام کِشيدي اينجا و
حالا بعدش به "دوهيونَ"ـم گفتي بياد ؟

25:41.590 --> 25:44.419
کي بود که الان الَکي فرياد کِشيد و
يه خودي نشون داد ؟

25:44.420 --> 25:50.829
، اين جنگِ اعلامِ منطقه بينِ مَرداس
. درواقع يه جور زوزه کِشيدنِه

25:50.830 --> 25:54.529
حالا من شدم منطقه يِ تو ؟

25:54.530 --> 25:57.389
. خودت که خوب داري حال ميکني

25:57.390 --> 26:00.880
آرزوي هر زني ، داشتنِ
. عشقِ بي ريايِ يه مَردِ

26:09.880 --> 26:11.899
دوهيون " ميدونه که تو يه پا روباهِ بدجنسي ؟ "

26:11.900 --> 26:14.604
اگه بفهمه که بهم علاقمندترَم ميشه ؛

26:14.616 --> 26:17.440
اينکه سکسي تر از داستانِ دوستِ
. دوران بچگي بودنِه

26:23.300 --> 26:26.800
. بنظرم " سِگي " قوي تر شده

26:29.270 --> 26:32.490
. حتما يه هدفي داره

26:34.050 --> 26:38.320
. همين هدفِ که اونو قوي تر کرده

26:43.020 --> 26:47.239
" کاري کن که " چا دوهيون
، به خوابِ ابدي بره

26:47.240 --> 26:49.460
. طوري باشه که هرگز بيدار نشه

27:09.390 --> 27:12.619
، " خوب گوش کن ، " شين سگي
. . اگه ببينم به آدماي اطرافَم

27:12.645 --> 27:16.269
، صدمه زدي
خودم کارِتُ تموم ميکنم ، گرفتي ؟

27:16.270 --> 27:19.126
، ترجيح ميدم بميرم و از شرِت خلاص بشم
. . اگه من زنده نباشم ، تو هم

27:19.138 --> 27:21.869
نميتوني زنده بموني ؛ . .
. اگه تو قوي تر شدي ، يعني منم قوي تر شدم

27:21.870 --> 27:26.479
ميشنوي چي ميگم ، " شين سگي " ؟
ميشنوي چي ميگم ، حرومزاده يِ نکبت ؟

27:26.480 --> 27:29.460
. . حرومزاده

28:02.650 --> 28:05.260
برنامه ي کاريِ سال آينده و
، همينطور پرونده هاي کارمندا و

28:05.272 --> 28:07.369
. آدماي معروفُ برام بيار

28:07.370 --> 28:10.300
تصميم گرفتيد بمونيد ؟

28:11.360 --> 28:15.589
، اگه اون هدفي داشته باشه
. . حتي اگرم به آمريکا برگردم

28:15.590 --> 28:19.969
، اون بازم سوار هواپيما ميشه و برميگرده . .
. اينطوري ، فقط يه راه برام ميمونه

28:19.970 --> 28:22.390
. نميخوام ازش فرار کنم

28:27.920 --> 28:30.640
. بايد باهاش روبرو بشم

28:32.060 --> 28:37.129
هدفِ کوتاه مدتَم ، جلسه ي هيئت مديره ـس که
. تا سه ماه ديگه برگزار ميشه

28:37.130 --> 28:41.420
. تا اونوقت ، هيچ اتفاقي نبايد برام بيفته

28:45.380 --> 28:49.109
، بايد جديدترين تکنولوژي داشته باشم که

28:49.111 --> 28:52.059
بتونم اونو زيرنظر داشته باشم و
. کنترلِش کنم

28:52.060 --> 28:54.719
« ساعت 6:50 دقيقه ي صبح ، بيدار ميشم »

28:54.720 --> 28:59.009
، تا زماني که خوابم
. تمام دراي خونه رو به روي خودم قفل ميکنم

28:59.010 --> 29:03.659
، هشتم ژانويه ي سال 2015
. ساعت 6:50 دقيقه ي صبح بيدار شدم

29:03.660 --> 29:08.380
تا زماني که بيدارَم ، مطمئن ميشم که
. دوربين هاي مداربسته ، منو زيرنظر داشته باشن

29:18.030 --> 29:19.289
« ورزش در ساعت هفت صبح »

29:19.290 --> 29:23.579
، يه اتاق مخصوص ورزش کردن لازم دارم
. . هروقت که استرس بهم ميزنم يا وحشت زده ميشم

29:23.580 --> 29:27.470
. اونا بهم حمله ميکنن . .

29:28.480 --> 29:33.730
بايد تو وضعيتي باشم که بتونم
. احساساتم و حالتِ روحيمو کنترل کنم

29:45.580 --> 29:48.559
آخرسر اينکه ، يه روانپزشکِ مخفي
. لازم دارم

29:48.560 --> 29:54.379
، حالا که " سگي " به پروفسور حمله کرده
. براش خطرناکِه که بخوام درمانم کنه

29:54.380 --> 29:59.159
بايد دنبالِ روانپزشکي باشم که
. بتونه جاي اونو بگيره

29:59.160 --> 30:04.939
بايد آدمي باشه که بتونه
. اين رازُ با خودش به گور ببره

30:04.940 --> 30:08.899
، رازِتُ با خودم به گور ميبرم
. پس بهم بگو ديگه

30:08.900 --> 30:12.450
چطوري فرار کردي ؟

30:15.350 --> 30:18.644
خانم " هاسکي " ! اگه درمانُ بيخيال بشي و
، داروهاتُ نخوري

30:18.656 --> 30:21.419
، ديرتر از اينا مرخص ميشي
همينو ميخواي ؟

30:21.420 --> 30:25.039
هم اينجا و هم خونه ـم ، هردوشون
. برام مثل يه زندان هستن

30:25.040 --> 30:28.729
، تو خونه ـم و بيمارستان
. فقط يه مُشت دکتر ريخته

30:28.730 --> 30:32.359
تمام دکتراي توي خونه ـم از اينکه نميتونن
، ازم يه دکتر بسازن ، دارن ديوونه ميشن

30:32.360 --> 30:36.969
و دکتراي توي بيمارستانَم از اينکه نميتونن
. منو بيمارِ خودشون بکنن ، دارن ديوونه ميشن

30:36.970 --> 30:39.050
دکتر ، چيزي نميخواي بگي ؟

30:39.680 --> 30:42.419
. ميدونم که نميتونم از اينجا برم

30:42.420 --> 30:46.779
، فقط ميخوام زندگيمو با رقصيدن بگذرونم
کجاي همچين چيزي ديوونگي به حساب مياد ؟

30:46.780 --> 30:49.769
. خب بيا باهم بريم

30:49.770 --> 30:54.239
اگه داروهاتُ بخوري و درمان بشي ؛
. خودم باهات ميام

30:54.240 --> 30:55.509
جونِ من ؟ -
. آره -

30:55.510 --> 30:58.319
کِي ؟ -
چطوره موقعِ بيکاريم بريم ؟ -

30:58.320 --> 31:03.349
، پس ميتونيم همين امروز بريم
. امروز بيکاري ديگه

31:03.350 --> 31:05.919
چرا اينقدر شوکه شدي ؟ -
! چشمات -

31:05.920 --> 31:10.449
همه هِي بهم ميگفتن که شبيه هاسکيِ سيبري
. هستم و منم آرايش چشمامو عوض کردم

31:10.450 --> 31:15.699
رنگِ شرابيِ تاريک و روشنِ ؛
. جديدا تو کلوب همين همين تيپُ ميزنن

31:15.700 --> 31:17.219
مطمئني ؟

31:17.220 --> 31:22.270
، هم همينطوره EXO آره ، آرايشِ "بِکهون"ـه
مگه نميدونستي ؟

31:23.710 --> 31:29.039
يه ذره ـم از مُدِ روز با خبر نيستي ، چه ضايع ؛
. اما ، خوب بلدي دنبالِ مَرداي جيگر راه بيفتي

31:29.040 --> 31:32.889
تور کنم ؟ کي ؟ . . منو ميگي ؟

31:32.890 --> 31:35.070
، " الَکي انکارِش نکن ، دکتر " او ريجين
. . خيلي وقته که

31:35.082 --> 31:37.319
. شايعه ـش تمام بيمارستانُ پُر کرده . . -
. سلام -

31:37.320 --> 31:39.967
ميگن دنبالِ يه بيمار ميگشتي که
. . به تورِ يه مَردي ميخوري و

31:39.979 --> 31:42.420
بعدِ دوساعت ، طرف دست رد به . .
. سينه ـت ميزنه

31:43.250 --> 31:45.560
. . دو ساعت

31:47.350 --> 31:49.939
ميگن حشره هام ميتونن
. روي زمين غلت بخورن

31:49.940 --> 31:53.019
خبر نداشتيم که دکتر " او " هم
. خوب بلدِ دنبالِ مَردا بيفته

31:53.020 --> 31:55.549
حتي بعد از دو ساعت طرف
. دستِ رد به سينه ـش زده

31:55.550 --> 31:57.767
، دکتر " او " بدجور با اراده ـس و

31:57.779 --> 31:59.809
، بايد تا آخرِ راهُ بره
. مثلِ يه پا ژنرال ، خوب آتيشيِ

31:59.810 --> 32:02.403
. انگار نتونسته خوب براش ناز کنه

32:02.415 --> 32:04.850
. . وقتي يارو ميخواسته شلوارِشُ دربياره

32:08.590 --> 32:12.439
هِي ! آدم دلِش براش ميسوزه ؛
فکرکردي قبلا با کسي قرار گذاشته بوده ؟

32:12.440 --> 32:16.989
، بايد هواشُ داشته باشيم
. بيچاره ممکنه مشکلِ استرس بهم بزنه

32:16.990 --> 32:21.069
داره توي انکارِ اينکه دست رد به
. سينه ـش خورده ، به سر ميبره

32:21.070 --> 32:25.669
ببينم ، جايي پنجره اي چيزي بازه ؟
چرا يهويي اينقدر سرد شد ؟

32:25.670 --> 32:28.340
! من دنبالِ کسي نيفتادم

32:30.820 --> 32:32.969
! هِي ، هِي ، هِي

32:32.970 --> 32:35.729
دکتر " او " ، مگه امروز ، روزِ
بيکاريت نيست ؟

32:35.730 --> 32:37.528
اون تو نخِ من رفته بود و
، افتاده بود دنبالم

32:37.540 --> 32:39.189
اون بود که گفت کار داره و
، يهويي غيبِش زد

32:39.190 --> 32:44.239
اون بود که داشت منو بازي ميداد ؛ من يه بارَم
! طرفِش نرفتم ، درنتيجه دنبالِ کسيَم نيفتادم

32:44.240 --> 32:50.539
دکتر " او " ، اين لباساي همون مَرديِ که
چشمِتون اونو گرفته بود ، درسته ؟

32:50.540 --> 32:52.089
تميزکار بهم گفته که
. اينو بهتون بدم

32:52.090 --> 32:55.400
! چشمَم هيچ خريُ نگرفته بوده

33:18.280 --> 33:20.590
« ساختِ ايتاليا »

33:35.800 --> 33:37.740
« شين سِگي »

33:41.690 --> 33:46.199
، بخاطرِ اينکه کارِ غير قابل توجيهي ازت سر زده
. سعي نکن به بقيه صدمه برسوني

33:46.200 --> 33:49.524
اگه تکرار کني و به خودت بگي که
، کارِت کاملا غيرقابل توجيه بوده

33:49.536 --> 33:52.279
اونوقت ، از اون آدم بيشتر و بيشتر
. متنفر ميشي

34:08.420 --> 34:11.570
« . . دستگاه مشترک موردنظر در دسترس نمي باشد »

34:12.460 --> 34:17.549
. آره ديگه ، دست رد به سينه ـم خورده

34:17.550 --> 34:19.790
« سطلِ آشغال »

34:43.920 --> 34:47.630
آره ، نه دلم هواي ديدنِشُ کرده و
. نه چشم انتظارشَم

34:51.020 --> 34:53.859
ميدوني چرا ؟
. چون چرمِ واقعيه

34:53.860 --> 34:57.730
. براي اينکه ساختِ ايتالياس

35:01.160 --> 35:02.939
! خداي من

35:02.940 --> 35:05.989
! بابات اومده

35:05.990 --> 35:10.789
اومدي ! اين چيه ؟
براي بابات آورديش ؟

35:10.790 --> 35:15.299
، مالِ تو نيست که
. مالِ تو نيست

35:15.300 --> 35:19.530
. بابا ! گفتم که مالِ تو نيست

35:30.450 --> 35:32.819
چطور شدم ؟
تيپَم باحال ميزنه ، نه ؟

35:32.820 --> 35:35.989
باحال کجا بود ؟
. قيافه ـش ارزون ميزنه

35:35.990 --> 35:39.189
. انگار از ديدنَم خيلي خوشحال شدي

35:39.190 --> 35:41.799
. . آره ، همينطوره ، راس ميگي
. حالا درِش بيار ديگه

35:41.800 --> 35:44.379
، هم اومدي ديدنَم و

35:44.380 --> 35:49.429
، هم براي پدرت هديه آوردي
. چه بزرگ شديا

35:49.430 --> 35:52.499
، واقعا که خودِ کلاسيکِه
. اينقدر ازش خوشَم اومده که نگو

35:52.500 --> 35:55.549
، اينو ببين
اين شبيه خونِ واقعي نيست ؟

35:55.550 --> 35:59.289
. حتي به اين جزئياتِ ريزَم دقت ميکنن

35:59.290 --> 36:04.459
. چرمِ ايتاليا واقعا که خوب کيفيتي داره

36:04.460 --> 36:10.039
. . بابا ، دلم نمياد که راستشُ بهت نگم
. اين کُت خيلي بهت کوچيکِه

36:10.040 --> 36:11.889
. نخيرَم ، اصلا کوچيک نيست

36:11.890 --> 36:14.490
عزيزم ، رفتي هيزم بياري ؟

36:16.050 --> 36:17.349
! " ريجين "

36:17.350 --> 36:19.590
! مامان

36:24.790 --> 36:26.089
کِي رسيدي ؟

36:26.090 --> 36:28.479
. همين الان رسيدم

36:28.480 --> 36:29.789
. معلومه که همه چي خوبه

36:29.790 --> 36:31.399
! حق با من بود

36:31.400 --> 36:34.039
بابات يه خوک وحشي شکار کرده که
. برات کبابِش کنيم

36:34.040 --> 36:35.279
! آخ جون

36:35.280 --> 36:38.679
عزيزم ، هيزم هارو آوردي ؟

36:38.680 --> 36:41.219
عزيزم ؛ ميايي تو ديگه ، آره ؟

36:41.220 --> 36:45.329
. . يه کم صبر کن ، شماها اول بريد تو
. بريد

36:45.330 --> 36:47.969
بيا بريم تو ، گرسنه اي ؟

36:47.970 --> 36:49.649
. خيلي گرسنه ـم

36:49.650 --> 36:54.429
. . عزيزم

36:54.430 --> 36:56.750
! اون بهت کوچيکِه

36:58.570 --> 37:00.559
. بابا هنوزم مثلِ قبلِه

37:00.560 --> 37:04.180
. نگران نباش ، داره بهتر ميشه

37:09.720 --> 37:13.360
فقط آدمارو دوس داشت و
. به همه کمک ميکرد

37:17.950 --> 37:23.059
چيه ؟ اينکه بزرگترين نقطه ي قوت و
. فريبندگيِ بابائه

37:23.060 --> 37:25.249
، اگه تمام آدماي دنيا مثل بابا بودن که

37:25.261 --> 37:27.619
ديگه بخشِ روانپزشکي ـييَم
. توي بيمارستانِمون وجود نداشت

37:27.620 --> 37:30.048
، زنايي که به آدمايي مثل بابات ميرسن

37:30.060 --> 37:32.540
حواسِشون هست که کارِ بخش روانپزشکي
. به آخر نرسه ، نميخواد نگرانِ اينِش باشي

37:33.200 --> 37:35.419
چرا هيچ صدايي از " ريون " درنمياد ؟
جايي رفته ؟

37:35.420 --> 37:38.508
، نميدونم ، تمام شبُ روي نوشتنِ

37:38.520 --> 37:41.489
، رمان جديدِش گذرونده
. نميدونم خوابه يا نه

37:41.490 --> 37:45.879
ميتوني جلوي داداشِتُ از نوشتنِ
اين رُمان هاي معمايي بگيري ؟

37:45.880 --> 37:48.699
فقط بلدِ درمورد مرگ و ميرِ آدما
، حرف بزنه

37:48.700 --> 37:51.519
همَش اين کتابارو مينويسه و شبا بخاطرِ
. کابوسايي که ميبينه ، خواب نداره

37:51.520 --> 37:53.470
واقعا ؟

37:55.720 --> 37:58.440
مگه خِنگِه ؟

38:14.570 --> 38:17.140
. . مَردِ تنها

38:55.560 --> 38:57.629
. از ترس زهره ترکَم کردي که

38:57.630 --> 39:00.769
مگه دزدي چيزي هستي ؟

39:00.770 --> 39:04.820
کي فرستادتِت ؟ از طرفِ ناشرِ بعدي اومدي ؟
از طرفِ انتشاراتِ " اريو " اومدي ؟

39:09.960 --> 39:13.700
مادرت منو فرستاده سراغِت که
. ببرمِت يه چيزي کوفت کني

39:36.070 --> 39:37.839
. او ريون"ـو آوردم"

39:37.840 --> 39:40.299
. اومدم

39:40.300 --> 39:45.959
، ببين پاي چشماش چقدر سياه شده
. تو پاندايي ، آدم نيستي که

39:45.960 --> 39:47.449
ديروز زدي چند نفرُ کُشتي ؟

39:47.450 --> 39:48.959
. يه دو نفري ميشه

39:48.960 --> 39:54.179
دوتا بچه دارم و هردوتاشون فقط کارايي
. ميکنن که به پدر و مادرِشون صدمه ميزنه

39:54.180 --> 39:56.619
ميترسم که نکنه يکيشون
، بدستِ يکي از بيماراش صدمه ببينه و

39:56.620 --> 39:59.549
ميترسم اين يکيَم آخرسر بخاطرِ اينکارايي که
. ميکنه ، مُخِش کلا تعطيل بشه

39:59.550 --> 40:03.129
، ريجين " ، حالا که اينجايي "
. يه مشاوره به برادرت بده

40:03.130 --> 40:06.679
خانوادَمون همينطوريش تو وضعيتِ روحيِ
. خيلي خوبي به سر ميبره

40:06.680 --> 40:10.819
نکته ي مهم سلامتي ، وجودِ خوشبختي
. توي خانواده ـس

40:10.820 --> 40:16.350
حالا قراره بزنيم تو کارِ خنديدن ؟

40:31.570 --> 40:34.559
بياييد بيرون کمکم کنيد که
. آتشُ روشن کنم

40:34.560 --> 40:37.189
، تمام هيزم هارو استفاده کردم
. هوا خيلي سردِ

40:37.190 --> 40:41.970
اون کتُ از کجا آوردي ؟
. خيلي باحاله

40:46.380 --> 40:48.429
. بيا

40:49.590 --> 40:53.089
. اينَم از اين

40:53.090 --> 40:56.260
. . خب

41:07.930 --> 41:10.159
. اينَم از آبجوها

41:10.160 --> 41:11.899
! آخ جون

41:13.770 --> 41:16.499
. چه خوشمزه ميزنه

41:19.111 --> 41:20.080
به سلامتي بگيم ؟

41:20.081 --> 41:23.129
بايد بگيم ديگه ، نه ؟

41:23.130 --> 41:25.779
! همگي باهم -
! به سلامتي -

41:25.780 --> 41:29.970
! به سلامتي

41:40.430 --> 41:43.010
. اينجا چقدر سردِ

41:49.470 --> 41:52.175
، اگه خوردنِت تموم شده
. بهتره بري تو و بخوابي

41:52.187 --> 41:54.590
چرا اين موقع شب داري قهوه ميخوري ؟

41:56.320 --> 41:57.879
ميخواي تمام شبُ کار کني ؟

41:57.880 --> 42:03.039
آره ، بايد حداقل يه دو نفرُ بکُشم که
. خوابم ببره

42:03.040 --> 42:06.489
شنيدم شبا کابوس ميبيني و
. براي همينم خواب نداري

42:06.490 --> 42:09.629
زيادي غرقِ داستاناي خودت نشدي ؟

42:09.630 --> 42:12.330
الان مشاوره رو شروع کرديم ؟

42:15.650 --> 42:18.269
نميدونم اين حرفا از نظرِ يه نويسنده
، چطور بنظر ميرسه

42:18.270 --> 42:21.949
اما ، آدم بايد بين دنياي واقعي و
خياليش ، تفاوت قائل بشه ؛

42:21.950 --> 42:25.389
اگه زيادي غرقِ دنياي خيالي ـيي که
، خودت ساختي بشي

42:25.390 --> 42:28.050
. ممکنه صدمه ببيني

42:28.910 --> 42:35.039
. . آخِي ، آخِي ، اينجارو
. داداشِت چيزيش نميشه

42:35.040 --> 42:39.199
فکرميکني چرا تصميم گرفتم با اسم مستعارِ
اومگا ، يه نويسنده يِ اسرارآميز بشم ؟

42:39.200 --> 42:42.880
بنظرِ من که کلا همچين چيزي
. چندان لازم نبوده

42:45.870 --> 42:48.359
. يه کم مُختُ بکار بگير ، دکتر

42:48.360 --> 42:53.040
بعنوان امگا ، نويسنده ـيَم که
، رمان هاي معمايي مينويسه

42:55.520 --> 42:58.280
، " اما ، بعنوان " او ريون

43:02.070 --> 43:04.230
. . درست تو همون نقطه

43:05.790 --> 43:09.030
. من يه روحِ آزادَم . .

43:10.830 --> 43:13.989
. . " و بعنوانِ " اووي

43:13.990 --> 43:18.240
از کِي تاحالا سه شخصيتِ شدي ؟
اين يکي کيه ؟

43:19.140 --> 43:21.909
. براي اغفالِ زنا ازش استفاده ميکنم

43:21.910 --> 43:25.659
، او ريون " زيادي معمولي ميزنه "

43:25.660 --> 43:28.719
براي همينم ، زنا منو به اسمِ
. اووي " صِدا ميزنن "

43:28.720 --> 43:30.630
. . آهان

43:32.260 --> 43:34.449
. جلسه تموم شد

43:34.450 --> 43:35.809
. تو دو شخصيتِ هستي

43:35.810 --> 43:39.399
منظورم اينه که ميتونم تا تجزيه کردنِ
. . خودم به سه آدمِ مختلف

43:39.400 --> 43:45.000
. زندگيِ راحت و بي دردسري داشته باشم . .

43:48.150 --> 43:49.810
. درسته

43:50.360 --> 43:52.780
. " مثلِ " جکيل " و " هايد

43:53.860 --> 43:57.559
فقط يه دونه " شين سگي " با اين
. قيافه وجود داره

43:57.560 --> 43:58.629
چي ؟

43:58.630 --> 43:59.620
. اون آدم ، فقط خودم هستم

43:59.621 --> 44:01.720
. صبر کن

44:05.700 --> 44:07.419
چيه ؟ چرا همينطور موندي ؟ -
چي ؟ -

44:07.420 --> 44:09.059
چکار ميکني ؟

44:11.130 --> 44:13.210
. چيزي نيست

44:14.750 --> 44:16.869
، ببينم

44:16.870 --> 44:21.039
اگه زندگيتُ با داشتنِ چندتا شخصيتِ
، مختلف بگذروني

44:21.040 --> 44:23.039
اصلا حالَم ميده ؟

44:23.040 --> 44:27.709
، بجاي اينکه بگيم حال ميده يا نه

44:27.710 --> 44:32.339
بيشتر اينطوره که خودتُ از دستِ اين
. دنياي بيرحم نجات ميدي ، نکته ي اصلي همينه

44:32.340 --> 44:34.340
. يه چيزي تو همين مايه هاس

44:37.160 --> 44:38.669
چيه ؟

44:38.670 --> 44:39.919
چيه ؟

44:39.920 --> 44:40.999
چيه ؟

44:41.000 --> 44:42.329
چيه ؟ چيه ؟ . . چيه ؟

44:42.330 --> 44:44.179
چيه ؟ چيه ؟ چيه ؟ -
چيه ؟ -

44:44.180 --> 44:47.220
. . چيه ؟ بگو ديگه

44:57.340 --> 45:00.469
فقط يه " شين سگي " با اين قيافه
، وجود داره

45:00.470 --> 45:02.450
. اونَم فقط منم

45:04.140 --> 45:06.099
. . پس

45:06.100 --> 45:10.639
. هرگز نگاهِ توي چشمامُ از ياد نبر

45:10.640 --> 45:12.539
. قوي باش

45:12.540 --> 45:15.879
قوي باش . . بايد فورا خودمو به يه جايي
. برسونم . . ببخشيد

45:15.880 --> 45:19.630
. ببخشيد ، واقعا متاسفم

45:22.910 --> 45:27.480
. . اون فرق داشت ، چشماش

45:45.000 --> 45:47.100
اومدي ؟

45:52.170 --> 45:54.029
. زودتر از اوني که فکرشُ ميکردم اومدي

45:54.030 --> 45:55.470
. آره

45:58.160 --> 46:01.449
موقع شب که اتفاقي براتون نيفتاد ؟

46:01.450 --> 46:03.919
. يه چندروزي ميشه که پيداش نشده

46:03.920 --> 46:09.219
، با توجه به چيزايي که ضبط کردم
. نه هوشياريمو از دست دادم و نه زمانَمو

46:09.220 --> 46:11.399
. جايِ مهمِش از اينجا شروع ميشه

46:11.400 --> 46:15.250
پس ميتونيم جلسه ي هيئت مديره رو
اونطور که قرار بود ، ادامه بديم ؟

46:56.600 --> 46:59.300
. رئيس

47:10.500 --> 47:13.220
، بايد به ديدنِتون ميومدم
. اما ، حالا اينطور ديدمِتون

47:17.140 --> 47:20.269
نسبت به بچه اي که همين تازگي
. . از آمريکا برگشته و هنوز

47:20.270 --> 47:24.909
نتونسته خودشُ به خوبي . .
، با زمانِ اينجا وِفق بده

47:24.910 --> 47:28.129
يه کم نامَردي نميکنيد ؟

47:28.130 --> 47:33.119
، هم براي شرکت و هم براي خودش

47:33.120 --> 47:37.939
بهتره که هرچه زودتر کارِشُ
. شروع کنه

47:37.940 --> 47:40.210
. شما نميخواد نگرانِ چيزي باشيد

47:44.600 --> 47:50.111
، نسبت به بچه اي که تازه کارِشُ شروع ميکنه
همچين موقعيتي خيلي سنگين نيست ؟

47:53.310 --> 47:55.959
. همه چيُ از شما ياد ميگيره

47:55.960 --> 47:59.629
حالا که همچين موقعيتِ سنگيني
، بهش داده شده

47:59.630 --> 48:02.510
. بايد مسئوليت پذيرتر باشه

48:11.850 --> 48:16.350
، شما ميتونيد اول بريد
. ما با آسانسورِ ديگه اي مياييم

48:16.990 --> 48:19.170
. همينطورَم بايد باشه

48:25.550 --> 48:28.280
. گولِ اون لبخندِشُ نخور

48:32.670 --> 48:35.300
. تمامِش الَکيِ و از روي برنامه ـس

48:35.990 --> 48:41.340
، هرچي آدم جاه طلبيش شيطاني تر باشه
. خودِ واقعيشُ هم بيشتر مخفي ميکنه

48:46.250 --> 48:50.449
! پرتابِ خوبي بود

48:50.450 --> 48:54.380
، هميشه تحت تاثيرِ مهارتِت ميرم
استراتژيت چيه ؟

48:58.520 --> 49:01.860
چطور بود ؟
. امروز خيلي بد نبودي

49:02.610 --> 49:07.429
، آره ، درسته
. گروهِ "سونگجين"ـه

49:07.430 --> 49:09.499
. نه ، هنوز رئيس نشده

49:09.500 --> 49:11.559
. رئيسِ بخشِ شناساييِ

49:11.560 --> 49:15.339
آخ . . چرا نميگيري چي ميگم ؟

49:15.340 --> 49:20.389
! وارد کننده يِ شناساييِ

49:20.390 --> 49:22.519
. بياييد بريم

49:22.520 --> 49:27.170
عزيزم ، با اينکه پسرم وارثِ گروهِ
. . سونگجين"ـه"

49:37.970 --> 49:42.989
، باشه بابا ، يه غذا مهمونِت ميکنم
. اصلا دوبار مهمونِت ميکنم

49:42.990 --> 49:45.169
. تو تاريخِشُ معلوم کن

49:45.170 --> 49:46.729
هِي ، " دونگسو " ؟

49:46.730 --> 49:49.260
. بعدا باهات حرف ميزنم

49:52.570 --> 49:55.800
! دونگسو " ! منم "

49:59.000 --> 50:01.179
. واقعا که

50:01.180 --> 50:04.869
اين چه وضعِ شرم آوري بود که
درست کرده بود ؟

50:04.870 --> 50:07.669
بخاطرِ همين آدماي بي شرمِ که
. . آدم نميتونه

50:07.670 --> 50:10.169
. اين آدمي که ميگي ، انگار منم

50:10.170 --> 50:11.990
دونگسو " ، درُس ميگم ؟ "

50:12.540 --> 50:14.320
. بعدا بهت زنگ ميزنم

50:16.500 --> 50:19.289
، بشين ، بيا حرف بزنيم
. خواهرشوهر

50:19.290 --> 50:21.429
. . ببين

50:21.430 --> 50:23.499
نميشه منو خواهرشوهر صدا نزني ؟

50:23.500 --> 50:26.049
، خواهرشوهرَمو بايد خواهرشوهر صدا کنم
ميخواي به اسم صِدات کنم ؟

50:26.050 --> 50:28.539
چرا ميگي من خواهرشوهرتَم ؟

50:28.540 --> 50:31.949
مگه اسم خانوادگيِ تو ، توي
شجره نامه ي خانوادگيِ منم هست ؟

50:31.950 --> 50:33.979
. اون که فقط يه تيکه کاغذِ

50:33.980 --> 50:36.604
، چون همچين تيکه کاغذي نيست
. . مگه کسيَم هست که

50:36.616 --> 50:39.199
ندونه من زنِ " چا جونپيو " هستم ؟ . .

50:39.200 --> 50:44.660
اينقدر خيالبافي نکن ، هيچکس تورو عضوي از
. خانواده ي " سونگجين " نميدونه

50:46.830 --> 50:50.159
واقعا که ، هِي ! چرا بايد
دست از خيالبافي کردن بردارم ؟

50:50.160 --> 50:53.699
شوهرم که هنوز زنده ـس و
. . پسرم " چا دوهيون " هم

50:53.700 --> 50:55.021
، تنها وارثِ "سونگجين"ـه . .
. . براي چي

50:55.033 --> 50:56.619
نبايد خيالبافي کنم ؟ . . -
. اول وِلم کن و بعد حرفِتُ بزن -

50:56.620 --> 51:00.039
. وِلم کن -
! اول وِلت کنم ، بعد حرف بزنم ؟ چه هرزه يِ پُررويي -

51:00.040 --> 51:03.359
ميخواي حسابي آبروتُ ببرم ؟
چطور جرأت ميکني ؟

51:03.360 --> 51:09.960
« " نايب رئيس " چا دوهيون »

51:18.410 --> 51:21.040
از دفترِت خوشِت مياد ؟

51:29.450 --> 51:32.049
تشريف آوردي ، رئيس ؟

51:32.050 --> 51:35.709
يعني چي ؟ از همين الان
داري اعلام جنگ ميکني ؟

51:35.710 --> 51:37.039
منظورت چيه ؟

51:37.040 --> 51:39.639
. اينقدر خودتُ نزن به اون راه

51:39.640 --> 51:42.869
" جنگِ بين وارثينِ گروهِ " سونگجين
. ديگه شروع شده

51:42.870 --> 51:45.760
آدمايي که از بيرون مارو زير نظر دارن که
. خيلي به اين درگيري علاقمندَن

51:50.080 --> 51:52.760
. بهتره بهَم آسون بگيريم

52:00.040 --> 52:03.080
حالا چرا حرف از خشونت و
حمام خون ميزني ؟

52:04.050 --> 52:06.450
. بعدا ميبينمت

52:12.000 --> 52:16.620
. راستي ، اونشب توي کلوب ديدمِت

52:18.160 --> 52:21.580
اصلا شبيه يه آدم ديگه اي
. تيپ زده بودي

52:28.540 --> 52:31.120
اونشبُ ميگي ؟

52:33.150 --> 52:37.449
، دوستام که قبلا همکلاسيم بودن

52:37.450 --> 52:41.199
. يهويي باهام تماس گرفتن

52:41.200 --> 52:44.579
. حتما تو آمريکا زياد خوشگذروني ميکردي

52:44.580 --> 52:46.289
موادَم ميزدي ؟

52:46.290 --> 52:48.410
چي ؟

52:52.290 --> 52:57.080
، مراقب باش ، اينجا کُره ـس
. آدماي زيادي حواسِشون بهت هست

53:04.350 --> 53:06.330
. ديگه ميرم

53:11.290 --> 53:14.179
يعني چي که داره بهم سخت ميگذره ؟

53:14.180 --> 53:16.789
. نميدوني دخترت چقدر قويِ

53:16.790 --> 53:19.179
. نميخواد الَکي بگي قوي هستي

53:19.180 --> 53:23.039
فقط يه پسرِ خوبُ از بيمارستان انتخاب کن و
. باهاش ازدواج کن و ميتوني بعدش بهمون سر بزني

53:23.040 --> 53:25.419
اما ، بايد از بين دکترا باشه ؛
. از بين بيمارات انتخاب نکني

53:25.420 --> 53:30.290
، مامان ، بايد پارک کنم
. ديگه قطع ميکنم

53:56.690 --> 53:59.049
. دخترم ، بابتِ هديه ـت خيلي ممنونم

53:59.050 --> 54:02.750
، يه کوچولو بهم تنگِه
. اما ، به خوبي ميپوشمِش

54:08.810 --> 54:11.950
او ريجين " ؟ "

54:21.270 --> 54:23.180
« او ريجين »

54:28.600 --> 54:29.759
الو ؟

54:29.760 --> 54:32.620
شين سِگي " هستي ؟ "

54:34.140 --> 54:36.580
شما کي باشي ؟

54:37.660 --> 54:45.660
من ؟ من همونيَم که توي کلوب
. بدجور جلوي همه زدي شرمنده ـش کردي

54:45.750 --> 54:48.219
کُتَم کجاس ؟

54:48.220 --> 54:50.599
بگو کُتم کجاس ؟

54:50.600 --> 54:54.599
کُت ؟ کدوم کُت ؟

54:54.600 --> 55:00.199
ديگه کافيه ؛ هيچ صدمه اي به کُتِ چرميم که
، باهاش زدي به چاک نميزني و

55:00.200 --> 55:02.329
. مثلِ قبل ، سالم بدستَم ميرسونيش

55:02.330 --> 55:06.249
درغيراينصورت ، دوس دخترِت
. بدستِ خودم ميميره

55:06.250 --> 55:12.449
دوس دخترم ؟ -
اِي بُزدل ، حالا خودتُ زدي به اون راه ؟ -

55:12.450 --> 55:14.899
مگه صاحبِ اين گوشيُ نميشناسي ؟

55:14.900 --> 55:19.410
. " او ريجين " از بيمارستانِ " کانگهان "

55:22.730 --> 55:24.499
. خوب گوشاتُ باز کن

55:24.500 --> 55:29.749
تا ساعت يک ، کُتُ با خودت
. به انباريِ " تِسانگ " مياري

55:29.750 --> 55:32.119
، اگه نياريش ، اين زنَم کارِش تمومه

55:32.120 --> 55:35.969
. اگرَم دير کني ، بازم کارِش تمومِه

55:35.970 --> 55:42.070
اگه ببينم به پليس گزارش دادي يا يکيُ
. با خودت آوردي ، ميزنم ميکُشمِش

55:43.540 --> 55:45.659
الو ؟

55:45.660 --> 55:48.120
الو ؟

56:19.450 --> 56:21.789
کجا ميريد ؟

56:21.790 --> 56:25.120
. زودي برميگردم

56:25.950 --> 56:28.000
! نايب رئيس

56:31.390 --> 56:33.909
. نميتونيد الان اينکارو بکنيد

56:33.910 --> 56:36.849
. جلسه به زودي شروع ميشه

56:36.850 --> 56:39.409
. بايد پيداش کنم

56:39.410 --> 56:41.500
! نايب رئيس

56:50.700 --> 56:52.599
. بياييد فعلا برگرديم شرکت

56:52.600 --> 56:55.699
به هرقيمتي که شده ، بايد توي
. جلسه باشيد

56:55.700 --> 56:58.199
. خودم بعدا اين قضيه رو به پليس گزارش ميدم

56:58.200 --> 57:00.799
اگه خودم تنهايي نرم ، اون زن
. جونِش به خطر ميفته

57:00.800 --> 57:02.539
. اين ، کاريِ که " سگي " کرده

57:02.540 --> 57:06.249
حتي اگرم خودتون بريد که نميدونيد
. بايد چکار کنيد و نميتونيد قضيه رو حل کنيد

57:06.250 --> 57:10.330
، پاي جونِ يه آدمِ ديگه وسطِه
. . حداقل بايد برم و اونو

57:18.250 --> 57:23.019
. منشي " آن " ، بهم بزن

57:23.020 --> 57:26.149
چي ؟
منظورتون چيه ؟

57:26.150 --> 57:29.619
. بايد "شين سگي"ـو بيدار کنم

57:29.620 --> 57:31.721
! نايب رئيس -
، تنها کسي که ميدونه اونشب -

57:31.733 --> 57:33.999
چه اتفاقي افتاده بوده و
. جاي کتُ ميدونه ، اونه

57:34.000 --> 57:36.089
تنها کسي که ميتونه اين قضيه رو
. حل کنه ، "سگي"ـه

57:36.090 --> 57:39.509
، اما ، حتي اگرم اينکارو بکنيد
. مطمئن نيستيم که حتما اون پيداش ميشه

57:39.510 --> 57:43.159
اون به عصباني شدن يا صدمه ديدنَم ، حساسِه ؛

57:43.160 --> 57:47.460
. تنها راهِش همينه ، منو بزن

57:49.050 --> 57:51.700
. نميتونم

57:53.370 --> 57:55.349
. بعنوان رئيسِت ، دارم بهت دستور ميدم

57:55.350 --> 57:58.889
مسئوليت تمام اتفاقايي که
. بعدش ميفته ، با خودمه

57:58.890 --> 58:01.640
. " کمکم کن ، منشي " آن

58:02.620 --> 58:06.080
. زودباش ديگه ، وقت نداريم

58:07.830 --> 58:09.999
. باشه

58:10.000 --> 58:12.509
. منو بزن

58:12.510 --> 58:14.429
! دِ بزن ديگه

58:14.430 --> 58:16.620
. ببخشيد

58:17.870 --> 58:22.040
. اينکه چيزي نبود ؛ محکم تر بزن

58:28.250 --> 58:29.949
. کافي نيست

58:29.950 --> 58:33.189
! خواهش ميکنم ، محکم تر بزن

58:33.190 --> 58:35.890
. . منشي

58:41.950 --> 58:45.649
. متوجهم ، يه بار ديگه امتحان ميکنم

58:45.650 --> 58:47.800
. باشه

59:15.220 --> 59:17.790
! نايب رئيس

59:24.900 --> 59:28.030
حالِتون خوبه ؟

59:49.300 --> 59:51.790
شين سگي " ؟ "

59:53.580 --> 59:57.550
ببينم ، تو منو زدي ؟

01:00:02.160 --> 01:00:05.700
. مرتيکه يِ بي چشم و رو

01:00:07.260 --> 01:00:10.620
تو منو زدي ؟

01:00:12.500 --> 01:00:15.889
فِري پارک " ؟ "

01:00:15.890 --> 01:00:19.450
. آره جونَم ، "فِري پارکَ"ـم

01:00:30.210 --> 01:00:33.560
! اِي پُررو

01:00:35.620 --> 01:00:37.049
. آره

01:00:37.050 --> 01:00:38.829
. انتخابِ خوبيه

01:00:38.830 --> 01:00:41.800
چي گفتي ؟

01:00:46.513 --> 01:00:52.013
.:: @bollbolljan_com ::.
01:00:54,410 --> 01:00:56,200
« . . آنچه خواهيد ديد »

01:01:00.790 --> 01:01:03.499
! بمبِه

01:01:03.500 --> 01:01:07.899
، کلا همه چيش فرق ميکنه
. نگاهِ توي چشماش ، حرف زدنِش ، شخصيتِش

01:01:07.900 --> 01:01:12.039
. تقصيرِ توئه که الان پدرت اينجا نيست

01:01:12.040 --> 01:01:15.499
با کسي قرار ميذاري ؟

01:01:15.500 --> 01:01:18.259
تاحالا پاتُ از حدِت فراتر گذاشتي ؟

01:01:18.260 --> 01:01:20.789
، سگي " براي اينکه شرِ منو کم کنه "

01:01:20.790 --> 01:01:23.849
. به " او ريجين " نزديک شده

01:01:23.850 --> 01:01:24.949
. بدِش به من

01:01:24.950 --> 01:01:32.050
، او ريجين " ، اميدوارم بخاطر آشناييت با من "
. آخرسر زندگيت خراب نشه