﻿WEBVTT

00:01.040 --> 00:02.560
‫باید یه مدتی برم

00:02.560 --> 00:04.320
‫منظورت یه جور انزوای یوگاییه؟

00:04.320 --> 00:08.120
‫نظرت درمورد ردیابی سود و گردش جهانی
‫در سوئیس چیه؟

00:08.120 --> 00:11.360
‫تو تنها دانشمندی نبودی که خریدم، بودی؟

00:11.360 --> 00:12.600
‫سوزان

00:12.600 --> 00:13.960
‫اون داره کنترلش رو از دست میده

00:13.960 --> 00:15.720
‫همه چی رو خراب می‌کنه

00:17.240 --> 00:19.720
‫مامان، برای جزیره یه اسم رمز جدید دارم

00:19.720 --> 00:20.880
‫سرزمین عجایب

00:20.880 --> 00:23.040
‫و اگه لازم باشه، ریچل رو هم فریب میدم

00:24.360 --> 00:25.480
‫ویرجینیا؟

00:25.480 --> 00:28.800
‫اون می‌خواست تو رو بکشه

00:28.800 --> 00:30.360
‫فکر نکنم بیان

00:33.560 --> 00:36.200
‫یه روزی میرسه که بهمون نیاز پیدا می‌کنی

00:36.200 --> 00:38.120
‫بیا. دختر خوب

00:39.960 --> 00:41.960
‫گلیچ نیست

00:41.960 --> 00:44.800
‫یه نفر می‌خواد چیزی نشونم بده

00:51.120 --> 00:53.400
‫درک ژنوم بشر

00:53.400 --> 00:56.400
‫و تأثیر محیطی روی ژن‌ها

00:56.400 --> 00:59.840
‫هدف نهاییِ طول عمر بیشتره

00:59.840 --> 01:02.800
‫بااینکه فعلاً نمی‌تونم تعداد دقیق

01:02.800 --> 01:05.040
‫همسان‌های ژنتیکی که
‫تحت نظارت داریم رو بهتون بگم...

01:05.040 --> 01:08.560
‫اما می‌تونم نمونه برگزیده رو بهتون معرفی کنم

01:08.560 --> 01:12.600
‫خانم‌ها و آقایون...
‫با ریچل دانکن آشنا بشید

01:14.040 --> 01:15.760
‫وقتی شش سالم بود

01:15.760 --> 01:18.200
‫تنها لیدایی شدم که از
‫وجود بقیه‌ی کلون‌ها آگاه بود

01:18.200 --> 01:21.040
‫دکتر لیکی پرونده‌هاشون رو نشونم داد تا

01:21.040 --> 01:23.680
‫متوجه بشم که چطور تجربیات
‫صفات رو مشخص می‌کنن

01:23.680 --> 01:25.640
‫پرونده‌ی خودت رو هم دیدی؟

01:26.760 --> 01:28.480
‫شماره برچسب هویتی خودتو یادته؟

01:33.360 --> 01:36.640
‫- ریچل؟
‫- 779H41

01:37.520 --> 01:40.720
‫برچسب‌های هویتی رمزگذاری شده
‫توالی ترکیبی دی‌ان‌ای هستن

01:40.720 --> 01:44.120
‫که متشکل از چهار نکلوئوتیدیه که
‫کلون‌ها رو تعیین می‌کنه

01:44.120 --> 01:47.000
‫از این طریق میشه فهمید که من ریچل دانکن هستم

01:47.000 --> 01:50.000
‫و اینکه مثلاً لیسا گلین نیستم،
‫به شماره 415K98

01:50.000 --> 01:53.600
‫یا کسیما نیهاس به شماره 324B21

01:58.800 --> 02:01.360
‫دی‌ان‌ای میتوکندریایی

02:01.360 --> 02:04.920
‫برای روند بهبود اساسیه

02:04.920 --> 02:07.960
‫اما فقط از مادر به ارث میرسه

02:07.960 --> 02:11.280
‫تحقیقات ما در طول عمر زیاد من

02:11.280 --> 02:13.680
‫تااینجا ما رو پیش آورده

02:13.680 --> 02:18.920
‫اما الان، به لطف نقش بزرگ ریچل دانکن

02:18.920 --> 02:21.840
‫حوامون رو پیدا کردیم

02:21.840 --> 02:25.680
‫ریچل، از اینجا به بعدش رو
‫می‌سپرم به تو

02:29.240 --> 02:32.680
‫همگی از جایگاهتون، سود بردین

02:32.680 --> 02:36.760
‫ما همه به آقای وستمورلند
‫مدیون هستیم

02:36.760 --> 02:39.280
‫من مدیون کسی نیستم، خانم دانکن

02:39.280 --> 02:42.000
‫آقای الخطیب، ما دخترتون رو از

02:42.000 --> 02:44.200
‫یه نقص ژنتیکی قلبی نجات دادیم

02:44.200 --> 02:46.440
‫این براتون ارزشی نداره؟

02:47.280 --> 02:50.000
‫اشتباه از من بود.
‫درست حرف نزدم

02:51.160 --> 02:53.400
‫همونطور که می‌دونین، دکتر ویرجینیا کودی

02:53.400 --> 02:57.280
‫دانشمند ارشد رو بعد از مادر مرحومم به عهده داره

02:57.280 --> 02:59.880
‫فاز بعدی ما در رابطه با
‫مورد آزمایشی LIN28A

02:59.880 --> 03:03.440
‫بافت برداری از کبد، شش‌ها و معده‌اش هست

03:05.640 --> 03:08.680
‫شنیدین که پی.تی به حوای جدید اشاره کرد

03:08.680 --> 03:10.640
‫اینم از حوای ما

03:45.360 --> 03:50.160
‏.::  www.bolboljan.net ::.

03:55.600 --> 03:57.760
‫دیشب چرا اینجا موندم؟

03:57.760 --> 03:58.920
‫برای بررسی علائمت در خواب

03:59.840 --> 04:01.960
‫سوزن‌ها به قدری درد داشتن که
‫نتونستم بخوابم

04:04.280 --> 04:05.840
‫دیگه چیزی نمونده

04:05.840 --> 04:07.360
‫بعدش می‌تونم برم خونه؟

04:07.920 --> 04:09.440
‫بله، البته که می‌تونی

04:12.360 --> 04:13.440
‫بفرما

04:13.440 --> 04:15.880
‫یه هدیه برات دارم

04:17.120 --> 04:19.080
‫یه دستبند دوستیه

04:21.200 --> 04:23.120
‫چقدر لطف داری

04:24.840 --> 04:26.840
‫وقتی هم سن تو بودم
‫یکی از اینا رو برای

04:26.840 --> 04:28.360
‫یکی از دوستام در اردوی تابستونی
‫درست کرده بودم

04:28.360 --> 04:30.600
‫هنوزم باهم دوست هستین؟

04:30.600 --> 04:31.760
‫نه

04:33.560 --> 04:37.200
‫مادر منم اونقدر اینور و اونور میره که
‫نمی‌تونه دوستی داشته باشه

04:43.280 --> 04:45.640
‫میشه به مامانم زنگ بزنم
‫و شب بخیر بگم؟

04:45.640 --> 04:48.840
‫وقت خوابه. فردا می‌تونی باهاش صحبت کنی

04:48.840 --> 04:50.000
‫باشه

04:52.680 --> 04:56.080
‫گارد ساحلی قایق کسیما رو
‫دیده که از دور از ساحل شناور بوده

04:56.080 --> 05:00.600
‫خب، تا وقتی اونا رو پیدا نکردی،
‫فرض رو بر این نذار که غرق شدن

05:00.600 --> 05:03.800
‫کسیما مقدار زیادی از داروش رو برده

05:03.800 --> 05:05.800
‫هواپیما برای رفتن به جزیره آماده ست

05:05.800 --> 05:07.720
‫کیرا هر علائمی بروز داد خبرم کن

05:07.720 --> 05:10.480
‫مایع داره تخمک‌هاش رو جمع می‌کنه

05:10.480 --> 05:13.240
‫مادرش مدام زنگ میزنه که
‫باهاش صحبت کنه

05:13.240 --> 05:16.040
‫به سارا بگو فردا هم اینجاست

05:20.320 --> 05:21.800
‫فردا؟

05:21.800 --> 05:23.920
‫به زور اونو بردنش

05:23.920 --> 05:25.480
‫دارن چیکارش می‌کنن؟

05:25.480 --> 05:27.480
‫تقصیر منه. باید جلوشون رو می‌گرفتم

05:27.480 --> 05:28.760
‫برش می‌گردونیم

05:28.760 --> 05:30.760
‫اس، ما بهشون حمله نمی‌کنیم

05:30.760 --> 05:31.960
‫باید یه راه دیگه پیدا کنیم

05:31.960 --> 05:34.520
‫هی، ببین! تو بودی که یادم دادی

05:34.520 --> 05:36.680
‫وقتی شرایط سخت میشه،
‫عجولانه رفتار نکنم

05:38.160 --> 05:39.480
‫از پسش برمیایم

05:39.480 --> 05:41.200
‫فقط باید فکر کنیم

05:43.240 --> 05:45.320
‫فقط محض اطلاعت، حال ندارم که

05:45.320 --> 05:46.960
‫تا دیروقت باهات سیاه چال و اژدها بازی کنم

05:46.960 --> 05:48.880
‫رفیق، سیاه چال و اژدهای واقعیه

05:49.800 --> 05:52.160
‫خدای من، کسیما

05:52.600 --> 05:54.080
‫کِی تو...

05:54.080 --> 05:55.240
‫سلام

05:55.240 --> 05:56.640
‫آره

05:56.640 --> 05:58.240
‫خیلی خوشحالم که حالت خوبه

05:58.240 --> 06:01.000
‫ما با قایق فرار کردم، با یه نقشه و قطب نما

06:01.000 --> 06:02.920
‫اون دریانورد بی‌نظیری بود

06:02.920 --> 06:04.480
‫قایق رو روی دنده گذاشتن

06:04.480 --> 06:06.680
‫و بدون سرنشین فرستادنش...
‫عین کارای جسیون بورن می‌مونه

06:06.680 --> 06:08.280
‫آره. مثل وست کوست

06:09.440 --> 06:11.760
‫کسیما. اومدی خونه

06:11.760 --> 06:13.800
‫آره. درمانمون رو هم آوردم

06:15.640 --> 06:16.960
‫ساراست

06:16.960 --> 06:18.560
‫من خبرای بدی دارم

06:19.480 --> 06:21.720
‫تخمک‌های کیرا رو می‌گیرن؟

06:21.720 --> 06:22.960
‫همین کارو می‌کنن؟

06:22.960 --> 06:24.320
‫خیلی متأسفم

06:24.320 --> 06:26.680
‫کِی؟ چقدر وقت داریم

06:26.680 --> 06:28.920
‫خب، گفتی دیشب بردنش؟

06:28.920 --> 06:31.120
‫باید قبل از برداشت اونا

06:31.120 --> 06:32.600
‫تزریق هورمونی انجام بدن

06:32.600 --> 06:34.320
‫حداقل یه روز دیگه طول می‌کشه

06:34.320 --> 06:36.800
‫خدایا. اون حتی هنوز پریودش هم نشده

06:36.800 --> 06:39.920
‫آره. خب، ما با تخمک به دنیا میایم

06:39.920 --> 06:42.840
‫و از لحاظ فنی، می‌تونن حتی
‫از دوره‌ی نوزادی تخمک بگیرن

06:42.840 --> 06:45.200
‫دارن دوباره همین کارو می‌کنن،
‫سر یه نسل دیگه از زن‌ها همون بلا رو میارن

06:45.200 --> 06:46.920
‫نه، نه. این کارو نمی‌کنن

06:46.920 --> 06:48.800
‫الان فرصتش پیش اومده، خب؟

06:48.800 --> 06:51.560
‫کسیما، ما برای برگردوندن کیرا
‫به اهرم فشار نیاز داریم

06:51.560 --> 06:56.000
‫آره. خب، نظرتون درمورد اینکه
‫وستمورلند یه کلاهبرداره چیه؟

06:56.000 --> 06:59.760
‫من عکس اون و سوزان دانکن رو
‫در سال 1967 دیدم

06:59.760 --> 07:03.240
‫فقط این هویت رو به خودش گرفته که
‫داستانش رو باور کنن

07:03.240 --> 07:05.560
‫می‌دونستم

07:05.560 --> 07:07.720
‫خب، فیلکس و ادل برامون

07:07.720 --> 07:10.360
‫همه‌ی اطلاعاتی که از رد
‫پول نئو گرفتن رو فرستادن

07:10.360 --> 07:11.960
‫اگه اون اطلاعاتی که با

07:11.960 --> 07:14.040
‫اون پسرا جمع کردیم رو بررسی کنی،
‫به کارمون ادامه میدیم

07:14.040 --> 07:16.000
‫باشه، خوبه. حله

07:16.000 --> 07:18.400
‫می‌فهمیم این حرومزاده واقعاً کیه

07:19.840 --> 07:22.080
‫وای خدا، کسیما. تازه پیامت به دستم رسید

07:22.080 --> 07:23.480
‫خیلی خوشحالم که برگشتی

07:23.480 --> 07:25.320
‫سلام آلیسون

07:25.320 --> 07:26.560
‫کجایی؟

07:26.560 --> 07:28.400
‫کالیفرنیا. فردا برمی‌گردم

07:28.400 --> 07:30.400
‫ولی من مهم نیستم

07:30.960 --> 07:32.560
‫کیرا چش شده؟

07:34.040 --> 07:35.560
‫همه چی رو بهت میگم، عزیزم

07:35.560 --> 07:38.040
‫ولی بچه‌هات رو بذار پیش مادرت

07:39.320 --> 07:41.040
‫یه مورد دیگه

07:41.840 --> 07:44.160
‫ویرجینیا کودی توی جزیره‌ست

07:44.640 --> 07:47.720
‫و یه حسی بهم میگه که
‫سوزان براش اتفاقی افتاده

07:59.320 --> 08:00.840
‫اون کجاست؟

08:00.840 --> 08:02.520
‫بالای چمنزار

08:15.160 --> 08:18.400
‫سوزان بهم ثابت کرد که
‫تواناییش رو نداره

08:18.400 --> 08:19.720
‫ولی تو...

08:19.720 --> 08:21.880
‫تو خودتو ثابت کردی

08:21.880 --> 08:23.560
‫بهم می‌پیوندی تا...

08:23.600 --> 08:27.800
‫همراه من نئولاسیون رو به جلو پیش ببریم؟

08:30.680 --> 08:32.840
‫بله. بله

08:33.720 --> 08:37.200
‫من تو رو دخترم می‌دونم

08:50.920 --> 08:53.480
‫سلام ریچل

08:55.680 --> 08:57.880
‫حالت چطوره؟

08:59.640 --> 09:01.680
‫اون هیچوقت بهم باور نداشت

09:01.680 --> 09:02.720
‫می‌دونم

09:03.640 --> 09:05.360
‫خیلی متأسفم

09:06.200 --> 09:11.440
‫خب، ویرجینیا منتظر دیدنته

09:14.160 --> 09:16.840
‫من آزمایشگاه قدیمی سوزان رو
‫بهش پیشنهاد دادم

09:16.840 --> 09:19.080
‫اما اون نوستالژیکه

09:20.000 --> 09:23.040
‫ویرجینیا، با ریچل دانکن آشنا شو

09:25.000 --> 09:26.520
‫باعث افتخاره

09:27.680 --> 09:29.200
‫منم همینطور

09:29.880 --> 09:31.600
‫من از کارتون به عنوان نسل شناس نقد کردم

09:31.600 --> 09:32.960
‫تحسین برانگیزه

09:33.520 --> 09:35.320
‫خوشحالم که از تبعید برگشتم

09:35.800 --> 09:37.960
‫خیلی مشتاق کار کردن با شما و کیرا هستم

09:37.960 --> 09:39.920
‫همچنین به زودی هلینا

09:39.920 --> 09:42.320
‫خب... بریم سر کار؟

09:42.320 --> 09:44.600
‫بله. ریچل بعد از آزمایشت

09:44.600 --> 09:46.280
‫بیا به دفترم

09:47.000 --> 09:49.040
‫آزمایشم؟

09:49.040 --> 09:51.160
‫یه نمونه برداری از رحم

09:51.160 --> 09:52.880
‫برای آزمایش تأثیر لقاح

09:52.880 --> 09:55.040
‫تا فردا نتیجه‌اش میرسه

09:55.080 --> 09:58.840
‫ویرجینیا هم به اندازه خودت می‌خواد
‫دخترای باقی مونده‌ی لیدا رو

09:58.840 --> 10:00.200
‫درمان کنه

10:02.080 --> 10:03.880
‫چند لحظه بهت وقت میدم که لباست رو عوض کن

10:07.480 --> 10:11.040
‫تو دیگه 779H41 نیستی

10:11.040 --> 10:13.600
‫دارایی نئولاسیون هم نیستی

10:14.440 --> 10:18.040
‫این سند قانوناً تو رو آزاد می‌کنه

10:19.840 --> 10:21.680
‫دیگه نظارتی روی تو انجام نمیشه

10:23.120 --> 10:24.280
‫تو آزادی

10:24.760 --> 10:25.840
‫تو خونه‌ای

11:01.600 --> 11:04.760
‫از زمان تلقیح هیچ گرفتگی‌ای داشتی؟

11:04.760 --> 11:05.880
‫نه

11:06.360 --> 11:08.320
‫نشونه‌ی خوبی از اینه که
‫جواب داده

11:12.880 --> 11:14.880
‫با تثبیت دخترای لیدا

11:14.880 --> 11:17.680
‫می‌تونیم ازشون به عنوان پایه استفاده کنیم

11:17.680 --> 11:21.120
‫اولویت‌هات بعد از سوزان
‫جدید و تازه هستن

11:21.120 --> 11:23.280
‫اون همیشه موعظه می‌خوند

11:23.840 --> 11:26.360
‫می‌تونی ازم برای تموم کردن کارش تشکر کنی

11:28.160 --> 11:29.680
‫بیا جلو

11:31.120 --> 11:33.800
‫می‌تونی انتظار کمی درد داشته باشی

11:34.400 --> 11:36.120
‫دراز بکش

11:42.880 --> 11:44.320
‫

11:44.760 --> 11:46.800
‫هیج بی‌نظمی آشکاری نداره

11:46.800 --> 11:48.280
‫هنوزم باید بافت برداری کنم؟

11:48.280 --> 11:50.160
‫بله

11:50.160 --> 11:51.600
‫ضروریه؟

11:56.800 --> 12:01.120
‫این به نتایج اخیر 528M32 مربوط میشه؟

12:03.040 --> 12:05.480
‫من از نزدیکی بیماریش رو نظارت می‌کنم

12:06.360 --> 12:08.320
‫تاحالا اونجوری صداش نکرده بودی

12:10.800 --> 12:13.960
‫کلون دیگه‌ای هم به همون
‫رشد رحمی رسیده؟

12:17.640 --> 12:19.800
‫علائمش در دو لیدای دیگه ظاهر شدن

12:22.600 --> 12:24.400
‫کمی درد می‌گیره

12:28.840 --> 12:31.360
‫درمانتون روی اون بی اثر بود

12:31.680 --> 12:33.280
‫خون بالا آورد

12:33.280 --> 12:37.120
‫در دی‌ان‌ای ترکیبی هیچ
‫راهنمایی برای درمان بیماری نیست

12:38.320 --> 12:40.200
‫وقتی اطلاعات بیشتری گیرمون بیاد،
‫بهتر ازش سر درمیاریم

12:41.440 --> 12:43.400
‫یعنی وقتی یه نفر دیگه مریض بشه؟

12:45.120 --> 12:46.920
‫نتایج من کِی آماده میشن؟

12:46.920 --> 12:48.760
‫اجازه‌ی گفتنش رو ندارم

12:49.800 --> 12:51.440
‫برام رئیس بازی در نیار

12:51.440 --> 12:53.120
‫حق دارم بدونم

12:55.160 --> 12:57.360
‫تو از آزمایش مستثنی نیستی، ریچل

13:07.000 --> 13:08.240
‫تموم شد

13:08.240 --> 13:10.880
‫هیچ چیز غیرعادی‌ای ندیدم

13:10.880 --> 13:12.360
‫پس خوبه

13:13.320 --> 13:15.600
‫میشه لطفاً یه لحظه تنهام بذاری؟

13:16.720 --> 13:18.160
‫البته

13:43.680 --> 13:45.600
‫هی، این یارو رو یادته؟

13:46.520 --> 13:47.920
‫ایان ون لیر؟

13:47.920 --> 13:48.920
‫آره، برایت بورن

13:48.920 --> 13:50.840
‫اون کسی بود که دلفین رو
‫بعد از تیر خوردنش

13:50.840 --> 13:51.840
‫به جزیره فرستاد

13:51.840 --> 13:53.080
‫یادته چیزی درمورد هیئت مدیره گفت؟

13:53.080 --> 13:56.080
‫یه جور جلسه و توطئه شرکتی
‫برای رسیدن به اهداف نئو؟

13:56.080 --> 13:59.040
‫خب اگه همه‌ی آدمای جزیره داستان
‫پی.تی باورشون شده

13:59.040 --> 14:01.400
‫فکر می‌کنی این هیئت مدیره هم باورش شده؟

14:01.440 --> 14:03.720
‫پس هر کی که بود

14:03.760 --> 14:06.160
‫مجبور بوده برای پی.تی شدن
‫ناپدید بشه

14:06.160 --> 14:09.560
‫آره، اون و سوزان
‫کودی رو در دهه هفتاد از کبریج استخدام کردن

14:09.560 --> 14:11.720
‫ثبت نام دانشجو در زمان سوزان

14:11.720 --> 14:12.840
‫خیلی زیاده

14:12.840 --> 14:14.640
‫سوزان و پی.تی قبل از سال 1967

14:14.640 --> 14:16.200
‫نئولاسیون رو احیا کردن، پس دنبال

14:16.200 --> 14:19.080
‫دانشجوهای ارشد و دانشمند
‫و فیلسوف‌ها بگردین

14:19.080 --> 14:22.560
‫شخصیتش رو اینطوری از بین میبره

14:22.560 --> 14:26.200
‫خیلی خب، خرخون‌های سفید پوست کمبریج
‫که در دهه 60 مردن...

14:26.200 --> 14:28.680
‫خودتون رو معرفی کنین

14:29.320 --> 14:32.680
‫ون لیر رئیس دایاد، بلو زون کازمتیکز

14:32.680 --> 14:35.120
‫و 11 شرکت بایوتک هست

14:35.120 --> 14:37.080
‫طبق گفته‌های ادل، همه دارن سرمایه‌هاشون رو

14:37.080 --> 14:38.960
‫برای دایاد میریزن، که اون هم معادل

14:38.960 --> 14:43.520
‫صدها میلیون دلار به یه شرکت
‫حقوقی مشاوره‌ای کویتی داده

14:43.520 --> 14:45.000
‫مشاوره‌ای

14:45.000 --> 14:46.880
‫برای چی ازش استفاده می‌کنن؟
‫رشوه؟

14:46.880 --> 14:48.760
‫خب نمی‌دونم، ولی اگه غیرقانونی باشه

14:48.760 --> 14:49.760
‫طبق گفته ادل

14:49.760 --> 14:53.080
‫توسط این مرد کنترل میشه

14:53.080 --> 14:54.800
‫هاشم الخطیب

14:54.800 --> 14:57.360
‫دنبالش بگرد

15:01.560 --> 15:04.200
‫کیرا یه راهی برای تماس با ما پیدا می‌کنه، عزیزم

15:04.200 --> 15:05.600
‫هنوز وقت داریم

15:21.240 --> 15:23.480
‫به خونه خوش اومدی

15:24.600 --> 15:26.240
‫وای، آلیسون

15:26.240 --> 15:27.680
‫خدای من، کیرا

15:27.680 --> 15:29.800
‫تصورشم نمی‌تونم بکنم سارا چه حالی داره

15:31.400 --> 15:35.000
‫آره خب، هر جوری بتونیم
‫ازشون حمایت می‌کنیم

15:35.000 --> 15:37.040
‫آره! خدایا، عذاب وجدان گرفتم

15:37.040 --> 15:38.560
‫بچه‌های ما همیشه در امانن

15:38.560 --> 15:40.760
‫ولی سارا همیشه تو خطره

15:40.760 --> 15:42.560
‫اونم به خاطر بخت بدش

15:42.560 --> 15:46.320
‫آره، آلی

15:46.320 --> 15:47.760
‫چی؟

15:47.760 --> 15:49.240
‫ببخشید، موهات!

15:49.240 --> 15:50.880
‫ازش خوشت میاد؟

15:50.880 --> 15:53.280
‫هنری شده

15:53.280 --> 15:55.280
‫- آره
‫- و بنفش

15:55.280 --> 15:58.560
‫آره! می‌خواستم یه کار خلاق و آزادانه بکنم

15:58.560 --> 16:03.600
‫با یه یانگی آشنا شدم
‫که اونجا زندگی می‌کنه

16:03.600 --> 16:05.560
‫- کی؟
‫- یه یانگی

16:05.560 --> 16:09.080
‫- یانگی؟
‫- یه فعال کارل یانگ

16:09.080 --> 16:10.360
‫آره. آره

16:10.360 --> 16:13.560
‫و الان خیلی حالم بهتره که اینجام

16:13.560 --> 16:17.200
‫دانی!

16:24.880 --> 16:26.600
‫خیلی دلم برات تنگ شده بود، آلیسون

16:27.800 --> 16:29.600
‫دلم برای اینم تنگ شده بود

16:29.600 --> 16:31.160
‫آخ

16:31.160 --> 16:32.720
‫چیکار کردم؟

16:32.720 --> 16:36.200
‫هیچی. فقط یه کار کوچولو

16:36.200 --> 16:39.800
‫برای یادگاری این دگرگونی انجام دادم

16:39.800 --> 16:41.520
‫وای

16:41.520 --> 16:44.360
‫- در اعماق زندگی کن
‫- عمیق زندگی کن

16:44.360 --> 16:46.640
‫عمیق زندگی کن.
‫آره، همونه

16:46.640 --> 16:48.080
‫از ثوروئه

16:48.080 --> 16:50.800
‫یعنی عمیق زندگی کن
‫و ناامیدی‌ها رو از زندگی خارج کن

16:50.800 --> 16:53.240
‫

16:53.280 --> 16:54.760
‫آماده سازی‌ها رو انجام میدیم

16:54.760 --> 16:56.760
‫شبیه سازی هورمون کیرا در حال انجامه

16:56.760 --> 16:58.200
‫و تا فردا آماده خواهیم بود

16:58.200 --> 17:00.680
‫مشکلی که پیش نمیاد، میاد؟

17:00.680 --> 17:02.120
‫به خاطر پیوندی که دارن؟

17:02.120 --> 17:03.760
‫مطمئناً یک وابستگی‌ای دارن

17:03.760 --> 17:05.800
‫اما فکر نکنم دیدگاهش عوض بشه

17:05.800 --> 17:07.720
‫بله. پس خبری شد بهم بگو

17:11.280 --> 17:12.600
‫سایمون بود؟

17:12.600 --> 17:15.720
‫آدمای زیادی هستن که بهم گزارش میدن

17:15.720 --> 17:17.240
‫لطفاً بشین

17:17.240 --> 17:21.160
‫آزمایشت چطور بود؟

17:21.160 --> 17:22.520
‫در آینده...

17:22.520 --> 17:25.640
‫ترجیح میدم خودم پزشکم رو انتخاب کنم

17:25.640 --> 17:28.280
‫و مایلم قبلش خبردار بشم

17:28.280 --> 17:29.520
‫هر طور صلاحته

17:30.840 --> 17:33.400
‫میشه بگی با کیرا در چه مرحله‌ای هستین؟

17:34.480 --> 17:39.680
‫تخمین زدم که می‌تونیم تخمک‌هاش رو
‫تا 24 ساعت دیگه برداشت کنیم

17:39.680 --> 17:41.520
‫و بعد از خوب شدنش

17:41.520 --> 17:45.320
‫می‌تونیم روی قدرت بهبودش
‫در بافت‌های عمیقتر مطالعه کنیم

17:47.240 --> 17:50.440
‫خیلی به کیرا علاقه پیدا کردی، نه؟

17:51.920 --> 17:53.160
‫اون بچه‌ی خاصیه

17:53.160 --> 17:55.120
‫اما تضمین می‌کنم، تردید نمی‌کنم

17:55.840 --> 17:57.120
‫خوبه

17:57.120 --> 17:58.320
‫بعد از عمل

17:58.320 --> 18:00.280
‫ازت می‌خوام بیاریش به جزیره

18:01.360 --> 18:04.400
‫اما ما در دایاد منابعی برای

18:04.400 --> 18:07.160
‫ادامه کار در مراحل بعدی داریم

18:07.160 --> 18:09.480
‫ترجیح میدم اینجا باشه

18:09.480 --> 18:11.880
‫با تغییر تاکتیک بود که تونستیم
‫سارا رو راضی کنیم تحویلش بده

18:11.880 --> 18:15.320
‫الان از طرف کی بحث می‌کنی؟

18:17.200 --> 18:19.880
‫ترتیب انتقالت داده شده

18:21.480 --> 18:22.880
‫شما بهتر می‌دونین صلاح چیه

18:26.240 --> 18:27.480
‫اون کیه؟

18:27.880 --> 18:29.640
‫مهمون ویرجینیا

18:37.720 --> 18:40.240
‫دستبندش رو باز کن و تنهامون بذار

18:46.760 --> 18:48.360
‫واقعاً این کار ضروری بود؟

18:48.880 --> 18:50.880
‫فکر می‌کردم یه توافقی داریم

18:50.880 --> 18:52.400
‫تو یه خائنی، مارک

18:52.400 --> 18:53.920
‫شانس آوردی بهت نیاز داریم

18:54.880 --> 18:59.160
‫گفتی اگه کمکت کنم، منو درمان می‌کنی

19:04.120 --> 19:06.240
‫عشق باعث میشه بخوای زنده بمونی، نه؟

19:07.280 --> 19:10.200
‫گریس بدون دنبال علائم بیماریم گشتن
‫نمی‌تونه نگام کنه

19:11.240 --> 19:13.640
‫نمی‌تونم تصور کنم تنها بمونه

19:13.640 --> 19:15.840
‫خب شرمنده که اون برای کمک اینجا نیست

19:17.160 --> 19:20.840
‫ولی باید یه نمونه‌ی منی بهم بدی

19:26.320 --> 19:28.520
‫این جزو قرارمون نبود

19:28.520 --> 19:30.240
‫با یه ذره که نمی‌میری

19:32.440 --> 19:35.440
‫گفتی اطلاعات داری

19:37.400 --> 19:40.120
‫فکر کنم بتونم برای پیدا کردن هلینا
‫کمکت کنم

20:02.920 --> 20:04.520
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

21:00.720 --> 21:03.800
‫برای خدافظی کردن دنبالتون بودم

21:03.800 --> 21:05.200
‫خدافظ

21:33.600 --> 21:35.720
‫ریچل. هنوز که اینجایی

21:36.640 --> 21:38.200
‫فکر کردم شاید بخوای اینو بخونی

21:40.320 --> 21:41.920
‫یه گزارش کالبد شکافی؟

21:42.960 --> 21:44.560
‫خودم انجامش دادم

21:49.480 --> 21:52.920
‫آزمایش میکروسکوپیک نشون داد که غده

21:52.920 --> 21:55.000
‫تا حفره‌ی سینه‌اش و حتی کلیه‌هاش

21:55.000 --> 21:56.440
‫سرایت کرده

22:04.280 --> 22:06.040
‫528M32

22:06.040 --> 22:08.760
‫خدای من، ریچل

22:08.760 --> 22:10.760
‫تو کشتیش

22:10.760 --> 22:12.480
‫وقتی دست رو دست گذاشته بودی

22:12.480 --> 22:14.120
‫و منتظر مردن طبیعیش بودی

22:14.120 --> 22:15.880
‫اونم وقتی یه درمان نیاز داریم

22:16.880 --> 22:19.560
‫باید پرونده پزشکیم رو ببینم

22:19.560 --> 22:20.840
‫این بدن منه

22:20.840 --> 22:23.160
‫اسمش میریام جانسون بود

22:23.160 --> 22:24.960
‫اون خلاق بود. یه موزیشین بود

22:24.960 --> 22:26.120
‫بی خانمان بود

22:26.120 --> 22:28.800
‫و مادری که بهش سپرده بودینش
‫مست بود

22:30.040 --> 22:31.840
‫بزرگم کردی که معقول باشم

22:31.840 --> 22:35.560
‫نئولاسیون بزرگت کرد، همینجا

22:36.000 --> 22:37.680
‫توی یه شرکت

22:40.000 --> 22:41.280
‫تو چی هستی؟

22:55.360 --> 22:58.720
‫ریچل. سفرت چطور بود؟

22:58.720 --> 23:01.000
‫ببرش به اتاقش.
‫یه کارایی دارم

23:01.000 --> 23:04.440
‫گفتی می‌تونم به مامانم زنگ بزنم

23:08.760 --> 23:11.080
‫فولیکال‌هاش متورم شدن

23:11.080 --> 23:13.040
‫- درست روی هدف
‫- بله

23:13.040 --> 23:14.440
‫خوبه

23:14.880 --> 23:16.800
‫بذار با مادرش حرف بزنه

23:16.800 --> 23:19.560
‫یه تماس ویدیویی براش جور کن

23:19.560 --> 23:22.160
‫از نزدیک مراقبش باش

23:25.112 --> 23:29.414
‫هماهنگی زیرنویس از: آرن زو
Aren.zo

23:33.320 --> 23:35.200
‫آیرا حتماً با تفاوت زیادی از ماها

23:35.200 --> 23:36.920
‫تربیت و بزرگ شده باشه

23:38.440 --> 23:40.920
‫چطور تصمیم گرفتی کدوممون بره؟

23:42.000 --> 23:43.400
‫حقیقت رو می‌خوای؟

23:44.640 --> 23:45.920
‫چوب کبریت کشیدم

23:48.080 --> 23:49.720
‫من تنها کاستوری هستم که مونده؟

23:52.680 --> 23:54.360
‫برادرهات... اونا...

23:55.560 --> 23:56.840
‫همه‌شون...

24:13.920 --> 24:15.360
‫ممنون که بهم اعتماد می‌کنی

24:16.040 --> 24:17.400
‫تو کار درستی می‎‌کنی، مارک

24:25.000 --> 24:27.000
‫عزیزم، مطمئنی نمی‌خوای

24:27.000 --> 24:29.280
‫وسایل کارت رو به جای اهدا
‫انبار کنی؟

24:29.280 --> 24:31.160
‫نه، دیگه کاری به وسایل دستی ندارم

24:31.160 --> 24:32.400
‫واقعاً؟

24:32.400 --> 24:34.000
‫- بله
‫- همه‌ی قیچی‌هات؟

24:34.000 --> 24:35.440
‫

24:35.440 --> 24:37.680
‫هدف از هنر از دست دادن کنترله، دانی

24:37.680 --> 24:39.280
‫بروز هرج و مرج وجودیه

24:39.280 --> 24:42.560
‫من دارم سایه‌ام رو آشکار می‌کنم

24:42.560 --> 24:45.360
‫اونوقت یعنی هنرمند درونت؟

24:45.360 --> 24:46.640
‫ممکنه یه هنرمند باشه

24:46.640 --> 24:49.920
‫ممکنه بخش‌های تاریکم باشه

24:49.920 --> 24:52.600
‫چیزایی که در ناخودآگاهمون می‌خوایم
‫لزوماً خوب نیستن

24:52.600 --> 24:54.440
‫خب، اگه بد هستن

24:54.440 --> 24:57.840
‫بهتر نیست مخفی بمونن؟

24:57.840 --> 25:00.880
‫نه، چون در اونصورت روی رفتار تأثیر میذارن

25:00.880 --> 25:04.360
‫در مشکل مست کردنم و نیازم به
‫کنترل همه چی

25:04.360 --> 25:05.880
‫پس مسئله مست کردنته؟

25:05.880 --> 25:10.320
‫مست کردن یکی از عوارض
‫خودِ سایه‌وار ناشناخته ست

25:10.320 --> 25:12.720
‫و اون کورگه

25:12.720 --> 25:14.120
‫بله

25:14.120 --> 25:18.240
‫خب، پس دیگه کارگاه وسایل دستی رو
‫می‌کنی اتاق موزیک؟

25:18.240 --> 25:20.400
‫به نظر خیلی باحاله.
‫می‌تونم تحملش کنم

25:20.400 --> 25:22.480
‫می‌تونیم ترک‌های خوبی بذاریم

25:22.480 --> 25:24.120
‫یه بیس بگیرم؟

25:24.120 --> 25:25.840
‫نمی‌دونم

25:25.840 --> 25:27.320
‫بیس می‌خوای؟

25:27.320 --> 25:29.840
‫خیلی خب، بیس لازم نیست.
‫درام؟

25:29.840 --> 25:32.080
‫دانی، منظورم دقیقاً همینه

25:32.840 --> 25:36.040
‫بیس، درام... دیگه بهت نمیگم چیکار کنیم

25:36.040 --> 25:37.520
‫دیگه نیازی نیست

25:38.720 --> 25:39.800
‫واقعاً؟

25:45.040 --> 25:47.840
‫

25:47.840 --> 25:50.880
‫وقت زیادی برای نوشتن داستانم دادن

25:50.880 --> 25:52.800
‫خوبه، خوبه

25:52.800 --> 25:58.400
‫آخرین صفحه‌ای که دیدم، موش...
‫نه، فیل زانو زد

25:58.400 --> 26:00.440
‫و موش فریاد زد.
‫درسته؟

26:00.440 --> 26:01.720
‫

26:01.720 --> 26:05.080
‫بعدش موش گم شد
‫و خورشید که غروب کرد...

26:05.080 --> 26:10.160
‫فیل تنها کسی بود که برای بازی موند

26:10.160 --> 26:12.760
‫و این آخرین صفحه ست

26:14.720 --> 26:18.080
‫موش گریه کرد و خواست که برگرده به لونه‌اش

26:18.080 --> 26:22.640
‫ولی فیل گفت که اون متعلق به سرزمین عجایبه

26:26.160 --> 26:28.840
‫- پایانش اینه؟
‫- نمی‌دونم

26:28.840 --> 26:30.760
‫فکر نکنم پایانش این باشه

26:30.760 --> 26:32.760
‫فکر کنم وقتی بیای اینجا

26:32.760 --> 26:34.960
‫پایانش رو باهم می‌نویسیم، نه؟

26:34.960 --> 26:36.600
‫باهم روش کار می‌کنیم

26:37.520 --> 26:38.680
‫باشه

26:38.680 --> 26:40.080
‫خدافظی کن، کیرا

26:41.600 --> 26:43.840
‫دلم خیلی برات تنگ شده

26:48.000 --> 26:50.440
‫بیشتر از هر چیزی دوستت دارم

26:50.440 --> 26:53.320
‫و بیشتر از هر زمان دیگه‌ای
‫بهت افتخار می‌کنم

27:02.440 --> 27:05.520
‫ریچل فیله و سرزمین عجایب همون جزیره ست

27:08.520 --> 27:10.800
‫دارن کیرا رو به جزیره میبرن؟

27:10.800 --> 27:12.280
‫کودی اونجاست

28:10.520 --> 28:12.360
‫آقای وستمورلند

28:12.360 --> 28:14.000
‫چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

28:14.000 --> 28:15.600
‫ریچل

28:15.600 --> 28:19.240
‫فقط خواستم برسی کنم ببینم
‫حالت خوبه یا نه

28:20.320 --> 28:21.880
‫چرا نباشم؟

28:21.880 --> 28:23.680
‫خب، ازت خواستم کاری رو بکنی که

28:23.680 --> 28:25.600
‫دوست نداری بکنی

28:26.560 --> 28:28.720
‫حاضرم هر کاری براتون بکنم

28:29.760 --> 28:34.200
‫وقتی توی دایاد بچه‌ای بیش نبودم،
‫خیلی ساده بودم

28:34.200 --> 28:37.240
‫از لیکی پرسیدم که می‌تونم
‫بابا صداش کنم یا نه

28:39.200 --> 28:40.640
‫خنده دار نیست؟

28:40.640 --> 28:43.400
‫خب تو دیگه از اون شرایط گذشتی، دخترم

28:43.400 --> 28:47.160
‫برای همینه که همه‌ی اسرارم
‫رو باهات در میون گذاشتم

28:50.800 --> 28:52.520
‫ممنون که زنگ زدین

28:52.520 --> 28:54.400
‫جای نگرانی نیست

28:54.400 --> 28:56.240
‫به زودی شروع می‌کنیم

29:21.600 --> 29:24.080
‫حالت خوبه؟

29:27.520 --> 29:29.480
‫کی بهت صدمه زده؟

29:35.520 --> 29:37.200
‫همه‌شون

29:39.400 --> 29:43.120
‫دکترا حاضرن

29:43.120 --> 29:44.640
‫پی.تی همین رو می‌خواد

29:44.640 --> 29:47.600
‫بهش مسکن میزنم

29:47.600 --> 29:50.600
‫من کسی بودم که کیرا رو به دایاد آوردم

29:52.560 --> 29:55.480
‫من باید آخرین چهره‌ای باشم که
‫اینجا می‌بینه

29:56.640 --> 29:58.120
‫سلام کیرا

29:58.120 --> 30:00.480
‫من آقای وستمورلند هستم

30:01.160 --> 30:03.520
‫اصلاً می‌دونی که

30:03.880 --> 30:06.560
‫چقدر مهمی؟

30:07.120 --> 30:09.560
‫فقط می‌خوام برم خونه پیش مامانم

30:09.560 --> 30:12.760
‫و من لحظه شماری می‌کنم که

30:12.760 --> 30:15.520
‫حضوری باهم ملاقات کنیم

30:21.120 --> 30:23.000
‫خیلی خب، 9 اعلامیه فوت برای

30:23.080 --> 30:25.480
‫دانشجوهای مرد ‫در زمان تحصیل
سوزان در اونجا ‫پیدا کردیم

30:25.560 --> 30:27.200
‫اینا چهره‌هایی هستن که تاالان داریم

30:27.280 --> 30:29.880
‫تیموتی میدول، مرگ در سال 1969.

30:29.960 --> 30:31.000
‫مسمویت با مصرف الکل

30:31.080 --> 30:32.160
‫نه

30:32.640 --> 30:35.760
‫هنری گانرد، مرگ در سال 1968
‫از قایق افتاده و غرق شده

30:35.840 --> 30:37.720
‫احتمالاً مسمومیت الکی هم داشته.
‫پس نه

30:38.440 --> 30:42.560
‫وینستون ترالی، مرگ در
سال 1965 برخورد راگبی

30:42.640 --> 30:43.640
نه

30:46.720 --> 30:47.920
‫لعنتی

30:52.560 --> 30:55.120
‫کسیما
‫لطفاً بگو که چیزی پیدا کردی

30:55.680 --> 30:56.920
‫پیداش کردیم، سارا

31:41.400 --> 31:42.760
‫جان پاتریک متیسون

31:42.840 --> 31:44.520
‫اون 170 سالش نیست

31:44.600 --> 31:48.360
‫اون در سال 1939 در تگزاس در
‫از یه سرمایه دار نفتی به دنیا اومده

31:48.440 --> 31:50.360
‫با ناز و نعمت بزرگ شده

31:50.440 --> 31:53.040
‫تونسته خودش رو راضی کنه
‫و این کارا رو انجام بده

31:54.640 --> 31:56.560
‫هیچوقت اسم واقعیش رو نمی‌دونستم

31:56.640 --> 31:58.560
‫ولی می‌دونستی که یه کلاهبرداره

31:59.880 --> 32:02.800
‫کلاهبردار؟
‫همه کلاهبرداریم

32:04.160 --> 32:06.000
‫درمورد هیئت مدیره بگو

32:06.560 --> 32:08.080
‫ریچل، تو رازش رو می‌دونستی

32:08.080 --> 32:09.320
‫هیئت مدیره‌ات چی؟

32:09.320 --> 32:10.840
‫اونا چه واکنشی به این موضوع
‫نشون میدن؟

32:11.600 --> 32:13.960
‫فکر می‌کنی حرفت رو باور می‌کنن؟

32:15.360 --> 32:17.120
‫کلون دردسرساز؟

32:17.720 --> 32:21.920
‫ریچل، می‌دونم می‌خوای چه بلایی
‫سر کیرا بیاری

32:21.920 --> 32:25.040
‫اینکه با تخمک‌هاش چیکار کنی
‫و ببریش به جزیره

32:25.040 --> 32:26.640
‫اون به خونواده‌اش نیاز داره

32:26.640 --> 32:29.440
‫تو... تو به خونواده‌ات نیاز داشتی

32:29.440 --> 32:32.440
‫ولی اونا رو به عنوان یه آزمایش
‫ازت گرفت

32:32.440 --> 32:34.640
‫اجازه نده این اتفاق برای کیرا هم بیوفته

32:34.640 --> 32:36.720
‫بذار بیاد خونه

32:44.800 --> 32:47.000
‫از تواناییم خارجه، سارا

32:47.000 --> 32:49.280
‫خواهش می‌کنم، نه، ریچل!

33:26.480 --> 33:27.520
‫بخورش

33:30.440 --> 33:33.360
‫تو هم وقتی هم سن من بودی
‫دوست نداشتی روت مطالعه بشه؟

33:35.240 --> 33:37.200
‫یادم نمیاد

33:39.040 --> 33:40.640
‫بهش عادت کردی؟

33:41.400 --> 33:42.440
‫بله

33:52.360 --> 33:53.880
‫چرا فرار نمی‌کنی؟

33:55.240 --> 33:56.760
‫کجا برم؟

34:06.480 --> 34:08.440
‫مادرم قبلاً این کارو می‌کرد

34:13.760 --> 34:15.360
‫بخورش

34:15.360 --> 34:19.040
‫کیرا. دختر خوبی باش و بخورش

34:44.840 --> 34:48.320
‫سارا می‌خواد با اطلاعات جعلی

34:48.320 --> 34:50.280
‫تهدیدمون کنه

34:50.280 --> 34:53.880
‫تا سن آقای وستمورلند رو رد کنیم

34:53.880 --> 34:55.600
‫اینو جعل کردن؟

34:55.600 --> 34:58.440
‫اون می‌دونه که ما کیرا رو پس نمیدیم

34:58.440 --> 35:00.160
‫ترتیبشون رو میدم

35:00.160 --> 35:02.720
‫تردید نکن، سایمون

35:19.320 --> 35:21.240
‫مطمئن باش شوخی نمی‌کنم

35:24.080 --> 35:26.840
‫آرت هستم. نگران نباشین، تنهام

35:26.840 --> 35:27.960
‫

35:31.440 --> 35:33.800
‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟

35:34.320 --> 35:35.840
‫باورت نمیشه

36:52.400 --> 36:54.840
‫اونا اینجا نیستن

36:54.840 --> 36:57.320
‫باید سریعاً برگردی

37:15.960 --> 37:18.640
‫کیرا. چیکارش کردی؟

37:18.640 --> 37:20.880
‫فقط مسکن خورده.
‫حالش خوبه

37:20.880 --> 37:22.720
‫بیا بریم، شیبان

37:23.200 --> 37:32.800
.:: @bollbolljan_com ::.

39:50.160 --> 39:52.440
‫خانوم‌ها و آقایون، حاضرید برای

39:52.440 --> 39:53.960
‫ویزارد یه کف مرتب بزنید؟
‫بگید بله!

40:16.520 --> 40:19.240
‫سلام شیبان، به خونه خوش اومدی