﻿WEBVTT

00:00.960 --> 00:04.680
‫وستمورلند 170 سالش نیست

00:04.800 --> 00:08.960
‫فقط این هویت رو گرفته
‫تا داستانش رو باور کنن

00:09.000 --> 00:10.880
‫خب، اگه همه‌ی مردم جزیره
‫افسانه‌ی پی.تی رو باور کردن

00:10.920 --> 00:13.560
‫به نظرت هیئت مدیره نئولاسیون هم باور کرده؟

00:13.680 --> 00:16.000
‫هنوزم باید بریم سراغ این یارو الخطیب

00:16.080 --> 00:17.160
‫حسابدار نئو؟

00:17.280 --> 00:18.720
‫خیلی تو داره، اصلاً جالب نیست

00:18.800 --> 00:21.680
‫اگه اون برای ژنتیک شهروندها
‫به دولت‌ها رشوه میده

00:21.720 --> 00:23.200
‫- پس باید...
‫- بیخیالش شو، عزیزم

00:23.240 --> 00:25.560
‫- صندلی خالی؟
‫- خودکشی داشتیم

00:25.600 --> 00:28.800
‫ریچل حتماً مدرک هویت واقعی پی.تی رو
‫به هیئت مدیره نشون داده

00:28.880 --> 00:30.720
‫اونا میفهمن که فریب خوردن

00:30.800 --> 00:32.640
‫و سعی می‌کنن از خودشون محافظت کنن

00:32.720 --> 00:34.440
‫- پیداش کردی؟
‫- نه

00:34.480 --> 00:35.920
‫دروغ میگه؟

00:35.960 --> 00:37.600
‫بخشیده شدی

00:38.920 --> 00:40.480
‫حاضری؟

00:40.560 --> 00:43.240
‫فهرست تمامی رشوه‌های پرداختی نئولاسیون

00:43.320 --> 00:44.400
‫همه‌اش پخش میشه

01:59.000 --> 02:00.920
‫هلینا!

02:01.000 --> 02:02.920
‫ای شیطان!

02:06.800 --> 02:08.320
‫نه! نه!

02:08.360 --> 02:13.920
مادری که تو رو ول کرد، می‌دونست که
شیطان درونی داری. حالا ما هم فهمیدیم

02:13.920 --> 02:17.400
خواهر ایرنا! کمک کن

02:26.880 --> 02:28.440
‫خواهر ایرینا!

02:33.440 --> 02:35.480
‫هیچی ندیدم!

02:35.480 --> 02:40.240
باید یاد بگیری دیگه اینجا
هیچی نبینی

02:41.760 --> 02:43.680
!‫این کارو نکن

02:46.640 --> 02:48.560
‫این کارو نکن!

03:49.200 --> 03:54.000
‏.::  www.bolboljan.net ::.

04:02.160 --> 04:04.600
‫بعضی از شما می‌دونین که بیشتر از
‫هر کس دیگه‌ای سختی کشیدیم

04:07.520 --> 04:10.160
‫ولی همه می‌دونستین که اس

04:10.200 --> 04:12.720
‫بدون جنگ جایی نمیرفت

04:14.000 --> 04:16.440
‫و اون جنگ به خاطر همه‌ی ما بود

04:16.560 --> 04:19.360
‫یه جمع، یه شبکه

04:21.200 --> 04:22.440
‫خونواده‌اش

04:38.400 --> 04:40.280
‫یه نامه برامون نوشته

04:40.840 --> 04:42.280
‫برای سه تامون

04:42.360 --> 04:43.640
‫قبل از اینکه بمیره

04:47.720 --> 04:49.040
‫چیزی نیست

04:49.120 --> 04:50.800
‫من می‌خوام. آرومش کن

04:50.880 --> 04:53.480
‫چیزی نیست، چیزی نیست

04:54.520 --> 04:56.160
‫چیزی نیست

04:56.200 --> 04:57.800
‫"یادتون نره، عزیزانم...

05:03.440 --> 05:04.880
‫"مرگ هیچی نیست

05:06.320 --> 05:08.520
‫"فقط رفتم به اتاق بعدی

05:10.640 --> 05:12.840
‫"می‌تونین منو به اسم همیشگیم
‫صدا کنین

05:13.800 --> 05:15.440
‫"عزا نگیرید

05:17.480 --> 05:20.640
‫"قول میدم وقتی دوباره هم رو ببینیم،
‫به این شرایط فعلی می‌خندیم

05:22.280 --> 05:23.640
‫"با عشق، اس"

05:26.200 --> 05:27.880
‫می‌خوای گل‌های روز رو بذاری روی قبر؟

05:28.480 --> 05:29.480
‫یالا

05:35.440 --> 05:37.480
‫دلم به درد میاد که
‫نتونستم به خاطرشون برم اونجا

05:37.520 --> 05:40.560
‫آره خب، دلفین فردا از فرانسه برمی‌گرده

05:40.600 --> 05:44.280
‫پس می‌تونیم باهم بریم اونجا دیدنشون

05:44.400 --> 05:46.400
‫امروز برای خونواده‌ی اسه

05:46.520 --> 05:48.600
‫حتی نمی‌تونم هضم کن که چطوری...
‫شیبان...

05:48.640 --> 05:51.240
‫نمی‌تونم تصور کنم سارا چه حالی داره

05:51.280 --> 05:53.040
‫خدایا، اون مادرش رو پیدا کرد...

05:58.600 --> 06:00.880
‫فیلکس گفت اون حتی گریه هم نکرده

06:00.920 --> 06:02.920
‫احتمالاً نمی‌خواد کیرا رو
‫خیلی ناراحت کنه

06:03.000 --> 06:07.360
‫خب همیشه مجبوره قوی باشه،
‫انصاف نیست

06:07.400 --> 06:08.560
‫انصاف نیست

06:08.600 --> 06:10.720
‫خب، ما... پشتش وایمیستیم

06:12.920 --> 06:13.920
‫نه؟

06:15.120 --> 06:16.840
‫الان رشوه‌ها

06:16.920 --> 06:19.560
‫تاجر کویتی، هاشم الخطیب را به

06:19.600 --> 06:22.640
‫فعال آینده‌ی دانش فرینج، نئولاسیون
‫ارتباط داده شدند

06:22.720 --> 06:25.640
‫یک بازجویی چند ملیتی کنترل

06:25.680 --> 06:28.800
‫همه‌ی تحقیقات رو به دست گرفته
‫و همه‌ی فعالیت‌های مالی

06:28.880 --> 06:30.800
‫گروه بزرگ دایاد رو معلق کرده است

06:30.840 --> 06:33.320
‫الخطیب همچنان فراریست

06:33.320 --> 06:35.600
‫گزارشگرهای ما در انجمن علمی دایاد هستند

06:35.640 --> 06:36.800
‫و ما با خبرهای جدید...

06:36.880 --> 06:38.160
‫مامان؟

06:38.240 --> 06:40.080
‫همراه با پیشرفت تحقیقات
‫با شما همراه خواهیم بود

06:40.120 --> 06:41.760
‫هی

06:41.800 --> 06:44.480
‫می‌دونم که فکر می‌کنی بهش نیازی نداری،
‫ولی داری

06:44.560 --> 06:46.640
‫- این سوپ بوقلمونه
‫- ممنون

06:48.280 --> 06:50.080
‫چو پشت این جریان بود

06:51.560 --> 06:53.280
‫می‌دونم

06:53.400 --> 06:54.840
‫ولی اس ریچل رو مقصر نمی‌دونست

06:55.680 --> 06:56.880
‫نامه‌اش واضح بود

06:57.000 --> 06:59.560
‫برام مهم نیست، می‌تونست یه برای
‫جلوگیر از اون اتفاق بکنه

06:59.680 --> 07:01.360
‫نه سارا، ازت میخوام بدونی که

07:03.080 --> 07:04.200
‫کاری که اس کرد

07:05.320 --> 07:06.520
‫قربانی کردن خودش...

07:08.440 --> 07:09.840
‫به خاطر خونواده‌ی منم بود

07:11.200 --> 07:13.000
‫نئولاسیون همه‌ی ما رو تهدید کرده

07:14.640 --> 07:15.920
‫پس هر چی نیاز داری...

07:16.880 --> 07:18.200
‫هر جوری... هر موقعی که باشه...

07:32.560 --> 07:33.800
‫سلام

07:37.640 --> 07:38.840
‫می‌خواید صحبت کنین با...

07:40.000 --> 07:41.200
‫خیلی خب

07:43.120 --> 07:44.080
‫هی

07:44.840 --> 07:45.840
‫فکر کنم باهات کار داره

07:46.640 --> 07:47.720
‫خواهر ایرینا

07:50.440 --> 07:52.560
‫اون حرف نمی‌زنه.
‫حالتون خوبه؟

07:57.520 --> 07:58.480
‫وای نه

07:59.120 --> 08:00.160
‫اون چیه؟

08:01.640 --> 08:03.120
‫دفتر وقایع روزانه‌ی هلیناست

08:06.240 --> 08:07.240
‫خیلی خب

08:07.280 --> 08:10.280
‫توی دهانه‌ی رحمش
‫غشاء رو جدا می‌کنم...

08:10.320 --> 08:11.680
‫مطمئنی لازمه این کارو بکنی؟

08:11.760 --> 08:13.320
‫تکنیک القای طبیعی

08:13.360 --> 08:15.480
‫با این 35 هفته الان باید نزدیک وضع حمل
‫دوقلوها باشه

08:15.520 --> 08:17.080
‫باید سریعاً به دنیا بیاریمشون

08:17.080 --> 08:18.600
‫آدمای زیادی دنبالمونن

08:18.640 --> 08:20.840
‫- گریسی چی؟
‫- صبور باش، مارک

08:20.920 --> 08:22.640
‫بعد از زایمان، میاد پیشمون

08:22.640 --> 08:24.160
‫تااونموقع باید از اینجا محافظت کنی

08:24.280 --> 08:25.720
‫- مارک
‫- آروم باش، هلینا

08:29.000 --> 08:30.680
‫مارک... مارک...

08:52.360 --> 08:53.840
‫فرزند عزیزم

08:55.000 --> 08:57.920
‫بالاخره اینجا پیدات کردم

08:58.040 --> 09:00.000
‫مدت‌ها دنبالت بودم

09:02.000 --> 09:04.320
‫اسم من توماسه

09:05.840 --> 09:07.800
‫و من ازت مراقبت می‌کنم

09:11.840 --> 09:14.360
‫هنوز نمی‌دونی که چقدر خاصی

09:28.440 --> 09:30.240
‫گریسی اومد دیدنش

09:30.360 --> 09:32.080
‫چطوری پیداش کرده؟

09:32.120 --> 09:35.760
‫هلینا هیچوقت حاضر نمیشد با اون
‫خائن مذهبی تماس بگیره

09:35.800 --> 09:37.640
‫فقط اینو می‌دونیم که هردوشون رو بردن

09:37.680 --> 09:40.600
‫بچه‌ها، اون گفت که تو اتاق
‫کمی خون وجود داشت

09:40.680 --> 09:42.120
‫وای خدا

09:42.200 --> 09:45.000
‫درست وقتی رفتن سراغ هلینا که
‫نزدیک زایمانشه

09:45.120 --> 09:48.160
‫اون خون بند نافش رو می‌خواد،
‫جهش رو برای خودش می‌خواد تا...

09:48.280 --> 09:49.680
‫تا بعدش ازش استفاده کنه

09:49.720 --> 09:52.240
‫آخرین باری که گریسی رو دیدیم،
‫ما رو به کی فروخت؟

09:53.040 --> 09:54.960
‫ویرجینیا کودی

09:55.040 --> 09:56.800
‫دارن می‌برنش به جزیره، کسیما؟

09:56.840 --> 09:59.680
‫دیگه نمی‌دونیم اون بیرون چه خبره

09:59.720 --> 10:01.120
‫کسی رو می‌شناسیم که شاید بدونه

10:01.240 --> 10:02.600
‫منظورت ریچله؟

10:02.680 --> 10:03.720
‫نه

10:05.040 --> 10:07.160
‫عالی شد. پس می‌خوای چیکار کنی؟

10:10.320 --> 10:11.920
‫کیرا مادربزرگش رو از دست داده

10:13.080 --> 10:15.600
‫- باید چیکار کنم؟
‫- هی

10:15.640 --> 10:16.720
‫پس باید پیشش باشی

10:17.920 --> 10:20.440
‫هی، هی. ترتیبش رو میدم، سارا

10:22.480 --> 10:24.640
‫ولی من نمی‌تونم همینجوری بشینم،
‫پس باهات میام

10:36.760 --> 10:38.760
‫- تکون نخور، ریچل
‫- فیلکس

10:39.600 --> 10:40.920
‫تسلیت میگم

10:40.960 --> 10:43.800
‫حرفی نزن، ای عوضی سنگدل.
‫بچرخ

10:53.360 --> 10:54.480
‫اونا هلینا رو بردن

10:55.560 --> 10:57.040
‫فکر کنم به جزیره بردنش

10:59.200 --> 11:00.720
‫جات بودم، اینقدر با اطمینان نمی‌گفتم

11:20.240 --> 11:22.280
‫نئولاسیون از خیانت ریچل
‫جون سالم به در میبره

11:22.360 --> 11:24.840
‫اما فشار روحی تأثیر زیادی روی شما گذاشته، پس...

11:24.880 --> 11:27.720
‫باید با این هوشیار بمونین

11:28.640 --> 11:30.320
‫بله، بله

11:31.000 --> 11:33.040
‫باید سر حال باشم

11:35.480 --> 11:38.240
‫کار داریم

11:39.520 --> 11:42.320
‫بعدش الخطیب رو پیدا کن

11:42.360 --> 11:45.360
‫و پاکسازی رو ادامه بده

11:45.360 --> 11:48.280
‫- تاالان که همه چی خوب پیش رفته
‫- ممنون، قربان

11:49.480 --> 11:51.360
‫اونایی که موندن

11:51.480 --> 11:54.280
‫صد در صد پشت شما هستن

12:01.760 --> 12:03.480
‫خوبه، خوبه

12:10.920 --> 12:13.120
‫خب، بیاید...

12:13.200 --> 12:15.640
‫دو قلو به دنیا بیاریم، خب؟

12:57.000 --> 12:59.800
‫خب، شیبان می‌دونست که
‫درگیر چی میشه، فیلکس

12:59.840 --> 13:01.720
‫دهن کوفتیت رو ببند

13:01.760 --> 13:04.360
‫برگردیم سر بحث هلینا.
‫چرا جزیره نیستن؟

13:04.400 --> 13:07.200
‫دیگه اونجا براش امنیت نداره

13:07.280 --> 13:10.160
‫موش‌‎های آزمایشگاهیش شورش
‫و ترکش کردن

13:10.240 --> 13:13.000
‫آدمای کله گنده‌ای لو رفتن

13:13.040 --> 13:14.120
‫و حسابی ازش عصبانی هستن

13:14.200 --> 13:15.600
‫پس تو هم ازشون فراری هستی؟

13:15.680 --> 13:18.160
‫- موفق باشی
‫- آره. حتی به زور راه میری

13:19.160 --> 13:20.520
‫هلینا رو کِی دزدیدن؟

13:20.600 --> 13:22.920
‫چهار روز پیش، شب افتتاحیه

13:23.000 --> 13:24.640
‫افتتاحیه‎ی تو، فیلکس

13:24.720 --> 13:26.080
‫اون همون روزی بود که انگر سر کار نیومد

13:26.120 --> 13:29.720
‫کاراگاه انگر، اگه من بودم اونو انتخاب می‌کردم

13:29.800 --> 13:32.400
‫اون به هدف وفاداره

13:32.400 --> 13:34.280
‫منم باهات میام

13:34.320 --> 13:36.040
‫- همینجا بمون
‫- برای چی؟

13:36.080 --> 13:37.840
‫تا به یه دردی بخوری

13:37.880 --> 13:39.480
‫یه دوست قدیمی آوردیم که
‫مطمئن بشیم اینجا میمونی

13:40.800 --> 13:41.800
‫سلام

13:43.640 --> 13:44.680
‫سلام، ریچل

13:51.960 --> 13:54.320
‫- فیلکس
‫- سلام، حالت چطوره؟

13:55.120 --> 13:57.040
‫خوبم، چی پیدا کردی؟

13:57.160 --> 14:00.520
‫خب اومدیم در آغوش سرد و آبی پلیس

14:00.600 --> 14:02.760
‫به نظرمون انگر همون کسیه که
‫هلینا رو برده

14:15.160 --> 14:17.160
‫بعدش تویی

14:17.240 --> 14:21.160
‫اینترپول دو پرونده قتل رو از ما به عهده گرفت

14:21.280 --> 14:22.520
‫چی؟ چه قتلی؟

14:22.600 --> 14:24.080
‫مربوط به نئولاسیونه

14:24.160 --> 14:26.960
‫نمی‌خوای بگی چطوری
‫بهشون مرتبطی؟

14:27.040 --> 14:29.600
‫- وایسا ببینم، انگر چی گفت؟
‫- اونقدری گفت که به حرفاش گوش کنم

14:29.640 --> 14:31.920
‫پس نمی‌دونی که چقدر درگیر این جریانه؟

14:32.000 --> 14:33.400
‫نه، نمی‌دونم

14:33.480 --> 14:34.920
‫ولی ته و توش رو درمیارم

14:35.000 --> 14:36.480
‫برو بشین

14:36.520 --> 14:37.800
‫ستوان

14:39.480 --> 14:41.160
‫نمی‌دونم چیا می‌دونی

14:42.520 --> 14:44.120
‫یا شایدم خودت هم نئولاسیونی باشی

14:45.800 --> 14:48.360
‫ولی مجبورم این ریسک رو بپذیرم که
‫فرض کنم هنوز مثل من یه پلیسی

14:49.560 --> 14:51.040
‫همونجور که بث بود

14:53.440 --> 14:56.600
‫ما هر کاری از دستمون برمیومد انجام دادیم.
‫دیگه دیر یا زود به دنیا میان

14:56.720 --> 14:59.560
‫تأخیری در جدا کردن غشاء نداریم؟

14:59.640 --> 15:01.160
‫به محض اینکه پاره بشه، آماده‌ایم

15:01.200 --> 15:03.240
‫سلول‌های بنیادی جنینی رو برداشت می‌کنیم

15:03.280 --> 15:05.520
‫و فوراً پروسه‌ی ساخت یه درمان
‫برای تو رو شروع می‌کنیم

15:07.240 --> 15:09.280
‫نه، نمی‌تونم صبر کنم

15:10.600 --> 15:11.920
‫شکمش رو ببر

15:12.920 --> 15:14.680
‫جان

15:14.720 --> 15:18.840
‫سزارین تأثیرات غیرقابل پیشبینی اپی‌زنتیکی
‫روی نوزاد خواهد داشت

15:18.960 --> 15:20.120
‫زایمانش باید طبیعی باشه

15:20.160 --> 15:21.560
‫مثل سوزان حرف میزنی

15:22.520 --> 15:23.880
‫می‌تونی یکم دیگه تحمل کنی

15:24.000 --> 15:27.480
‫واقعاً می‌تونم؟ اگه سزارین نمی‌کنی،
‫می‌خوام القای هورمونی کنیم

15:27.600 --> 15:29.360
‫- جان
‫- کاری که گفتم رو بکن، ویرجینیا!

15:34.480 --> 15:36.360
‫"سانشاین سوپرهیتز"

15:36.440 --> 15:38.000
‫تراگز

15:44.560 --> 15:46.760
‫نه، خواهش می‌کنم ولم کن

15:46.880 --> 15:49.440
‫نه، خواهش می‌کنم ولم کن

15:49.480 --> 15:50.640
‫خواهش می‌کنم

15:52.000 --> 15:55.600
‫ای حرومزاده‌های کثیف

15:55.680 --> 15:57.120
‫تو هم خودارضایی کردی؟

15:58.720 --> 16:00.160
‫درمورد کپی‌ها برام بگو

16:02.400 --> 16:03.720
‫به انگلیسی بگو، هلینا

16:04.800 --> 16:06.240
‫به زمین رفتن

16:08.360 --> 16:11.680
‫درحالی که اصیل در خونه
‫پیش خدا موند

16:13.920 --> 16:15.200
‫اون خوشگله

16:15.240 --> 16:17.880
‫من از اون در برابر شیاطین دانش محافظت می‌کنم

16:24.160 --> 16:25.760
‫خب، خوش اومدی

16:29.520 --> 16:31.920
‫پتوسین بهت تزریق می‌کنیم

16:32.720 --> 16:34.440
‫درد زایمان رو کم می‌کنه

16:34.480 --> 16:37.480
‫ولی نوزادها که هنوز وقتشون نرسیده

16:37.480 --> 16:40.200
‫چیزی نمیشه. دوقلوها معمولاً
‫قبل از موعد به دنیا میان

16:40.280 --> 16:41.960
‫اون تو رو مجبور به این کار کرده

16:42.000 --> 16:44.080
‫همونطور که مجبورت کرد گریسی رو بکشی

16:44.920 --> 16:46.520
‫تو توله سگش هستی

16:50.000 --> 16:51.320
‫بزدل

16:52.560 --> 16:54.000
‫انقباض به زودی شروع میشه

16:55.760 --> 16:59.880
‫هر چقدر مقاومت کنی،
‫بچه‌هات درد بیشتری تحمل می‌کنن

16:59.920 --> 17:03.120
‫از این سخت‌ترش نکن

17:13.240 --> 17:14.720
‫اون نگاهتو نمی‌شناسم

17:14.800 --> 17:16.560
‫جسد دو تا از اعضای هیئت پیدا شده

17:19.280 --> 17:20.640
‫ایان ون لیر

17:20.720 --> 17:24.200
‫امروز صبح جسدش رو آب به
‫ساحل رودخونه‌ی هامبر آورده بود

17:24.240 --> 17:26.800
‫- دارن ردشون رو می‌پوشونن
‫- آره

17:26.880 --> 17:29.200
‫انگر هم اونجا داره اینترپول رو
‫به جون من میندازه

17:29.240 --> 17:31.720
‫خوشبختانه رئیسم دخلی تو
‫این کار نداره

17:31.760 --> 17:33.560
‫اون می‌خواد با یه کاراگاه دیگه
‫بیشتر تحقیق کنه

17:36.760 --> 17:39.080
‫خب، توی لیست شیبان
‫اسم 9 نفر از اعضای هیئت بود

17:39.160 --> 17:40.600
‫دو خودکشی داشتیم

17:40.600 --> 17:42.760
‫ون لیر، اون یکی کی بود؟

17:42.840 --> 17:44.240
‫فرنسین برنارد

17:44.280 --> 17:45.560
‫بخش تکنولوژِی حمل و نقل

17:45.600 --> 17:48.720
‫بله، اون مسئول راه‌های جایگزین بود

17:48.800 --> 17:51.200
‫پاکسازِ اهداف اصلاح نژادیشون

17:51.240 --> 17:53.920
‫هیئت برای همینه، لاپوشونی

17:54.040 --> 17:55.480
‫خیلی خب، دوتا دیگه هم هست

17:55.560 --> 17:58.920
‫یه سیاستمدار کره‌ای به اسم سیان پاک
‫توی دفترش خودش رو حلق آویز کرده

17:59.000 --> 18:04.000
‫و کله گنده‌ی بیمه، جولز مارتین
‫که همسرش گزارش داده که گم شده

18:04.080 --> 18:07.080
‫پس یه عضو هیئت مدیره می‌مونه که هنوز زنده‌ان

18:07.120 --> 18:09.200
‫از جمله الخطیب

18:09.200 --> 18:10.800
‫همون حسابدار

18:10.920 --> 18:12.440
‫شاید نقشه‌ی جان رو بدونه

18:13.400 --> 18:14.760
‫کجا می‌تونیم پیداش کنیم، ریچل؟

18:18.200 --> 18:21.120
‫تو اعضای هیئت مدیره رو از دور خارج کردی، جان،
‫ولی هنوزم به محافظت نیاز داریم

18:21.200 --> 18:22.320
‫به اونجا هم میرسیم

18:22.400 --> 18:26.320
‫الان جهش رو داریم. زندگی.
‫چشمه‌ی جوانی

18:27.680 --> 18:30.960
‫چیزی که نیاز نداریم
‫بارهای قدیممونه

18:34.160 --> 18:36.400
‫ما پاتوژنش رو سنتر کردیم

18:37.000 --> 18:38.240
‫وقتشه بیخیالش بشیم

18:39.160 --> 18:40.640
‫کارشو یه سره کن

18:40.720 --> 18:43.160
‫اون تنها بازمونده‌ی کاستوره

18:43.280 --> 18:45.440
‫آره، وفاداریش به یه دختر مرده‌ست

18:45.520 --> 18:47.200
‫نمی‌خواستم گریسی کشته بشه

18:47.240 --> 18:49.480
‫تو اون دستور رو دادی تا مجبور به این کار بشم

18:49.520 --> 18:54.560
‫ویرجینیا، همیشه من و تو بودیم
‫که قدرت عمل داشتیم

18:55.840 --> 18:58.480
‫آینده در تسلط زنانه!

18:59.520 --> 19:00.760
‫مگه نشنیدی؟

19:10.240 --> 19:13.040
‫حساب‌های بانکیم مسدود شدن،
‫ویزام باطل شده

19:13.040 --> 19:14.440
‫ولی اون دانشش رو داره

19:14.560 --> 19:16.920
‫فقط می‌خوام تضمین کنین که
‫دخالت من ادامه پیدا کنه

19:17.040 --> 19:20.760
‫متوجه شدیم که شما به اینترپول صحبت کردین

19:20.880 --> 19:24.320
‫یه تاکتیک برای تأخیر دستگیریه.
‫به پیشنهاد مشاورم. هیچی بهشون نگفتم

19:25.560 --> 19:27.120
‫هیچی هم بهشون نمیگم

19:28.120 --> 19:30.320
‫ما هم تضمین می‌خوایم

19:33.440 --> 19:34.600
‫سلام!

19:34.680 --> 19:36.760
‫خب، قطعاً قتل بود

19:36.800 --> 19:38.960
‫ولی می‌تونم تدارکات جلسه رو ببینم

19:38.960 --> 19:41.040
‫با یه رنگ بندی جدید و...

19:41.120 --> 19:43.400
‫احساس می‌کنم به یه اتاق جلسه‌ی
‫اشتباهی اومدم یا اینکه زود اومدم

19:43.520 --> 19:44.800
‫دست‌ها بالا!

19:45.480 --> 19:46.800
‫همین الان!

19:49.880 --> 19:51.800
‫من هیچ قانونی زیر پا نذاشتم، کاراگاه

19:51.880 --> 19:54.640
‫روی صندلیت بشین

19:54.680 --> 19:56.840
‫و برای این اسلحه مجوز دارم

19:56.880 --> 19:57.880
‫امتحانم نکن

19:59.040 --> 20:00.040
‫این کارو نکن!

20:20.840 --> 20:21.880
‫لعنتی

20:27.040 --> 20:28.520
‫خدایا

20:28.640 --> 20:31.280
‫نباید تقصیر تو بیوفته

20:31.320 --> 20:33.280
‫- چیزیم نمیشه
‫- چرت نگو

20:33.360 --> 20:37.920
‫ببین، این... این تحقیقات نئولاسیون
‫شامل منم میشه

20:37.960 --> 20:39.840
‫و مطمئناً انجام وظیفه هم نبود

20:41.040 --> 20:43.600
‫تو کاری کردی که لازم بود

20:43.680 --> 20:45.520
‫تنها چیزی که الان مهمه، برگردوندن هلیناست

20:45.560 --> 20:48.560
‫من هیچی نمی‌دونم. قسم می‌خورم
‫نمی‌دونم کجا مخفیش کردن

20:48.640 --> 20:50.680
‫خب دوستت ریچل می‌خواد مطمئن بشه

20:54.240 --> 20:56.520
‫جز این، چند دوره درمانی دیگه باید داشته باشم؟

20:57.480 --> 20:58.800
‫این آخری میشه

21:06.920 --> 21:09.680
‫گریسی می‌خواد دندون پزشک شه

21:12.920 --> 21:14.600
‫تو چی؟

21:14.680 --> 21:17.200
‫تو این فکرم که معلم بشم

21:17.280 --> 21:19.040
‫البته شاید. ولی...

21:19.080 --> 21:22.280
‫باید برای معلمی، دانشگاه رفت

21:22.320 --> 21:25.680
‫تو از بقیه‌ی برادرات
‫سریعتر شنا یاد گرفتی

21:25.800 --> 21:29.240
‫یادته کنار دریاچه مسابقه میدادیم؟

21:30.760 --> 21:34.160
‫رودی از باختن متنفر بود

21:34.240 --> 21:35.800
‫خب تو می‌تونی شنا یاد بدی

21:36.480 --> 21:37.840
‫و بری مدرسه درس بخونی

21:39.080 --> 21:40.840
‫چرا اینقدر خسته‌ام؟

21:42.480 --> 21:45.240
‫بعضی وقت‌ها واکسن باعث
‫خواب آلودگی میشه

21:45.360 --> 21:46.440
‫چشمات رو یکم ببند

21:46.520 --> 21:47.760
‫یه چرتی بزن

21:49.520 --> 21:52.000
‫وقتی بیدار بشی، گریسی هم میرسه

21:59.400 --> 22:00.920
‫خیلی خوشحالم

22:02.000 --> 22:03.080
‫می‌دونم

22:05.880 --> 22:07.280
‫شب بخیر، مامان

22:23.720 --> 22:25.240
‫خدافظ، مارک

22:41.760 --> 22:43.520
‫انقباض

22:43.560 --> 22:45.000
‫اولیه

22:45.040 --> 22:46.600
‫درش بیار، باید نفس بکشه

22:46.640 --> 22:49.600
‫با دماغت هوا رو بده تو

22:49.640 --> 22:51.560
‫با دهنت خارجش کن

22:51.600 --> 22:53.160
‫نفس بکش، هلینا.
‫نفس بکش

22:55.160 --> 22:56.560
‫بفرما

22:57.680 --> 23:00.360
‫خوبه

23:01.680 --> 23:03.040
‫خوبه

23:16.680 --> 23:17.840
‫نگاش کن

23:18.800 --> 23:21.240
‫همه‌ی بازی‌ها و اسباب بازی‌هات رو فراموش کردی

23:23.600 --> 23:25.720
‫الان جز هدف چیزی تو ذهنت نیست

23:28.920 --> 23:30.240
‫تو آماده‌ای

23:35.120 --> 23:36.800
‫سربلندت می‌کنم

23:42.160 --> 23:44.280
‫کپی‌های کثیف

23:44.280 --> 23:46.480
‫اونا اصیل رو منحرف کردن

23:46.560 --> 23:48.280
‫- بله
‫- نورش

24:00.080 --> 24:02.200
‫من اونا رو از این زمین پاک می‌کنم

24:56.960 --> 24:58.680
‫اونا شبیه من هستن

24:59.560 --> 25:01.000
‫من کپی هستم

25:04.360 --> 25:05.640
‫نه، فرزندم

25:06.840 --> 25:08.200
‫تو اصیل هستی

25:10.240 --> 25:12.520
‫تو خیلی استثنایی هستی

25:12.560 --> 25:13.840
‫نمی‌بینی؟

25:14.760 --> 25:16.040
‫اونا بدنت رو کپی کردن

25:17.640 --> 25:18.960
‫ولی روحت رو نه

25:23.000 --> 25:24.640
‫من اصیلم؟

25:25.360 --> 25:27.000
‫تو نوری

25:31.600 --> 25:34.080
‫من اصیلم

25:36.800 --> 25:38.200
‫من نورم

26:10.600 --> 26:12.520
‫من استثنایی نیستم؟

26:12.600 --> 26:15.800
‫من مثل خواهرام یه کپی هستم

26:19.920 --> 26:21.640
‫بهش اجازه دادی بچه‌هات رو ازت بگیره

26:23.240 --> 26:25.200
‫خواهش می‌کنم، مال من رو نگیر

26:27.320 --> 26:28.680
‫اونا به مادرشون نیاز دارن

26:31.280 --> 26:33.000
‫خب این حقیقت نداره، هلینا

26:34.720 --> 26:37.920
‫تو فراموش کردی، من می‌دونم کی هستی

26:39.760 --> 26:41.840
‫در زمان تولد دور انداختنت، یه قاتل هستی

26:43.360 --> 26:44.960
‫تو خواهرای خودتو کشتی

26:46.680 --> 26:48.200
‫تو بوی گند میدی

26:48.280 --> 26:49.560
‫مثل یه حیوون

26:51.000 --> 26:53.400
‫آخه ممکنه چطور مادری بشی؟

26:57.560 --> 27:00.600
‫وقتی تا 8 میلیمتر گشاد شد
‫خبرم کن

27:03.760 --> 27:05.960
‫چطور مادری...

27:07.880 --> 27:09.680
‫چطور مادری...

27:19.920 --> 27:22.040
‫بهت که گفتم، نمی‌دونم دانشش رو کجا برده

27:22.080 --> 27:23.360
‫اسمش هلیناست

27:23.400 --> 27:25.960
‫تو به تنها کسی که از جاش خبر داشت
‫شلیک کردی

27:26.000 --> 27:28.720
‫آقای فرانتینک اومده بود که تو رو بکشه

27:28.840 --> 27:31.960
‫می‌دونم که از مدیون بودن خوشت نمیاد،
‫ولی کلی بهمون مدیونی

27:34.760 --> 27:36.160
‫سلام سارا، هنوز هیچی نفهمیدیم

27:36.280 --> 27:39.560
‫من پیش کیرا هستم و اون گفت که
‫هلینا تو دردسر افتاده

27:39.600 --> 27:40.960
‫می‌تونم حسش کنم

27:41.000 --> 27:43.120
‫بچه‌هاش دارن به دنیا میان

27:43.200 --> 27:45.200
‫خب فقط دو راه چاره برات دارم

27:46.360 --> 27:48.480
‫یا تو رو به جان تحویل میدیم

27:48.520 --> 27:51.160
‫یا به مقامات تحویلت میدیم

27:51.240 --> 27:53.920
‫راه حل سوم: امروز برای دومین بار شلیک می‌کنم

27:53.960 --> 27:56.960
‫نمی‌دونم، خواهش می‌کنم

27:57.040 --> 27:58.800
‫تنها چیزی که می‌دونم اینه که
‫کسی که خیلی دنبالشه...

27:58.880 --> 28:00.160
‫اونه

28:01.640 --> 28:03.160
‫ریچل

28:04.080 --> 28:05.120
‫ریچل

28:07.440 --> 28:10.720
‫بله؟
‫اگه اینقدر تو رو می‌خواد

28:11.640 --> 28:13.040
‫به نظرم تحویلت بدیم

29:16.520 --> 29:19.360
‫انقباض قوی و ثابته.
‫یکی دو ساعت بیشتر نمونده

29:19.400 --> 29:20.480
‫خوبه

29:20.520 --> 29:21.720
‫پیشش باش

29:22.600 --> 29:24.960
‫خلاص کردن مارک ضروری بود

29:26.040 --> 29:27.400
‫حالت چطوره؟

29:28.720 --> 29:29.960
‫میرم یه سیگار بکشم

29:32.720 --> 29:34.400
‫قربان، هاشم الخطیب...

29:35.760 --> 29:37.720
‫فرانتینک حتماً اوضاعش بده

29:42.040 --> 29:44.120
‫هنوز با مایی؟

29:44.160 --> 29:46.360
‫آره، و دوست همینطوری هم بمونه

29:46.400 --> 29:49.480
‫اونم با پیشنهاد چیزی که خیلی خیلی
‫از من باارزشتره

29:49.560 --> 29:52.560
‫چی ممکنه از تو برام باارزشتر باشه؟

30:15.160 --> 30:18.040
‫بچه‌ها، می‌دونین این نقشه
‫دیوونگیه محضه؟

30:18.120 --> 30:19.960
‫اصلاً متوجهین چند جا می‌تونه
‫خلاف نقشه پیش بره؟

30:20.000 --> 30:21.640
‫بله، ولی بازم کارشو می‌کنه

30:21.680 --> 30:24.240
‫آرت تحت کنترلشه، خب؟
‫یه ردیاب روی ماشین گذاشتیم

30:24.280 --> 30:25.960
‫اونا ما رو به هلینا میرسونن

30:29.120 --> 30:32.000
‫پس وقتی برسن به جایی که هلینا
‫رو نگه داشتن، چیکار کنیم؟

30:32.640 --> 30:34.360
‫منتظر می‌مونیم

30:34.440 --> 30:37.600
‫جان حتماً می‌خواد قبل از سر بریدنم
‫باهام صحبت کنه

30:37.680 --> 30:39.680
‫سارا باید سرشو گرم کنه

32:14.520 --> 32:16.600
‫آرت، سارا رو می‌بینی؟

32:16.640 --> 32:19.600
‫نزدیکم. درست پشت سرشونم
‫و ردیابیشون می‌کنم

32:19.640 --> 32:21.880
‫کسی این مسیر براش آشنا نیست

32:21.920 --> 32:24.920
‫چرا الان باید نزدیک دایاد برن؟

32:25.000 --> 32:27.280
‫اونجا از وقتی شیبان

32:27.320 --> 32:30.560
‫الخطیب رو به عنوان حسابدار نئو به
‫مطبوعات معرفی کرده، پر از بازرس و پلیسه

32:32.120 --> 32:34.040
‫ریچل، چرا؟

32:34.120 --> 32:37.720
‫به نظرم اون هنوز اونجا مقاماتی داره که طرفش هستن

32:37.840 --> 32:39.600
‫ورودی جلویی باغ وحشه

32:39.600 --> 32:41.160
‫عمراً هلینا پر از آدمه

32:41.240 --> 32:43.960
‫انگر از ورودی جلویی رد شد

32:44.000 --> 32:45.800
‫در غرب توقف کردن

32:45.880 --> 32:47.680
‫داره میبرنش به بخش قدیمی

32:47.720 --> 32:49.880
‫قبلاً اونجا کار می‌کردیم

32:49.920 --> 32:51.600
‫فکر می‌کردم بخش قدیمی تعطیل شده

32:51.640 --> 32:53.040
‫تعطیلش کردیم

32:53.120 --> 32:54.600
‫لعنتی

32:54.720 --> 32:58.000
‫برای خودنابودی کنار دایاد مخفی شده

32:58.120 --> 32:59.800
‫من عملاً اونجا زندگی کردم

32:59.880 --> 33:02.800
‫یه پناهگاهه، غیر قابل نفوذه

33:02.800 --> 33:06.080
‫ولی من روی امنیت کار کردم،
‫می‌تونم برامون اون بخش رو باز کنم

33:06.120 --> 33:08.560
‫اون به همه مشکوک شده،
‫فقط به چند نفر اعتماد داره

33:08.600 --> 33:11.640
‫اگه سارا بتونه به اندازه کافی
‫معطلش کنه، اونوقت...

33:11.720 --> 33:13.320
‫یه فرصت گیرمون میاد

33:30.000 --> 33:31.440
‫روی صندلیم نشستی

33:31.520 --> 33:33.280
‫نوبت توئه که کارای نیمه تموم رو
‫تموم کنی، جان

33:33.320 --> 33:34.520
‫تنهامون بذار!

33:39.080 --> 33:42.000
‫نمی‌خوای درمورد زایمان هلینا بهم بگی؟
‫کنجکاوم

33:42.080 --> 33:44.280
‫تو بیخیال همه‌اش شدی، یادت رفته؟

33:49.520 --> 33:51.240
‫دکتر کودی! خانم، صدامو می‌شنوید؟

33:51.360 --> 33:53.080
‫- چه اتفاقی داره میوفته؟
‫- شوک هیپولومیک

33:53.160 --> 33:55.120
‫- خدایا
‫- کاهش مداوم ضربان جنین

33:55.160 --> 33:58.040
‫چیکار کردی؟
‫اینو باز کن

33:58.960 --> 34:01.040
‫- بازش کردی؟
‫- نه، الان باز شد

34:01.120 --> 34:04.000
‫- بالا نگهش دار
‫- باشه، دارمش، دارمش

34:04.000 --> 34:05.160
‫خدا لعنتت کنه!

34:06.120 --> 34:09.000
‫اسرار؟ من از اسرارت خبر دارم، ریچل

34:10.840 --> 34:13.840
‫می‌دونم چطور انگشت‌هات رو خم می‌کنی

34:13.880 --> 34:17.040
‫تا زخم‌های انگشتت رو که پنهان کنی

34:17.080 --> 34:20.200
‫نمی‌تونی جلوی این کارت رو بگیری.
‫می‌دونم که چطور به صورت مداوم

34:20.320 --> 34:21.760
‫نامه‌هایی برای مادر بیولوژیکیت

34:21.840 --> 34:23.680
‫- که تاحالا ندیدیش می‌نویسی
‫- بس کن

34:23.720 --> 34:26.840
‫می‌دونم چطوری توی حموم
‫خودارضایی می‌کنی

34:26.880 --> 34:29.640
‫- جایی که فکر می‌کنی در امانی
‫- بس کن

34:36.280 --> 34:37.520
‫پدر...

34:39.280 --> 34:41.920
‫اگه بهم اعتماد می‌کردی
‫میتونستی همه چی داشته باشی

34:43.720 --> 34:45.240
‫پدر؟

34:48.080 --> 34:50.000
‫تاحالا پدر صدام نکردی

34:52.280 --> 34:54.240
‫تو میدونستی چه حسی دارم

35:03.080 --> 35:04.360
‫دخترم

35:10.360 --> 35:12.240
‫سارا!

35:13.480 --> 35:15.560
‫- گلوم رو برید!
‫- گرفتمش، برو عقب!

35:16.520 --> 35:18.120
‫بخواب رو میز!

35:18.240 --> 35:20.000
‫رو میز!

35:20.120 --> 35:22.360
‫- خیلی خب
‫- ولم کن، عوضی

35:22.440 --> 35:23.600
‫ولم کن

35:23.640 --> 35:28.000
‫به نظرم دیگه دردسرهای این یکی برامون بسه

35:30.920 --> 35:32.840
‫جان، دست نگه دار!

35:32.920 --> 35:35.320
‫- حالت خوبه؟
‫- من قوی هستم

35:35.360 --> 35:37.320
‫یه موقعیت اضطراری داریم.
‫هلینا تو دردسر افتاده

35:37.360 --> 35:39.120
‫به یه خون موافق نیاز داره

35:39.240 --> 35:40.880
‫همین حالا به خونش نیاز دارم!

35:40.960 --> 35:42.720
‫- سارا؟
‫- با لباس ریچل وارد شد

35:42.800 --> 35:44.800
‫خب، الان می‌تونه خواهرش رو نجات بده

35:48.120 --> 35:50.280
‫برید کنار، عضو زنده تو دستمه!

35:56.600 --> 35:58.520
‫- عضو زنده
‫- کاغذ بازیاش چی؟ کارت شناسایی

35:58.520 --> 36:00.920
‫اسنادش فرستاده شدن.
‫از دکتر لین بپرسین

36:01.000 --> 36:02.000
‫اون فقط تحویلش میده

36:02.120 --> 36:03.720
‫برای پیوند قلب یه بچه‌ست.
‫عجله داریم

36:03.800 --> 36:04.800
‫ممنون

36:11.711 --> 36:16.991
هماهنگی زیرنویس از: آرن زو
Aren.zo

36:24.040 --> 36:26.040
‫- هلینا؟
‫- سرخرگ رادیال پاره شده، باید بخیه بشه

36:26.120 --> 36:28.080
‫- هلینا؟ هلینا؟
‫- چقدر کمبود خون داره؟

36:28.200 --> 36:30.240
‫- یه لیتر، شایدم دو لیتز
‫- برو جان رو ببین، اونم زخمی شده

36:30.360 --> 36:32.720
‫- چیکارش کردی؟
‫- خودش این بلا رو سرش آورده

36:32.760 --> 36:37.240
‫اگه می‌خوای کمک کنی خواهرت نجات پیدا کنه،
‫مشت کن و باهام دعوا نکن

36:37.320 --> 36:39.880
‫خیلی خب. خوبه

36:42.040 --> 36:43.600
‫حالا مشتت رو باز کن

36:45.200 --> 36:48.440
‫یالا، هلینا. به هوش بیا

36:48.520 --> 36:50.040
‫زودباش، زودباش، زودباش

36:51.080 --> 36:52.400
‫زودباش، احمق خان

36:53.040 --> 36:54.040
‫طاقت بیار

36:55.520 --> 36:57.840
‫- اون واسه چیه؟
‫- باید سزارینش کنم

36:57.920 --> 37:00.720
‫نمی‌تونی بدنش رو بشکافی،
‫خون زیادی از دست داده

37:00.760 --> 37:03.160
‫اگه برای زایمان به هوش نیاد، چاره‌ای ندارم

37:07.360 --> 37:10.000
‫هلینا، زودباش

37:10.400 --> 37:11.960
‫پاشو

37:11.960 --> 37:13.480
‫احمق خان، پاشو

37:13.880 --> 37:15.040
‫به هوش بیا!

37:15.600 --> 37:17.040
‫هی، هی

37:17.160 --> 37:19.280
‫من اینجام. من اینجام

37:19.360 --> 37:21.680
‫اون به هوش اومده، کودی

37:21.760 --> 37:24.880
‫- من همینجام
‫- چرا رگت رو زدی؟

37:24.960 --> 37:27.000
‫ضربان قلبش ثابته

37:27.760 --> 37:29.440
‫خوبه

37:29.480 --> 37:31.480
‫به لطف تو هنوز می‌تونیم کارمون رو بکنیم

37:31.520 --> 37:33.120
‫شرمنده، خواهر

37:36.960 --> 37:39.160
‫زودتر ردیفش کنی عالی میشه

37:40.920 --> 37:43.400
‫- هنوز بسته‌ست
‫- الان چی؟

38:05.400 --> 38:07.200
‫مطمئنی زنگ هشدار فکر خوبیه؟

38:07.280 --> 38:09.800
‫آره، می‌خوام بیان اینجا.
‫تا اول بیان اینجا

38:10.920 --> 38:11.960
‫برو ببین جی شده

38:18.040 --> 38:20.480
‫گوش کن، دوستت رو بردار
‫و برو، خب؟

38:20.600 --> 38:22.160
‫آرت، می‌خوام کمک کنم

38:22.160 --> 38:23.320
‫اسکات...

38:24.960 --> 38:25.960
‫تو تااینجاش هم ترکوندی

38:26.600 --> 38:27.720
‫حالا نوبت منه

38:36.560 --> 38:39.240
‫خوبه. انقباض داره دوباره شروع میشه

38:39.880 --> 38:41.560
‫آب می‌خوام

38:49.480 --> 38:50.560
‫بفرما

39:06.960 --> 39:08.120
‫خدایا

39:11.480 --> 39:12.920
‫تو مادر مزخرفی هستی

39:15.440 --> 39:16.440
‫چیکار کنیم؟

39:17.520 --> 39:18.520
‫التماس

39:19.720 --> 39:20.920
‫بفرما، زودباش

39:23.840 --> 39:26.400
‫کلید اونجاست، روی سینی

39:28.320 --> 39:29.840
‫اونا به زودی برمی‌گردن

39:31.600 --> 39:33.280
‫زودباش، از اینجا میبرمت بیرون

39:34.880 --> 39:37.480
‫زودباش، بلند شو

39:42.920 --> 39:54.960
.:: @bollbolljan_com ::.