﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.700
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:15.760 --> 00:18.113
. نميشه دوباره بابامُ نگران کنم

00:22.380 --> 00:24.140
. مثل اينکه اينجا هم نميشه بمونم

00:45.500 --> 00:48.040
. نخست وزير -
اينجا چکار مي کني ؟ -

00:50.180 --> 00:51.980
. بريم -
. . من -

00:53.190 --> 00:54.920
. خونه ـت برنمي گردم . .

00:56.670 --> 01:00.230
بخاطر همين بي خبر اومدم بيرون که
. از نزديک سخت ميشد بهت بگم

01:02.390 --> 01:03.750
. . اما ؛ حالا که اينجاييم

01:04.770 --> 01:06.450
. ميگم بهت . .

01:11.690 --> 01:12.970
. . بيا

01:14.700 --> 01:16.180
. جدا بشيم . .

01:26.250 --> 01:27.460
. نخست وزير

01:52.340 --> 01:53.690
« قسمت شانزدهم »

01:54.980 --> 01:57.220
نخست وزير خودش پشت فرمون نشست ؟

01:57.220 --> 02:00.840
شروع نکن توروخدا ؛ همينطوري بي خبر
. يهويي گذاشت و رفت . خيلي نگران شديم

02:01.440 --> 02:03.113
. خوشبختانه تماس گرفته

02:03.780 --> 02:06.230
اما  ؛ مگه مشکلي براي نخست وزير پيش اومده ؟

02:08.280 --> 02:09.930
. جاي نگراني نيست

02:14.810 --> 02:16.490
بله مدير " سو " ؟ -
! به بد دردسري افتاديم -

02:16.680 --> 02:19.420
مثل اينکه جلسه ي درخواست برکناري
. قراره بزودي تشکيل بشه

02:19.420 --> 02:21.450
يعني چي ؟

02:21.450 --> 02:24.500
بايد فورا به نخست وزير اطلاع بدم ؛
. اما هرچي زنگ مي زنم جواب نميده

02:24.710 --> 02:27.150
رئيس " کانگ " ؛
مشکلي براي نخست وزير پيش اومده ؟

02:27.150 --> 02:28.460
. . موضوع اينه که

02:30.300 --> 02:33.490
. امروز " پارک نايونگ"ـو ديده . . -
نخست وزير اون زنُ ديده ؟ -

02:34.580 --> 02:35.860
آخه چطور ؟

02:35.860 --> 02:38.420
. نام داجونگ " ترتيبِ ملاقاتِشونُ داده بود "

02:39.930 --> 02:41.190
چي گفتي ؟

02:49.113 --> 02:51.160
. دوباره برنمي گردم خونه

02:51.870 --> 02:53.150
. لطفا بذار پياده بشم

02:53.150 --> 02:55.590
اگه نمي خواي عصباني بشم ؛
. پس ساکت سرِجات بشين

03:40.450 --> 03:43.060
آخه چه فکري کردي که
اونکارُ کردي ؟

03:43.690 --> 03:46.500
يعني چي که وسايلتُ جمع کردي و
کاري کردي " نايونگ"ـو ببينم ؟

03:46.950 --> 03:48.870
فکر کردي به نفعم بود ؟

03:49.800 --> 03:51.600
فکر کردي به نفعِ بچه ها بود ؟

03:51.600 --> 03:55.860
. بخاطر تو يا بچه ها اون کارُ نکردم

03:57.420 --> 03:59.230
. محضِ خاطرِ خودم بود

04:00.130 --> 04:02.650
يادته اوندفعه ازم پرسيدي که
چرا تو کليسا گريه کردم ؟

04:06.260 --> 04:12.240
بخاطر اين بود که هول برم داشته بود که
. اگه زنت بشم ؛ چطوري مادرِ جديدِ بچه هات بشم

04:14.000 --> 04:15.920
. . دوسِت دارم . . اما

04:18.300 --> 04:21.690
. مادري کردن براي بچه ها يه حرفِ ديگه ـس . .

04:23.730 --> 04:24.890
. . اما

04:26.220 --> 04:28.620
. . حالا که مادرِ واقعيشون پيداش شده . .

04:31.820 --> 04:34.520
به اين فکر افتادم که بايد مادري کردن . .
. براي بچه ها رو به خودش واگذار کنم

04:34.520 --> 04:37.440
. مي دونم چرا داري اين کارُ باهام مي کني

04:38.180 --> 04:41.370
. . داري بخاطر خودم ميذاري ميري . . اما

04:42.490 --> 04:44.460
فکرکردي اگه اين کارُ بکني ؛ . .
بعدش ازت ممنون ميشم ؟

04:44.460 --> 04:46.400
چي داري واسه خودت ميگي ؟

04:46.980 --> 04:49.290
هنوز منظورمُ نفهميدي ؟

04:50.910 --> 04:52.990
. پس ؛ رُک تر حرفمُ ميگم

04:54.340 --> 04:58.820
اولش فکر مي کردم ازدواجِ قراردادي
. باحال و هيجان انگيزه

05:01.120 --> 05:04.030
. حس ميکردم هنرپيشه ي نقشِ اولِ يه فيلمَم

05:04.720 --> 05:09.460
بخاطر همينه که تونستم با تمامِ وجود
. نقشِ همسر تو و مادرِ بچه ها رو بازي کنم

05:10.180 --> 05:11.550
. . اما

05:12.630 --> 05:15.050
. . وقتي فکرشُ کردم ازدواج واقعي بشه . .

05:16.450 --> 05:19.440
. خيلي بدجور وحشت کردم . .
. اونجا بود که مي خواستم فرارکنم

05:21.240 --> 05:22.590
. . من

05:24.140 --> 05:26.360
بخاطر اين اومدم بيرون که . .
. واقعا ديگه مي خواستم زندگيِ خودمُ بکنم

05:26.360 --> 05:28.400
مي خواستم بتونم مثل سابق
. . هرکاري بخوام بکنم

05:28.400 --> 05:30.870
و از فرصتي که بهم داده شده . .
. نهايتِ استفاده رو ببرم

05:32.070 --> 05:33.690
. بخاطر همينه که اومدم بيرون

05:34.460 --> 05:35.810
حالا شيرفهم شدي ؟

06:01.660 --> 06:04.620
. " مدير " سو -
. الان بيمارستان پدرتم -

06:05.190 --> 06:06.600
. بايد حرف بزنيم

06:10.720 --> 06:13.460
رئيس " پارک " داره
. . جلويِ فرايندِ برکناريُ مي گيره . اما

06:14.930 --> 06:18.720
ظاهرا قراره اين هفته . .
. به مجلس ملي ارائه بشه

06:20.113 --> 06:21.800
جونکي " داره جلويِ برکناريُ مي گيره ؟ "

06:22.580 --> 06:23.980
چرا بايد همچين کاري بکنه ؟

06:28.280 --> 06:29.690
. . رئيس " پارک " هم

06:31.280 --> 06:34.010
. مطلعِه که " پارک نايونگ " زنده ـس . .

06:34.010 --> 06:35.290
منظورت چيه ؟

06:35.850 --> 06:37.240
يعني چي " جونکي " خبرداره ؟

06:39.210 --> 06:40.360
. . بجز اين ؛

06:41.810 --> 06:44.510
خودتم از زنده بودنش باخبر بودي ؟ . .

06:47.440 --> 06:49.750
. . تو مي دونستي ؛ " جونکي " خبرداشته ؛

06:50.340 --> 06:52.500
. نام داجونگ " هم درجريان بوده " . .

06:53.980 --> 06:55.300
مدير " سو " چي ؟

06:57.030 --> 06:59.030
احتمالا اونم مي دونسته ؟

07:02.320 --> 07:03.690
. شرمنده ـم نخست وزير

07:04.250 --> 07:05.950
. شماها خيلي بي معرفتيد

07:06.680 --> 07:08.580
. . همه ـتون مي دونستيد

07:09.370 --> 07:11.320
. اما ازم مخفيش کرديد . .

07:12.860 --> 07:14.980
چطور تونستيد اينطوري يکيُ خر کنيد ؟

07:17.200 --> 07:18.880
. . چطور ميشه فقط من يکي

07:20.040 --> 07:22.510
در جريانِ زنده بودنِ " نايونگ " نبوده باشم ؟ . .

07:24.790 --> 07:25.970
. . فقط مي تونم بگم

07:27.440 --> 07:28.940
. که متاسفم . .

07:29.450 --> 07:32.390
. ديگه نمي خوام حرف بزنم
. مرخصي

07:46.070 --> 07:48.680
چرا کاري کردي " پارک نايونگ " و
نخست وزير همديگه رو ببينن ؟

07:49.510 --> 07:54.450
به زور " پارک جونکي"ـو قانع کرده بودم
! که هيچي به نخست وزير نگه

07:54.460 --> 07:56.970
آخه چه فکري مي کردي که
اون دوتا رو روبرو کردي ؟

07:56.980 --> 07:59.140
. نمي خواستم نخست وزيرُ گول بزنم

07:59.890 --> 08:05.220
وقتي خانم " پارک " ؛ يعني مادر بچه ها زنده ـس
چرا نبايد نخست وزير درجريان باشه ؟

08:06.290 --> 08:08.020
بخاطر دلايل سياسي ؟

08:08.600 --> 08:11.080
اصلا مهمه ؟ -
! " نام داجونگ " -

08:11.090 --> 08:13.090
. بخاطر خودش نبوده

08:13.900 --> 08:16.400
. تنها کاري که مي کنيم ؛ گول زدنِشِه

08:16.400 --> 08:18.910
طوري وانمود نکن فقط خودتي
. که صلاحِشُ مي خواد

08:19.540 --> 08:21.730
فکر کردي ما براي اين کارمون
دليلِ درست و حسابي نداشتيم ؟

08:22.220 --> 08:25.030
قرار بود فقط تا آخر دوره ي
. نخست وزيريش چيزي بهش نگيم

08:25.800 --> 08:28.290
اونوقت جنابعالي که برداشتي قضيه رو
تو بوق کردي چي شد مثلا ؟

08:28.290 --> 08:32.650
هرچي ميخواي بگي ؛ بگو . برام مهم نيس ؛
. بنظرم نخست وزير حق داره بدونه

08:32.650 --> 08:34.550
هنوزم فکر مي کني کارت درست بوده ؟

08:37.780 --> 08:40.340
حالا که به نخست وزير گفتي ؛
بعدش مي خواي سراغ کي بري ؟

08:41.940 --> 08:43.630
. آهان . . مي توني به " اوري " بگي

08:43.630 --> 08:45.150
مي توني بري بهش بگي
. . مادري که هشت سال ناپديد شده بود

08:45.150 --> 08:48.030
بعداز اينکه اونا رو بابتِ رابطه ي غيرقانونيش
. با يه مردِ ديگه بي خيال شده بود ؛ دوباره برگشته

08:48.030 --> 08:49.350
! " مدير " سو

08:50.350 --> 08:52.140
چطور مي توني همچين حرفي بزني ؟ -
چيه ؟ -

08:52.860 --> 08:55.370
آدمي به صداقت و درستکاريِ جنابعالي ؛

08:56.020 --> 08:57.870
نمي تونه همچين حرفيُ به زبون بياره ؟ . .

08:58.320 --> 09:01.690
. لابد گول زدنِ بچه ها اذيتِت مي کنه

09:02.590 --> 09:04.590
ببينم ؛ حالا چقدر وجدانِت راحته ؟

10:39.460 --> 10:42.270
! " داجونگ "
کِي رسيدي ؟

10:43.900 --> 10:47.540
. هي . . بابا . . ديشب اومدم

10:48.400 --> 10:51.710
حالا چرا اينهمه مي خوابي ؟
. فقط خوابي و خواب و خواب

10:51.710 --> 10:56.250
چه مي دونم ! اين روزا هرچي مي خوابم ؛
. بازم خوابم مياد

10:56.250 --> 10:58.200
يعني مالِ زمستونه ؟

11:00.320 --> 11:05.860
هي . . ميشه اون چيزَه رو بهم بدي ؟ -
چيُ ؟ -

11:08.430 --> 11:11.430
. همين چيزِه ديگه -
آهان . . مسواکُ مي گي ؟ -

11:24.300 --> 11:25.580
. بابا

11:26.200 --> 11:28.560
. آدم که پير ميشه ؛ مغزش خوب کار نمي کنه

11:29.120 --> 11:32.250
بخاطر اينکه هميشه اسماشونُ يادم ميره ؛
. اسمِ تک تکِشونُ با برچسب روشون نوشتم

11:34.140 --> 11:35.430
. کار خوبي کردي

11:36.250 --> 11:39.120
راستي ؛
چرا اينجا خوابيدي ؟

11:39.890 --> 11:41.360
خبريه ؟

11:42.040 --> 11:44.000
دوباره با داماد " کُن " دعواتون شده ؟

11:44.000 --> 11:47.490
نه . اصلا چرا بايد دعوا کنيم ؟
. اين چه حرفيه

11:47.490 --> 11:52.530
فکر نکنم ؛
. اين وسط يه خبراييه

11:54.410 --> 11:57.870
. سلام پدر . . من اومدم
چطوين ؟

11:57.870 --> 11:59.020
! " داماد " کُن

11:59.020 --> 12:03.420
فکر کردم دلتون براش تنگ ميشه ؛
. بخاطر همين بهش گفتم بياد چند روزي پيشِتون بمونه

12:03.420 --> 12:06.980
خيالتون راحت باشه ؛ اصلا و ابدا حرفِ
. دعوا  و خيانت و اين چيزا نيست

12:07.860 --> 12:09.760
واقعا ؟ -
. البته -

12:10.920 --> 12:16.113
مي خواستم بدم وسايلِشُ بيارن اما يهويي با خودم گفتم
. که ممکنه نگران بشين . بخاطر همين شخصا اومدم

12:17.470 --> 12:20.460
پدر . . بهم اعتماد دارين ديگه . مگه نه ؟ -
! کاملا -

12:20.980 --> 12:25.020
! البته که بهت اعتماد دارم
. هيچ شکي درِش نيس

12:33.830 --> 12:36.600
. ممنون که موضوعُ اونطوري به پدرم گفتي

12:37.360 --> 12:38.530
. . اما

12:39.950 --> 12:42.000
از امروز ؛ . .
. ديگه مجبور نيستي اينطوري بياي

12:42.670 --> 12:45.860
. يه کلمه از حرفايِ ديروزتُ هم باور نکردم

12:47.260 --> 12:52.270
پس ؛ بيخودي با گفتنِ حرفايي که منظوري
. ازشون نداري خودتُ اذيت نکن

12:52.990 --> 12:55.340
. مهم نيس باور کني يا نه

12:56.220 --> 12:57.800
. من حقيقتُ گفتم

12:57.800 --> 13:00.140
بهت نمي گم همين الان و فوري
. پاشي بياي خونه ـم

13:00.140 --> 13:03.280
پس فعلا ؛
. همينجا پيشِ پدرت بمون

13:04.830 --> 13:06.850
. معنيش اينه که بهت وقت ميدم

13:07.680 --> 13:09.320
. اينقدري که خودتُ جمع و جور کني

13:09.320 --> 13:11.770
. نخست وزير -
. . در اين بين -

13:13.000 --> 13:15.700
. بايد به کارايِ زيادي رسيدگي کنم . .

13:17.100 --> 13:21.930
تو اين مدت ؛
. . من و تو و بچه ها

13:23.280 --> 13:25.400
. ممکنه بخاطر اتفاقات جانبي صدمه ببينيم . .

13:26.960 --> 13:31.940
پس ؛ بجايِ اينکه به ترک کردنم فکر کني ؛
. خوشحال ميشم که بتوني باهامون باشي

13:33.130 --> 13:34.810
. فعلا همينجا کنار پدرت باش

13:40.030 --> 13:41.970
. کنار پدرم مي مونم

13:43.050 --> 13:46.040
. اما پيشِ تو برنمي گردم

13:47.460 --> 13:48.980
. هرگز

13:59.610 --> 14:01.090
. . با توجه به شنيده هايمان از منابع حزبِ حاکم

14:01.100 --> 14:04.100
حرکتي در جهتِ برکناري نخست وزير " کُن " ؛ . .
. شروع شده

14:05.290 --> 14:07.700
. اينجور اخبارا رو که مي شنوم اشتهام کور ميشه

14:09.120 --> 14:11.480
نخست وزير " کُن " که داره کارشُ خوب
انجام ميده . . اينا چرا دارن اينطوري مي کنن ؟

14:12.040 --> 14:13.420
. . دليلش اينه که نخست وزير " کُن " ؛

14:14.780 --> 14:17.630
مي خواد شرکت هاي بزرگ و پروژه هايِ مليُ
. ترميم و اصلاح کنه

14:18.080 --> 14:19.620
بخاطر همينم رئيس جمهور
. همچين با خوشحالي باهاش طرف نشده

14:19.620 --> 14:22.280
بعدشم فکر نمي کنيد بخاطر اينکه
. . بي نزاکتيه اينطوري بخواد دخالت کنه

14:22.280 --> 14:26.020
برداشته حزبِ حاکمُ جلو فرستاده ؟ . .

14:27.040 --> 14:28.410
. . اگر نخست وزير " کُن " برکنار بشه

14:29.080 --> 14:30.800
اونوقت طفلي " داجونگ " جونمون چي ميشه ؟

14:30.800 --> 14:32.520
. اما مطمئنم نخست وزير " کُن " برکنار نميشه

14:32.810 --> 14:34.020
چي داري ميگي ؟

14:36.160 --> 14:40.120
اصلا خودِ رئيس " پارک " بود که از اول
. داستان برکناري نخست وزيرُ شروع کرد

14:40.850 --> 14:47.640
اما شنيدم الان داره جون مي کنه
. تا جلويِ برکناريِ نخست وزيرُ بگيره

14:48.310 --> 14:49.770
يکم عجيب نيس ؟

14:50.830 --> 14:53.150
. . چي ميشه " پارک جونکي " ؛

14:53.150 --> 14:56.290
کسي که لحظه به لحظه ي وقتشُ . .
. . صرفِ خراب کردنِ نخست وزير مي کرد

14:56.290 --> 14:59.550
اينقدر ناگهاني ؛ . .
نظرشُ عوض مي کنه ؟

15:00.790 --> 15:03.600
. بيخيال
. علاقه اي به اون دو نفر نداريم

15:04.870 --> 15:09.060
مگه نگفتي تلاش ميکني يه رابطه اي
بين مدير " سو " و رئيس " پارک " پيدا کني ؟

15:10.820 --> 15:13.920
يعني اين وسط مدير " سو " ؛
زناکارِه يا جاسوس ؟

15:14.760 --> 15:16.000
. . خب

15:19.010 --> 15:20.990
. . من اينطور تجزيه و تحليل مي کنم که . .

15:21.730 --> 15:26.720
سو هيجو " ؛ "
! نه زناکاره نه جاسوس

15:29.260 --> 15:30.570
پس چيه ؟

15:31.113 --> 15:32.430
. . اون زن

15:34.113 --> 15:35.480
! يه الهه ـس . .

15:36.660 --> 15:41.130
اونم نه يه الهه ي عادي ؛ بلکه يه الهه ي سياسي
. که روياش اينه پا ؛ جا پايِ " هيلاري کلينتون " بذاره

15:41.790 --> 15:43.900
. منظورم اينه که جاه طلبيش باورنکردنيه

15:43.990 --> 15:49.590
وقتي ديده ديگه آبي از نخست وزير گرم نميشه ؛
. " رفته سراغ رئيس " پارک

15:49.590 --> 15:51.650
. خيلي تابلوئه -
. " خبرنگار " بيون -

15:52.760 --> 15:56.480
اينهمه راهُ تا اينجا اومدي که اين حرفاي
بي معنيُ بگي و ناهار مهمونت کنيم ؟

15:57.350 --> 16:00.470
يعني چي ؟
! اين خودش يه پا خبر مهمه

16:00.470 --> 16:02.270
. بسه
! اوهوي  . . جناب خبرنگار گوه

16:02.840 --> 16:06.560
اگه کوفت کردي ؛
! کاسه رو بذار زمين و هِرّي

16:07.160 --> 16:09.680
راستي ؛ يادت نره که
! رويِ کاسه ها رو هم روزنامه بذاري

16:11.660 --> 16:12.820
. . رئيس " پارک " ؛

16:13.690 --> 16:17.240
چي شد اينقدر ناگهاني طرفِ نخست وزيرُ
گرفتي و داري به نفعش کار مي کني ؟

16:17.240 --> 16:21.180
ظاهرا موضوعِ درخواستِ برکناري شما
. قرار نيست موردِ گفتگو قرار بگيره

16:24.190 --> 16:27.050
. خبر بديه

16:28.620 --> 16:30.760
به دستور رئيس جمهور ؛
. . مرکز بندرگاهِ ملي

16:31.620 --> 16:34.430
. به حالت اوليه ـش برمي گرده . .

16:35.030 --> 16:38.150
اونوقت قضيه ي تحقيق از گروهِ " ميونگشيم " هم
بي نتيجه ؛ همينطوري سرسري رها ميشه ؟

16:39.080 --> 16:40.260
. بله

16:42.940 --> 16:46.200
دارم چه غلطي مي کنم ؟ -
. نخست وزير -

16:46.200 --> 16:48.560
. . وقتي مي خواستم نخست وزير بشم

16:48.850 --> 16:52.530
. هدفم اين بود که به طبقه ي عادي نيرو بدم

16:53.590 --> 16:56.520
مي خواستم نخست وزيري باشم که
. بجايِ صاحبانِ قدرت ؛ طرفِ مردمِ ضعيفُ مي گيره

16:56.520 --> 16:57.860
. . اما

16:59.890 --> 17:04.510
بعنوان نخست وزير . .
تا امروز چکار کردم ؟

17:07.510 --> 17:09.200
از امروز به بعد ؛
چه کاري ازم ساخته ـس ؟

17:09.200 --> 17:14.460
بازم . . تا لحظه ي آخر
. سرِ اصول و باورهاتون باقي مونديد

17:15.320 --> 17:18.520
همين يه مورد کفايت ميکنه که بنظرم
. خيلي شجاع بوديد

17:19.830 --> 17:22.520
. نه . . اينطور نيست
. لازم نيست بهم دلداري بدي

17:24.430 --> 17:27.410
بگذريم . . يه تکليفِ خونگيِ مهميه
. که بايد حلِش کنم

17:28.870 --> 17:33.800
اما قبل از اون ؛
. بايد يکيُ ببينم

17:36.460 --> 17:37.730
. " رئيس " کانگ

17:38.310 --> 17:40.920
خونه ي " نايونگ"ـو بلدي . . درست ميگم ؟

17:59.300 --> 18:03.113
نايونگ " ؛ حالا که کار به اينجا کِشيده ؛ "
! برگرد به جايگاهِ واقعيت

18:03.850 --> 18:05.570
مي فهمي چي ميگم که ؟ آره ؟

18:06.170 --> 18:08.370
. اوپا . . اينطوري نباش

18:08.370 --> 18:11.210
کدوم حقُ بگيرم ؟ -
بچه ها چي ؟ -

18:11.430 --> 18:13.490
. بچه ها ؛ مادرشونُ مي خوان

18:14.670 --> 18:18.220
خودم همه چيُ حل مي کنم ؛
. تو فقط به فکرِ بچه ها باش

18:18.830 --> 18:20.900
فکر نمي کني اين مدتي که
. . براشون مادري نکرديُ

18:21.190 --> 18:23.210
الان بايد جبران کني ؟ . .

18:45.700 --> 18:49.760
ببخشيد که دفعه ي پيش
. اونطوري از پيشِت فرار کردم

18:50.540 --> 18:52.770
. بدجوري شوکه شده بودم

18:53.720 --> 19:00.240
. الان ؛ پيشِ " جونکيَ"ـم
. اصرار داره که حتما بايد پيشِش بمونم

19:08.380 --> 19:09.640
. . تو

19:12.360 --> 19:17.610
بابت اينکه اينطور ناگهاني . .
جلوت ظاهر شدم ازم بيزاري . مگه نه ؟

19:21.820 --> 19:23.640
ازم متنفري . آره ؟

19:24.210 --> 19:25.660
. درسته

19:28.070 --> 19:29.540
. ازت متنفرم

19:34.230 --> 19:36.520
. . راستشُ بخواي ؛ ايني که اينقدر ناگهاني

19:38.630 --> 19:40.360
جلوم پيدات شده ؛ . .
. بابتش ازت متنفر و بيزارم

19:43.510 --> 19:45.370
چطور تونستي ؟

19:47.770 --> 19:51.450
چطور تونستي اين همه وقت ادامه بدي ؟

19:54.400 --> 19:56.730
. . چطور تونستي همه رو فريب بدي و

19:58.880 --> 20:00.970
اين طور وانمود کني که مُردي ؟ . .

20:03.810 --> 20:05.340
. . اگه زنده بودي

20:08.490 --> 20:10.340
. بايد يه چيزي ميگفتي و خبرمون مي کردي

20:10.340 --> 20:12.440
چطور مي تونستم ؟

20:15.530 --> 20:18.000
اونم وقتي که به ديدِ همه
. . ديگه مُرده بودم و

20:20.160 --> 20:23.770
تازه " سوهو " هم بخاطر من . .
. اونطوري به جا افتاده

20:25.810 --> 20:31.450
بعلاوه که مي دونستي داشتم سعي مي کردم
. که باهاش فرار کنم

20:33.660 --> 20:36.420
با اون وضع ؛ چطور مي تونستم جلوت بيام ؟

20:37.920 --> 20:39.190
چند مرتبه اي به فکرم رسيد
. . که بيام جلويِ تو و بچه ها

20:40.540 --> 20:48.830
. و حقيقتِ ماجرا رو بهتون بگم . .

20:52.480 --> 20:56.670
اما مي ترسيدم اگه معلوم بشه
. . که مي خواستم با يه مردِ ديگه فرار کنم

20:59.500 --> 21:03.180
. باعث بشه که آينده ـت خراب بشه . . -
فکر مي کردي دليلِ خوبيه ؟ -

21:06.170 --> 21:10.410
وقتي قايم شده بودي ؛
اصلا به فکرِ بچه ها نبودي ؟

21:11.670 --> 21:14.040
دلِت براشون تنگ نشده بود ؟ -
! چرا -

21:14.630 --> 21:17.400
اصلا نمي دوني که
! چقدر مي خواستم ببينمشون

21:19.120 --> 21:21.780
. هنوزم ديوونه وار دِلتنگِشونم

21:23.870 --> 21:25.690
اجازه ميدي که ببينمشون ؟

21:27.800 --> 21:30.020
اجازه نميدي ؟

21:31.200 --> 21:37.060
اگه بخواي ميتوني فحشم بدي ؛ هرقدر دلِت بخواد
. مي توني بگي هيچ حقي ندارم و عصباني بشي

21:40.000 --> 21:41.690
اما ؛
. . حالا که ديگه همه چي برملا شده

21:43.530 --> 21:45.900
. مي خوام بچه ها رو ببينم . .

21:47.140 --> 21:48.360
. . بيا و

21:49.710 --> 21:51.290
. براشون مادري کن . .

21:54.070 --> 21:55.930
. اجازه مي دم ببينيشون

21:58.210 --> 21:59.800
. مادرشون باش

22:02.920 --> 22:04.840
. . نمي توني همسرم باشي . . اما

22:08.260 --> 22:10.170
. بعنوان مادرِ بچه ها برگرد . .

22:42.450 --> 22:44.040
همه چي خوب پيش رفت ؟

22:47.990 --> 22:50.180
. بريم -
. نخست وزير -

22:52.850 --> 22:56.350
چرا ساکتين ؟

22:58.330 --> 23:01.310
. بهرحال مي دونيد که من برادر " کانگ سوهو"ـَم

23:02.210 --> 23:05.670
مگه نمي دوني هرچي ميخواستم بگمُ
دفعه ي پيش بهت گفتم ؟

23:07.260 --> 23:09.040
. گفتم که . . بهت اعتماد دارم

23:09.040 --> 23:10.410
. . پس

23:11.900 --> 23:13.960
يعني تمام مدت خبر داشتين ؟ . .

23:16.920 --> 23:18.780
. يه سئوال ديگه مي پرسم

23:19.890 --> 23:21.160
. . اشکالي نداره که اينطوري ؛ با اين وضع

23:22.780 --> 23:26.690
کنارتون بمونم ؟ . .

23:28.410 --> 23:30.470
. مثل اينکه به فکرِ استعفا دادني

23:30.470 --> 23:32.460
. اما بنظرم بهتره اين کارُ نکني

23:33.380 --> 23:35.180
الان ؛
. يکيُ مي خوام که کنارم باشه

23:35.760 --> 23:40.990
مدير " سو " که نيست . بنظرت اگه توهم بري
ديگه زيادي تنها نميشم ؟

23:45.070 --> 23:48.680
به پدرتون گفتم اسمِ تمام وسايلشُ
. رويِ کاغذ بنويسه و بهشون بچسبونه

23:49.450 --> 23:55.330
نوشتنِ خاطراتِ روزانه باعث ميشه که
. به کند کردنِ فرايندِ فسادِ بافتِ مغز کمک بشه

23:55.330 --> 24:03.113
اجازه بديد . . احتمالا خوابِ زياد هم
يکي از علائمِ همين عارضه ـس ؟

24:03.113 --> 24:05.800
مسلما ؛
. . شب ها نياز به خواب داره . . منتها

24:06.390 --> 24:09.540
. بهتره که بعدازظهرها رو نخوابه  . .

24:10.090 --> 24:12.860
. ممکنه خطرناک باشه -
. دکتر -

24:13.810 --> 24:17.870
. لطفا باهام روراست باشيد
. . پدرم

24:19.580 --> 24:21.440
الان چه وضعيتي داره ؟ . .

24:21.440 --> 24:25.120
همونطور که درجريان هستي ؛ آلزايمرِ پدرت
. فقط يه بيماريِ جزئي و درمراحلِ ابتدائيه

24:26.410 --> 24:28.950
. مشکل اصلي به تومور مربوط ميشه

24:30.370 --> 24:34.870
يادته چي بهت گفتم ؟ گفتم که پدرت خيلي
. بهتر از اوني که انتظارشُ داشتم با بيماري کنار اومده

24:35.700 --> 24:38.140
. پس ؛ دلواپس نباش

24:39.080 --> 24:42.490
چونکه اگر قيمِ بيمار دلواپس بشه ؛
. خودِ بيمار بيشتر ترس برش مي داره

24:44.510 --> 24:45.790
. باشه

24:49.760 --> 24:54.240
. برات دفتر خاطره گرفتم
. درست مثلِ مالِ خودمه

24:54.920 --> 24:56.320
دفتر خاطره " ؟ "

24:56.990 --> 24:59.090
تو اين سن و سال
دفترچه ي خاطره مي خوام چکار ؟

24:59.090 --> 25:01.840
خيلي حس خوبي داره که
. آدم برگرده و دوباره خاطراتشُ بخونه

25:02.640 --> 25:05.660
از امروز ؛
. مي خوام با سخت کوشي روش کار کني

25:06.190 --> 25:08.840
بنويس کي اومده بود ملاقاتي ؛
. يا بهت چيا گفتن

25:08.950 --> 25:12.650
چيزايي که مي خواي يادت بمونه يا
. نمي خواي فراموش کنيُ بنويس

25:13.430 --> 25:15.540
. همه چيُ اينجا بنويس

25:16.160 --> 25:18.950
. آخه چشم هام ضعيفن و اذيتم ميکنن

25:20.690 --> 25:22.150
. . راستي " داجونگ " ؛

25:22.360 --> 25:25.000
. . چند ساعت پيش تو تلوزيون داشتن ميگفتن . .

25:25.000 --> 25:30.720
که قراره داماد " کُن " از نخست وزيري . .
کناره گيري کنه . اين حقيقت داره ؟

25:34.550 --> 25:35.920
. . خب

25:38.980 --> 25:40.830
« عزيزِ دلِ واقعيم »

25:50.970 --> 25:52.190
. انتظارشُ نداشتم

25:52.780 --> 25:55.930
فکرشُ نمي کردم که
. اينقدر راحت براي شام بياي

25:59.030 --> 26:00.330
. نخست وزير

26:01.560 --> 26:04.100
داستانِ برکناريت چيه ؟

26:04.100 --> 26:07.470
. مي دونستم
بخاطر همونه که اومدي ؟

26:08.320 --> 26:09.600
. . واقعا

26:10.410 --> 26:12.270
قراره اينطوري کنارت بذارن ؟ . .

26:12.270 --> 26:14.930
پس نگراني ؟

26:16.070 --> 26:18.040
. نخست وزير -
. . اگه موضوع اينه -

26:19.190 --> 26:22.113
ميشه براي امشب ؛ . .
هرکاري که من مي خوامُ بکنيم ؟

26:26.020 --> 26:27.360
. کار سختي نيست

26:28.170 --> 26:30.740
. . بجايِ صبحت از درخواستِ برکناري

26:30.990 --> 26:34.350
بيا درموردِ چيزايِ خوشايند و قشنگ . .
حرف بزنيم . نظرت چيه ؟

26:35.910 --> 26:39.850
. خيلي رويِ اين داستان جدايي کله شقي مي کني

26:41.550 --> 26:45.120
ببينم ؛ براي بعداز وقتي که ازم جدا شدي ؛
برنامه ي خاصي واسه آينده ـت داري ؟

26:45.120 --> 26:48.560
نخست وزير ؛
واقعا الان ميخواي درموردِش حرف بزني ؟

26:51.840 --> 26:53.280
. . اگه امکانش برات هست

26:54.970 --> 26:56.780
چطوره يکم برام خوشمزگي کني . هان ؟ . .

26:58.180 --> 26:59.480
. نخست وزير

27:01.910 --> 27:06.420
امروز ؛ بجز ماجراي برکناري
اتفاق ديگه اي هم افتاده . درست ميگم ؟

27:11.050 --> 27:13.330
. نه
. هيچ خبر خاصي نبوده

27:16.260 --> 27:18.590
. دلم برات تنگ شده بود

27:29.980 --> 27:32.000
. خودم تاکسي مي گيرم و ميرم

27:34.820 --> 27:38.500
مگه قول نداده بودي که امشبُ
هرکاري من بخوام بکني ؟

28:04.630 --> 28:07.460
اي بابا . . خانم رئيس . . مثل اينکه اين روزا
. خيلي داره بهتون سخت مي گذره

28:08.250 --> 28:09.490
. اصلا

28:10.430 --> 28:14.390
. اصلا نمي دونيد چقدر بچه ها دِلتنگِتون شدن
! بخصوص " مانسه " کوچولو

28:15.590 --> 28:18.810
. هِي غر ميزنه که چقدر دِلتنگِ شما شده

28:19.720 --> 28:21.130
جدي ؟

29:44.240 --> 29:48.760
! واي خدا ! واي خدا
اين " داجونگ " دوباره کجا گذاشته رفته ؟

29:51.780 --> 29:53.450
« تختخواب »

29:58.910 --> 30:00.550
« کنترل تلوزيون »

30:05.170 --> 30:06.840
. اي دختره ي لوس

30:11.170 --> 30:12.850
تو کي هستي ؟

30:14.890 --> 30:17.090
. منم قربان
خوبين ؟

30:17.410 --> 30:21.390
. اه . . يه لحظه نشناختم کي هستي
کِي رسيدي ؟

30:21.390 --> 30:22.720
. تازه اومدم

30:23.400 --> 30:26.500
اما . . خانم " داجونگ"ـو نمي بينم ؛
جايي تشريف بردن ؟

30:35.130 --> 30:37.490
خانم . . مي خواين چکار کنين ؟

30:43.620 --> 30:46.230
نميشه بذاريم يکم ديگه بخوابه ؟

30:46.850 --> 30:49.560
. مثل اينکه بدجوري خوابش ميومده -
. همينطوره -

30:50.340 --> 30:52.180
. چندين ساله براشون کار کردم

30:52.490 --> 30:55.070
اما اولين باريه که مي بينم . .
. داخل ماشين خوابشون بُرده

30:55.300 --> 30:57.140
. فکر کنم خيلي خسته باشه

31:53.540 --> 31:55.120
خوابم بُرده بود ؟

31:55.730 --> 31:57.660
اه . . نخست وزير . . بيدار شدين ؟

31:59.810 --> 32:00.950
نام داجونگ " چي شد ؟ "

32:00.950 --> 32:04.910
چونکه شما بشدت خوابتون ميومد ؛
. بهم گفتن بيدارتون نکنم و رفتن داخل

32:07.670 --> 32:09.250
. پس ؛ ماشينُ روشن مي کنم

32:44.030 --> 32:45.380
. " رئيس " کانگ

32:47.080 --> 32:49.100
نخست وزيرُ ديدي ؟

32:49.810 --> 32:51.090
. آره

32:52.240 --> 32:53.510
. . اما

32:54.880 --> 32:57.200
امروز يه اتفاقي براش افتاده بوده . . درسته ؟

32:59.030 --> 33:03.380
يه چيزي بجز ماجرايِ برکناري . . آره ؟

33:05.220 --> 33:06.350
. . امروز

33:06.960 --> 33:08.980
. دوباره " پارک نايونگ"ـو ديده . .

33:09.620 --> 33:12.370
. احتمالا بخاطر همينه که اونقدر ناراحت بوده

33:23.140 --> 33:26.240
مانسه " . . چرا اينقدر نارحتي ؟ "

33:26.850 --> 33:28.940
. حتي نوني که خيلي دوس داريُ هم که برات خريدم

33:28.940 --> 33:31.910
. راستش ديگه نون دوس ندارم

33:33.330 --> 33:37.120
. بخاطر اينکه آجوما رفته اينطوري مي کنه
. دلِش براش تنگ شده

33:38.050 --> 33:42.420
هنوز بجاي " مامان " ؛
آجوما صداشم مي کنيد ؟

33:42.460 --> 33:44.020
. از همون اولِش آجوما صداش کرديم

33:44.020 --> 33:46.230
. خيلي راحت تر از خانمه

33:46.230 --> 33:48.770
. تازه ؛ مامانِ واقعيمون که نيس

33:49.530 --> 33:52.270
. . درسته ؛ وقتي خودتون مادر داريد که

33:53.410 --> 33:55.430
. نميشه يه زنِ ديگه ايُ مامان صدا کنيد . .

34:00.830 --> 34:03.740
. بابا . . دايي " جونکي " اومده

34:08.300 --> 34:10.200
. اومدم چند لحظه باهات حرف بزنم

34:13.810 --> 34:17.340
امروز کاري کردم که مطمئن بشم
. درخواستِ برکناري متوقف بشه

34:18.780 --> 34:20.820
. رئيس جمهورُ هم قانع کردم

34:21.490 --> 34:23.380
پس ؛ کافيه که ديگه فقط
. روي وظايفِ نخست وزيريت تمرکز کني

34:23.950 --> 34:27.210
آفتاب از کدوم طرف دَراومده که
داري به حلِ مشکلاتم کمک مي کني ؟

34:28.730 --> 34:31.660
بخاطر " نايونگِ"ـه ؟ -
. درسته . . بخاطر اونه -

34:32.960 --> 34:36.070
قبول دارم که کارهايِ غيرقابلِ بخشِشِ زياديُ
. جلوت انجام دادم

34:37.113 --> 34:39.170
اما بعنوان يه دوست ؛
. مي خوام براي آخرين بار يه لطفي بهم بکني

34:39.170 --> 34:40.600
. " يول "

34:42.050 --> 34:45.113
. خواهش مي کنم خواهرمُ قبول کن -
مگه خودش بهت نگفته ؟ -

34:46.210 --> 34:49.010
بهش گفتم
. . که مي تونه بعنوان مادر بچه ها برگرده

34:50.220 --> 34:51.620
. اما نه اسمِ همسرِ من . .

34:51.620 --> 34:53.620
فقط کافيه چشماتُ ببندي و
. همين يه بارُ قبولش کني

34:54.800 --> 34:56.410
. . خودتم ميدوني ؛ حالا که " نايونگ " پيداش شده

34:57.030 --> 34:59.360
. بهرحال ازدواجت با " نام داجونگ " باطل ميشه
درسته ؟

34:59.360 --> 35:02.580
همينطور شنيدم که اون زن
. رفته پيشِ پدرش

35:03.130 --> 35:06.680
. بعلاوه که فته تا " نايونگ " بتونه برگرده -
! " جونکي " -

35:09.510 --> 35:11.330
چطور مي توني اين کارُ باهام بکني ؟

35:12.230 --> 35:15.020
چرا اينقدر بي رحمي ؟ -
. مي توني هرچي دلِت بخواد بهم بگي -

35:15.020 --> 35:19.330
اما " يول " . . خودت خيلي خوب
. مي دوني که " نايونگ " چطور آدميه

35:20.050 --> 35:22.670
تمام اون سال ها
! بخاطر احساس گناه خودشُ مخفي کرده بوده

35:24.540 --> 35:26.520
يعني بخاطر بچه ها هم که شده ؛
نمي توني قبولش کني ؟

35:27.070 --> 35:30.270
وقتي مادرشون زنده ـس ؛
! خب مشخصه که بايد با مادرشون زندگي کنن

35:35.240 --> 35:36.770
داريد درموردِ چي حرف مي زنين ؟

35:39.740 --> 35:41.020
. . دايي

35:42.680 --> 35:44.300
الان چي گفتي ؟ . .

35:45.910 --> 35:48.560
يعني چي که " مادرم زنده ـس " ؟ -
. " اوري " -

35:48.560 --> 35:52.330
منظورتون چيه که مادرم زنده ـس ؟

35:54.170 --> 35:57.250
حالا رابطه ي تو و نخست وزير چي ميشه ؟

36:00.140 --> 36:01.620
. بايد جدا بشيم

36:03.970 --> 36:06.113
جوابِ باباتُ چي ميخواي بدي ؟

36:06.770 --> 36:08.430
. کاري مي کنم که نفهمه

36:09.200 --> 36:10.330
. . بابام

36:11.430 --> 36:13.870
خيلي خوشحال بود
. که با نخست وزير ازدواج کردم

36:15.640 --> 36:19.080
اگه بفهمه اون فقط يه ازدواجِ قراردادي بوده ؛
. بدجوري شوکه ميشه

36:21.360 --> 36:24.640
نخست وزيرم همين احساسُ داره ؟

36:25.770 --> 36:26.940
. نه

36:30.020 --> 36:32.300
. بخاطر همينه که نمي دونم چيکار کنم

36:32.910 --> 36:34.210
. " نام داجونگ "

36:35.920 --> 36:37.440
. پس ؛ با من قرار بذار

36:38.860 --> 36:41.160
. . اگه واقعا مي خواي با نخست وزير بهم بزني

36:41.700 --> 36:43.010
. پس ؛ با من قرار بذار . .

36:44.050 --> 36:48.890
نه . . بجاش ؛
. مي تونيم وانمود به قرارگذاشتن کنيم

36:49.850 --> 36:53.510
. بيا همين کارُ بکنيم . کمکِت مي کنم -
. " رئيس " کانگ -

36:53.510 --> 36:54.650
مي خواي اون کارُ بکني ؟

36:54.650 --> 36:56.900
الان چي ميخواي بهم بگي ؟

36:57.550 --> 36:59.630
نمي خواي تا اون جاها جلو بري . . آره ؟

37:00.010 --> 37:02.060
. . وقتي مي بينم اينطور رفتار مي کني

37:02.790 --> 37:06.570
نتيجه مي گيرم که . .
. نمي خواي از نخست وزير جدا بشي

37:07.980 --> 37:10.450
. فقط همينطوري ميگي که قصدِ جدايي داري

37:12.230 --> 37:14.930
. " رئيس " کانگ -
چرا خودتُ گول ميزني ؟ -

37:16.560 --> 37:18.520
. فقط کافيه دوسِش داشته باشي

37:19.040 --> 37:21.540
بعدا هم مي توني . .
. نگرانِ اتفاقِ آينده باشي

37:22.080 --> 37:25.010
مگه اون " نام داجونگ"ـي که من مي شناسم ؛
هميشه همچين آدمي نبود ؟

37:26.290 --> 37:28.040
چي شد اينقدر بزدل شدي تو ؟

37:29.230 --> 37:31.240
. هرقدر بخواي مي توني از اين اسما روم بذاري

37:32.850 --> 37:37.750
اما اگه بتونم کاري کنم که
. يکي خوشبخت بشه ؛ بقيه ـش مهم نيس

37:39.050 --> 37:40.280
. " نام داجونگ "

37:40.280 --> 37:42.750
مي دونم بخاطر اينکه نگرانمي ؛
. داري اين کارُ مي کني

37:45.280 --> 37:46.710
. . اما رئيس " کانگ " ؛

37:48.570 --> 37:52.600
از امروز ؛ بجاي من . .
. ديگه طرفِ نخست وزير باش

37:54.113 --> 37:55.710
. . دفعه ي پيش بهم گفتي

37:56.540 --> 37:58.380
. هميشه طرفِ مني . .

38:01.880 --> 38:03.680
. حالا که طرفم نباش

38:04.920 --> 38:06.700
. خواهش مي کنم ديگه طرفِ نخست وزير باش

38:08.620 --> 38:10.180
. . الان

38:12.080 --> 38:14.060
. حالا ديگه فقط تويي که بايد کنارش بموني

38:19.590 --> 38:21.230
. منم ميخوام اول برم

38:42.530 --> 38:44.140
. بابا . . اومدم

38:48.500 --> 38:49.880
بابا . . خوابيدي ؟

38:54.310 --> 38:56.050
بابا . . خوابت بُرده ؟

39:01.270 --> 39:02.520
. بابا

39:04.540 --> 39:05.800
. بابا

39:08.580 --> 39:11.980
! بابا
! بابا . . بابا

39:12.800 --> 39:14.490
! بابا
! بابا

39:15.290 --> 39:16.480
. بابا

39:17.230 --> 39:20.360
! دکتر
. . دکتر . . زودباشيد بيايد ! دکتر

39:23.020 --> 39:24.440
! بابا

39:25.310 --> 39:26.550
. بابا

39:28.800 --> 39:30.790
بابا . . خوبي ؟
چيزيت نشده ؟

39:31.620 --> 39:35.750
اي دختره ي لوس ؛
. اينقدر صدا ميدي که نمي تونم بخوابم

39:36.370 --> 39:37.630
. دراز بکِش
. دراز بکِش

39:38.940 --> 39:41.470
تو چتِه ؟
! ترسونديما

39:42.850 --> 39:45.330
چت شده ؟

39:46.060 --> 39:48.790
. چيزي نيس . برگرد بخواب

39:50.760 --> 39:52.620
. اي واي

40:08.660 --> 40:09.820
. شرمنده

40:10.410 --> 40:12.550
اصلا نمي خواستم که " اوري " اينطوري
. متوجهِ قضيه بشه

40:12.550 --> 40:16.430
بهرحال مي خواستم برنامه اي بذارم
. تا " نايونگ"ـو ببينه

40:17.600 --> 40:19.640
حالا که ديگه کار به اينجاها کِشيده ؛
. کاري ميکنم زودتر همديگه رو ببينن

40:20.510 --> 40:23.970
. همينطور . . مي دونم چي مي خواي بگي

40:24.990 --> 40:26.820
. اما نمي تونم خواسته اتُ برآورده کنم

40:28.010 --> 40:30.600
باوجودِ اينکه کارم اين حقيقتُ که
. . نايونگ " مادرِ بچه هاسُ عوض نمي کنه "

40:32.020 --> 40:33.600
. اما نمي تونم باهاش زندگي کنم . .

40:36.113 --> 40:39.690
بخاطر اون دختره " نام داجونگـه ؟ -
! " جونکي " -

40:39.690 --> 40:41.570
. اگر گستاخي کردم ؛ معذرت مي خوام

40:42.540 --> 40:44.320
. بگذريم . . باهام تماس بگير
. منتظرم

41:08.640 --> 41:11.770
. " اوري " -
. الان حس و حالِ حرف زدنُ ندارم -

41:28.610 --> 41:32.310
. مي خواستم بهت بگم

41:33.440 --> 41:35.290
. متاسفم که مجبور شدي اينطوري بفهمي

41:38.870 --> 41:40.770
نمي خواي مادرتُ ببيني ؟

41:42.290 --> 41:44.050
! مادر کجا بود

41:45.570 --> 41:47.040
. من که مادر ندارم

41:47.710 --> 41:50.800
! مامانم مُرده
! تو تصادف کُشته شده

41:51.480 --> 41:53.860
. " اوري " -
! تمام اين مدت زنده بوده -

41:56.590 --> 41:58.250
اما چرا نيومده ماها رو ببينه ؟

41:59.040 --> 42:01.960
اون ديگه چه جور مادريه ؟ -
. . اوري " . . مادرت " -

42:04.400 --> 42:07.210
. براي کارش دليل داشته . . -
. همچين مادريُ نمي خوام -

42:07.780 --> 42:09.230
! نمي خوام ببينمش

42:31.580 --> 42:33.100
. " سوهو "

42:36.240 --> 42:37.710
. . کُن يول " ؛ "

42:39.830 --> 42:41.730
. گفت ميذاره " اوري"ـو ببينم . .

42:45.200 --> 42:47.000
. خيلي خوشحالم

42:48.390 --> 42:50.720
. . خيلي برات متاسفم . . اما

42:53.410 --> 42:55.210
. الان خيلي خوشحالم . .

43:03.780 --> 43:05.350
. اوپا

43:05.900 --> 43:07.310
چي گفت ؟

43:09.220 --> 43:11.040
اوري " گفت منُ مي بينه ؟ "

43:11.040 --> 43:14.800
. نه
. فکر نکنم هنوز آمادگيشُ داشته باشه

43:17.400 --> 43:20.130
نمي خواد خيلي نگران باشي ؛
. بذار يه مدت ديگه بگذره

43:20.760 --> 43:22.330
. حتما

43:24.050 --> 43:28.380
گفت کاري ميکنه " اوري " ؛
. نايونگ"ـو ببينه . اما هنوز زنگ نزده "

43:29.000 --> 43:31.970
. حتما خواهرت خيلي حالِش بده

43:34.020 --> 43:36.310
. بايد خودمونُ به جلسه ي مجلس ملي برسونيم
بريم ديگه ؟

43:36.880 --> 43:38.340
. ارشد

43:40.560 --> 43:42.780
. هروقت اينطوري صدام ميکني ؛ دلم هُرّي مي ريزه

43:43.490 --> 43:47.640
ديگه چي ميخواي بگي ؟ -
. بابت دفعه ي پيش معذرت مي خوام -

43:48.940 --> 43:50.210
. لازم نيست عذرخواهي کني

43:51.113 --> 43:55.160
با توجه به شناختي که ازت داشتم مي دونستم
. که هرگز طرفِ " کُن يول " برنمي گردي

43:56.450 --> 43:59.060
مي خواستم بعنوان ارشدِت
. يمقدار بهت نيرو بدم

44:00.920 --> 44:04.460
تو ؛ از هرکي که مي شناسم
. باهوش تر و مستعدتري

44:05.490 --> 44:08.113
خيلي حيفه که فقط
. تا حدِ دستيارم جلو بياي

44:08.940 --> 44:13.790
کاشکي رويايِ بزرگتريُ داشتي و
. پيشرفتِ زيادتري مي کردي

44:15.740 --> 44:17.680
. . اميدوارم تا روزي که اون رويا رو پيداکني

44:19.430 --> 44:21.540
. دستيارم باقي بموني . .

44:22.630 --> 44:26.940
اما بگما . . از اين به بعد ؛
. ديگه حق نداري ميزمُ بگردي

44:37.740 --> 44:39.510
. بابا . . پاشو بريم ورزش

44:42.630 --> 44:44.420
اومدي ؟ -
. نخست وزير -

44:46.390 --> 44:53.350
. . چطوري آخه -
بخاطر اينکه مدتي بود همديگه رو -
. نديده بوديد ؛ ازش خواستم بيا اينجا

44:53.350 --> 44:56.450
. بابا . . ايشون آدمِ پرمشغله ايه
چرا اين کارُ کردي ؟

44:58.470 --> 45:03.970
. خب . . بهش گفتم اگه سرش شلوغه نياد
. بخاطر اينکه ميتونسته اومده

45:04.660 --> 45:07.150
اينطور نيست داماد " کُن " ؟ -
. همينطوره -

45:07.620 --> 45:10.080
تو راهِ " کاخِ آبي " ؛ يمقدار وقت داشتم ؛
. بخاطر همين اومدم يه سري بزنم

45:10.950 --> 45:13.060
پدر ؛
. فکر کنم ديگه بايد مرخص بشم

45:13.630 --> 45:15.000
! حتما . . البته
! البته که بايد بري

45:15.600 --> 45:19.420
دوباره که مياي ؟ هان ؟ -
. البته . دوباره ميام -

45:20.100 --> 45:21.350
. باشه خب

45:31.740 --> 45:35.560
. مثل اينکه وضعيت حافظه ي پدر بدتر شده

45:35.570 --> 45:37.360
. نمي تونه کارت ها رو خوب بخاطر بياره

45:38.490 --> 45:40.370
. بازم . . داره تمام تلاشِشُ مي کنه

45:41.600 --> 45:42.810
. . همينطور

45:44.090 --> 45:48.220
مطمئن ميشم که ديگه بابام . .
. اينکارُ تکرار نکنه . ببخشيد

45:48.220 --> 45:50.930
. نه . لازم نيست عذرخواهي کني

45:51.820 --> 45:53.020
. . ميگم ؛ حالا که ديگه تا اينجا اومدم

45:53.340 --> 45:55.980
عيب نداره يه چيزيُ ازت بپرسم ؟ . .

45:56.890 --> 45:59.990
. امروز بايد تصميم مهميُ بگيرم

46:00.180 --> 46:02.270
. به کمکِت احتياج دارم

46:03.690 --> 46:09.100
گفتي " سئول"ـو مثلِ کفِ دستِت مي شناسي . درسته ؟

46:09.340 --> 46:15.510
بگو ببينم ؛ اگه براي رسيدن به مقصد ؛ به راهي برسي
که سيستم ناوبري ماشين تشخصيص نده بايد چکار کني ؟

46:16.340 --> 46:20.210
اگه تو باشي چه تصميمي مي گيري ؟
از اون خيابونِ نامعلوم ميري ؟

46:21.130 --> 46:23.170
. . اون مقصد ؛

46:24.480 --> 46:27.350
جاييه که حتما بايد بهش برسي . درسته ؟ . .

46:27.920 --> 46:29.350
. صددرصد

46:29.350 --> 46:31.680
. پس بايد از اون مسير بري

46:32.530 --> 46:34.910
شايد دوباره برگردي سرِ جايِ اولت ؛
. . اما

46:34.910 --> 46:38.620
وقتي مقصدي هست که آدم بايد بهش برسه ؛
. بالاخره يه روزي بهش ميرسه

46:40.450 --> 46:43.870
اگه يکي براي رسيدن به مقصدِش از اون
. جاده خاکي استفاده کنه ؛ تبديل ميشه به راه

46:45.670 --> 46:47.710
بنظرت اونوقت يه روزي
تو سيستم ناوبري نشونِش نميدن ؟

46:48.390 --> 46:50.660
اگه يکي براي رسيدن به مقصدِش از اون
. جاده خاکي استفاده کنه ؛ تبديل ميشه به راه

46:54.370 --> 46:57.980
جوابِت خيلي بزرگتر و پرمعناتر از
. چيزيه که فکرشُ مي کردم

46:59.890 --> 47:01.290
. سئوالِ دوم

47:04.120 --> 47:05.460
. . تو

47:06.520 --> 47:08.220
واقعا مي خواي باهام بهم بزني ؟ . .

47:12.490 --> 47:13.950
. آره

47:15.180 --> 47:16.730
. مي خوام ازت جدا بشم

47:18.980 --> 47:23.050
. باشه . . برو تو
. احتمالا پدر منتظرته

49:50.320 --> 49:52.220
. پس بايد از اون مسير بري

49:52.880 --> 49:54.650
شايد دوباره برگردي سرِ جايِ اولت ؛
. . اما

49:54.900 --> 49:59.000
وقتي مقصدي هست که آدم بايد بهش برسه ؛
. بالاخره يه روزي بهش ميرسه

50:00.150 --> 50:04.150
اگه يکي براي رسيدن به مقصدِش از اون
. جاده خاکي استفاده کنه ؛ تبديل ميشه به راه

50:07.820 --> 50:09.830
« استعفانامه »

50:10.620 --> 50:11.910
. " نخست وزير " کُن

50:12.880 --> 50:14.430
اين چيه ؟

50:16.180 --> 50:17.580
. استعفانامه ـم قربان

50:18.650 --> 50:21.380
تا زمانيکه نامزدِ بعديِ نخست وزيريُ
. انتخاب کنيد مي مونم

50:25.840 --> 50:30.090
. مثل اينکه بابتِ قضيه ي برکناري ناراحتي

50:31.470 --> 50:35.280
اگر اينطوري کنار بکِشي ؛
شهروندا چه فکري درموردم مي کنن ؟

50:36.690 --> 50:40.660
فکر نمي کني بايد تا آخر خط
همراه باشيم ؟

50:41.450 --> 50:43.410
حاضريد شرکت هايِ بزرگُ اصلاح کنيد ؟

50:44.770 --> 50:47.860
تمايل داريد که مشکلِ پروژه هايِ مليُ
فورا حل کنيد ؟

50:49.030 --> 50:53.090
آيا به سوگندي که براي محافظت از سلامت و
رفاه اجتماعي مردم خورديد وفادار مي مونيد ؟

50:54.810 --> 50:56.660
. . فقط بخاطر اين قبول کردم نخست وزير بشم که

50:56.880 --> 51:01.400
. فکر مي کردم اهدافِ مشترکي داريم . .

51:01.400 --> 51:04.870
اما ؛
. . حتي اگر اهدافِمون هم يکي باشن

51:06.140 --> 51:07.950
اگر مسيرهامون متفاوت باشن  . .
. نميشه باهمديگه بهشون برسيم

51:14.120 --> 51:16.780
چه حسي دارين ؟ -
. تلخ و شيرين -

51:17.650 --> 51:20.500
اما نخست وزير ؛
يعني فقط همين يه راهُ داشتيد ؟

51:22.260 --> 51:24.330
هدف هايِ زيادي بودن که
. مي خواستيد بهشون برسيد

51:25.660 --> 51:29.220
يعني مي خواين بيخيالِشون بشيد ؟ -
کي گفته ؟ -

51:29.840 --> 51:31.190
. . همونطور که گفتي

51:31.190 --> 51:33.160
کارايِ زياديُ بايد انجام بدم و . .
. همينطور کارايِ زياديَن که مي خوام انجام بدم

51:37.400 --> 51:39.820
. استعفام ؛ تازه اولِ کار بود

51:39.940 --> 51:45.370
پس اگه اينطوره ؛
. نمي خوام دلداريتون بدم

51:46.740 --> 51:49.720
پس ؛ بابت استعفا ؛
. بهتون تبريک ميگم نخست وزير

51:50.970 --> 51:53.470
رئيس " کانگ " ؛
بنظرت يکم خيلي زود نيست ؟

51:54.340 --> 51:57.890
تا زمانيکه نامزدِ بعدي انتخاب بشه ؛
. همچنان نخست وزير باقي مي مونم

51:59.360 --> 52:01.500
. شنيده بودم که اينجايي

52:03.390 --> 52:07.800
اما اصلا نمي دونستم که
. بخاطر من از اقامتگاهِ نخست وزير بيرون اومدي

52:07.800 --> 52:10.780
. بهرحال بايد از پدرم پرستاري مي کردم

52:12.210 --> 52:17.340
راستي ؛
بچه هاتونُ ديديد ؟

52:18.040 --> 52:19.660
. نه . هنوز نه

52:21.540 --> 52:24.113
. اما قلبِ آدميزادَم خوب مکاره ها

52:24.720 --> 52:30.510
وقتي مخفي شده بودم ؛
. همون از دور ديدنشونَم از سرم زياد بود

52:31.550 --> 52:36.500
اما حالا که مي دونم مي تونم ببينمشون ؛
. حسابي حريص شدم

52:37.930 --> 52:40.740
. اميدوارم هرچه زودتر بتونم ببينمشون

52:41.530 --> 52:44.830
وقتي اين اتفاق بيفته ؛
. دوس دارم بغلِشون کنم

52:46.330 --> 52:47.520
. . مي خوام بشنوم " مامان " صدام مي کنن

52:50.060 --> 52:53.430
. خيلي خوب ميشه اينُ بشنوم . .

52:55.150 --> 52:57.790
. مثل اينکه حرص و طمعِ آدميزاد تمومي نداره

52:59.090 --> 53:01.510
مضحکه . نه ؟ -
. اصلا -

53:02.420 --> 53:04.190
. خيلي طبيعيه که همچين خواسته اي داشته باشيد

53:04.960 --> 53:06.390
. بالاخره مادرشون هستيد

53:09.330 --> 53:14.440
بزودي روزي ميرسه که بغلشون کنيد و
. دوباره " مامان " صداتون کنن

53:16.620 --> 53:18.020
. " نام داجونگ "

53:19.260 --> 53:22.430
. فکر کنم فهميدم که چرا دوسِتون داره

53:24.240 --> 53:27.770
. . آخرين بار که ديدمش بهم گفت

53:29.850 --> 53:32.090
. . که ميشه بعنوان مادر بچه ها برگردم . .

53:33.550 --> 53:34.880
. . اما . .

53:36.100 --> 53:38.000
. نه بعنوانِ همسرش . .

53:40.350 --> 53:42.180
. منم همين کارُ مي خوام بکنم

53:57.890 --> 53:59.120
بله مدير " سو " ؟

53:59.120 --> 54:02.560
نام داجونگ " ؛ "
الان پيشِ نخست وزيري ؟

54:02.560 --> 54:07.580
. . چي ؟ نه -
واقعا پيشِت نيس ؟ -

54:08.190 --> 54:10.650
همينطوري محضِ شوخي که نميگي ؟ هان ؟ -
. واقعا اينجا نيس -

54:11.520 --> 54:15.950
حالا چي شده ؟
اتفاقي افتاده ؟

54:16.930 --> 54:19.610
نخست وزير ؛
. امروز استعفانامه ـشو تحويل داده

54:20.610 --> 54:23.830
تلفنشُ جواب نميده و
. نمي دونم که کجاس

54:23.830 --> 54:28.210
اگه احتمالا بهت زنگ زد ؛
فوري بهم خبرشُ بده . فهميدي ؟

54:30.950 --> 54:37.440
اوري " ؛ خيلي غيرمنتظره بود ؛ "
چي شد به فکر افتادي بياي آجوما رو ببيني ؟

54:37.970 --> 54:39.680
. مي خوام يه چيزيُ ازش بپرسم

54:40.260 --> 54:43.210
حتما وقتي ما رو ببينه حسابي
غافلگير ميشه . . مگه نه ؟

54:45.170 --> 54:46.900
اينجا نيس ؟

54:46.900 --> 54:51.350
تازه رفته ؛
. گفت بايد به يه چيزي رسيدگي کنه

54:52.460 --> 54:54.780
! بايد قبل از اينکه بياين زنگ مي زدين

54:54.780 --> 54:56.490
پس کِي برمي گرده ؟

54:56.490 --> 54:59.700
. مطمئن نيستم
فکر نمي کنين زودي بياد ؟

55:01.730 --> 55:07.650
ببينم ؛
حالا فقط اومدين اونُ ببينين ؟

55:08.220 --> 55:12.280
! البته که نه
! اومديم شما رو هم ببينيم

55:12.280 --> 55:16.740
! خيلي دلمون براتون تنگ شده بود پدربزرگ -
! حتما . حتما -

55:16.740 --> 55:20.640
راستي " اوري " ؛
. يادت نره هديه اشونُ بدي

55:21.360 --> 55:23.690
هديه " ؟ " -
. بفرمايين -

55:23.730 --> 55:27.760
اي واي ! از کجا پول آوردين که
اينُ بخرين ؟

55:27.760 --> 55:29.650
! اي واي

55:30.570 --> 55:33.530
! پدربزرگ . . امتحانِش کن -
! بپوش -

55:33.530 --> 55:34.930
بپوشم ؟

55:38.570 --> 55:40.910
چطور شدم ؟
بهم مياد ؟

55:40.910 --> 55:43.330
. بامزه شدي بابابزرگ -
! بانمکه -

55:44.420 --> 55:46.150
! تو خيلي بانمک تري . . فسقلي

55:46.980 --> 55:51.730
نوشيدني مي خورين ؟ -
. نه . . من ميرم بخرم -

57:44.300 --> 57:47.370
. فقط همونجايي که هستي بمون

57:48.790 --> 57:50.190
. . قدم به قدم

57:53.320 --> 57:54.720
. ميام طرفِت . .

57:57.113 --> 57:58.700
. . و

58:04.000 --> 58:05.630
. همينطوري بهت نزديک ميشم . .

58:11.860 --> 58:14.960
واقعا مي خواي باهام بهم بزني ؟

58:14.960 --> 58:17.840
. آره . . ميخوام ازت جدا بشم

59:06.910 --> 59:08.970
. بابابزرگ خوابيده

59:09.620 --> 59:13.220
هي بچه ها ؛ ديگه پاشين بريم ؛
. فکر کنم آجوما دير کنه

59:13.220 --> 59:15.630
پس هديه ـشو چکار کنيم ؟

59:18.290 --> 59:20.200
. ميذاريمش همينجا

59:26.670 --> 59:28.570
. بيا
. بريم ديگه

59:31.790 --> 59:34.210
. بابابزرگ داره تو خواب لبخند مي زنه

59:40.060 --> 59:42.410
. بابابزرگ ؛ ديگه ميريم

59:43.140 --> 59:46.420
. بريم -
. شب بخير -

59:47.340 --> 59:48.710
. ديگه ميريم

59:57.080 --> 59:59.870
. حتي نشد آجوما رو هم ببينيم
. ناراحتم

01:00:00.480 --> 01:00:03.880
بازم ؛
. بابابزرگ دوباره بهمون پول داد

01:00:03.880 --> 01:00:06.560
! هي
مگه براي پول گرفتن اومده بودي ؟

01:00:25.940 --> 01:00:27.470
! مامان

01:00:30.840 --> 01:00:35.600
وقتي شنيدم اونقدر ناگهاني
. استعفا دادي نگران شدم

01:00:37.880 --> 01:00:40.860
. بايد جواب تلفن مدير " سو " رو مي دادي
چرا جوابشُ ندادي ؟

01:00:41.540 --> 01:00:42.940
. از قصد جواب ندادم

01:00:44.120 --> 01:00:46.750
چونکه تابلو بود که ميخواد بابتِ
. استعفا دادنم سرم غر بزنه

01:00:50.020 --> 01:00:51.200
. . اما

01:00:52.340 --> 01:00:54.360
اينهمه راهُ تا اينجا اومدي . .
که همينُ بپرسي ؟

01:00:55.010 --> 01:00:57.370
. خوشحالم که مي بينم حالت خوبه

01:00:59.320 --> 01:01:00.600
. " نام داجونگ "

01:01:06.160 --> 01:01:07.470
. . مي توني

01:01:08.700 --> 01:01:10.380
بدونِ من زندگي کني ؟ . .

01:01:57.840 --> 01:02:00.190
اين نوشته يعني چي ؟

01:02:00.760 --> 01:02:02.690
داستان اين ازدواجِ قراردادي چيه ؟

01:02:02.690 --> 01:02:05.330
! خواهش مي کنم بابامُ نجات بديد
! يه چيزيش شده

01:02:05.330 --> 01:02:06.780
پدر ؟ -
. دِلنگرانم -

01:02:06.780 --> 01:02:10.430
مثل اينکه " جونکي " داره سعي ميکنه
. نايونگ " و نخست وزيرُ آشتي بده "

01:02:10.430 --> 01:02:12.470
پارک نايونگ"ـم همين احساسُ داره ؟ "

01:02:12.470 --> 01:02:17.980
همه چيُ به " اوري " گفتي . آره ؟
! اگه نه ؛ غيرممکنه اينطوري نديد مي گرفتم

01:02:17.980 --> 01:02:19.580
. خودت خوب مي دوني که دروغ نميگم

01:02:19.580 --> 01:02:25.230
. شنيدم " نام داجونگ " داره مسافرت ميره
درموردِش مي دونستي ؟

01:02:25.230 --> 01:02:28.920
اما ؛ تويِ يه نقطه اي فهميدم که
. رابطه ي ما ؛ از اول اشتباه شروع شده