﻿WEBVTT

00:01.156 --> 00:02.689
<i>...آنچه در "سيلم" گذشت</i>

00:02.690 --> 00:04.031
!زناکار

00:05.279 --> 00:06.893
اون مي‌گرده

00:08.596 --> 00:10.989
خب، اين جادوگر کجاست؟

00:10.990 --> 00:12.299
درست همينجا

00:14.069 --> 00:15.504
،اگه نشه جلوشو گرفت

00:15.505 --> 00:19.674
خب، پس اونوقت با يه بازيِ
کاملاً جديد روبرو ايم، مگه نه؟

00:19.675 --> 00:24.646
،هرکاري که پدرت ميکنه
واسه تو ميکنه

00:26.849 --> 00:29.450
من ديگه نميخوام مُشتري تو باشم

00:29.451 --> 00:32.487
عشقِ واقعي رو نه ميشه خريد نه ميشه فروخت

00:32.488 --> 00:34.055
بيا فقط زندگي کنيم

00:34.056 --> 00:36.091
تو هنوز عاشق "جان آلدن" ـي

00:36.092 --> 00:40.595
مراسم بزرگ فقط در يک قلب
عاری از عشق کامل ميشه

00:40.596 --> 00:42.931
اون به امر من بيرون مياد

00:42.932 --> 00:46.034
به دستور تو نمياد

00:47.870 --> 00:49.538
پدر

00:49.539 --> 00:51.106
اينکريس" عزيزِ من"

00:51.107 --> 00:54.009
چه مدت ميتونيم از حضور شما
در شهر لذت ببريم؟

00:54.010 --> 00:57.246
تا موقعي که آخرين جادوگرِ هرزه‌ي شيطان

00:57.247 --> 01:00.982
توي "سيلم" مُرده باشه

01:04.053 --> 01:05.520
فساد

01:05.521 --> 01:07.055
کلمه‌اي شايسته تر از اين هست

01:07.056 --> 01:09.891
که بشه باهاش اين شهر مثلاً
خوب شما رو توصيف کرد؟

01:09.892 --> 01:11.125
،شراب خواري، انحراف

01:11.126 --> 01:13.795
پليديِ تک تکِ آدمهاي اينجا

01:13.796 --> 01:15.230
به گوشت و خونشون نفوذ کرده

01:15.231 --> 01:18.133
و حتي زماني که ما داريم
،غذاي شياطين درونمون رو تأمين ميکنيم

01:18.134 --> 01:21.169
در واقع به شياطين واقعي اجازه داديم
!که شهرمون رو آباد کنن

01:21.170 --> 01:22.838
!جادوگران

01:22.839 --> 01:24.473
اون قرار نبود اينجا باشه

01:24.474 --> 01:26.107
<i>رگ هاي زنده‌ي بي ديني</i>

01:26.108 --> 01:27.042
خب چرا اون؟

01:27.043 --> 01:28.477
<i>...ابلیس از بهشت رانده شد</i>

01:28.478 --> 01:30.445
اومده ببينه پسرش اينجا چيکار کرده

01:30.446 --> 01:31.546
<i>...شما گوش کردين و</i>

01:31.547 --> 01:33.782
و چرا اينجا ميمونه؟

01:33.783 --> 01:36.918
!بخاطر اينکه ديده پسرش اينجا چيکار کرده

01:36.919 --> 01:39.488
،بين ما جادوگراني پنهان شدن

01:39.489 --> 01:41.456
،"و شما مردم "سيلم

01:41.457 --> 01:45.661
،که با شراب و زناکاري فريفته شدين

01:45.662 --> 01:47.628
با خوشحالی چشمانتون رو روی اون بستین

01:47.629 --> 01:48.963
،من همینجا که در مقابل شما ایستادم

01:48.964 --> 01:51.500
،با یقینی مثل یقینی که به خورشید طلوع کننده دارم

01:51.501 --> 01:55.737
بهتون اطمينان ميدم اين وضعيت تغيير ميکنه

01:55.738 --> 01:58.273
،"خانم "سيبلي

01:58.274 --> 02:02.677
جناب کشيش، کلمات شما واقعاً الهام بخش هستن

02:02.678 --> 02:04.178
فقط خسارت انگلستان به ما رسیده

02:04.179 --> 02:07.382
اميدوارم که وضعيت شوهرتون
در حال بهبود باشه

02:07.383 --> 02:08.449
متأسفانه نه

02:08.450 --> 02:10.619
خب، پس لطفاً به "جورج" بگيد

02:10.620 --> 02:12.688
که فوراً به ملاقاتش ميام

02:12.689 --> 02:16.124
شايد حضور من مايه‌ي تسلي اون باشه

02:16.125 --> 02:17.992
اوه، مگه ميشه اينطور نباشه!؟

02:34.076 --> 02:35.376
من هيچ حرفي ندارم

02:36.612 --> 02:39.180
مثل آدمي که صورت خدا رو ديده

02:40.716 --> 02:44.052
،تنها واکنش مناسب
يه سکوت همراه با وحشته

02:51.394 --> 02:52.561
پدرت

02:52.562 --> 02:55.029
،و اینطوری
حال خوبم رو خراب کردی

02:55.030 --> 02:56.798
نه... پدرت

02:56.799 --> 02:58.132
اون... اون بين مردمه

02:58.133 --> 03:01.302
شک ندارم، با يه مُشت آدمه
که دارن حرفای اونو گوش ميدن

03:01.303 --> 03:04.372
با يه مُشت آدم هست، آره، ولي حرف نميزنه

03:04.373 --> 03:07.175
خب، پس حتماً اونو با
يکي ديگه اشتباه گرفتي

03:08.077 --> 03:10.345
داره اين طرفي مياد

03:10.346 --> 03:12.147
...و منظورت از "اين طرفي" اينه که

03:15.651 --> 03:19.520
اون نبايد منو اينجا پيدا کنه

03:25.394 --> 03:28.029
و چه جايي براي شروع
پاکسازي "سيلم"، ميتونه بهتر از

03:28.030 --> 03:29.130
اين خانه‌ی فساد باشه؟

03:29.131 --> 03:30.766
پله هاي پُشتي

03:30.767 --> 03:32.500
نه، نه، نه، نه، بايد... بايد
از پاگرد اصلي بري به پله‌هاي پُشتي

03:32.501 --> 03:34.135
گلوريانا"، پدرم منو اصلاً درک نميکنه"

03:34.136 --> 03:35.403
هيچوقت درک نکرده

03:35.404 --> 03:37.038
...اگه منو اينجا پيدا کنه -
يالا برو زيرِ تخت -

03:37.039 --> 03:40.041
!چي؟ -
!زود باش برو زيرِ تخت -

03:49.785 --> 03:51.152
کتاب مقدس من کجاست؟

03:51.153 --> 03:53.354
!نـ... نـ... نمي‌بينمش

04:01.063 --> 04:02.964
"کشيش "متر

04:04.033 --> 04:05.733
شما منو ميشناسيد؟

04:05.734 --> 04:08.069
کسي توي اين ايالت هست
که شما رو نشناسه؟

04:15.545 --> 04:17.278
شما تنهاييد؟

04:18.648 --> 04:21.149
نه

04:21.150 --> 04:24.653
من با پروردگارم هستم

04:24.654 --> 04:27.722
البته، همراه با کلماتش

04:27.723 --> 04:32.360
در اين زمان هاي
...خطرناک بسيار آرامش بخشه

04:32.361 --> 04:34.362
حتي براي زني مثل من

04:49.211 --> 04:50.979
حسش نميکنيد؟

04:50.980 --> 04:55.884
بوي ترکيبي از گناه و جادوگري رو؟

04:55.885 --> 04:58.720
نفس بکشيد

05:00.256 --> 05:02.957
...حتي ميتونيد طعمش رو هم حس کنيد

05:02.958 --> 05:05.160
،شهدِ زهرآلود شيطان

05:05.161 --> 05:10.431
طوري طراحي شده که
ما رو منحرف و خلع سلاح کنه

05:24.514 --> 05:28.282
بانوي مالک اين بناي مسحور کننده

05:28.283 --> 05:30.919
امروز قراره چه روزي باشه، کشيش؟

05:30.920 --> 05:32.553
،يه روز عادي و ساده

05:32.554 --> 05:35.290
يا يه روز شلوغ و پر هياهو؟

05:41.563 --> 05:43.832
شما به کار خودتون برسيد، خانم

05:43.833 --> 05:48.469
،من اين خونه رو با درستي اداره ميکنم
اينجا هيچي پيدا نميکنين

05:48.470 --> 05:50.504
شهرت من بخاطر اينه که، چيزهايي رو

05:50.505 --> 05:54.275
از جاهايي پيدا کردم که هيچي توشون پيدا نميشده

06:06.756 --> 06:09.190
ريشه زنبق زرد؟

06:09.191 --> 06:12.727
غريبه هاي آسمون جُل زيادي
هر روز اينجا رفت و آمد ميکنن

06:12.728 --> 06:16.965
من نميدونم اونا با خودشون چي دارن

06:54.370 --> 06:56.670
سنگ هاي طلسم کننده

06:58.373 --> 07:01.576
..."هيئت منتخبين "سيلم

07:01.577 --> 07:04.946
ما یک جادوگر رو پیدا کردیم

07:41.890 --> 07:51.992
‏.::  www.bolboljan.net ::.

07:53.395 --> 07:55.329
يکي از ما

07:55.330 --> 07:57.732
،دقيقاً همون چيزي که ازش ميترسيديم
وقتي پاشو از کَشتي بيرون گذاشت

07:57.733 --> 08:00.134
خوب ميدوني اين معنيش چيه

08:00.135 --> 08:02.203
،دليل نميشه چونکه مثل تو مضطرب نيستم

08:02.204 --> 08:03.538
خطراتي که تهديدمون ميکنه رو هم نفهمم

08:03.539 --> 08:05.473
،بهش فشار مياره تا اسماشون رو بگه

08:05.474 --> 08:07.541
و فکر ميکني وسوسه ميشه اسم کي رو بهش بگه؟

08:07.542 --> 08:08.642
،اون زن بي‌دقتي بود

08:08.643 --> 08:10.811
وسيله هاي سرگرميش رو
دم دستش نگه ميداشت

08:10.812 --> 08:13.481
،و بخاطر همين بي دقتي
،ممکنه هممون تو آتيش بسوزيم

08:13.482 --> 08:15.116
براي اينکه نگيم مراسم بزرگ ما چه نتيجه اي داره

08:15.117 --> 08:18.119
اين اضطراب تو هيچ چيزي رو حل نميکنه

08:18.120 --> 08:21.089
فقط بايد به "مَب" يادآوري بشه
که ازش انتظار چه چيزي رو داريم

08:21.090 --> 08:22.790
سکوتش

08:22.791 --> 08:24.459
حق با شماست

08:24.460 --> 08:26.261
فوراً ميرم ديدنش

08:30.532 --> 08:32.033
تو نگراني

08:32.034 --> 08:34.802
،مترِ" پدر آدم خطرناکيه"

08:34.803 --> 08:38.172
هم آدم قدرتمندیه و هم
،خيلي خوب بو ميکشه

08:38.173 --> 08:41.775
مَب" تمام اين مدت به گروه وفادار بوده"

08:41.776 --> 08:44.312
مب" منو نگران نميکنه"

08:44.313 --> 08:47.315
اينکريس" قول داده که يه بار ديگه بياد"

08:47.316 --> 08:49.317
بنظرت چقدر طول ميکشه تا بفهمه

08:49.318 --> 08:51.419
جورج" مريض نيست، بلکه طلسم شده؟"

08:51.420 --> 08:53.721
و به دست کي طلسم شده؟
من

08:53.722 --> 08:55.623
پس جلوي اين اتفاق رو بگير

08:55.624 --> 08:57.726
آره

08:59.028 --> 09:01.262
اينکريس" ممکنه هروقت دوست داشته باشه"
،به ملاقاتش بياد

09:01.263 --> 09:04.765
ولي بنظرت کدوم زنيه که همسر مريضش رو
،تو خونه نگه داره

09:04.766 --> 09:07.835
اونم وقتي که وضعيتش جوريه
که فوراً نياز به توجه داره؟

09:23.718 --> 09:25.586
صبح خیلی زود داري نوشیدنی ميخوري

09:25.587 --> 09:26.820
،اگه باباي منو ميشناختي

09:26.821 --> 09:28.489
همينکه انقدر هم منتظر موندم، تحسينم ميکردي

09:28.490 --> 09:30.925
،ميدوني، اينطوري که تو درباره‌ش حرف ميزني
...آدم فکر ميکنه خيلي

09:30.926 --> 09:32.193
بي عاطفه ست؟

09:32.194 --> 09:34.262
آره -
خوبه -

09:34.263 --> 09:37.631
پس تصوير دقيقي ازش برات ترسيم کردم

09:37.632 --> 09:41.336
باورت نميشه؟
خودت ببين

09:42.704 --> 09:46.107
کاتن"، تمام صبح داشتم دنبالت ميگشتم"

09:46.108 --> 09:48.309
فکر ميکنم بايد ميفهميدم

09:48.310 --> 09:51.445
که بايد جايي باشي که
ويسکي داشته باشه

09:52.414 --> 09:53.581
...پدر، ايشون "جان

09:53.582 --> 09:54.749
"جان آلدن"

09:54.750 --> 09:58.652
من و پدرت تو دانشگاه همکلاسي بوديم

09:58.653 --> 10:00.087
بله، ميدونم

10:00.088 --> 10:02.190
باعث افتخاره، فرمانده

10:02.191 --> 10:04.725
واقعاً ميگم، روش ديگه اي براي اداي احترام

10:04.726 --> 10:07.795
به مردي که زندگيش رو توي
جنگ به خطر انداخته، بلد نيستم

10:07.796 --> 10:12.967
متأسفانه، همه‌ي مرداي جوون
همچين غيرت و جرأتي ندارن

10:12.968 --> 10:15.436
چي شما رو کشونده اينجا، پدر؟

10:15.437 --> 10:17.805
خب، از اينکه با اينهمه

10:17.806 --> 10:21.275
"فساد و ناميرايي توي "سيلم
روبرو شدم، شوکه شدم

10:21.276 --> 10:25.280
يکي بايد به مردم يادآوري کنه
که دستمزد گناهانشون چيه

10:25.281 --> 10:26.914
و يکي بهشون يادآوري ميکنه

10:26.915 --> 10:29.250
تو خطبه‌هاي روز يکشنبه

10:29.251 --> 10:31.152
نه. نه

10:33.589 --> 10:36.825
اونا نياز دارن که الان صداي تو رو بشنون

10:36.826 --> 10:39.527
،يه خطبه خواني براي مردم نيازه

10:39.528 --> 10:42.162
که چهره‌ي گناه رو براشون تصوير کنه

10:42.163 --> 10:45.099
چهره‌ي گناه؟

10:45.100 --> 10:48.002
و اون چهره‌ي کيه؟

10:49.704 --> 10:52.673
کاتن"؟"

10:52.674 --> 10:54.943
کتاب مقدس ات

11:24.803 --> 11:28.305
بيمارستانِ توي "بوستون" منتظر اونه

11:28.306 --> 11:30.407
اونجا تنها اميدِ من براي پيدا کردن يه درمان

11:30.408 --> 11:32.175
براي شرايط اونه که روز به روز داره بدتر ميشه

11:38.316 --> 11:42.619
و "آيزاک"، احساساتِ تو
،نسبت به شوهر من

11:42.620 --> 11:44.654
...بخاطر کاري که يه زماني کرده

11:44.655 --> 11:46.023
واقعاً قابل درکه

11:46.024 --> 11:48.458
،ولي کمک کردن به اون در زماني که خيلي بهش نياز داره

11:48.459 --> 11:50.727
...بهم ارزش واقعيِ تو رو نشون ميده

11:50.728 --> 11:53.963
و بخاطر همين براي هميشه ازت ممنونم

11:56.867 --> 11:59.436
تا صبح به "بوستون" ميرسيم

12:25.296 --> 12:27.030
ميتونم چند لحظه با
متهم صحبت کنم؟

12:27.031 --> 12:28.765
بله، جناب دادرس

12:37.942 --> 12:40.810
اومدي اينجا منو بکُشي

12:40.811 --> 12:44.281
انجام اينکار در محدوده‌ي حقوق من هست

12:44.282 --> 12:46.383
قوانين گروه کاملاً واضح هستن

12:46.384 --> 12:49.286
ولي نه، ما توافق کرديم که نجاتت بديم

12:49.287 --> 12:50.820
اجازه‌ي کارِ ديگه اي ندارم

12:50.821 --> 12:55.959
ولي هنوز... اون مشکل سر جاشه

12:55.960 --> 12:57.961
اون ازت بازجويي ميکنه

12:57.962 --> 12:59.796
و منم بهش هيچي نميگم

12:59.797 --> 13:04.101
،من قبل از اينکه به هدفمون خيانت کنم
قرص سياه" رو ميخورم"

13:04.102 --> 13:06.603
،اين قصدِ توئه، آره

13:06.604 --> 13:07.837
تا موقعي که اون شکنجه‌ت بده

13:07.838 --> 13:10.540
،و بعدش، وقتي بشنوه از درد داري ناله ميکني

13:10.541 --> 13:12.075
،بيشتر شکنجه‌ت ميکنه

13:12.076 --> 13:14.311
و يه جايي بهش التماس ميکني تمومش کنه

13:14.312 --> 13:15.979
،و بهت اجازه بده که بهش يه اسم بگي

13:15.980 --> 13:18.949
حتي براي اينکه زجر کشیدن
خودت رو کم کني

13:18.950 --> 13:20.950
...و وقتي اين اتفاق بي‌افته

13:20.951 --> 13:23.953
...و ميدونم که مي‌افته

13:26.824 --> 13:31.094
بهت يه اسم ميگم که حواسشون رو
با گفتن اون اسم پرت کني

13:43.274 --> 13:45.542
شبونه کجا رفته بودی، پدر؟

13:45.543 --> 13:48.879
اَن"، چرا اين ساعت بيداري؟"

13:48.880 --> 13:51.681
،مامان ميگه نبايد از اينجور سؤالا بپرسم

13:51.682 --> 13:53.450
و اینکه بجاش بايد ازت ممنون باشم

13:53.451 --> 13:56.219
بخاطر فداکاري‌هايي که در حق ما ميکني

13:56.220 --> 13:59.156
چرت نگو. هرچي ميخواي بپرس

13:59.157 --> 14:04.428
امشب درگير يه سري از کارهاي شهر بودم

14:11.102 --> 14:13.770
و فکر ميکنين که اون جادوگره؟

14:13.771 --> 14:15.538
کي؟

14:15.539 --> 14:18.041
هموني که امشب رفتين زندان ديدينش

14:18.042 --> 14:19.542
تو منو تعقيب کردي؟

14:19.543 --> 14:22.512
فقط ميخواستم بدونم اين
فداکاري‌هايي که مامان ميگفت چيَن

14:22.513 --> 14:25.115
و اينکه چرا اين فداکاري‌ها بايد
نصفه شب و تو خفا انجام بشه

14:25.116 --> 14:28.285
،اول که يواشکي مياي تو اتاق من

14:28.286 --> 14:32.855
چيزايي که متلعق به من بوده رو
...میریزی بيرون، و حالا هم

14:34.058 --> 14:36.293
نه

14:38.463 --> 14:40.930
نه؟ چي؟

14:40.931 --> 14:44.434
نه، فکر نميکنم اون جادوگر باشه

14:44.435 --> 14:46.669
اون فقط يه زن غمگين و تنهاست

14:46.670 --> 14:47.970
خوشحالم که ميشنوم

14:47.971 --> 14:50.540
هنوز يه حس انسان دوستي توي "سيلم" باقي مونده

14:50.541 --> 14:52.575
شب بخیر، پدر

14:52.576 --> 14:53.943
شب بخیر، عزيزم

15:14.732 --> 15:17.134
!خواهش ميکنم! من بيگناهم

15:17.135 --> 15:20.437
تو بخاطر انجام کارهايي
در ارتباط با جادوگري گناهکار شناخته شدي

15:20.438 --> 15:25.175
ولي همچين ادعايي براي اينکه
جونت رو نجات بده، کافي نيست

15:25.176 --> 15:28.878
من اسم بقيه رو هم ميخوام

15:28.879 --> 15:31.648
من هيچکس ديگه اي رو نميشناسم

15:31.649 --> 15:33.383
دوباره

15:33.384 --> 15:36.219
!نه! قسم ميخورم که من بيگناهم

15:40.891 --> 15:42.425
اون ديوونه ست

15:42.426 --> 15:44.994
!اين تازه روز عاديشه

16:01.045 --> 16:03.246
فقط اسم يه جادوگره

16:03.247 --> 16:04.448
که ميتونه جونت رو نجات بده

16:04.449 --> 16:07.917
من هيچکس ديگه اي رو نميشناسم

16:08.919 --> 16:11.921
دوباره ازت ميپرسم، ولي قبلش
حواست باشه

16:11.922 --> 16:14.957
دفعه‌ي بعدي، آبِ شوري که
،فقط دهنت رو پُر ميکنه

16:14.958 --> 16:17.394
از گلوت پايين ميره و وارد ريه‌ت ميشه

16:17.395 --> 16:20.797
و بعدش مزه‌اي که تلاش ميکني بتوني تشخيص‌اش بدي

16:20.798 --> 16:25.002
،طعم شورِ آب نيست
طعم هوا نيست، بلکه طعم مرگه

16:26.970 --> 16:28.505
يه اسم

16:31.775 --> 16:33.576
!صبر کنين

16:35.045 --> 16:39.015
و من فقط براي شنيدن
اسم يه جادوگر صبر ميکنم

16:41.852 --> 16:44.854
و منم اون اسم رو بهت ميگم

16:46.991 --> 16:49.993
!"اون! "گلوريانا

16:55.033 --> 16:56.366
نه

16:56.367 --> 16:59.569
!نه. نه. نه

16:59.570 --> 17:01.971
،اين اشتباهه. نه
پدر، اين اشتباهه

17:01.972 --> 17:03.272
خانم "امبري" جادوگر نيست

17:03.273 --> 17:05.375
،تو اينجايي که اونا رو معاينه کني
نه اينکه مانع کارمون بشي

17:05.376 --> 17:06.509
به حرفم گوش کن، پدر

17:06.510 --> 17:08.411
اين همون چيزيه که داشتم
،سعي ميکردم بهت بگم

17:08.412 --> 17:11.047
...و حالا دارم ميبينم که درسته
اينکه ما داشتيم اشتباه ميکرديم

17:11.048 --> 17:11.881
"کاتن"

17:11.882 --> 17:12.982
ما مشتاق بوديم

17:12.983 --> 17:14.183
،که شيطان رو از بينمون برونيم

17:14.184 --> 17:16.319
ولي بجاش داريم بيگناهان رو ميکُشيم

17:16.320 --> 17:18.521
لازم نيست به من بگي چيکار کنم يا نکنم

17:18.522 --> 17:21.491
!ما داريم براي شيطان کاري که ميخواد رو ميکنيم

17:21.492 --> 17:24.327
و ميخواي بگي تمام کارهايي
که تو عمرم کردم اشتباه بوده؟

17:24.328 --> 17:28.698
با نهايت احترام... بله

17:28.699 --> 17:31.568
کنار وايسا

17:31.569 --> 17:33.803
خواهش ميکنم پدر، بهت التماس ميکنم... اونو نکُش

17:33.804 --> 17:35.071
از سر راهم برو کنار

17:35.072 --> 17:36.239
!به حرفم گوش کن

17:37.975 --> 17:39.275
گوش کردم

17:39.276 --> 17:42.645
و ديگه اجازه نميدم حماقت کني

17:42.646 --> 17:45.615
مطمئني اين منم که دارم حماقت ميکنم؟

17:47.285 --> 17:49.119
"کاتن"

17:52.056 --> 17:55.058
بندازینش تو قفس

17:56.794 --> 17:59.429
!"کاتن". "کاتن"

17:59.430 --> 18:01.631
نه

18:01.632 --> 18:06.135
!"کاتن"! "کاتن"

18:21.552 --> 18:24.453
اوه، خداي من. چي شده آقاي "سيبلي"؟

18:26.023 --> 18:29.058
"سعي کنين نفس بکشين، آقاي "سيبلي
همينطوري

18:30.360 --> 18:32.862
"آروم نفس بکشيد، آقاي "سيبلي

18:32.863 --> 18:34.731
همين درسته

18:34.732 --> 18:37.200
همينه، خوب و آروم

18:38.436 --> 18:39.402
!نه

19:50.681 --> 19:51.237
!پدر

19:51.238 --> 19:53.005
پدر، تو هيچ مدرکي نداري

19:53.006 --> 19:56.542
مزخرف نگو، کسي اسمش رو
گفته که تأييد شده جادوگره

19:56.543 --> 19:59.345
يه زني که کارهاي شيطاني ميکنه؟

19:59.346 --> 20:01.047
تو به اون اعتماد داري که
رو به کسي انگشت اتهام بگيره؟

20:01.048 --> 20:02.582
...بگو ببينم

20:02.583 --> 20:05.518
همه‌ي کسایی که متهم میشن انقدر
تو رو مشتاق ميکنن؟

20:05.519 --> 20:08.888
يا اينکه چيزِ خيلي خاصي
در مورد اين فاحشه وجود داره؟

20:08.889 --> 20:13.059
،من اين آدما رو ميشناسم
بينشون زندگي کردم

20:13.060 --> 20:16.462
خانم "امبري" عامل شيطان نيست

20:16.463 --> 20:21.301
و اگه قرار باشه معاينه‌ بشه تا
ببينيم علامت هاي شيطان رو داره يا نه چي؟

20:21.302 --> 20:25.438
معاينه؟

20:25.439 --> 20:27.140
...من مطمئنم

20:27.141 --> 20:30.143
نه، يقين دارم... که
شما هيچي پيدا نميکنين

20:30.144 --> 20:33.546
درواقع، آره، شما رو تشويق ميکنم
که این مشکل رو حل کنین

20:33.547 --> 20:35.114
و سريعاً معاينه‌ش کنيد

20:35.115 --> 20:38.818
من؟ نه

20:38.819 --> 20:41.754
نه، من اين کار رو به تو ميسپرم

20:45.359 --> 20:48.561
تو متهم رو معاينه ميکني

21:00.508 --> 21:02.374
فرمانده

21:03.910 --> 21:05.478
نه

21:05.479 --> 21:07.046
!"جان"

21:12.353 --> 21:14.320
انتظار اين عکس‌العمل رو نداشتم

21:14.321 --> 21:16.989
منم انتظار اينطوري سلام کردن رو نداشتم

21:16.990 --> 21:19.492
...اون شب

21:19.493 --> 21:22.328
چيزايي که گفتيم... کاري که کرديم

21:22.329 --> 21:24.264
چيه، ازشون پشيموني؟

21:24.265 --> 21:26.566
نه

21:26.567 --> 21:30.136
تنها پشيموني من اينه که
ديگه اون اتفاق نبايد بي‌افته

21:31.538 --> 21:34.307
"من يه زن متأهل‌ام، "جان

21:34.308 --> 21:36.509
با يه شوهر خيلي مريض

21:36.510 --> 21:39.979
آقاي "سيبلي" هيچوقت اين
لطف رو در حق من نميکنه که بميره

21:39.980 --> 21:41.046
هر جفتمون اينو ميدونيم

21:41.047 --> 21:43.015
اونو به بيمارستان بردن

21:43.016 --> 21:45.318
...که مطمئنم از اونجا برميگرده

21:45.319 --> 21:48.254
زنده و سالم تر از هميشه و همچنان شوهر منه

21:48.255 --> 21:51.257
دليلش اينه؟

21:51.258 --> 21:52.992
سيبلي"؟"

21:52.993 --> 21:54.394
هيچي ديگه نيست؟

21:54.395 --> 21:56.028
دليلش ترس نيست؟

21:56.029 --> 22:00.032
يا يه رازي که فکر ميکني
اگه بفهمم نميتونم قبولش کنم؟

22:00.033 --> 22:01.934
چونکه هيچکس توي "سيلم" نيست

22:01.935 --> 22:03.936
...که بار سنگيني از گذشته‌ش نداشته باشه

22:03.937 --> 22:07.173
نه حتي من

22:08.275 --> 22:10.476
"متأسفم، "جان

22:15.048 --> 22:17.583
اميدوارم بتوني درک کني

22:33.267 --> 22:35.868
پدر، خواهش ميکنم

22:35.869 --> 22:37.269
ادامه بده

22:54.355 --> 22:55.722
هيچ علامتي نيست

22:55.723 --> 22:57.524
برش گردونين

23:10.804 --> 23:12.071
هيچي

23:12.072 --> 23:14.173
لباسش رو بزن بالا

23:26.019 --> 23:27.953
بازم هيچي نيست

23:27.954 --> 23:30.423
بالا تنه‌ش

23:38.899 --> 23:40.600
...پدر

23:40.601 --> 23:42.769
بالا تنه‌ش

24:15.669 --> 24:17.737
وايسا

24:35.588 --> 24:37.690
خب، دیدین، همونطور که بهتون
،اطمينان داده بودم

24:37.691 --> 24:39.525
،اون هيچ نشوني از اينکه عامل شيطانه نداره

24:39.526 --> 24:41.393
نه لکه ای و نه نوک سينه‌هاي
،يه جادوگر رو داشت

24:41.394 --> 24:44.063
و تمام اينها رو توي
جلسه محاکمه‌ش ذکر ميکنم

24:44.064 --> 24:45.598
محاکمه؟

24:45.599 --> 24:48.801
ولي من بهت ثابت کردم که اون هيچ علامتي نداره

24:48.802 --> 24:52.338
نکنه يادت رفته؟
ما قاضي نيستيم

24:52.339 --> 24:55.107
ما فقط کاشفان حقيقت هستيم

24:55.108 --> 24:58.544
قدرت قضاوت کردن
بعهده‌ي هيئت منتخبين ـه

24:58.545 --> 25:01.046
اينجا "سيلم" ـه، ميدوني
که اونا چطوري رأي ميدن

25:01.047 --> 25:03.015
خب پس ميتوني

25:03.016 --> 25:05.851
اين خشم و گستاخيت رو براي
اونها نگه داري

25:22.870 --> 25:26.872
...امروز يه زن ديگه متهم شد
خودتون دیدین

25:26.873 --> 25:29.709
داره همه رو دیوونه میکنه، اين موج وحشت از جادوگران

25:29.710 --> 25:31.944
آره، تأسف باره

25:31.945 --> 25:34.079
تأسف باره؟

25:34.080 --> 25:35.347
ميخواي چيکار کنم!؟

25:35.348 --> 25:37.783
،ميتوني باهاشون حرف بزني
با اينکارشون مخالفت کني

25:37.784 --> 25:41.120
خيلي انتخاباي ديگه به جز هيچ کاري نکردن داري

25:41.121 --> 25:43.789
،من فقط يه نفرم
شايد تو خيلي از من انتظار داري

25:43.790 --> 25:45.325
شايد تو ظرفيتت خيلي کمه

25:45.326 --> 25:48.227
حواست باشه چي ميگي، دختر

25:48.228 --> 25:50.362
،من نميتونم بفهمم

25:50.363 --> 25:53.733
چرا اون از اينکه می‌بینه مردم
...رو دار ميزنن راضیه

25:53.734 --> 25:55.668
انگار يه جورايي يواشکي درونش از اينکار خوشش مياد

25:55.669 --> 25:58.337
از طعنه زدن خوشم نمياد

25:58.338 --> 26:00.907
کدوم طعنه؟

26:00.908 --> 26:02.441
اينکه من يه جورايي

26:02.442 --> 26:03.743
توي کُشتن "پيوريتان" ها شريک بودم

26:03.744 --> 26:06.412
اوه، نه، منظورم اصلاً اين نبود

26:07.814 --> 26:09.582
در واقع، کاملاً برعکس اين بود

26:11.551 --> 26:13.619
و منظورت چي بود؟

26:13.620 --> 26:17.589
ميدونين، من... من يه دفعه خسته شدم

26:17.590 --> 26:18.925
داري منو به چي متهم ميکني؟

26:18.926 --> 26:20.526
فکر ميکنم بايد برم دراز بکشم

26:20.527 --> 26:23.362
اَن"، تا وقتي منظورت رو"
!توضيح ندادي حق نداري بري

26:23.363 --> 26:25.164
!"اَن"

26:37.811 --> 26:40.212
ميتونم يه سؤال بپرسم؟

26:40.213 --> 26:42.448
چرا ازت متنفره؟

26:42.449 --> 26:44.349
...فقط دو تا دليل داره

26:44.350 --> 26:46.485
...بخاطر چيزي که هستم

26:46.486 --> 26:50.156
و چيزي که نيستم

26:50.157 --> 26:52.257
و بخاطر اون دختر
بهش التماس کردي؟

26:52.258 --> 26:55.861
چندين بار. اون به من توجه نميکنه

26:55.862 --> 27:00.533
...راستش، اون به هيچکس توجه نميکنه، غير از

27:00.534 --> 27:02.734
"غير از تو، "جان

27:02.735 --> 27:04.136
کاتن"، نه"

27:04.137 --> 27:07.506
تو نمونه‌ي کسي هستي که اون
هميشه آرزو داشت من باشم

27:07.507 --> 27:09.809
تو توي جنگ يه قهرماني

27:09.810 --> 27:14.379
تو مردي هستي که هيچ نقطه ضعف
يا ضعف اخلاقي نداره

27:14.380 --> 27:17.349
کاتن"، خيلي ببخشيد"

27:17.350 --> 27:21.954
اما بنظرت التماس کردن به يه
پيوريتان" احمق ديگه، کار درستيه؟"

27:21.955 --> 27:25.057
از کِي تا حالا اينکار جواب ميده؟

27:25.058 --> 27:28.460
و اينکه چرا الان بايد جواب بده؟ -
حق با توئه -

27:28.461 --> 27:32.331
هيچکس نبايد مجبور بشه که
خودش رو در مقابل پدرم کوچيک کنه

27:32.332 --> 27:36.669
من ماه هاست توي "سيلم" هستم

27:36.670 --> 27:40.339
هم دوست پيدا کردم هم دشمن

27:40.340 --> 27:43.643
ولي نزديک ترين آدمي که
...تونستم بعنوان دوست داشته باشم

27:46.279 --> 27:48.214
تويي

27:48.215 --> 27:50.916
...بخاطر همين ازت ميخوام

27:50.917 --> 27:54.620
...التماست ميکنم

27:54.621 --> 27:56.856
از پدرم بخواي

27:56.857 --> 28:00.259
اگه هنوز يه قسمتي درونِ تو هست

28:00.260 --> 28:02.661
که بتونه من رو بعنوان دوست خطاب کنه

28:16.810 --> 28:18.511
آقاي "سيبلي"؟

28:44.004 --> 28:46.572
!آقاي "سيبلي"؟

28:54.047 --> 28:56.448
!آقاي "سيبلي"؟

29:07.360 --> 29:10.362
"آقاي "سيبلي

29:10.363 --> 29:12.698
"کمکم کن "آيزاک

29:15.636 --> 29:18.037
تو ميتوني حرف بزني

29:18.038 --> 29:21.073
از کارهاي معجزه‌آساي خداست

29:21.074 --> 29:23.209
داري خونريزي ميکني

29:23.210 --> 29:26.578
بخاطر همينم به کمکت نياز دارم

29:26.579 --> 29:29.215
"برو به "سيلم

29:29.216 --> 29:34.486
با لوازم مورد نياز و
کسي که بتونه ازشون استفاده کنه برگرد

29:34.487 --> 29:36.856
به تو کمک کنم؟

29:36.857 --> 29:39.992
آره

29:41.828 --> 29:44.463
روزي که پيشونيم رو داغ کردي يادت مياد؟

29:46.633 --> 29:51.537
روزي که گوشت تن منو داغ کردي
و علامت زناکار بهش زدي؟

29:51.538 --> 29:54.006
يادت مياد؟

29:54.007 --> 29:58.710
،و ميتونم تصور کنم از اون موقع
حتي يه لحظه هم نبوده

29:58.711 --> 30:00.379
که آرزو نکرده باشي اي کاش من مُرده بودم

30:00.380 --> 30:06.752
،و حالا اين شانس رو داري
بدون اينکه حتي تلاش خاصی بکني

30:06.753 --> 30:10.289
ميتوني بذاري بري و من مطمئناً همينجا ميميرم

30:13.193 --> 30:15.160
چرا نبايد اينکارو بکنم؟

30:15.161 --> 30:19.364
،چون، با اينکه تو دلت انتقام ميخواد

30:19.365 --> 30:24.103
ولي من بخاطرش پشيمونم

30:24.104 --> 30:27.539
فقط حرف ميزني

30:27.540 --> 30:30.309
پس کمکم کن و اونوقت بجاي اينکه

30:30.310 --> 30:33.312
،حرف تحويلت بدم، طلا روت بريزم

30:33.313 --> 30:37.249
بيشتر از اون چيزي که هميشه اميدوار بودي بدست بياري

30:39.085 --> 30:40.452
طلا؟

30:40.453 --> 30:43.722
در ازاي اينکه با... با دارو و خانم "سيبلي" برگردم؟

30:43.723 --> 30:45.024
نه

30:45.025 --> 30:45.958
اون نه

30:45.959 --> 30:48.260
"اينکريس"

30:48.261 --> 30:49.728
اينکريس"؟"

30:49.729 --> 30:51.664
به زنم هيچي نگو

30:51.665 --> 30:55.434
فوراً "اينکريس" رو پيش من بيار

30:57.838 --> 30:59.938
!زود باش برو، پسر

30:59.939 --> 31:02.574
!بدو

31:02.575 --> 31:04.276
!بدو

31:04.277 --> 31:06.211
!بدو

31:37.997 --> 31:39.898
بله؟

31:43.136 --> 31:44.570
جناب کشيش

31:44.571 --> 31:47.272
جواب "نه" ـه

31:47.273 --> 31:49.240
من که سؤالي نپرسيدم

31:49.241 --> 31:52.077
اومدي بخاطر جونِ اون
فاحشه التماس کني، مگه نه؟

31:52.078 --> 31:55.680
بدون شک، پسر مست و لايعقل من تو رو فرستاده

31:55.681 --> 31:57.082
بله

31:57.083 --> 32:01.053
خب، پس بذار زياد
"اذيتت نکنم، فرمانده "آلدن

32:01.054 --> 32:04.422
تصميم گرفته شده که اون محاکمه بشه

32:04.423 --> 32:09.094
ولي مطمئن باش که به "کاتن" ميگم

32:09.095 --> 32:11.397
که از ته قلبت برای نجات جونش تقاضا کردی

32:11.398 --> 32:15.133
قربان... "گلوريانا" جادوگر نيست

32:15.134 --> 32:16.534
نه نيست

32:16.535 --> 32:20.706
ولي فکر ميکنم با من موافقي
که پسر من رو جادو کرده

32:24.377 --> 32:27.012
ميدونين، پدر من براي شما
احترام خيلي زيادي قائل بود

32:27.013 --> 32:29.481
آلدن" بزرگ مرد خوبي بود"

32:29.482 --> 32:32.451
اون دنيا رو يه جور ديگه نگاه ميکرد

32:32.452 --> 32:36.021
آره، البته غير از زماني که
نوبت به پسر خودش رسيد

32:38.758 --> 32:41.760
،اون ميخواست من علوم الهي بخونم

32:41.761 --> 32:44.530
ولي بجاش انتخاب کردم که تو جنگل‌ها رو جستجو کنم

32:44.531 --> 32:47.065
،اون ميخواست من برم دانشگاه

32:47.066 --> 32:48.767
ولي واسه جنگ داوطلب شدم

32:48.768 --> 32:52.871
اون وقتي که مُرد، فکر ميکرد
که تصميم هاي زندگي من اشتباه بودن

32:57.209 --> 33:00.578
ولي با اينحال اجازه ميداد تصميم هات رو بگيري

33:00.579 --> 33:02.981
خب، بخاطر اينکه فرقشون رو ميدونست

33:02.982 --> 33:04.315
فرق چيو؟

33:04.316 --> 33:06.685
فرق بين دوست داشتن تصميمات پسرش

33:06.686 --> 33:08.854
و دوست داشتن پسرش رو

33:25.204 --> 33:26.572
"فرمانده "آلدن

33:26.573 --> 33:28.640
آيزاک"، چي شده؟"

33:28.641 --> 33:31.442
اينجا نه

33:34.113 --> 33:36.081
جورج سيبلي" ميتونه حرف بزنه؟"

33:36.082 --> 33:37.715
درست عين خودِ شما

33:37.716 --> 33:39.551
،و زخمي شده و نخواسته زنش رو ببينه

33:39.552 --> 33:41.152
...ولي خواسته -
اينکريس متر" رو ببينه" -

33:42.421 --> 33:45.590
من بيشتر از يه دزد به اون اعتماد ندارم

33:45.591 --> 33:48.927
ولي اطاعت نکردن از آدمي تو موقعيت اون؟

33:50.997 --> 33:52.730
پس هيچ کاري نکن

33:54.867 --> 33:56.568
فرمانده؟

33:56.569 --> 34:00.706
تو از من مشورت خواستي، منم گفتم

34:00.707 --> 34:02.641
هيچ کاري نکن

34:02.642 --> 34:04.509
ولي اينکه اونو بيشتر از

34:04.510 --> 34:06.511
این تو جنگل ول کنم، اونم در حالي که
...داره خونريزي ميکنه

34:06.512 --> 34:08.179
ميميره

34:08.180 --> 34:12.217
آره

34:12.218 --> 34:15.020
لياقتش کمتر از اينه؟

34:15.021 --> 34:17.823
...مردي که گوشت تنِ تو رو داغ کرد

34:17.824 --> 34:19.891
...منو به زور فرستاد جنگ

34:19.892 --> 34:23.461
و به "سيلم" جوري حکومت کرد
که انگار يه پادشاه قدرتمند دیوانه‌ست؟

34:23.462 --> 34:26.031
و حالا، تقاضاي رحم و دلسوزي داره؟

34:26.032 --> 34:28.700
کمک ميخواد؟

34:32.371 --> 34:34.605
چيه؟

34:37.643 --> 34:40.478
من ميدونم شما اونو دوست دارين، فرمانده

34:40.479 --> 34:44.282
ولي ول کردن "سيبلي" اونجا، یعنی قتل

34:46.819 --> 34:51.456
هيچ کاري... نکن

35:01.400 --> 35:04.970
نه. منو کجا ميبري؟

35:06.472 --> 35:09.607
بهم بگو! منو کجا ميبري!؟

35:09.608 --> 35:12.811
،"مردمِ خوبِ "سيلم

35:12.812 --> 35:15.847
من به اين نتيجه رسيدم

35:15.848 --> 35:19.650
که اتهامي که امروز به اين زن وارد شد

35:19.651 --> 35:22.720
...فريبِ جادوگران بوده

35:22.721 --> 35:28.493
يک اقدام شيطاني براي فريب دادن ما
و توجه ما رو از گناهکار اصلي برگردونن

35:28.494 --> 35:33.965
اين زن جادوگر نيست

35:33.966 --> 35:38.336
و بنابراين محاکمه نميشه

35:43.109 --> 35:47.746
،اما چيزي که مدافعان اون نتونستن متوجه بشن

35:47.747 --> 35:52.884
اين بوده که گناهکار نبودن، به معنيِ
...بيگناه بودن نيست

35:52.885 --> 35:58.423
اين فاحشه بيگناه نيست... به هيچ وجه

35:58.424 --> 36:01.793
،اون بخاطر عصيان گناهکاره، عصيانِ گوشت انسان

36:01.794 --> 36:05.296
،عصيان عليه خدا
،گناهاني که هم فاني هستن و هم ابدي

36:05.297 --> 36:09.500
،و به همين خاطر
اون جايي در "سيلم" نداره

36:09.501 --> 36:10.501
نه

36:10.502 --> 36:12.971
،و بنابراين، به حکم من

36:12.972 --> 36:15.941
او بدينوسيله از ميان ما تبعيد ميشه

36:15.942 --> 36:20.311
تبعيد اون سريعاً انجام ميشه
و هيچ اعتراضي هم وارد نيست

36:20.312 --> 36:23.581
...و اون نبايد... به من نگاه کن

36:23.582 --> 36:28.853
،که هيچوقت برگرده

36:28.854 --> 36:30.655
،به هر دليلي

36:30.656 --> 36:34.025
اگه يکبار ديگه تو رو در
،کنار خودم و در ميان عوام ببينم

36:34.026 --> 36:36.128
بدن بي ارزش تو

36:36.129 --> 36:39.397
در بند کساني که آدمها رو دار ميزنن، قرار ميگيره

36:39.398 --> 36:40.232
ببريدش

36:40.233 --> 36:41.332
!"کاتن"

36:41.333 --> 36:43.901
!"گلوريانا" -
!"کاتن"! "کاتن" -

36:43.902 --> 36:46.071
!"کاتن"! "کاتن"

36:46.072 --> 36:48.373
!"گلوريانا" -
عقب وايسا، عقب وايسا -

36:48.374 --> 36:50.942
!"نه! "گلوريانا

36:57.884 --> 36:59.851
متأسفم

37:04.056 --> 37:07.658
تا جايي که کالسکه‌تون ميره، اونو از اينجا دور کنين

37:10.396 --> 37:13.098
و بذاريد همه بدونن

37:13.099 --> 37:16.268
که نه گناه و نه گناهکار

37:16.269 --> 37:20.071
اينجا در "سيلم" هيچ جايي نداره

37:39.487 --> 37:41.756
"جورج"

37:41.757 --> 37:44.492
،نميدونم چطوري يا توسط کي

37:44.493 --> 37:47.261
ولي اون وزغ از درون شکمش بيرون اومده

37:47.262 --> 37:50.998
،ممکنه الان هر جايي باشه
با هرکسي حرف بزنه

37:50.999 --> 37:52.634
،و تمام اون چيزهايي که براش تلاش کرديم

37:52.635 --> 37:55.837
،تمام چيزايي که فدا کرديم
همه‌ش تبدیل به خاکستر بشه

37:55.838 --> 37:58.339
آروم باش و بهم کمک کن

38:15.790 --> 38:19.661
<i>عوض شو، اي موجودِ من</i>

38:19.662 --> 38:22.797
<i>از اين کالبد به کالبد ديگر</i>

38:22.798 --> 38:25.433
<i>بدن، روح، ذهن</i>

38:25.434 --> 38:27.969
<i>مرا به سمت کسي که
به دنبالش هستم هدایت کن</i>

38:38.113 --> 38:40.648
اين موجود منو به سمت اون هدايت ميکنه

38:40.649 --> 38:44.018
اگه شانس بياريم، بزودي پيداش ميکنم

38:44.019 --> 38:46.955
و اگه نياريم، هممون تو آتيش ميسوزيم

39:01.904 --> 39:05.940
تو با روش هاي من مشکل داري

39:05.941 --> 39:09.510
ميفهمم

39:09.511 --> 39:14.148
ولي چيزي که تو بايد بفهمي
اينه که تمام کارهايي که من کردم

39:14.149 --> 39:18.286
براي اين بوده که تو
ارزش اسم "متر" رو بفهمي

39:20.189 --> 39:22.256
من دوسش داشتم

39:22.257 --> 39:24.392
اينو نگو

39:24.393 --> 39:28.863
سکوت من اين حقيقت رو انکار نميکنه

39:28.864 --> 39:31.599
،يه روزي

39:31.600 --> 39:37.905
،وقتي که فرماندارِ اين سرزمين بزرگ بشي

39:37.906 --> 39:43.645
،مردي که قدرتمنده و نمادِ پرهيزکاريه

39:43.646 --> 39:47.348
کسي که هم بهش احترام ميذارن
،و هم ازش ميترسن

39:47.349 --> 39:50.151
...اونوقت اين روز رو يادت مياد

39:52.621 --> 39:56.790
روزي که من وسوسه رو از سر راهت برداشتم

40:20.883 --> 40:22.917
هي، تو -
بله؟ -

40:22.918 --> 40:26.087
،يه چاي سياه برام بيار
خيلي قوي باشه، ممنون

40:32.494 --> 40:34.395
تو همون مرد جواني نيستي

40:34.396 --> 40:37.965
که آقاي "سيبلي" رو
ديروز به "بوستون" منتقل کرد؟

40:37.966 --> 40:41.069
آيزاک"، قربان"

40:41.070 --> 40:42.836
"آيزاک"

40:42.837 --> 40:45.239
رفتي "بوستون" و برگشتي؟

40:45.240 --> 40:47.008
!رکورد زدي

40:47.009 --> 40:48.876
"حتماً سوارکار ماهري هستي، "آيزاک

40:48.877 --> 40:51.645
نه. من... اينطور فکر نميکنم

40:51.646 --> 40:53.414
خب، بگو ببينم

40:53.415 --> 40:57.018
پزشکان هيچ پيشرفتي

40:57.019 --> 40:59.787
در وضعيت بيمار مشاهده نکردن؟

40:59.788 --> 41:03.090
پزشکان؟

41:03.091 --> 41:07.060
تشخيص بيماري؟ يا پيش بينيِ زمان بهبوي اون؟

41:07.061 --> 41:10.131
...آم

41:10.132 --> 41:12.900
...نه، من نميتونم

41:14.069 --> 41:15.869
خب، تو آقاي "سيبلي" رو

41:15.870 --> 41:17.805
به بيمارستان بُردي ديگه، مگه نه؟

41:17.806 --> 41:22.143
چي رو بهم نميگي؟

41:22.144 --> 41:25.646
آيزاک"... به من نگاه کن"

41:29.318 --> 41:32.086
تمام حقايق سفرت رو برام بگو

41:38.893 --> 41:41.895
،مرد زخمي به سمت جنوب، درون ايالت ـه

41:41.896 --> 41:44.431
"توي جاده‌ي جنگلي به سمت "بوستون

41:47.970 --> 41:49.503
<i>راه رو باز کنيد</i>

43:32.974 --> 43:35.776
کي اونجاست؟ خودت رو نشون بده

43:35.777 --> 43:38.079
تو کي هستي؟

43:38.080 --> 43:39.880
اسم من "پتروس" ـه

43:39.881 --> 43:43.250
،حدود يک ساعت پيش، من ديدم شما اينجا خواب بودين

43:43.251 --> 43:47.021
،و زخم عميقي هم که برداشتين رو هم ديدم
رفتم و با دارو برگشتم

43:47.022 --> 43:50.291
وايسا. يه قدم ديگه جلوتر نيا

43:50.292 --> 43:53.261
ولي آقا، عفونت همين الان هم
وارد بدن شما شده

43:53.262 --> 43:56.797
خودت رو نگران نکن، کمک تو راهه

43:57.865 --> 44:00.634
ولي شما دارين درد ميکشين، مگه نه؟

44:00.635 --> 44:06.407
من براتون يه داروي مسکّن
درست کردم که درد شما رو کم کنه

44:06.408 --> 44:12.413
،هيچ موجودي، چه انسان چه حيوان
نبايد اين زجري که شما دارين ميکشين رو بکشه، آقا

44:14.116 --> 44:15.882
خواهش ميکنم

44:30.865 --> 44:33.367
بهم چي دادي؟

44:34.536 --> 44:37.404
واقعاً متأسفم، آقا

44:41.643 --> 44:43.410
اون منو وادار کرد

44:47.215 --> 44:49.249
ميبريمش کلبه‌ي تو

44:49.250 --> 44:50.651
تا وقتي تهديد ازمون رد بشه

44:50.652 --> 44:53.354
واقعاً فکر کردي خیلی راحته که

44:53.355 --> 44:56.823
بتوني از دست ما در بري، آقاي "سيبلي"؟

44:58.927 --> 45:03.063
<i>!اونجاست، اون جلوئه</i>

45:08.003 --> 45:11.172
جورج"؟ "جورج"؟"

45:15.677 --> 45:17.378
تو خدمتکارشي؟

45:17.379 --> 45:19.179
بله قربان، خانم "سيبلي" منو فرستادن

45:19.180 --> 45:20.747
که همسر بيمارشون رو برگردونم

45:20.748 --> 45:23.184
اين بدتر از اون چيزيه که فکر ميکردم

45:23.185 --> 45:25.386
بخاطر همينم بايد سريعاً
به بيمارستان منتقل بشه

45:25.387 --> 45:26.454
نه

45:26.455 --> 45:29.357
،من نگران زخمش نيستم

45:29.358 --> 45:31.525
بلکه نگران اينم که چرا اينطوري شده

45:31.526 --> 45:34.127
اون ميخواسته خودش رو
از چنگ جادوگر رها کنه

45:34.128 --> 45:35.829
من نميفهمم

45:35.830 --> 45:37.398
اين مرد مريض نيست

45:38.700 --> 45:41.702
طلسم شده

45:41.703 --> 45:44.538
چيزي در اينباره ميدوني؟

45:50.945 --> 45:52.946
"خانم "هيل

45:52.947 --> 45:55.015
،اون روز بعدازظهر رو توي قبرستون يادته

45:55.016 --> 45:56.950
همون روزي که گفتي پدر من
اون کسي نيست که بنظر مياد؟

45:56.951 --> 45:58.952
آره

45:58.953 --> 46:02.689
دعوتم کن بيام تو
تا بگم چرا باهات موافقم

46:20.509 --> 46:23.010
بگو ببينم... آقاي "سيبلي" کجاست؟

46:23.011 --> 46:24.445
يه مشکلي داريم

46:24.446 --> 46:25.746
سؤال من اين نبود

46:25.747 --> 46:27.781
يا ميدوني کجاست يا نميدوني ديگه

46:27.782 --> 46:29.150
،ميدونم کجاست

46:29.151 --> 46:30.718
مشکل هم همينه

46:30.719 --> 46:33.320
کشيش تشخصي داد که اون
قربانيِ جادوگريه

46:33.321 --> 46:36.724
"و تصميم گرفت که "جورج
رو تحت مراقبت خودش قرار بده

46:36.725 --> 46:39.126
<i>زود باشيد، عجله کنين</i>

46:39.127 --> 46:40.828
خداي من

46:40.829 --> 46:43.163
داروي "پتروس" بیشتر از يه روز دووم نمياره

46:43.164 --> 46:44.831
<i>اونجا. اونجا</i>

46:44.832 --> 46:48.235
"و بعدش آقاي "سيبلي
بهوش مياد، سالمه و خيلي مشتاقه

46:48.236 --> 46:51.104
که همه چي رو به "اينکريس" بگه

46:51.105 --> 47:01.286
.:: @bollbolljan_com ::.