﻿WEBVTT

00:00.851 --> 00:02.952
<i>...آنچه در "سيلم" گذشت</i>

00:02.953 --> 00:03.721
پدر؟

00:07.094 --> 00:08.628
ببريد بندازينش تو قفس

00:08.629 --> 00:10.817
!"کاتن"! "کاتن"

00:11.437 --> 00:12.354
سلام، پدر

00:12.355 --> 00:14.977
،هنوزم ميفروشمت
اگه اون فاحشه‌ها قبولت کنن

00:17.047 --> 00:18.847
من هيچ‌جا نميرم

00:21.017 --> 00:22.685
متأسفم

00:25.021 --> 00:27.790
،تا جايي که ارّابه‌هاتون ميرن
اون رو از اينجا دور کنين

00:27.791 --> 00:29.925
،"بهمون بگو، "مرسي
بهمون بگو چي ديدي

00:29.926 --> 00:32.462
اون يه عنکبوت رو روي گردنش نگه داشته بود

00:33.897 --> 00:36.099
بنظر ميومد داره بهش غذا ميده

00:36.100 --> 00:37.099
تو

00:37.100 --> 00:38.701
...من بدينوسيله تو رو دستگير ميکنم

00:38.702 --> 00:40.703
به اتهام جادوگري

00:40.704 --> 00:42.472
نگهبان‌ها

01:08.065 --> 01:10.633
خشم تو مثل آتش ميسوزونه

01:10.634 --> 01:13.569
از بالا به من نگاه ميکني
انگار که هيچ ارزشي ندارم

01:13.570 --> 01:15.137
تو چشم‌هايي پاک‌تر از اين داري

01:15.138 --> 01:18.274
که بخواي من رو جلوي چشمات تحمل کني

01:22.445 --> 01:25.681
من به چشمِ تو 10 هزار برابر زشت‌تر از

01:25.682 --> 01:29.319
هر مار زهرآلود و منفوري هستم که درونم دارم

01:32.055 --> 01:34.456
نابکاريِ من، اونقدر من رو سنگين کرده
،که هدايت کردن برام سخت شده

01:34.457 --> 01:36.559
،و اگر بذاري من برم، خدايا

01:36.560 --> 01:38.828
،من در جهنمِ بي انتها غوطه ور خواهم شد

01:38.829 --> 01:41.798
و تمام نيکوکاري‌هام ديگه
هيچ تأثيري ندارن

01:41.799 --> 01:44.000
که از من حمايت کنه و نذاره وارد جهنم بشم

01:44.001 --> 01:47.103
درست مثل تارهاي تنيده شده‌ي يک عنکبوت
که نميتونه جلوي افتادن يه تکه سنگ رو بگيره

02:02.953 --> 02:05.555
وصيتي نداري براي پدرت؟

02:07.524 --> 02:10.960
همونطور که تو باهام مهربوني کردي
و باملاحظه بودي، شايد شيطان هم

02:10.961 --> 02:13.362
با تو مثل من رفتار کنه

02:24.508 --> 02:26.442
دلم براي "مرسي" تنگ شده

02:26.443 --> 02:30.412
مرسيِ" ما هميشه پيشمونه"

02:32.716 --> 02:35.918
،شايد اون يکي از خدمتگزارانشه

02:35.919 --> 02:41.123
که داره ما رو نگاه ميکنه و
تارهاي سرنوشتمون رو مي‌تنه

02:43.694 --> 02:45.828
..."مرسي"

02:45.829 --> 02:48.731
..."مرسي"

02:48.732 --> 02:52.401
نميتوني واسه هميشه
تو خونه‌ي خودم ازم قايم بشي

03:09.119 --> 03:11.821
چرا اينکار رو کردي؟

03:11.822 --> 03:13.355
چطور تونستي؟

03:13.356 --> 03:14.857
زود از اون زير بيا بيرون

03:14.858 --> 03:16.125
من بخاطر تو اينکار رو کردم

03:16.126 --> 03:17.059
بخاطر من؟

03:17.060 --> 03:18.928
اون داشت ميومد دنبال تو

03:18.929 --> 03:20.430
،اگه کاري نميکردم

03:20.431 --> 03:22.698
اونوقت تو، توي "خونه‌ي رنج" بودي

03:22.699 --> 03:24.066
بايد ازم ممنون باشي

03:24.067 --> 03:26.436
شايد

03:26.437 --> 03:29.339
ولي اينکار بعهده‌ي تو نبود

04:17.857 --> 04:27.374
‏.::  www.bolboljan.net ::.

05:16.113 --> 05:19.348
پس اينجايي

06:22.712 --> 06:25.614
من "تيتوبا" رو حتي از تو
مدت بيشتريه که ميشناسم

06:25.615 --> 06:27.616
از وقتي که يه بچه‌ي کوچيک بوده

06:27.617 --> 06:30.419
با تمام اون چيزهايي که تو عمرش تحمل کرده

06:30.420 --> 06:33.555
اگه کسي بتونه تحمل کنه و
چيزي نگه، خودِ خودشه

06:33.556 --> 06:35.324
"اگه"

06:35.325 --> 06:36.625
کلمه‌ي بسيار کوچيکيه

06:36.626 --> 06:39.962
که ميتونه عواقب بسيار زيادي برامون داشته باشه

06:39.963 --> 06:42.131
بايد بهش اعتماد کني

06:42.132 --> 06:44.266
اون از اين فرصت استفاده ميکنه

06:44.267 --> 06:47.369
فرصت؟

06:47.370 --> 06:50.540
تو به شکنجه ميگي فرصت؟

06:50.541 --> 06:53.142
فرصت اينکه توجه "اينکريس" رو

06:53.143 --> 06:55.711
به جايي جلب کنه که ما ميخوايم و
از جايي بگيره که نميخوايم

06:55.712 --> 06:57.546
واسم مهم نيست

06:57.547 --> 06:59.081
نميتونم اين فکر رو تحمل کنم

06:59.082 --> 07:02.718
که اون ممکنه باهاش چيکار کنه

07:02.719 --> 07:04.553
من واينميسم ببينم چي ميشه

07:12.495 --> 07:16.232
ازش خوشِت مياد؟

07:16.233 --> 07:17.433
"حقيقت از طريق درد"

07:17.434 --> 07:18.768
،ديدم اينطوري بهتره

07:18.769 --> 07:22.972
البته بيشتر شبيه يه نمايش شاعرانه
براي مردمِ نيکوکارِ "سيلم" ـه

07:22.973 --> 07:25.807
همونطور که الان ازشون انتظار ميره

07:25.808 --> 07:26.943
هوم؟

07:28.544 --> 07:34.549
فرض کن اين خونه‌ي
لذت‌هاي غمناک و آلوده

07:34.550 --> 07:37.086
تبديل به جايي براي توبه بشه

07:37.087 --> 07:41.090
فهميدم که هنوز هيچي نشده براش
"اسم گذاشتن، "خانه‌ي رنج

07:41.091 --> 07:42.524
و شمام تأييدش ميکنين؟

07:42.525 --> 07:45.061
اوه، بله. بله البته، تأييد ميکنم

07:45.062 --> 07:47.830
اوه، اينکه رنج‌هاي جهنم رو
در اولويت اول ذهن يه نفر قرار بدي

07:47.831 --> 07:49.831
...مطمئن‌ترين... نه، نه، آم

07:49.832 --> 07:54.003
تنها راهِ جلوگيري از اينه که بخوان
تا ابد اونجا بمونن

07:54.004 --> 07:56.772
و تو اين روزِ به اين خوبي
من چطور ميتونم به شما کمک کنم؟

07:56.773 --> 08:00.076
شما يه نفر رو اينجا نگه داشتين
که متعلق به منه

08:00.077 --> 08:03.245
خب ولي من يه دليل خيلي خوب دارم
که باور داشته باشم

08:03.246 --> 08:05.547
که اون، متعلق به خودِ شيطانه

08:05.548 --> 08:06.949
حرف مُفته

08:06.950 --> 08:09.118
،از وقتي ما دختربچه بوديم
من اونو ميشناسم

08:09.119 --> 08:11.787
در حقيقت، اون فقط خدمتکار من نيست

08:11.788 --> 08:15.124
دوستِ منم هست

08:15.125 --> 08:16.591
،خب، برام سؤاله که، شايد

08:16.592 --> 08:21.130
دوستِ يه... يه بانو شدن

08:21.131 --> 08:23.966
شايد دليل اصليِ گمراه شدنش باشه

08:25.268 --> 08:26.836
...شايد

08:26.837 --> 08:28.103
،شايد اون نباشه

08:28.104 --> 08:31.140
بلکه... بلکه اين شما هستين
که اين وسط بيشتر از همه سود ميبرين

08:31.141 --> 08:33.542
فکر ميکنم فراموش کردين با
کي دارين صحبت ميکنين، پدر

08:33.543 --> 08:35.411
کاتن" هم که حالش خوب شده. خوبه"

08:35.412 --> 08:38.247
،نه، نه. ميدونم که ايشون "مري سيبلي" هستن

08:38.248 --> 08:39.915
،"همسرِ دوست من "جورج

08:39.916 --> 08:41.817
که تحت پرستاري همين ايشون بوده

08:41.818 --> 08:44.353
که به پوچي و عليل شدن رسيده

08:44.354 --> 08:46.822
اين کنايه زدن‌هاتون داره باعث رنجش من ميشه، آقا

08:46.823 --> 08:50.325
،من اصلاً کنايه نزدم
نه. خيلي رُک و راست گفتم

08:50.326 --> 08:54.329
در بهترين حالت، بنظرم شما يک زنِ
ضعيف و بي‌مسئوليت هستين

08:54.330 --> 09:00.236
و در بدترين حالت... خب، بذاريد که
درباره‌ي بدترين حالتش صحبت نکنيم

09:00.237 --> 09:03.939
نه، نه. من مسئوليت "جورج" و

09:03.940 --> 09:07.609
اون برده، "تيتوبا" رو
تا اطلاع ثانوي بعهده ميگيرم

09:07.610 --> 09:10.545
تو اين مدت، پيشنهاد ميکنم شما هم بريد

09:10.546 --> 09:13.715
"به خونه‌ي اشرافي "هفت گيبل" آقاي "سيبلي

09:13.716 --> 09:16.585
کاتن" بيا بريم سرِ کارمون"

09:44.514 --> 09:47.216
زبون پاره‌کن

09:47.217 --> 09:48.984
اين براي

09:48.985 --> 09:50.853
بُريدن دروغ‌ها از دهنِ اونايي بکار ميره

09:50.854 --> 09:53.021
که ازشون بازجويي ميشه

09:54.124 --> 09:56.558
جمجمه سوراخ‌کن

10:00.063 --> 10:01.963
چاک‌دهنده قفسه سينه

10:03.233 --> 10:04.666
،هر دوي اينها

10:04.667 --> 10:08.370
خب، کاملاً دقيق و ماهرانه هستن، اگه
يه جورايي درست استفاده بشن

10:08.371 --> 10:12.241
پدر، من يه بار يه مرد بيگناه رو
تا سرحدّ مرگ شکنجه کردم

10:12.242 --> 10:14.777
بايد يه راهِ بهتري باشه

10:14.778 --> 10:17.913
پدر، خودت ميدوني، يه زندانيِ درحالِ شکنجه

10:17.914 --> 10:20.850
به هرچيزي اعتراف ميکنه
...تا زجرش رو کمتر کنه

10:20.851 --> 10:22.884
!هرچيزي... راست يا دروغ

10:22.885 --> 10:26.989
بله، کاملاً درسته

10:26.990 --> 10:31.193
ولي تو... تو توانايي‌هاي من رو
کاملاً ناديده گرفتي اگه فکر کني

10:31.194 --> 10:34.196
که انقدر احمقم که هرچيزي که از

10:34.197 --> 10:38.267
لبهاي کسي که داره شکنجه ميشه بيرون بياد رو

10:38.268 --> 10:40.502
بعنوان حقيقت قبول کنم

10:40.503 --> 10:42.204
ولي پدر، اين يه
...حقيقت خود آشکاره

10:42.205 --> 10:45.374
من هيچ حقيقتي رو بعنوان
خود آشکار قبول نميکنم

10:45.375 --> 10:51.313
جز اينکه، شايد تمام کارهاي وحشتناکي که
امروز اينجا انجام بشه

10:51.314 --> 10:55.050
کاملاً بخاطر سُست ايمانيِ تو
در مدت غيبت من باشه

10:57.720 --> 10:59.588
نذار اون گمراهت کنه

10:59.589 --> 11:03.192
و اين اميد رو از سرت بيرون کن

11:03.193 --> 11:07.496
که توسط اون و يا هر عامل ديگه‌اي
بخواي رهايي پيدا کني

11:07.497 --> 11:09.398
حالا، کاري که بايد بکني

11:09.399 --> 11:12.934
...اينه که خوب فکر کني

11:12.935 --> 11:16.372
به تمام اين لوازمي که
پيشِ روت مي‌بيني

11:16.373 --> 11:17.606
بايد ذهنت رو دقيقاً معطوف کني

11:17.607 --> 11:20.409
روي دنبال کردن هدف‌هايي

11:20.410 --> 11:22.011
،که بايد بهشون دست پيدا کني

11:22.012 --> 11:25.614
و اون هم زنده موندن و رستگاريِ توئه

11:33.723 --> 11:36.625
چنگالِ مُرتد

11:36.626 --> 11:38.627
آره

11:38.628 --> 11:43.698
که باعث ميشه در طول انجام کار
تمرکز و دقتت رو از دست ندي

11:43.699 --> 11:45.534
...و اين

11:45.535 --> 11:48.037
...خب، اين رو مطمئناً ميشناسي

11:48.038 --> 11:49.038
انگشت پيچ

11:49.039 --> 11:51.373
،من بر اين باورم که اينها ساده‌ترين

11:51.374 --> 11:53.709
اما در عين حال مؤثرترين روش

11:53.710 --> 11:55.844
براي آشکار کردن حقيقت هستن

12:04.754 --> 12:07.156
شروع ميکنيم

12:09.059 --> 12:11.493
تو داري از همون لوازم ظلم و استبدادي استفاده ميکني

12:11.494 --> 12:13.062
...که از طرف خودِ کليسا ساخته شده

12:14.564 --> 12:16.098
لوازمي که عليه پيوريتان‌هاي پاک

12:16.099 --> 12:19.568
توسط اونهايي که به ما ميگن مُرتد، استفاده مي‌شده

12:22.238 --> 12:25.040
آتيش رو با آتيش جواب ميدن، پسر

12:36.652 --> 12:39.388
اون کجاست؟ "اَن" کجاست؟

12:39.389 --> 12:40.556
دختر احمقِ تو

12:40.557 --> 12:43.425
يه کار خيلي خيلي خطرناک انجام داده

12:43.426 --> 12:45.094
ماسک من رو به صورتش زده

12:45.095 --> 12:46.795
خب پس سريعاً بيارش خونه

12:46.796 --> 12:48.697
نميتونم

12:55.605 --> 12:58.773
،فقط يه مسافر ميتونه در آنِ واحد ازش استفاده کنه

12:58.774 --> 13:00.175
،و چون هيچ تجربه‌اي نداره

13:00.176 --> 13:03.078
نميدونه چطوري ازش استفاده کنه تا بتونه برگرده

13:03.079 --> 13:06.548
تنها استفاده‌ي ممکن از اون، فقط
بعنوانِ يه مدرک عليه من ميتونه باشه

13:06.549 --> 13:07.982
ولي خب اون کجا رفته؟

13:07.983 --> 13:10.552
جنگل‌

13:10.553 --> 13:12.288
پيداش ميکنم

13:12.289 --> 13:17.927
تو، انقدر مرد هستي که بتوني
...با سرخپوست‌ها

13:17.928 --> 13:19.928
و گرگ‌ها

13:19.929 --> 13:21.763
يا شياطيني که وانمود ميکني
بهشون دستور ميدي، روبرو بشي؟

13:21.764 --> 13:23.031
هيچ چاره‌ي ديگه‌اي ندارم

13:23.032 --> 13:25.501
،پس يه راه چاره پيدا کن

13:25.502 --> 13:27.802
...چونکه من

13:27.803 --> 13:30.539
به هر چيزي که
،برات مقدّسه قسم ميخورم

13:30.540 --> 13:34.409
اگه همين امشب دخترمون توي
،تختش نخوابيده باشه

13:34.410 --> 13:37.646
اونوقت زبونم کار ميکنه و هرچي که
فکر کني ميگه، تا زماني که تو رو

13:37.647 --> 13:39.214
بسته شده به چوبه دار تو ميدون شهر نبينم

13:39.215 --> 13:40.682
مراقب باش، همسر

13:40.683 --> 13:43.118
اينطوري فقط خودت رو گرفتار ميکني

13:43.119 --> 13:47.522
پس اونوقت هردومون رو باهم به آتيش ميکشم

13:52.862 --> 13:57.333
...اين يه رؤياست
هيچي غير از يه رؤيا تو بيداري نيست

13:57.334 --> 13:59.701
اون ماسک

14:01.304 --> 14:04.039
اتاق مطالعه پدرم

14:04.040 --> 14:06.608
اين جنگل‌ها

14:06.609 --> 14:08.844
فقط يه رؤيان

14:08.845 --> 14:15.084
،تو اين لحظه
...من روي تختم تو اتاقم دراز کشيدم

14:15.085 --> 14:17.318
تو خونه‌مون

14:19.622 --> 14:22.191
!بيدار شو

14:23.459 --> 14:25.294
!بيدار شو

14:29.699 --> 14:32.701
مهم نيست چطوري اومدم اينجا

14:32.702 --> 14:34.803
"من بايد برگردم به "سيلم

14:36.973 --> 14:38.874
شرق

14:40.743 --> 14:42.711
از اينطرفه

14:50.595 --> 14:52.830
چي باعث شده فکر کني
اون تو جنگله؟

14:52.831 --> 14:55.432
من... من دخترم رو ميشناسم

14:55.433 --> 14:59.336
اينکه چطور فکر ميکنه و اينکه
!بعضي وقتا اصلاً فکر نميکنه

14:59.337 --> 15:03.073
من... من ميدونم که تو حس ميکني
من يه جورايي نتونستم

15:03.074 --> 15:04.842
وظايفم رو بعنوان... بعنوان دادرس

15:04.843 --> 15:07.177
براي حمايت کردن از حقوق طبيعي مردم
اينجا توي "سيلم" خوب انجام  بدم

15:07.178 --> 15:12.850
و اينکه ميدونم نسبت به من
سوءظن داري

15:12.851 --> 15:16.320
ولي من بخاطر خودم ازت درخواست نميکنم

15:18.690 --> 15:20.524
"بخاطر "اَن

15:26.865 --> 15:28.399
بريم

15:28.400 --> 15:30.167
ممنونم

15:30.168 --> 15:34.171
ميتوني وقتي پيداش کرديم
ازم تشکر کني... زنده

15:36.675 --> 15:39.644
!ميخواي از جهنم نجاتمون بدي، پدر؟

15:39.645 --> 15:43.247
...داري همين کار رو ميکني
از جهنم نجاتمون ميدي؟

15:43.248 --> 15:44.949
خب ديگه خيلي دير شده

15:44.950 --> 15:46.417
سيلم" خودش جهنمه و منم ازش جدا نيستم"

15:46.418 --> 15:48.886
من اون موجودي هستم که تو ساختي

15:48.887 --> 15:50.621
،نميتونم اوني باشم که تو ميخواي

15:50.622 --> 15:52.256
ولي اين توانايي رو هم ندارم که بخوام چيز ديگه‌اي باشم

15:52.257 --> 15:53.824
،مثل همون هيولايي که بدنيا اومد

15:53.825 --> 15:56.260
بهتر بود من اصلاً متولد نمي‌شدم

15:56.261 --> 15:58.663
اما حالا که نميتونم زمان رو
،به عقب برگردونم

15:58.664 --> 16:02.066
ميتونم اين ساعت شني رو بشکونم

16:06.104 --> 16:08.372
خداحافظ، پدر

16:08.373 --> 16:10.541
من خونه‌م رو توي جهنم ميسازم
و اونجا منتظرت مي‌مونم

16:32.209 --> 16:33.910
ضعيفي

16:33.911 --> 16:38.481
اونقدر ضعيفي که حتي نميتوني
اين شمعِ کم‌سو رو خاموش کني

16:44.187 --> 16:47.256
<i>تو فوق‌العاده‌اي</i>

16:47.257 --> 16:48.490
<i>عالي</i>

16:48.491 --> 16:51.828
تقريباً اسم نيمي از
مردم دهکده رو گفتي

16:51.829 --> 16:55.097
ولي البته، هيچکدومشون جادوگر نيستن

16:55.098 --> 17:00.068
در واقع اينکه انقدر مشتاقانه
اساميشون رو به زبون مياري، خودش به اين گواهي ميده

17:00.069 --> 17:03.071
ولي پيشرفت خيلي خوبي کردي

17:03.072 --> 17:07.576
داريم راهمون رو از بين دروغ‌ها باز ميکنيم

17:10.573 --> 17:16.444
خيلي زود، به اون لحظه‌ي خيلي خاص ميرسيم

17:16.445 --> 17:19.636
که ديگه درد انقدر غيرقابل تحمل ميشه

17:19.637 --> 17:22.339
که حتي يه... يه خدمتکارِ

17:22.340 --> 17:26.210
شاهزاده‌ي دروغ‌ها هم ديگه نميتونه دروغ بگه

17:27.845 --> 17:29.379
آه

17:36.888 --> 17:39.956
...اين وسيله

17:39.957 --> 17:42.259
"اسمش هست "گلابيِ مسدود‌کننده

17:42.260 --> 17:46.731
البته شنيدم که بعضي‌ها هم
"بهش ميگن "گلابيِ اندوه

17:50.135 --> 17:55.205
وارد حفره‌هاي تاريک‌تر ميشه

17:55.206 --> 17:56.140
...و بعدش

17:57.208 --> 17:58.275
باز ميشه

17:58.276 --> 18:01.178
و انتظار ميره

18:01.179 --> 18:03.980
که سوژه‌ي مورد نظر هم، دهان باز کنه

18:03.981 --> 18:07.651
حالا، اسم‌هاي واقعي رو بهم بگو

18:10.756 --> 18:16.160
خداوند من، که در "سيلم" هنرت
را نشان دادي، نامت مقدس باد

18:16.161 --> 18:19.029
،قلمرو تو به سرانجام رسيد

18:19.030 --> 18:21.898
،از خواست تو دوري کردم

18:21.899 --> 18:24.535
...روي زمين

18:24.536 --> 18:27.737
چنانکه در جهنم، بهشت درست ميکني

18:44.956 --> 18:47.858
خودِ شيطان اومده منو ببره

18:51.229 --> 18:52.596
من رو ببر، شيطان

18:52.597 --> 18:56.867
بايد جوري روي زمين زندگي ميکردم که
انگار آخرين ساعت‌هاي زندگيمه

18:56.868 --> 19:00.004
و حالا فرا رسيده

19:51.589 --> 19:54.724
زندگي از درون مرگ بيرون مياد

19:56.161 --> 19:59.463
حالا ميفهمم خدايا، اين چهره واقعيِ توئه

20:18.015 --> 20:20.384
!اوه

20:27.425 --> 20:31.595
تو نميتوني بفهمي من چيکار کردم

20:31.596 --> 20:34.464
يا به کي خدمت کردم

20:34.465 --> 20:37.133
تا موقعي که دليلش رو ندوني

20:37.134 --> 20:38.768
...خب

20:41.539 --> 20:43.774
پس واسم بگو

20:43.775 --> 20:45.509
چرا؟

20:45.510 --> 20:48.912
بخاطر عدالت

20:48.913 --> 20:50.547
من جادوگر نيستم

20:50.548 --> 20:53.350
من پيوريتان نيستم

20:53.351 --> 20:58.622
...من از قبيله‌ي "آرواک" هستم

20:58.623 --> 21:01.157
يا يه زماني بودم

21:01.158 --> 21:02.926
،ولي چشمام رو که ميبندم

21:02.927 --> 21:06.663
هنوزم ميتونم سبزي جنگل‌هايي که توش زندگي
،ميکردم رو ببينم

21:06.664 --> 21:10.434
همينطور صورت‌هاي سفيد
مردان انگليسي قاتل رو

21:10.435 --> 21:12.769
،هيچوقت تا حالا همچين پوستي نديده بودم

21:12.770 --> 21:16.907
وقتي به سمتمون ميان
،خيلي سفيدن

21:16.908 --> 21:18.242
اونقدر که فکر ميکنيم روح هستن

21:18.243 --> 21:19.710
برده‌دارها

21:19.711 --> 21:22.346
،اونا افراد زيادي از ما رو کُشتن

21:22.347 --> 21:25.615
بقيه‌شون رو به زنجير کشيدن
و به زنها تجاوز کردن

21:25.616 --> 21:28.485
،من خيلي کوچيک بودم و به کارشون نميومدم

21:28.486 --> 21:31.154
ولي مادر و خواهرم اينطور نبودن

21:31.481 --> 21:33.516
و اونا منو مجبورم کردن نگاه کنم

21:33.823 --> 21:37.192
يه کم بعدش، وقتي که تو
زنجير بودم، پشت سرم رو نگاه کردم

21:37.193 --> 21:40.594
و ديدم که دارن کلبه‌هاي دهکده‌م رو ميسوزونن

21:40.595 --> 21:45.199
و ديدم که يه جفت چشم قرمز داره
از بين درخت‌ها به من نگاه ميکنه

21:45.200 --> 21:47.435
،و اون چشم‌هاي قرمز با من حرف زدن

21:47.436 --> 21:50.906
<i>« تيتوبا"، تو مال مني" »</i>

21:50.907 --> 21:55.910
شيطان با هرکدوم از ماها، به
زبون بومي خودمون صحبت ميکنه

22:00.282 --> 22:04.418
حالا ميتونيم ادامه بديم؟

22:10.661 --> 22:14.964
يه نفر همين اخيراً
...از اينجا عبور کرده

22:14.965 --> 22:19.402
يه نفر که نميدونسته
...کجا داره ميره

22:19.403 --> 22:23.940
،و درست راه نميرفته
...انگار گُم شده بوده

22:28.985 --> 22:31.088
کاتن"! چه جهنميه راه انداختي؟"

22:31.089 --> 22:32.587
"اوه، جهنم نيست، "جاني

22:32.588 --> 22:33.989
بهشت هم نيست

22:33.990 --> 22:35.557
...فقط زمين‌ـه

22:35.558 --> 22:38.060
باشکوه، زمينِ باشکوه

22:38.587 --> 22:40.421
فکر ميکنم متأسفانه کشيش ديوانه شده

22:40.422 --> 22:42.523
کاتن"، اون تنِ لشِ مست‌ات رو بيار پايين"

22:42.524 --> 22:44.225
نه، آقا، اينکار رو نميکنم

22:44.226 --> 22:46.394
از اينجا همه چي رو خيلي واضح‌تر ميتونم ببينم

22:46.395 --> 22:47.961
درواقع، ميتونم همه چي رو ببينم

22:47.962 --> 22:50.398
خودِ خدا از بين اين جنگل‌ها عبور کرده

22:50.399 --> 22:54.602
ردّ شکوه و بزرگيِ حيوانات رو گرفته

22:54.603 --> 22:55.636
چه بلايي سرت اومده؟

22:55.637 --> 22:58.072
چکمه‌هامو در‌آوردم

22:58.073 --> 22:59.207
آره ميبينم، خب؟

22:59.208 --> 23:02.009
!خب من زمين رو حس کردم

23:02.010 --> 23:07.815
زمينِ مقدس و مرطوب رو
زيرِ پاهاي لُختم احساس کردم

23:07.816 --> 23:11.085
زمين رو زيرِ پام احساس کردم

23:11.086 --> 23:12.152
برو خونه

23:12.153 --> 23:13.988
،اگه بصيرت بزرگِ درونت واقعي باشه

23:13.989 --> 23:16.624
توي اتاقت هم همينقدر واقعي هست

23:16.625 --> 23:17.725
و امن‌تر هم هست

23:17.726 --> 23:22.030
...هواي جنگل و اين

23:22.031 --> 23:25.900
درخت تنومند الان معلم‌هاي من هستن

23:25.901 --> 23:27.668
واسه اين وقت نداريم

23:27.669 --> 23:29.737
<i>!هنوز خيلي چيزا مونده که بايد ياد بگيرم</i>

23:39.214 --> 23:43.884
دقيقاً کِي روحت رو به
شيطان فروختي؟

23:43.885 --> 23:48.288
جسم من بارها و بارها
،خريد و فروش شد

23:48.289 --> 23:50.090
،ولي روحم هرگز

23:50.091 --> 23:52.327
نه تا زماني که به "سيلم" اومدم

23:52.328 --> 23:55.463
،من يه دختربچه بودم تو يه قفس

23:55.464 --> 24:00.835
غذام، از غذاي حيووناي
توي کشتي کمتر بود

24:00.836 --> 24:04.238
متأسفانه هيچوقت خورشيد رو دوباره نديدم

24:04.239 --> 24:06.574
و بعدش يه مرد اومد

24:06.575 --> 24:08.609
،اون بود که من رو به "سيلم" آورد

24:08.610 --> 24:10.545
فقط براي اينکه دورباره خريد و فروش بشم

24:10.546 --> 24:16.184
دست به دست، آدم به آدم
فروخته مي‌شدم

24:16.185 --> 24:18.486
ولي حداقل ديگه توي قفس نبودم

24:18.487 --> 24:20.921
و آخرين صاحب من هم ظالم نبود

24:20.922 --> 24:23.691
وُلکات" ها بهم يه"
تخت براي خوابيدن دادن

24:23.692 --> 24:27.395
،"دختربچه‌ي اونا، "مري
با من مثل خواهرش رفتار ميکنه

24:27.396 --> 24:33.567
،ولي هنوزم شب که ميشه
واسه مادرم گريه ميکنم

24:33.568 --> 24:38.306
و يه رودخونه از اشک‌هاي من
،از روي حصيرم که روش خوابيدم

24:38.307 --> 24:41.809
به جنگل‌هاي تاريک روانه ميشه

24:41.810 --> 24:44.978
جنگل‌هاي تاريک؟

24:44.979 --> 24:47.548
توي جنگل‌هاي تاريک با کي ملاقات ميکني؟

24:50.619 --> 24:54.588
"کنايما"

24:54.589 --> 24:59.293
اون اومده بود من رو نجات بده... هممون رو نجات بده

24:59.294 --> 25:05.132
تمام کسايي که آسيب ديدن رو
به سوي خودش ميکشونه

25:05.133 --> 25:07.101
،اونهايي که پنهان شدن

25:07.102 --> 25:08.869
،اونهايي که ازشون متنفرن

25:08.870 --> 25:11.405
،اونهايي که تشنه‌ي عدالت هستن

25:11.406 --> 25:17.645
هممون رو در يک حلقه جمع ميکنن
،و بهمون يه رهبر وعده ميدن

25:17.646 --> 25:19.013
،يه ناجي

25:19.014 --> 25:23.317
يکي که با اون مُشت بزرگش
تمام دشمنان ما رو له ميکنه

25:23.318 --> 25:24.985
و سر قول‌هايي که ميده ميمونه

25:24.986 --> 25:31.892
دختر، من هم سر قول‌هايي که ميدم ميمونم

25:31.893 --> 25:34.629
و همين الان بهت قول ميدم

25:34.630 --> 25:40.668
،اگه بهم نگي کي توي اون حلقه‌ست

25:40.669 --> 25:44.938
،همين الان اينو ميکنم تو چشمت

25:44.939 --> 25:47.575
کي، اسماشون

25:47.576 --> 25:51.211
اونهايي که توي حلقه‌ي جادوگران

25:51.212 --> 25:53.581
بهم بگو

26:02.591 --> 26:04.425
،چه صبري

26:08.963 --> 26:13.767
نگه داشتن اتحاد بين
تمام کسايي که ظلم ميکنن

26:13.768 --> 26:15.435
واقعاً الهام بخشه

26:15.436 --> 26:19.540
همينطور... همينطور تأثيرگذار هم هست

26:19.541 --> 26:22.710
ولي بهت ميگم، گول خوردي

26:22.711 --> 26:25.113
،اين موجودات نه دوستاي تو هستن

26:25.114 --> 26:27.381
و نه دوست هيچکس

26:27.382 --> 26:30.518
اونها دشمن بشريت هستن

26:30.519 --> 26:34.122
بگو ببينم، کي اين جنگ رو

26:34.123 --> 26:36.724
،بين جادوگرا و پيوريتان‌ها شروع کرد

26:36.725 --> 26:40.060
تعداد کمِ اونا يا تعداد خيلي زياد شماها؟

26:40.061 --> 26:42.763
،همونطور که خودت اعتراف کردي

26:42.764 --> 26:46.033
اين موجودات روح خودشون رو

26:46.034 --> 26:48.101
براي انتقام به شيطان فروختن

26:48.102 --> 26:49.403
اينطور نيست؟

26:49.404 --> 26:53.441
شماها هيچوقت برده نبودين؟

26:53.442 --> 26:56.977
تا حالا اونها توي
بيابون بي آب و علفِ عدالت، گريه زاري نکردن؟

26:56.978 --> 27:02.149
و خداي تو صداشون رو نشنيد
و بجاش، با طوفان پاسخشون رو نداد؟

27:02.150 --> 27:05.820
نميبيني؟

27:05.821 --> 27:08.188
،هيچ جادوگري نيست

27:08.189 --> 27:10.824
،فقط مردم بيچاره‌ مثل من هستن‎‌

27:10.825 --> 27:12.993
شکار و غارت شدن

27:12.994 --> 27:14.662
شکنجه شدن و به قتل رسيدن

27:14.663 --> 27:18.832
و به هيچ دليلي نبوده، جز براي شما

27:27.308 --> 27:32.613
،اون اينجا بوده
دوباره ردّش رو پيدا کردم

28:08.917 --> 28:11.051
،مهم نيست چه اتفاقي مي‌افته

28:11.052 --> 28:14.021
فقط خونسرديت رو حفظ کن و هيچي نگو

29:15.073 --> 29:19.142
تو يه معمايي که يه
معماي ديگه درونت داري

29:19.143 --> 29:21.445
مثل يه شکارچي توي
،جنگل‌ راه ميري

29:21.446 --> 29:24.747
،با وحشي‌ها حرف ميزني
انگار که يکي از اونا بودي

29:24.748 --> 29:27.950
،اونا ديدنش
ولي بهش دست نزدن

29:27.951 --> 29:29.353
و تو حرفشون رو باور ميکني؟

29:29.354 --> 29:32.055
باور ميکنم

29:32.056 --> 29:34.491
اونا يک کلمه براي توصيفش بکار بردن

29:34.492 --> 29:36.359
،ميتونه خيلي معني‌ها بده

29:36.360 --> 29:39.796
"ولي معمولاً معنيش ميشه "ديوانه

29:39.797 --> 29:42.599
،دختر من ممکنه خيلي چيزها باشه، فرمانده

29:42.600 --> 29:45.768
ولي ديوونه نيست

29:45.769 --> 29:49.739
خب، پس خوش به حال دخترتون
که اونا فکر کردن ديوونه‌ست

29:49.740 --> 29:55.178
،اونا فکر ميکنن آدمهاي ديوونه
...همونايي هستن که بهشون ميگيم مقدس

29:55.179 --> 29:57.847
مسافران بين دو دنيا

29:57.848 --> 30:00.817
برات مفهومي داره؟

30:13.864 --> 30:17.134
ازم پرسيدي کي اين جنگ رو شروع کرد

30:17.135 --> 30:20.670
،بعنوان يه آدم زخم ديده

30:20.671 --> 30:24.741
،که 40 سال سرباز بوده

30:24.742 --> 30:26.876
....بهت ميگم

30:26.877 --> 30:31.414
...مهم نيست

30:35.786 --> 30:38.255
فقط اين مهمه که چطوري تموم ميشه

30:41.192 --> 30:43.893
و تموم ميشه

30:47.831 --> 30:50.934
تو و امثال تو هيچ اميدي ندارين

30:52.069 --> 30:57.040
...خونِتون ريخته ميشه و صدمه ميبينيد

30:57.041 --> 30:59.842
و بخاطر يه هدف که هيچ اميدي
نداره، ميميريد

30:59.843 --> 31:03.313
عشق، يه هدف بدونِ اميد نيست

31:03.314 --> 31:07.316
من به تنها عشق حقيقيِ زندگيم خيانت نميکنم

31:11.456 --> 31:14.124
ميفهمم

31:17.362 --> 31:21.264
بالاخره همشو ميفهمم

31:21.265 --> 31:23.133
همه چيو ميفهمم

31:24.202 --> 31:25.201
موجودِ بيچاره

31:25.202 --> 31:27.737
،تو فقط يه دختربچه‌اي

31:27.738 --> 31:32.476
که دزديده شدي، به بردگي گرفتنت،تنهايي

31:32.477 --> 31:36.813
،به دنبال فهميدني

31:36.814 --> 31:38.715
...به دنبال راحتي

31:38.716 --> 31:40.683
به دنبال عشق

31:44.822 --> 31:47.957
نميبيني؟

31:47.958 --> 31:50.660
شک ندارم که عشق تو وجودت هست

31:50.661 --> 31:54.997
ولي فقط بيا واسه يه لحظه که باهمديگه
،تنهاييم، باهم روراست باشيم

31:54.998 --> 31:58.535
،اگه با من نيستي
،لااقل با خودت روراست باش

31:58.536 --> 32:03.172
تو واقعاً فکر ميکني، اونام همونقدري

32:03.173 --> 32:06.443
که تو دوستشون داري، دوسِت دارن؟

32:06.444 --> 32:08.145
فکر کن، زن

32:08.146 --> 32:11.214
بهش فکر کن، به اون آدم

32:11.215 --> 32:13.450
تو ذهنت تصورشون کن

32:13.451 --> 32:15.418
اونا رو خيلي خوب ميشناسي

32:15.419 --> 32:17.154
،به اين فکر کن که اونا کي هستن

32:17.155 --> 32:21.157
،نه اينکه تو ميخواي کي باشن
بلکه واقعاً کي هستن

32:21.158 --> 32:23.860
،و از خودت بپرس، اگه اينجا بودن

32:23.861 --> 32:27.597
ترجيح ميدادن اسم تو رو بگن يا نه

32:27.598 --> 32:29.132
که خودشون رو نجات بدن؟

32:29.133 --> 32:33.970
همون ثانيه‌ي اول بهت خيانت
،ميکردن که خودشونو نجات بدن

32:33.971 --> 32:37.039
،و اين آدميه که تو دوسِش داري

32:37.040 --> 32:41.144
و هيچوقت به اندازه‌ي تو، دوسِت نخواهد داشت

32:41.145 --> 32:47.117
،آيا ارزشش رو داره
،تمام اين وحشت‌هايي که تحمل کردي

32:47.118 --> 32:48.785
...تمام اين دردها

32:54.659 --> 32:59.229
و همينطور مرگ به شدت وحشتناکي
که پيشِ روت هست؟

32:59.230 --> 33:02.666
،واقعاً اين چيزيه که ميخواي

33:02.667 --> 33:07.003
حالا که پيش خودت اعتراف کردي

33:07.004 --> 33:10.640
که اونا واقعاً کي هستن؟

33:10.641 --> 33:12.509
..."تيتوبا"

33:12.510 --> 33:18.114
ميدوني بزرگترين لذت دنيا چيه؟

33:18.115 --> 33:22.952
وقتيه که درد تموم ميشه

33:24.288 --> 33:26.189
و تموم ميشه

33:26.190 --> 33:30.193
...فقط بايد يه اسم بهم بگي

33:30.194 --> 33:31.928
فقط تو گوشم زمزمه‌ش کن

33:33.698 --> 33:37.534
بهم بگو رهبرِ

33:37.535 --> 33:41.571
جادوگران "سيلم" کيه

33:41.572 --> 33:45.442
<i>،اوني که دنبالشي
...توي روحِ منه</i>

34:45.202 --> 34:48.505
ممکنه بدتر از اين بشه

34:48.506 --> 34:51.007
ممکنه بارون بگيره

35:12.663 --> 35:17.467
بالاخره، راهت رو به خونه پيدا کردي

35:34.184 --> 35:35.885
!"ان"

35:35.886 --> 35:38.054
چيزي نيست

35:47.665 --> 35:50.033
فکر کردم ديگه از دست دادمت

35:50.034 --> 35:52.501
منم همينطور

35:52.502 --> 35:56.172
چطوري؟

35:56.173 --> 35:58.941
چطوري؟

36:01.445 --> 36:04.246
چطوري پيدام کردي؟

36:07.384 --> 36:08.885
"به لطف اعتبارِ فرمانده "آلدن

36:08.886 --> 36:12.789
و همينطور توانايي‌هاي
غيرطبيعي‌اش توي اين جنگل

36:12.790 --> 36:16.659
وقتي که اومديم اينجا، دنبال کردن
رد پاها کار سختي نبود

36:16.660 --> 36:19.428
ولي چيزي که نميفهمم، اينه که
تو چطوري از "سيلم" اومدي بيرون

36:19.429 --> 36:24.501
و حتي يه ردّ کوچيک هم از اينجا
تا اونجا از خودت نذاشتي

36:38.349 --> 36:42.619
من خيلي آدم احمق و
زودرنجي‌ام

36:42.620 --> 36:45.588
من... من فرار کردم اومدم تو اين جنگل

36:45.589 --> 36:49.792
بدون اينکه فکر کنم کجا دارم
...ميرم يا اينکه چقدر دير ميشه

36:49.793 --> 36:51.761
تا موقعي که خيلي دير شد

36:51.762 --> 36:56.165
بدون اينکه يه رد هم موقع
خروج از "سيلم" بجا بذاري

36:56.166 --> 37:00.703
...داشت... داشت بارون ميومد وقتي من

37:00.704 --> 37:03.706
پرسه ميزدم

37:03.707 --> 37:06.042
،شايد اون رد پاهامو پاک کرده

37:06.043 --> 37:09.245
يا شايد شما پيداش نکردين

37:09.246 --> 37:12.048
...در هر صورت

37:15.352 --> 37:16.719
لطفاً منو ببخشيد

37:16.720 --> 37:19.856
بخاطر اينکه تو دردسر انداختمتون

37:21.871 --> 37:24.060
ممنونم

37:26.296 --> 37:29.098
خب، مطمئنم شمام
همچين کاري برام ميکردين

37:29.099 --> 37:30.934
...اگه به نجات پيدا کردن

37:30.935 --> 37:33.135
نياز داشتم

37:56.769 --> 37:59.503
حق با تو بود

37:59.504 --> 38:01.238
اون دختر جوانِ فوق‌العاده‌ايه

38:02.875 --> 38:06.578
...حالا ميفهمم که چرا اون صرفاً

38:06.579 --> 38:09.347
خدمتکارت نيست، يا همينطور دوستت

38:09.348 --> 38:12.083
يه چيز غيرعادي رو کشف کردم

38:12.084 --> 38:14.886
عشق زيادي رو درونش يافتم

38:14.887 --> 38:16.387
عشق؟

38:16.388 --> 38:17.822
چيزي که نفهميدم

38:17.823 --> 38:19.190
"اين بود که رهبرِ "سيلم

38:19.191 --> 38:22.259
...صرفاً فقط رهبر اون نيست

38:22.260 --> 38:23.895
بلکه معشوقه‌شه

38:23.896 --> 38:25.563
اعتراف کرد؟

38:25.564 --> 38:29.533
عشق يه... يه سکه‌ي دو طرفه‌ست، مگه نه؟

38:29.534 --> 38:32.303
و يه طرفش قطعاً خيانته

38:35.473 --> 38:37.174
اجازه هست؟

38:37.175 --> 38:38.943
چي؟

38:38.944 --> 38:40.845
اوه. بله، خواهش ميکنم

38:40.846 --> 38:42.580
من به ندرت تو نوشيدن زياده‌روي ميکنم

38:42.581 --> 38:47.418
ولي... حس کردم الان بهش نياز دارم

38:53.391 --> 38:56.160
"اوه، "جورج"، "جورج

38:56.161 --> 38:59.130
اون هميشه توي شهر، بهترين
،انبارهاي شراب انداختن رو داشت

38:59.131 --> 39:00.732
نه؟

39:00.733 --> 39:02.033
چي داشتم ميگفتم؟

39:02.034 --> 39:04.301
عشق

39:04.302 --> 39:06.905
بله

39:06.906 --> 39:10.307
...ميدوني

39:10.308 --> 39:15.447
اين کاملاً درسته و هيچکس هم نميتونه
اعتراف کنه، که عشق هيچوقت برابر نيست

39:15.448 --> 39:20.317
،و توي همين نابرابريش، شکننده هم هست

39:20.318 --> 39:23.554
چون اوني که کمتر عاشقه

39:23.555 --> 39:27.659
يه روزي ميفهمه عشق مزه‌اي مثل خاکستر داره

39:27.660 --> 39:31.062
اين دقيقاً همون چيزيه که دوشيزه "تيتوبا" فهميده بود

39:31.063 --> 39:34.799
ولي همه چي رو بهم گفت

39:34.800 --> 39:38.435
و با "مرسي لوئيز" شروع کرد

39:38.436 --> 39:40.371
مرسي"؟"

39:40.372 --> 39:43.875
ممکنه "مرسي لوئيز" اولش

39:43.876 --> 39:46.811
...قربانيِ اين بدخواهي بوده باشه، ولي

39:46.812 --> 39:51.315
ولي توسط همون جانوري که بهش
حمله کرده بود، به جادوگر تبديل شد

39:51.316 --> 39:52.950
اون اينجا نيست

39:52.951 --> 39:55.252
آم، امروز بعدازظهر رفت بيرون

39:55.253 --> 39:56.387
برنگشته

39:56.388 --> 39:59.757
خب، زياد ديگه مهم نيست

39:59.758 --> 40:02.326
درضمن، کجا رو داره که فرار کنه؟

40:02.327 --> 40:05.829
،وقتي که خورشيد طلوع کنه

40:05.830 --> 40:08.900
هم اون و هم دخترهاي ديگه‌ش رو ميگيرم

40:20.812 --> 40:26.350
...وقتي که اولين بار به "سيلم" برگشتم

40:26.351 --> 40:30.321
متقاعد شده بود که همکارِ واقعي شيطان

40:30.322 --> 40:32.090
درست جلو رومه

40:32.091 --> 40:35.960
و فقط بايد دستم رو دراز کنم
و اونو بگيرم

40:35.961 --> 40:38.595
نميتوني تصور کني که چقدر شوکه شدم وقتي فهميدم

40:38.596 --> 40:40.965
"که فرمانده "جان آلدن

40:40.966 --> 40:45.036
پشت تمام اين وحشت‌هاي توي "سيلم" ـه

40:50.976 --> 40:55.179
حس ميکنم که... به تنفس هواي آزاد نياز دارم

40:55.180 --> 40:58.482
"من رو همراهي ميکني، "مري سيبلي

40:58.483 --> 41:02.253
...تا در هواي شبانگاهي

41:02.254 --> 41:07.691
بتونيم جايي پيدا کنيم که ديدِ خوبي داشته باشه

41:07.692 --> 41:10.762
تا بتونيم دستگيري يه جادوگر رو شاهد باشيم؟

41:14.699 --> 41:18.402
وسوسه شدم برگردم ببينم "کاتن" حالش خوبه يا نه

41:18.403 --> 41:20.371
ممکنه توي جنگل گم شده باشه

41:20.372 --> 41:23.107
!و فردا تو شکم يه خرس از خواب بيدار شه

41:23.108 --> 41:26.110
<i>!اوناهاش</i>

41:40.826 --> 41:42.627
"جان آلدن"

41:45.798 --> 41:49.067
"به دستور "اينکريس متر

41:49.068 --> 41:51.235
"و به نام هيئت منتخبين "سيلم

41:51.236 --> 41:53.704
من تو رو دستگير ميکنم

42:02.281 --> 42:05.616
ايندفعه ديگه واسه چي؟

42:05.617 --> 42:07.518
فحش دادن تو مکان عمومي؟

42:07.519 --> 42:09.721
جادوگري

42:11.790 --> 42:14.758
!خلع سلاح‌اش کنين، ببندينش

42:14.759 --> 42:16.293
!نه

42:16.294 --> 42:18.663
!نه! پدر، جلوشونو بگير

42:18.664 --> 42:20.831
!پدر، خواهش ميکنم

42:20.832 --> 42:22.166
!خواهش ميکنم! تو اين قدرت رو داري که يه کاري بکني

42:22.167 --> 42:25.569
!همينجا وايسا. ساکت

42:55.481 --> 43:05.760
.:: @bollbolljan_com ::.