﻿WEBVTT

00:01.590 --> 00:05.526
<i>...آنچه در "سيلم" گذشت</i>

00:05.527 --> 00:07.361
،مرسي لوئيز" رو پيدا ميکنم"

00:07.362 --> 00:10.067
با يا بدون کمک شماها

00:11.198 --> 00:13.132
...يعني داري ميگي که من

00:13.133 --> 00:14.434
يه جادوگري

00:16.003 --> 00:17.370
من فردا پرونده‌ي

00:17.371 --> 00:19.372
جان آلدن" رو در مقابل هيئت مطرح ميکنم"

00:19.373 --> 00:21.206
اون بيگناهه

00:21.207 --> 00:23.276
خودتم اينو ميدوني

00:24.845 --> 00:26.379
،"به دستور "اينکريس متر

00:26.380 --> 00:29.282
من تو رو دستگير ميکنم

00:32.052 --> 00:34.254
من تصميم گرفتم از فرمانده "آلدن" دفاع کنم

00:34.255 --> 00:35.921
دفاع کني؟

00:54.708 --> 00:59.178
،بذار بچه‌هاي کوچيک پيش من بيان

00:59.179 --> 01:05.084
چونکه فرمانروايي شيطان
متعلق به اونهاست

01:05.085 --> 01:06.819
بيا

01:06.820 --> 01:09.422
بشين اينجا، پسربچه‌ي بيچاره

01:09.423 --> 01:13.926
،پسربچه‌ي شيرين و بيچاره
خونواده‌ت تا سرحد مرگ ازت کار کشيدن

01:13.927 --> 01:17.263
،هر روز عمرت

01:17.264 --> 01:20.333
جوري باهات رفتار کردن که
،دفن شدن تو گورستان کليسا برات مناسب نباشه

01:20.334 --> 01:22.402
بخاطر همين انداختنت اينجا

01:23.437 --> 01:26.639
"اليس"

01:26.640 --> 01:28.574
،موقع زايمان از دنيا رفتي

01:28.575 --> 01:32.145
بچه‌ي برادر مادرت رو حامله بودي

01:32.146 --> 01:35.314
اوناهاش. اوناهاش، اون بچه

01:38.519 --> 01:43.156
خفه‌ش کردن که مدرکش رو از بين ببرن

01:45.826 --> 01:49.362
بذار بچه و مادرش کنار هم باشن

01:52.966 --> 01:55.468
من الان مادرت هستم

01:55.469 --> 01:58.538
!مادر همتون

01:58.539 --> 02:00.473
و همه‌ي شمام بچه‌هاي من هستين

02:00.474 --> 02:02.708
،پدرم، کشيش "لوئيز" پاک

02:02.709 --> 02:04.510
،مي‌گفت که هيچ برزخي وجود نداره

02:04.511 --> 02:07.646
هيچ جايي براي روح‌هاي سرگردان
بين بهشت و جهنم وجود نداره

02:07.647 --> 02:09.482
ولي اشتباه ميکرد

02:09.483 --> 02:11.984
زمين خودش برزخه

02:11.985 --> 02:16.022
ما همون ارواحي هستيم که
اين زمين رو شکار ميکنيم

02:16.023 --> 02:17.089
"نه، "مرسي

02:18.925 --> 02:20.926
تو کاملاً زنده‌اي

02:20.927 --> 02:23.362
شايد خيلي زنده‌تر از هرکدوم از ماها

02:23.363 --> 02:26.265
اما با اينحال خودت رو مثل يه روح پنهان کردي

02:26.266 --> 02:29.769
اينکريس" همه جا رو داره دنبالت ميگرده"

02:29.770 --> 02:31.870
اون هيچوقت اينجا رو نميگرده

02:31.871 --> 02:33.973
ولي دخترهاي من

02:33.974 --> 02:36.041
دختراي بيچاره‌ي من چي ميشن؟

02:36.042 --> 02:38.010
اون چهارتاشون رو گرفته

02:38.011 --> 02:40.980
ولي نگران اونها و خودت نباش

02:40.981 --> 02:44.350
بزودي مراسم بزرگ ما اين سرزمين رو از
،بدي‌هاي انسان‌ها

02:44.351 --> 02:45.618
،و کسايي که انجامشون ميدن پاک ميکنه

02:45.619 --> 02:48.353
،مثل سيل‌هايي که در کتاب مقدس نوشته شده

02:48.354 --> 02:50.256
ميان و راه رو براي دنياي جديد ما باز ميکنن

02:50.257 --> 02:52.758
..."و مطمئن باش، "مرسي

02:52.759 --> 02:56.128
،تو و دخترانت

02:56.129 --> 02:59.098
و تمام بچه‌هات اونجا جا دارين

03:02.068 --> 03:04.404
اوه، ممنونم

03:07.207 --> 03:08.307
...ولي بهم بگو

03:08.308 --> 03:12.077
بهم بگو که بتونم وقتي اونها
ميترسن، بهشون اطمينان بدم

03:12.078 --> 03:13.179
چي هست؟

03:13.180 --> 03:15.147
چي در راهه؟

03:24.324 --> 03:27.192
مرگ

04:05.784 --> 04:15.618
‏.::  www.bolboljan.net ::.

04:18.919 --> 04:21.420
<i>،يه ضرب‌المثل مشهور هست که ميگه</i>

04:21.421 --> 04:25.792
<i>يه سيبِ فاسد، ميتونه يه
بشکه رو به فشاد بکشونه</i>

04:25.793 --> 04:28.995
<i>و من کم کم به اين اعتقاد رسيدم
که بيشتر از يک سيب نيازه</i>

04:28.996 --> 04:32.164
<i>تا اين سرزمين بطور کامل به فساد کشيده بشه</i>

04:32.165 --> 04:34.834
<i>،و اونم هر سيبي نه</i>

04:34.835 --> 04:36.869
<i>"بلکه اون "مالوم</i>

04:36.870 --> 04:38.471
<i>،شکل اون سيب</i>

04:38.472 --> 04:42.075
<i>تقريباً توي تمام تصاويري که ما از
مراسم‌هاي بزرگ داشتيم وجود داشته</i>

04:42.076 --> 04:44.811
<i>،مراسم بزرگ با خودش مرگ بهمراه داره</i>

04:44.812 --> 04:48.547
<i>مرگ اونهم به مقدار گسترده</i>

04:48.548 --> 04:50.549
<i>،ما فقط مقداري از عملکرد اون رو ميدونيم</i>

04:50.550 --> 04:52.719
<i>همينطور از... از عملکرد جادوييش</i>

04:52.720 --> 04:55.989
<i>...که مرگِ همراه اون رو آزاد ميکنه
هيچي نميدونيم</i>

04:55.990 --> 04:59.325
<i>...فقط همين يک جمله‌ي ساده و مبهم رو ميدونيم</i>

04:59.326 --> 05:02.061
<i>« مالوم اِست آپرتا »</i>

05:02.963 --> 05:06.265
<i>« شرارت آغاز خواهد شد »</i>

05:06.266 --> 05:08.067
<i>ولي تمام اين سالها
اشتباه ميخوندمش</i>

05:08.068 --> 05:09.936
<i>،هممون اشتباه ميخونديمش
حتي پدرم</i>

05:09.937 --> 05:13.440
<i>مالوم" يعني "شرارت"، ولي دقيقاً معنيش "سيب" ـه"</i>

05:13.441 --> 05:15.274
<i>،و ميدونم بايد به جمله‌اي که ميخونم ايمان داشته باشم</i>

05:15.275 --> 05:16.810
<i>« آن سيب باز مي‌شود »</i>

05:16.811 --> 05:23.349
<i>و مفهومش اينه که، مرگي که
نتيجه‌ي اين اتفاق هست رو آزاد ميکنه</i>

05:23.350 --> 05:25.885
<i>،من ايمان دارم که اون سيب رو ديدم</i>

05:25.886 --> 05:29.388
<i>...يا جعبه‌اي که اون توش بود</i>

05:29.389 --> 05:32.525
<i>"تو خونه‌ي "جان آلدن</i>

05:35.295 --> 05:36.629
بله؟

05:36.630 --> 05:39.065
<i>کشيش "متر"؟</i>

05:39.066 --> 05:41.267
<i>ميدونم ديروقته</i>

05:47.074 --> 05:48.774
بيرون چيکار ميکني؟

05:48.775 --> 05:50.176
ببخشيد

05:50.177 --> 05:52.245
نمي‌دونستم پيش کي ديگه ميتونم برم

05:52.246 --> 05:55.715
شما تنها کسي هستين که ميتونين کمکم کنين

05:55.716 --> 05:58.050
خب، پس کار درستي کردي اومدي اينجا

05:59.553 --> 06:03.056
،آم... چطور ميتونم کمکت کنم
و... و تو چي؟

06:03.057 --> 06:06.625
شما فکر ميکنين ممکنه که يه نفر جادوگر باشه

06:06.626 --> 06:08.394
و حتي خودش اينو ندونه؟

06:09.329 --> 06:11.363
...آم

06:11.364 --> 06:12.865
من... من فکر ميکنم اون شخص خودش ميدونه

06:12.866 --> 06:15.801
اگه... روح خودش رو در اختيار شيطان گذاشته باشه

06:15.802 --> 06:18.237
ولي اگه کسِ ديگه‌اي روح اونو
به شيطان داده باشه چي؟

06:19.373 --> 06:20.973
..."من بهت اطمينان ميدم، خانم "هيل

06:20.974 --> 06:23.076
نه، من چيزي بيشتر از اطمينان شما ميخوام

06:23.077 --> 06:25.311
...من ميخوام

06:29.616 --> 06:32.351
...من ميخوام شما همين الان من رو معاينه کنين

06:32.352 --> 06:33.953
ببينيد علامت‌هاي شيطان رو دارم يا نه

06:35.155 --> 06:37.957
اونموقع ميتونين بهم اطمينان بدين

07:16.463 --> 07:18.564
من هيچ نشاني از شيطان حس نميکنم

07:18.565 --> 07:20.900
،به نظر من، از هر نظر

07:20.901 --> 07:24.337
شيطان به شما تجاور نکرده

07:24.338 --> 07:25.605
،"بهتون اطمينان ميدم، خانم "هيل

07:25.606 --> 07:27.940
اگه شما جادوگر بودين، خودتون ميفهميدين

07:40.320 --> 07:42.355
نپرسيد اين زنگ براي کي به صدا در مياد

07:42.356 --> 07:45.291
...براي کسي به صدا در مياد

07:45.292 --> 07:47.860
که فکر ميکنم ميخواد اولين نفر باشه

07:47.861 --> 07:50.163
کي ميخواد اول باشه؟

07:51.664 --> 07:53.199
منظورت چيه؟

07:53.200 --> 07:55.768
هرکسي که حرف بزنه تو آتيش نمي‌سوزه

07:55.769 --> 07:57.736
به همين سادگي

08:01.408 --> 08:05.011
امشب هواي اينجا خيلي گرفته‌ست، نه؟

08:05.012 --> 08:07.580
فکر کنم برم يه ذره هوا بخورم بد نباشه

08:09.549 --> 08:12.551
...وقتي که من نيستم، فکر کنين

08:12.552 --> 08:15.421
کدوم يکي از شما اولين کسيه که اعتراف کنه

08:15.422 --> 08:19.058
که جادوگر "جان آلدن" باهاتون چيکار کرده؟

08:35.342 --> 08:38.644
مرسي"، خدا رو شکر"

08:38.645 --> 08:40.579
ما ديگه نميتونيم تحمل کنيم

08:40.580 --> 08:42.581
اون ميخواد ما رو وادار کنه شهادت بديم

08:42.582 --> 08:45.017
ولي تو اومدي ما رو نجات بدي؟

08:45.018 --> 08:47.486
نه، اينطور نيست

08:47.487 --> 08:51.324
شما هنوز آماده نيستين
که بخواين مثل من نقل مکان کنين

08:51.325 --> 08:54.293
ولي يادتون باشه، ما هنوز هم
،به ملکه‌ي شب خدمت ميکنيم

08:54.294 --> 08:58.464
و اون شما رو، بيشتر از من
که فراموشتون کردم، فراموش نکرده

08:58.465 --> 09:01.400
و يه روزي ميرسه که
اون شما رو نجات ميده

09:01.401 --> 09:02.401
بهتون قول ميدم

09:02.402 --> 09:04.002
،ولي فعلاً

09:04.003 --> 09:07.273
شما بايد به اون برغاله‌ي پير چيزي که
ميخواد رو بدين

09:07.274 --> 09:10.109
من واقعاً ميترسم که اون بخواد ما رو
بعنوان جادوگر معرفي کنه و بکشه

09:10.110 --> 09:13.479
اين مطمئناً يه بخشي از نقشه‌ي اونه

09:13.480 --> 09:16.248
،تارهاي اون خيلي بزرگتر از تارهاي ماست

09:16.249 --> 09:17.783
،و اون يه تصويري داره

09:17.784 --> 09:20.719
تصويري از اينکه اين سرزمين چي ميتونه بشه

09:20.720 --> 09:22.488
پس کاريو بکنين که کشيش "متر" ميخواد

09:22.489 --> 09:25.458
و عليه "جان آلدن" توي جلسه محاکمه شهادت بدين

09:35.819 --> 09:39.459
تو در چيزي موفق شدي که
نسل‌هاي قبلي توش شکست خوردن

09:39.460 --> 09:41.460
مراسم بزرگ تقريباً به کامل شدن نزديکه

09:41.461 --> 09:44.461
پنج قربانيِ ديگه‌اي که ميخوايم رو داريم

09:44.462 --> 09:48.462
...همشون قبل از طلوع ماه ميميرن

09:48.463 --> 09:51.463
و شرارت شروع ميشه

09:51.951 --> 09:54.820
<i>شرارت شروع ميشه</i>

09:57.557 --> 09:59.559
ولي چرا "جان آلدن"؟

09:59.560 --> 10:00.560
يه قرباني

10:00.561 --> 10:03.561
تو تا همين الانش هم خيلي چيزها رو فدا کردي

10:03.562 --> 10:07.562
يه روحِ کوچولو رو توي
همين جنگل‌ها قربانيش کردي

10:07.563 --> 10:09.563
پس بايد بدوني

10:10.734 --> 10:12.564
،همينه که اونو تبديل ميکنه به يه قرباني
صدمه ديدن

10:12.739 --> 10:14.440
ولي اون بيگناهه -
...بله -

10:14.681 --> 10:15.681
خونِ بيگناه

10:15.682 --> 10:17.682
...اون "مالوم" که باز بشه

10:17.683 --> 10:19.683
...بيگناهان زيادي مي‌ميرن

10:19.684 --> 10:21.684
يکي ديگه چه اهميتي داره؟

10:22.382 --> 10:24.483
براي من اهميت داره

10:24.484 --> 10:26.484
ما از وقتي تو يه دختربچه بودي ميشناسيمت

10:26.485 --> 10:27.485
ما بزرگت کرديم

10:27.486 --> 10:29.486
تو مثل دختر خودموني

10:30.487 --> 10:31.487
وقتي که تو گريه ميکني

10:31.488 --> 10:32.488
ما گريه ميکنيم

10:32.489 --> 10:33.489
وقتي از تو خون ريخته ميشه

10:33.490 --> 10:34.490
از ما هم خون ريخته ميشه

10:35.491 --> 10:37.491
و حالا اشک‌هايي از خون

10:37.492 --> 10:42.492
ولي اون خون‌ها و اين اشک‌ها سلاح‌هاي ما هستن

10:42.493 --> 10:44.493
تو هميني

10:46.494 --> 10:48.270
هيچي نميتونه هيچوقت اين رو تغيير بده

10:48.275 --> 10:50.943
مري"، به من گوش کن"

10:50.944 --> 10:54.480
اگه آزادش کني، اونوقت
معلوم ميشه براش چه ارزشي داري

10:54.481 --> 10:56.648
فکر ميکني اونموقع
ميتونه عاشقت باشه؟

10:56.649 --> 10:59.085
عشقش رو از دست نده

10:59.086 --> 11:03.322
ازش براي همه‌ي ما استفاده کن

11:03.323 --> 11:06.592
قرباني همينه

11:12.077 --> 11:13.711
،در تمام ادبيات‌هاي جادوگري

11:13.712 --> 11:15.797
در تمام دشمني‌ها، "مالوم" يعني شرارت

11:15.798 --> 11:17.808
،پس ميشه بگي چرا تو اين موردِ خاص

11:17.809 --> 11:20.195
به شکل يک سيبه؟

11:20.196 --> 11:21.593
من دلايلي دارم که باور ميکنم
اون "مالوم" که به اينجا فرستاده شده

11:21.594 --> 11:22.861
يه شيء واقعيه

11:22.862 --> 11:25.697
"و اون شيء اينجا توي "سيلم
داره انتظار ميکشه که عليه ما استفاده بشه

11:25.698 --> 11:28.134
،خب، نظريه‌ي جالبيه

11:28.135 --> 11:32.371
ولي... با پايه‌اي ترين اصول
عقلي و فکري در تضاده

11:32.372 --> 11:36.274
بگو ببينم... کوتاه ترين
فاصله بين دو نقطه چيه...؟

11:36.275 --> 11:38.510
يه خط -
درسته -

11:38.511 --> 11:39.745
،و بيشتر اوقات

11:39.746 --> 11:44.316
،ساده‌ترين توضيح
درست‌ترين توضيحه

11:44.317 --> 11:47.019
من فقط دارم سعي ميکنم جلوي
مراسم بزرگ رو بگيرم

11:47.020 --> 11:49.188
جلوي مراسم بزرگ رو بگيري؟

11:49.189 --> 11:51.189
تو؟

11:51.190 --> 11:54.660
اوه، غرور و گستاخيِ جواني

11:54.661 --> 11:56.962
حتي ميدوني چطوري بايد جلوشو بگيري؟

11:56.963 --> 11:57.996
و اينکه چه بهايي داره؟

11:57.997 --> 12:00.232
يا ميخواي اينا رو از زبون کسي بشنوي

12:00.233 --> 12:03.368
که واقعاً جلوشو يه بار گرفته
و بهاش رو پرداخته؟

12:03.369 --> 12:05.103
شما؟

12:07.107 --> 12:08.940
اصلاً نميدونستم

12:08.941 --> 12:11.243
مال خيلي سال پيش بود

12:11.244 --> 12:12.544
"توي "ماربورگ

12:12.545 --> 12:15.113
تو اون موقع فقط يه... يه بچه کوچيک بودي

12:15.114 --> 12:16.582
،جادوگرهاي آلماني، اوه

12:16.583 --> 12:19.285
حتي از جادوگرهاي توي "اسکس" هم
جسورتر بودن

12:19.286 --> 12:23.756
اونا سعي کردن مراسم بزرگ رو کامل کنن

12:23.757 --> 12:28.561
،در طول يک ماه
دوازده تا بچه ناپديد شد

12:28.562 --> 12:31.830
،وقتي جسدهاشون رو پيدا کرده بودن
خون توي بدنشون نمونده بود

12:31.831 --> 12:34.900
خونِ بيگناهِ اونها زمين رو غرق کرده بود

12:34.901 --> 12:37.969
،و وقتي که ماه کامل نزديک ميشد
بچه‌هاي بيشتري ناپديد ميشدن

12:37.970 --> 12:40.772
و من ميدونستم که مراسم بزرگ
به کامل شدن داره نزديک ميشه

12:40.773 --> 12:42.808
،پس در مدتي که بقيه دنبال بچه‌ها ميگشتن

12:42.809 --> 12:45.477
من رفتم دنبال شکار اون جادوگر

12:45.478 --> 12:47.680
و پيداش کردم

12:47.681 --> 12:50.416
شکل و شمايل يه دختربچه 6 ساله رو گرفته بود

12:50.417 --> 12:52.851
ولي ميدونستم که دختربچه نيست

12:52.852 --> 12:54.452
خودش بود

12:54.453 --> 13:00.125
با دستاي برهنه‌ي خودم خفه‌ش کردم

13:00.126 --> 13:05.197
،وقتي که جون از بدن اون داشت بيرون ميرفت

13:05.198 --> 13:08.166
شيطان از درونش بيرون اومد
،و اون جسد رو ازم قاپيد

13:08.167 --> 13:09.635
ولي من مقاومت کردم

13:09.636 --> 13:14.005
من مصمم بودم که اون نبايد
به خونه‌اش در جهنم برگرده

13:14.006 --> 13:18.844
و دستام توي قير سياه در حال جوشيدن، غوطه ور شده بود

13:18.845 --> 13:20.946
آتش جهنم

13:22.549 --> 13:26.585
اين دستها در واقع جهنم رو لمس کردن

13:28.622 --> 13:30.822
و هنوزم ميسوزن

13:35.094 --> 13:36.662
جلوي انجام مراسم بزرگ گرفته شد؟

13:41.267 --> 13:45.904
واقعاً فقط يک راه براي
متوقف کردن مراسم بزرگ هست

13:45.905 --> 13:49.975
بايد جادوگري که مراسم بزرگ
،رو شروع کرده کُشته بشه

13:49.976 --> 13:53.612
قبل از اينکه طلوع ماه مراسم رو تموم کنه

13:53.613 --> 13:55.013
،تو اين مورد

13:55.014 --> 13:57.583
"يعني کُشتن "جان آلدن

14:10.063 --> 14:11.329
،اين بر هيچکس پنهان نيست

14:11.330 --> 14:16.602
،که "جان آلدن" نفرتي سرد و خودسر نسبت به ما داره

14:16.603 --> 14:18.804
نسبت به تمام چيزهايي که ما باور داريم

14:18.805 --> 14:23.074
نسبت به جامعه‌ي مقدس پيوريتان‌ها

14:23.075 --> 14:24.676
و بعدش، اين

14:24.677 --> 14:29.448
جان آلدن" جوان بود که"
،"سختگيرانه خودش رو از "سيلم

14:29.449 --> 14:35.421
،يک آدم بي‌ريشه، بي ايمان و بي‌عشق

14:35.422 --> 14:39.257
،به درون آزمونِ سخت جنگ انداخت

14:39.258 --> 14:41.193
جايي که در اون توسط
سرخپوستانِ کافر اسير شد

14:41.194 --> 14:47.399
،و اونجا بود که بذر شيطانِ درونش
،که از قبل گره‌اي کور و بدطينت درونش زده بود

14:47.400 --> 14:50.502
يک زمين حاصلخيز براي رشد و نمو پيدا کرد

14:50.503 --> 14:55.274
و خدمتگزاران وحشيِ خدايان
،خشمگين و وهم‌انگيز

14:55.275 --> 14:58.811
درونِ "جان آلدن" هديه‌اي از طرف شيطان رو ديدن

14:58.812 --> 15:00.512
يک سلاح قدرتمند و تباهکار

15:00.513 --> 15:03.915
که ميتونست توي جنگ
نااميدکننده اونها عليه ما استفاده بشه

15:03.916 --> 15:07.486
و بنابراين، بخاطر اين نفرتي که از ما داشت

15:07.487 --> 15:13.325
و همينطور بخاطر نفرت از
،کسي که حس ميکرد بهش خيانت کرده

15:13.326 --> 15:15.360
تبديل شد به يک سلاح قدرتمند و تباهکار

15:15.361 --> 15:19.265
،قربان، اينها همش خيالات محضه

15:19.266 --> 15:21.099
ظنّ و گمان‌هاي بي‌اساس

15:21.100 --> 15:22.067
شما نمي‌دونين که ممکنه

15:22.068 --> 15:23.569
چه اتفاقي براي "جان آلدن" افتاده باشه

15:23.570 --> 15:27.605
اون مدتي که داشت براي نجات
جونِ ماها عليه سرخپوست‌ها مي‌جنگيد

15:27.606 --> 15:29.741
يا حتي اون زماني که اسير شده بود

15:29.742 --> 15:31.977
خب پس، بذاريم حرف بزنه

15:31.978 --> 15:33.411
بذاريم "آلدن" همينجا و همين الان بهمون بگه

15:33.412 --> 15:36.882
که دقيقاً در اون دوره‌ي طولاني مدت
که بين وحشي‌ها گُم شده بود

15:36.883 --> 15:38.984
چه اتفاقاتي افتاد

15:38.985 --> 15:40.586
حرف بزن مرد

15:41.554 --> 15:43.389
!حرف بزن

15:44.323 --> 15:46.224
نميگي؟

15:46.225 --> 15:51.196
،تموم اون سالها
پس چيکار ميکردي؟

15:52.165 --> 15:53.599
من بهتون ميگم

15:53.600 --> 15:55.100
،مثل شيطاني که در "کتاب ايوب" هست
( کتاب ايوب کتابي از هارولد کوشنر است )

15:55.101 --> 15:57.769
روي زمين عقب و جلو ميرفت

15:57.770 --> 16:00.806
،و ابزارآلات شرارت رو جمع ميکرد

16:00.807 --> 16:02.541
هنرهاي سياه رو براي فرستادنِ

16:02.542 --> 16:07.245
جانوران اهلي شيطاني براي اونهايي که
در خدمت او و دور ازش  هستند، ياد ميگرفت

16:07.246 --> 16:10.849
...شما اينجا، روي گردنش ميتونين

16:12.418 --> 16:16.955
جاي زخم بزرگي که به سختي آهنه رو ببينيد

16:16.956 --> 16:21.893
و همينجا بوده که اون
به حيوون اهلي و مونس‌اش غذا ميداده

16:28.201 --> 16:31.403
دوباره نميخندي

16:31.404 --> 16:34.106
من مطئنم چندين دفعه خنديدي
،براي اينکه فکر کني چطوري

16:34.107 --> 16:37.676
ميتوني درست جلوي چشم يک
،همسرِ جوانِ وفادار

16:37.677 --> 16:41.179
،بتوني رهبر ما
جورج سيبلي" تنومند رو"

16:41.180 --> 16:44.049
به يه تيکه گوشت که داره زجر ميکشه تبديل کني

16:44.050 --> 16:47.819
و بعد از اينکه ستونِ جامعه‌ي ما رو خراب کردي

16:47.820 --> 16:50.989
توده‌اي از وحشت رو بين مردم رها کني

16:50.990 --> 16:55.561
کار "جان آلدن" بوده که اون
،روح خيالي وحشتناک رو، اون عجوزه‌ي شب رو

16:55.562 --> 16:57.195
فرستاد تا "مرسي لوئيز" رو بترسونه

16:57.196 --> 17:00.565
و ميپرسيد چرا؟ چرا "مرسي لوئيز"؟

17:00.566 --> 17:04.970
،خب، شايد بخاطر اين بوده که پدرش
،کشيش "لوئيز" خوب و نيکوکار

17:04.971 --> 17:09.307
عشقِ گزنده‌ي "آلدن" رو
،به ازدواجِ يه رقيب منفور درآورد

17:09.308 --> 17:15.346
يا شايد براي اينکه فقط نشون بده
هيچکس توي "سيلم" در امان نيست

17:15.347 --> 17:19.251
نه حتي دختر يک کشيش مقدس

17:21.554 --> 17:23.922
!"کاتن"

17:23.923 --> 17:25.657
تو به وضعيت "مرسي لوئيز" رسيدگي ميکردي

17:25.658 --> 17:30.261
به چيزي که اون رو تسخير کرده بود شک نداشتي

17:30.262 --> 17:33.031
قطعاً اون قربانيِ حمله‌ي يه روح قرار گرفته بود

17:33.032 --> 17:34.132
..."ولي فرمانده "آلدن

17:34.133 --> 17:36.334
فرمانده "آلدن"... وقتي که

17:36.335 --> 17:38.336
همچين حمله‌اي رو ديد چي گفت؟

17:41.107 --> 17:42.640
به اين اتفاق يه مقدار شک کرد

17:42.641 --> 17:44.943
!يه مقدار شک کرد

17:44.944 --> 17:47.178
...به من گفته شده

17:47.179 --> 17:49.415
...که اون گفته اين اتفاق

17:49.416 --> 17:51.449
"چرت و پرته"

17:52.519 --> 17:55.854
و اون گفته که دعا کردن فايده‌اي نداره

17:55.855 --> 17:59.958
دعا کردن؟ فايده‌اي نداره؟

18:01.428 --> 18:03.394
...از خودتون بپرسيد

18:03.395 --> 18:06.531
هر دفعه که ما سعي کرديم که
،يه جادوگر رو بگيريم و متوقفش کنيم

18:06.532 --> 18:09.500
کي يهو بلند شده و ازشون دفاع کرده؟

18:09.501 --> 18:13.605
،کي به تنهايي در ميان ما
هر دفعه در رويارويي

18:13.606 --> 18:16.642
با جادوگرها پيداش شده بدون
اينکه حتي يه ذره هم پريشون باشه؟

18:16.643 --> 18:20.378
وقتي "جايلز کورِي" داشت مي‌مُرد
اسم کي رو لبهاش بود؟

18:20.379 --> 18:25.050
کي بود که ادعا ميکرد کاري ميکنه
که تمام آدم‌هاي اينجا رو تو قبر ميفرسته؟

18:25.051 --> 18:27.619
و کي بود که براي دفاع از "بريجت بيشاپ" ايستاد

18:27.620 --> 18:31.423
حتي وقتي که ديد اون زن
چه حرکت شيطان صفتي کرد؟

18:31.424 --> 18:32.724
من بهتون قسم ميخورم

18:32.725 --> 18:36.895
هر دفعه که اون دهانش رو باز ميکنه
داره خودش رو محکوم ميکنه

18:36.896 --> 18:39.931
،و مثل شيطان در باغ بهشت

18:39.932 --> 18:43.101
جان آلدن" اين رو فهميد که"
زن‌ها مثل يک درب هستن

18:43.102 --> 18:47.072
که از طريق اون شيطان وارد ميشه
تا ما رو مسموم کنه

18:47.073 --> 18:51.709
،چند زن، جوون و پير
خوب و بد بودن

18:51.710 --> 18:53.511
که "آلدن" اونها رو جادو کرده؟

18:53.512 --> 18:57.015
ديده شده که "جان آلدن" تلاش کرده که

18:57.016 --> 19:00.285
حتي بزرگترين زنِ اينجا رو هم فريب بده

19:00.286 --> 19:01.687
"مري سيبلي"

19:03.355 --> 19:06.291
آيا اين متهم به زور
وارد خونه‌ي شما نشده بود

19:06.292 --> 19:10.729
،نه، وارد خلوتگاه شما
اونهم در نيمه‌هاي شب؟

19:10.730 --> 19:13.031
بنظرتون من همچين اجازه‌اي ميدم؟

19:13.032 --> 19:15.667
نميدونم

19:15.668 --> 19:18.736
ولي خدمتکار مرد شما شهادت داده

19:18.737 --> 19:22.875
که قطعاً "جان آلدن" نيمه‌هاي شب
به زور وارد اتاق شما شده

19:27.346 --> 19:29.314
اومده بود تا درباره‌ي سياست‌ها با من صحبت کنه

19:29.315 --> 19:30.848
سياست‌ها؟ -
البته -

19:30.849 --> 19:31.984
که اعلام کنه قصد داره

19:31.985 --> 19:34.185
صندلي پدرش توي هيئت منتخبين رو پُر کنه

19:34.186 --> 19:35.653
نصفه شب؟

19:40.426 --> 19:42.227
"خانم "هيل

19:44.697 --> 19:49.100
ديده که شده متهم داشته شما رو
در انظار عموم به زور مي‌بوسيده

19:49.101 --> 19:51.636
هيچکس شما رو مقصّر نميدونه

19:51.637 --> 19:55.974
شما يه... يه دختر معصوم و بيگناه هستين

19:55.975 --> 19:58.476
ولي شما اين رو انکار ميکنين؟

20:07.420 --> 20:08.120
اون اينکار رو کرد

20:09.122 --> 20:12.657
اون اينکار رو کرد

20:12.658 --> 20:15.526
"يه مار بين علف‌ها، صفتي که براي "جان آلدن

20:15.527 --> 20:19.064
ميشه بکار برد، هم در گذشته و هم حال

20:19.065 --> 20:23.301
و وقتي که ديگه سعي نميکرد
،آدم‌هاي خوب اينجا رو فريب بده

20:23.302 --> 20:26.304
هوس‌هاي غيرانساني‌اش رو

20:26.305 --> 20:27.905
برد به يک اتاق پر از فاحشه

20:27.906 --> 20:31.076
توي فاحشه‌خونه‌اي که توسط
جادوگر خودش اداره ميشد

20:32.711 --> 20:38.283
و بدتر از اونها، من فکر ميکنم که
،"دوشيزه‌هاي جوان و حساس "سيلم

20:38.284 --> 20:42.187
بسيار مشتاق بودن که توي
راه‌هاي ابليس‌گونه‌ي اون طعمه باشن

20:49.762 --> 20:54.099
...مرسي" بهمون گفت که"
گفت که "جان آلدن" بوده

20:54.100 --> 20:57.269
که... که در تاريکي‌هاي شب اومده

20:57.270 --> 21:03.941
و... هر تيکه از بدنش رو بوسيده و ليس زده

21:03.942 --> 21:09.647
ولي اون رو جادوگر کرده
که اسمش رو به روز به زبون نياره

21:09.648 --> 21:12.517
بلکه همه‌ي گناه‌ها رو بندازه گردن اون عجوزه

21:12.518 --> 21:17.255
مرسي" رو اون شب به شکل يه روح خيالي گرفت"

21:17.256 --> 21:22.327
و جسم و روحش رو
به خودِ شيطان داد

21:24.430 --> 21:27.832
و اون... اون بعدش ما رو

21:27.833 --> 21:31.136
...با... با حقه‌هاي جادويي و
و بازي‌ دنبال خودش کشوند

21:31.137 --> 21:34.439
و خيلي زود ديديم که توي جنگل
،داريم با اون ميرقصيم

21:34.440 --> 21:38.944
جايي که همديگه رو لمس کرديم
و دونه دونه

21:38.945 --> 21:40.879
با اون خوابيديم

21:48.154 --> 21:49.287
واقعاً؟

22:00.566 --> 22:02.100
همتون؟

22:10.176 --> 22:13.879
..."يعني داري ميگي که، "اميلي

22:13.880 --> 22:15.447
که تو باکره نيستي؟

22:17.583 --> 22:19.417
،اگه من تو رو معاينه کنم

22:19.418 --> 22:23.155
...هرکدوم از زن‌هاي اينجا تو رو معاينه کنن

22:24.756 --> 22:28.159
ميفهمن که تو باکره نيستي؟

22:31.530 --> 22:35.033
اون... اون با زبون و انگشتاش

22:35.034 --> 22:36.501
...و لوازم نامرئيِ شهوت... اين... اينکار رو

22:37.470 --> 22:39.971
ولي من... من چشمام رو بسته بودم

22:39.972 --> 22:41.907
نميدونم چيکار کرد

22:41.908 --> 22:44.442
،اينا همش خيالبافيه

22:44.443 --> 22:47.845
افسانه‌بافي‌هاي مغز اون

22:47.846 --> 22:49.815
،آيا کسي بين ما هست که تا حالا

22:49.816 --> 22:55.186
حتي ناخواسته، افکار تحريک کننده نکرده باشه؟

22:55.187 --> 22:58.623
اين دختر تحت تأثير اونها قرار گرفته

22:58.624 --> 23:02.427
مخصوصاً در رويارويي با شکنجه‌ي سختِ

23:02.428 --> 23:04.896
پدرِ خودِ من

23:06.565 --> 23:10.836
،اون رو شکنجه کرده، تهديد به مرگ کرده

23:10.837 --> 23:13.404
حتي يه دختر بيگناه هم ممکنه
،به جايي برسه که فکر کنه يه جادوگره

23:13.405 --> 23:16.942
و هر مردي که اطرافشه شيطانه

23:18.244 --> 23:20.045
من اعلام ميکنم هرچيزي که شما
امروز اينجا ديدين

23:20.046 --> 23:24.749
نتيجه‌ي شکنجه بخاطر چيزي بوده
!که ارزش تفتيش کردن رو داشته

23:25.918 --> 23:28.353
اون کيه که واقعاً به زن‌ها هتک حرمت کرده؟

23:30.256 --> 23:33.525
جان آلدن"؟"

23:33.526 --> 23:38.230
...يا کسي که لوازمي داره

23:38.231 --> 23:41.699
...و ازشون استفاده ميکنه

23:41.700 --> 23:43.935
از لوازمي شبيه اين!؟

23:47.340 --> 23:48.473
چطور جرأت ميکني؟

23:48.474 --> 23:50.608
نه آقا! شما چطور جرأت ميکنين!؟

23:56.182 --> 23:59.084
!جلسه‌ي امروز به تعويق مي‌افته

23:59.085 --> 24:03.888
فردا صبح وقتي که همه آروم شدن
اين جلسه رو ادامه ميديم

24:17.970 --> 24:19.637
،تمام شهر ميخوان منو دار بزنن

24:19.638 --> 24:21.839
،انگار که من يه جور هيولام

24:21.840 --> 24:26.111
انگار که يه قدرت جادويي و سياه دارم

24:26.112 --> 24:26.911
و داري

24:26.912 --> 24:29.447
اوه، تو ديگه شروع نکن

24:29.448 --> 24:31.216
نه

24:31.217 --> 24:33.084
من فکر نميکنم تو يه جادوگري

24:33.085 --> 24:36.421
ولي فکر ميکنم که يه چيزي از
يه قدرت جادويي و سياه رو داري

24:38.124 --> 24:40.725
مالوم" کجاست؟"

24:40.726 --> 24:41.759
چي؟

24:41.760 --> 24:42.827
اون جعبه

24:42.828 --> 24:45.663
اون جعبه‌اي که پيدا کردي

24:45.664 --> 24:48.233
که اون جادوگر شرور رو به خونه‌ت کشوند

24:48.234 --> 24:49.300
براي چي ميپرسي؟

24:49.301 --> 24:52.570
من فکر ميکنم اون همون "مالوم" افسانه‌ايه

24:52.571 --> 24:54.506
کليد انجامِ مراسم بزرگ

24:55.641 --> 24:57.075
اينم باز از مزخرفات توي کتاباته؟

24:58.244 --> 25:00.978
...اون جعبه با عکس‌هايي پوشونده شده

25:00.979 --> 25:03.881
من فکر ميکنم که اون
،بزرگترين سلاح‌ها جادوگراست

25:03.882 --> 25:05.883
که شامل يه جور

25:05.884 --> 25:08.453
عوامل مخرّب ماوراءالطبيعه‌ست

25:08.454 --> 25:13.859
که وقتي مراسم بزرگ انجام بشه فقط باز ميشه

25:13.860 --> 25:17.762
...و سرنوشت بدي که درونش هست بيرون مياد

25:17.763 --> 25:19.297
مثل افسانه‌ي پاندورا

25:19.298 --> 25:21.866
ببين، اگه اين هموني
،باشه که تو ميگي

25:21.867 --> 25:23.935
،و پدرت بدونه که دستِ منه

25:23.936 --> 25:26.171
حکم مرگ من قطعاً امضا شده‌ست

25:26.172 --> 25:28.273
و اگه تنها شانسمون باشه چي؟

25:32.578 --> 25:33.711
پيش "جايلز" ـه

25:33.712 --> 25:36.947
جايلز"؟"

25:36.948 --> 25:38.616
جايلز کورِي" مُرده"

25:39.751 --> 25:43.020
و منم اونو توي قبرش دفن کردم

27:09.714 --> 27:11.614
ميدوني باهاش چيکار کني؟

27:23.293 --> 27:25.294
پدر، بايد باهات صحبت کنم

27:25.295 --> 27:26.362
ديگه چيه؟

27:26.363 --> 27:27.830
بازم بي‌احترامي؟

27:27.831 --> 27:29.532
نه

27:29.533 --> 27:32.601
پدر

27:32.602 --> 27:34.870
من هنوزم فکر ميکنم کاري که
،شما ميکنين اساساً اشتباهه

27:34.871 --> 27:37.940
...اينکه حتماً بايد راه‌هاي ديگه‌اي هم باشن، اما

27:37.941 --> 27:40.709
من ميترسم

27:40.710 --> 27:44.913
بدجوري ميترسم

27:44.914 --> 27:48.450
،ميترسم، با اينکه با روش‌هاي همديگه مخالف هستيم

27:48.451 --> 27:51.220
ولي هردومون قصد داريم که
جلوي مراسم بزرگ رو بگيريم

27:51.221 --> 27:55.724
...خب

27:55.725 --> 27:59.261
خوشحالم که لااقل اين رو ميدوني

28:01.631 --> 28:05.101
اون "مالوم" اينجاست

28:07.070 --> 28:10.306
يا بود

28:10.307 --> 28:12.641
من ديدمش

28:12.642 --> 28:14.076
حتي لمسش هم کردم

28:14.077 --> 28:16.279
واقعاً؟

28:16.280 --> 28:19.182
پس الان کجاست؟

28:19.183 --> 28:20.816
نميدونم

28:20.817 --> 28:23.519
...خب

28:23.520 --> 28:25.988
بگو کجا ديديش

28:30.560 --> 28:32.495
"خونه‌ي "جان آلدن

29:09.432 --> 29:11.033
پدر، شما متوجه نيستين

29:11.034 --> 29:12.869
اون داشت بهم کمک ميکرد

29:12.870 --> 29:15.271
اون بود که اون جادوگر رو
تو تله انداخت و اون رو همراهِ من

29:15.272 --> 29:16.939
به جنگل برد که ازش سؤال کنيم و بکُشيمش

29:16.940 --> 29:18.875
تو متوجه نيستي

29:18.876 --> 29:21.143
تو بعضي از جوانب، جادوگرها مثل ما هستن

29:21.144 --> 29:24.546
،باهم دعوا دارن
سر قدرت باهم مجادله ميکنن

29:24.547 --> 29:28.050
دوستت "آلدن" سعي نميکرده
که يه جادوگر رو بگيره

29:28.051 --> 29:30.018
داشته يه رقيب رو از بين ميبُرده

29:30.019 --> 29:33.121
،شک‌هاي درونيت تو رو کور کردن

29:33.122 --> 29:35.691
!و همين نابودت ميکنه

29:35.692 --> 29:36.993
اگه باهات موافقت کنم

29:36.994 --> 29:40.562
،که امکان داره "آلدن" بيگناه باشه

29:40.563 --> 29:42.564
تو نميتوني با من موافق باشي

29:42.565 --> 29:45.334
،که ممکنه 1 در 10
نه، 1 در 100

29:45.335 --> 29:47.570
حق با من باشه!؟

29:47.571 --> 29:50.339
و اگه حق با من باشه، هزاران نفر نابود ميشن

29:50.340 --> 29:51.974
کل اين مردم از بين ميرن

29:51.975 --> 29:54.042
ميتونيم اجازه‌ي اين اتفاق رو بديم؟
من نميتونم

29:54.043 --> 29:56.145
تو ميتوني؟

29:56.146 --> 29:57.546
،"دارم بهت ميگم، "کاتن

29:57.547 --> 30:00.082
تو اين مرد رو به اون خوبي که
فکر ميکني نميشناسي

30:00.984 --> 30:02.884
من قبر "جايلز کورِي" رو گشتم

30:02.885 --> 30:04.320
مالوم" اونجا نيست"

30:04.321 --> 30:06.989
،غيرممکنه
من خودم اونجا خاکش کردم

30:06.990 --> 30:08.624
کي ديگه ميدونست؟

30:08.625 --> 30:10.526
هيشکي

30:10.527 --> 30:12.027
فقط تو

30:16.599 --> 30:17.566
و تو حرف منو باور نميکني

30:17.567 --> 30:20.469
من ديگه نميدونم چيو بايد باور کنم

30:20.470 --> 30:22.171
فقط از دو تا چيز مطمئنم

30:22.172 --> 30:23.572
اينکه زندگي هممون بستگي

30:23.573 --> 30:25.707
به پيدا کردن و نابود کردن اون "مالوم" داره

30:25.708 --> 30:28.110
و؟

30:28.111 --> 30:30.245
و اينکه تو با من کاملاً روراست نبودي

30:32.015 --> 30:34.583
من همه چيو بهت گفتم

30:41.124 --> 30:43.225
چه خبره!؟

30:43.226 --> 30:45.461
<i>بلند شو</i>

30:45.462 --> 30:46.828
!اون دخترا بيگناهن

30:48.932 --> 30:50.032
!نه

30:54.972 --> 30:56.138
!منو ببخش

30:56.139 --> 30:59.141
...اين تنها چيزيه که ازش پشيمونم
!اينکه درباره‌ت دروغ گفتم

30:59.142 --> 31:01.410
ببين، من ميدونم اونا باهات چيکار کردن

31:01.411 --> 31:02.444
تقصير تو نيست

31:02.445 --> 31:03.746
!بيا اينجا

31:05.348 --> 31:07.783
!لعنت بهت

31:07.784 --> 31:09.752
!يه کاري بکن! اونا فقط چندتا دختر بيگناهن

31:39.482 --> 31:43.619
تو! تو بهمون قول دادي ما رو نجات ميدي

31:47.190 --> 31:50.192
من دارم شما رو از شعله‌هاي آتش اين دنيا

31:50.193 --> 31:51.660
و دنياي بعدي نجات ميدم

31:52.629 --> 31:54.830
زياد زجر نميکشيد

31:54.831 --> 31:59.935
سنگيني "مرسي" هم به
پاهاتون اضافه ميشه

31:59.936 --> 32:01.103
!ولم کن

32:01.104 --> 32:02.771
!پدر، تو دروغ گفتي

32:02.772 --> 32:04.973
...تو به اين دخترا قول دادي که اونا

32:04.974 --> 32:06.408
تو آتيش نميسوزن

32:06.409 --> 32:07.643
و همينطور هم ميشه

32:07.644 --> 32:08.877
اينکار رو نکن پدر

32:08.878 --> 32:11.247
اينکار چطوري ميتونه کمک کنه؟

32:11.248 --> 32:13.082
!تو خودت گفتي اونا قرباني‌ان

32:13.083 --> 32:14.250
غم‌انگيزه ولي همينطوره

32:14.251 --> 32:17.085
ولي اونها توسط شيطان... آلوده شدن

32:17.086 --> 32:19.388
متأسفانه اونها بذر شيطان رو درونشون دارن

32:19.389 --> 32:20.689
از کجا مطمئني؟

32:20.690 --> 32:21.857
مطمئنم

32:21.858 --> 32:24.593
از تهديدي که براي
،سيلم" هستن مطمئنم"

32:24.594 --> 32:27.696
همونقدري که مطمئنم ضعفِ تو
هم خودش يه تهديده

32:27.697 --> 32:31.033
،ولي بالاتر از همه اينا، من مطمئنم که

32:31.034 --> 32:34.236
مثل يه جراح، چاره‌اي ندارم
جز اينکه گوشت رو بشکافم

32:34.237 --> 32:36.772
و عامل اصلي شرارت و بدي رو بيرون بيارم

32:36.773 --> 32:39.274
قبل از اينکه بيشتر از اين پخش بشه

32:41.311 --> 32:42.377
!نه! صبر کنين

32:42.378 --> 32:44.647
خواهش ميکنم کمکم کن! خواهش ميکنم! خواهش ميکنم

32:44.648 --> 32:45.747
<i>!برو عقب</i>

33:03.733 --> 33:07.369
<i>تو جهنم بسوزيد</i>

33:07.370 --> 33:09.070
<i>!بذاريد بسوزن</i>

33:47.351 --> 33:50.285
!"مرسي"

33:50.286 --> 33:52.555
!کجايي؟

33:53.490 --> 33:55.925
!"مرسي"

33:55.926 --> 33:57.593
چي شده؟

33:59.029 --> 34:00.330
دالي"، چي شده؟"

34:00.331 --> 34:05.501
،"اميلي"، "اليزابت"
..."سوزانا" و "چريتي"

34:05.502 --> 34:07.970
اينکريس متر" همشون رو دار زد"

34:13.911 --> 34:16.078
،تو قسم خوردي که اونا سالم ميمونن

34:16.079 --> 34:17.179
!ولي اونا الان مُردن

34:17.180 --> 34:19.148
!همشون کُشته شدن

34:19.149 --> 34:21.417
،تو گفتي اربابت از ما محافظت ميکنه

34:21.418 --> 34:22.718
!ولي اون هيچکاري نکرد

34:24.922 --> 34:29.125
"برگرد به "سيلم

34:29.126 --> 34:30.960
،جوون‌ها

34:30.961 --> 34:35.998
فقيرها، اونايي که زجرکشيدن رو جمع کن

34:35.999 --> 34:39.669
اونا ميشن ارتش ما

34:39.670 --> 34:42.271
يه روزِ جديد پيش رومونه

34:42.272 --> 34:44.473
و اون روز جديد نيازمندِ

34:44.474 --> 34:48.244
!يه ملکه‌ي شب جديده

34:49.680 --> 34:53.849
ميدونم که براي خيلي از شماها
،سخته که بخواين قبول کنين

34:53.850 --> 34:56.919
،"غيرممکنه که بخواين باور کنين "جان آلدن

34:56.920 --> 35:01.523
پسر يکي از بنيانگذرانِ ما و يه
،سرباز شجاع که ازمون دفاع کرد

35:01.524 --> 35:05.260
مقصّر تمام اين جادوگري‌هاي شرورانه باشه

35:05.261 --> 35:06.929
خيلي‌خب

35:06.930 --> 35:08.397
!باشه

35:08.398 --> 35:11.600
،اينکه باور دارين يا نه رو بذارين کنار
مهم نيست

35:11.601 --> 35:18.841
تنها چيزي که مهمه اينه که
آلدن"... مجرم"

35:18.842 --> 35:22.111
،و محکوم به کاريه که واقعاً مرتکب شده

35:22.112 --> 35:25.080
يه خائن و يه قاتل

35:25.081 --> 35:26.582
چي؟

35:26.583 --> 35:27.984
منظورت از اين حرفا چيه؟

35:27.985 --> 35:33.456
من بايد اعلام کنم، زماني که
،جان آلدن" با سرخپوست‌ها بوده"

35:33.457 --> 35:36.058
فقط همراهشون نبوده

35:36.059 --> 35:39.695
،عليه افراد خودش سلاح دست گرفته

35:39.696 --> 35:43.733
مردان نظاميِ گروهان خودش رو کُشته

35:43.734 --> 35:47.837
،مردان انگلستاني خوب و تازه نفس رو
تک تکشون رو

35:47.838 --> 35:51.073
قسم ميخورم که اين حقيقته

35:51.074 --> 35:54.944
!و از "جان آلدن" ميخوام جرأت کنه و انکارش کنه

35:54.945 --> 35:57.146
ميذارم که جرأت کني بهم بگي

35:57.147 --> 36:02.451
که تو صورتت رو مثل کافران سرخپوست رنگ نکردي

36:02.452 --> 36:05.754
!و جمجمه‌ي افراد گروهان خودت رو خُرد نکردي

36:05.755 --> 36:08.024
!اتهامات غضبناک

36:08.025 --> 36:10.592
اين مهملات رو از کجا آوردي؟

36:10.593 --> 36:13.529
از شهادت‌هاي "تيتوبا" که قسم
!خورده حقيقت دارن

36:15.131 --> 36:18.033
يه مُشت دروغ و توهم

36:18.034 --> 36:20.169
دروغن؟ فرمانده؟

36:20.170 --> 36:22.672
توهم هستن؟

36:22.673 --> 36:26.375
اين اتهامات رو انکار ميکني؟

36:28.111 --> 36:29.178
حرف بزن

36:30.581 --> 36:34.950
فرمانده... آيا اينها درسته؟

36:38.421 --> 36:42.458
هر آدم ديوانه‌اي توي
اينجا ميدونه من جادوگر نيستم

36:42.459 --> 36:45.695
خائن چي، هستي؟

36:45.696 --> 36:48.197
قاتل هستي؟

36:50.934 --> 36:53.368
لعنت به تو "جان"، جوابش رو بده

37:04.014 --> 37:07.883
...خب، همونطور که مي‌بينيد

37:07.884 --> 37:13.155
بعضي وقت‌ها، سکوت ميتونه
شيوا ترين اعترافات باشه

37:15.025 --> 37:17.626
،من شک ندارم، حتي يه ذره

37:17.627 --> 37:19.762
که "جان آلدن" يه جادوگره

37:19.763 --> 37:24.901
...ولي... حتي اگه هم شک داشتم

37:24.902 --> 37:26.535
ولي بازم مدعي بودم

37:26.536 --> 37:32.942
که بخاطر جُرم‌هايي که
انکارشون نميکنه، بايد به دار آوريخته بشه

37:35.378 --> 37:36.946
و شمام نبايد شک کنين

37:40.650 --> 37:44.686
،بخاطر خدا
بگو که پدرم داره اشتباه ميکنه

37:44.687 --> 37:47.656
بگو که اون مردي نيستي که اون ميگه

37:47.657 --> 37:48.990
الان ديگه چه اهميتي داره؟

37:48.991 --> 37:51.827
...براي من اهميت داره

37:51.828 --> 37:53.528
با اينکه اينهمه مدت من رو گول زدي

37:53.529 --> 37:57.466
مطمئني ميخواي حقيقت رو بدوني؟

37:57.467 --> 37:58.667
واقعاً انقدر مطمئني

37:58.668 --> 38:01.170
که تفاوت بين خوب و بد رو ميفهمي؟

38:01.171 --> 38:03.071
،بخاطر اينکه شما پيوريتان‌ها

38:03.072 --> 38:07.176
فکر ميکنين دنيا فقط سفيد و سياهه

38:07.177 --> 38:11.246
اگه حقيقت دنيا خاکستري باشه چي؟

38:18.187 --> 38:19.655
،بعد از نبرد باتلاق بزرگ

38:19.656 --> 38:23.191
من رو ولم کرده بودن که بميرم

38:23.192 --> 38:26.995
...ولي قبيله "موهاک" منو پيدا کرد

38:26.996 --> 38:29.464
نه سرخپوست‌هايي که ما باهاشون ميجنگيديم، نه

38:29.465 --> 38:31.700
،موهاک" دوستان ما نيستن"

38:31.701 --> 38:36.471
بلکه دشمن "آبناکي" ها هست
که ما باهاشون ميجنگيم

38:36.472 --> 38:41.042
...صادقانه ميگم، من

38:41.043 --> 38:47.115
فکر نميکنم هيچوقت بفهمم براي چي
اونها منو نجات دادن

38:47.116 --> 38:50.051
تا امروز هم براي خودم يه معما بوده

38:54.323 --> 38:56.425
،اون زخمي که پدرت رو گردنم پيدا کرد

38:56.426 --> 38:58.793
و گفت جاييه که من به حيوون اهلي‌ام از اونجا غذا ميدم؟

38:58.794 --> 39:00.428
بخاطر در آوردن يه ساچمه از
توي گردنم بود

39:00.429 --> 39:03.064
و بعدش هم با داروهاشون منو درمان کردن

39:03.065 --> 39:06.000
اونها تو رو بخاطر غرامت جنگي نگه داشته بودن؟

39:06.001 --> 39:08.002
نه

39:08.003 --> 39:10.939
اونها با مهربوني و احترام باهام رفتار کردن

39:12.308 --> 39:14.409
و مردان مقدسّشون از من خوششون اومد

39:14.410 --> 39:17.346
،من حتي نميدونم اون چرا و اصلاً چي درونِ من ديد

39:17.347 --> 39:19.548
...ولي اگه اينطور نميشد

39:19.549 --> 39:21.550
من مُرده بودم

39:21.551 --> 39:25.187
بنابراين من بينشون زندگي کردم

39:25.188 --> 39:27.989
غذا و سرپناهشون رو با من قسمت ميکردن

39:27.990 --> 39:29.691
حتي باهاشون شکار ميکردم

39:29.692 --> 39:33.328
يه روز، من و چندتا از
مردان شجاع ديگه از شکار برگشتيم

39:33.329 --> 39:37.232
و ديديم که دهکده رو سوزوندن و با خاک يکسان کردن

39:37.233 --> 39:40.469
،زن‌ها و بچه
عين برگ‌هاي زرد درخت‌ها

39:40.470 --> 39:45.139
مُرده و سلّاخي شده روي زمين پخش و پلا بودن

39:45.140 --> 39:47.108
کار "آبناکي" ها بود؟

39:47.109 --> 39:48.577
نه

39:48.578 --> 39:51.412
گروهان نظامي

39:51.413 --> 39:54.849
گروهان نظامي ما

39:54.850 --> 39:56.184
حتي نميشد که آدم

39:56.185 --> 39:58.453
يه قبيله‌ي سرخپوست رو از يکي ديگه تشخيص بده

39:58.454 --> 40:01.823
،يه مه قرمز من رو فرا گرفت

40:01.824 --> 40:03.992
و تا وقتي که ديدم بين جنگل‌ها دارم ميدوم

40:03.993 --> 40:06.561
و همه‌ي اون حرومزاده ها رو ميکُشم
،اون مه نرفت

40:06.562 --> 40:08.697
همه رو کُشتم غير از يکي

40:11.100 --> 40:15.503
و اين اشتباهم رو همون شبي که
جعبه رو پيدا کردم جبران کردم

40:24.313 --> 40:25.714
و اون "مالوم" چي؟

40:26.616 --> 40:28.483
من هيچي درباره اون نميدوستم

40:28.484 --> 40:33.421
تو گفتي اون يه چيزي بود که
جادوگرها خيلي دنبالشن

40:33.422 --> 40:35.023
،وقتي اون جادوگر رو تو جنگل گُم کرديم

40:35.024 --> 40:36.925
،من فکر کردم بهترين راه قايم کردنشه

40:36.926 --> 40:39.327
،بخاطر همين، همونطور که گفتم بهت
پيش "جايلز" خاکش کردم

40:39.328 --> 40:40.762
خب، پس يکي اونو از خاک بيرون آورده

40:40.763 --> 40:42.430
،ديگه تو نبايد نگران چيزي باشي

40:42.431 --> 40:43.699
،چونکه بر اساس حرف‌هاي پدرت

40:43.700 --> 40:45.967
من جادوگري‌ام که پشت همه‌ي اينام

40:45.968 --> 40:48.336
،پس فقط بايد منو دار بزنين

40:48.337 --> 40:51.072
اونوقت ديگه همه‌چي درست ميشه

40:51.073 --> 40:53.675
،چيزي که نميتونم بفهمم

40:53.676 --> 40:57.679
،چيزي که نميتونم درست نتيجه بگيرم

40:57.680 --> 41:00.915
،اينه که، بعد از تمام اينها

41:00.916 --> 41:04.720
بعد از تمام داستان‌هايي
...که با همديگه داشتيم

41:04.721 --> 41:09.223
تو يه دوست ميخواستي يا يه آدم گرويي؟

41:29.398 --> 41:30.966
گريه کردن کمکي نميکنه

41:30.967 --> 41:32.600
بهم اعتماد کنين

41:32.601 --> 41:34.402
من خيلي اينکار رو کردم

41:36.605 --> 41:41.242
"آيزاک"

41:41.243 --> 41:43.278
خدايا، هنوز داري خونريزي ميکني

41:43.279 --> 41:45.947
اين اطراف، کيه که خونريزي نکنه؟

41:54.356 --> 41:56.792
من چيکار کردم؟

42:00.562 --> 42:03.231
،من ميدونم هيچکدوم از اينا تقصير شما نيست

42:03.232 --> 42:04.566
و همش تقصير منه

42:04.567 --> 42:07.102
اون روز، اون داشت ميرفت بيرون شهر

42:07.103 --> 42:08.169
من نذاشتم بره

42:08.170 --> 42:09.938
اگه بخاطر من نبود، اون الان خيلي وقت بود که رفته بود

42:09.939 --> 42:11.439
هيچکدوم از اين اتفاقا نمي‌افتاد

42:11.440 --> 42:15.343
شايد فردا صبح خودمم طناب رو بکشم

42:15.344 --> 42:19.748
شايد به درد کشتن "جان آلدن" بخورم

42:19.749 --> 42:21.783
...ولي شما

42:21.784 --> 42:23.551
شما ميتونين نجاتش بدين

42:23.552 --> 42:26.221
!نميتونم. نميتونم

42:26.222 --> 42:27.622
شما "مري" هستين

42:27.623 --> 42:31.560
شما "مري" هستين

42:31.561 --> 42:32.728
اونا شما رو "مري سيبلي" صدا ميکنن

42:32.729 --> 42:34.296
ولي ميدونين من شما رو هميشه

42:34.297 --> 42:38.233
تو فکرم، براي خودم، تو قلبم چي صدا ميکنم؟

42:38.234 --> 42:39.400
"مري جادويي"

42:39.401 --> 42:42.603
شما هميشه جادويي بودين

42:42.604 --> 42:45.540
حتي اون موقعي که ما جوون‌تر بوديم

42:45.541 --> 42:47.475
...و شما ميتونين هرکاري بکنين

42:47.476 --> 42:49.945
هميشه ميتونستين

42:49.946 --> 42:52.480
فقط بايد از ته دلتون بخواينش

42:52.481 --> 42:55.016
و ميخواين

42:55.017 --> 42:57.052
مگه نه؟

42:57.053 --> 42:59.021
شما دلتون ميخواد "جان آلدن" زنده بمونه

43:29.618 --> 43:30.785
چطوري اومدي اين تو؟

43:31.888 --> 43:34.790
اونا فردا صبح دارِت ميزنن

43:34.791 --> 43:37.258
اونا"؟"

43:37.259 --> 43:40.462
خب، مگه تو يکي از اونا نيستي، خانم "سيبلي"؟

43:44.000 --> 43:47.602
بعضي وقتا، ديگه اصلاً يادم نمياد کي هستم

43:47.603 --> 43:49.838
...ولي ميدونم تو کي هستي

43:49.839 --> 43:52.273
يه مرد بيگناه

43:52.274 --> 43:55.377
شک دارم

43:55.378 --> 43:58.580
خيلي خنده داره

43:58.581 --> 44:01.349
بالاخره "سيلم" يه نفر رو بخاطر کاري

44:01.350 --> 44:03.551
که واقعاً کرده به مرگ محکوم کرد

44:03.552 --> 44:06.621
"برو خونه، "مري

44:06.622 --> 44:09.690
"برگرد به زندگيت، خانم "سيبلي

44:12.395 --> 44:14.629
زندگي من تويي

44:18.234 --> 44:20.468
خب، الان ديگه واسه اين فکر يه ذره دير شده

44:20.469 --> 44:22.170
من نميذارم اونا تو رو دار بزنن

44:22.939 --> 44:24.605
من ميتونم نجاتت بدم

44:24.606 --> 44:26.008
،"مردم پاکِ "سيلم

44:26.009 --> 44:29.611
،مردمي که سعي کردم نجاتشون بدم

44:29.612 --> 44:33.081
همشون ميخوان من بميرم

44:33.082 --> 44:35.150
اونا فکر ميکنن من خودِ شيطانم

44:37.053 --> 44:38.586
من شيطان نيستم

44:42.258 --> 44:46.027
...ولي بخاطر خيانت گناهکارم

44:46.028 --> 44:47.395
و قتل

44:49.532 --> 44:52.033
و آماده‌م بخاطرش منو دار بزنن

44:53.903 --> 44:56.872
...بعلاوه

44:56.873 --> 44:58.306
بدجوري خسته‌ام

44:59.608 --> 45:01.543
از زندگي کردن بدونِ تو خسته‌ام

45:01.544 --> 45:04.079
هنوز يه راه هست که بتونيم باهم باشيم

45:04.080 --> 45:05.047
ديگه تموم شد

45:05.048 --> 45:06.448
تو چِت شده؟

45:06.449 --> 45:09.484
مثل بقيه‌ي آدماي اين شهر ديوونه شدي؟

45:09.485 --> 45:12.520
...جان"، من بهت قول ميدم"

45:12.521 --> 45:14.822
نه، قول نده

45:14.823 --> 45:18.093
هيچکدوم از ماها
سر قو‌هامون نميمونيم، بنابراين قول نده

45:18.094 --> 45:19.160
به من گوش کن

45:19.161 --> 45:21.329
،دارم بهت گوش ميدم

45:21.330 --> 45:24.299
و ميبينم که اصلاً حرفات با عقل جور در نمياد

45:24.300 --> 45:27.602
دور و برت رو نگاه کن

45:27.603 --> 45:31.707
ديوارهاي سنگي

45:31.708 --> 45:33.174
،پنجره‌هاي ميله‌دار

45:33.175 --> 45:35.476
با يه درِ آهني

45:35.477 --> 45:39.947
،درست بالا سرمون
يه طناب دار کلفته که منتظر گردن منه

45:39.948 --> 45:43.384
اينا واقعيت‌هاي غيرقابل انکارن

45:43.385 --> 45:44.352
و تمام عشق‌هاي توي دنيا

45:44.353 --> 45:46.955
نميتونن حتي يکي از اينا رو تغيير بدن

45:46.956 --> 45:48.323
داري اشتباه ميکني

45:48.324 --> 45:52.594
،عشق از واقعيت قوي‌تره
از هرچيزي قوي‌تره

45:54.530 --> 45:57.232
،"ولي، دارم بهت ميگم، "جان

45:57.233 --> 46:00.535
هنوزم براي ما يه جايي تو اين دنيا هست

46:00.536 --> 46:03.371
فقط تو رؤيا

46:03.372 --> 46:05.840
خيلي‌خب، پس

46:05.841 --> 46:09.044
...واسه آخرين بار

46:09.045 --> 46:10.946
با من رؤيا ببين

46:34.865 --> 46:44.938
.:: @bollbolljan_com ::.