﻿WEBVTT

00:01.830 --> 00:03.487
...آنچه در "سيلم" گذشت

00:03.950 --> 00:06.354
!همه‌ي اون جادوگرا رو بکشين

00:08.367 --> 00:09.593
...پدر

00:09.645 --> 00:11.585
دختر کوچولوت برگشته خونه...

00:11.587 --> 00:12.912
من هرکاري واست انجام مي‌دم

00:12.915 --> 00:15.967
تو مي‌شي واسطه‌ي من براي انتقام گرفتن

00:16.003 --> 00:19.354
هتورن شک کرده که تو واقعاً
واسه‌ي درمان طاعون اومدي به شهر يا نه

00:19.391 --> 00:20.932
من دنبال جايگاه روح مي‌گردم

00:20.968 --> 00:22.044
و اون کجاست؟

00:22.096 --> 00:24.915
من فکر مي‌کنم که درست همينجاست

00:24.952 --> 00:26.576
سعي ميکنم آروم انجامش بدم

00:26.612 --> 00:27.854
خودتو اذيت نکن

00:29.102 --> 00:30.843
آخرينِ جادوگرانِ واقعي

00:30.846 --> 00:32.338
من هيچي از جادوگرا نمي‌دونم

00:32.340 --> 00:35.442
حتي نمي‌دونستم خودمم
يه جادوگرم

00:36.075 --> 00:38.148
دوباره همديگه رو مي‌بينيم، جغد کوچولو

00:40.724 --> 00:43.543
من مي‌فهمم ابزار قدرت تو چيا هستن

00:43.596 --> 00:45.619
،يه خنجر جادوگر براي کُشتن

00:45.671 --> 00:48.191
،يه سنگ ماه براي ديدن

00:48.245 --> 00:51.314
و يه کيسه‌ي دارو براي ديده نشدن

00:51.349 --> 00:54.301
مراقب اين يکي باش

00:56.330 --> 00:59.233
مقام دادرس، نبايد به دستِ
يه دشمنِ بد ذات بي‌افته

00:59.286 --> 01:02.188
بايد يه جادوگر باشه

01:02.224 --> 01:04.180
کوروين رو هيچ‌جا نمي‌شه پيدا کرد

01:04.217 --> 01:07.568
،هرکي که اون بيرونه
قطعاً ما رو هدف گرفتن

01:23.794 --> 01:28.571
تو خونه‌ي خودم. تو وانِ حمام خودم

01:28.609 --> 01:30.599
چطور ممکنه؟

01:30.651 --> 01:32.474
يه نفر مي‌خواد تو رو بکشه

01:32.510 --> 01:34.864
اول کوروين، حالا هم تو

01:34.901 --> 01:36.027
نه

01:36.063 --> 01:40.725
،نه، من تو چنگالِ وحشتناک اون کاملاً ناتوان بودم

01:40.778 --> 01:43.597
درست عين يه موش که تو چنگ خودمه

01:43.633 --> 01:46.785
،نه، اگه مي‌خواست من رو بکشه
تا الان کُشته بود

01:48.249 --> 01:49.774
خب پس چي؟

01:51.022 --> 01:52.929
يه هشداره؟

01:54.309 --> 01:57.543
کي توي کندو اين قدرت رو داره
که من رو به چالش بکشه؟

01:57.580 --> 01:59.786
هيچکس

02:03.150 --> 02:07.016
چه بخواي بدوني چه نخواي، بايد بگم
من هيچوقت هيچ کاري نکردم

02:07.018 --> 02:10.183
که واقعاً به نفع خودت نبوده باشه

02:10.186 --> 02:11.900
اما هنوزم عصبانيت و بي اعتمادي تو

02:11.936 --> 02:14.567
جلوي تو رو از توجه کردن به
اخطارهاي من داره مي‌گيره

02:14.605 --> 02:16.353
اوه، اخطار

02:16.406 --> 02:19.570
من خيلي وقت پيش بهت گفت مرسي
رو از بين ببري

02:19.607 --> 02:21.655
ولي گذاشتي اونقدر زنده بمونه

02:21.691 --> 02:24.322
که بتونه بهمون آسيب جدي و محکمي بزنه

02:24.359 --> 02:25.789
حالا، بازم دارم بهت مي‌گم

02:25.826 --> 02:29.524
خطر واقعي‌اي که ان هيل
داره رو ناديده نگير

02:29.577 --> 02:31.192
من از اون نمي‌ترسم

02:31.195 --> 02:34.610
،وقتي که بخواي ازش بترسي
ديگه خيلي دير شده

02:35.580 --> 02:38.412
اون از بوستون برگشته

02:38.447 --> 02:44.080
...و قدرتش هم خيلي زود داره رشد مي‌کنه
حتي زودتر از تو

02:46.334 --> 02:50.667
عاقلانه‌تره حالا که هنوز فقط يه بچه گربه‌ست
خفه‌ش کنيم

02:50.703 --> 02:55.302
صبر نکن تا ببيني چنگال‌هاش
چقدر قدرت دارن

02:56.872 --> 02:58.336
ما تا وقتي نفهميم کيه که مي‌خواد

02:58.373 --> 03:00.587
بهمون حمله کنه، هيچکاري نمي‌تونيم بکنيم

03:00.624 --> 03:02.871
من خودم ترتيب ان هيل رو ميدم

03:02.925 --> 03:04.956
تو برو سراغ پتروس

03:05.010 --> 03:08.424
هزاران چشم اون حتماً يه چيزايي ديدن

04:35.438 --> 04:40.433
‏.::  www.bolboljan.net ::.

05:01.500 --> 05:03.494
!مُرده‌هاتون رو بياريد بيرون

05:05.192 --> 05:06.808
!مُرده‌هاتون رو بياريد بيرون

05:08.939 --> 05:10.883
!ببخشيد

05:10.886 --> 05:14.259
من يه مُرده اينجا دارم، ولي
خيلي سنگينه نمي‌تونم بلندش کنم. بياييد کمک

05:16.425 --> 05:18.535
باشه

05:18.538 --> 05:21.113
از جلوي در بريد عقب

05:40.330 --> 05:42.157
جناب کوروين، عضو انجمن شهر؟

05:58.846 --> 06:00.457
!مُرده‌هاتون رو بياريد بيرون

06:03.620 --> 06:07.277
!مُرده‌هاتون رو بياريد بيرون

06:07.279 --> 06:12.516
...در قلبِ پيوريتان‌هاي آمريکايي‌مون...

06:12.569 --> 06:14.313
که خودمون موارد رو بررسي کنيم...

06:16.096 --> 06:20.552
کشيش کاتن متر برگشته

06:22.584 --> 06:26.323
درست مثل يه سگ که تو
استفراغ خودش دست و پا مي‌زنه

06:32.732 --> 06:34.126
رقّت‌انگيزه

06:34.162 --> 06:36.389
چطور مي‌تونين زنداني‌ها رو
تو همچين وضعيتي نگهدارين؟

06:36.441 --> 06:38.800
خب، شايد شما بتونين مقداري از

06:38.853 --> 06:41.595
دارايي‌هاي پدرتون رو به ما ببخشين
که بتونيم هزينه‌هاي

06:41.632 --> 06:45.173
يه جاي بزرگتر و سلول‌هاي بهداشتي‌تري رو

06:45.208 --> 06:46.536
،براي افراد متهم به جادوگر بودن
بپردازيم

06:46.540 --> 06:48.584
بگذريم، اينجا چيکار ميکنين؟

06:48.619 --> 06:50.413
شنيده بودم که براتون ممنوع کردن

06:50.448 --> 06:53.573
که توي هيچکدوم از مسائل و اتفاقات
سيلم، دخالت کنين

06:53.610 --> 06:57.727
مسائل سيلم، مسأله‌ي هرکسيه

06:57.780 --> 07:01.398
ولي درواقع، بعنوان يه دوستِ خانوادگي

07:01.400 --> 07:06.035
به اينجا اومدم که آرامش و
توصيه‌هاي ديني به ان هيل بکنم

07:07.573 --> 07:11.408
،خب، واقعاً بايد بگم که جناب
،شما اگه خيلي نگران وضعيت ايشون هستين

07:11.461 --> 07:13.411
مطمئناً بهترين کاري که مي‌تونين بکنين

07:13.463 --> 07:15.496
اينه که ازشون فاصله بگيرين

07:15.549 --> 07:16.998
...من مطمئنم که پدرشون حتماً

07:17.051 --> 07:19.051
پدرش مطمئناً تنش داره تو گور مي‌لرزه

07:19.086 --> 07:21.253
که مي‌بينه تو چطور پا تو کفشش کردي و شدي دادرس

07:21.305 --> 07:23.088
،من الان دادرس هستم

07:23.140 --> 07:26.925
و هرجور که صلاح بدونم
با زنداني‌ها رفتار مي‌کنم

07:28.480 --> 07:30.763
جدي مي‌گم، متر

07:30.766 --> 07:32.515
اينجا بهت نيازي نيست

07:32.567 --> 07:37.269
،سيلم، به اندازه‌ي جادوگرها
از شکارچي‌هاي جادوگران هم متنفره

07:45.283 --> 07:49.335
چطور جرأت مي‌کني من رو مثل يه
بچه‌ي خيابوني و ولگرد احظار کني؟

07:49.370 --> 07:52.537
،واسه دختربچه‌اي به اين کوچيکي
اينا تهديدهاي خيلي بزرگي هستن

07:52.590 --> 07:55.540
من نه کوچيکم نه دختربچه

07:55.594 --> 07:56.592
نيستي؟

07:56.628 --> 07:58.260
ولي ديشب يه اتفاقي توي يکي از

07:58.297 --> 08:00.630
ايست‌هاي بازرسي جاده‌ي ورودي به سيلم، افتاده

08:00.684 --> 08:04.719
يه نفر کشته شده، يکي ديگه‌شونم
از ترس بيهوش شده

08:07.307 --> 08:10.274
من نمي‌خواستم هيچکدوم از اون
اتفاقا بي‌افته. پيش اومد

08:10.310 --> 08:14.112
تو عين يه بشکه باروت هستي
که آماده‌ي انفجاره

08:14.148 --> 08:15.814
متأسفانه من تصميمم رو گرفتم

08:15.867 --> 08:19.568
واقعاً نمي‌تونم به همين راحتي اجازه بدم
اينطوري توي سيلم بموني

08:23.659 --> 08:25.826
...نه. بذار برم بيرون. تو نمي‌توني

08:25.828 --> 08:26.909
چرا مي‌تونم

08:26.963 --> 08:29.746
بچه‌جون، من به صد روش مختلف
مي‌تونم تو رو بکشم

08:29.799 --> 08:31.248
دروغ نمي‌گم

08:31.301 --> 08:33.334
خيلي‌هاي ديگه من رو تشويق کردن
که اينکار رو بکنم

08:33.386 --> 08:39.006
و من هم کاملاً آمادگي اينو دارم
که شمع عمرت رو زودتر خاموش کنم

08:39.010 --> 08:41.769
چي مي‌خواي؟

08:41.820 --> 08:44.971
فقط مي‌خوام کمکت کنم که خودت باشي

08:46.576 --> 08:48.826
،مي‌دونم باور کردنش واست سخته

08:48.863 --> 08:51.080
ولي من اصلاً با تو دشمني ندارم

08:51.115 --> 08:53.448
ولي با اينحال مي‌توني من رو
!به صد روش مختلف بکشي

08:53.502 --> 08:57.121
همونطوري که مي‌تونم يه
سگِ وحشيِ تربيت نشده رو بکشم

08:57.174 --> 08:59.875
ولي اول، بايد تلاش کنم
و تربيتش کنم

08:59.928 --> 09:01.795
،و اگه اون سگ پوزه بند رو قبول کنه

09:01.848 --> 09:04.097
اونوقت شايد بتونم به اين نتيجه برسم
که اون ديگه هيچ خطري

09:04.134 --> 09:05.684
،براي هر بيگناهي که از جلوش رد مي‌شه نداره

09:05.720 --> 09:09.473
شايد حتي تبديل به يه... دوستِ
قابل اعتماد بشه

09:09.475 --> 09:13.778
مرگ يا تسليم شدن

09:13.815 --> 09:15.815
يا دوستي

09:19.289 --> 09:21.489
چطوري بايد شروع کنم؟

09:22.660 --> 09:26.463
...هيچ جادويي وجود نداره که نيازي به

09:26.499 --> 09:27.748
تحريک شدن نداشته باشه

09:27.801 --> 09:30.418
فقط آروم باش. چشمات رو ببند

09:30.472 --> 09:32.804
هيس

09:43.740 --> 09:46.357
حالا يه نفر رو تصور کن

09:46.361 --> 09:48.578
شايد يک مرد

09:49.531 --> 09:51.414
ممکنه اونو بشناسي

09:56.875 --> 10:00.376
نفسش به گوشت مي‌خوره

10:00.430 --> 10:04.123
دستاش تو رو لمس مي‌کنن

10:05.770 --> 10:08.956
لبهاش روي گردنته

10:13.825 --> 10:16.978
بيا. يه چيزي برات دارم

10:35.417 --> 10:38.353
کتابِ سايه‌هاي تو

10:38.407 --> 10:41.759
،بعضي از کتابا براي خونده شدن درست شدن
بعضيا براي نوشته شدن

10:41.811 --> 10:43.419
هرکدوم از ما بايد يکي از
...اينها رو داشته باشيم

10:43.472 --> 10:46.575
يه کتابچه‌ي خصوصي از تمامِ
افکار و خواب‌هاي ما

10:46.578 --> 10:50.279
،جادوها و آزمايشها‌مون، از تمام کارهامون

10:50.314 --> 10:53.019
چه خوب و چه بد

10:53.055 --> 10:56.540
اگه درست کار کنه، هيچکس
غير از کسي که اون رو نوشته

10:56.577 --> 10:59.032
نمي‌توني چيزايي که
،توش نوشته رو بخونه

10:59.068 --> 11:01.124
حداقل تا زماني که نويسنده‌ش
زنده‌ست نمي‌تونه کسي بخوندش

11:01.161 --> 11:02.403
و بعد از اينکه نويسنده‌هاشون ميميرن چي؟

11:02.439 --> 11:04.347
،بعد از مرگ يه جادوگر

11:04.399 --> 11:06.671
کتاب به دست سمهِين مي‌رسه

11:06.725 --> 11:09.329
اين بهترين راه براي نجات راهِ
،کشف جادوگرانه

11:09.332 --> 11:11.206
بخاطر اينکه راه‌هاي قديمي از بين نرن

11:11.242 --> 11:13.863
،بعضي از اينا مال صدها سال پيش هستن

11:13.900 --> 11:17.269
که مربوط به اولين جادوگران اسکس بودن

11:17.304 --> 11:18.546
...درواقع

11:18.600 --> 11:21.454
کتاب پدرِ تو دستِ منه

11:21.506 --> 11:23.330
اينطوري فهميدم که مُرده

11:23.367 --> 11:24.992
کتاب همون روز برام ظاهر شد

11:25.028 --> 11:28.761
حالا برو خونه و کتابت رو بنويس

11:28.814 --> 11:30.257
،مي‌توني با جوهر توش بنويسي

11:30.259 --> 11:32.913
ولي اول بايد با خون اون رو امضا کني

11:32.917 --> 11:34.576
چي؟ -
آره -

11:34.579 --> 11:37.864
،يه جادوي پيچيده
،يه جادوي قوي و مؤثر

11:37.899 --> 11:40.023
هميشه به يه مقدار
خون نياز داره

11:40.059 --> 11:43.212
امضاي خونين تو، اون رو از چشم
هرکسي غير از خودت، محافظت مي‌کنه

11:43.265 --> 11:47.115
!آي -
مي‌بيني؟ به همين راحتيه -

11:47.168 --> 11:49.439
اين کار رو تو خونه انجام بده و بنويس

11:49.493 --> 11:52.397
من ان هيل هستم و اين »
« کتاب سايه‌هاي منه

11:52.433 --> 11:54.721
،وقتي اين کار رو بکني
موجود همراهت پيشت ظاهر مي‌شه

11:54.759 --> 11:56.417
موجود همراهم؟

11:56.469 --> 11:58.659
وقتي ببينيش خودت مي‌فهمي

11:58.661 --> 12:02.313
امشب در ساعت جادوگرها، ميام پيشت

12:02.365 --> 12:05.302
و مراسم رسمي عضويت تو رو کامل مي‌کنيم

12:28.190 --> 12:30.728
ميشه بپرسم چيکار دارين مي‌کنين؟

12:32.010 --> 12:33.718
اگه مي‌تونين جوابي که مي‌دم
رو بفهمين، بله

12:33.750 --> 12:35.763
در غير اينصورت، توصيه مي‌کنم
ساکت بايستين و تماشا کنين

12:35.798 --> 12:38.160
من توي هاروارد درس خوندم، آقا

12:38.164 --> 12:39.661
بدون شک الهيات خوندين

12:39.663 --> 12:42.358
يه شاخه‌ي به شدت بي مصرف و پيچيده

12:42.395 --> 12:43.824
از درخت علمه

12:43.877 --> 12:45.957
خواهش مي‌کنم من رو ببخشيد

12:45.993 --> 12:49.072
انگار اين روزا نمي‌تونم بدون اينکه به
کسي توهين کنم، دهنم رو باز کنم

12:49.125 --> 12:50.905
تقصيرِ اين آبله‌ي لعنتيه

12:50.957 --> 12:53.703
ذهنم رو درگير پيچيدگيش کرده
و نمي‌تونم چيزي پيدا کنم

12:55.538 --> 12:56.984
وين‌رايت

12:56.987 --> 12:58.983
درست همون مردي که اميدوار
...بودم ببينم

12:59.020 --> 13:00.616
دکتر جديد شهر

13:00.653 --> 13:01.815
من از بوستون اومدم

13:01.867 --> 13:03.980
دقيقاً بخاطر اينکه همين آبله
ذهنم رو درگيرش کرده بود

13:03.983 --> 13:06.196
قصد دارم، اگه هنوز دير نشده باشه
جلوشو بگيرم

13:06.232 --> 13:07.279
و شما...؟

13:07.315 --> 13:09.145
کاتن متر -
اوه -

13:09.197 --> 13:11.226
شما به خانواده‌ي سلطنتي نامه نوشته بودين

13:11.280 --> 13:12.809
چرا، بله. شما يادتونه؟

13:12.862 --> 13:14.975
عضو سابق اونجا بودم و تا اونجايي که يادمه

13:14.978 --> 13:17.223
يکي از نامه‌هاي شما به زبان ميسوري
توي آخرين جلسه ملاقات ما خونده شد

13:17.278 --> 13:22.272
،شما يه نقاشي طراحي شده از يه... آم
يه... جنين مُرده متولد شده‌ي ناقص رو فرستاده بودين

13:22.307 --> 13:24.686
ظاهراً يه نشانه‌ي محکم از
ظهور کردن شيطان بوده

13:24.723 --> 13:26.686
...آره، واقعاً خارق‌العاده بود. اون

13:26.721 --> 13:28.468
باعث خنديدنشون شد

13:28.505 --> 13:30.185
...يادمه که استاد اسحاق

13:30.220 --> 13:33.015
اسحاق؟ استاد اسحاق نيوتن؟
اون هم اونجا بود؟

13:33.053 --> 13:34.432
اونجا بود؟ يادمه وقتي داشت دکمه‌هاي لباسش رو

13:34.468 --> 13:36.380
مي‌ بست، داشت از خنده روده بر مي‌شد

13:40.098 --> 13:43.126
مي‌خواستي خنده‌دار باشه ديگه، مگه نه؟

13:44.428 --> 13:46.625
.من اون لحظه اونجا بودم، آقا
شما نبودين

13:48.960 --> 13:53.209
خب... اينو ببين

13:53.260 --> 13:54.024
اين چي هست؟

13:54.239 --> 13:56.458
يه کيسه صفرا که پيش از اين ديده نشده

13:56.493 --> 13:59.513
از جسد مردم بيچاره‌ي سيلم در آوردم
که به اين آبله مبتلا شده بودن

13:59.550 --> 14:01.752
تا حالا همچين آبله‌اي نديده بودم

14:01.754 --> 14:03.805
ولي بهتره بگين يه آبله‌ي جادوگران رو نديده بودين

14:03.842 --> 14:06.477
هيچکسي که اونجاست و اين بيماري رو
،گرفته جادوگر نيست

14:06.514 --> 14:08.765
و اين يعني بيماري توسط يه جادوگر شايع شده

14:08.818 --> 14:13.108
خب، شايد وقتي که تمام
،دلايل عقلاني ته ميکشه

14:13.110 --> 14:14.844
فقط دلايل غيرممکن باقي مي‌مونه

14:14.880 --> 14:19.287
،درست ميگي، متر
بعنوان يه مرد هاروارد درس خونده

14:22.128 --> 14:23.427
،يه مقدار شانس داشتم

14:23.464 --> 14:25.848
و فکر مي‌کنم که تونستم حامل اصليِ
اين آبله رو پيداش کنم

14:25.886 --> 14:27.470
اولين کسي که مبتلا شده؟

14:27.472 --> 14:28.521
اينطور فکر مي‌کنم

14:28.558 --> 14:30.809
اسمش آيزاک ـه... آيزاک زناکار

14:30.862 --> 14:33.899
اين نشان توسط افراد متعصب و جاهل همين
شهر کچيک، روي پيشونيش گذاشته شده

14:33.952 --> 14:35.151
آيزاک؟

14:35.154 --> 14:37.655
.خيلي خوب مي‌شناسمش
خدا رو شکر که هنوز زنده‌ست

14:37.709 --> 14:39.994
.بهتره از من ممنون باشي
من اونو پيداش کردم

14:43.972 --> 14:45.506
آيزاک کجاست؟

14:45.508 --> 14:47.976
مريضِ من کجاست!؟

14:48.013 --> 14:49.680
خانم جوان، اون کجاست؟

14:49.683 --> 14:52.235
من وقتي ديشب رفتم، آيزاک بيچاره
همونجا خوابيده بود

14:52.271 --> 14:55.324
.اون پسر اصلاً نمي‌تونست از جاش تکون بخوره
نمي‌تونه همينطوري رفته باشه

14:55.362 --> 14:56.578
خيلي مهمه که اين مرد رو پيدا کنيم

14:56.614 --> 14:58.532
من نمي‌دونم چه اتفاقي افتاده

15:04.848 --> 15:07.601
يا اونو دزديدن يا اينکه حداقل ميشه
گفت، عقلش رو از دست داده

15:07.636 --> 15:09.687
وقتي پيداش کردم، همراهش کلي طلا بود

15:09.723 --> 15:12.560
که با چندين سال کار کردن نمي‌تونست در بياره

15:12.613 --> 15:15.064
ولي پولاشو همينجا گذاشته

15:19.210 --> 15:20.809
مالوم

15:20.850 --> 15:23.765
خب، اونم بود، کنار آيزاک پيداش کردم

15:23.817 --> 15:26.097
چيه، اين تحفه رو مش‌شناسي، متر؟

15:28.185 --> 15:30.066
آره

15:30.101 --> 15:32.649
اين يه شيء جادويي و افسانه‌ايه
که توسط جادوگران استفاده مي‌شده

15:32.686 --> 15:36.819
تا بتونن مراسم بزرگشون رو کامل کنن
و مرگ رو در تمام دنيا آزاد کنن

15:38.822 --> 15:40.269
...شما گفتين که آيزاک

15:40.322 --> 15:43.570
اولين کسي بوده که ممکنه به
اين آبله مبتلا شده باشه

15:43.606 --> 15:45.187
اون يه کيسه طلا

15:45.241 --> 15:47.822
و اين... اين سلاح جادوگران همراهش بوده

15:47.857 --> 15:51.439
ممکنه آيزاک توسط جادوگران
اجير شده باشه که اين طاعون رو پخش کنه؟

15:53.443 --> 15:56.775
من واقعاً نمي‌تونم از اين حرفاي نامعقولي
،که شما مي‌زنين چيزي بفهمم

15:56.778 --> 15:58.943
و باعث تأسفمه که آيزاک رو
،از دست دادم، ولي خوشبختانه

15:59.029 --> 16:00.443
به قدر کافي خون ازش کشيدم

16:00.479 --> 16:02.560
که بتونم پادزهر رو پيدا کنم

16:02.613 --> 16:05.644
تنها راهيه که مي‌شه درمانش کرد

16:13.900 --> 16:16.314
من... من کجام؟

16:23.653 --> 16:25.735
مرسي؟

16:25.787 --> 16:29.319
...اوه، آم، خدايا، من متأسـ

16:29.322 --> 16:31.819
!به من نگاه نکن

16:37.574 --> 16:40.238
متأسف نباش. منم نيستم

16:40.291 --> 16:45.790
،و حالا تو، آيزاکِ اون
...ميشي آيزاکِ من

16:45.827 --> 16:52.076
هديه‌ي من در ازاي
الهه‌ي هرزه‌ها، مري سيبلي

16:58.164 --> 17:01.496
ناپديد شدن آيزاک توجه اونا رو جلب کرده

17:01.549 --> 17:03.996
حتي الان هم دارن دنبالش مي‌گردن

17:04.050 --> 17:05.786
کاتن متر دنبالش مي‌گرده

17:05.790 --> 17:07.532
،خب پس دالي، عروسک من

17:07.584 --> 17:09.940
بهتره حواست باشه که پيداش نکنن

17:11.521 --> 17:14.093
چرا انقدر از مري سيبلي متنفري؟

17:19.346 --> 17:21.171
اون باهات چيکار کرده؟

17:25.974 --> 17:30.424
اوه، آيزاک عزيزم

17:30.460 --> 17:33.945
تو نمي‌دوني، مگه نه؟

17:36.025 --> 17:40.723
اون هيولاي واقعيه، نه من

17:45.994 --> 17:47.819
متأسفم

18:01.078 --> 18:02.936
اون جنازه‌هاي بوگندو رو از اينجا ببر

18:02.989 --> 18:04.481
!هي

18:14.484 --> 18:17.638
خواهش ميکنم، آقا. خواهش ميکنم

18:28.706 --> 18:31.511
،فکر نکن ازت ممنون نيستم، کشيش متر

18:31.564 --> 18:33.505
ولي براي چي اومدين اينجا؟

18:33.540 --> 18:34.633
،تو جون منو نجات دادي

18:34.670 --> 18:36.661
ولي التماست کردم که
ديگه به سيلم برنگردي

18:36.697 --> 18:39.452
خيلي خطرناکه

18:39.578 --> 18:42.732
مي‌ترسيدم که برگشتنم به اينجا اشتباه باشه

18:42.735 --> 18:47.716
برگشتن به صحنه‌ي تمام جُرم‌هايي که کردم

18:47.718 --> 18:50.256
ولي حالا مي‌دونم که اينجا
جاييه که بايد باشم

18:54.529 --> 18:56.984
و اون چيه؟

18:57.021 --> 18:59.560
مالوم، دليل اصلي اين طاعون

18:59.596 --> 19:01.587
که الان سيلم رو داره از پا در مياره

19:01.640 --> 19:05.085
و اثبات اينکه من درست مي‌گفتم

19:05.140 --> 19:08.755
اي کاش پدرم به حرفاي من گوش کرده بود

19:08.806 --> 19:11.052
،اگه حرف منو باور کرده بود
ممکن بود بتونيم جلوي مراسم بزرگ رو بگيريم

19:11.089 --> 19:12.970
و اونم الان شايد زنده بود

19:14.472 --> 19:19.085
و اين... شيء چطوري مي‌تونه
دليل حضور شما در اينجا باشه؟

19:19.089 --> 19:22.587
اين بهم يادآوري مي‌کنه که براي جبران
اشتباهات پدرم اينجا اومدم

19:22.640 --> 19:24.920
...اون درباره‌ي همه‌چي اشتباه مي‌کرد

19:24.924 --> 19:27.887
اشتباه ميکرد که فکر کرد مالوم
،فقط يه تيکه‌اي از توهمات منه

19:27.923 --> 19:31.220
...اشتباه ميکرد که شما يه جادوگر هستين

19:31.256 --> 19:34.253
و درباره‌ي جان آلدن هم اشتباه مي‌کرد

19:34.306 --> 19:38.253
اونا فکر مي‌کنن جان آلدن پدر من رو کُشته

19:39.889 --> 19:41.836
شايد بهتره اينطوري فکر کنن

19:41.889 --> 19:43.253
،اونا هيچوقت حقيقت رو نمي‌فهمن

19:43.256 --> 19:46.136
و جان رو هم ديگه نمي‌تونن پيداش کنن

19:47.757 --> 19:49.887
از مرز خارج شده؟

19:49.924 --> 19:52.087
اونطرف تمام مرزهاست

19:52.140 --> 19:54.587
مُرده

19:54.640 --> 19:56.421
مُرده؟

19:59.390 --> 20:01.755
واقعاً متأسفم

20:04.900 --> 20:06.067
من اميدوار بودم که بتونم

20:06.119 --> 20:09.409
يه روزي بهش بگم که چقدر متأسفم

20:11.118 --> 20:13.355
حالا ديگه هيچوقت نمي‌دونه

20:14.661 --> 20:18.771
ما هممون همچين فکرهايي داشتيم

20:18.774 --> 20:22.833
مي‌تونم يه چيزي رو بهت بگم
که تا حالا به هيچکس نگفتم؟

20:22.869 --> 20:25.875
اون تنها مردي بود که عاشقش بودم

20:25.928 --> 20:29.970
و بدترين قسمتش اينه که
بدون اينکه اين رو بدونه، مُرد

20:51.167 --> 20:55.544
آم، خانم سيبلي، اين اصلاً
صحنه‌ي خوشايندي نيست

20:55.546 --> 20:57.683
،چشم‌هاي من خيلي چيزها ديدن، دادرس

20:57.720 --> 21:00.859
و ازشون هيچ واهمه‌اي نداشتم

21:00.896 --> 21:02.698
،از شدت خونريزي مُرده

21:02.734 --> 21:05.907
ولي فکر ميکنم، قبلش اونو شکنجه دادن

21:05.911 --> 21:09.718
زبونش رو بريدن و يه پيغام
به جاش گذاشتن

21:09.755 --> 21:12.192
"دروغگوها؟"

21:12.229 --> 21:14.433
اين يعني چي؟

21:14.435 --> 21:17.357
بهتون ميگم يعني چي، آقاي هتورن

21:17.411 --> 21:20.199
،شما جاتون در تاريخ محفوظه
اين رو مطمئن باشين

21:20.251 --> 21:21.669
...خانم، من

21:21.706 --> 21:25.297
بدترين فرار از زندان که توي اين
شهر اتفاق افتاده

21:25.299 --> 21:28.472
تو روز روشن، يکي از اعضاي شورا
،به طرز وحشيانه‌اي کُشته شده

21:28.476 --> 21:31.231
،و جنازه‌‌ش هم مثل يه پلاک خالي جا مونده

21:31.283 --> 21:33.319
همه‌ي اينا تو روز اول کاريِ شما اتفاق افتاده

21:33.323 --> 21:35.710
کسي که مسئول اين کاره رو پيدا مي‌کنيم

21:35.746 --> 21:38.701
متأسفانه، مردي که مسئول اينهاست
جلو روي من ايستاده

21:38.739 --> 21:41.477
و شايد بهتر باشه به اين فکر کنيم
که چرا بر حسب تصادف

21:41.513 --> 21:43.599
،همون مردي که در ضيافت اون شب غايب بود

21:43.653 --> 21:47.662
و قرار بود بعنوان دادرس انتخاب بشه
الان جنازه‌ش اينجا آويزونه

21:47.698 --> 21:50.201
...شما نمي‌خواين بگين که من

21:50.205 --> 21:51.540
،من هيچي نمي‌خوام بگم

21:51.542 --> 21:54.882
،به جز اينکه بعنوان محافظ قانون
شکست بزرگي خوردين

21:54.936 --> 21:57.272
،و حتي قادر به اداره‌ي يه مُشت گدا هم نيستين

21:57.310 --> 21:58.712
چه برسه به سيلم

22:05.820 --> 22:08.646
پتروس مُرده -
!چي؟ -

22:08.682 --> 22:11.974
کُشته شده. بنظر ميرسه
قاتل جادوگر دوباره گيرمون انداخته

22:12.010 --> 22:14.919
چشم‌هاش چي؟ -
اونا رو هم درآورده -

22:14.972 --> 22:16.334
مهم نيست

22:16.337 --> 22:19.879
اونا تو خونه‌ي خودم بهم حمله کردن، يکي از
،افراد ما رو کُشتن

22:19.915 --> 22:22.159
ولي يه اشتباه مهم کردن

22:22.213 --> 22:25.954
و اون اينکه جنازه‌ي قرباني‌شون رو جا گذاشتن

22:25.990 --> 22:27.202
حالا نوبت ماست

22:27.239 --> 22:30.565
دستِ کوروين ما رو مستقيماً به
اون قاتل جادوگر مي‌رسونه

23:09.303 --> 23:12.712
من ان هيل هستم

23:12.714 --> 23:20.416
اين کتاب سايه‌هاي منه

23:29.022 --> 23:33.928
چه موش کوچولوي خوشگلي

23:33.965 --> 23:36.208
بيا اينجا ببينم

23:36.261 --> 23:37.756
اوه، منو نخوري کوچولو

23:41.620 --> 23:46.084
"اسمت رو ميذارم "آقاي جنکينز

23:46.120 --> 23:47.751
جنکينز قهوه‌اي

24:05.949 --> 24:08.124
،سه آدم بيگناه بخاطر من مُردن

24:08.959 --> 24:11.037
،از جمله مادر و پدر خودم

24:12.311 --> 24:15.538
،بنابراين، من به تو قول مي‌دهم، کتاب من

24:15.616 --> 24:17.970
،و به تو، جنکينز قهوه‌اي کوچولو

24:19.155 --> 24:24.118
و به خودم... من اين قدرت
،درونم  را کنترل مي‌کنم

24:24.138 --> 24:26.474
ولي از آن در راه درست استفاده مي‌کنم

24:26.551 --> 24:33.802
به هيچکس آسيبي نمي‌زنم

24:43.416 --> 24:46.632
مي‌خواي مثل يه ساحره، مُرده رو به حرف بياري؟

24:48.238 --> 24:51.316
يه روزي، علم کاري مي‌کنه که مُرده‌ها
خودشون رازهاشون رو بازگو کنن

24:51.322 --> 24:54.034
فعلاً، فقط تونستم يه ذره از
پرده‌ي اين راز رو کنار بزنم

24:54.700 --> 24:56.359
بيا. بهت نشون ميدم
،چي پيدا کردم

24:56.422 --> 24:57.779
البته اگه نمي‌ترسي

25:11.205 --> 25:12.089
حس‌اش ميکني؟

25:12.608 --> 25:14.175
لبه‌ي بريده شده‌ي زبان

25:14.280 --> 25:15.328
آره

25:15.880 --> 25:17.921
من اشتباه کردم. زبونش بريده نشده

25:18.456 --> 25:20.478
خودش گاز گرفته و اونو کنده

25:26.107 --> 25:28.023
،"بهش مي‌گن، "کالبد شکافي

25:28.144 --> 25:30.163
يه روش آزمايشي پست مُدرن

25:30.579 --> 25:32.364
مي‌دوني يعني چي؟

25:34.420 --> 25:36.880
ديدن با چشمِ خودِ فرد

25:36.919 --> 25:39.514
مي‌شه من رو ببري بيرون هوا بخورم؟

25:39.905 --> 25:44.066
با اينکه گنجايش اين رو دارم که
چشمام چي رو مي‌بينه و دستام چي رو حس مي‌کنه

25:56.431 --> 25:58.196
حرفت رو باور نميکنم

25:59.665 --> 26:01.996
تو اصلاً ضعيف بنظر نمياي. اينو مطمئنم

26:02.458 --> 26:04.501
پس چرا الان اينجا، بيرون پيش تو ام؟

26:05.029 --> 26:06.829
خب، خواهيم ديد

26:07.908 --> 26:11.860
،تو غيرعادي‌ترين زني هستي که ديدم، مري سيبلي

26:12.122 --> 26:13.580
واقعاً استثناء هستي

26:14.202 --> 26:15.463
واقعاً؟

26:15.985 --> 26:17.496
چطوري؟

26:18.123 --> 26:21.403
خب، من زن‌هاي ديگه که به اندازه‌ي تو
،زيبا و باهوش بودن رو ديدم

26:22.873 --> 26:24.413
ولي تو يه چيز ديگه‌اي

26:24.451 --> 26:25.596
بگو

26:25.929 --> 26:27.362
مثل مني

26:27.563 --> 26:29.315
،بدنت از هيچ چيزي ترس نداره

26:29.346 --> 26:31.554
نه، انگار که، خودِ مرگه

26:31.733 --> 26:33.971
...فقط شيفتگي و

26:35.245 --> 26:36.476
خوشحالي رو مي‌پذيره

26:39.176 --> 26:41.656
من تمام عمرم بدون هيچ اميدي منتظر بودم

26:42.090 --> 26:44.718
که با يکي آشنا بشم که بتونم
همراهش، چشم بدوزم

26:45.103 --> 26:46.325
به چي چشم بدوزي؟

26:46.764 --> 26:48.177
به ژرفا و عمق

26:48.740 --> 26:50.727
واسه چي اينجايي؟

26:51.370 --> 26:54.308
بخاطر اينکه چيزي رو دوست داشتي
...که احساسش کردي

26:55.431 --> 26:57.257
و آماده‌ي بيشتر از اين هستي؟

27:14.017 --> 27:16.530
جاده‌اي که به قصر عقل و خرد ختم مي‌شه

27:16.600 --> 27:19.519
.طاقت‌فرسا و طولانيه
...فکر مي‌کني که بتوني

27:19.543 --> 27:23.072
تو اين جاده با من همراه بشي؟

28:39.622 --> 28:42.333
،حالا، با ضربه‌ي مرد مُرده، قفل را باز کن

28:42.347 --> 28:44.173
،به سرعت قفل را باز کن
مانع را بردار و نشان بده

28:44.485 --> 28:46.693
،کسي که خونِ او را ريخته نشان بده

28:46.724 --> 28:48.922
انگشتت را به سمت او نشانه بگير

28:49.042 --> 28:51.220
،حالا، با ضربه‌ي مرد مُرده، قفل را باز کن

28:51.258 --> 28:53.499
،به سرعت قفل را باز کن
...مانع را بردار و نشان بده

29:11.750 --> 29:14.174
تصاوير کاملاً واضح بودن

29:14.520 --> 29:16.000
ناکرز هول

29:23.739 --> 29:25.317
تمام کوچه‌ها رو محاصره کنين

29:25.369 --> 29:27.848
هيچکس نه خارج مي‌شه نه داخل

29:46.068 --> 29:48.144
انگشت اين سمت رو نشون مي‌ده

30:09.706 --> 30:11.342
قاتل اينجا بوده

30:11.544 --> 30:13.595
همين الان رفته

30:18.127 --> 30:19.741
بيرون رو چک کن

30:20.064 --> 30:22.472
ممکنه هنوز نزديک اينجا باشه

31:09.955 --> 31:11.800
هيچ اثري ازشون نيست

31:12.170 --> 31:13.754
صبر داشته باش

31:13.870 --> 31:16.869
توي سيلم من، هيچ جايي
واسه قايم شدن نيست

31:31.177 --> 31:33.234
،سر هر راه ورودي به ناکرز هول
نگهبان بذارين

31:33.243 --> 31:34.653
هيچکس از اينجا بيرون نمي‌ره

31:35.050 --> 31:37.577
اين شکارچي جادوگر از دست من در نمي‌ره

31:42.027 --> 31:43.438
چيه؟

31:44.951 --> 31:46.529
...حس‌اش کردم

31:46.815 --> 31:49.357
حضور هموني رو که به من حمله کرد

31:50.512 --> 31:52.290
از اينجا اومده بود

31:54.064 --> 31:56.034
از تو آب اومدن

31:56.739 --> 31:58.372
،اينجا راه عبورشون بوده

31:58.425 --> 32:00.862
به اين روش تونستن وارد سيلم بشن

32:01.120 --> 32:03.921
،درست عين يه موش تو فاضلاب
از توي چاه اومدن

32:03.928 --> 32:05.844
پس مي‌تونن هر وقت ديگه‌اي بازهم بيان

32:06.255 --> 32:08.409
نه. کاري ميکنم که هر اتفاقي
،که ديشب افتاد

32:08.452 --> 32:10.230
ديگه نتونه بدون هشدار به من وارد بشه

32:10.602 --> 32:11.890
يه طلسم آب درست مي‌کنم

32:11.940 --> 32:13.350
که اگه نزديک شد بهم هشدار بده

32:13.647 --> 32:16.158
فقط مي‌خوام از علامتشون يه ذره بچشم

32:16.588 --> 32:17.735
يه کار خيلي ساده‌ست

32:17.736 --> 32:19.933
يه کم ساده و خيلي ناخوشايند

32:20.545 --> 32:22.159
خب، پس به ان هيل مي‌گم

32:22.177 --> 32:23.753
که اين کار رو واسم انجام بده

32:23.824 --> 32:26.637
ديگه وقتشه که دستاش و
وجودش رو، آلوده کنه

33:02.248 --> 33:03.729
با من داري چيکار مي‌کني؟

33:03.740 --> 33:05.120
دارم واسه طلسم آماده‌ت مي‌کنم

33:05.750 --> 33:07.682
اينطوري مي‌کُشيش. خواهش مي‌کنم تمومش کن

33:08.212 --> 33:09.751
...مگه آيزاک يکي از ما نيست

33:09.916 --> 33:12.047
ازش سوءاستفاده کردن و از سيلم طرد شده؟

33:15.056 --> 33:17.197
تو خودت گفتي که مري سيبلي
،به اون خيانت کرد

33:17.221 --> 33:18.811
...گذاشت که مثل بقيه‌ي ماها بميره

33:21.049 --> 33:23.410
مثل بعضي از ماها، داليِ عزيزم

33:24.804 --> 33:28.112
!بسه! به من... نگاه... نکن

33:28.180 --> 33:30.134
مرسي، خواهش مي‌کنم

33:30.468 --> 33:31.697
ولش کن

33:32.031 --> 33:33.306
ولش کنم؟

33:33.948 --> 33:35.590
!ولش کنم؟ نه

33:36.053 --> 33:39.508
،اگه دوباره حرف بزنه
اين بار تو قبر ولش مي‌کنم

33:41.010 --> 33:42.565
واسه چي؟

33:42.860 --> 33:45.015
...آيزاک عزيزم، خيلي ساده‌ست

33:45.136 --> 33:46.515
...ساده عين تو

33:46.941 --> 33:48.597
عين درس‌هاي انجيل پدرم

33:49.276 --> 33:50.852
هيچي زير نور خورشيد تازه نيست

33:50.915 --> 33:53.899
کاري که اون با ما کرده، بايد با
بقيه هم انجام بشه

33:54.020 --> 33:56.154
دنيا اينطوريه

33:56.612 --> 33:59.270
،براي هر چيزي، يه فصلي هست

33:59.469 --> 34:03.236
واسه هر هدفي تو جهنم يه زماني هست

34:04.177 --> 34:08.384
زماني براي برداشت، و زماني براي بذرافشاني

34:09.363 --> 34:10.356
آره

34:11.821 --> 34:13.389
نه

34:14.067 --> 34:16.038
فصل جادوگر

34:20.557 --> 34:22.875
حالا مي‌خوايم عضويت رسميِ تو رو شروع کنيم

34:23.764 --> 34:24.959
بقيه کجان؟

34:25.209 --> 34:27.303
شايعه‌ي، شيوع يه بيماريِ
ديگه رو پخش کردم

34:27.695 --> 34:29.939
،همه‌شون قايم شدن
از ترس دارن مي‌لرزن

34:35.382 --> 34:38.239
ديشب، تو خونه‌ي من بهم حمله شده

34:38.612 --> 34:39.944
اوني که بهم حمله کرده

34:39.973 --> 34:42.171
،از آبِ اين چاه به من دسترسي پيدا کرده

34:42.609 --> 34:45.178
درست همينجا، تو قلب قلمرو ما

34:46.887 --> 34:49.305
ديشب، اونا عاملِ غافلگيري رو داشتن

34:49.567 --> 34:51.071
ولي حالا ما اينو ازشون مي‌گيريم

34:51.973 --> 34:53.215
تو بايد اينو ازشون بگيري

34:53.282 --> 34:54.033
من؟

34:54.769 --> 34:55.803
من چيکار مي‌تونم بکنم؟

34:56.201 --> 34:58.614
تو مي‌توني نشونه‌ي جادوي اونها رو

34:58.653 --> 35:01.335
که ما رو تهديد مي‌کنه، اين تو بريزي

35:01.888 --> 35:04.570
اگه جرأت کردن دوباره نزديکمون بشن
مي‌تونم به هممون اخطار بدم

35:10.140 --> 35:11.856
من بايد چيکار کنم؟

35:12.040 --> 35:14.390
جادو، بدون قرباني نمي‌شه

35:14.869 --> 35:16.009
،پس براي شروع

35:16.270 --> 35:18.878
تو بايد يه حيوون رو ته اين چاه
تو آب غرق کني

35:22.015 --> 35:23.998
اين شيشه رو زيرِ سطح آب نگه داري

35:24.018 --> 35:25.210
تا وقتي که پُر بشه

35:25.387 --> 35:27.646
و افسونِ بستنِ اين چاه رو اونجا بخوني

35:28.441 --> 35:30.055
بعدش طلسم آب رو براي من مياري

35:33.020 --> 35:34.155
نه

35:35.203 --> 35:36.825
يه کار ديگه بهم بده بکنم

35:38.021 --> 35:39.891
من نمي‌تونم از آن چاه برم پايين

35:40.185 --> 35:43.319
از همون بچگي‌م از جاهاي باريک مي‌ترسيدم

35:43.358 --> 35:45.477
،و گذاشتي که اين ترس تو رو فلج کنه

35:45.769 --> 35:47.402
،تو رو مطيع و کوچيک کنه

35:47.698 --> 35:49.321
و از همون اول يه کدبانوي خونه بودي

35:49.354 --> 35:51.536
که تو يه خونه‌ي پيوريتان‌

35:51.580 --> 35:53.346
عين يه موش پيوريتان، زنداني شدي

35:53.995 --> 35:55.642
ولي تو مي‌توني بيشتر از اينا باشي، ان

35:55.869 --> 35:57.824
تحت محافظت ما، بزودي
همه‌ي زن‌ها مي‌تونن اينطوري باشن

35:58.579 --> 36:00.174
ولي تو نمي‌توني طعم آزادي رو بچشي

36:00.213 --> 36:02.660
تا وقتي که با ترسِت که تو رو
فلج کرده، روبرو نشي

36:03.714 --> 36:06.203
ما بايد يه موجود بيگناه رو تو آب غرق کنيم؟

36:07.212 --> 36:09.531
هيچ موجودي بيگناه نيست

36:11.346 --> 36:12.683
تو هم بيگناه نيستي

36:18.392 --> 36:19.163
نه

36:20.064 --> 36:21.356
من نمي‌تونم اينکار رو بکنم

36:21.478 --> 36:23.025
تو از اون چاه مي‌ري پايين

36:23.145 --> 36:24.990
نمي‌توني وادارم کني

36:32.424 --> 36:34.564
،قسم مي‌خورم، جادوگر مو زنجبيلي

36:34.622 --> 36:37.627
،اگه بخواي پافشاري کني و نري پايين
به زور ميفرستمت اونجا و

36:37.666 --> 36:39.910
غرق شدنت رو تماشا ميکنم

36:39.939 --> 36:43.314
!خيلي‌خب! بسه

36:45.096 --> 36:46.696
انجامش مي‌دم

37:04.590 --> 37:05.705
خواهش مي‌کنم

37:05.920 --> 37:07.855
نه

37:17.098 --> 37:18.954
نه، خواهش مي‌کنم

37:23.557 --> 37:25.708
چيکاري داري مي‌کني؟ خواهش‌ مي‌کنم

38:07.605 --> 38:11.208
...آخرين نفس‌هات رو بکش، مثل يک صدف تو خالي

38:13.494 --> 38:15.727
...تا با مرگ تو...

38:16.609 --> 38:18.474
وردهاي من انجام شوند

38:34.066 --> 38:36.647
،آب، آب، آب از جهنم آمده

38:36.767 --> 38:40.018
بذار بالا بياي، قدم‌هات رو پيشگويي کنم

38:53.077 --> 38:56.255
دوباره همديگه رو ديديم، جغد کوچولو

38:59.830 --> 39:03.130
...آب، آب، آب از جهنم آمده

39:07.370 --> 39:10.973
!با وردهاي من، اين چاه را ببند

39:30.804 --> 39:33.705
مي‌بيني؟ خيلي هم بد نبود

40:00.371 --> 40:01.822
،امشب

40:02.134 --> 40:06.201
مري سيبلي، من رو وادار کرد که با ترسم
روبرو بشم و برم توي چاه

40:28.222 --> 40:32.546
و من هم رفتم تا يه طلسم اخطاردهنده درست کنم

40:34.317 --> 40:36.370
يه حيوان رو غرق کردم

40:36.687 --> 40:38.771
شيشه رو پُر کردم

40:39.780 --> 40:41.883
اون عجوزه رو ديدم

40:42.003 --> 40:45.212
اون با من، با صداي
،کُنتس ماربرگ" حرف ميزد"

40:45.445 --> 40:47.419
...و نميدونم از کدوم بايد بيشتر بترسم

40:47.540 --> 40:49.400
...مري سيبلي

40:50.580 --> 40:53.290
يا اين کُنتس ماربرگ
يک جادوگر بسيار قدرتمند و آخرين "جادوگر واقعي" از)
(نسل جادوگران آلمان

41:12.767 --> 41:15.638
يه توضيح بهم بدهکارين، خانم

41:15.693 --> 41:17.864
براي چي دقيقاً؟

41:17.985 --> 41:19.387
،آبله عين آتيش داره پخش مي‌شه

41:19.424 --> 41:21.820
و حالا گزارش شده که توي "آندوور" هم شيوع پيدا کرده
(شهري در شمال شرقي ماساچوست)

41:21.942 --> 41:23.966
،من بايد برم ببينم همين آبله‌ست يا نه

41:24.020 --> 41:27.352
ولي مأمورين شما نميذارن که
من از سيلم برم تحقيقات کنم

41:27.388 --> 41:28.742
خوبه، جرأت کردي نصفه شب

41:28.755 --> 41:30.813
بدون دعوت وارد خونه‌ي من بشي

41:31.060 --> 41:32.777
شوهرم گردنت رو مي‌شکونه بفهمه

41:32.832 --> 41:35.486
من يه دکترم. شوهر شما رو ديدم

41:35.908 --> 41:37.654
اون واقعاً خطري واسم نداره

41:38.784 --> 41:42.038
مردم آندوور به من و شما ارتباطي ندارن

41:42.337 --> 41:44.571
،شهروندان سيلم تحت قرنطينه هستن

41:44.630 --> 41:46.287
چيزي که شما خودتون ازش حمايت کردين

41:46.410 --> 41:48.159
اين حکم واسه بقيه بود

41:48.177 --> 41:50.546
من خودم جزو اون حکم نمي‌شم

41:50.797 --> 41:51.788
اووه

41:52.056 --> 41:53.594
اوه، فقط چند روز توي سيلم بودي

41:53.619 --> 41:56.725
هنوز هيچي نشده رياکاري
پيوريتان‌ها رو کاملاً بهت سرايت پيدا کرده

41:59.769 --> 42:01.361
تو خودت خوب مي‌دوني

42:01.605 --> 42:03.666
که من اصلاً خشکه مقدس نيستم

42:04.280 --> 42:05.803
مي‌دونم؟

42:06.550 --> 42:08.889
حرف از درد و شور و هيجان مي‌زني

42:09.154 --> 42:11.526
،مثلاً خواستي که جايگاه روح من رو پيدا کني

42:11.938 --> 42:15.492
ولي من چيزي نمي‌بينم که ثابت کنه
شجاعت لمس کردن روح من رو داري

42:43.419 --> 42:46.285
شايد اگه دلت مي‌خواد که
،جايگاه روح من رو پيدا کني

42:46.458 --> 42:49.271
بهتر باشه يه راه بهتري واسه
نزديک شدن بهش پيدا کني

42:50.429 --> 42:51.987
مثلاً؟

42:53.226 --> 42:56.268
،يه مرد اهل علم
برخلاف يه پيوريتان، مي‌تونه

42:56.388 --> 42:58.460
دستور هم بده

43:00.200 --> 43:04.619
تو يه دفعه گفتي که من مثلِ
ملکه‌ي اليزابت سيلم مي‌مونم

43:05.377 --> 43:08.297
اگه يه چيزي از ملکه اليزابت مي‌خواي

43:08.340 --> 43:10.666
بنظرت بهترين راه واسه نزديک شدن بهش چيه؟

43:11.695 --> 43:13.651
زانو مي‌زنم

43:16.578 --> 43:19.516
...البته، من نه تنها وظيفه‌م رو

43:19.752 --> 43:21.287
...خوب بلدم

43:23.471 --> 43:27.519
بلکه مي‌دونم يه مطيع، مرهونِ رفتار شاهانه‌ست

43:28.019 --> 43:34.869
درضمن، ريسمان‌هايي که اونها رو
به هم پيوند ميدن رو هم بلدم

43:49.684 --> 43:53.038
اي کاش مي‌تونستي اينجا باشي
که ببيني چيزي که مي‌گفتم واقعيت داره

43:54.162 --> 43:55.583
حق با من بود

43:58.093 --> 43:59.851
اي کاش گوش مي‌کردي

44:02.370 --> 44:04.765
اي کاش گوش مي‌کردي

44:07.812 --> 44:09.262
کي اونجاست؟

44:16.820 --> 44:18.212
ولي تو مُردي

44:26.820 --> 44:30.106
.:: @bollbolljan_com ::.