﻿WEBVTT

00:00.780 --> 00:20.418
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:01.780 --> 01:03.418
حواست به کافه باشه

01:09.580 --> 01:13.539
از کي تاحالا به مجله "دل آلدر" علاقمند شدي
از امروز صبح

01:15.180 --> 01:17.933
اوبو" سيستم هوانوردي نيروي هوايي انگليس

01:18.180 --> 01:20.819
دقتش چقدره .. بردش چقدره و چطور کار ميکنه

01:21.900 --> 01:26.928
و اينکه خلبان ها به زودي سورپرايز ميشن
از اقدامات پيشگيرانه آلمانها

01:27.300 --> 01:29.814
از "رامزي" هم چيزي نوشته؟
- مثل طوطي وراجي کرده

01:30.060 --> 01:34.690
ما هنوز مطمئن نيستيم
سرخلبان اون هواپيما هم دستگير شده

01:35.580 --> 01:39.858
اين تمام اطلاعات مربوط به عملکرد اون سيستم
در هواپيما رو فاش کرده

01:40.100 --> 01:43.536
سرخلبان مختصري ميدونه ولي از جزئيات اطلاعي نداره
فقط رامزي ميدونست

01:44.220 --> 01:46.893
شايد اونو شکنجه کردن

01:47.140 --> 01:50.098
ناتالي اونو همراه برانت تو ايستگاه ديده

01:51.460 --> 01:56.136
اونا شکنجش نکردن بلکه به ميل اون رفتار کردن
و بعد دلسوزانه به حرفهاش گوش کردن

01:56.860 --> 02:00.216
به ويکتور خيانت شده وگرنه گيرش نمياوردن

02:00.460 --> 02:05.488
و اين هم از نتيجه
اسرار نيروي هوايي انگليس در مجله آلماني

02:05.740 --> 02:09.972
ما بايد اون آدم خائن رو پيداکنيم
چطوري ما حتي نميدونيم "رامزي" کجا پنهان شده بود

02:10.220 --> 02:12.780
بله من موافقم
ولي چجوري؟

02:13.260 --> 02:16.297
چجوريش به خودمون مربوطه آقاي کرتيس نه شما

02:16.540 --> 02:20.135
به منم مربوط ميشه
من با لندن تماس گرفتم

02:20.380 --> 02:23.019
اونا به زودي يک مامور مخفي ميفرستن

02:28.180 --> 02:30.614
چه قدر بايد منتظر بمونيم؟

03:22.460 --> 03:24.974
ايست ... ايست وگرنه شليک ميکنيم

03:48.460 --> 03:52.294
اون نيومد سر قرار
من ساعتها منتظر موندم ولي نيومد

03:52.540 --> 03:55.976
لندن تاييد کرده که مايکل ديشب سر ساعت پريده

03:56.820 --> 04:00.256
اون ديگه به اين احتياجي نداره
مطمئنم که اون دستگير شده

04:00.500 --> 04:02.138
از کجا اينقدر مطمئني؟

04:02.380 --> 04:07.215
من تو محدوده فرود چتربازا با ماشين دور زدم
کسي رو اون اطراف پيدا نکردم

04:07.620 --> 04:10.293
يک قايق توي يک کانال بسته شده بود

04:10.540 --> 04:13.896
صاحب اون قايق به من گفت که ساعت 4 صبح با صداي
شليک گلوله از خواب پريده

04:14.140 --> 04:18.372
امنيت اون منطقه خيلي زياده
آلمانها تو اون منطقه آفتابي نميشن

04:18.620 --> 04:22.454
کاميون آلمانها اون نزديکي خراب شده بود

04:22.740 --> 04:25.618
گند بزنن به اين شانس که يک در هزاره

04:25.860 --> 04:29.011
شايدم اونا خبر داشتن و منتظر اون بودن

04:29.260 --> 04:32.377
آخه چجوري؟
-کمي بعد يک آمبولانس اومده به اونجا

04:32.620 --> 04:36.169
صاحب اون قايق هم شنيده که اونا در مورد يک چترباز صحبت ميکنن

04:36.420 --> 04:39.776
شانس بياريم اون دهنشو ببنده اگه زنده باشه

04:40.020 --> 04:42.853
اون يک مامور با تجربست
مطمئناً حرفي نميزنه

04:43.180 --> 04:45.455
گشتاپو کارش رو خوب بلده

04:47.300 --> 04:51.339
ما هنوز بايد بفهميم چه کسي به ويکتور و ستوان رامزي خيانت کرده

04:53.900 --> 04:55.936
به افرادت بگو يکي ديگه رو بفرستن

04:56.180 --> 04:59.331
بعد از مامور با تجربه اي مثل اون فعلاً کسي رو نميفرستن

04:59.580 --> 05:02.538
افرادي مثل "مايکل" به اندازه افراد شما در خطوط نجات با ارزشن

05:03.180 --> 05:06.650
يه مدت طول ميکشه
- پس همينطوري بمونيم کاري نکنيم درسته؟

05:06.900 --> 05:09.494
خودمون قضيه رو حل ميکنيم
چطوري؟

05:10.020 --> 05:12.454
يکي از ما
- کي؟

05:14.140 --> 05:17.496
ميلي به انجام اين کار ندارم
ولي فکر ميکنم کار خودمه

05:21.300 --> 05:25.179
به چه دليل؟
-  چون من در شهر "تور" بهترين پوشش رو دارم

05:25.420 --> 05:30.448
ولي بيشتر به اين دليل که خلبان رامزي مقصر اصلي اين حادثه بوده
و مسئوليتش به عهده نيروي هوايي انگليسه

05:30.700 --> 05:34.215
پيدا کردن شخص خائن اولين قدميه که بايد برداري
- من خودم ميدونم بايد چيکار کنم

05:34.460 --> 05:36.610
شايد .. ولي اگه نتوني از عهدش بر بياي

05:36.860 --> 05:40.614
ببين .. ناتالي قبل اينکه برگرده به ديدن بيوه ويکتور رفته

05:41.140 --> 05:44.974
من فکر ميکنم بايد منتظر بمونيم ببينيم چي دستگيرش ميشه

06:09.260 --> 06:13.219
خانم ويکتور؟ بله
بايد کار سختي باشه

06:13.940 --> 06:17.216
بخصوص با اين وضع پام
ولي چاره اي ندارم

06:18.260 --> 06:21.616
افرادي که شوهر شما براشون کار ميکرده

06:22.260 --> 06:24.728
از من خواستن اينو بدم به شما

06:25.140 --> 06:28.849
چرا؟  کدوم آدما؟  مشترياش؟

06:29.100 --> 06:32.934
بگير لطفاً
با اين شرايط زندگي برات سخت شده

06:33.460 --> 06:35.815
اين نهايت لطف شماست

06:36.540 --> 06:38.770
در وضعيتي نيستم که بخوام رد کنم

06:39.860 --> 06:44.092
ويکتور هنرمند ماهري بود
ولي هيچ پس اندازي نداشت

06:44.340 --> 06:48.492
حتي موتورش هم توي گودال داره زنگ ميزنه

06:49.940 --> 06:53.171
چرا آلمان ها به ويکتور من شليک کردن

06:53.980 --> 06:55.413
بشين

06:59.180 --> 07:02.809
خودت نميدوني دليلش چي بود؟
نه هيچ دليلي وجود نداشت

07:03.380 --> 07:06.929
اون کارشو ميکرد و سرش به کار خودش بود

07:09.260 --> 07:13.617
يک اشتباه ... اين چيزيه که بازرس گفت
- کدوم بازرس؟

07:14.100 --> 07:17.934
بازرس دوبو
اون همين الان تو ميدون شهر نشسته

07:18.740 --> 07:24.212
مرد بسيار خوبيه با اينکه يک پليسه

07:24.780 --> 07:28.534
پولي که بابت تعمير نرده ها به ويکتور بدهکار بود پرداخت کرد

07:28.780 --> 07:33.729
اون مجبور به اين کار نبود
چون بعد از مرگ ويکتور من اصلاً نميفهميدم

07:35.300 --> 07:39.657
اين هم بدهکاري بابت کار ويکتوره؟
- بله اين بدهکاريه

07:40.340 --> 07:43.855
ويکتور به همين دليل اينجا بود؟
که نرده ها رو تعمير کنه؟

07:45.180 --> 07:49.219
اون ناگهان تصميم گرفت قفسه هاي آقاي موريو رو تعمير کنه

07:49.460 --> 07:53.373
خدا ميدونه چرا
اون ماهها صبر کرده بود

07:53.900 --> 07:57.097
در غير اين صورت الان زنده بود

07:59.340 --> 08:02.138
خانم ما هنوز به شما بدهکاريم

08:02.380 --> 08:06.692
بعداً شخص ديگري اونو مياره
تصور نميکنم خودم بتونم بيام

08:06.940 --> 08:11.536
... اگه اين يک بدهکاريه
چرا شما خودتونو معرفي نميکنيد؟

08:11.780 --> 08:14.453
فقط ميخواستم پول رو تحويل بدم فقط همين

08:14.700 --> 08:18.852
خيلي ها به وجود ويکتور افتخر ميکردن
اون مرد خوبي بود

08:19.740 --> 08:21.492
خدانگهدار خانم

08:36.780 --> 08:39.340
فکر ميکنم نوبت منه

08:45.940 --> 08:48.090
من بايد زودتر برم

08:48.340 --> 08:51.537
سلام منو به همسرتون برسونيد

08:53.500 --> 08:56.253
اميدوارم اثرات اون شُک برطرف شده باشه؟

08:57.620 --> 09:01.056
نه راستش نه
- اوه اين مايه تاسفه

09:01.860 --> 09:06.934
... متاسفم که بعد از اون حادثه نتونستم دعوتت کنم
- همسر شما منو مسئول اون واقعه ميدونه

09:07.940 --> 09:10.693
خب ... طاقت من زياده

09:12.180 --> 09:16.219
اين اصلاً منصفانه نيست
کاش اونا حقيقت رو ميدونستن

09:16.460 --> 09:20.248
مردي که ويکتور رو کشت يک سرباز آلماني بود

09:20.500 --> 09:23.492
کسي که بعداً به خاطر اون کار مجازات شد

09:23.740 --> 09:27.210
کس ديگري مقصر نيست
نه من نه تو نه هيچکس ديگري

09:28.260 --> 09:32.299
حقيقت همينه دوست من
- قضيه خيلي ساده تلقي شده

09:32.540 --> 09:35.577
من هم آدم ساده اي هستم
شغلم ايجاب ميکنه اينطور باشم

09:35.820 --> 09:39.051
من به وظيفه ام عمل ميکنم
و قوانين رو تا وقتي تغيير نکردن اجرا ميکنم

09:39.300 --> 09:43.373
اما نگراني در مورد درست يا غلط بودنش کار انديشمنداست

09:43.620 --> 09:46.657
بهتره که کتابتو تموم کني ... اين کارته

09:47.820 --> 09:51.529
من يکي ديگه ميخوام ... چرا که نه؟

09:52.220 --> 09:54.051
نوبت منه يا شما؟

09:59.220 --> 10:00.892
متاسفم

10:01.140 --> 10:05.577
سرگرم صحبت بودم که زمان از دستم در رفت
- مهم نيست حدس ميزدم دير کني

10:05.820 --> 10:08.698
چيزي خوردي؟
- مقداري نون و پنير

10:08.940 --> 10:12.649
کمي گوشت سرد هست الان ميارم
- بزار کمي بعد

10:12.900 --> 10:16.131
ولي امشب تصميم دارم زود بخوابم
ميتوني خودت ترتيبشو بدي؟

10:16.940 --> 10:22.139
بله البته .. امشب از نشستن و صحبت کردن لذت بردم
درست مثل قديما

10:22.380 --> 10:24.336
اين خيلي برات خوبه

10:24.580 --> 10:28.129
امشب ميخوام کمي کار کنم حوصله اش رو دارم
خيلي خوبه

10:28.620 --> 10:31.373
براي منم خوبه امشب خيلي خسته ام

10:32.660 --> 10:34.730
داشتم فکر ميکردم

10:35.420 --> 10:38.457
مدتي هست که دوستي رو براي شام دعوت نکرديم
چرا اينکارو نکنيم؟

10:38.700 --> 10:41.772
هفته بعد چطوره؟
- من ميلي ندارم

10:42.020 --> 10:44.659
خيلي وقته مهموني نداديم مردم فکراي بد ميکنن

10:44.900 --> 10:47.460
کدوم مردم؟  بازرس دوبا ؟

10:48.460 --> 10:51.611
دورفي" من از مرگ ويکتور احساس خيلي بدي دارم

10:51.860 --> 10:53.816
حتي شايد بيشتر از تو

10:54.180 --> 10:57.138
اما با اين روشي که تو پيش گرفتي
ويکتور به زندگي برنميگرده

10:57.380 --> 11:00.497
من نميتونم وانمود کنم چنين حادثه اي اتفاق نيفتاده

11:00.740 --> 11:04.289
تو ميتوني دوستانت رو در کافه ببيني
لازم نيست که اونا بيان اينجا

11:05.140 --> 11:08.496
بايد کارت رو انجام بدي ... شب بخير

11:09.700 --> 11:11.133
شب بخير عزيزم

11:14.300 --> 11:17.053
از کجا ميتونيم بهش اعتماد کنيم؟ چجوري مطمئن شيم

11:17.460 --> 11:21.419
اون گروه آلماني احتمالاً تصادفي اونجا بودن
- يا اينکه خبر شده بودن

11:21.660 --> 11:25.619
تنها کسي که غير از ما ميدونست کرتيس بود
چرا ما بايد به همديگه مشکوک بشيم؟

11:25.860 --> 11:29.216
چرا اون بايد اينکارو بکنه؟
-  کي ميدونه شايد براي حمايت از اون شخص خائن

11:29.460 --> 11:32.293
تو گفتي اون خودش شخصاً کارو به عهده گرفته

11:32.540 --> 11:37.489
بله ولي تصور کنيد اون برگرده و بگه شخص خائن چارلي چاپلين بوده. ما از کجا ميفهميم؟

11:37.740 --> 11:41.369
محصول جديد چارلي چاپلين
- فکر ميکني خنده داره؟

11:42.140 --> 11:45.496
ويکتور کشته شده يک مامور هم کشته شده
يا همين الان داره شکنجه ميشه

11:45.740 --> 11:48.573
من ميدونم کرتيس آدم مرموزيه
اون همه چيزو به ما نميگه

11:48.980 --> 11:51.892
ولي من باور نميکنم که اون براي آلمان ها کار ميکنه

11:53.700 --> 11:56.294
بعضي وقتها کمکمون ميکنه و بعضي وقتا نه

11:56.540 --> 12:00.169
اون هميشه دستوراتي از لندن دريافت ميکنه
ولي ما حتي نميدونيم اونا چي هستن

12:00.940 --> 12:04.694
ما اطلاعات کمي در مورد اون داريم
هرچي از اون ميدونيم به همينجا محدود ميشه

12:04.940 --> 12:06.896
آلمان ها هم همينجان

12:08.260 --> 12:11.013
بهش فرصت بده اگه ميتونه شخص خائن رو پيدا کنه

12:11.260 --> 12:16.414
ناتالي هرچي از زن ويکتورکسب کرده بهش ميگه
ما هم هرکاري بتونيم براش ميکنيم

12:16.660 --> 12:19.652
پس ما بايد مطمئن شيم همه موافقن

12:19.900 --> 12:23.449
يک بار براي هميشه
همگي موافقيد؟

12:24.060 --> 12:26.415
شب بخير جرارد و مرسي
شب خوش

12:37.100 --> 12:41.651
اگه اون مامور حرف زده باشه آلمان ها منتظرتن
- بايد اين ريسکو بپذيرم

12:41.900 --> 12:44.460
بسيار خوب ما موافقيم

12:45.620 --> 12:47.531
کي شروع کنيم
- فردا

12:47.780 --> 12:49.259
تو به اسلحه احتياج داري

12:49.620 --> 12:52.771
اگه اونا منتظرم باشن اسلحه کارمو سخت تر ميکنه
نه مرسي

12:53.020 --> 12:55.773
ناتالي اطلاعاتي داره که بايد بهت بگه

12:56.220 --> 12:58.370
موفق باشي

13:23.260 --> 13:27.094
وقتشه ... تعطيلاتت از فردا شروع ميشه

13:27.860 --> 13:33.457
همون اسلحه که قرار بود اون مامور استفاده کنه؟
- مايکل .. بله . خرافاتي شدي؟

13:38.180 --> 13:40.614
دلم برات تنگ ميشه
- واقعاً؟

13:41.700 --> 13:43.452
البته

13:45.260 --> 13:47.296
چرا ميخواي منو بفرستي؟

13:48.300 --> 13:53.249
چون تنها کسي هستي که ميتونم بفرستم
- مطمئنم که همسرت خوشحال ميشه

13:53.500 --> 13:58.858
ميتونيد تو اين فرصت با هم از گذشته حرف بزنيد
مطمئنم که خيلي آروم ميشه

13:59.100 --> 14:03.651
تو هم کمي استراحت ميکني
- اين دليل رفتنت نيست خودت هم ميدوني

14:04.020 --> 14:06.170
جداً؟
- بله

14:13.460 --> 14:15.690
من از جان کرتيس خوشم مياد

14:17.020 --> 14:23.172
اين که باعث نميشه تو به وظيفت عمل نکني؟
اگه لازم شد ... نه نميشه

15:54.700 --> 15:58.329
من به يک وسيله نقليه احتياج دارم
- اين غير ممکنه آقا

15:58.580 --> 16:02.619
يک سوال دارم
مسافتي که ميخواي طي کني چقدره

16:02.860 --> 16:06.409
ميخوام با يک کشاورز محلي به نام موريو ملاقات کنم
اگه راهنماييم کنيد

16:06.660 --> 16:09.015
شايد بتونم براتون يک دوچرخه فراهم کنم

16:09.980 --> 16:13.131
معطلم نکني؟
-البته آقا بلافاصله

16:13.980 --> 16:17.450
...اگه بتوني ترتيب يک ماشينو بدي
- نه آقا

16:17.700 --> 16:20.339
نه آقا ماشين هاي اين منطقه اين روزا بنزين گيرشون نمياد

16:21.500 --> 16:25.049
ولي هرکاري بتونم ميکنم
بزار ببينم چيکار ميتونم بکنم

16:25.300 --> 16:26.733
مرسي خانم

17:27.700 --> 17:30.055
مرسي خانم

17:30.580 --> 17:33.333
به سلامتي شما
- و سلامتي خودتون

17:34.380 --> 17:38.931
همه چي روبراهه؟
- بله طبق معمول يه کاري هست که بايد انجام بشه

17:39.820 --> 17:43.176
فکر ميکنم شما فقط براي خوردن شراب به اينجا مياين

17:43.860 --> 17:47.011
کاملاً درست حدس زديد
حق با شماست خانم

17:47.540 --> 17:50.976
يک فروشنده که از راه دور اومده
از شهر "آنتورپ

17:51.220 --> 17:54.849
بله آقاي موري
رفته که آقاي موريو رو ببينه

17:55.100 --> 17:58.729
بهش گفتم که تا اونجا 10 کيلومتر راهه
ولي اون گفت که به اين کار عادت داره

17:58.980 --> 18:03.610
فکر ميکنم اون رو موقع رفتن ديدم
با دوچرخه شما رفت درسته خانم؟

18:03.860 --> 18:05.771
خودم دوچرخم رو بهش قرض دادم

18:06.020 --> 18:09.490
ما همه تو اين شرايط سخت بايد به هم کمک کنيم

18:09.740 --> 18:11.810
درسته خانم درسته

18:31.220 --> 18:34.496
اومدين تعطيلات خانم؟
-بله

18:34.740 --> 18:37.618
براي خانم جواني مثل شما اينجا تفريحي نيست

18:37.860 --> 18:41.091
فقط اغلب پاريسي ها ميان اينجا براي ماهيگيري

18:41.340 --> 18:43.570
دکترم چند روز استراحت تجويز کرده

18:44.020 --> 18:47.774
چند روز پياده روي زياد در هواي خوب تجويز کرده

18:48.020 --> 18:50.454
مطمئناً اينجا ميتونيد انجامش بدين

18:51.780 --> 18:53.975
شما بيمار بودين؟

18:54.220 --> 18:57.132
بله ولي فکر نميکنم مسري باشه

18:57.380 --> 18:59.530
اميدوارم همينطور باشه خانم

19:39.380 --> 19:42.019
دوتي"
- بله "هيو" چي شده

19:44.660 --> 19:46.218
دارم ميام

19:58.380 --> 20:01.577
اون ژاکت راه راه من کجاست؟
- توي کمدته

20:01.820 --> 20:05.859
اونو نميگم
همونيکه از فروشگاه "هروت" لندن خريدم

20:06.100 --> 20:08.250
همونجاست تو کمد
- ديدم ولي نيست

20:09.420 --> 20:11.058
خيلي خوب خودم ميام ميبينم

20:47.980 --> 20:49.413
بيا تو

20:53.380 --> 20:56.292
مزاحمتون نيستم آقاي موري؟
-نه اصلاً .. چي شده؟

20:56.540 --> 21:01.489
من با يک راننده تاکسي صحبت کردم
به طور اتفاقي .. اون "هنري" پسرعمومه

21:01.740 --> 21:05.335
اون مقداري بنزين داره که مخصوص مسافرت خارج شهريه

21:05.580 --> 21:09.892
اون گفت اگه کارتون خيلي ضروريه ميتونه کمکتون بکنه

21:10.140 --> 21:12.700
عاليه .. امکانش هست خودم رانندگي کنم؟

21:12.940 --> 21:17.695
البته پول زيادي بهش پرداخت ميکنم
همچنين به شما بابت زحمت و وقتتون

21:17.940 --> 21:22.889
فکر نميکنم مخالفتي داشته باشه چون خيلي سرش شلوغه
اون کارش آهنگريه

21:23.420 --> 21:28.653
مرسي خانم من تصميم داشتم با آقاي بازرس آشنا بشم
ولي به نظر مياد خيلي سرش شلوغه

21:28.900 --> 21:32.893
اوه منظورتون آقاي "نويله
اونا هميشه همين موقع با هم نوشيدني ميخورن

21:33.140 --> 21:36.735
نوي؟
- نه آقا "نويل

21:36.980 --> 21:40.416
آقاي "هيو نويل" ايشون يک انگليسيه

21:40.660 --> 21:43.697
جدي؟ باعث تعجبه چون کشورش هنوز درگير جنگه

21:43.940 --> 21:47.535
اون 10 ساله که اينجا زندگي ميکنه
اون يک آدم سرشناسه

21:47.780 --> 21:51.773
اون نويسندست
ولي من علاقه اي به خوندن کتاباش ندارم

21:52.020 --> 21:56.059
مطالبش براي من خيلي سنگينه
ولي همه ميگن اون يک انديشمند با ارزشه

21:56.860 --> 21:58.498
بله در موردش شنيدم

22:34.420 --> 22:36.854
بازرس اسم من "ماريوز" هست

22:38.420 --> 22:40.297
ميخواين يک نوشيدني با هم ميل کنيم؟

22:40.540 --> 22:43.293
...بله موسيو خيلي عاليه ولي فکر نميکنم

22:44.820 --> 22:46.811
هنوز مقداري وقت دارم

22:47.220 --> 22:51.259
اين مدارکمه براي شناسايي هويتم
- اوه اصلاٌ لازم نبود

22:55.060 --> 22:57.813
گمان نميکنم زياد غريبه وارد اينجا بشه

22:59.180 --> 23:01.819
هر چند وقت يک بار تعداد کمي ميان

23:22.540 --> 23:25.896
فکر نميکردم با اين شرايط کسي بخواد به ديگران کود بفروشه

23:26.140 --> 23:31.817
من هميشه وقتمو صف اين ميکنم که به مشتريا توضيح بدم
که چرا ما نميتونيم چيزي رو که ميخوان تهيه کنيم

23:32.980 --> 23:38.976
اما فعلاً ما در اين منطقه کمي مازاد موجودي داريم
...بنابراين به جاي حمل اون براي مشرياي ديگه

23:39.220 --> 23:41.973
شما در يک بخش کوچک خصوصي فعاليت ميکنيد درسته؟

23:42.220 --> 23:45.257
معاملات ما کاملاً قانونيه آقاي بازرس

23:47.580 --> 23:49.013
اميدوارم همين طور باشه

23:50.340 --> 23:54.299
آقاي موريو به من گفتن شما سبزيجات مصرفي رو خودتون تامين ميکنيد درسته؟

23:54.700 --> 23:58.215
متاسفانه اين کارو همسرم انجام ميده
و در حال حاضر رفته به ديدن خانوادش

23:58.460 --> 24:00.928
من هم اطلاع چنداني از انواع کود ندارم

24:01.180 --> 24:05.617
ولي اگه به عهده من بود کود علف کُش سفارش ميدادم

24:07.500 --> 24:10.253
اگه باغتون رو نشونم بدين ميتونم راهنماييتون کنم

24:11.700 --> 24:14.339
باشه چرا که نه ... فردا

24:53.820 --> 24:55.856
آره متوجه ام

24:56.660 --> 24:58.890
مواظب خودت باش

25:03.260 --> 25:05.820
فقط انجامش بده

25:06.940 --> 25:08.976
شب خوش عزيزم

25:09.340 --> 25:11.854
خب؟
- .. تا الان که

25:13.420 --> 25:15.456
از اون در نه

25:17.860 --> 25:20.499
شب خوش .. مرسي ناتالي

25:23.180 --> 25:26.695
تا حالا فقط با دوچرخه اون اطراف دور زده

25:26.940 --> 25:30.853
و مدتي هم به گفتگو با پليس محلي مشغول بوده
- چرا بايد با اونا ملاقات کنه؟

25:31.100 --> 25:35.457
مونيک ميگفت خيلي هم با هم دوست شدن
يا شايدم از قبل همديگرو ميشناختن

25:35.700 --> 25:39.454
يا شايد کرتيس از قبل به بازرس گفته که ميره اونجا
و چرا ميره

25:39.700 --> 25:43.056
کرتيس داره دوجانبه بازي ميکنه
مونيک در خطره

25:44.220 --> 25:48.850
مونيک تو اين موارد باهوشه
اون بخوبي ميدونه چيکار کنه

25:49.100 --> 25:53.457
بله ولي من فکر ميکنم مونيک تحت تاثير احساساتش عمل ميکنه

25:53.980 --> 25:57.290
يا شايدم من اشتباه ميکنم
- اون يه دختر وفاداريه

25:57.900 --> 26:01.654
درسته که به جان کرتيس اعتقاد داره
ولي هنوز دوست ماست

26:02.660 --> 26:07.654
ولي اگه به اشتباهش پي ببره
بيشتراز تو حساسيت نشون ميده

26:28.580 --> 26:32.334
صبحونه نميخوريد آقا؟
- بزاريد باشه خانوم الان برميگردم

26:32.580 --> 26:35.140
حتماً .. قهوه رو ببر "هورتنس

26:44.780 --> 26:46.930
دنبال چيزي ميگردي؟

26:47.540 --> 26:50.100
ديشب کارت نصفه کاره موند؟

26:52.780 --> 26:54.532
ادامه بده

26:54.940 --> 26:58.489
از کي فهميدي؟
- فکر کردي من يک آماتورم؟

27:00.140 --> 27:04.099
اگه نفهمم يک جاسوس تعقيبم ميکنه
تا الان بيش از 10 بار مرده بودم

27:04.620 --> 27:07.373
خب حالا که چي؟
- تو اينو بهم بگو؟

27:07.620 --> 27:11.454
من اينجام که کمکت کنم
- مرسي فقط يک جاسوس کم داشتم که تعقيبم کنه

27:11.700 --> 27:15.818
من اينو دوست ندارم مونيک باعث ميشه عصباني بشم
- من وظيفه دارم کاراتو گزارش کنم چرا مخالفي؟

27:16.060 --> 27:19.609
اين نظر کي بود آلبرت؟
- نظر همه بود

27:20.180 --> 27:24.890
فقط بخاطر اينکه موفق به اين کار نشم؟
چرا ؟ چرا به من اعتماد نداريد

27:25.140 --> 27:27.574
ما نگران بوديم
- من هم همينطور

27:28.860 --> 27:32.216
نگران دستگير شدن, شکنجه شدن و تيرباران شدن

27:32.540 --> 27:34.974
خب بگو ديگه چي شده

27:36.540 --> 27:39.373
آلمان ها از کجا ميدونستن اون مامور کجا فرود مياد

27:40.540 --> 27:45.250
اوه پس من خبرشون کردم فقط خودمم نميدونم چرا؟
آهان براي اينکه اون مامور نتونه از شخص خائن انتقام بگيره

27:45.500 --> 27:51.052
واين همه راه اومدم اينجا که مطمئن شم اون شخص زندست
و ميتونه به خوبي تا آخر عمر زندگي کنه

27:51.300 --> 27:54.531
کسي تورو متهم نکرده
- کنترل کردن شما منو عذاب ميده

27:55.580 --> 27:59.016
باند شما بدبخت ترين و مشکوک ترين موجوداتي هستن که من در تمام عمرم ديدم

27:59.260 --> 28:02.218
بله براي همينه که تو فرانسوي ها رو ترجيح ميدي

28:02.820 --> 28:05.015
مخصوصاً پليس رو

28:07.260 --> 28:09.490
حالا فهميدم

28:11.580 --> 28:15.334
اين من بودم که به آلمان ها گفتم "مايکل" کجا فرود مياد

28:15.580 --> 28:18.333
شما در مورد هدايت يک هواپيما در تاريکي چي ميدونيد؟

28:18.940 --> 28:23.138
خلبان در پيدا کردن محل شهر دچار مشکله
چه برسه به پيدا کردن محل دقيق فرود

28:23.380 --> 28:28.852
اون مامور شانس نداشت و مايل ها دورتر فرود اومد
به همين دليله که نتونستيم ملاقاتش کنيم
فهميدن اين موضوع براي شما اينقدر سخته؟

28:29.100 --> 28:32.490
ولي آلمان ها اونجا منتظر بودن
- اين اتفاق شانسي پيش اومده

28:33.220 --> 28:35.370
بازرس چي؟

28:37.380 --> 28:41.134
پليس هاي محلي هرکسي رو ميشناسن
اگه ازش دوري ميکردم بهم مشکوک ميشد

28:41.380 --> 28:43.655
خب دنبال چي ميگردي؟

28:43.900 --> 28:46.653
تو اومدي اينجا يک نفرو بکشي
- زمانش برسه بله

28:46.900 --> 28:50.449
چجوري با دست خالي؟
تو اسلحه اي نداري

28:50.980 --> 28:53.016
اتفاقاً دارم

29:01.780 --> 29:04.931
اسلحه صدا داره و توجه رو جلب ميکنه

29:07.620 --> 29:10.976
ما يک نوع کود خيلي خوب داريم که فکر ميکنم به کارتون بياد

29:11.700 --> 29:14.453
چند کيلو براتون بسه؟
- قيمتش چنده؟

29:15.300 --> 29:17.939
مجانيه .. تصور کنيد يک هديه براي همسرتونه

29:18.860 --> 29:21.090
در مقابل چي ميخواي؟
- هيچي

29:21.340 --> 29:26.289
در مقابل ميتونيد منو به دوستانتون معرفي کنيد
- اگر هم همسرم موافقت کنه من مخالفم

29:26.540 --> 29:29.498
خوبه ... اوه ببخشيد

29:30.820 --> 29:33.971
اشکالي نداره
اميدوار بودم اون تعميرش کنه

29:34.220 --> 29:36.370
ولي بالاخره خودم بايد اينکارو بکنم

29:36.620 --> 29:38.975
آقاي "مورينو" گفتن اينکارو کردين

29:39.220 --> 29:42.417
گفت اينکار بوسيله يک مرد کلبه نشين انجام شده

29:42.660 --> 29:45.049
اوه منظورش ويکتور بوده

29:45.300 --> 29:47.939
اون ديگه اينطرفا نمياد

29:49.460 --> 29:52.020
شما در مورد ويکتور شنيدين؟

29:52.260 --> 29:55.013
البته که نه مردم در مورد اون صحبت نميکنن

29:55.260 --> 29:58.013
يک حادثه براش اتفاق افتاد
- حادثه جدي؟

29:58.260 --> 30:01.218
مرگبار
- متاسفم .. اون دوستتون بود؟

30:01.940 --> 30:05.376
در واقع نه ... اون مرد بدخويي بود

30:05.620 --> 30:08.453
اما من ازش خوشم ميومد

30:09.420 --> 30:12.457
ماشينو امروز بعد از ظهر ميتونم داشته باشم؟
- هنري منتظر شماست آقا

30:12.820 --> 30:15.971
من اونو براي صبح خيلي زود نياز دارم
شايد خودم نتونم بيام تحويل بگيرم

30:16.220 --> 30:20.179
اما ترتيبي ميدم شخص ديگري اونو برام بياره
- با هنري صحبت کنيد مطمئنم مشکلي نيست

30:21.180 --> 30:23.933
مرسي خانم
- مرسي آقاي موري

30:30.900 --> 30:33.892
يعني کيه؟
- ساعت منع عبورو مروره

30:34.140 --> 30:36.140
بايد يک آدم بخصوص باشه

30:36.500 --> 30:39.936
ميشه لطفاً درو باز کني نميخوام با بازرس "دوبا" ملاقات کنم

30:40.180 --> 30:41.932
اسم اون "پيتره

30:43.140 --> 30:47.099
و تقصير اون هم نبوده
- پس تقصير کي بوده؟

30:52.900 --> 30:58.256
آقاي نويل؟ بله
- متاسفم به کمک احتياج دارم اسم شمارو بهم گفتن
-انگليسي هستي؟

30:58.500 --> 31:01.139
و محبوس در فرانسه درست مثل شما

31:02.620 --> 31:06.772
کمک؟ منظورت از کمک چيه؟
کي اسم منو به شما داده؟

31:07.020 --> 31:12.299
من عادت داشتم در شهر "ليدز" کتابهاي شمارو
از کتابخانه عمومي قرض ميگرفتم مثل "همينگوي و سامورست

31:12.540 --> 31:15.930
و بعد "هوينويل" رو کشف کردم ديدن شما برام فوق العادست
- اون کيه؟

31:16.180 --> 31:19.297
اوه خانم نويل
شب بخير.. رابرت گرين

31:19.540 --> 31:22.338
يک انگليسي بعد از قانون منع رفت و آمد

31:22.580 --> 31:27.210
...داستانش خيلي طولانيه اينجا تعريف کنم يا
- بفرماييد داخل

31:34.100 --> 31:36.534
ببخشيد نميخواستم اينطوري مزاحمتون بشم

31:37.260 --> 31:40.457
اوه محل کارتون اينجاست؟ اين چيه يک داستان تازه؟

31:40.700 --> 31:42.656
شما چي ميخواين آقاي "گرين

31:43.820 --> 31:46.971
کاپيتان گرين
- بهتره بشينيد

31:49.060 --> 31:53.417
چيزي براي خوردن بيارم؟ قهوه؟ يک نوشيدني؟
- اينجا چيکار داري؟

31:53.940 --> 31:57.649
من دارم ميرم سوييس
فرانسه هم بلدم و تنها سفر ميکنم

31:57.900 --> 32:00.653
شب قبل رو توي يک هتل کوچک گذروندم

32:00.900 --> 32:04.575
قرار بود امروز با شخصي که منو به شهر "ويشي" ميبره ملاقات کنم

32:04.820 --> 32:09.177
خيلي منتظر موندم ولي نيومد تا اينکه به شب برخوردم
من از تاريکي خيلي ميترسم

32:09.420 --> 32:12.696
من به جايي براي گذروندن شب احتياج دارم
- چه مدت؟

32:12.940 --> 32:15.738
فقط همين امشب با رسيدن صبح ميتونم با کسي تماس بگيرم

32:15.980 --> 32:20.451
هم اتاق هست هم تخت
- يک لحظه صبر کن.. چطور اينجارو پيدا کردي؟

32:20.700 --> 32:22.452
اسم شمارو ميدونستم
- از کي ؟

32:22.700 --> 32:25.931
من ليست کساني رو که در فرانسه به خلبان ها کمک ميکنن رو دارم

32:26.180 --> 32:29.809
من اصلاً متوجه نميشم کسي نميدونست
- چيو نميدونست آقاي نويل؟

32:30.060 --> 32:34.736
ما قبلاً به يک خلبان انگليسي کمک کرديم
- جداً؟

32:35.980 --> 32:40.371
ولي افراد شما يا همون خط نجات
از اين قضيه مطلع نبود

32:41.180 --> 32:45.298
شايد در حال حاضر کسي اونارو مطلع کرده
- اون مردي که اومد اينجا يادته "هيو"؟

32:45.540 --> 32:47.929
شايد به کسي گفته باشه
- ببخشيد کدوم مرد؟

32:48.460 --> 32:52.499
اسم اون ويکتور بود
اميدوار بوديم بتونه "رامزي" رو به " تور" برسونه

32:52.740 --> 32:55.971
اما اونارو گرفتن
- چقدر بد چه اتفاقي افتاد؟

32:56.220 --> 32:59.178
ما مطمئن نيستيم
- بازرس دوبا

32:59.420 --> 33:03.049
اونا بازرسي خونه به خونه ميکردن
پيتر رامزي توي زيرزمين بود

33:03.300 --> 33:08.249
اونا چيزي نگفتن ولي من فکر ميکنم به ما مشکوک شدن و مارو زير نظر داشتن

33:08.500 --> 33:10.536
تو از اين فرضيه مطمئن نيستي

33:10.780 --> 33:14.614
تو هم نظرت همين بود
چرا عقيدت رو عوض کردي؟ کس ديگري نميدونست

33:15.300 --> 33:19.293
شايد ويکتور چيزي گفته که بهش مشکوک شدن
- چيزي که منجر به گلوله باران و کشته شدنش شد؟

33:19.540 --> 33:22.976
يک سرباز آلماني به اون شليک کرد
- ولي مسئوليتش به عهده پيتره

33:23.220 --> 33:25.780
تو فقط نميخواي اينو قبول کني درسته؟

33:26.460 --> 33:30.135
متاسفم ما از اون موقع خيلي در موردش بحث کرديم
- بله خيلي زياد

33:30.380 --> 33:34.612
اين بحث ها بيفايدست و اونو دوباره زنده نميکنه
پس اونو از سرت بيرون کن

33:34.860 --> 33:36.691
من نميتونم فراموشش کنم

33:36.940 --> 33:41.297
تصور نميکنم هرگز يادم بره
نميتونم در اين نوع وفاداري با تو سهيم باشم

33:42.340 --> 33:45.298
ميدونيد بازرس و شوهرم سالهاست با هم دوستن

33:45.540 --> 33:48.657
اگه اينطوره بازرس دوست صميمي شما هم بوده
- چرا اينو ميگي؟

33:48.900 --> 33:52.859
چون پناه دادن به يک فراري که مجازاتش تيربارانه
کاملاً ناديده گرفته شده

33:53.460 --> 33:57.612
اگه بازرس ميدونسته و کاري نکرده پس بايد دليل قانع کننده اي داشته باشه

33:59.460 --> 34:02.054
مطمئنيد که يک مشروب قبل خواب نميخوايد؟

34:02.300 --> 34:06.054
خوبه باهاتون همراه ميشم مرسي
- همسرم هيچوقت نميخواد

34:07.260 --> 34:10.935
شهر "ليدز" ها؟ من اهل "لوکشاير" هستم
- آه اينطوره؟

34:11.180 --> 34:14.775
اون توي "برادفورد" به دنيا اومده
- هرگز نميتونستم حدس يزنم

34:15.020 --> 34:18.649
اونقدر لهجه داشتم که "جک راستلي" رو ميگفتم "جک پريستلي

34:18.900 --> 34:22.017
به عنوان يک شخص جوون زيادي با لهجه حرف ميزدم

34:23.260 --> 34:25.091
درست مثل پدرم

34:26.100 --> 34:29.649
اون به عنوان خزانه دار در بانک کار ميکرد اما کلاه لبه دار ميذاشت رو سرش

34:29.900 --> 34:34.337
تا مادرم احساس بهتري پيدا کنه
اما روي مادرم تاثير منفي داشت

34:35.140 --> 34:39.531
اما من به اين رفتارهاي نمايشي پشت کردم
- لحجه شما شبيه منه

34:39.780 --> 34:41.213
جدي اينطوره؟

34:41.820 --> 34:45.051
اما لحجه من موقع پيوستن به ارتش تغيير کرد

34:45.300 --> 34:48.610
بايد براي مدرسم "کريکت" بازي ميکردم
ولي رفتم در نبرد "سام" شرکت کردم

34:49.460 --> 34:51.769
لجن , خاک و مقدار زيادي جنازه

34:52.340 --> 34:54.900
اونقدر جنازه که باورش مشکله

34:55.500 --> 34:57.730
کشورت به تو نياز داره

34:58.260 --> 35:01.297
جمله اي بود که روي يک پوستر
از دهن مردي که گلوله خورده گفته شده بود

35:01.540 --> 35:05.010
بله تنفر شما از جنگ در کتابهاتون ديده ميشه

35:05.260 --> 35:08.013
شما از جنگتون لذت ميبريد آقاي گرين؟

35:09.020 --> 35:13.650
من خودم شخصاً لذتي نميبرم
ولي در سپتامبر 1939 چه کاري ميتونستيم بکنيم؟

35:13.900 --> 35:16.130
چاره ديگه اي وجود نداشت غير از اينه؟

35:19.300 --> 35:22.417
ميخوام بدونم جنگ تاريخ بشريت رو چقدر تغيير ميده

35:22.660 --> 35:27.529
چه کسي براي جنگ صد ساله ارزش قائله
در مقايسه با رنسانس؟

35:27.780 --> 35:32.296
ممکنه تا 500 سال بعد تاريخ نويسان از اين جنگ به عنوان يک تراژدي ياد کنن

35:32.540 --> 35:37.375
اما کسي از اون به عنوان نبرد حق عليه باطل نام نميبره
مثل جنگ هاي صليبي

35:37.620 --> 35:43.650
اگه هيتلر پيروز بشه مورخين هم زير سلطه اون به زندگي ادامه ميدن اونا قول دادن رايش هزار سال دوام مياره

35:43.900 --> 35:47.654
تمام امپراطوري ها نابود ميشن
ولي زندگي بشر همواره در طول تاريخ ادامه پيدا ميکنه

35:48.020 --> 35:52.013
ولي بيشتر مردم در زير سلطه رژيم هاي ظالم به زندگيشون ادامه ميدن

35:52.260 --> 35:55.491
پس شما در مورد واژه هايي مثل آزادي و دموکراسي نگران نيستيد؟

35:56.380 --> 36:02.091
در حال حاضر انگليس متحد امپراطوري ظالم روسيه هست و اونا هم از واژه هايي مثل دموکراسي حرف ميزنن

36:02.340 --> 36:06.731
اين کلمات براي من کاملاً بي اساسه
دنيا در حال گذر از يک مرحله جنون آميزه

36:06.980 --> 36:11.098
که سعي ميکنه با حرف هاي فريبنده خودش رو استتار کنه اين کلمات کاملاً مزخرفه

36:11.340 --> 36:13.570
پس شما به چي اعتقاد داريد؟

36:14.100 --> 36:17.251
به روح انسانيت البته اگه بلند پروازي تصور نشه

36:17.500 --> 36:21.652
هيچکدوم از گروه هاي سياسي تاکنون نتونستن
يک اثر هنري در حد توان من ارائه بدن

36:22.300 --> 36:26.851
حتي زير سلطه ستمگرترين رژيم ها
هنر به پيشرفت خودش ادامه داده

36:27.100 --> 36:30.058
شما دارين همينکارو ميکنيد؟ ارائه يک هنر بزرگ؟

36:31.860 --> 36:34.818
هنر با نيت ارائه نميشه يا به طور طبيعي وجود داره يا نه

36:35.700 --> 36:38.931
حالا اين کتاب در مورد چي هست؟
- پرسيدن از من بيفايدست

36:39.180 --> 36:42.138
اون تنفر داره که قبل اتمام کتابش کسي اونو بخونه

36:42.380 --> 36:45.816
اون در مورد چيه؟
- گناه و پشيماني

36:46.860 --> 36:50.409
اين يک سبک جديده؟
- فکر ميکردم کاراي منو ميشناسيد آقا؟

36:52.060 --> 36:56.497
<i>"بيايد با هم يک چارستن برقصيم"</i>
از اسرار پشيماني

36:56.740 --> 37:00.130
<i>"همسرت آنجاست در آن چمن سبز" </i>
در مورد طلاق ... ولي اونا کاملاً متفاوت بودن

37:00.380 --> 37:04.339
درسته پس ميشناسي
-هيو" اونو در مورد همسر و پسر سابقش نوشته

37:04.620 --> 37:10.570
در تمام اونها يک پذيرش نسبي از وقايع ذکر شده
ولي اشاره اي به مفهوم گناه نشده من اينطور فهميدم

37:10.820 --> 37:14.574
شما هيچوقت در مورد چيزي احساس گناه نميکنيد؟
هيچوقت احساس پشيماني کرديد؟

37:15.700 --> 37:19.249
در حرفه من اينطور احساسات جايي ندارن
من از عهدش بر نميام

37:20.140 --> 37:23.496
اميدوارم هيچوقت حساب بانکي عاطفي شما بدهکار نشه

37:26.620 --> 37:28.929
خيلي دير شده
- بحث جالبي بود

37:29.180 --> 37:32.695
من اتاقت رو نشون ميدم
- اگه اجازه بدين من همين جا ميمونم

37:32.940 --> 37:35.454
اينجا خيلي راحتم
- تخت خيلي بهتره

37:35.700 --> 37:39.693
انتظار ندارم بتونم راحت بخوابم چس اگه اشکالي نداره
من همينجا تا صبح ميشينم

37:39.940 --> 37:42.170
تو مطمئني؟
-  بله کاملاً... مرسي

37:45.060 --> 37:46.891
پس شبتون بخير

37:48.060 --> 37:49.652
شب خوش

37:49.900 --> 37:52.733
چرا ميخواي اينجا بموني؟
فکر ميکني قراره اتفاقي بيفته؟

37:53.660 --> 37:56.413
خودمم نميدونم آقاي نويل
دليلش همينه

38:20.420 --> 38:24.174
براتون پتو آوردم
آتيش که خاموش بشه هوا سرد ميشه

38:24.420 --> 38:28.777
دستشويي هم داخل راهرو هست
- اين کتابخونتونه؟ بله

38:29.580 --> 38:32.014
خوبه چوب درخت بلوطه نه؟

38:32.260 --> 38:35.218
کي اينو ساخته؟
- ويکتور .. چطور؟

38:38.900 --> 38:42.859
ميدونيد که چي به سر اون اومد خانم نويل؟
- بله خودم ديدم

38:43.100 --> 38:45.853
دورتي " بيا تو

38:47.100 --> 38:49.091
شب خوش آقاي گرين

38:49.340 --> 38:51.774
ميخوايد چراغو خاموش کنم؟
- متچکرم

39:55.700 --> 39:59.056
صبح بخير آقاي نويل
نميتونيد بخوابيد؟

40:00.460 --> 40:03.258
فکر کردم که صبح اينجارو ترک ميکنيد؟
- بله و نه هنوز

40:03.500 --> 40:05.650
همسرتون هنوز خوابه؟

40:09.900 --> 40:12.255
داشتم کتابتون رو ميخوندم

40:13.380 --> 40:18.329
وقتي به فرانسه مينويسيد خيلي جالبتره
-شما هميشه وقتي جايي مهمونيد فضولي ميکنيد؟

40:19.140 --> 40:23.418
اصلاً جالب نيست هميشه در نوشته هاتون نوعي بدبيني وجود داره

40:23.660 --> 40:26.936
ولي مبارزه طلبي وجود نداره
اون در نوشته هاتون ديگه وجود نداره

40:27.180 --> 40:32.812
اين نوشته ها کسي رو تحت تاثير قرار نميده
و دنيايي کاملاً خالي از اميد رو تجسم ميکنه

40:33.460 --> 40:38.614
فکر نميکنم انتقاد اديبانه شما اونقدر بجا باشه
به نظر ميرسه وقته رفتنته

40:38.860 --> 40:42.091
اين داستان خيلي عجيبه با يک زن وشوهرآغاز ميشه

40:42.340 --> 40:44.900
و مطمئن نيستيم که مرد همسرشو دوست داره ولي بهش نياز داره

40:45.140 --> 40:47.370
زن بچه ميخواد ولي مرد موافق نيست

40:47.820 --> 40:50.288
يک تضاد در روش "هيو نويل

40:50.540 --> 40:54.294
ناگهان مسير داستان عوض ميشه و يک غريبه نمايان ميشه

40:54.780 --> 40:59.615
اون چيز زيادي نميخواد
اما ناگهان متوجه ميشيم که اون از ديوونه خونه فرار کرده

41:00.180 --> 41:03.297
اما زن با اين حال به اون کمک ميکنه فرار کنه

41:04.020 --> 41:06.739
مرد مقامات رسمي رو در جريان ميزاره

41:06.980 --> 41:09.619
غريبه با مسدود کردن جاده دستگير ميشه

41:09.860 --> 41:13.011
و راننده بيگناهي هم در اثر تصادف به قتل ميرسه

41:13.420 --> 41:16.059
شما تا اينجاي داستان پيش رفتي

41:16.740 --> 41:19.538
چه اتفاقي براي قهرمان داستان ميفته در پايان؟

41:20.220 --> 41:22.176
من قهرمان پروري نميکنم

41:22.860 --> 41:26.978
من ديشب فهميدم شما در داستان هاتون
از بيوگرافي اشخاص استفاده ميکنيد

41:27.500 --> 41:30.458
اغلب براي شروع داستان استفاده ميکنم نه بيشتر

41:30.700 --> 41:34.136
اين با چي شروع ميشه؟
- تصور خودم

41:36.500 --> 41:40.857
ويکتور به ضرب گلوله کشته شد
خيلي ها زندگيشون رو مديون اون بودن

41:41.100 --> 41:47.699
ستوان رامزي هم دستگير شد و آلمانها تونستن از اون سري ترين اطلاعات رو که ميتونست باعث کوتاهتر شدن جنگ بشه رو استخراج کنن

41:47.940 --> 41:51.774
کسي که اونو نابود کرده باعث نابودي خيلي بيشتر از يک نفر شده آقاي "نويل

41:52.700 --> 41:57.216
شما ترجيح دادين در فرانسه زندگي کنيد
و قانون فرانسه بر پايه گناه نوشته شده

41:57.460 --> 41:59.974
اين وضعيتيه که شما توش قرار داريد

42:00.580 --> 42:03.731
اگه غير از اينه بيگناهي خودتون رو ثابت کنيد

42:03.980 --> 42:08.019
ديشب من سعي کردم باور کنم شما همون شخصي هستيد که وانمود ميکنيد

42:08.260 --> 42:10.933
ولي به محض اينکه وارد شديد احساس کردم که داريد تظاهر ميکنيد آقاي گرين

42:11.180 --> 42:15.458
اگر اسمتون هم درست باشه لهجتون چيز ديگه اي ميگه

42:15.700 --> 42:18.134
شما يک خلبان مثل "پيتر رامزي" نيستين

42:19.420 --> 42:23.572
...تو داري اشتباه ميکني
- چرا نميري صبحونه بياري آقاي "گرين" ميخوان برن

42:23.820 --> 42:26.653
مقصر "پيتر" بود خودت اينو ميدوني

42:27.740 --> 42:31.289
تو اينجا چي ميخواي؟
چرا داري بيخود به شوهر من تهمت ميزني؟

42:31.540 --> 42:36.773
من فکر ميکنم ايشون عضو گروه مقاومت باشن
يا به عبارتي يک گنگستر يا يک تروريست

42:38.500 --> 42:40.331
شما حادثه رو ديدين

42:41.220 --> 42:42.653
برام تعريف کن

42:43.660 --> 42:47.289
تعريف کنيد خانم "نوي" دلم ميخواد باور کنم هيچکدوم از شما در اون حادثه نقشي نداشتين

42:47.540 --> 42:49.974
آه به تو هم مثل من مشکوک هستن

42:50.580 --> 42:54.619
ويکتور خودش تمام قرارها رو با "پيتر رامزي" گذاشت
- اونا تنها بودن؟

42:54.860 --> 42:58.819
بعد اون به پيتر گفت که بايد چيکار کنه
- به هردوتون گفت؟ بله به هردو

42:59.380 --> 43:02.531
...اونا پشت باغ قرار گذاشتن بعد
- ميدونم ادامه بده

43:02.780 --> 43:07.058
من با "پيتر" رفتم که راهو نشونش بدم
ويکتور در صورتي ميومد که امنيت برقرار باشه

43:07.300 --> 43:10.929
ما نيم ساعت منتظر مونديم و ويکتور رسيد

43:33.220 --> 43:36.656
اونجا چيزي مشکوک به نظر نميومد
و بعد اونا رفتن

43:36.900 --> 43:40.654
اونارو ديدين که وارد جاده بشن؟
- نه چون به طرف منزل راه افتادم

43:41.700 --> 43:44.339
صداي گلوله شنيدم و برگشتم

43:48.140 --> 43:52.497
ويکتور" توي چاله افتاده بود"
پيتر" هم افتاده بود روش"

43:52.740 --> 43:55.493
کاميون هاي آلماني درهر دوطرف جاده بودن

44:00.060 --> 44:06.010
من برگشتمو به "هيو" گفتم .. نميدونستم از کجا فهميدن
بعد فهميدم که آلمان ها خونه مارو تحت نظر داشتن

44:06.260 --> 44:09.491
نظر شما چيه؟
- من اينجا بودم چيزي نديدم

44:11.020 --> 44:15.093
اما همسرم راستگوترين فرديه که ميشناسم
بايد حرفش رو باور کنيد

44:15.340 --> 44:18.013
دوست دارم باور کنم
ولي "ويکتور" يک فرد باتجربه بود

44:18.260 --> 44:21.252
اگه اونا خونه رو تحت نظر داشتن يا تعقيبش ميکردن اون ميفهميد

44:21.500 --> 44:26.096
اون با اطمينان راه افتاده چون اون اطراف کسي نبوده
آلمان ها ناگهان ظاهر شدن

44:28.980 --> 44:34.293
شما گفتين کاميون هاي آلماني در دو طرف بودن
اين نشون نميده اونا از هر دوطرف سر رسيدن؟

44:34.540 --> 44:37.373
خانم نويل اين ثابت ميکنه اونا دقيقاٌ ميدونستن کجا ويکتورو  گير بندازن

44:37.620 --> 44:40.976
ولي اونا نميدونستن اين غيرممکنه
- مگر اينکه کسي به اونا تلفن زده باشه

44:44.620 --> 44:48.659
آقاي "نويل" من دارم ميرم بهتره همراه من بياين
- همونجا بمون لطفاً

44:50.180 --> 44:52.569
به "پيتر" تلفن کن

44:58.660 --> 45:00.616
اون کار نميکنه

45:00.860 --> 45:05.092
من اونو قطع کردم
ديشب سيمها قطع شدن

45:05.820 --> 45:09.608
اون اسلحه رو از کجا آوردي؟
تو که اسلحه نداشتي از اسلحه بدت ميومد

45:09.860 --> 45:15.412
بازرس "دوبا" تصور ميکنم
بهش گفته بگيرلازمت ميشه ممکنه اتفاقي بيفته اصلاً نترس

45:16.140 --> 45:21.498
کار تو بوده تو بهش گفتي؟
بعد از رفتن من با "پيتر رامزي" به اون تلفن کردي؟

45:21.980 --> 45:24.619
غير از اين چاره اي نداشتم

45:24.860 --> 45:29.217
شبي که خونه رو گشتن اون به من گفت همه چيز رو ميدونه
- اون چيزي نميدونست اگه ميدونست اونو با خودش ميبرد

45:29.460 --> 45:33.612
خيلي خوب هرچي که دوست داري فکر کن
من در جنگ شما همراه شما نميجنگم

45:33.860 --> 45:39.935
فرانسه متارکه جنگ رو امضا کرده و من اينجام
و اگه دولت فرانسه از من کمک بخواد طبق قانون کمک ميکنم

45:40.180 --> 45:43.650
ما فرانسوي نيستيم انگليسي هستيم
- فرانسه خونه ماست ممکنه تيرباران بشيم

45:43.900 --> 45:46.175
ويکتور تيرباران شد

45:46.660 --> 45:50.414
پيتر قول داده بود هيچکس صدمه اي نميبينه
- قولي که خودشم ميدونست بهش عمل نميکنه

45:50.660 --> 45:55.495
يک سرباز ديوانه بر خلاف دستور شليک کرده
- بله با "رامزي" مثل اسراي جنگي رفتار ميشه

45:55.740 --> 45:57.890
ولي ويکتورهم مرده

45:58.140 --> 46:01.291
از وقتي که به دوستت زنگ زدي
و به وظيفه مثلاً ملي ميهني خودت عمل کردي

46:01.540 --> 46:04.498
اون فقط کمي زودتر از موقع جون داد همين

46:05.220 --> 46:09.850
دوتي برو کمک بيار خواهش ميکنم
- که يک نفر ديگه رو تحويل بدي؟ نه نميتونم

46:10.100 --> 46:14.059
اون اومده اينجا منو بکشه
چشم در برابر چشم .. اين مرام و معرفتشونه

46:14.460 --> 46:17.020
به خاطر خدا عجله کن

46:22.220 --> 46:24.051
مرسي
- چرا؟

46:24.300 --> 46:27.258
نميخواستم اون اينجا باشه
- مجبورم نکن لطفاً

46:27.780 --> 46:32.535
اون پر نيست من ديشبو فقط به خوندن کتاباي مزخرفت مشغول نبودم

47:11.700 --> 47:14.692
تو کي هستي "هنري" کجاست؟
- من برادرزادشم اون منو فرستاده

47:14.940 --> 47:17.374
منو به دهکده برسون کار خيلي فوري دارم
- سوار شو

47:22.500 --> 47:23.933
چيکار داري ميکني؟

47:35.620 --> 47:37.053
سوار شو

47:49.980 --> 47:52.210
اينجا مارو ترک ميکني خانم نويل

48:07.860 --> 48:10.420
حواست به راه باشه يا بزار من رانندگي کنم

48:19.580 --> 48:22.731
تا اون برگرده يک ساعت وقت داريم
- زمان زياديه

48:26.100 --> 48:29.649
ماشين "هنري" رو کي بايد تحويل بدي؟
- بعد از ظهر

48:29.900 --> 48:33.449
اون خيلي دوسم داره حتي بنزين اضافي هم ريخته

48:35.020 --> 48:37.454
فکر کنم بعدازظهر ديگه دوست نداشته باشه

49:17.700 --> 49:20.533
درد داري؟
- نه

49:21.820 --> 49:23.458
چه اتفاقي افتاد؟

49:24.300 --> 49:27.656
وقتي کار به جاي باريک کشيد مثل حيوان وحشي حمله کرد
کاري که هر کسي ممکن بود بکنه

49:27.900 --> 49:31.256
اما تو که حرف منو باور نميکني
چون اونجا نبودي و خودت نديدي

49:31.500 --> 49:36.620
من باورت ميکنم
مطمئنم که مرگ "نويل" به زودي تيتر اول روزنامه ها ميشه

49:46.860 --> 49:49.215
تو حالت خوبه؟

49:50.180 --> 49:53.934
احساس بدي دارم چون تاحالا کسي رو نکشته بودم

49:55.060 --> 49:57.096
خنده دار بود؟  آره

49:58.140 --> 50:01.974
چون قبل از اين وظيفت بمباران شهرها بود
- اين چيز متفاوتيه

50:02.220 --> 50:06.771
بمباران زنها و کودکان از اون بالا اشکالي نداره
چون تو اون بالايي و اونارو نميبيني

50:07.020 --> 50:10.774
اما کشتن مردي وقتي صورتشو نگاه ميکني اشکال داره؟
بله خنده داره

50:11.020 --> 50:12.692
بگير بخواب

50:24.900 --> 50:28.017
خيلي خوب بود که اونجا بودي
مرسي

50:28.260 --> 50:31.093
اگه اونجا نبودم مجبور ميشدي همسرشم به قتل برسوني

50:31.460 --> 50:34.418
از اون خوشم ميومد
از شوهرش هم همينطور

50:35.300 --> 50:38.895
اون داشت کتابي به اسم "گناه و پشيماني" مينوشت
- کتاب خوبي بود؟

50:40.980 --> 50:46.100
اون ازم پرسيد که تا حالا گناه و پشيماني رو تجربه کردم
- چي جواب دادي؟

50:46.340 --> 50:49.889
چيزي که فکر ميکردم حقيقته ولي نبود
من دروغ گفتم

50:50.820 --> 50:54.972
ما همه گاهي اوقات دروغ ميگيم
دست کم به خودمون

50:55.700 --> 50:59.534
اين لازمه تحمل مشکلاته

51:02.540 --> 51:04.974
فکر ميکنم ديگه بايد بخوابم

51:07.000 --> 51:25.000
.:: @bollbolljan_com ::.