﻿WEBVTT

00:01.492 --> 00:13.326
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:48.492 --> 00:50.326
خون؟

01:26.832 --> 01:28.379
...چرا اونطوري به من

01:28.380 --> 01:30.381
نگاه ميکني؟

01:30.382 --> 01:32.449
مسخره شدم؟ مسخره شدم

01:33.485 --> 01:35.753
من تمام کدها رو

01:35.754 --> 01:37.321
از کد گذاري سزار به کد مورس

01:37.322 --> 01:39.490
...رمزگشايي کردم، اما تنها چيزي که هرگز نميتونم حل کنم

01:39.491 --> 01:42.793
طرز لباس پوشيدن مدرن ـه

01:42.794 --> 01:45.162
چطور ميشه يه نفر هم حرفه اي و هم غير جدي به نظر بياد؟

01:45.163 --> 01:46.997
بفرما

01:46.998 --> 01:48.465
تموم شد

01:48.466 --> 01:49.833
...خب

01:49.834 --> 01:51.635
شايد به خاطر لباس‌هاي منه

01:51.636 --> 01:54.304
متاسفانه نميتونم تو بقيه‌ي قرارت کمکت کنم

01:54.305 --> 01:56.640
به غير از اينکه بهت بگم مجبور نيستي بري

01:56.641 --> 01:59.309
...نه ستوان، کاترينا و من، يه شبِ جدا از مسائل آخرالزماني

01:59.310 --> 02:02.913
به خودمون بدهکاريم

02:02.914 --> 02:06.116
...براي ما يه فرصته که ببينيم در اين زمينه‌ي مدرن

02:06.117 --> 02:09.620
براي همديگه چه معنايي داريم

02:09.621 --> 02:11.622
البته اگه اصلا قراره معنايي داشته باشيم

02:11.623 --> 02:14.258
يه شب بيرون رفتن باهاش اين حقيقت
...رو تغيير نميده که با کارهاش

02:14.259 --> 02:15.926
سعي کرده به تيم‌مون لطمه بزنه

02:15.927 --> 02:17.828
متوجه هستم

02:17.829 --> 02:20.063
اما امشب مربوط به تيم‌مون نيست

02:21.700 --> 02:24.201
يه مجلس تو جامعه‌ي تاريخي

02:24.202 --> 02:26.537
دقيقاَ برعکس فراموش کردن گذشته ست

02:26.538 --> 02:29.139
...برخلاف من، کاترينا به خوبي تونسته

02:29.140 --> 02:32.276
با دنيامون سازگار بشه

02:32.277 --> 02:34.511
خوشبختانه تو هم دقيقاَ با عصر مدرن سازگاري

02:34.512 --> 02:39.049
مجموعه‌اي از زمان دولت رييس جمهور آدامز

02:39.050 --> 02:41.051
با رييس جمهور دوممون رو چقدر ميشناختي؟

02:41.052 --> 02:43.320
...راستش رو بخواي، جان و ابيگل آدامز

02:43.321 --> 02:45.289
بيشتر دوست‌هاي کاترينا بودن تا من

02:45.290 --> 02:46.990
اون قابله‌ي خانم آدامز بود

02:46.991 --> 02:48.826
تمام پنج بچه‌شون رو به دنيا اورد

02:48.827 --> 02:50.127
که يکي از اونا هم رييس جمهور شد

02:50.128 --> 02:52.296
ميتونه ادعاي شهرت آوري باشه

02:52.297 --> 02:54.665
البته اگه بتونه ادعاش رو بکنه

02:54.666 --> 02:56.233
...خوب شد گفتي

02:56.234 --> 02:58.736
از تاسيس کنندگان آمريکا هيچ حرفي نميزني

02:58.737 --> 02:59.411
...من

02:59.412 --> 03:01.371
...اشاره اي به داستان شاگردي بن فرانکلين

03:01.372 --> 03:03.740
يا رابطه‌ي غير جدي‌ـت با بتسي راس نميکني

03:05.977 --> 03:08.479
با بتسي راس هوسراني کردي؟

03:08.480 --> 03:10.013
بتسي کي؟

03:10.014 --> 03:11.715
جواب خوبي بود

03:14.919 --> 03:16.720
شب خوبي داشته باشيد

03:26.097 --> 03:28.131
...درباره‌ي بتسي

03:30.935 --> 03:32.836
...در اين خودنگاره‌ي

03:32.837 --> 03:35.272
...زمان مستعمراتي، اثر جيمز کُلبي

03:35.273 --> 03:38.041
متوجه ميشيد که هنرمند نقاشي رو ناتمام گذاشته

03:38.042 --> 03:40.778
...صليب وارونه، جرياتش ناقص مونده

03:40.779 --> 03:43.413
...که نشان دهنده‌ي تمايل کُلبي براي نگه داشتن بيننده

03:43.414 --> 03:45.516
...و شايد خودش... در تعليق

03:45.517 --> 03:47.751
...تو آمريکاي مدرن

03:47.752 --> 03:50.120
لمس کردن همديگه در عموم جايزـه

03:51.623 --> 03:54.591
البته اصطلاحِ "يه اتاق بگيريد" هم وجود داره

03:54.592 --> 03:57.961
سوسايتي خيلي خشنود شد، وقتي نقاشي
...کُلبي رو به مجموعه‌اش اضافه کرد

03:57.962 --> 04:01.031
نقاشي‌اي که زماني در خانه‌ي
رييس جمهور آدامز آويخته شده بود

04:01.032 --> 04:03.033
...من يادم نمياد اين نقاشي تو

04:03.034 --> 04:05.536
خونه ي خانواده‌ي آدامز بوده باشه -
...ايستگاه بعدي ما -

04:05.537 --> 04:07.938
...ميز تحريري هست که ابيگل آدامز

04:07.939 --> 04:11.074
بر روي اون نامه‌هاي بي شماري براي شوهرش مينوشت

04:11.075 --> 04:12.776
اينو يادم مياد

04:15.980 --> 04:18.615
...اوه، کاترينا

04:18.616 --> 04:20.617
...بذار با دوست خيلي عزيزم آشنات کنم

04:20.618 --> 04:22.319
آقاي هوليستر

04:22.320 --> 04:23.821
...شما بايد همون اعاده دهنده‌ي هنريِ سوسايتي باشيد

04:23.822 --> 04:25.956
که ايکابد خيلي ازش تعريف ميکنه

04:25.957 --> 04:27.724
از رنگي که روي دست‌هاتون هست ميشه فهميد

04:27.725 --> 04:29.893
او بله... به نظر مياد که رنگش نميره

04:29.894 --> 04:32.663
آم، ايکابد، يه دقيقه وقت داري؟

04:32.664 --> 04:34.031
...اوه، آم

04:39.070 --> 04:40.504
...ما، آه

04:40.505 --> 04:42.306
...ما درباره‌ي تاريخِ غيرعادي اسليپي هالو

04:42.307 --> 04:43.574
صحبت کرديم

04:43.575 --> 04:45.742
...خب، ميدوني

04:45.743 --> 04:47.244
داستان هايي درباره‌ي ارواح

04:47.245 --> 04:49.680
البته -
آره -

04:49.681 --> 04:51.148
...نميدونم، شايد فقط به خاطر

04:51.149 --> 04:53.750
...رقيق کننده‌ي رنگ اينطوري شدم، اما، آم

04:53.751 --> 04:55.252
تو بهشون اعتقاد داري؟

04:55.253 --> 04:56.987
ارواح؟

04:57.822 --> 04:59.756
آقاي کرين، ببخشيد

04:59.757 --> 05:01.992
ميشه يه لحظه بيايد؟ -
...آه -

05:03.361 --> 05:06.363
...اين همه ترک روي قاب

05:06.364 --> 05:10.333
ميدونيد اين چقدر ميتونه براي سوسايتي خجالت آور باشه؟

05:17.709 --> 05:19.509
کاترينا

05:19.510 --> 05:21.612
عزيزترين دوستم

05:21.613 --> 05:23.814
چقدر دوست داشتم الان پيشت ميبودم

05:37.829 --> 05:40.631
کاترينا؟ چي شده؟

05:40.632 --> 05:43.366
من... يه تاريکي رو حس کردم

05:45.637 --> 05:47.404
يه چيزي درست نيست

05:47.405 --> 05:50.374
...گرنت هم يه جور حضور روح رو

05:50.375 --> 05:52.576
حس کرده

05:55.880 --> 05:58.081
لطفا به سمت اتاق غذاخوري تشريف بياريد

05:59.717 --> 06:01.418
بايد حواسمون باشه

06:19.070 --> 06:20.770
قهوه ميخواي؟

06:22.340 --> 06:23.840
نه، نيازي ندارم، ممنون

06:23.841 --> 06:25.075
اون چيه؟

06:25.076 --> 06:27.511
...اين يه

06:27.512 --> 06:30.080
...باور کني يا نه، اين يه دفتر خاطراته که چند صد سال

06:30.081 --> 06:32.950
تو خانواده‌مون بوده
من تازه پيداش کردم

06:32.951 --> 06:34.451
عاليه. ازش خوب مراقبت کن

06:34.452 --> 06:36.853
هيچ جا امن تر از اينجا نيست

06:44.362 --> 06:46.496
!روي زانوت بشين

06:48.866 --> 06:51.735
!بذار دست هات رو ببينم

06:51.736 --> 06:53.937
!همين الان

07:17.628 --> 07:22.165
ظروف چيني براي املاکِ مونتيچلوِ توماس جفرسون هستن

07:22.166 --> 07:24.001
...گل هايي که روي اين کرِيزتال قلم زده شدن

07:24.002 --> 07:25.736
مورد علاقه‌ي بانوي اول بودن

07:25.737 --> 07:29.172
اينا مال ابيگل آدامز بودن

07:29.173 --> 07:32.743
...به سلامتي تو کاترينا
به زودي مادر ميشي

07:32.744 --> 07:34.644
...خيلي خوشحالم که ميتوني لذت مادر بودن رو

07:34.645 --> 07:36.246
مثل من تجربه کني

07:36.247 --> 07:38.615
ايکابد خوشحال‌ترين مرد روي زمين ميشه

07:38.616 --> 07:41.685
البته تا وقتي که اون هيولا کوچولو رو ببينه

07:43.855 --> 07:46.857
...ديدن وسايل اون تو اينجا

07:46.858 --> 07:49.493
باعث ميشه به ياد بيارم که اون
دنيا رو خيلي ناگهاني رها کردم

07:49.494 --> 07:53.296
فرصت نکردم ازش خداحافظي کنم

07:53.297 --> 07:54.998
از هيچکس

08:09.447 --> 08:11.014
...نه

08:11.015 --> 08:13.049
...نه، نميتونه

08:28.466 --> 08:32.035
...من هم اين حسِ از دست دادن رو

08:32.036 --> 08:33.703
تجربه کردم

08:33.704 --> 08:36.073
...اما

08:36.074 --> 08:38.075
...با اينکه دوست‌هامون رفتن

08:38.076 --> 08:40.977
من و تو باقي مونديم

08:40.978 --> 08:42.879
...و بايد تلاش کنيم

08:42.880 --> 08:44.881
تا در زمان حال راه خودمون رو پيش ببريم

08:44.882 --> 08:46.750
بدون اونا

08:46.751 --> 08:49.419
شايد هم نه

08:49.420 --> 08:53.323
اينجا دوست قديميم، ابيگل رو به يادم مياره

08:53.324 --> 08:56.560
يه حس واضحي بهم ميگه اين خاطرات هدفدار هستن

09:47.158 --> 09:49.597
چطور هنوز زنده ست؟

09:49.776 --> 09:52.177
ما ديديم که تو نبرد کشته شد

09:52.178 --> 09:53.845
ما ديديمش که مُرد

09:53.846 --> 09:55.447
اما هيچکس از اينجا نديد

09:55.448 --> 09:57.015
...اينا هنوز فکر ميکنن اون يه قاتلِ پليس ـه

09:57.016 --> 09:59.017
که تو شش هفته‌ي پيش پنهان شده بوده

09:59.018 --> 10:01.586
...هنري

10:01.587 --> 10:03.922
هنري روحش رو قبل از مرگش مطالبه کرد

10:03.923 --> 10:06.925
...شايد مثل دوستت اندي بروکس، اون هم

10:06.926 --> 10:10.195
دوباره زنده شده

10:10.196 --> 10:12.197
...که به معناي اينه که ميخواد خودش رو دوباره

10:12.198 --> 10:16.134
اينجا جا کنه تا ما رو نابود کنه

10:16.135 --> 10:18.770
من سعي ميکنم يه چيزهايي بفهمم، اما رِيز نميذاره کسي ببيندش

10:18.771 --> 10:21.006
...خودش ميخواد به اين رسيدگي کنه، بعد از اينکه

10:21.007 --> 10:22.841
...بعد از اينکه

10:22.842 --> 10:24.443
اعاده دهنده‌ي مرده‌ي ما رو بررسي کنه

10:24.444 --> 10:25.777
متاسفم

10:25.778 --> 10:28.280
ميدونم که با هم دوست شده بوديد

10:28.281 --> 10:30.315
گفتن که تعليق شده بوده

10:30.316 --> 10:31.950
فکر ميکني به خاطر دلايل آييني بوده؟

10:31.951 --> 10:34.386
...گرنت محرمانه بهم گفت

10:34.387 --> 10:36.721
که يه نيروي تاريک اونو ميترسونه

10:36.722 --> 10:38.690
حتما يه ارتباطي بين اين دو تا اتفاق هست

10:38.691 --> 10:40.125
...اينکه اين اتفاق همزمان با

10:40.126 --> 10:41.526
زنده شدن فرانک اروينگ افتاده؟

10:41.527 --> 10:43.228
...شايد قاتل گرنت

10:43.229 --> 10:45.464
يه موجود آزاد شده موقع مرگ مالوک ـه

10:45.465 --> 10:46.865
...گوش کن کرين

10:46.866 --> 10:48.233
...رِيز داره مياد و

10:48.234 --> 10:49.868
ميخواد صحنه‌ي وقوع جرم رو بررسي کنه

10:49.869 --> 10:51.870
...پس بايد تو چند دقيقه‌ي آينده، بررسي کني ببيني

10:51.871 --> 10:53.205
واقعاً چه اتفاقي افتاده

10:55.041 --> 10:56.908
کمتر از چند دقيقه

10:56.909 --> 10:58.343
...متاسفم اگه

10:58.344 --> 11:00.412
قرارت خوب پيش نرفت

11:00.413 --> 11:01.847
خب، نه

11:01.848 --> 11:04.583
کاترينا هم حضور تاريکي رو احساس کرد

11:04.584 --> 11:07.752
...و اين

11:07.753 --> 11:10.922
...وسايلي که زماني برامون آشنا بودن، خاطرات

11:10.923 --> 11:13.158
افرادي که خيلي وقت پيش رفتن رو به يادش مياره

11:13.159 --> 11:15.927
...ميشه يه دختر رو از قرن 18ـم درآورد بيرون

11:15.928 --> 11:17.696
...اما سخت تر از اون اينه که

11:17.697 --> 11:20.332
قرن 18ـم رو از اون دختر بکشي بيرون

11:20.333 --> 11:22.167
يه چيزي تو همين مايه‌ها، آره

11:22.168 --> 11:25.303
خدا به همراه هر دوي ما ستوان

11:48.294 --> 11:50.962
...طرز قرار گرفتن جسد بعد از مرگ

11:50.963 --> 11:52.230
...نشان دهنده‌ي يه جور مراسم مذهبي‌ـه

11:52.231 --> 11:54.199
...يه منطقِ شخصي

11:54.200 --> 11:57.836
يا يه ارزش براي قاتل

11:58.804 --> 12:01.072
کلانتر لينا رِيز، و شما؟

12:01.073 --> 12:02.741
کاترينا کرين

12:02.742 --> 12:04.476
ايکابد زن داره؟

12:04.477 --> 12:06.311
هيچوقت از شما حرف نزده بود

12:06.312 --> 12:08.914
...ما به تازگي دوباره بهم پيوستيم

12:08.915 --> 12:11.750
بعد از يه جداييِ خيلي طولاني

12:11.751 --> 12:14.319
...خب، همسر شما ثابت کرده که يه

12:14.320 --> 12:17.489
...سرمايه‌ي عجيب اما با ارزش براي حوزه‌ي من ـه

12:17.490 --> 12:20.225
مخصوصا در صحنه‌ي وقوع يه جرم تو يه مجتمع تاريخي

12:20.226 --> 12:22.427
...شما دو تا که اذيت نميشيد يه کم اينجا بمونيد تا

12:22.428 --> 12:23.762
اينجا رو جمع و جود کنيم، نه؟

12:29.402 --> 12:31.303
حالت خوبه؟

12:31.304 --> 12:33.305
کلانتر چي گفت؟

12:33.306 --> 12:36.141
...متاسفانه مسئولين هرگز به حقيقتِ پشت اين تراژدي

12:36.142 --> 12:38.343
دست پيدا نميکنن

12:38.344 --> 12:40.178
کاملاً درسته

12:40.179 --> 12:42.581
اين قتل اتفاقي نبوده

12:42.582 --> 12:46.451
اين يه مراسم مذهبي براي احضار کردن "مرد آويخته" بوده

12:49.855 --> 12:52.657
دوازدهمين کارت از ورق‌هاي پيشگويي

12:52.658 --> 12:55.260
از کي تا حالا درباره‌ي ورق‌هاي پيشگويي ميخوني؟

12:55.261 --> 12:58.597
از وقتي که يه نفر يه دسته از اونا رو تو يه تابستون، تو اتاق پذيرايي ما جا گذاشت

12:58.598 --> 13:00.832
فکر ميکردم براي سرگرمي ـه

13:00.833 --> 13:02.667
خب، حالا چيزهاي بيشتري درباره‌اش ميدوني

13:04.670 --> 13:07.105
...برگرداندن کارتِ مرد آويخته، منعکس کننده‌ي

13:07.106 --> 13:10.308
کشمکشِ بينِ مرگ و تجديد حيات ـه

13:14.146 --> 13:15.814
البته

13:15.815 --> 13:20.352
اين مرگ همسان با يک سري قتل هاي زنجيره‌اي تو سال 1781 ـه

13:20.353 --> 13:23.521
...روشي که طبق اون، گلو بريده شده

13:23.522 --> 13:25.123
...و واژگون کردن بدن

13:25.124 --> 13:27.525
قتل‌هاي دورام

13:27.526 --> 13:30.462
جان آدامز وکيلي بود که به دنبال اجراي عدالت براي قرباني ها بود

13:30.463 --> 13:32.230
آره

13:32.231 --> 13:35.733
اما اطلاعات جزئي اين پرونده رو از جان نميشنيدم

13:36.969 --> 13:38.837
از ابيگل آدامز ميشنيدم

13:39.672 --> 13:42.007
...دوست تو، خانم آدامز

13:42.008 --> 13:43.808
يه... بود؟

13:43.809 --> 13:46.077
جادوگر؟ -
آره -

13:46.078 --> 13:48.513
نه. فقط خيلي خود رأي بود

13:48.514 --> 13:49.748
درسته

13:49.749 --> 13:51.983
قهرمانِ افرادي که مدافعي نداشتن

13:51.984 --> 13:53.652
اين آخرين قربانيش ـه

13:53.653 --> 13:55.654
تنها چيزي که از اون بيچاره باقي مونده همين نقاشي ـه

13:55.655 --> 13:58.256
...ميدوني، قرباني هاي اين قتل ها يتيم بودن

13:58.257 --> 13:59.491
بي خانمان بودن

13:59.492 --> 14:00.759
...ابيگل نميتونست تحمل کنه که

14:00.760 --> 14:02.494
مرگ اونا فراموش بشه

14:02.495 --> 14:03.895
...همه شون يه جور آويزون شده بودن

14:03.896 --> 14:06.064
گلوهاشون دقيقا در يک جا بريده شده بودن

14:06.065 --> 14:07.666
...يه ناحيه از گردن

14:07.667 --> 14:10.068
هدف قرار داده شده، قسمتي که شاهرگ در اون قرار داره

14:10.069 --> 14:12.570
اگه اون رگ بريده بشه، ميتونه موجب
...از دست رفتن خون زيادي بشه

14:12.571 --> 14:15.340
مخصوصا اگه بدن به صورت وارونه آويزون بشه

14:15.341 --> 14:17.342
...اين مسئله، و دقت بريده شدن گردن

14:17.343 --> 14:19.411
...باعث شد ابيگل به اين نتيجه برسه که قاتل

14:19.412 --> 14:21.079
حتما يه پيش زمينه‌اي از پزشکي داره

14:21.080 --> 14:23.048
شايد يه جراح ـه

14:23.049 --> 14:26.051
...اما هيچوقت نتونست قاتل رو پيدا کنه

14:26.052 --> 14:29.153
و پرونده‌ي اون قتل ها حل نشد

14:30.256 --> 14:34.025
شايد الان با همون خطر رو به رو باشيم

14:34.026 --> 14:38.363
خطري که اون موقع نتونستم جلوش رو بگيرم

14:38.364 --> 14:42.300
شايد بايد تو هم به ابيگلِ خودت زنگ بزني تا مشاوره بگيري

14:42.301 --> 14:44.736
...اين خاطراتِ ابيگل آدامز نبايد

14:44.737 --> 14:47.639
تو رو تو گذشته نگه دارن، بلکه بايد به جلو راهنماييت کنن

14:47.640 --> 14:50.208
...اگر خانم آدامز زنده بود، از من و تو ميخواست

14:50.209 --> 14:53.044
که اين قاتل فراري رو پيدا کنيم

14:53.045 --> 14:55.480
پس بيا سعي خودمون رو بکنيم

15:05.891 --> 15:07.292
من جاي تو وايميستم

15:07.293 --> 15:08.293
مطمئني؟

15:08.294 --> 15:09.627
...کلانتر رِيز

15:09.628 --> 15:12.297
بهم اجازه داد باهاش صحبت کنم

15:28.914 --> 15:30.682
چه بلايي سر من اومد؟

15:30.683 --> 15:32.350
چقدر يادت مياد؟

15:32.351 --> 15:35.353
...تو و

15:35.354 --> 15:38.523
...جني، کرين و کاترينا با يه شمشير اومديد

15:38.524 --> 15:40.024
پيش من؟

15:42.294 --> 15:45.029
بعد از اون، چيزي يادم نمياد

15:45.030 --> 15:46.765
...اونجوري که تو به من نگاه کردي

15:46.766 --> 15:48.800
فکر کنم باختم

15:48.801 --> 15:51.135
نه، ما برديم

15:54.540 --> 15:56.474
اما يه بهايي داشت

15:57.443 --> 15:58.510
تو مُردي

15:58.511 --> 16:00.211
...شش هفته پيش

16:00.212 --> 16:01.846
خودمون دفنت کرديم

16:01.847 --> 16:03.848
...پس

16:03.849 --> 16:07.852
چي داري ميگي، که من يه جسدِ متحرکم؟

16:07.853 --> 16:10.688
هيچکس ديگه خبر نداره؟

16:10.689 --> 16:12.190
به خانواده ات گفتيم

16:12.191 --> 16:15.059
سينتيا و ميسي برات عزاداري کردن

16:15.060 --> 16:17.061
چطوري اينجام؟

16:17.062 --> 16:19.063
چطور دارم نفس ميکشم؟

16:19.064 --> 16:20.465
...روح تو به

16:20.466 --> 16:22.700
...سوارِ جنگ متعلق ـه، پس

16:22.701 --> 16:26.471
تا جايي که من ميدونم، حضور تو در اينجا نشونه‌ي برگشت اونه

16:26.472 --> 16:28.573
فکر ميکني من خطرناکم؟

16:30.709 --> 16:34.479
من نميدونم چه بلايي سرم اومد

16:34.480 --> 16:38.983
من به دنبال يه مکان امن از اين در اومدم تو

16:38.984 --> 16:41.719
دنبال تو بودم

16:44.890 --> 16:49.527
...نميتوني درک کني چقدر دوست دارم تو اينجا باشي

16:52.064 --> 16:56.568
خود واقعيت، دوست قديمي که براش عزاداري کردم

16:56.569 --> 16:59.671
اما فهميدنش خيلي سخته

16:59.672 --> 17:02.907
بروکس رو که يادت هست، اينکه چطور بهمون خيانت کرد

17:02.908 --> 17:05.610
نميتونم دوباره رِيسک بکنم

17:05.611 --> 17:08.046
پس ميخواي چي کار کني؟

17:08.047 --> 17:10.048
...به زنت خبر ميدم

17:10.049 --> 17:12.517
تا جور ديگه اي خبردار نشه

17:12.518 --> 17:13.785
بيارش اينجا

17:15.187 --> 17:18.556
سينتيا ميفهمه که واقعاً خودم هستم

17:20.526 --> 17:22.560
ابي

17:22.561 --> 17:25.797
نميتوني اينطوري تنهام بذاري

17:25.798 --> 17:27.031
!خواهش ميکنم

17:27.032 --> 17:28.266
متاسفم

17:28.267 --> 17:30.802
!ابي

17:34.206 --> 17:35.607
...کوچکترين جزئيات هستن

17:35.608 --> 17:39.177
که بزرگترين نقاشي ها رو درست ميکنن

17:40.613 --> 17:42.947
...قبل از مرگش

17:42.948 --> 17:44.782
...گرنت به خاطر

17:44.783 --> 17:47.418
شرايط اين نقاشي توبيخ شد

17:50.556 --> 17:53.157
ابزارِ نقاش

17:53.158 --> 17:54.492
تيغه

17:54.493 --> 17:56.794
اون رنگ قرمز قبلا اونجا نبود

18:03.969 --> 18:05.403
خون

18:05.404 --> 18:07.805
رقيق ـه

18:07.806 --> 18:10.308
تازه ست -
...راهنما گفت -

18:10.309 --> 18:12.143
...که اين يه خودنگاره‌ست

18:12.144 --> 18:14.078
از نقاش‌ـي که اينو کشيده

18:14.079 --> 18:15.914
...فقط يه جراح نيست که از آناتومي بدن انسان

18:15.915 --> 18:17.181
...اطلاعات داره

18:17.182 --> 18:19.050
يه هنرمند هم داره

18:21.186 --> 18:22.954
...قاتلي که دنبالشيم

18:22.955 --> 18:26.190
...در تمام اين مدت اينجا قايم شده بوده

18:26.191 --> 18:28.459
در جايي که هيچکس به ذهنش
...نميرسه که توش دنبال قاتل بگرده

18:28.460 --> 18:30.862
در امنيت به سر ميبرده

18:44.515 --> 18:45.817
...به نظر مياد هنرمندِ مُرده‌ي ما

18:45.818 --> 18:47.986
يه راه پيدا کرده تا از اون دنياي نقاشي شده فرار کنه

18:47.987 --> 18:51.356
و يه مرد بيگناه رو در دنياي ما بکشه

18:53.058 --> 18:55.627
اين چطور امکان داره؟

18:55.628 --> 18:56.861
...مالوک از آينه به عنوان درگاه هايي

18:56.862 --> 18:59.063
بين اين دنيا و برزخ استفاده کرد

18:59.064 --> 19:02.200
اون نقاشي هم ميتونه همچين عملکردي داشته باشه

19:03.569 --> 19:06.838
گرنت هم رنگ روي دستش داشت

19:06.839 --> 19:10.508
شايد حين بازسازي کردنش، به اون نقاشي دست زده باشه

19:10.509 --> 19:14.012
يه جورايي انرژيِ نفرين شده ي داخلش رو فعال کرده

19:15.381 --> 19:17.882
...اگه واقعاً با همون قاتل زنجيره اي، تو دنياي مدرن

19:17.883 --> 19:20.084
...مواجه هستيم

19:20.085 --> 19:24.255
پس بايد سعي کنيم درباره‌ي اين هنرمند، جيمز کُلبي، چيزهايي بفهميم

19:24.256 --> 19:27.058
اونو ميشناختي؟

19:27.059 --> 19:28.993
...يه بار به عنوان يه شخص به ياد آورنده احضار شد

19:28.994 --> 19:32.030
تا بتونه تولد آمريکا رو با نقاشي کردنش، مستند کنه

19:32.031 --> 19:35.400
اينطور که به نظر مياد بد نام نبوده

19:35.401 --> 19:37.669
استعدادهاش رو روي الکل و شهوتراني تلف کرد

19:37.670 --> 19:40.905
جعبه‌ي رنگش بيشتر با مشروب پر بود تا رنگ

19:40.906 --> 19:43.675
نهايتاَ حوزه‌ي واشنگتن اونو انداختن بيرون

19:43.676 --> 19:48.279
...اينجا... وقتي کُلبي تبعيد شد، يک هنرمندِ پيکرنگار شد

19:48.280 --> 19:50.281
...در هادسون سفر ميکرد و در عوض گرفتن غذا و مکان

19:50.282 --> 19:53.117
نقاشي پيشنهاد ميداد

19:53.118 --> 19:58.122
در سال 1782، بدون هيچ اثري، ناپديد شد

19:58.123 --> 20:00.058
...همون الگو رو داره

20:00.059 --> 20:02.460
...معماي مرگ‌هايي که ابيگل آدامز ميخواست حل کنه

20:02.461 --> 20:03.728
...توسط اين مرد

20:03.729 --> 20:05.630
انجام ميشدن

20:05.631 --> 20:07.866
از بين چند ترکيب جادو

20:07.867 --> 20:09.434
روح اون از اون نقاشي به عنوان

20:09.435 --> 20:10.869
پناهگاه داره استفاده ميکنه

20:10.870 --> 20:12.437
حتماً بخاطر همينه که اون

20:12.438 --> 20:14.605
خون قرباني هاشو ميريزه

20:16.141 --> 20:18.476
خون روي وسيله‌اش براي گرنت ـه

20:18.477 --> 20:21.379
اون داره از اون خون براي
نقاشي صليب وارونه استفاده ميکنه

20:21.380 --> 20:25.250
تا عکس مرد آويخته رو تموم کنه

20:25.251 --> 20:28.253
مگر اينکه مرد آويخته خودش باشه
کُلبي رستاخيز خودش رو با تموم کردن

20:28.254 --> 20:30.488
کار ناتمومش برنامه ريزي کرده

20:30.489 --> 20:32.757
اگر خون بيشتري براي نقاشي

20:32.758 --> 20:36.127
لازم داشته باشه، يه نفر ديگه رو هم قرباني ميکنه

20:43.769 --> 20:45.236
اون رفته

20:45.237 --> 20:48.606
اون داره کشيدن صليب رو تموم ميکنه

20:48.607 --> 20:50.241
ميلر

20:50.242 --> 20:52.277
...همه اين شکاف ها روي چارچوب نقاشي

20:52.278 --> 20:54.078
وقتي موقع بحث کردن با گرنت ديدمش

20:54.079 --> 20:55.947
اون به عکس دست زد

20:55.948 --> 21:00.451
و وقتي ما گرنت رو بار اول ديديديم
دستهاش قرمز رنگ بود

21:00.452 --> 21:02.954
کُلبي حتماً به اون صورت به
قرباني هاش دسترسي پيدا ميکنه

21:02.955 --> 21:04.522
ايکابد

21:04.523 --> 21:06.624
تو هم به نقاشي دست زدي

21:06.625 --> 21:09.994
دليل منم  براي پيدا کردن
ميلر قبل از کُلبي همينه

21:09.995 --> 21:11.663
نبايد به کسي اجازه بديم
نزديک اين نقاشي بشه

21:11.664 --> 21:13.965
از اينطرف

21:24.843 --> 21:27.779
آه... تو پيش نقاشي بمون

21:27.780 --> 21:31.149
و مطمئن شو کس ديگه اي نزديکش نشه

21:32.151 --> 21:34.485
البته با يه حواس پرتي متفاوت

21:37.656 --> 21:40.558
آقاي ميلر اگر که ممکنه
چند کلمه با هم حرف بزنيم

21:40.559 --> 21:43.161
فرانک اروينگ زنده‌ست؟

21:43.162 --> 21:46.130
نميدونم کلمه "زنده" عبارت درستي باشه

21:46.131 --> 21:48.032
اما اون برگشته

21:48.033 --> 21:50.401
باورنکردنيه

21:51.804 --> 21:53.171
مگه نه؟

21:56.475 --> 21:58.643
چيزي يادش مياد؟ -
مبارزه رو -

21:58.644 --> 21:59.811
اما مُردنش رو نه

21:59.812 --> 22:02.046
فکرميکني داره مخفي کاري ميکنه

22:02.047 --> 22:04.148
چونکه هنري صاحب روحش شده

22:04.149 --> 22:07.151
اين اولين بارمون نيست که
يکي از دوستامون زنده شده

22:07.152 --> 22:08.853
اروينگ مثل بروکس نيست

22:08.854 --> 22:10.922
بروکس با مالوک قول و قرار گذاشته بود

22:10.923 --> 22:13.324
اروينگ دوست ما بود

22:13.325 --> 22:15.927
اون بخاطر حفاظت از خانواده‌اش رفت زندان

22:15.928 --> 22:18.830
اون بخاطر مبارزه براي ما مُرد

22:18.831 --> 22:21.032
من هيچوقت اينو يادم نميره

22:22.101 --> 22:24.502
اما کلمه اصلي اينجا "مُردن" ـه

22:24.503 --> 22:26.204
اون مُرد

22:26.205 --> 22:28.439
هممون ديديم

22:28.440 --> 22:29.941
چه معني ديگه اي ميده، جز اينکه

22:29.942 --> 22:31.275
اون از طرف هنري اينجاست؟

22:31.276 --> 22:32.443
آره اما هنري ناپديد شده

22:32.444 --> 22:34.178
حتي ممکنه مُرده باشه

22:34.179 --> 22:36.447
روح اروينگ ميتونه آزاد شده باشه

22:36.448 --> 22:37.949
تا وقتي که مطمئن بشيم

22:37.950 --> 22:40.451
بايد براي بدترين حالت هم آماده بشيم

22:40.452 --> 22:43.087
يعني اينکه يه سلاح ميخواي

22:43.088 --> 22:45.523
تا برعليه اروينگ ازش استفاده کني

22:45.524 --> 22:47.925
اگر مجبور باشيم که يه انسان مُرده
رو به قبرش برش گردونيم

22:47.926 --> 22:49.627
همينکارو ميکنيم

22:49.628 --> 22:51.762
حتي اگه اون انسان اروينگ باشه

22:53.732 --> 22:55.733
من بايد همينجا بمونم

22:55.734 --> 22:57.301
چونکه سينتيا قراه بياد

22:57.302 --> 22:59.203
و همينطور اگه اتفاق عجيبي رخ داد

22:59.204 --> 23:01.873
هاولي بايد يه چيزي که بتونيم ازش استفاده کنيم بشناسه -
اون بيرون از شهره -

23:01.874 --> 23:03.875
سعي ميکنم پيداش کنم

23:03.876 --> 23:06.277
....مطمئنم يه
تيرکمون زامبي کُش

23:06.278 --> 23:09.113
يا يه توپ نعشه کُش بايد داشته باشه

23:09.114 --> 23:11.449
بايد بدونم که براي اين
ميتونم روت حساب کنم؟

23:11.450 --> 23:13.551
من پايه‌ام

23:13.552 --> 23:15.653
اما هرچي که بيارم

23:15.654 --> 23:18.456
جداً اميدوارم که ازش استفاده نکنيم

23:18.457 --> 23:20.791
منم همينطور

23:24.758 --> 23:28.427
ببخشيد که نتونستم پشت
تلفن جزئيات بيشتري رو بگم

23:28.489 --> 23:30.023
از زمان مرگ فرانک

23:30.024 --> 23:32.493
مجبور شدم به پيغام هاي
رمزيت عادت کنم

23:32.494 --> 23:35.329
خوشم نمياد ولي درک ميکنم

23:35.330 --> 23:36.897
تو با نيروهايي سر و کار داري

23:36.898 --> 23:38.966
که من تا اين اواخر حتي
...نميدونستم وجود دارن، پس

23:38.967 --> 23:40.567
شش هفته پيش بهت گفتم

23:40.568 --> 23:44.338
که مرگ اون زندگي خيلي ها رو نجات داد
احتمالاً زندگي هزاران آدم رو

23:44.339 --> 23:47.241
ابي، من چرا اينجام؟

23:47.242 --> 23:50.444
مثل تو و دخترت منم
براش سوگواري کردم

23:52.881 --> 23:55.248
...و ديشب

23:59.420 --> 24:02.589
اين يه دوربين بصورت زنده از اتاق

24:02.590 --> 24:04.591
بازجويي حوزه‌ست

24:05.426 --> 24:06.927
خداي من

24:06.928 --> 24:08.829
اومد اينجا و خودشو تسليم کرد

24:08.830 --> 24:09.830
ظاهراً هيچي از اينکه

24:09.831 --> 24:11.899
چطوري اومده اينجا به ياد نداره

24:11.900 --> 24:14.868
و اينکه بعدش چي شده

24:14.869 --> 24:17.504
قبلاً از اينکه حرفي زده بشه

24:17.505 --> 24:19.540
بايد اين رو از از خود من ميشنيدي

24:19.541 --> 24:21.542
براي بقيه

24:21.543 --> 24:22.709
تعقيب و جستجو تمومه

24:22.710 --> 24:24.845
براي ما، اون از مرگ برگشته

24:24.846 --> 24:27.114
هيچکسي نبايد اينو بدونه

24:27.115 --> 24:29.049
...اما، آم

24:29.050 --> 24:31.818
...اون چطور

24:33.087 --> 24:34.755
خيلي خب

24:34.756 --> 24:36.890
ابي، بايد ببينمش

24:36.891 --> 24:38.959
باشه، اونم ميخواد تو رو ببينه

24:40.528 --> 24:43.063
متاسفم، نميتونيم همچين ريسکي بکنيم

24:43.064 --> 24:44.765
نه تا وقتي که بدونيم

24:44.766 --> 24:46.700
چيو بدونيد؟ -
اينکه خطرناکه يا نه -

24:46.701 --> 24:48.035
اون پيمان خوني که با

24:48.036 --> 24:50.137
هنري پريش بست رو يادته؟

24:50.138 --> 24:51.371
بايد اطمينان

24:51.372 --> 24:53.040
پيدا کنيم

24:53.041 --> 24:55.609
که شوهرت براي بوجود آوردن يه تهديد اينجاست يا نه

24:56.444 --> 24:58.745
چطوري اينکارو کنيم؟

25:01.716 --> 25:06.453
گرنت گفت که ميخواست
...نقاشي رو برگردونه، اما

25:06.454 --> 25:09.556
نتونست بوم نقاشي که از پشت
جدا شده بود رو گيربياره

25:09.557 --> 25:11.992
گرنت ديگه چيا گفت؟ -
...گفت که -

25:11.993 --> 25:14.561
نقاشي باهاش صحبت ميکرد

25:14.562 --> 25:17.130
که يه صدايي ميشنيد

25:17.131 --> 25:19.132
و تقاضاي خون ميکرد

25:19.133 --> 25:22.736
و تو هم حرفش رو باور کردي

25:22.737 --> 25:24.972
چونکه تو هم اون صدا رو شنيدي؟

25:24.973 --> 25:27.374
اوهوم

25:29.973 --> 25:39.374
.:: @bollbolljan_com ::.

25:41.022 --> 25:43.190
ما پيداش کرديم ابيگل

25:43.191 --> 25:46.193
بالاخره

25:46.194 --> 25:49.463
فقط کاشکي ميتونستم خبردارت کنم

26:20.728 --> 26:23.363
کُلبي

26:45.687 --> 26:47.921
باورم نميشه که هاولي اينجا نيست

26:47.922 --> 26:50.891
تا کمکم کنه اين گلوله هاي
شيطان کُش رو در بيارم

26:50.892 --> 26:52.826
هاولي چطور تصديق کرد

26:52.827 --> 26:54.528
که اون گلوله ها از طلاي سفيد

26:54.529 --> 26:55.996
اونم از خود دروازه هاي جهنم ساخته شدن؟

26:55.997 --> 26:57.230
نميدونم

26:57.231 --> 26:59.366
اما گفت که خريدار قبليش

26:59.367 --> 27:01.868
راضي بود، خب حالا نوبت منه

27:02.670 --> 27:04.204
به گمونم حتي گنجينه شکارچي ها

27:04.205 --> 27:05.739
هم نقد و بررسي هاي بلند داره

27:15.783 --> 27:19.086
اوه، حتمــاً داري سر به سرم ميذاري

27:19.087 --> 27:20.087
چيه؟

27:20.088 --> 27:21.621
هاولي گفت گلوله ها

27:21.622 --> 27:24.758
پيش يارو دفن شدن، نه اينکه داخل بدنش

27:25.693 --> 27:27.794
...آه

27:36.971 --> 27:39.172
...آه

27:43.411 --> 27:45.779
...ايش

27:48.282 --> 27:51.618
واي...اون جشن شکرگذاري که

27:51.619 --> 27:55.122
مامان مجبورت کرد که دل و روده
بوقلمون رو در بياري يادته؟

27:55.123 --> 27:56.490
اوهوم

27:57.725 --> 27:59.492
حالا نوبت منه

28:06.401 --> 28:08.568
اوه، خدا

28:08.569 --> 28:10.170
ميخواي بيام پيشت؟

28:10.171 --> 28:11.571
نه، نه، مشکلي نيست

28:11.572 --> 28:14.074
فقط يکي ديگه مونده، زودي بر ميگردم

28:14.075 --> 28:16.009
باشه

28:18.413 --> 28:19.613
!آخ

28:37.799 --> 28:41.668
ممنون که بهم گفتي يکي از گلوله ها
!رو بذارم سر جاش بمونه، هاولــي

28:41.669 --> 28:44.137
شما بايد بري

28:44.138 --> 28:47.040
سريعاً -
اما پليس که اينجاست -

28:47.041 --> 28:48.575
پليس نميتونه ازت محافظت کنه

28:49.444 --> 28:51.011
چي داري ميگي؟

28:51.012 --> 28:53.713
فکر ميکني اون چيزي که گرنت رو کُشت

28:53.714 --> 28:54.948
حالا ميخواد منو بُکشه؟

28:54.949 --> 28:56.283
ميلر، حرف زدن بسه

28:56.284 --> 28:57.851
کمک کن -
پليسا فکرميکنن -

28:57.852 --> 28:59.853
از دستشون فرار کردم، چون گناهکارم

29:22.550 --> 29:25.203
نه، ميلر

29:25.204 --> 29:26.671
کُشتن ميلر ميتونه

29:26.672 --> 29:28.306
همه احتياجات کُلبي براي اتمام

29:28.307 --> 29:29.974
مراسم رستاخيري که اون شروع کرده باشه

29:29.975 --> 29:32.210
وايسا، وايسا

29:32.211 --> 29:34.712
شکاف هاي روي چارچوب نقاشي

29:35.948 --> 29:37.315
يه الگويي بينشون هست

29:37.316 --> 29:40.885
انگار که از قصد درست شدن

29:44.356 --> 29:46.958
اينا تنها يه مُشت شکاف نيستن

29:46.959 --> 29:49.027
اونا شعر هستن

29:49.028 --> 29:51.896
به چه منظوري؟

29:51.897 --> 29:53.898
اينا بخشي از سحر به دام افتادن هستن

29:54.633 --> 29:56.067
روي اين نقاشي حکاکي شدن

29:56.068 --> 29:59.070
تا قاتل رو داخل نقاشي نگه دارن

29:59.071 --> 30:01.039
پس اين براش يه زندان بود

30:01.874 --> 30:03.574
توسط کي زنداني شده؟

30:04.376 --> 30:05.743
کشيش نَپ

30:05.744 --> 30:07.879
محفل خودم

30:07.880 --> 30:10.415
بر طبق درخواست ابيگل آدامز

30:10.416 --> 30:12.529
بعد از اينکه من رفتم
همشو اينجا

30:12.530 --> 30:13.851
توي يادداشت هاي مخفيش نوشته

30:14.942 --> 30:16.277
اون فهميد که

30:16.278 --> 30:19.347
کُلبي يه قاتل بود
و تصميم گرفت که جلوش رو بگيره

30:19.820 --> 30:23.289
ابيگل اجازه داد که توسط اون اسير بشه

30:23.290 --> 30:26.826
شما بهترين اثر من خواهيد بود، خانم آدامز

30:26.827 --> 30:28.861
اما کُلبي بي خبر بود

30:28.862 --> 30:31.731
ابيگل از کشيش نپ
درخواست کمک کرد

30:31.732 --> 30:33.466
[ قرائت سحر ]

30:33.467 --> 30:35.201
[ قرائت سحر ]

30:37.204 --> 30:38.504
[ قرائت سحر ]

30:39.706 --> 30:44.510
وحشيگري مرگبار شما تموم شده، آقاي کُلبي

30:53.387 --> 30:56.856
محبوس کردن کُلبي داخل بوم نقاشي

30:56.857 --> 30:59.392
ابيگل اين نقاشي رو نگه داشت
تا همه‌اش بهش نگاه کنه

30:59.393 --> 31:01.360
و از شانس بد گرنت

31:01.361 --> 31:02.662
که آزادش کرد

31:02.663 --> 31:03.896
آقا و خانم کرين

31:03.897 --> 31:05.364
ما دنبال

31:05.365 --> 31:06.732
مسئول اينجا، ميلر ميگرديم

31:06.733 --> 31:09.535
نه، ايشون رو نديدم

31:10.704 --> 31:12.738
بهرحال شما دو نفر اينجا چيکار ميکنيد؟

31:12.739 --> 31:14.774
خداحافظي ميکنيم

31:14.775 --> 31:16.275
ايکابد ميخواست تا از

31:16.276 --> 31:19.178
اثر گرنت براي بار آخر تشکر کنه

31:19.179 --> 31:21.981
زياد طول نکشه

31:23.951 --> 31:27.587
ممنون، کلانتر

31:27.588 --> 31:30.756
اگه کُلبي ميلر رو کشيده
تو دنياي خودش، امکانش هست

31:30.757 --> 31:33.292
تا داوطلبانه واردش بشم و جلوش رو بگيرم؟

31:33.293 --> 31:36.462
شايد امکانش باشه

31:36.463 --> 31:38.297
اما بايد يه جاي خلوت باشيم

31:38.298 --> 31:40.399
بايد نقاشي رو ببريم يه جاي ديگه

31:40.400 --> 31:43.102
ميدونم کجا ببريمش

31:46.974 --> 31:49.642
اينجا جاييکه گرنت کارش رو انجام داده

31:53.747 --> 31:56.015
آماده اي؟

32:03.657 --> 32:04.991
چيکار داري ميکني؟

32:04.992 --> 32:06.659
جدا شدن ديگه بسه

32:06.660 --> 32:08.728
ما اينکارو با هم ميکنيم

32:08.729 --> 32:11.497
اين هيولا يه زمان
دوست عزيزم رو اسير کرد

32:11.498 --> 32:14.133
ميخوام مطمئن بشم که همينطور زنداني بمونه

32:15.402 --> 32:17.436
بخاطر ابيگل

32:20.240 --> 32:22.508
بخاطر ابيگل

32:28.582 --> 32:32.318
از اين سرزمين به سرزمين ديگر
به دنبال يک درگاه ميگرديم

32:32.319 --> 32:35.488
[ قرائت سحر ]

32:35.489 --> 32:38.291
[ قرائت سحر ]

32:38.292 --> 32:41.460
[ قرائت سحر ]

32:41.461 --> 32:44.497
[ قرائت سحر ]

32:55.142 --> 32:57.543
اوه، داخل شديم

33:02.115 --> 33:04.450
و همينطور به داخل ذهن يه قاتل

33:14.695 --> 33:17.396
فرانک

33:17.397 --> 33:19.431
جني؟

33:20.734 --> 33:24.170
از ديدنت خوشحالم

33:24.171 --> 33:26.672
تحمل کن دوست من

33:38.485 --> 33:41.854
دارن به بازداشتگاه منتقلش ميکنن

33:41.855 --> 33:45.124
حداقل اول تو بايد باهاش حرف بزني

33:49.996 --> 33:52.231
ممنون

33:52.232 --> 33:55.601
فقط بهم قول بده که اين
گلوله ها آخرين راه چاره‌مونه

33:56.937 --> 34:00.239
امشب يه هيولا ديدم و فرانک اروينگ

34:00.240 --> 34:02.608
اون هيولا نيست

34:02.609 --> 34:04.343
ميدونم که اينطور بنظر ميرسه

34:04.344 --> 34:06.612
دکتر حوزه براش يه
آزمايش پزشکي صادر کرد

34:06.613 --> 34:08.514
روند استاندارد براي مجرم تسليم شده اينطوريه

34:08.515 --> 34:11.417
و ظاهراً هم همه چيزش نرماله

34:12.753 --> 34:15.221
من بخاطر قلب و ريه‌اش نگران نيستم

34:15.222 --> 34:17.056
نگران روحشم

34:17.057 --> 34:18.624
چيزي که نميتونيم ببينيم

34:20.360 --> 34:22.528
اون به آزمايش پزشکي احتياج نداره

34:22.529 --> 34:24.463
به يه آزمايش ماورايي احتياج داره

34:25.465 --> 34:27.433
شايد کاترينا بتونه انجامش بده

34:30.270 --> 34:32.071
ميدونم

34:32.072 --> 34:34.140
منم زياد با کاترينا خوب نيستم

34:34.141 --> 34:37.509
اما اون بهترين اميد ماست
از اينکه بدونيم ميتونيم بهش اعتماد کنيم يا نه

34:38.712 --> 34:40.746
ما اينو به اروينگ مديونيم

34:43.216 --> 34:46.652
فکرميکردم شايد کاترينا بتونه
چندتا آزمايش فيزيکي

34:46.653 --> 34:48.921
ماورايي روي اروينگ انجام بده

34:48.922 --> 34:51.557
ببينه روحش تاريک شده يا نه

34:51.558 --> 34:52.958
از اونجايي که تلفن رو بر نميداري

34:52.959 --> 34:56.629
منو يه‌کم بيشتر نگران کرده

34:56.630 --> 34:59.432
...اونجا چه خبر شده

34:59.433 --> 35:01.033
هوات رو دارم

35:02.636 --> 35:05.070
ما بايد ميلر رو قبل از اينکه

35:05.071 --> 35:06.639
کُلبي مراسم رو تموم کنه پيداش کنيم

35:08.809 --> 35:11.610
هيچ نظري نداري که اينجا کجاست؟

35:11.611 --> 35:15.514
اين خونه به خانواده کُلبي متعلق بوده

35:15.515 --> 35:18.350
بنظر مياد که متروکه‌ست

35:18.351 --> 35:21.353
کُلبي همين اطرافه

35:24.257 --> 35:26.825
داره اين تجلي بيمارش رو کنترل ميکنه

35:28.361 --> 35:30.463
مراقب باش

35:51.318 --> 35:57.223
غم و درد زيادي
تو اين خونه وجود داره

35:57.224 --> 36:00.092
کُلبي حتماً از
استعدادهاش دلسرد شده

36:01.361 --> 36:03.362
فقط بعداً معلوم شد که مرگ

36:03.363 --> 36:05.631
هنريه که داخلش وجود داره

36:07.033 --> 36:09.169
ميلر

36:14.251 --> 36:16.619
ميلر

36:16.620 --> 36:19.088
هنوز زنده‌ست؟

36:19.089 --> 36:21.723
کم و بيش

36:24.361 --> 36:27.529
اوه، تمومش کرده

36:27.530 --> 36:29.965
کُلبي خودش رو براي فراري دادن
از اين قلمرو براي هميشه آزاد کرده

36:29.966 --> 36:33.035
وقتمون کمه، بيارش پايين

36:43.546 --> 36:44.673
زودباش

36:44.674 --> 36:45.898
خيلي خون از دست داده

36:45.899 --> 36:50.036
برمون گردون

36:50.037 --> 36:53.339
[ قرائت سحر ]

36:53.340 --> 36:56.442
[ قرائت سحر ]

36:56.443 --> 36:58.444
[ قرائت سحر ]

37:02.849 --> 37:06.352
[ قرائت سحر ]

37:06.353 --> 37:08.754
خيلي

37:08.755 --> 37:09.589
دير شده

37:09.590 --> 37:10.856
!تمومش کن

37:10.857 --> 37:13.025
!کاترينا، ما رو از اينجا ببر بيرون

37:13.026 --> 37:14.627
[ قرائت سحر ]

37:14.628 --> 37:17.296
کاترينا؟

37:17.297 --> 37:18.965
!کاترينا، سريع تر

37:18.966 --> 37:20.399
!کاترينا تمومش کن

37:20.400 --> 37:21.200
[ قرائت سحر ]

37:27.374 --> 37:29.242
نقاشي -
بايد نابود بشه -

37:29.243 --> 37:30.676
!زودباش

37:42.122 --> 37:43.022
!ايکابد

37:59.273 --> 38:00.773
!نقاشي

38:00.774 --> 38:02.967
!ستوان، به نقاشي شليک کن

38:19.860 --> 38:21.393
گوشيت رو جواب ندادي

38:27.934 --> 38:30.703
کلانتر، از وضعيت ميلر خبري داريد؟

38:30.704 --> 38:33.139
متخصص اورژانس گفت زنده ميمونه

38:33.140 --> 38:35.875
ميدونيد؟ چاقويي که ازش براي
بُريدن گلوي ميلر و هوليستر

38:35.876 --> 38:37.877
استفاده شده مشکوک بود

38:37.878 --> 38:39.545
اما هيچ مشخصات بيشتري نبود

38:39.546 --> 38:41.714
شايد يه بي خانمان

38:41.715 --> 38:44.250
که براي اين دنيا ناشناخته‌ست
براي خودش هم همينطور باشه

38:46.353 --> 38:48.954
خانم، کار ديگه اي هم ميخوايد بکنم؟

38:48.955 --> 38:51.023
چطوره که دستورات رو اطاعت کني؟

38:51.024 --> 38:52.792
من بهت دستور مستقيم دادم که با فرانک اروينگ

38:52.793 --> 38:54.226
حرف نزني -
کلانتر رِيز -

38:54.227 --> 38:56.295
من اصلاً نميخواستم که شما رو زير سوال ببرم

38:56.296 --> 38:58.163
و با اينحال، اينکارو کردي

39:03.737 --> 39:06.238
بنظر ميرسه که هميشه يکي از ماها
خارج از عنايت ايشون باشه

39:06.239 --> 39:07.873
اوم

39:07.874 --> 39:10.343
حس من بهم ميگه

39:10.344 --> 39:12.578
که درمورد سروان
اروينگ کار خوبي کردي

39:12.579 --> 39:14.180
چيزي فهميدي؟

39:14.181 --> 39:16.082
نه زياد

39:16.083 --> 39:19.051
نميدونم الان چطوري نزديکش بشيم

39:19.052 --> 39:21.554
خب، دست کم

39:21.555 --> 39:24.190
ممنونم که به کمکمون اومدي

39:24.191 --> 39:25.591
و گلوله هاي افسون شده

39:25.592 --> 39:27.193
آره -
کارت خوب بود -

39:28.995 --> 39:30.863
بهتره دفعه بعد بخواي بهم پيام بدي

39:30.864 --> 39:34.300
که ميخواي بپري داخل يه نقاشي

39:41.174 --> 39:44.209
ستوان، با اجازه شما

39:57.124 --> 40:01.427
امشب همه‌اش ابيگل آدامز تو ذهنم بود

40:01.428 --> 40:05.731
و بعدش ابيگل ميلز پيداش شد

40:05.732 --> 40:09.468
يه ابيگل تو رو بسمت يه ابيگل ديگه راهنمايي کرد

40:09.469 --> 40:13.739
مثل مرد آويخته

40:13.740 --> 40:17.376
تو و من توي حالت بي تکليفي بوديم

40:17.377 --> 40:22.648
توي الگوهاي يکسان گير اُفتاه بوديم، اما

40:22.649 --> 40:26.652
نيروهايي که ما رو اونطوري
نگه داشته بودن از بين رفته‌ان

40:28.088 --> 40:32.091
ما شرايط جديدي پيدا ميکنيم

40:32.092 --> 40:34.693
با همديگه

40:37.564 --> 40:40.766
بيا

40:55.115 --> 40:57.249
...خانم

40:57.250 --> 41:00.653
ميدونم که رفتنم پيش فرانک
و صحبت کردنم باهاش کار اشتباهي بود

41:00.654 --> 41:02.087
درک ميکنم، ميلز

41:02.088 --> 41:03.789
تو بهش وفاداري

41:03.790 --> 41:05.424
تو با همه چيزهايي که اون

41:05.425 --> 41:07.426
بهش محکوم شد در کنارش موندي

41:07.427 --> 41:09.161
و منم دليلش رو مدام از خودم ميپرسيدم

41:09.162 --> 41:11.497
آيا چيزي هست که تو ميدوني و ما نميدونيم؟

41:11.498 --> 41:13.699
و حالا، به گمونم قراره متوجه بشيم

41:13.700 --> 41:15.167
منظورتون چيه؟

41:15.168 --> 41:17.102
دادستان الان زنگ زده بود

41:17.103 --> 41:18.604
مدارکي دستشون اومده

41:18.605 --> 41:22.007
که ميگن از فرانک اروينگ
...رفع اتهام ميشه، پس

41:22.008 --> 41:26.434
از الان به بعد ميتونه بره

41:30.059 --> 41:35.816
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.