﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:02.201
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:02.202 --> 00:03.202
‫من مبتلا شدم

00:03.203 --> 00:04.737
‫تو مسئولِ من نیستی، باشه؟

00:04.738 --> 00:06.139
‫تو دوست منی الکس

00:06.140 --> 00:08.074
‫دو شاهد هستیم و هوای همدیگه رو داریم

00:08.075 --> 00:09.943
‫با هرچی که روبرو بشیم، باهم میشیم

00:09.944 --> 00:12.312
‫ظاهراً آژانس مون یه پیشینه داشته

00:12.313 --> 00:15.148
‫ما نوادگانِ کاری ــه قهرمانان واقعی هستیم

00:15.149 --> 00:18.785
‫از این به بعد قول میدم روراست باشم

00:18.786 --> 00:19.849
‫یه چیزی تو راهه

00:19.850 --> 00:21.688
‫چیزی نه، جنی خانم

00:21.689 --> 00:23.790
‫- یه رویای دیگه؟
‫- فوق العاده بود

00:23.791 --> 00:29.862
‫من مقدر شدم که تبدیل به بهترین
‫اتفاقی که واسه آمریکا می افته، بشم

00:29.863 --> 00:32.532
‫این چیزی بود که میخواستی درایفس؟

00:32.533 --> 00:34.634
‫زوالِ دموکراسی؟

00:58.692 --> 01:01.127
‫تکون بخور، همه رو معطل کردی

01:06.333 --> 01:08.134
‫و...

01:08.869 --> 01:10.403
‫آپلود شد

01:11.538 --> 01:13.206
‫- با این کارت هیچ کمکی نمیکنی
‫- کمک؟

01:13.207 --> 01:16.542
‫من اصلاً نمیدونم که داریم تو این
‫زمین مسابقه ی بچه ها چیکار میکنیم

01:16.543 --> 01:18.311
‫- تمرین
‫- تمرین؟

01:20.214 --> 01:23.416
‫یه مسابقه ایی هست که باید دخترای
‫دوازده ساله توش مسخره ات کنن؟

01:23.417 --> 01:24.917
‫اگه همینطوره، باید بگم واقعاً شاهکار کردی!

01:24.918 --> 01:26.753
‫هرچقدر میخوای مسخره کن

01:26.754 --> 01:32.258
‫ولی من قراره بدنم رو به بهترین شکل
‫دربیارم تا هروقت جایی لازم شد، آماده باشم

01:33.761 --> 01:35.561
‫درباره ی گنجینه است، نه؟

01:35.562 --> 01:38.064
‫فهمیدی که ما تو همون آژانسی که دیوی کراکت

01:38.065 --> 01:40.066
‫و ساکاگاویا توش کار میکردن، هستیم

01:40.067 --> 01:42.090
‫و حالا میخوای خودتو مثل جیمز باند دربیاری

01:42.091 --> 01:43.936
‫الکس، اونا قهرمان بودن
‫خب؟ اسطوره بودن

01:43.937 --> 01:45.605
‫ما شایسته نیستیم

01:45.606 --> 01:47.206
‫رفیق، سرعقل بیا

01:47.207 --> 01:49.208
‫چی رو میخوای ثابت کنی؟

01:49.209 --> 01:51.577
‫همین تازگیا یه جن شیطانی رو شکست دادی

01:51.578 --> 01:54.213
‫و در همین حین جون خیلیا رو نجات دادی

01:54.214 --> 01:56.816
‫از جمله منو

01:58.919 --> 02:00.953
‫داری میگی که من قهرمانتم؟

02:02.556 --> 02:04.257
‫میدونی چیه؟

02:04.258 --> 02:06.401
‫دفعه ی بعد بذار جن خلاصم کنه، باشه؟

02:07.361 --> 02:09.562
‫سرووضعم داغونه

02:09.563 --> 02:11.097
‫خیلی خب

02:11.098 --> 02:14.167
‫میشه برام تایم بگیری، لطفاً؟

02:14.168 --> 02:15.868
‫خیلی خب

02:15.869 --> 02:17.236
‫خیلی خب

02:17.237 --> 02:20.373
‫ردیفم، ردیفم

02:21.942 --> 02:27.046
‫یادتون نره، فردا باید نقاشی "جیغ" از
‫"ادوارد مونک" رو برام توصیف کنین

02:27.047 --> 02:29.182
‫وگرنه ممکنه خودم جیغ بکشم

02:30.284 --> 02:32.051
‫سلام مالی

02:32.052 --> 02:35.388
‫مثل اینکه تکالیف اخیرت کامل نبودن

02:35.389 --> 02:36.732
‫میخوای اضافه شون کنم؟

02:36.733 --> 02:38.224
‫گمونم

02:38.225 --> 02:40.226
‫کلاس بعدی مون کلی خوش میگذره

02:40.227 --> 02:41.850
‫میدونم که چقدر نقاشی های آمیخته رو دوست داری

02:41.851 --> 02:44.163
‫ما قراره...مالی

02:44.164 --> 02:48.034
‫مالی، آقای دیوید داره باهات حرف میزنه

02:48.902 --> 02:51.003
‫اشکال نداره

02:56.110 --> 02:57.610
‫خیلی متاسفم بابتش

02:57.611 --> 03:01.013
‫اشکال نداره، بی توجهی برام عادت شده

03:01.014 --> 03:02.048
‫آره

03:02.049 --> 03:04.417
‫ولی اگه میشه بپرسم

03:04.418 --> 03:06.419
‫اوضاع مالی تو خونه ردیفه؟

03:06.420 --> 03:10.882
‫- تعریف از خود نباشه ولی فکر میکردم این کلاس مورد علاقشه
‫- نه، درست میگین

03:10.906 --> 03:12.458
‫- اون عاشق هنر ــه
‫- خیلی هم خوب

03:12.459 --> 03:15.928
‫بخاطر همینه که ناخودآگاه متوجه شدم
‫اخیراً تو خودش بوده

03:15.929 --> 03:21.067
‫آره، اخیراً اوضاعش یکم پیچیده بوده

03:21.068 --> 03:23.169
‫دوست داشتم به بحث ادامه بدم

03:23.170 --> 03:25.238
‫ولی یه جلسه دارم

03:25.239 --> 03:26.472
‫میشه بعداً تشریف بیارین؟

03:26.473 --> 03:28.574
‫البته

03:28.575 --> 03:30.676
‫عالیه

03:40.687 --> 03:43.389
‫رفتار خوبی با آقای دیوید نداشتی ها

03:46.160 --> 03:47.493
‫شایدم درست میگی

03:47.494 --> 03:48.895
‫مدرسه رو زیادی بزرگش کردن

03:48.896 --> 03:52.732
‫شغل های زیادی هستن که برای
‫انجامشون نیازی به تحصیل نیست

03:52.733 --> 03:55.568
‫مثلاً دزدای دریایی

03:57.971 --> 04:03.109
‫ببین، میدونم با وجود همه ی اتفاقاتی که داره
‫می افته، به نظرمی یاد مدرسه اونقدرا مهم نباشه ولی هست

04:03.110 --> 04:08.648
‫واقعاً...برامون خوبه که یکم
‫تو زندگی، عادی باشیم

04:08.649 --> 04:11.017
‫از این به بعد دیگه همش همینه، نه؟

04:11.018 --> 04:15.388
‫هیولاهایی که شکل بابا دراومدن

04:15.389 --> 04:19.158
‫لوگان مک دونالد از یه طلسم بیمار میشه

04:19.159 --> 04:21.194
‫رویاهایی از آقای کرین

04:21.195 --> 04:23.863
‫به جز اینکه اون آقای کرین نیست

04:23.864 --> 04:24.564
‫مالی!

04:24.565 --> 04:27.066
‫سلام

04:27.067 --> 04:30.303
‫اون خیلی ترسیده بود مامان، خیلی تنها بود

04:30.304 --> 04:33.039
‫هنوز نمیدونیم که دقیق چی دیدی

04:33.040 --> 04:35.908
‫شاید یه خوابِ بد بوده

04:37.311 --> 04:38.644
‫یه فکری دارم

04:38.645 --> 04:41.290
‫داشتم با بقیه راجب نشون دادن یه
‫چیزی بهت صحبت میکردم

04:41.291 --> 04:45.227
‫ولی...شاید الآن وقتش باشه

04:46.186 --> 04:47.753
‫بهم یه چیزی نشون بدی؟

04:47.754 --> 04:49.355
‫چی رو؟

04:49.356 --> 04:52.358
‫به گنجینه خوش آمدی

04:52.359 --> 04:54.594
‫اینجا دیگه کجاست؟

04:54.595 --> 04:56.729
‫شگفت انگیزترین کتابخانه ی دنیا

04:56.730 --> 04:59.031
‫آرشیوی فوق العاده

04:59.032 --> 05:01.634
‫فضایی از غیرممکن ها

05:01.635 --> 05:05.872
‫انباری از راز های بزرگ و کوچک

05:07.207 --> 05:12.378
‫این...تاریخ ناگفته ی آمریکاست

05:12.379 --> 05:16.782
‫این هم مجموعه ایی از سلاح
‫های افسانه ایی و اساطیری

05:18.118 --> 05:19.719
‫و این هم...

05:19.720 --> 05:25.358
‫اطلاعات محرمانه ی فراطبیعی که فقط
‫رئیس جمهور های وقت بهش دسترسی داشتن

05:25.359 --> 05:27.460
‫و حالا...تو هم همینطور

05:28.295 --> 05:29.962
‫هی بچه...بگیرش

05:29.963 --> 05:32.698
‫این چیه؟

05:32.699 --> 05:34.282
‫یه سنگ آذرخش بومی آمریکا

05:34.283 --> 05:36.569
‫که توسط "خدای ستاره صبح اساطیر پاونی" درست شده

05:36.570 --> 05:38.313
‫باید ازت دربرابر رعدوبرق محافظت کنه

05:38.314 --> 05:40.482
‫اگرچه هنوز تستش نکردم
‫ولی اگه خودت بخوای

05:43.944 --> 05:47.280
‫میدونم که اتفاقات ترسناک و
‫تاریکی رو پشت سر گذاشتی

05:47.281 --> 05:50.182
‫ولی تو جزئی از چیزی هستی که

05:50.183 --> 05:53.119
‫فقط چند نفر تو کل دنیا ازش خبر دارن

05:53.120 --> 05:57.023
‫تو جزئی از یه کلوب مخفی هستی

05:57.024 --> 05:59.425
‫نظرت چیه؟

05:59.426 --> 06:01.594
‫به نظرم این خیلی باحاله

06:01.595 --> 06:03.596
‫خوبه

06:03.597 --> 06:05.631
‫آقای کرین چند دقیقه دیگه میرسه

06:05.632 --> 06:07.099
‫نمیمونی؟

06:07.100 --> 06:10.202
‫یه سری کار دارم ولی...

06:10.203 --> 06:12.138
‫جیک و الکس هرچی بخوای نشونت میدن

06:12.139 --> 06:16.309
‫هرچی که...خیلی خطرناک نباشه، نه؟

06:16.310 --> 06:18.177
‫خیلی خب

06:19.780 --> 06:20.813
‫حالا...

06:20.814 --> 06:23.049
‫از کجا شروع کنیم؟

06:38.498 --> 06:40.433
‫از این بابت مطمئنی؟

06:40.434 --> 06:43.669
‫مرتاض های هندی قرن ها از این روش

06:43.670 --> 06:46.772
‫برای جستجوی رویاهاشون استفاده میکردن

06:46.773 --> 06:50.309
‫ولی تو که برای دسترسی به
‫رویاهات مشکلی نداری

06:50.310 --> 06:51.978
‫تا یه حدی، جوب

06:51.979 --> 06:53.779
‫من آینده رو تا یه حدی دیدم

06:53.780 --> 06:56.482
‫حالا باید به فراتر از چیزی که دیدم برسم

06:56.483 --> 06:58.984
‫باید از حد و حدود گذر کنم

07:17.471 --> 07:20.806
‫امیدوارم به چیزی که میخوای برسی مالکوم

07:34.154 --> 07:37.523
‫هی تکون نخور، هنوز تموم نکردم

07:37.524 --> 07:40.326
‫همیشه کشیدن چشمات برام یه دردسره

07:40.327 --> 07:42.328
‫جدی؟

07:42.329 --> 07:46.499
‫خب شاید بخاطر اینه که به طرز
‫شگفت انگیزی پر از حکمت ان

07:46.500 --> 07:48.501
‫خب اگه اینو خراب کنم

07:48.502 --> 07:52.004
‫خب وقتی هدیه ام به تو بی نقص نباشه
‫مقصرش فقط خودتی

07:52.005 --> 07:54.073
‫هدیه ام؟

07:54.074 --> 07:55.441
‫البته

07:55.442 --> 07:59.111
‫یه هدیه ی کوچولو برای تشکر بخاطر همه چیز

07:59.112 --> 08:00.780
‫میشه فردا بادبادک بازی کنیم؟

08:01.882 --> 08:04.050
‫یه دختر شبیه خودم

08:04.051 --> 08:06.318
‫دیگه نمیتونم درخواست هات رو قبول نکنم، نه؟

08:22.702 --> 08:26.605
‫خب...آینده ایندفعه فرق داشت؟

08:26.606 --> 08:30.176
‫هنوزم همون آینده ایی ــه که برام مقدر شده

08:32.746 --> 08:35.681
‫ولی این دفعه خیلی بهتر بود

08:35.682 --> 08:37.183
‫چطور مگه؟

08:39.052 --> 08:42.188
‫من تنها نیستم

08:45.092 --> 08:48.394
‫آقای ولز و الکس خانم بزودی
‫با غذامون برمیگردن

08:48.395 --> 08:50.262
‫عالیه. پیتزا است؟

08:50.263 --> 08:54.633
‫یه چیز خوشمزه تر از "نون گردِ ناپولی"
‫(منظورش همون پیتزاست که درابتدا نوع مدرنش در شهر ناپلِ ایتالیا پُخت میشد)

08:54.634 --> 08:56.569
‫اینو نیگا

08:58.405 --> 09:01.941
‫میدونی دراصل اینو دیوی کراکت میپوشید

09:01.942 --> 09:03.442
‫درسته

09:03.443 --> 09:08.781
‫حالا، تو افسانه ها نوشتن که این
‫از پوست یه راکون درست شده

09:08.782 --> 09:10.916
‫ولی بین من و خودت باشه

09:10.917 --> 09:13.252
‫این در اصل پوستِ "وندیگو" ــه

09:13.253 --> 09:14.987
‫وند چی؟

09:14.988 --> 09:16.922
‫وندیگو

09:16.923 --> 09:20.726
‫یه موجود تغییرشکل دهنده از
‫اساطیر شاونی و آلگانکوئین‌ها
‫(اساطیر سرخ پوستان)

09:24.164 --> 09:25.498
‫هیولا

09:25.499 --> 09:26.799
‫هیولا

09:26.800 --> 09:28.534
‫از کجا می یان؟

09:30.403 --> 09:32.004
‫برزخ

09:32.005 --> 09:34.507
‫ابعاد جهنم

09:34.508 --> 09:39.078
‫گونه های پنهانی که خیلی راجبشون نمیدونیم

09:39.079 --> 09:43.015
‫و مثل حیوونای وحشی همینجوری ول میچرخن؟

09:43.016 --> 09:45.951
‫بعضیاشون آره

09:45.952 --> 09:48.687
‫اکثراً فقط در صورت احضار، ظاهر میشن

09:48.688 --> 09:51.524
‫وقتی یکی دنبال ایجاد شرارت باشه

09:51.525 --> 09:54.827
‫پس آدمای بد یعنی هیولاهای بد

09:54.828 --> 09:59.031
‫زدی تو خال

09:59.032 --> 10:01.233
‫من یه هیولای خوب میشناسم

10:01.234 --> 10:02.735
‫یه هیولای خوب؟

10:02.736 --> 10:04.069
‫چه عجب

10:04.070 --> 10:05.738
‫آره

10:05.739 --> 10:07.339
‫وقتی کوچیکتر بودم درستش کردم

10:07.340 --> 10:09.243
‫از اولین چیزایی که کشیدم

10:09.244 --> 10:12.478
‫بدنش از پتوی موردعلاقه ام بود

10:12.479 --> 10:15.881
‫هروقت ترسیده یا تنها بودم

10:15.882 --> 10:18.050
‫اون کنارم بود

10:18.051 --> 10:20.019
‫بهش میگم آقای بخیه

10:23.690 --> 10:27.693
‫از ملاقاتتون خوشوقتم آقای بخیه!

10:27.694 --> 10:30.162
‫اون همیشه برام این آهنگ رو میخوند

11:10.652 --> 11:20.700
.:: @bollbolljan_com ::.

11:27.704 --> 11:30.203
‫حتی با وجود اینکه اهل واشنگتن هستی و اینجا بزرگ شدی

11:30.204 --> 11:33.458
‫به نظرم از راه های زیرزمینی مخفی شهر خبر نداری

11:37.196 --> 11:38.663
‫واقعاً هم واو

11:38.664 --> 11:43.234
‫طی جنگ سال 1812 از این راه ها
‫برای انتقال مهمات استفاده میشد

11:43.235 --> 11:46.704
‫و جاسوس ها برای رفتن به نقاط
‫حیاتی اطراف شهر ازشون رد میشدن

11:46.705 --> 11:52.410
‫این روزا آقای ولز بطری مشروب
‫هاش رو اینجا ذخیره میکنه

11:52.411 --> 11:54.679
‫ســـلام!

11:54.680 --> 11:56.514
‫ســـلام!

12:17.236 --> 12:19.070
‫چه خبر شده؟

12:19.071 --> 12:21.939
‫مطمئن نیستم

12:27.179 --> 12:29.180
‫خب...

12:29.181 --> 12:31.582
‫چیزی نیست
‫مطمئنم یه...

12:31.583 --> 12:34.085
‫راهی برای غیرفعال کردن شون هست

12:34.086 --> 12:36.187
‫یه کلیدی...

12:36.188 --> 12:38.523
‫همچین چیزی

12:38.524 --> 12:40.224
‫نه

12:40.225 --> 12:42.460
‫نه نه نه، چیزی نیست
‫بهم اعتماد کن

12:42.461 --> 12:43.795
‫یه چیزی...

12:43.796 --> 12:45.630
‫حلش میکنیم

12:47.933 --> 12:51.035
‫یه جور شبیه تمرین حبس کردن ــه
‫که تو مدرسه داریم

12:51.036 --> 12:54.038
‫آره دقیقاً. ما اینجا حبس شدیم

12:54.039 --> 12:56.240
‫ولی گرفتار نشدیم

12:57.476 --> 12:59.510
‫خودشه

12:59.511 --> 13:02.547
‫میگیم مغز های متفکرمون بیان!

13:05.184 --> 13:06.851
‫داری چیکار میکنی؟

13:06.852 --> 13:08.619
‫چی به نظرت؟ کد مورس

13:08.620 --> 13:11.789
‫کرین! اگه صدامو میشنوی

13:11.790 --> 13:13.257
‫دوبار بزن!

13:14.760 --> 13:20.231
‫گمونم یه راه ارتباطی بهتری داشته باشیم

13:20.232 --> 13:21.299
‫آقای ولز

13:21.300 --> 13:22.767
‫آه خب

13:22.768 --> 13:24.168
‫شماها حالتون خوبه؟

13:25.871 --> 13:29.440
‫آره خوبیم. در واقع تو امن ترین جای ساختمون هستیم

13:29.464 --> 13:30.575
‫خیلی خب، تحمل کنین

13:30.576 --> 13:32.759
‫میریم یه چیزایی رو چک کنیم
‫بعد برمیگردیم پیشتون

13:32.760 --> 13:35.554
‫خب اون درست میگه. اونا تو
‫امن ترین جای ساختمونن

13:35.555 --> 13:38.301
‫که به این نتیجه میرسم که این یه جور سیستم امنیتی ــه

13:38.302 --> 13:40.263
‫چی؟ امنیتی؟ چجوریه
‫که ازش خبر نداشتیم؟

13:40.287 --> 13:42.527
‫دارم کم کم میفهمم که خیلی چیزا
‫رو راجب گنجینه نمیدونیم

13:42.849 --> 13:44.383
‫این نشانِ بنجامین بنکر ــه

13:44.384 --> 13:46.619
‫آره و ما میدونیم که اون تخصصش تو امنیت

13:46.620 --> 13:49.021
‫و تله بوده و به این نتیجه میرسیم
‫که اون سیستم امنیتی اینجا

13:49.022 --> 13:50.730
‫- رو طراحی کرده
‫- برای محافظت از گنجینه

13:50.731 --> 13:52.291
‫- دربرابر تهدیدات فراطبیعی
‫- درست

13:52.315 --> 13:54.610
‫ولی سوال اینجاست که چجور
‫تهدیدی باعث فعال شدنش شده؟

13:55.061 --> 13:56.996
‫چی شده؟ مالی خوبه؟

13:56.997 --> 13:58.157
‫اون خوبه. کرین باهاشه

13:58.181 --> 14:00.122
‫جنی داره محیط بیرون و تونل ها رو بررسی میکنه

14:00.123 --> 14:02.523
‫- همه چی امن و امانه
‫- ببین لابد

14:02.524 --> 14:04.997
‫یه نقص تو سیستم امنیتیه
‫بالاخره 200 سال از ساختش میگذره

14:04.998 --> 14:06.495
‫یه نقص فنی؟

14:06.496 --> 14:11.700
‫درست موقعی که خواستم به مالی نشون بدم این دنیا
‫اونقدرا هم خطرناک و غیرقابل پیش بینی نیست

14:11.701 --> 14:12.835
‫خب بچه ها، اینو ببینین

14:12.836 --> 14:17.106
‫ظاهراً یکی تصمیم گرفته بوده که با مهارت
‫های جادویی خودش، امنیت رو بیشتر کنه

14:17.107 --> 14:18.941
‫اینا جدیداً حک شدن

14:18.942 --> 14:20.709
‫این نشان رو ها نمیشناسم

14:20.710 --> 14:22.211
‫صبرکن، این شماره

14:22.212 --> 14:24.713
‫یه شناسه ی فدرال ــه

14:24.714 --> 14:26.715
‫شناسه ی فدرال؟

14:29.119 --> 14:30.286
‫خیلی خب

14:30.287 --> 14:32.721
‫این شناسه متعلق بوده به...

14:32.722 --> 14:35.391
‫پیداش کردم "کلودیا راسل"

14:35.392 --> 14:39.405
‫اون از سال 2001 تا 2003 تو دفتر
‫اطلاعات و تحلیلِ سازمان امنیت ملی کار میکرده

14:39.406 --> 14:42.575
‫اون منتقل شده و هفت سال بعدش رو تو...

14:42.576 --> 14:44.977
‫آژانس 355 بوده

14:44.978 --> 14:47.013
‫- گنجینه
‫- اون آخرین ماموری بوده

14:47.014 --> 14:49.615
‫که قبل از ما اینجا کار میکرده. هنوز زنده است؟

14:50.784 --> 14:52.418
‫آخرین سوابقش برمیگرده به سال 2011

14:52.419 --> 14:55.154
‫آخرین آدرسش هم...

14:55.155 --> 14:57.690
‫- تو گیترزبرگ ایالت مریلند بوده
‫- باید باهاش حرف بزنیم

14:57.691 --> 15:00.011
‫اون تنها کسیه که میتونه سر از این نشان ها دربیاره

15:02.396 --> 15:04.797
‫قراره معلم مالی رو ببینم

15:04.798 --> 15:08.134
‫اون فکر میکنه تو خونه مشکلاتی داره

15:08.135 --> 15:10.202
‫خب پس برو، ما کلودیا راسل رو پیدا میکنیم

15:10.203 --> 15:12.538
‫من نمیرم، نه تا وقتی
‫که اون اینجا گیر افتاده

15:12.539 --> 15:14.682
‫نه، اونا چیزیشون نمیشه، خب؟
‫اون داخل یه دژ ــه

15:14.683 --> 15:18.411
‫که توسط بهترین معمارِ جادوی تاریخ
‫ساخته شده، به علاوه، کرین هم باهاشه

15:18.412 --> 15:21.957
‫من یه معلمی داشتم که یکم زود
‫نسبت بهم احساس خطر کرد و بعدش مجبور شدم

15:21.958 --> 15:23.661
‫سال بعد رو همش به یه مددکار اجتماعی گزارش بدم

15:23.662 --> 15:25.785
‫نهایتاً نیم ساعته تمومش میکنم

15:25.786 --> 15:27.620
‫ما هم ته و توی اینو درمیاریم

15:27.621 --> 15:29.855
‫میشنوی کرین؟!

15:29.856 --> 15:32.241
‫زودی برمیگردیم!

15:32.242 --> 15:36.245
‫داریم قضیه رو...جفت و جور...میکنیم

15:37.981 --> 15:39.882
‫نمیخوای من برم با معلم مالی حرف بزنم

15:39.883 --> 15:41.283
‫و تو باهاش بری؟

15:41.284 --> 15:43.118
‫رد شد! فقط

15:43.119 --> 15:45.921
‫لطفاً اگه خبری شد، باهام تماس بگیر

15:54.631 --> 15:57.733
‫خانم توماس ممنون که اومدین

15:59.536 --> 16:01.437
‫سلام؟ کی اونجاست؟

16:01.438 --> 16:03.659
‫اگه دنبال دفتر مدیر میگردین...

16:14.198 --> 16:15.698
‫آقای دیود؟

16:18.669 --> 16:22.476
‫بله، یه آمبولانس برای مدرسه ابتدایی "لیبرتی" میخوام

16:22.477 --> 16:24.412
‫به یه معلم حمله شده، زنده است

16:24.413 --> 16:26.547
‫ولی ظاهراً بد صدمه دیده

16:26.548 --> 16:28.282
‫ممنون

16:28.283 --> 16:30.551
‫خیلی خب

16:30.552 --> 16:31.552
‫فقط آروم باش

16:31.553 --> 16:32.920
‫کمک تو راهه

16:52.374 --> 16:53.774
‫اون خوب میشه

16:53.775 --> 16:58.212
‫پلیس فکر میکنه این یه دزدی بوده که خوب پیش نرفته

16:58.213 --> 17:00.915
‫ولی این چیزی نیست که شما باور دارین

17:00.916 --> 17:03.050
‫نه

17:03.985 --> 17:05.486
‫مامور توماس؟

17:05.487 --> 17:07.922
‫وقتی مالی کوچیکتر بود

17:07.923 --> 17:10.958
‫یه دوست خیالی داشت...موهاش سبز بود

17:10.959 --> 17:13.127
‫و بدنش از پتوی بچگیش درست شده بود

17:13.128 --> 17:14.895
‫همیشه نقاشیش میکرد

17:14.896 --> 17:16.831
‫- خلاصه، اسمشو گذاشته بود...
‫- آقای بخیه

17:16.832 --> 17:19.400
‫از کجا میدونی؟

17:19.401 --> 17:22.235
‫مالی همین تازگیا این موجود
‫رو تو دفترش کشیده

17:22.259 --> 17:26.040
‫پس دوست خیالی مالی زنده شده؟

17:26.041 --> 17:28.375
‫چیز تازه ایی نیست

17:28.376 --> 17:34.815
‫وقتی پسرم بچه بود، یه عروسک با ارزش تسکینش میداد

17:34.816 --> 17:37.351
‫و در زمان بخصوصی
‫عروسک زنده شده بود

17:37.352 --> 17:39.753
‫براش یه قهرمان شده بود

17:41.022 --> 17:43.190
‫یه گولم
‫(موجودی که با جادو، زنده بشه)

17:43.191 --> 17:44.558
‫این موجود چی میخواد؟

17:44.559 --> 17:46.102
‫مالی فرستادتش تا به معلمش حمله کنه؟

17:46.103 --> 17:49.530
‫اینو میدونم که این موجودات
‫برای خودشون ذهنی دارن

17:49.531 --> 17:53.067
‫ولی...با مالی صحبت میکنم

17:53.068 --> 17:56.737
‫درهمین حین، کمک بزرگی میشه اگه
‫بتونین هرگونه اطلاعاتی از چگونگی

17:56.738 --> 17:58.773
‫- به وجود اومدن این موجود به دست بیارین
‫- خیلی خب

17:58.774 --> 18:00.541
‫سرنخ هایی از ویژگی های رفتاریش

18:00.542 --> 18:03.043
‫من همه ی نقاشی های قدیمی
‫مالی رو تو خونه نگه داشتم

18:03.044 --> 18:04.111
‫چک شون میکنم

18:04.112 --> 18:06.113
‫خیلی خوبه، و مامور توماس

18:06.114 --> 18:09.817
‫قوه ی تخیل رو نباید دست کم گرفت

18:13.655 --> 18:15.656
‫عجب بازنشستگی لاکچری ایی!

18:15.657 --> 18:18.559
‫وقتی از دفتر آرشیو سازمان امنیت
‫به گنجینه منتقل شدم

18:18.560 --> 18:20.561
‫چندین سال بود که متروکه شده بود

18:20.562 --> 18:23.063
‫کلودیا راسل میتونه جاهای خالی رو پر کنه

18:23.064 --> 18:25.266
‫خانم راسل؟

18:32.941 --> 18:34.708
‫خانم راسل؟

18:34.709 --> 18:36.510
‫ما از گنجینه اومدیم

18:36.511 --> 18:39.780
‫ما یه چندتا سوال داشتیم

18:50.392 --> 18:52.193
‫صبرکن! شلیک نکن!

18:52.194 --> 18:53.627
‫ما مسلح نیستیم!

18:53.628 --> 18:54.895
‫الکس

19:01.570 --> 19:03.771
‫تله است

19:13.882 --> 19:16.150
‫آه خدا

19:21.756 --> 19:24.858
‫کلودیا راسل گمونم

19:36.972 --> 19:38.072
‫هی آروم

19:38.073 --> 19:43.077
‫تا حالا کسی بهت نگفته که دزدکی نیای سراغ
‫کسی، مخصوصاً کسی که مسلحه؟

19:43.078 --> 19:44.311
‫عادته دیگه

19:44.312 --> 19:46.246
‫دزدکی راه رفتن تو ذاتمه

19:46.948 --> 19:48.249
‫کرین جریان رو بهم گفت

19:48.250 --> 19:49.850
‫گفت که کمک لازم داری

19:49.851 --> 19:52.920
‫من همه ی حفاظ هایی که اطراف
‫ورودی ها گذاشته بودم رو چک کردم

19:52.921 --> 19:54.521
‫هیچکدومشون فعال نشده بودن

19:54.522 --> 19:56.323
‫این پتوی اصلیه

19:56.324 --> 19:58.158
‫دست نخورده است

19:58.159 --> 20:00.494
‫هنوزم متوجه نمیشم

20:00.495 --> 20:02.930
‫چجوری این موجود به فکر مالی رسیده؟

20:02.931 --> 20:05.266
‫یه جوری، یه نوع جادو فعال شده

20:05.267 --> 20:07.635
‫کرین داره بررسیش میکنه. اگه بیشتر

20:07.636 --> 20:10.170
‫راجب این موجود بهم بگی
‫کمک خوبی میشه

20:10.171 --> 20:13.841
‫شاید بتونیم بفهمیم که چرا به مدرسه ی مالی رفته

20:13.842 --> 20:16.176
‫مالی فکر کنم پنج شیش سالش بود

20:16.177 --> 20:21.015
‫شروع کرد به نشون دادن استعدادش تو هنر
‫برای همین منم تشویقش کردم

20:21.016 --> 20:23.350
‫بهش گفتم هرچی که خوشحالش
‫میکنه رو بکشه

20:23.351 --> 20:26.754
‫اون زمان من خیلی درگیر کار بودم برای همین...

20:26.755 --> 20:28.822
‫بیشتر وقتا نبودم

20:28.823 --> 20:30.925
‫به نظرم اون...

20:30.926 --> 20:34.528
‫آقای بخیه رو مثل کسی دیده که
‫وقتی من نباشم، جام رو پر کنه

20:34.529 --> 20:39.099
‫میدونی، خنده داره...همونقدر که این جریان

20:39.100 --> 20:41.268
‫شاهد بودن باعث سختی بوده

20:41.269 --> 20:43.170
‫به هم نزدیک ترمون کرده

20:43.171 --> 20:45.372
‫برا من و ابی هم همینطور بود

20:45.373 --> 20:48.275
‫مبارزه با فراطبیعی
‫باعث شد دوباره خواهر بشیم

20:48.276 --> 20:53.480
‫و کمک کرد که با تنفر بدی
‫که ازش داشتم کنار بیام

20:57.552 --> 20:58.819
‫هی اینو ببین

21:01.823 --> 21:06.894
‫الآن که دارین اینو تماشا میکنین
‫یعنی اومدن سراغم

21:06.895 --> 21:08.662
‫نمیدونم چی بود

21:08.663 --> 21:10.097
‫یه هیولا

21:10.098 --> 21:11.832
‫شیطان

21:11.833 --> 21:15.736
‫هرچقدر هم سحر و جادو به کار ببری

21:15.737 --> 21:19.606
‫شر باز هم راهی به تو پیدا میکنه

21:19.607 --> 21:21.942
‫خنده داره...

21:21.943 --> 21:24.411
‫ما فکر میکردیم برگ برنده دستمونه

21:24.412 --> 21:26.714
‫گنجینه رو داشتیم، درسته؟

21:26.715 --> 21:29.883
‫میراث وانشگتن
‫قرن هایی از دانش

21:29.884 --> 21:35.255
‫"آخرین خط دفاعی دربرابر تهدیداتی
‫که خارجی محسوب میشوند."

21:35.256 --> 21:40.594
‫ولی بدی اینکه جزو یه تشکیلات مخفی
‫باشی اینه که آدما فراموشت میکنن

21:40.595 --> 21:43.097
‫شاید ما کارمون رو خیلی خوب انجام دادیم

21:43.098 --> 21:44.965
‫هیولا ها رو عقب نگه داشتیم

21:44.966 --> 21:47.267
‫که باعث شد آدما ترس رو فراموش کنن

21:47.268 --> 21:49.603
‫فراموش کردن

21:49.604 --> 21:52.106
‫ولی من هیچ وقت...

21:52.107 --> 21:55.342
‫فداکاری هایی که کردیم

21:55.343 --> 21:57.578
‫خون هایی که ریختیم

21:57.579 --> 21:59.680
‫و...

22:02.283 --> 22:04.251
‫مایکل

22:05.787 --> 22:07.488
‫دوستم، رو فراموش نمیکنم

22:07.489 --> 22:10.758
‫بخاطر همین مجبور شدم گنجینه رو ترک کنم

22:10.759 --> 22:16.096
‫تا از شیاطین و خاطراتش دور شم

22:16.998 --> 22:19.833
‫و خاطرات

22:19.834 --> 22:21.935
‫به هرسمت و سویی که میرفتم

22:21.936 --> 22:24.171
‫مایکل رو میدیدم

22:24.172 --> 22:26.874
‫میدونم که پیدام میکنن

22:26.875 --> 22:31.512
‫همیشه همینطوره، چون شر هیچ وقت فراموش نمیکنه

22:31.513 --> 22:34.481
‫ولی من براشون آماده خواهم بود

22:35.450 --> 22:38.552
‫آماده خواهم بود

22:54.502 --> 22:56.070
‫چیکار میکنی؟

22:56.071 --> 22:57.334
‫تلاش برای پیدا کردن یک راه فرار

22:59.707 --> 23:02.543
‫آدم نباید بیکار بشینه و منتظر کمک بمونه

23:02.544 --> 23:04.511
‫خودتو نجات بده

23:04.512 --> 23:07.381
‫اگه بنا باشه امروز درسی
‫یاد بگیری، همینه

23:07.382 --> 23:12.920
‫و درس دیگه هم اینکه کمد ها بدون کتاب سبک ترن

23:16.691 --> 23:18.559
‫مالی

23:18.560 --> 23:22.629
‫راجب افسانه ی "پوگمالیون" شنیدی؟

23:22.630 --> 23:25.065
‫آه آره، یه فیلم کارتونی

23:25.066 --> 23:28.235
‫- راجب حیوانات مزرعه نبود؟
‫- یه...چی؟

23:28.236 --> 23:31.238
‫نه، پوگمالیون. پ-و-گ...پوگ...

23:31.239 --> 23:34.508
‫کارتونی...

23:34.509 --> 23:38.078
‫پوگمالیون یه مجسمه ساز بود

23:38.079 --> 23:42.416
‫و اون مجسمه ی یه زن رو ساخت
‫که بهش میگفت "گالاتئا"

23:42.417 --> 23:45.385
‫گالاتئا خیلی زیبا بود

23:45.386 --> 23:48.021
‫خیلی دلپسند

23:48.022 --> 23:53.293
‫و پوگمالیون به طور شدیدی عاشقش شد

23:53.294 --> 24:02.169
‫برای همین اون از ته دل به خدایان
‫التماس کرد که زنده اش کنن "لطفاً"

24:03.371 --> 24:05.506
‫و همینطور هم شد

24:05.507 --> 24:07.441
‫واقعاً این اتفاق افتاد؟

24:07.442 --> 24:09.076
‫خب یه چیزی که میشه از گنجینه یاد گرفت

24:09.077 --> 24:12.913
‫اینه که همه ی داستان ها یه اشاره ایی به واقعیت دارن

24:12.914 --> 24:16.216
‫پوگمالیون داستان یه آفرینش ــه

24:16.217 --> 24:23.857
‫درباره ی اینکه چجوری استعداد هنری
‫و احساس شدید میتونه اشیاء رو زنده کنه

24:23.858 --> 24:26.126
‫مالی

24:26.127 --> 24:28.295
‫کمی قبل، به معلمت

24:28.296 --> 24:30.297
‫آقای دیود حمله شد

24:30.298 --> 24:33.700
‫اون حالش خوب میشه، بهت قول میدم

24:33.701 --> 24:37.804
‫ولی نظرمون اینه که یه هیولا بهش حمله کرده

24:37.805 --> 24:41.341
‫دقیقتر بخوام بگم، به نظرمون
‫آقای بخیه بهش حمله کرده

24:41.342 --> 24:42.442
‫چی؟

24:42.443 --> 24:43.510
‫میدونم میدونم

24:43.511 --> 24:46.346
‫شوکه کننده است. این خیلی مهمه

24:46.347 --> 24:49.583
‫اخیراً با جادویی چیزی سروکار داشتی؟

24:49.584 --> 24:52.085
‫- مثل نشان هایی که تو دفترت کشیدی
‫- نه

24:52.086 --> 24:53.587
‫نه من خیلی مراقب بودم

24:53.588 --> 24:54.821
‫واقعاً مراقب بودم، من...

24:54.822 --> 24:56.423
‫چیزی نیست

24:56.424 --> 24:58.258
‫باورت میکنم

24:58.259 --> 25:01.862
‫حالا اینکه آقای بخیه
‫چجوری زنده شده بماند

25:01.863 --> 25:07.034
‫و بیا به این فکر کنیم که مقصد بعدیش کجاست، خب؟

25:07.035 --> 25:10.270
‫فکر میکنی چرا آقای بخیه
‫رفته سراغ آقای دیود؟

25:10.271 --> 25:12.906
‫خب آقای بخیه که شرور نیست

25:12.907 --> 25:15.242
‫اون بی دلیل به کسی صدمه نمیزنه

25:15.243 --> 25:18.312
‫و مخصوصاً به آقای دیود نه
‫من آقای دیود رو دوست دارم

25:18.313 --> 25:19.813
‫یعنی واقعاً ازش خوشم میاد

25:19.814 --> 25:21.815
‫- من هیچ...
‫- خب گاهی آدمایی

25:21.816 --> 25:25.586
‫که بیش از همه دوستشون داریم
‫بیش از همه ناراحت مون میکنن

25:25.587 --> 25:27.588
‫من از آقای دیود ناراحت نیستم

25:27.589 --> 25:30.490
‫نه

25:30.491 --> 25:33.393
<i>‫ مالی، آقای دیود داره باهات حرف میزنه </i>

25:36.864 --> 25:40.267
‫اون فکر میکنه داره بهم
‫کمک میکنه، ولی اینطور نیست

25:40.268 --> 25:42.469
‫"اون"؟

25:42.470 --> 25:46.340
‫اون فکر میکنه میدونه
‫چه احساسی دارم، ولی نمیدونه

25:46.341 --> 25:51.244
‫اون میگه که باید باهم روراست باشیم
‫ولی اونه که همش دروغ میگه

26:14.049 --> 26:16.383
‫- برو برو برو
‫- آه خدای من

26:30.628 --> 26:33.330
‫- حالت خوبه؟
‫- فکر کنم...خوبم

26:42.707 --> 26:44.775
‫کجا رفت؟

26:46.711 --> 26:50.614
‫تو داستانای مالی، آقای بخیه
‫شب که میشد باید میرفت رو رختخواب

26:50.615 --> 26:52.282
‫تا موقع غروب بخوابه

26:52.283 --> 26:56.020
‫پس وقت خواب نجات مون داد

26:56.021 --> 26:58.636
‫ما خوبیم. ظاهراً اون موجود
‫امشب دیگه پیداش نمیشه

26:58.637 --> 27:01.058
‫باشه بهش میگم، باشه حتماً

27:01.059 --> 27:04.395
‫خب کرین یه چند تا حدس راجب
‫الگوی رفتاری اون موجود داره

27:04.396 --> 27:08.365
‫اون فکر میکنه یه مراسم احضار ساده
‫از تاریکی میکِشَتِش بیرون

27:08.366 --> 27:10.868
‫این تصویر خیلی بین نقاشی ها هست

27:10.869 --> 27:12.903
‫شبیه پارک "شنندوا" است

27:12.904 --> 27:15.247
‫مالی اونجا رو خیلی دوست داشت
‫چند سال پیش بسته شد

27:15.248 --> 27:18.108
‫خب ولی آقای بخیه ممکنه همونجا بره

27:18.109 --> 27:19.943
‫خب پارک درست به سمت غرب میشه

27:19.944 --> 27:22.513
‫خیلی خب، پس کرین با مالی حرف زده؟

27:22.514 --> 27:24.415
‫آره. اون فکر میکنه که این یه هیولای نهادی ــه

27:24.416 --> 27:29.653
‫چیزی که با غرایز ابتدایی ذهن مالی تحریک میشه
‫ولی اون کنترلش نمیکنه

27:29.654 --> 27:31.655
‫ولی رفتار هاش از ذهن مالی نشات میگیره

27:31.656 --> 27:33.357
‫پس واسه چی اومده بود خونه مون؟

27:33.358 --> 27:35.793
‫خب این موجود سعی داره ازش محافظت کنه

27:35.794 --> 27:40.264
‫دنبال کسایی میره که مالی نسبت بهشون...

27:40.265 --> 27:42.065
‫احساس منفی داشته باشه

27:45.437 --> 27:48.439
‫ولی ببین ما داریم راجب نهاد حرف میزنیم

27:48.440 --> 27:53.477
‫شبیه یه چاله ی عمیق و تاریکی پُر از
‫انگیزه، غریزه و افکار دیوانه واره

27:53.478 --> 27:55.341
‫و یه جایی توش دخترم فکر میکنه

27:55.342 --> 27:57.347
‫- که ازم متنفره
‫- نه

27:57.348 --> 27:58.982
‫اون ازت متنفر نیست

27:58.983 --> 28:00.484
‫اون دوستت داره

28:00.485 --> 28:02.319
‫اونقدر دوستت داره که نمیتونه بهت راجب

28:02.320 --> 28:03.794
‫همه ی این چیزایی که اذیتش میکنه، بگه

28:03.795 --> 28:05.258
‫چون میدونه که بهت آسیب میرسونه

28:05.259 --> 28:09.726
‫پس به جاش، یه هیولا از تخیلاتش
‫بهم آسیب میزنه

28:10.762 --> 28:12.096
‫راستش اگه خوب بهش فکر کنی

28:12.097 --> 28:14.098
‫- میبینی که خوش شانسی
‫- خوش شانس

28:14.099 --> 28:16.667
‫آره، ببین به اندازه ی کافی برای همه سخته

28:16.668 --> 28:22.272
‫که به تنهایی اجازه بدن یه دختر 11 ساله
‫بهشون بگه دقیق چه حسی داره

28:22.273 --> 28:25.442
‫خب حالا یه چیزی فراتر از زندگی
‫داره بهت پیغامی میرسونه

28:25.443 --> 28:30.047
‫مطمئنی این همه ی چیزاییه که
‫کلودیا از زیرساخت گنجینه داشت؟

28:30.048 --> 28:32.182
‫آره هرچی که تونستم از
‫اون ریخت و پاش گیر بیارم

28:33.751 --> 28:36.553
‫فکر کنم یه چیزی پیدا کردم

28:36.554 --> 28:39.056
‫صبرکن، اینا حروفی ان که اون اضافه کرده

28:39.057 --> 28:41.024
‫براساس زبان اسکاندیناوی ــه

28:41.025 --> 28:43.093
‫وایسا، صبر کن

28:43.094 --> 28:46.730
‫طبق این طرح ها، فعال کننده ها
‫هم جادویی هستن هم فیزیکی

28:46.731 --> 28:47.495
‫یعنی؟

28:47.496 --> 28:49.733
‫خوندن نشان ها قرار نیست درا رو باز کنه

28:49.734 --> 28:53.170
‫فقط بهت دسترسی به یه فرمان یار
‫رو میده که اونا رو کنترل میکنه

28:53.171 --> 28:54.538
‫فرمان یار کجاست؟

28:54.539 --> 28:58.108
‫تو یه مجرایی پُشت دیوار غربی

28:58.109 --> 29:00.210
‫از داخل گنجینه یه راه ورودی هست

29:00.211 --> 29:02.880
‫و یه مشکل دیگه هست...

29:08.186 --> 29:11.855
‫کلودیا راسل احیاناً قد کوتاه نبوده؟

29:11.856 --> 29:14.725
‫هیچ راهی برای بزرگ تر کردن ورودیش نیست؟

29:14.726 --> 29:17.194
‫نه بدون ابزار سنگین

29:17.195 --> 29:19.630
‫الکس خانم، چیزی ندارین که

29:19.631 --> 29:21.899
‫- به کارمون بیاد؟
‫- خب از اون مواد منفجره HMX دارم

29:21.900 --> 29:24.835
‫که قبلاً باهاش از غار نومیدی درت آوردیم ولی...

29:24.836 --> 29:27.004
‫تو یه فضای بسته نمیشه ازش استفاده کرد

29:27.005 --> 29:29.573
‫منظورم اینه که انفجار مهیبش ممکنه
‫سرتون رو به باد بده

29:29.574 --> 29:34.211
‫خیلی خب، اینو بذاریم نقشه ی جایگزین مون، باشه؟

29:34.212 --> 29:35.913
‫من میتونم برم

29:35.914 --> 29:38.849
‫جا میشم. مثل وسایل ورزشی
‫تو مدرسه است

29:38.850 --> 29:40.617
‫نه قطعاً نه

29:40.618 --> 29:43.616
‫راستش فرمان یار فقط 9 متر از
‫ورودی فاصله داره برای همین میتونی

29:43.617 --> 29:45.122
‫تمام وقت باهاش حرف بزنی

29:45.123 --> 29:47.558
‫من میخوام اینکارو بکنم

29:47.559 --> 29:50.194
‫کل این ماجرا یه جورایی تقصیر منه

29:50.195 --> 29:52.896
‫نه نیست. و نباید هم اینجور فکر کنی

29:52.897 --> 29:55.632
‫خب تو نگفتی که باید خودمون رو نجات بدیم؟

29:55.633 --> 29:58.402
‫کاریه که همیشه باید بکنیم؟

30:00.538 --> 30:04.741
‫مادرت حسابی منو به فنا میده

30:10.648 --> 30:13.116
‫میرم پایین

30:14.319 --> 30:15.852
‫انجامش بده آقای جیک

30:19.958 --> 30:21.425
‫بقاء

30:24.529 --> 30:27.431
‫حفاظت

30:28.666 --> 30:30.534
‫پیروزی

30:32.370 --> 30:34.938
‫روح و روان

30:38.009 --> 30:39.876
‫می بینمش!

31:37.735 --> 31:39.736
‫آخری گیر کرده

31:39.737 --> 31:42.005
‫چی؟!

31:42.006 --> 31:45.142
‫آخری گیر کرده

31:52.717 --> 31:54.651
‫صبرکن

31:54.652 --> 31:56.420
‫فکر کنم یه راه دیگه هست

31:56.421 --> 31:58.355
‫مالی؟

32:09.901 --> 32:11.201
‫مالی

32:13.504 --> 32:15.706
‫مالی

32:15.707 --> 32:18.642
‫مالی، کجایی؟

32:20.378 --> 32:22.412
‫آقای جیک

32:22.413 --> 32:25.248
‫به نظرم مالی داره به تنهایی خارج میشه

32:25.249 --> 32:27.553
‫اون سمت فقط به کوچه ی غربی میره

32:27.554 --> 32:29.655
‫کرین میریم سراغش

32:59.250 --> 33:00.927
‫سلام مالی

33:09.034 --> 33:11.576
‫کرین میگه یه جادوی تجزیه ی ساده که

33:11.577 --> 33:14.316
‫در 10 متری مکانِ موجود انجام بشه
‫کارش رو میسازه

33:14.317 --> 33:18.053
‫من هیچ وقت به چیزی که شما فکر
‫میکنین ساده است، عادت نمیکنم

33:18.054 --> 33:20.522
‫اونجا

33:24.727 --> 33:27.762
‫- من میشناسمت؟
‫- میدونی، یه حسی هست

33:27.763 --> 33:29.864
‫که انگار از قبل همدیگه رو میشناسیم

33:29.865 --> 33:31.967
‫اگرچه دوستان مشترکی داریم

33:31.968 --> 33:33.501
‫اسمم مالکوم ــه

33:33.502 --> 33:35.704
‫- مالی
‫- بله درسته

33:35.705 --> 33:39.274
‫خیلی چیزا ازت شنیدم

33:39.275 --> 33:42.177
‫تو خیلی خاصی دوست من

33:42.178 --> 33:43.545
‫من؟

33:43.546 --> 33:45.213
‫آره

33:45.214 --> 33:50.485
‫اگه من موهبتی داشته باشم
‫باید بگم که بزرگترین موهبت ام

33:50.486 --> 33:53.288
‫علاقه ی شدید به تشخیص و شناخت استعداد ــه

33:53.289 --> 33:59.394
‫و کاملاً برام واضحه که تو

33:59.395 --> 34:04.366
‫ظرفیتِ فوق العاده ایی از خلاقیت و بصیرت داری

34:04.367 --> 34:06.267
‫گفتی چجوری منو میشناسی؟

34:06.268 --> 34:11.339
‫من مدتیه که داشتم پیشرفتت رو دنبال میکردم
‫پیشرفتِ

34:11.340 --> 34:13.008
‫عالی ات رو، مالی

34:13.009 --> 34:15.443
‫ولی بذار ازت یه چیزی بپرسم دوست من

34:15.444 --> 34:20.148
‫میتونی بگی که خوشحالی؟

34:20.149 --> 34:25.053
‫میدونی، اینو میپرسم چون به نظرم نیستی

34:25.054 --> 34:26.888
‫فکر کنم میدونی

34:26.889 --> 34:29.290
‫که اون تَهِ تَه..

34:29.291 --> 34:31.960
‫یه چیزی درست نیست

34:31.961 --> 34:34.863
‫یه چیزی مربوط به خودت
‫مربوط به خونوادت

34:34.864 --> 34:36.998
‫مربوط به دنیا

34:36.999 --> 34:40.068
‫و بخاطر همین خیلی واجب دیدم

34:40.069 --> 34:41.569
‫که بالاخره بیام و ببینمت

34:41.570 --> 34:44.072
‫چون فقط میخواستم اینو بدونی

34:44.073 --> 34:47.542
‫که اوضاع بهتر میشه مالی

34:47.543 --> 34:50.712
‫فکر کنم باید دوستام رو پیدا کنم

34:50.713 --> 34:52.147
‫آره آره

34:52.148 --> 34:54.482
‫البته، خیلی خوشحال

34:54.483 --> 34:56.384
‫شدم که بالاخره دیدمت مالی

34:56.385 --> 34:59.254
‫بزودی میبینمت

35:00.990 --> 35:03.491
‫- مالی
‫- آه خداروشکر

35:03.492 --> 35:06.861
‫حالت خوبه؟

35:06.862 --> 35:08.496
‫آره

35:08.497 --> 35:10.432
‫- خیلی خب بیا
‫- آره؟

35:10.433 --> 35:12.534
‫مامانت...بعداً میخواد که ببینتت

35:12.535 --> 35:16.037
‫بزودی کاراشو تموم میکنه، باشه؟

35:31.587 --> 35:34.222
‫دیدنِ رفتن این موجود ناراحت کننده است

35:34.223 --> 35:39.327
‫یا میره یا اینکه آقای بخیه
‫یه روز دیگه رو هم میبینه

35:42.498 --> 35:45.333
‫وقتی مراسم تموم شد
‫باید از شر این موجود خلاص شده باشیم

36:04.920 --> 36:07.522
‫ادامه بده. من حواسش رو پرت میکنم

36:56.839 --> 36:57.939
‫نه!

36:57.940 --> 36:59.107
‫وایسا!

37:01.443 --> 37:02.944
‫مالی! عقب بمون!

37:02.945 --> 37:06.614
‫متاسفم که آوردمت اینجا

37:06.615 --> 37:08.683
‫از عمد نبوده

37:08.684 --> 37:11.419
‫گمونم به یکی نیاز داشتم
‫که باهاش حرف بزنم

37:11.420 --> 37:13.521
‫تو همیشه اونی بودی که گوش میداد

37:15.424 --> 37:17.349
‫باید با تو حرف میزدم مامان

37:20.896 --> 37:22.697
‫آه خدای من

37:22.698 --> 37:24.699
‫باید مراسم رو تموم کنم

37:24.700 --> 37:26.634
‫پتو

37:26.635 --> 37:29.470
‫عزیزم، هروقت که بخوای میتونی
‫باهام حرف بزنی، قول میدم

37:29.471 --> 37:31.172
‫میخوام بهت بگم که...

37:31.173 --> 37:35.843
‫وقتی میگی که همه چی درست میشه رو دوست ندارم

37:35.844 --> 37:39.013
‫با وجود اینکه میدونم اینطور نیست

37:39.014 --> 37:42.717
‫وقتی ازم چیزی پنهون میکنی رو دوست ندارم

37:42.718 --> 37:44.719
‫تو ازم ناراحتی

37:44.720 --> 37:47.655
‫آره ولی نمیخوام باشم

37:47.656 --> 37:50.258
‫میتونی ناراحت باشی. ناراحت بودن خوبه

37:50.259 --> 37:51.974
‫میتونی خودتو خالی کنی

37:51.975 --> 37:54.143
‫بیا اینجا

38:17.485 --> 38:19.686
‫خداحافظ

38:52.427 --> 38:55.083
‫نباید خیلی طول بکشه آقای کرین

38:55.084 --> 38:58.620
‫الآن که دارم حرف میزنم
‫جنی تو مجراست

38:58.621 --> 39:00.684
‫هنوزم راه نیفتادی، نه؟

39:00.685 --> 39:02.886
‫صبر پیشه میکنیم

39:04.961 --> 39:06.828
‫میخوای با اینا چیکار کنی؟

39:06.829 --> 39:09.965
‫اینا اسناد با ارزشی درارتباط با تاریخ گنجینه هستن

39:09.966 --> 39:13.802
‫و همینطور داستان غم و غصه

39:13.803 --> 39:15.570
‫که بزودی داستان ما میشه

39:17.840 --> 39:20.175
‫گفتن این برای تو هم سنگینه

39:20.176 --> 39:23.345
‫تو فیلمش رو دیدی. فیلم کلودیا رو

39:23.346 --> 39:26.334
‫منظورم اینه که تو هرچقدر که بخوای میتونی
‫تمرین کنی تا یه مامور ویژه ی گنجینه بشی

39:26.335 --> 39:27.878
‫ولی اینا فقط برای چیزیه که درانتظارمونه...

39:27.879 --> 39:29.618
‫تو یه کلبه گیرافتادیم و با کنسرو لوبیا سرمیکنیم

39:29.619 --> 39:31.002
‫و منتظر لولو هستیم تا سر برسه

39:31.003 --> 39:33.688
‫نه. ما درست نمیدونیم چه
‫اتفاقی برا کلودیا افتاده

39:33.689 --> 39:36.291
‫باشه؟ و ما فرق میکنیم

39:36.292 --> 39:38.460
‫ما کرین، دیانا و جنی رو داریم

39:38.461 --> 39:41.730
‫- اون مایکل رو داشت و از دستش داد
‫- ولی قرار نیست

39:41.731 --> 39:43.465
‫برای ما هم همین اتفاق بیفته

39:43.466 --> 39:47.636
‫ببین تو و من...

39:47.637 --> 39:50.939
‫اینو باهم شروع کردیم
‫و با هم تمومش میکنیم

39:53.576 --> 39:56.077
‫صحیح

40:00.883 --> 40:02.751
‫ممنونم

40:02.752 --> 40:06.454
‫تفکر در سکوت هم دیگه خیلی مسخره شده بود

40:06.455 --> 40:09.057
‫چیزایی که میخوام رو دارین؟

40:13.296 --> 40:17.198
‫سوپ وونتون، گوشت موشو، نودل کنجدی

40:17.199 --> 40:19.134
‫غذاهای لذت بخش شرقِ دور

40:19.135 --> 40:20.869
‫کارتون عالی بود آقای ولز

40:25.775 --> 40:29.044
‫رفیق، کرین واقعاً اون "مرغ سیچوان" رو پُست کرد بره

40:29.045 --> 40:34.082
‫گمونم بیرون بر های چینی کم و بیش
‫تو قرن 18 ام بودن

40:34.083 --> 40:35.216
‫چیکار میکنی؟

40:35.217 --> 40:37.320
‫مالی کوله پشتیش رو اینجا جا گذاشت

40:37.321 --> 40:38.989
‫برش داشتم و این ازش افتاد

40:38.990 --> 40:42.358
‫خب. یه کتابخوان الکترونیکه، که چی؟

40:43.828 --> 40:47.230
‫این برات آشناست؟

40:47.231 --> 40:48.498
‫یه جادوی "ویکا" است
‫(https://en.wikipedia.org/wiki/Wicca)

40:48.499 --> 40:49.833
‫میدونی چیکار میکنه؟

40:49.834 --> 40:51.468
‫نه. ولی تو وسایل مالی چیکار میکنه؟

40:51.469 --> 40:53.003
‫"هدیه ایی از لیتل ریدرزِ دی سی"؟

40:53.004 --> 40:54.437
‫آره راجبش تحقیق کردم

40:54.438 --> 40:57.140
‫"لیتل ریدرز" این کتابخوان
‫ها رو به مدارس دولتی اهدا کرده

40:57.141 --> 40:58.875
‫و حدس بزن کی باعثِ این بذل و بخششه؟

40:58.876 --> 41:00.710
‫کی؟

41:01.979 --> 41:04.047
‫مالکوم درایفس

41:04.048 --> 41:06.349
‫به نظرم مالی به طور ویژه هدف گرفته شده

41:06.350 --> 41:09.052
‫درایفس یه وسیله ی متصل به
‫جادو براش گذاشته

41:09.053 --> 41:10.887
‫این چیزیه که هیولا رو به وجود آورد

41:10.888 --> 41:14.424
‫ولی واسه چی؟ منظورم اینه که
‫اون چی میتونه ازش بخواد؟

41:21.499 --> 41:24.934
‫خرِ درایفس ایندفعه دیگه از پل گذشته

41:24.935 --> 41:28.038
‫اون همیشه دیوونه بازی درمیاره
‫ولی تعطیل کردن شرکت؟

41:28.039 --> 41:29.739
‫سهام مثل آب خوردن پایین میاد

41:29.740 --> 41:32.375
‫گمون نمیکنم دیگه به اینجور چیزا اهمیتی بده

41:32.376 --> 41:33.400
‫چرا نه؟

41:33.401 --> 41:36.503
‫حس میکنم اون چشم به یه پاداش بزرگتری بسته

41:40.251 --> 41:42.585
‫حسابی جنجال راه انداختی

41:42.586 --> 41:45.955
‫داشتم راجب فلسفه ی حذفِ اضافات میخوندم

41:45.956 --> 41:52.729
‫مطلبش اینه که همه ی دارایی زندگیتو سبک
‫سنگین کنی و از خودت بپرسی"هنوزم برام لذت بخشه؟"

41:52.730 --> 41:55.265
‫و اگه نباشه، باید ولش کنی بره

41:55.266 --> 41:57.734
‫من آینده ام رو دیدم جوب

41:57.735 --> 41:59.602
‫وقتشه که تبدیل به واقعیتش کنم

41:59.603 --> 42:00.770
‫دیگه حواس پرتی نباید درکار باشه

42:00.771 --> 42:03.506
‫از هرمنبعی که دارم باید برای
‫رفتن به فاز بعدی، ازش استفاده کنم

42:03.507 --> 42:06.543
‫حالا که حرفش شد، اوضاع
‫و احوال بقیه ی تیمم چطوره؟

42:06.544 --> 42:10.813
‫دومین نیرومون...بزودی گلچین میشه

42:14.085 --> 42:15.518
‫و دختره؟

42:15.519 --> 42:17.087
‫حالا که دیدیش

42:17.088 --> 42:19.322
‫فکر بهتری نداری که
‫باید باهاش چیکار کنی؟

42:19.323 --> 42:27.897
‫تا ندیده بودمش، نمیدونستم چقدر مهمه

42:27.898 --> 42:32.068
‫میدونستم که خیلی برام حائز اهمیته ولی...

42:32.069 --> 42:34.737
‫چیزی که...

42:34.738 --> 42:37.540
‫نتونستم بفهمم اینه که...

42:39.643 --> 42:42.078
‫چقدر من واسش مهم بودم

42:50.221 --> 42:55.091
‫بالاخره، کدوم دختربچه ی کوچیکی یه...

42:55.092 --> 42:58.528
‫بابای واقعی...تو زندیگش نمیخواد؟

42:58.600 --> 43:01.900
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.