﻿WEBVTT

00:00.890 --> 00:19.040
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:20.400 --> 01:23.540
براي چي اومدي اينجا ؟

01:59.260 --> 02:02.230
مشکلش چي هست ؟

02:06.790 --> 02:10.350
. اومدم که پدرت رو ببينم

02:14.150 --> 02:17.090
. اتاق پدر من اينجا نيست

02:17.090 --> 02:18.910
... اين مکان

02:18.910 --> 02:21.450
. يه حرم خانوادگي مقدس براي خانواده ام هست

02:21.880 --> 02:23.970
، حتي اگرم تو دادرس باشي

02:23.970 --> 02:29.540
بازم اين حقو نداري که در مکان هاي
.شخصي يه خانواده ام بدون اجازه قدم بزاري

02:29.540 --> 02:32.870
. نمي دونستم که اينجا محل به اين بزرگي هست

02:32.870 --> 02:39.080
پس بايد مينوشتيد که اينجا کسي
. غير از شما ها نبايد وارد بشه

02:40.370 --> 02:42.750
. دروازه بسته بوده

02:42.760 --> 02:46.510
چطوري تونستي داخل بشي ؟

02:47.460 --> 02:51.050
.بايد حتما از پرچين پريده باشي داخل

02:51.050 --> 02:53.610
، حتي اگرم به خاطر کاري خيلي عجله داشته باشي

02:53.610 --> 02:57.370
چطوري امکان داره پسر يه خانواده ي
مطرح و نجيب از پرچين خونه کسي بپره؟

02:57.370 --> 03:00.900
.اين چيزي هست که حتي نمي خوام بهش فکرکنم

03:03.420 --> 03:06.960
بانو آرانگ داره چيکار ميکنه ؟

03:09.150 --> 03:11.680
. سرت به کار خودت باشه

03:11.680 --> 03:15.500
فکر نمي کنم توي جايگاهي باشي که
.وقتي نمي بينيش بپرسي که داره چيکار ميکنه

03:15.500 --> 03:17.500
. منم اينطوري فکر ميکنم

03:17.500 --> 03:21.820
... اما ، خيلي عجيبه

03:21.820 --> 03:23.690
... حتي با اين حال که اولين دفعه بود ميديدمش

03:23.690 --> 03:27.520
نمي دونم که چرا اون بانو
.انقدر به نظرم آشنا اومد

03:27.520 --> 03:31.740
اينطوري به نظر مي رسيد که از
.خيلي وقت پيش اونو مي شناختم

03:31.740 --> 03:34.330
. واقعا اذيتم مي کنه

03:39.600 --> 03:44.850
بايد در فصل هاي باروني خيلي خوب از
خونه مراقب نکرده باشي که

03:44.850 --> 03:48.780
... انقدر از اينجا بوي بد و رطوبت بيرون مياد

03:48.780 --> 03:52.470
... هرچند که بوي کپک هم به مشام ميرسه

03:52.470 --> 03:56.850
.بهرحال ، اين بوها نامطلوب خيلي مشکوکن

03:56.850 --> 04:03.180
علي رغم اينکه ، من حتي براي يک
.لحظه ي ديگه هم علاقه ندارم اينجا بمونم

04:03.180 --> 04:05.470
به پدرت بگو

04:05.470 --> 04:10.640
اون بايد بياد و شخصا با خودم رو در رو بشه
. اگه خرده حسابي باهام داره

04:10.640 --> 04:14.400
. نبايد به آرانگ حتي دست هم بزنه

04:14.400 --> 04:19.260
از سرش تا نوک انگشتاش
.اجازه نداره حتي يه مواش رو لمس کنه

04:19.260 --> 04:23.120
.بهش نگاه نکن و بهش فکر هم نکن

04:23.120 --> 04:24.860
، به عبارت ديگه

04:24.860 --> 04:28.950
.سرت به کار خودت باشه

04:48.400 --> 04:50.890
! اين الاغ واقعا اذيتم مي کنه

04:50.890 --> 04:54.730
.حتي نمي دونه که توسط يه روح وسوسه شده

04:57.590 --> 04:59.440
اون ديگه کي بود ؟

05:08.140 --> 05:11.820
. اون دادرس بود

05:11.820 --> 05:13.860
دادرس ؟

05:13.860 --> 05:16.640
چرا به اينجا اومده بود ؟

05:18.080 --> 05:21.930
! تو چيکار کردي ؟

05:21.930 --> 05:25.810
بانوي من ... چرا انقدر از دستم عصباني هستيد؟

05:25.810 --> 05:27.600
! واقعا پيرمرد ناداني هستيد

05:27.600 --> 05:29.970
وقتي که جوان بودي حداقل
، مي دونستي که بايد چيکار کني

05:29.970 --> 05:33.620
،اما حالا ديگه پير و ضعيف شدي
!و هرچقدر هم که ميگذره نادونتر ميشي

05:33.620 --> 05:36.660
حالا فهميدم که درخشش تو خيلي وقته
، که از بين رفته

05:36.660 --> 05:40.200
! اما نمي دونستم که تو تا اين حد احمق شدي

05:40.200 --> 05:41.220
! بانوي من

05:41.220 --> 05:43.750
. از اين به بعد حتي به اون دختر دست هم نزن

05:43.750 --> 05:49.540
اگه دوباره مثل کاري که الان کردي رو بکني
! به همين آسوني نمي زارم از دستم در بري

05:56.270 --> 05:59.460
. حالا ديگه مي توني بري

06:30.300 --> 06:33.020
براي چي اونجا وايستادي ؟

06:50.330 --> 06:53.350
هنوزم مثل قبلي ؟

06:59.060 --> 07:01.660
وقتي که بهت گفتم که اون بچه رو ميخوام

07:01.660 --> 07:05.900
ازم پرسيدي که از گفتن اين حرف
چه منظوري دارم ، درسته ؟

07:05.900 --> 07:08.050
مي خوايد بکشيدش ؟

07:08.050 --> 07:10.060
. نه

07:10.060 --> 07:12.980
بهت نگفته بودم که نمي ميره ؟

07:12.980 --> 07:14.890
پس ؟

07:14.890 --> 07:19.410
گفتي که اسمش آرانگ بود ؟

07:19.410 --> 07:22.100
، اگه من اون بچه رو داشته باشم

07:22.100 --> 07:26.230
ديگه اون بچه آرانگي که تو مي شناسي
. نخواهد بود

07:26.230 --> 07:28.430
امکان ... امکان داره ؟

07:28.430 --> 07:30.490
. درسته

07:30.490 --> 07:34.440
. چيزي که من ميخوام روح اون بچه نيست

07:34.790 --> 07:37.610
. بدن اون بچه هست

07:39.540 --> 07:41.640
تو فهميدي که منظور من چي هست ،درسته؟

07:41.640 --> 07:43.950
بدن اون براي اون بچه هست

07:43.950 --> 07:47.180
. اما منم که درونش زندگي مي کنم

07:47.180 --> 07:51.280
.با اين حساب اون ديگه نمي تونه مال تو باشه

07:54.250 --> 07:56.910
. ببرش

08:13.600 --> 08:18.440
، قبل از اينکه خيلي دير بشه
.برو و افکارت رو از اين مسائل جدا کن

08:27.040 --> 08:29.530
چرا هنوز برنگشته ؟

08:30.080 --> 08:33.300
اتفاقي براش افتاده ؟

08:35.010 --> 08:38.210
، امکان نداره
. بايد برم

08:55.900 --> 08:58.450
چرا اونجا وايستادي ؟

08:58.450 --> 09:01.420
هان ؟
. نمي خواستم بنشينم

09:01.420 --> 09:04.110
نگران من بودي ، درسته ؟

09:04.110 --> 09:04.870
. نه

09:04.870 --> 09:08.310
. تو نگران من بودي

09:08.310 --> 09:09.910
. نه

09:11.400 --> 09:13.950
.اما صورتت که ميگه خيلي نگران بودي

09:13.950 --> 09:15.990
. خيلي شفاف و واضح مي تونم ببينم

09:15.990 --> 09:17.910
. دقيقا روي صورتت نوشته

09:17.910 --> 09:22.490
. نوشته شده که من نگرانت بودم

09:23.310 --> 09:26.650
چيزاي خيلي زيادي هست که بايد نگرانشون
.باشم ، پس چطوري مي تونم نگران تو باشم

09:26.650 --> 09:30.540
. بيشتر نگران هلوها بودم تا تو

09:34.400 --> 09:37.000
، سرورم
منو احضار کرده بوديد ؟

09:37.000 --> 09:39.180
. بيا داخل

09:48.940 --> 09:53.060
.گفتي که ديروز يه نفر مانع شد

09:53.060 --> 09:54.400
ببخشيد ؟

09:54.400 --> 09:57.270
اون آدم جو وال بود ؟

09:58.360 --> 10:00.560
جو واله ، حرومزاده بود ؟

10:00.560 --> 10:02.140
. بله

10:02.140 --> 10:04.110
هرچقدر هم که به اين قضيه نگاه ميندازم

10:04.110 --> 10:06.170
.اينطور به نظر ميرسه که اون ارباب جوان بوده

10:06.170 --> 10:11.280
اين دو تا ، اون زنيکه و اون حرومزاده
دارن الان چيکار ميکنن ... ؟

10:13.150 --> 10:17.570
با اون دختره چيکار کردي ؟

10:17.570 --> 10:19.430
نگفته بودي که به طور قطع مرده بوده ؟

10:19.430 --> 10:20.780
. بله ، اون مرده

10:20.780 --> 10:21.790
مطمئني ؟

10:21.790 --> 10:24.760
. خودم چک کردم که تنفسش قطع شده

10:26.070 --> 10:31.030
اما چرا اون بهم گفت

10:31.030 --> 10:34.640
که به اون دختر دست نزنم ؟

10:38.890 --> 10:42.640
پس ، الان  ميخواي چيکار کني ؟

10:45.210 --> 10:48.890
نمي توني بري يه طوفان راه بندازي
و بپرسي که چه اتفاقاتي افتاده ؟

10:48.890 --> 10:50.150
. نمي تونم

10:50.150 --> 10:55.120
فقط به خاطر اينکه اونا دقيقا همون طلسم
.آرامگاه استخوان ها رو دارن ، دستگيرشون کن

10:55.120 --> 10:57.190
. نمي تونم

11:10.910 --> 11:12.600
. خوب

11:12.700 --> 11:14.290
در اين مورد چطور ؟

11:14.290 --> 11:18.770
شب برو و ازشون بازجويي کن و
.ببين که چيز مشکوکي به نظر نمي رسه

11:18.770 --> 11:21.080
. من به عنوان نگهبانت باهات مي مونم

11:21.290 --> 11:26.090
، از وقتي که يه روح شدم
.مهارتهام به عنوان نگهبان واقعا عالي هست

11:29.130 --> 11:30.960
فکر مي کنم که دارم شوخي مي کنم ؟

11:30.960 --> 11:33.490
. فراموشش کن . کافيه اه

11:34.250 --> 11:36.900
. منم دارم به يه چيزايي فکر ميکنم

11:36.900 --> 11:38.610
فکر ؟

11:38.610 --> 11:43.910
اما دقيقا مشکل اينجاست که
.هيچ گشت زني نيست که بتونم بهش اعتمادکنم

11:43.910 --> 11:45.940
گشت زن ؟

11:45.940 --> 11:48.130
چرا به کسايي براي گشت زني نياز داري؟

11:48.810 --> 11:52.070
وقتي که سعي داري يک راکون رو بگيري
. بايد دم لونه اش آتيش روشن کني

11:52.950 --> 11:55.120
.ميرم لرد چويي رو ملاقات کنم

11:57.170 --> 12:01.850
.اما اون پيرمرد حتما حرفي نمي زنه

12:02.200 --> 12:03.920
. البته که اون اينو نمي گه

12:03.920 --> 12:08.820
اما اگه يکم تحريکش کنيم
.حتما يه حرکتهايي انجام ميده

12:09.580 --> 12:15.690
هيچ کسي رو ندارم که مراقب حرکتهاش باشه
...و حتي بتونه مراقب اتفاقات اون خونه هم باشه

12:16.600 --> 12:19.280
چطور يه دفتر ولايتي حتي يه دونه
هم گشت زن نداره ؟

12:19.280 --> 12:22.240
. غير قابل باوره

12:22.560 --> 12:24.490
. خوب
... پس من

12:24.490 --> 12:26.480
! فراموشش کن
! حتي بهش فکر هم نکن

12:26.480 --> 12:30.230
. نه ،من يه چند تا گشت زن باخودم ميارم

12:30.230 --> 12:33.190
نمي خواي گشت زن هايي باشن که ديده بشن ؟

12:35.080 --> 12:37.530
. بهمين خاطر که براي اين کار خوبن

12:37.960 --> 12:40.030
داري در مورد چي صحبت مي کني ؟

12:40.510 --> 12:43.630
.دادرس  تو همين الانم مي دوني

12:54.160 --> 12:55.580
. سلام بديد

12:55.580 --> 12:57.680
. اون دادرس اين شهر هست

12:57.680 --> 13:00.030
. دادرس -
. دادرس -

13:05.980 --> 13:08.780
چيکار کردي ؟

13:09.980 --> 13:13.670
بهش فکر کردم و فهميدم که
اونا از انسان ها هم بهترن ، نيستن ؟

13:13.670 --> 13:16.900
اينطوري مي تونن هر جايي برن
... بالاي پشت بود ، زير کف ، سقف و

13:16.900 --> 13:20.400
، اونا مي تونن هر جايي برن
.بالاي پشت بوم يا زير زمين ، هرجايي

13:20.400 --> 13:24.110
، براي چنين کاري و براي نفود به اونجا
. اينا کاملا به درد بخور هستن

13:24.120 --> 13:30.070
بايد همه جا رو با دقت بگرديد و دنبال
.چيزاي مشکوک باشيد

13:30.070 --> 13:35.120
. و گوش بديد که اون پيرمرد چي ميگه و چيکار ميکنه

13:38.800 --> 13:41.310
. بهت راست گفته بودم

13:50.360 --> 13:52.040
. خوبه
. خوبه

13:52.040 --> 13:54.850
. تو هم نظرات خاص خودت رو داشتي
.بزار اينکارو به اين روش انجام بديم

13:55.110 --> 13:58.310
... وقتي که براي اولين بار لرد چويي رو ديدم

13:58.310 --> 13:59.980
، اما بعدش دادرس

14:00.610 --> 14:03.700
. اينکار مجاني نيست

14:08.960 --> 14:13.180
! خواهش ميکنم ، کينه رو از ما پاک کنيد

14:19.600 --> 14:21.350
! جدا

14:21.920 --> 14:25.060
چطوري تونستي يه همچين قولي بدي ؟

14:25.950 --> 14:30.240
اما ... تو به خاطر اينکه افرادي براي
... گشت زني نداشتي خيلي نگران بودي

14:30.240 --> 14:32.570
... درسته ، اما

14:34.630 --> 14:38.960
فکر کردم که خيلي نگراني
... دادرس

14:41.980 --> 14:48.350
،مي دونم که خيلي از روح ها متنفري
... اما در اين مورد قضيه کاملا فرق ميکنه

14:49.020 --> 14:50.690
. خوبه

14:51.460 --> 14:54.330
. خيلي بهش فکر نکرده بودم

14:54.330 --> 14:55.890
. حتي نمي دونستم چه احساسي داري

14:55.890 --> 14:57.280
. گفتم که منظورت رو فهميدم

14:57.280 --> 14:59.690
، اگه خيلي ازشون متنفري
.مي تونم بزارم برن

14:59.690 --> 15:03.750
... کافيه اگه فقط يه ماه باهاش نامزده کنم

15:03.750 --> 15:05.370
! گفتم که منظورت رو فهميدم

15:05.370 --> 15:09.660
، اما ، بعدش
... دوباره زير چشمام سياه مي شن

15:09.660 --> 15:10.910
. کافيه ديگه

15:10.910 --> 15:12.240
... چون نمي تونم بخوابم

15:12.240 --> 15:15.060
. کافيه اه . کافيه اه . کافيه اه

15:22.650 --> 15:25.550
داري ... داري چيکار ميکني ؟

15:25.790 --> 15:28.260
... فقط از کلمات استفاده کن

15:28.260 --> 15:31.520
چطوري مي تونه با يه زن با خشونت رفتار کني ؟

15:32.120 --> 15:33.390
خش ... خشونت ؟

15:33.390 --> 15:36.330
هي ! ببين کي داره از خشونت حرف ميزنه ؟

15:40.400 --> 15:43.230
. منظورت رو فهميدم حالا ديگه ميتوني بري

15:43.940 --> 15:48.060
.پس ، حالا مي تونم بهشون بگم که مشکلي نيست

15:52.720 --> 15:56.160
هي ! هي ، بهرحال
بگو که براي چي ازشون کينه داشتن ؟

15:56.160 --> 15:59.200
.صبر کن ، حالا وقتش نيست
.يکم صبور باش

16:12.630 --> 16:15.360
... مو يئون

16:15.860 --> 16:20.310
... من اشتباه کردم

16:20.690 --> 16:23.240
که اون رو از اينجا بيرون کردم ؟

16:24.230 --> 16:28.820
فرامانروا ، شما کاري رو کرديد
که بايد انجام مي داديد

16:30.640 --> 16:35.360
اما به هر حال ، نمي خواي
. حالت صورتت رو تغيير بدي

16:36.040 --> 16:40.810
.من 1000 ساله که اينطوري هستم

16:50.370 --> 16:54.200
من فکر مي کنم که درسته که
.اون چنين حالت صورتي داره

16:54.730 --> 16:58.690
.و درسته که مي گي نبايد بيرونش ميکردي

16:58.690 --> 17:02.380
بعد از اين ماجرا ، بايد مستقيم
. مي فرستاديش جهنم

17:19.730 --> 17:22.160
چي ؟
دادرس ؟

17:22.160 --> 17:23.300
. بله

17:23.300 --> 17:26.730
اون خيلي ناگهاني اومد و بهم
.گفت که مي خواد شما رو ببينه

17:26.730 --> 17:27.890
براي چي ؟

17:27.890 --> 17:29.940
.من ... نمي دونم

17:29.940 --> 17:31.010
اون چه کاري ... ؟

17:31.010 --> 17:35.850
،سرورم
از اونجايي که شما داخليد ، وارد ميشم

17:39.410 --> 17:42.530
. چطوري جرات کردي بياي داخل

17:42.530 --> 17:44.400
. حالا ديگه مي توني بري

17:44.400 --> 17:46.280
بله ؟

17:48.540 --> 17:50.160
. باشه

17:56.170 --> 17:57.720
دادرس اومده ؟

17:57.720 --> 17:59.110
. بله

17:59.110 --> 18:02.620
. اون خيلي ناگهاني به اتاق سرورم رفت

18:02.620 --> 18:06.060
... واي خداي من ... خيلي حال و حوصله هم نداشت

18:08.260 --> 18:11.760
چطور مي توني مثل ارازل و اوباش وارد شي؟

18:11.760 --> 18:15.880
سرورم ، چرا با عزت و احترام حرف نمي زنيد ؟

18:15.880 --> 18:18.230
. مثل يه اشراف زاده رفتار کنيد

18:18.230 --> 18:19.950
چي ؟

18:19.950 --> 18:23.790
از کلماتي استفاده کنيد که وقتي يه دادرس
،براي کار مهمي مياد تا شما رو ملاقات کنه

18:23.790 --> 18:25.610
داريد خيلي زياده روي نمي کنيد ؟

18:25.610 --> 18:27.790
چي ؟ کار مهم ؟

18:27.790 --> 18:29.440
کار مهم ؟

18:29.440 --> 18:32.900
آدمي مثل تو چه کاري مي تونه
با من داشته باشه ؟

18:41.720 --> 18:44.330
اينو شناختيد ، درسته ؟

18:44.330 --> 18:45.850
اين ديگه چي هست ؟

18:45.850 --> 18:48.040
. اينو توي آرامگاه استخوان ها پيدا کردم

18:48.040 --> 18:50.210
. اين يه طلسمه

18:50.210 --> 18:52.020
آرامگاه استخوان ؟

18:52.020 --> 18:53.750
! ولگرد

18:53.990 --> 18:57.790
چرا يه همچين چيز زشتي
رو وارد خونه ي من کردي ؟

18:57.790 --> 18:59.860
داري در مورد چي صحبت مي کني ؟

19:00.330 --> 19:04.380
اين چيزي نيست که همين الانم
توي اين خونه هست ؟

19:04.380 --> 19:07.590
چي ؟
اين مزخرفات چي هست که داري ميگي ؟

19:07.590 --> 19:12.050
چطوري يه طلسم مشابه توي خونه
اي باشه مثل طلسمي که توي آرامگاه بوده

19:12.050 --> 19:14.800
توي خونه شما باشه ، لرد چويي ؟

19:16.310 --> 19:20.580
چرا شما کسي که طلسم مشابهي مثل
طلسم آرامگاه استخوان ها داشتيد

19:20.580 --> 19:25.340
روي مسئله اون آرامگاه سرپوش گذاشتيد
و مردم رو مجبور کرديد که قضيه رو فراموش کنن ؟

19:26.260 --> 19:29.220
انگيزه اتون براي اينکه
روي قضيه سرپوش گذاشتيد ، چي بوده ؟

19:29.220 --> 19:30.920
!ولگرد

19:35.910 --> 19:37.230
. دباره همديگرو ديديم

19:37.230 --> 19:38.680
همه اينا براي چي هست ؟

19:38.680 --> 19:41.920
بهت گفته بودم که براي يه کار
. کاملا رسمي اومدم اينجا

19:43.760 --> 19:46.940
.يه سري سئوالات در مورد اين طلسم داشتم

19:46.940 --> 19:48.940
طلسم ؟

19:49.480 --> 19:51.710
منظورت از اينکه براي اون طلسم اينجايي چي هست ؟

19:51.710 --> 19:55.340
از بيرون اتاق شنيدم که داشتي راجع به
.آرامگاه استخوان ها حرف ميزدي

19:55.340 --> 19:59.940
نمي دونم که انگيزه ي کسي که اون
طلسم رو توي آرامگاه نوشته بوده
... دقيقا چي بوده ، اما

19:59.940 --> 20:05.490
اين تنها طلسمي هست که ما براي محافظت
. از خانواده مون داريم

20:07.270 --> 20:11.180
. هرخانواده اي مي تونن چنين کاري کنن

20:19.990 --> 20:23.260
... هر خانواده اي بايد يکي داشته باشه اما

20:23.260 --> 20:28.360
هيچ کسي طلسمي رو که توي يه مکان
.که قتل توش انجام بشه ، با خودش نداره

20:30.050 --> 20:37.850
پس ، خواهش ميکنم بزاريد بفهمم
. که کي اين رو نوشته

20:41.840 --> 20:44.870
، من هيچ علاقه اي ندارم که بهت بگم

20:45.040 --> 20:47.450
. و به علاوه وظيفه اي هم براي گفتن بهت ، ندارم

20:48.160 --> 20:51.970
حتي اگرم بهت بگم ، اين به اين
.معني نيست که بتوني اون جادوگرو ببيني

20:52.950 --> 20:55.340
.اين يه طلسم قديمي هست

20:55.340 --> 21:02.500
اين طلسم ماله قبل از زماني هست که
من متولد بشم بهمين خاطر نمي دونم
.اون کسي که اينو نوشته زنده است يا مرده

21:02.500 --> 21:06.820
پس ، ديگه دنبال بهونه گشتن
.براي دعوا کردن رو بس کن

21:06.820 --> 21:08.650
چطوره که از اينجا بري؟

21:08.650 --> 21:12.120
. داشتم به همين موضوع فکر مي کردم

21:17.680 --> 21:23.070
، قضيه هر چي که باشه
.نمي تونم فقط بشينم و نگاه کنم

21:23.640 --> 21:26.190
. همين چيزي بود که ميخواستم بگم

21:27.360 --> 21:28.950
... اين واقعا

21:28.950 --> 21:33.200
از اونجا که به همه کارام رسيدم
. انگار که توي بدترين شرايط کار کردم

21:34.570 --> 21:38.780
. فقط بايد از دول سائه مي خواستم اينکارو بکنه

21:50.930 --> 21:53.540
حالا ديگه فهميدي که چيکار کرديد ؟

21:53.540 --> 21:54.230
! تو ، حر...ومزاده

21:54.230 --> 22:00.940
بهتره که به يه راهي فکر کنيد تا
مسئوليت کاري رو که کرديد و
!پاي دادرس رو به اينجا بازکرديد ، قبول کنيد

22:32.450 --> 22:38.150
، حالا که ديگه دود راه انداختم
.بايد ببينم اون راکون پير ، چيکار ميکنه

22:42.190 --> 22:43.530
اين ديگه چي هست ؟

22:43.530 --> 22:45.260
چي ؟

22:54.770 --> 22:56.640
اون ديگه چي هست ؟

23:04.000 --> 23:07.590
اين خونه ... دقيقا چي هست ؟

23:14.290 --> 23:16.800
هيچ روحي نمي تونه داخل بشه ؟

23:16.800 --> 23:18.560
. بله

23:18.560 --> 23:21.040
... نمي تونه چنين چيزي امکان داشته باشه

23:21.040 --> 23:23.880
... هيچ کدوم از روحا نتونستن وارد بشن

23:24.810 --> 23:27.050
<i>! روح ايوان ، به اينجا نگاه کن </i>

23:31.220 --> 23:32.900
<i>. خيلي عجيب و غريبه </i>

23:32.900 --> 23:34.510
<i>روح ايوان توي اين خونه نيست ؟</i>

23:34.510 --> 23:35.920
<i>! به اينجا نگاه کنيد </i>

23:35.920 --> 23:37.770
<i>! ارواح </i>

23:38.830 --> 23:40.130
<i>! ارواح </i>

23:40.130 --> 23:43.920
.درسته ... هيچ روحي اونجا نبود

23:44.590 --> 23:48.400
. اون موقع هم هيچ روحي توي اون خونه نبود

23:48.400 --> 23:51.750
... اون دفعه ، فکر نمي کردم خيلي جدي باشه

23:52.980 --> 23:56.970
<i>خيلي عجيبه . هيچ روحي اينجا نيست /i></i>

23:57.300 --> 23:59.930
<i>.. حتي اگرم انرژي روح انقد قوي باشه </i>

24:00.300 --> 24:04.370
... درسته . هيچ روحي اونجا نبود

24:04.370 --> 24:05.820
چي ؟

24:05.820 --> 24:09.770
من داشتم راجع به اون خونه مخروبه
. و آرامگاه استخوان ها حرف ميزنم

24:10.690 --> 24:16.600
پس ... اون طلسم مي تونه ... ارواح رو محاصره کنه؟

24:16.600 --> 24:20.370
بهرحال ... چرا ارواح ؟

24:23.600 --> 24:27.100
پس ... من بايد برم و يه نگاه بندازم؟

24:27.100 --> 24:31.910
منم يه روح بودم ... اگه من برم
... شايد يه چيزايي دستگيرم بشه

24:31.910 --> 24:33.990
. فراموشش کن

24:33.990 --> 24:40.580
از حالا به بعد ... بايد براي ارواح راهي
. پيدا کنيم که به اون خونه وارد بشن

24:42.690 --> 24:43.810
چرا؟

24:43.810 --> 24:46.900
. چي ؟ هيچ چي

25:00.270 --> 25:01.730
براي صورتت چه اتفاقي افتاده ؟

25:01.730 --> 25:04.480
داري مي پرسي چون چيزي نمي دوني ؟

25:04.480 --> 25:08.640
اين ... همش به خاطر اين طلسم عجيب
.و غريبه . نمي تونم ازش سر در بيارم

25:08.640 --> 25:13.830
، در مورد همه نوع طلسمي اينجا توضيح داده
<i> اين کتاب راجع به بهشت ، جهنم
جانوارن افسانه اي همه چي توضيح داده </i>

25:13.830 --> 25:15.700
. اما در اين مورد نه

25:15.700 --> 25:18.440
تمام صفحاتش رو به دقت بررسي کردم
. اما نتوستم هيچ چي بفهمم

25:19.530 --> 25:21.410
که اين طلسم دقيقا چي هست ؟

25:23.610 --> 25:26.770
فکر مي کنم اين طلسمي هست که
جلوي روح ها رو ميگيره که به جايي نزديک بشن
(يا از جايي عبور کنن )

25:26.770 --> 25:28.740
چي ؟

25:28.740 --> 25:29.400
اين طوري هست ؟

25:29.400 --> 25:31.250
، بنابراين

25:31.250 --> 25:36.010
بايد يه طلسمي هم باشه که بتونيم ازش
استفاده کنيم تا به ارواح اجازه ورود بده ؟

25:37.150 --> 25:38.650
چي ؟

25:38.650 --> 25:40.950
... دقيقا مطمئن نيستم

25:40.950 --> 25:46.990
براي اين کار هم ، بايد اول در مورد
.اون طلسم يه سري اطلاعات بدست بيارم

25:46.990 --> 25:48.940
. خواهش مي کنم يکم ديگه منتظر بمون

25:48.940 --> 25:53.450
. هرچقدر هم که زمان ببره ميفهمم موضوع چي هست

25:59.900 --> 26:02.860
... اگه اون جادوگر نتونه کاري بکنه

26:02.860 --> 26:04.400
بايد بعدش چيکار کنيم ؟

26:04.400 --> 26:07.860
.بعدش ، خوب ... بايد به يه نقشه ديگه فکر کنيم

26:07.860 --> 26:13.750
شايد ما بايد توي يه طوفان بريم و بگرديم
بدون اينکه فکر کنيم داريم از چه شيوه اي
.استفاده مي کنيم و از چي استفاده نمي کنيم

26:19.410 --> 26:22.360
... چه اتفاقي افتاده ؟ از اون وقته که

26:34.690 --> 26:40.690
دقيقا چرا ... چرا پدرم مي خواسته دخترش رو
به يه همچين خونه عجيب و غريبي بفرسته ، هان ؟

26:40.690 --> 26:43.070
.واقعا اونجا خونه ي عجيب و غريبي هست.درسته

26:43.630 --> 26:48.540
اونا افکارشون خرابه و
... رفتار مشکوکي هم دارن

26:51.150 --> 26:57.430
واقعا همونطوري که ارباب جوان گفته بود
اون مي خواسته از قوانين براي فاميل شدن استفاده کنه؟

26:59.150 --> 27:01.390
. نمي تونه اينطوري باشه

27:02.240 --> 27:04.700
پس چي مي تونه باشه ؟

27:07.510 --> 27:14.230
واقعا لي سو ريم ... فقط
کاري رو که بهش مي گفتن مي کرده ؟

27:16.350 --> 27:19.150
درسته که اون بدون فکر کار مي کرده ؟

27:21.170 --> 27:28.310
دفعه آخري ، ارباب جوان جو وال اين رو
.هم گفت ... که لي سوريم هم اون رو نمي شناخته

27:29.970 --> 27:32.530
. اين موضوع منو افسرده و ناراحت کرد

27:33.650 --> 27:37.890
.درواقع ... خيلي ناراحت شده بودم

27:39.590 --> 27:42.690
چرا ... ناراحت شده بودي ؟

27:43.530 --> 27:48.380
اولش ... اسم کسي رو هم که بدوني
. خيلي خيلي خوبه

27:49.050 --> 27:52.180
اين که بدوني اون کي هست و از
. کجا اومده خيلي بهتره

27:52.640 --> 27:57.630
بعدش ... دونستن اينکه اون
.واقعا چه جوري آدمي اه ، خوبه

27:58.530 --> 28:03.680
.اما ... من دارم بيشتر و بيشتر حريص ميشم

28:04.140 --> 28:07.210
اين خيلي خوب مي شد اگه که من
.بچه اي بودم که از همه عشق مي گيره

28:07.210 --> 28:14.290
اگرم هيچ عشقي نصيب من نمي شد ، خيلي
خوب مي شد اگه مي دونستم چطوري کسي
. رو دوست داشته باشم

28:17.810 --> 28:22.670
بهر حال ، اميدوارم که بيش از حد
. کسل کننده نبوده باشم

28:23.590 --> 28:29.330
فکر کنم که خيلي خوب ميشد اگه مي تونستم
.يه تصويري از اون دختر به هر طريقي داشته باشم

28:31.170 --> 28:35.540
.اما ... لي سوريم مثل خيلي از اونا نبوده

28:39.310 --> 28:48.010
براي ارباب جوون ، به ياد آوري خاطراتي که با
.لي سوريم داشته ... به نظر غيرممکن مي يان

29:40.950 --> 29:43.430
. من از قصد پنهانش نکردم

29:43.430 --> 29:47.610
. فقط خودم مي خواستم ، شخصا اينو بهت بدم

29:49.220 --> 29:51.270
. اين براي لي سو ريم بوده

29:51.650 --> 29:53.460
چي ؟

29:53.460 --> 29:58.120
.تمام جوان سئوالاتت ... همه توي اين دفترچه است

30:00.800 --> 30:08.560
اين بانوي بلند روپوش دار ... از اون چيزي
. که فکرش رو مي کني هم بهتر بوده

30:12.380 --> 30:17.120
<i>خاطرات مهتاب </i>

30:38.520 --> 30:41.260
... نمي دونم که کاري که کردم خوب بوده

31:30.250 --> 31:36.120
<i>نشستن کنار پنجره اي که داره ازکنارش گلبرگهاي
قرمز ميوفته پايين ، من قالبي از ابريشم
درست کردم تا بتونم اونا رو تصوير کنم  </i>

31:36.120 --> 31:40.370
<i>حجمي از ثروت و افتخار در
دستهاي من در حال شکوفه زدن
هستن و روي دستام  سقوط ميکنن </i>

31:40.840 --> 31:44.350
<i>اما با اين همه راهي براي تسلي دادن
به روح وجود نداره ، روحي که حالا عاشق شده </i>

31:44.350 --> 31:48.680
<i>بنابراين اين اشکهاي من هستن
که دارن سوزن رو خيس مي کنن </i>

32:10.070 --> 32:13.030
<i>سحرگاهان ، با صداي سرد شبنم </i>

32:13.030 --> 32:17.010
<i>من از خوابم بيدار مي شم
و خودم رو در بين تاريکي مي يابم </i>

32:17.690 --> 32:21.670
<i> که تنها در اقامت هاي خانم ها
نشسته ام و دارم بهش نگاه مي کنم </i>

32:22.280 --> 32:26.720
<i>من نگران گلهايي هستم که
براي عشقم چيدم ، ميترسم که پژمرده بشن </i>

32:27.600 --> 32:31.050
<i>طولاني ، زير کهکشان راه طولاني هست</i>

32:31.050 --> 32:33.620
<i>. فقط جريانات شب هستن که ناتموم ميمونن</i>

33:40.840 --> 33:43.690
. اون پسري از خاندان لرد چويي هست

33:43.690 --> 33:46.940
واقعا خوشتيپه ، درسته ؟

33:53.910 --> 33:57.670
<i>اين همون صورتي هست که تونستم
از توي رودخانه از بين درختان بيد ببينم </i>

33:57.670 --> 34:02.000
<i>هرچقدر هم که سعي مي کنم
نگاه کنم بازم برام کافي نيست  </i>

34:02.000 --> 34:05.340
<i>وقتي که نيمه شب براي ديدن ماه
روشن ميام بيرون </i>

34:05.340 --> 34:09.150
<i>اون سايه آبي اش وارد حياط تنهايي ام ميشه </i>

34:09.150 --> 34:12.910
<i>. به همين خاطره که زيبايي اش رو قلبم به ياد مياره </i>

34:14.950 --> 34:19.090
<i>پدر ، خواهش مي کنم با لرد چويي
راجع به ازدواجمون صحبت کن </i>

34:19.090 --> 34:21.510
. بانو خودش درخواست اين ازدواج رو کرده

34:21.510 --> 34:23.710
. هنوزم نمي تونم باور کنم

34:23.710 --> 34:26.400
. نمي دونستم که انقدر شجاعت دارين

34:28.050 --> 34:31.520
. اگر تو خوشحالي ، منم خوشحالم

34:31.520 --> 34:35.890
اما احساس تلخ و ناراحت کننده اي که از
ارباب جوان و خانواده اش دارم چيزي نيست
. که خودم بتونم کنترلش کنم

34:35.890 --> 34:39.400
چرا اون درخواست نکرده که تو رو ببينه ؟

34:39.400 --> 34:42.610
اگه اون اين ازدواج رو نمي خواسته
.نبايد اين درخواست رو قبول مي کرده

34:42.610 --> 34:45.960
،با اين حال که اين ازدواج رو قبول کرده
بازم انقدر سرد و خشک باهات رفتار ميکنه ؟

34:45.960 --> 34:50.200
شب اول عروسي تون به احتمال زياد
.اوليش شبي خواهد بود که شما رو مي بينه

34:51.460 --> 34:54.700
.اون حتي نمي دونه که شما چقدر زيبا هستيد

34:54.700 --> 34:58.080
. ارباب جوان حتما افسوس مي خوره

34:58.080 --> 35:02.200
" اگه مي دونستم که انقدرزيباييد
حتما زودتر شما رو ملاقات مي کردم"

35:04.330 --> 35:08.190
.زمان اون موقع براش خيلي باارزش ميشه

35:08.190 --> 35:11.290
. باارزش و باارزش تر

35:11.290 --> 35:14.650
.تا وقتي که شما زنده ايد ، باهاتون خوب رفتار ميکنه

35:15.130 --> 35:19.750
. بهمين خاطر زندگي خوبي خواهيد داشت

35:21.000 --> 35:24.170
.اين ... نقشه منه

35:24.170 --> 35:28.810
بانوي من ، شما حتي نمي دونيد
که چه طوري بايد اين کلمات رو بگيد؟

35:28.810 --> 35:31.270
شما واقعا بانوي ماييد ؟

35:31.270 --> 35:33.150
يکم عوض شدم ، درسته ؟

35:47.780 --> 35:49.610
. لي سو ريم

36:30.210 --> 36:32.350
همشو خوندي  ؟

36:39.000 --> 36:41.050
حالا ديگه يکم احساس راحتي مي کني؟

36:43.410 --> 36:46.330
... اون مادربزرگ خياط

36:46.330 --> 36:49.080
حتما لي سوريم رو مثل بچه خودش
.دوست داشته

36:49.080 --> 36:50.860
اينم توي اون دفترچه نوشته شده بود؟

36:51.900 --> 36:54.300
.نه

36:54.300 --> 36:56.560
. يادم اومد

36:58.990 --> 37:01.200
، لي سو ريم

37:01.200 --> 37:04.120
وقتي که براي اولين بار ديده
.بودتش ، به ياد آوردمش

37:05.880 --> 37:08.600
. توي اولين نگاه عاشقش شده بوده

37:08.600 --> 37:13.220
حتما عميقا عاشقش شده بوده که
.همون موقع ازش خواستگاري کرده

37:13.220 --> 37:15.310
... اون بانوي روپوش دار بلند

37:19.260 --> 37:21.260
اين بانوي روپوش دار بلند

37:21.260 --> 37:23.600
. بايد از اونچيزي که فکر ميکردم شجاعتر بوده باشه

37:24.550 --> 37:27.500
... اينطوري به نظر مي رسه که اون

37:27.500 --> 37:30.160
. خيلي از ارباب جوون خوشش مي يومده

37:31.800 --> 37:35.890
فکر مي کنم که با خودش فکر مي کرده
.که عشق فقط يه بار در طول زندگي به سراغ آدم مياد

37:39.120 --> 37:41.470
. منم همون احساس رو داشتم

37:43.590 --> 37:47.850
... وقتي لي سو ريم دفعه اول ارباب جوون رو ديد

37:48.710 --> 37:53.360
. احساس کردم که قلبش هنوز هم زنده است

37:57.040 --> 38:01.810
حالا مي تونم به طور واضح احساسي
. رو که اون دختر داشته رو حس کنم

38:02.690 --> 38:07.350
اما چرا من فقط چنين چيزايي يادم مياد؟

38:08.800 --> 38:11.610
.وقتي که اين خاطرات هيچ ربطي به مرگم ندارن

38:13.710 --> 38:16.100
. مي خوام بخوابم

38:16.100 --> 38:18.300
. دادرس ، شما هم خوب بخوابي

38:23.300 --> 38:24.920
! آرانگ

38:25.750 --> 38:27.920
بله ؟

38:27.920 --> 38:30.120
، دفعه آخر

38:30.120 --> 38:35.600
وقتي که بهم گفتي ، تو،  تو هستي
... و لي سو ريم هم لي سو ريم بوده

38:35.600 --> 38:39.400
فکر کردم اين حرفاي بي معني چي
. هست که داري مي گي

38:41.120 --> 38:43.910
، اما بعدش

38:43.910 --> 38:46.950
... اون

38:46.950 --> 38:49.460
اما الان آرزو مي کنم که اين
. چيزي باشه که به حقيقت بدل بشه

38:59.460 --> 39:02.400
. ماه واقعا روشنه

39:02.400 --> 39:05.260
. اينطوري به نظر مي رسه که به زودي ماه کامل ميشه

39:05.260 --> 39:06.870
... آرانگ

39:06.870 --> 39:08.950
. خوب بخوابي

39:08.950 --> 39:12.460
. دادرس ، آروم و راحت بخوابي

39:14.290 --> 39:32.640
.:: @bollbolljan_com ::.

39:41.820 --> 39:45.710
داري ... داري تلاش مي کني چي بگي ؟

39:47.590 --> 39:52.380
، درسته که من خودم هستم
... و لي سوريم هم لي سوريم بوده

39:52.380 --> 39:57.010
... اما بازم
. هيچ چي نگو

40:10.090 --> 40:13.660
<i>قضيه هر چيزي هم که باشه
دوستم نداشته باش </i>

40:13.660 --> 40:15.980
<i>گفتم که دوست ندارم </i>

40:15.980 --> 40:19.260
<i>. من فقط دو ماه کامل ديگه وقت دارم </i>

40:42.490 --> 40:47.300
، داد ... دادرس
الان به طور اتفاقي داريد چي مي گيد ؟

40:47.300 --> 40:50.170
دارم در مورد يه سري گشت زن حرف مي زنم
! افرادي که گشت بزنن

40:50.170 --> 40:52.290
خيلي بي معني هست که ما حتي يه
گشت زن هم توي اين اداره نداريم ؟

40:52.290 --> 40:56.740
، دادرس
. توي اداره مون نيازي به چنين چيزي نداريم

40:56.740 --> 41:01.440
، از اونجايي که شما يه سري گشت زن استخدام کنيد
... چون اين اداره هيچ پولي نداره که

41:01.440 --> 41:04.850
... براي گشت هاي غير ضروري اينطوري

41:04.850 --> 41:07.350
. کافيه ديگه

41:07.350 --> 41:10.460
، با وضعيت دفتر به اين شکل

41:10.460 --> 41:14.350
، اول
. ما حداقل به 20 تا گشت زن نياز داريم

41:17.030 --> 41:19.200
. خودم مي خواستم که 100 نفر باشن

41:21.310 --> 41:24.660
.همين الان اعلاميه رو بنويسيد

41:24.660 --> 41:29.050
"فورا به يه سري گشت زن نياز داريم "
اين در تخصص شما ها هست ، درسته ؟

41:31.290 --> 41:32.840
. اخراج ميشيد

41:37.900 --> 41:41.820
... خوب ... داد ... دادرس
... اين اداره هيچ پولي نداره که

41:44.920 --> 41:48.150
فکر مي کنيد که من نمي دونم شما
،چقدر از تجارت لرد چويي ماليات ميگيريد

41:48.150 --> 41:51.800
و اون پولو بين خودتون تقسيم مي کنيد ؟

41:51.800 --> 41:53.880
فکر مي کنيد که من نمي دونم چطوري
مخفيانه از مردم ماليات مي گيريد

41:53.880 --> 41:57.360
و شکمتون رو باهاش پر مي کنيد ؟

42:01.460 --> 42:05.720
قبل از اينکه از يکي يکي تون سئوال کنم
، و به همه جرم هايي که مي کنيد پي ببرم

42:05.720 --> 42:09.500
بهتره که عقب بکشيدو منافع مالي
. اداره تون رو کامل کنيد

42:09.500 --> 42:12.370
.اگه دوباره به چيزي مشکوک و يا کنجکاو بشم

42:12.370 --> 42:16.210
. انقدر بهش گير ميدم که موضوع رو بفهمم
همتون فهميديد که داريم چي ميگم ؟

42:35.590 --> 42:37.000
خوب خوابيدي ؟

42:38.700 --> 42:40.870
براي اين سه تا صبح به اين زودي
چه اتفاقي افتاده ، هان ؟

42:40.870 --> 42:42.450
اين ديگه چي هست ؟

42:44.610 --> 42:46.210
، براي اينکه کارها رو انجام بدن رسمي اش کردم

42:46.210 --> 42:48.700
. دستور دادم بهشون که يه کاري بکنن

42:48.700 --> 42:52.480
اون ... اينکه بفهميم کار جادوگر به کجا
رسيده ، نبايد بريم و بفهميم ؟

42:52.480 --> 42:54.230
. به دول سائه دستور دادم که انجامش بده

42:54.230 --> 42:55.430
. نگران اين موضوع نباش

42:55.430 --> 42:57.030
. بيا بريم و صبحانه بخوريم

42:57.030 --> 42:59.550
. ميز صبحانه صبح به اين زودي آماده شده

42:59.550 --> 43:03.770
چرا صبح به اين زودي انقدر زحمتکش شدي؟

43:03.770 --> 43:05.690
. نتونستم بخوابم

43:05.690 --> 43:07.680
. بهمين خاطر صبح زود بيدار شدم

43:07.680 --> 43:13.470
اوه ، درسته ، اون روح هايي که قبلا ديدم
هر وقت که بخوام مي تونم دوباره ببينمشون؟

43:13.470 --> 43:17.980
به محض اينکه اون جادوگر در مورد اون
طلسم اطلاعاتي بدست بياره ، بايد همون
. موقع ازشون استفاده کنم

43:18.550 --> 43:21.930
نمي تونم مشکلشون رو حل کنم
اگه خوب کار نکن ، درسته ؟

43:21.930 --> 43:23.770
. بله

43:30.890 --> 43:33.830
. دقيقا کجا رفته ... کجا

43:34.310 --> 43:37.150
. اون کتاب بايد يه جايي همين دور و برا باشه

43:40.390 --> 43:41.490
. اينجاست

43:41.980 --> 43:43.470
. بالاخره پيداش کردم

43:43.470 --> 43:46.350
. اين کتاب مال 8 نسل قبل از منه

43:46.350 --> 43:48.950
.بانگ يو ري . داخلي ؟ بانگ يو ري

43:50.060 --> 43:52.200
... بانگ ... بانگ يو ري

43:57.600 --> 44:00.340
تو اينجايي ، پس چرا جواب نمي دي ؟

44:00.650 --> 44:01.820
چه اتفاقي افتاده ؟

44:03.040 --> 44:04.630
. من ... داشتم دنبال يه چيزي مي گشتم

44:07.110 --> 44:08.620
<i>بوسامه </i>اين
(گوشت خوکي که توي سبزي پيچيده شده )

44:11.280 --> 44:12.960
داشتي دنبال چي مي گشتي ؟

44:14.560 --> 44:17.340
اين کتاب براي مادر جدم هست که
. با من هشت نسل فاصله داشته

44:18.060 --> 44:21.020
، به خاطر اينکه خيلي قديمي بود انداخته بودمش دور
... اما بازم فکر مي کردم که مي تونم پيداش کنم

44:21.020 --> 44:22.870
اون کتاب در مورد چي هست ؟

44:23.470 --> 44:27.490
ارباب جوان يه طلسم برام آورد و ازم
...خواست که بفهمم اون طلسم در مورد چي هست

44:27.490 --> 44:29.960
.نتونستم از کتاب دانگ دانگم مفهومش رو بفهمم

44:29.960 --> 44:31.470
طلسم ؟

44:32.690 --> 44:36.060
همون طلسمي که از آرامگاه استخوان ها
پيداش کرده بوده ؟

44:36.060 --> 44:37.920
اوه ! تو هم راجع بهش مي دوني ؟

44:38.850 --> 44:42.670
اون بهم گفت که اين طلسمي هست که
ارواح رو محاصره مي کنه و از من
... خواست که اين محاصره رو از بين ببرم

44:42.670 --> 44:46.100
. تا ارواح بتونن به خونه لرد چويي وارد بشن

44:46.100 --> 44:47.350
داري در مورد چي صحبت مي کني ؟

44:48.180 --> 44:50.000
. پس تو در اين مورد چيزي نمي دوني

44:50.000 --> 44:53.350
دادرس مي خواد اين دفعه از
. ارواح براي اين کار استفاده کنه

44:53.350 --> 44:55.910
. از اونجايي که ارواح رو مي بينه ، مي تونه اينکارو بکنه

44:57.530 --> 44:58.990
. حسودي ام ميشه

44:58.990 --> 45:00.880
داري در موردچي صحبت مي کني ؟

45:02.570 --> 45:03.780
! تو در اين مورد چيزي نمي دوني ؟

45:03.780 --> 45:06.560
که ارباب جوان مي تونه ارواح رو ببينه ؟

45:06.560 --> 45:09.740
به همين خاطره که وقتي آرانگ روح
... بوده ، اونا همديگرو ديده بودن

45:11.820 --> 45:14.400
داري ... داري در مورد چي صحبت مي کني ؟

45:16.020 --> 45:17.830
! ازت پرسيدم اين ديگه چي هست ؟

45:21.960 --> 45:22.990
! مي دونستم که بايد يه همچين چيزي باشه

45:22.990 --> 45:26.160
فکر مي کردم که بايد يکي از اين دو تا
. باشه يا روح يا يه روح شيطاني

45:30.310 --> 45:32.010
! دول سائه ، خيلي سريع برگشتي

45:36.180 --> 45:37.120
! هي ، بچه لوس

45:37.120 --> 45:41.010
چطوري جرات مي کني که سر زده
وارد اتاق کس ديگه اي بشي ؟

45:41.890 --> 45:44.800
اين ... همين الان فهميدم که اون روح بوده

45:47.220 --> 45:49.950
پس درسته
! درسته

45:51.120 --> 45:53.780
!صبح به اين زودي ، باز مشروب خوردي ؟

45:53.780 --> 45:54.990
... اگرم کس ديگه اي باور نکنه

45:54.990 --> 45:56.020
! من باورش مي کنم

45:56.020 --> 45:56.930
چرا ؟

45:56.930 --> 46:00.290
حتي زودتر ه به اين که روح ها در اين
! جهان زندگي مي کنن ، اعتقاد داشتم

46:00.290 --> 46:02.220
داري چه مزخرفاتي به هم مي بافي ، هان ؟

46:02.220 --> 46:05.170
بيشتر مشروب نخور ، برو پاهاتو
! بشور و سريع برو بخواب

46:06.830 --> 46:09.670
! غيرقابل بخششه

46:11.100 --> 46:12.210
! بچه بداخلاق

46:12.990 --> 46:14.140
! دول سائه

46:17.570 --> 46:19.020
. آرانگ

46:25.520 --> 46:29.520
. پس تو ... يه روح هستي

46:31.650 --> 46:33.160
. من يه انسانم

46:33.160 --> 46:36.620
.انسان نيستي . در واقع تو يه روح هستي

46:39.580 --> 46:41.300
... من در اصل يه انسانم

46:42.410 --> 46:43.910
... هر چي که قبلا بودي

46:43.910 --> 46:45.970
الان ديگه يه روح نيستي ؟

46:45.970 --> 46:48.570
....!چطور يه روح جرات کرده با ارباب جوان ما

46:49.720 --> 46:51.730
فريبش دادي ؟

46:54.760 --> 46:56.260
... همونطوري که گفتم

46:56.260 --> 46:58.280
. تو توسط يه روح گول خوردي

46:58.280 --> 46:59.900
ايشون يه ارباب جوان احمق هست ؟

46:59.900 --> 47:01.730
! دول سائه ، حرومزاده

47:02.920 --> 47:06.450
برو . يه روح مي تونه اينجا بمونه ؟

47:07.880 --> 47:11.960
اين ارباب جوان ساده لوح من رو بيشتر
. از اين فريب نده و از اينجا برو

47:13.170 --> 47:17.300
اگه اينکارو نکني ، بايد به جادوگر
. خبر بدم تا تو رو از اينجا بيرون کنه

47:18.930 --> 47:21.110
! نمي خواي دستاشو ول کني

47:26.060 --> 47:28.850
! ارباب جوان احمق

47:38.100 --> 47:40.000
. آرانگ

47:56.400 --> 47:58.110
! نيا داخل

47:59.930 --> 48:05.160
... من خوبم ... نيا داخل ... نيا داخل

48:05.940 --> 48:13.580
<i>. فکر مي کنم که هيچ وقت نتونم بهت برسم </i>

48:13.580 --> 48:20.650
<i>کلماتي که مي خوام بهت بگم
اما اونا رو نمي تونم به زبون بيارم </i>

48:20.650 --> 48:26.700
<i>اما ذهنم مي خواد که همه اون
کلمات رو بهت بگم </i>

48:26.700 --> 48:33.410
<i>، فقط براي يک روز
نمي توني منتظر من بموني ؟ </i>

48:33.410 --> 48:40.610
<i>، فقط براي يه روز
نمي توني طرف من بموني ؟ </i>

48:40.610 --> 48:46.090
<i>، فقط براي يه روز
، نمي توني منو در آغوش بگيري </i>

48:46.090 --> 48:50.990
<i>، همونقدر که از گريه کردن خسته شدم </i>

48:50.990 --> 48:55.930
<i>همون قدر هست که براي يه روز
مي تونم اين اجازه رو بهت بدم که بري</i>

48:55.930 --> 49:01.630
<i>، فقط براي يه روز
نمي توني منتظر من بموني ؟ </i>

49:01.640 --> 49:08.640
<i>فقط براي يه روز
نمي توني طرف من بموني ؟ </i>

49:08.640 --> 49:14.570
<i>، فقط براي يه روز
مي توني منو در آغوش بگيري </i>

49:14.570 --> 49:19.150
<i>، همونقدر که از گريه کردن خسته شدم </i>

49:19.150 --> 49:25.610
<i>بعد از اين روز شايد
بتونم بزار راحت از پيشم بري </i>

49:26.370 --> 49:37.640
<i>هر چقدر که بيشتر دستام رو به
طرفت دراز مي کنم ازم دورتر مي شي </i>

49:37.640 --> 49:44.810
<i>، هر روز ، من اينجام ، و بهت نگاه مي کنم </i>

49:44.810 --> 49:53.440
<i>. و اشکهام رو ازت مخفي مي کنم </i>

49:55.110 --> 50:01.540
<i>، فقط براي يه روز
نمي توني منتظر من بموني ؟ </i>

50:01.540 --> 50:08.460
<i>، نمي توني فقط براي يه روز
طرف من بموني ؟ </i>

50:08.460 --> 50:14.710
<i>مي توني فقط براي يه روز
منو توي آغوشت نگه داري </i>

50:14.710 --> 50:19.200
<i>همون قدر که از گريه کردن خسته شدم </i>

50:19.200 --> 50:30.000
<i>همون قدر هست که دلم مي خواد
بزارم از پيشم بري </i>

50:51.270 --> 50:53.260
<i>مي دوني دارم چي ميگم ، درسته ؟</i>

50:53.260 --> 50:55.730
<i>... اون شايد بدن اون بچه باشه ، اما </i>

50:55.730 --> 50:58.570
<i> اما درونش ، من زندگي خواهم کرد </i>

50:59.540 --> 51:02.030
<i>. بهرحال اون هرگز نمي تونه براي تو باشه </i>

51:02.990 --> 51:05.270
<i>تو فقط يکم مردد هستي </i>

51:05.270 --> 51:07.590
<i>... به خاطر احساساتت تو حتي نمي توني چيزي رو ببيني</i>

51:07.590 --> 51:10.820
<i>تو يه پسر احمق نيستي
. کي امکان داره که همه چيز رو ببازه </i>

51:11.240 --> 51:16.240
<i>بيش از همه ، اون ميلي هست
که تو براي من به جا گذاشتي </i>

52:10.710 --> 52:10.710
، چيزي که بهش ميگن احساس

52:10.710 --> 52:13.750
اين همون چيزي هست که بهش ميگن احساسات

52:13.750 --> 52:15.550
. من همشو قطع مي کنم و بر مي گردم

52:15.550 --> 52:17.020
. همينه

52:17.020 --> 52:19.110
. اين همون پسر منه

52:19.110 --> 52:23.380
.اگه يه اتفاق دوبار بيوفته ، يعني مشکلي هست

52:23.380 --> 52:25.750
. دادرس به همين آسوني از اين موضوع رد نمي شه

52:25.750 --> 52:29.200
.نبايد نگران اين موضوع باشي

52:29.200 --> 52:31.910
. قيد و بندهات رو ببر و از نو شروع کن

52:31.910 --> 52:35.630
. فقط بفهم که اون چي مي خواد

52:35.630 --> 52:38.540
. اين همه چيزي هست که بايد بهش فکر کني

52:40.860 --> 52:46.260
. تصادفا ، امروز هم ماه کامل شده

52:46.260 --> 52:50.110
حتما بايد سرنوشت اين دختر باشه
. که هر ماه کامل از دنيا بره

52:50.110 --> 52:52.100
. اما

52:52.100 --> 53:45.440
اگه اون مال من بشه ، سرنوشتش به طور
. کامل تغيير خواهد کرد

53:45.440 --> 53:49.320
<i>. تمام ارتباط هاتو باهاش خيلي واضح از بين ببر</i>

54:16.080 --> 54:18.470
<i>. مي تونم اين کارو بکنم </i>

54:18.470 --> 54:20.920
<i>. اون چيزي که بانو گفته ، درسته </i>

54:20.920 --> 54:22.940
بايد همه احساساتم بهش رو نابود کنم

54:22.940 --> 54:25.540
<i>. اينطوري اه که مي تونم زنده بمونم و زندگي کنم </i>

54:32.650 --> 54:34.770
<i>. بهر حال اون کسي هست
که مي نمي تونم داشته باشمش</i>

54:34.770 --> 54:36.590
<i>. اون هيچ کسي نيست </i>

54:36.590 --> 54:39.880
<i>حتي اگرم صدها دفعه بميره
. بازم زنده مي مونه و نمي ميره </i>

54:39.880 --> 54:43.180
<i>. پس هيچ دليلي براي ترديد باقي نمونه </i>

54:55.300 --> 54:57.140
<i>. بايد اين کارو بکنم </i>

54:58.240 --> 55:00.640
<i>اين دفعه اولي نيست که اينکارو مي کنم ؟</i>

55:07.570 --> 55:09.850
. آرانگ

55:28.590 --> 55:31.700
... من نمي تونم

55:47.670 --> 56:15.410
.:: @bollbolljan_com ::.

56:31.920 --> 56:33.620
چه اتفاقي افتاده ؟

56:34.920 --> 56:37.070
هيچ اتفاقي نيوفتاده ؟

56:52.670 --> 56:55.820
! تو

56:59.740 --> 57:02.560
... من ... من

57:02.560 --> 57:04.210
چه اتفاقي برام افتاده ؟

57:04.210 --> 57:06.100
چه اتفاقي برات افتاده ؟

57:07.790 --> 57:10.200
. به خاطر اينه که کاملا تحت اختيارش قرار گرفتي

57:11.870 --> 57:13.010
اخت... اختيار ؟

57:13.010 --> 57:15.810
. ميگم که چرا تحت اختيارش در اومدي

57:15.810 --> 57:19.010
.انسان هاي احمق و نادون بهش ميگن عشق

57:20.330 --> 57:22.750
<i>هيچي </i>اما من بهش مي گم

57:22.750 --> 57:26.810
. ديگه بهش نيازي نيس

59:17.250 --> 59:19.200
. دادرس

59:19.200 --> 59:21.730
چرا بيرون اينجا نشستي ؟

59:21.730 --> 59:24.410
. نمي تونستم بخوابم

59:24.410 --> 59:26.800
تو چطور ؟

59:28.170 --> 59:30.220
. منم نمي تونستم بخوابم

59:32.630 --> 59:36.080
. واقعا عالي مي شد اگه دول سائه هم همينطوري بود

59:36.080 --> 59:39.420
. بهمين خاطر زياد بهش سخت نگير

59:39.420 --> 59:41.680
. اينکه غش نکرد بازم جاي شکر داره

59:42.910 --> 59:48.830
من دارم براي آدم هاي خيلي زيادي کارا
.رو سخت مي کنم ، خودم که اينطوري فکر مي کنم

59:48.840 --> 59:50.910
... فکر مي کنم بهتر بود که

59:50.910 --> 59:53.670
.همه چيز خيلي سريع و راحت تموم بشه

59:55.930 --> 01:00:00.630
.حالا ، ديگه ميرم داخل

01:00:00.630 --> 01:00:02.230
. آرانگ

01:00:07.930 --> 01:00:10.220
... نمي دونم که چرا اينطوري شدم

01:00:11.380 --> 01:00:13.190
... اما براي من اينطوري بودن

01:00:13.190 --> 01:00:14.870
. منو خيلي متلاطم و هيجان زده مي کنه

01:00:14.870 --> 01:00:17.150
... اما با اين حال

01:00:17.150 --> 01:00:21.590
من به اين که چرا اينطوري شدم
. بعدا فکر خواهم کرد

01:00:21.590 --> 01:00:23.590
... اما از اول

01:00:23.590 --> 01:00:25.820
. تصميم گرفتم که اينکارو بکنم

01:00:27.760 --> 01:00:29.830
... تو

01:00:29.830 --> 01:00:31.730
... شايد بهم گفته باشي که دوست نداشته باشم ، اما

01:00:31.730 --> 01:00:32.660
... من

01:00:32.660 --> 01:00:34.500
. دادرس

01:00:34.500 --> 01:00:37.520
... من ... دارم

01:00:37.520 --> 01:00:39.440
. اينکارو نکن

01:00:40.940 --> 01:00:43.020
، من تصميم گرفتم که دوست داشته باشم

01:00:43.020 --> 01:00:44.900
. آرانگ

01:00:50.680 --> 01:00:52.210
... تو

01:00:52.210 --> 01:00:54.810
.بهم گفتي که يه آدم صادق و رو راستي

01:00:54.810 --> 01:00:57.670
... راهي که بهش فکر مي کني و احساسش مي کني

01:00:57.670 --> 01:01:00.120
. گفتي که به همون راه مي ري

01:01:00.120 --> 01:01:01.610
... برات مهم هم نيست که بقيه چي ميگن

01:01:01.610 --> 01:01:04.330
... اون

01:01:04.330 --> 01:01:08.210
حالا ديگه براي ما دوتا چه سودي داره ؟

01:01:09.080 --> 01:01:11.250
... پس ، دادرس

01:01:11.250 --> 01:01:13.840
مي خواي  بفهمي که احساس واقعي ام چي هست؟

01:01:15.650 --> 01:01:18.540
... ميرم سر اصل مطلب

01:01:18.550 --> 01:01:20.500
... من

01:01:23.700 --> 01:01:26.340
. احساسي رو که داري ، ندارم

01:01:29.140 --> 01:01:30.630
، پس

01:01:30.630 --> 01:01:33.920
. اينطوري نباش

01:01:53.930 --> 01:01:57.120
. اين آخرين دفعه است

01:02:28.390 --> 01:02:32.150
<i>صورتي رو که مي تونم از طريق
رودخانه از بين درختان بيد ببينم </i>

01:02:32.150 --> 01:02:37.000
<i>. هرچقدر هم که نگاه مي کنم ، کافي نيست </i>

01:02:37.000 --> 01:02:40.230
<i>در حالي که نيمه شب زير نور ماه ايستادم </i>

01:02:40.230 --> 01:02:43.980
<i>. سايه ات وارد حياط تنهايي من ميشه </i>

01:02:43.980 --> 01:02:48.100
<i>. اون زيبايي هميشه در خاطرم مي مونه </i>

01:02:49.460 --> 01:02:51.610
. آرانگ

01:02:51.610 --> 01:02:53.620
، آخرين بار

01:02:53.620 --> 01:02:58.600
وقتي که گفتي که تو تو هستي
.و لي سو ريم هم لي سو ريم بوده

01:02:58.600 --> 01:03:02.170
... اون

01:03:02.170 --> 01:03:06.390
.اميدوارم بودم که معني پيدا مي کرد