﻿WEBVTT

00:00.920 --> 00:05.017
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:06.414 --> 00:09.138
قسمت 23

00:09.703 --> 00:13.889
شاهزاده ي لاتر يون احتياج دارد اين مردها ازش حراست کنند در برابر کساني که برايش نقشه دارند

00:14.290 --> 00:18.160
اما ما نمي توانيم سربازانمان را اينجا بگيريم
ان هنوز سرزمين لاتر يون هست

00:18.298 --> 00:21.372
اما 5هزار مرد قلعه ي هيوندا و شيFortress.

00:21.573 --> 00:23.375
انها بايد اماده کنند براي اگاهي دادن

00:23.380 --> 00:26.163
نقشه ي تو چيست -سرورم؟

00:27.425 --> 00:31.868
تو فقط ان را حالا ديدي

00:32.153 --> 00:36.564
در کوهستان از من مواظبت کن-جنرال

00:36.774 --> 00:38.532
سرورم

00:38.793 --> 00:46.179
اگر تو از کسي که مي خواهد پادشاه يک قوم شود مراقبت و کمک کني -تو بايد فرد مفيدي باشد

00:46.620 --> 00:49.517
استاد
بله-سرورم

00:49.707 --> 00:51.489
اينها شاگردان گومال از قلعه ي يونگ در قلعه ي لاتر يون هستند؟

00:51.690 --> 00:56.862
معلومه-ما شماره اشان را هم داريم

00:57.094 --> 00:58.855
تو بايد بيايي با من

00:59.150 --> 01:00.349
بله -سرورم

01:00.395 --> 01:05.305
من نقشه دارم جوموچي را اينجا ترک کنم
من تنها به تو ايمان دارم

01:05.506 --> 01:07.529
سرورم

01:07.826 --> 01:11.150
تو خودت دوباره مي روي؟

01:12.005 --> 01:13.940
جنرال ووچانگ-تو خودت به جوموچي کمک کن

01:13.941 --> 01:17.846
من فکرکمي کنم او زمان سختي خودش خواهد داشت

01:24.942 --> 01:29.347
خيلي خوب -تو بايد حالا مسدود کني-مواظب باش

01:29.766 --> 01:32.007
بگذار ان را انجا

01:54.787 --> 01:59.114
با سون -کمک کن من نبرم را پيدا کنم

02:00.176 --> 02:04.941
تو ناداني
چطور تو مي تواني تبر خودت را هر روز بکوبي؟

02:05.042 --> 02:09.375
نگاه کن ان را با دقت
من فکر مي کنم ان هعمچنين تيز هست

02:09.656 --> 02:15.190
برو و با او صحبت کن
برو و بقاپ او را

02:15.391 --> 02:18.794
تو زن من هستي
من تو را خوشحال مي سازم

02:19.051 --> 02:21.645
بگو چيزي شبيه ان

02:22.002 --> 02:24.618
بگو ان را دوباره....چه بود ان؟

02:24.827 --> 02:28.442
تو بيچاره اي
به کار مي بري جنگ را؟

02:28.613 --> 02:31.748
نگاه کن به من
بقاپ ان را اين طوري

02:31.949 --> 02:33.983
نگاه کن دورن چشمهايم....

02:35.049 --> 02:36.580
تو من را مي خواهي؟

02:36.584 --> 02:38.928
پوزش مي خواهم

02:42.000 --> 02:44.205
تو نمي روي-همچنين؟

02:44.442 --> 02:48.601
برو؟کجا مي خواستم من بروم؟

02:48.823 --> 02:55.056
تو شبيه سرورم هستي در سفر کردن-من تدارکات را براي او اماده مي کنم

02:55.058 --> 02:59.268
او دارد بدون من ترک مي کند؟خوب....

03:01.572 --> 03:05.985
او ترک مي کند دوباره؟
او در اين کاخ هيچ نيست

03:06.186 --> 03:10.800
بيست روز از 50روز را او رد جنگ هست
بيست روز ديگر او سفر مي کند به اطراف

03:10.901 --> 03:13.868
و 5روز او اموزش مي دهد پايه را

03:17.432 --> 03:20.450
بقاپ او را

03:20.751 --> 03:23.547
نگاه....

03:31.379 --> 03:36.575
تو ان خانه ي چوبي را نزديک دونگول مي شناسي؟

03:40.941 --> 03:42.227
خانه؟

03:42.428 --> 03:49.323
سرورم مي خواهند از من نگاه کنم -من نگاه مي کنم

03:49.506 --> 03:53.110
اگر ما او را دوست داشته باشيم-او گفت مي دهد به ما

03:54.718 --> 03:58.662
من...دوست دارم ان را

04:02.526 --> 04:08.278
زماني که تو عقب امدي بايد بيايي و نگاه کني
ببين اگر تو دوست داري ان را

04:08.564 --> 04:12.821
زماني که من عقب امدم-من هستم مطمئن که اون را دوست دارم

04:13.022 --> 04:19.462
اگر دال جا ان را دوست داشته باشد -پس ....خانه....

04:39.749 --> 04:44.016
ارباب گا گئون وان مي گفت سربازان را به کار برد تا کثيف شدند

04:44.232 --> 04:46.672
من به او بي درنگ گفتم

04:46.968 --> 04:50.159
ان مهم هست که انها زمان کشت را از دست ندهند

04:50.355 --> 04:51.150
بله-سرورم

04:51.160 --> 04:53.086
سرورم

04:53.283 --> 04:57.150
لطفا سربازان را براي من به اينجا بياوريد

04:57.155 --> 04:59.224
من لباسهام دورن گل دگرگون شده هست

05:00.156 --> 05:04.148
من فکر مي کنم داخل کشور بيگانه شده ام در محرمانه با نگهبانان اطرافم؟

05:04.359 --> 05:06.883
ان من را ايمن مي سازد؟

05:07.102 --> 05:09.476
من به عقب مي ايم به زودي

05:21.113 --> 05:25.188
من هيچ وقت سرورم را بي صبر نديده ام

05:25.578 --> 05:28.125
در ان نامه چه بود؟

05:28.138 --> 05:28.938
چي؟

05:28.977 --> 05:35.446
ان نامه از لاتر يون هست...
او چيز عجيبي بوده که اون خونده هست

05:35.731 --> 05:38.327
تو فکر نمي کني؟

05:47.621 --> 05:53.496
سرورم
سرورم

05:53.716 --> 05:57.149
متشکرم از تو براي خانه -سرورم

06:03.554 --> 06:06.747
قلعه ي يونگ در لاتر يون

06:16.389 --> 06:20.642
مقر گو وون

06:21.284 --> 06:24.713
شما مسافرت درازي داشت ايد

06:42.259 --> 06:46.830
گو وونگ مردي که گوگوري را قبول دارد -مونيونگ بو -امپراطور لاتر يون

06:46.863 --> 06:52.076
او اخيرا پادشاه شمال يون شده هست

07:01.700 --> 07:04.842
خوب انجام دادي

07:12.949 --> 07:17.816
استاد -لطفا بچه را بگيريد و ناحيه را ترک کنيد براي اندکي

07:17.989 --> 07:22.786
من بايد مردي را ببرم و از شاهزاده نگهباني کنم

07:23.054 --> 07:27.650
زماني که ان اتفاق بيافتد-تنها زنها و بچه ها در ان مکان خواهند بود

07:27.873 --> 07:30.928
من کسي را به خدمت تو مي فرستم
لطفا به خانه ي ييلاقي براي اندکي برو

07:31.229 --> 07:38.299
بله -اقا-شما پاسخي از گوگوري دريافت کرده ايد؟

07:38.602 --> 07:41.338
من انتظار نداشتم ان را در هر صورت

07:41.544 --> 07:46.631
اگر انرژي داخلي در لاتر يون باشد-اين چيز خوبي براي گوگوري هست

07:46.795 --> 07:52.203
اگر ما پادشاه بوديم-مشکل رو دوبرابر مي کرديم

07:53.084 --> 07:56.309
من فکر مي کنم ما چيز بي فايده اي هستيم

07:56.581 --> 08:00.490
سخنان لاتر يون

08:01.002 --> 08:03.650
به صحبت استاد فکر مي کني

08:03.715 --> 08:08.049
پدر-شما جايي مي رويد؟

08:08.147 --> 08:15.145
خوب گفتي -من بايد جايي بروم
بمان با استاد و او را ترک نکن

08:18.210 --> 08:19.911
استاد

08:20.180 --> 08:25.232
اگر چيزي براي من اتفاق بيافتد
نگران نباش درباره ي بچه

08:25.395 --> 08:27.205
من با او هستم

08:37.293 --> 08:41.180
ما بايستي به گردش برويم؟
برو ولباسهايت را عوض کن

08:41.420 --> 08:43.608
باشه....

09:07.222 --> 09:10.535
تواز کجا هستي؟
من هيچ تو را قبلا نديده ام

09:10.736 --> 09:16.019
اين اقامتگاه هست؟
بله -الدر

09:16.264 --> 09:21.314
انها از گوگوري هستند
گوگوري

09:25.187 --> 09:30.900
ان نمي تواند....
ان مشکل مي تواند باشد

09:31.178 --> 09:36.338
مالک اين خانه پيامي به گوگوري نفرستاد؟

10:10.815 --> 10:15.551
بچه را اول بگير
من به تو مي پيوندم -زماني که نامه را تحويل دادم

10:20.503 --> 10:22.969
تو از گوگوري هستي؟

10:23.450 --> 10:28.029
ما اينجا با سفرش از پادشاهمان هستيم
لطفا بنشينيد

10:30.800 --> 10:35.659
پادشاه گوگوري پيام من را دريافت کرد؟

10:36.009 --> 10:38.725
او گفت سرباز مي فرستد؟

10:38.926 --> 10:41.629
او گفت نمي خواهد

10:43.443 --> 10:46.712
بله -معلومه

10:46.938 --> 10:50.655
فرستادن سرباز به زمينهاي ديگر مشکل هست

10:51.484 --> 10:55.295
اما من فکر مي کنم او مي خواست کاري انجام بدهد

10:55.567 --> 11:01.029
او سربازاني را اجير کرد
من فکر مي کنم توانايي فرستادن انها اقلا...

11:01.348 --> 11:04.187
چه کسي ان را به تو گفت؟

11:04.916 --> 11:08.942
چه کسي به تو درباره ي سربازان مزدور گفت؟

11:09.587 --> 11:17.049
اه-ما استادي از گوگوري داشتيم
بايد من استاد را ملاقات کنم؟

11:17.731 --> 11:21.285
او ترک کرده با بچه ام

11:26.935 --> 11:34.047
مويونگ و مرداني را با شاهزاده فرستاده هست
من فکر مي کنم ان صد مرد باشند

11:34.370 --> 11:40.864
چي؟
ا و مي رود تا ضربه بزند؟

11:41.436 --> 11:44.329
پادشاه چه انجام مي دهد؟

11:44.604 --> 11:47.508
حرکتي از او سر نزده هست

11:47.786 --> 11:52.014
او گفت نمي خواهد دخالت کند؟

11:53.687 --> 11:55.922
ما بايد از شاهزاده حراست کنيم

11:56.116 --> 12:00.781
مويونگ وِ دومين پسر پادشاه هست-اما او سعي مي کند شاهزاده را بکشد

12:01.045 --> 12:07.881
پادشاه ايستاده تا ببيند کي زنده مي ماند؟

12:10.003 --> 12:13.101
تو کمکش مي کني؟

12:13.511 --> 12:18.660
تو بايد او را نجات بدهي
من نگهبانش هستم

12:18.827 --> 12:24.800
ما امديم کمک تو
من 50مرد جمع کرده ايم

12:25.003 --> 12:30.221
اما انها نمي جنگند -من نمي دانم چطور انها زياد کمک مي خواستند

12:31.085 --> 12:37.416
چه تعدا مرد تو داري؟
انها تنها چهار تا هستند

12:41.947 --> 12:45.337
مويونگ و به سربازان فرمان داد؟

12:45.724 --> 12:48.665
من در شگفتم اگر انها خوب باشند

12:51.520 --> 12:57.887
توگفتي پادشاه گوگوري تو را فرستاده هست
ان درست هست-او چهار تا فرستاده

13:07.816 --> 13:09.768
من فکر مي کنم او از کار افتاده هست

13:10.062 --> 13:15.750
من حدس مي زنم او هيچ غذايي نمي خواهد بدهد
تو گرسنه اي شبيه اين؟

13:16.173 --> 13:18.826
چه تو انجام مي دهي سرورم؟

13:19.027 --> 13:23.661
ما نجات داديم او را
من چيزي بايد از او بپرسم در هر حال

13:25.982 --> 13:28.477
لطفا اجازه دهيد من بدانم

13:48.581 --> 13:51.535
چه تو فکر مي کني درباره ي اين مرد؟
انها همه مفيدند؟

13:51.764 --> 14:00.895
وابسته به حريف هست -اما من فکر مي کنم نيمي از انها حتي نمي دانند دست گرفتن شمشير را

14:04.733 --> 14:09.890
همه ي ما بايد از شاهزاده حراست کنيم؟

14:10.948 --> 14:14.799
يا ما بايد شاهزاده را از اين کاخ عبور بدهيم -ان زياد يزرگ نيست

14:15.006 --> 14:21.025
صد مرد بايد بران غلبه بيابند و تنها اندک مردي نگهبان او بودند

14:21.205 --> 14:23.375
ان منظورت هست که در جلوي دروازه هدف اساني هست

14:23.380 --> 14:29.166
پادشاه به شاهزاده اجازه نمي دهد سرباز داشته باشدsoldiers.

14:29.468 --> 14:32.306
من نمي دانم او زا چي هراسان هست

14:32.645 --> 14:39.056
من واقعا نمي خواهم با صد مرد بجنگم

14:39.570 --> 14:43.654
چرا ما او را دزدکي بيرون نبريم ؟

14:45.761 --> 14:50.983
اما من نمي دانم او به چي نگاه مي کند
و او هم نمي داند به چي نگاه مي کند

14:51.184 --> 14:53.729
تو باهاش مي روي؟

15:30.282 --> 15:33.005
اجازه بيده برويم داخل

16:46.820 --> 16:54.151
باز کنيد دروازه ها را مويونگ گو-باز کنيد دروازه ها را

16:46.820 --> 16:54.151
کاخ مويونگ بو

16:54.489 --> 17:01.176
باز کنيد دروازه ها را
مويونگ بو-باز کنيد دروازه  ها را

17:06.563 --> 17:08.475
اجازه بده نيمي را تقسيم کنيم

17:08.497 --> 17:11.530
من نيمي و تو دو نيم ديگر را بگير

17:11.665 --> 17:16.226
ان زياد هست همچنين
نگاه کن که چطور انها سست هستند

17:16.441 --> 17:19.463
پس ان را خودت انجام بده

17:23.481 --> 17:26.291
حرکت کنيد به کنار

17:37.841 --> 17:41.786
چه دربارهي اينجا؟
من دوست دارم ان را

17:42.774 --> 17:46.774
ان تقريبا يکسان مردمي هستند حالا

18:21.426 --> 18:24.842
برو گفتگو کن براي ان در

18:28.520 --> 18:31.017
برويم

18:33.812 --> 18:38.261
حالا -ان درست حالا
ان بالا

18:39.081 --> 18:40.543
بياييد اينجا -همه

18:40.736 --> 18:48.334
برو ايين -خودت را نشان بده و بدو دران جهت

18:48.711 --> 18:50.646
فرار کنم؟
تو نمي خواهي بجنگي؟

18:50.847 --> 18:56.183
چه مشکلي در فهميدنش هست؟
همه ي شما چيزي را گفتيد انجام بدهيد

18:56.435 --> 19:05.845
برو پايين و خودت را نشان بده و فرار کن به ان جهت

19:06.660 --> 19:09.974
بدو

19:10.463 --> 19:12.108
مردها

19:28.727 --> 19:32.843
شاهزاده کجاست؟
او در حال مطالعه هست

19:42.277 --> 19:46.715
سرورم -ان گو وونگ هست
تو داخلي ؟

19:47.055 --> 19:52.162
سرورم در را باز کن-سرورم
سرورم

19:52.897 --> 19:55.578
ما زمان زيادي نداريم

19:57.295 --> 19:59.637
سرورم

20:02.616 --> 20:06.477
سرورم -من امدم تو را بياورم

20:06.777 --> 20:08.365
مويونگ بو -شاهزاده ي لاتر يون

20:08.500 --> 20:13.187
چرا پدر هيچ کاري نمي کند؟

20:13.479 --> 20:18.869
من دورن اين همه درد هستم-اما چرا پدر کاري نمي کند؟

20:20.215 --> 20:28.635
سرورم
من نگهباني مي کنم با زندگي ام از شما

20:32.381 --> 20:36.300
لرد گو-تو گفتي يک اصيل از گوگوري هستي

20:36.601 --> 20:39.070
درسته

20:39.555 --> 20:42.811
من چيزهاي زيادي قبلا شنيده ام

20:48.070 --> 20:53.415
تو گفتي ان دشمن مويونگ و بود
او اينجاست امروز؟

20:59.204 --> 21:02.935
چطور هست همه چيز؟
انها دروازه ها را به زودي مي شکنند

21:10.775 --> 21:15.481
او مويونگ و هست؟
چه اگر ان نيست؟

21:15.727 --> 21:18.107
تو درست مي گويي

21:35.153 --> 21:37.645
اه-تو اينجايي

21:38.243 --> 21:41.164
پادشاه سرانجام کمک فرستاده هست
واقعا؟

21:41.296 --> 21:45.985
او پسرهاي زياد و خويشاونداني زياد دارد که در برابرخودشان مي جنگند

21:46.186 --> 21:49.115
او بايد ناخوش باشد براي ان
تو فهميدي چيزي را که از تو پرسيدم؟

21:49.216 --> 21:52.601
استاد لرد گو درباره ي چه صحبت مي کند؟
انها مي گويند ان يک زن هست

21:52.802 --> 21:55.821
واقعا؟
انها گفتند ان جوان هست

21:56.022 --> 21:59.722
او بود در حال زندگي با ايشان براي يک سال با استاد و بچه

21:59.948 --> 22:02.959
خانم خانه مدتي قبل مرده هست

22:03.134 --> 22:09.825
او نگهداري کرده از او زيرا از گوگوري  هست و او خوب از بچه مواظبت کرده هست

22:11.768 --> 22:16.023
واقعا؟اه نه....

22:17.687 --> 22:19.702
بيا اينجا

22:19.999 --> 22:24.712
اه-تو سنگيني
انها در ايمني هستند

22:30.198 --> 22:36.516
انها گفتند استاد خانه را براي ملاقات خويشانش ترک کرده هست

22:36.721 --> 22:39.002
کجا هستند ان خويسشاوندان خانه؟

22:39.103 --> 22:43.603
من مطمئن نيستم -او بچه را بارها گرفته و به انجا رفته هستoften.

22:43.677 --> 22:45.573
اما او هيچ نپرسيده او کجا هست

22:45.875 --> 22:46.974
بچه؟

22:47.074 --> 22:51.392
او تنها مادري بوده که بچه را بزرگ کرده هست-من کمک مي کنم او نگهداري کند از بچه در اينجا

22:51.646 --> 22:54.801
او کسي هست که تو مي شناسي؟

22:55.865 --> 23:01.720
حالا -اجازه بيده داخل برويم -من اماده مي کنم براي يک مهماني-برويم دورن

23:11.991 --> 23:15.409
کجاست زني که از تو جدا شده هست؟

23:17.295 --> 23:20.397
استاد-تو نا خوشي؟

23:20.593 --> 23:22.951
قلبم....
تو گرسنه اي....

23:23.165 --> 23:25.764
او را داخل ببر

23:33.796 --> 23:37.299
استاد -مي خواهد شوربايي برايتان درست کنم؟

23:37.807 --> 23:44.896
ما خوشبخت بوديم که پادشاه نگهبانان سلطنتي را براي حراست از او فرستاده هست

23:45.136 --> 23:47.806
متشکرم از شما براي کمکتان

23:49.411 --> 24:00.590
تو مي داني ملکه ي گوگوري گروگان نگه داشته شده هست اينجا توسط مويانگ وان از مدتي قبل؟

24:00.853 --> 24:02.065
بله -من شنيدم

24:02.666 --> 24:07.166
پدر بزرگ من در  ميان گروگانها بود

24:07.371 --> 24:13.755
پدر بزرگ من فاميل سلطنتي بود که توسط انها به اينجا گروگان اورده شده بود

24:13.921 --> 24:22.240
بله من مي دانم نسل شما اينجا زندگي کرده هست و ادامه داده اند به زبان و رسم و عادت ما

24:24.956 --> 24:28.401
تو نگاه به اين مي کني؟

24:28.638 --> 24:35.470
زماني که ملکه دزديده شد و به اينجا اورده شد-او اين را به پدر بزرگم براي حراست داد

24:35.787 --> 24:42.468
حالا تو اينجايي با سفارش پادشاه-من از تو اين مساعدت را مي خواهم

24:42.699 --> 24:47.535
لطفا اين را به پادشاه گوگوري تحويل بدهيد

24:47.727 --> 24:49.663
خدا حافظ

25:06.722 --> 25:09.925
کمان اسماني -کمان واچون از شمشير روحاني جومونگ تغيير شکل يافته هست

25:10.175 --> 25:12.076
تو خوب هستي؟

25:12.917 --> 25:14.817
بله -سرورم

25:15.273 --> 25:19.697
اين درباره ي چون گونگ هست

25:20.846 --> 25:27.172
بله اينجا تنها دو مجسمه هستند
ان درست هست

25:27.300 --> 25:29.847
اين طومار محرمانه هست

25:30.018 --> 25:37.928
ما اين تکه را از اغاز در روستاي گومال داشته ايم-اين اخرين قسمت هست

25:38.397 --> 25:43.070
من نمي دانستم اين وجود دارد

31:53.671 --> 31:57.085
انجا کلمه هايي اشکار بود؟
چه ان گفته هست؟

31:57.286 --> 32:01.493
سرورم-ما امديم درخواستي از شما کنيم

32:02.149 --> 32:03.838
چرا تو جدي نگاه مي کني؟

32:04.039 --> 32:14.502
اگر چه اين کلمه هاي قديمي گران هستند-من خواهش مي کنم از شما بسوزانيد انها را

32:15.948 --> 32:18.270
تو نمي خواهي من بدانم ان چه گفته؟

32:18.453 --> 32:20.810
انها کلمه هايي هستند که درباره ي کمان اسماني شرح داده اند

32:21.011 --> 32:23.628
کمان اسماني را تنها پادشاه جوشين مي تواند به کار ببرد

32:23.829 --> 32:30.959
اما ان واگذارکرده به او کشتن خداي اسمان يا نجات دادنش را-مبني بر اين

32:31.366 --> 32:35.687
من ان را يک بار قبلا به کار برده ام

32:37.345 --> 32:39.509
نتيجه اش جداي هست بعدا

32:39.710 --> 32:44.814
کمان اسماني قدرتش نشانه هاي روحاني را ويران مي کند

32:45.506 --> 32:50.834
تنها چيزي که مي تواند نشانه هاي اسماني را ويران کند کمان اسماني
هست؟

32:51.193 --> 32:55.048
چطور؟تو تيري پرتاب کرده اي؟
ان اسان هست

32:55.196 --> 32:59.250
اگر تو ويران کني کمان را-همه چيز ديگر همچنين ويران مي شود

33:06.075 --> 33:09.262
ان شکلش ويران کردنش اسان نيست

33:15.522 --> 33:19.746
اگر ان ويران شود -پادشاه جوشين هم مي ميردdie!

33:20.014 --> 33:27.027
نشانه هاي روحاني -نگهبانها -و پادشاه جوشين مي ميرند

33:27.228 --> 33:34.143
ان دليلش هست که چرا در  شمشير جومونگ پنهان بود
ان تنها بايد قلب پادشاه جوشين را اشکار کند

33:34.366 --> 33:42.233
اين راز نبايد در جهان اشکاتر شود
لطفا اجازه بده ان را ويران کنيم و از بين ببريم براي هميشه

33:43.792 --> 33:47.124
ان عجيب نيست؟
چي هست؟

33:47.325 --> 33:54.785
چرا اسمان قدرتش را پايين فرستاده-و چرا واچون ان را پنهان کرده اند؟

33:55.145 --> 33:57.864
و چرا او ترک کرد اين را؟

33:58.069 --> 34:00.543
تو راضي نيستي؟

34:02.732 --> 34:05.882
يا ان فقط منم؟

34:08.327 --> 34:12.135
انجام نده ان را
سرورم

34:12.379 --> 34:16.070
مرز جنوبي پيامي فرستاده هست
باکجه حمله کرده هست

34:16.187 --> 34:19.539
انها به قلعه ي سوگوک رسيده اند

34:25.873 --> 34:27.986
سرورم اينجاست

34:30.001 --> 34:33.965
سرورم -روستاي گو مال پيامي فرستاده هستreport.

34:35.607 --> 34:40.559
اين قلعه ي سو گوک هست -ما فکر مي کرديم برويم به قلعه ي وان مي -اما ما در اشتباه بوديم

34:40.748 --> 34:44.834
انها بايد بدانند در صورتي که گا گئوم هست ارباب وان مي -انها شانسي انجا ندارند

34:45.035 --> 34:46.313
سرورم

34:46.514 --> 34:51.181
همه ي تدارکات اماده هست
من اسبها را براي مسافرت سريع اماده کرده ام

34:51.384 --> 34:54.089
استاد-جنرال جين مو هنوز سردار سپاه باکجه هست؟

34:54.290 --> 34:57.557
پادشاه اشين سردرا 5هزار سواره نظام هست

34:57.565 --> 34:58.455
سواره نظام؟

34:58.458 --> 35:01.075
هدفشان بايد رسيدن سريع به ايشان باشد

35:01.126 --> 35:04.326
فلعه ي سوگوک گفت در بابر اين شورش تاب مي اورد

35:04.616 --> 35:06.823
گفت من خودم انجا مي روم

35:11.582 --> 35:14.126
قلعه ي سوگوک با کوهستان در شرق احاطه شده هست
غرب شمال و جنوبش پهن و عريض هست

35:14.348 --> 35:17.951
انجا رودخانه در جلوي قلعه وجود دارد
و دفاع انجا به طور کلي سست هست

35:18.104 --> 35:21.462
من نمي دانم اگر انها زنده مي مانند تا ما واد شويم

35:23.838 --> 35:26.002
اجازه بده سواري کنيم بدون توقف

35:26.231 --> 35:29.466
سرورم-ما واقعا بايد ان زره را بپوشيم

35:29.667 --> 35:32.475
ان واقعا در خور و شايسته ي من نيست...

35:32.480 --> 35:35.635
يا سون گفته يکي مخصوص شما ساخته هستyou.

35:35.640 --> 35:38.930
من ترجيح مي دهم موقعيت جنرالي را بگيرم

35:38.975 --> 35:40.855
و اينها کمک مي کنند به تو ان را بگذاري روي خودت

35:41.518 --> 35:45.369
تو نمي داني چطور زره را بپشي
همچنين او مي پرسد....

35:48.649 --> 35:51.629
چرا ما بايد فشار دهيم ان را با يکديگر؟

35:51.889 --> 35:56.529
چرا تو به امپراطور سفارش نمي دهي؟
اگر انها نافرماني کردند صد ضربه انها را مجازات کن

35:56.730 --> 35:59.534
يا چيزي شبيه اين

36:32.934 --> 36:35.981
با سون

37:44.010 --> 37:46.925
سه سال باکجه حمله کرد به قلعه ي وان مي
باکجه عقب نشيني کرد

37:47.283 --> 37:51.042
پادشاه باکجه هنوز ادامه داد به اعلان جنگ

37:51.243 --> 37:57.721
و هر زماني سرورم سپاه را اماده کرد پيروز شد

38:08.795 --> 38:15.702
سال چهارم -باکجه حمله کرد به قلعه ي سونگوک
سرورم پيروز شد با 5/000مرد

38:18.475 --> 38:21.081
سال پنجم -پيروزي بزرگ در برابر باکجه

38:21.162 --> 38:28.862
سرورم 7000مرد در برابر 30/000مرد باکجه به کار برد و 8/000تا گروگان گرفت

38:37.784 --> 38:41.907
حالا ان زماني هست که شما منتظر ان بوديد سرورم

38:42.139 --> 38:45.571
گزارش نشان مي دهد پادشاه اشين سعي در جمع کردن سپاه کرده هست

38:45.772 --> 38:50.974
و تدارکاتش زياد هست

38:51.175 --> 38:55.810
الدر -اين گزارش از شيلا هست

38:56.361 --> 39:00.682
مرداني که از باکجه فرار کردند اماده ي جمع شدن در شيلا را دارند

39:00.935 --> 39:05.384
انها کمک مي خواهند براي فراريان باکجه

39:06.778 --> 39:09.538
سرورم...
چه درباره ي گزارش از قلعه ي وان مي؟

39:09.830 --> 39:14.212
همه چيز اماده هست
سپاه در انجا کاملا منظم بود

39:14.441 --> 39:16.123
سرورم.....
چه درباره ي خيتان؟

39:16.324 --> 39:18.000
نگران نباش درباره ي ان

39:18.201 --> 39:22.831
قبيله ها مشغول نزاع براي مکان مشت زني هستند

39:23.032 --> 39:25.579
سرورم....
سيلا؟

39:25.780 --> 39:29.611
انها رو به گايا حرکت کرده اند

39:29.812 --> 39:33.771
ان سعي مي کنند از فرستادن کمک به باکجه جلوگيري مي کنند

39:37.230 --> 39:40.901
اجازه بده بات باکجه رسيدگي کنند

39:42.901 --> 39:49.904
انها اول راس اريسو را  رو به جلو مجبور مي کنند
انها مجذوب رسيدگي ايشان مي شوند

39:50.160 --> 39:56.499
نيروي دريايي ما قلعه ي وان مي و زمين هاا ان را ترک مي کند

39:56.812 --> 39:59.235
سوم -سلحشوران هستند-و سواري مي کنند بدون توقف تا قلعه ي هان

39:59.436 --> 40:05.270
دوما سواري مي کنند تا قلعه ي هان

40:05.501 --> 40:09.123
و قلعه اي در راه ما عبور مي کند پس از اينکه ما پرچممان را در ان فرو کرديم

40:09.463 --> 40:19.190
با تحميل کردن به ارسيو-ما از همه جهات به قلعه ي هان حمله مي کنيم

40:28.917 --> 40:35.669
شش سال سرورم حکراني کرد-جنگ سر انجام در برابر باکجه شروع شد

40:36.143 --> 40:44.022
روحيه در سپاه سرورم رسوخ کرده بود-او براي اين جنگ چهار سال اماده شده بود

40:45.898 --> 40:50.818
سرورم مي خواست -قدرت باکجه فرو بريزد

40:51.037 --> 40:59.457
پادشاه اشين مردمش را تنگنا قرار داد و هيچ از جنگ کاهش نداد

41:05.193 --> 41:12.357
قبل از فصل بود-سرورم قلعه ي هان را تسخير کرد

41:12.712 --> 41:14.812
روز سقوط قلعه ي هان

41:14.970 --> 41:22.213
پادشاه اشين امد سرورم را بدون اسب و تخت ببيند

41:32.585 --> 41:35.964
پادشاه باکجه اشين

41:55.414 --> 41:59.638
اگر تو بيايي براي زندگي ات خواهش کني-تو بايستي زانو بزني

41:59.839 --> 42:06.916
قبل از تعظيم -يک پادشاه شکست خورده امد براي خواهش و مساعدت براي پيروزي پادشاه

42:07.085 --> 42:08.440
من گوش مي دهم

42:08.656 --> 42:14.792
در ميان هم پيمانان باکجه گايا در جنوب و باکجه ي غرب در سر تاسر

42:15.032 --> 42:23.443
اگر تو اينها را مي خواهي تو بايد سالهاي زيادي بجنگي و بکشي

42:23.688 --> 42:26.260
اين چه مزخرفي هست؟

42:26.461 --> 42:29.900
باکجه بود که هميشه جنگ را شروع کرده هست

42:30.233 --> 42:34.888
و هر زماني تو شروع کردي -ما از مرگ نجات داده ايم

42:35.178 --> 42:39.789
ما شنيديم پادشاه گوگوري علاقه اي به زمين ندارد و در برادر بودن علاقه دارد

42:40.029 --> 42:44.288
و اجازه مي دهد ما قوممان را در باکجه نگه داريم-و جلوگيري مي کند از ريختن خون بي گناه

42:44.389 --> 42:48.585
چي؟بيگناه؟

42:48.925 --> 42:56.839
تو مي خواهي قوم باکجه را نگه داري يا زندگي ات را؟
or do you want your life?

43:00.023 --> 43:06.653
من -اشين باکجه تعظيم مي کنم براي پادشاه گوگوري

43:07.192 --> 43:14.456
من سوگند مي خورم که هميشه به تو و حکومت تو خدمت کنم

43:14.747 --> 43:21.848
باکجه را به عنوان برادر جوانتر و من را به عنوان غلامي بگير

43:24.422 --> 43:27.525
زندگي ما را بگير

43:29.421 --> 43:35.303
پس من باکجه ي تو را نگهداري مي کنم و پادشاهي را ترقي مي دهم

43:39.207 --> 43:44.385
من اين مرحمت را در زندگي بعدي ام جبران مي کنم

43:47.873 --> 43:51.656
تو شمشيرت را به من قرض مي دهي؟

44:09.071 --> 44:16.012
پاادشاه اين عهد را نگه مي دارند
ايمان دارد او و برو حالا

44:33.291 --> 44:35.806
باکجه هم چيز يکساني اموخت؟

44:36.056 --> 44:40.569
باکجه و گوگوري برادر قومي هستند از زمان پادشاه جومونگ

44:40.953 --> 44:44.669
ما همه مردم جوشين بوديم

44:54.144 --> 44:57.215
سرورم
چطور تو مي تواني به او اعتماد کني؟

44:57.463 --> 45:02.543
دقيقه اي بر مي گردد از ما-او سربازانش را دوباره جمع مي کند

45:02.744 --> 45:06.269
او جمع مي کند تا براي حمله کافي شودus!

45:06.426 --> 45:10.054
مواظبت کن از باکجا

45:12.006 --> 45:16.318
اماده کن سربازان را -ما به قلعه ي گوکناه باز مي گرديم
بله-سرورم

45:16.519 --> 45:19.129
سرورم

45:34.338 --> 45:38.597
تو اجازه مي دهي اينها باکجه را نگه دارند؟

45:38.851 --> 45:44.453
ان نقشه ي من هست
انها در بازگشت زخم  مي زنند

45:44.654 --> 45:48.121
شايد
تو پشيماني از ان

45:48.520 --> 45:53.850
من قبلا از ان پشيمان هستم
پس چرا ان را انجام نمي دهي؟

45:56.624 --> 45:59.224
زيرا....

46:02.764 --> 46:06.855
من فکر مي کردم درباره ي ان

46:08.195 --> 46:12.811
اما من فکر مي کنم درد برابر اسمان مي جنگم
جنگيدن در برابر اسمان؟

46:13.012 --> 46:17.840
پادشاه جوشين چهار نشانه ي روحاني را...

46:18.497 --> 46:24.560
تو مي داني من چقدر از ان متنفرم؟

46:24.889 --> 46:30.122
چي؟
تو مي داني من چه مقدار را به خاطر انها ازدست دادم؟

46:30.441 --> 46:34.293
مادرم-پدرم....

46:35.262 --> 46:40.088
مردمم...
سرورم...

46:43.651 --> 46:50.150
من مي خواستم قوم جوشين را بنياد کنم

46:50.423 --> 46:52.831
بدون کمک اسمان

46:53.032 --> 46:58.488
چطور مردي مي تواند قوم جوشين را بدون کمک اسمان تاسيس کند؟

46:58.689 --> 47:02.520
چطور مي تواند ان را با عدالت انجام دهد؟

47:03.161 --> 47:06.722
ان هست؟
چي؟

47:07.090 --> 47:12.423
مردم خواهش کردند ان را تاسيس کنند
گريه کنند بيرون براي کمک....

47:13.005 --> 47:17.755
ان چيزي هست که اسمان مي خواهد؟

47:55.843 --> 48:00.516
کجا تو هستي و چه مي خواهي انجام بدهي؟

48:04.312 --> 48:07.717
ابولانسا

48:10.357 --> 48:14.559
ما نمي توانيم کسي را با نام سوجين پيدا کنيم

48:14.781 --> 48:21.709
قلعه ي گوکناه به نظرم براي او خوب نگاه کرده هست
اما انها توانا نبوده اند او را پيدا کنند

48:22.013 --> 48:26.368
ان احتمالش هست که بتواند سيمرغ را متوقف کند؟

48:26.703 --> 48:30.419
ان دليل ان هست که او ترک کرده هست؟

48:34.326 --> 48:39.983
او بايد نامش را عوض کرده باشد
او خيلي خوب تير اندازي مي کند

48:40.387 --> 48:44.894
دنبال زناني که خوب تير اندازي مي کنند بگرد

48:45.174 --> 48:51.666
دنبال او بگرد تمام جهان را...
او خواهر من هست

48:52.056 --> 48:57.048
بله-خانمم
سا ريانگ و...

49:00.088 --> 49:03.524
ان چيزي نيست -تو بايد ترک کني

49:24.646 --> 49:28.481
ان از ان لحظه روشن بود

49:28.725 --> 49:35.103
ان شروع شده از ان زمان که ان دانه ي برنج سقوط کرد

49:35.283 --> 49:40.515
من به خاطر دارم ان لحظه را دقيق
ان چشمها جموچي مي خواست ديوانه شود

49:40.798 --> 49:46.043
چرا هيچ زني شبيه اون در اطراف من نيست؟

49:52.260 --> 49:55.163
انها زياد در اطراف من هستند

49:55.737 --> 49:59.104
بچه ها

50:00.119 --> 50:06.166
هي -من شنيدم که قبيله ي تو زميني را که پادشاه داده نپذيرفته

50:06.443 --> 50:08.810
ان بکار برده شده در هدف تو
چه اتفاقي افتاد؟

50:09.011 --> 50:14.007
ما مسلما مي خواستيم راه داخل شدن به جهان را

50:14.464 --> 50:17.367
چطور شاهراه تو؟
تو نامت را روي ان نوشتي؟

50:17.628 --> 50:23.254
ما خاندان بازگانان را مي سازيم

50:23.455 --> 50:26.142
از تمام جهان

50:26.370 --> 50:36.530
ما مي رويم محموله را تحويل بدهيم اما مي فروشيم محموله را خوب در تمام جهان

50:42.041 --> 50:44.687
با سون
چي؟

50:44.975 --> 50:49.675
ان هشت يا نه سال هست؟
هست چي؟

50:50.431 --> 50:53.333
سوجين ما ترک کرده؟

50:54.821 --> 51:00.014
او کاملا ترک نکرده
او بايستي در جايي خوب زندگي کند

51:00.286 --> 51:04.120
او بايستي حالا عروسي کرده باشد و بچه داشته باشد

51:07.678 --> 51:10.051
چه ان نادان انجام مي دهد؟

51:12.754 --> 51:18.162
چطور او مي رود در اين صورت ترک کند؟
او توانا هست ان را خوب بار کند

51:18.578 --> 51:23.167
چه تو با زره ات انجام دادي؟
ان هميشه تاب بر مي داشت زماني که تو بر مي گشتي

51:23.368 --> 51:26.171
چه ديگر مي خواستي من با زره انجام داده باشم؟
من جنگيدم در ان

51:26.439 --> 51:29.974
با سون ان را مخصوص تو ساخت
تو احساس بدي نداري؟

51:30.175 --> 51:33.501
بايستي من زماني ديگر ترک کنم؟

51:35.912 --> 51:39.848
اگر سرورم به تو بگويد مي روي و اگر به تو بگويد بايست مي ايستي

51:40.257 --> 51:44.336
انجام ندادي هيچ چيزي
کي من ان را انجام دادم؟

51:45.765 --> 51:50.180
من بايستي مدت زيادي رفته باشم
نگو ان را

51:51.711 --> 51:57.936
چطور زياد سرورم اقامت کند اينجا؟
او غقب نبود براي مدت درازي

51:58.189 --> 52:00.352
همسرم....

52:02.110 --> 52:09.299
او هميشه در ميدان جنگ هست-در شگفتم چطور سالم هست

52:09.639 --> 52:13.687
همسرم....
او کسي را براي مواظبت از خودش داشت؟

52:13.888 --> 52:17.072
اه -عزيزم

52:27.505 --> 52:32.981
انجا بايد پيام ديگري باشد
اين پرنده اي لعنتي

52:34.790 --> 52:38.769
مواظب باش -مواظب باش

52:48.291 --> 52:51.601
سرورم
سپاه لاتر يون حرکت کرده هست

52:51.802 --> 52:55.207
انها رو به مرز ما حرکت کرده اند

52:57.780 --> 53:02.247
چه تعداد
حدود 30/000تا

53:03.847 --> 53:09.495
30/000
بعضي چيزها عجيب هست

53:09.927 --> 53:14.297
چطور مي تواند لاتر يون 30/000سرباز را فرستاده باشد؟

53:14.490 --> 53:18.762
انها از دست ندادند پادشاه و. 40/000مردشان را در جنگ با بوکوي در سال قبل؟

53:18.963 --> 53:25.093
ان درست هست-من در شگفتم چه چيزي انها را تحريک کرده تا مرز ما؟

53:26.176 --> 53:30.896
سرورم-مردهايي از شيلا ارزو دارند با شما صحبت کنند
- سرورم

53:31.197 --> 53:33.102
سرورم

53:34.343 --> 53:38.791
تاخت و تاز هست در همه جا در شيلا از قلعه ي نامگو و قلعه ي شيلا

53:39.119 --> 53:42.223
انها خواهش فوري از شما دارند

53:49.582 --> 53:51.588
چگونه هست احوال باکجه؟

53:51.789 --> 53:54.905
پادشاه باکجه اشين مردي نيست در اداره کردن اوضاع

53:55.106 --> 53:59.978
او حرکت نمي کند مطابق ما
پس من دليلي به او براي حرکت مي دهم

54:00.240 --> 54:02.225
چه تعداد سلحشور درگايا هست؟

54:02.275 --> 54:06.074
سلحشوران را به گايا بفرست

54:06.134 --> 54:10.193
براي ادامه دادن به حمله-انها به کمک گوگوري نياز دارند

54:10.394 --> 54:13.027
ان اجباري هست ما سپاه گوگوري را تقسيم کنيم

54:28.601 --> 54:34.777
سرورم -انها به قلعه ي شين حمله کرده اند

54:46.911 --> 54:49.354
پادشاه گوگوري -چه شما انجام مي دهيد؟

54:49.566 --> 54:55.930
تو به شيلا کمک مي کني يا به قلعه ات در لاتر يون مي ايي؟

54:56.200 --> 55:02.692
هر يک از اين دو انتخاب اسان نيست
باکجه منتظر تو در جنوب هست

55:03.798 --> 55:06.452
شما حرکت کنيد

55:07.873 --> 55:12.272
جنرال -من 50/000مرد به تو مي دهم

55:16.050 --> 55:18.610
50/000تا؟

55:19.079 --> 55:22.743
تو به من 50/000مرد مي دهي؟

55:23.163 --> 55:29.253
50/000مرد شامل سواره نظام
بگير اينها را و دشمن را به پايان برسان در گايا

55:29.715 --> 55:32.082
انها را درون زمين درهم بکوبان

55:32.180 --> 55:35.075
ان چيزي هست که من دوست دارم تو ان را انجام بدهي

55:35.099 --> 55:39.164
باکجه نمي تواند کار غير مترقبه اي انجام بدهد

55:41.331 --> 55:43.408
دال گو....
بله-سرورم

55:43.609 --> 55:49.983
برو ودو جنرال براي من بياور
جنرال سفيد در خانه

55:50.338 --> 55:52.710
و جنرال ابي در جنگل

55:57.161 --> 56:03.277
پادشاه گوگوري به اينجا رسيده هست
او سپاه کوچکي از 7/000مرد اورده هست

56:03.682 --> 56:05.950
زماني که انها ديده شدند -مردان را بي درنگ حرکت بده

56:06.128 --> 56:09.409
اول 20/000مرد را تکان بده
هر بيست روز 20/000تاي ديگر را متصل کن

56:09.751 --> 56:13.947
ابولانسا را اينجا برسان

56:16.784 --> 56:21.228
ما حيله اي براي پادشاه گوگوري نصب مي کنيم

56:21.598 --> 56:27.489
ما بايد طعمه برايش قرار بدهيم و من فکر مي کنم تو خوب هستي

56:28.246 --> 56:34.655
ان کلمه ها ي باقي مانده ي دو نشانه ي روحاني در روستاي گومال هست

56:36.166 --> 56:39.523
تو انها را براي من اوردي؟

56:40.809 --> 56:47.829
من شنيدم تو جايي داري که اندک مرداني را در انجا مهر و موم کرده اي

56:48.273 --> 56:52.158
تو مي تواني ان را کنترل کني

56:54.378 --> 56:59.447
برو و انها را بياور عقب
نشانه هاي ببر سفيد و لاک پشت را

57:00.086 --> 57:06.054
من زمين قبيله ي ببرها را به هم مي پيوندانم همان طور که تو مي خواهي

57:35.993 --> 57:39.815
خوش امدي -چه شما مي خواهيد؟

57:41.839 --> 57:46.326
ما خيلي گرسنه هستيم و از راه دوري مي اييم -تو غذايي براي ما داري؟

57:47.240 --> 57:51.660
پرستار من کر هست-بگو به من

57:51.793 --> 57:55.723
تو مي توالني همه چيز را از من بپرسي

57:55.924 --> 58:00.330
ما بهتريني که داريم بيه شما مي دهيم
اجيک

58:00.520 --> 58:02.993
بله

58:03.533 --> 58:09.096
لطفا لحظه اي صبر کنيد تا من يک ماهي تازه بگيرم
ما ان را براي تو اماده مي کنيم

58:20.209 --> 58:23.449
اجيک
من اينجا هستم

58:23.650 --> 58:27.322
پرستار بچه گفت اب را جوش بياور
خيلي خوب

58:39.803 --> 58:43.431
من پيروي مي کنم از او زيرا من فکر مي کنم شايد تو من را بشناسي

58:45.514 --> 58:47.311
چه تو اوردي اينجا؟

58:47.528 --> 58:52.259
اين زمين گوگوري هست-جنرال بزرگ لاتر يون نبايد ازادانه اينجا قدم بزنند

58:52.460 --> 58:56.218
من امدم پيام سرورم را تحويل بدهم

58:56.683 --> 59:00.740
سرورم به اينجا با قوايش به قلعه ي هيوندا امده هست؟

59:00.901 --> 59:08.554
من جزئياتش را نمي دانم -اما ايمان داشته باش سرورم مرا محرمانه احضار کرده به عنوان هم ميهن

59:10.714 --> 59:17.738
بچه ها خوب هستند؟
لطفا ببخش من را براي ترک کردن بدون اگاهي

59:31.705 --> 59:37.869
قلعه ي هيوندا -اولين قلعه  در جنوب گوگوري

59:39.532 --> 59:42.877
وجود داري کسي ديگر که سپاه لاتر يون را کنترل مي کند

59:43.267 --> 59:49.405
تو خوب مي داني -شاهزاده ي تو سالها قبل کمک کردند به پادشاه

59:49.515 --> 59:52.377
اما او دوسال قبل مسموم شد

59:52.720 --> 59:57.676
هديه پادشاه اسان هست گرو گذاشتنش

59:58.577 --> 01:00:02.640
ايشان؟
واچون

01:00:02.936 --> 01:00:05.647
انها هستند پشت سر قدرت بوکوي

01:00:05.936 --> 01:00:09.599
انها کساني بودند که مي خواستند سپاه لاتر يون را بفرستند به اولين موج جنگ

01:00:09.870 --> 01:00:14.191
من شنيدم فرمانده ي بوکوي از گوگوري هست

01:00:14.588 --> 01:00:17.246
تو استناد مي کني به کي مو اين؟

01:00:17.529 --> 01:00:21.747
او گفت وحشت دورن سپاه بوکوي ساخته در يک سال

01:00:21.953 --> 01:00:23.890
من نمي شناسم اگر او از گوگوري هست

01:00:24.480 --> 01:00:28.791
اما من شنيدم روش اموزشش شبيه گوگوري هست

01:00:28.966 --> 01:00:32.679
او همچنين براي حمله به قلعه ي شين برنامه ريزي کرده؟

01:00:32.880 --> 01:00:39.776
بله-30/000نيروي لاتر يون به فرمانش پاسخ داده اند

01:00:40.063 --> 01:00:44.759
سرورم-قواي لاتر يون طعمه به کار برده هست

01:00:45.073 --> 01:00:50.090
ما سفارش عقب نشيتي ما بول را دريافت کرديم زماني که تو ضربه زدي به قلعه ي شين

01:00:50.191 --> 01:00:53.945
تو فقط گفتي ما بول؟
بله

01:00:54.565 --> 01:00:58.884
سرورم
ابولانسا در ان مکان هست

01:00:59.125 --> 01:01:01.016
ابولانسا ستاد فرمانده ي واچون هست

01:01:01.117 --> 01:01:07.206
و ستاد فرماتندهي انها ساخته شده در زير درخت روحاني

01:01:13.309 --> 01:01:16.072
دراز زماني نديدم

01:01:16.300 --> 01:01:20.333
شما دو جنرالهاي مشهور ابي و سفيد گوگوري بوديد

01:01:20.499 --> 01:01:21.974
من تعجب کردم زماني که ان را شنيدم

01:01:22.109 --> 01:01:25.906
و پيدا کرديم بيرون ان پادشاه بود

01:01:26.174 --> 01:01:29.561
او گفت ما مشهوريم
تن شنيد ي او را؟

01:01:29.676 --> 01:01:32.574
من از دست دادم که همه ي شما را ببينم

01:01:32.775 --> 01:01:36.684
و در راه اينجا من ملاقات کردم استادم را کسي که به بچه ي من اموخت

01:01:36.887 --> 01:01:39.905
چه تعداد سال قبل ان بود؟

01:01:46.063 --> 01:01:51.576
ان استاد بايد سنش ....
ما هيچ خبري از او نداريم

01:01:51.847 --> 01:01:54.342
اما در راه -من ديدم او را.....

01:02:39.352 --> 01:02:42.436
من فکر مي کنم او ترک کرده هست
انجا نشاني از او نبود

01:02:42.834 --> 01:02:47.907
ان نديدم که او رفته مدتي قبل
اگر ما سريع برويم -ما او را پيدا مي کنيم

01:04:56.515 --> 01:05:00.436
ان تقريبا رسيديم

01:05:00.757 --> 01:05:04.442
برو و قلب دام دوک را برسان

01:05:04.748 --> 01:05:08.098
من کمک مي کنم به تو
عمه ي تو هنوز زياد مي نوشد؟

01:05:08.199 --> 01:05:13.026
نه -او نمي تواند
او حتي نمي تواند حتي يک قطره هم بنوشد

01:05:13.768 --> 01:05:19.185
ان گفقت ان زندگي اش در اسمان بود براي ابد

01:05:19.386 --> 01:05:22.124
تو منتظر من بودي؟

01:05:32.880 --> 01:05:39.456
من هيچ به ان شايعه ايمان نداشتم که تو مرده اي
زيرا من هيچ اجازه نمي دادم اين اتفاق بيافتد

01:05:39.576 --> 01:05:43.245
تو پادشاه هستي
تو بايستي در کاخت باشي

01:05:43.246 --> 01:05:45.230
از اين لحظه-
هر جا تو هستي کاخ من هست

01:06:04.453 --> 01:06:20.175
.:: @bollbolljan_com ::.