﻿WEBVTT

00:00.417 --> 00:03.253
‫میدونید، انگار که نوجوون
‫بودن توی دنیای امروزی

00:03.295 --> 00:05.047
‫به اندازه کافی سخت نیست

00:05.088 --> 00:07.508
‫حتی اصلا نمیتونم شروع کنم به درک

00:07.549 --> 00:09.259
‫اینکه شما الان دارید چه چیزی رو پشت‌سر میذارید

00:09.301 --> 00:12.846
‫اصلا حتی نمیخوام شروع کنم به تلاش کردن

00:12.888 --> 00:15.557
‫اتفاقی که افتاد وحشتناکه،

00:15.599 --> 00:17.809
‫پس میخوام بگم هر احساسی که الان دارید،

00:17.851 --> 00:20.354
‫هرگونه احساساتی که توی بدنتون وجود داره،

00:20.395 --> 00:22.898
‫کاملا عادیه

00:22.940 --> 00:25.025
‫اون دوشنبه، یه گردهمایی
‫برای بزرگداشت

00:25.067 --> 00:27.402
‫کریسی و آقای کارپنتر بود

00:27.444 --> 00:31.573
‫ویراستار مجله‌ی هنرهای ادبی یه
‫شعری به اسم «تابستون زودگذر» رو خوند

00:31.615 --> 00:33.367
‫«مرگ

00:33.408 --> 00:35.285
‫گل

00:35.327 --> 00:37.120
‫مرگ

00:37.162 --> 00:38.956
‫وقت

00:38.997 --> 00:41.083
‫مرگ

00:41.124 --> 00:42.876
‫مرا ببوس

00:42.918 --> 00:44.628
‫مرگ

00:44.670 --> 00:46.380
‫کریسی»

00:46.421 --> 00:47.798
‫ممنون

00:47.822 --> 00:53.422
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:53.512 --> 00:54.847
‫به همراه اشک،

00:54.888 --> 00:58.934
‫دوستای کریسی داستان‌های
‫افراطی درمورد این مرحوم گفتن

00:58.976 --> 01:02.521
‫اون واقعا واقعا به پانداها اهمیت میداد

01:02.563 --> 01:05.440
‫پس من فکر میکنم اگه تولد دوباره واقعی باشه،

01:05.482 --> 01:08.026
‫کریسی یه بچه پاندا توی

01:08.068 --> 01:10.028
‫یه جای خیلی خیلی دوره

01:10.070 --> 01:14.032
‫یه بار توی کلاس هفتم،
‫وقتیکه شب پیش هم مونده بودیم،

01:14.074 --> 01:16.159
‫بث، کریسی و من باهم
‫یواشکی رفتیم قبرستون

01:16.201 --> 01:18.745
‫و سعی کردیم که روح توی
‫فیلم رستاخیز ماری رو احضار کنیم

01:18.787 --> 01:22.708
‫و من گفتم که منم از اسکی‌بال خوشم میاد،

01:25.335 --> 01:29.256
‫اون فقط یه جورایی لبخند زد، میدونید؟

01:29.298 --> 01:32.676
‫اون لبخند کریسی و...

01:32.718 --> 01:35.846
‫همدیگه رو بوسیدیم

01:35.888 --> 01:39.808
‫و توی یک چشم به هم زدن تموم شد
‫اما احساسی مثل ابدیت...

01:42.853 --> 01:46.481
‫داشت

01:46.523 --> 01:48.984
‫

01:49.026 --> 01:53.322
‫بهتره به یاد بیاریم که آقای کارپنتر،

01:53.363 --> 01:56.033
‫معلم بسیار دوست داشتنی
‫اینجا دبیرستان کولفکس،

01:56.074 --> 01:59.953
‫هم اون شب زندگیش رو از دست داد

01:59.995 --> 02:01.872
‫داشتن سکس میکردن!

02:01.914 --> 02:03.832
‫کی این حرف رو زد؟

02:03.874 --> 02:05.417
‫بیخیال

02:05.459 --> 02:07.878
‫کی این حرف رو زد؟

02:07.920 --> 02:10.088
‫هیچکس؟ تصوراتم بود؟

02:10.130 --> 02:11.673
‫من فکر میکنم که درست شنیدم

02:11.715 --> 02:13.550
‫واقعا باشخصیتی

02:13.592 --> 02:15.719
‫- هی هی هی هی بسه، بسه
‫- نه، من الان از خودم درآوردمش؟

02:15.761 --> 02:16.970
‫ممنون پسر، ممنون

02:17.012 --> 02:18.555
‫نه خوبم، من خوبم

02:18.597 --> 02:20.891
‫من خوبم. اون...

02:20.933 --> 02:22.684
‫تو بودی کثافت؟

02:22.726 --> 02:23.852
‫- خیله‌خب
‫- هی بیخیال

02:23.894 --> 02:25.646
‫- امروز نه، خب؟
‫- متاسفم

02:25.687 --> 02:27.814
‫متاسفم
‫آره

02:29.942 --> 02:33.487
‫به هر حال، در پایان،

02:33.529 --> 02:34.738
‫

02:34.780 --> 02:37.574
‫مایلم که از خواهر زیبای

02:37.616 --> 02:41.119
‫کریسی درخواست کنم

02:41.161 --> 02:43.997
‫که بایسته

02:44.039 --> 02:46.750
‫درسته، همگی بیاید اون همدمیِ

02:46.792 --> 02:49.711
‫کولفکس قدیم رو بهش بدیم، ها؟

02:51.505 --> 02:53.173
‫یالا بک، خجالتی نباش

03:04.184 --> 03:05.644
‫بکی

03:05.686 --> 03:07.229
‫هی!

03:07.271 --> 03:09.731
‫- بکی!
‫- لعنتی

03:12.025 --> 03:14.653
‫کسپر عکس بکی رو توی
‫سالنامه پیدا نکرد

03:14.695 --> 03:19.157
‫چون در طی سال قبل،
‫خیلی تغییر کرده بود،

03:19.199 --> 03:21.201
از یه تام‌بوی با صورت بچه‌گونه تبدیل شده

03:21.243 --> 03:24.538
به کسی که کارش دل شکوندنه

03:24.580 --> 03:26.164
‫یه بار

03:26.206 --> 03:29.877
‫من داشتم با چد و گرگ موزارو  توی پشت

03:29.918 --> 03:32.296
‫ماشین بابام سکس میکردم،

03:32.337 --> 03:35.090
‫و یهویی سروکله‌ی کریسی پیدا شد

03:35.132 --> 03:37.968
‫و کمکم کرد کار هردوشون رو بسازم

03:38.010 --> 03:39.636
‫فقط ای کاش کریسی همچنان زنده بود

03:39.678 --> 03:42.931
‫که با برادرهای موزارو و من سکس میکرد

03:45.184 --> 03:47.561
‫آفرین کرت، عالیه

03:47.603 --> 03:49.438
‫راستی بهتون گفتم بچه‌ها؟

03:49.479 --> 03:51.773
‫آناتول دپنر جشن هالوین داره

03:51.815 --> 03:53.567
‫گفت پسرعموش قراره از دلز بیاد،

03:53.609 --> 03:54.776
‫و چند تا بشکه مشروب میاره

03:54.818 --> 03:57.237
‫چه نیکوکار

03:57.279 --> 03:59.781
‫مشکلت چیه تیتوم؟

04:01.950 --> 04:02.910
‫خوبی؟

04:02.951 --> 04:05.120
‫فکر کنم زیادی جذبِ
‫خواهر این دختر مرده شدم

04:06.580 --> 04:07.873
‫بلوندِ مرموز؟

04:07.915 --> 04:11.335
‫بین همه دخترای مدرسه‌ـمون
‫جذب اون شدی تو؟

04:11.376 --> 04:13.462
‫خونواده‌اش هیچوقت موافقت نمیکنن

04:13.504 --> 04:14.796
‫بیخیال

04:14.838 --> 04:17.090
‫من هیچوقت با دختری نبودم که
‫خونواده‌اش موافق باشن

04:17.132 --> 04:18.091
‫

04:18.133 --> 04:20.802
‫خیله‌خب پس موفق باشی رومئو

04:20.844 --> 04:22.012
‫یه نقشه دارم

04:28.560 --> 04:31.563
‫چیمبرز، درسته؟

04:31.605 --> 04:34.983
‫الان واسه مصاحبه‌ام آماده‌ام

04:35.025 --> 04:36.401
‫باشه

04:37.945 --> 04:41.323
‫- من...
‫- هی، تو نمیتونی اینجا سیگار بکشی

04:47.329 --> 04:50.791
‫خب میخوای از کجا شروع کنم؟

04:50.832 --> 04:52.167
‫از اول

04:55.879 --> 04:59.883
‫همه‌چیز یک شب بعد از تمرین گروه شروع شد

04:59.925 --> 05:01.718
‫تحت تاثیر روانگردان بودم

05:04.513 --> 05:07.099
‫چیز زیادی از نشئگیم یادم نمیاد
‫جز اینکه به شدت گرم بود

05:07.140 --> 05:08.684
‫و من داشتم ستاره‌ها رو میدیدم

05:08.725 --> 05:13.313
‫با «کالیفرنیا سانشاین» نشئه
موتور ثبت‌نشده‌ای رو میروندم

05:13.355 --> 05:16.984
‫نمیدونم بخاطر تموم اون آشغالایی که
‫توی بدنم بود توهم زده بودم

05:17.025 --> 05:18.735
‫یا اینکه تصادف کردم

05:18.777 --> 05:21.947
‫و توی یه جور برزخ بودم

05:24.157 --> 05:26.159
‫اصلا حتی نمیدونستم کار من بوده یا نه

05:26.201 --> 05:28.954
‫البته اولش نمیدونستم

05:28.996 --> 05:31.498
‫بعلاوه میدونستم با آهنگم،

05:31.540 --> 05:33.458
‫فقط اعتراف به اینکه اونجا بودم کافی
‫بود تا دستگیرم کنن

05:36.879 --> 05:39.548
‫پس رفتم

05:39.590 --> 05:41.091
‫چیزی دیدی؟

05:41.133 --> 05:42.968
‫کسی رو دیدی؟

05:47.472 --> 05:50.475
‫ممکنه خیالاتم بوده باشه،

05:50.517 --> 05:53.937
‫اما به خدا قسم دیدم یه دیوثی داره
‫از پشت درخت یواشکی نگاه میکنه

05:56.190 --> 05:58.692
‫بعدش دوباره،

05:58.734 --> 06:01.778
‫من اون شب چیزهای زیادی دیدم

06:01.820 --> 06:03.739
‫میدونی منظورم چیه چاک؟

06:22.174 --> 06:25.385
‫لعنتی

06:25.427 --> 06:28.096
‫خدایا، چارلی

06:28.138 --> 06:30.224
‫لعنتی

06:59.461 --> 07:02.673
‫صبح عالی متعالی

07:02.714 --> 07:03.757
‫نظرت چیه؟

07:06.260 --> 07:08.220
‫خوبه، از نظرم یکم پرحرفی کردی،

07:08.262 --> 07:11.056
‫و لغت «فریب دادن» رو دو دفعه استفاده کردی،

07:11.098 --> 07:14.643
‫اما واقعا خوبه پسر

07:14.685 --> 07:16.436
‫- ممنون
‫- واقعا خوبه

07:16.478 --> 07:19.273
‫میدونی، وقتی که بچه بودم،

07:19.314 --> 07:22.401
‫ذهنم مشغول داستان دختری بود

07:22.442 --> 07:25.737
‫که توی شهرم کشته شده بود

07:25.779 --> 07:26.947
‫اصلا ازش سیر نمیشدم،

07:26.989 --> 07:30.367
‫و کل شهر فکر میکردن که کارِ دوست‌پسرش بوده،

07:30.409 --> 07:31.326
‫همچنین خودم،

07:31.368 --> 07:34.621
‫اما پلیس هیچوقت نتونست
‫تقصیری رو بندازه گردنش

07:34.663 --> 07:37.833
‫بعدش میدونی، چند سالی گذشت،
یه ‫روزنامه‌ای رو برداشتم

07:37.875 --> 07:41.378
‫کاشف به عمل اومد که کارِ پیک پیتزا بود

07:41.420 --> 07:43.589
‫اون اینکار رو کرد

07:43.630 --> 07:45.716
‫اینو میگم چون دنیایی هست

07:45.757 --> 07:48.260
‫که ممکنه هیچوقت نفهمی

07:48.302 --> 07:51.597
‫کی کارپنتر و کریسی رو کشته

07:51.638 --> 07:54.516
‫همه میخوان فکر کنن که کارِ کسپر تیتوم بوده

07:54.558 --> 07:58.228
‫چون خیلی خوب با داستان کوچیکی که توی
‫ذهنشون دارن جور درمیاد

07:58.270 --> 08:00.731
‫و از تصور کردن اینکه ممکنه

08:00.772 --> 08:04.109
‫کار یه شخص معمولی و تصادفی باشه که هنوز

08:04.151 --> 08:06.612
‫توی شهر زندگی میکنه وحشت‌زده‌اشون میکنه

08:06.636 --> 08:15.636
.:: @bollbolljan ::.