﻿WEBVTT

00:00.640 --> 00:20.640
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:30.640 --> 00:34.160
‫بیشتر از 15 نفر توی این تجمع حضور داشتن؟

00:35.200 --> 00:36.200
‫بله عالیجناب

00:47.240 --> 00:49.920
‫صدای موسیقی به اندازه کافی بلند بود

00:50.000 --> 00:54.120
‫که مکالمه‌ی بین دو نفر رو غیرممکن کنه؟

00:55.760 --> 00:56.760
‫امیدوارم

01:00.000 --> 01:01.000
‫هی زوئی!

01:02.600 --> 01:03.760
‫بیا اینجا. بیا بالا

01:17.320 --> 01:18.600
‫خیله‌خب، بیا اینجا

01:20.040 --> 01:21.040
‫اینجا

01:23.320 --> 01:27.080
‫محض اطمینان، از
‫مواد مخدر هم استفاده شده بود؟

01:27.880 --> 01:29.040
‫تا جایی که من میدونم خیر

01:35.000 --> 01:36.800
‫

01:36.880 --> 01:38.640
‫

02:01.600 --> 02:05.320
‫شما خودتون رو بانی این تجمع میدونید؟

02:05.720 --> 02:07.320
‫سودی براتون داشت؟

02:09.240 --> 02:10.640
‫من یه سوالی ازتون دارم

02:11.440 --> 02:12.440
‫عالیجناب

02:14.280 --> 02:15.560
‫تا حالا بهتون خوش گذشته؟

02:18.440 --> 02:19.440
‫جدیَم

02:20.160 --> 02:22.040
‫یه جور اوقات خوشِ درست و حسابی

02:30.280 --> 02:32.000
‫

02:43.360 --> 02:45.960
‫این یک تجمعِ غیرقانونیـه

02:46.040 --> 02:48.640
‫سریعا تخلیه کنید وگرنه ما وارد میشیم

02:48.720 --> 02:50.520
‫زوئی رو از اینجا ببر بیرون آنا!

02:50.600 --> 02:51.440
‫برید!

02:51.520 --> 02:52.656
‫- بجنب
‫- باشه

02:52.680 --> 02:54.040
‫برو! سریع! بجنب!

02:54.560 --> 02:56.920
‫

02:57.000 --> 02:59.080
‫بیاید عشق کنیم!

02:59.160 --> 03:01.480
‫

03:01.560 --> 03:05.560
‫

03:10.120 --> 03:11.440
‫همه با هم!

03:11.520 --> 03:13.840
‫بیاید عشق کنیم!

03:29.840 --> 03:30.880
‫

03:31.280 --> 03:33.080
‫چیه؟ میخوای پسر خودت رو دستگیر کنی؟

03:37.280 --> 03:38.680
‫بیاید!

03:39.720 --> 03:43.040
‫میگیم که کنترل خودمون رو از دست دادیم
‫و دیگه تکرار نمیشه

03:43.600 --> 03:46.200
‫بابای آنا وکیله و میگه به نفعتونه
‫که متاسف باشید

03:46.800 --> 03:48.080
‫نه، خلاص میشیم

03:48.160 --> 03:49.840
‫هیچکدوممون سابقه نداریم

03:49.920 --> 03:52.040
‫تهش اینه که دیگه خدمات اجتماعی انجام بدیم

03:52.120 --> 03:53.120
‫و بعدش چی؟

03:53.560 --> 03:55.960
‫مثل دیجیِ محله قدیمیمون؟
‫هدفت چیه؟

03:56.040 --> 03:58.640
‫هدفم اینه که نیفتیم هلفدونی

04:00.360 --> 04:01.760
‫آها. بعدش چی؟

04:02.840 --> 04:03.840
‫باید دید

04:05.440 --> 04:07.080
‫بعدش میریم مرحله بعد بازی

04:07.160 --> 04:09.280
‫آره، همه داریم بازی میکنیم رفیق
‫زندگی همینه

04:09.360 --> 04:11.600
‫بجنبید بریم
‫باید به دادگاه بریم

04:13.800 --> 04:15.760
‫فکر کردی آمادئوس درمورد چیه؟

04:17.240 --> 04:19.360
‫شب خوبی داشتن؟
‫پول درآوردن؟

04:19.960 --> 04:22.160
‫باید چشمات رو بیشتر باز کنی مارکوس

04:22.240 --> 04:23.720
‫منظورت چیه؟

04:25.040 --> 04:26.440
‫منظورم سازگار نشدنه

04:26.520 --> 04:29.040
‫منظورم مهمونی داشتنه،
‫یکی بزرگتر از دیگری

04:29.120 --> 04:31.760
‫منظورم از خود بیخود کردن آدما با موسیقیمونه

04:31.840 --> 04:34.480
‫تا مزخرفات زندگیشون رو فراموش کنن

04:34.560 --> 04:36.080
‫و بالای همه‌چیزشون شناور بشن

04:37.000 --> 04:38.440
‫تو چته دیگه رفیق؟

04:38.960 --> 04:40.320
‫فقط یه قرص خودم پسرا

04:40.720 --> 04:41.880
‫آها

04:59.880 --> 05:00.960
‫اکسل عزیز...

05:03.000 --> 05:07.160
‫واقعا 22 سال گذشته از وقتیکه توی
‫مراسماتت میرقصیدیم؟

05:09.920 --> 05:12.680
‫جوری فقدانت رو حس میکنیم که انگار همین دیروز بود

05:15.520 --> 05:16.520
‫اما مرگ...

05:17.360 --> 05:18.520
‫جزوی از زندگیست

05:20.120 --> 05:21.800
‫مثل گلی که پژمرده میشه

05:22.320 --> 05:24.760
‫اما نور اکسل زنده میمونه...

05:25.920 --> 05:27.000
‫در درون همه ما

05:28.080 --> 05:29.200
‫اما مخصوصا...

05:29.680 --> 05:31.080
‫در درون بهترین دوستانش

05:31.800 --> 05:34.280
‫و خواهرش زوئی...

05:36.840 --> 05:38.600
‫که برای خداحافظی در کنار ماست

05:39.920 --> 05:40.920
‫میدونستی...

05:41.320 --> 05:43.000
‫که مارکوس اومد پیشم و بهم دروغ گفت؟

05:43.080 --> 05:44.600
‫ببین...

05:45.040 --> 05:46.440
‫من از کاری که کرده دفاع نمیکنم زوئی

05:47.880 --> 05:49.680
‫اما میدونست که چقدر دلخوری

05:49.760 --> 05:51.360
‫سعی داشت

05:51.440 --> 05:53.776
‫- که زندگی رو برات آسون کنه
‫- به این فکر کن که اگه تو کسی رو

05:53.800 --> 05:54.920
‫از دست میدادی چه حسی داشتی

05:56.120 --> 05:57.840
‫اینکه چه سوالاتی برات پیش میومد

05:58.720 --> 05:59.840
‫خودشون رو کشتن؟

06:00.400 --> 06:01.480
‫کشتنشون؟

06:02.600 --> 06:04.320
‫این بهترین چیزی بود که به ذهنت رسید نه؟

06:04.880 --> 06:06.800
‫ببین من میدونم که گند زدم،

06:07.640 --> 06:09.800
‫اما ما واقعا فکر میکردیم که به هند رفته

06:09.880 --> 06:11.720
‫قبلا همیشه از اینکارا میکردیم

06:11.800 --> 06:14.520
‫- یه جوری... مثل یه سفر مذهبی
‫- درسته

06:15.240 --> 06:18.520
‫اما درواقع کشته شده بود و تا
‫اون طرف مدیترانه بردنش

06:18.600 --> 06:20.480
‫و مثل یه سگ توی بیابون دفنش کردن

06:21.720 --> 06:23.480
‫زیادم از نظر من مذهبی نمیاد

06:23.880 --> 06:25.680
‫میخوام که فکر کنید...

06:26.760 --> 06:27.760
‫درمورد اکسل

06:29.720 --> 06:34.080
‫تصویری که ازش در ذهن دارید یا چیزی
‫که گفته رو مکتوب کنید

06:35.840 --> 06:37.200
‫ما دفنشون میکنیم...

06:38.640 --> 06:41.040
‫تا اینکه تا به ابد زنده بمونن

06:41.840 --> 06:43.160
‫آخرین بار کِی دیدیش؟

06:43.240 --> 06:44.240
‫توی مراسمش

06:45.080 --> 06:47.120
‫شیصد نفری اونجا بودیم

06:47.200 --> 06:48.040
‫چه مراسمی؟

06:48.120 --> 06:49.800
‫جشن تولد 24 سالگیش

06:50.280 --> 06:52.000
‫یه جشن 24 ساعته میخواست

06:57.440 --> 07:01.040
‫مراسمی بزرگتر از مراسم فردی مرکوری رو
‫میخواست و بدستش هم آورد

07:01.760 --> 07:03.000
‫حتی با مواد بیشتری

07:03.480 --> 07:05.240
‫آخرش رو دیگه مثل یه...

07:06.000 --> 07:07.080
‫هیشکی یادش نمیاد

07:07.160 --> 07:09.000
‫میدونم که مضحک بنظر میرسه

07:09.080 --> 07:11.296
‫اما هیچکس نمیتونست به یاد بیاره
‫که تهش چیشد

07:11.320 --> 07:13.840
‫داری بهم میگی که 600 نفر توی مراسم بودن

07:13.920 --> 07:16.400
‫- و هیچکس چیزی یادش نمیاد؟
‫- نه، حرف من اینه که...

07:17.320 --> 07:18.680
‫هیچکدوم ما به خاطر نمیاریم

07:22.160 --> 07:23.160
‫بیا اینجا

07:44.280 --> 07:45.480
‫پلیس چی گفت؟

07:47.520 --> 07:49.680
‫یا اینکه بهشون گفتید رفته
‫به هند تا عبادت کنه؟

07:49.760 --> 07:52.160
‫چطوری آخه اصلا هیچی یادتون نمیاد؟
‫مثلا تحقیقات کردن

07:52.200 --> 07:54.200
‫- بابا!
‫- فقط بگو!

07:55.640 --> 07:57.720
‫تو فکر میکنی که ما در این موضوع دستی داشتیم؟

07:58.680 --> 08:01.720
‫فکر میکنی چیزی رو داریم پنهون میکنیم؟

08:11.200 --> 08:13.040
‫بخاطر همین پیشم موندی؟

08:14.520 --> 08:17.480
‫میخوای بازجوییمون کنی؟
‫خونه رو بگردی؟ دنبال چی هستی؟

08:19.800 --> 08:22.520
‫- از خونه‌ی من برو
‫- خونسرد باش مارکوس

08:22.600 --> 08:23.600
‫چرا باید خونسرد باشم؟

08:24.080 --> 08:26.960
‫ما 20 سال پیش اینکارارو کردیم
‫نمیخوام دوباره درگیرش بشم

08:53.560 --> 08:54.880
‫وقتشه که بریم پایین

08:55.920 --> 08:56.920
‫همه اومدن

09:12.400 --> 09:13.640
‫اکسل عزیز...

09:16.120 --> 09:21.000
‫واقعا 22 سال گذشته از وقتیکه توی
‫مراسماتت میرقصیدیم؟

09:22.240 --> 09:25.040
‫جوری فقدانت رو حس میکنیم که انگار همین دیروز بود

09:27.440 --> 09:30.160
‫بابت حرفی که زده شد متاسفم

09:30.800 --> 09:34.520
‫این خبر درمورد اکسل،
‫همه ما رو داغون کرده

09:34.600 --> 09:38.400
‫معلومه که احساس خشم و... و درموندگی میکنیم

09:40.440 --> 09:41.480
‫من به هند رفتم

09:43.320 --> 09:45.440
‫بعد از اینکه ناپدید شد، خیلی
‫احساس گمشدگی داشتم

09:45.520 --> 09:48.240
‫- من... من رفتم گوا تا پیداش کنم
‫- جدا؟

09:49.200 --> 09:50.720
‫البته که هیچوقت پیداش نکردم

09:54.000 --> 09:57.680
‫اما از اون همه درد و اون همه درموندگی...

09:57.760 --> 10:00.320
‫یه چیز زیبایی پدیدار شد

10:03.040 --> 10:04.160
‫من خودم رو پیدا کردم

10:06.080 --> 10:08.000
‫فکر کنم تو هم بتونی اینکار رو بکنی

10:12.840 --> 10:14.560
‫چهارده سال پیش من اونجا بودم

10:17.720 --> 10:19.960
‫این گاو هدیه‌ای از طرف گورو بود

10:21.240 --> 10:22.240
‫میپرستیدنش

10:24.680 --> 10:28.200
‫هروقتیکه افکار منفی بوجود میومد، من...

10:29.760 --> 10:31.760
‫گاو رو بغل میکردم...

10:31.840 --> 10:33.160
‫...و باعث آرامشم میشد

10:36.160 --> 10:37.760
‫با من گاوه رو در آغوش بگیر زوئی

10:37.840 --> 10:38.920
‫انرژیش رو احساس میکنی

10:40.040 --> 10:41.240
‫من گاوه رو بغل نمیکنم

10:42.680 --> 10:45.520
‫واقعا در شرایطی بودم که به چنین انرژی
‫آرامش دهنده‌ای احتیاج داشتم،

10:46.280 --> 10:49.080
‫- اما زیاد دووم نیاورد
‫- فقط نفس عمیق بکش

10:49.600 --> 10:50.680
‫بهم بگو که چیشد

10:50.760 --> 10:52.680
‫باشه

10:52.760 --> 10:55.080
‫خب واقعا باید اینارو خودت ببینیشون

10:55.160 --> 10:56.640
‫بهترین دوستای اکسل بودن،

10:56.720 --> 10:58.920
‫اما همشون از نظرم خیلی
‫مشکوک به نظر میرسیدن

10:59.360 --> 11:02.360
‫یعنی دیروز مارکوس به قتل اکسل متهم شده بود

11:02.440 --> 11:04.160
‫و دیگه نزدیک بود که اعتراف کنه به همه‌چیز

11:04.240 --> 11:06.760
‫و حالا جوری جلوی همه وایساده که
‫انگار هیچ اتفاقی نیفتاده

11:07.560 --> 11:09.760
‫فهمیدم چطوری میتونم با مارکوس
‫ارتباط برقرار کنم

11:10.440 --> 11:11.840
‫کوکائین رو از خونه‌اش بردارم

11:11.920 --> 11:13.800
‫و بهش ندم تا وقتیکه اعتراف کنه

11:21.240 --> 11:22.240
‫سلام

11:23.000 --> 11:24.000
‫پات چطوره؟

11:24.360 --> 11:25.360
‫زنده میمونم

11:25.800 --> 11:28.400
‫اگه داری پیشنهاد میدی که پرستارم باشی،

11:28.480 --> 11:31.080
‫راستش رو بخوای ترجیح میدم
‫که یه کاربلدش رو داشته باشم

11:31.560 --> 11:32.640
‫نیستم

11:33.320 --> 11:35.240
‫میخوایم یه لطفی در حقم بکنی

11:36.520 --> 11:37.680
‫میتونم ماشینت رو قرض بگیرم؟

11:39.080 --> 11:41.400
‫اسکوترت چش شده دختر صیاد؟

11:42.240 --> 11:44.640
‫نمیتونم از اسکوترم استفاده کنم
‫من و مارکوس بدجور دعوامون شد

11:44.720 --> 11:47.600
‫میخواد که از خونه‌اش برم و باید
‫برم اونجا و وسایلم رو بردارم

11:50.200 --> 11:51.120
‫کلیدات رو بده

11:51.200 --> 11:52.200
‫چرا؟

11:52.600 --> 11:54.000
‫چون من ماشین دارم

12:02.200 --> 12:03.960
‫همه درمورد پاهام میپرسن

12:04.960 --> 12:07.320
‫منم بهشون میگم تیر کوپید بهم اصابت کرده

12:07.920 --> 12:08.920
‫خب...

12:09.160 --> 12:11.400
‫...آکج بود اما
‫فرقی که نمیکنه، مگه نه؟

12:19.720 --> 12:20.840
‫چای ماشروم میخوری؟

12:22.520 --> 12:23.560
‫امروز نه رفیق

12:32.920 --> 12:36.520
‫با مارکوس تماس گرفتید. الان نمیتونم
‫پاسخگو باشم اما پیغام بذارید

12:37.520 --> 12:40.640
‫ما دیروز منتظرت موندیم مارکوس
‫اما نیومدی

12:41.160 --> 12:46.040
‫عجیبه که مواد من به دستت رسیده
‫اما پولت به دست من نرسیده

12:46.480 --> 12:47.800
‫واسه همینم از یوری پرسیدم

12:48.360 --> 12:49.720
‫«چقدر بهش وقت بدیم؟»

12:50.480 --> 12:51.960
‫- میگه...
‫- دو ساعت

12:52.600 --> 12:53.600
‫«دو ساعت»

12:54.200 --> 12:55.920
‫منم میگم «مارکوسه»

12:56.400 --> 12:57.240
‫میگه...

12:57.320 --> 12:58.800
‫باشه، 24

12:58.880 --> 13:00.960
‫«باشه، 24»

13:01.560 --> 13:03.640
‫و حالا هم که جواب نمیدی

13:04.400 --> 13:07.000
‫توی بد دردسری افتادی!

13:07.720 --> 13:08.840
‫بد دردسری

13:10.400 --> 13:16.520
‫

13:17.920 --> 13:20.640
‫

13:20.720 --> 13:23.600
‫

13:23.680 --> 13:26.600
‫

13:29.680 --> 13:33.640
‫

13:35.680 --> 13:40.120
‫

13:41.320 --> 13:43.120
‫بلرزون عزیزم! بلر...

13:49.600 --> 13:53.200
‫

13:53.280 --> 13:55.280
‫

13:55.360 --> 14:01.560
‫

14:12.840 --> 14:15.920
‫سلام عزیزم

14:16.000 --> 14:17.440
‫اینجا چیکار میکنی؟

14:18.480 --> 14:19.880
‫هیچی. تو چی؟

14:21.240 --> 14:22.320
‫این مال توئه؟

14:23.120 --> 14:24.120
‫این یکی خوبه

14:27.120 --> 14:28.120
‫چه خبر؟

14:28.640 --> 14:29.960
‫تنی با یه پسره

14:30.680 --> 14:31.800
‫یه پسر؟

14:31.880 --> 14:34.160
‫وقتیکه تنی میره با یه پسر،
‫منو اینجا زندونی میکنه

14:35.560 --> 14:37.560
‫که اینطور. حلش میکنم

14:38.520 --> 14:42.280
‫- قرار بود که بریم خونه مامان و جورج
‫- باشه. نگران نباش

14:50.200 --> 14:52.360
‫

14:52.440 --> 14:55.400
‫

14:55.480 --> 14:57.680
‫

14:57.760 --> 15:00.000
‫

15:00.080 --> 15:02.320
‫

15:02.400 --> 15:05.080
‫

15:05.160 --> 15:07.240
‫

15:07.320 --> 15:09.560
‫

15:09.640 --> 15:12.440
‫

15:12.520 --> 15:13.520
‫تنی!

15:14.520 --> 15:17.336
‫لباسات رو بپوش. باید با ماتیلدا
‫برید خونه‌ی مامانت

15:17.360 --> 15:18.880
‫- تو کی هستی؟
‫- دوست بابامه

15:18.960 --> 15:20.760
‫- و یه مادرم هستم
‫- عه؟

15:21.120 --> 15:23.760
‫هیمیدونی شغل پدرم چیه؟
‫افسر پلیسه

15:23.840 --> 15:26.200
‫و این دختر هم به سن قانونی نرسیده

15:26.280 --> 15:28.880
‫میدونی با مردایی مثل تو
‫توی زندون چیکار میکنن؟

15:29.400 --> 15:30.320
‫دیگه میتونی بری!

15:30.400 --> 15:32.656
‫

15:32.680 --> 15:34.040
‫

16:26.840 --> 16:29.880
‫- چرا تلفنت رو جواب نمیدادی؟
‫- داشتم وسایلم رو جمع میکردم

16:29.960 --> 16:32.880
‫خب اگه ماشینم رو گرفتی،
‫پس باید موبایل کوفتیت رو جواب بدی

16:33.520 --> 16:35.920
‫- سوئیچ
‫- اما کارم با ماشین تموم نشده

16:36.000 --> 16:38.560
‫خب من واقعا متاسفم،

16:38.960 --> 16:42.080
‫اما رئیسم ازم خواسته که برم دنبال
‫دخترش فرودگاه پس بیا بیرون

16:42.160 --> 16:43.520
‫نه، نه! نمیتونی اینطوری رانندگی کنی

16:43.600 --> 16:46.280
‫با بخیه‌هات نمیشه
‫بجنب من میبرمت. بیا بالا

16:46.360 --> 16:49.520
‫همین الان با این اسکوتر اومدم اینجا دیگه نه؟

16:50.000 --> 16:52.480
‫و بذار یه موضوعی رو روشن کنم دختر صیاد

16:52.560 --> 16:54.040
‫هیچکس من رو به هیچ جایی نمیبره

16:54.120 --> 16:55.440
‫من میبرمشون. هوم؟

16:56.360 --> 16:59.960
‫خب بذار من یه چیزی رو روشن کنم رفیق
‫من اجازه نمیدم که خودت رانندگی کنی

17:00.040 --> 17:01.520
‫کاملا مطمئنم که حتی غیرقانونی هم نیست

17:01.600 --> 17:04.640
‫پس اگه نمیخوای به مشکل بربخوری،
‫بهتره سوار بشی

17:08.600 --> 17:11.080
‫خب اگه قانونی بودن مد نظره...

17:32.840 --> 17:33.840
‫مارکوسه

17:35.040 --> 17:36.200
‫سلام مارکوس

17:37.840 --> 17:38.840
‫میشه حرف بزنیم؟

17:39.880 --> 17:40.880
‫آره

17:42.920 --> 17:43.920
‫الو؟

17:45.040 --> 17:46.040
‫الو؟

17:46.680 --> 17:50.280
‫شرمنده سر موضوع اکسل کنترلم رو از دست دادم
‫اما باید برم

17:50.360 --> 17:52.200
‫نه نه صبر کن، موضوع این نیست

17:52.280 --> 17:54.480
‫متی زنگ زد
‫دوباره اذیتش کردن؟

17:55.680 --> 17:57.360
‫آره میدونم
‫دارم روش کار میکنم

17:58.240 --> 18:00.040
‫الان همه چیز اینترنتی شده

18:00.960 --> 18:02.760
‫اون بچه‌های لعنتی «کروسان» صداش میزنن

18:02.840 --> 18:04.240
‫مگه رژیمش رو حفظ نکرده؟

18:04.320 --> 18:05.760
‫آره، اکثر اوقات

18:06.640 --> 18:07.680
‫اما وقتیکه من سرکارم،

18:07.720 --> 18:09.760
‫وقتی نیستم گاهی اوقات
‫پیتزا سفارش میده

18:09.840 --> 18:12.920
‫- مشکل بزرگش بستنیـه
‫- نه مارکوس. بیخیال. ده سالش شده

18:13.360 --> 18:15.360
‫وقتیکه من نیستم باید بهش
‫بگی که چیکار کنه

18:15.440 --> 18:18.680
‫چی میگی؟ اینم جزوشه
‫نصف سال رو لندنی تو

18:18.760 --> 18:20.160
‫چی؟ پس... تقصیر منه؟

18:20.240 --> 18:22.160
‫نه. ببین حرف من این نیست
‫ فقط...

18:22.240 --> 18:24.320
‫از وقتیکه از همدیگه جدا شدیم
‫گیج و به‌هم‌ریخته‌ست،

18:24.400 --> 18:26.440
‫و گاهی اوقات به بستنی پناه میبره

18:30.560 --> 18:32.280
‫وقتیکه اینجایی چرا پیش ما نمیمونی؟

18:32.800 --> 18:34.480
‫هرچی نباشه هنوزم خونه‌اته

18:36.640 --> 18:37.760
‫چرا تو...

18:38.840 --> 18:39.680
‫سعیت رو نمیکنی آروم باشی؟

18:39.760 --> 18:41.640
‫بیا... چای بخور

18:43.240 --> 18:45.760
‫مگه همیشه برای مشکلاتمون
‫راه حل پیدا نمیکنیم؟

18:49.120 --> 18:50.520
‫واقعا اینطوری احساس نمیکنم

18:50.960 --> 18:53.560
‫ببین باید برم
‫یه مشکلی وجود داره،

18:53.640 --> 18:56.160
‫- و یکمی درموردش نگرانم
‫- آره اشکالی نداره

18:58.120 --> 18:59.120
‫

19:01.240 --> 19:02.920
‫جورج ازم خواسته که باهاش ازدواج کنم

19:04.880 --> 19:07.520
‫یه برنامه‌ی کوچیک سه چهار هفته‌ای
‫و کم هزینه. فقط...

19:12.000 --> 19:13.360
‫من خیلی...

19:15.720 --> 19:17.360
‫برات خوشحالم

19:17.880 --> 19:19.120
‫

19:21.480 --> 19:22.600
‫آنا!

19:24.640 --> 19:26.040
‫این به سلامتی هردوتون

19:26.880 --> 19:28.760
‫- عجب خبر خوبی
‫- ممنون

19:28.840 --> 19:29.840
‫ممنون

19:30.400 --> 19:32.320
‫- خیله‌خب
‫- خیلی برات خوشحالم!

19:33.480 --> 19:34.480
‫چایت رو بخور!

19:35.560 --> 19:38.080
‫- دیوید!
‫- عجب خبر خوب کوفتی!

19:53.800 --> 19:57.000
‫شما 16 پیغام دارید. پیغام اول:

19:58.000 --> 20:01.120
‫ما دیروز منتظرت موندیم مارکوس
‫اما نیومدی

20:01.200 --> 20:04.360
‫عجیبه چون مواد بدستت رسیده،

20:04.440 --> 20:06.280
‫اما پول بدست من نرسیده

20:17.760 --> 20:19.760
‫خب پس درمورد برادرم چی میدونی؟

20:20.320 --> 20:21.320
‫زیاد نمیدونم

20:23.280 --> 20:25.880
‫پس چرا توی مراسم یادبود دو صفحه
‫براش نوشتی؟

20:28.520 --> 20:30.200
‫خدای من!

20:31.120 --> 20:32.400
‫داشتی جاسوسیم رو میکردی

20:35.520 --> 20:36.960
‫یه شعر بود، محض رضای خدا

20:39.240 --> 20:40.400
‫شارل بودلر

20:42.080 --> 20:43.760
‫تو نمیتونی نصف یه شعرم بنویسی

20:45.960 --> 20:47.120
‫

20:54.600 --> 20:56.960
‫جذابتـر از همیشه‌ای عزیزم

20:58.480 --> 20:59.560
‫

21:00.000 --> 21:03.320
‫- اصلا تغییری نکردی
‫- جز اینکه شل شدم

21:03.800 --> 21:04.800
‫

21:04.880 --> 21:06.160
‫چیشده؟

21:06.240 --> 21:07.880
‫یه حادثه ماهیگیری بود

21:10.600 --> 21:11.600
‫

21:12.520 --> 21:13.760
‫زوئیه

21:14.640 --> 21:15.920
‫خواهر اکسل

21:19.280 --> 21:20.280
‫اونا...

21:21.680 --> 21:23.360
‫جسدش رو پیدا کردن

21:23.960 --> 21:24.840
‫توی آلمریا

21:24.920 --> 21:26.200
‫توی زمین خونوادگیتون

21:26.960 --> 21:32.320
‫بنظر میاد که 20 سال پیش کشته شده
‫و دفنش کردن

21:44.560 --> 21:45.560
‫سلام

21:46.120 --> 21:47.120
‫سلام

21:50.000 --> 21:51.560
‫متاسفم

21:51.640 --> 21:53.400
‫خیلی متاسفم. فقط...

21:53.920 --> 21:55.720
‫میدونم که بیشتر از 20 سالی شده اما...

21:56.240 --> 21:57.320
‫اکسل اولین عشقم بود

22:02.320 --> 22:03.320
‫من کیکا هستم

22:09.640 --> 22:10.640
‫سلام

22:13.160 --> 22:14.320
‫...من...

22:14.720 --> 22:15.640
‫- من انجامش میدم، ببخشید
‫- عه؟

22:15.720 --> 22:17.800
‫- وسیله‌هام صندوق رو پُر کردن
‫- باشه

22:28.320 --> 22:29.320
‫متاسفم!

22:29.400 --> 22:30.496
‫متاسفم

22:37.000 --> 22:40.520
‫

22:40.600 --> 22:43.360
‫

22:43.440 --> 22:49.600
‫

22:50.240 --> 22:56.560
‫

22:56.640 --> 22:59.120
‫

22:59.200 --> 23:03.520
‫

23:04.120 --> 23:07.400
‫

23:07.480 --> 23:09.880
‫

23:10.600 --> 23:12.400
‫

23:12.480 --> 23:14.920
‫برادرت هیچوقت از صحبت کردن
‫درمورد تو دست برنمیداشت

23:15.000 --> 23:16.680
‫توی کافه مینشستیم و برات کارت پستال مینوشتیم

23:17.520 --> 23:20.760
‫من ستاره دریایی و مدوسا و خرچنگ میکشیدم

23:21.520 --> 23:23.800
‫و اون مایوی زردی که برای تولدت گرفت؟

23:24.360 --> 23:25.600
‫من پرو کرده بودمش

23:25.680 --> 23:27.200
‫گفته بود که سایزمون یکیه

23:31.280 --> 23:34.040
‫اصلا روحشم خبر نداره من کی‌ام نه بوکسور؟

23:36.160 --> 23:38.800
‫خیله‌خب. واقعا اصلا روحتم خبر نداره من کی‌ام نه؟

23:38.880 --> 23:40.720
‫نمیدونم. متاسفم

23:41.200 --> 23:42.480
‫اکسل هیچوقت بهت نگفت

23:45.640 --> 23:47.920
‫البته اون مایو زرده رو دوست داشتم

23:48.000 --> 23:50.200
‫توی منچستر نتونستم زیاد بپوشمش

23:50.840 --> 23:51.960
‫هی چند سالت بود؟

23:53.080 --> 23:54.080
‫شونزده

23:56.320 --> 23:57.920
‫تقریبا همسن منی

24:00.200 --> 24:02.360
‫خب شاید بخاطر همینم چیزی نگفت

24:02.440 --> 24:04.880
‫احتمالا نمیخواست فکر کنی که
‫با بچه‌ها رابطه داره

24:04.920 --> 24:07.360
‫اینجا بپیچ لطفا

24:07.440 --> 24:09.976
‫نه نه بابات گفت که مستقیم
‫باید به مراسم بیای

24:10.000 --> 24:11.800
‫بوکسور، عن بازی درنیار

24:13.920 --> 24:15.080
‫همینجا بپیچ

24:59.120 --> 25:00.400
‫ببین کی اینجاست

25:01.240 --> 25:02.880
‫و فکر میکردم که نمیای

25:03.640 --> 25:05.240
‫راننده‌ام منو آورد

25:05.320 --> 25:06.320
‫چی میخوای؟

25:06.400 --> 25:07.440
‫که ببینمت

25:09.120 --> 25:11.080
‫حالیت نمیشه؟ من با کریستوبالم

25:14.200 --> 25:15.360
‫اما تو دوستش نداری

25:16.760 --> 25:18.200
‫اگه اینطوری نبود، چرا اومدی اینجا؟

25:19.640 --> 25:21.200
‫فکر میکنی داری چیکار میکنی؟

25:21.840 --> 25:23.520
‫تو کسی نیستی. فهمیدی؟

25:28.080 --> 25:29.600
‫- آها
‫- آها؟

25:31.560 --> 25:32.920
‫- آها
‫- آها

25:34.160 --> 25:35.520
‫- آها
‫- آها

25:45.320 --> 25:46.320
‫خیله‌خب

25:47.520 --> 25:48.520
‫وقتشه بریم

25:53.640 --> 25:55.240
‫از اونجاییکه از آدمای پولدار خوشت میاد...

25:59.440 --> 26:00.880
‫برات یه ردپا میذارم

26:02.560 --> 26:04.280
‫فقط برای اینکه بدونی کجا پیدام کنی

26:05.760 --> 26:07.120
‫داری چیکار میکنی؟

26:08.320 --> 26:09.600
‫کجا میری؟

26:16.040 --> 26:17.240
‫مثل تام انگشتی

26:18.120 --> 26:19.160
‫چطور جرئت میکنی؟

26:22.320 --> 26:24.280
‫برشون دار. ریدم دهنت!

26:24.680 --> 26:26.160
‫نمیتونی منو بخری!

26:26.240 --> 26:27.520
‫احمق!

26:29.720 --> 26:30.720
‫خوبی؟

26:37.640 --> 26:39.480
‫اینجا مکان مورد علاقه‌ی اکسل بود

26:41.560 --> 26:43.640
‫همیشه قبل از اجرا میومد اینجا

26:45.240 --> 26:47.400
‫باید ما رو کنار همدیگه میدیدی

26:48.240 --> 26:50.840
‫یه دختر شیک از ایبیزا
‫و یه پسری از منچستر

26:52.960 --> 26:56.040
‫اونموقع نمیدونست اما من میتونستم
‫خیلی بدتر از اون باشم

26:57.840 --> 26:59.960
‫وقتیکه ناپدید شد چه فکری کردی؟

27:00.760 --> 27:02.280
‫خونواده‌ام راحت شده بودن

27:04.080 --> 27:06.000
‫نمیخواستن که باهاش کاری داشتم باشم

27:08.680 --> 27:11.520
‫همه چیزایی که به دیگران میگفتن
‫رو به منم گفتن

27:14.040 --> 27:15.040
‫که اون رفته

27:28.440 --> 27:29.960
‫آبجو لطفا

27:32.720 --> 27:34.360
‫اوضاع چطوره رفقا؟

27:34.640 --> 27:35.640
‫مارکوس

27:36.440 --> 27:38.360
‫حالت چطوره ملوان زبل؟

27:38.960 --> 27:40.080
‫خوبی داداش؟

27:46.400 --> 27:49.480
‫اینطوری نباش تو رو خدا
‫توی مراسم یادبود بودم، خب؟

27:50.000 --> 27:53.800
‫ببین، درسته. میخوام که پولتون رو بدم،
‫اما من... نمیتونم اونارو بفروشم

27:53.880 --> 27:56.400
‫میدونی، کالافات‌ها و پلیس خطرناک شدن

27:56.480 --> 27:57.720
‫یه جا دیگه بفروشش

27:58.400 --> 28:00.320
‫پلیس تموم کلاب‌ها رو کنترل میکنه

28:00.400 --> 28:02.520
‫ببین گریگور، رفیق...

28:02.600 --> 28:04.440
‫من فقط یه دیجی‌ام با دو تا بچه

28:04.520 --> 28:07.400
‫میدونی؟ من وقتیکه اجرا دارم یکمی رو میفروشم
‫تا یه پول بخور و نمیری دربیارم اما...

28:07.840 --> 28:11.440
‫واقعا نمیخوام که برم زندون
‫میدونید منظورم چیه؟

28:12.040 --> 28:13.040
‫خب چی میخوای؟

28:16.200 --> 28:18.640
‫مواد رو برمیگردونم و...

28:22.800 --> 28:25.000
‫مواد رو برمیگردونم و مشکلمون حل میشه

28:27.800 --> 28:28.800
‫باشه

28:31.480 --> 28:32.480
‫رسید داری؟

28:34.760 --> 28:35.600
‫جانم؟

28:35.680 --> 28:37.200
‫میدونی چرا نداری؟

28:38.480 --> 28:40.960
‫چون ما سوپرمارکت نداریم
‫بذار توضیح بدم

28:41.520 --> 28:43.200
‫ما عمده فروشیم

28:43.280 --> 28:44.920
‫شما خرده فروش

28:46.040 --> 28:47.680
‫ما مواد رو بهت میدیم

28:48.720 --> 28:51.320
‫شما میفروشیش و پولش رو بهمون میدی

28:52.200 --> 28:53.200
‫ختم کلام

28:54.240 --> 28:55.280
‫بدون پس دادن

28:58.720 --> 29:00.240
‫اگه نتونم بفروشمش چی؟

29:00.320 --> 29:02.240
‫یعنی کمکم کنید دیگه

29:02.320 --> 29:04.560
‫تا الان مشکلی نداشتم، داشتم؟

29:29.240 --> 29:30.640
‫...فردا صبح...

29:30.680 --> 29:32.000
‫لعنتی

29:44.640 --> 29:46.320
‫میتونی کالا رو برگردونی

29:46.840 --> 29:50.240
‫لعـ... ممنون رفقا
‫یکی طلبتون

29:50.320 --> 29:52.720
‫ما مواد رو میگیریم
‫و تو 15 درصد بهمون میدی

29:52.800 --> 29:53.800
‫پونزده درصد؟

29:54.440 --> 29:55.280
‫چرا؟

29:55.360 --> 29:59.720
‫چون ما مواد رو از بولیوی میاریم و چنین چیزی
‫دوستِ من، هزینه برداره

30:00.720 --> 30:02.080
‫اینکه میشه 35 هزار دلار!

30:02.880 --> 30:05.200
‫فکر میکنم بهتره از کسی قرض بگیری مارکوس

30:05.280 --> 30:06.280
‫از کی میتونی قرض بگیری؟

30:06.520 --> 30:09.640
‫پدر؟ برادر؟ همسر؟ بهشون زنگ بزن

30:12.280 --> 30:13.320
‫باشه

30:13.760 --> 30:16.440
‫پول خیلی زیادیه عزیز

30:16.520 --> 30:19.080
‫من پول زیادی رو سر
‫ابزار و لباس خرج کردم

30:19.680 --> 30:22.880
‫ببین مگه نگفتی که همیشه برای
‫مشکلاتمون راه حلی پیدا میکنیم؟

30:22.960 --> 30:23.840
‫آره؟

30:23.920 --> 30:28.000
‫ببین، موضوع اینه که الان
‫دارم غرق میشم!

30:28.560 --> 30:29.640
‫چرا از جورج نمیخوای؟

30:29.720 --> 30:30.840
‫نامزدت؟

30:32.440 --> 30:33.440
‫آره

30:35.280 --> 30:36.280
‫باشه

30:37.920 --> 30:38.920
‫آره

30:40.320 --> 30:41.320
‫حل شد

30:42.400 --> 30:44.320
‫پس مدت زیادیِ که توی ایبیزا موندی زوئی؟

30:44.400 --> 30:45.800
‫آره اینطور به نظر میرسه

30:46.360 --> 30:47.760
‫من فقط چند روزی اینجا میمونم

30:47.840 --> 30:50.520
‫برای مدت کوتاهی میتونم پیش مادر و برادرم باشم

30:51.040 --> 30:52.040
‫رسما سمی‌ان

30:53.080 --> 30:54.240
‫از آشنایی باهات خوشوقتم

30:54.840 --> 30:55.840
‫از آشنایی باهات خوشوقتم

30:57.520 --> 30:59.600
‫کارمون طول نمیکشه. بهتره اینجا منتظر بمونی

31:00.640 --> 31:01.640
‫درواقع...

31:07.400 --> 31:09.040
‫بیا اینجا دخترم

31:10.680 --> 31:11.760
‫دلم برات تنگ شده میدونی؟

31:29.080 --> 31:29.920
‫الو؟

31:30.000 --> 31:31.000
‫بابا؟

31:32.840 --> 31:35.240
‫پلیس اسپانیایی پرونده اکسل رو وارسی کرد

31:35.920 --> 31:37.520
‫از چی حرف میزنی؟

31:37.600 --> 31:40.080
‫یه تحقیقاتی داشتن
‫حتما بهت گفتن

31:40.160 --> 31:42.720
‫تو پدرشی و یه افسر پلیسی

31:42.800 --> 31:44.600
‫واقعا اینو میخوای؟

31:45.560 --> 31:48.160
‫میخوای که دوباره زندگیت از هم بپاشه؟

31:48.240 --> 31:50.480
‫حملات عصبی، قرص خوردن،

31:50.560 --> 31:52.520
‫وقتیکه خوابی یکی مراقبت باشه؟

31:52.600 --> 31:53.800
‫نه البته که نه

31:54.520 --> 31:56.320
‫خب پس نقشه‌ات چیه؟

31:56.840 --> 31:58.640
‫دنبال ردپایی؟

31:59.200 --> 32:02.200
‫افراد بازپرسی اونجا نیستن میدونی؟ تو...

32:02.280 --> 32:04.880
‫میخوای به بازار سیاه بری و
‫برای خودت تفنگ بخری؟

32:04.960 --> 32:07.640
‫تو فقط توی یه کتابخونه کار میکنی

32:07.720 --> 32:08.720
‫تو دروغ گفتی

32:09.600 --> 32:10.480
‫میدونم

32:10.560 --> 32:13.000
‫تموم مدت میدونستی که توی هند نیست

32:13.080 --> 32:16.360
‫درمورد پلیس میدونستی
‫میدونستی که با دوستاش صحبت کردن

32:16.440 --> 32:19.440
‫میدونم که فکر میکنی داری ازم محافظت میکنی
‫اما اینطوری نیست بابا

32:19.960 --> 32:22.400
‫خیله‌خب باشه... وقتی که 18
‫سالم بود یه اختلالاتی داشتم

32:22.480 --> 32:24.080
‫اما اون برای گذشته‌ست. الان الانـه

32:24.160 --> 32:27.760
‫من یه بالغم و باید بفهمم که چه اتفاقی
‫براش افتاد. متوجه هستی؟

32:29.480 --> 32:32.200
‫- واقعا اینو میخوای؟
‫- آره

32:32.880 --> 32:35.960
‫من گزارش کالبدشکافی مقدماتی دادم

32:36.040 --> 32:36.880
‫کلینت...

32:36.960 --> 32:38.280
‫نتیجه‌اش چیشد؟

32:38.360 --> 32:41.320
‫«آزمایشات ژنتیکی تایید کردن
‫که اکسل کالینزه

32:42.280 --> 32:44.880
‫جسد غلظت بالای کلرین داره

32:45.320 --> 32:48.640
‫توی شش‌اش ضدجلبک و فلوکولانت پیدا شده،

32:48.720 --> 32:50.680
‫احتمالا بخاطر اینکه از طریق دستگاه

32:50.760 --> 32:52.480
‫تنفسی، آب استخر به بدنش وارد شده

32:53.000 --> 32:55.880
‫بنظر نمیاد که غرق شدگی دلیل مرگ شده باشه

32:56.440 --> 32:59.840
‫بعلاوه‌ی زخم‌های قدیمی شدید،
‫جراحت‌های دیگه‌ای هم وجود داره

33:00.560 --> 33:04.000
‫پنج تا از دنده‌هاش با ضربات خارجی شکسته

33:04.760 --> 33:05.600
‫احتمالا،

33:05.680 --> 33:07.840
‫- این باعث فلج شدنه مُرده شده
‫- خیله‌خب بسه

33:07.920 --> 33:08.960
‫ادامه بده

33:09.040 --> 33:11.360
‫خراشیدگی روی زانوها، آرنج

33:11.440 --> 33:13.040
‫و همچنین ناخن پا

33:13.120 --> 33:17.560
‫اینطور اظهار میکنه که روی زمین خودش رو کشیده
‫تا قبل از مرگ بتونه فرار کنه

33:22.440 --> 33:26.240
‫و یک زخم باز در ناحیه پشتی بدن،

33:26.320 --> 33:28.280
‫ایجاد شده توسط یک شیء تیز

33:28.360 --> 33:30.040
‫باعث شد که شاهرگ پاره بشه

33:30.800 --> 33:33.680
‫به احتمال زیاد مرگ بر اثر
‫از دست دادن خون زیاد بوده

33:48.480 --> 33:49.880
‫بعد از ظهرت بخیر زوئی

33:53.520 --> 33:54.520
‫من اندرو کالافات هستم

33:56.240 --> 34:00.960
‫از طرف کل خونواده‌ام، از صمیم
‫قلب بهت تسلیت میگم

34:01.520 --> 34:04.120
‫بهت قول میدم که میتونی روی خونواده‌ی من
‫و منابعم حساب کنی

34:04.200 --> 34:06.880
‫تا کمکت کنیم قاتل اکسل رو پیدا کنی

34:07.640 --> 34:10.040
‫زمینی که جسدش توش پیدا شد مالِ من بود

34:10.920 --> 34:13.560
‫بنظر میاد که یه نفر میخواد اسم مارو لکه دار کنه

34:16.720 --> 34:18.720
‫میخوام که بدونی ما همراه توئیم

34:32.920 --> 34:34.160
‫دیوونه شدی؟

34:35.160 --> 34:36.280
‫خودش خواست

34:36.680 --> 34:39.200
‫وقتیکه شنید اکسل برنمیگرده،
‫سعی داشت خودش رو بکشه

34:39.240 --> 34:41.040
‫فکر کردی الان چیکار میکنه

34:41.120 --> 34:43.440
‫تو کسی بودی که تموم این سالها
‫بهش ایمان داشت

34:44.080 --> 34:46.400
‫و من نبودم که به حال خودش رهاش کردم

34:50.840 --> 34:52.440
‫میخوام به ایبیزا برم

34:53.040 --> 34:54.040
‫و برگردونمش

34:56.880 --> 35:00.120
‫یه روز صبح، به یکی از رستوران‌هام
‫رفتم و...

35:00.520 --> 35:03.280
‫مثل همیشه بیرون منتظر موندی

35:03.680 --> 35:05.600
‫اما حمله عصبی بهم دست داد،

35:05.680 --> 35:09.160
‫و با حال خراب از در پشتی رفتم

35:10.920 --> 35:12.960
‫وقتیکه متوجه شدم رهات کردم

35:14.120 --> 35:15.880
‫بوکسور رو فرستادم دنبالت

35:20.080 --> 35:21.640
‫اما تو جُم نخوردی

35:22.200 --> 35:26.080
‫وقتیکه قلاده‌ات رو گرفت،
‫مثل یه هیولا مهارش کردی

35:27.120 --> 35:28.840
‫بدون من نمیرفتی

35:29.440 --> 35:31.680
‫هیچکس در این حد به من وفادار نبوده

35:32.680 --> 35:35.400
‫بخشی از من با تو میمیره دوست من

35:40.080 --> 35:41.600
‫ببخشید مزاحم شدم

35:41.640 --> 35:44.160
‫میتونی کمک و پولت رو شیاف کنی

35:44.760 --> 35:46.760
‫اول، سعی کردن که برادرم رو توی استخر خفه کنن

35:47.520 --> 35:48.720
‫بعدش دنده‌هاش رو شکستن

35:48.800 --> 35:51.040
‫بعدش جوری به گردنش ضربه زدن
‫که فلج شد

35:51.120 --> 35:53.536
‫سعی کرد که با خزیدن فرار کنه اما
‫از پشت بهش چاقو زدن،

35:53.560 --> 35:54.920
‫و مثل یه خوک تا اینکه بمیره خونریزی کرد

35:57.200 --> 35:58.360
‫حرفت چیه؟

36:01.120 --> 36:06.520
‫جسد دوست پسر دختر شما توی زمینِ
‫شما پیدا شده آقای کالافت

36:07.840 --> 36:08.960
‫به نظر درست نمیاد

36:09.040 --> 36:11.760
‫اما بعدش من کیَم که خبر داشته باشم؟

36:11.840 --> 36:14.040
‫شاید شما آدمی هستی که برای
‫سگت تشیع جنازه میگیری

36:14.080 --> 36:16.440
‫و جسد یه آدم روی توی بیابون دفن میکنی

36:24.840 --> 36:26.000
‫لعنتی!

36:52.440 --> 36:53.560
‫سلام جوانا!

36:54.000 --> 36:55.720
‫نباید بهت زنگ بزنم نه؟

36:56.120 --> 36:58.160
‫نباید اینکار رو میکردم
‫برخلاف قوانینه

36:58.240 --> 36:59.680
‫چرا بهم زنگ زدی زوئی؟

37:00.200 --> 37:03.880
‫چون نمیتونم به مایک بگم که هفت کیلو
‫کوکائین توی صندوق ماشینه

37:04.480 --> 37:07.120
‫نامزدیتون مبارک جورج
‫آنا بهم گفت

37:24.200 --> 37:25.200
‫

37:26.920 --> 37:27.920
‫بفرما

37:28.840 --> 37:29.840
‫بگو

37:32.760 --> 37:33.760
‫یه مشکلی برام پیش اومده

37:34.800 --> 37:35.800
‫بفرما بشین

37:38.680 --> 37:39.960
‫

37:44.720 --> 37:45.880
‫موضوع استخرمه

37:47.800 --> 37:49.280
‫خراب شده و...

37:50.120 --> 37:52.400
‫و میدونی یکمی هم بدهی بالا آوردم

37:54.160 --> 37:55.160
‫پول قرض میخوام

37:56.680 --> 37:58.480
‫دقیق بخوام بگم، 35 هزار دلار

37:59.640 --> 38:00.640
‫سی و پنج

38:01.280 --> 38:03.560
‫آنا گفت که میدونی، ممکنه بتونی کمک کنی

38:03.840 --> 38:05.840
‫فقط چند هفته وقت میخوام...

38:07.200 --> 38:08.400
‫چند سالته مارکوس؟

38:09.000 --> 38:10.000
‫پنجاه؟

38:10.320 --> 38:12.680
‫- من 44ـم
‫- عقلت چند سالشه؟

38:13.560 --> 38:14.560
‫هیجده؟

38:15.040 --> 38:16.480
‫تهش دیگه نوزده؟

38:17.840 --> 38:20.040
‫- آره!
‫- این چیه که پوشیدی؟

38:20.120 --> 38:21.560
‫شبیه بارت سیمپسون شدی

38:22.360 --> 38:23.360
‫چی؟

38:24.360 --> 38:27.480
‫سر اولین موج مشکلاتت میری پیش
‫زنت گریه و زاری میکنی

38:28.480 --> 38:30.520
‫البته دیگه زنتم که نیست، هست؟

38:31.200 --> 38:34.160
‫دست بسته اومدی پیش نامزدش
‫که ازش پول بگیری

38:34.760 --> 38:35.600
‫و برای چی؟

38:35.680 --> 38:38.480
‫تا پول درمان سرطانت رو توی هیوستون بده؟

38:39.120 --> 38:40.120
‫نه

38:40.280 --> 38:42.920
‫تا استخر شنای کوفتیت رو درست کنی!

38:44.880 --> 38:46.880
‫میدونی چجور مردی چنین کاری رو میکنه؟

38:48.160 --> 38:49.640
‫مردی که هیچ عزت نفسی نداره

38:51.240 --> 38:52.640
‫شاید شانسی باشه

38:52.720 --> 38:55.280
‫که این گفتگوی کوچیک ما
‫زنگ هشداری برای تو باشه

38:55.960 --> 38:57.640
‫خواهش میکنم!

38:58.640 --> 39:00.400
‫بندازش، روشنش کن!

39:01.800 --> 39:04.280
‫جورج بیا پایین!
‫بیا پایین، بیا پیش ما!

39:04.360 --> 39:06.280
‫خیله‌خب. مشکلی نیست

39:06.360 --> 39:07.360
‫

39:07.840 --> 39:10.120
‫میدونی جورج تو مرد خوب هستی
‫فقط...

39:10.640 --> 39:11.640
‫فراموشش کن

39:14.120 --> 39:15.120
‫میدونی چیه؟

39:18.840 --> 39:19.840
‫عاشق آنا شدن

39:19.920 --> 39:22.440
‫شگفت‌انگیز ترین اتفاق زندگیم بود

39:22.520 --> 39:26.040
‫کاری کرد که حس کنم میتونم
‫دنیارو توی مشتم بگیرم

39:28.520 --> 39:29.520
‫یه روزی...

39:30.640 --> 39:31.920
‫زمانیکه پیرتر شدی...

39:33.040 --> 39:35.800
‫و از تو و آبرنگای کوفتیت خسته شد،

39:38.960 --> 39:41.000
‫میفهمی که الان چه احساسی دارم

39:48.840 --> 39:51.720
‫

39:52.680 --> 39:56.760
‫

39:56.840 --> 39:58.680
‫

39:58.760 --> 40:01.400
‫

40:01.480 --> 40:03.280
‫

40:03.360 --> 40:06.640
‫

40:07.320 --> 40:08.400
‫

40:08.480 --> 40:11.360
‫

40:12.200 --> 40:16.760
‫

40:16.840 --> 40:22.360
‫

40:22.440 --> 40:23.440
‫داره میاد

40:23.520 --> 40:25.456
‫- داره میاد؟
‫- ندارتش!

40:25.480 --> 40:27.320
‫معلومه که اینجا نیست

40:27.400 --> 40:29.560
‫آخه کی 30 هزار یورو توی خونه‌اش نگه میداره؟

40:29.640 --> 40:32.760
‫میدونید؟ اونا که مواد فروش نیستن
‫خب؟ ببینید...

40:32.840 --> 40:35.800
‫ما باهم حرف زدیم و...
‫و به دستم میرسوننش

40:42.480 --> 40:44.560
‫عه؟

40:47.200 --> 40:48.040
‫داره چی میگه؟

40:48.120 --> 40:49.520
‫مواد کجاست مارکوس؟

40:49.920 --> 40:51.640
‫مواد کجاست؟

40:51.720 --> 40:54.000
‫و گناهانمان را ببخش،

40:54.280 --> 40:56.880
‫همانطور که ما گناهان دیگران
‫نسبت به خودمان را مبخشیم

40:57.560 --> 40:59.440
‫و ما رو به فریبگری هدایت مکن

41:00.120 --> 41:01.560
‫و از شیطان محفوظ بدار

41:02.520 --> 41:03.520
‫آمین

41:08.280 --> 41:11.640
‫از کیکا خواستم بیاد چون از فردا

41:11.720 --> 41:14.960
‫تدارکات لازم رو برای بدست گرفتن جایگاه من و

41:15.040 --> 41:17.520
‫تمامی سمت‌های من در شرکت
‫خانوادگی رو براش مهیا میکنم

41:19.080 --> 41:20.360
‫این یه جوکه؟

41:20.440 --> 41:23.320
‫نه چیزیِ که به اندازه کافی درموردش فکر کردم

41:23.760 --> 41:25.800
‫خب بابا، بهتره که منصرف بشی!

41:25.880 --> 41:29.680
‫بهم زنگ میزنی و میگی که کینگ مُرده و
‫میخوای که بیام اینجا. برای چی؟

41:29.760 --> 41:30.920
‫سعی داشتی که گولم بزنی؟

41:33.000 --> 41:36.040
‫بابا فکر میکنه من آدمیَم که دوست پسرِ
‫انگلیسیت رو کشته

41:36.880 --> 41:38.480
‫بس کن. اینطوری فکر نمیکنه

41:38.560 --> 41:40.560
‫چرا اینطوریه مامان

41:41.000 --> 41:43.600
‫و اگه من نباشم،
‫فکر میکنه که کارِ توئه، درست میگم؟

41:44.680 --> 41:45.680
‫همینه

41:46.360 --> 41:49.040
‫یا پسرت قاتله یا زنت

41:56.200 --> 41:58.920
‫اما اشتباه میکنی بابا. و من ثابتش میکنم

42:00.120 --> 42:01.800
‫قاتل اکسل رو میندازم جلوت

42:01.880 --> 42:04.520
‫بعدش باید از من و مامان طلب بخشش کنی

42:18.080 --> 42:19.440
‫میخوای چیکار کنی؟

42:21.360 --> 42:24.040
‫هرکاری که نیاز باشه میکنم مامان
‫هرکاری که نیاز باشه

42:47.080 --> 42:49.480
‫چجوری یه ماشین رو بدون سوئیچ روشن کنیم؟

42:49.560 --> 42:52.176
‫متاسفم، زبان شما برای من جدید است

42:52.200 --> 42:54.200
‫میشه به طرز دیگری سوال خود را بپرسید؟

43:04.680 --> 43:05.720
‫خدای من!

43:08.400 --> 43:10.760
‫توی بد دردسری افتادی

43:11.400 --> 43:12.720
‫خدایا!

43:14.920 --> 43:16.240
‫کجا داری میری؟

43:17.040 --> 43:18.200
‫اصلا نمیدونم

43:20.400 --> 43:22.320
‫باشه

43:23.200 --> 43:24.560
‫میتونی پیش من بمونی

43:25.120 --> 43:27.800
‫اما اگه رئیسم اومد، باید توی کمد مخفی بشی

43:28.840 --> 43:30.320
‫چرا داری کمکم میکنی؟

43:31.080 --> 43:33.960
‫تو و اندرو میخواید به یه چیزی برسید
‫که کی اکسل رو کشته

43:34.040 --> 43:36.400
‫پس منم فکر کردم که باهم انجامش بدیم

43:37.200 --> 43:39.600
‫میتونیم مثل بانی و کلاید باشیم

43:39.680 --> 43:40.800
‫یا تلما و لوئیز

43:41.480 --> 43:42.720
‫فقط منو تا یه هتل برسون

43:44.480 --> 43:46.080
‫- من میرسونمت
‫- آره

43:51.880 --> 43:53.040
‫آهای

44:00.160 --> 44:01.680
‫اونطوری حرف زدن با اندرو...

44:01.760 --> 44:03.400
‫خایه میخواد

44:04.800 --> 44:08.280
‫وقتیکه مثل یه گربه وحشی اونجا دیدمت
‫با خودم گفتم، لعنتی!

44:08.720 --> 44:11.520
‫با چنین زنی میشه یه چیز
‫جدی داشته باشی

44:12.160 --> 44:15.920
‫من با یه بچه ازدواج کردم
‫دنبال تعطیلات عاشقونه نیستم

44:16.600 --> 44:18.080
‫نه من فقط منظورم کلی بود

44:19.520 --> 44:23.880
‫که مثلا تو از اونجور آدمایی هستی که میتونم
‫آیندم رو باهاش ببینم

44:24.280 --> 44:25.440
‫فقط همین

44:37.000 --> 44:39.000
‫میخواد که کیکا مدیریت رو بدست بگیره

44:39.840 --> 44:42.960
‫بدون هیچ چیزی توی میامی زندگی میکنه

44:43.040 --> 44:48.440
‫با کمال احترام، بعنوان مادرش میتونم
‫بگم که زیاد باهوش نیست

44:49.120 --> 44:51.480
‫اندرو حال و اوضاع خوبی نداره

44:51.560 --> 44:52.840
‫باید صبور باشی

44:52.920 --> 44:55.160
‫موضوع صبر نیست رافائل

44:55.840 --> 45:00.320
‫سگش رو توی سردابه‌ی خونوادگیشون کنار
‫پدر و پدربزرگ مادربزرگاش دفن کرده

45:00.400 --> 45:02.880
‫نمیتونم زانو زدن و دعاکردنش برای یه سگ رو...

45:02.960 --> 45:04.240
‫نادیده بگیرم

45:07.560 --> 45:09.800
‫مشکل سلامت روان داره

45:10.880 --> 45:12.320
‫میخوای چیکار کنی؟ بفرستیش تیمارستان؟

45:12.400 --> 45:14.120
‫انقدر مته به خشخاش نذار لطفا

45:15.320 --> 45:17.400
‫میشه برای یه مدتی منتظر موند

45:19.800 --> 45:21.240
‫اما باید یه راهی پیدا کنیم...

45:22.160 --> 45:24.160
‫تا اندرو رو بکشیم پایین...

45:24.920 --> 45:28.200
‫و کنترل شرکت رو بدست بگیریم قبل از اینکه...

45:29.280 --> 45:30.560
‫نابودش کنه

45:32.160 --> 45:34.160
‫مطمئن نیستم کونچیتا
‫اون شوهرته

45:38.720 --> 45:40.520
‫هیچوقت به خدا شک نکردی؟

45:41.840 --> 45:42.880
‫چی داری میگی؟

46:13.040 --> 46:15.320
‫خب پس من رو با شوهرم تصور کن رافائل

46:30.280 --> 46:36.840
‫

46:38.040 --> 46:43.520
‫

46:44.560 --> 46:48.160
‫

46:58.600 --> 47:01.120
‫چه احمقم! من...

47:01.520 --> 47:02.880
‫الان یادم اومد، میدونید؟

47:02.960 --> 47:05.800
‫من.. اون پشت گذاشتمش، میدونید؟
‫اینجا نگهداشتنش خیلی خطرناکه

47:06.120 --> 47:08.040
‫- آبجور میخورید؟
‫- نه

47:08.480 --> 47:09.480
‫نه؟

47:21.320 --> 47:22.320
‫اون چیه؟

47:26.360 --> 47:28.200
‫شوخیت گرفته؟

47:28.280 --> 47:31.000
‫اگه به اندازه کافی مسئولیت‌پذیر
‫نیستی که از حیوونت محافظت کنی،

47:31.080 --> 47:32.160
‫نباید نگهشون داشته باشی

47:32.640 --> 47:33.640
‫چی؟

47:34.400 --> 47:35.640
‫سیلوستر!

47:38.440 --> 47:40.960
‫بیا اینجا پسر!

47:41.880 --> 47:43.920
‫بیا اینجا!

47:44.000 --> 47:45.800
‫بجنب پسر!

47:45.880 --> 47:47.520
‫بجنب! بجنب پسر!

47:49.680 --> 47:51.880
‫بجنب! خب...

47:51.960 --> 47:53.680
‫چیکار کنم؟

47:55.080 --> 47:57.440
‫چه گهی بخورم؟

47:58.040 --> 47:59.960
‫یک، دو، یک، دو،

48:00.040 --> 48:01.600
‫یک، دو، یک، دو

48:01.680 --> 48:03.440
‫زنده بمون پسر! زنده بمون!

48:05.040 --> 48:08.560
‫

48:08.640 --> 48:09.640
‫آماده...

48:12.000 --> 48:13.600
‫زنده‌ست!

48:16.360 --> 48:17.920
‫زنده‌ست!

48:18.000 --> 48:20.000
‫اون...

48:21.560 --> 48:23.520
‫برای...

48:23.600 --> 48:25.800
‫موفق شدم!

48:27.040 --> 48:29.640
‫خیلی خوب موفق شدم!

48:29.720 --> 48:30.800
‫کوکائین کجاست؟

48:45.600 --> 48:48.280
‫بهتون اطمینان خاطر میدم
‫که دوباره تکرار نمیشه عالیجناب

48:49.080 --> 48:49.960
‫بیاید از اینجا بریم

48:50.040 --> 48:52.096
‫- دخترام دیگه میرسن خونه
‫- پنج دقیقه

48:52.120 --> 48:53.840
‫- پنج دقیقه!
‫- لعنتی!

48:53.920 --> 48:56.296
‫- میشینیم، آروم حرف میزنیم
‫- آروم باش

48:59.760 --> 49:01.400
‫دخترات؟

49:02.040 --> 49:03.720
‫باید بچسبونیش روی درِ یخچال

49:04.120 --> 49:05.560
‫خیلی بااستعداده

49:11.440 --> 49:13.040
‫فقط کنترلش رو از دست دادیم

49:13.120 --> 49:14.400
‫بیاید «بسته شانسی» بازی کنیم

49:14.480 --> 49:15.520
‫- آره!
‫- هوم؟

49:15.600 --> 49:16.616
‫- بسته شانسی دوست دارم
‫- نه...

49:16.640 --> 49:18.320
‫بسته شانسی چیه؟

49:18.400 --> 49:19.400
‫بنویس...

49:21.440 --> 49:22.440
‫«بازو»

49:23.560 --> 49:27.280
‫فقط یه ساعت بهم وقت بدید بچه‌ها، خب؟
‫من میتونم هم پول و هم مواد رو جور کنم

49:27.360 --> 49:29.080
‫بنویس «بازو»

49:35.000 --> 49:36.040
‫پسر خوب

49:39.880 --> 49:41.800
‫- پا؟
‫- به اضافه 20 درصد

49:42.560 --> 49:44.280
‫خب؟ برای اذیت کردنتون

49:44.360 --> 49:47.080
‫تنها چیزی که ما میخواستیم این بود که
‫آهنگمون رو بزنیم و بعدش... وقتیکه...

49:47.400 --> 49:49.080
‫سروکله این همه آدم پیدا شد...

49:50.400 --> 49:52.640
‫شاید بتونیم خدمات اجتماعی انجام بدیم؟

49:55.840 --> 49:56.880
‫لعنتی

50:03.040 --> 50:05.720
‫- چشم؟
‫- باشه! چشم

50:05.800 --> 50:08.000
‫- گمشید! بیخیال. خواهش میکنم!
‫- چشم. چشم

50:08.080 --> 50:09.480
‫نمیتونم...

50:10.200 --> 50:12.160
‫- نمیتونم
‫- اشکالی نداره مارکوس

50:12.240 --> 50:13.880
‫من مینویسم

50:14.280 --> 50:15.320
‫- چشم
‫- لعنتی

50:20.480 --> 50:22.440
‫- بیضه‌ها؟
‫- بیضه‌ها! مارکوس!

50:22.520 --> 50:24.360
‫گمشید!

50:24.440 --> 50:26.360
‫بیخیال! بس کنید! خواهش میکنم!

50:26.440 --> 50:28.160
‫ما تغییر میکنیم عالیجناب. قسم میخورم

50:30.160 --> 50:31.880
‫خیله‌خب، تو بردار

50:31.960 --> 50:33.016
‫- نه نه...
‫- ممنون

50:33.040 --> 50:35.120
‫- هیچ چیزی درنیار! نه!
‫- مارکوس!

50:35.640 --> 50:37.760
‫- مارکوس!
‫- حاضری؟

50:38.720 --> 50:39.720
‫چیه؟

50:40.240 --> 50:41.240
‫

50:42.000 --> 50:42.840
‫پا

50:42.920 --> 50:44.760
‫

50:44.840 --> 50:46.400
‫شانس مبتدیا!

50:46.480 --> 50:47.760
‫من توی تیمیشوارا بازی کردم

50:48.200 --> 50:49.760
‫- میدونی چی گیرم اومد؟
‫- نه

50:54.200 --> 50:55.400
‫بشین!

50:58.280 --> 51:00.960
‫- ببینید! باشه باشه. خواهش میکنم! من...

51:01.000 --> 51:02.880
‫سی درصد بهتون میدم! خب؟

51:02.960 --> 51:05.280
‫نه، نه... میتونم خونه رو بفروشم!

51:05.360 --> 51:07.000
‫نه، راه چاره داریم

51:07.640 --> 51:08.640
‫خب؟

51:08.880 --> 51:10.560
‫تو... باهام موافقی نه؟

51:11.840 --> 51:15.160
‫پای من نه. من... من... تازه
‫جراحی داشتم، میدونید

51:15.240 --> 51:19.680
‫- زانوها خیلی پیچیده‌ان!
‫- بهتره که آروم باشی مارکوس

51:19.760 --> 51:21.480
‫نمیتونم آروم باشم!

51:21.560 --> 51:23.200
‫- پا بالا! من کمک میکنم
‫- نه نه نه نه!

51:23.280 --> 51:25.720
‫- نه خواهش میکنم!
‫- در غیر این صورت یه چیز دیگه انتخاب میکنیم

51:25.960 --> 51:28.760
‫اگه تا 24 ساعت دیگه پول و مواد رو برامون نیاری،

51:28.840 --> 51:30.880
‫ما میریم مدرسه دنبال ماتیلدا

51:32.520 --> 51:35.600
‫

51:35.680 --> 51:38.440
‫

51:39.120 --> 51:42.480
‫من فقط حس میکنم همه توی این جزیره بهم
‫میگن که یه کاری رو بکنم

51:42.560 --> 51:44.000
‫کنار بیام و فراموشش کنم

51:44.080 --> 51:46.360
‫میخوان که تو اتفاقی که افتاده رو بپذیری زوئی

51:46.840 --> 51:48.040
‫حرف روی حرف نیاری

51:48.120 --> 51:51.720
‫نه، 22 ساله که دارم اینکار رو میکنم. مزخرفه

51:51.800 --> 51:55.200
‫«حرف روی حرف نیارم» یعنی چی این اصلا؟

51:55.640 --> 51:58.840
‫ببینید من همیشه میخوام طوری زندگی کنم که
‫میخوام، حالا هر عاقبتی که میخواد داشته باشه

51:59.800 --> 52:03.520
‫و اجازه نمیدم که من رو با جایگاه
‫و پوششم توصیف کنید

52:04.600 --> 52:06.440
‫یا خونه آجری که توش بزرگ شدم

52:07.160 --> 52:09.960
‫یا آخرهفته‌هایی که توی آرکید بازی میکردیم

52:10.520 --> 52:11.520
‫در گذشته،

52:12.600 --> 52:15.280
‫عالیجناب شما طرفدار حقوق زنان،
‫همجنسبازها، سقط جنین

52:15.360 --> 52:17.320
‫کننده‌ها رو محکوم کردید و امروزه،

52:17.400 --> 52:20.200
‫برای انجام دادن تموم کارهایی که شما یک روزی
‫محکومشون میکردید آزادند

52:20.280 --> 52:23.000
‫علیجناب، یک روزی کاری که شما الان دارید
‫من رو بخاطرش محکوم میکنید قانونی میشه

52:24.320 --> 52:26.240
‫

52:26.960 --> 52:28.200
‫

52:28.600 --> 52:30.480
‫تنها چیزی که میخوام آزادی انجام دادنشه

52:32.320 --> 52:34.400
‫اگه به دنبال تجربیات جدید، احساسات جدید باشید

52:34.480 --> 52:36.880
‫همیشه یه نفر هست که بگه نباید اینکار رو کرد

52:37.160 --> 52:38.520
‫بله من اون جشن رو ترتیب دادم

52:38.600 --> 52:42.240
‫میتونید محبوسم کنید و بندازیدم زندان
‫و خدمات اجتماعی بهم محول کنید،

52:42.320 --> 52:43.920
‫اما ازم نخواید که زندگی نکنم

52:45.400 --> 52:46.400
‫چون اینکار رو نخواهم کرد

52:49.800 --> 52:51.400
‫من یه سوالی ازتون دارم عالیجناب

52:51.480 --> 52:54.241
‫تا حالا بهتون خوش گذشته؟

52:54.320 --> 52:56.240
‫

52:57.440 --> 52:58.976
‫جدیَم

52:59.000 --> 53:01.640
‫یه جور اوقات خوشِ درست و حسابی

53:01.720 --> 53:03.200
‫یه چیزی هست که باید بهت بگم

53:03.720 --> 53:05.240
‫نه البته که نداشتید. یه نگاه به خودتون بندازید

53:06.320 --> 53:08.800
‫- سکوت دادگاه رو رعایت کنید!
‫- هدفت چیه کله خر؟

53:12.080 --> 53:14.280
‫

53:14.360 --> 53:17.080
‫هفت کیلو کوکائین توی صندوق این ماشینه

53:17.104 --> 53:35.104
.:: @bollbolljan ::.