﻿WEBVTT

00:05.938 --> 00:13.938
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:06.922 --> 01:10.300
‫چیزی درمورد این لباس ها عجیب نیست؟

01:11.885 --> 01:14.721
‫تو هتل اتفاقات عجیب رخ میده؟

01:14.804 --> 01:16.515
‫آره خیلی عجیب.

01:16.598 --> 01:17.557
‫چی؟

01:18.308 --> 01:20.810
‫فقط لباسهای قرمز میبینم.

01:20.894 --> 01:24.064
‫و نمیدونم چرا اینطوریه.

01:24.147 --> 01:25.190
‫خودت چی فکر میکنی؟

01:25.273 --> 01:27.108
‫فکر کنم از «پاگوان» باشه.

01:27.192 --> 01:29.402
‫اینا لباسهای «پاگوان» و آدمهای همراه «پاگوانِ».

01:32.948 --> 01:36.660
‫زندگی تقریباً خیلی سریع تغییر کرد.

01:36.743 --> 01:40.580
‫خیلی از سیاره دور شده بودم.

01:40.664 --> 01:45.168
‫فقط میدونستم به زمان نیاز دارم
‫تا به اوضاع کمی فکر کنم.

01:49.047 --> 01:53.093
‫«کایلی» دخترم و من خیلی راضی و آسوده خاطر مینشستیم

01:53.176 --> 01:56.846
‫از اینکه جایی امن و مطمئن در آلمان به ما دادند.

01:59.891 --> 02:04.521
‫همه تو یه حالت شاد و خوشحال نشسته بودند.

02:04.604 --> 02:07.274
‫و بعد تلفن از اتاق دیگه به صدا در اومد،

02:07.357 --> 02:13.196
‫و یکی رفت بیرون و گفت از مرتع بود.

02:16.032 --> 02:19.869
‫مردم شروع کردن به اتاق برگشتن،

02:19.953 --> 02:22.205
‫و متفاوت بودن.

02:22.289 --> 02:24.499
‫کاملاً متفاوت بودن.

02:30.755 --> 02:34.342
‫ما تازه رفته بودیم، و «پاگوان»...

02:37.012 --> 02:39.306
‫سگهارو فرستاده بود دنبال ما.

02:41.141 --> 02:47.480
‫و واضح بود که اومده بود تا «شیلا»رو نابود کنه.

02:51.109 --> 02:53.820
‫چه «شیلا» رو دوست داشته باشی یا نه،

02:53.903 --> 02:58.366
‫شیلا کارشو خیلی خوب انجام داد
‫و اینکارو بخاطر «پاگوان» کرد.

02:58.450 --> 03:03.121
‫حس میکردم «پاگوان» به وفاداری او خیانت کرد.

03:14.591 --> 03:17.844
‫تو «ما آناند» هستی؟ یا «شیلا» هستی؟

03:17.927 --> 03:22.515
‫- یا همینطور بگیم خانم «سیلوراسمیت»؟
‫- من «ما اناند شیلا» هستم.

03:22.599 --> 03:24.559
‫دوباره میخوای ردای قرمز بپوشی؟

03:31.358 --> 03:32.442
‫الان نه.

03:32.525 --> 03:36.154
‫امنیت منو زیر سؤال میبره
‫امنیت جسمانی منو.

03:36.237 --> 03:40.450
‫«پاگوان» میخواست منو تضعیف کنه.

03:43.078 --> 03:47.957
‫او خیلی عصبانی بود ولی
‫من با «پاگوان» مقابله کردم.

03:48.041 --> 03:54.631
‫هیچکسی در تاریخ با «پاگوان» رودررو نشده بود...

03:55.215 --> 03:57.384
‫ولی من باهاش رودررو شدم.

03:57.467 --> 03:59.969
‫درحال حاضر شیلا و «پاگوان»،

04:00.053 --> 04:03.056
‫میشه بهش گفت
‫"امپراطوری حمله میکند."
‫[یکی از قسمتهای جنگ ستارگان]

04:04.099 --> 04:06.434
‫میخوای ببینی اون چه حرفی داشته بهت بگه؟

04:07.977 --> 04:12.899
‫«پاگوان» وقتشه اجازه بدی مردم بدونند تو کی هستی،

04:12.982 --> 04:14.526
‫طوری که من تورو شناختم،

04:14.609 --> 04:18.780
‫که از یک طرف تو یک مرد نابغه و زیبا هستی،

04:18.863 --> 04:23.284
‫و از طرف دیگه، تو درواقع از ضعف

04:23.368 --> 04:27.539
‫انسانی و احساساتشون سوءاستفاده میکنی.

04:29.207 --> 04:30.583
‫اونو چیزخور کردند.

04:34.421 --> 04:37.215
‫بدجور چیزخورش کردن.

04:37.716 --> 04:39.175
‫تو البته گفته بودی که «پاگوان»

04:39.259 --> 04:42.011
‫درواقع ذره‌ای به روشن فکری علاقه نداشته.

04:42.095 --> 04:43.221
‫پس یک کلاهبردار بود.

04:43.304 --> 04:44.139
‫البته.

04:44.222 --> 04:49.394
‫شما به عنوان ملکه، بر یک امپراطوری
‫بزرگ از کلاهبرداری ریاست میکردید.

04:49.477 --> 04:51.438
‫بله من ریاست میکردم.

04:52.522 --> 04:56.693
‫من هرگز با او رابطه برقرار نکردم، اینو با قاطعیت میگم.

04:57.902 --> 05:00.321
‫شاید این یک حسادته.

05:01.573 --> 05:03.908
‫او همیشه میخواست...

05:05.702 --> 05:09.914
‫ولی من به وضوح گفتم که
‫هرگز با یک محرم اسرار رابطه نداشته باشم.

05:16.755 --> 05:20.425
‫من متوجه شدم «پاگوان»... از هم پاشید.

05:20.508 --> 05:26.014
‫«پاگوان» رنجور بود،
‫همونطور که من از ترکش رنج کشیدم.

05:27.891 --> 05:30.477
‫روابط عاشقانه هرگز تمام نمیشه.

05:33.146 --> 05:38.526
‫میتونه به رابطه تنفر تبدیل بشه.

05:39.194 --> 05:41.988
‫او اثبات نکرد که یک خانمه.

05:43.072 --> 05:46.075
‫او ثابت کرد که یک هرزه تمام عیاره.

05:48.411 --> 05:52.457
‫او میگه تو سعی کردی دکترش،
‫دندان پزشکش ، سرپرستش مسموم کردی،

05:52.540 --> 05:55.335
‫و یکی از دستیارانت به دکترش سوزن زد...

05:56.961 --> 05:59.631
‫یه سوزن سمی به باسن دکترش فرو کرد.

06:01.716 --> 06:02.967
‫خیلی خوبه.

06:03.051 --> 06:04.260
‫کارشو درست انجام داد؟

06:05.803 --> 06:07.514
‫دکتر به نظر هنوز زندست.

06:07.597 --> 06:09.682
‫پس معلومه کارشو درست انجام نداده.

06:10.225 --> 06:16.147
‫او فقط همینطور مجنون و مجنونتر میشه
‫و بعدش به زندان میره.

06:17.941 --> 06:19.651
‫فقط صبر کنید.

06:22.445 --> 06:24.989
‫یا خودشو میکشه...

06:28.409 --> 06:33.122
‫بخاطر بار سنگین تمام جرایمی که مرتکب شده...

06:34.290 --> 06:38.753
‫یا مجبور میشه تمام عمرشو در زندان بگذرونه.

06:39.754 --> 06:41.089
‫زیادی میدونستم.

06:41.881 --> 06:48.805
‫خانواده من... تا همین امروز حراس دارن...

06:49.430 --> 06:52.267
‫که سینیاسین های «پاگوان» با من چیکار میکنن.

06:56.688 --> 06:58.022
‫چیزهایی که میدونم...

07:00.984 --> 07:03.236
‫وفور اطلاعاتی که من دارم...

07:04.862 --> 07:07.031
‫اطلاعاتی درونی که من دارم...

07:07.699 --> 07:09.492
‫خودش منو در خطر میندازه.

07:10.618 --> 07:11.703
‫ولی کی؟

07:11.786 --> 07:17.542
‫فکر میکنی «پاگوان» میتونه آدمکش
‫استخدام کنه تا تعقیبت کنند و بکشنت؟

07:21.212 --> 07:23.381
‫بازم میگم احتمالش هست.

07:26.718 --> 07:29.304
‫ما یه گروه 21 نفری بودیم،

07:29.387 --> 07:32.307
‫و ما در خطر بودیم.

07:32.390 --> 07:35.310
‫پس این واقعاً مارو به هم رسوند.

07:37.395 --> 07:41.024
‫من قطعاً پیرو شیلا بودم.

07:41.107 --> 07:43.943
‫من خودم رو تماماً وفق شیلا میکردم.

07:44.777 --> 07:47.030
‫و او تبدیل به استاد جایگزین من شد.

07:49.157 --> 07:53.244
‫امروز فهمیدم این کلمات...

07:54.287 --> 07:56.998
‫عقبه من رو قویتر کرد.

08:02.253 --> 08:04.881
‫حالا برای حفاظت از مردمم،

08:04.964 --> 08:07.467
‫باید حتی نترس تر میبودم،

08:07.550 --> 08:09.969
‫حتی قویتر.

08:10.053 --> 08:11.971
‫بدون مصالحه.

08:12.722 --> 08:13.932
‫شما ترسیدید؟

08:16.017 --> 08:17.936
‫نه، من زن شجاعی هستم.

08:18.728 --> 08:21.856
‫شناخت خودم نقطه قوتم بود.

08:22.690 --> 08:28.696
‫و باید قدرتهامونُ کنار هم قرار میدادیم
‫و به جلو حرکت میکردیم.

08:42.543 --> 08:43.586
‫هی!

08:52.587 --> 09:01.587
‫«:: مــتـرجـم: مرتضی ::»
‫|^| GodBless |^|

09:15.618 --> 09:19.414
‫وقتی درمورد چیزی که بتازگی فهمید صحبت کرد

09:19.497 --> 09:22.709
‫انگار یه بمب تو اون سالن انداخت.

09:23.751 --> 09:25.461
‫برای همه یه بمب بود.

09:25.545 --> 09:27.922
‫برای خبرنگارها یه بمب بود

09:28.006 --> 09:30.425
‫برای سینیاسینها یه بمب بود

09:30.508 --> 09:32.844
‫برای «پاگوان» یه بمب بود.

09:32.927 --> 09:37.181
‫ینی، اون خودشوم شوکه شده بود.

09:37.265 --> 09:38.641
‫به نظر شوکه میومد.

09:38.725 --> 09:42.520
‫ولی احساس میکردیم نمیدونیم
‫کی قراره بمونه،

09:42.603 --> 09:44.063
‫نمیدونیم کی قراره بره.

09:44.147 --> 09:45.898
‫نمیدونستیم چه اتفاقی برای جنبش میافته.

09:45.982 --> 09:48.234
‫نمیدونستیم اصلاً خودش میمونه یا میره.

09:50.903 --> 09:54.574
‫اون، واقعاً دوران پرمخاطره‌ای بود.

10:02.999 --> 10:06.878
‫صحبتهای راجنیش پورام در این هفته
‫همه را تحت تأثیر قرار داد.

10:06.961 --> 10:08.504
‫با اینکه اینجارو یک شهر صدا میزنن،

10:08.588 --> 10:10.840
‫رهبرانش خیلی شبیه سیاستمداران هستن.

10:10.923 --> 10:14.052
‫به غیراز تغییرات در فرماندهی،
‫یه چیزی در مرتع فرق کرده.

10:14.135 --> 10:15.762
‫«راجنیش» داره سعی میکنه بفهمه چیه.

10:18.723 --> 10:21.142
‫توضیحش، سخته.

10:21.225 --> 10:25.188
‫از یه طرف هیچی عوض نشده
‫از طرفی همه چیز عوض شده.

10:25.271 --> 10:29.025
‫وقتی فکر میکنی یه چیزهایی میدونی،
‫حس میکنی در امان هستی، آره؟

10:29.108 --> 10:32.153
‫و فکر میکردم یه چیزهایی میدونم.

10:32.236 --> 10:35.156
‫و در این لحظه میدونم که نمیدونم.

10:35.239 --> 10:37.825
‫ذهنم در شوکه و قلبم به درد اومده.

10:39.243 --> 10:41.913
‫و همین، من فقط...

10:41.996 --> 10:43.456
‫بیشتر از این نمیتونم بگم.

10:43.539 --> 10:44.665
‫میخواین اینجا بمونید؟

10:44.749 --> 10:48.252
‫اه تا جایی که بتونم آره، حتماً.

10:48.336 --> 10:51.130
‫من بتازگی احساسات متفاوتی رو تجربه کردم.

10:52.507 --> 10:57.095
‫و از یک طرف، بعضی وقتها درد
‫زیادی احساس میکنم...

10:58.513 --> 11:01.849
‫چون این آدما واقعاً قابل اعتماد هستند

11:01.933 --> 11:07.897
‫و مشخص شد اونها کاملاً برعکس چیزی
‫هستند که فکر میکردم بودن.

11:09.857 --> 11:12.068
‫شوکه، میدونی؟

11:12.151 --> 11:13.444
‫و حتی جریحه دار.

11:13.528 --> 11:15.988
‫ینی، "اه نه، میدونی؟ چی؟"

11:16.072 --> 11:19.992
‫وقتی که شنیدم صادقانه ترین واکنش من

11:20.076 --> 11:23.371
‫فقط یک غم و اندوه عمیق بود.

11:23.454 --> 11:24.664
‫خیلی غمگین بودم.

11:24.747 --> 11:28.042
‫فقط... حتی الان که بهش فکر میکنم،

11:28.125 --> 11:31.003
‫"چه اتفاقی برای این آدما افتاد

11:31.087 --> 11:35.591
‫که اینقدر از راه بدر شدند و اطراف اون باشن؟"

11:35.675 --> 11:38.928
‫خیلی دیوانه کننده بود برام.

11:40.054 --> 11:44.684
‫و البته من... واقعاً براشون ناراحت بودم.

11:44.767 --> 11:47.812
‫و فکر میکردم دیوانه شدند، جدی.

11:53.484 --> 11:56.821
‫در روزهای گذشته که «پاگوان» بهمون درمورد

11:56.904 --> 12:01.617
‫حقایق اتفاقاتی که برای این جامعه داشته میافتاده میگفت

12:01.701 --> 12:06.038
‫که درموردش نمیدونستیم،
‫احساس بار سنگین و افسردگی و

12:06.122 --> 12:09.625
‫ناراحتی و خشم و خیانت رو

12:09.709 --> 12:13.754
‫احساس میکردم.

12:14.630 --> 12:20.261
‫این جامعه مورد حمله قرار گرفته...
‫از طرف همه جهات.

12:21.929 --> 12:27.018
‫کسانی که اینجا بودند کسانی
‫که بهشون اعتماد داشتیم مارو به ... دادن.

12:28.311 --> 12:32.064
‫حس میکنم ما یه انتخاب اساسی و بنیادی داریم.

12:34.400 --> 12:40.781
‫و اون اینه... آیا میخواهیم با هم باشیم یا نمیخوایم؟

12:47.455 --> 12:51.876
‫واکنش جامعه در کل همون
‫واکنشی بود که من داشتم, فراغت.

12:52.627 --> 12:53.586
‫این...

12:55.838 --> 12:56.714
‫زودباش.

12:56.797 --> 13:01.677
‫این دیوانه قدرت، روان پریش

13:01.761 --> 13:08.684
‫که رسماً برای مدت طولانی همه رو
‫با چکش میزد دیگه رفته بود.

13:08.768 --> 13:13.105
‫نمیدونم. مثل یه ابری که به یک باره کنار رفت.

13:14.357 --> 13:18.819
‫به نحوی، یک ابری بود که ما حتی ازش خبر نداشتیم.

13:18.903 --> 13:24.283
‫و... خیلی سریع بعد از اینکه «شیلا» رفت،

13:24.367 --> 13:29.747
‫«هاسیا» به منشی جدید «اوشو» منصوب شد.

13:29.830 --> 13:32.750
‫«هاسیا» توسط هیئتی معتمد انتخاب شد

13:32.833 --> 13:35.920
‫تا ریاست بنیاد بین المللی راجنیش رو به عهده بگیره.

13:36.712 --> 13:40.174
‫او همینطور توسط «پاگوان شری راجنیش» به عنوان

13:40.257 --> 13:42.301
‫منشی شخصی وی انتخاب شده.

13:58.651 --> 14:01.737
‫جایگزین «شیلا» یک تهیه کننده ثروتمند
‫سینما به اسم «هاسیا»ست.

14:01.821 --> 14:04.198
‫او فیلم پدرخوانده رو جمع و جور کرد،

14:04.281 --> 14:06.575
‫حالا مسئول ایجاد صبح به مرتع هست.

14:06.659 --> 14:09.328
‫و «هاسیا» در روزهای اولش واقعاً،

14:09.412 --> 14:13.457
‫سعی داشت با رسانه طوری برخورد کنه

14:13.541 --> 14:20.548
‫که شرایط اتفاقاتی که درجریان بود رو خنثی کنه.

14:20.631 --> 14:23.551
‫از نقطه دید ساکنین اورگن، با کمک «هاسیا»

14:23.634 --> 14:26.470
‫چه تغییراتی قراره اتفاق بیافته؟

14:26.554 --> 14:29.056
‫خب فکر کنم بستگی داره چطور منو بپذیرن...

14:30.474 --> 14:33.269
‫چطور مارو میتونن ببینن.

14:34.520 --> 14:37.189
‫من قطعاً قصد هیچگونه آسیب رسانی رو ندارم.

14:37.273 --> 14:40.526
‫و آغوشهای ما به سمتشون باز شده.

14:40.609 --> 14:42.528
‫بالها بازه.

14:42.611 --> 14:47.450
‫خب بعد از رفتن «شیلا»، فکر کنم
‫نیمی از شورای شهر هم رفت، میدونی؟

14:47.533 --> 14:49.035
‫شهردار رفته بود.

14:50.202 --> 14:52.747
‫امروز شهردار راجنیش پورام کیه؟

14:52.830 --> 14:55.124
‫امروز اعلام خواهد شد.

14:56.459 --> 14:58.377
‫اعلام میکنید؟ اون رو منصوب میکنید؟

14:58.461 --> 14:59.337
‫اهمم

15:00.546 --> 15:05.092
‫و یه نفر اومد پیش من و گفت

15:05.176 --> 15:11.182
‫که... «اوشو» پیشنهاد داده
‫تو شهردار باشی.

15:13.851 --> 15:18.147
‫و فکر کردم "اه خوبه، همینو میخواستم، کار بیشتر."

15:20.274 --> 15:22.109
‫ولی به نظر پیشنهاد خودش بود.

15:22.193 --> 15:28.491
‫و خیلی عجیب نبود... من شهردار شدم.

15:28.574 --> 15:31.285
‫میخوام تنها نامزد رو معرفی کنم:

15:33.204 --> 15:35.247
‫سوامی پرم نیرن.

15:52.640 --> 15:54.350
‫اونا آدمای جدیدی بودند که باهاشون کار میکردم.

15:56.602 --> 16:02.525
‫و ما همه تلاش میکردیم تا این
‫جامعه رو کنار هم نگهداریم.

16:03.192 --> 16:04.652
‫پس امیدی وجود داشت.

16:06.278 --> 16:07.905
‫این جامعه هنوز هست.

16:09.698 --> 16:12.159
‫و بقیه هنوز هستند.

16:12.243 --> 16:17.581
‫و ما خیلی آزادتر از قبل هستیم.

16:17.665 --> 16:18.707
‫ولی میمونید؟

16:18.791 --> 16:20.835
‫معلومه که میمونم.

16:20.918 --> 16:22.420
‫آره جای دیگه ای نیست.

16:27.299 --> 16:28.801
‫«راجنیش» سکوتش رو شکست.

16:28.884 --> 16:31.971
‫این یکی از دو اشتباه بزرگی بود که مرتکب شد.

16:32.054 --> 16:36.517
‫او سکوتش رو شکست و به
‫دنیا گفت که شوکه شده، او شوکه شده بود.

16:36.600 --> 16:39.186
‫"اه شوکه شدم، دارم میگم شوکه شدم.

16:39.270 --> 16:41.689
‫شوکه، تازه اینو شنیدم
‫و میخوام بهت بگم."

16:41.772 --> 16:47.987
‫«پاگوان» داشت در یک شکل خیلی عمومی
‫علیه «شیلا» موضع میگرفت.

16:48.070 --> 16:49.822
‫اینجا واقعاً چه خبر شده؟

16:49.905 --> 16:52.324
‫اینا که نرفتن هویج بکارن.

16:52.408 --> 16:55.077
‫برخی از مسئولان بالارده این شهر از کشور فرار کردند

16:55.161 --> 16:57.746
‫بعد از اینکه رهبرشان، «پاگوان شری راجنیش»،

16:57.830 --> 16:59.874
‫اونها را به جرایم مختلفی متهم کرد.

16:59.957 --> 17:04.003
‫«دان الیور» گزارش میده که این
‫جامعه به اصطلاح بی نقص شاید

17:04.086 --> 17:05.296
‫از بی نقص بودن فاصله گرفتند.

17:05.379 --> 17:07.298
‫حالا دوباره صحبت میکنه،

17:07.381 --> 17:10.217
‫و چیزی که میخواد بگه مریدان خودش
‫رو بهت زده میکنه.

17:10.301 --> 17:13.512
‫داستانهایی از تلاش به قتل،
‫جاسوسی و خرابکاری،

17:13.596 --> 17:17.099
‫و خیانت توسط نزدیکترین
‫یارانش در راجنیش پورام.

17:17.183 --> 17:22.396
‫«شیلا» میخواست یکی از خلبانهای ما بمب رو ببره

17:22.480 --> 17:27.401
‫و با هواپیما در دفتر شهر واسکو سقوط کنه.

17:27.485 --> 17:32.990
‫او 43 میلیون دلار از اون پول رو دزدیده.

17:33.073 --> 17:37.369
‫یکی از دفاتر شهر واسکو آتش گرفت.

17:37.453 --> 17:40.706
‫باید پلیس بین الملل بندازن دنبالش.

17:40.789 --> 17:46.128
‫باید در قل و زنجیر برگردانندشون.

17:46.212 --> 17:50.132
‫اون برای اولین بار FBI رو به مرتع کشوند

17:50.216 --> 17:54.553
‫تا جرایمی که در منطقه تحت حفاظت
‫FBI بود رو تحقیق کنند.

18:04.021 --> 18:06.607
‫وقتی «پاگوان» این ادعاها رو کرد،

18:06.690 --> 18:09.193
‫این کلید درُ به ما داد.

18:12.321 --> 18:16.408
‫وقتی به شهر میرفتم، اولین چیزی که دیدم

18:16.492 --> 18:22.581
‫یک زوج نامزد در حال سکس روی
‫یه پل در غربیترین نقطه شهر بود

18:22.665 --> 18:27.002
‫و این کم و بیش شروع دوماه تحقیقات فدرال

18:27.086 --> 18:30.214
‫عجیب و غریب در این انجمن شد.

18:31.048 --> 18:32.007
‫اه...

18:32.091 --> 18:36.762
‫سکس بین اعضای انجمن باز و مکرر و بود

18:36.845 --> 18:40.057
‫و چیزهای دیگر هم چشم پوشی میشد

18:40.140 --> 18:44.645
‫چیزهایی که شما در مناطق دیگر
‫ایالت اورگن هرگز نمی‌بینید.

18:45.396 --> 18:48.148
‫برای اولین بار از زمانی که
‫انجمن در چهار سال پیش آغاز به کار کرد،

18:48.232 --> 18:51.986
‫افسران قانون برای تحقیقات
‫درمورد اتهامات به اونجا منتقل شدند.

18:52.528 --> 18:57.032
‫اونها رسماً درخواست کمک از ما کردن.

18:57.116 --> 19:00.119
‫FBI، الکل تنباکو اسلحه،

19:00.202 --> 19:02.871
‫پلیس ایالتی، مجریان قانون

19:02.955 --> 19:06.208
‫و اداره ما همگی درگیر بودند.

19:06.292 --> 19:09.878
‫بازرسان فدرال، ایالت و شهر در راجنیش پورام دفتر ایجاد کردند

19:09.962 --> 19:12.965
‫به دنبال مدارک بر پیگیری اتهامات معلم مذهبی بودند.

19:14.425 --> 19:15.676
‫ما همکاری میکردیم میدونی؟

19:15.759 --> 19:20.806
‫اونا اومدند و ما بهشون دسترسی به اسناد
‫و دسترسی به افراد دادیم.

19:20.889 --> 19:26.270
‫تقریباً تمام تمرکز خودم صرف کار
‫کردن با مأمورین قانون بوده،

19:26.353 --> 19:28.188
‫تا مسئولان قانون گذار بتونند از

19:28.272 --> 19:30.899
‫هر طریق ممکن با ساکنین این

19:30.983 --> 19:32.693
‫شهر همکاری کامل داشته باشند.

19:32.776 --> 19:34.737
‫ما 100 هزار نوار تحویل دادیم

19:34.820 --> 19:40.784
‫نوارهایی که در یک اتاق مخفی
‫زیر خونه «شیلا» پیدا کردیم.

19:40.868 --> 19:42.828
‫اکنون که تحقیقات علیه «شیلا»

19:42.911 --> 19:45.789
‫و دیگر مقام بالا رتبه راجنیش ادامه داره،

19:45.873 --> 19:49.460
‫خبری از یک انبار در خانه‌ای
‫که «شیلا» قبلاً زندگی میکرد منتشر شد.

19:49.543 --> 19:51.337
‫در خانه لوکس قبلی «شیلا»،

19:51.420 --> 19:53.422
‫روز دیگری از افشاگری بوجود اومد.

19:53.505 --> 19:56.300
‫زیر استخر و لباسهای کثیف که
‫بین اتاقها بود

19:56.383 --> 19:58.093
‫چیزهایی بیشتر از تصور وجود داره.

19:58.177 --> 20:00.095
‫یک اهرم مخفی در مرموز رو باز میکنه

20:00.179 --> 20:02.848
‫کنار سالن که به اتاق خواب
‫قبلی شیلا ختم میشه.

20:02.931 --> 20:06.518
‫شیلا ورودی مخصوص به خودش از
‫طریق دستشویی به تونل داشت.

20:06.602 --> 20:10.230
‫کسانی که ساختند به نظر گفتند
‫اینجا یک مکان امن برای «پاگوان» هست.

20:10.314 --> 20:13.359
‫یک دکمه زیر این کولر یک
‫در مخفی دیگه رو باز میکنه

20:13.442 --> 20:16.695
‫که از پله های باریک به اتاقی غارمانند ختم میشه

20:16.779 --> 20:18.572
‫با سرویس بهداشتی و کمد لباس.

20:18.656 --> 20:22.242
‫یک راهرو که به سونای بزرگ میرسه.

20:23.661 --> 20:27.831
‫در یک گوشه، یک در مخفی دیگر هست،
‫این یکی به یه تونل میره.

20:28.415 --> 20:31.627
‫موضوع گمراه کننده این بود که
‫یک اتفاق سری درحال رخ دادن بود.

20:32.086 --> 20:35.506
‫در جامعه ای مثل مال ما، برای ما
‫کاملاً غیرقابل درکه.

20:35.589 --> 20:36.799
‫مارو غافلگیر کرد.

20:37.800 --> 20:43.430
‫هرکسی که به راجنیش پورام رفته
‫احتمالاً صداش ضبط شده.

20:43.514 --> 20:47.768
‫هرگونه تحرکاتی که داشتند ضبط شده بود.

20:47.851 --> 20:53.691
‫یک سیستم بشدت پیشرفته در
‫هرکدوم از ساختمونها بود.

20:53.774 --> 20:58.028
‫مسئولان راجنیش چندین وسایل
‫جاسوسی پیدا کردند.

20:58.112 --> 21:01.990
‫به نظر از اینها برای ضبط، عکاسی و
‫بعضی وقتها آسیب رساندن استفاده میشد.

21:04.868 --> 21:10.749
‫این بزرگترین واقعه استراق سمع در تاریخ هر کشوریه.

21:10.833 --> 21:14.128
‫FBI نوارهای ضبطی زیادی از مکالمات داره که

21:14.211 --> 21:16.797
‫برای گوش کردن تمامش ، یک فرد باید مدت

21:16.880 --> 21:19.133
‫دوسال روزی هشت ساعت اونهارو گوش کنه.

21:19.216 --> 21:22.720
‫احتمالاً نوارها شامل جرایم مرتکب
‫شده دیگری در اون مرتع بوده.

21:22.803 --> 21:28.350
‫تمرکز ما روی تجاوز، خرابکاری و تلاش برای قتل

21:28.434 --> 21:33.522
‫و هرچیز دیگری تقریباً به فکرمون میرسید بود.

21:33.605 --> 21:35.566
‫اونها جرایم بسیار خطرناکی بودند

21:35.649 --> 21:39.695
‫و از دید ما به رسیدگیهای بسیار جدی نیاز داشت.

21:44.491 --> 21:47.953
‫قبل از اینکه شیلا «پاگوان» و راجنیش پورام رو ترک کنه...

21:48.912 --> 21:52.249
‫یه روز ازم خواستند به رستوران بیام

21:52.332 --> 21:55.002
‫و شیلا گفت، "یه کاری برات دارم.

21:55.085 --> 21:58.213
‫به تفنگهایی نیاز داریم که نشه ردیابی کرد

21:58.297 --> 22:02.217
‫و تو و «ریتا» باید برین بیارینشون."

22:02.301 --> 22:06.138
‫و با هواپیما رفتیم سمت تگزاس.

22:08.474 --> 22:12.811
‫تو مغازهای مختلف اسلحه گشتیم
‫و تفنگ خریدیم.

22:12.895 --> 22:17.149
‫و هربار با یه تفنگ از یه فروشگاه میومدیم بیرون،

22:17.232 --> 22:19.318
‫میرفتیم مغازه بعدی.

22:19.401 --> 22:23.489
‫من فاکتور خرید تفنگو پاره کردم
‫و از پنجره انداختم بیرون،

22:23.572 --> 22:27.326
‫و خندیدیم و خوندیم چون خیلی خوشحال بودیم.

22:30.287 --> 22:33.081
‫من تفنگُ گذاشتم تو کیفم،

22:33.165 --> 22:36.460
‫و با یه اتوبوس برگشتم سمت پورتلند.

22:36.543 --> 22:42.591
‫من تو ایستگاه اتوبوس مردیو دیدم
‫که بهمون گفت چجور تفنگایی بخریم.

22:42.674 --> 22:46.011
‫اون کیسه سنگینو ازم گرفت،

22:46.094 --> 22:47.930
‫و دیگه ندیدمش.

22:51.099 --> 22:52.768
‫اگر انبار اسلحه‌ای در رودخانه

22:52.851 --> 22:56.396
‫راجنیش پورام انداخته باشند،
‫غواصان نیروی دریایی ارتش پیدا خواهند کرد.

22:56.480 --> 22:58.315
‫سلاحها به صورت غیرقانونی

22:58.398 --> 23:01.109
‫توسط یک گروه آدمکش برای
‫به قتل رساندن مقامات رسمی

23:01.193 --> 23:03.779
‫مثل دادستان کل منطقه «دیو فرونمایر» خریده شده بودند.

23:03.862 --> 23:06.281
‫به گفته یک منبع آگاه که ادعای
‫میکنه رابط مستقیم داره،

23:06.365 --> 23:08.659
‫تفنگهایی که تو رودخانه پاتانجالی انداختند

23:08.742 --> 23:10.494
‫زمانی بود که توطئهای قتل اتفاق افتاد.

23:10.577 --> 23:14.331
‫برای تسریع در جستجو، غواصان از یک
‫فلزیاب بسیار حساس با

23:14.414 --> 23:17.834
‫قابلیت یافتن اشیایی به کوچکی سنجاق سر هستند استفاده میکنند.

23:17.918 --> 23:21.922
‫دستیار دادستانی ایالت متحده «رابرت ویور» به
‫اخبار CBS گفت سلاحی یافت شده

23:22.005 --> 23:23.048
‫که احتمالاً مرتبط با

23:23.131 --> 23:26.885
‫تلاش قتل دادستان آمریکا
‫«چارلز ترنر» بوده است.

23:26.969 --> 23:33.976
‫اونها خونه «دیو فرونمایر و چارلی ترنر» و

23:34.059 --> 23:36.562
‫خانوادشونُ ماهها تحت نظارت داشتن،

23:36.645 --> 23:38.605
‫برای قتل نقشه میکشیدند.

23:39.815 --> 23:43.694
‫دختر جوان «دیو فرونمایر» «کیتی»
‫یه روز از مدرسه اومد خونه

23:43.777 --> 23:47.072
‫و امعا و احشاء یه حیوون خونیُ پیدا کرد

23:47.155 --> 23:52.411
‫و چندتا هم روزنامه در پیاده رو.

23:52.494 --> 23:56.915
‫پیروان راجنیش اینقدر به قتل
‫نماینده رئیس جمهور نزدیک شده بودند،

23:56.999 --> 23:59.376
‫تا «چارلز ترنرُ» بکشند.

23:59.459 --> 24:01.420
‫اینقدر به کشتنش نزدیک شده بودن.

24:01.503 --> 24:06.717
‫اگر دادستان ایالت متحده یا
‫دادستان کل اورگن رو بکشی،

24:06.800 --> 24:10.971
‫این یک تروره، این یک
‫جنایت سطح بالاست.

24:11.054 --> 24:13.890
‫براساس شهادتی که در این سند آمده،

24:13.974 --> 24:17.436
‫تمام داروها و سموم احتمالی از
‫شرکت دارویی راجنیش میومد.

24:17.519 --> 24:20.480
‫منشی خزانه داری
‫«ما آناند پوجا»،

24:20.564 --> 24:22.858
‫کنترل کامل بر این تأسیسات داشته.

24:22.941 --> 24:25.068
‫به گفته شاهدین، او دستور توزیع

24:25.152 --> 24:28.363
‫داروها و حتی ریزش آبجو برای کسانی که

24:28.447 --> 24:30.532
‫پاییز پارسال وارد مرتع شدند صادر کرد.

24:30.616 --> 24:33.577
‫به نظر من یکی از خبیثترین شخصیتهای کل عملیات

24:33.660 --> 24:37.331
‫همون «ما آناند پوجا» بود، که یک پرستار بود.

24:37.414 --> 24:40.584
‫این اثبات شده بود که «پوتا»...

24:41.710 --> 24:43.003
‫اسمش همین بود؟

24:43.086 --> 24:44.588
‫پوجا، آره.

24:44.671 --> 24:47.716
‫آره، پوتا تو اسپانیایی چیزی میشه
‫که نمیشه گفت، نه؟
‫[حرومزاده]

24:47.799 --> 24:53.930
‫«پوجا» از سم به عنوان ابزار
‫تنظیم داخلی استفاده میکرد.

24:54.014 --> 24:58.101
‫میدونی، یه نفر درست همکاری نمیکرد
‫و یهو مریض میشد.

24:58.935 --> 25:01.355
‫به نظر پلیس در کلینیک پزشکی دنبال مدارکی بودند

25:01.438 --> 25:03.190
‫که شاید اتهامات «پاگوان» را تأیید کند

25:03.273 --> 25:06.485
‫که «شیلا» و دوستاش سعی کردند
‫پزشک «پاگوان» رو مسموم کنند.

25:06.568 --> 25:11.657
‫یجور درد ناچیز، ینی یه جور سرگیجه عجیب بود

25:11.740 --> 25:16.662
‫و حس میکردم تمام اتفاقات
‫داره در خیالات وحشتناکم رخ میده.

25:16.745 --> 25:19.206
‫میدونی، «شانتی بادرا»، درد در کفل سمت چپم،

25:19.289 --> 25:22.751
‫قضیه مسموم کردن، تمامش ناگهان مشخص شد.

25:22.834 --> 25:24.336
‫خدای من این آدما.

25:25.629 --> 25:29.466
‫این باورنکردنیه، ولی اتفاق افتاد، میدونی؟

25:30.217 --> 25:36.223
‫اف.بی.آی ازم پرسید که آیا حس
‫میکنم که شاید مسموم شده باشم.

25:38.517 --> 25:42.145
‫یه روز بهم قهوه دادند.

25:43.563 --> 25:49.361
‫و من قهوه رو خوردم و سریع رفتم دستشویی
‫و گیج و منگ شدم.

25:49.444 --> 25:52.030
‫و یکی در میزد و دکتر میگفت،

25:52.114 --> 25:55.325
‫یه آمبولانس داره میاد! تو خوبی؟ درو باز کن!

25:57.327 --> 25:58.620
‫و بعد فهمیدم،

25:58.704 --> 26:04.042
‫روی برانکاردم سمت بهداری پیتاگورس.

26:04.126 --> 26:07.045
‫و فقط بیهوش بودم.

26:07.129 --> 26:11.133
‫و چشمامو باز میکردمو میبستم.

26:12.217 --> 26:16.221
‫و چندین روز بعد بیدار شدم.

26:16.304 --> 26:21.852
‫و داشت یادم میومد، "آه آره، راجنیش،

26:21.935 --> 26:26.106
‫اون توی رولز رویس توی مراسم
‫جلوی من وایساد.

26:26.189 --> 26:28.900
‫و یه عالمه گل رز روی
‫رولز رویس بود."

26:28.984 --> 26:32.446
‫و گفتم، "میخوای این رزهارو بردارم؟"

26:32.529 --> 26:34.948
‫و یه رز برداشتم.

26:35.031 --> 26:36.533
‫پنجره رو داد پایین.

26:36.616 --> 26:38.285
‫اصلاً نمیدونستم اسممو میدونه.

26:38.368 --> 26:44.374
‫و گفت "نه «سانی» باید تمام رزهارو برداری."

26:47.961 --> 26:51.381
‫به گذشته که نگاه میکنم انگار
‫اینطوری بودم خدای من، چه حسود.

26:51.465 --> 26:57.012
‫اه خدای، این یه رفتار زنانه خالص ناخودآگاهه.

26:57.846 --> 27:03.393
‫تمام کسانی که مورد لطف اوشو قرار گرفته بودن
‫توسط «شیلا» به ... میرفتن.

27:03.477 --> 27:09.983
‫و تمام کسانی که مورد لطف اوشو بودن
‫توسط «شیلا» مورد حمله قرار میگرفتن.

27:10.066 --> 27:13.028
‫فکر کنم همه ما همین حسو داریم
‫ولی میترسیم درموردش چیزی بگیم،

27:13.904 --> 27:15.989
‫بخاطر ترس از ترد شدن و
‫عواقب اون.

27:16.072 --> 27:17.240
‫چه حسی میکنی؟

27:17.324 --> 27:19.701
‫ترس زیاد. ینی هیچوقت درموردش حرف زده نشده بود،

27:19.785 --> 27:23.121
‫وحشت خیلی زیادی داشتیم که
‫«شیلا» یا هرفرد عالی رتبه‌ای

27:23.205 --> 27:25.874
‫ممکنه کاری بکنه، ممکنه ازت بخوان بری.

27:25.957 --> 27:28.585
‫فکر کنم مردم بیشتر خواهان این هستند...

27:28.668 --> 27:31.046
‫مخصوصاً بعد از اینکه «پاگوان» بهشون اجازه داد انجامش بدن،

27:31.129 --> 27:34.382
‫بیشتر خواهان این بودن تا درمورد «شیلا» داستانایی

27:34.466 --> 27:37.928
‫بگن که تا الآن با احترام از
‫زبان «پاگوان» فهمیده بودیم.

27:38.011 --> 27:40.222
‫چهار روز از کنفرانس های خبری و سخنرانی ها میگذره،

27:40.305 --> 27:42.432
‫راجنیش ادعا کرده که «شیلا» و دوستانش

27:42.516 --> 27:45.435
‫پشت پرده مصمویت غذایی سالمونلا در دالس در پاییز گذشته بودن.

27:45.519 --> 27:47.145
‫بخش بهداشت دولتی میگه

27:47.229 --> 27:50.232
‫باکتری سالمونلا در نمونه غذاهایی
‫که از رستورانها گرفته شده

27:50.315 --> 27:54.069
‫به طور کلی با باکتری که در خلال تحقیقات در

27:54.152 --> 27:55.821
‫مرتع یافت شده همسانه.

27:55.904 --> 28:00.075
‫اونا آزمایشگاهی داشتند که سالمونلا رو پرورش میدادن.

28:00.158 --> 28:02.369
‫که اونها میکروب سالمونلا رو برمیداشتند

28:02.452 --> 28:07.874
‫و به غذاها و بوفه سالاد در
‫رستورانهایی دالس اضافه میکردن.

28:10.043 --> 28:12.546
‫اونها لباسهای آستین بلند داشتند

28:12.629 --> 28:15.757
‫و یجور سیستمی متصل به آستینشون داشتند.

28:15.841 --> 28:19.719
‫میتونستند دستاشونُ روی سالاد حرکت بدن.

28:19.803 --> 28:23.557
‫میرفتیم و مزه میکردیم و مردم مریض میشدن.

28:25.141 --> 28:28.645
‫اونها برای یه مراسم بزرگ
‫میز رو چیده بودن.

28:28.728 --> 28:33.775
‫پیروان راجنیش سعی داشتند
‫روی انتخابات تأثیر بگذارن.

28:33.859 --> 28:35.986
‫موضوع برای اهالی بسیار جدیه.

28:36.069 --> 28:38.822
‫سازوکار سیاسی دادگاه شهر واسکو

28:38.905 --> 28:41.283
‫به خوبی میتونه آینده شهر رو تعیین کنه،

28:41.366 --> 28:44.661
‫که یعنی سرمایه گذاری به ارزش میلیونها دلار در اونجا وجود داره.

28:44.744 --> 28:48.331
‫که البته برای اهالی راجنیش از
‫نظر سیاسی عاقلانست

28:48.415 --> 28:52.878
‫تا بتونن کنترل سیاسی
‫شهر واسکو رو به دست بگیرن.

28:52.961 --> 28:57.716
‫هدف این بود که یه تلاش در روز انتخابات انجام بدن،

28:57.799 --> 29:00.051
‫تا بتونن اینقدر مردم رو مسموم کنند

29:00.135 --> 29:03.972
‫تا برای کنترل شهر به اندازه
‫کافی رأی داشته باشند.

29:06.099 --> 29:11.646
‫بوفه سالاد، اه اولین تلاش اونها نبوده.

29:14.733 --> 29:17.903
‫یه تهدید برای سمی کردن منبع آب شهر بود.

29:17.986 --> 29:22.407
‫ما آب انبارهای باز داشتیم که
‫سهم عظیمی از جامعه رو سیرآب میکرد.

29:23.783 --> 29:28.246
‫بیشتر آب دالس از زهکشی کوه هود میومد.

29:28.330 --> 29:33.585
‫و ما یه سد بزرگ داریم که بازه.

29:33.668 --> 29:36.588
‫یه نفر یه جایی خونده بود

29:36.671 --> 29:42.093
‫که سگهای آبی منبع بد از باکتریهاست،

29:42.177 --> 29:44.554
‫برای همین تصمیم گرفتند سگهای آبی رو

29:44.638 --> 29:47.849
‫به منبع آب دالس منتقل کنند.

29:47.933 --> 29:51.311
‫اونها با سگهای آبی رفتند،

29:51.394 --> 29:54.898
‫ولی دیدند یه شکاف کوچیک بین

29:54.981 --> 30:01.238
‫سرپوش و دیوار هست که با
‫طناب پوشونده شده.

30:02.280 --> 30:04.824
‫اونا نمیتونستند سگهای آبیُ وارد منبع آب بکنند.

30:07.285 --> 30:09.162
‫برای همین برگشتند و سگهای آبی رو کشتند.

30:09.246 --> 30:12.123
‫اونا انداختند تو مخلوط کن و سگهارو چرخ کردن...

30:12.207 --> 30:17.337
‫و بعد سگهای آبی چرخ شده رو ریختند تو منبع آب.

30:19.756 --> 30:21.800
‫اصلاً نمیدونستم این داستان حقیقت داشته یا نه،

30:21.883 --> 30:25.428
‫ولی یه کسی که اونجا بود این داستانو بهم گفت.

30:27.180 --> 30:29.224
‫این آدما دیوانه هستند.

30:29.933 --> 30:33.603
‫این باعث شد نسبت به این که

30:33.687 --> 30:37.274
‫این آدما کین و دارن چیکار
‫میکنن خیلی مشکوک بشم.

30:38.566 --> 30:40.527
‫«ویور» جلوی یه خانه خالی ایستاد

30:40.610 --> 30:43.321
‫تا بگه تمام مدت درمورد اهالی راجنیش درست میگفته.

30:43.697 --> 30:48.118
‫وقتی بالاخره خبرش منتشر شد
‫که حق با من بوده و من بردم،

30:48.201 --> 30:50.078
‫پیام آور شادی شدم.

30:50.161 --> 30:51.496
‫یه قهرمان بودم.

30:51.997 --> 30:57.210
‫میرفتم با روتاری حرف میزدم و جمهوری خواهان
‫هم ایستاده ازم استقبال میکردن.
‫[روتاری: یک سازمان خیریه جهانی بازرگانان]

31:01.339 --> 31:02.966
‫سه دو یک

31:03.049 --> 31:06.553
‫یه چیزی که فراموش نکنیم: تمام اتهامات خطاکاران

31:06.636 --> 31:09.472
‫یا از زبان «پاگوان» گفته شده یا کسانی
‫که در حصار قرار داشتند میگفتند.

31:10.181 --> 31:11.349
‫و این احتمال اینکه

31:11.433 --> 31:14.811
‫ارباب روشنگری کسی که ادعا میکرد توسط
‫زیردست خودش فریب خورده بود

31:14.894 --> 31:17.939
‫شاید بتونه در دادگاه ثابت کنه
‫دستانش پاک از خطا بوده.

31:18.606 --> 31:20.442
‫دوران پرآشوبیه.

31:20.525 --> 31:24.571
‫رفتند «شیلا» و اراده «پاگوان»

31:24.654 --> 31:30.952
‫برای درمعرض قراردادن تمام فعالیتهای غیرقانونی،

31:31.036 --> 31:34.664
‫در ذهن من، فقط تلاشهای

31:34.748 --> 31:40.920
‫سازمان مهاجرت و چندین آژانس دولتی
‫تداعی میشد که چطور «پاگوانُ» از کشور بیرون میکردن...

31:42.839 --> 31:45.633
‫و چطور باعث تفکیک اون جامعه میشد.

31:45.717 --> 31:47.677
‫ماه عسل خیلی طول نکشید.

31:47.761 --> 31:51.306
‫سالها بی اعتمادی از هر دو طرف
‫نمیشد یک شبه پاک بشه،

31:51.389 --> 31:53.933
‫و مشخص شد که بعضیها در مرتع هنوز هم

31:54.017 --> 31:56.311
‫ممکنه نسبت به پیگرد قانونی آسیب پذیر باشن.

31:56.394 --> 31:59.939
‫پس اهالی راجنیش که هرگز به
‫کنار گذاشتند عزت نفس معروف نبودند،

32:00.023 --> 32:01.733
‫حالا شروع به حمایت از شماره یک کردند.

32:01.816 --> 32:06.488
‫فکر نمیکنم تا به حال زمانی در تحقیقات وجود داشته

32:06.571 --> 32:10.617
‫که بتونم توصیف کنم مسئولان راجنیش همکاری میکردند.

32:10.700 --> 32:14.579
‫در تمام مدت یه رابطه ستیزه جو بود.

32:15.622 --> 32:17.499
‫اونها فقط جرایمش رو رسیدگی نمیکردن.

32:17.582 --> 32:22.128
‫اونها به دنبال انبوهی از مدارک بودند
‫تا بتونند آدمای مرتع رو پیگرد قانونی بکنند،

32:22.212 --> 32:23.421
‫نه فقط برای جرایم «شیلا»،

32:23.505 --> 32:27.258
‫ولی از پروندهای اونها و شکایاتشون حمایت کنند.

32:27.342 --> 32:32.097
‫پس از اون نقطه، هرکسی که باهاشون حرف زده شد
‫رفتند سراغ یه وکیل.

32:32.180 --> 32:34.099
‫همکاریها محدود شد وقتی

32:34.182 --> 32:36.768
‫معلوم شد به اونجا اومدند تا مچ مارو بگیرن.

32:36.851 --> 32:41.564
‫دعوت شدیم تا چیزهایی که میخواستند رو ببینیم

32:41.648 --> 32:46.486
‫ولی باعث نشد چیزی که میخواستند
‫به ما بگند رو همینطور بپذیریم.

32:46.569 --> 32:51.783
‫بنابراین ما همینطوری تصور نمیکردیم اونها
‫دارن تمام داستان رو به ما میگن.

32:53.576 --> 32:57.997
‫ما هنوز آماده نبودیم که یه
‫رودرویی کامل با «پاگوان» داشته باشیم.

33:03.920 --> 33:05.463
‫حالا، برای شفاف سازی...

33:07.382 --> 33:11.511
‫اوشو چیزی درمورد جرایمی که
‫در جریان بود خبر نداشت.

33:11.594 --> 33:16.224
‫وقتی چیزی درمورد آموزه‌هاش و کارش
‫بود اونوقت بود که بوووم.

33:16.307 --> 33:21.187
‫ولی وقتی چیزی خارج از محدوده
‫اینها بود...

33:23.231 --> 33:25.984
‫او همیشه از کسانی که بهشون
‫مسئولیت میداد خیلی حمایت میکرد.

33:26.067 --> 33:30.321
‫موضوع مورد بحثش اونطور که من درکش کردم،

33:30.405 --> 33:34.409
‫فقط بالا بردن آگاهی بشریت بود.

33:34.492 --> 33:36.786
‫هدفش این بود، تلاشش این بود.

33:36.870 --> 33:39.330
‫تنها دلیل صحبت کردنش همین بود.

33:39.414 --> 33:41.583
‫برای اوشو، تمام اینا یه بازی بود.

33:42.792 --> 33:46.963
‫تمام اینا یه بازی آگاهی برای
‫تغییر آگاهی بود.

33:48.423 --> 33:49.757
‫یه آدمی به اسم «گورجیف» بود...

33:52.093 --> 33:53.595
‫که مرد پررمز و راز مشهوری بود...

33:56.014 --> 33:58.057
‫چیزی ساخت که اسمشو گذاشت شیوهها.

33:59.309 --> 34:03.271
‫اون مردم رو در شرایط سخت
‫فیزیکی و روانی قرار میداد.

34:04.606 --> 34:06.483
‫و با مواجهه با چنین شرایطی،

34:06.566 --> 34:11.946
‫مردم به درون خودشون قفل میشدند و
‫درمورد خودشون یاد میگرفتند.

34:13.364 --> 34:18.995
‫در بعضی موارد کل ماجرا برای اوشو
‫فقط یه شیوه بزرگ «گورجیفیان» بود.

34:19.078 --> 34:21.831
‫یه شیوه برای ایالات متحده آمریکا بود،

34:21.915 --> 34:23.625
‫که ببینند خودشون کی هستند.

34:23.708 --> 34:26.586
‫یه شیوه برای «شیوا» بود که
‫بفهمه خودش کی بوده.

34:26.669 --> 34:28.922
‫یه شیوه برای همه ما در جامعه بود

34:29.005 --> 34:31.549
‫که بفهمیم ما تحت فشار چیکار میکنیم.

34:32.425 --> 34:37.055
‫آمریکا قطعاً همان امید...

34:39.474 --> 34:41.392
‫برای تمام دنیاست.

34:42.143 --> 34:48.066
‫ولی... نه اونطور که الآن هست.

34:48.149 --> 34:51.611
‫ما باید آمریکا را بازنویسی کنیم...

34:54.531 --> 34:56.866
‫از سیاستهای کثیف...

34:57.784 --> 35:00.453
‫از ادیان خیالی...

35:04.958 --> 35:11.214
‫از هرگونه ریاکاری.

35:11.297 --> 35:13.967
‫این یه تصادف نیست...

35:14.050 --> 35:19.764
‫که به ناگاه ما در اینجا فرود آمدیم.

35:19.847 --> 35:22.308
‫ما مجبوریم...

35:24.644 --> 35:30.400
‫یه کار خیلی بزرگ...

35:31.442 --> 35:34.445
‫برای بشریت انجام بدیم.

35:39.909 --> 35:43.413
‫«گورجیف» حق داشت.

35:43.496 --> 35:46.040
‫درود بر آمریکا.

35:53.047 --> 35:56.050
‫معلم مذهبی دیشب گفت آئین راجنیش بدون

35:56.134 --> 35:59.887
‫اجازه وی توسط معاون سابقش «ما آنان شیلا» شروع شد.

35:59.971 --> 36:02.807
‫من علیه تمام ادیان هستم.

36:04.225 --> 36:06.769
‫من رهبر شما نیستم.

36:08.354 --> 36:10.440
‫شما پیرو من نیستید.

36:12.025 --> 36:14.402
‫من همه چیز را نابود میکنم...

36:15.486 --> 36:19.490
‫تا تاریخ دیگه تکرار نشه.

36:19.574 --> 36:22.660
‫«پاگوان» گفت مریدانش میتونند
‫از الآن هررنگی خواستند بپوشند.

36:22.744 --> 36:26.247
‫اونها حتی میتونند تسبیح های
‫خودشون که نماد مریدی بود را پاره کنند.

36:26.331 --> 36:29.083
‫او هیچگونه تجملات یک دین سازمان دهی شده رو نمیخواهد.

36:30.001 --> 36:34.297
‫اگه بتونم یه ژاکت فیروزه‌ای بخرم
‫شادترین زن دنیا میشم.

36:36.674 --> 36:38.176
‫ولی بوتیک تموم کرده پس...

36:39.552 --> 36:41.846
‫فکر کنم واقعاً زیباست چون معنیش اینه که

36:41.929 --> 36:46.768
‫هیچگونه تفکیکی بین سینیاسینها و باقی دنیا نیست.

36:46.851 --> 36:48.519
‫اون میخواست مردم آزاد باشن.

36:49.687 --> 36:53.399
‫اون میخواست مردم از اون وضعیت آزاد بشن،

36:53.483 --> 36:56.944
‫تا از اون شرایط آزاد بشن،
‫تا انرژی خودشونُ آزاد کنند،

36:57.028 --> 37:00.615
‫تا ادراک خودشون آزاد کنند تا
‫فراگیری خودشون آزاد کنند.

37:00.698 --> 37:02.617
‫برای اولین بار...

37:03.910 --> 37:06.746
‫در کل تاریخ بشریت...

37:09.749 --> 37:14.629
‫یک دین... مرد.

37:31.896 --> 37:33.815
‫خیلی خب، سلام همگی!

37:36.234 --> 37:40.363
‫این آرزوی «شیلا» بود تا
‫کاهن اعظم باشه.

37:44.075 --> 37:46.744
‫و آرزوی «شیلا» تا پاپ بشه،

37:50.665 --> 37:57.004
‫و امروز جشن میگیریم چون
‫مذهب راجنیش مُرده.

38:04.470 --> 38:07.932
‫ما به این فکر افتادیم که «پاگوان» تا چه حد عصبانیه.

38:08.015 --> 38:11.602
‫او دستور داد کتابهای فرمان
‫و ادعیه راجنیش آتش بگیره.

38:11.686 --> 38:14.522
‫و درهمون زمان، دستور داد ردای «شیلا» رو بسوزونن.

39:01.694 --> 39:04.447
‫فکر کنم این یه رسمه...

39:04.530 --> 39:08.993
‫تا کسی که کفر میورزه رو آتش بزنن.

39:10.203 --> 39:12.872
‫این یه رسم قدیمیه...

39:13.748 --> 39:15.875
‫درست مثل آتش زدن جادوگرا.

39:19.337 --> 39:21.172
‫«شیلا» میگه هرگز خواستار

39:21.255 --> 39:23.674
‫تأسیس یک دین نبود.

39:23.758 --> 39:25.384
‫تمام اینا ایده اون بود نه تو؟

39:26.135 --> 39:28.012
‫من به همچین چیزهایی فکر نمیکردم.

39:28.095 --> 39:30.097
‫«پاگوان» بهشون فکر کرد؟

39:30.181 --> 39:32.308
‫و چون بهشون فکر کرده اونو گردن تو میندازه

39:32.391 --> 39:33.392
‫تا از شرشون خلاص بشه؟

39:33.476 --> 39:38.064
‫درسته، برای همین یه معاون
‫اجرایی میخواست تا بندازه گردنش.

39:38.147 --> 39:44.821
‫«پاگوان» دستور داد تا رداهای من و کتابهای
‫مکتب راجنیش رو آتش بزنن.

39:45.947 --> 39:47.240
‫اونا منو آتش نمیزنن.

39:48.366 --> 39:52.328
‫اونها «پاگوان» و خودشون رو آتش میزنن.

39:52.912 --> 39:55.540
‫روی من بازتابی نداره.

39:55.623 --> 39:58.709
‫روی این آدما بازتاب داره.

40:01.087 --> 40:07.677
‫نشون میده تأسف و خشمش تا چه حده.

40:08.511 --> 40:11.055
‫اون آماده بود منو هم آتش بزنه.

40:17.603 --> 40:22.567
‫«شیلا» و یه گروه از ما تو یه آپارتمان تعطیلات در بلک فورست بودیم.

40:23.359 --> 40:25.486
‫یه آشفتگی کامل رسانه‌ای وجود داشت.

40:25.570 --> 40:27.655
‫ینی، تمام دنیا «شیلا» رو میشناختن.

40:27.738 --> 40:29.282
‫ما آناند شیلا.

40:29.824 --> 40:33.786
‫و «پاگوان» هم که هرروز اتهامات تازه میزد،

40:33.870 --> 40:36.664
‫خبرنگارها همیشه یه چیزی برای نوشتن داشتن.

40:36.747 --> 40:39.208
‫این واقعاً یه خبر داغ بود

40:39.292 --> 40:43.129
‫و همه جای دنیا درموردش مینوشتند.

40:44.255 --> 40:46.424
‫گروه واقعاً به پول نیاز داشت.

40:46.507 --> 40:49.677
‫ما باید یه چیزی میخوردیم و
‫باید وسایل راحتی میداشتیم.

40:49.760 --> 40:50.803
‫لباسی برای پوشیدن میخواستیم.

40:50.887 --> 40:54.473
‫شلوارک هستن، نیاز به شلوارک نداریم.

40:54.557 --> 40:55.600
‫یه چیزی...

40:55.683 --> 40:57.393
‫آدمی مثل من...

40:59.061 --> 41:01.188
‫که مردم رو مدیریت میکردم...

41:03.024 --> 41:05.860
‫در راجنیش پورام میتونستم هرکاری بکنم.

41:05.943 --> 41:09.822
‫میتونم کوههارو تکون بدم میتونم خونه بسازم.

41:09.906 --> 41:12.700
‫ولی در دنیای واقعی...

41:13.534 --> 41:16.495
‫نمیدونستم چطور انجامش بدم.

41:17.872 --> 41:19.874
‫ما 25 نفر بودیم.

41:19.957 --> 41:22.960
‫ما یه رستوران بزرگ اجاره کردیم...

41:25.421 --> 41:26.923
‫و به پول نیاز داشتیم.

41:30.468 --> 41:35.473
‫ما به هیچ روزنامه‌ای یا هیچکسی
‫نگفتیم کجا بودیم

41:35.973 --> 41:39.268
‫مجله اشترن به «شیلا» تماس گرفت،

41:39.352 --> 41:42.104
‫که یه مجله خیلی محبوب در آلمان هست.

41:44.941 --> 41:50.696
‫مجله اشترن بابت یه داستان انحصاری میزان زیادی پول پرداخت کرد.

41:50.780 --> 41:54.116
‫ما نباید به هر دلیلی با خبرنگارها صحبت میکردیم.

41:54.200 --> 41:57.912
‫گزارشگره از مجله اشترن ترتیبی
‫اتخاذ کردن که «شیلا» و گروهش

41:57.995 --> 42:01.040
‫توسط یه درشکه و اسب و

42:01.123 --> 42:03.960
‫توسط یه اتوبوس

42:04.043 --> 42:08.172
‫و بعد توسط یه قایق به
‫جزیره دریای شمالی قاچاق بشن.

42:09.173 --> 42:15.054
‫ما تا وقتی داستان اشترن منتشر
‫بشه تو یه هتل مجلل ساکن شدیم.

42:15.137 --> 42:16.347
‫داستان لو رفت.

42:18.808 --> 42:21.018
‫«شیلا» برای اونها لختی عکس گرفت.

42:23.354 --> 42:28.109
‫و منم هم توی عکسشون بودم
‫به عنوان یکی از بادیگاردهاشون.

42:30.319 --> 42:35.533
‫مجله اشترن نسخهای زیادی فروخت.

42:35.616 --> 42:37.576
‫باورت نمیشه.

42:37.660 --> 42:40.621
‫و وقتی تمامش تموم شد...

42:42.081 --> 42:43.916
‫یه روز از پنجره بیرون نگاه کردیم

42:44.000 --> 42:47.503
‫و ازدحام خبرنگارهارو بیرون هتل دیدیم.

42:47.586 --> 42:49.588
‫لحظات اضطراب.

42:49.672 --> 42:51.674
‫اونا فهمیدن «شیلا» کجا بود.

42:51.757 --> 42:55.094
‫مکان او در اروپا تا الآن نامشخص بود.

42:55.177 --> 42:56.846
‫گرچه او در جزیره جوست

42:56.929 --> 43:00.558
‫خارج از خلیج آلمان مکان یابی شد.

43:00.641 --> 43:05.062
‫او در مجله اشترن اشاره کرد که
‫ریاست راجنیش بی معناست.

43:05.146 --> 43:07.314
‫او اضافه کرد که دلیل ترک مرتع

43:07.398 --> 43:10.026
‫این بود که نمیخواست لقمه را از دهان دیگران بگیرد

43:10.109 --> 43:11.986
‫تا برای او رولز رویس بخره.

43:12.069 --> 43:17.742
‫ینی تشکیلات آژانس یا فدرال یا محلی
‫سعی داشتند «شیلا»رو پس بگیرن؟

43:17.825 --> 43:20.161
‫من با وزارت دادگستری آمریکا صحبت کردم.

43:20.244 --> 43:24.665
‫اونها گفتند هیچ اقدامی برای استرداد مجرمین انجام نشده

43:24.749 --> 43:26.959
‫و نمیخوان بیشتر از این درموردش صحبت کنند.

43:34.800 --> 43:37.136
‫یادم میاد یه روز توی دفترم نشسته بودم،

43:37.219 --> 43:39.597
‫و تلفن زنگ زد و جواب دادم

43:39.680 --> 43:41.932
‫و اف.بی.آی بود.

43:42.016 --> 43:44.769
‫گفتند "باید بری به نزدیک ترین باجه تلفن

43:44.852 --> 43:46.979
‫و به این شماره به من زنگ بزنی."

43:47.063 --> 43:49.273
‫اولش فکر کردم، میدونی توهم زدم.

43:50.524 --> 43:53.194
‫این میدونی، یکی دیگه از حقه‌های راجنیشه؟

43:53.277 --> 43:54.361
‫این دیگه چیه؟

43:54.445 --> 43:57.198
‫میدونی، یجورایی مثل 007 همچین چیزی بود.

43:57.281 --> 44:00.076
‫منم سوار ماشین شدم، رفتم به نزدیکترین
‫باجه تلفن،

44:00.159 --> 44:01.577
‫شماره رو گرفتم با یارو حرف زدم.

44:01.660 --> 44:06.540
‫اون درمورد تحقیقات بهم گفت، و
‫داشتند حکم تفتیش تهیه میکردن.

44:07.708 --> 44:12.004
‫و ازم میخواستن هر نقشه‌ای از مرتع داشتم رو براشون ببرم،

44:12.088 --> 44:14.673
‫هرگونه طرح بندی فیزیکی،

44:14.757 --> 44:19.386
‫هرگونه توضیحاتی که بتونه
‫درمورد ساختمونهای مختلف بهشون کمک کنه.

44:20.471 --> 44:24.391
‫تمامشو بردم و با اف.بی.آی و پلیس ایالتی ملاقات کردم.

44:26.894 --> 44:31.732
‫یکم زمان برد تا این طراحیهارو
‫بررسی کنم و بفهمم کدوم ساختمون چیه

44:31.816 --> 44:35.277
‫و فکر میکردیم چه استفاده‌ای داشتن،

44:35.361 --> 44:40.866
‫و بالافاصله بعد از اون بود که یورش اتفاق افتاد.

44:40.950 --> 44:42.701
‫دهها پلیس ایالتی و فدرال

44:42.785 --> 44:45.496
‫با حکم تفتیش امروز عصر به
‫راجنیش پورام رفتند.

44:45.579 --> 44:48.332
‫بعد از ساعت 2 عصر
‫پلیس راه افتاد.

44:48.415 --> 44:51.794
‫اونها یه یورش به مرتع رو
‫با احتیاط زیاد هماهنگ کرده بودن.

44:51.877 --> 44:54.004
‫از یه جاده وارد اونجا شدن

44:54.088 --> 44:56.465
‫به صورت یه کاروان و مأموران رسمی فدرال

44:56.549 --> 44:57.716
‫و همینطوری پخش شدن.

44:57.800 --> 45:00.761
‫تعداد 50 مأمور اف.بی.آی و پلیس ایالتی

45:00.845 --> 45:02.263
‫به سمت مرتع هجوم بردند.

45:02.346 --> 45:04.849
‫مرکز پزشکی راجنیش بین 7 ساختمون بود

45:04.932 --> 45:06.183
‫جایی که حکم تفتیش بهش تعلق داشت.

45:06.267 --> 45:08.686
‫جرایم توطئه، تلاش برای قتل،

45:08.769 --> 45:11.230
‫حمله سطح یک، سه و چهار...

45:11.313 --> 45:13.232
‫اونها تونستند یه حکم تفتیش بگیرن...

45:13.983 --> 45:18.779
‫و اون درو به سمت «پاگوان» باز کرد.

45:20.531 --> 45:22.449
‫مثل یه آشفتگی غذایی بود.

45:22.533 --> 45:24.785
‫اینطوری بود "حالا میخوریمش!" میدونی؟

45:24.869 --> 45:26.996
‫نور توی صورتم نگیر لطفاً.

45:27.079 --> 45:29.164
‫داری اخلال ایجاد میکنی باشه؟

45:29.248 --> 45:30.749
‫یکم بهم فضا بدید ممنون.

45:30.833 --> 45:33.377
‫و مسئولان ایالتی

45:33.460 --> 45:37.172
‫از پنجره ها وارد میشدند و
‫درب ها رو میشکستند،

45:37.256 --> 45:42.845
‫تمام اسنادشون رو برمیداشتند تا چیزهایی
‫که بهشون ندادند رو بردارن.

45:42.928 --> 45:45.347
‫طوری با ما رفتار شد انگار مجرم بودیم.

45:45.431 --> 45:47.933
‫ما کسایی بودیم که با مسئولان تماس گرفتیم

45:48.017 --> 45:50.603
‫تا بیان و رسیدگی کنند.

45:50.686 --> 45:53.314
‫هدف پیدا کردن مجرم اصلی نیست،

45:53.397 --> 45:56.442
‫اینه که این جامعه رو وحشت زده
‫کنند و شاید نابودش بکنن.

45:58.235 --> 46:00.988
‫حتی یک دادستانی ایالت متحده یا

46:01.071 --> 46:04.533
‫یک دادستان از دفتر دادستانی کل اینجا وجود نداره

46:04.617 --> 46:07.536
‫که به روند رسیدگیها نظارت مستقیم داشته باشه.

46:07.620 --> 46:12.625
‫پس چیزی که داریم 50 نفر دارن
‫نقش دزد و پلیس بازی میکنن،

46:12.708 --> 46:16.295
‫از یه جای دور یه حکم دستشون دارن،

46:16.378 --> 46:18.297
‫و نمیدونند دارن دنبال چی میگردن.

46:19.840 --> 46:23.218
‫نمیدونم میشه اسمشو گذاشت ماهیگیری با نارنجک.

46:23.302 --> 46:25.512
‫سؤال اینجاست که این تحقیقات درمورد چیه؟

46:25.596 --> 46:30.225
‫اونا میدونستند اگه بتونند اوشو را
‫بگیرند جامعه از هم میپاشه.

46:32.394 --> 46:36.732
‫برای همین روی اوشو تمرکز داشتند... همیشه.

46:36.815 --> 46:39.568
‫در تحقیقاتی که به گفته شهردار راجنیش پورام

46:39.652 --> 46:43.280
‫یک نارنجک دودی از تلاش نیروهای فدرال
‫برای دیپورت راجنیش و پیروانش است.

46:43.364 --> 46:46.533
‫اونها اصلاً هیچ مدرکی نداشتند

46:46.617 --> 46:51.330
‫که او در هیچکدوم از جرایم «شیلا»
‫نقشی داشته باشه.

46:51.413 --> 46:53.207
‫اونا مدرک نداشتن.

46:53.290 --> 46:56.001
‫اونها در تلاشن تا برای دیپورت «پاگوان» پروندسازی کنند؟

46:56.919 --> 46:58.003
‫البته.

47:00.422 --> 47:02.591
‫اگه میخوان ما اینجارو ترک کنیم،

47:02.675 --> 47:04.843
‫مجبورن نابودش کنند،

47:04.927 --> 47:09.306
‫و همراهش مجبورن ماسک دموکراسی رو هم نابود کنند...

47:11.558 --> 47:13.644
‫احترام به اشخاص را نابود کنند...

47:15.688 --> 47:18.857
‫قوانین آزادی عقاید رو نابود کنند.

47:18.941 --> 47:23.153
‫همه آنها همراه با راجنیش پورام به زیر کشیده خواهد شد.

47:25.114 --> 47:27.199
‫اتفاق بین شما و محققان جنایی به نظر میاد

47:27.282 --> 47:30.369
‫از این نقطه به بعد یک جور نمایش وجود داره.

47:30.452 --> 47:33.789
‫دارید به پیروانتون میگید با هیچکسی صحبت نکنند

47:33.872 --> 47:36.333
‫مگه اینکه قبلش با شما هماهنگ کنند، این درسته؟

47:36.417 --> 47:40.087
‫من فقط دارم میگم اون آدما

47:40.170 --> 47:46.510
‫دارن برای نابودی یک اجتماع عرفانی توطئه میکنند.

47:47.594 --> 47:51.765
‫و من به کسی اجازه نمیدم اجتماع عرفانی
‫مارو نابود کنند.

47:53.517 --> 47:57.563
‫و به سینیاسینها خودم میخوام بگم،

47:57.646 --> 47:59.773
‫اکنون همکاری در کار نیست.

48:01.316 --> 48:05.612
‫کسی حق نداره چیزی گزارش کنه.

48:07.072 --> 48:09.074
‫همکاری ما به اتمام رسید.

48:11.201 --> 48:12.995
‫حالا میتونید برید به جهنم.

48:17.916 --> 48:20.044
‫با وجود اظهارات راجنیش،

48:20.127 --> 48:22.129
‫سینیاسینها همچنان توسط اف.بی.آی

48:22.212 --> 48:25.966
‫پلیس ایالتی اورگن و مسئولان شهر واسکو اینجا

48:26.050 --> 48:28.135
‫در این مزرعه این شهر گفتگو میکنند.

48:29.136 --> 48:34.725
‫ما میخواستیم چندتا سینیاسین ناراضی
‫در موقعیتی باشن

48:34.808 --> 48:38.353
‫تا بتونند و بخواند علیه «پاگوان» شهادت بدند.

48:41.899 --> 48:48.530
‫مأموران قانون حاضرن برای آوردن
‫شاهدین یک معامله انجام بدن.

48:48.614 --> 48:50.741
‫تا نه تنها سرعت رسیدگیهارو بالا میبره

48:50.824 --> 48:53.494
‫بلکه اطلاعات بخصوصی در اختیار قرار میده.

48:53.577 --> 48:56.246
‫اگر کسی که اطلاعات دست اولی داره در اختیار داشته باشی،

48:56.330 --> 49:00.667
‫که بگه "من تو اتاق بودم جایی
‫که تصمیم گرفتن بوفه سالاد رو مسموم کنن."

49:00.751 --> 49:03.045
‫این تورو تبدیل به یه شاهد خیلی معتبر میکنه.

49:03.128 --> 49:07.508
‫هیچکس، تقریباً هیچکس حاضر
‫نبود با ما حرف بزنه.

49:08.217 --> 49:10.469
‫اونا شاید از «شیلا» متنفر بودن و
‫شاید از بعضی از

49:10.552 --> 49:14.098
‫ادمای اون گروه مدیریت که «شیلا»
‫فرماندهی میکرد متنفر بودن،

49:14.181 --> 49:17.935
‫ولی هنوزم خیلی نسبت به «پاگوان» وفادار بودند.

49:22.397 --> 49:25.025
‫میدونی بعضی وقتها بهتره که خوش شانس باشی تا خوب.

49:40.958 --> 49:42.709
‫چه حسی داره که دوباره به تالار برگشتی؟

49:42.793 --> 49:44.920
‫خوبه که اینجام.
‫خوبه که اینجام.

49:45.003 --> 49:46.088
‫کجا بودین؟

49:46.964 --> 49:49.591
‫من، همین اطراف بودم.

49:49.675 --> 49:50.634
‫تو زوریخ نبودم

49:50.717 --> 49:54.179
‫مثل چیزی که تو روزنامه دیدم
‫روزی که از اینجا رفتم.

49:54.263 --> 49:57.641
‫«پاگوان» قبلاً گفت تو در
‫لس آنجلس پنهان شده بودی،

49:57.724 --> 49:59.476
‫با مأموران قانون معامله میکردی.

50:01.603 --> 50:03.272
‫هیچ دلیلی... ینی

50:05.274 --> 50:06.275
‫نه.

50:06.859 --> 50:08.861
‫شما اطلاعاتی از جرایم «شیلا» دارید که ...

50:08.944 --> 50:10.946
‫متوجه شدم که میگن...

50:12.072 --> 50:15.117
‫میدونم گفت شما برای رفتن به یک
‫جامعه جدید با

50:15.200 --> 50:16.160
‫مسئولان مذاکره میکردید.

50:16.243 --> 50:17.786
‫با مسئولان حرف نزدید؟

50:17.870 --> 50:20.080
‫ببین حرفی برای گفتن ندارم.

50:20.164 --> 50:21.957
‫هیچ حرفی درمورد اینا ندارم بزنم.

50:27.212 --> 50:30.090
‫«کی.دی» که شهردار راجنیش پورام بود...

50:31.133 --> 50:36.221
‫مردی حیله گر که از قدرتی
‫که «شیلا» بهش داد لذت میبرد

50:36.305 --> 50:38.932
‫به عنوان کسی که در خط مقدم قرار داره.

50:40.392 --> 50:43.020
‫«کی.دی» مدام جلسه داشت و جلسه پشت جلسه.

50:43.103 --> 50:45.564
‫خودش در بعضی از این چیزها سهیم میشد.

50:47.441 --> 50:51.653
‫«شیلا» اونو وارد چرخه داخلیش کرد...

50:52.487 --> 50:55.574
‫و اون رو اغواش کرد.

50:55.657 --> 50:59.995
‫نه به روش جسمی، ولی اونو با
‫قدرت اغواش کرد.

51:00.704 --> 51:03.290
‫بعضی وقتها خیلی ازش سوءاستفاده میکرد.

51:03.999 --> 51:07.878
‫همینطور بهش ضربه میزد، میدونی؟
‫صداش میزد بزدل.

51:07.961 --> 51:09.588
‫خیلی بهش فشار میآورد.

51:10.714 --> 51:12.883
‫و نمیتونست تحملش کنه.

51:15.093 --> 51:18.764
‫پس وقتی شیلا رفت، کی.دی فهمید ممکنه بره زندان.

51:19.264 --> 51:23.018
‫و بهش گفتم میتونه بره وکیل بگیره، میدونی؟ ما پولشو میدیم.

51:26.146 --> 51:29.900
‫ولی رفت پیش دولت فدرال تا معامله کنه.

51:29.983 --> 51:32.444
‫دادستان کل «دیو فرونمایر» امروز گفت

51:32.527 --> 51:36.240
‫توافق باعث یک گشایش بزرگ
‫در تحقیقات جنایی شد.

51:36.323 --> 51:39.076
‫آقای «نپ» از اتفاقات درونی محفل
‫اطلاعاتی ارائه دادند

51:39.159 --> 51:43.247
‫که نشان از قانون شکنی و به طبع اون
‫ادامه تحقیقات راه خواهد داشت.

51:44.331 --> 51:47.125
‫او همچنین موافقت کرد که مدارک جزء به جزء تحویل بده

51:47.209 --> 51:50.128
‫و تحویل هم داد، اطلاعاتی باورنکردنی

51:50.212 --> 51:54.007
‫و اخباری از توطئهای قانون شکنی در سطوح بالای مدیریتی.

51:55.092 --> 51:56.677
‫اون نقطه کلیدی بود.

51:57.594 --> 52:01.598
‫چیزهای زیادی از «کی.دی» شنیدم

52:01.682 --> 52:05.269
‫اینکه ما بیشتر از انتظارم

52:05.352 --> 52:08.772
‫از دید اهالی راجنیش منفور بودیم.

52:10.399 --> 52:16.738
‫وقتی مردم تحت فشار هستن،
‫شخصیت عمیق درونیشون افشا میشه.

52:16.822 --> 52:20.325
‫ینی تو جنگ اتفاق میافته، در تمام
‫شرایط مختلف اتفاق میافته.

52:20.409 --> 52:23.078
‫در سیاست اتفاق میافته.

52:23.161 --> 52:24.913
‫وقتی مردم تحت فشار هستند...

52:27.666 --> 52:30.544
‫بیشتر مردم به ترس واکنش نشون میدن

52:30.627 --> 52:33.880
‫و برای محافظت از خودشون واکنش نشون میدن.

52:33.964 --> 52:36.717
‫خب اول از همه واکنش کلی شما

52:36.800 --> 52:39.094
‫نسبت به شهردار سابق این شهر

52:39.177 --> 52:41.555
‫که به جرایم مورد اتهام قرار گرفته بود اعتراف کرده

52:41.638 --> 52:43.890
‫و همینطور همکاری کردن با پلیسها چیه؟

52:43.974 --> 52:45.475
‫خب حتماً یه کاری کرده.

52:45.559 --> 52:47.436
‫او اونطور که من فهمیدم،

52:47.519 --> 52:50.856
‫او به جرایمی اعتراف کرده تا

52:50.939 --> 52:55.610
‫اجازه نده مجریان قانون جرایم
‫جدیتر رو پیگیری کنن.

52:56.236 --> 52:57.529
‫و ام...

52:59.990 --> 53:01.867
‫خب این واقعیتشه.

53:01.950 --> 53:04.703
‫این روی ارزیابی شما نسبت
‫به «کی.دی» چه اثری میگذاره؟

53:04.786 --> 53:06.788
‫منظورم اینه که شما مدت زیادی اونو میشناسید.

53:15.297 --> 53:17.758
‫این بین من و «کی.دی» شخصیه.

53:24.306 --> 53:28.060
‫فکر کنم «کی.دی» یه بزدل بود.

53:31.772 --> 53:35.942
‫من درمورد هیچ انسانی
‫نظر بدی ندارم.

53:37.277 --> 53:39.863
‫به نظرم مشمئزکنندست.

53:42.949 --> 53:44.868
‫ولی اون هرکسیُ میفروخت.

53:48.455 --> 53:49.456
‫اه...

53:49.539 --> 53:51.583
‫اون خودشو میفروشه که فروخت.

53:53.710 --> 53:56.505
‫اون خودشو فروخت.

53:56.588 --> 53:58.465
‫دادستان کل اعلام کرد

53:58.548 --> 54:02.511
‫«کریشنا دیوا» تحت محافظت شاهدین
‫توسط نیروهای فدرال قرار میگیره

54:02.594 --> 54:04.554
‫بخاطر ترس از امنیت خودش.

54:04.638 --> 54:06.181
‫اتهامات به سمت جرایمی

54:06.264 --> 54:09.851
‫در حوزه تلاش برای قتل تا
‫کلاهبرداری مهاجرین برآمده است.

54:14.147 --> 54:19.403
‫ما قصد داشتیم تمام کسانی که در این توطئه بزرگ

54:19.486 --> 54:24.282
‫نقض قوانین آمریکا دست داشتند رو پاسخگو کنیم.

54:24.366 --> 54:27.828
‫ما برای تک تکشون حکم جلب گرفتیم.

54:27.911 --> 54:29.871
‫اتهامات مخفی «پاگوان» و

54:29.955 --> 54:31.581
‫هفت تن از پیروانش

54:31.665 --> 54:35.335
‫35 مورد توطئه فریبکاری ایالات متحده

54:35.419 --> 54:38.296
‫و اظهارات دروغ درمورد پرورش بیگانگان.

54:39.423 --> 54:45.429
‫ما با یک بازداشت همزمان «پاگوان»،

54:45.512 --> 54:48.098
‫که هدف اصلی پرونده بود،

54:48.181 --> 54:51.017
‫و مردمان داخل مرتع و شیلا،

54:51.101 --> 54:53.645
‫و اهداف دیگری که الان در آلمان هستند رودر رو بودیم.

54:53.728 --> 54:56.273
‫ما باید اینکارو سریع و مطمئن انجام میدادیم.

54:57.399 --> 55:02.112
‫«شیلا» در فاصله 50 مایلی یا نزدیک
‫به مرز سوئیس ساکن شده.

55:02.195 --> 55:04.906
‫وقتی از مرز رد بشه، دیگه غیرقابل استرداد میشه.

55:06.032 --> 55:10.579
‫ما ناگزیر بودیم که بلافاصله «شیلا و پاگوان» رو بگیریم.

55:12.956 --> 55:15.167
‫بعد از اینکه اعلام جرم رو گرفتیم،

55:15.250 --> 55:20.172
‫مأمور پرونده من «جور گرین»، توسط
‫مرکز فرماندهی در واشنگتن خبردار شد.

55:20.255 --> 55:23.091
‫که اون حق نداره این حکم رو اجرا کنه.

55:23.175 --> 55:25.760
‫در بیشتر پرونده ها، اونا منتظر همین بودن،

55:25.844 --> 55:28.722
‫میدونی همون موانع مال وقتی که بخوایم دستبند بزنیم.

55:29.806 --> 55:34.144
‫برای ما در آخرین دقایق بود و
‫از نیروهای مارشال خواستیم که

55:34.227 --> 55:39.149
‫برن و در یک مکانی که بشدت
‫مسلح هستند حکم رو اجرا کنه...

55:44.321 --> 55:46.573
‫آره، یکم برای تصمیم گیری تأمل میکنند

55:46.656 --> 55:51.161
‫و برای جلوگیری از خشونت
‫به یک نقشه نیاز دارن.

55:55.707 --> 56:00.545
‫مکان راجنیش پورام در یک درّه بسته

56:00.629 --> 56:03.423
‫باعث ایجاد مشکلات زیادی میشد

56:03.507 --> 56:07.093
‫چون هرگونه رویه قانونی،

56:07.177 --> 56:12.015
‫اه، میتونست شامل... کابوسهای لوجستیکی

56:12.098 --> 56:13.934
‫برای تأمین امنیت کسانی که

56:14.017 --> 56:16.978
‫میخواستن اجرا کنند میشد.

56:17.062 --> 56:21.650
‫و نگرانی بزرگی وجود داشت که نکنه مردم تحریک

56:21.733 --> 56:23.527
‫بشند و خودشون اوضاعُ تحت کنترل بگیرن.

56:27.197 --> 56:31.076
‫اوضاع داشت یجورایی، بهم ریخته میشد.

56:31.159 --> 56:35.455
‫ما یه چادر تو یه غار با غذا و،

56:35.539 --> 56:38.625
‫با تخت خواب و با مهمات و اسلحه داشتیم.

56:39.918 --> 56:41.044
‫اگه میخواستیم با عجله بریم،

56:41.127 --> 56:44.422
‫ماشین و با کلیدش رو به عقب نگه میداشتیم.

56:44.506 --> 56:47.801
‫و پلیس ایالتی میترسید که بره اونجا

56:47.884 --> 56:51.471
‫چون قدرتشون کم بود. و میدونستند.

56:51.555 --> 56:55.350
‫اونها سلاحهای گرم بیشتری نسبت به ما داشتند.

56:55.433 --> 56:59.354
‫مسئولان فدرال هشدار دادند بیشتر از
‫17 هزار فشنگ،

56:59.437 --> 57:02.691
‫به همراه 20 اسلحه نیمه اتوماتیک یوزی،

57:02.774 --> 57:06.236
‫و همینطور 96 کلاشنیکف روسی

57:06.319 --> 57:09.197
‫همراه یک میلیون فشنگ کلاشنیکف وجود داره.

57:09.281 --> 57:14.536
‫اینا روی هم دیگه بیشتر از تمام سلاحهای
‫اتوماتیکیه که پلیس ایالت اورگن روی هم دارن.

57:14.619 --> 57:17.247
‫اگر راجنیش بخواد از جامعه خودش دفاع کنه،

57:17.330 --> 57:19.749
‫سخنگوی امنیتی راجنیش نمیگه

57:19.833 --> 57:24.713
‫چه میزان سلاح نیمه اتوماتیک در اختیار
‫دارن، فقط اینکه به اندازه کافیه.

57:24.796 --> 57:29.134
‫اگه کسی بخواد «پاگوانُ» دستگیر کنه،
‫بهش دستبند بزنه،

57:29.217 --> 57:34.723
‫این معتقدین مسلح، به عنوان وظیفشون
‫از او دفاع خواهند کرد.

57:35.640 --> 57:40.854
‫من صداشون میزنم سلاحهایی که فقط
‫برای دفاع از خود استفاده میشه،

57:40.937 --> 57:45.650
‫فقط برای مواقع خطر جانی، فقط
‫برای دفاع از جامعه.

57:45.734 --> 57:48.570
‫اگه بیان اینجا تیراندازی کنند
‫ما هم تیراندازی میکنم.

57:48.653 --> 57:50.947
‫آخه باید درک کنید که جامعه وحشت زده بود.

57:51.031 --> 57:54.242
‫ینی روزنامه و تلوزیون دست ما بود،

57:54.326 --> 57:57.579
‫و میترسیدن ممکنه یه تهاجم در کار باشه.

57:58.496 --> 58:01.666
‫و مردم زندگیشونُ فدا میکردن تا
‫از اوشو دفاع کنن.

58:01.750 --> 58:04.836
‫ما انتظار داشتیم که شاید در آخر یه

58:04.920 --> 58:11.927
‫تهاجم تمام عیار به اون شهر داشته باشیم.

58:18.516 --> 58:22.020
‫دو افسر از گارد ملی اورگن از ردمند

58:22.103 --> 58:24.689
‫به اینجا اومده بودن.

58:24.773 --> 58:28.860
‫احساس میکردن شاید مجبور بشن ورود پیدا کنند.

58:28.944 --> 58:31.237
‫اونا دنبال جای مناسب برای عبور بودن.

58:31.321 --> 58:33.949
‫خب، اون پایینهای ملک من،

58:34.032 --> 58:38.370
‫با عبور از رودخانه اونجا خیلی پات خیس هم نمیشه.

58:39.412 --> 58:42.999
‫و من گفتم "خب اینجا جای مناسبی برای عبوره."

58:43.875 --> 58:48.546
‫ولی گفتم، "جدی میگم، خیلی از این
‫بچه‌هارو به کشتن میدین.

58:48.630 --> 58:50.924
‫شما ماهی یه هفته همو میبینین.

58:51.007 --> 58:54.928
‫من شنیدم اونا هرروز دارن تمرین تیراندازی میکنن."

58:57.597 --> 58:59.683
‫بر اساس این گزارش از فرماندار،

58:59.766 --> 59:04.396
‫حدود 300 نیروی گاردملی محض
‫احتیاط در حالت آماده باش قرار دارن.

59:05.355 --> 59:08.650
‫گزارش همینطور اعلام کرده
‫که تمریناتی اتخاذ شده

59:08.733 --> 59:13.113
‫که در بدترین حالت ممکن هلیکوپترها
‫بتونند سربزنگاه در دسترس باشن.

59:13.196 --> 59:15.949
‫گاردملی اورگن و گارد ارتش و گارد هوایی،

59:16.032 --> 59:20.662
‫اونها توانایی کامل از هرگونه
‫روشهای نظامی ممکن رو دارن.

59:32.465 --> 59:36.011
‫خب بگذارید الان بگیم خوشحالیم که
‫شما اونجایید و خوشحالیم که آماده اید،

59:36.094 --> 59:37.846
‫ولی امیدواریم که بهتون نیاز نداشته باشیم.

59:37.929 --> 59:44.728
‫گارد ملی چندین مکان اطراف راجنیش پورام تجهیز کردند،

59:44.811 --> 59:51.526
‫منتظر صدور فرمان از طرف
‫فرماندار آتیا بودن.

59:51.609 --> 59:54.988
‫و مردم میگفتند قرار نیست به
‫آرومی بیان اونجا.

59:55.071 --> 59:59.534
‫قراره وسط شب باشه و قراره تا دندان مسلح باشن.

59:59.617 --> 01:00:06.041
‫اینا فکر میکردن قراره به یه شهر مذهبی جونزتاون بیان،
‫[خودکشی دسته جمعی و واقعه جونز تاون و بزرگ‌ترین خودکشی‌ دسته‌جمعی‌ تاریخ]

01:00:06.124 --> 01:00:11.463
‫جایی که فقط دستشون تو کار، میدونی،
‫تلاش قتل کردند.

01:00:12.047 --> 01:00:15.592
‫هیچوقت تیم واکنش سریع اف.بی.آی از سنفرانسیسکو فراموش نمیکنم

01:00:15.675 --> 01:00:18.178
‫که برای کمک به این یورش اومده بودن.

01:00:18.261 --> 01:00:20.138
‫و توی اتاق کنار من بودن.

01:00:20.221 --> 01:00:22.182
‫و یادمه به مکالمه گوش میکردم

01:00:22.265 --> 01:00:25.435
‫اینکه چقدر نگران بودن که این معتقدین متعصب

01:00:25.518 --> 01:00:28.521
‫چطور بعد از اومدن پلیس میخوان تیراندازیو شروع کنند.

01:00:30.106 --> 01:00:35.028
‫اهالی راجنیش خودشونُ برای ورود ما و دستگیری آماده میکردن.

01:00:35.111 --> 01:00:40.241
‫«نیرن» اگه درست یادم بیاد اومدم و
‫تا ببینه ما علیه «پاگوان» کیفرخواست داریم.

01:00:40.325 --> 01:00:41.701
‫ما هم بهش نگفتیم.

01:00:42.660 --> 01:00:44.037
‫ما برای تسلیم داوطلبانه

01:00:44.120 --> 01:00:48.583
‫برای جلوگیری از درگیری تلاش میکردیم.

01:00:48.666 --> 01:00:53.922
‫و «ترنر» گفت "من تأیید نمیکنم که یک کیفرخواستی

01:00:54.005 --> 01:00:57.509
‫هست و درمورد تسلیم داوطلبانه هم مذاکره نمیکنم."

01:00:57.592 --> 01:00:59.219
‫ما این آدمارو نمیشناختیم.

01:00:59.302 --> 01:01:01.846
‫سوابقی ازشون نداشتیم.
‫بهشون اعتماد نداشتیم.

01:01:01.930 --> 01:01:04.432
‫و راستش باور نمیکردم اونا میتونستند «پاگوانُ» تحویل بدن

01:01:04.516 --> 01:01:06.851
‫چون فکر نمیکنم اونها تحت کنترلش داشتند.

01:01:06.935 --> 01:01:11.314
‫پس نه، حتی یه لحظه هم به اون
‫پیشنهاد فکر نکردیم.

01:01:11.397 --> 01:01:13.024
‫تصمیم گرفته شده.

01:01:13.108 --> 01:01:17.737
‫گاردملی قراره بسیج بشه

01:01:17.821 --> 01:01:22.575
‫بدون هیچگونه درخواست مجوز
‫یا همکاری از طرف هیچ فردی

01:01:22.659 --> 01:01:26.704
‫درون جامعه به هدف جلوگیری از درگیری، قراره دستگیری انجام بشه.

01:01:26.788 --> 01:01:30.792
‫اونها کیفرخواست داشتند، اونها حکم داشتند.

01:01:30.875 --> 01:01:33.628
‫اونها همه چیز داشتند. آماده بودن
‫فردا بیان دستگیر کنند.

01:01:37.090 --> 01:01:37.924
‫و بله...

01:01:38.007 --> 01:01:42.846
‫اگه سؤالتون اینه که ما یک شرایط
‫خطرناک برای اون بازداشت ایجاد کردیم؟

01:01:43.555 --> 01:01:45.014
‫فکر میکنم.

01:01:45.098 --> 01:01:47.684
‫و من باید شب قبلش با ترس زیاد

01:01:47.767 --> 01:01:50.728
‫از اینکه قراره چی بشه میرفتم تو تختم.

01:01:50.812 --> 01:01:54.023
‫شرط میبندم این قراره یه درگیری
‫مسلحانه باشه.

01:01:54.107 --> 01:01:56.734
‫هیچ شکی ندارم که این قراره یجور

01:01:56.818 --> 01:01:59.028
‫شرایط کشتار جمعی باشه.

01:02:09.581 --> 01:02:12.500
‫یک یورش در شرف انجام بود.

01:02:18.381 --> 01:02:21.342
‫«تام کیسی» برای سازمان مهاجرت کار میکرد.

01:02:22.302 --> 01:02:25.013
‫پس اون از کسایی که اونجا زندگی میکردن

01:02:25.096 --> 01:02:28.850
‫خواست اگه چیز غیرعادی دیدن بهش زنگ بزنن.

01:02:30.226 --> 01:02:33.730
‫و من با یه گله کوچیک گاو سوار اسب شدم...

01:02:35.106 --> 01:02:41.070
‫و دوتا جت در مرتع راجنیش فرود اومدن.

01:02:42.113 --> 01:02:43.615
‫به «تام» زنگ زدم و گفتم...

01:02:43.698 --> 01:02:49.454
‫گفتم "دوتا جت حدود 45 دقیقه پیش اومدن

01:02:49.537 --> 01:02:50.580
‫و همین الان رفتن."

01:03:00.298 --> 01:03:01.424
‫«ایزابل» بهم زنگ زد.

01:03:04.010 --> 01:03:10.391
‫و ... اون گفت، "چه خبر شده؟ چه خبر شده؟"

01:03:10.475 --> 01:03:13.686
‫من گفتم "چی؟" اون گفت "به من دروغ نگو."

01:03:13.770 --> 01:03:18.816
‫و گفتم "ایزابل، چی شده؟ نمیدونم درمورد چی حرف میزنی."

01:03:18.900 --> 01:03:20.235
‫«لری لی داگ»

01:03:20.318 --> 01:03:23.613
‫مسئول ارشد خدمات مشتری بهم زنگ زد.

01:03:23.696 --> 01:03:26.491
‫اون خبرچین تو مرتع داشت.

01:03:26.574 --> 01:03:31.537
‫دوتا جت وارد مرتع شد و سریع بار کرد و رفت.

01:03:31.621 --> 01:03:33.706
‫و درحالی که خبرچین مطمئن نبود،

01:03:33.790 --> 01:03:36.542
‫اون فکر میکرد یکیش راجنیش بود.

01:03:36.626 --> 01:03:40.546
‫و اون گفت، "اوشو همین الان رفت فرودگاه

01:03:40.630 --> 01:03:43.299
‫سوار هواپیما شد و مرتعُ ترک کرد."

01:03:45.343 --> 01:03:47.262
‫و من گفتم "اه لعنت

01:03:50.598 --> 01:03:52.517
‫این فکر خوبی نیست."

01:03:54.269 --> 01:03:56.229
‫اه اه...

01:03:58.064 --> 01:04:01.109
‫خب، من غافلگیر شده بودم،

01:04:01.192 --> 01:04:04.028
‫ولی بعد یه فرصت دیدم.

01:04:06.029 --> 01:04:13.029
.:: @bollbolljan_com ::.