﻿WEBVTT

00:15.932 --> 00:17.809
،‏خب پس تو فقط اینجا بشین

00:17.892 --> 00:19.686
.‏و مستقیماً به لنز نگاه کن

00:19.769 --> 00:22.522
.‏می‌دونی، فقط می‌خوایم صحبت کنیم
.‏تو می‌تونی زاویه‌ی خودت از داستان رو بگی

00:22.605 --> 00:23.732
.‏هرچی که می‌خوای

00:23.815 --> 00:25.442
،‏اگه هروقت احساس معذب‌بودن کردی

00:25.525 --> 00:27.902
...‏- می‌دونی، راحت باش و دیگه حرف نزن
.‏- خیلی‌خب

00:27.986 --> 00:29.279
‏- همه‌چی ردیفه؟
.‏- بله

00:30.321 --> 00:31.948
‏- کوین، همه‌چی ردیفه؟
.‏- اوهوم

00:32.032 --> 00:34.701
‏لطفا اسمت رو اعلام کن
.‏و بگو چرا دارم ازت مصاحبه می‌گیرم

00:36.119 --> 00:37.954
.‏اسم من کوین مک‌کلینـه

00:39.330 --> 00:42.208
‏دبیرستان سنت برنردین بهتون می‌گه
.‏من «سارق مدفوع» هستم

00:42.292 --> 00:44.127
‏بهتون می‌گن که من چطور اعتراف کردم

00:44.210 --> 00:46.546
.‏و این یه پرونده‌ی ساده بود که بسته شد

00:47.714 --> 00:49.174
‏ولی چیزی که بهتون نمی‌گن اینه که

00:49.257 --> 00:51.384
.‏اون اعتراف رو به‌زور گرفتن

00:52.510 --> 00:53.970
‏و مطمئناً بهتون نمی‌گن که

00:54.054 --> 00:56.723
،‏بلا سر منم اومده

00:56.806 --> 00:58.266
،‏چون من، کوین ‌مک‌کلین

00:58.892 --> 00:59.809
...‏هم

01:00.769 --> 01:01.895
.‏تو شلوارم ریدم

01:03.772 --> 01:05.899
‏تغوط کردم؟ ریدم؟ تو شلوارم تغوط کردم؟

01:05.982 --> 01:06.983
.‏ریدم. ریدمه

01:09.235 --> 01:10.487
...‏یه‌بار

01:10.570 --> 01:11.404
‏....دیگه؟

01:14.407 --> 01:16.534
.‏اسم من کوین مک‌کلینـه

01:18.446 --> 01:20.446
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:55.887 --> 02:02.220
بین سال‌های ۱۹۸۹ تا ۲۰۱۵، یک تکنولوژی جدید آزمایش
دی.ان.ای منجر به حل‌شدن ۱.۵۳۲ فرقه جرم جنایی شد

02:02.232 --> 02:07.534
۲۵٪کسانی که تبرئه شدند
از قبل به جرم‌های نکرده‌ی خود اعتراف کرده بودند

02:07.546 --> 02:11.441
آنهایی که زیر ۱۸ سال سن داشتند ۳۸٪شان
به جرم‌های نکرده‌ی خود اعتراف کرده بودند

02:15.343 --> 02:17.512
،‏کوین مک‌کلین اجراج شده بود

02:18.221 --> 02:19.973
،‏توسط پلیس بلویویِ متهم شناخته شده بود

02:20.223 --> 02:23.309
‏و به‌جرمی که خودش اعتراف کرد
.‏در حصر خانگی قرار گرفت

02:24.227 --> 02:27.981
‏اون حالا ادعا داره که اون اعترافات
.‏به‌زور وادار شده بودن

02:28.940 --> 02:30.984
...‏ولی چرا کسی باید به جرمی اعتراف کنه که

02:31.359 --> 02:32.819
‏مرتکب نشده؟

02:33.361 --> 02:37.657
‏به‌عنوان یه امر مسلم می‌دونیم
،‏که اعترافات غلط اتفاق می‌افتند

02:37.740 --> 02:40.535
،‏حتی در جرم‌های پر خطر
.‏منظورم اینه، حتی در جرم‌هایی که جزای مرگ دارن

02:40.660 --> 02:42.829
،‏و باید با این واقعیت شروع کنید

02:42.912 --> 02:46.708
،‏که کسایی که دیوانه نیستن
،‏کسایی که تشنه‌ی توجه نیستن

02:46.791 --> 02:50.170
،‏می‌دونید، آدم‌های عادی معقول
.‏می‌تونن به اعتراف اشتباهی کردن سوق داده بشن

02:50.253 --> 02:53.173
،‏و زمانی که با این واقعیت انکار ناپذیر شروع کنید

02:53.256 --> 02:55.550
‏باعث می‌شه خیلی
‏آسون‌تر مسائل رو شفاف ببینید

02:55.717 --> 02:58.386
‏که یه اعتراف خاصی که داریم
‏دنبالش می‌گردیم

02:58.469 --> 03:00.054
.‏ممکنه یه اعتراف غلط باشه یا نه

03:00.513 --> 03:03.224
‏وقتی از سر کلاس صدام کردن که
،‏برم با افسرها صحبت کنم

03:03.308 --> 03:05.935
‏فکر کردم حتما تو یه فهرست اسامی
.‏هستم که باید چک بشم

03:06.019 --> 03:06.853
‏بفرمایید بشنید

03:06.936 --> 03:08.938
‏ولی زمانی که من با افسرها صرف کردم

03:09.022 --> 03:10.690
.‏یه بازجویی نبود

03:11.858 --> 03:12.817
.‏نمایش بود

03:14.110 --> 03:16.154
.‏دنبال یکی می‌گشتن که جرم رو بندازن گردنش

03:16.696 --> 03:19.949
...‏و من اون پسر

03:21.367 --> 03:22.285
.‏انگشت‌نما بودم

03:22.827 --> 03:25.955
.‏چهل بچه‌ی بی‌گناه تو شلوارشون مدفوع کردن

03:26.623 --> 03:28.666
‏باشه؟ فکر می‌کنی مدفوع خنده‌داره؟

03:28.958 --> 03:31.794
.‏قطعا یه نمایش پلیس خوبه/پلیس بده راه انداخته بودن

03:31.961 --> 03:34.339
‏دیدنِ هم‌کلاسی‌هات
‏که تو شلوارشون خرابکاری کردن؟

03:34.839 --> 03:36.674
.‏بامزه‌اس

03:36.799 --> 03:37.717
.‏منم باشم بهش می‌خندم

03:37.926 --> 03:39.219
‏ولی بازجویی‌کردن به روشِ

03:39.552 --> 03:42.555
،‏نمایش پلیس خوبه/پلیس بده
.‏خیلی فرصت‌طلبانه‌اس

03:42.639 --> 03:44.933
،‏چیزهای متفاوتی امتحان می‌کنید
‏دنبال سطحی می‌گردید

03:45.016 --> 03:46.768
.‏که دلتون می‌خواد کار به اونجا کِشیده بشه

03:47.060 --> 03:49.020
‏تو از راه همیشگیت نرفتی تا لیموناد

03:49.103 --> 03:51.314
،‏برادر باکلی رو زمین بندازی
‏مگه نه؟

03:53.024 --> 03:55.360
‏دلیل این‌که من از راه همیشگیم نرفتم

03:55.443 --> 03:58.571
"‏این بود که با "جیکوب لیندر
.‏درباره‌ی تکلیف زیست‌شناسی حرف بزنم

03:59.989 --> 04:03.284
‏و نمی‌دونم، لابد ذهنم
به‌طور بی‌اراده دچار

04:03.368 --> 04:05.036
،‏تحولات سلولی شده بوده

04:05.119 --> 04:05.995
...‏چون

04:06.746 --> 04:09.332
.به برادر باکلی تنه زدم

04:09.999 --> 04:11.334
‏چرا لیمونا رو

04:11.417 --> 04:12.293
‏با یه لیموناد جایگزین نکردی؟

04:12.669 --> 04:15.296
‏چرا باید یه لیموناد رو
‏با یه هورچاتا جایگزین کنی؟

04:16.005 --> 04:17.090
...‏ولی هورچاتا

04:18.591 --> 04:21.469
‏فقط برای کسایی که
.‏یه ذائقه‌ی ساده دارن مشکوکه

04:21.552 --> 04:24.305
‏حالا این چیزیه که خیلی
.‏به‌خاطرش هیجان‌زده‌ام

04:24.514 --> 04:27.016
.‏اسمش «چای مدفوع پاندا»ئه

04:27.642 --> 04:29.644
.‏کوین در رابطه با نوشیدنی‌ها واقعا عجیبه

04:30.561 --> 04:31.437
.‏لعنتی

04:31.521 --> 04:33.856
‏پس قضیه‌ی هورچاتا اصلا
.‏غافلگیرم نمی‌کنه

04:33.940 --> 04:34.774
.‏تُف

04:34.857 --> 04:37.568
‏کافه‌تریای مدرسه‌ی ما
.‏دارچین «سری‌لانکایی» مصرف می‌کنه

04:37.652 --> 04:39.779
،‏به‌طرز شوکه‌آوری ملایم و شیرینه

04:39.862 --> 04:43.283
‏و وقتی با یه شیرِ کامل اُرگانیک
،‏همون‌طور اسپانیولی‌ها هدف‌شون این بود، مخلوط می‌شه

04:44.409 --> 04:45.410
.‏بهشتی می‌شه

04:45.910 --> 04:47.704
،‏و بله، ۱.۲۵ دلار گرون‌تره

04:48.121 --> 04:49.872
.‏و فکر می‌کنم این یه اضافه‌بها منصفانه‌اس

04:51.833 --> 04:52.667
...‏احساسِ

04:53.793 --> 04:56.546
‏وحشتناکی از تنه‌خوردن
،‏به برادر باکلی داشتم

04:56.629 --> 04:58.756
.‏پس براش یه نوشیدنی بهتر خریدم

04:59.757 --> 05:02.302
‏

05:02.427 --> 05:03.678
.‏نگران زنگ نباش

05:04.512 --> 05:05.722
.‏طبق برنامه‌ایم

05:07.807 --> 05:09.058
.‏ولی مدرسه تمومه

05:10.310 --> 05:11.978
،‏مدرسه تمومه
.‏ولی نه برای تو

05:12.937 --> 05:15.189
...‏مادربزرگم منتظر می‌مونه

05:15.273 --> 05:17.692
.‏ما با مادربزرگت صحبت کردیم
.‏اتوبوس‌های بعدی رو سوار می‌شی

05:21.029 --> 05:23.031
...‏یه‌جوری گفتن که انگار اون

05:23.531 --> 05:25.366
.‏داشت به تحقیقات کمک می‌کرد

05:26.242 --> 05:29.037
‏ازشون پرسیدم لازمه از
،سرکار بیام بیرون ‏و بیام مدرسه یا نه

05:29.120 --> 05:31.372
:‏و گفتن
«.‏«اوه، نه، لزومی نداره

05:32.332 --> 05:36.002
‏نمی‌دونستم که اونا دارن اونو
.‏یه مظنون تلقی می‌کنن

05:37.337 --> 05:40.548
...‏و ساعت‌ها اونو توی اون اتاق نگه داشتن

05:41.132 --> 05:42.633
.‏بدون هیچ چایی‌ای

05:43.051 --> 05:46.971
،‏پلیس اجازه دارن تا دو ساعت
،‏چهار ساعت، شش ساعت

05:47.722 --> 05:49.891
،‏به‌صورت بخش‌بندی‌شده انجام بدن
،‏چون دارن راه‌های مختلفی رو امتحان می‌کنن

05:49.974 --> 05:52.935
‏ولی همین‌طور چون اونا سعی دارن
.‏مظنون رو فرتوت کنن

05:53.603 --> 05:56.606
.‏بازجویی بی‌رحمانه ساعت‌ها ادامه داشت

05:57.523 --> 05:59.650
.‏نمی‌دونستم هیچ‌وقت تموم بشو هست یا نه

05:59.901 --> 06:01.319
.‏کوین، قضیه از این قراره

06:01.861 --> 06:03.029
.‏ما می‌دونیم کارِ تو بوده

06:03.529 --> 06:04.364
‏چطوری؟

06:04.906 --> 06:07.283
.‏چون بهترین دوستت بهمون گفت

06:09.911 --> 06:11.162
‏و اون چه کسی ممکنه باشه؟

06:11.245 --> 06:12.205
."‏"تنر باست

06:15.333 --> 06:17.418
.‏تو یه لحظه باورش خیلی سخت بود

06:22.507 --> 06:23.966
.‏الان زیادم باورش سخت نیست

06:25.343 --> 06:28.096
‏دونستنِ این‌که این تنر بود که
...‏رفت سراغ پلیس‌ها

06:30.264 --> 06:32.600
‏واقعا نمی‌تونم تصور کنم
.‏باعث می‌شه کوین چه احساسی داشته باشه

06:35.228 --> 06:36.771
‏فقط سعی دارم سر در بیارم

06:36.854 --> 06:38.898
--‏کِی بود که کارت از پارکینگ تموم شد

06:38.981 --> 06:40.566
.‏- ببخشید، افسرها
.‏- سلام، کتی

06:40.650 --> 06:42.193
‏کوین می‌تونه یه آنتراکت داشته باشه؟

06:42.276 --> 06:44.153
.‏اوه، خیلی داریم پیشرفت می‌کنیم

06:44.237 --> 06:45.071
.‏۳۰ دقیقه

06:46.406 --> 06:47.240
.‏باشه

06:47.990 --> 06:48.991
.‏بیا، کوین

06:53.413 --> 06:54.914
،‏ساعت ۵:۱۵ بعد از ظهر

06:55.540 --> 06:59.252
‏کتی وکسلر، رئیسِ دانش‌آموزان مدرسه
،‏از سال ۲۰۰۳ تاحالا

06:59.752 --> 07:01.337
.‏میاد تا برای کوین یه آنتراکت بگیره

07:02.338 --> 07:03.464
‏وقتی

07:04.132 --> 07:05.466
،‏بیش از ۳۰ دقیقه بعد برمی‌گرده

07:06.342 --> 07:08.386
.‏داستان کوین به‌طرز قابل‌توجهی تغییر می‌کنه

07:13.349 --> 07:14.725
‏آماده‌ای همکاری کنی؟

07:17.019 --> 07:17.854
.‏بله

07:18.604 --> 07:19.439
...‏آماده‌ای تا

07:20.106 --> 07:21.441
‏کرده‌ات رو اعتراف کنی؟

07:21.941 --> 07:22.775
.‏بله

07:23.109 --> 07:26.821
‏توی اون ۵۰ دقیقه چه چیزی
‏بین کوین و خانم وکسلر گفته شد؟

07:27.405 --> 07:30.658
...‏چطوری ۶ ساعت روی بی‌گناهیت تأکید می‌کنی

07:31.117 --> 07:32.160
‏بعد اعراف می‌کنی؟

07:32.493 --> 07:35.288
‏مشخصا یکی از شگردهایی
‏که زیاد استفاده می‌شه

07:35.371 --> 07:38.708
...‏واردار کردن شخص به فکر کردن درباره‌ی

07:39.709 --> 07:42.378
،‏مجازات احتمالی
.‏و پاداش احتمالیه

07:43.337 --> 07:45.339
‏منظورم اینه، اگه دارید درباره‌ی
،‏یه افسر پلیس صحبت می‌کنید

07:45.423 --> 07:48.676
:‏اونا اجازه ندارن بگن
.‏«اگه اعتراف کنی فلان می‌شه

07:48.759 --> 07:50.803
«.‏«اگه اعتراف نکنی بیسار می‌شه

07:50.887 --> 07:53.139
.‏منظورم اینه، اونا حقِ این‌کارو به‌طور رسمی ندارن

07:53.514 --> 07:55.516
‏ولی اگه یه نفر از مدرسه

07:55.600 --> 07:57.685
‏پشت درهای بسته یه قول داده باشه، چی؟

08:00.521 --> 08:02.273
...‏اون اجازه داد بدنم رو کِش و قوس بدم

08:03.733 --> 08:05.067
.‏و یه سر به کمدم بزنم

08:06.777 --> 08:08.654
.‏تونستم صندوق چای‌ام رو پس بگیرم

08:10.323 --> 08:13.576
.‏و بعد منو به استراحت‌گاه دبیران برد

08:14.535 --> 08:16.245
‏قبلا هیچ‌وقت ندیده بودم یه دانش‌آموز

08:16.329 --> 08:18.456
.‏اجازه داشته باشه اتاق اختصاصی دبیران بره

08:20.541 --> 08:22.418
...‏می‌دونست ناهار نخورده بودم، پس

08:23.544 --> 08:25.296
.‏پس چند سیخ موتزارلا واسم گرم کرد

08:26.839 --> 08:28.466
...‏می‌دونم احمقانه به‌نظر میاد، ولی

08:29.926 --> 08:32.803
‏اونا بهترین سیخ موتزارلاهایی
.‏بودن که تو عمرم خورده بودم

08:36.641 --> 08:38.976
،‏دقیقا می‌دونست چطوری گیرش بندازه

08:39.268 --> 08:40.645
.‏چطوری سرشو شیره بماله

08:40.937 --> 08:42.146
‏بهش چایی

08:42.230 --> 08:44.273
.‏و سیخ موتزارلا بده

08:44.941 --> 08:46.692
.‏بهش گفتم بی‌گناه بودم

08:47.276 --> 08:48.110
...وحشت‌زده

08:48.986 --> 08:49.946
.‏بودم

08:51.531 --> 08:54.158
...‏فکر کردم به‌طور بالقوه

08:54.742 --> 08:58.329
‏به‌خاطر جرمی که مرتکب نشدم
.‏می‌تونم دستگیر شم

09:00.790 --> 09:01.874
...‏خانوم وکسلر

09:02.833 --> 09:03.960
...‏بهم قول داد

09:04.627 --> 09:06.045
.‏اجازه‌ی همچین چیزی نمی‌ده

09:07.129 --> 09:09.507
‏بهم گفت اگه با افسرها همکاری کنم

09:09.590 --> 09:11.551
،‏و هرچی که می‌خوان بشنون رو بگم

09:11.634 --> 09:13.719
...‏اون شخصاً می‌تونه تضمین بکنه که

09:14.053 --> 09:15.846
.‏مدرسه علیهم جرمی وارد نکنه

09:15.930 --> 09:18.140
‏گفت که باهاش به‌عنوان یه شوخی خرکی رفتار می‌کنن

09:18.224 --> 09:20.142
.‏و فقط یه تعلیق دو هفته‌ای انجام می‌دن

09:20.935 --> 09:22.812
.‏حتی واردِ سوابق دائمی‌م هم نمی‌شه

09:23.145 --> 09:27.066
‏آخه تعلیق دو هفته‌ای در مقابل
‏اخراج و اقدام قانونی؟

09:27.942 --> 09:30.486
‏خانوم وکسلر کاری کرد
.‏تصمیم ساده‌ای باشه

09:30.736 --> 09:32.029
،‏حتی اون‌موقع هم

09:32.321 --> 09:33.447
.‏بهش گفتم: نه

09:34.282 --> 09:36.576
،‏بهش گفتم من بی‌گناه بودم

09:36.659 --> 09:39.954
،‏و مطمئن بودم توی دادگاه با راهنمایی یه وکیل

09:40.037 --> 09:41.247
.‏تبرئه می‌شم

09:41.998 --> 09:45.334
‏اون‌موقع بود که اون بهم گفت
اگه لازم باشه افسرها

09:45.418 --> 09:49.338
‏جوری رفتار می‌کنن که انگار تمام مدارکی که برای
،‏محکوم‌کردن من لازمه وجود داره

09:49.422 --> 09:51.382
،‏و اون‌موقع حتی با یه وکیل خوب

09:51.465 --> 09:53.467
،‏که مادربزرگم هرگز از پسِ هزینه‌اش برنمی‌آد

09:53.843 --> 09:56.387
.‏بازم ممکنه محکوم بشم و زندان بیفتم

09:56.887 --> 09:58.431
...‏و من پیچیدگی

09:58.931 --> 10:01.183
.‏صنعت زندان رو فهمیدم

10:01.809 --> 10:04.061
‏فکر کردم اعتراف‌کردن تنها راه خلاص‌شدن منه

10:04.145 --> 10:07.398
‏چون‌ این‌ چیزی بود
.‏که خانوم وکسلر بهم گفت

10:09.275 --> 10:11.027
.‏بهم گفت که می‌تونه بهم کمک کنه

10:11.819 --> 10:12.945
.‏و منم باورم شد

10:14.365 --> 10:17.520
خانوم وکسلر چندین مرتبه
درخواست مصاحبه را رد کرد

10:17.533 --> 10:20.995
‏یک ایمیل از خانوم وکسلر
.‏در روز دهم دسامبر ۲۰۱۷

10:22.079 --> 10:23.581
،‏«آقای مالدونای عزیز

10:23.831 --> 10:25.416
،‏از تماس شما ممنونم

10:25.833 --> 10:27.918
‏ولی مسئله‌ی مذکور

10:28.002 --> 10:30.880
.‏به‌دلیل گفته‌ها و اعترافات آقای مک‌کلین حل‌وفصل شده

10:32.006 --> 10:33.507
‏من هرگز نمی‌توانم به یک دانش‌آموز

10:33.591 --> 10:36.052
.‏برای این‌دسته از جرم‌ها قولِ تخفیفِ مجازات بدهم

10:37.219 --> 10:38.888
‏این گفتگوی ما در آنتراکت
،چند هفته گذشته صورت گرفت

10:39.680 --> 10:41.015
،‏ولی تا جایی که من اطلاع دارم

10:41.098 --> 10:42.808
‏ما فقط درباره‌ی چگونگی احساسات او صحبت کردیم

10:42.892 --> 10:45.811
‏و او چگونه می‌خواست بار گناه
«.‏از روی دوشش برداشته شود

10:47.355 --> 10:50.983
‏کوین مک‌کلین در روز ۲۱ام نوامبر
،‏اعتراف کرد که «سارق مدفوع» است

10:51.901 --> 10:53.694
.«‏۱۵ روز بعد از روزِ «بیرون‌روی

10:53.778 --> 10:55.571
...‏پلیس توجهات خودش را

10:55.655 --> 10:57.865
.‏این ۱۵ روز پوشش خبریه

10:58.449 --> 11:01.202
‏ ۱۵ روز فشار والدین و فارغ‌التحصیلان

11:01.285 --> 11:03.412
‏که تهدید می‌کنن اهداءهای
.‏خودشون رو پس می‌گیرن

11:03.746 --> 11:05.998
‏ ۱۵ روز ایمیل‌ها و زنگ‌های خشمگینانه

11:06.082 --> 11:08.042
:‏همگی خطاب به یه نفر

11:08.626 --> 11:10.127
،‏رئیس دانش‌آموزان

11:10.419 --> 11:11.462
.‏خانوم وکسلر

11:12.713 --> 11:14.465
.‏خیلی ساده‌لوح بودم

11:14.924 --> 11:16.759
‏چطوری می‌تونستم اون‌قدر کور باشم؟

11:17.259 --> 11:20.096
.‏اون داشت با افسرها کار می‌کرد

11:20.179 --> 11:22.306
.‏فقط یه شگرد دیگه بود

11:22.723 --> 11:23.933
.‏همگی بخشی از نمایش

11:25.226 --> 11:28.437
.‏«سارق مدفوع» مشکلی بود که باید حل می‌شد

11:29.522 --> 11:31.565
‏آیا خانوم وکسلر راه‌حل‌شو

11:32.441 --> 11:33.693
‏در کوین مک‌کلین پیدا کرد؟

11:34.568 --> 11:36.445
‏هر سه‌تا جرم کار تو بود؟

11:38.322 --> 11:39.198
.‏بله

11:41.534 --> 11:42.368
.‏خیلی‌خب

11:43.244 --> 11:44.829
.‏بیا راجع به پنیاتا صحبت کنیم

11:55.840 --> 11:57.967
‏نشون‌مون بده چطوری
.‏مدفوع رو داخلش گذاشتی، رفیق

12:02.096 --> 12:03.889
.‏من تو کلاس خانوم مانتگامری بودم

12:03.973 --> 12:05.683
.‏تولد "وانیگات" بود

12:05.766 --> 12:08.686
.‏"کرت وانیگات" ظاهرا یه نویسنده‌ی معروف بوده

12:09.061 --> 12:11.564
‏من دوست دارم "کرت وانیگات" رو به‌عنوان

12:11.647 --> 12:15.067
‏"کانیه وست" ادبیات پست‌مدرن طنز، فکر کنم

12:15.443 --> 12:17.570
.‏خانوم "مانتگامری" انگار که عُقده‌شو داره

12:18.946 --> 12:22.408
.‏تولد "وانیگات" خیلی روز خاص و باحالیه

12:22.491 --> 12:23.993
.‏دانش‌آموزها عاشقشن

12:24.201 --> 12:26.078
،‏روزِ موردعلاقه‌ی همه توی انگلیسیه

12:26.162 --> 12:27.747
.‏چون هیچ گُهی نمی‌خوریم

12:27.830 --> 12:31.041
‏این سومین سالِ متوالیه که دارم انجامش می‌دم
‏و هرسال بهتر می‌شه

12:31.125 --> 12:33.002
‏کل کلاس رو با

12:33.085 --> 12:35.504
،‏«صبحانه‌ی کیک قهرمان» دکور کردم

12:35.963 --> 12:37.798
،‏پنج علامت مسلخ

12:37.882 --> 12:39.300
"‏و یه پنیاتای "وانیگات

12:39.842 --> 12:41.594
.‏پول همه‌ی این کسشرها رو خودش می‌ده

12:41.886 --> 12:44.972
.‏سر هر کلاس یه کیک و پنیاتای جداگانه داره

12:46.474 --> 12:48.225
.‏من اول باید به پنیاتا ضربه می‌زدم

12:49.268 --> 12:50.102
.‏خوش به‌حالم

12:54.732 --> 12:56.442
،‏بعد دور دوم که چرخ زدم گیج و ویج بودم

12:56.525 --> 12:58.694
.‏ولی یه جورایی تعادل‌مو به‌دست آوردم

12:59.445 --> 13:01.489
.‏اولین‌بار که چوب رو تاب دادم بچه‌ها هورا کِشیدن

13:02.573 --> 13:03.866
‏

13:06.160 --> 13:07.495
.‏دومین‌بار هم هورا کِشیدن

13:08.746 --> 13:09.705
..‏سومین‌بار

13:10.331 --> 13:11.290
.‏جیغ زدن

13:17.588 --> 13:19.590
.‏اولش فکر کردم به‌خاطر آبنباته

13:20.341 --> 13:21.675
...‏ولی بعد متوجه شدم

13:22.426 --> 13:24.345
.‏هیچکس به‌خاطر آبنبات اون‌طوری جیغ نمی‌زنه

13:25.262 --> 13:26.096
!‏آره

13:26.180 --> 13:27.223
...‏اوه

13:27.890 --> 13:30.434
‏

13:33.062 --> 13:34.605
...‏چشم‌بند رو برداشتم و

13:34.939 --> 13:35.940
.‏دیدمش

13:36.023 --> 13:37.233
‏

13:37.358 --> 13:38.442
!‏چندش

13:38.526 --> 13:40.027
‏

13:41.612 --> 13:43.405
‏نشون‌مون بده چطوری
.‏مدفوع رو داخلش گذاشتی، رفیق

13:56.502 --> 13:57.545
.‏- خیلی‌خب
.‏- نه، نه، نه

13:57.628 --> 13:58.879
.‏- لعنتی
‏- فکر کنم-- می‌تونی...؟

13:58.963 --> 14:00.631
.بیا یه‌بار دیگه امتحان کنیم

14:00.714 --> 14:02.466
.بذار-- بدش به من

14:02.967 --> 14:04.677
--بذار

14:04.760 --> 14:06.053
.این‌طوری بهش نگاه کن

14:06.554 --> 14:07.388
.‏بگیر

14:07.471 --> 14:09.515
،‏اگه من داخلش مدفوع می‌ذاشتم

14:09.598 --> 14:11.642
،که کاریه که تو کردی
کجا می‌ذاشتیش...؟

14:12.643 --> 14:14.895
.‏اونا داشتن راهنمایی‌ـش می‌کردن

14:14.979 --> 14:16.522
،‏اگه نوار رو نگاه کنید

14:17.064 --> 14:17.940
،‏می‌تونید ببینید که

14:18.023 --> 14:21.819
‏تمام راه‌هایی که جرم‌ها انجام‌شده
.‏رو نشونش دادن

14:22.611 --> 14:23.904
‏اون خبر نداشت چطوری مدفوع

14:23.988 --> 14:25.447
،"‏رفته توی پنیاتای "وانیگات

14:25.531 --> 14:27.616
‏ولی با این‌حال مجبورش کردن اعتراف رو بنویسه

14:27.700 --> 14:30.202
‏که چطوری مدفوع رو
.‏وارد شونه‌های وا‌نیگات کرده

14:30.536 --> 14:34.081
‏پلیس معمولاً مظنونین رو با جزئیتاتی که

14:34.164 --> 14:37.334
،‏فرضاً فقط فرد گناهکار ازش خبر داره رو باخبر می‌کنه

14:37.418 --> 14:40.379
،‏و بعداً پلیس می‌گه

14:40.462 --> 14:43.632
‏«ببینید، پس چطوری ممکن بود اینو بدونه
«‏مگر این‌که گناهکار بوده؟

14:43.716 --> 14:45.676
‏و البته که این واقعیت رو که

14:45.759 --> 14:49.221
‏این پلیس‌ها بودن که خودشون
.‏جزئیتات رو بهش گفتن رو نادیده می‌گیرن

14:49.346 --> 14:53.267
‏و کارت «سارق مدفوع» رو کجا گذاشتی؟

14:56.812 --> 14:58.355
.‏روی میز خانوم مانتگامری

14:59.481 --> 15:01.942
‏کارت «سارق مدفوع» رو توی...؟

15:06.030 --> 15:07.072
.‏توی پنیاتا

15:07.364 --> 15:08.407
.‏ممنون

15:08.782 --> 15:12.077
‏افسرها همه‌چی رو درباره‌ی این‌که
،‏چطور انجامش دادم بهم گفتن

15:12.161 --> 15:13.537
،‏ولی بدتر از اون

15:14.496 --> 15:15.414
.‏بهم گفتن چرا انجامشون دادم

15:15.831 --> 15:17.791
.‏چون از همه توی مدرسه متنفر بودی

15:18.125 --> 15:21.754
‏اونا یه واقعیت موازی از خودشون ساختن

15:21.837 --> 15:25.549
‏جایی که من همه‌ی این‌کارها
،‏رو کردم تا تلافی هم‌کلاسی‌هامو دربیارم

15:26.008 --> 15:27.384
.‏به‌عنوان یه‌جور انتقام

15:27.635 --> 15:30.304
‏بچه‌ها از کلاس ششم این‌طور صدات می‌کنن؟

15:30.387 --> 15:32.139
«!‏درسته؟ «مک‌کلین لکه عنی

15:32.306 --> 15:34.558
«!‏«سلام! مک‌کلین لکه عنی

15:34.642 --> 15:38.520
‏به‌جز اون «یادآوری پنج‌شنبه»ی
،«‏چند روز قبل از روزِ «بیرون‌روی

15:38.604 --> 15:43.067
.‏من «مک‌کلین لکه عنی» رو سال‌ها بود نشنیده بودم

15:43.442 --> 15:45.277
‏نه، به عقل من جور در نمی‌آد

15:45.361 --> 15:48.489
.‏که اون بخواد از هم‌کلاسی‌هاش انتقام بگیره

15:48.656 --> 15:51.867
‏من هیچ‌وقت نشنیدم اون از
.‏هم‌کلاسی‌هاش شکایتی بکنه

15:52.284 --> 15:54.411
‏اون راجع به غذاهایی که من
،‏درست می‌کنم شکایت می‌کنه

15:54.578 --> 15:56.830
‏یا این‌که من مجبورش
،‏می‌کنم بره کلیسا شکایت می‌کنه

15:57.206 --> 15:59.458
‏و من براش مهم نیستم

15:59.541 --> 16:01.961
،‏یا گزینه‌های زندگیم

16:02.252 --> 16:05.464
‏ولی تاحالا یه‌بار هم راجع به
.‏هم‌کلاسی‌هاش شکایتی نکرده

16:06.006 --> 16:08.133
.‏تنها موندی
‏راه امن‌تر اینه، مگه نه؟

16:09.343 --> 16:12.221
،‏بهتر از اینه که مردم مسخره‌ت کنن
.‏بهتر از اینه که مردم ازت کلیپ بگیرن

16:12.304 --> 16:15.432
‏اون به کلیپ‌های «فروت نینجا» به‌عنوان
.‏مدرک که به من قلدری می‌شده اشاره کرد

16:16.225 --> 16:18.227
.‏ولی به اولین کلیپ «فروت نینجا» نگاه کنید

16:20.229 --> 16:21.563
!«‏«فروت نینجا

16:21.647 --> 16:22.773
!«‏«فروت نینجا

16:22.856 --> 16:25.359
"‏من سال اول با دوستم "گریسون
.‏خودم شروعش کردم

16:26.068 --> 16:28.445
.‏ایده‌ی خودم بود

16:28.779 --> 16:30.114
‏به‌نظرت آزاردهنده نبود؟

16:30.948 --> 16:32.533
‏که بچه‌ها بهت میوه پرت می‌کنن؟

16:32.616 --> 16:33.826
.‏مطلقاً نه

16:33.909 --> 16:34.827
‏- نه؟
.‏- نه

16:34.910 --> 16:36.578
‏- نه؟
.‏- نه، خیلیم حال می‌کنم

16:37.287 --> 16:40.124
‏تصورِ این‌که باید واسه طرز فکر
یه مشت بچه توی مدرسه راجع بهم

16:40.207 --> 16:41.500
....‏ نگران باشم

16:42.334 --> 16:43.794
.‏مضحکه

16:44.712 --> 16:47.297
‏لازمه‌ی زورگویی
.‏یه شریک بی‌تمایله

16:47.423 --> 16:48.924
.‏کمبوی دو میوه‌ای

16:49.383 --> 16:50.801
‏آیا من بی‌تمایل به‌نظر می‌آم؟

16:51.218 --> 16:54.263
‏شاید تو یکی دوتا از کلیپ‌های
،‏خارج از زمینه

16:54.346 --> 16:56.598
.‏ممکنه به‌نظر بیاد که داره قلدری می‌شه

16:57.975 --> 17:00.894
‏نمی‌تونم... تو نمی‌تونی
.‏هندونه بهم پرت کنی

17:00.978 --> 17:02.980
،‏ولی در کل، من «فروت نینجا» بودن رو دوست دارم

17:03.063 --> 17:05.858
.‏از کلیپ درست‌کردن خوشم میاد. باحاله
.‏یه کار خلاقانه‌اس

17:05.941 --> 17:08.569
‏من با کسایی که باهاش
.کلیپ درست می‌کنم رفیقم

17:09.069 --> 17:11.989
،‏اون فکر نمی‌کنه داره بهش قلدری می‌شه

17:12.364 --> 17:14.491
.‏فکر می‌کنه خیلی بچه‌ی باحالیه

17:14.575 --> 17:15.451
،‏کوین آدم عجیبه

17:15.534 --> 17:18.620
‏ولی مثلا... توهمی یا
.‏همچین چیزی نیست

17:18.704 --> 17:20.414
.‏فقط از قصدی عجیبه

17:20.789 --> 17:22.624
.‏کوین از توجه خوشش می‌آد

17:22.708 --> 17:24.168
.‏به‌خاطر همینه اون‌طوری رفتار می‌کنه

17:24.251 --> 17:25.377
!«‏آهای «فروت نینجا

17:27.296 --> 17:28.839
،‏برنامه‌ی کلاسی من و کوین فرق داره

17:28.922 --> 17:31.258
‏ولی هنوز تو راهرو
.‏هر روز از کنار همدیگه می‌گذریم

17:32.092 --> 17:33.969
،‏و آره، بچه‌ها بهش میوه پرت می‌کنن

17:34.845 --> 17:37.765
.‏ولی اون به‌عنوان قلدری‌ نمی‌بیندتش

17:40.809 --> 17:42.186
!‏پسر، این سریع بود

17:42.269 --> 17:44.563
.‏این «فروت نینجا»ست که اینجاست
.‏کارش درسته

17:45.105 --> 17:47.274
،‏من نمی‌گم کوین مورد قلدری قرار گرفته

17:47.483 --> 17:48.567
...‏می‌گم اون

17:49.610 --> 17:51.487
.‏راه خلاقانه‌ای واسه اسم در کردن پیدا کرده

17:52.446 --> 17:53.822
.‏من «فروت نینجا»ی نکبتم

17:54.114 --> 17:55.240
.‏کیری عالیه

17:55.616 --> 17:59.661
‏اونا همین‌طور به این اشاره کردن که
.‏"الکس رایت" واسه هالووین به‌عنوان شخصیت من لباس پوشیده

18:01.330 --> 18:02.456
.‏به عکس نگاه کنید

18:03.415 --> 18:05.125
،‏اون کلاه منه

18:05.209 --> 18:06.835
.‏اون ژاکت منه

18:06.919 --> 18:08.212
.‏اون جلیقه‌ی منه

18:08.295 --> 18:09.630
.‏من بهش قرض‌شون دادم

18:09.922 --> 18:11.298
.‏اونا درحال مسخره‌ کردنم نبود

18:11.381 --> 18:14.802
‏یا حداقل بیشتر از اونچه که معمولا
.‏دوست‌ها، دوست‌های دیگه‌شونو مسخره می‌کنن، نبود

18:14.885 --> 18:15.761
.‏بامزه‌ بود

18:15.844 --> 18:18.180
.‏این‌طوری نیست که «دایپی درو پنکرتز» باشم

18:19.181 --> 18:21.183
،‏پلیس‌ها به یه انگیزه احتیاج داشتن

18:21.809 --> 18:23.018
.‏پس اختراعش کردن

18:23.811 --> 18:25.562
.‏کوین الان دیگه افتادی رو غلتک

18:28.023 --> 18:28.857
...‏بعدش

18:30.609 --> 18:31.944
‏بعدش چی‌کار کردی، رفیق؟

18:33.278 --> 18:34.196
«.‏«پرتاب‌کننده‌ی عن

18:34.279 --> 18:35.572
«.‏«پرتاب‌کننده‌ی عن

18:39.201 --> 18:40.035
‏منظورت اینه؟

18:45.332 --> 18:48.710
‏تو روز ۱۴ام نوامبر و روزهای قبل
"‏از بازیِ بزرگ‌مون مقابل "گریلینگ

18:48.794 --> 18:51.547
.‏یه گردهمایی تهییجی داشتیم

18:51.630 --> 18:55.175
‏«سارق مدفوع» تو اون روز
.‏درباره‌ی سومین جرم هشدار می‌داد

18:55.509 --> 18:58.095
‏«سارق مدفوع» داره اشاره می‌کنه
،‏می‌خواد جرم‌های دیگه مرتکب بشه

18:58.345 --> 19:01.473
‏اون‌وقت ما واسه تیم بسکتبال‌مون که شکست‌ناپذیره
.‏یه گردهمایی تهییجی تشکیل دادیم

19:01.682 --> 19:03.559
‏آخه چرا اینجاییم؟
.‏اصلا با عقل جور درنمیاد

19:03.642 --> 19:05.811
،‏کاپتان تیم

19:06.353 --> 19:08.063
!"‏"لو کارتر

19:08.480 --> 19:10.482
‏

19:11.525 --> 19:13.777
،‏همه‌ی ما هشدار «سارق مدفوع» رو دیدیم

19:13.861 --> 19:14.820
.‏ولی باشگاه احساس امن‌بودن داشت

19:14.903 --> 19:16.280
.‏اونجا هرگونه غذا یا نوشیدنی قدغنه

19:16.363 --> 19:18.824
‏منظورم اینه، حتی ممکنه
.‏به‌خاطر جویدنِ آدامس هم تعلیقت کنن

19:19.741 --> 19:22.119
.‏حراست قرص و محکم بود
.‏کوله‌ی همه رو چک کردن

19:22.202 --> 19:23.704
،‏آخرین اما نه کمترین

19:23.829 --> 19:25.080
."‏"دی‌مارکوس تیلمن

19:25.289 --> 19:26.790
‏

19:29.626 --> 19:32.129
،‏باشگاه مثل کلیسای مدرسه‌اس

19:32.212 --> 19:34.464
.‏و این مدرسه واقعا یه کلیسا هم داره

19:34.840 --> 19:37.009
.‏اصلا به‌نظر نمی‌اومد چیز بدی اونجا اتفاق بیفته

19:37.926 --> 19:39.803
.‏خب، ببینید، این کاریه ما می‌کنیم

19:39.887 --> 19:41.889
.‏می‌ریم پایین بعد می‌پریم بالا

19:41.972 --> 19:42.806
‏حاضرید؟

19:48.103 --> 19:49.271
‏

19:51.982 --> 19:53.108
‏این چیه؟

19:53.525 --> 19:54.693
!‏بوش مثل عنـه

19:54.776 --> 19:56.486
‏

19:56.862 --> 19:58.947
!خدایا، حالم بهم خورد

20:00.866 --> 20:02.075
!‏افتضاحه

20:13.545 --> 20:15.547
،‏وقتی استوانه‌ی عـن‌انداز پرتاب شد

20:15.631 --> 20:17.758
.‏گردوخاک رو تمام جمعیت پاشید

20:18.342 --> 20:20.010
...‏مشخص نبود که مدفوعه

20:20.677 --> 20:22.512
،‏تا این‌که یکی داد زد
«!‏«مدفوعه

20:22.888 --> 20:23.972
.‏و بعد همه فهمیدن

20:24.056 --> 20:25.557
،‏همون موقع نمی‌دونستیم چیه

20:25.641 --> 20:27.351
.‏ولی بعداً فهمیدیم که عـنِ گربه بوده

20:29.603 --> 20:32.481
.‏این عن نرم و چسبناک نبود

20:32.606 --> 20:35.859
.‏بیشتر گردوخاکِ... عن بود

20:37.611 --> 20:38.987
‏می‌دونید، خشک شده بود

20:39.071 --> 20:40.113
،‏و فقط

20:40.364 --> 20:42.115
.‏می‌دونید، ریزه‌ریزه شده بود

20:44.826 --> 20:46.161
.‏آره، گرفتمش

20:46.578 --> 20:48.080
‏منظورم اینه، داریم درباره‌ی
.‏نسخه‌ی محدود حرف می‌زنیم

20:48.163 --> 20:50.290
‏فقط چندتا...؟
‏سه‌تا ازش ساخته شده؟

20:53.543 --> 20:54.878
.‏نشون‌مون بده چطور با عن پُرش کردی

20:54.962 --> 20:56.713
...‏منظورم اینه، تو دوست داری

20:57.339 --> 20:59.299
.‏یه عالمه مدفوع بندازی رو صورت یه عالمه بچه

20:59.383 --> 21:01.510
.‏- لعنت بهت. نه، کوین
.‏- نه

21:01.593 --> 21:04.263
‏بازی درنیار، باشه؟

21:04.846 --> 21:06.473
،‏نه، اون عن آدم نبود

21:06.556 --> 21:08.976
.‏و خودتم می‌دونی اون عن آدم نیست

21:09.059 --> 21:10.352
...‏پس فقط می‌خوام بدونم

21:12.020 --> 21:12.980
‏چه عنیه؟

21:13.689 --> 21:14.648
.‏سگ

21:15.649 --> 21:17.317
‏سگ؟ این جواب آخرتـه؟

21:19.945 --> 21:21.613
‏می‌خوای سر این‌یکی از تماشاچی‌ها نظرسنجی کنیم؟

21:21.697 --> 21:22.572
.‏گربه

21:23.532 --> 21:24.658
.‏خب، چه سریع

21:25.617 --> 21:27.577
‏می‌تونستید ببینید که اون حتی نمی‌دانست

21:27.661 --> 21:29.579
.‏چه نوع مدفوعی توی پرتاب‌کننده بوده

21:30.205 --> 21:33.125
‏اون حتی نمی‌دونست چطوری
.‏کیسه‌ی عن رو بکنه توی استوانه

21:33.625 --> 21:36.211
.‏اون داشت مثل سمبوسه تاش می‌کرد

21:37.129 --> 21:40.007
‏درحالی که باید مثل رولت
.‏بپیچوندتش

21:41.633 --> 21:43.051
،‏اون به همه‌ی جرم‌ها اعتراف کرد

21:43.135 --> 21:45.137
.‏ولی هیچ‌کدوم از جزئیتات رو نمی‌دونست

21:45.387 --> 21:47.973
‏پلیس‌ها قطعا همه‌جور
.‏دورغی به خوردش دادن

21:48.432 --> 21:50.475
‏چطوری این می‌تونه یه اعتراف گناه قانونی باشه؟

21:52.519 --> 21:53.937
.‏روال کارش همین‌طوریه

21:54.438 --> 21:55.439
.‏مثل یه خوک‌دونیه

21:55.522 --> 21:58.066
‏می‌دونید، این‌قدر واقعیت‌ها رو جمع
.‏می‌کنید تا این‌که حقایق بیان بالا

21:58.650 --> 22:02.195
‏پس شما مطمئن هستید که
‏کوین مک‌کلین «سارق مدفوع»ـه؟

22:03.238 --> 22:05.073
.‏بله، اعتراف کرد

22:06.700 --> 22:09.036
.‏ولی، منظور اینه، مدرک محکمی ندارید

22:11.330 --> 22:12.831
‏بهترین دوستش تنر باست

22:12.914 --> 22:15.125
.‏وقتی مسهل‌ها رو خریده پیشش بوده

22:17.127 --> 22:18.879
،«‏کوین، شب قبل از «بیرون‌روی

22:19.421 --> 22:22.382
‏با بهترین دوستت "تنر باست" رفتی
.‏فروشگاه سلامتِ داوسی

22:22.466 --> 22:23.383
‏درسته؟

22:23.633 --> 22:24.468
.‏آره

22:24.926 --> 22:26.094
.‏و وسایل خریدی

22:26.636 --> 22:27.929
‏توی کیسه چی بود؟

22:29.222 --> 22:30.766
‏مسهل بود؟

22:35.020 --> 22:35.854
.‏بله

22:35.937 --> 22:37.522
.‏من به افسرها دروغ گفتم

22:38.106 --> 22:42.194
،‏من با تنر به داوسی رفتم
.‏ولی من مسهل نخریدم

22:42.778 --> 22:44.237
‏خب، چی خریدی؟

22:45.238 --> 22:46.656
.‏یادم نیست

22:46.907 --> 22:49.701
‏موقعی که ازم پرسیدن
.‏دو هفته گذشته بود

22:50.243 --> 22:53.914
‏خودتون یادتون می‌آد دو هفته پیش از
‏تو فروشگاه سلامت چی خریدید؟

22:55.082 --> 22:55.916
.‏نمی‌دونم

22:55.999 --> 22:58.377
،‏کاش یادم می‌اومد، واقعا می‌گم

22:58.460 --> 23:01.129
.‏ولی تمام چیزی که می‌دونم اینه که مسهل نبود

23:02.839 --> 23:05.425
‏از توی گزارش پلیس می‌دونیم
‏که عنصر اصلی‌ای که

23:05.509 --> 23:07.803
.‏مسبب «بیرون‌روی» شد ملتیتول بود

23:08.637 --> 23:11.014
‏پس تصمیم گرفتیم خودمون بریم داوسی

23:11.098 --> 23:12.808
.‏تا ببینیم چه مسهل‌هایی حاوی اون ماده هستن

23:14.434 --> 23:16.770
.‏اکسید آهن زرد، ایزوپروپیل الکل

23:17.437 --> 23:19.439
‏هیچ‌کدوم اینا ملتیتول دارن؟

23:21.233 --> 23:22.109
.‏این‌یکی که نداره

23:22.859 --> 23:25.237
.‏شاید جای درستی رو دنبالش نمی‌گردیم

23:25.320 --> 23:26.780
.‏بیا از داروساز بپرسیم

23:28.615 --> 23:31.118
‏شما هیچ مسهلی که
.‏ملتیتول داشته باشه پیدا نمی‌کنید

23:31.201 --> 23:32.160
‏چرا؟

23:32.244 --> 23:34.246
.‏اون اصولا یه مکمل شیرین‌کننده‌اس

23:35.455 --> 23:37.916
‏چیزی اینجا دارید که توش ملتیتول داشته باشه؟

23:37.999 --> 23:39.292
.‏- آره
.‏- هیچ مسهلی ملتیتول نداره

23:39.376 --> 23:40.627
.‏چندتا آبنبات داریم

23:40.919 --> 23:42.337
‏چطور آبنباتی؟

23:43.755 --> 23:45.507
.‏این‌یکی توش ملتیتول داره

23:46.508 --> 23:49.136
‏ما کشف کردیم که
‏تنها محصولی که توی داوسی

23:49.219 --> 23:50.303
‏توش ملتیتول داره

23:50.387 --> 23:51.972
.‏یه پاستیل بدون شکر بود

23:52.472 --> 23:54.391
‏این محصولی بود که

23:54.474 --> 23:56.101
.‏ با شهرت «بیرون‌روی» سازگار بود

23:56.768 --> 23:58.395
:‏یکی از خریدارهای آمازون می‌گه

23:59.146 --> 24:01.273
‏«این پاستیل‌ها کاری کردن
.‏دیوانه‌وار برینم

24:01.731 --> 24:04.234
‏انگار از آبشار نیاگارا به
مقعدم قیف وصل کرده بودن که

24:04.317 --> 24:05.569
«.‏از یه نِی قهوه‌ای می‌گذشت

24:06.570 --> 24:09.197
‏ولی تصور این‌که کوین پاستیل‌ها رو آب کرده باشه

24:09.281 --> 24:11.450
‏و ریخته باشدش توی دستگاه لیمونادساز

24:11.783 --> 24:12.909
.‏به‌نظر بعید می‌آد

24:13.118 --> 24:14.369
‏لازم نیست اشاره کنم که

24:14.453 --> 24:16.621
‏کاملا هم رنگ

24:16.705 --> 24:18.415
.‏و غلظت نوشیدنی رو عوض می‌کرد

24:18.874 --> 24:21.334
‏- پس ملتیتول از کجا اومده؟
.‏- نمی‌دونم

24:21.418 --> 24:23.378
‏منظورم اینه، مشخصاً از داوسی
.‏نیومده فکر کنم

24:23.462 --> 24:26.173
‏پلیس اصلا سعی کرده
‏صحت و سقم حر‌ف‌های تنر رو بسنجه؟

24:26.590 --> 24:28.008
‏منظورم اینه اگه ما تونستیم بیایم اینجا

24:28.091 --> 24:30.093
،‏و ببینیم هیچ‌کدوم از مسهل‌ها ملتیتول ندارن

24:30.177 --> 24:31.678
‏اونا نمی‌تونستن این‌کارو بکنن؟

24:31.761 --> 24:33.930
‏که یعنی گفته‌های تنر رو قبول کردن

24:34.014 --> 24:35.390
.‏- و به‌عنوان واقعیت پذیرفتن
.‏- آره

24:35.474 --> 24:38.727
‏اگه اون ملتیتول رو از داوسی نگرفته باشه
.‏این همه‌چی رو عوض می‌کنه

24:41.146 --> 24:42.147
.‏درست می‌گی

24:42.230 --> 24:45.358
‏من تقریبا یقین دارم که
اون توی اون کیسه‌ی داوسی

24:45.775 --> 24:47.194
.‏مسهل داشت

24:47.360 --> 24:48.195
.‏خیلی‌خب

24:48.987 --> 24:50.989
.‏ملتیتول مسبب «بیرون‌روی» بود

24:51.615 --> 24:54.201
.‏ولی ملتیتول نمی‌تونه توی داوسی خریداری بشه

24:55.076 --> 24:56.953
‏پس چرا تنر باید به افسرها بگه

24:57.037 --> 24:59.247
‏کیسه‌ی کوین حاوی مسهل بوده؟

25:00.207 --> 25:01.583
‏چرا تنر باید دروغ بگه؟

25:02.209 --> 25:03.293
،‏جزئیات رو نمی‌دونم

25:03.376 --> 25:05.378
‏ولی می‌دونم که کوین و تنر

25:05.462 --> 25:07.464
.‏دیگه بهترین دوست‌های هم نیستن

25:10.175 --> 25:11.885
.‏اون فکر می‌کنه من «روز بی‌خیالی» رو به گند کشیدم

25:14.846 --> 25:18.058
‏«روز بی‌خیالی» یه رسم
.‏در دبیرستان سنت برنردینه

25:19.017 --> 25:22.938
‏یه مراسم از پیش تعیین‌شده‌ی سالیانه‌اس که
‏دانش‌آموزان یه خونه کرایه می‌کنن

25:23.021 --> 25:24.356
،‏و کلاس رو ‌بی‌خیال می‌شن تا پارتی بگیرن

25:24.648 --> 25:27.150
‏خیلی‌هاشون در یک فعالیت اجتماعی

25:27.234 --> 25:29.528
.‏به‌نام «چالش امریکای عالی» شرکت می‌کنن

25:30.278 --> 25:31.571
،‏یه‌جورایی آشفته‌بازاری شده بود

25:31.655 --> 25:34.032
‏چون نصفِ مهمون‌ها داشتن
،‏«چالش امریکای عالی» بازی می‌کردن

25:34.115 --> 25:36.076
.‏که چهار تیمِ شش‌نفره‌اس

25:36.159 --> 25:37.953
...‏یه مسابقه برای تموم‌کردنِ یه جعبه آبجو

25:38.578 --> 25:40.080
‏

25:40.288 --> 25:41.373
،‏یه پیتزای کامل

25:41.748 --> 25:42.999
،‏یه بطری ودکا

25:43.833 --> 25:44.960
.‏یه جول‌پاد کامل
(‏(جول‌پاد: سیگاری بسیار سنگین

25:45.752 --> 25:46.962
:‏مرحله‌ی آخر بزرگ

25:47.045 --> 25:48.880
‏یه پازل پونصد قطعه‌ای

25:48.964 --> 25:51.091
."‏از مامان "اندرو لاندگاردن

25:51.174 --> 25:53.343
!‏مامان لاندگاردن

25:53.426 --> 25:55.220
.‏پازل باید مرحله‌ی آخر باشه

25:55.303 --> 25:57.430
.‏و پیتزا باید سوسیس فلفلی باشه

25:57.514 --> 25:58.640
.‏غیرممکنه

25:59.766 --> 26:02.102
.‏کوین و تنر همیشه «روز بی‌خیالی» رو مسخره می‌کردن

26:02.185 --> 26:03.812
«.‏بهش می‌گفتن «روز بی‌خیالی کروموزوم

26:04.020 --> 26:06.815
...‏پس وقتی امسال «روز بی‌خیالی» برگزار شد

26:08.108 --> 26:12.612
‏کوین خیلی غافلگیر شده بود که
.‏می‌دید تنر تو مدرسه نیست

26:14.072 --> 26:14.990
‏

26:17.492 --> 26:18.410
‏اینجا کجاست؟

26:19.744 --> 26:20.662
.‏روز بی‌خیالی

26:22.372 --> 26:23.290
...‏جداً؟ بازداشت شدی نیا پیش من گریه کن

26:26.459 --> 26:27.377
...‏دقیقه آخری من و "کلویی" تصمیم گرفتیم بریم

26:29.337 --> 26:30.255
‏با "کلویی" هستی؟؟؟

26:31.047 --> 26:32.716
!‏- بهترین «روز بی‌خیالی»ـه تاحالا
!‏- آره، داش

26:35.218 --> 26:36.970
‏

26:37.679 --> 26:38.930
!‏بچه‌ها، هیس

26:40.098 --> 26:40.932
‏

26:41.016 --> 26:42.142
!‏پلیس اومده

26:43.351 --> 26:46.980
...‏تنر متقاعد شده بود که من

26:47.814 --> 26:49.107
.‏زنگ زدم مراجع ذیصلاح

26:49.316 --> 26:50.859
.‏تو از هم‌کلاسی‌هات تنفر داشتی

26:51.359 --> 26:52.319
‏مگه نه، کوین؟

26:52.819 --> 26:55.614
‏آره، حتی تا اونجا پیش رفتی
‏که به پلیس زنگ بزنی

26:55.697 --> 26:57.949
‏تا ببینی «روز بی‌خیالی» کنسل می‌شه، مگه نه؟

26:58.450 --> 26:59.909
.‏من به پلیس زنگ نزدم

27:02.537 --> 27:03.663
...‏ولی تنر

27:05.040 --> 27:06.374
.‏از باورکردن حرفم امتناع کرد

27:07.334 --> 27:08.877
،‏با ماشین اومد خونه‌مون

27:09.085 --> 27:11.254
.‏خیلی خیلی عصبانی، سرم داد می‌زد

27:12.714 --> 27:14.799
.‏منو به حسودی‌کردن متهم کرد

27:15.467 --> 27:16.635
،‏من اونجا نبودم

27:16.718 --> 27:18.928
‏ولی تنر بهم گفت
.‏اوضاع حسابی آتیشی بود

27:19.679 --> 27:22.390
.‏گفت تاحالا اون‌طوری دعواشون نشده بود

27:22.641 --> 27:24.809
.‏و بعد فکر کنم کوین یهویی زده بود سیم آخر

27:24.893 --> 27:28.355
...‏نهایتاً من چاره‌ای نداشتم جز

27:31.107 --> 27:32.817
.‏باید از گروه موسیقی‌مون می‌انداختمش بیرون

27:32.901 --> 27:34.736
‏

27:34.819 --> 27:38.281
.‏یه بچه‌ای به‌نام "مایلز" رو آوردم تا جایگزین "تنر" کنم

27:39.908 --> 27:42.285
.‏اون واسه تماشاچی‌های ما بهتر جور درمی‌آد

27:42.744 --> 27:44.120
.‏تو جشن تکلیف "کایل" بودم

27:44.537 --> 27:47.374
.‏با کوین توی بوفه‌ی بستنی‌فروشی آشنا شدم

27:47.749 --> 27:49.501
،‏و کوین ازم خواست

27:49.584 --> 27:50.418
،‏«هی

27:51.169 --> 27:52.545
«‏می‌خوای تو یه گروه موسیقی باشی؟

27:52.921 --> 27:55.215
«.‏و منم گفتم: «آره

27:55.548 --> 27:56.466
...‏پس

27:57.425 --> 27:58.593
.‏حالا تو یه گروه موسیقی‌ام

27:59.844 --> 28:02.097
‏می‌خواستیم برگردیم
،‏‏سر جشن تکلیف

28:02.180 --> 28:05.183
،‏و "مایلز" یه بچه راهنماییه

28:05.266 --> 28:07.102
،‏پس خیلی بُرش داره

28:07.185 --> 28:08.395
.‏خیلی بچه‌ ۱۳ ساله می‌شناسه

28:09.229 --> 28:11.481
‏فکر می‌کنم مردم فکر کردن
‏که عجیبه که دبیرستانی‌ها

28:11.564 --> 28:13.400
.‏بیان و توی مهمونی‌های راهنمایی‌ها آهنگ بزنن

28:14.359 --> 28:17.904
،‏پس وقتی من باهاش هستم
‏کمتر عجیبه

28:17.987 --> 28:20.657
.‏چون من خودم یه راهنمایی‌ام

28:21.449 --> 28:23.451
‏

28:23.576 --> 28:25.453
‏این‌قدر بیس برات کافیه، مایلز؟

28:25.537 --> 28:27.288
!‏همینو می‌خواستم

28:28.206 --> 28:29.165
.‏اوه، مایلز

28:30.041 --> 28:31.501
.‏تنر عصبانی بود

28:32.210 --> 28:33.044
‏خودتون بودید عصبانی نمی‌شدید؟

28:34.129 --> 28:35.880
.‏اون و تنر اون گروه موسیقی رو تشکیل داده بودن

28:37.507 --> 28:38.675
‏و بیرون‌ انداختنش؟

28:39.217 --> 28:41.386
‏و جایگزین کردنش با یه بچه ۱۰ ساله؟

28:43.722 --> 28:45.265
.‏اون حتی هیچ سازی بلد نیست

28:45.390 --> 28:48.184
.‏فکر می‌کنم تنر دلخوره

28:49.811 --> 28:51.604
‏ظاهراً به‌قدر کافی دلخور هست که

28:51.688 --> 28:54.983
.‏منو به اشتباه به یه جرم متهم کنه

28:56.317 --> 28:58.528
.‏قطعا چندتا حفره تو این داستان هست

28:58.737 --> 29:01.030
‏منظورم اینه، چرا باید
بره پیش پلیس ‏و بگه که

29:01.114 --> 29:02.699
‏کوین رو با مسهل‌ها دیده؟

29:02.782 --> 29:05.326
،‏و نه فقط مسهل
‏همه‌ی چیزهایی که به پلیس گفت

29:05.410 --> 29:08.329
،‏هورچاتا، گردش‌شون به داوسی

29:08.413 --> 29:09.831
.‏این‌که کوین عجیب رفتار می‌کرده

29:09.914 --> 29:13.376
‏منظورم اینه، اون تمام این اطلاعات رو
.‏دقیقا بعد از «بیرون‌روی» هم داشته

29:13.960 --> 29:16.379
،‏«بیرون‌روی» روز ششم نوامبر اتفاق می‌افته

29:16.796 --> 29:19.007
.‏ولی تنر اون‌موقع پیش پلیس نمی‌ره

29:19.466 --> 29:21.634
.‏دهم نوامبر، پنیاتای مدفوع

29:22.051 --> 29:24.471
.‏چهاردهم نوامبر، پرتاب‌کننده‌ی عن

29:25.054 --> 29:27.265
.‏ولی تنر هنوز پیش پلیس نمی‌ره

29:27.724 --> 29:30.351
.‏بعد سه ‌روز بعد به‌خاطر «روز بی‌خیالی» دعوا می‌کنن

29:30.894 --> 29:32.228
،‏و در روز نوزدهم

29:32.312 --> 29:34.564
.‏کوین، تنر رو از گروه موسیقی می‌اندازه بیرون

29:34.981 --> 29:36.316
،‏دقیقا روز بعد

29:36.483 --> 29:38.651
.‏تنر نهایتاً می‌ره پیش پلیس

29:38.735 --> 29:39.569
‏چرا؟

29:39.944 --> 29:42.822
‏چون نوزدهم نوامبر از گروه موسیقی
.‏پرت شد بیرون

29:42.906 --> 29:43.948
‏فکر می‌کنی از کون‌سوزی‌ش بود؟

29:44.032 --> 29:45.283
.‏آره، کونش سوخته بود

29:46.201 --> 29:47.076
‏این بهترین تئوری‌مونه؟

29:47.160 --> 29:49.496
.‏منظورم اینه، آره، به‌نظر من که منطقی می‌آد

29:49.579 --> 29:53.291
.‏فکر می‌کنم واضحه که تنر باید زهرش رو می‌ریخته

29:53.625 --> 29:56.377
‏می‌دونی، همه‌چیزهایی
.‏که به پلیس گفته مشکوک بوده

29:56.461 --> 29:59.506
،‏فکر می‌کنم که پلیس بیانیه‌ی "تنر" رو گرفته

29:59.589 --> 30:00.965
،‏سپردش دست خانوم وکسلر

30:01.049 --> 30:02.592
.‏و کوین رو مجبور کرده اعتراف کنه

30:02.842 --> 30:04.052
.‏این تئوری به‌نظرم باهم جور درمی‌آد

30:04.135 --> 30:05.637
‏پس فکر می‌کنی کوین بی‌گناهه؟

30:06.179 --> 30:07.722
‏آره. تو فکر نمی‌کنی؟

30:08.640 --> 30:09.641
...‏نه، من فقط

30:10.225 --> 30:11.810
.‏من همه‌ش برمی‌گردم سر قضیه‌ی هورچاتا

30:12.393 --> 30:15.188
.‏من بهانه‌ی دارچین سری‌لانکایی‌ش رو باور نمی‌کنم

30:15.396 --> 30:16.940
.‏و این واقعا عجیبه

30:17.023 --> 30:19.150
‏یه نگاه بنداز به اینستاگرام «سارق مدفوع»، درست؟

30:19.234 --> 30:20.318
‏آهان؟

30:20.401 --> 30:23.863
‏حالا، واسه هرکدوم از جرم‌ها
.‏چند روز قبلش یه هشدار پست کرده

30:23.947 --> 30:26.324
.‏- درست
.‏- و دقیقا بعدش هم یه پست گذاشته

30:26.825 --> 30:29.244
‏فقط می‌ذاشته تا مدرسه خبردار
‏بشه که اون دقیقا

30:29.327 --> 30:31.579
‏برای تک‌تک حملات
.‏تو تمام مدت بیخ گوش‌شونه

30:31.663 --> 30:32.497
.‏درست

30:32.580 --> 30:34.874
،‏حالا، تو روز سی‌ام نوامبر و چهارم دسامبر

30:34.958 --> 30:36.209
.‏ما دوتا هشدار داشتیم

30:37.293 --> 30:38.253
.‏ولی بعدش هیچ خبری نشد

30:38.336 --> 30:41.089
.‏این آخرین چیزی بوده که «سارق مدفوع» پست کرده بوده

30:41.172 --> 30:42.131
‏حالا، چرا؟

30:42.257 --> 30:43.258
.‏درباره‌اش فکر کن

30:44.217 --> 30:46.886
‏فکر می‌کنم به‌خاطر این بوده که
،‏کوین اخراج شده

30:46.970 --> 30:48.638
.‏و با ردیاب مچ پایی تحت حصر خانگیه

30:48.721 --> 30:50.014
.‏این به‌نظرم با عقل جور درمی‌آد

30:50.723 --> 30:53.935
«‏عجیب هست که «سارق مدفوع
‏راجع به جرم چهارمی که

30:54.018 --> 30:54.978
،‏هیچ‌وقت به وقوع نپیوست هشدار داد

30:55.687 --> 30:58.815
.‏و این هشدار بعد از حصر خانگی کوین داده شد

30:59.607 --> 31:00.692
‏آیا ممکنه سم درست بگه؟

31:01.526 --> 31:03.278
‏آیا این تلاش ناامیدانه‌ی کوین بوده

31:03.361 --> 31:06.114
‏تا کاری کنه به‌نظر بیاد «سارق مدفوع» هم‌چنان آزاده؟

31:06.322 --> 31:08.992
‏پس تو فکر می‌کنی کوین مک‌کلین «سارق مدفوع»ـه؟

31:09.075 --> 31:10.535
...‏اگه می‌خواستیم شرط‌بندی کنیم

31:11.828 --> 31:13.246
‏بدون هیچ مدرک محکمی؟

31:14.247 --> 31:16.958
‏من راستش فکر می‌کنم بدترین مدرک علیه کوین

31:17.041 --> 31:18.501
.‏فیلمِ روزِ «بیرون‌روی»ـه

31:20.670 --> 31:22.380
.‏کوین خودش قربانی «بیرون‌روی» بوده

31:22.922 --> 31:23.882
‏جداً؟

31:27.844 --> 31:29.637
‏- وقتی من این فیلم رو می‌بینم، خب؟
‏- خب؟

31:29.721 --> 31:30.805
...‏یه عالمه بچه می‌بینم

31:32.015 --> 31:33.766
.‏که تقلا می‌کنن عن‌شونو نگه دارن

31:34.309 --> 31:35.643
.‏- کون‌شونو بسته نگه دارن
.‏- درسته

31:36.519 --> 31:37.687
،‏ولی وقتی کوین رو می‌بینم

31:38.021 --> 31:40.398
،‏می‌بینم داره یه عالمه عرق می‌کنه

31:41.107 --> 31:42.483
.‏شکم‌شو گرفته

31:44.027 --> 31:45.069
‏چی می‌خوای بگی؟

31:47.113 --> 31:49.032
.‏می‌گم که کوین خودش در داده

31:49.908 --> 31:52.118
‏فکر می‌کنی از قصدی ریده تو شلوارش
‏تا بی‌گناه به‌نظر بیاد؟

31:52.869 --> 31:53.703
.‏آره

31:53.828 --> 31:54.662
،‏ببین

31:54.787 --> 31:55.622
...‏بسته نگه داشتن کون

31:57.206 --> 31:58.041
.‏درست

31:58.499 --> 31:59.542
...‏زور زدن

32:02.170 --> 32:03.004
...‏بسته نگه داشتن کون

32:03.171 --> 32:04.339
...‏بسته نگه داشتن کون

32:05.965 --> 32:07.425
.‏از قیافه‌ها انگار ترسیدن

32:08.593 --> 32:10.511
.‏- زور زدن
.‏- یه‌جورایی تشخیص دادنش سخته

32:10.595 --> 32:13.097
.‏- نمی‌دونم
.‏- همین‌الان نشونت دادم

32:13.681 --> 32:16.517
‏چهره‌ش رو نگاه کن و بگو که
.‏اون چهره‌ی یه مرد بی‌گناهه

32:18.227 --> 32:20.396
‏نمی‌تونستم چیزهایی که سم می‌گفت
.‏رو نادیده بگیرم

32:21.522 --> 32:23.858
‏نمی‌تونم بهتون بگم که کوین
.‏درحال زور زدن بود

32:25.818 --> 32:27.028
...‏اعترافات زوری

32:28.613 --> 32:29.572
.‏عن زوری

32:31.449 --> 32:32.659
.‏چیزهای زیادی واسه هضم‌کردن بود

32:33.952 --> 32:36.120
.‏ولی خواشبختانه یه چیز رو می‌دونستم

32:37.330 --> 32:40.124
.‏این زور زدن نبود که منو به این پرونده علاقه‌مند کرد

32:40.667 --> 32:41.501
.‏سلام، پیتر

32:41.584 --> 32:42.710
.‏اسم من "کلویی لایمن"ـه

32:42.794 --> 32:44.921
‏و من یه سال سومی
‏تو سنت برنردین کاتولیگ‌ام

32:45.129 --> 32:47.882
.‏کلویی لایمن با داستانی از بی‌عدالتی اومد سراغم

32:48.591 --> 32:51.135
‏ورژنِ اون از داستان، کوین رو
.‏به‌عنوان یه مرد بی‌گناه ترسیم می‌کرد

32:51.928 --> 32:54.681
.‏ولی هیچکس به ورژن اون گوش نداد

32:55.306 --> 32:58.685
.‏مدرسه و پلیس از وارسی‌کردن بیانیه‌ی اون امتناع کرد

32:59.310 --> 33:00.311
‏ولی چرا؟

33:00.728 --> 33:02.689
،‏می‌دونم که کوین «سارق مدفوع» نیست

33:03.231 --> 33:04.482
.‏چون من می‌دونم اون کیه

33:06.609 --> 33:08.695
‏چرا کسی باید تلاش کنه تا "کلویی" رو خفه کنه؟

33:10.321 --> 33:11.572
‏چرا باید نادیده گرفته بشه؟

33:12.448 --> 33:15.576
‏تو صف وایساده بودم که
،‏از دستگاه یه نوشابه بگیرم

33:15.660 --> 33:17.453
.‏و یه نفر جلوم بود

33:17.537 --> 33:19.247
،‏و وقتی اون کیف پول‌شو برآورد تا پولشو بده

33:19.747 --> 33:21.749
،‏من کارت «سارق مدفوع» رو تو کیفش دیدم

33:21.833 --> 33:23.084
.‏دقیقا جلوی روم

33:26.004 --> 33:27.588
.اون "دی‌مارکوس تیلمن" بود