﻿WEBVTT

00:02.248 --> 00:40.582
آن شرلي با موهاي قرمز

00:43.248 --> 00:58.248
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:24.248 --> 01:28.582
قسمت اول : ماتيو کاتبرت غافلگير ميشود

01:37.061 --> 01:39.359
در يکي از روزهاي ژوئن قرن نوزدهم ميلادي

01:39.397 --> 01:42.833
حدود 18 سال پيش

01:42.867 --> 01:46.963
قايقي به سمت کانادا و جزيره پرنس ادوارد ميرفت

01:47.004 --> 01:49.370
دختري با موهاي قرمز

01:49.407 --> 01:53.537
با قلبي پر از اميد
براي زندگي جديدش آماده ميشد

02:10.027 --> 02:12.393
داستان ما تو اين جزيره اتفاق مي افته

02:12.430 --> 02:16.958
زمانيکه خانواده اي در گرين گيبلز
تصميم گرفتند

02:17.001 --> 02:21.563
پسر بچه اي را به فرزندي قبول کنند

02:23.674 --> 02:28.304
از يک طرف ماتيو کاتبرت که برادر بزرگتر بود
با لباسي آراسته

02:28.346 --> 02:32.715
براي تحويل گرفتن پسرک

02:32.750 --> 02:36.277
با کالسکه به سمت بندر حرکت ميکرد

02:44.061 --> 02:46.664
ماتيو کاتبرت هيچوقت با غريبه ها
روبرو نميشد

02:46.664 --> 02:51.067
مخصوصاً زنان و دختران غريبه

02:52.236 --> 02:57.674
بخاطر همينه که اون تا سن 60 سالگي
هنوزم مجرده

03:00.745 --> 03:04.078
از طرف ديگه خواهرش ماريلا هم
تا بحال ازدواج نکرده

03:04.148 --> 03:08.346
و به ماتيو در کارهاي گرين گيبلز کمک ميکنه

03:08.386 --> 03:11.014
اونها زندگي آرومي دارند

03:11.822 --> 03:15.815
ماريلا سخت تلاش ميکنه
تا مقدمات ورود پسرک رو تهيه کنه

03:20.064 --> 03:24.091
خانم ريچل ليند نگاه ميکنه تا درشکه ي ماتيو
دور بشه

03:24.168 --> 03:31.597
اون با خوشحالي به گرين گيبلز ميره
تا از ماريلا سوال کنه که چه اتفاقي قراره بيفته؟

03:32.977 --> 03:36.037
چي گفتي؟ ميخواين يک پسر بچه رو به فرزندي قبول کنين؟

03:36.080 --> 03:38.071
بله خانم ليند

03:42.420 --> 03:46.220
اما ماريلا چرا اينقدر عجولانه تصميم گرفتين؟

03:48.526 --> 03:51.927
پس چرا با من مشورت نکردين؟

03:52.897 --> 03:57.698
خانم ليند ما از مدتها قبل به اين موضوع فکر ميکرديم

03:58.536 --> 04:01.403
از کريسمس سال قيل که فهميديم

04:01.439 --> 04:05.739
خانم اسپنسر يک دختر را از پرورشگاه
...به فرزندي قبول کرده

04:07.011 --> 04:09.138
اما شما نيازي به اين کار نداشتيد

04:09.213 --> 04:10.771
...همچنين عمري از هر دوي شما گذشته

04:10.815 --> 04:13.477
خانم ليند!
پس دليلتون اينه؟

04:13.517 --> 04:17.647
برادرم ديگه پير شده
مثل قبل سلامت نيست

04:18.956 --> 04:22.790
بنابراين تصميم گرقتيم پسر بچه اي رو به فرزندي قبول کنيم

04:22.827 --> 04:25.387
نه تنها ميتونه به برادرم در کارها کمک کنه

04:25.429 --> 04:29.058
بلکه ميتونه در خونه اي گرم و راحت
به تحصيل هم مشغول بشه

04:29.100 --> 04:31.000
امروز ميرسه؟
بله

04:31.035 --> 04:33.936
خانم اسپنسر با تلگراف به ما خبر داده بود

04:36.641 --> 04:38.268
آه.... ترن رسيد

04:46.050 --> 04:48.143
ايستگاه برايت ريور

04:55.059 --> 04:56.424
آقاي رئيس

05:07.438 --> 05:10.896
تا زمانيکه بيان دنبالت همينجا
منتظر بمون

05:10.941 --> 05:12.033
خاله

05:16.947 --> 05:18.380
متشکرم خاله

05:18.416 --> 05:24.150
مواظب خودت باش
دختر خوبي باش

05:24.188 --> 05:25.052
چشم

05:35.733 --> 05:38.896
ماريلا ! اجازه بده يه چيز رو صادقانه بهت بگم

05:38.936 --> 05:43.032
من احساس ميکنم که تو داري کار خطرناکي ميکني

05:43.074 --> 05:47.306
شما يک بچه ي غريبه رو مياريد
که هيچ چيزي ازش نميدونيد

05:47.345 --> 05:50.644
من هم بابت اين موضوع نگرانم

05:50.681 --> 05:55.584
اما خانم اسپنسر شخص قابل اعتماديه

05:55.619 --> 05:59.146
و برادرم هم احساس خوبي نسبت به اين موضوع داره

05:59.190 --> 06:01.522
ماريلا تو نميخواي  از خر شيطون پياده شي؟

06:01.559 --> 06:06.394
من شنيدم يک دختر پرورشگاهي در نيو برونسويک

06:06.430 --> 06:09.729
داخل چاه سم ريخت

06:09.767 --> 06:13.337
و همه ي اعضاي خانواده رو کشت

06:13.337 --> 06:16.670
اونم فقط يه دختر بود!!!

06:18.175 --> 06:22.373
اما ما نميخوايم يه دختر بياريم

06:22.413 --> 06:25.382
اينجا چه نيازي به دختر هست؟

06:29.353 --> 06:32.015
چه خوش خياله

06:33.791 --> 06:37.591
فکرش رو بکن
بچه ي بيچاره

06:37.628 --> 06:42.588
ماريلا و ماتيو نميتونند
مراقب بچه ها باشند

06:42.633 --> 06:45.602
اما دارند يکي رو به فرزندي قبول ميکنن

09:32.202 --> 09:35.330
قطار ساعت 5:30 اومد؟

09:35.372 --> 09:37.033
شما بايد آقاي کاتبرت باشيد

09:37.074 --> 09:39.167
چقدر دير کرديد

09:39.209 --> 09:41.803
قطار نيم ساعت پيش رفت

09:41.845 --> 09:45.372
نتونستم براي شام برم خونه
چون منتظر بودم شما بيايد

09:45.416 --> 09:47.384
پس ... پس....

09:49.653 --> 09:51.985
مهمونتون خيلي وقته منتظره

09:52.022 --> 09:54.923
ببينيد
اونجا نشسته

09:54.959 --> 09:57.154
من ازش خواستم که همينجا
منتظر درشکه باشه

09:57.194 --> 10:04.498
اما اون گفت که بيرون خيلي بيشتر از داخل
ذهنش رو خلاق ميکنه

10:04.568 --> 10:07.196
چه دختر عجيبيه

10:08.172 --> 10:11.198
دختر؟.... شما بايد يک اشتباهي کرده باشيد

10:11.241 --> 10:15.610
من منتظر رسيدن يه دختر نبودم

10:15.646 --> 10:17.773
در حقيقت .... اسپنسر

10:17.815 --> 10:23.720
نه اين درست نيست
خانم اسپنسر ازم خواستن که مواظب اين دختر باشم

10:23.754 --> 10:26.814
پس چرا ابنحوريه؟ من پسر خواسته بودم

10:26.857 --> 10:29.826
حتماً اشتباهي شده

10:29.860 --> 10:32.556
چرا از خود دختره نميپرسين؟

10:32.596 --> 10:36.589
شايد لباس پسرونه نپوشيده؟!!

10:36.634 --> 10:39.296
مطمئنم که جواب سوالت رو ميدونه

10:39.336 --> 10:40.997
بيا يکاريش ميکنيم

10:41.839 --> 10:44.069
وايسا ببين
من...

10:59.356 --> 11:02.154
شما بايد آقاي متيو کاتبرت از گرين گيبلز باشيد؟

11:03.093 --> 11:06.893
پس شماييد. از آشنايي با شما خوشوقتم

11:08.265 --> 11:12.167
خيلي نگران شده بودم

11:12.202 --> 11:14.966
مونده بودم اگه کسي نياد دنبالم

11:15.839 --> 11:18.069
يعني اگه تا شب نميومديد

11:18.108 --> 11:20.944
مجبور ميشدم روي نيمکت زير
يکي از اين درختها بخوابم

11:20.944 --> 11:23.606
ولي اصلاً نترسيدم حتي يه ذرّه

11:24.548 --> 11:28.279
خوابيدن زير درختها ميتونه خيلي
دوست داشتني باشه

11:28.318 --> 11:33.590
همه شکوفه هاي سفيد زير نور مهتاب ميدرخشن
شما اينجوري فکر نميکني؟

11:33.590 --> 11:38.323
خودتو توي سالني با سنگ مرمر سفيد تصور کن

11:49.306 --> 11:51.575
البته اگه شما امشب نميومديد
بايد ساکت منيشستم

11:51.575 --> 11:55.102
تا فردا بياين

11:59.616 --> 12:02.107
ببخشيد که دير کردم
اجازه بده کيفت رو بيارم

12:02.152 --> 12:04.450
نه خودم ميتوم

12:04.488 --> 12:08.254
با اينکه همه زندگي من داخلشه ولي
سنگين نيست

12:08.292 --> 12:11.261
و اگه اين دسته شو بد بگيري
ممکنه از جا در بياد

12:12.362 --> 12:13.886
ببين!

12:15.699 --> 12:18.691
اينجوريه... اجازه بده خودم بيارمش

12:19.903 --> 12:21.370
از اينوره؟

12:28.612 --> 12:32.241
خيلي خوشحالم که اومدي

12:32.282 --> 12:36.719
ولي در هر صورت ميتونستم خواب راحتي
بالاي درختهاي گيلاس داشته باشم

12:36.754 --> 12:38.517
اما بهرحال متشکرم

12:39.323 --> 12:41.416
ما داريم تا يک مسير دور رو رانندگي ميکنيم
اينطور نيست؟

12:41.458 --> 12:45.224
من عاشق رانندگي ام

12:45.262 --> 12:48.425
بنظر مياد که خيلي فوقالعاده ست
من ميام که با شما زندگي کنم

12:48.465 --> 12:51.832
و عضوي از شما باشم

12:53.303 --> 12:57.330
من هرگز به کسي متعلق نبودم
نه واقعاً

12:58.375 --> 12:59.842
اين کالسکه ي شماست؟

13:11.889 --> 13:14.050
از يتيمخونه خوشم نمياد

13:14.091 --> 13:15.581
اونجا وحشتناکه

13:15.626 --> 13:19.153
هيچ جايي براي خيالبافي وجود نداره

13:19.196 --> 13:22.529
فقط يتيمها در کنارم بودن

13:22.566 --> 13:27.526
من ميتونستم تصور کنم دختري که کنارم نشسته
دختر يه کنت واقعيه

13:27.571 --> 13:32.065
که زمان کودکيش توسط يه پرستار
بيرحم دزديده شد

13:32.109 --> 13:35.545
او (پرستاره) مرد قبل از اينکه بتونه اعتراف کنه

13:35.579 --> 13:38.148
lt's more interesting like this.

13:38.148 --> 13:42.209
اما من فقط شبها براي خيالبافي وقت داشتم
روزها خيلي کار ميکردم

13:42.486 --> 13:47.924
شايد بخاطر اينه که من اينقدر لاغر و ضعيفم
من واقعاً ضعيفم؟

13:47.958 --> 13:52.395
من فقط پوست و استخونم

13:52.429 --> 13:58.800
بنابراين من در رويهاهام خودم رو چاقتر تصور ميکنم

13:58.836 --> 14:00.827
با يه چال توي صورتم

14:03.073 --> 14:04.904
ميتونيم حرکت کنيم؟

14:05.676 --> 14:08.042
بله ! متشکرم

14:08.078 --> 14:11.343
من سعي ميکنم مثل يه خانم با شخصيت رفتار کنم

14:13.283 --> 14:14.648
بزن بريم

14:44.314 --> 14:51.880
دخترک نيازي به استراحت نداشت
بنابراين اون در تمام طول سفر حرف زد

14:52.222 --> 14:58.957
ماتيو شگفت زده شده بود
از اين دختر خوشش اومده بود و ميخواست پيش خودشون نگهش داره

14:58.996 --> 15:02.397
عادتش بود که از دخترها بيزار باشه

15:10.674 --> 15:14.235
چرا همه ي جاده هاي اينجا قرمزن؟

15:14.278 --> 15:18.271
خب... من نميدونم

15:18.315 --> 15:22.979
بسيار خوب
ما ميتونيم بعداً جواب درستشو پيدا کنيم

15:23.020 --> 15:26.421
اگه ما همه چيز رو نشناسيم
جاي خسته کننده اي ميشه

15:26.456 --> 15:29.760
بنابراين هيچ اتاقي براي خيالبافي وجود نداره

15:29.760 --> 15:33.025
من خيلي زياد حرف ميزنم؟

15:33.297 --> 15:35.128
بايد ساکت باشم؟

15:35.165 --> 15:39.329
لطفا بهم بگين اگه لازمه

15:39.369 --> 15:42.065
صحبتم رو متوقف ميکنم

15:42.105 --> 15:43.800
با اينکه خيلي برام سخته که حرف نزنم

15:44.708 --> 15:48.644
اگه دوست داري به صحبت کردن ادامه بده... من نظري ندارم

15:48.679 --> 15:50.213
واقعاً؟ اين عاليه

15:50.213 --> 15:53.011
پس شما واسه من عموي خوبي هستي
ما با هم مشکلي نخواهيم داشت

15:54.418 --> 15:59.185
مردم منو خيلي عصباني ميکنن

15:59.222 --> 16:03.750
اونا به حرفهاي اغراق آميز من ميخندن

16:03.794 --> 16:06.627
اما اگه شما يه فکر خوب داشته باشيد

16:06.663 --> 16:09.393
در موردش مبالغه ميکنيد
اينطور نيست؟

16:09.433 --> 16:13.665
بايد همينطور باشه... طبيعيه

16:15.939 --> 16:22.868
من از خانم اسپنسر شنيدم که
دور تا دور گرين گيبلز پر از درخته

16:22.946 --> 16:26.404
من خيلي خوشحالم
من واقعا درختا رو دوست دارم

16:26.450 --> 16:29.385
تو آسايشگاه ما فقط 2,3 تا
درخت ضعيف بود

16:29.419 --> 16:34.447
در قفسهاي سفيد
هيچ تفاوتي با يتيمهاي اونجا نداشت

16:34.491 --> 16:37.289
بنابراين من اغلب راجه به اون درختا حرف ميزنم

16:38.095 --> 16:40.256
آه............ درختهاي بيچاره

16:40.297 --> 16:44.734
اگر شما بهمراه ديگر درختها
در جنگل رشد ميکرديد

16:44.768 --> 16:48.670
دور تا دورتون رودخونه بود و پرنده ها
روي شاخه هاتون آواز ميخوندند

16:48.705 --> 16:52.038
شما ميتونستيد رشد کنيد و قوي بشيد

16:57.614 --> 17:01.448
من امروز صبح احساس خيلي بدي داشتم
وقتي اونها رو ترک ميکردم

17:02.686 --> 17:07.851
يه رودخونه نزديک گرين گيبلز هست؟
فراموش کردم از خانم اسپنسر بپرسم

17:07.891 --> 17:11.122
پشت خونه يه رودخونه کوچيکتر هست

17:11.161 --> 17:12.389
عاليه

17:12.429 --> 17:15.990
من هميشه در روياهام ميديدم که
در ساحل رودخونه زندگي ميکنم

17:16.033 --> 17:19.366
اما فکرش رو هم نميکردم که به واقعيت تبديل بشه

17:20.337 --> 17:22.965
ولي حالا ميبينم واقعيت داره

17:23.006 --> 17:26.669
بلاخره خوشحالي واقعي رو تجربه کردم

17:26.710 --> 17:31.875
ولي هنوز کامل نيست.... چون.....

17:33.116 --> 17:35.676
بنظر شما موهاي من چه رنگيه؟

17:37.554 --> 17:39.920
مگه قرمز نيست؟

17:41.324 --> 17:43.918
درسته... قرمزه

17:47.230 --> 17:52.031
حالا فهميدي چرا خوشحاليم کامل نيست؟

17:53.103 --> 17:56.903
کسي رو نديدم که شبيه خودم باشه
کک مکي با چشماي سبز و اين پوست

17:56.940 --> 18:00.137
من ميتونم به اينا فکر نکنم

18:00.177 --> 18:01.610
ميتونم تصور کنم

18:01.645 --> 18:06.049
رنگ چهره ام به زيبايي برگ گل رزه
و چشمان درخشان بنفش دارم

18:06.049 --> 18:08.449
اما نميتونم به موهاي قرمزم فکر نکنم

18:08.819 --> 18:11.117
حالا بيشتر که فکر ميکنم

18:11.154 --> 18:16.717
تو خيالم ميبينم که موهاي مشکي باشکوهي دارم
که به سياهي پر کلاغه

18:18.395 --> 18:21.455
ولي بيشتر اوقات
ميدونم که اينها هميشه قرمزند

18:21.498 --> 18:24.296
و همين قلبمو ميشکنه

18:29.272 --> 18:32.469
اين يه عذابه که تا آخر عمرم همرامه

18:35.011 --> 18:36.205
تو يه رمان درباره ي دختري خوندم که ميگفت

18:36.246 --> 18:39.374
هيچکس از من خوشش نمياد و اين تا آخر عمر برام عذابه

18:39.416 --> 18:42.214
ولي موهاي اون قرمز نبود

18:42.252 --> 18:45.517
موهاش طلايي بود

18:45.555 --> 18:46.954
آه.......... آقاي کاتبرت

18:46.990 --> 18:48.218
آقاي کاتبرت!!!

18:48.258 --> 18:49.885
آقاي کاتبرت !!!!!

21:28.718 --> 21:32.950
خسته شدي؟ خيلي گشنته؟

21:32.989 --> 21:34.752
بزودي ميرسيم

21:41.364 --> 21:43.423
آقاي کاتبرت!

21:43.466 --> 21:47.425
اون جاي سفيدي که الان ازش گذشتيم
کجا بود؟

21:47.470 --> 21:52.772
منظورت خيابان درختان سيبه؟

21:52.809 --> 21:55.209
اون واقعاً جاي قشنگيه

21:55.278 --> 21:59.146
قشنگ بود؟ خيـــــــلي بيشتر

21:59.182 --> 22:03.620
کلمه ي زيبا نميتونه اين مکان رو توصيف کنه
اينجا غير قابل توصيفه

22:03.620 --> 22:07.215
شگفت آوره

22:07.557 --> 22:12.221
شگفت انگيز بودنشو بايد با اينجات (قلبت) احساس کني
عمو تو هم اين احساس رو  داري؟

22:13.563 --> 22:16.031
اه.... من احساس خاصي ندارم

22:16.066 --> 22:18.034
ولي من دارم

22:18.068 --> 22:21.731
وقتي چيز زيبايي ميبينم
همچين احساسي بهم دست ميده

22:21.771 --> 22:25.798
ولي اونجا رو فقط بعنوان يه
جاده ميشناسن

22:27.110 --> 22:31.604
درسته.... چرا اسمش رو نذاريم
جاده سفيد خوشبختي؟

22:31.915 --> 22:34.475
چه اسم رويايي

22:34.517 --> 22:37.315
جاده سفيد خوشبختي؟

22:37.354 --> 22:40.812
اگه من از اسم جايي خوشم نياد

22:40.857 --> 22:45.487
براش يه اسم جديد ميذارم

22:45.528 --> 22:49.430
عمو ميشه دفعه بعد هم اينجا رو
جاده سفيد خوشبختي صدا کنيد؟

22:53.403 --> 22:56.099
ما واقعا رسيديم؟

22:56.139 --> 23:00.041
بله... فقط يه مايل فاصله داريم

23:02.011 --> 23:04.714
من هم خوشحالم هم ناراحت

23:04.714 --> 23:08.047
ناراحتم چون اين رانندگي دلپذير
تموم ميشه

23:08.418 --> 23:13.754
و من هميشه ناراحت ميشم
از اينکه چيزاي دلپذير تموم ميشن

23:13.790 --> 23:17.282
چيزاي خوب هميشه زماني پيش مياد

23:17.360 --> 23:22.627
که در تو حال و هواي ديگه اي هستي
ولي وقتي متوجه ميشي که اون لحظات خوب ديگه تموم شده

23:24.467 --> 23:28.164
اما من خوشحالم که به خونه ميرسيم

23:28.204 --> 23:31.765
از زمانيکه يادمه
من هيچوقت يه خونه واقعي نداشتم

23:31.808 --> 23:35.107
همين که بهش فکر هم بکنم همه
درد و رنجهام رو فراموش ميکنم

23:46.556 --> 23:50.048
ماتيو دقيقتر ميشود

23:50.093 --> 23:53.927
آرزو ميکرد که کاش زمان متوقف ميشد

23:53.963 --> 23:59.265
و اين دختر با حقيقت روبرو نميشد

23:59.302 --> 24:02.567
دخترک از غوغاي درون ماتيو خبر نداشت

24:02.605 --> 24:06.166
و به منظره غروب آفتاب خيره شده بود

24:16.553 --> 24:22.981
پس از گذشتن از درياچه آنها وارد
گرين گيبلز شدند

24:23.993 --> 24:27.156
در قسمت بعدي ميبينيم که:
خانم ماريلا کاتبرت غافلگير ميشود

24:27.197 --> 24:28.892
حتماً ببينيد

24:30.197 --> 24:40.892
.:: @bollbolljan_com ::.