﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.000
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:12.400 --> 00:18.560
آن شرلي با موهاي قرمز

01:25.840 --> 01:30.040
قسمت بيست و هشتم
کنسرت کريسمس

01:40.560 --> 01:41.840
...کريسمس

01:45.040 --> 01:46.240
کنسرت

02:02.360 --> 02:05.600
صبح کريسمس همه جاي گرين گيبلز

02:05.600 --> 02:08.680
پوشيده از برفه و دنيا سفيد و زيبا شده

02:30.800 --> 02:34.000
ملکه برفي، کريسمس مبارک

02:34.000 --> 02:36.600
پرنده ها، کريسمس مبارک

03:15.480 --> 03:17.160
ماريلا، کريسمس مبارک

03:17.240 --> 03:18.960
کريسمس مبارک

03:19.040 --> 03:20.640
ماتيو، کريسمس مبارک

03:20.640 --> 03:23.320
کريسمس مبارک آنه

03:23.360 --> 03:25.160
...راستش من

03:25.240 --> 03:29.840
کريسمسِ قشنگي نيست؟
خيلي خوشحالم که همه جا سفيده

03:29.840 --> 03:34.480
هوا يه کم گرم بود، فکر ميکردم کريسمسِ سبزي
خواهيم داشت

03:34.560 --> 03:38.640
کريسمس هر شکلِ ديگه اي باشه
به نظر واقعس نمياد، مگه نه؟

03:38.680 --> 03:41.240
من کريسمسِ سبز رو دوست ندارم

03:41.280 --> 03:43.200
...سبز هم که نيست

03:43.280 --> 03:47.200
اونجور وقتها برگها همه کثيف و پژمرده
قهوه اي و خاکسترين

03:47.280 --> 03:50.080
پس چرا مردم بهشون سبز ميگن؟

03:50.080 --> 03:52.200
...راستش

03:53.680 --> 03:55.520
ماتيو؟

03:55.560 --> 03:59.360
...اين... اين واسه توئه

04:06.720 --> 04:09.200
اين واسه منه؟

04:10.680 --> 04:15.720
اين هديه ي کريسمسته

04:35.000 --> 04:36.320
ماتيو

04:43.440 --> 04:46.120
چرا... چرا... آنه چرا گريه ميکني؟

04:47.520 --> 04:49.600
ازش خوشت نمياد؟

04:50.920 --> 04:54.040
...خب حالا... خب حالا

04:55.120 --> 04:58.920
دوستش دارم
اوه، ماتيو

05:04.840 --> 05:06.680
ماتيو اين کاملاً عاليه

05:06.760 --> 05:11.760
اوه، هيچوقت نميتونم به اندازه ي کافي ازش تشکر کنم
آستيناشو ببين

05:14.000 --> 05:19.160
آه، بنظرم مياد که دارم يه روياي شاد ميبينم

05:19.160 --> 05:23.600
اگه همينجور ادامه بدي لباسِ جديدت
از اشکهات خيس ميشه

05:23.680 --> 05:28.080
ماتيو اينو بهت داده، بايد قدرش رو بدوني

05:28.160 --> 05:30.880
خانمِ ليند اينو برات دوخته

05:30.880 --> 05:33.480
براي موهات هم روبان گرفته

05:33.520 --> 05:35.080
خانم ليند؟

05:40.800 --> 05:43.000
قهوه ايه، همرنگ لباس

05:43.320 --> 05:46.080
ماتيو ميشه فوراً بپوشمش؟

05:46.120 --> 05:50.400
خب راستش منم خيلي دلم ميخواد تو رو
تو اين لباس ببينم

05:50.440 --> 05:54.400
اين همون چيزيه که حالا که بهم اجازه دادي
زود انجامش ميدم

05:54.480 --> 05:57.000
ماتيو، فوراً ميپوشمش

05:57.040 --> 06:01.200
آنه، نميخواي اول صبحانه ات رو بخوري؟

06:01.240 --> 06:03.120
چاي سرد ميشه

06:03.200 --> 06:05.880
ماتيو تو هم بشين

06:06.000 --> 06:08.200
باشه

06:08.200 --> 06:10.600
ماريلا، من صبحانه نميخورم

06:10.600 --> 06:13.120
نميدونم چطور چيزي از گلوم پايين ميره

06:13.160 --> 06:16.320
نترس، قرار نيست لباست بال در بياره
و پرواز کنه

06:16.360 --> 06:20.160
تو همچين لحظه ي هيجان انگيزي
صبحانه خوردن چيزِ پيشِ پا افتاده ايه

06:20.200 --> 06:23.520
خوردنِ صبحانه کارِ بديه

06:23.520 --> 06:27.640
ميخوام هر چه زودتر چشمهام رو
به ضيافتِ اين لباس دعوت کنم

06:27.720 --> 06:30.040
...ميتوني چشمهات رو به اين ضيافت دعوت کني

06:30.080 --> 06:34.160
ولي امروز کنسرت داري

06:34.240 --> 06:35.880
...اگه چيزي نخوري

06:35.920 --> 06:37.920
نميتوني با قدرت کارتو انجام بدي

06:38.040 --> 06:40.680
و اون وقته که اين لحظه
تبديل به يه لحظه ي تلخ ميشه

06:40.720 --> 06:44.240
بعد براي من گريه زاري راه ننداز
اگه نتونستي با ناله هاي دردناکت ديگران رو تحتِ تاثير قرار بدي

06:54.080 --> 07:00.040
تو اون زماني که هنوز آستينهاي پفي مُد هستند
منم يه لباس از همينا دارم

07:00.080 --> 07:02.560
خيلي خوشحالم

07:05.080 --> 07:08.880
اين خيلي خوبه که لباسِ آدم مُد روز باشه

07:08.960 --> 07:12.560
خانمِ ليند خيلي مهربونه که يه روبان
هم بدم داده

07:12.560 --> 07:17.560
بعضي وقتها مثلِ اين لحظه
خيلي متاسف ميشم از اينکه يه دختر کوچولوي نمونه نيستم

07:17.960 --> 07:23.960
هرچند هر وقت تصميم ميگيرم کارهاي خوبي انجام بدم
وسوسه هاي غير قابل مقاومت ميان سراغم

07:24.080 --> 07:27.480
و هميشه تصميم ميگيرم که در آينده
دخترِ خوبي بشم

07:30.280 --> 07:32.520
بازم ميخوام که واقعاً
بعد از اين تمامِ تلاشم رو بکنم

07:37.880 --> 07:42.080
اين يه سالگردِ با ارزش تو
...زندگيِ منه

07:42.400 --> 07:45.040
روزي که من يه لباس با آستينهاي پفي پوشيدم

07:45.120 --> 07:48.200
بهترين تلاشم رو کردم

07:48.240 --> 07:51.440
مثلِ برف تميز شدن

07:52.520 --> 07:53.520
داياناست

07:54.240 --> 07:56.240
دايانا... داياناست که داره مياد اينجا

07:59.120 --> 08:00.720
واقعاً که

08:06.520 --> 08:07.720
دايانا

08:08.640 --> 08:09.840
آنه

08:12.720 --> 08:14.520
دايانا کريسمس مبارک

08:14.560 --> 08:16.880
کريسمس مبارک آنه

08:16.920 --> 08:20.160
دايانا، اين بهترين کريسمسيه که داشتم

08:20.240 --> 08:22.760
يه چيزِ عالي دارم که ميخوام بهت نشون بدم

08:22.840 --> 08:23.960
فکر ميکني اون چيه؟

08:23.960 --> 08:27.760
ماتيو بهم قشنگترين لباس رو هديه داده

08:28.160 --> 08:30.480
با آستينهاي اينجوري

08:30.560 --> 08:33.560
چيزي از اون قشنگتر رو حتي نميتونم تصور کنم

08:33.600 --> 08:36.480
منم يه چيزي برات دارم

08:36.560 --> 08:38.960
اينجاست... تو اين جعبه

08:39.000 --> 08:43.280
عمه ژوزفين يه جعبه ي بزرگ برامون
فرستاد که خيلي چيزا توش بود

08:43.280 --> 08:45.440
و اين هم براي توئه

08:45.480 --> 08:48.080
عمه ژوزفين اينو براي من فرستاده؟

08:48.080 --> 08:50.280
آره، بازش کن و توش رو ببين

08:56.600 --> 09:00.960
دايانا اين خيلي با ارزشه

09:00.960 --> 09:03.200
بايد تو رويا باشک

09:03.200 --> 09:05.600
من به اين ميگم خوشبختي

09:05.600 --> 09:08.400
حالا ديگه لازم نيست کفشهاي
...روبي رو قرض بگيري

09:08.720 --> 09:12.400
و توشون دستمال بذاري

09:12.400 --> 09:15.600
اوه دايانا، تو به عمع ژوزفين گفته بودي؟

09:15.600 --> 09:16.480
آنه

09:16.480 --> 09:20.280
اگه تو بيشتر شبيهِ فرشته ها بشي
جوزي پاي کِيف ميکنه

09:20.520 --> 09:22.320
دايانا، ازت ممنونم

09:22.400 --> 09:25.040
واقعاً مثلِ روياست

09:25.120 --> 09:28.840
دايانا ميشه نيشگونم بگيري؟

09:28.920 --> 09:30.200
باشه

09:30.200 --> 09:31.680
دارم ميام

09:34.640 --> 09:36.200
دايانا، چطور اينکارو کردي؟

09:36.240 --> 09:37.160
چطور مگه؟

09:37.200 --> 09:38.720
اصلاً احساسِ درد نميکنم

09:38.800 --> 09:41.320
بايد رويا باشه

09:42.120 --> 09:45.720
البته، بخاطرِ اينکه من فقط وانمود
کردم که دارم نيشگونت ميگيرم

09:45.720 --> 09:47.800
واقعاً که دايانا

10:57.080 --> 10:59.400
خب؟ چطوره؟

10:59.440 --> 11:00.720
چي فکر ميکني ماتيو؟

11:00.800 --> 11:06.520
فکر ميکنم خيلي راحت و گرمه

11:07.600 --> 11:13.400
بخاطرِ اين لباس، من بايد
امشب به سختي کار کنم

11:13.400 --> 11:15.000
ماتيو ازت ممنونم

11:15.000 --> 11:18.800
...نه... من فقط

11:18.800 --> 11:19.920
اوه نه

11:21.320 --> 11:23.720
با دايانا قرار داشتم
بايد عجله کنم

11:25.440 --> 11:28.240
بايد زودتر بريم تا سالن رو تزئين کنيم

11:28.240 --> 11:31.160
خب ديگه، وقتي برگشتم راجع به کنسرت حرف ميزنم

11:31.160 --> 11:36.120
بذار اول اينو براي ماتيو بخونم

11:36.480 --> 11:38.920
...نه... من... فقط

11:38.920 --> 11:41.160
ماريلا، تو هم ميخواي بشنوي؟

11:41.240 --> 11:44.280
متاسفم، من علاقه اي بهش ندارم

11:44.360 --> 11:46.760
چرا؟ از تک خوني بدت مياد؟

11:46.840 --> 11:51.880
چون که شب صداي ناله هات رو
توي سالن ميشنوم

11:53.840 --> 11:55.960
...ماريلا تو

11:56.000 --> 11:59.760
چرا تعجب کردين؟

11:59.800 --> 12:03.280
چون تو خيلي مخالفِ کنسرت بودي

12:03.360 --> 12:07.680
فکر ميکردم هيچوقت براي ديدنش نمياي

12:07.680 --> 12:13.480
درسته، البته ميخوام براي حمايت از تشکيلاتِ مدرسه
به کنسرت بيام

12:13.480 --> 12:14.680
ماريلا

12:15.880 --> 12:18.160
اگه عجله نکني، داياناي بيچاره
بايد زمانِ زيادي منتظر بمونه

12:18.160 --> 12:19.880
اوه نه... بايد عجله کنم

12:19.920 --> 12:21.480
...خب

12:21.480 --> 12:23.160
ماريلا، ميدوني افتتاحيه ي کنسرت کِيه؟

12:23.200 --> 12:25.280
فکر کنم غروب ساعتِ 6

12:27.400 --> 12:30.600
...آنه، راستش من

12:30.640 --> 12:32.520
ماتيو نگران نباش

12:32.600 --> 12:34.920
...اگه وسطِ اجرا غوزکِ پام درد بگيره

12:35.000 --> 12:37.400
...اين لباس باعث ميشه درد رو از ياد ببرم

12:37.400 --> 12:41.600
و تک نوازي رو ادامه بدم

12:41.640 --> 12:43.520
ماتيو، ماريلا... من رفتم

12:43.600 --> 12:44.720
...من

12:46.040 --> 12:50.720
...منم تصميم گرفتم بيام

12:50.760 --> 12:53.520
ماتيو، تو الان چي گفتي؟

12:53.520 --> 12:57.120
...خب... منم تصميم گرفتم بيام

12:57.120 --> 12:59.440
تو هم مياي؟

12:59.520 --> 13:01.640
قطعاً منم ميخوام

13:01.640 --> 13:06.560
چه اتفاقي افتاده؟
ماتيو ميخواد بره به کنسرت؟

13:06.640 --> 13:13.160
من.. من فقط... بهرحال فکر نميکنم که نيام

13:29.040 --> 13:30.480
اون روز

13:30.560 --> 13:36.080
تمامِ دانش آموزانِ آونلي
...پُر از شور و هيجان بودند

13:36.160 --> 13:41.800
بخاطرِ تزئينِ سالن و تمرينِ نهايي

13:43.080 --> 13:45.840
سالن به زودي پُر از جمعيت شد

13:45.880 --> 13:53.360
ساعتِ 6 کنسرتي که بخاطرِ پرچم
توسطِ دانش آموزانِ آونلي تمرين شده بود اجرا ميشه

14:10.800 --> 14:14.080
بعد از دو ماه تمرين
نمايش خيلي پُر هيجان اجرا شد

14:14.120 --> 14:17.920
براي اولين بار، همه کارشون رو
خوب انجام دادن

14:18.000 --> 14:19.480
...اجراي دانش آموزان

14:19.480 --> 14:24.920
با استقبالِ گرمِ حاضرين مواجه شد

14:41.200 --> 14:47.320
تک خونيِ دايانا هم خيلي زيبا بود

15:46.000 --> 15:49.480
تونستِ قلبِ حضار رو تسخير کنه

15:49.600 --> 15:51.400
و اونا درخواست کردند که دوباره خونده بشه

15:51.480 --> 15:57.120
آنه از هر کسِ ديگه اي خوشحال تر بود

16:00.240 --> 16:01.480
ماتيو؟

16:14.840 --> 16:17.040
آنه، نوبتِ توئه

16:36.440 --> 16:38.880
اين زندگي و مرگ هيچ فرقي نميکند

16:38.880 --> 16:41.320
اين چشمها ميبينند و نميبينند

16:41.640 --> 16:44.440
روحِ رنجورم تلاش ميکند زنده بماند

16:44.440 --> 16:48.080
اينگونه است که خودم را اندوهناک ميبينم

16:48.360 --> 16:51.880
نمايندگيِ مرگ را گرفته بودم
...حالا من

16:51.880 --> 16:56.640
وقتي آنه فهميد که جمعيتِ بيشتري
...از اونکه اميد داشت براي ديدن اومده

16:56.840 --> 17:03.440
تمامِ روح ئ قلبش رو سرِ نمايش گذاشت

17:03.480 --> 17:08.600
اوووه... سرنوشتِ نفرين شده ي من

17:08.680 --> 17:11.680
...لطفاً به من يک سنگِ قبر بده

17:11.680 --> 17:14.880
...اگر که ميخواي به من يک خونه ي تاريک بدي

17:14.920 --> 17:17.880
...ميتوني اين استخوانها و طپشِ قلبم رو نگهداري

17:17.920 --> 17:21.480
...بگذار جسدم با آرامش بخوابه

17:34.840 --> 17:37.640
...تک خوانيِ غمگينِ آنه

17:37.680 --> 17:43.520
باعثِ کف زدن و هلهله داخلِ سالن شد

17:43.600 --> 17:48.640
با گرما و هيجانِ نمايش
شبِ کريسمس به آرومي به پايان رسيد

17:48.640 --> 17:52.720
اون روز گروه هاي مختلف نمايشهاي
متنوعي اجرا کردند

17:53.000 --> 17:58.520
وقتي آنه و جوزي پاي نمايشِ پري ها رو
...اجرا ميکردند

17:58.560 --> 18:01.800
همه ي مردم مجذوبِ ملکه ي پريها شدند

18:01.800 --> 18:05.560
...از زمانيکه آسمان بوجود آمد

18:05.640 --> 18:10.040
...و زمين با تابشِ خورشيد روشن شد

18:10.080 --> 18:11.520
...آن قلبِ گرم

18:19.160 --> 18:23.120
پُر از عشق و مهرباني شد، ملکه ي پريها

18:25.440 --> 18:28.040
امروز روزِ تولدِ توست

18:28.040 --> 18:33.560
ما خدمتگزاران بايد جشنِ باشکوهي
برايت برپا کنيم

18:34.800 --> 18:39.280
اما ملکه ي پريها، من يک درخواست
از شما دارم

18:39.360 --> 18:43.000
فوراً درخواستت را بگو

18:43.080 --> 18:46.200
...اخيراً در روستاي ما

18:47.400 --> 18:49.880
...با صداي بلندِ خنده ي مردم

18:49.960 --> 18:53.960
آنه و بقيه ي دخترها، نمايشِ ملکه ي پريها رو تموم کردن

18:53.960 --> 18:56.560
و وقتي صحنه رو ترک ميکردن
يه اتفاقي افتاد

18:59.160 --> 19:02.960
البته، افرادِ زيادي اين موضوع رو نميدونستن

19:18.640 --> 19:22.520
با نهايتِ شجاعت به اين
...دره ي عميق بدرود ميگم

19:22.600 --> 19:27.600
اوه دره ي وحشي... بدرود به
شيبهاي پُر از چمنت

19:27.600 --> 19:31.520
بدرود به جنگلِ خالي از سکنه ات

19:31.560 --> 19:35.720
بدرود به ترس و مرگ

19:35.720 --> 19:38.120
...هرچند دشتِ من در قلبم وجود داره

19:38.160 --> 19:40.240
که هنوز در هيچ جا مانندش نيست

19:40.320 --> 19:44.440
قلبِ من دشتِ خودش رو داره

19:44.440 --> 19:51.520
با کمکِ ديگران، قلبِ باريکي من رو
در اين دشتِ پهناور بگذار

19:52.520 --> 20:02.520
.:: @bollbolljan_com ::.

20:03.840 --> 20:06.120
بعد از زحماتي که مدرسه ي آونلي کشيد

20:06.160 --> 20:08.800
اولين کنسرت توسطِ دانش آموزان
مقطعِ ابتدايي و راهنمايي برگزار شد

20:08.800 --> 20:14.640
اين موفقيت بر پايه ي اعتماد، اميد
و عشق به وجود اومده بود

20:16.440 --> 20:18.560
اوه، غروبِ درخشاني نيست؟

20:18.600 --> 20:20.560
همه چيز خيلي عالي پيش رفت

20:20.600 --> 20:22.400
فکر ميکنم بايد تونسته باشيم
10دلار جمع کنيم

20:22.440 --> 20:24.680
اين مقدار بايد براي پرچم کافي باشه

20:24.760 --> 20:30.960
آقاي آلن يه گزارش از کنسرت رو به
روزنامه هاي شهرِ شارلوت فرستاده

20:30.960 --> 20:32.760
واقعاً؟

20:32.760 --> 20:35.960
اوه، دايانا... يعني واقعاً اسممون تو
روزنامه چاپ ميشه؟

20:35.960 --> 20:38.560
فکر کردن بهش منو به هيجان مياده

20:38.600 --> 20:41.560
تک خونيت خيلي باشکوه بود دايانا

20:41.560 --> 20:44.800
...وقتي که ميگفتن دوباره بخون

20:44.880 --> 20:47.080
خيلي بهت افتخار ميکردم

20:47.080 --> 20:50.080
به خودم ميگفتم، اين دوستِ صميميِ عزيز منه
که اينطور هنرنمايي ميکنه

20:50.080 --> 20:54.480
نمايشِ تو هم داشت باعث ميشد
ساختمون بريزه آنه

20:54.480 --> 20:57.680
اوه، من خيلي استرس داشتم دايانا

20:57.720 --> 21:01.680
بنظر ميرسيد که صدام از تهِ چاه درمياد

21:01.680 --> 21:03.400
خوب ناله کردم؟

21:03.400 --> 21:04.720
آره، ناله هات واقعاً عالي بود

21:04.720 --> 21:08.040
وقتيِ کنارِ خانم اسلونه نشستم
ديدم داره اشکهاشو پاک ميکنه

21:08.400 --> 21:12.840
اوه، واقعاً اين لحظه خيلي حائزِ اهميته

21:12.840 --> 21:18.000
گيلبرت بلايت هم خيلي عالي بودگ
فکر ميکنم رفتارت با گيل وحشتناک بود

21:18.360 --> 21:20.920
دايانا خواهش ميکنم راجع به اون باهام حرف نزن

21:22.400 --> 21:23.840
...اون شب که

21:23.840 --> 21:27.840
ماريلا و ماتيو براي اولين بار
بعد از 20 سال به کنسرت رفته بودند

21:27.920 --> 21:32.240
بعد از اينکه آنه رفت بخوابه
کنارِ آتيش جلوي آشپزخونه نشسته بودند

21:34.320 --> 21:40.080
خب حالا فکر ميکنم آنه ي ما هم
بخوبيِ بچه هاي ديگه ست

21:40.120 --> 21:44.680
آره همينطوره، اون بچه ي باهوشيه ماتيو

21:44.760 --> 21:48.440
و قيافه اش هم خيلي خوبه

21:48.480 --> 21:52.640
من خيلي با برنامه ي کنسرت
...مخالف بودم

21:52.680 --> 21:56.840
بهرحال امشب به آنه افتخار کردم

21:56.840 --> 22:00.440
هرچند نميخوام اين موضوع رو بهش بگم

22:00.440 --> 22:08.080
خب راستش، منم بهش افتخار کردم
و قبل از اينکه بره بالا بخوابه بهش گفتم

22:16.960 --> 22:23.600
بايد ببينيم در آينده چيکار
ميتونيم براش بکنيم ماريلا

22:23.680 --> 22:26.120
منظورت چيه؟

22:26.200 --> 22:28.800
...در آينده

22:28.800 --> 22:33.000
فکر ميکنم اون به يه چيزي
بيشتر از مدرسه ي آونلي نياز خواهد داشت

22:33.280 --> 22:35.720
الان وقتِ فکر کردن درباره ي اين چيزا نيست

22:35.800 --> 22:39.600
اون تو ماهِ مارس تازه 13 ساله ميشه

22:39.600 --> 22:44.600
بهرحال امشب فهميدم که اون
يه دخترِ بزرگه

22:44.640 --> 22:46.920
درسته

22:47.000 --> 22:50.400
دخترها نياز دارن که يه مقدار به خودشون برسن

22:55.400 --> 22:58.920
اون زود ياد ميگيره

22:59.000 --> 23:05.000
و فکر ميکنم بهترين کاري که ميتونيم براش بکنيم
اينه که بفرستيمش به کالجِ کوئين

23:05.040 --> 23:09.000
آره درسته، کالج کوئين

23:09.080 --> 23:13.240
ولي هنوز تا يکي دو سالِ ديگه
نيازي نيست بهش فکر کنيم

23:14.680 --> 23:20.280
خب حالا، ضرري نداره که گاهي
بهش فکر کنيم

23:20.320 --> 23:25.920
کارهايي مثلِ اين بهتره با
فکرِ زيادي انجام بشه

23:26.840 --> 23:33.840
ما راجع بهش فکر ميکنيم و ميفرستيمش کالج
اونم قبل از اينکه سالگرد دومين سال اومدنش به اينجا برسه

23:33.880 --> 23:36.080
آره

24:17.880 --> 24:21.600
بعد از کنسرت دوباره آرامش تو آونلي برقرار شد

24:21.840 --> 24:25.000
و آنه و دايانا يه کارِ جديد رو شروع کردن