﻿WEBVTT

00:02.037 --> 00:05.037
.:.:.آن شرلي با موهاي قرمز... قسمت 31.:.:.
.:.:.مصائبِ دوشيزه ليلي.:.:.

01:39.575 --> 01:43.146
.معشوقِ لنسِلوت مُرد

01:43.146 --> 01:47.951
.در تابوتِ سياهِ خويش آرميد

01:47.951 --> 01:51.287
.برادران پيرامونِ دختر گرد آمدند

01:51.287 --> 01:54.090
اشکهاي خداحافظي را بر
.پيکرِ بيجانِ دختر افکندند

01:54.090 --> 01:57.293
!بدرود خواهر

01:57.560 --> 01:59.562
.بدود عزيزترين خواهرم

01:59.587 --> 02:07.587
‏.::  www.bolboljan.net ::.

02:07.804 --> 02:12.075
در بستري طلايي، موهاي درخشانِ او
!جاري بود

02:12.075 --> 02:14.878
...گلِ سوسنِ سفيد در يک دست

02:14.878 --> 02:18.281
.و تصويري از شواليه ي محبوبش در دستِ ديگر

02:20.684 --> 02:25.388
!صورتِ دخترکِ مرحوم آرامشِ عجيبي داشت

02:25.388 --> 02:27.991
هيچکس حتي فکرش را هم نميکرد
!که او مُرده است

02:28.124 --> 02:29.793
...انگار در خوابي عميق فرو رفته

02:29.926 --> 02:34.531
...در خوابي عميق روياهاي زيبايي ميبيند

02:34.531 --> 02:38.735
،مقصدِ دخترک کملوت بود
.جاييکه شواليه ي محبوبش در آنجا سکونت داشت

02:38.735 --> 02:42.506
.قايق بسمت کملوت در حرکت بود

02:42.506 --> 02:46.643
!اي شواليه ي شايسته ي من، سِر کملوت

02:46.643 --> 02:52.516
!تو بدونِ خداحافظي از جلوي ديدگانِ من ناپديد شدي

02:52.649 --> 02:59.523
،اين دختر که به نامِ اِلين ميشناسيش
!براي آخرين بدورد به نزدِ تو آمده

03:01.024 --> 03:07.531
،عشقم را بدونِ هيچ قيد و بندي به تو عطا ميکنم
!اين عشقِ حقيقيِ من است به تو

03:08.832 --> 03:11.435
!آه، سِر لنسلوت

03:11.568 --> 03:15.773
آنه! چيکار داري ميکني؟
...ماهي چسبيده به قلابت

03:19.176 --> 03:20.444
!راست ميگي

03:20.444 --> 03:23.247
!خداي من! همگي بياين کمکم

03:23.247 --> 03:25.282
!زود باشين! آنه آروم باش
!نذار در بره

03:25.282 --> 03:27.551
!تابستان، ماهِ آگوست

03:27.952 --> 03:31.288
موهاي آنه درخشندگيِ سابقش رو
!دوباره بدست آورد

03:31.355 --> 03:36.093
...آنه، دايانا، جين و روبي

03:36.093 --> 03:41.565
...اونا به درياچه ي آبهاي نقره اي اومدن

03:41.565 --> 03:46.570
!تا تفريح کنن و لذت ببرن

03:51.676 --> 03:54.145
!حيف شد، چه ماهيِ بزرگي هم بود

03:54.278 --> 03:57.882
،مدتي بود که به قلاب گير کرده بود
چرا متوجه نشدي؟

03:58.015 --> 04:00.084
...اممم... چونکه من

04:00.084 --> 04:02.687
آنه، دوباره داشتي خيالبافي ميکردي؟

04:02.787 --> 04:05.590
!رفته بودم به کملوت

04:05.590 --> 04:06.991
کملوت؟

04:06.991 --> 04:10.528
همون شعري که تو مدرسه خونديم؟

04:10.528 --> 04:12.997
!اون کملوته

04:12.997 --> 04:16.334
،اگه ما تو کملوت بدنيا مي اومديم

04:16.400 --> 04:19.504
!زندگيمون اينقدر دنيوي نبود

04:19.504 --> 04:22.807
!هيجان انگيزتر و رومانتيکتر بود

04:23.808 --> 04:25.510
!ممکن بود اونجوري باشه

04:25.510 --> 04:28.112
!اي شواليه ي بزرگ، سر لنسلوت

04:28.112 --> 04:31.849
.واقعاً بسيار شما را تحسين ميکنم

04:31.916 --> 04:33.518
،ولي واقعاً فوق العاده ست که

04:33.518 --> 04:37.922
!داستانِ سر لنسلوت و دوشيزه ليلي رو بلد باشي

04:37.922 --> 04:41.025
،آره، دوشيزه ليلي از عشق ميميره

04:41.125 --> 04:45.763
،و جسدش رو به کملوت ميفرسته
!جايي که سر لنسلوت اقامت داره

04:45.763 --> 04:48.333
!اين خيلي هيجان انگيزه

04:48.433 --> 04:52.771
،ولي من نميخوام مثلِ دوشيزه ليلي باشم

04:52.771 --> 04:55.640
!بعد از اينکه شکستِ عشقي خوردم بميرم

04:55.640 --> 04:57.242
!ميتونم شکستِ عشقي رو تحمل کنم

04:57.442 --> 04:59.944
.روبي، واقعاً که

04:59.944 --> 05:02.447
ولي الين واسه عشق شخصِ اشتباهي
...رو انتخاب کرده بود

05:02.447 --> 05:08.753
چون لنسلوت سوگند خورده بود که هيچوقت
!بخاطرِ گوئينوير ازدواج نکنه
*گوئينوير: همسرِ شاه آرتور*

05:08.887 --> 05:11.556
!ولي الين خيلي بدبخت بود

05:11.556 --> 05:14.693
وقتي لنسلوت حقيقت رو درباره ي
...قلبش بهش گفت

05:14.693 --> 05:18.163
!خواهش ميکنم مرا دوست داشته باش
.ديگر نميتوانم اين وضع را تحمل کنم

05:18.163 --> 05:20.165
همينو گفت؟

05:20.265 --> 05:25.070
وقتي به احساسش فکر ميکنم
!دلم ميخواد گريه کنم

05:25.070 --> 05:26.071
!منم همينطور

05:26.071 --> 05:27.773
!منم همينطور

05:27.873 --> 05:30.375
!اوه... سر لنسلوت

05:30.475 --> 05:35.681
اگر نتوانم در کنارِ تو باشم
...يا تو رو ببينم

05:35.681 --> 05:39.585
!زندگيِ من به اتمام ميرسد

05:41.286 --> 05:47.893
پدرِ مهربانم، لطفاً آخرين آرزوي
!خودخواهانه ي مرا هم برآورده کن

05:47.993 --> 05:52.731
!حسمِ سردِ مرا درونِ قايقي بگذار

05:52.731 --> 05:56.602
!پدر، خواهش ميکنم جسدم را داخلِ قايق بگذار

06:00.806 --> 06:02.708
...داخلِ قايق بگذار

06:07.046 --> 06:08.447
آنه، چي شده؟

06:08.447 --> 06:13.319
.اوه آره، ارزشِ امتحان کردن رو داره

06:13.319 --> 06:16.722
!همگي گوش کنين، يه فکري دارم

06:17.056 --> 06:20.526
.بياين نمايشِ دوشيزه ليلي رو اجرا کنيم

06:20.626 --> 06:23.229
!همينجا، همين الان

06:23.329 --> 06:24.930
!صحنه هم از قبل آماده ست

06:25.030 --> 06:29.635
قايقي که جسدِ ليلي رو حمل ميکنه
!هم اونجاست

06:29.635 --> 06:34.840
فقط ميخوايم يه نفر تو قايق دراز بکشه
!و نقشِ دوشيزه ليلي رو بازي کنه

06:34.840 --> 06:36.242
!فکرِ خيلي خوبيه

06:36.242 --> 06:39.745
،بقيه هم ميتونن نقشِ برادراش رو بازي کنن

06:39.745 --> 06:45.051
!قايق رو به رودخونه بندازن

06:46.085 --> 06:51.090
...نگران نباشين، اگه ما تو قايق بشينيم

06:51.090 --> 06:55.361
.توي رودخونه شناور ميشه

06:55.361 --> 06:58.264
!فهميدم، اونورِ رودخونه ميشه کملوت

06:58.364 --> 07:04.370
درسته! قايقِ دوشيزه ليلي ميرسه
!به جايي که 3 نفرِ بقيه هستن

07:04.370 --> 07:06.606
.شاه آرتور و گوئينوره

07:06.606 --> 07:09.876
!و سر لنسلوت اون طرف منتظرشن

07:09.876 --> 07:13.079
خب؟ اين پيشنهادِ خوبي نيست؟

07:14.280 --> 07:17.283
امتحانش کنيم؟

07:17.417 --> 07:19.085
.محشره

07:19.185 --> 07:20.687
.امتحانش ميکنيم

07:20.687 --> 07:23.089
!به درد باشگاهِ قصه نويسي ميخوره

07:23.089 --> 07:24.791
.آره

07:34.400 --> 07:36.002
روبي، چي شده؟

07:36.002 --> 07:39.606
نه، اگه حتي کسي اونور منتظر هم
!باشه، من نميتونم اينکارو بکنم

07:39.906 --> 07:43.810
...اينکه دراز بکشم و وانمود کنم که مُردم
!نه، از من شاخته نيست

07:43.810 --> 07:47.047
!من واقعاً از ترس ميميرم

07:47.047 --> 07:52.452
منم هر دقيقه بايد چشممو باز کنم
!و ببينم کجا هستم

07:55.322 --> 07:58.625
!دايانا، خوب شد اينو آوردي

07:58.825 --> 08:02.329
!با اين شال دقيقاً شبيهِ يه تابوتِ سياه شده

08:02.329 --> 08:04.631
!ديگه تموم شد

08:06.233 --> 08:07.834
شماها چتون شده؟

08:07.968 --> 08:11.438
.آنه، تو نقشِ الين رو بازي کن

08:11.438 --> 08:14.441
!آره، هرچي باشه اين فکرِ تو بوده

08:14.441 --> 08:17.544
خودمم دوست دارم نقشِ الين رو بازي
!کنم، ولي مناسبِ اون نقش نيستم

08:17.844 --> 08:22.749
پس بياين ببينيم کي واسه نقشِ الين
!از همه مناسبتره

08:22.849 --> 08:28.288
روبي بايد الين باشه، چون
!بوره و موهاي بلندِ طلايي داره

08:28.288 --> 08:32.159
الين "موهاي درخشاني داشت
که در اطرافش جاري بود" ميدوني؟

08:32.292 --> 08:34.161
!تو بايد دوشيزه ليلي باشي

08:34.294 --> 08:38.565
!نه، نه، من اينکارو نميکنم
!اصلاً امکان نداره

08:38.565 --> 08:41.869
پوستِ صورتِ تو هم مثلِ روبي
.رنگش روشنه

08:41.969 --> 08:45.372
!و موهات هم بلنده

08:45.472 --> 08:50.077
ولي اينکه يه مو قرمز نقشِ الين
!رو بازي کنه خيلي مسخره ميشه

08:50.077 --> 08:53.147
.اصلاً اينطور نيست، اينا مهم نيست

08:55.616 --> 08:59.887
راستشو بخواي، هيچکدومِ ما جراتشو نداريم
!که تنهايي تو قايق بمونيم

09:06.393 --> 09:10.197
.خيلي خب، من دوشيزه ليلي ميشم

09:16.504 --> 09:20.808
.ولي خيلي مسخره ست که الين موقرمز باشه

09:20.808 --> 09:22.309
!اصلاً مهم نيست

09:22.410 --> 09:25.212
،بعد از اينکه چشماتو بستي
...ديگه نميتوني ببيني

09:28.316 --> 09:30.117
!روبي نقشِ شاه آرتور رو بازي ميکنه

09:30.117 --> 09:31.719
.جين گوئينوره ميشه

09:31.719 --> 09:34.322
!دايانا هم در نقشِ لنسلوت

09:34.322 --> 09:37.525
!ولي قبلش بايد برادراي الين باشين

09:40.828 --> 09:42.230
.گلها رو بردار

09:42.230 --> 09:44.232
دايانا نزديکِ شالته؟

09:44.232 --> 09:45.833
.اونور

09:49.036 --> 09:51.773
.عاليه

09:51.773 --> 09:55.576
بيشتر شبيهِ پرنسس آليسه
...تا دوشيزه الين

09:55.576 --> 09:59.247
!و اينم مثلِ بسترِ طلايي نيست

09:59.272 --> 10:14.272
.:: @bollbolljan_com ::.

10:15.296 --> 10:17.565
!اوه، واقعاً انگار مُرده

10:17.565 --> 10:18.967
.واقعاً

10:20.769 --> 10:24.172
،چشماتو باز نکن ديگه
!مثلاً انگار مُردي

10:24.172 --> 10:27.475
!لطفاً اينقد چرت و پرت نگين

10:27.475 --> 10:28.943
.ببخشيد

10:29.077 --> 10:31.146
.خيلي خب، شروع ميکنيم

10:31.279 --> 10:33.882
.غمگينتر باشين

10:36.584 --> 10:39.988
...آه، اي خواهرِ عزيزم

10:40.088 --> 10:44.092
.آنه، تو رو خدا يه کمي لبخند بزن

10:44.092 --> 10:47.395
:ميدوني که
".الين با لبخندي بر لب آرميده بود"

10:49.931 --> 10:51.466
.حالا بهتر شد

10:52.534 --> 10:54.736
...آه، اي خواهرِ عزيزم

10:54.736 --> 10:56.505
!بدرود

11:05.447 --> 11:08.116
!بدرود خواهرِ عزيزم

11:11.320 --> 11:14.523
!خواهرم بدرود

11:26.635 --> 11:29.104
...يه کم بيشتر زور بزنين

11:29.238 --> 11:30.572
!خيلي خب

11:54.363 --> 11:56.565
!مشکلي نيست، به سمتِ پل در حرکته

11:58.067 --> 12:00.269
!بجنبين بريم به کملوت -
.باشه -

12:09.011 --> 12:10.079
.روبي تندتر بدو

12:10.212 --> 12:11.480
!تا جائيکه ميتونم دارم تند ميدوئم

12:19.388 --> 12:24.193
در بستري طلايي، موهاي درخشانِ
.او جاري بود

12:24.193 --> 12:26.929
،شاخه گلِ سوسني در يک دست

12:26.929 --> 12:31.134
و عکسِ شواليه ي محبوبش در
!دستِ ديگرش قرار داشت

12:31.134 --> 12:35.304
!صورتِ دخترکِ مرحوم آرامشِ عجيبي داشت

12:35.404 --> 12:38.207
هيچکس حتي فکرش را نميکرد
!که او مُرده است

12:38.207 --> 12:41.210
...انگار در خوبي عميق فرو رفته

12:41.210 --> 12:43.813
در خوابي عميق فرو رفته، و
.روياهاي زيبا ميبيند

12:43.913 --> 12:48.051
،مقصدِ دخترک کملوت بود
.جاييکه شواليه ي محبوبش در آنجا سکونت داشت

12:48.051 --> 12:50.987
.قايق بسمت کملوت در حرکت بود

13:28.892 --> 13:31.761
کفِ قايق سوراخه؟
!واي نه

13:50.013 --> 13:51.148
کسي اونجاست؟

13:59.089 --> 14:04.695
خداي بزرگ! خواهش ميکنم کاري کن
.قايق بره سمتِ پايه هاي پُل

14:04.695 --> 14:07.664
!نذار از وسطش رد بشه

14:07.931 --> 14:10.934
،خدايا! يه آرزوي ديگه هم دارم

14:10.934 --> 14:15.105
اينکه قبل از اينکه به پُل برسم
!اين قايق غرق نشه

14:15.105 --> 14:18.509
،تمامِ تلاشمو ميکنم که دخترِ خوبي باشم
!خواهش ميکنم به دعاهام گوش بده

14:35.326 --> 14:36.727
!خدايا

15:12.964 --> 15:14.665
!جين، روبي... آنه داره مياد

15:14.665 --> 15:17.368
!آنه داره مياد

15:17.368 --> 15:20.371
!واقعاً داره مياد

15:21.973 --> 15:23.875
!چطور ميتوني دست بزني؟

15:23.875 --> 15:25.676
!اوه آره

15:25.810 --> 15:28.479
.جدي باشين

15:28.479 --> 15:31.816
.آرتور فعلاً نبايد اون قايق رو ببينه

15:31.816 --> 15:33.284
!اوه آره

15:40.992 --> 15:42.994
!نگاه کنين! نگاه کنين

15:49.601 --> 15:52.804
!داره غرق ميشه

15:52.804 --> 15:55.206
!داره غرق ميشه

15:57.709 --> 15:58.710
!آنه

15:58.710 --> 15:59.411
!آنه

15:59.436 --> 16:01.436
!آنه شرلي

16:02.113 --> 16:03.615
تو کجايي؟

16:03.715 --> 16:05.417
.جواب بده

16:07.852 --> 16:10.055
.ميرم خونه به مادرم خبر بدم

16:10.055 --> 16:12.057
!دايانا صبر کن منم ميام

16:12.057 --> 16:13.224
!منم ميام

16:35.347 --> 16:38.050
!دايانا... جين... روبي

16:39.951 --> 16:41.253
!دايانا وايسا

16:41.353 --> 16:44.756
!منم، من اينجام! کمک

16:47.359 --> 16:50.028
!جين... روبي... دايانا

17:14.687 --> 17:16.789
!يه نفر اونجاست

17:21.093 --> 17:27.533
کمــک... کسي تو اون قايق هست؟

17:28.734 --> 17:32.605
!اينجا... اينجا زيرِ پُل

17:34.907 --> 17:36.008
گيلبرت؟

17:36.108 --> 17:37.610
آنه؟

17:37.710 --> 17:40.713
آن شرلي! اونجا رفتي چيکار؟

17:45.184 --> 17:46.519
!خطرناکه

17:55.428 --> 17:57.430
!آنه، بيا بالا

18:00.032 --> 18:01.334
هي، چيکار داري ميکني؟

18:01.334 --> 18:02.935
!دستمو بگير

18:04.904 --> 18:06.105
!خطرناکه

18:08.241 --> 18:11.644
.متاسفم، ولي به لطفِ تو نجات پيدا کردم

18:11.744 --> 18:13.146
.ممنون

18:13.246 --> 18:16.149
!قابلي نداشت، ولي کاملاً خيس شدي

18:16.249 --> 18:17.550
چيزيت نشده؟

18:17.550 --> 18:19.752
.نه

18:19.852 --> 18:23.556
ميشه پارو بزني و منو ببري به خشکي؟

18:23.556 --> 18:27.627
،درسته، همين الان ميبرمت
!وگرنه ممکنه سرما بخوري

18:33.166 --> 18:36.769
.وقتي اونجا ديدمت شوکه شدم

18:36.769 --> 18:39.472
چيکار داشتي ميکردي؟

18:39.472 --> 18:43.076
.داشتيم نمايشنامه ي الين رو بازي ميکرديم

18:45.612 --> 18:47.480
اينجا؟

18:47.480 --> 18:48.748
...نه

19:06.600 --> 19:08.201
.از کمکت ممنونم

19:08.201 --> 19:10.670
.آنه، خواهش ميکنم صبر کن

19:10.804 --> 19:13.106
نميشه از اين به بعد دوست باشيم؟

19:13.206 --> 19:17.411
واقعاً متاسفم که اون دفعه
!موهات رو مسخره کردم

19:17.411 --> 19:21.515
،قصد نداشتم ناراحتت کنم
.فقط ميخواستم باهات شوخي کنم

19:21.515 --> 19:24.384
.از اون گذشته، اين مال خيلي وقت پيشه

19:24.518 --> 19:28.455
...الان فکر ميکنم موهات خيــلي خوشگلن
.راست ميگم

19:33.927 --> 19:36.230
ميشه دوست باشيم؟

19:40.434 --> 19:42.236
...هويج... هويج

19:42.236 --> 19:43.904
...هويج... هويج

19:43.904 --> 19:47.040
...هويج... هويج... هويج

19:47.040 --> 19:50.944
،نه، من هيچوقت با تو دوست نميشم

19:50.944 --> 19:53.847
ازت ممنونم، ولي هيچوقت نميخوام
.باهات دوست باشم

19:53.847 --> 19:56.450
!آقاي گيلبرت بلايت

19:56.550 --> 19:58.452
!خيلي خب خانم آن شرلي

19:58.452 --> 20:01.255
ديگه هيچوقت ازت درخواست
!نميکنم که با هم دوست باشيم

20:01.355 --> 20:03.223
!و اصلاً برام اهميت هم نداره

20:30.985 --> 20:33.187
!آنه... اون آنه ست

20:33.287 --> 20:34.755
!آنه

20:34.889 --> 20:36.190
!واقعاً آنه ست

20:36.190 --> 20:38.292
!!تو آنه يي ؟

20:38.392 --> 20:41.095
.آره، خودمم

20:41.120 --> 20:43.120
...واي، آنه شرلي

20:43.464 --> 20:46.934
!تو واقعا آنه يي

20:46.934 --> 20:49.670
!تو زنده اي آنه شرلي

20:49.804 --> 20:51.405
!آنه

20:51.405 --> 20:53.107
!اين خيلي عاليه

20:53.107 --> 20:55.410
آنه، کجا رفته بودي؟

20:55.410 --> 21:00.815
قايق غرق شد، منم پريدم
!رو پايه ي پُل

21:00.915 --> 21:03.117
!از دور ديدمتون که داشتين ميدوئيدين

21:03.184 --> 21:06.120
.رفته بوديم خونه ي دايانا اينا کمک بياريم

21:06.254 --> 21:10.525
...هيشکي خونه شون نبود، و بعد... بعد

21:10.525 --> 21:13.728
...فکر کرديم تو غرق شدي

21:13.728 --> 21:16.831
.نميدونستيم چيکار بايد بکنيم

21:22.704 --> 21:25.440
ولي آنه چطور صحيح و سالم
به خشکي رسيدي؟

21:27.041 --> 21:29.644
...گيلبرت بلايت با قايقِ آقاي اندروز اومد

21:29.644 --> 21:31.646
.و منو به خشکي آورد

21:31.646 --> 21:34.049
واي، گيلبرت بلايت نجاتت داد؟

21:34.149 --> 21:37.752
!چه تجربه اي... چقدر رومانتيک

21:37.752 --> 21:41.056
.حتماً از اين به بعد ديگه باهاش حرف ميزني

21:41.056 --> 21:44.025
.معلومه که حرف نميزنم

21:44.025 --> 21:45.827
،و جين اندروز

21:45.961 --> 21:51.266
!ديگه اصلاً نميخوام کلمه ي "رومانتيک" رو بشنوم

21:59.274 --> 22:05.013
.ماجراي الين تمامِ پدر و مادرا رو تکون داد

22:05.013 --> 22:08.784
.مخصوصاً والدين بچه هاي باشگاهِ قصه نويسي رو

22:08.784 --> 22:14.990
ديگه هرگز اجازه ندادن بچه هاشون
!با رودخونه و قايق بازي کنن

22:14.990 --> 22:22.998
يه گريه ي درست حسابي آنه رو آروم کرد
!و خوشي هاي عاديش رو بهش برگردوند

22:22.998 --> 22:27.736
چيزي احساس ميکني آنه؟

22:27.736 --> 22:35.110
فکر ميکنم پيشگوييِ من که يه روزي
!بچه ي عاقلي ميشم، حالا از هميشه بيشتر به واقعيت نزديکه

22:35.110 --> 22:37.413
.نميدونم چطوري

22:37.513 --> 22:41.016
،از اون روزي که به گرين گيبلز اومدم
...اشتباهاتِ زيادي مرتکب شدم

22:41.016 --> 22:46.055
و هر کدوم از اشتباهاتم کمکم کردن
.تا کم و کاستي و نواقصم رو جبران کنم

22:46.055 --> 22:51.327
.درسِ امروز هم يکي از نواقصم رو درست کرد

22:51.627 --> 22:53.429
و اون چي بود؟

22:53.429 --> 22:56.432
.ديگه هيچوقت رومانتيک بازي درنميارم

22:56.432 --> 23:02.905
شايد صدها سالِ پيش تو کملوت
،چيزِ ساده اي بوده باشه

23:02.905 --> 23:08.110
!ولي اين روزا رومانتيک بودن اهميتي نداره

23:08.244 --> 23:12.848
.بزودي پيشرفتِ زيادي تو رفتارم ميبيني ماريلا

23:12.848 --> 23:14.917
.اميدوارم همينطور باشه

23:15.251 --> 23:19.155
!دوست ندارم عمرم کم بشه

23:31.167 --> 23:32.568
...آنه

23:33.870 --> 23:39.475
!از همه ي احساساتِ رومانتيکت دست نکش آنه

23:39.475 --> 23:41.677
!ماتيو

23:41.744 --> 23:46.816
.يه کمي رومانتيک بودن خوبه

23:46.816 --> 23:52.588
،البته زيادش نه
!ولي يه خرده ازش رو نگهدار آنه

23:52.588 --> 23:54.090
!يه خرده ازش رو نگهدار

23:54.190 --> 23:55.892
!ماتيو ازت ممنونم

23:55.892 --> 23:59.195
هيچوقت چيزي که امروز بهم گفتي رو
!فراموش نميکنم

24:19.115 --> 24:25.922
،يه روز دايانا يه خبري مياره
!دعوتي که آنه خيلي وقته منتظرشه

24:25.922 --> 24:30.827
!قسمتِ بعد: يک مبدا در زندگيِ آنه

24:30.927 --> 24:32.228
.با ما همراه باشيد