﻿WEBVTT

01:15.556 --> 01:25.556
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:26.380 --> 01:29.370
« پانزده بهار گذشت »

01:38.050 --> 01:40.520
زمستان سرد به آرامی گذشت و

01:40.550 --> 01:42.950
بهار بار دیگر به دیدار زمین آمد

01:42.990 --> 01:45.580
در جنگل و دشت های جزیره ی پرنس ادوارد

01:45.620 --> 01:47.610
بهاری گرم، خودنمایی میکرد

02:26.460 --> 02:28.800
ایستگاه برایت ریور

02:46.950 --> 02:48.380
حرکت میکنیم

03:06.770 --> 03:09.260
شکوفه های گیلاس امسال زودتر اومدن

03:09.310 --> 03:10.770
کجا میخوای بری؟

03:10.810 --> 03:12.830
میرم کارمودی

03:12.880 --> 03:15.000
قراره کسی دنبالت بیاد؟

03:15.050 --> 03:17.840
بله، پدرم گفت میاد دنبالم

03:17.880 --> 03:22.880
واقعا؟ ایستگاه کارمودی هفته بعد افتتاح میشه

03:22.920 --> 03:24.650
اینطوری رفت و آمد راحت تر میشه

03:24.690 --> 03:29.890
همینطوره، همین الانم مردم کارمودی شدیدا منتظرشن

03:29.930 --> 03:31.760
حدس میزنم همینطور باشه

03:31.800 --> 03:33.350
این باید پدرم باشه

03:35.500 --> 03:37.190
پدر

03:37.230 --> 03:38.700
خداحافظ، جناب مسئول ایستگاه

03:38.740 --> 03:40.530
خداحافظ

03:45.910 --> 03:51.780
یادم میاد یه دختر دیگه هم مثل اون بود که خودش تنها اومد

03:51.820 --> 03:55.770
و نشسته بود اونجا تا کسی بیاد دنبالش

03:59.160 --> 04:06.220
از زمانی که آنه از ایستگاه برایت ریور همراه متیو به گرین گیبلز اومده بود

04:06.260 --> 04:08.460
چهار سال میگذشت

04:08.500 --> 04:11.520
آنه حالا پانزده ساله ست

04:13.370 --> 04:14.770
ماریلا، من برگشتم

04:14.810 --> 04:17.970
امروز زود برگشتی

04:25.750 --> 04:26.980
آنه

04:27.020 --> 04:28.610
چی شده ماریلا؟

04:28.650 --> 04:30.850
کی تو اینقدر بزرگ شدی؟

04:31.760 --> 04:35.690
این چه سوال عجیبیه که میپرسی ماریلا؟

04:35.730 --> 04:37.130
اما....ِ

04:43.570 --> 04:45.730
تو واقعا بزرگ شدی

04:45.770 --> 04:51.230
من پانزده سالمه، طبیعیه که بلندتر شده باشم

04:51.280 --> 04:53.710
پانزده....ِ

04:53.740 --> 04:57.840
اوه بله، ماریلا، داری با لباسای قدیمیم چیکار میکنی؟

04:57.880 --> 04:59.350
این ؟

04:59.380 --> 05:04.980
میخواستم ازش به عنوان پارچه ی وصله استفاده کنم اما به نظر کار بیهوده ایه

05:05.020 --> 05:10.520
وقتی اولین بار اومدی اینجا اینو پوشیده بودی، خاطره های زیادی در مورد این لباس هست

05:10.560 --> 05:11.960
بزار یه نگاه بندازم

05:14.030 --> 05:16.400
چقدر کوچیک

05:20.140 --> 05:24.300
ماریلا، من واقعا همچین لباس کوچیکیو قبلا میپوشیدم و اندازم بوده؟

05:27.340 --> 05:32.180
آن شب، آنه و ماریلا با هم به جلسه ی دعا کلیسا رفته بودند

05:32.220 --> 05:38.620
ماریلا، وقتی در خانه تنها بود ناگهان احساس ناراحتی کرد

05:39.790 --> 05:44.020
به نظر میرسید دختر بچه ای که ماریلا مشتاقانه دوستش داشت از اونجا رفته

05:44.060 --> 05:51.900
و جاش دختری که بلند قامت، دانا و صادقه، اومده

06:03.910 --> 06:06.910
بسیار خب، دیگه گریه بسه

06:08.020 --> 06:10.080
نه خیر، خیلیم لازمه

06:10.120 --> 06:12.150
اگه شماهم جای من بودی گریه میکردی

06:13.360 --> 06:18.160
تصور کن که یه بچه ی یتیم باشی و بالاخره یه نفر بیاد دنبالت و بخواد سرپرستیت رو قبول کنه

06:18.200 --> 06:22.690
اما اونا برت گردونن فقط چون پسر نیستی!!!! اگه خودت بودی گریه نمیکردی؟

06:24.570 --> 06:28.530
چرا باید همچین فاجعه ای برای من اتفاق بیوفته؟

06:31.380 --> 06:36.010
دیگه گریه نکن، امشبو میتونی اینجا بمونی

06:36.050 --> 06:38.950
بهم بگو اسمت چیه؟

06:44.190 --> 06:47.750
لطفا منو کردلیا صدا کنین

06:47.790 --> 06:52.190
کردلیا صدات کنیم؟ اسمت اینه؟

06:52.230 --> 06:56.330
نه.... اسمم این نیست

06:56.370 --> 06:58.930
فقط دوست دارم بقیه کردلیا صدام کنن

06:58.970 --> 07:02.130
چون این اسم واقعا اسم برازنده ایه

07:03.210 --> 07:05.700
من که نمیفهمم داری چی میگی

07:07.740 --> 07:11.370
اگه اسمت کردلیا نیست پس اسمت واقعیت چیه؟

07:13.020 --> 07:16.710
آنه شرلی....ِ

07:16.750 --> 07:21.820
ماریا در ذهنش، میتونست خیلی واضح صدای آنه کوچولو رو بشنوه

07:21.860 --> 07:27.320
با فکر کردن به همه ی محبت و عشقی که به اون دختر کوچولو و حالا به این دختر بزرگ داده

07:27.360 --> 07:33.460
قلبش سرشار از غم و غصه و تنهایی عمیق شد

07:41.550 --> 07:45.740
متیو، چی شده؟

07:53.790 --> 07:56.920
فقط دیدم دارم گریه میکنی، پس...ِ

07:56.960 --> 08:02.870
چیزی نیست، فقط داشتم به آنه فکر میکردم

08:02.900 --> 08:05.300
آنه؟

08:05.340 --> 08:08.430
این بچه واقعا بزرگ شده

08:08.470 --> 08:12.530
سه ماه دیگه از اینجا میره

08:12.580 --> 08:15.740
اون حتما میتونه به کوئینز بره

08:15.780 --> 08:18.810
وقتی بهش فکر میکنم، احساس تنهایی میکنم

08:24.120 --> 08:29.420
اون برای تعطیلات برمیگرده

08:29.460 --> 08:33.660
یه هفته دیگه، میتونیم با قطار از کامودی بریم

08:33.700 --> 08:37.690
بعد از اون، شهر شارلوت دیگه اونقدرا هم دور نیست

08:37.730 --> 08:43.300
متیو تو هنوزم بهش به چشم همون دختر کوچولوی چهارسال پیش نگاه میکنی؟

08:44.440 --> 08:47.900
این بچه قرار نیست برای همیشه کنار ما بمونه

08:47.940 --> 08:50.170
میدونم...ِ

08:51.650 --> 08:56.380
شما مردا همچین احساسیو درک نمیکنین

08:56.420 --> 08:59.950
اوه نه، فراموش کردم لامپو خاموش کنم

08:59.990 --> 09:02.390
متاسفم، همین الان چاییو آماده میکنم

09:05.400 --> 09:08.520
آنه تنها کسی نبود که تغییر کرده بود

09:08.570 --> 09:15.270
اتاق آنه هم دیگه مثل چهار سال پیش خالی نبود

09:15.310 --> 09:21.840
همونطور که آنه بزرگتر میشد، اتاقش بیشتر به اتاق یه دختر شباهت پیدا میکرد

09:26.480 --> 09:30.920
آنه، بازسازی بزرگ اتاقت چقدر دیگه طول میکشه؟

09:30.950 --> 09:32.720
تقریبا تمومه

09:32.760 --> 09:36.780
فقط همون تختی که متیو امروز برام میخره، مونده

09:36.830 --> 09:38.790
واقعا دوست دارم ببینم چطور شده

09:38.830 --> 09:41.760
آنه، معنی بازسازی بزرگ چیه؟

09:41.800 --> 09:44.100
این یعنی اتاق آنه حالا قشنگ تر میشه

09:45.400 --> 09:48.130
در "روز قطار"، عمه جوزفین قراره بیاد خونه مون

09:48.170 --> 09:49.300
واقعا دایانا؟

09:49.340 --> 09:52.870
واقعا، دیشت وقتی از کلیسا برگشتم خونه تلگرافشو دیدم

09:52.910 --> 09:58.750
این عالیه، خیلی وقت گذشته. اما منظور از "روز قطار" چیه؟

09:58.780 --> 10:01.580
روزی که ایستگاه قطار جدید شروع به کار میکنه

10:01.620 --> 10:05.580
مینی متوجه نشد یعنی چی، پس فقط  "روز قطار" رو تکرار میکنهُ

10:05.620 --> 10:09.390
اوه که اینطور، تو باید اون روز بری دنبال خانوم باری

10:09.430 --> 10:12.790
درسته، آنه تو هم باهام بیا

10:12.830 --> 10:17.860
من نمیتونم، اون روز یه درس برای کلاس کوئینز دارم

10:21.400 --> 10:25.240
البته من تو مراسم افتتاحیه ایستگاه قطار شرکت میکنم

10:25.280 --> 10:29.540
این قضیه فقط برای کارمودی مهم نیست، برای اونلیا هم خیلی مهمه

10:29.580 --> 10:33.410
اون روز توریستای زیادی از شهر شارلوت میان

10:33.450 --> 10:36.250
چطور ممکنه که من نرم و نبینم

10:39.590 --> 10:42.820
اوه راستی، تخت جدید آنه اومد؟

10:42.860 --> 10:48.260
متیو و جری رفتن بیارنش، احتمالا به زودی برسن دیگه

10:48.300 --> 10:52.360
به نظرت کارایی که برای آنه میکنین یکم زیادی نیست؟

10:52.400 --> 10:55.530
شاید اینطور که تو میگی باشه

10:55.570 --> 11:01.100
اما فعلا، ما میخوایم هرکاری از دستمون برمیاد براش انجام بدیم

11:02.150 --> 11:05.600
تو خوش شانسی که اون بچه قدرشناسیه

11:06.650 --> 11:08.980
هنوزم مثل قبل عاشق درس خوندنه؟

11:09.020 --> 11:15.220
امتحان کوئینز نزدیکه و دیشب انگار تا دیروقت داشت درس میخوند

11:15.260 --> 11:19.520
ممکنه به نظر برسه که زیاد اهمیت نمیده، اما واقعا ذهنش درگیر این مسئله س

11:35.780 --> 11:38.010
جری طنابو باز کن

11:38.050 --> 11:38.910
بسیارخب

11:39.880 --> 11:41.910
اوه، اینه

11:41.950 --> 11:43.710
این واقعا با کیفیته

11:43.750 --> 11:46.550
من هیچوقت تا حالا همچین تخت زیبایی ندیده بودم

11:46.590 --> 11:50.120
ما اینو میبریم طبقه دوم؟ منم کمک میکنم

11:50.160 --> 11:52.530
متیو، تو برو استراحت کن

11:52.560 --> 11:55.330
این کارای سنگین برای قلبت خوب نیستن

11:55.370 --> 11:57.800
اما، من....ِ

12:04.970 --> 12:06.640
تختم رسیده

12:12.750 --> 12:15.650
آنه، همینطور اونجا واینستا
بیا کمک کن

12:15.690 --> 12:16.980
بله

12:19.120 --> 12:20.350
ببخشید که همتونو به دردسر انداختم

12:45.480 --> 12:47.420
آنه، میتونم بیام تو؟

12:47.450 --> 12:49.650
البته، بفرمایید

12:49.690 --> 12:51.750
شمعو برمیدارم

12:51.790 --> 12:52.780
باشه

12:59.930 --> 13:03.700
مرتب و تمیز، داره بیشتر و بیشتر شبیه اتاق یه دختر میشه

13:05.170 --> 13:07.300
ممنون که همچین تخت قشنگیو برام خریدین

13:21.550 --> 13:23.080
آنه

13:23.120 --> 13:24.210
بله؟

13:24.250 --> 13:27.280
تو دیگه مثل قبل زیاد حرف نمیزنی

13:27.320 --> 13:30.950
همینطور دیگه مثل قبل از کلامات بزرگ و عجیب استفاده نمیکنی

13:30.990 --> 13:33.290
چه اتفاقی افتاده؟؟

13:33.330 --> 13:35.390
منم مطمئن نیستم

13:35.430 --> 13:38.130
فقط دیگه زیاد علاقه ای به پرحرفی ندارم

13:38.170 --> 13:45.010
هر فکر جالبی هم داشته باشم، اونو مثل یه راز با ارزش تو دلم نگه میدارم

13:47.680 --> 13:51.740
نمیخوام بهم بخندن یا به چشم یه آدم سطحی بهم نگاه کنن

13:52.980 --> 13:58.220
نمیدونم چرا، اما دیگه تمایلی به استفاده از کلامات بزرگ ندارم

13:58.250 --> 14:00.850
همینطور یکمم احساس تنهایی میکنم

14:00.890 --> 14:03.950
اما دارم بزرگ میشم

14:03.990 --> 14:07.760
میتونم هرچی میخوام یا کلمه های بزرگو به آسونی بگم

14:07.800 --> 14:14.790
بزرگ شدن جالبه ولی نه اونطور که من تصور میکردم

14:40.830 --> 14:43.800
امتحان ورودیه آنه نزدیکه

14:43.830 --> 14:45.890
درسته

14:50.310 --> 14:54.940
ما باید به فکر محل اقامتش در طول امتحانات باشیم

14:54.980 --> 14:59.710
اما ما هیچکسو تو شهر شارلوت نمیشناسیم

14:59.750 --> 15:05.120
آنه گفت خود آکادمی کوئینز به داوطلبا خوابگاه میده

15:06.790 --> 15:10.190
سعی میکنم تا یه درخواست بفرستم

15:10.230 --> 15:17.760
اگه اینطوره....من مشکلی ندارم تا وقتی که آنه اینو میخواد

15:17.800 --> 15:23.360
بیا قبل از تصمیم گیری با خانوم استیسی در این مورد مشورت کنیم

15:38.820 --> 15:41.480
خانوم استیسی، میتونم چند لحظه وقتتونو بگیرم؟

15:43.030 --> 15:46.290
همگی ساکت باشین و تکالیفتونو انجام بدین

15:50.200 --> 15:51.500
آنه، قضیه چیه؟

15:51.530 --> 15:52.800
منم نمیدونم

15:58.810 --> 16:02.110
آنه، ای کاش میشد تو هم باهام بیای کارمودی

16:02.150 --> 16:05.670
واقعا تاسف برانگیزه، منم میخوام خانوم باری رو ببینم

16:05.720 --> 16:10.550
همگی، خط راه آهن به کارمودی رسیده و ایستگاه جدیدی افتتاح شده

16:10.590 --> 16:13.560
و امروز اولین قطار به این ایستگاه میاد، اینو میدونستین؟

16:13.590 --> 16:14.610
بله

16:14.660 --> 16:17.890
هیئت مدیره مدرسه از ما دعوت کرده

16:17.930 --> 16:20.690
که بچه ها رو ببریم به کارمودی

16:20.730 --> 16:24.720
به استقبال این قطار خاطره برانگیز و اتفاق تاریخی

16:26.470 --> 16:27.600
همه ساکت باشین

16:27.640 --> 16:30.300
بیاین آماده شیم و بریم به کارمودی

16:30.340 --> 16:32.540
درس امروز همینجا تموم میشه

16:32.580 --> 16:34.340
عجله کنین

16:35.710 --> 16:36.640
این عالیه

16:49.490 --> 16:51.260
ممنونم

16:51.290 --> 16:53.130
متاسفم که به زحمت انداختمتون

16:53.160 --> 16:55.530
کار مهمی نکردم

16:55.570 --> 17:01.500
دختر من با مردی در کارمودی ازدواج کرده، حالا دیدنش خیلی راحت و سریع تر میشه

17:01.540 --> 17:04.770
خواهرزاده من و خانواده ش هم در اونلیا زندگی میکنن

17:04.810 --> 17:08.170
باید خیلی منتظر دیدنشون باشین

17:08.210 --> 17:11.150
این تنها چیزی نیست که منتظرشم

17:46.720 --> 17:48.210
چقدر آروم میاد

17:48.250 --> 17:49.810
بزودی میرسه

17:49.850 --> 17:54.380
این قطاریه که عمه م باهاش سفر میکنه، اون کلی هدیه برامون میاره

17:54.420 --> 17:55.720
رسیدن، قطار رسید

18:01.630 --> 18:03.620
رسید، اولین قطار رسید

18:11.470 --> 18:12.740
اون عمه جوزفینه

18:15.880 --> 18:17.870
عمه جوزفین

18:17.910 --> 18:21.280
زمان زیادی گذشته، دایانا، مینی می و آنه

18:21.320 --> 18:24.450
عمه جوزفین! عمه جوزفین!ِ

18:40.400 --> 18:42.960
شما تو جشن شرکت نمیکنین؟

18:43.010 --> 18:45.530
نمیخوام وقتمو با این کارا تلف کنم

18:45.580 --> 18:48.870
عمه جوزفین

18:48.910 --> 18:51.850
مینی می کوچولو، حالت چطوره؟

18:51.880 --> 18:54.250
شما برامون هدیه آوردین؟

18:54.280 --> 18:56.220
بله، یک عالمه هدیه

18:56.250 --> 18:58.620
حالتون چطوره عمه جوزفین؟

19:00.290 --> 19:03.260
حالتون چطوره، خانوم باری؟

19:03.290 --> 19:06.660
دایانا...تو آنه شرلی ای؟

19:13.500 --> 19:19.100
آنه، تو خیلی بزرگ تر شدی و البته زیباتر

19:19.140 --> 19:24.140
ممنون خانوم باری، اما من هنوزم شبیه قبلم

19:24.180 --> 19:26.610
نه، تو خیلی عوض شدی

19:26.650 --> 19:31.750
اولین باری که دیدمت، بلبل زبونیات خیلی جلب توجه میکرد

19:31.790 --> 19:35.150
لطفا اینو نگین، واقعا خجالت آوره

19:35.190 --> 19:38.790
عمه جوزفین، سفر با قطار چه حسی داشت؟

19:38.830 --> 19:44.430
راحت، اما من هنوزم خیلی به قطارا اعتماد ندارم

19:44.470 --> 19:49.700
در مقایسه با کالسکه ها، قطار ها قطعا سریعترن

19:49.740 --> 19:53.140
اگه فقط دود کمتری داشتن بهتر بود

19:58.480 --> 20:01.610
راستی خانوم باری، چه مدت قرار اینجا بمونه؟

20:01.650 --> 20:05.590
اون میگه برای یه مدتی میمونه

20:05.620 --> 20:07.680
من امروز واقعا خوشحالم

20:07.720 --> 20:11.660
من امروز خانوم باری رو ملاقات کردم و یه قطار رو بعد از مدتها دیدم

20:11.690 --> 20:13.360
امتحانا نزدیکه

20:13.400 --> 20:16.960
اگه به خاطر همچین واقعه ی بزرگی نبود من نمیتونستم همچین استراحتی داشته باشم

20:17.000 --> 20:19.260
این از خوش شانسیه، الان واقعا احساس میکنم پر انرژی ام

20:19.300 --> 20:23.330
آنه، اگر خانوم باری وقت داشته باشه

20:23.370 --> 20:27.330
میخوام فردا برای چای دعوتش کنم، چی فکر میکنی آنه؟

20:27.380 --> 20:32.910
من میخوام اینطوری ازش بابت دفعه قبل که تو رو به شهر شارلوت دعوت کرد تشکر کنم

20:33.750 --> 20:35.580
ماریلا، البته که موافقم

20:35.620 --> 20:38.250
من کاملا تدارکات چای رو آماده میکنم

20:39.460 --> 20:44.360
خانوم جوزفین باری به راحتی این دعوت رو پذیرفت

20:44.390 --> 20:48.090
آنه بلافاصله شروع به تدارک بهترین دسرهای خودش کرد

20:48.130 --> 20:51.960
ماریلا قصد داشت کمکش کنه اما درخواستش رد شد

20:53.070 --> 20:58.510
علاوه بر اینکه میخواست به این شکل خودش همه ی غذاهای مهمانی چای رو آماده کنه

20:58.540 --> 21:05.310
این برای اون که برای امتحانا به سختی تلاش میکرد، کار مفرحی بود

21:12.820 --> 21:16.990
آنه، بزار کمکت کنم

21:17.030 --> 21:20.480
لازم نیست، بزار امروز خودم حواسم به تدارکات باشه

21:21.630 --> 21:24.930
بعدش، فقط لازمه کیک چندلایه رو توی فر بزارم

21:44.920 --> 21:46.250
آنه شرلی

21:48.190 --> 21:51.590
چی توی این کیک ریختی؟

21:51.630 --> 21:53.290
وانیل

21:53.330 --> 21:56.360
بطری وانیلی که ازش استفاده کردیو برام بیار

22:00.400 --> 22:02.270
این وانیله

22:02.310 --> 22:03.930
بزار ببینم

22:15.280 --> 22:20.120
آنه، تو شربت کمر درد منو توی کیک ریختی

22:23.960 --> 22:25.430
چی شده ماریلا؟

22:29.200 --> 22:32.690
هیچی، فقط داشتم به قبلا ها فکر میکردم

22:34.100 --> 22:39.100
روز بعد، خانوم باری و دایانا به گرین گیبلز اومدن

22:40.410 --> 22:45.070
متیو با چهره ای مضطرب به استقبال خانوم باری اومد

22:45.110 --> 22:49.640
ماریلا مخفیانه نگران قلب اون بود

22:50.650 --> 22:53.780
بعد از اینکه خانوم بازی غذاهای خوشمزه ای که آنه تدارک دیده بود رو تست کرد

22:53.820 --> 22:56.950
با رضایت خاطر به ماریلا گفت...ِ

22:57.960 --> 23:02.360
ماریلا، میتونم ماریلا صدات کنم؟

23:02.400 --> 23:05.860
امتحانای آنه در آوریله، درسته؟

23:05.900 --> 23:07.660
بله

23:07.700 --> 23:13.070
نظرت چیه که آنه در طول امتحاناتش پیش من بمونه؟

23:17.810 --> 23:22.720
در کل شارلوت، برای آنه من آشناترین فردم

23:22.750 --> 23:25.850
به نظرت این بهترین حالت ممکن نیست؟

23:25.890 --> 23:30.330
اگر آنه مشکلی نداشته باشه، البته که ما هم مخالفتی نداریم

23:30.360 --> 23:31.950
پس اونجا ساکن میشه

23:31.990 --> 23:33.660
آنه، تو مخالفتی نداری؟

23:33.700 --> 23:35.690
البته که نه

23:35.730 --> 23:37.490
اگر دوست داشته باشی

23:37.530 --> 23:41.770
میتونی برای مدت بیشتری بمونی و هرروز با اتوبوس به کوئینز بری

23:41.800 --> 23:45.830
ممنونم، اما این چیزیه که بعد از اینکه قبول شدم بهش فکر میکنم

23:46.780 --> 23:52.480
تو حتما قبول میشی
من مطمئنم که تو تواناییشو داری

23:57.550 --> 24:03.690
آنه به خاطر این همه محبت اطرافیانش احساس خوشبختی میکرد

24:03.730 --> 24:06.290
اون در دلش تصمیم گرفت

24:06.330 --> 24:11.490
که با بالاترین نمره امتحان ورودی ماه بعد رو پاس کنه

24:17.770 --> 24:20.500
خانوم استیسی آخرین درس رو تموم کرد

24:20.540 --> 24:24.270
آنه و دوستانش باید در امتحان ورودی کوئینز شرکت کنند

24:24.310 --> 24:29.480
قسمت بعد آنه در گرین گیبلز:ِ
« شماره من سیزدهه!!!!ِ »

24:29.520 --> 24:39.650
.:: @bollbolljan_com ::.