﻿WEBVTT

01:15.996 --> 01:25.996
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:26.220 --> 01:28.980
«خاکسپاری متیو»

01:31.560 --> 01:33.390
دو روز گذشت

01:33.420 --> 01:39.520
آنه و ماریلا کم کم داشتن با مرگ متیو کنار میومدن

01:40.630 --> 01:43.570
امروز ، متیو کاتبرت

01:43.600 --> 01:48.830
قراره با باغ ها و مزارع گرین گیبلز خداحافظی کنه

01:48.870 --> 01:52.600
جایی که اون تقریبا تمام عمرشو اونجا گذروند

01:55.780 --> 01:59.270
نهارتو بخور، وقتی مهمونا بیان سخت میشه غذا خورد

01:59.320 --> 02:01.410
اشتها ندارم

02:01.450 --> 02:04.620
باید هرطور شده چیزی بخوری

02:06.490 --> 02:07.720
آنه، منم

02:07.760 --> 02:09.320
دایانا

02:09.360 --> 02:11.520
ماریلا، دایانا اومده

02:11.560 --> 02:13.460
ببخشید که مزاحمتون شدم

02:13.500 --> 02:16.930
با خودم فکر کردم ممکنه بتونم تو کاری کمک کنم

02:16.970 --> 02:19.490
خانوادمم به زودی میان

02:19.540 --> 02:22.030
ببخشید که مزاحمتون شدیم دایانا

02:22.070 --> 02:23.510
ممنونم

03:20.000 --> 03:22.300
دیگه وقتشه

03:23.470 --> 03:25.870
متاسفم که همتونو اینطور به زحمت انداختیم

04:25.300 --> 04:28.320
متیو خونه ای که سرشار از خاطراتشه رو ترک میکنه

04:28.370 --> 04:33.670
درختایی که خودش کاشته و باغ هایی که روشون کار کرده

04:33.700 --> 04:38.900
او تمام این شکوه و عظمتو در گذشته رها میکنه و بی سرو صدا دور میشه

08:25.900 --> 08:29.960
بدشانسی پشت بد شانسی

08:30.010 --> 08:34.600
آنه، شنیدم کاتبرت ها تمام سرمایشونو تو یه حادثه از دست دادن

08:35.810 --> 08:42.620
خوشبختانه تو زودتر بورسیه رو گرفتی پس لازم نیست عصبی باشی

08:42.650 --> 08:48.420
اما هنوزم باید یه سال لباس عذا بپوشی، طفلی

08:48.460 --> 08:54.290
این لباسا بهت نمیان، با اینا قرمزی موهات بیشتر به چشم میاد

09:00.740 --> 09:02.170
کمی بعد

09:02.210 --> 09:06.510
اونلیا به وضع سابق خودش برگشت

09:06.540 --> 09:08.670
و همینطور گرین گیبلز

09:08.710 --> 09:14.670
مهم نیست از دست دادن عزیزانی که عاشقشونی چقدر سخته

09:14.720 --> 09:19.680
زندگی همچنان ادامه داره

10:16.310 --> 10:17.440
آنه

10:17.480 --> 10:18.640
دایانا

10:18.680 --> 10:22.680
نگران بودم وضعت چطور میشه، اما انگار حالت بهتره

10:22.720 --> 10:25.590
میخوای بیای خونمون؟

10:25.620 --> 10:28.750
چرخ خیاطی که التماس کردم بابام برام بخره رسید

10:28.790 --> 10:31.630
یه چرخ خیاطی جدید؟ این عالیه

10:31.660 --> 10:36.330
دقیقا، به خاطر همینم مستقیم اومدم که بهت بگم بیای ببینیش

10:36.370 --> 10:41.530
ممنونم ولی الان دارم میرم سر مزار متیو

10:41.570 --> 10:43.160
مزار متیو؟

10:44.440 --> 10:47.740
متیو عاشق بوته های رز بود

10:47.780 --> 10:49.580
و الان فصلیه که گلای رز به زیبایی شکوفه میکنن

10:49.610 --> 10:52.980
خیلی حیفه اگه نتونه اونا رو ببینه

10:53.020 --> 10:59.750
مطمئنم متیو خیلی خوشحال میشه اگه من اینا رو سر خاکش بکارم

11:01.830 --> 11:06.350
باشه پس منم باهات میام و بعدش دوتایی میریم خونه ی ما

11:06.400 --> 11:07.890
ممنونم دایانا

11:25.550 --> 11:31.110
من شنیدم مادر متیو خیلی سال پیش این رزا رو از اسکاتلند خریده

11:31.960 --> 11:35.290
متیو همیشه خیلی خوب بهشون میرسید

11:35.330 --> 11:38.560
میگفت این رزا گلای مورد علاقشن

11:40.500 --> 11:42.260
اگه این رزا بتونن شکوفه بدن

11:42.300 --> 11:46.290
احتمالا متیو با خودش فکر میکنه برگشته گرین گیبلز

12:17.030 --> 12:19.500
اگه جواب بده البته

12:19.540 --> 12:23.470
خوشبختانه این گیاهیه که خیلی خوب رشد میکنه

12:23.510 --> 12:28.310
گلای سفید هر تابستون شکوفه میدن

12:48.270 --> 12:50.830
آنه فرانک چجوریه؟

12:52.100 --> 12:57.100
احیانا در زمان کالج هر روز با جوزی به کالج نمی اومد؟

12:57.140 --> 13:02.200
چرا، اتفاقا تو همون خوابگاهی میموند که جوزی هم بود

13:02.250 --> 13:06.180
روبی یه چیز خیلی با مزه بهم گفت

13:06.220 --> 13:09.780
جدیدا فرانک یه نامه واسه جوزی نوشته

13:10.650 --> 13:14.390
جوزی فکر کرده یه نامه عاشقانه س و با کلی هیجان بازش کرده

13:14.420 --> 13:17.020
حدس بزن چی نوشته بوده

13:17.860 --> 13:24.660
من نمیتونم کار کنم، لطفا کتاب کارمو که اشتباهی با خودت بردی برام بفرست

13:24.700 --> 13:26.100
همش همین

13:28.840 --> 13:34.140
روبی گفت به نظر میومده فرانک اونو دوست داره

13:34.180 --> 13:37.150
فکر کنم روبی شانسش بیشتره

13:37.180 --> 13:42.810
قبلا همه چیز برای روبی بدون مشکل پیش رفته

13:42.850 --> 13:46.380
ببخشید، بزار همینجا از هم جداشیم

13:46.420 --> 13:47.620
چرا آنه؟

13:47.660 --> 13:50.220
مشکل از تو نیست، لطفا به دل نگیر

13:50.260 --> 13:51.920
آنه

13:51.960 --> 13:53.430
متاسفم

14:17.550 --> 14:24.590
مرگ برای آنه یه اتفاق جدید بود، اونچه اخیرا برای آنه اتفاق افتاده بود فرای تصورات بود

14:25.860 --> 14:31.270
گرچه متیو اونجا نبود، همه چیز همچنان جریان داشت

14:31.300 --> 14:33.060
آنه ناراحت بود

14:34.000 --> 14:37.410
طبیعت، گلها، عشق و دوستی ها

14:37.440 --> 14:41.770
هنوزم مثل همیشه انه رو به خیالبافی میکشوند

14:41.810 --> 14:45.910
آنه متوجه شد که هنوز هم میتونه تحت تاثیر قرار بگیره

14:45.950 --> 14:50.720
هنوزم صدای مختلفی در دنیا وجود داره

14:50.750 --> 14:54.880
که مدام آنه رو صدا میزنن

14:54.930 --> 14:59.760
آنه بیشتر از قبل احساس پشیمونی کرد

15:02.200 --> 15:05.630
قلبم سرشار از لذت میشه وقتی خورشیدو میبینم که از پشت درختا طلوع میکنه

15:05.670 --> 15:09.570
و گلای صورتی باغچه که روز به روز بیشتر رشد میکنن

15:09.610 --> 15:14.980
و همه چیز ، همه چیز مثل وقتیه که متیو اینجا بود

15:15.980 --> 15:20.110
متیو واقعا مرده ولی من هنوزم میتونم هیجان و مهربونی رو حس کنم

15:20.150 --> 15:22.980
احساس میکنم دارم در حق متیو اشتباه میکنم

15:25.460 --> 15:29.620
متیو اینجا نیست و من باید بیشتر احساس تنهایی کنم، اما....ِ

15:30.360 --> 15:36.920
دنیا و زندگی شگفتی انگیزه و سرشاره از لذت و تفریح

15:38.170 --> 15:43.800
دایانا امروز به من یه چیز بامزه گفتو من بدون اینکه بفهمم خندیدم

15:45.510 --> 15:52.070
وقتی متیو مرد فکر میکردم دیگه هیچوقت نمیخندم

15:52.120 --> 15:56.480
چون فکر میکردم نمیتونم

15:58.720 --> 16:05.860
آنه،متیو وقتی زنده بود عاشق این بود که صدای خندتو بشنوه

16:06.700 --> 16:13.100
وقتی به خاطر چیزی جالب خوشحال میشدی اونم خوشحال نمیشد؟

16:14.240 --> 16:18.770
متیو فقط اینجا نیست

16:18.810 --> 16:24.610
من مطمئنم اون امیدواره بتونه تو رو خوشحال و در حال خندیدن ببینه

16:25.750 --> 16:29.710
وقتی به خاطر چیزی هیجان زده میشی یا تحت تاثیر قرار میگیری

16:29.750 --> 16:33.810
لازم نیست خودتو به خاطرش سرزنش کنی

16:35.160 --> 16:42.760
میفهمم چه حسی داری، چون همیشه زندگی اینطور پیش میره

16:44.530 --> 16:51.440
کسی که دوستش داشتی رفته و دیگه نمیتونی باهاش بگی و بخندی

16:51.470 --> 16:56.610
با فکر کردن بهش به خاطر همه چیز احساس گناه میکنی

16:57.850 --> 17:02.810
یه زمانی وقتی همه ی اتفاقات و احساساتی که تجربه کردی رو به یاد بیاری

17:02.850 --> 17:06.620
احساس رضایت و اندوهو با هم تجربه میکنی

17:09.930 --> 17:14.560
من یه بوته رز سر مزار متیو کاشتم

17:15.930 --> 17:20.100
اونو مادر متیو خیلی سال پیش خریده بود

17:20.140 --> 17:22.930
رزای سفید کوچیک

17:24.440 --> 17:28.000
متیو میگفت این رزا گلای موردعلاقشن

17:29.210 --> 17:34.450
گلای سفید کوچیک معمولا روی تپه هایی که شیب ملایمی دارن شکوفه میکنن

17:35.550 --> 17:39.780
وقتی آینده رو توی ذهنم تصور میکنم

17:39.820 --> 17:44.760
میدونم متیو خیلی خوشحاله

17:46.660 --> 17:50.390
دوست دارم متیو با رزای مورد علاقش تو بهشت باشه

17:51.200 --> 17:54.190
متیو براشون ارزش زیادی قائل بود

17:54.240 --> 18:01.470
این رزا میتونن به گرمی بهش خوش آمد بگن

18:07.580 --> 18:09.750
من باید برم دیگه

18:10.690 --> 18:15.590
ماریلا تو خونه تنهاس، موقع غروب که میشه خیلی احساس تنهایی میکنه

18:16.660 --> 18:21.390
احتمالا وقتی بری دانشگاه حتی تنها تر از قبل میشه

19:07.880 --> 19:09.400
ماریلا؟

19:12.220 --> 19:13.810
من برگشتم ماریلا

19:13.850 --> 19:15.650
خوش اومدی آنه

19:18.560 --> 19:21.960
وقتی بیرون بودی دکتر اسپنسرو دیدم

19:21.990 --> 19:26.690
اون گفت همون چشم پزشکی که گفته بود فردا میاد شارلوت

19:26.730 --> 19:30.560
اون میگه باید چشمامو کاملا معاینه کنم

19:31.800 --> 19:35.930
اگه بتونه یه عینک که مناسبته تجویز کنه  عالی میشه

19:36.310 --> 19:39.970
آنه، من به هر حال میخوام برم

19:40.010 --> 19:42.810
میتونی فردا مراقب خونه باشی؟

19:42.850 --> 19:45.910
البته، ماریلا

19:45.950 --> 19:50.780
ترجیح میدم مارتین منو ببره اونجا، اما پای و  شام...ِ

19:50.820 --> 19:54.620
نگران نباش، اونو بسپار به من

19:54.660 --> 20:00.120
این دفعه نه زیاد آب میریزم نه روغن ماساژو میریزم تو کیک

20:01.400 --> 20:04.660
این چیزیه که قبلا اتفاق افتاد

20:04.700 --> 20:10.940
تو قبلا واقعا بامزه بودی

20:10.970 --> 20:14.270
هر روز یه دردسر جدید درست میکردی

20:15.110 --> 20:19.310
من واقعا نگران این بودم که وقتی بزرگ شی میخوای چیکار کنی

20:19.350 --> 20:22.110
اون موقعی که موهاتو سبز کرده بودیو یادته؟

20:22.150 --> 20:25.750
مطمئنا هیچوقت فراموشش نمیکنم

20:27.220 --> 20:28.520
به اونموقع که فکر میکنم

20:28.560 --> 20:32.720
نمیفهمم چرا اینقدر نگران موهام بودم

20:32.760 --> 20:36.130
گرچه اونموقع برام مشکل بزرگی به حساب میومد

20:36.170 --> 20:39.620
من واقعا در مورد موهام و کک و مکام نگران بودم

20:39.670 --> 20:42.370
اما حالا کک و مکا رفتن و

20:42.410 --> 20:46.270
همه میگن موهام قهوه ای مایل به قرمزه

20:46.310 --> 20:49.240
همه به جز جوزی پای

20:49.280 --> 20:55.120
بعد از تشییع جنازه بهم گفت موهام قرمز تر از همیشه شده

20:55.150 --> 20:59.520
مخصوصا حالا که لباس مشکی پوشیدم

20:59.560 --> 21:04.360
ماریلا من بیخیال تلاش برای دوست داشتن جوزی شدم

21:04.390 --> 21:08.630
قبلا به خودم میگفتم باید تلاش کنم

21:08.670 --> 21:11.290
اما الان فقط نمیتونم خودمو مجبور کنم دوسش داشته باشم

21:11.330 --> 21:17.930
هرچی باشه جوزی یه پای! این خانواده فقط بلدن به مردم توهین کنن

21:17.970 --> 21:23.240
مردمی که دارن تو جامعه تمام تلاششونو میکنن تا بی مصرف نباشن

21:23.280 --> 21:26.580
اما من به هرحال نمیخوام باهاشون صمیمی شم

21:28.520 --> 21:30.610
جوزی هم میخواد تدریس کنه؟

21:30.650 --> 21:34.150
نه، اون باید یه سال دیگه هم تو کوئینز درس بخونه

21:34.190 --> 21:37.090
همینطور مودی اسپورجن و چارلی اسلون

21:37.130 --> 21:39.790
جین و روبی قصد دارن تدریس کنن

21:39.830 --> 21:44.770
گیلبرت بلایت هم میخواد معلم بشه؟

21:44.800 --> 21:46.230
بله

21:46.270 --> 21:48.830
اون الان دیگه یه مرد جوون خوش چهرس

21:48.870 --> 21:53.740
خیلی وقت بود ندیده بودمش، الان هم قدبلندتر شده و هم مردونه تره

21:53.780 --> 21:57.340
درست مثل پدرش وقتی هم سن و سال اون بود

22:00.180 --> 22:03.980
جان بلایت هم یه مرد جوون خوب بود

22:05.220 --> 22:12.060
اونقدر با هم خوب کنار میومدیم که بقیه فکر میکردن عاشق همیم

22:12.100 --> 22:16.430
ماریلا، پس چرا جدا شدین؟

22:16.470 --> 22:18.660
با هم دعوامون شد

22:20.300 --> 22:24.360
منم مدام عذرخواهیشو رد میکردم

22:24.410 --> 22:28.040
وقتی تصمیم گرفتم عذرخواهیشو قبول کنم، رفتارم خیلی بد بود

22:28.080 --> 22:34.510
من واقعا مغرور بودم و طوری حرف زدم که انگار دارم بهش لطف میکنم

22:34.550 --> 22:38.380
بعد از این، اون دیگه هیچوقت دنبالم نگشت

22:38.420 --> 22:43.480
فکر میکنم بلایت ها شخصیت مستقل و قوی ای دارن

22:50.470 --> 22:54.230
اما همیشه احساس میکردم اشتباه از من بوده

22:54.270 --> 23:00.470
من فرصت اینکه همدیگه رو ببخشیمو هدر دادم

23:02.780 --> 23:06.110
ماریلا، به نظر میاد تو هم تو زندگیت یکم رمانس داشتی

23:07.380 --> 23:11.220
الان که بهم نگاه میکنی تصور همچین چیزی سخته، نه؟

23:11.250 --> 23:14.880
تو نمیتونی مردمو از رو ظاهرشون قضاوت کنی

23:14.920 --> 23:21.090
همه چیزی که بین ما بودو فراموش کردن، حتی خودمم فراموشش کردم

23:22.270 --> 23:27.290
خیلی اتفاقی، اونروز که گیلبرتو دیدم همه چیز یادم اومد

23:27.340 --> 23:29.430
فقط همین

23:31.970 --> 23:34.340
ماریلا، کمی چای بنوش

23:34.380 --> 23:36.140
ممنونم آنه

24:03.270 --> 24:07.900
قسمت بعد آنه در گرین گیبلز
«پیچ و خم مسیر»

24:07.940 --> 24:17.940
.:: @bollbolljan_com ::.