﻿WEBVTT

00:00.804 --> 00:03.368
خون آشام ها بايد دزدکي اومده باشن اينجا
.و لختمون کرده باشن

00:03.390 --> 00:05.825
حداقل خايه اينو داشته باش که اگه قراره

00:05.826 --> 00:08.127
.اخراجم کني، بهشون بگي

00:08.128 --> 00:09.796
!يه بمب به زامبي وصله

00:09.797 --> 00:11.497
.من همينجوري اينجا نميشينم

00:11.498 --> 00:12.967
.تصميم به عهده تو نيست

00:12.968 --> 00:15.168
.کار خون آشام هاست، رفيق -
... يه ماشين ون دزديدن -

00:15.169 --> 00:16.669
يه زامبي تازه انداختن توش

00:16.670 --> 00:18.005
و ولش کردن که بره تو شهر
.دنبال زنداني ها

00:18.006 --> 00:20.440
.سه ثانيه وقت داري تا اين حمله رو خاتمه بدي

00:20.441 --> 00:22.207
.ما توي تاريکي اون بيرون، حتمآ تير ميخوريم

00:22.208 --> 00:23.477
.يه نفر کشته ميشه

00:23.478 --> 00:25.078
.جنده

00:29.149 --> 00:30.550
... يک سال پيش

00:30.551 --> 00:32.419
... خون آشام ها، گرگينه ها و زامبي ها

00:32.420 --> 00:35.555
.بر وادي "سن فرناندو"ـي کاليفرنيا، نازل شدن

00:35.556 --> 00:39.392
.متوليان امور، از مبدأ و منشأ اين موجودات، بي نتيجه موندن

00:41.393 --> 00:53.627
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:54.997 --> 00:57.714
<b>دره مرگ
قسمت يازدهم از فصل اول
*همکاران*</b>

00:59.880 --> 01:03.816
،براي مراسم خاکسپاري امروز
.از همتون ميخوام لباس آبي بپوشين

01:03.817 --> 01:06.719
افسر "لندري"، تو همکار افسر "رينالدي" خواهي بود

01:06.720 --> 01:08.154
.فعلاً

01:08.155 --> 01:10.590
در ضمن، يه مشاور متخصص غم و اندوه

01:10.591 --> 01:12.125
کل روز اينجا خواهد بود

01:12.126 --> 01:14.761
تا هر کدوم از شماها خواستين، بتونين
.از خدماتش استفاده کنين

01:14.762 --> 01:16.462
.حرف ديگه اي ندارم

01:23.103 --> 01:24.938
"استوبک" -
کاپيتان -

01:24.939 --> 01:26.439
من هميشه فکر ميکردم تو يه

01:26.440 --> 01:29.943
،آدم چاغ و بي عرضه هستي

01:29.944 --> 01:31.778
،ولي بعد از عملکرد خوبي که نشونم دادي

01:31.779 --> 01:33.614
احتمالاً بايد وفادارترين، درستکارترين

01:33.615 --> 01:36.449
و صادق ترين افسري باشي که
.تابحال افتخار کارکردن باهاش رو داشتم

01:36.450 --> 01:37.616
... مرسي

01:37.617 --> 01:39.019
.کاپيتان

01:39.020 --> 01:41.120
اون اسلحه هاي توي اسلحه خونه

01:41.121 --> 01:43.122
.خودشون پا درنياوردن راه بيوفتن برن

01:43.123 --> 01:44.623
،معتقدم يه جاسوس توي نيرو هست

01:44.624 --> 01:46.560
.و از تو ميخوام پيداش کني

01:46.561 --> 01:48.461
.من و "بيلي" به اين موضوع رسيدگي ميکنيم

01:48.462 --> 01:50.763
.نه "استوبک"، فقط تو به اين موضوع رسيدگي ميکني

01:50.764 --> 01:53.967
افتاد؟ -
بله -

01:53.968 --> 01:55.836
"استوبک"

01:58.105 --> 02:00.274
قبل از اين که کار احمقانه اي ازم
.سر بزنه، برو از اينجا بيرون

02:00.275 --> 02:01.908
نه -
چي؟ -

02:01.909 --> 02:04.244
.اين دفعه تو برو از اينجا بيرون

02:17.091 --> 02:19.759
.چه زمان بدي واسه خونواده هاست

02:19.760 --> 02:21.761
آره

02:21.762 --> 02:23.129
هي، خيلي نزديک بود

02:23.130 --> 02:26.266
.چهارشنبه توي دفتر "دشل" مخ "کريستين" رو بزنم

02:26.267 --> 02:27.300
.جدي ميگم

02:27.301 --> 02:29.269
.آدم خيلي مزخرفي هستي

02:29.270 --> 02:31.271
کريستين" دختر بانمک و دوست داشتني"

02:31.272 --> 02:32.772
.و سالميه

02:32.773 --> 02:34.775
و بايد در مقابل درنده هايي مثل تو
.ازش محافظت بشه

02:34.776 --> 02:35.975
.به نکته خوبي اشاره کردي

02:35.976 --> 02:38.177
يا اين که دختر اهريمنيه. جاسوس دو رويي

02:38.178 --> 02:41.281
که چهارشنبه شب نزديک بود
.هممون رو به کشتن بده

02:41.282 --> 02:43.783
هر جوري باشه، بايد به هر قيمتي
.ازش دوري کرد

02:47.288 --> 02:49.156
"من و "بيلي" توي دفتر "دشل

02:49.157 --> 02:51.791
تقريباً باهم رابطه برقرار کرديم

02:51.792 --> 02:53.159
چي؟

02:53.160 --> 02:55.195
ميدونم. ديوونگيه، درسته؟

02:55.196 --> 02:57.397
.ما الان توي مراسم خاکسپاريم

02:57.398 --> 02:59.899
... ببين. تابوت، تابوت

02:59.900 --> 03:02.035
.آدماي ناراحت -
.ميدونم. شرمنده -

03:02.036 --> 03:03.902
باورم نميشه الان داريم راجبه اين
،موضوع صحبت کنيم

03:03.903 --> 03:05.237
وقتي داريم دوتا پليس رو خاک ميکنيم

03:05.238 --> 03:06.907
،و "جان جان" روي تخت بيمارستانه

03:06.908 --> 03:09.008
.احتمالش زياده چون تو واسه خون آشام ها خبرچيني کردي

03:09.009 --> 03:11.010
تو هنوزم همچين فکري ميکني؟

03:11.011 --> 03:12.079
هيس -
... من -

03:12.080 --> 03:14.080
هيس -
.من "ريکو" رو کشتم -

03:14.081 --> 03:16.082
.خب، شايد نميخواستي حرفي بزنه

03:25.326 --> 03:26.759
... خانم ها و آقايون

03:26.760 --> 03:28.928
،تا روز مرگ

03:28.929 --> 03:31.030
.هيچکس نميتونه از شجاعتش مطمئن باشه

03:31.031 --> 03:33.433
تو دوست يا خويشاوندي؟

03:33.434 --> 03:37.003
.نه. من هيچ ربطي به اينجا ندارم

03:37.004 --> 03:38.172
.اسم من "سانتوس"ـه

03:38.173 --> 03:40.740
تو "فرانک دَشِل"ـي. درسته؟

03:40.741 --> 03:42.443
آره. ببخشيد، ما همديگرو ميشناسيم؟

03:42.444 --> 03:44.444
... نه، ولي تو پسرم "ريکو" رو ميشناسي

03:44.445 --> 03:47.447
.ببخشيد، پسرم رو ميشناختي

03:47.448 --> 03:50.150
.جاي اون الان خيلي بهتره

03:54.021 --> 03:55.588
،با تمام احترام

03:55.589 --> 03:59.225
.پسرت "ريکو" انگل و مفت خور بود

03:59.226 --> 04:01.227
،و اگه الان جاش بهتره

04:01.228 --> 04:03.162
.هيچ عدالتي توي اين دنيا وجود نداره

04:03.163 --> 04:05.732
.اون همچنان از گوشت و خون منه

04:05.733 --> 04:07.066
،و به خاطر جنازه مقدسش

04:07.067 --> 04:09.402
.ميخوام بينمون صلح برقرار کنيم

04:09.403 --> 04:12.739
.البته که همچين چيزي ميخواي

04:12.740 --> 04:15.074
."خون و خونريزي زيادي بينمون صورت گرفته، "فرانک

04:15.075 --> 04:18.578
،اگه اين جنگ بين افراد تو و من ادامه پيدا کنه

04:18.579 --> 04:20.413
.مجبوريم همديگرو بکشيم

04:21.849 --> 04:24.884
.ميدوني، اين مکالمه واقعاً به هيچ جايي نميرسه

04:24.885 --> 04:27.053
.پس بيا با من روي قله صلح بشين

04:29.924 --> 04:31.591
داري جدي ميگي؟

04:31.592 --> 04:34.761
.من کاملاً جديّم

04:34.762 --> 04:38.031
.و ازت ميخوام امشب به مراسم "ريکو" بياي

04:38.032 --> 04:39.599
.بذار يه چيزي بهت بگم

04:39.600 --> 04:41.768
،دو نفر به خاطر تو مردن

04:41.769 --> 04:43.436
... و پنج ثانيه وقت داري

04:43.437 --> 04:45.338
.منو تهديد نکن

04:45.339 --> 04:47.273
.من به افرادت اداي احترام کردم

04:47.274 --> 04:49.710
.حالا تو به پسرم اداي احترام کن

05:00.641 --> 05:01.976
ميتونم کمکي بهتون بکنم؟

05:02.209 --> 05:04.643
... هستيم UTF خانم، ما از طرف -
از طرف کي؟ -

05:04.644 --> 05:06.379
.آه، نيروي ضربت نمردني

05:06.380 --> 05:08.948
.اوه، نميدونم از طرف کي هستين

05:08.949 --> 05:10.716
.ما پليسيم، خانم

05:10.717 --> 05:12.852
.از روي يونيفرممون بايد فهميده باشين

05:12.853 --> 05:14.821
بگذريم، بعضي از همسايه هاتون معترضن

05:14.822 --> 05:18.023
که يه سري صداها و بوهاي عجيب غريبي
.از آپارتمانتون مياد

05:18.024 --> 05:21.026
."احتمالاً کار شوهرمه، "اِستن

05:21.027 --> 05:22.661
هــوم. خيلي خب

05:22.662 --> 05:25.164
آم، شوهرتون الان خونه ست؟

05:25.165 --> 05:27.600
.البته. البته

05:27.601 --> 05:30.504
اووه

05:34.074 --> 05:35.775
آه، آه، خانم؟

05:35.776 --> 05:36.876
"ساندرا"

05:36.877 --> 05:39.445
"ساندرا"

05:39.446 --> 05:41.080
... آه، شوهرتون

05:41.081 --> 05:43.115
.ميدونم، ميدونم

05:43.116 --> 05:45.951
.فکر ميکني نميدونم

05:45.952 --> 05:49.455
.ما 49 سال باهم زندگي کرديم

05:49.456 --> 05:51.490
کي بهتر از من اين موضوع رو ميدونه؟

05:51.491 --> 05:53.293
خانم، آه، شما نميتونين اونو
.همينجوري اينجا به حال خودش رها کنين

05:53.294 --> 05:54.693
.سلامتي رو به خطر ميندازه

05:54.694 --> 05:56.663
واسه من ممکنه، ولي کي رو ديگه به دردسر ميندازه؟

05:56.664 --> 05:59.298
.آه، همسايه هاتون

05:59.299 --> 06:01.134
.اونا همش تماس ميگرفتن. معترضن

06:01.135 --> 06:03.936
.اوه، ميدونم يه بويي داره ... که چي

06:03.937 --> 06:05.304
.خيلي از مردم بو ميدن

06:05.305 --> 06:10.042
سگ ها کل روز رو وق وق ميکنن
.که صداشون خيلي از "اِستن" بلندتره

06:10.043 --> 06:13.045
... خانم -
"ساندرا" -

06:13.046 --> 06:15.314
"ساندرا"

06:15.315 --> 06:17.316
... من خيلي متأسفم

06:17.317 --> 06:19.052
ولي ما مجبوريم شوهرتون رو جابجا کنيم، باشه؟

06:19.053 --> 06:22.154
،خواهش ميکنم، خواهش ميکنم
... فقط بذارين پسرمون رو صدا کنم

06:22.155 --> 06:24.590
تا بتونه يه خداحافظي درست حسابي
.ازش بکنه

06:24.591 --> 06:26.492
.سخت نگير

06:26.493 --> 06:29.495
.امروز، روز آروميه

06:29.496 --> 06:31.964
.اوه، تمومش کن

06:35.102 --> 06:36.969
.مرسي

06:36.970 --> 06:38.872
.روز خوبي داشته باشين

06:40.307 --> 06:41.974
... تو، آه

06:41.975 --> 06:43.275
داري مخشو ميزني؟

06:43.276 --> 06:45.111
هاه؟

06:45.112 --> 06:47.446
.کاپيتان، واسه دستشويي رفتن احتياج به کمک دارم

06:47.447 --> 06:49.281
چندتا خانوم اون تو هستن، هاه؟

06:49.282 --> 06:50.616
نه ... آه

06:50.617 --> 06:54.620
خيلي خب، کجا بوديم؟

06:54.621 --> 06:56.789
،ديزايري" خيره به شونه هايش"
(ديزاير: نام منطقه اي در فرانسه)

06:56.790 --> 06:59.091
".سينه اش و دهانش نگاه کرد

06:59.092 --> 07:01.961
،و دست هايش را براي متوقف کردن او دراز کرد"

07:01.962 --> 07:03.629
"... ولي از درون

07:03.630 --> 07:06.298
،از درون دعا ميکرد که او را نيز با خودش ببرد"

07:06.299 --> 07:08.801
با نجابت او را ببرد و از تمام

07:08.802 --> 07:12.538
درد و رنج هايي که اين همه مدت براي فرار کردن
.تحمل کرده بود، دور کند

07:12.539 --> 07:15.608
"با خود زمزمه کرد: "من به تو اعتماد دارم

07:15.609 --> 07:19.145
... متأسفم کاپيتان. فقط

07:19.146 --> 07:20.479
.فقط يه ذره خسته ام

07:20.480 --> 07:22.349
.فکر کنم واسه يه مدت ميخوام چشمامو ببندم

07:22.350 --> 07:24.483
.همين کارو بکن، رفيق من -
آه -

07:24.484 --> 07:25.984
،فقط يه فصل ديگه ميخوام بخونم

07:25.985 --> 07:27.752
... شايد بعدش يه فصل ديگه هم بخونم -
... نه، نه، کاپيتان -

07:27.753 --> 07:29.354
.وقتي استراحت کردي

07:29.355 --> 07:30.757
کِلِي" از تمام مردان"

07:30.758 --> 07:33.259
،ديزايري" که تابحال ميشناخت، باتجربه تر بود"

07:33.260 --> 07:35.428
و اين را ميتوانست در نوک انگشتانش احساس کند

07:35.429 --> 07:39.198
وقتي که آنها به طرز استادانه اي، راه خود را
".به زير سينه بندش پيدا ميکردن

07:46.606 --> 07:48.540
خيلي خب، قضيه چيه، همکار؟

07:48.541 --> 07:50.977
،دَشِل" واقعاً فکر ميکنه يه جاسوس توي تيم هست"

07:50.978 --> 07:52.978
.و از من ميخواد اونو پيداش کنم

07:52.979 --> 07:54.814
جدي ميگي؟ -
اوهــوم -

07:54.815 --> 07:56.115
... پس

07:56.116 --> 07:57.950
تو جاسوسي؟

07:57.951 --> 08:01.320
استوبک"، بيخيال رفيق. اصلاً"
چه جوري ميتوني اين سؤالو از من بپرسي؟

08:01.321 --> 08:02.520
.قضاوت نميکنم، فقط دارم ميپرسم

08:02.521 --> 08:04.122
پس انقدري بهم اعتماد داري که
،يه رازو پيش خودم حفظ کنم

08:04.123 --> 08:06.326
.ولي در عين حال، فکر ميکني ممکنه جاسوس باشم

08:06.327 --> 08:08.561
.اين ديوانگيه -
.دوره زمونه ديوانگيه -

08:08.562 --> 08:10.062
فکر ميکني ممکنه "کريستين" باشه؟

08:10.063 --> 08:11.464
.نميدونم

08:11.465 --> 08:13.531
تنها کسايي که قبل از لخت شدن اسلحه خونه اونجا بودن

08:13.532 --> 08:14.634
.اون و "دَشِل" بودن

08:14.635 --> 08:16.802
... پس اگه "کريستين" نيست

08:16.803 --> 08:18.471
داري فکر ميکني چه فکري ميکنم؟

08:18.472 --> 08:20.473
.نه، فقط چونه ام ميخاره

08:20.474 --> 08:21.941
جداً؟

08:21.942 --> 08:23.310
،آره، امروز صبح يه تيغ ريش تراشي جديد خريدم

08:23.311 --> 08:24.610
.و يه خورده خارش دارم

08:24.611 --> 08:26.480
.خيلي خب، فقط يه ثانيه حواستو بده به من

08:26.481 --> 08:27.646
.باشه

08:27.647 --> 08:29.949
احتمال آماري اين که

08:29.950 --> 08:33.252
،تو يه تيغ ريش تراشي جديد خريده باشي
،چونه ات رو به خارش بندازه

08:33.253 --> 08:35.254
و دقيقاً همون لحظه اي که

08:35.255 --> 08:37.591
،ازت پرسيدم داشتي فکر ميکردي چه فکري ميکردم

08:37.592 --> 08:39.191
خارشش شروع شد؟

08:39.192 --> 08:41.961
.واو. مخم داغ کرد

08:41.962 --> 08:43.262
.خيلي خب، من که دارم از اينجا ميرم بيرون

08:43.263 --> 08:45.264
اوه

08:45.265 --> 08:47.334
واو

08:55.199 --> 08:57.200
.ساندرا"، فکر کنم وقتشه"

08:57.401 --> 09:01.304
،من و "اِستن" سال 1961 روز يادبود همديگرو ديديم
(روز يادبود: سالگرد يادبود از کشته شدگان جنگي)

09:01.305 --> 09:03.406
."نمايش رژه توي "پاسادنا
(پاسادنا: شهري در جنوب غربي کاليفرنيا)

09:03.407 --> 09:05.074
توي دو منطقه جدا از هم بزرگ شده بوديم

09:05.075 --> 09:07.076
و هيچ وقت چشممون به هم نيوفتاده بود

09:07.077 --> 09:09.513
.تا وقتي که به اون نمايش رژه رفتيم

09:11.248 --> 09:13.349
.از اون موقع تا حالا يار و شريک هميم

09:13.350 --> 09:15.251
.خدايا، داستان خيلي شيرينيه

09:15.252 --> 09:16.920
.منم دوست دارم يکي مثل اين رو پيدا کنم

09:16.921 --> 09:18.255
.ما قبلاً ميرفتيم مجالس رقص

09:18.256 --> 09:20.924
.اون مست ميکرد و يه خورده منو کتک ميزد

09:20.925 --> 09:23.927
.ولي فقط به اين خاطر که ميدونست من از اين کار خوشم مياد

09:25.262 --> 09:27.697
.شايد دقيقاً مثل اينو نخوام

09:27.698 --> 09:30.934
.وقتي دلش ميخواد آهنگ گوش کنه، دست منو فشار ميده

09:30.935 --> 09:34.270
.باور نميکنين خودتون بياين ببينين

09:34.271 --> 09:36.606
اوه، نه، نه، باور ميکنيم -
اِستن"؟" -

09:36.607 --> 09:38.942
امروز به اندازه کافي غذا خوردي؟

09:38.943 --> 09:40.276
... "ساندرا"

09:40.277 --> 09:44.948
من درک ميکنم که چقدر سخته
.بيخيال کسي بشي

09:44.949 --> 09:47.450
.وقتي کلاس هفتم بودم، مادرم فوت کرد

09:47.451 --> 09:49.452
...وحشتناک بود

09:49.453 --> 09:52.755
و حتي فکرشم نميکردم که
.اوضاع برام بهتر بشه

09:52.756 --> 09:57.393
فکر نميکنم که درد از دست دادن
.هيچ وقت کاملاً از بين بره

09:57.394 --> 10:00.096
...اما ياد ميگيري که به زندگي ادامه بدي

10:00.097 --> 10:02.566
.چون اين تنها انتخابيه که داريم

10:14.979 --> 10:16.980
.بعضي چيزا هيچوقت عوض نميشن

10:18.782 --> 10:22.118
اوه "اِستن"، آخه من بدون تو چيکار کنم؟

10:25.422 --> 10:27.123
..."ساندرا"

10:29.460 --> 10:31.261
.ميخوام که بري کنار

10:33.597 --> 10:36.033
"کارلا"

10:44.942 --> 10:47.877
."آخر هفته خوبي داشته باشي، "ساندرا

11:04.628 --> 11:08.097
،خب، من ديگه بهتره برم

11:08.098 --> 11:10.233
.وگرنه براي مراسم ختم "ريکو" ديرم ميشه

11:10.234 --> 11:11.334
ريکو" مرده؟"

11:11.335 --> 11:13.102
.معلومه که مرده

11:13.103 --> 11:14.905
لندري" يه تيکه چوب رو فرو  کرد"
.تو قفسه سينه اش

11:14.906 --> 11:16.573
يادت نمياد؟

11:16.574 --> 11:18.608
.نه، يادم نمياد

11:18.609 --> 11:20.910
."فکر ميکنم خون آشام ها ميخوان صلح کنن،"جان جان

11:20.911 --> 11:24.981
و اگه اين حقيقت داشته باشه
.ما همشو به تو مديونيم

11:24.982 --> 11:26.150
.من متوجه نميشم

11:26.151 --> 11:28.985
.تو اون شب بار تمام گروه رو به دوش کشيدي

11:28.986 --> 11:30.587
،وقتي ما نااميد شده بوديم
.تو پشتيبانيمون کردي

11:30.588 --> 11:33.523
و يه قدرت پنهان پيدا کردي
.که هيچ کدوممون نداشتيم

11:34.925 --> 11:36.727
قبل از رفتنم، چيزي نميخواي برات بيارم؟

11:36.728 --> 11:39.329
چرا، ديگه منو نزن -
چيز ديگه اي؟ -

11:39.330 --> 11:41.197
"کارلا"

11:41.198 --> 11:44.133
.اوه، اين يکيو نميتونم، رفيق

11:44.134 --> 11:48.438
اون سر اولين قرارش با مرديه که
.از دوران دانشگاه ميشناخته

11:48.439 --> 11:49.672
چي؟

11:49.673 --> 11:51.841
.ها، دست انداختمت

11:53.410 --> 11:56.112
.شوخي کردم، پس شد "کارلا"، رفيق

11:56.113 --> 11:57.747
.زودتر خوب شو

11:57.748 --> 11:59.581
.ببين، اين چيزيه که منو ديوونه ميکنه

11:59.582 --> 12:01.350
...دَشِل" تقريباً هر روز"

12:01.351 --> 12:02.384
.رمز عبور اسلحه خونه رو عوض ميکنه

12:02.385 --> 12:04.088
.اينو خودش بهم گفت

12:04.089 --> 12:08.091
و وقتي اون داره درو باز ميکنه
.کريستين" اصلاً اون اطراف نيست"

12:08.092 --> 12:09.560
پس تو فکر ميکني ممکنه "دَشِل" باشه؟

12:09.561 --> 12:11.561
،نه من نميگم فکر ميکنم "دشل" باشه

12:11.562 --> 12:14.731
.من ميگم، واقعاً فکر ميکنم که "کريستين" نيست

12:14.732 --> 12:15.900
پس "دشل"ـه

12:15.901 --> 12:17.567
نه، "کريستين" نيست

12:17.568 --> 12:19.103
فيلمي از "کريستين" داري؟

12:19.104 --> 12:21.704
.نه، دقت کن

12:21.705 --> 12:24.741
.تو با اينکه کچلي چه کلّه باحالي داري

12:24.742 --> 12:26.910
...منظورم اينه که مثل کير مصنوعي ميمونه، ولي

12:26.911 --> 12:28.578
.ممنون

12:28.579 --> 12:29.745
."نميدونم، "استو

12:29.746 --> 12:31.415
روش کار ميکنم، خيلي خب؟

12:31.416 --> 12:33.350
.عاليه

12:35.119 --> 12:37.754
افسر "پيرس"؟ -
بله -

12:37.755 --> 12:39.256
من اين حقّو دارم؟ -
.آره، حتماً -

12:39.257 --> 12:40.590
چطور؟ چي شده؟

12:40.591 --> 12:43.593
خب، فکر ميکنم بهتر بود که ميذاشتم
،خودتون بياين سراغ من

12:43.594 --> 12:48.264
...اما اين کارو نکردين، پس

12:55.439 --> 12:57.774
.من به اين احتياج پيدا نميکنم

12:57.775 --> 13:00.710
.من فقط ميخوام نظر حرفه ايم رو بهتون بگم

13:00.711 --> 13:03.546
من حس ميکنم که شما با يه غم بزرگ
.در حال کشمکش هستين

13:03.547 --> 13:05.548
.فکر ميکنم شما دچار آسيب رواني شدين

13:05.549 --> 13:07.382
،و به جاي اينکه با اندوهتون کنار بياين

13:07.383 --> 13:09.220
.دارين سعي ميکنين که ناديده اش بگيرين

13:09.221 --> 13:12.889
چون قبول کردنش باعث ميشه
.احساس ضعيف بودن کنين

13:12.890 --> 13:17.560
اين پديده ايه که براي مرداني در
.موقعيت شما اتفاق ميوفته

13:17.561 --> 13:20.396
.خب، اين خيلي جالبه

13:20.397 --> 13:22.498
.خوبه

13:22.499 --> 13:26.236
،من هي دارم بهش فکر ميکنم
.که چقدر نزديک شده بودم

13:26.237 --> 13:28.571
...منظورم اينه که انقدر مونده بود تا

13:28.572 --> 13:31.608
.کريستين" رو تو دفتر "دشل" بکنم"

13:31.609 --> 13:34.510
...و بعد اون بمب مسخره منفجر شد، انگار

13:35.745 --> 13:37.681
تمام اون فازمون رو از بين برد، ميفهمي؟

13:37.682 --> 13:40.984
،و البته چند نفر ديگه رو هم از بين برد
.متوجه هستم

13:40.985 --> 13:42.719
.آره، اما اين از بحثمون جداست

13:42.720 --> 13:43.754
آره

13:43.755 --> 13:45.755
...يعني، فکر کن

13:45.756 --> 13:47.156
،لباس هامون رو در آورديم

13:47.157 --> 13:50.426
،دستا رفت پائين تو شلوار

13:50.427 --> 13:52.595
،فکر کنم سينه هاشو ديدم

13:52.596 --> 13:56.833
.نوک انگشتم بوي کون گرفته بود

13:56.834 --> 13:58.601
آره

13:58.602 --> 14:01.504
و ميدوني، نميخوام تقصيرو
"بندازم گردن "جان جان

14:01.505 --> 14:03.706
.و اون چند تا پليس مرده ديگه

14:03.707 --> 14:05.875
...فقط

14:05.876 --> 14:09.679
.حرفمو پس ميگيرم، اتفاقاً اونا رو مقصر ميدونم

14:09.680 --> 14:12.715
منظورم اينه که، ديگه کِي قراره
همچين شانسي نصيبم بشه؟

14:12.716 --> 14:13.850
کي ميدونه؟

14:13.851 --> 14:15.218
.نميدونم

14:15.219 --> 14:16.487
.تو هم نميدوني

14:16.488 --> 14:18.388
.من که نميدونم

14:18.389 --> 14:23.092
حالا، اگه ازم بپرسي که
...غم و اندوهي وجود داره

14:23.093 --> 14:26.095
.آره، يه عالمه غم و اندوه دارم

14:26.096 --> 14:27.864
.اميدوارم که مفيد بوده باشه

14:27.865 --> 14:28.933
.اي بگي نگي

14:42.940 --> 14:45.274
.ممنون که اومدي، همکار

14:45.404 --> 14:47.239
.من به هر حال خودم ميومدم

14:47.240 --> 14:49.575
.نگرانت بودم

14:51.444 --> 14:54.379
.از اتاقت خوشم مياد

14:54.380 --> 14:56.615
برات پرستار خوشگلي فرستادن؟

14:56.616 --> 14:58.750
.آره، خوبه

14:58.751 --> 15:00.652
.اون تازه رفته، زياد نگذشته

15:00.653 --> 15:04.823
.اما فکر کنم پرستار شب به زودي برسه

15:04.824 --> 15:07.325
هي، يادت مياد اون شب بهت
چه قولي دادم؟

15:07.326 --> 15:09.594
.درست قبل از اينکه بمب منفجر شه

15:09.595 --> 15:10.929
هاه؟

15:10.930 --> 15:12.398
چه قولي بهم دادي؟

15:17.069 --> 15:19.604
...نه، فقط اينکه

15:19.605 --> 15:21.506
.هميشه همکارت بمونم

15:21.507 --> 15:24.676
.تا موقعي که پليس هستيم

15:24.677 --> 15:26.611
.به هر حال، جدي گفتم

15:34.720 --> 15:36.555
... پس

15:36.556 --> 15:39.391
،به جاي اينکه براي مرگ "ريکو" سوگواري کنين

15:39.392 --> 15:41.227
،من از همتون خواستم تا اينجا جمع بشين

15:41.228 --> 15:43.462
.تا زندگي "ريکو" رو جشن بگيريم

15:43.463 --> 15:46.866
هرکس دوست داره جسدش رو ببينه
.الان ميتونه اين کارو بکنه

15:54.340 --> 15:57.709
برام خيلي اهميت داره که
.امشب اومدين اينجا

15:57.710 --> 15:59.344
.شجاعت وصف ناپذير شما رو نشون ميده

15:59.345 --> 16:02.781
دليلي وجود نداره که دشمن ها
.نتونن با هم شريک باشن

16:02.782 --> 16:04.584
...ميدوني "سانتوس"، من

16:04.585 --> 16:06.918
.من فکر نميکنم همچين حرف هائي زده باشم

16:06.919 --> 16:09.588
.اما حرفاتو باور ميکنم

16:09.589 --> 16:13.558
و مشتاقانه منتظرم که باهم
.به يه توافقي برسيم

16:13.559 --> 16:15.627
.حتماً انجام ميشه، من بهت اطمينان ميدم

16:15.628 --> 16:17.096
...ميدوني، بايد بهت بگم که

16:17.097 --> 16:18.764
...مراسم ختم شما

16:18.765 --> 16:20.966
.خيلي سنتي تر از اون چيزيه که انتظار داشتم

16:20.967 --> 16:23.935
ما احترام زيادي براي رسومات
.اجدادمون قائل هستيم

16:23.936 --> 16:25.271
...آره، ميدوني

16:25.272 --> 16:26.938
،شما ديدار با جسد رو دارين

16:26.939 --> 16:29.374
گل ها رو دارين، مداحي دارين

16:29.375 --> 16:31.376
.واقعاً دوست داشتنيه

16:31.377 --> 16:33.378
.و بعدش بساط موزيک و رقص بر قراره

16:33.379 --> 16:34.880
...اما فعلاً

16:34.881 --> 16:37.382
همه يه فرصتي پيدا ميکنن تا
.با "ريکو" خداحافظي کنن

16:37.383 --> 16:39.384
و بعدش بدنش رو به 12 قسمت تقسيم ميکنيم

16:39.385 --> 16:42.320
.و مغز استخوانش رو ميمکيم

16:42.321 --> 16:43.855
چي؟ چي گفتي؟

16:43.856 --> 16:45.557
...ما مغز استخوانش رو ميمکيم

16:45.558 --> 16:47.225
...تا آخرين قطره شو

16:47.226 --> 16:49.394
.تا به خشکي يه تيکه چوب بشه

16:49.395 --> 16:52.230
اينطوري ميتونيم مرده مون رو تو بدن
.زنده ها، زنده نگه داريم

16:52.231 --> 16:54.064
...ميدوني، من يه عالمه کاراي اداري دارم

16:54.065 --> 16:55.399
واقعاً؟

16:55.400 --> 16:57.069
...آره، بهتون تبريک -
خب، خيلي ممنونم -

16:57.070 --> 16:59.237
تسليت ميگم، بله -
واقعاً ممنون -

16:59.238 --> 17:01.740
.مکيدنتون يا هرچي، خوش بگذره

17:01.741 --> 17:02.741
.باشه

17:02.742 --> 17:05.110
.آدم هستن ديگه

17:15.087 --> 17:16.421
هي

17:16.422 --> 17:19.091
کريستين"؟ چي شده؟"
.يه مقدار غمگين به نظر مياي

17:19.092 --> 17:22.260
.آره، فکر کنم امروز يه کم روز غمگيني داشتم

17:23.596 --> 17:25.931
.اما يه جورائي شاد هم بود

17:25.932 --> 17:27.432
ميبيني؟

17:27.433 --> 17:31.036
من هميشه وقتي خسته ميشم
.احساساتي ميشم

17:31.037 --> 17:32.205
.اما مشکلي پيدا نميکنم

17:32.206 --> 17:36.374
ميخواي راجبش حرف بزني؟

17:37.710 --> 17:39.377
.آره، بدم نمياد

17:42.048 --> 17:45.383
.شايد اينجا نه

17:45.384 --> 17:47.219
دفتر "دشل"؟

17:47.220 --> 17:48.720
."دفتر "دشل

17:48.721 --> 17:50.656
آره

18:05.071 --> 18:07.839
تو به جرم کمک و همکاري
...در اقدامات مکرّر

18:07.840 --> 18:10.575
.به قتل، بازداشت هستي

18:23.256 --> 18:24.957
هي

18:29.695 --> 18:31.196
.بيا اينجا

18:31.197 --> 18:32.464
هي، هي

18:32.465 --> 18:34.300
.بزارش کنار، بزارش کنار

18:40.706 --> 18:42.974
.اين جاسوسمون بود

18:42.975 --> 18:44.777
من ميرم به "دشل" بگم که
.جاسوس رو پيدا کرديم

18:44.778 --> 18:45.944
آره

18:45.945 --> 18:47.646
"ايول، "استو

18:47.647 --> 18:49.315
از کجا فهميدي که اون جاسوسه؟

18:50.316 --> 18:52.117
.من هي نوار رو برگردوندم عقب

18:52.118 --> 18:53.951
...هر بار "دشل" رمزو تو قفل وارد کرد

18:53.952 --> 18:55.221
.کريستين" اطرافش نبود"

18:55.222 --> 18:57.889
...و فهميدم که تنها کسي که

18:57.890 --> 18:59.792
،ميتونسته رمز قفل رو داشته باشه
...يا "دشل" بوده

18:59.793 --> 19:01.326
.يا اون يارو که فيلم گرفته

19:01.327 --> 19:02.795
پس مطمئني که "دشل" نبوده؟

19:02.796 --> 19:04.463
.آره، مطمئنم که "دشل" نبوده

19:04.464 --> 19:06.332
چيزاي زيادي هست که من راجبه
دشل" نميدونم"

19:06.333 --> 19:07.899
اما يه چيزيو ميدونم

19:07.900 --> 19:10.135
.از ته دل از خون آشام ها متنفره

19:10.136 --> 19:14.005
،و اگه در اين مورد اشتباه کنم
دهن هممون سرويسه

19:14.006 --> 19:16.641
دقيقاً

19:18.010 --> 19:21.346
...فقط يه سؤال

19:21.347 --> 19:22.981
نميتونستي 5 دقيقه صبر کني؟

19:22.982 --> 19:24.983
يعني واقعاً اون لحظه بايد ميومدي
ما رو خفت ميکردي؟

19:24.984 --> 19:26.819
منظورت چيه، "اون لحظه"؟

19:26.820 --> 19:28.820
دوباره داشتي رو "کريستين" حرکت ميزدي؟

19:28.821 --> 19:31.089
.رفيق، تو منو خلع سلاح کردي

19:31.090 --> 19:32.691
.نميدونم معني ايني که گفتي چي ميشه

19:32.692 --> 19:35.093
.چرا، ميدوني، تو منو خلع سلاح کردي

19:35.094 --> 19:37.528
"ميدوني که راجبه علاقه به "کريستين
.بهت چي گفته بودم

19:37.529 --> 19:38.596
.واسم مهم نيست

19:38.597 --> 19:40.431
.اون بوي يه سبد هلو ميداد

19:40.432 --> 19:41.768
.من گزارشت رو ميدم

19:41.769 --> 19:43.702
از راه خوبش؟ -
نه -

19:55.114 --> 19:59.518
.راستش خيلي ترسناکه

20:08.318 --> 20:10.420
رئيس خون آشام ها پيشنهاد
.يه جلسه رو داده

20:10.652 --> 20:11.853
لعنتي

20:11.853 --> 20:13.855
لندري"، من احساس بدي
.راجبه "جان جان" دارم"

20:13.887 --> 20:16.156
هي، يه کم خون ميخواي؟
...مطمئنم که ميتوني يه کم

20:16.024 --> 20:17.525
...از اونجا بخوري -
بيخيال -

20:17.525 --> 20:19.327
خداي من

20:19.327 --> 20:21.629
.من خبراي بدي برات دارم

20:24.566 --> 20:26.434
ديگه چي؟ زامبي ها اومدن؟

20:26.464 --> 20:27.566
.آره، کاپيتان، اومدن

20:27.636 --> 20:28.770
.خودم ميگم -
.من ميتونم بگم -

20:29.170 --> 20:31.039
...خون آشام ها -
.من دوست دارم داستانو بگم -

20:32.039 --> 20:42.039
.:: @bolboljan.net ::.