﻿WEBVTT

00:19.690 --> 00:23.630
!واو,اون یه گازل پانچ تو شیکمش خالی شد

00:23.700 --> 00:26.500
.اولین نفری که تونست از سلاحش استفاده کنه,ماکونوچی بود

00:29.140 --> 00:32.630
.سطح مقطع ـشُ عریض تر کرد و مشتش پایین تر اومد

00:32.710 --> 00:35.330
!خوردن این مشت تو این لحظه های آخر خیلی سنگینه

00:35.410 --> 00:38.110
.ایول.پسر کارت خیلی درسته

00:38.180 --> 00:39.540
.مربی اون انجامش داد

00:39.610 --> 00:40.580
!آره

00:47.690 --> 00:51.250
.ماکونوچی تلاش میکنه تا تمومش کنه
.این الگوی عادی برگشتشه

00:51.330 --> 00:55.020
!همچنین الگوی بردشم هست

00:56.100 --> 00:59.090
!واو ورگ می ترکه

00:59.170 --> 01:01.030
!داون شد
!برگرد به گوشه خودت

01:01.100 --> 01:05.040
.ماکونوچی بالاخره مسابقه رو برعکس کرد

01:05.110 --> 01:06.770
- !اون تونست
- !ایپو

01:06.840 --> 01:08.000
!مربی

01:08.080 --> 01:09.770
!واقعا تونست.گوجش کرد

01:10.680 --> 01:14.700
<i>.من کاملا بهش اطمینان داشتم</i>

01:14.780 --> 01:16.580
<i>.هیچ چیزی بهتر از این احساس شادی نیست</i>

01:18.050 --> 01:21.380
<i>رامدا...ورگ بوکسور خوبیه</i>

01:21.460 --> 01:23.390
<i>...اما همچین استعداد درخشانی میتونه باعث بشه</i>

01:23.460 --> 01:26.920
<i>.تا حتی مربیای حرفه ای هم جَو گیر بشن</i>

01:26.990 --> 01:31.160
<i>.همینکه متوجه تموم شدن انژریش نشدی، به خاطر کم تجربگی نبود</i>

01:31.230 --> 01:34.360
.وقتی نور زیاد باشه، هر کسی ممکنه از دیدن سایه ها غافل بشه

01:37.440 --> 01:40.270
<i>.مهارت بوکسور من خیلی برتر بود</i>

01:40.340 --> 01:41.770
<i>.این حاصل اشتباه مربی هستش</i>

01:41.840 --> 01:44.540
<i>.خود بینی من باعث این اتفاق شد</i>

01:45.780 --> 01:47.870
<i>.من تا این مرحله چیزی بهش یاد ندادم</i>

01:47.950 --> 01:51.440
<i>.ورگ هیچوقت یاد نگرفت که تو همچین موقعیت هایی چطور خودشو بهبود بده</i>

01:52.820 --> 01:56.080
<i>یعنی میبازه؟</i>
<i>بوکسور من؟</i>

01:56.160 --> 01:59.520
!مبارزه ای پر از ناک داون و این پنجمین اونهاست

01:59.590 --> 02:02.590
یعنی این یه داونِ قطعیِ؟

02:03.960 --> 02:06.520
<i>.سرعت ورگ سان ناگهان آروم شد</i>

02:06.600 --> 02:07.930
<i>.مربی حتما میدونسته</i>

02:08.000 --> 02:10.130
<i>.حتما منتظر این بوده</i>

02:10.200 --> 02:13.140
.پسر کارت خوب بود
.مبارزه عالی بود

02:15.110 --> 02:17.600
<i>...خوابوندن اون مشتا تو بدن خسته اون و بعدش تو صورتش</i>

02:17.680 --> 02:20.240
<i>.یه حرکت ترکیبی خفن بود</i>

02:20.310 --> 02:22.540
<i>.اون خیلی بیشتر از یه مشت ترکیبی بود</i>

02:22.620 --> 02:24.580
<i>.نمیتونه بلند بشه</i>

02:29.720 --> 02:32.690
!واو,ورگ خودشو بالا میکشه

02:32.760 --> 02:34.660
یعنی بلند میشه؟ میتونه اصلا رو پاش وایسه؟

02:38.330 --> 02:40.660
.نه,باز پخش زمین میشه

02:40.730 --> 02:43.100
<i>!بلند نشو</i>

02:47.310 --> 02:50.770
<i>.منو ترکوند</i>
<i>...بیناییم</i>

02:52.150 --> 02:54.080
<i>.نمیتونم....بلند بشم</i>

02:57.220 --> 02:58.410
<i>...مادر</i>

03:04.590 --> 03:07.320
مادر چی شده؟
دوباره این سرفه ها اذیتت میکنه؟

03:12.230 --> 03:14.860
.همینجا بمون.میرم دنبال دکتر

03:14.940 --> 03:17.560
.همینجا بمون.فقط منتظر باش

03:30.150 --> 03:33.380
...بدنم خیلی سنگین شده

03:34.590 --> 03:36.520
.عجب آدم ضعیفی هستم

04:00.880 --> 04:03.610
...اگه به اندازه یه گرگ قوی بودم

04:04.920 --> 04:07.280
.اونوقت میتونستم از مادرم محافظت کنم

04:09.290 --> 04:11.810
... کاش مثل یه گرگ قوی بودم

04:15.360 --> 04:19.630
...زوزه ی مقتدرانه ی گرگ منُ تحت تأثیر قرار داد

04:19.700 --> 04:23.000
...وقتی که با فریاد طوفان همراه میشد

04:23.070 --> 04:25.900
. و به خاطر همین بود که بوکسُ انتخاب کردم

04:25.970 --> 04:27.800
...اگه خاک بمونم

04:27.870 --> 04:29.670
...اگه رو پاهام بلند نشم

04:29.740 --> 04:32.300
.میشم مثل همون موقعا که ضعیفُ حقیر بودم

04:35.280 --> 04:37.610
!قوی مثل گرگ

04:37.680 --> 04:40.150
...بوکسُ شروع کردم چون می خواستم قوی بشم

04:43.420 --> 04:44.410
!شش

04:45.390 --> 04:46.980
<i>.بلند شو</i>

04:47.060 --> 04:49.460
<i>.دیگه با بچگیم و خود ضعیفم فرق دارم</i>

04:49.530 --> 04:51.330
<i>....مهم نیست چقدر عمیق تو برف دفن شده باشم</i>

04:51.400 --> 04:53.420
<i>.دوباره بلند میشم و مبارزه میکنم</i>

04:54.400 --> 04:55.430
<i>...مادر</i>

04:56.800 --> 04:59.240
<i>...مادر. من</i>

05:01.540 --> 05:02.970
<i>الان قویتر هستم,نه؟</i>

05:09.580 --> 05:11.680
!ورگ بلند میشه

05:11.750 --> 05:13.180
...اه خدای

05:13.250 --> 05:14.650
!ورگ

05:15.820 --> 05:17.190
میتونی ادامه بدی؟

05:23.130 --> 05:24.100
!بوکس

05:24.160 --> 05:26.190
.ورگ الان تو وضعیت وخیمیِ

05:26.270 --> 05:28.670
.عجب روحیه مبارزه خفنی داره

05:28.740 --> 05:30.970
.فکر کنم غیرمنتظره ها به راحتی اتفاق نمی افتن

05:31.040 --> 05:33.670
!کارشو تموم کن!بترکونش و زمین بزنش

05:34.240 --> 05:37.540
<i>.باید برم.بالاخره شانسِ من پیش اومد</i>

05:37.610 --> 05:39.580
!برو برو ماکونوچی
!لهش کن

05:39.650 --> 05:40.810
.ورگ نمیتونه ضربات رو جواب بده

05:42.050 --> 05:44.480
یعنی فقط زمانش مهمِ که کی ناک داون بشه؟

05:44.550 --> 05:48.040
.مشتای قدرتمند ماکونوچی به گارد ورگ واسه ترکوندنش نفوذ میکنه

05:48.120 --> 05:50.280
.اگه طناب پشتش نبود تا الان داون شده بود

05:51.260 --> 05:54.190
!کلینچ میکنه
.ماکونوچی داره میلرزه

05:54.260 --> 05:56.060
.حمله کننده هم خسته شده

05:56.130 --> 05:58.690
!جدا بشین!ورگ!ولش کن ابله

06:00.200 --> 06:02.190
!ورگ,تو مگه قهرمان آماتور جهان نیستی؟

06:02.270 --> 06:04.930
.بالاخره جدا میشن

06:05.010 --> 06:08.170
.قهرمان آماتور جهان دیگه به فکر غرورش نیست

06:08.240 --> 06:10.470
.نامید شده

06:10.540 --> 06:14.270
!واینسا!نذار یه ذره هم استراحت کنه

06:14.350 --> 06:16.840
<i>!باید برم</i>

06:16.920 --> 06:19.890
<i>.بچه هم دیگه نیرویی واسش نمونده</i>

06:19.950 --> 06:21.850
<i>.بهتره این راند آخر باشه</i>

06:22.420 --> 06:24.050
.ورگ اول حمله میکنه

06:24.120 --> 06:27.360
.مشتای سبک و سریعش دیگه آهسته شدن

06:27.430 --> 06:29.400
!ورگ,روحیه مبارزه خری داری

06:29.460 --> 06:30.690
!زودباش ورگ

06:34.000 --> 06:35.900
<i>.آره,راهش همینه</i>

06:35.970 --> 06:40.600
<i>.این راندو دووم بیار و سالم پیشم بیا</i>

06:40.670 --> 06:44.610
<i>.یه چیزیه...که باید بهت بگم</i>

06:45.710 --> 06:48.740
!ماکونوچی مشتاشو جواب بده
!یا برتریت رو از دست میدی

06:50.420 --> 06:51.650
!بترکونش

06:53.490 --> 06:55.610
!مشت راستش گاردش رو میترکونه

06:55.690 --> 06:57.380
!خودشه

06:57.460 --> 06:58.620
!ورگ

07:03.700 --> 07:05.130
!متوقف بشید

07:21.480 --> 07:24.250
<i>.آماده بود تا سفید دندان بزنه</i>

07:28.390 --> 07:31.080
.خیلی خوب بود.برگشتت خوب بود

07:31.160 --> 07:33.060
.چونکه خستس,دیگه نمیتونه الان ضربه ای بزنه

07:33.130 --> 07:34.680
.دیگه چیزی واسه ترسیدن نیست

07:34.760 --> 07:36.590
.تو راند بعدی،گوجش کن

07:37.500 --> 07:38.620
.باشه

07:40.300 --> 07:43.390
<i>.اما سفید دندان هنوز خنثی نشده</i>

07:45.710 --> 07:48.610
<i>.دوباره از سفید دندان استفاده میکنه</i>

07:52.210 --> 07:54.910
<i>.عجب وضعیت داغونیه</i>

07:54.980 --> 07:56.920
<i>...یعنی میدونسته این وضع پیش میاد و</i>

07:56.980 --> 08:00.280
<i>.ماکونوچی رو ترغیب کرده تا مبارزه کنه</i>

08:00.350 --> 08:02.410
...مربی

08:02.490 --> 08:05.120
.لطفا کمی منو راهنمایی کنید

08:05.190 --> 08:07.630
.که تو راند بعدی چطوری مبارزه کنم

08:13.870 --> 08:15.800
...ورگ

08:15.870 --> 08:19.310
.میخواستم یه چیزی بهت بگم

08:19.370 --> 08:22.970
.ولی حالا که تو چشمات نگاه کردم فهمیدم که دیگه چیزی واسه گفتن لازم نیست

08:25.080 --> 08:26.440
.اراده خوبی داشتی

08:31.720 --> 08:32.690
!مربیا بیرون

08:32.750 --> 08:36.120
.برو و با اراده فولادین ماکونوچی رو جِر بده

08:36.190 --> 08:37.680
!و بعدش پرتش کن جلوی مربیش

08:37.760 --> 08:39.320
.برو پسر

08:39.390 --> 08:41.220
.دیگه نصیحتت نمیکنم

08:41.290 --> 08:42.890
.این راند دیگه تمومش کن

08:43.500 --> 08:45.660
.به نظر میاد این راند خیلی مهم باشه

08:45.730 --> 08:47.930
یعنی ماکونوچی این مسابقه رو تموم میکنه؟

08:48.000 --> 08:50.230
.ولی برگشتن نتیجه هم غیرممکن نیست

08:50.300 --> 08:52.330
.خیلی عالی,مربی

08:52.410 --> 08:54.600
.میدونستی قراره چطور پیش بره

08:54.670 --> 08:55.730
.کاملا حق با تو بود

08:56.910 --> 08:58.470
.اشتباه کردم
چی؟

08:58.550 --> 09:02.610
.من پیش بینی کردم که این مسابقه تو 4راند تموم میشه

09:02.680 --> 09:06.210
.بعد از اون داون اصلا فکرشم نمیکردم که ورگ بلند بشه

09:06.290 --> 09:07.480
.این یه اشتباه محاسباتی اصلی بود

09:07.550 --> 09:09.350
.حوله رو بده ببینم

09:12.130 --> 09:14.990
.بچه,تو آخرین توان آسیب دیدگی و استقامتشِ

09:15.060 --> 09:17.500
.دیگه از این به بعد ممکنه رو زندگیش تاثیر بذاره

09:17.560 --> 09:21.130
.پسر دووم بیار.این پیرمرد داره تا آخر تماشات میکنه

09:22.940 --> 09:26.240
<i>.پس سرآخر,خودمم از اراده باهاش حرف زدم</i>

09:26.310 --> 09:29.280
<i>...فکر کردم که تو این 10سال همه چیز رو بهش یاد دادم</i>

09:29.340 --> 09:32.710
<i>.ولی باید در مورد اراده و طاقت آوردن از همون اول باهاش حرف میزدم</i>

09:32.780 --> 09:36.180
.ورگ,وقتی تو داری تحمل میکنی,حریفتم داره تحمل میکنه

09:36.250 --> 09:38.740
!خودتو جمع و جور کن و دووم بیار

09:40.790 --> 09:42.780
...ایول وسط رینگ هر دو مبارز

09:42.860 --> 09:45.020
.وضعیت مبارزه بدون حرکت پاهارو گرفتن

09:45.090 --> 09:48.790
.اونا وضعیف حمله نیستن. اون طوری وایسادن که زمین نخورن

09:48.860 --> 09:51.020
.به عبارت دیگه، پاهاشون جونی ندارن و فقط تکیه گاه شدن

09:51.100 --> 09:54.400
<i>.خودشه</i>
<i>.این راند مسابقه تموم میشه</i>

09:55.700 --> 09:58.690
<i>.میخوان انقده همو بزنن تا یکی خونی مالی بیوفته زمین</i>

09:59.310 --> 10:01.600
<i>.قراره یه مبارزه فوق العاده استقامت بشه</i>

10:05.310 --> 10:08.210
<i>.جفتمون داریم به یه چیز فکر میکنیم</i>
<i>"من نمیبازم"</i>

10:08.280 --> 10:11.680
<i>.برنده منم</i>
<i>.بیا شروع کنیم ماکونوچی</i>

10:13.190 --> 10:15.420
.با اینکه کله هاشون خیلی به هم نزدیک باز دارم همدیگه رو لت و پار میکنن

10:15.490 --> 10:18.920
!این چیزی نیست جز تخصصشون,مبارزه از نزدیک

11:06.110 --> 11:07.900
<i>چه قدر زمان گذشته؟</i>

11:08.710 --> 11:11.110
<i>!انگار که ساعت هاس که داریم همدیگه رو میزنیم</i>

11:13.910 --> 11:15.510
<i>.دیگه دارم قاطی میکنم</i>

11:15.580 --> 11:19.250
<i>.دیگه نمیدونم دارم میزنم یا میخورم</i>

11:23.020 --> 11:24.750
<i>دو دقیقه شد؟</i>

11:24.820 --> 11:27.350
<i>!یا دو ثانیه گذشته؟</i>

11:28.730 --> 11:32.030
<i>.هنوز نه</i>
<i>.روحیه ورگ سان هنوز تضعیف نشده</i>

11:32.100 --> 11:33.760
<i>.حتما مشت سفید دندانشو رو میکنه</i>

11:39.840 --> 11:42.670
<i>!داره نفسش تموم میشه، طاقت بیار بچه</i>

11:44.880 --> 11:46.310
<i>...کسی برنده میشه که</i>

11:46.380 --> 11:47.780
<i>.دستگاه تنفسی بهتری داشته باشه</i>

11:47.850 --> 11:49.040
<i>!تو می تونی ورگ</i>

11:49.920 --> 11:51.610
<i>...نفس</i>

11:51.680 --> 11:53.280
<i>.دارم خفه میشم</i>

11:55.090 --> 11:58.060
!یه راست، مستقیم تو صورت ماکونوچی می خوره

11:59.490 --> 12:02.290
! و حالا میره واسه ی سفید دندان

12:06.430 --> 12:09.530
<i>!این آخرین قدرت باقی مونده مه</i>

12:20.280 --> 12:23.370
<i>!سرعت فوق العاده اش، خیلی راحت جاخالی خورد</i>

12:24.420 --> 12:25.940
<i>.دیگه نمیتونم</i>

12:26.490 --> 12:28.980
<i>.دیگه نمی تونم نفسمُ نگه دارم</i>

12:36.800 --> 12:38.020
<i>!گازل پانچ</i>

12:56.220 --> 12:58.180
!داون شد

13:00.550 --> 13:04.420
!انفجار گازل پانچ و ورگ داون میشه

13:06.290 --> 13:07.020
!یک

13:07.090 --> 13:08.960
آیا این شمارش ها نتیجه ی بازیُ رقم می زنن؟

13:09.030 --> 13:10.000
!دو

13:11.400 --> 13:12.490
!سه

13:12.570 --> 13:15.000
- !ورگ گیجُ منگ رو زانوهاش افتاده
- !چهار

13:16.240 --> 13:17.500
!پنج

13:17.570 --> 13:20.540
<i>.به زور خودمُ سر پا نگه داشتم</i>

13:20.610 --> 13:21.900
<i>.دیگه نمی تونم مبارزه کنم</i>

13:25.550 --> 13:28.610
آیا بلند میشه؟ آیا به مبارزه برمی گرده؟

13:30.680 --> 13:33.620
- !اینجا رو! ورگ بلند شد
- !هفت

13:34.390 --> 13:36.860
.حالا تنها چیزی که مونده حالت مبارزه اس

13:41.260 --> 13:42.750
!هشت

13:42.830 --> 13:46.060
<i>.فقط اگه دستامُ بالا بیارم، می تونم به مبارزه ادامه بدم</i>

13:49.770 --> 13:53.000
<i>...دیگه قدرتی ندارم</i>

13:53.070 --> 13:55.170
<i>.ولی نمی خوام این طوری تموم بشه</i>

13:57.710 --> 14:00.770
<i>.آهان، که این طور</i>

14:00.850 --> 14:03.610
<i>.بالاخره فهمیدم</i>

14:03.680 --> 14:07.810
<i>...مامان فک کنم</i>

14:09.820 --> 14:11.290
<i>!منم بوکسُ دوست دارم</i>

14:22.770 --> 14:24.030
!ده

14:24.970 --> 14:28.570
!ده! مبارزه تمومه

14:29.180 --> 14:31.740
!بالاخره این مبارزه ی مرگ بار تموم میشه

14:31.810 --> 14:34.300
!ورگ بالاخره انرژیش تموم میشه

14:34.380 --> 14:36.610
!چه ناک اوت غیر منتظره ای

14:36.680 --> 14:39.150
...کسی نیست جز A برنده ی مسابقات کلاس

14:39.220 --> 14:41.280
!ماکونوچی ایپو

14:44.020 --> 14:45.960
!تونستم

14:46.030 --> 14:47.120
!بچه

14:47.190 --> 14:50.750
!رییس تونستم! تونستم

14:50.830 --> 14:53.990
!آره، تونستی! تونستی

14:56.170 --> 14:59.630
!رییس کاموگاوا با غرور بوکسورشُ بلند می کنه

14:59.710 --> 15:02.640
!این قدر خوشحالن که انگار قهرمانی جهانُ به دست آوردن

15:02.710 --> 15:05.180
!هرچند این پیروزی کم تر از قهرمانی جهان نبود

15:05.240 --> 15:06.730
.کارت عالی بود

15:09.850 --> 15:12.680
.ورگ تکون نخور! برانکارد الان می رسه

15:12.750 --> 15:14.740
.خوبم

15:14.820 --> 15:16.850
.خودم می تونم راه برم

15:16.920 --> 15:19.020
!آفرین! آفرین

15:22.430 --> 15:24.360
.ورگ سان

15:27.870 --> 15:31.890
.تو قوی هستی. منُ شکست دادی

15:31.970 --> 15:33.370
.ورگ سان

15:33.440 --> 15:35.030
!کارت عالی بود ورگ

15:35.110 --> 15:37.300
!کاش میشد هر دوتایی پیروز باشین

15:42.110 --> 15:43.640
<i>...تو این مبارزه ی تقابل مشت ها</i>

15:43.720 --> 15:46.180
<i>. حرف های زیادی به هم گفتیم</i>

15:47.420 --> 15:50.580
<i>. و من درس بزرگی ازشون گرفتم</i>

15:53.960 --> 15:57.790
.مبارزه ی خوبی بود. شانسی بردیم

15:57.860 --> 15:59.990
.ورگ سان مبارزه فوق العاده ایه

16:01.730 --> 16:03.400
- !بچه
- !ایپو کون

16:04.200 --> 16:06.600
!این جا رو! بالاخره ماکونوچی هم به زانو در اومد

16:07.410 --> 16:10.200
. خیلی عجیبه، برنده ی مبارزه داره با برانکارد رینگُ ترک می کنه

16:10.880 --> 16:12.780
.مبارزه ی نفس گیری بود

16:12.850 --> 16:16.800
!سیلی از تشویق بر این دو مبارز بی نظیر روان میشه

16:18.520 --> 16:20.780
اینه! من بردم!

16:20.850 --> 16:25.220
!خب پیری! من شرطُ بردم! پولُ اِخ کن

16:26.190 --> 16:27.220
ها؟

16:27.290 --> 16:29.660
کدوم گوری رفتی پیری!؟

16:33.300 --> 16:37.530
<i>...بالاخره به عنوان بهترین به مبارزه طلب کننده</i>

16:37.600 --> 16:39.800
<i>.آماده شده تا کمربند منُ بدزده</i>

16:42.040 --> 16:46.170
<i>.بهت نمیدمش. نمی تونی کمربندُ بگیری</i>

16:46.250 --> 16:48.680
<i>.کمربند مال منه</i>

16:54.620 --> 17:00.890
زمان ناک اوت
راند پنجم در 1 دقیقه و 21 ثانیه
ماکونوچی ایپو جایزه ی
!!A قهرمانی مسابقات کلاس
!!و پر ارزش ترین بازیکنُ به دست میاره

17:01.490 --> 17:04.020
سه روز بعد

17:04.160 --> 17:07.830
.خدا رو شکر. تبش رفته

17:11.300 --> 17:13.100
!مبارزه ی فوق العاده ای بود

17:13.940 --> 17:17.400
.الان ایپو بین تماشاچی های بوکس یه قهرمانه

17:19.680 --> 17:21.410
<i>پس قهرمانی، ها؟</i>

17:22.350 --> 17:23.910
<i>...اگه یه ذرّه سالم تر برمی گشتی</i>

17:23.980 --> 17:26.610
<i>.خوشحال تر می شدم</i>

17:28.620 --> 17:29.920
بله؟

17:31.890 --> 17:33.650
.سـ... سلام

17:35.630 --> 17:39.290
.چیزه... اومدم ملاقات ماکونوچی

17:39.370 --> 17:41.560
.بهم گفتن این جاست

17:44.270 --> 17:47.360
شما مادر ماکونوچی هستین؟

17:47.440 --> 17:48.670
.ببخشید

17:48.740 --> 17:51.180
!همه اش تقصیر منه. ببخشید

17:51.240 --> 17:55.680
.خدا، نگران نباش. مبارزه بوده دیگه

17:55.750 --> 17:58.080
.تو هم خیلی داغون شدی

18:00.990 --> 18:02.350
ورگ سان بودی، آره؟

18:03.020 --> 18:05.460
...خواهش می کنم بشین. خوابه ولی

18:05.520 --> 18:06.750
...اِه، نه

18:06.830 --> 18:10.820
.برات میوه پوست می کَنم. فقط ببخشید از دیروز مونده

18:13.700 --> 18:14.790
سیب خوبه؟

18:14.870 --> 18:15.890
!بله

18:18.500 --> 18:20.400
وقتی خوابه شبیه بچه ها می مونه، نه؟

18:21.340 --> 18:23.400
.اصلاً عوض نشده

18:33.750 --> 18:34.740
.بفرمایین

18:34.820 --> 18:36.620
.ممنون

18:40.260 --> 18:42.490
!خوشمزه اس

18:42.560 --> 18:44.530
!خدا، از اون مهربونا هستی

18:44.600 --> 18:46.160
مهربون؟ میوه اس؟

18:46.230 --> 18:48.670
.نه، نه بابا

18:51.040 --> 18:53.560
.مزه اش یه چیزیُ یادم میاره

18:58.180 --> 18:59.640
نگرانش هستین، نه؟

19:00.710 --> 19:02.110
.معلومه

19:02.180 --> 19:05.310
."گاهی وقتا می خوام بهش بگم: "چطور از دلت میاد با من این کارُ بکنی

19:05.380 --> 19:08.910
...ولی وقتی می بینم بچه ای که همیشه اذیتش می کردن

19:08.990 --> 19:12.920
...حالا برای زندگیش هدفی پیدا کرده

19:12.990 --> 19:16.790
.وقتی می بینم چقدر خوشحاله، از دلم نمیاد شکایتی بکنم

19:18.260 --> 19:21.430
...فکر چهره ی پسری که داره با تمام وجود تلاش می کنه

19:21.500 --> 19:23.430
.برای یه مادر آرامش میاره

19:26.910 --> 19:31.040
.من میرم. لطفاً سلام منُ به ماکونوچی برسونین

19:31.110 --> 19:35.010
!خدا، ایپو؟ ورگ سان داره میره ها. ایپو

19:35.080 --> 19:36.910
.نه، اشکالی نداره. بذارین بخوابه

19:37.680 --> 19:39.310
.ببخشیدا

19:41.950 --> 19:44.320
.اگه دوست داری، یکی دیگه بردار

19:50.030 --> 19:51.290
.ممنون

19:58.970 --> 20:00.700
<i>...تو تموم این مدت نگران این بودم</i>

20:02.110 --> 20:04.270
<i>.که با چه رویی از این مبارزه برای مامانم تعریف کنم</i>

20:06.980 --> 20:10.310
<i>وقتی بهش بگم شکست خوردم، چقدر ناراحت میشه؟</i>

20:11.880 --> 20:13.580
<i>چقدر نگرانم میشه؟</i>

20:15.820 --> 20:19.880
<i>.براش یه نامه می نویسمو خیلی چیزا هست که می خوام بهش بگم</i>

20:21.760 --> 20:25.320
<i>.چیزای زیادی تجربه کردم. آدمای زیادیُ دیدم</i>

20:26.800 --> 20:30.330
<i>.این قدر حرف دارم که نمی دونم از کجا شروع کنم</i>

20:32.840 --> 20:35.170
<i>.ولی می دونم چجور تمومش کنم</i>

20:38.180 --> 20:40.650
<i>...مامان پسرت</i>

20:44.650 --> 20:46.120
<i>!تلاششُ می کنه</i>

22:08.830 --> 22:12.400
That's right. Boxers are strictly
prohibited from lower body attacks.

22:13.470 --> 22:16.460
So how could you monkey around with
MY lower body while I'm asleep?!

22:17.040 --> 22:20.440
I can't be used by these people,
and then let them put me through hell!

22:20.980 --> 22:24.180
Even if it's my first time bowling,
I cannot miss this shot!

22:24.850 --> 22:26.980
I'm going to grasp heaven
with my own two hands!

22:27.050 --> 22:29.080
The next episode is,
"The Group Date."