﻿WEBVTT

00:00.510 --> 00:11.110
<b>‏.::  www.bolboljan.net ::.</b>

00:11.540 --> 00:14.120
<b>هی هی ، راسته که از توکیو میاد ؟</b>

00:14.120 --> 00:16.160
<b>و قراره خونه ی یات-چان بمونه</b>

00:16.160 --> 00:17.450
<b>یعنی چه شکلیه</b>

00:17.450 --> 00:20.160
<b>شاید داره برای استخدام تو میاد اینجا</b>

00:20.160 --> 00:21.370
<b>چی میگی ؟</b>

00:21.370 --> 00:26.200
<b>آخه ، یات-چان ، تو باهوشی ، می تونی
 سریع بدوی و در ضمن پولدار هم هستی</b>

00:26.200 --> 00:31.120
<b>تو به توکیو تعلق داری ، نه به این 
جای دور افتاده ! با من نمیای ؟</b>

00:31.120 --> 00:33.080
<b>یا همچین چیزی</b>

00:33.080 --> 00:36.160
<b>میگم ، میشه بعداً بیایم و اون یارویی 
که از توکیو اومده رو ببینیم ؟</b>

00:36.160 --> 00:37.750
<b>فقط یه سر کوتاه می زنیم</b>

00:37.750 --> 00:40.160
<b>البته تا وقتی که مزاحم مهمونمون نشید</b>

00:40.160 --> 00:41.540
<b>! آره</b>

00:40.160 --> 00:41.540
<b>! آره</b>

00:42.750 --> 00:45.700
<b>! دوروتابو ! تو نمی تونی بیای</b>

00:45.700 --> 00:48.370
<b>! دلم نمی خواد بوت به مشام اونی که از توکیو اومده بخوره</b>

00:53.080 --> 00:55.040
<b>باشه ، مراقبم</b>

00:55.150 --> 00:59.030
<b>Kemono Jihen</b>

00:55.150 --> 00:59.030
<b>Kemono Jihen</b>

00:59.540 --> 01:02.790
<b>هی ، بی خیال</b>

01:00.620 --> 01:05.460
<b>قسمت 1 : کابانه</b>

01:02.790 --> 01:05.700
<b>نمی تونم اینجا پنچر کنم</b>

01:08.910 --> 01:11.000
<b>شما همون مردی هستید که از توکیو اومده ؟</b>

01:11.000 --> 01:12.500
<b>شما مشتری من هستید ؟</b>

01:12.500 --> 01:16.120
<b>من توی ویلای کانوکو مهماندارم ، یه نفر
 رو می فرستم که بعداً اونو تعمیر بکنه</b>

01:16.120 --> 01:20.200
<b>می خواهید الان با من بیاید ؟ می تونیم
 توی ماشین حرف بزنیم</b>

01:22.370 --> 01:26.200
<b>جسدها همه فاسد شده بودند</b>

01:26.200 --> 01:29.750
<b>احشام که تا دیروز سالم و سرحال بودن ، یه شبه مردند</b>

01:29.750 --> 01:34.620
<b>اون کاریه که یه انسان بتونه انجام 
بده ؟ همه خیلی وحشت کردند</b>

01:34.620 --> 01:35.790
<b>اوه</b>

01:37.200 --> 01:40.910
<b>هنوز در این مورد هیچی به بچه ها نگفتم</b>

01:40.910 --> 01:44.620
<b>نمی خوام بترسند و دیگه به مدرسه نرند</b>

01:44.620 --> 01:47.750
<b>... و اگه بچه ها یه جورایی از این موضوع تاثیر بگیرند</b>

01:47.750 --> 01:50.790
<b>خوب ، دلم نمی خواد هیچ شایعه ی عجیبی هم پخش بشه</b>

01:50.790 --> 01:53.370
<b>امیدوارم بتونیم این موضوع رو بین خودمون نگه داریم</b>

01:53.370 --> 01:57.660
<b>البته ، احتیاط تخصص ماست</b>

01:58.750 --> 02:02.120
<b>به هر حال ، من یه کاراگاهم</b>

02:02.120 --> 02:03.830
<b>... بله</b>

02:03.830 --> 02:08.080
<b>بنظرم توی اون لباس زیادی توی چشمید</b>

02:09.910 --> 02:12.410
<b>آه ، می بخشید</b>

02:11.940 --> 02:14.690
<b>ویلای کانوکو</b>

02:12.410 --> 02:15.870
<b>شرمنده که عوض کردن تایر رو انداختم گردن شما</b>

02:15.870 --> 02:18.500
<b>و اگه ممکنه صورت حساب هر چیزی که لازم
... دارید رو بعداً برای من بفرستید</b>

02:18.500 --> 02:20.000
<b>بسیار خوب</b>

02:24.330 --> 02:25.330
<b>! ای وای</b>

02:28.000 --> 02:31.620
<b>از این بیرون خوشم میاد ، خوب و آرومه</b>

02:31.620 --> 02:35.080
<b>توی راه اینجا چند تا هم آهوی وحشی دیدم</b>

02:35.080 --> 02:37.700
<b>اونها آهوهای محلی مخصوص دهکده ی ما هستند</b>

02:37.700 --> 02:41.500
<b>حتی اونها رو سرشماری هم می کنیم تا 
مطمئن بشیم هیچ بلایی سرشون نمیاد</b>

02:41.500 --> 02:42.950
<b>ائـ ؟</b>

02:48.370 --> 02:52.330
<b>! سلام ! ببخشید که مزاحم شدم</b>

02:58.830 --> 03:04.790
<b>اوه ، حسابی سخت کوشه یا شاید 
هم از غریبه ها خجالت میکشه</b>

03:04.790 --> 03:07.200
<b>بنظر نمیاد تازه از مدرسه اومده باشه خونه</b>

03:07.200 --> 03:10.540
<b>مدرسه نرفته و مونده خونه تا کار بکنه ؟</b>

03:11.540 --> 03:14.000
<b>بعداً براتون توضیح میدم</b>

03:17.790 --> 03:21.830
<b>! اومدن به چشمه ی آبگرم موقع کار بهترینه</b>

03:23.160 --> 03:24.790
<b>! می بخشید که مزاحم میشم</b>

03:26.160 --> 03:28.500
<b>می تونم پشتتون رو بشورم ؟</b>

03:28.500 --> 03:30.370
<b>آه ، یه لحظه صبر کن</b>

03:34.500 --> 03:38.410
<b>اوه ، تو یکی از بچه های اون موقعی هستی</b>

03:38.410 --> 03:41.500
<b>من پسر مهماندار ، یاتارو هستم</b>

03:41.500 --> 03:44.870
<b>در مدت اقامتتون هر چیزی که نیاز
 داشته باشید رو تامین میکنم</b>

03:46.500 --> 03:49.410
<b>شما از توکیو اومدید ، درسته ؟</b>

03:49.410 --> 03:53.000
<b>باید خوب باشه ، شهر همه چی داره ، مگه نه ؟</b>

03:53.000 --> 03:57.200
<b>ماشینتون هم خیلی باحاله ، همه همینو میگن</b>

03:57.200 --> 04:00.580
<b>دلم می خواد وقتی بزرگ شدم برم شهر زندگی کنم</b>

04:00.580 --> 04:02.160
<b>ائـ ، جدی ؟</b>

04:02.160 --> 04:07.540
<b>اوه ، هرچند به مادرم نگید ، اون اصرار داره
 که اداره مسافرخونه رو به عهده بگیرم</b>

04:07.540 --> 04:10.830
<b>راستی حالا که حرفش شد ، یه 
... کم قبل از مادرت پرسیدم</b>

04:10.830 --> 04:13.370
<b>اینجا یه پسر دیگه هم دارید ، درسته ؟</b>

04:13.370 --> 04:16.040
<b>اوه ، منظورتون دوروتابوست ؟</b>

04:16.040 --> 04:17.250
<b>دوروتابو ؟</b>

04:17.250 --> 04:19.910
<b>اون یه اسم مستعاره ، هر روز با کار
 کردن توی مزرعه سر تا پاش</b>

04:19.910 --> 04:22.870
<b>پوشیده از خاک و کود میشه ، برای 
همین دوروتابو صداش می کنیم</b>

04:22.870 --> 04:25.450
<b>اون اسم یوکاییه که توی مزارع زندگی میکنه</b>

04:25.450 --> 04:28.700
<b>باید مادرزادی باشه ، اما بدنش بوی وحشتناکی میده</b>

04:28.700 --> 04:32.540
<b>برای همین نمی تونیم بهش اجازه بدیم این 
جور کارها رو اطراف بقیه مردم انجام بده</b>

04:36.790 --> 04:38.620
<b>جالب بنظر میرسه</b>

04:41.660 --> 04:43.870
<b>آه ، حمام خیلی خوبی بود</b>

04:43.870 --> 04:46.580
<b>از شنیدنش خوشحالم</b>

04:46.580 --> 04:48.450
<b>... اوه راستی خانم</b>

04:49.830 --> 04:54.160
<b>یاتارو-کون بود ، درسته ؟ اون پسری
 که به من رسیدگی میکنه ؟</b>

04:54.160 --> 04:55.080
<b>... بله</b>

04:55.080 --> 04:57.700
<b>بفرما الان از من تعریف میکنه ، پسر خیلی لایقی دارید</b>

04:57.700 --> 05:01.120
<b>میشه بجاش دوروتابو-کون رو درخواست کنم ؟</b>

05:01.120 --> 05:02.120
<b>ها ؟</b>

05:04.370 --> 05:06.330
<b>می خواهید پیش خدمتش بشم ؟</b>

05:06.330 --> 05:08.660
<b>اون اصرار کرد</b>

05:08.660 --> 05:10.500
<b>تا حالا این کار رو نکردم</b>

05:10.500 --> 05:13.450
<b>فقط از فکرت استفاده کن و تمام تلاشت رو بکن</b>

05:26.870 --> 05:28.290
<b>با اجازه</b>

05:30.660 --> 05:32.290
<b>اوه ، اومدی</b>

05:32.290 --> 05:35.160
<b>از دیروز ندیده بودمت ، منتظرت بودم</b>

05:35.160 --> 05:37.370
<b>منو یادت میاد ؟</b>

05:37.370 --> 05:38.500
<b>بله</b>

05:43.700 --> 05:46.580
<b>بفرمایید صبحونتون ، با اجازه</b>

05:46.580 --> 05:49.410
<b>! اوه ، صبر کن ، صبر کن ، صبر کن</b>

05:51.370 --> 05:52.790
<b>ای بابا</b>

05:54.250 --> 05:56.450
<b>بفرما ، اجازه بده خودم رو معرفی کنم</b>

05:55.960 --> 05:58.960
<b>دفتر مشاوره ی وقایع عجیب اینوگامی




رئیس ، کوهاچی اینوگامی</b>

05:56.450 --> 05:59.410
<b>این منم</b>

05:59.410 --> 06:02.370
<b>من مثل یه کاراگاه می مونم که تخصصم چیزهای اسرارآمیزه</b>

06:02.370 --> 06:05.000
<b>و برای تحقیقات اومدم اینجا</b>

06:05.000 --> 06:07.830
<b>می دونی ، می خوام بشنوم همه چه حرفی برای گفتن دارند</b>

06:07.830 --> 06:09.580
<b>ممنون بابت صبحونه</b>

06:09.580 --> 06:14.250
<b>هر روز بیرون سر زمین کار میکنی ، درسته ؟ 
تا حالا چیز عجیبی اتفاق نیوفتاده ؟</b>

06:14.250 --> 06:16.250
<b>تا دارم غذا می خورم هرچی می دونی رو بگو</b>

06:17.370 --> 06:19.500
<b>پس باشه برای بعد از صبحانه</b>

06:19.500 --> 06:20.450
<b>همـ ؟</b>

06:20.450 --> 06:22.500
<b>نمی خوام غذاتون رو خراب کنم</b>

06:22.500 --> 06:27.080
<b>اوه ، مشکلی نیست ، برای این جور چیزها
... مقاومت خیلی بالایی دارم</b>

06:27.080 --> 06:29.790
<b>خوردن غذا حین شنیدن در مورد خون و این جور چیزها</b>

06:29.790 --> 06:31.750
<b>نه ، اون نیست</b>

06:31.750 --> 06:36.750
<b>تا حالا هیچکدوم از اونهایی که توی مسافرخونه
 هستند در کنار من غذا نخوردند</b>

06:36.750 --> 06:38.660
<b>میگن من بو میدم</b>

06:39.870 --> 06:41.200
<b>جدی ؟</b>

06:42.370 --> 06:45.410
<b>ما مردها نباید اهمیت بدیم چه بویی میدیم</b>

06:45.410 --> 06:48.410
<b>جایی که من کار میکنم یه محیط کاملاً مردونست</b>

06:48.410 --> 06:50.660
<b>بو میده</b>

06:50.660 --> 06:54.500
<b>همه دخترها با این قیافه روی صورتشون میان اونجا</b>

06:55.580 --> 07:00.830
<b>... اینطوریه ؟ خوب ، در اونصورت</b>

07:00.830 --> 07:03.660
<b>آره ، بفرما ادامه بده</b>

07:03.660 --> 07:05.200
<b>تحقیقاتی که دارید انجام میدید</b>

07:05.200 --> 07:07.870
<b>در مورد لاشه های فاسد شده ی احشام ماست ، درسته ؟</b>

07:09.250 --> 07:14.700
<b>از کجا می دونی ؟ اون مهماندار گفت به هیچکس نگفته</b>

07:14.700 --> 07:17.250
<b>من مسئول از بین بردن لاشه ها بودم</b>

07:18.870 --> 07:21.660
<b>تا الان ، شش تا از اونها مردند</b>

07:21.660 --> 07:23.660
<b>خیلی از اونها جوجه بودند</b>

07:23.660 --> 07:27.450
<b>اجساد همشون از نظر اینکه اعضای بدنشون
 جویده شده بود به هم شبیه بودند</b>

07:28.830 --> 07:33.540
<b>اگه هیولایی توی این دنیا باشه ، این شبیه
 کاریه که اونها ممکنه بکنند</b>

07:34.540 --> 07:38.000
<b>در ضمن ، شاید از قبل در موردش شنیده باشید</b>

07:38.000 --> 07:42.830
<b>اما همیشه مجبورم صبح بعد از ماه
 تازه اجساد رو از بین ببرم</b>

07:42.830 --> 07:47.790
<b>این احتمال هست که موقع ماه تازه ی
 بعدی هم یه اتفاقی بیوفته</b>

07:47.790 --> 07:52.870
<b>! عالیه ! حالا که تا این حد می دونم ، بقیه اش راحت میشه</b>

07:52.870 --> 07:55.620
<b>میگن اونهایی که ساکتند هر چیزی که اطرافشون 
در جریان باشه رو می بینند</b>

07:55.620 --> 08:00.830
<b>و اون حرف درسته ، مگه نه ؟ بذار ببینم 
... ماه تازه ی بعدی میشه</b>

08:00.830 --> 08:02.540
<b>پنج روز دیگه</b>

08:12.450 --> 08:14.910
<b>قربان ، چیکار دارید می کنید ؟</b>

08:14.910 --> 08:18.000
<b>اوه ، خانم ، سلام</b>

08:18.000 --> 08:21.450
<b>یه کمی وقت آزاد داشتم ، برای همین 
به عنوان بخشی از تحقیقاتم</b>

08:21.450 --> 08:25.500
<b>از دوروتابو-کون خواستم اجازه 
بده توی کارش کمکش کنم</b>

08:25.500 --> 08:28.120
<b>مگه نه ، دوروتابو-کون ؟</b>

08:28.120 --> 08:29.160
<b>بله</b>

08:34.870 --> 08:38.330
<b>اون مردی که از توکیو اومده اون بیرون
 با دوروتابو چیکار میکنه ؟</b>

08:38.330 --> 08:40.330
<b>هی ، یات-چان ؟</b>

08:40.330 --> 08:43.040
<b>اونها توی توکیو همه چی دارند</b>

08:43.040 --> 08:45.540
<b>اما احمقهای کودن باید یه جورایی کمیاب باشند</b>

09:44.040 --> 09:49.160
<b>توی مزرعه کار کردن حس خوبی داره 
اما به کمر فشار میاره</b>

09:49.160 --> 09:54.200
<b>اینوگامی-سان ، طرز ایستادنت اشتباهه 
 زیادی به جلو خم میشی</b>

09:54.200 --> 09:56.450
<b>حالا دیگه هر چی به ذهنت میرسه رو میگی</b>

09:58.580 --> 10:01.370
<b>راستی ، در مورد یه چیزی کنجکاوم</b>

10:01.370 --> 10:03.620
<b>... اون چیزی که انداختی دور گردنت</b>

10:05.330 --> 10:07.830
<b>اون چه جور سنگیه ؟</b>

10:07.830 --> 10:09.160
<b>منظورتون اینه ؟</b>

10:10.410 --> 10:14.120
<b>میگن اینو از وقتی بچه بودم داشتم</b>

10:14.120 --> 10:17.040
<b>احتمالاً برای والدینم بوده</b>

10:17.040 --> 10:19.410
<b>... من رها شده بودم ، پس</b>

10:19.410 --> 10:21.080
<b>میشه ببینمش ؟</b>

10:21.080 --> 10:22.080
<b>بله</b>

10:33.500 --> 10:35.290
<b>آره ، همونطور که فکر می کردم</b>

10:36.870 --> 10:42.290
<b>به این میگن سنگ زندگی ، اونها فقط 
تحت شرایط خاصی شکل میگیرند</b>

10:42.290 --> 10:45.750
<b>ترکیباتی هست که فقط توی این سنگ وجود داره</b>

10:45.750 --> 10:48.580
<b>که باعث میشه از اون نظر سنگ باارزشی بشه</b>

10:48.580 --> 10:51.910
<b>از اون جور چیزهایی نیست که اونو همراه 
بچه ای که رهاش کردی بذاری</b>

10:51.910 --> 10:55.910
<b>حتماً باید یه دلیلی وجود داشته باشه که 
مهماندار مسافرخونه تو رو قبول کرده</b>

10:56.700 --> 10:58.950
<b>اما تو رها نشده بودی</b>

11:02.750 --> 11:05.250
<b>جدی ؟</b>

11:05.270 --> 11:12.070
<b>.:: @bollbolljan_com ::.</b>

11:12.370 --> 11:14.120
<b>دلت می خواد والدینت رو ببینی ؟</b>

11:14.120 --> 11:15.540
<b>ائـ ؟</b>

11:15.540 --> 11:18.000
<b>اگه زنده باشند ، شاید بتونی ردشون رو پیدا بکنی</b>

11:18.000 --> 11:20.540
<b>به هر حال ، من یه کاراگاهم</b>

11:22.120 --> 11:27.290
<b>تا بحال به این موضوع فکر نکرده بودم 
واقعاً مطمئن نیستم</b>

11:28.620 --> 11:29.660
<b>... اما</b>

11:30.700 --> 11:35.910
<b>... شاید دلم بخواد اونها رو ببینم</b>

11:43.580 --> 11:45.330
<b>که اینطور ، که اینطور</b>

11:55.250 --> 11:57.370
<b>ماه تازه</b>

11:57.370 --> 11:59.450
<b>... منتظر اینوگامی-سان هستم</b>

12:04.660 --> 12:05.910
<b>یاتارو ؟</b>

12:05.910 --> 12:08.250
<b>برای چی اینقدر مغرور شدی ؟</b>

12:10.000 --> 12:12.790
<b>می دونی که من دلم می خواد برم 
! توکیو و این کار رو میکنی</b>

12:12.790 --> 12:15.660
<b>!اینجوری قرار بود جبران بکنی ؟ فکر کردی کی هستی ؟</b>

12:15.660 --> 12:19.250
<b>هیچوقت یادت نره که چون والدینت
! رهات کردن اینجا هستی</b>

12:19.250 --> 12:21.750
<b>خودت رو جای من و مادرم بذار</b>

12:21.750 --> 12:24.250
<b>! چون پسر خاله ی منی مجبوریم ازت مراقبت کنیم</b>

12:24.250 --> 12:25.450
<b>من رها نشدم</b>

12:25.450 --> 12:26.410
<b>ها ؟</b>

12:27.410 --> 12:28.790
<b>من رها نشدم</b>

12:30.160 --> 12:34.330
<b>فکر کردی توی جایگاهی هستی که جوابم 
! رو بدی ؟! یادت باشه کی هستی</b>

12:36.250 --> 12:39.790
<b>چون فقط اینو داری ، اشتباه برداشت 
! نکن ! بدش به من</b>

12:39.790 --> 12:41.500
<b>! بدش به من ، از شرش خلاص میشم</b>

12:46.700 --> 12:50.000
<b>... دردم گرفت ... دوروتابوی کثیف</b>

12:50.000 --> 12:51.660
<b>... تو دوروتابوی کثیف</b>

12:54.620 --> 12:58.540
<b>... پسش بده</b>

13:47.910 --> 13:50.450
<b>به من نزدیک نشو</b>

13:50.450 --> 13:52.750
<b>کار من بود</b>

13:52.750 --> 13:55.370
<b>مجرم منم</b>

13:55.370 --> 13:57.500
<b>! من هیولام</b>

13:59.410 --> 14:05.250
<b>دوروتابو ، شاید فکر کنی چرا بخوام یه دفعه
... حرفی که الان میخوام بزنم رو بگم</b>

14:07.290 --> 14:09.870
<b>بذار پشتم رو نشونت بدم</b>

14:11.200 --> 14:14.580
<b>اما فقط همین یه دفعه است ، چون الان شرایط خاصه</b>

14:16.700 --> 14:18.290
<b>یه دم ؟</b>

14:19.910 --> 14:21.160
<b>از زمانهای خیلی قدیم</b>

14:21.160 --> 14:24.250
<b>موجوداتی بودند که توی سایه ها کمین می کردند</b>

14:24.250 --> 14:28.290
<b>با انسانها در ارتباط بودند ، اما انسانها اونها رو 
کشف نکردند و به عنوان کمونو شناخته میشند</b>

14:28.290 --> 14:31.750
<b>کمونوها معمولاً خودشون رو مستقیماً
 با مردم درگیر نمی کنند</b>

14:31.750 --> 14:33.620
<b>اما این اواخر ، چند تایی بودند</b>

14:33.620 --> 14:37.040
<b>که بیشتر از حد نیاز خودشون رو درگیر کردند</b>

14:37.040 --> 14:39.450
<b>مثل ، داشتن بچه با اونها</b>

14:39.450 --> 14:42.580
<b>چندین مورد اونجوری گزارش شده</b>

14:43.450 --> 14:46.700
<b>و دوروتابو ، تو یه هانیو هستی</b>

14:46.700 --> 14:51.450
<b>بچه ی یه انسان و یه غول ، یه شیطان بی خون</b>

14:51.450 --> 14:53.290
<b>شیطان ... ؟</b>

14:53.290 --> 14:56.000
<b>آروم باش ، منم انسان نیستم</b>

15:00.370 --> 15:02.120
<b>من یه باکه-دانوکی هستم</b>

15:02.120 --> 15:05.870
<b>و در مورد اون سنگ زندگی ای که والدینت برات گذاشتند</b>

15:05.870 --> 15:08.870
<b>مانع از آشکار شدن عطش خاص هیولاییت میشه</b>

15:08.870 --> 15:13.450
<b>ساده تر بخواهیم بگیم ، مانع از این میشه
 که بدون اراده به مردم حمله بکنی</b>

15:13.450 --> 15:17.040
<b>تا وقتی اون سنگ رو داشته باشی 
می تونی یه آدم باقی بمونی</b>

15:17.040 --> 15:18.410
<b>یه آدم ؟</b>

15:18.410 --> 15:21.200
<b>اونی که حیوانات رو کشته تو نبودی</b>

15:21.200 --> 15:23.040
<b>یه چیز دیگه اینجا هست</b>

15:23.040 --> 15:24.290
<b>... یاتارو</b>

15:25.450 --> 15:29.040
<b>یاتارو بیرونه ، در مورد اون حوادث چیزی نمی دونه</b>

15:32.370 --> 15:33.950
<b>وقتی پنج سالم بود</b>

15:33.950 --> 15:37.120
<b>یه بار دوروتابو رو کشتم</b>

15:37.120 --> 15:39.410
<b>داشتم دیوونه بازی درمیاوردم و هلش دادم توی کانال</b>

15:39.410 --> 15:41.950
<b>اما سرش خورد زمین و یه چیزی که خون نبود</b>

15:41.950 --> 15:47.000
<b>یه چیز سفید ، از سرش میومد بیرون
 و من ترسیدم و فرار کردم</b>

15:47.000 --> 15:51.450
<b>اما به موقع برای شام سالم برگشت خونه</b>

15:51.450 --> 15:53.580
<b>خیال نکرده بودم</b>

15:53.580 --> 15:55.330
<b>! خواب ندیده بودم</b>

15:56.870 --> 15:58.250
<b>! لعنتی</b>

16:10.250 --> 16:11.330
<b>! یاتارو</b>

16:12.250 --> 16:15.500
<b>یه دقیقه صبر کن ، غولها وقتی 
اونها رو میکشی نمی میرند</b>

16:15.500 --> 16:17.910
<b>اما اگه سرشون رو قطع بکنی ، دیگه حرکت نمی کنند</b>

16:17.910 --> 16:19.330
<b>... من اول به یاتارو میرسم و</b>

16:22.660 --> 16:25.620
<b>اوه ... بد نبود</b>

16:29.370 --> 16:31.080
<b>جای گاز گرفتگی</b>

16:51.290 --> 16:52.370
<b>! دوروتابو</b>

16:53.330 --> 16:54.330
<b>من خوبم</b>

16:59.290 --> 17:00.370
<b>! اینوگامی-سان</b>

17:06.750 --> 17:09.580
<b>اه ، گردن کلفتی داره</b>

17:14.000 --> 17:14.870
<b>! هوی</b>

17:28.750 --> 17:30.160
<b>نزدیک بود</b>

17:31.160 --> 17:33.750
<b>بد نبود</b>

17:37.790 --> 17:41.450
<b>اما حالا چی ؟ دیگه نمی تونم اینجا بمونم</b>

17:44.700 --> 17:47.870
<b>یاتارو الان میدونه من واقعاً چی هستم</b>

17:47.870 --> 17:52.540
<b>تمام اون اتفاقات رو احتمالاً می اندازند گردن من</b>

17:52.540 --> 17:54.540
<b>در اون مورد حق با توست</b>

17:55.790 --> 17:59.120
<b>هر چند یه فکر خیلی جذاب دارم</b>

18:03.870 --> 18:09.830
<b>راستش ، دوروتابو ، من استخدام شده بودم تا تو رو بکشم</b>

18:11.660 --> 18:18.370
<b>مشتری من مهمانداره ، اون می دونه که تو واقعاً کی هستی</b>

18:18.370 --> 18:23.580
<b>وقتی تو رو قبول می کرد این موضوع رو از
 خواهر بزرگترش ، یعنی مادرت شنیده بود</b>

18:24.790 --> 18:29.540
<b>تمام این مدت به هیچکس دیگه ای 
نگفته بود ، اما با این حوادث اخیر</b>

18:29.540 --> 18:32.660
<b>مخفیانه تصمیم خودش رو گرفت تا تو کشته بشی</b>

18:33.500 --> 18:36.620
<b>و با اینکه مجرم اصلی یه چیز دیگه بود</b>

18:36.620 --> 18:39.120
<b>... حالا که این بلا سر یاتارو اومده</b>

18:39.120 --> 18:41.910
<b>اگه من بهش بگم باور نمیکنه ، اما مهمتر از اون</b>

18:41.910 --> 18:43.500
<b>اینجوری بهتر شد</b>

18:46.500 --> 18:48.000
<b>که اینطور</b>

18:50.250 --> 18:53.790
<b>بسیار خوب ، استدلالت منطقی بنظر میرسه</b>

18:55.330 --> 19:00.000
<b>بهم بگو ، اسم واقعیت چیه ؟</b>

19:00.000 --> 19:01.660
<b>کابانه</b>

19:01.660 --> 19:06.540
<b>... که اینطور ، کابانه ، برای آخرین بار ازت می پرسم</b>

19:08.580 --> 19:10.540
<b>دلت می خواد والدینت رو ببینی ؟</b>

19:15.040 --> 19:18.000
<b>نه ، لطفاً منو بکش</b>

19:20.080 --> 19:21.580
<b>باشه</b>

19:27.540 --> 19:28.910
<b>! یاتارو</b>

19:30.500 --> 19:34.120
<b>نگران نباشید ، فقط بیهوش شده</b>

19:34.120 --> 19:36.120
<b>کار کابانه بود ؟</b>

19:36.120 --> 19:39.540
<b>همونطور که درخواست کرده بودید ، ترتیب مجرم رو دادم</b>

19:41.830 --> 19:45.040
<b>اگه بخواهید ، می تونم جسد رو هم از بین ببرم</b>

19:45.040 --> 19:49.120
<b>به هر حال ، احتیاط تخصص ماست</b>

19:52.250 --> 19:56.040
<b>همچین خفه اش کردم که مطمئن بشم دیگه احیاء نمیشه</b>

19:56.040 --> 19:59.000
<b>زیر زمین دفنش کردم ، پس حتماً بعداً برای من ترتیبش رو بده</b>

20:00.830 --> 20:05.160
<b>دیگه تا اون حد رو که می تونی انجام بدی
 بعداً محلش رو برات می فرستم</b>

20:10.580 --> 20:12.200
<b>اوه ، بیدار شدی ؟</b>

20:14.650 --> 20:16.650
<b>ماهی تن 
و مایونز</b>

20:14.650 --> 20:16.650
<b>تخم 
ماهی</b>

20:15.160 --> 20:16.910
<b>باید گرسنه باشی ، درسته ؟</b>

20:16.910 --> 20:18.910
<b>تقریباً تمام روز بیهوش بودی</b>

20:19.950 --> 20:21.120
<b>... ائـ</b>

20:21.120 --> 20:22.250
<b>ها ؟</b>

20:22.250 --> 20:24.040
<b>مگه نباید مرده باشم ؟</b>

20:25.160 --> 20:28.370
<b>بهت که گفتم ، غولها وقتی می کشیشون نمی میرند</b>

20:28.370 --> 20:31.620
<b>در ضمن ، کمونو خیلی زودتر از آدمها درمان میشه</b>

20:31.620 --> 20:34.500
<b>اونجایی که بهش شلیک کردم ، دیگه خوب شده ، درسته ؟</b>

20:35.500 --> 20:38.080
<b>هرچند آره ، تو مردی</b>

20:39.750 --> 20:41.330
<b>حداقل ، دوروتابو دیگه مرده</b>

20:47.040 --> 20:49.000
<b>ما کجاییم ؟</b>

20:51.450 --> 20:53.040
<b>توکیو</b>

21:02.950 --> 21:05.120
<b>خیلی خوب ، رسیدیم کابانه</b>

21:06.540 --> 21:07.700
<b>یه مغازه ؟</b>

21:10.500 --> 21:12.450
<b>مراقب زیر پات باش</b>

21:16.750 --> 21:19.620
<b>به دفتر مشاوره ی وقایع عجیب اینوگامی خوش اومدی</b>

21:20.950 --> 21:23.540
<b>باید یه فکری هم در مورد لباسهات بکنیم</b>

21:24.580 --> 21:27.540
<b>اوه ، اون خوبه ، اونو بپوش</b>

21:27.540 --> 21:31.200
<b>بذار ببینم ، حالا می مونه ... ایناهاش</b>

21:33.540 --> 21:38.950
<b>ما بوی کمونوی خودمون رو با استفاده از این 
مخفی می کنیم ، تو می تونی اینو داشته باشی</b>

21:38.950 --> 21:41.500
<b>من میرم لباس عوض کنم و به چند تا کار برسم</b>

21:41.500 --> 21:43.330
<b>راحت باش هر جا که خواستی استراحت کن</b>

21:44.950 --> 21:46.500
<b>یه دفتر ؟</b>

21:51.410 --> 21:53.250
<b>یه کمی برام بزرگه</b>

21:54.330 --> 21:57.830
<b>! ما برگشتیم ! اوه ، گشنمه</b>

21:57.830 --> 22:00.120
<b>من اول میرم حموم ، باشه ؟</b>

22:00.120 --> 22:02.950
<b>اینوگامی-سان ، میشه پیتزا سفارش بدیم ؟</b>

22:01.280 --> 22:02.950
<b>هی ، شنیدی چی گفتم ؟</b>

22:02.950 --> 22:06.750
<b>... توی صندوق پستیمون یه آگهی پیتزا انداخته بودند ! باید</b>

22:06.750 --> 22:10.200
<b>... یه نشونه از بهشت باشه که امروز پیتزا بخوریم</b>

22:14.540 --> 22:15.790
<b>تو کی هستی ؟</b>

22:14.540 --> 22:15.790
<b>تو کی هستی ؟</b>

22:15.810 --> 22:34.910
<b>بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.</b>

23:46.270 --> 23:50.250
<b>قسمت بعدی
 قسمت 2 : خانه ی کمونو</b>