﻿WEBVTT

00:00.460 --> 00:11.560
<b>‏.::  www.bolboljan.net ::.</b>

00:12.370 --> 00:15.580
<b>رئیس ، تو به عنوان کاراگاه هم کار میکنی ، درسته ؟</b>

00:15.580 --> 00:18.080
<b>خیلی خوبه</b>

00:18.080 --> 00:20.410
<b>من رئیس نیستم</b>

00:20.410 --> 00:22.870
<b>و اون نوشیدنی خودمه ، خیلی ازش نخور</b>

00:22.870 --> 00:28.330
<b>حالا که فکرش رو میکنم ، نمیدونم چرا نصف دفتر یه باره</b>

00:28.330 --> 00:30.700
<b>میگه یادگاری گذشته است</b>

00:30.700 --> 00:34.750
<b>ظاهراً ، قبل از اینکه ما رو استخدام بکنه 
با یه شریک کار کاراگاهی رو انجام میداده</b>

00:34.750 --> 00:37.290
<b>فکر کنم بار برای شریکش بوده</b>

00:37.290 --> 00:40.870
<b>اینوگامی-سان میگه علاقه ای به بار نداره ، هرچند
 اونو همینجوری دست نخورده باقی گذاشته</b>

00:40.870 --> 00:42.120
<b>شریک ؟</b>

00:42.120 --> 00:44.370
<b>نمی دونیم الان داره چیکار میکنه</b>

00:44.370 --> 00:47.450
<b>و از اینوگامی-سان در موردش نپرس 
اون یه موضوع حساسه</b>

00:47.450 --> 00:48.620
<b>فهمیدم</b>

00:48.620 --> 00:51.660
<b>حالا هر چی ، به حرفم گوش کن لطفاً</b>

02:22.870 --> 02:26.200
<b>یه زنی هست که ازش خوشم میاد</b>

02:25.040 --> 02:29.750
<b>قسمت 4 :ماموریت</b>

02:26.200 --> 02:29.540
<b>اما هیچی در موردش نمی دونم</b>

02:29.540 --> 02:32.160
<b>مثل اسم واقعیش یا شماره تماسش</b>

02:32.160 --> 02:33.830
<b>مطمئنی فقط بخاطر این نیست که از تو خوشش نمیاد ؟</b>

02:33.830 --> 02:37.410
<b>! نه ، حقیقت نداره ! خیلی مهربونه</b>

02:37.410 --> 02:40.080
<b>می خوام بیشتر در موردش بدونم</b>

02:40.080 --> 02:43.620
<b>... اگه فقط می تونستم بهش بگم چقدر قلبم براش درد میگیره</b>

02:43.620 --> 02:45.250
<b>باید عشق باشه ، درسته ؟</b>

02:45.250 --> 02:46.950
<b>! بله ، عشقه</b>

02:46.950 --> 02:48.040
<b>عشق ؟</b>

02:48.040 --> 02:49.250
<b>کوی</b>

02:49.250 --> 02:50.910
<b>باید برم دستشویی</b>

02:50.910 --> 02:52.540
<b>اون پشته</b>

02:52.540 --> 02:57.620
<b>من عاشق کویم ، کوی توی پارک 
خیلی چاق و خوشمزه است</b>

02:57.620 --> 02:59.750
<b>! اون کوی نه</b>

02:59.750 --> 03:03.250
<b>یه جورایی خوبه ، مگه نه ؟ باید ازش حمایت کنیم</b>

03:03.250 --> 03:05.910
<b>! من عاشق داستانهای عاشقانه ی خوبم</b>

03:05.910 --> 03:08.750
<b>و چه اشکالی داره ؟ شیکی ، تو هم از عشق</b>

03:08.750 --> 03:11.870
<b>پدر انسان و مادر کمونوت بدنیا اومدی</b>

03:11.870 --> 03:14.410
<b>! تمومش کن ! چندش آوره</b>

03:14.410 --> 03:16.870
<b>بدنیا اومدن از عشق ؟</b>

03:16.870 --> 03:20.000
<b>ها ؟ چی شده ، کابانه ؟</b>

03:20.000 --> 03:25.410
<b>آکیرا گفت هانیو از عشق بین انسانها
 و کمونو متولد میشه</b>

03:25.410 --> 03:30.580
<b>اگه در مورد عشق یاد بگیرم ، شاید 
والدینم رو بهتر درک کنم</b>

03:30.580 --> 03:34.330
<b>اگه با اون آقا برم ، می تونم عشق رو پیدا کنم ؟</b>

03:36.410 --> 03:44.990
<b>چیزهای زیادی برای گفتن هست
... حتی نمی دونم از کجا شروع کنم</b>

03:37.120 --> 03:43.330
<b>بستگی به خودت داره ، اگه مایل باشی ، می تونم
 این پرونده رو بسپارم به تو</b>

03:43.330 --> 03:45.160
<b>لطفاً اجازه بدید من انجامش بدم</b>

03:45.160 --> 03:49.620
<b>باشه ، پس شیکی و آکیرا ، شما 
دو تا ازش پشتیبانی کنید</b>

03:49.620 --> 03:51.370
<b>پشتیبانی ؟</b>

03:51.370 --> 03:53.200
<b>... و تو ، دختر کیتسونه</b>

03:53.200 --> 03:54.040
<b>کن هستم</b>

03:54.040 --> 03:58.080
<b>کن ... گفتی سر کابانه رو می خواهی ، مگه نه ؟</b>

03:58.080 --> 04:01.450
<b>اگه برای کارمون کمکمون بکنی ، به عنوان
 جایزه سرش رو بهت میدم</b>

04:01.450 --> 04:02.380
<b>واقعاً ؟</b>

04:02.380 --> 04:04.160
<b>! ائـ ، اینوگامی-سان</b>

04:04.870 --> 04:08.200
<b>داری جدی میگی ؟ یه فکری داری ، مگه نه ؟</b>

04:08.200 --> 04:11.410
<b>... نگران نباش ، نگران نباش ، در ضمن</b>

04:11.410 --> 04:14.540
<b>اگه می خواهی در مورد عشق یاد بگیری ، بهتره 
یه دختر در کنارت داشته باشی ، درسته ؟</b>

04:14.540 --> 04:17.250
<b>فقط داری خودت رو سرگرم میکنی ، مگه نه ؟</b>

04:18.950 --> 04:19.950
<b>آقا</b>

04:19.950 --> 04:20.910
<b>اگه شرکای من کارتون رو راه می اندازند</b>

04:20.910 --> 04:25.080
<b>می تونیم در مورد مشکلات عشقیتون 
ارزون کمکتون کنیم ، نظرتون چیه ؟</b>

04:25.080 --> 04:28.700
<b>هرچند ، اونها بچه اند ، فایده نداره</b>

04:28.700 --> 04:30.620
<b>بهتون قول میدم ، ماموریتمون رو تکمیل می کنیم</b>

04:30.620 --> 04:33.910
<b>مشکل اون نیست</b>

04:33.910 --> 04:37.950
<b>خوب حالا هر چی ، باشه فردا خوبه ؟</b>

04:37.950 --> 04:43.120
<b>اسم من یورونوست ، فردا شب نزدیک خروجی
... شرقی ایستگاه شینجوکو</b>

04:55.080 --> 04:58.040
<b>شرمنده ، وقتی این اطراف موش باشه
 نمی تونم جلوی خودم رو بگیرم</b>

04:58.040 --> 05:02.830
<b>من جمعشون میکنم ، بعضی وقتها که می تونم
 دوست دخترم رو خصوصی ببینم</b>

05:02.830 --> 05:05.000
<b>اونها رو به عنوان هدیه بهش میدم</b>

05:05.000 --> 05:06.540
<b>! من میرم دستشویی</b>

05:06.540 --> 05:08.870
<b>ای وای ، پس این تسخیر گربه ایه</b>

05:08.870 --> 05:09.910
<b>گربه ای ؟</b>

05:09.910 --> 05:12.160
<b>کار نکوماتاست</b>

05:12.160 --> 05:15.700
<b>یه کمونو که به شکل یه مرد یا زن جذاب 
تغییر شکل میده تا مردم رو اغوا بکنه</b>

05:15.700 --> 05:18.870
<b>گمان کنم این عشق ثمری نداشته باشه</b>

05:18.870 --> 05:22.040
<b>عشق چیزیه که روی درخت رشد میکنه ؟</b>

05:22.040 --> 05:24.120
<b>همـ ، میشه گفت</b>

05:25.290 --> 05:27.910
<b>من این موشها رو گرفتم ، سرش رو بده به من</b>

05:27.910 --> 05:32.580
<b>خیلی خوب ، کن ، بیا با همدیگه مرور کنیم که کار واقعاً چیه</b>

05:34.200 --> 05:37.370
<b>اوه ، وحشتناک بود</b>

05:37.370 --> 05:39.200
<b>... آکیرا</b>

05:39.200 --> 05:41.200
<b>تو چرا از این کار کنار نمیکشی ؟</b>

05:41.200 --> 05:43.750
<b>ها ؟ چرا ؟</b>

05:43.750 --> 05:46.830
<b>نمی تونی خیلی خوب از عهده چیزهای ترسناک 
و حال به همزن بربیای ، درسته ؟</b>

05:46.830 --> 05:49.120
<b>اگه شیکی و کابانه توی وضعیت بغرنجی گیر بیوفتن</b>

05:49.120 --> 05:51.620
<b>اگه با یه چیز ترسناک روبرو بشی
 می تونی کمکشون بکنی ؟</b>

05:51.620 --> 05:54.330
<b>... خوب ، من</b>

05:54.330 --> 05:57.950
<b>تو می تونی فردا توی کارهای دفتر 
به من کمک بکنی ، باشه ؟</b>

06:00.160 --> 06:03.160
<b>من مزاحم کارتونم ؟</b>

06:03.160 --> 06:08.750
<b>نه ، اصلاً ، اگه با چیز خوشگلی روبرو شدیم ، تو 
عضوی هستی که کار رو انجام میدی ، درسته ؟</b>

06:08.750 --> 06:10.290
<b>! همینطوره</b>

06:10.290 --> 06:12.450
<b>توی انجام کارهای دفتر تمام تلاشم رو میکنم</b>

06:12.450 --> 06:16.370
<b>چند تا برچسب خوشگل دارم که 
! نگهشون داشتم ! الپاکا دارند</b>

06:16.370 --> 06:17.910
<b>تانوکی نداری ؟</b>

06:17.940 --> 06:19.600
<b>کابوکیچو</b>

06:19.870 --> 06:22.160
<b>اونجا توی اون تشکیلات کار میکنه</b>

06:22.160 --> 06:23.790
<b>! اونجا برای بزرگسالهاست</b>

06:23.790 --> 06:25.080
<b>بزرگسال ؟</b>

06:25.080 --> 06:27.750
<b>یعنی بالغ یا رشد کامل</b>

06:27.750 --> 06:29.500
<b>توی روزنامه در موردش خوندم</b>

06:29.500 --> 06:31.000
<b>اسم اون خانم چیه ؟</b>

06:31.000 --> 06:32.500
<b>مائو-چان</b>

06:32.500 --> 06:34.080
<b>این عکسشه</b>

06:34.080 --> 06:34.910
<b>ما میریم داخل</b>

06:34.910 --> 06:36.500
<b>! صبر کنید</b>

06:36.500 --> 06:38.000
<b>چرا ؟ جلومون رو نگیر</b>

06:38.000 --> 06:40.540
<b>شماها زیادی دارید زود اقدام می کنید</b>

06:40.540 --> 06:43.910
<b>اون یه تشکیلات برای بزرگسالهاست 
پس بچه ها نمی تونند واردش بشند</b>

06:43.910 --> 06:45.410
<b>جدی میگی ؟</b>

06:45.410 --> 06:49.370
<b>در ضمن ، شیفت کاریش دیگه باید الان تموم بشه</b>

06:49.370 --> 06:54.660
<b>اما عجیبه ، قبلاً هم اینجوری بیرون منتظرش موندم</b>

06:54.660 --> 06:56.700
<b>اما تاحالا هیچوقت ندیدمش</b>

06:59.790 --> 07:00.790
<b>یه گربه</b>

07:00.790 --> 07:04.700
<b>اون کار نکوماتاست ، که اینطور</b>

07:04.700 --> 07:06.410
<b>می گیریمش و می خوریمش ؟</b>

07:06.410 --> 07:08.500
<b>خنگول ، اون هدفمونه</b>

07:16.160 --> 07:18.620
<b>شما مائو-چان-سان هستید ؟</b>

07:18.620 --> 07:21.040
<b>ببخشید که ترسوندیمتون</b>

07:21.040 --> 07:23.580
<b>ما از دفتر مشاوره ی وقایع عجیب اینوگامی هستیم</b>

07:23.580 --> 07:25.000
<b>اینوگامی ؟</b>

07:25.000 --> 07:27.700
<b>سر و کار داشتن با گربه ای مثل اون مسخره است</b>

07:27.700 --> 07:31.620
<b>اوه ، متخصص کمونو ؟ یه چیزهایی در موردش شنیدم</b>

07:31.620 --> 07:33.830
<b>از من چیزی می خواهید ؟</b>

07:33.830 --> 07:37.870
<b>مشتری ما ، یورونو-سان گفت عاشق شما شده</b>

07:37.870 --> 07:40.370
<b>و می خواد بیشتر در موردتون بدونه</b>

07:40.370 --> 07:43.370
<b>... اون صدای مائو-چانه ، که از یه گربه بیرون میاد</b>

07:43.370 --> 07:46.870
<b>اوه ، تو ؟ که اینطور</b>

07:53.120 --> 07:54.330
<b>! بوو</b>

07:54.330 --> 07:55.700
<b>! مائو-چان</b>

07:55.700 --> 07:58.750
<b>لازم نبود بری یه کاراگاه استخدام بکنی</b>

07:58.750 --> 08:02.250
<b>دیگه می خواستم بذارم بزودی به دسته ی اونها ملحق بشی</b>

08:02.250 --> 08:06.080
<b>می دونی ، زنده موندن توی شهر برای یه گربه خیلی سخته</b>

08:06.080 --> 08:09.330
<b>اما نگران نباش ، مطمئن میشم ازت مراقبت کنم</b>

08:09.330 --> 08:10.910
<b>! ... اون گربه ها</b>

08:10.910 --> 08:14.870
<b>مشتریهای سابقند ، درست مثل اون رفیقمون که اونجاست</b>

08:14.870 --> 08:21.080
<b>اما عجیبه ، اگه یه گربه نیستی ، پس کاملاً اغوا نشدی</b>

08:21.080 --> 08:22.750
<b>این اغوا نیست</b>

08:22.750 --> 08:24.290
<b>ها ؟</b>

08:24.290 --> 08:25.540
<b>عشقه</b>

08:25.540 --> 08:30.290
<b>! عشق ؟ ها ها ، جداً حیف شد</b>

08:30.290 --> 08:32.500
<b>... همونطور که می بینی من یه نکو</b>

08:33.370 --> 08:34.700
<b>گرفتمت</b>

08:36.660 --> 08:38.330
<b>!کی تونستی اون کار رو بکنی ؟</b>

08:38.330 --> 08:39.500
<b>عالیه</b>

08:39.500 --> 08:40.540
<b>می دونم</b>

08:43.410 --> 08:46.540
<b>این هدفتونه ، زود باشید چیزهایی که می خواستید رو بهش بگید</b>

08:53.040 --> 08:58.250
<b>واقعی بنظر نمیرسه ، اما تو واقعاً مائو-چانی ، درسته ؟</b>

08:58.250 --> 09:05.000
<b>ائـ ، اینها موشهاییه که برات گرفتم ، قبولشون میکنی ؟</b>

09:05.000 --> 09:09.450
<b>قبل از آشنایی با تو ، من هیچی نداشتم</b>

09:09.450 --> 09:14.540
<b>هیچ دوست یا دلبستگی ای نداشتم و کاملاً تنها بودم</b>

09:14.540 --> 09:19.330
<b>هر روز بی هدف زندگی می کردم</b>

09:19.330 --> 09:25.330
<b>اما مائو-چان ، تو اولین اشعه ی
 نوری بودی که تابحال داشتم</b>

09:25.330 --> 09:30.950
<b>لطفاً منو تبدیل به یه گربه کن ، دلم 
می خواد بخاطر تو زندگی کنم</b>

09:30.950 --> 09:34.410
<b>هیچ وابستگی ای به زندگیم به عنوان یه انسان ندارم</b>

09:39.290 --> 09:41.830
<b>اون درخواست مشتری رو تکمیل کرد ؟</b>

09:41.830 --> 09:45.910
<b>... کی میدونه ؟ اما با توجه به اینکه اوضاع چطور پیش رفت</b>

09:45.910 --> 09:50.750
<b>خوب ، اون گربه ها که قیافه ی انسانی داشتند هم 
بودند ، پس بهتره اون موضوع رو گزارش بدیم</b>

09:50.750 --> 09:53.910
<b>تا سرت رو نگیرم نمیرم ، کابانه</b>

09:53.910 --> 09:56.200
<b>ائـ ، درسته</b>

09:56.200 --> 09:59.370
<b>در اون مورد چیکار می خواهی بکنی ، اینوگامی-سان ؟</b>

10:00.450 --> 10:02.620
<b>خیلی خوب ، قول داده بودم</b>

10:02.620 --> 10:07.000
<b>پس کن ، تا وقتی که بگم بازشون بکنی چشمهات رو ببند</b>

10:07.000 --> 10:08.790
<b>باشه</b>

10:08.790 --> 10:10.450
<b>... بذار ببینم</b>

10:10.450 --> 10:11.950
<b>فکر کنم این خوب باشه</b>

10:13.250 --> 10:17.500
<b>صحیح و سالم تحویلش گرفتم ، ممنون از همکاریتون</b>

10:17.500 --> 10:19.040
<b>باشه ، می بینمت</b>

10:21.040 --> 10:23.250
<b>فوراً متوجه میشه</b>

10:23.250 --> 10:27.120
<b>مگه مهمه ؟ اون بچه بدی نیست</b>

10:27.120 --> 10:30.870
<b>خوب ، در مورد عشق چیزی فهمیدی ؟</b>

10:30.870 --> 10:31.910
<b>بله</b>

10:34.040 --> 10:36.000
<b>دستمال جیبی ؟</b>

10:36.000 --> 10:40.330
<b>توی راه اینجا خریدمشون ، میدمشون به تو اینوگامی-سان</b>

10:40.330 --> 10:42.830
<b>عشق خیلی شبیه نوره</b>

10:42.830 --> 10:46.700
<b>اینوگامی-سان ، تو نشونم دادی که زندگی
 می تونه مفهوم داشته باشه</b>

10:46.700 --> 10:49.290
<b>اگه بخواهیم جور دیگه ای بگیم ، فکر میکنم اون نوره</b>

10:49.290 --> 10:54.250
<b>در ضمن ، ظاهراً مردم به دیگران چیزهایی 
میدند که براشون منفعت داشته باشه</b>

10:54.250 --> 10:57.450
<b>دستمال بدرد بخوره ، برای همین 
باور دارم که برات منفعت داره</b>

11:00.450 --> 11:03.540
<b>حبابی که توش زندگی میکنی چقدر عمیقه ؟</b>

11:03.540 --> 11:06.700
<b>شیکی و آکیرا ، فکر میکنم شما 
هم یه جورایی نور هستید</b>

11:06.700 --> 11:08.040
<b>بزودی برای شما هم یه چیزی می گیرم</b>

11:08.040 --> 11:11.910
<b>من چیزهای شیرین و خوشگل رو دوست دارم</b>

11:11.910 --> 11:13.540
<b>خوب ، حالا هر چی</b>

11:14.830 --> 11:15.700
<b>!ها ؟</b>

11:15.700 --> 11:17.410
<b>!اون دو تا به همدیگه رسیدند ؟</b>

11:17.410 --> 11:18.540
<b>آره</b>

11:18.540 --> 11:21.620
<b>یه کم قبل یه سر اومدن و هدیه و این عکس رو آوردند</b>

11:21.620 --> 11:24.950
<b>دختره گفت به اندازه کافی داره که زندگیش
 رو بگردونه و حالا وضعیتش امن و راحته</b>

11:24.950 --> 11:27.330
<b>و حالا ، هر دوی اونها با هم زندگی می کنند</b>

11:27.330 --> 11:32.120
<b>اوه راستی ، اون گربه ها با قیافه مردها هم باید
 تا یه هفته دیگه به وضعیت عادی برگردند</b>

11:32.120 --> 11:34.200
<b>یورونو-سان خوشحال بنظر میرسه</b>

11:34.200 --> 11:36.450
<b>!جدی میگی ؟</b>

11:36.450 --> 11:39.750
<b>بعضی وقتها زندگی رو درک نمیکنم</b>

11:39.750 --> 11:42.290
<b>کابانه-کون عجب چیزیه</b>

11:42.290 --> 11:45.540
<b>تازه اومده و به همین زودی به چند 
تا از کارها رسیدگی کرده</b>

11:45.540 --> 11:48.370
<b>... در مورد منم همینطوره اما من</b>

11:57.790 --> 11:59.540
<b>شاگرد کابانه شدی ؟</b>

11:59.540 --> 12:03.790
<b>درسته ! می تونی هر پرونده ای رو به من و استادم بسپاری</b>

12:03.790 --> 12:05.330
<b>چطور همچین اتفاقی افتاد ؟</b>

12:05.330 --> 12:07.700
<b>دیروز ، یه سوسک توی حمام بود</b>

12:07.700 --> 12:10.290
<b>و وقتی آکیرا با گریه ازش کمک می خواست</b>

12:10.290 --> 12:14.000
<b>کابانه اومد و اونو انداخت بیرون ، بعدش</b>

12:14.000 --> 12:18.160
<b>گفت ، کابانه فوق العاده است و اون همیشه 
هر کاری بهش بسپاری رو انجام میده</b>

12:18.160 --> 12:20.870
<b>و وقتی به عنوان سنپایش ازش پرسیدم منظورش چیه</b>

12:20.870 --> 12:22.830
<b>به دلایلی ، این اتفاق افتاد</b>

12:22.830 --> 12:24.120
<b>... همـ</b>

12:24.120 --> 12:26.120
<b>! هر کاری بود به ما بسپارید</b>

12:28.370 --> 12:31.330
<b>یه کاری هست که تازه بدستمون رسیده</b>

12:31.330 --> 12:34.250
<b>کاریه که می خواستم بخاطرش کابانه رو با خودم ببرم</b>

12:34.250 --> 12:36.540
<b>اما آکیرا ، اگه بخواهی ، می تونم اجازه بدم تو انجامش بدی</b>

12:36.540 --> 12:37.750
<b>واقعاً ؟</b>

12:37.750 --> 12:41.620
<b>آره ، یه رودخونه هست که زیر شیبویا جریان داره</b>

12:41.620 --> 12:43.620
<b>و در حال حاضر ، دارن یه کارهایی می کنند
 که مسیرش رو عوض کنند</b>

12:43.620 --> 12:46.370
<b>اما کارگرهای زیادی دچار مرگهای غیرطبیعی شدند</b>

12:46.370 --> 12:48.830
<b>پرونده در مورد تحقیق درباره ی علتشه</b>

12:48.830 --> 12:49.870
<b>غیرطبیعی ... ؟</b>

12:49.870 --> 12:53.830
<b>رودخونه ی شیبویا با ساختمونها پوشونده شده
 تقریباً یه مجرای فاضلابه</b>

12:53.830 --> 12:55.370
<b>من جداً قبولش نمیکنم</b>

12:55.370 --> 13:00.540
<b>درست میگی ، ترسناک و حال به همزنه 
لازم به گفتن نیست که کثیف هم هست</b>

13:00.540 --> 13:02.830
<b>مطمئنی که می تونی انجامش بدی ؟</b>

13:02.830 --> 13:04.950
<b>من مشکلی با اون موضوع ندارم</b>

13:06.750 --> 13:09.000
<b>منم مشکلی با اون موضوع ندارم</b>

13:09.000 --> 13:13.580
<b>اما حس میکنم یه کمی حالم خوب نیست
 پس میشه اول یه دوش سریع بگیرم ؟</b>

13:13.580 --> 13:15.370
<b>! یه مشکل بزرگ با این موضوع داری</b>

13:16.540 --> 13:19.000
<b>فایده ای نداره</b>

13:19.000 --> 13:21.950
<b>بهتره بیخیالش بشی</b>

13:21.950 --> 13:23.870
<b>... شاید</b>

13:27.080 --> 13:31.040
<b>گفته شده از قربانی ها فقط اسکلتشون باقی مونده</b>

13:31.040 --> 13:33.250
<b>نظر خیلی خوبی دارم که مجرم کیه</b>

13:33.250 --> 13:36.660
<b>رودخانه ی شیبویا چند تا ساکن بومی داره</b>

13:36.660 --> 13:39.080
<b>اول یه سری ساختمان روی اون ساخته شد و اونو پوشوند</b>

13:39.080 --> 13:41.950
<b>و حالا قطع شده و مسیرش عوض شده</b>

13:41.950 --> 13:45.830
<b>تعجبی نداره که این کار باعث عصبانیتشون شده باشه</b>

13:47.450 --> 13:50.120
<b>! کابانه-کون</b>

13:50.120 --> 13:52.160
<b>! ببخشید که منتظر موندی</b>

13:53.790 --> 13:55.250
<b>شما کی هستید ؟</b>

13:55.250 --> 13:58.080
<b>! اوه بی خیال ، منم ، آکیرا</b>

13:58.080 --> 14:01.200
<b>با این لباس دیگه مشکلی با چیزهای کثیف
 و حال به همزن ندارم ، درسته ؟</b>

14:01.200 --> 14:04.910
<b>خیلی خوب ، بیا بریم ! بیا سریع تمومش کنیم
! و بعدش برای چای بریم به یه کافه</b>

14:04.910 --> 14:08.330
<b>صبر کن ، آکیرا ، اون تو تاریکه و زمین لغزنده است</b>

14:08.330 --> 14:10.200
<b>... پس اگه نتونی ببینی کجا داری میری</b>

14:10.200 --> 14:12.160
<b>! آی</b>

14:12.160 --> 14:14.540
<b>آکیرا ، حالت خوبه ؟</b>

14:16.080 --> 14:20.250
<b>... اوه ، اینجا تاریکه و ترسناک</b>

14:20.250 --> 14:24.330
<b>اول ، بیا اون ساکنین بومی رو که اینوگامی-سان
 بهش اشاره کرد رو پیدا کنیم</b>

14:24.330 --> 14:26.750
<b>امیدوارم بتونیم یه راه حل دوستانه پیدا کنیم</b>

14:26.750 --> 14:29.160
<b>ها ؟ می خواهی دوستانه رفتار بکنی ؟</b>

14:30.000 --> 14:35.700
<b>آکیرا ، طاقت بیار ، اگه داد بزنی ممکنه موجوداتی
 که اینجا هستند رو تحریک بکنی</b>

14:35.700 --> 14:37.700
<b>ممکنه بهمون حمله کنند</b>

14:42.330 --> 14:44.700
<b>عموماً موجودات وحشی اگه کاری باهاشون نداشته باشی</b>

14:44.700 --> 14:50.200
<b>کاری نمی کنند ، هرچند نمی دونم کمونو هم همینطوریه یا نه</b>

14:50.200 --> 14:51.620
<b>واقعاً ؟</b>

14:51.620 --> 14:52.790
<b>واقعاً</b>

14:52.790 --> 14:55.330
<b>چون بدجوری دارن تو رو می جون</b>

14:55.330 --> 14:56.660
<b>مشکلی نیست</b>

15:01.040 --> 15:06.080
<b>عالیه ، کابانه-کون ، وقتی داشتی ترتیب اون سوسک
 رو میدادی هم متوجه این موضوع شدم</b>

15:06.080 --> 15:08.200
<b>اما بدون اینکه بکشیشون ولشون میکنی برن</b>

15:08.200 --> 15:11.040
<b>تا چاره ی دیگه ای برای من باقی 
نذاشته باشن نمی کشمشون</b>

15:11.040 --> 15:15.790
<b>وقتی مجبور به کشتن باشم ، میکشم ، اونها 
هم به فقط به همین دلیل حمله می کنند</b>

15:15.790 --> 15:18.500
<b>برای همین فکر میکنم وضعیت هر دوی ما مثل همه</b>

15:18.500 --> 15:20.500
<b>تو واقعاً یه چیز دیگه ای</b>

15:22.540 --> 15:28.500
<b>می دونی چیه ؟ راستش ، کابانه-کون تو 
یه جورایی منو یاد برادرم میندازی</b>

15:28.500 --> 15:29.870
<b>برادر ؟</b>

15:29.870 --> 15:31.540
<b>اوهوم</b>

15:31.540 --> 15:37.950
<b>برادر دوقلوم ، برای پیدا کردن اون
 اومدم به دفتر اینوگامی-سان</b>

15:37.950 --> 15:40.870
<b>می دونی ، ما همونهایی هستیم که
 بهشون میگن یوکی-اونوکو</b>

15:40.870 --> 15:44.410
<b>تمام قبیله ما توی عمق کوهستانهای آئوموری زندگی می کنند</b>

15:45.410 --> 15:48.580
<b>دهکده برفی ما سیستم مرموزی داره 
جایی که همه اهالیش زن هستند</b>

15:48.580 --> 15:53.700
<b>و مردها هر صد سال یکبار متولد میشند</b>

15:53.700 --> 15:59.700
<b>شاید به همین دلیل باشه که بقیه دهکده ها به ما مشکوکند</b>

15:59.700 --> 16:02.580
<b>من یه ضعیف بودم که هیچ کاری بجز گریه نمی کرد</b>

16:02.580 --> 16:05.620
<b>برای همین برادرم همیشه سعی می کرد منو سر حال بیاره</b>

16:05.620 --> 16:09.200
<b>تو آلوده نشو ، من ازت محافظت می کنم ، آکیرا</b>

16:09.200 --> 16:12.450
<b>وقتی بزرگ بشیم ، دهکده رو ترک می کنیم
 و با همدیگه زندگی می کنیم</b>

16:13.620 --> 16:15.540
<b>باحال نیست ؟</b>

16:15.540 --> 16:20.620
<b>اما وقتی از دهکده فرار می کردیم ، از هم جدا شدیم</b>

16:20.620 --> 16:25.660
<b>اما ، از اونجایی که من زنده و سالمم ، باید 
باور داشته باشم که برادرم هم حالش خوبه</b>

16:25.660 --> 16:30.910
<b>اگه تو کمونوی برف باشی ، اون یعنی تو می تونی
 برف و یخ رو کنترل بکنی ؟</b>

16:30.910 --> 16:34.790
<b>ها ؟ اوه ، اوهوم ، میشه گفت همینطوره</b>

16:34.790 --> 16:38.410
<b>اما تمرکز زیادی می خواد ، برای همین 
توی اون کار خیلی خوب نیستم</b>

16:38.410 --> 16:40.870
<b>تمام کاری که می تونم بکنم منجمد کردن سطح آبه</b>

16:40.870 --> 16:43.200
<b>همون هم فوق العاده است ، دلم می خواد ببینمش</b>

16:43.200 --> 16:48.080
<b>جدی ؟ باشه ، پس شاید یه امتحانی بکنم</b>

16:48.080 --> 16:51.370
<b>خیلی وقته اون کار رو نکردم ، برای همین
 مطمئن نیستم بتونم اون کار رو بکنم</b>

16:51.370 --> 16:56.700
<b>اوه ، نمی تونم ، اگه رودخونه رو منجمد کنم 
موجوداتی که داخلش هستند می میرند</b>

16:56.700 --> 16:58.750
<b>فکر کنم درست میگی</b>

16:58.750 --> 17:00.950
<b>چی ؟ چه بد</b>

17:00.950 --> 17:03.790
<b>فکر کردم شاید واقعاً بعد مدتها ازم تعریف بشه</b>

17:03.790 --> 17:05.450
<b>... آکیرا</b>

17:05.450 --> 17:06.540
<b>پشت سرت</b>

17:14.830 --> 17:16.580
<b>!ائـ ، این چیه ؟</b>

17:16.580 --> 17:17.700
<b>آکیرا ، ببخشید</b>

17:17.700 --> 17:21.080
<b>گفتم موجودات وحشی اگه باهاشون کاری
 نداشته باشی حمله نمی کنند</b>

17:21.080 --> 17:22.120
<b>اما استثناء هم وجود داره</b>

17:22.120 --> 17:22.950
<b>ها ؟</b>

17:22.950 --> 17:25.500
<b>اون وقتیه که ... دنبال شکارند</b>

17:32.370 --> 17:37.370
<b>! تانوکیه ! امکان نداره ! چطور ممکنه ؟! چه خوشگله</b>

17:37.370 --> 17:39.040
<b>! بیا بغلم</b>

17:40.290 --> 17:42.080
<b>! خیلی پشمالوست</b>

17:42.080 --> 17:43.250
<b>نره</b>

17:44.200 --> 17:45.830
<b>! اون درک نمیکنه</b>

17:45.830 --> 17:48.540
<b>ها ؟ این چیه ؟</b>

17:48.130 --> 17:53.130
<b>برای آکیرا و کابانه
اینوگامی</b>

17:48.540 --> 17:50.790
<b>اون یه نامه از طرف اینوگامی-سانه</b>

17:50.790 --> 17:53.750
<b>اون بطری ... خونه ؟</b>

17:53.750 --> 17:56.410
<b>اینوگامی-سان ازت خواسته اینو بیاری اینجا ؟</b>

17:58.000 --> 18:00.790
<b>یه چیزی فهمیدم ، برای همین به شما هم میگم</b>

18:00.790 --> 18:03.950
<b>ساکنین بومی اونجا کمونوی قورباغه اند</b>

18:03.950 --> 18:07.330
<b>در ضمن ، اونها مجرمین مرگهای غیرطبیعی اند</b>

18:07.330 --> 18:10.750
<b>اونها کمونوی قورباغه ای اند که بعد از 
خوردن مردم غیرعادی میشند</b>

18:10.750 --> 18:13.410
<b>هوش خودشون رو از دست میدن 
غرورشون رو فراموش می کنند</b>

18:13.410 --> 18:15.950
<b>و از روی غریزه حیوانی به مردم حمله می کنند</b>

18:15.950 --> 18:19.700
<b>اگه از بین برده نشند ، برای افرادی که بیرون
 هستند هم یه تهدید به حساب میان</b>

18:19.700 --> 18:24.410
<b>شما دو تا برای من ترتیبشون رو بدید ، می تونید
 از اون خون برای جذب کردنشون استفاده کنید</b>

18:26.040 --> 18:27.540
<b>روی شما حساب میکنم</b>

18:29.040 --> 18:31.700
<b>باشه ، مشکلی با اون موضوع ندارم</b>

18:31.700 --> 18:36.500
<b>ها ؟ با چی مشکلی نداری ؟ منظورت جنگیدن با اونهاست ؟</b>

18:36.500 --> 18:38.120
<b>... آکیرا</b>

18:38.120 --> 18:42.000
<b>اگه فکر میکنی از عهده اش برنمیای ، تا 
خروجی همراهیت میکنم ، چی میگی ؟</b>

18:42.000 --> 18:46.580
<b>... ها ؟ منظورت اینه ، جنگیدن برای من</b>

18:46.580 --> 18:50.500
<b>! اصلاً نمیشه ! اون موجودات چسبناک ، لزج و کثیف</b>

18:50.500 --> 18:54.910
<b>! صد در صد ، بدون شک ، خودم رو خیس میکنم</b>

18:54.910 --> 18:57.410
<b>... با اینحال ... با اینحال</b>

18:58.410 --> 19:03.620
<b>زندگی اینجا توی توکیو خیلی جالب و پر
... زرق و برقه ، کاملاً فراموش کردم</b>

19:05.790 --> 19:07.830
<b>دلت می خواد اینجا کار بکنی ؟</b>

19:07.830 --> 19:11.830
<b>می خوام وقتی دارم دنبال برادرم می گردم قویتر بشم</b>

19:11.830 --> 19:16.080
<b>اونقدر قوی که برادرم بتونه روی من 
! ... حساب بکنه ، پس لطفاً</b>

19:18.450 --> 19:20.540
<b>این کار رو میکنم</b>

19:21.870 --> 19:26.290
<b>شاید کمک زیادی نباشم ، اما از اینکه با بقیه ی
! اعضای گروه فرق دارم خسته شدم</b>

19:30.410 --> 19:34.580
<b>اونقدر دور شدیم که اگه مشکلی
 پیش بیاریم ، به بیرون نرسه</b>

19:34.580 --> 19:35.660
<b>آماده ای ؟</b>

19:57.620 --> 19:59.830
<b>! منم باید یه کاری بکنم ... اوه</b>

20:02.120 --> 20:03.410
<b>! تانوکی-چی</b>

20:05.450 --> 20:07.910
<b>چیکار کنم ؟ چیکار کنم ، چیکار کنم ؟</b>

20:09.950 --> 20:14.040
<b>باید تمرکز کنم ، اما اونقدر ترسیدم که 
حتی نمی تونم درست فکر کنم</b>

20:14.040 --> 20:15.120
<b>! آکیرا</b>

20:19.830 --> 20:21.160
<b>! کابانه-کون</b>

20:21.160 --> 20:24.200
<b>مشکلی نیست ، هرجایی که خورده بشه
 رو دوباره می تونم رشد بدم</b>

20:24.200 --> 20:26.500
<b>... اما این بخاطر منه</b>

20:29.250 --> 20:31.660
<b>... بخاطر اینکه من خیلی ضعیفم</b>

20:31.660 --> 20:33.330
<b>... آکیرا</b>

20:33.330 --> 20:38.250
<b>انرژی خودت رو هدر نده ، من قوی ام ، تو ضعیفی</b>

20:38.250 --> 20:41.910
<b>بذار اونی که قویه ترتیب همه موضوعات
 دردناک و ترسناک رو بده</b>

20:41.910 --> 20:44.200
<b>تو لازم نیست هیچ کاری بکنی</b>

20:44.200 --> 20:46.660
<b>! نه ، اون چیزی نیست که من می خوام</b>

20:46.660 --> 20:48.830
<b>! کابانه-کون دوست منه</b>

20:48.830 --> 20:51.410
<b>... می خوام ... می خوام</b>

20:51.410 --> 20:54.370
<b>! که منم بدرد بخور باشم</b>

21:09.450 --> 21:14.410
<b>ها ؟ این یخه ؟ من این کار رو کردم ؟</b>

21:14.410 --> 21:16.120
<b>... آکیرا</b>

21:16.120 --> 21:20.450
<b>اوه ! ببخشید ، کابانه-کون ! این تقصیر منه</b>

21:20.450 --> 21:21.500
<b>عالی بود</b>

21:21.500 --> 21:22.950
<b>ها ؟</b>

21:22.950 --> 21:24.790
<b>با اون حساب همشون رو رسیدی</b>

21:27.620 --> 21:29.250
<b>! آره</b>

21:29.250 --> 21:32.370
<b>اوه ، صبر کن ، صبر کن ، کابانه-کون 
باید یه عکس بگیریم</b>

21:32.370 --> 21:33.250
<b>عکس ؟</b>

21:33.250 --> 21:35.790
<b>! درسته ، برای یادآوری اینکه من کلی زحمت کشیدم</b>

21:35.790 --> 21:38.620
<b>آخه ، شیکی هیچوقت اینو باور نمیکنه</b>

21:38.620 --> 21:41.580
<b>آه ، دوربین اینجاست ، اینطرف رو نگاه کن</b>

21:42.410 --> 21:48.000
<b>متخصص کمونو ، در مورد کار بدون دستمزد متاسفم</b>

21:48.000 --> 21:51.700
<b>اون خویشاوندان سابق من نه فقط مردم رو می خوردند</b>

21:51.700 --> 21:56.620
<b>بلکه خوردن جوانها و تخم همنوعان
 خودشون رو هم شروع کرده بودند</b>

21:56.620 --> 22:03.000
<b>حالا روحشون به آرامش میرسه ، ممنون</b>

22:03.000 --> 22:07.120
<b>باز هم برمی گردم ، این دفعه برای دفن مردگان</b>

22:10.540 --> 22:14.160
<b>! خیلی خوب ، عکس میگیرم ! بخند ، بخند</b>

22:14.180 --> 22:34.280
<b>.:: @bollbolljan_com ::.</b>

23:46.270 --> 23:50.370
<b>قسمت بعدی
قسمت 5 : ورود بدون اجازه</b>