﻿WEBVTT

00:02.620 --> 00:08.770
.در گذشته‌های دور، انسان‌ها و هیولا‌ها درگیر جنگی بودند که ۱۰۰ سال به طول انجامید

00:09.700 --> 00:14.350
.احدی به یاد ندارد، که چه چیزی آتش جنگ را برافروخت

00:15.460 --> 00:20.360
.شعله‌های جنگ با گذشت زمان رو به خاموشی رفت، تا اینکه دیگر نشانی از آن باقی نماند

00:21.700 --> 00:27.170
زمانی که دیگر نه انسان‌ها و نه هیولاها، نای جنگیدن در خود ندیدند

00:27.170 --> 00:29.020
.جنگ نیز خاتمه یافت

00:30.180 --> 00:34.730
.و در نتیجه انسان‌ها و هیولا‌ها بعد از این نزاع طولانی، دوباره با یکدیگر رابطه برقرار کردند

00:35.480 --> 00:36.620
...و سپس

00:37.140 --> 00:43.640
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:43.750 --> 00:46.900
...ولی شوهرم چی؟... شوهرم

00:47.190 --> 00:50.610
.خیلی متاسفم، ولی ازتون می‌خوام یکمی دیگه تحمل کنید

00:51.640 --> 00:53.500
،درمان پزشکی

00:53.500 --> 00:54.770
.تحملش کن

00:54.770 --> 00:56.410
...باشه

00:59.820 --> 01:01.230
.التهابی درکار نیست

01:01.800 --> 01:03.280
.حالا اگه اجازه بدین گوش‌هاتون

01:03.500 --> 01:06.340
...بـ باشه

01:07.240 --> 01:09.080
...یا‌الله

01:13.950 --> 01:15.070
احساس درد می‌کنید؟

01:15.070 --> 01:19.110
...نه، ولی راستش گوش‌هام خیلی حساس ان

01:21.870 --> 01:24.220
.که اینطور... متوجه شدم

01:28.610 --> 01:30.740
.پاک، پاک، تمیز شد

01:31.990 --> 01:36.240
دکتر... من چم شده؟

01:41.730 --> 01:43.250
.شما حامله هستی

01:44.740 --> 01:48.640
...سیرسا، خدا رو شکر، وای خدا رو شکر

01:48.640 --> 01:50.490
!عزیزم

01:51.170 --> 01:56.130
.دردِ سینه و قرمزشدن گوش‌ها، بین مینو‌تائوروس‌ها از نشانه‌های بارداری ان

01:58.980 --> 02:00.740
.تبریک میگم

02:00.740 --> 02:02.510
.خیلی ممنونم

02:03.250 --> 02:05.440
‫دردتون به مرور خفیف تر میشه.

02:05.440 --> 02:08.190
.ولی اگه از تحمل‌تون خارج شد، می‌تونین مسکن مصرف کنین

02:08.630 --> 02:10.520
.سافِنتیت، دارو‌های خانم رو لطف کن

02:10.840 --> 02:13.130
.چشم، دکترگلن

02:15.440 --> 02:18.900
قنطورسِ میدان         پرونده ۱

02:15.440 --> 02:18.900
جانوری از افسانه‌های یونان، با پاهای اسب و بالا‌تنه انسان*

02:29.360 --> 02:30.870
!تمیزکاری

02:31.240 --> 02:32.750
!!جمع و جور کردن

02:33.140 --> 02:36.630
.برای امروز هم خسته نباشید، دکتر گلن

02:37.170 --> 02:39.590
.تو هم همینطور، سافِنتیت

02:41.080 --> 02:43.150
چیزی شده؟

02:43.560 --> 02:46.110
.نه، هیچی نشده

02:46.110 --> 02:49.530
و من اصلاً از اینکه شما با یکی از مریض‌هاتون که به تازگی ازدواج کرده

02:49.530 --> 02:53.140
.تویِ یک اتاق تنها شدین، و آه و ناله‌های خجالت‌آور ازش در آوردین، ناراحت نیستم

02:53.930 --> 02:56.640
.شـ شرمنده، زیادی جذبِ معاینه شده بودم

02:56.640 --> 02:58.230
.نه اشکالی نداره

02:58.780 --> 03:01.580
،اینکه در حین معاینه اجازه نمیدین محیط اطراف باعث حواس‌پرتی‌تون بشه

03:01.580 --> 03:04.270
.یکی از ویژگی‌های تحسین‌برانگیز شماست دکتر

03:04.270 --> 03:07.530
...و من از اونجای قضیه نیست که ناراحتم

03:08.050 --> 03:10.600
،من دوست دارم که شما منو به جای اینکه "سافِنتیت" صدا کنین

03:10.600 --> 03:13.530
!مثل زمانی که تو آکادمی بودیم، "سافه" صدام کنین

03:13.530 --> 03:16.530
.آه، شرمنده، سافه

03:16.530 --> 03:18.370
!خواهش می‌کنم، دکتر

03:24.040 --> 03:25.050
بله؟

03:26.900 --> 03:28.560
!نامه دارین

03:28.890 --> 03:30.000
.ممنون

03:34.840 --> 03:38.570
...از بیمارستانِ مرکزی
.از طرف دکتر کتولی‌ست که

03:46.950 --> 03:50.990
چرا دکتر کتولی همیشه اینقدر خود‌خواهی میکنه؟

03:51.420 --> 03:55.510
،بیمارستان مرکزی لیندورم همیشه نیروی کار به اندازه کافی نداره

03:55.510 --> 03:58.160
.و تو مطب‌مون هم فقط ما دوتا ایم

03:58.160 --> 04:03.320
.و امروز هم برای انجام معاینه در میدان مجبور شدیم که مطب رو ببندیم

04:03.320 --> 04:05.020
.از دستِ اون زنیکه‌ی هشت‌پا

04:05.400 --> 04:07.220
.می‌دونی به گردن‌مون حق داره خب

04:07.220 --> 04:12.510
.و تازه با حمایت‌های دکتر کتولی بود که تونستم مطب خودم رو باز کنم

04:12.510 --> 04:15.120
...خب، روی حرفِ حق نمیشه چیزی گفت، ولی باز هم

04:15.120 --> 04:19.940
.در ضمن با همین معاینه‌هاست که می‌تونم حال خیلی از مریض ها رو ببینم

04:20.390 --> 04:25.400
.دکتر کتولی این فرصت رو فراهم کرده تا من بتونم تجربه بیشتری به دست بیارم

04:25.870 --> 04:29.300
.دکتر، شما خیلی درمورد بقیه خوش‌بینی

04:31.080 --> 04:33.860
.ولی خب، بهتره بحث رو همینجا تمومش کنیم

04:34.470 --> 04:39.410
،جنگجوهایی که امروز باهاشون قرار ملاقات داریم، در رده سوم و چهارم سطحِ متوسط قرار دارن

04:39.410 --> 04:42.390
.پس شاید به مورد خاصی بربخوریم، که تا حالا ندیدیم

04:47.860 --> 04:49.550
.بزار کمکت کنم، سافه

04:49.550 --> 04:51.820
.خیلی ممنونم، دکتر

04:52.760 --> 04:55.830
.اینم از این
همه‌ی وسایل‌تون همین بود؟

04:55.830 --> 04:57.650
.بله. خیلی لطف کردی

04:58.360 --> 05:01.410
دکتر، امروز سرِ معاینه‌هاتون

05:01.410 --> 05:04.690
.برای پرنسس‌ ما کم نزار لطفاً

05:05.640 --> 05:07.200
پرنسس؟

05:09.000 --> 05:12.880
!به میدانِ بزرگ لیندورم خوش‌اومدین

05:12.880 --> 05:14.240
.از دیدارتون خوش‌بختم

05:14.240 --> 05:20.330
.من تیسالیا اسکیتیا، یکی از جنگجوهای رده سوم اینجا هستم

05:21.210 --> 05:24.850
،من به جایِ دکتر کتولی برای معاینات پزشکی اومدم

05:24.850 --> 05:26.360
.گلن لیتبایت هستم

05:27.300 --> 05:30.030
.من هم دستیارِ ایشون، سافنتیت نِکس هستم

05:30.880 --> 05:33.680
.نه بابا، جدی جدی این دکتر یه آدمیزاده

05:33.680 --> 05:36.300
!شنیده بودم که جوونه، ولی دیگه تا این حد

05:36.300 --> 05:38.650
.زود باش، دُکی. معاینه رو شروع کن

05:38.650 --> 05:41.120
.شما خیلی بی‌ادبی کردین

05:41.120 --> 05:44.660
.به نوبت همه‌مون رو معاینه می‌کنن، پس بی‌سروصدا منتظر بمونین

05:44.660 --> 05:46.100
!بله خانم

05:46.100 --> 05:47.980
.فوق العاده بود

05:47.980 --> 05:51.530
شما همیشه به این شکل مدیریت‌شون میکنی، تیسالیا-سان؟

05:51.780 --> 05:56.030
.البته. بی‌دلیل نیست که من اینو دارم

05:58.320 --> 06:00.000
!ای وای خاک عالم

06:00.000 --> 06:03.000
،البته تقصیر شما نیست که با دیدن اندام من که با الهه‌ها برابری می‌کنه

06:03.000 --> 06:05.420
!لرزه به تن و جون‌تون بیافته

06:05.680 --> 06:07.970
...نه، اصلاً چنین منظوری نداشتم

06:08.420 --> 06:11.430
.ولی چیزی که می‌خواستم ازتون معاینه کنین، اینه

06:12.010 --> 06:15.920
،این من، تنها وارثِ شرکت ترابریِ اسکیتیا

06:15.920 --> 06:21.300
.که بر انتقال نامه‌های و بسته‌های این شهر حکومت می‌کنه، هستم
.شعار ما "از بسته فرستنده، تا دستِ گیرنده"‌ ست

06:21.690 --> 06:24.570
!می‌تونی حالا بزرگی منو تحسین کنی

06:32.040 --> 06:35.370
.که اینطور، برای همین بهش میگن پرنسس

06:37.460 --> 06:40.050
!آییی

06:40.280 --> 06:43.130
.اینجا اثراتی از التهاب وجود داره

06:43.130 --> 06:45.940
.توصیه می‌کنم تا چند روزی از شرکت در رقابت‌ها خودداری کنی

06:46.900 --> 06:49.520
.اینطور که نشد، دکتر

06:49.520 --> 06:53.170
.آخه این هفته یه رقابت مهم هست و ترفیع من به همین مسابقه بسته‌ست

06:53.520 --> 06:56.190
.من می‌دونم که دکتر یه جوری میوتونی به من کمک کنی

06:57.430 --> 06:59.000
.بـ باشه

06:59.000 --> 07:02.720
.پس دستت رو درجا محکم می‌بندم
.فقط به خودت خیلی فشار نیار

07:02.720 --> 07:04.980
....خدا رو شکر، خیلی ممنون دکتـ

07:04.980 --> 07:07.110
.بفرمائيد از این طرف

07:09.250 --> 07:11.080
...خب... نفر بعد

07:11.420 --> 07:12.950
!من هستم

07:20.760 --> 07:24.620
آقای دکتر، شما از قنطورس هایی مثلِ من خوشت میاد؟

07:25.250 --> 07:26.400
!می آی

07:26.400 --> 07:27.870
.وای، خیلی می‌بخشین

07:28.300 --> 07:31.450
.من وارث شرکت اسکیتیا ام

07:31.450 --> 07:34.360
،و روزی قراره که بر همه‌ی سنتور‌های لیندورم رهبری کنم

07:34.360 --> 07:37.220
.با هدفِ محکم کردن جایگاه شرکت در این شهر

07:37.220 --> 07:42.380
.و برای رسیدن به این هدف، اول باید ازدواج کرده و بچه‌دار شوم

07:42.900 --> 07:46.870
،هنوز هم در جستجوی بهترین گزینه برای همسری هستم

07:46.870 --> 07:51.320
،و با  وجود فراوانی خواستگارها
.متاسفانه فردِ مناسبی رو پیدا نکردم

07:51.990 --> 07:57.250
،ما قنطورس ها به دلاوری خود معروفیم، و بهش می‌بالیم
.اما من شخصاً از مرد‌های خشن خوشم نمیاد

07:57.610 --> 08:00.250
...آره، اگه قرار باشه کسی رو انتخاب کنم

08:00.820 --> 08:07.100
. مردِ شایسته، جوان و باهوشی رو که زمانش رو برای درمان هیولاها سپری می‌کنه، انتخاب می‌کنم

08:07.100 --> 08:09.040
.منو باید ببخشین

08:09.590 --> 08:11.450
وای نه تیسالیا-سان

08:11.450 --> 08:14.780
.اینجا نشون میده که اندازه دور کمرتون در مقایسه با ماه پیش به وضوح زیاد شده

08:14.780 --> 08:16.810
تو به یکباره چه میگی؟

08:16.810 --> 08:19.270
چطور جرات کردی با اون دُم‌ ماریت دور کمر منو اندازه بگیری؟

08:19.270 --> 08:21.800
.بعلاوه، چیزی که باید اندازه بگیری اینه

08:21.800 --> 08:25.170
واقعاً که! با اینکه پرستاری حتی این موضوع ساده رو هم نمی‌دونی؟

08:25.170 --> 08:27.630
.پرستار نیستم، کمک‌دکتر ام

08:27.630 --> 08:29.350
.اصلاً اهمیتی نداره

08:30.700 --> 08:36.030
.بفرما! خوب چشماتو باز کن، زنِ‌ ماری. به جمالِ این کمر چشم بدوز

08:36.440 --> 08:41.050
.گفته باشم، در کنار حرفه طبابت، دکتر گلن به موضوع‌های دیگه بی توجه میشه

08:41.450 --> 08:44.300
.حداقل سی سالی برای مطرح کردن قضیه خواستگاری زوده

08:44.620 --> 08:49.670
.چی داری میگی؟ اسب سریع و ازدواجِ زود، در نوع خودشون بهترین اند

08:49.670 --> 08:52.370
.اوا عزیزم. مثل اینکه واقعاً اندازه ش زیاد شده

08:53.170 --> 08:54.210
!چی؟

08:54.890 --> 08:58.050
.تیسالیا اسکیتیا در سلامت کامل به سر میبره

08:58.680 --> 09:01.020
دکترِ دختران هیولایی

09:01.710 --> 09:04.510
.بالاخره تموم شد، دکتر گلن

09:05.020 --> 09:07.950
.آره، واقعاً خیلی خوب شد که قبل غروب‌آفتاب تموم شد

09:07.950 --> 09:10.470
.و همه‌ش رو مدیونِ رهبری تیسالیا-سان هستیم

09:11.740 --> 09:15.480
...‌می‌خواستم قبلِ رفتن ازشون تشکر کنم

09:16.390 --> 09:18.770
.ولی الان که اینجا نیست، دیگه پس کاریش نمیشه کرد

09:18.770 --> 09:21.580
چرا از کسی نخوای که پیغامت رو بهش برسونه؟

09:21.580 --> 09:23.540
.آره، اون کارو هم میشه کرد

09:23.540 --> 09:25.510
.ببخشید دکتر

09:25.510 --> 09:27.760
میشه کمی از وقت‌تون رو در اختیار ما قرار بدین؟

09:29.720 --> 09:32.150
...شما دو نفر، از همراهان تیسالیا-سان هستین

09:32.150 --> 09:33.950
بله، ما از خدمتکار‌های ایشون هستیم. من کِي

09:33.950 --> 09:35.750
.و من لورنا هستم

09:36.860 --> 09:40.750
نتیجه معاینه‌ی دوشیزه چطور بود؟

09:41.140 --> 09:44.010
بیماری‌ای ایشون رو رنج نمیده؟

09:44.450 --> 09:46.680
بیماری؟

09:49.250 --> 09:53.100
.نه. تیسالیا اسکیتیا کاملاً سلامت‌ـن

09:53.100 --> 09:58.520
.و من فکر می‌کنم این به علت تمرین های مداوم و بالا بردن سطح تحمل‌شون باشه

09:58.840 --> 10:02.800
.علامتی که نشون بده ایشون از بیماری رنج می‌برن وجود نداره

10:02.800 --> 10:05.180
...که اینطور

10:05.180 --> 10:07.280
نگران چیزی هستین؟

10:08.520 --> 10:10.410
کی-سان، لورنا-سان

10:11.600 --> 10:15.320
.من شک ندارم که تیسالیا-سان برای شما دونفر، فردِ مهمی‌ـه

10:15.320 --> 10:16.450
.بـ بله

10:16.450 --> 10:17.800
.البته

10:17.800 --> 10:20.460
.پس، می‌تونین با من درموردش صحبت کنین

10:20.460 --> 10:25.580
،به این شکل ، اگه من به عنوان پزشک بهتون اطمینان بدم که مشکلی وجود نداره

10:25.580 --> 10:27.540
.شما هم آسودگی‌خاطر پیدا می‌کنین

10:29.020 --> 10:31.060
.پس، به شما میگیم

10:31.060 --> 10:33.270
...می‌دونین، بانوی ما

10:37.520 --> 10:39.600
.می‌دونستم اینجا پیدات می‌کنم

10:40.180 --> 10:41.570
!سافه

10:41.570 --> 10:44.360
.تو برو بخواب، الان خیلی دیروقته

10:44.360 --> 10:46.690
.این حرف رو من باید به تو بگم

10:48.500 --> 10:51.550
. در اتاق‌خوابت نبودی، برای همین اومدم اینجا

10:51.550 --> 10:54.170
.بی خوابی کشیدن هم برای سلامتی‌ت خوب نیست

10:54.170 --> 10:58.620
.احساس می‌کنم در کودکی هم، این جمله رو تکرار کرده باشی

10:58.620 --> 11:03.320
،اون که البته. من نه تنها دوست دوران بچگی دکتر گلن‌ـم

11:03.320 --> 11:05.960
.در آکادمی هم سال بالایی‌ت بودم

11:05.960 --> 11:07.930
.تعجبی هم نداره که منو خوب می‌شناسی

11:07.930 --> 11:11.850
بله. داری درمورد اتفاقی که در میدان افتاد فکر می‌کنی نه؟

11:12.530 --> 11:13.440
.آره

11:14.660 --> 11:19.300
.حقیقت اینه که بانوی ما مدتی میشه که نتونسته در مسابقه‌ای پیروز بشه

11:19.300 --> 11:22.070
منظورتون رقابت‌های این میدان‌ـه؟

11:22.420 --> 11:28.140
،بله. تا همین اواخر در میانِ صدرنشین‌های رده سوم بوده‌اند

11:28.140 --> 11:31.220
،اما ناکامی‌های اخیر، بی‌شک ایشون رو می‌رنجونه

11:31.870 --> 11:34.580
.و ما علتش رو نمی‌دونیم

11:35.240 --> 11:40.480
،نه تنها بانوی ما از خاندانِ نامدار و با استعدادِ اسکیتیاست

11:40.480 --> 11:44.590
.بلکه روزی نبوده که ایشون از تمرین‌هاشون غفلت کنن

11:44.590 --> 11:46.940
...و با این وجود نمی‌تونن پیروز بشن

11:47.330 --> 11:50.670
.و به این دلیل، فکر کردیم که شاید خدایی نکرده بیماری‌ای ایشون رو رنج میده

11:51.530 --> 11:56.460
.ساعاتی پیش هم دوباره بهم خبر دادن که در مسابقه شکست خورده

11:56.460 --> 11:59.580
.و بنظر می‌رسه که این ماه حتی یک پیروزی هم نداشته

11:59.580 --> 12:04.360
.با اون طرز رفتار و شخصیتش این داستان دور از حقیقت بنظر میاد

12:04.920 --> 12:07.510
.رفتارش احتمالاً بخاطر غرورش بوده

12:07.510 --> 12:10.360
.و فک نمی‌کنم کسی باشه که مشکلاتش رو با کسی درمیون بزاره

12:11.240 --> 12:13.980
.هر کسی روز‌های تلخ رو شیرین داره

12:14.510 --> 12:16.590
.شاید این ناکامی‌ها با بیماری‌ای ارتباط نداشته باشه

12:16.990 --> 12:19.100
.اگه قضیه این باشه که چقدر هم عالی

12:23.130 --> 12:25.840
.اما من می‌ترسم که حقیقت غیر از این باشه

12:30.080 --> 12:33.240
چرا یه گلویی تازه نکنیم دکتر؟

12:33.240 --> 12:35.280
ها؟ یعنی عرق بخوریم؟

12:35.280 --> 12:37.850
.بله. همین الان مهیاش می‌کنم

12:43.520 --> 12:47.280
.من در تیسالیا-سان علائمی که نشان دهنده بیماری باشه ندیدم

12:47.950 --> 12:51.790
.معاینات پیشین دکتر کتولی هم این موضوع رو نشون میده

12:52.380 --> 12:58.550
یا شاید عارضه ‌ای که داره، چیزی نیست که یک دکتر بتونه تشخیص بده؟

12:59.130 --> 13:03.310
...چیزی که در پرونده‌ش نوشته نشده، یا به اون حدی ناچیز بوده که ارزش نوشتن نداشته

13:04.750 --> 13:06.490
.بفرمایید

13:10.180 --> 13:12.550
سـ سافه، یخ انداختی توش؟

13:12.550 --> 13:14.900
این یخ مگه برای پایین اوردن تب نیست؟

13:14.900 --> 13:16.690
.یکمی که مشکلی نداره

13:16.690 --> 13:20.360
.و اگه تموم شد، دوباره از کوه ویوره دوباره تهیه می‌کنیم

13:20.360 --> 13:23.130
!ولی تا رسیدن به قله دو روز طول می‌کشه

13:23.130 --> 13:25.730
.خواهش می‌کنم برای موضوع‌هایی به این کوچکی ناراحت نشین

13:25.730 --> 13:27.560
،درصد الکل بالایی نداره

13:27.560 --> 13:32.060
.ولی اثرِ گیاه‌ها و یخ داخلش، بهتون کمک می‌کنه تا حالتون جا بیاد

13:33.120 --> 13:34.470
.گوارای وجود

13:39.870 --> 13:42.070
.خیلی خوشمزه‌ست. ممنون

13:42.070 --> 13:44.170
ها، خودت داری چی می‌خوری سافه؟

13:47.450 --> 13:51.160
!وا چه بوی الکلی هم میده
نکنه اون ویسکیِ آتش‌اژدهاست؟

13:51.630 --> 13:56.690
بله، هدیه‌ای از طرف کی-سان و کورنا-سان برای معاینات

13:56.690 --> 13:58.570
.امروز بوده

13:58.570 --> 14:02.850
.آخه کی این کارو کردن؟ ... و اون نوشیدنی خیلی الکل‌ـش بالاست

14:03.920 --> 14:09.500
از این حرفا بگذریم... متوجه شدین دلیل ضعف عملکردی تیسالیا-سان چی بوده؟

14:09.500 --> 14:14.450
.به قطعیت نمی‌تونم بگم.. ولی من فکر می‌کنم که دلیلش بیماری نیست

14:14.890 --> 14:16.010
پس چیه؟

14:16.430 --> 14:19.150
.حتی وقتی بیمار مریض نیست هم، یه کارایی هست که از دستِ دکترها بربیاد

14:25.160 --> 14:28.290
.فردا یه جایی باید برم

14:28.290 --> 14:31.930
.و اگه وقت شد، می‌خوام که یک سری هم به میدان برم تا تیسالیا-سان رو ببینم

14:32.400 --> 14:35.090
سافنتیت، تو هم همراه‌م میای؟

14:35.090 --> 14:38.940
ازم می‌خوای که همراه‌ت بیام تا بری پیش یه دختر دیگه؟

14:38.940 --> 14:41.790
چی برای خودت فکر کردی؟

14:41.790 --> 14:43.780
.منظورم رو نگرفتی

14:43.780 --> 14:45.660
.اجازه نمیدم بری

14:45.660 --> 14:49.850
.اصلاً نمی‌خوام که دوباره اون زن تو رو مورد هدف وسوسه‌هاش قرار بده

14:49.850 --> 14:52.310
...و ولی، سافنتیت

14:52.310 --> 14:57.390
نکنه شگرد‌های جنسی اون زن واقعاً روت اثر گذاشته؟

14:57.390 --> 14:59.300
!خیلی بی‌انصافی دکتر

14:59.620 --> 15:05.290
!حتی دکتر کتولی هم بهم گفته بود که اگه به تو دست درازی کنم، منو نمی‌بخشه

15:05.290 --> 15:08.130
...می‌دونی، این از حالت عادی‌ش خیلی تنگتره

15:08.130 --> 15:11.700
!دیگه نمی‌تونم بشینم و ببینم که یه رقیب تازه از راه برسه

15:11.700 --> 15:13.050
!من نمیزارم

15:13.050 --> 15:15.830
!اول و آخرش اینه که من می‌خوام برم که درمانش کنم

15:15.830 --> 15:19.410
!حرفت رو باور نمی‌کنم

15:20.020 --> 15:21.450
.گوش کن چی می‌گم، سافه

15:21.810 --> 15:23.530
بله، دکتر؟

15:23.530 --> 15:27.920
.به کمکت نیاز دارم. می‌خوام که بعد از ویزیت‌های عصر برم

15:28.360 --> 15:30.020
کمکم میکنی دیگه، نه؟

15:30.020 --> 15:33.530
.البته! هر جایی که بری منم همراه‌ت میام

15:40.490 --> 15:41.890
.فقط زیادی نخور

15:43.760 --> 15:44.710
.چشم

15:57.590 --> 16:01.410
!مسابقه به پایان رسید! پیروز این میدان، الیس مالئا

16:09.690 --> 16:12.000
.با این میشه دهمین شکست پی‌درپی

16:12.000 --> 16:13.830
.آره، حتماً براش سخته

16:14.210 --> 16:16.310
،شاید خانواده نامدارِ اسکیتیا بعد از اینکه خیلی درگیر کارِ ترابری‌شون شدن

16:16.310 --> 16:18.820
.زبری و زرنگی همیشگی‌شون رو از دست دادن

16:19.220 --> 16:25.210
...من برای حفظ شکوه و افتخارِ خاندانِ اسکیتیا جنگجو شدم، ولی باز هم

16:25.970 --> 16:29.150
.با اینکه جسمم مشکلی نداره، یه چیزی درست نیست

16:29.700 --> 16:31.020
چی میتونه باشه؟

16:36.140 --> 16:39.260
.باید... باید بیشتر تمرین کنم

16:39.260 --> 16:41.770
!باید دوباره  حس دلچسبِ پیروزی رو به دست بیارم

16:58.170 --> 16:59.600
آقای دکتر؟

17:00.090 --> 17:01.570
...شما دو نفر

17:02.450 --> 17:04.340
.ببخشید مزاحم شدم

17:04.340 --> 17:06.430
،این دو نفر نگرانت بودن

17:06.430 --> 17:09.650
.و با من صحبت کردن. و من اومدم دلیل ضعف عملکردتون رو بهتون بگم

17:11.680 --> 17:14.140
.ما رو می‌بخشین، بانو

17:14.140 --> 17:16.710
...می‌دونستیم که این کار شاید فضولی باشه ولی

17:16.710 --> 17:21.230
.نه، من خیلی خوشبختم که چنین خدمتکارهایی دارم

17:21.790 --> 17:25.740
خب حالا دکتر، دلیل ناخوشی من چیه؟

17:25.740 --> 17:28.640
.دلیلش... سُم‌های شماست

17:30.120 --> 17:32.770
.باید زودتر متوجه می‌شدم

17:32.770 --> 17:37.480
.در پرونده شما اشاره‌ای به نعل بستن سم‌های شما نشده

17:37.870 --> 17:40.030
،مهم نیست که چقدر تمرین می‌کنین

17:40.030 --> 17:43.110
.راه رفتن روی خاک خیلی سم‌ها رو فرسایش‌ نمیده

17:43.110 --> 17:47.500
بقیه سنتور‌ها از جمله کی-سان و لورنا-سان

17:47.500 --> 17:49.090
.به سم‌هاشون نعل بستن

17:50.190 --> 17:54.880
.در حال حاضر،  بالانسِ چهار پای شما برهم خورده

17:55.270 --> 17:58.760
!بیاین همین الان سم‌هاتون رو بتراشیم و بهشون نعل ببندیم

18:01.040 --> 18:04.270
.نه، لازم نیست

18:05.010 --> 18:07.570
!من پرنسس خانواده‌ی اسکیتیا هستم

18:07.570 --> 18:10.710
.این کالبد یادگاری ارزشمندـه که از گذشتگان من به من به ارث رسیده

18:10.710 --> 18:14.650
....من اجازه نمیدم که خدشه‌ای به این بدن وارد بشه، حالا می‌خواد نعل باشه یا هر چیـ

18:15.920 --> 18:17.230
...شما دو نفر

18:17.230 --> 18:19.770
.از این رفتارمون خیلی متاسفیم، بانو

18:19.770 --> 18:22.900
.ولی ما از پیش هزینه تراشیدن و نعل بستن سم‌هاتون رو پرداخت کردیم

18:22.900 --> 18:25.240
چـ چی گفتی؟

18:34.650 --> 18:37.270
خب، شروع کنیم یا نه؟ تیسالیا-سان؟

18:41.750 --> 18:43.130
!نـ نه

18:43.130 --> 18:45.760
!من از درد کشیدن خوشم نمیاد، می‌ترسم

18:45.760 --> 18:49.260
!شما دونفر در لحظه منو رها کنید! من به این کار راضی نیستم

18:49.260 --> 18:50.760
!بانوی من

18:50.760 --> 18:53.140
.این رفتار بچه‌گونه رو تمومش کنید

18:53.420 --> 18:56.800
.زودی تموم میشه. قول میدم دردت نیاد

18:58.240 --> 19:02.470
چـ چطور به خودت جرات میدی که بین پاهای یک زن وارد بشی؟ منحرف؟

19:02.470 --> 19:05.040
!الان دیگه کسی منو به همسری نمی‌بره

19:05.040 --> 19:08.030
.خیلی خوب هم می‌برن. این که از ملزوماته

19:09.910 --> 19:14.050
.حرکت ویژه‌ی تیسالیا-سان اینه که به تندی هرچه تمام‌تر به جلو حرکت کنه، و سپس ضربه بزنه

19:14.730 --> 19:16.710
،و از اونجایی که پاهای جلویی وزن بیشتری رو تحمل می‌کنن

19:16.710 --> 19:19.060
.سم‌های پشتی بیش از حد بلند شدن

19:20.550 --> 19:24.190
،چیزه، دکتر مهربان، اون قسمت خیلی حساسه

19:24.190 --> 19:26.890
!پس لطفاً... لطفاً با ملایمت رفتار کنین

19:27.430 --> 19:29.810
.مشکلی نیست. نگران نباش

19:34.490 --> 19:37.530
...نمیشه... این کار درست نیست

19:47.670 --> 19:49.450
.اوستا، نعل رو بی‌زحمت بده

19:49.450 --> 19:50.850
.ای به چشمم

19:56.950 --> 19:59.420
!اون حتماً خیلی داغه

19:59.420 --> 20:02.180
!نمیشه، پاهام می‌سوزن

20:02.180 --> 20:06.260
!ولم کنین

20:02.520 --> 20:04.410
.مشکلی پیش نمیاد، بانو

20:04.970 --> 20:07.920
!آروم باشین، وگرنه به دکتر لگد می‌زنین

20:06.260 --> 20:08.840
!نمی‌خوام

20:20.750 --> 20:22.590
.مه‌مه، میخ‌ها رو بده بهم

20:23.360 --> 20:25.240
گفتی میخ؟

20:25.240 --> 20:28.730
دیگه نشد... تو پاهای من رو... میخوای سوارخ کنی؟

20:28.730 --> 20:30.360
!کسی قرار نیست پاهاتون رو سوراخ کنه

20:30.360 --> 20:33.120
!نه، نمیخوام! میخ رو دیگه نه

20:30.750 --> 20:33.120
!آروم باشید، بانوی من

20:33.120 --> 20:36.490
!نه دیگه نمی‌تونم

20:35.270 --> 20:39.260
!آروم بگیر، تیسالیا-سان

20:41.490 --> 20:44.200
.یکمی کمتر سروصدا کنین

21:01.770 --> 21:05.630
...مـ من... دیگه

21:06.290 --> 21:09.580
!نمی‌تونم تحمل کنم

21:14.000 --> 21:17.050
!الحق که پرنسس قنطورس‌هاست

21:17.590 --> 21:21.140
.و تازه لطف کرد و چنین جایگاهی رو به ما اختصاص داد

21:21.140 --> 21:22.040
.آره

21:22.040 --> 21:25.510
!بعد از ده‌بار شکستش، این سومین باره که داره می‌بره

21:25.510 --> 21:27.640
!انگار اون نعل‌ها کار خودشون رو کردن

21:37.480 --> 21:41.030
.دکتر کتولی هم لابد داره پیر میشه

21:41.030 --> 21:45.850
.باورم نمیشه که اون زنیکه هشت‌پا اول یه نگاهی به سم‌هاش ننداخته

21:45.850 --> 21:48.500
،خب، دکتر خیلی به خواسته بیمارهاش احترام میذاره

21:48.500 --> 21:51.990
.برای همین تا خودشون یا اطرافیان‌شون ازش نخوان، سرخود کاری نمی‌کنه

21:53.400 --> 21:58.250
.یا شاید هم داشته ما رو امتحان می‌کرده

21:59.730 --> 22:02.140
.از دستِ اون زن

22:25.480 --> 22:31.360
.سافه، پس فک نمی‌کنم اشکالی داشته باشه اگه ما کمی تو طبابت‌مون  لجبازی کنیم

22:31.760 --> 22:34.600
.نیازی نیست درست پا جای پای دکتر کتولی بذاریم

22:34.600 --> 22:37.880
می‌تونیم به روش خودمون پیش بریم، مگه نه؟

22:38.300 --> 22:40.320
!البته، دکترگلن

22:42.040 --> 22:46.310
!آقای دکتر! دکتر

22:51.910 --> 22:52.940
...دکتر

22:53.570 --> 22:58.270
واقعاً وسوسه‌هاش روت کارساز نبوده؟

22:58.270 --> 22:59.940
!نـ نه، نه بابا

22:59.940 --> 23:04.440
!من بردم! دکتر

23:05.570 --> 23:25.270
.::   @bollbolljan_com  ::.

23:31.520 --> 23:33.660
شما کی هستین؟

23:35.010 --> 23:40.010
پرونده ۲                 پری دریایی آبراهه‌ها

23:35.880 --> 23:39.620
پرونده دوم: پری دریاییِ آبراهه‌ها