﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:13.000
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:13.410 --> 00:15.540
‫از این که موجب نگرانیتون شدم شرمنده ام.

00:15.950 --> 00:22.540
‫هم چنین هم امیدوارم من رو ببخشید که بخاطر نا خوشیم،
‫نتونسته بودم این اواخر با زبون خودم باهاتون حرف بزنم.

00:22.540 --> 00:25.450
‫از امروز به بعد خودم رو تماما وقف وظایفم میکنم،

00:25.450 --> 00:28.010
‫و میخوام که در این مسیر، پشتیبانم باشید.

00:32.800 --> 00:36.130
‫سخنرانی فوق العاده بود، بانو اژدها.

00:36.130 --> 00:38.370
‫فقط یه سلام ساده بود.

00:38.370 --> 00:42.420
‫همین که تونستین خودتون حرف هاتون رو بزنید به قدر کافی خوب بود.

00:42.420 --> 00:47.390
‫هرچند باید اعتراف کنم از این که دیگه
‫ نمیتونم به جای شما صحبت کنم ناراحتم.

00:48.240 --> 00:53.330
‫فقط چون جراحی من موفقیت آمیز بوده، مردم این همه خوشحال شدن.

00:53.330 --> 00:54.690
‫البته که همینطوره.

00:55.220 --> 01:00.810
‫دکتر گلن گفت میخواد من شاهد پیشرفت و رشد این شهر باشم.

01:01.140 --> 01:05.320
‫ممکنه بدون این که خودم هم فهمیده باشم،
‫ همیشه از بیرون به دنیا نگاه میکردم...

01:05.840 --> 01:10.060
‫شهری که ساختمش، مردمی که درش جمع شدن و زندگی میکنن...

01:10.840 --> 01:12.540
‫من واقعا چیزی ازشون نمیدونم.

01:13.830 --> 01:15.390
دکتر گلن کجاس؟

01:15.390 --> 01:18.510
‫گفت که سافنتیت یکم ناخوشه،

01:18.510 --> 01:20.190
‫واسه همین نمیتونه به مراسم بیاد.

01:20.560 --> 01:23.100
‫خیلی خب، پس من خودم به دیدنشون میرم.

01:23.100 --> 01:26.440
میرید درمونگاه؟ پس مراسم چی؟

01:26.440 --> 01:29.300
‫ازشون میخوام از خودشون پذیرایی کنن،

01:29.570 --> 01:31.640
‫دیگه عقب نمی کشم،

01:31.640 --> 01:33.980
‫کاری که میخوام رو انجام میدم.

01:35.870 --> 01:37.480
اشتباه میکنم؟

01:38.000 --> 01:41.370
‫باور دارم شما باید همون کاری رو بکنید که دلتون میگه، بانو اژدها.

01:48.120 --> 01:53.830
‫بهش نشون میدم وقتی یه اژدهای منزوی
‫رو از لاکش بیرون بکشی چی میشه.

02:02.180 --> 02:06.230
دکترِ دختران هیولایی

03:25.470 --> 03:28.980
پرونده12      پزشک شهرِ اژدها

03:25.840 --> 03:27.980
حالت چطوره سافه؟

03:28.460 --> 03:30.810
‫تو معمولا سرما نمیخوری،

03:30.810 --> 03:34.600
‫ولی بخاطر جراحی سکالدی-سان خیلی بهت فشار آوردم.

03:35.120 --> 03:36.350
‫شرمندتم.

03:39.380 --> 03:41.860
‫باید بیشتر گرمت کنیم،

03:41.860 --> 03:43.610
با یکم شراب آتیشی چطوری؟

03:50.370 --> 03:53.190
‫سافه، دهنتو باز کن ببینم.

03:53.190 --> 03:54.620
‫نـ-نه!

03:55.340 --> 03:57.890
‫میدونستم، اون تو یه خبری هست.

03:58.510 --> 04:00.380
‫باز کن گفتم.

04:00.380 --> 04:02.070
‫د-دتکل...

04:02.070 --> 04:04.750
‫خو-خودم یکالیش میکنم ...

04:05.130 --> 04:08.260
‫انگار یادت رفته مریضی، باز کن بینم.

04:13.030 --> 04:16.370
‫دکتل...لفطا سلیع باش...

04:17.220 --> 04:18.290
‫باشه بابا.

04:20.600 --> 04:22.070
‫اوه، ببخشید.

04:25.650 --> 04:27.630
‫دندوناش که سالم بنظر میرسه.

04:27.630 --> 04:28.420
‫زبونتو بیار بیرون.

04:35.820 --> 04:37.660
‫دکتل گلن...

04:37.660 --> 04:39.410
‫فکر کنم مشکلو پیدا کردم.

04:39.720 --> 04:43.430
‫این کاملا خوبش نمیکنه، ولی چون عسل خاصیت آنتی-باکتریال داره.

04:43.430 --> 04:45.040
‫برای آفت دهن هم جواب میده.

04:49.330 --> 04:51.300
‫ببخشید، الان تموم میشه.

04:58.000 --> 04:59.450
‫خیلی خب، تموم شد.

05:00.820 --> 05:04.550
‫دکتر... این که کارتو با دقت و ظرافت انجام میدی قابل تحسینه،

05:04.550 --> 05:07.090
‫ولی زیادی طولش دادی.

05:07.590 --> 05:09.960
‫زبونم درد گرفت.

05:10.490 --> 05:11.480
‫ببخشید.

05:11.480 --> 05:13.080
‫تازشم...

05:14.100 --> 05:16.920
‫صورتت بطرز خجالت آوری نزیکم بود!

05:22.330 --> 05:26.400
‫خـ-خب دیگه من وقت ویزیت دارم دیگه کم کم باید برم.

05:26.400 --> 05:28.240
‫امروز رو خوب استراحت کن.

05:28.240 --> 05:31.350
‫کارت تموم شد صاف برگردیا، نری الکی بچرخی.

05:31.350 --> 05:34.340
‫باشه، برا شام بر میگردم.

05:46.040 --> 05:47.510
درست نمیشه؟

05:47.510 --> 05:51.700
‫نمیدونم، محور چرخ ها که کاملا شکسته.

05:51.700 --> 05:54.360
‫باورم نمیشه که چرخه همینجوری یه دفعه ای از جا درومده.

05:54.360 --> 05:57.240
‫خداروشکر کن بانو اژدها طوریش نشد.

05:57.240 --> 06:00.010
‫باید بیشتر حواست به این گاریت باشه.

06:00.010 --> 06:01.240
‫واقعا عذر میخوام.

06:01.900 --> 06:03.010
‫ساملیک.

06:04.580 --> 06:05.750
‫دکتر گلن!

06:05.750 --> 06:07.660
‫چی باعث شده به اینجا-

06:08.380 --> 06:09.620
‫سکالدی-سان!

06:09.620 --> 06:13.030
حالا دیگه لازم نیست بیام دنبالت!
حالا کجا بریم بگردیم؟

06:13.030 --> 06:14.900
هن؟ بریم بگردیم؟

06:14.900 --> 06:16.740
‫بریم سر قرار دیگه!

06:16.740 --> 06:19.280
نمیشه؟ داداش گلن؟

06:19.280 --> 06:20.520
داداش؟!؟

06:20.520 --> 06:21.350
‫هه؟!

06:21.350 --> 06:23.500
‫امم، چیزه ولی من قرار ویزیت دارم...

06:23.500 --> 06:24.620
‫یوخورده!

06:24.620 --> 06:27.140
‫نمیتونم بابا، مریض منتظرمه.

06:27.140 --> 06:28.300
‫نوموخوام.

06:28.300 --> 06:31.020
بانو اژدها! دارین چی کار میکنین؟

06:31.300 --> 06:33.420
‫اگه بغل میخواین خب من هستم.

06:33.420 --> 06:36.610
این چه رفتاریه آخه با دکتر گلن؟

06:36.610 --> 06:38.540
‫آخه خوبم کرده.

06:38.790 --> 06:39.730
‫ببین.

06:43.010 --> 06:45.780
‫اوا خاک به سرم! بانو اژدها!

06:47.040 --> 06:48.810
دکتر گلن، الان تحریک شدی؟

06:48.810 --> 06:50.510
‫جرات داری تحریک شو دکتر گلن!

06:50.510 --> 06:52.010
‫نه جان عزیزت.

06:52.010 --> 06:53.750
‫بیجا کردی تحریک نشدی دکتر گلن!

06:53.750 --> 06:57.290
‫سکالدی-سان، دکمتو میبندی؟

06:57.290 --> 06:58.950
‫باشه، شما ببندش.

07:02.880 --> 07:06.030
‫بعدش که دکمه هامو بستی بیا بریم بریم بازی کنیم داداش گلن!

07:06.400 --> 07:09.460
تو رو به اون شاخات میشه دیگه داداش نگی بهم؟

07:10.430 --> 07:12.590
خواهش میکنم درک کنید بانو اژدها

07:12.590 --> 07:14.640
‫میدونم خودم گفتم هر کاری دلتون خواست بکنید،

07:14.640 --> 07:18.150
‫ولی منظورم این نبود مانع کار دکتر گلن بشید.

07:19.140 --> 07:21.530
‫من واقعا عذر میخواهم سکالدی-سان، ایشالا بعدا.

07:21.880 --> 07:24.290
‫بیاید برگردیم، شما هنوز باید استراحت کنید.

07:24.640 --> 07:26.050
‫ولی خب...

07:27.120 --> 07:31.060
‫تا درشکه ی بعدی برسه، مجبوریم همینجا صبر کنیم.

07:31.540 --> 07:33.600
دکتر مشکلی پیش اومده؟

07:34.570 --> 07:38.070
‫سلام مه مه، خودت میبینی دیگه...

07:42.110 --> 07:44.220
‫اگه اجازه بدین،

07:44.220 --> 07:47.990
‫ممکنه بتونم با ابزارایی که همراهمه یه کاریش بکنم.

07:48.280 --> 07:49.490
جدی؟

07:51.780 --> 07:56.330
‫که اینطور، پس اون کسیه که سوزن های
‫مخصوص جراحی بانو اژدها رو ساخته.

07:56.330 --> 07:59.410
‫آره، از جون و دل مایه گذاشت تا اون ها رو بسازه.

08:00.770 --> 08:03.240
‫درست شد! میتونیم بریم.

08:03.240 --> 08:05.710
‫دیـ-دیگه مشکلی نیست.

08:05.710 --> 08:09.750
‫من بابام گاری ساز بوده، واسه همین به کار خودم اطمینان دارم.

08:09.750 --> 08:11.630
‫دستت درد نکنه، نجاتمون دادی.

08:11.630 --> 08:13.850
‫چـ-چیزی نیست.

08:16.230 --> 08:18.300
‫دوباره نجاتم دادی.

08:18.300 --> 08:19.480
هن؟چی؟

08:19.480 --> 08:23.410
‫اگه بخاطر تو نبود، من ممکن بود الان اینجا نباشم.

08:23.410 --> 08:24.440
‫مدیونتم.

08:24.440 --> 08:26.310
‫چیزه... نفرمایین...

08:26.310 --> 08:30.900
‫اگه من تونستم اون سوزن ها رو بسازم یا درشکه تون
‫ رو تعمیر کنم، هرکسی دیگه ای هم میتونسته.

08:30.900 --> 08:34.210
‫من واقعا کار مهمی نکردم، من اصلا...

08:34.210 --> 08:38.210
د-دکتر این دیگه چجور سرویسیه؟ چقدر میخوای بعدا ازم پول بگیری؟

08:38.210 --> 08:40.590
‫نه بابا... پول چیه.

08:40.590 --> 08:43.320
‫کونای، اونو بده به دکتر گلن و مه مه.

08:43.320 --> 08:44.300
‫بله.

08:46.620 --> 08:48.070
اون چیه؟

08:48.070 --> 08:51.830
‫چیزی که توی مراسم گرفتم، به نشانه قدردانیه...

08:51.830 --> 08:53.220
‫شما جفتتون باید قبولش کنید.

08:54.980 --> 08:57.220
‫خدافظ داداشی! تا بعد!

08:57.500 --> 09:00.220
‫به سافنتیت سلام برسون.

09:00.820 --> 09:03.230
‫چرخش که درست شد هیچ، کلی هم سبک شده!

09:03.820 --> 09:08.950
‫بیخود نبود درشکه بیچاره زیر بار اینا شکست.

09:08.950 --> 09:11.050
این همه رو چیکار کنیم؟

09:11.050 --> 09:13.230
‫من که میبرمش کارگاه،

09:13.230 --> 09:17.840
‫خودم هنوز نمیتونم بخورم، ولی مطمئنم اوستا و بقیه خوششون میاد.

09:17.840 --> 09:20.760
‫منم مطمئنم سافه قطعا خوشش میاد.

09:21.100 --> 09:24.070
‫ولی خب نمیتونم همینجوری غلش بدم ببرمش.

09:24.490 --> 09:27.560
‫اوه اوه، قرار ویزیت داشتم!

09:27.560 --> 09:30.510
‫شرمنده مه مه، تو همینجا چشمت به اینا باشه تا برگردم.

09:30.510 --> 09:33.240
ها؟ها؟من؟

09:33.240 --> 09:35.410
‫زودی بر میگردم!

09:36.160 --> 09:38.060
‫هی! دکتر!

09:39.050 --> 09:41.050
‫عه. مه مه-چان3!

09:41.050 --> 09:44.320
اوفف، چه بشکه های گنده ای! همشو خودت میخوای بخوری؟

09:44.320 --> 09:47.570
‫نـ-نه بابا! اینا، چیزه...

09:47.570 --> 09:49.770
‫قضیه داره آخه...

09:49.770 --> 09:52.040
‫عا، خب پس هیچی ولش.

09:52.040 --> 09:53.440
‫عزت زیاد.

10:06.500 --> 10:11.180
از دست تو آراهنیا! چی میخوای از جون من؟

10:11.520 --> 10:15.670
‫مشکلش چیه؟ اومدم موقع مریضی پرستاریت رو بکنم!

10:15.670 --> 10:18.670
‫تازه، دکتره هم اینجا نیست...

10:25.920 --> 10:28.690
‫خیلی خب، تموم شد.

10:28.690 --> 10:31.650
‫خودمم میتونستم لباسمو عوض کنما.

10:31.650 --> 10:34.050
‫به هر حال، الان حس بهتری دارم.

10:34.050 --> 10:36.480
‫بذار کمک حالت باشم.

10:36.480 --> 10:39.500
‫تازشم، هر چقدر بیشتر توی تخت بمونی ،

10:39.500 --> 10:43.690
‫من فرصا بیشتری دارم که دکتر رو اذیت کنم.

10:44.130 --> 10:45.450
‫آراهنیا...

10:45.450 --> 10:50.360
‫واای چه ترسناک! خدای من، چقدر جدی گرفتی تو سافه!

10:50.360 --> 10:52.830
‫ببین کی اینو میگه.

10:53.250 --> 10:55.500
از کی این قدر فداکار شدی؟

10:56.730 --> 11:00.250
دکتر برا شام بر میگرده دیگه؟ نه؟

11:00.250 --> 11:03.440
.به خودم مقداری مواد غذایی اوردم
.بعداً بیا با هم دیگه شام بپزیم

11:03.940 --> 11:08.420
.راس میگی. من که نمی‌تونم تا ابد تو تخت‌خواب بمونم

11:06.600 --> 11:08.940
دکترِ دختران هیولایی

11:07.100 --> 11:08.940
هیولایی دختران دکترِ

11:09.720 --> 11:12.010
!برو بالا ببینم

11:14.150 --> 11:15.940
همه‌ش همین بود؟

11:15.940 --> 11:18.850
.بله. واقعاً خدا خیرتون بده

11:18.850 --> 11:21.900
.نمی‌دونم اگه اون صخره سقوط می‌کرد، چه بلایی سر ما میومد

11:21.900 --> 11:23.920
!واقعاً دمت گرم

11:23.920 --> 11:26.900
.برای چنین کار‌هایی که نیاز به تشکر نیست. بازم بگو تا بیام

11:30.150 --> 11:35.120
بانو بزرگه، برای جبران محبتتون، چرا از محصولات ما میل نفرمایید؟

11:35.650 --> 11:37.520
غذا؟

11:37.520 --> 11:39.500
!ها، فراموش کرده بودم

11:40.190 --> 11:45.960
.توی کوهستان خیلی از اینا جمع کردم، برای همین مقداری ش رو برای شما اوردم

11:46.380 --> 11:49.350
بـ بنظرت خیلی زیاد نیست؟

11:49.350 --> 11:50.570
همم؟

11:53.790 --> 11:55.780
چرا این بلا باید سر من بیاد؟

11:56.300 --> 12:00.520
.من خیلی خجالتی‌ـم! ای کاش آب شم برم تو زمین

12:00.520 --> 12:04.320
...آب شم، آب، آب، آب

12:03.200 --> 12:04.640
!ببخشید معطل‌ـت کردم مه‌مه

12:04.320 --> 12:04.900
شم؟...

12:06.580 --> 12:09.570
.سنسی، خیلی رو داری این کارو به گردن من انداختی و رفتی

12:09.570 --> 12:12.270
شک ندارم الان کبک‌تون خروس می‌خونه
بعد اینکه بخاطر عملکرد فوق‌العاده‌تون، حسابی ازتون تقدیر کردن

12:12.270 --> 12:14.900
،و حتماً وقتی به ویزیت‌های خونگی میرین
...شیرینی‌های گرون‌قیمت یا چیزی بهتون بدن

12:14.900 --> 12:16.960
!باید هم بدبخت‌هایی مثلِ منو بفرستین دنبال نخود سیاه

12:14.900 --> 12:17.160
.اه.. درست نفهمیدم چی داری میگی، ولی شرمنده

12:16.960 --> 12:19.420
.و هر کسی از راه می‌رسید، چپ چپ بهم نگاه می‌کرد و معلوم نیست چی پشت سرم می‌گفت

12:17.540 --> 12:21.420
.ولی نگران نباش، از یکی خواستم تا بشکه ها رو برامون حمل کنه

12:19.420 --> 12:21.440
...آخه من فقط... من فقط

12:21.440 --> 12:23.810
!مشکل من که بشکه‌ها نیست

12:28.800 --> 12:32.170
.به خواست تو، دکتر عزیز، خودم رو به اینجا رسوندم

12:32.170 --> 12:35.800
.تیسالیا-سان. و همینطور کی-سان و لورنا-سان

12:35.800 --> 12:36.810
!واستا

12:36.810 --> 12:39.200
چرا یک بشکه‌ دیگه هم اونجاست؟

12:39.200 --> 12:43.990
.در مسیرمون به اینجا، از طرف یکی از کهنه‌کار‌های میدون، بهمون هدیه داده شد

12:43.990 --> 12:46.520
الان بشکه‌ی شراب به این و اون هدیه دادن، تو لیندورم مُد شده؟

12:46.520 --> 12:50.210
.اوه، البته همراه‌ش گوشت و سبزیجات هم دریافت کردیم

12:52.940 --> 12:56.560
!بخدا، مسئله اون نبود

12:57.550 --> 13:01.260
.خب پس لورنا، مه‌مه-سان رو بهت سپردم

13:01.260 --> 13:04.620
.بله. به زودی به سمت درمانگاه حرکت می‌کنم

13:04.940 --> 13:07.020
!مه‌مه، برای امروز ازت ممنونم

13:07.280 --> 13:10.000
!حـ حالا کاری نکردم که

13:10.970 --> 13:13.720
محکم یه جایی رو بگیر، خب؟

13:13.720 --> 13:15.640
!صب کن! خیلی سریعه! نه

13:15.640 --> 13:17.970
!دوباره سرگیجه می‌گیرم

13:17.970 --> 13:20.310
لورنا خیلی سخت‌کوشه، مگه نه؟

13:20.310 --> 13:22.550
.و مه‌مه-سان هم انگار خیلی بهش داشت خوش می‌گذشت

13:22.550 --> 13:25.920
...فـ-‌فکر نمی کنم بهش خوش بگذره ها

13:27.330 --> 13:30.390
.و باید بهتون دستمریزاد گفت، دکتر عزیز

13:30.390 --> 13:31.740
برای چی؟

13:31.740 --> 13:34.500
تا حالا کسی جرات نکرده برای حمل کردن وسایل‌ش

13:34.730 --> 13:36.830
.از بانو ما درخواست کنه

13:36.830 --> 13:39.000
.اه، شرمنده

13:39.000 --> 13:42.120
.آخه اولین کسی که به ذهنم رسید، تیسالسا-سان بود

13:42.120 --> 13:44.540
.نیازی نیست خودتون رو ناراحت کنین

13:44.540 --> 13:47.660
.از اینکه روی من حساب می کنین، باعث افتخاره. دکتر عزیز

13:47.660 --> 13:49.890
.و امروز هم در میدون قرارِ مبارزه ندارم

13:50.270 --> 13:51.800
.خیلی ممنونم

13:51.800 --> 13:55.470
.و در ضمن، دکتر عزیز شما قراره جزئی از خانواده آینده‌ـم باشی

13:55.470 --> 13:57.520
باید هم به همدیگه کمک کنیم، درست میگم؟

13:57.520 --> 13:58.370
ها؟

13:58.370 --> 14:01.060
.پس بهتره تاریخی رو برای عقد کردن در نظر بگیریم

14:01.060 --> 14:04.810
.آفرین خوب گفتی
.باید بالاخره این بار درموردش تصمیم بگیریم

14:04.810 --> 14:09.510
....بزار ببینم... پدر هفته‌ی دیگه از سفرش با کاراوان بر می‌گردن

14:09.510 --> 14:12.910
،تـ تیسالیا-سان، ممنونم درمورد چنین احساسی دارین

14:12.910 --> 14:15.710
...ولی من هنوز علاقه‌ای به نامزدی و عقد کردن ندارم

14:15.710 --> 14:19.220
.ای بابا، نیازی نیست به خاطر سافه، از خوشی های خودتون بزنین

14:19.220 --> 14:19.570
ها؟

14:19.570 --> 14:24.180
.من و سافه رقیب‌هایی هستیم که قسم خوردیم عادلانه مبارزه کنیم

14:24.180 --> 14:26.700
مبارزه‌ای تا پای مرگ و به دور از کینه، تا ببینیم کدوم یکی از ما

14:26.700 --> 14:29.240
.می‌تونه فاتح قلب شما بشه، دکتر عزیز

14:29.240 --> 14:31.920
.دکتر عزیز، شما خیلی خوش‌بختین

14:32.450 --> 14:34.290
!اوه سلام دکتر

14:34.290 --> 14:36.460
!گفتم دکتر خودمونه

14:36.750 --> 14:38.980
!سیرسا-سان و شوهرشون

14:44.480 --> 14:46.980
...خودش گفت که یک راست میاد مطب

14:46.980 --> 14:50.130
فقط یک ویزیت خونگی داشت دیگه، نه؟

14:50.130 --> 14:53.470
.امیدوارم دوباره خودش رو تو دردسر ننداخته باشه

14:57.310 --> 15:01.730
اگه اینقدر نگران دکتر باشی، فک نمی‌کنی کلافه بشه؟

15:01.730 --> 15:07.590
،بال و پرش رو آزاد بزار، تا هرچقدر دوست داره برای خودش بچرخه
.و فقط کافیه مثل من، توی اتاق‌خوابش رشته تاری کار بزاری تا به تله بیافته

15:07.590 --> 15:10.090
این کجاش آزاد گذاشتنه؟

15:10.090 --> 15:14.130
نکنه باز یه نامسلمونی داره وسوسه‌ش می‌کنه؟

15:14.130 --> 15:17.570
.حالا هی باز خودت رو جوش بده تا دوباره تب بیافته به جونت

15:17.840 --> 15:21.590
...درسته، دکتر گلن  خاطرخواه زیاد داره

15:24.100 --> 15:26.230
اومدی منو ببینی؟

15:26.230 --> 15:28.010
.البته، لولالا

15:28.010 --> 15:30.870
همه ی این راه‌و کوبیدم اومدم تا آبشش‌ها

15:30.870 --> 15:33.620
!پلک سوم و پولک‌هات رو معاینه کنم

15:33.620 --> 15:34.700
!آخ سنسی

15:34.700 --> 15:35.900
!لولالا

15:35.900 --> 15:38.630
...یا یه همچین چیزی شاید اتفاق بیافته

15:41.800 --> 15:44.350
!خیلی خوبه! نمره کامل رو گرفتی، گلن

15:44.350 --> 15:46.740
!تو واقعاً بهترین دانشجوم بودی

15:50.220 --> 15:53.130
!یا چنین چیزی

15:53.130 --> 15:56.030
آره، اتفاق غیرممکنی که نیست، نه؟

15:56.030 --> 15:57.520
!عمراً چنین اتفاقی بیافته

15:57.520 --> 16:02.010
.آخه تو از کجا می‌دونی؟ تو که ندیدی وقتی کنارش نیستی، چطور با بقیه دختر ها رفتار می‌کنه

16:02.010 --> 16:06.350
نکنه یادت رفته همین چند وقته پیش، تیسالیا تو رو که داشتی
ادای شخصیت‌های منفی رو در میاوردی، سرجات نشوند؟

16:06.350 --> 16:08.770
!بابا فقط دارم سربه‌سرت میذارم

16:12.340 --> 16:13.650
ایلی؟

16:14.920 --> 16:17.080
ایـ اینا دیگه چی‌ـن؟

16:17.080 --> 16:19.670
!خوراکی‌هایی که از روستا و کوه براتون اوردم

16:19.670 --> 16:23.910
.خانوم غوله و بقیه روستایی‌ها هم دوست داشتن که دکتر گلن هم از این خوراکی‌ها بخوره

16:23.910 --> 16:27.040
.ولی این خیلی برای ما زیاده

16:28.060 --> 16:30.260
خب، دکتر نیست؟

16:30.260 --> 16:32.260
.رفته ویزیت خونگی

16:32.260 --> 16:33.970
...ای زرشک

16:33.970 --> 16:36.530
.من برگشتم سافه. ببخشید حسابی طول کشید

16:36.530 --> 16:37.430
!دکتر

16:37.430 --> 16:38.560
!منتظرتون بودم

16:38.560 --> 16:40.520
!دکتر، خوش‌ اومدی

16:39.090 --> 16:40.520
!خوش اومدی

16:39.090 --> 16:40.520
!خوش اومدی

16:40.520 --> 16:43.250
اه... شما هم اینجا بودین؟

16:47.580 --> 16:49.150
!دکتر، خوش اومدی

16:49.470 --> 16:52.000
خیلی طول کشید برگردین، نکنه اتفاقی افتاد؟

16:52.000 --> 16:55.640
...چـ چیز مهمی نبود
از اون مهم‌تر، سافه، حالت چطوره؟

16:55.640 --> 17:00.670
.وا، به لطف معالجه‌ی خصوصی‌تون حالم خیلی بهتره

17:00.670 --> 17:02.620
.پس خدا رو شکر

17:02.620 --> 17:05.660
دکتر عزیز، می تونم بیام داخل؟

17:05.660 --> 17:07.410
.اه، الان درو برات باز می‌کنم

17:11.370 --> 17:12.820
...چـ

17:12.820 --> 17:14.870
چخبره اینجا؟

17:14.870 --> 17:17.630
...خب، یه سری اتفاق افتاد و

17:17.630 --> 17:22.070
...هر کسی رو که توی مسیر دیدم، بهم خوراکی ای چیزی می‌داد

17:23.400 --> 17:25.360
.و در نهایت با دست پر به خونه برگشتم

17:25.360 --> 17:27.020
.اها پس موضوع این بوده

17:29.090 --> 17:31.430
این همه سروصدا برای چیه؟

17:31.430 --> 17:34.770
اسکادی-سان، مگه الان نباید توی اتاق تون در شورای شهر باشین؟

17:36.160 --> 17:38.370
!می‌خواستم دوباره ببینمت، داداشی

17:38.370 --> 17:40.290
!برات یه هدیه اوردم، پیراشکی اژدها

17:41.290 --> 17:42.300
داداشی؟

17:42.760 --> 17:45.670
!اـ اه، خیلی لطف کردی

17:45.670 --> 17:48.590
!وایِ من، از پیراشکی‌های اژدهای معروف لیندورم هم زحمت کشیدی برام آوردی

17:48.590 --> 17:50.410
!اوی، دکتر

17:52.280 --> 17:54.180
.اوستا، مه‌مه و بقیه هم هستن که

17:54.180 --> 17:59.180
از مه‌مه شنیدم چی شده. بعد با خودم گفتم این نوشیدنی که هر روز پیدا نمیشه
.نوشیدنش با بقیه بیشتر کیف میده

17:59.180 --> 18:00.980
هر چی بیشتر، کیفش هم بیشتر، درست میگم؟

18:01.720 --> 18:03.920
...البته اگه باعث زحمت ‌تون نیستیم

18:05.010 --> 18:06.810
...زحمت چی

18:06.810 --> 18:08.810
چکار کنیم، سافه؟

18:08.810 --> 18:12.090
...با این همه غذا و نوشیدنی

18:12.090 --> 18:15.820
شنیدی اوستا چی گفت دیگه؟
.این یک راه‌حل که بیشتر نداره

18:19.060 --> 18:21.950
!مه‌مه شاگردیه که بهش افتخار می‌کنم

18:25.350 --> 18:26.760
!بخور دیگه

18:26.760 --> 18:27.830
اجازه هست اوستا؟

18:53.320 --> 18:57.540
.دل باختن به کسی که اینقدر معروفه، خداییش که پر از زحمته

18:57.540 --> 19:00.700
.حالا کم کم میفهمم تو چی می‌کشیدی، سافه

19:00.700 --> 19:03.330
اگه حالم رو درک می‌کنی، چرا عقب نمی‌کشی؟

19:03.330 --> 19:08.280
!اصلاً و ابدا! عشق من تازه جوونه زده

19:08.280 --> 19:13.030
.و انگار رقیب سر سخت دیگه‌ای از راه رسیده

19:13.030 --> 19:15.160
نه بابا! کی رو میگی؟

19:27.940 --> 19:30.550
.برای همه چیز ممنونم، اسکادی-سان

19:30.550 --> 19:34.760
،نه تنها نوشیدنی برای همه فراهم کردین
.سرِ غذا و خوراکی هم کم نذاشتین

19:34.760 --> 19:36.460
.این کار من نبود

19:36.460 --> 19:39.760
.خرجش چنتا تماس بود که کونای و بقیه افرادم ترتیبش رو دادن

19:40.150 --> 19:42.830
.همهشون برای من سخت کار می کنن

19:43.980 --> 19:49.710
،طبیب گلن، از زمان جراحی به بعد
.دنیا به نظرم متفاوت‌تر  میاد

19:51.460 --> 19:55.340
.من به زمین اومدم و ظاهر انسان‌ها رو به خودم گرفتم

19:55.340 --> 19:58.610
ولی... شاید تا الان واقعاً پا به زمین نگذاشته بودم

19:58.610 --> 20:01.030
.و به شکل حقیقی با کسی در تعامل نبودم

20:01.640 --> 20:03.930
،اگه بخاطر تو نبود که منو متقاعد کردی، طبیب گلن

20:03.930 --> 20:07.770
.شاید بدون اینکه بتونم به بقیه نزدیک‌تر شم، به آسمون‌ها بر می‌گشتم

20:10.570 --> 20:12.940
.ممنون، داداشی

20:13.510 --> 20:18.030
....ببینین، فقط اگه میشه با اسم دیگه‌ای منو صدا کنین

20:18.030 --> 20:21.380
.آخه هر جوری درموردش فکر می‌کنم، اسکادی-سان شما از من بزرگ‌تری

20:21.380 --> 20:26.840
می‌دونم این حرفو زدی، ولی نیشت برای چی بازه؟

20:28.230 --> 20:29.800
!سـ سافه

20:29.800 --> 20:33.590
دکتر عزیز کم بود، حالا داداشی هم صدات می‌کنن، نه؟

20:33.590 --> 20:36.740
فک نمی‌کنی داری خیلی بهشون نزدیک میشی؟

20:36.740 --> 20:38.860
گلن لیتبایت؟

20:38.860 --> 20:41.760
...اه... ببین... بخدا من نمی‌دونم چکار باید می‌کردم

20:41.760 --> 20:43.880
من مریض بودم، می‌دونستی؟

20:43.880 --> 20:46.130
و چرا اینقدر طولش دادی تا برگردی؟

20:46.130 --> 20:48.400
!و حالا که برگشتی، همه رو هم با خودت اوردی

20:48.400 --> 20:51.130
نمیشه فقط من و تو باشیم؟

20:51.130 --> 20:53.260
...سافه، آروم باش

20:53.260 --> 20:58.510
.برای این که ثابت کنم آفت دهانم خوب شده، بزار لُپت رو لیس بزنم

21:00.350 --> 21:01.240
!چرا؟

21:01.240 --> 21:03.620
چی داری میگی، سافه؟

21:03.620 --> 21:05.750
!اصلاً با عقل جور درنمیاد

21:05.750 --> 21:07.650
!خیلی هم جور درمیاد

21:07.650 --> 21:11.240
!خواهش می کنم، سنسی. فقط یکمی. فقط سرش

21:15.050 --> 21:18.120
.خب، حالا که مشکلت حل شد، من داداش گلن رو با خودم می‌برم

21:20.900 --> 21:23.840
کجا مشکلم حل شد؟

21:23.840 --> 21:26.550
!حتی اگه بانو اژدها هم باشی، دیگه این یک مورد رو نمی‌تونم چشم‌پوشی کنم

21:26.550 --> 21:29.020
!اوو، منم میام

21:29.020 --> 21:30.660
!دکتر

21:30.660 --> 21:32.100
!دکتر عزیز

21:47.100 --> 21:51.550
.در کنار آبراهه‌های لیندورم، درمانگاهی وجود داره

21:52.150 --> 21:59.030
.و در اون درمانگاه پزشکِ انسانی جوان مشغول به طبابت هیولاهای این شهر است

21:59.420 --> 22:01.930
.اسم اون پزشک، گلن لیتبایت‌ـه

22:02.430 --> 22:08.120
داستان ماجراجویی‌های این دکتر جوان و
!دوست‌هایش، هنوز تازه شروع شده

22:09.570 --> 22:40.270
.::   @bollbolljan_com  ::.