﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:12.330 --> 00:16.120
‫سال 305 تقویم آلشیان...

00:17.120 --> 00:20.160
‫که توسط...

00:23.120 --> 00:28.580
‫اعداد حکومت می‌شد.

01:19.700 --> 01:22.450
‫هینا- چان! آسیبی ندیدی؟

01:22.450 --> 01:26.200
‫نانا- سان... اون دیگه چی بود؟

01:26.200 --> 01:29.250
‫اون نیزه‌های فلزی یدفعه‌ای از زمین بیرون اومدن...

01:29.250 --> 01:32.790
‫درست مثل طلسم‌ها در افسانه‌ها...

01:34.330 --> 01:37.790
‫به همین دلیله که داشتن «بلت» غیرقانونیه.

01:37.790 --> 01:40.660
‫دلیل اینکه مجازاتش خیلی جدیه...

01:40.660 --> 01:43.080
‫به همین خاطره.

01:48.790 --> 01:52.290
‫این قدرت یه «بلت»ـه.

03:48.200 --> 03:52.500
‫از کمک شما قدردانی میشه!

03:48.370 --> 03:50.120
‫«درخواست همکاری»
‫«بیاید پارکی برای کودکان بسازیم»

03:50.450 --> 03:52.250
‫«درخواست همکاری»
‫«بیاید پارکی برای کودکان بسازیم»

03:52.500 --> 03:53.660
‫ممنونم!

03:53.660 --> 03:55.040
‫مچکرم.

03:55.040 --> 03:56.830
‫لطفا کمک کنید.

03:56.830 --> 03:58.290
‫کمک!

03:58.290 --> 04:01.620
‫آه، دیروز خیلی نزدیک بودا.

04:01.620 --> 04:05.250
‫دیروز؟ منظورت اینه که چطور
‫آقا پودینگ فرار کرد؟

04:05.250 --> 04:09.200
‫منظورم اینه که، پوستر تحت تعقیبش
‫مستقیما از مرکز فرماندهی اومدش.

04:09.200 --> 04:12.120
‫دستگیریش برگ برنده برای ترفیع بود.

04:12.120 --> 04:17.080
‫آه، درسته. گروهبان ارشد «لین»، با یه
‫ترفیع به ستوان دوم ارتقا پیدا می‌کنی،

04:17.080 --> 04:18.790
‫به عبارت دیگه، میشی افسر...

04:18.790 --> 04:22.120
‫همینه! افسر.
‫نکتش همینجاس.

04:22.120 --> 04:26.450
‫افسرا می‌تونن آزادانه لباس فرمشون رو تغییر بدن.

04:26.450 --> 04:30.500
‫اونوقت بالاخره می‌تونم از این لباس
‫آزار جنسی خلاص بشم.

04:30.500 --> 04:32.500
‫لباس یه خدمتکار ممکنه بهتر به نظر بیاد.

04:32.500 --> 04:34.870
‫آره! خدمتکار.

04:38.500 --> 04:39.910
‫خوش آمدید!

04:39.910 --> 04:42.500
‫ظاهر ویژه : پودینگ

04:40.500 --> 04:42.200
‫بله...

04:43.330 --> 04:46.950
‫اوه، خیلی متاسفم...

04:46.950 --> 04:48.540
‫طوری نیس...

04:48.540 --> 04:49.910
‫نه!

04:49.910 --> 04:53.620
‫چرا یه خدمتکار؟
‫دوباره دامنم کوتاه میشه.

04:53.620 --> 04:55.950
‫گروهبان ارشد، اصلا به این
‫فکر نمی‌کردم که موافقت کنی.

04:55.950 --> 04:58.080
‫من عضوی از ارتشم!

04:58.080 --> 05:00.580
‫پاک، شجاع و خونسرد!

05:00.580 --> 05:02.660
‫مثل یه مربی سخت‌گیر؟

05:02.660 --> 05:05.040
‫درسته! مثل یه مربی سخت گیر.

05:06.700 --> 05:08.080
‫شما خوکای کثیف!

05:08.080 --> 05:11.580
‫ظاهر ویژه : پودینگ

05:08.200 --> 05:09.330
‫بله، خانوم.

05:09.330 --> 05:10.660
‫چشماتون افتادس!

05:10.660 --> 05:11.580
‫بله خانوم.

05:12.790 --> 05:14.370
‫یه خورده روحیه نشون بدید.

05:14.370 --> 05:15.830
‫بله، خانوم.

05:15.830 --> 05:17.830
‫بهت گفتم که...

05:17.830 --> 05:20.580
‫بیخیال دامن کوتاه شو.

05:20.580 --> 05:23.290
‫شاید اینطور مقدر شده!

05:24.580 --> 05:27.580
‫این چیزیه که واقعا می‌خوام...

05:27.580 --> 05:32.540
‫من ستوان دوم «لین» هستم.
‫فوق‌العاده چشمگیرم.

05:32.540 --> 05:36.200
‫اه... اما فرار کردش.

05:36.200 --> 05:38.290
‫رویای منم اینطور شد.

05:38.290 --> 05:40.120
‫بهت گفتم که،
‫اینطور مقدر شده.

05:42.700 --> 05:47.580
‫اصلا بهت نمیاد که تو گذشته بمونی.

05:48.620 --> 05:50.750
‫گروهبان «پله»...

05:50.750 --> 05:55.700
‫بیا خیلی سخت روی این کارای کوچیک کار کنیم،
‫مثل این آگهیا، من کمک می کنم.

05:55.700 --> 05:58.330
‫درسته! ممنونم.

05:58.330 --> 06:04.080
‫رویای بزرگ داشته باش، با قدم های کوچیک شروع کن!
‫دیگه خبری از دامن کوتاه نیست.

06:04.080 --> 06:05.950
‫چه رویای بزرگی...

06:05.950 --> 06:10.080
‫لطفا کمک کنید! لطفا کمک کنید!

06:10.080 --> 06:10.950
‫همم؟

06:10.950 --> 06:13.330
‫هی، گروهبان؟

06:13.330 --> 06:16.540
‫به پاتون میوفتم کمک کنید!

06:16.540 --> 06:19.330
‫یه لحظه چشم ازت برداشتما...

06:19.330 --> 06:22.870
‫شخص دیگه‌ای نیست که بتونه
‫کمک کنه؟

06:22.870 --> 06:24.450
‫ممکنه کمکتون کنم؟

06:24.450 --> 06:26.700
‫اوه، متشکرم!

06:26.700 --> 06:33.580
‫لطفا کمک کنید!

06:36.040 --> 06:38.370
‫هی! واستا!

06:38.370 --> 06:41.330
‫این کارا دیگه برای چیه؟
‫من فقط یه پودینگ مهربونم...

06:41.330 --> 06:43.080
‫دیروزم اینو شنیدم!

06:43.080 --> 06:45.410
‫به علاوه، چرا هنوز تو شهری؟

06:45.410 --> 06:48.080
‫نمی‌تونم به جای دیگه سفر کنم!

06:49.080 --> 06:52.200
‫اوه، سلام لین- چان،
‫محصول ویژه امروزمون-

06:52.200 --> 06:54.700
‫- همونجا واستا!
‫-اوه، نه!

07:07.910 --> 07:10.200
‫این ترب‌ها امروز خیلی ارزونن!

07:10.200 --> 07:12.580
‫صبر کن بینم، شما چقدر سریعید!

07:12.580 --> 07:15.950
‫از اینا گذشته، این آقای پودینگ کی هستن؟

07:13.200 --> 07:15.250
‫سلام، لین- چان،
‫حالت چطوره؟

07:15.250 --> 07:16.830
‫امروز قیمت گوشتامون خیلی عالیه!

07:15.950 --> 07:17.200
‫اون یه آدم بدیه!

07:16.830 --> 07:18.620
‫ماهی تازه!

07:17.200 --> 07:18.620
‫هممم.

07:18.620 --> 07:21.160
‫پس این مثل دعوای میون عشاقه؟

07:21.160 --> 07:23.160
‫نـ- نــه!

07:23.160 --> 07:24.870
‫چی؟!

07:24.870 --> 07:26.750
‫لین- چان...

07:26.750 --> 07:28.540
‫یه دوست پسر داره؟!

07:28.540 --> 07:30.540
‫لین- چان یه دوست پسر داره؟!

07:30.540 --> 07:32.700
‫گفتم نـــه!

07:32.700 --> 07:34.790
‫ولی؟ خیلی عجیبه ها...

07:34.790 --> 07:38.870
‫پس چرا دیروز همه جوره لباس زیرت رو
‫ بهم نشون دادی؟

07:39.870 --> 07:41.450
‫چی...؟

07:41.450 --> 07:43.330
‫شورتِ...

07:43.330 --> 07:44.910
‫لین- چان...

07:44.910 --> 07:47.120
‫اونم همه جوره؟!

07:47.120 --> 07:48.660
‫اونو که همیشه می‌بینم.

07:48.660 --> 07:52.410
‫آره. منم همینطور.

07:52.410 --> 07:56.370
‫فکر کنم باید یه بزرگترشو پاش کنه.

07:56.370 --> 07:58.540
‫دقیقا! دقیقا!

07:58.540 --> 08:03.750
‫دارم میرم دنبال این مردِ تحت تعقیب،
‫اینطوری ترفیع می‌گیرمو میتونم یونیفرممو عوض کنم.

08:03.750 --> 08:09.330
‫ها؟ چیشد؟
‫اون مرده کجا رفت؟

08:09.330 --> 08:14.000
‫کجاست؟ بیخیال!
‫کجا رفتش؟

08:15.450 --> 08:17.580
‫باید لیچت- سان رو باخبر کنیم.

08:17.580 --> 08:20.450
‫باید عجله کنیم و همین الان حرکت کنیم، نانا- سان!

08:20.450 --> 08:24.620
‫لیچت- سان به خاطر من افتاده تو دردسر،...

08:25.870 --> 08:27.250
‫متوجهم!

08:27.250 --> 08:28.700
‫پس چرا ما...

08:28.700 --> 08:30.120
‫اما نه الان!

08:30.120 --> 08:31.450
‫اما چرا؟!

08:31.450 --> 08:34.790
‫این اصلا بهش می‌خوره که بتونیم
‫باهاش مسافرت کنیم؟

08:36.790 --> 08:37.870
‫اه...

08:37.870 --> 08:44.080
‫اول باید این میخونه رو تعمیر کنیم.
‫فقط در اونصورته که می‌تونیم بریم دنبالش!

08:44.080 --> 08:46.200
‫بله... حق با شماست.

08:46.200 --> 08:51.330
‫به علاوه، بدون این میخونه،
‫نمی‌تونم «شماره» کسب کنم.

08:51.330 --> 08:53.830
‫معذرت می‌خوام.

08:53.830 --> 08:58.040
‫ذهنم خیلی مشغول لیچت- سان بود...

08:59.290 --> 09:02.040
‫اون مرد خوش‌شانسیه.

09:03.290 --> 09:04.410
‫ها؟

09:04.410 --> 09:07.160
‫زود باش، بیا هر چه سریعتر این میخونه
‫رو تعمیر کنیم و راه بیوفتیم.

09:07.160 --> 09:08.750
‫وقت رفتن به سمت غربه!

09:08.750 --> 09:13.160
‫بله! لطفا بذارید به هر طریقی کمکتون کنم.

09:13.160 --> 09:19.290
‫خوبه! در اینصورت من تورو رسما
‫کارمند خودم می‌کنم، هینا!

09:19.290 --> 09:20.620
‫ها؟!

09:20.620 --> 09:26.160
‫پاره وقت کار کردنو بیخیال!
‫بیا یه پول قلمبه دربیاریمو بریم دنبال لیچت.

09:27.450 --> 09:28.410
‫بله!

09:28.410 --> 09:33.330
‫هی، کجا رفتی؟
‫بیا بیرون، متقلب!

09:33.330 --> 09:37.080
‫ای بابا، اون گروهبان ارشد خیلی سمجه.

09:37.080 --> 09:38.580
‫شایدم...

09:38.580 --> 09:40.580
‫یه روزی می‌گیریش.

09:40.580 --> 09:42.700
‫گر صبر کنی، ز قوره حلوا سازی!

09:42.700 --> 09:46.580
‫باید عجله کنم.
‫پای یونیفرمم وسطه!

09:46.580 --> 09:48.290
‫نیاز به تغییر چیزی نیست!

09:48.290 --> 09:51.330
‫راست میگه!
‫همین طور نشونشون بده.

09:51.330 --> 09:53.790
‫این شهر یه چیزیش هست...

09:53.790 --> 09:57.250
‫منظورم اینه که، یه مجرم فراری تحت تعقیب
‫این اطرافه، اما با این وجود...

09:57.250 --> 09:59.580
‫خیلی آرومو باحاله...

09:59.580 --> 10:01.250
‫نگاه نگاه، لین- چان.

10:01.250 --> 10:02.160
‫همم؟

10:02.160 --> 10:05.410
‫بچه تازه متولدم، یه دختره!

10:05.410 --> 10:08.250
‫اوه، مبارک باشه.

10:08.250 --> 10:11.950
‫داشتم به این فکر می‌کردم که میشه
‫براش یه اسم انتخاب کنی؟

10:11.950 --> 10:15.290
‫چی؟! نه، نه، نه.‌
‫من نمی‌تونم...

10:15.290 --> 10:18.910
‫چرا که نه؟
‫اونم ازت همینو می‌خواد.

10:18.910 --> 10:20.540
‫ا- اما...

10:20.540 --> 10:23.080
‫فقط خاطر نشون شو یه دامن بلند بپوشه.

10:23.080 --> 10:24.500
‫البته! نمی‌خوام اون یه منحرف بار بیاد.

10:24.500 --> 10:26.910
‫هوی! بیخیال!

10:26.910 --> 10:29.160
‫هی، لین- چان!

10:30.790 --> 10:34.830
‫این بچه دوباره سعی کرد نونمونو بدزده!

10:34.830 --> 10:37.790
‫این دفعه قسر در نمی‌ره!

10:37.790 --> 10:40.080
‫صـ- صبرکن!

10:41.250 --> 10:46.000
‫هوی! چند بار بهت گفتم از بقیۀ مردم دزدی نکن؟

10:46.000 --> 10:48.250
‫ولی... خیلی گشنه‌م بود...

10:48.250 --> 10:55.450
‫ولی بی ولی! برای تنبیه، با کار داوطلبانه بهم کمک می‌کنی، فهمیدی؟

10:55.450 --> 10:57.080
‫بله...

10:57.080 --> 11:00.080
‫خب، آقا، می‌شه...؟

11:00.080 --> 11:02.660
‫باشه، خیل‌خب.

11:02.660 --> 11:04.750
‫همچنین...

11:04.750 --> 11:08.080
‫،
‫دفعۀ بعدی که گشنه‌ت شد،
‫بیا به پاسدارخونه، باشه؟

11:08.080 --> 11:11.080
‫یه کاریش می‌کنم.

11:12.120 --> 11:14.000
‫باشه...!

11:23.370 --> 11:24.250
‫همم؟

11:24.250 --> 11:26.370
‫شونه‌هام امون برام نذاشتن.

11:26.370 --> 11:28.410
‫عه، مشت‌ومالتون می‌دم!

11:28.410 --> 11:30.160
‫کمرم درد می‌کنه.

11:30.160 --> 11:31.080
‫زیرشلواریم...

11:31.080 --> 11:36.000
‫صـ- صبر کنین! من باید برم دنبال اون مرد تحت تعقیب!

11:46.950 --> 11:51.040
‫عه، خیلی عذرمی‌خوام! همین الآن درستش می‌کنم!

11:51.040 --> 11:53.000
‫چیکار باید بکنم...؟

11:53.000 --> 11:58.540
‫نباید برگردی بگردی دنبال آقا پودینگه؟ فرار می‌کنه‌ها.

11:58.540 --> 12:04.040
‫ولی... این عروسک توسط مادرش بهش داده شد.

12:04.040 --> 12:07.830
‫خیلی براش بااهمیته.

12:07.830 --> 12:12.000
‫نمی‌تونم چیزی که اهمیت داره رو نادیده بگیرم.

12:16.120 --> 12:18.000
‫که اینطوریاست.

12:24.750 --> 12:25.660
‫بده ببینم.

12:25.660 --> 12:26.870
‫عه...

12:28.870 --> 12:31.200
‫بیا.

12:31.200 --> 12:35.410
‫اوه... خیلی ممنون!

12:35.410 --> 12:37.160
‫ام...

12:38.330 --> 12:39.450
‫...پودینگ؟

12:39.450 --> 12:41.540
‫آره، آمادۀ خوردن!

12:42.000 --> 12:50.000
‫Vincent & MD

12:42.000 --> 12:50.000
‫مترجمین:

12:42.000 --> 12:50.000
‫«کاری از تیم ترجمه اختصاصی انیمه لیست»

12:42.000 --> 12:50.000
‫AnimDL.ir

12:42.000 --> 12:50.000
@AnimeList_ir

12:54.950 --> 12:57.580
‫همونجا وایستا!

12:57.580 --> 13:03.580
‫وایستا، وایستا!

13:03.580 --> 13:06.450
‫وایــستــا!

13:09.910 --> 13:13.330
‫پس منم گفتم، فقط درخترو قطع کن،
‫ولی همه حشره‌ها افتادن بیرون.

13:14.370 --> 13:17.620
‫نانا- سان، دوتا ناپیتای دیگه لطفاً!

13:17.620 --> 13:18.540
‫داره میاد!

13:18.540 --> 13:20.370
‫از حشرات متنفرم.

13:20.370 --> 13:22.290
‫چجوری یه چوب بُری؟

13:23.290 --> 13:24.750
‫چیزیم نیست.

13:26.580 --> 13:29.910
‫همم؟ چته هینا؟

13:29.910 --> 13:32.290
‫داشتم با خودم می‌گفتم چقدر این خوبه.

13:33.660 --> 13:38.200
‫این فضا...
‫همه لبخند می‌زنن و شادی می‌کنن.

13:38.200 --> 13:42.330
‫انگار دارم تو خونۀ خودم با آرامش زندگی می‌کنم.

13:42.330 --> 13:44.910
‫اون ویژگی ماست.

13:44.910 --> 13:48.500
‫گمون کنم لیچت- سانم همینطور به سر می‌بره.

13:48.500 --> 13:52.330
‫کی خبر داره؟ یه جا نگه‌داشتن اون کار سختیه.

13:52.330 --> 13:55.330
‫بیا، دوتا ناپیتا!

13:55.330 --> 13:57.620
‫برمی‌گرده، مطمئنم.

13:57.620 --> 14:02.330
‫بخاطر همینه که داریم با می‌خونه می‌ریم دنبالش، نه؟

14:02.330 --> 14:04.250
‫زیادی لوسش نمی‌کنیم؟

14:04.250 --> 14:06.750
‫نه، اینطور فکر نمی‌کنم.

14:06.750 --> 14:09.870
‫خانوم، ناپیتا چی شد؟

14:09.870 --> 14:12.450
‫ببخشید، داره میاد!

14:14.120 --> 14:15.870
‫مرسی که منتظر موندین.

14:15.870 --> 14:16.950
‫ممنون!

14:16.950 --> 14:19.660
‫تو چقدر خوشگلی!

14:19.660 --> 14:22.830
‫عه، خیلی ممنونم.

14:24.120 --> 14:27.120
‫وایستا، وایـستــا!

14:33.000 --> 14:34.540
‫ها؟ وایستاد؟

14:34.540 --> 14:37.080
‫برای روبرویی با عدالت حاضری؟
‫فقط صبر کن...

14:37.080 --> 14:38.830
‫نه! برو عقب!

14:51.080 --> 14:53.950
‫آقا...

15:27.120 --> 15:28.870
‫ستوان ارشد «جیل»!

15:30.910 --> 15:33.580
‫گروهبان ارشد، ستوان ارشد جیل هستن!

15:34.950 --> 15:36.700
‫حالت خوبه؟

15:37.910 --> 15:40.370
‫این دیگه زیاده رویه، ستوان ارشد جیل!

15:40.370 --> 15:42.290
‫دستور دریافتی ما دستگیر کردنش بود...

15:42.290 --> 15:44.160
‫سپردارها، محاصره‌ش کنین!

15:49.080 --> 15:50.410
‫ستوان ارشد!

15:50.410 --> 15:52.040
‫آهای، تو.

15:54.080 --> 15:58.250
‫اگه قراره به اون راه زدن خودتو ادامه بدی،
‫همین الآن سوراخت کنم.

15:58.250 --> 15:59.700
‫ها؟

16:04.370 --> 16:05.500
‫به امتحانش میارزید.

16:05.500 --> 16:06.870
‫ها؟

16:09.330 --> 16:14.500
‫خیلی خوب می‌شد اگه همه‌ش
‫منو مرده فرض می‌کردین.

16:15.660 --> 16:17.750
‫سربازا، حمله!

16:22.120 --> 16:24.330
‫هوی، صبرکن...

16:28.950 --> 16:30.370
‫هوی.

16:35.830 --> 16:38.450
‫یه دختر اینجاست.

16:46.290 --> 16:47.870
‫چی...؟

16:47.870 --> 16:49.830
‫نیزه‌های فولادیمون...

16:49.830 --> 16:53.410
‫همونطوریه که فکر می‌کردیم، یه بَلِت هولدر...!

16:53.410 --> 16:55.950
‫من ترتیبشو می‌دم.

16:55.950 --> 17:00.330
‫راستش، ترجیح می‌دم ترتیبم داده نشه...

17:00.330 --> 17:01.870
‫گروهبان ارشد لین.

17:01.870 --> 17:03.750
‫بـ- بله.

17:05.160 --> 17:07.620
‫مأموریت داده شده به گروهان مارو بازگو کن.

17:07.620 --> 17:12.910
‫اوه، ام... بله! دستگیر بلت هولدر قربان!

17:12.910 --> 17:14.910
‫و یه بلت هولدر دقیقاً چیه؟

17:14.910 --> 17:19.540
‫نام داده شده به دارنده‌ شماره‌های غیرمجاز، به نام بَلِته.

17:19.540 --> 17:23.750
‫همه‌ش داشتن یکیشون هم یه جرمه.

17:25.450 --> 17:28.040
‫پس من هم یه مجرمم؟

17:28.040 --> 17:32.250
‫خیر قربان! مأمورین ارتش مخصوصاً اجازۀ حمل یه بَلِت رو دارن،

17:32.250 --> 17:36.500
‫تا توانایی مبارزه با بلت هولدرهارو داشته باشن.

17:36.500 --> 17:38.330
‫لین- چان، درساتو خوب خوندیا.

17:38.330 --> 17:39.580
‫ام... بعد...

17:39.580 --> 17:41.500
‫ادامه بده، گروهبان ارشد لین.

17:41.500 --> 17:43.580
‫بـ- بله!

17:43.580 --> 17:48.200
‫بلت‌ها یک ویژگی به خصوصی دارن که کاملاً درک نشده...

17:43.900 --> 17:46.200
بلت

17:46.200 --> 17:48.200
بلت

17:48.200 --> 17:54.750
‫بلت هولدرا می‌تونن توانایی‌های خاصیو فعال کنن، بسته به شماره‌شون.

17:48.200 --> 17:54.300
بلت

17:49.400 --> 17:54.300
بلت هولدر

17:52.400 --> 17:54.300
توانایی خاص

17:54.830 --> 17:58.750
‫توانایی درست کردن اشیاء آهنی ستوان ارشد جیل هم یکی از این توانایی‌هاست.

17:58.750 --> 18:02.250
‫که اینطور، که اینطور. خب، ستوان،

18:02.250 --> 18:07.870
‫حتما می‌دونی که قدرت تواناییت به مقدار شماره بستگی داره، نه؟

18:07.870 --> 18:11.410
‫البته، یه مغایرتی بین افراد وجود داره ولی...

18:11.410 --> 18:15.830
‫... شمارۀ تو نهصده. مال من 5700ـه.

18:15.830 --> 18:19.500
‫شاید بهتر باشه باهام درگیر نشین، نه؟

18:20.870 --> 18:22.410
‫خب.

18:24.200 --> 18:26.040
‫حالا می‌بینیم...

18:31.580 --> 18:33.450
‫چی؟

18:36.660 --> 18:39.250
‫عه، چقدر سیریش!

18:44.330 --> 18:46.410
‫هدر دادن وقته!

18:50.910 --> 18:52.200
‫در نمیری!

18:52.200 --> 18:56.040
‫گفتم که، نمی‌خوام باهات مبارزه کنم.

18:58.080 --> 19:01.200
‫پس اونوقت... این چطوره؟

19:07.370 --> 19:08.250
‫ناپدید شد؟

19:08.250 --> 19:10.700
‫نه، اینطور نیست!

19:10.700 --> 19:13.750
‫اون حتما داره خیلی سریع حرکت می‌کنه!

19:14.790 --> 19:18.750
‫خیلی... خیلی سریع!

19:20.660 --> 19:22.750
پس حمله‌ی برق‌آسا که میگن اینه!

19:22.750 --> 19:26.870
‫خوبه! به نظر می‌رسه نمی‌تونه منو ببینه.

19:26.870 --> 19:29.450
‫در اون صورت، هیچ نقشۀ بهتری...

19:31.370 --> 19:33.370
‫...جز فرار نیست!

19:34.750 --> 19:36.120
‫بی‌فایده‌س.

19:37.330 --> 19:40.330
‫حتی منم می‌تونم اونکارو بکنم.

19:52.950 --> 19:55.160
‫آخ آخ...

19:55.160 --> 19:59.160
‫ولی... عجیبه.

19:59.160 --> 20:01.700
‫آها... گرفتم.

20:02.910 --> 20:07.330
‫تو واقعاً شماره‌ت 900 نیست، نه؟

20:08.750 --> 20:11.580
‫یکی از اعتقاداتمه--

20:11.580 --> 20:15.660
‫من شرارتو با دستای خودم به سزاش می‌رسونم.

20:18.080 --> 20:24.250
‫من هیچ علاقه‌ای به ترفیع مقام شدن به پشت میز ندارم.

20:24.250 --> 20:27.910
‫ولی قوانین دردسرسازی توی این سازمان نظامی وجود داره.

20:29.750 --> 20:34.500
‫اگه شماره‌م زیادی بره بالا،
‫وارد یه ترفیع مقام زورکی می‌شم.

20:34.500 --> 20:37.830
‫به خاطر اینه که اینکارو می‌کنم...

20:45.540 --> 20:50.620
‫...تا بتونم به عقایدم پایبند باشم!

20:50.620 --> 20:56.000
‫دوازده هزار و، پونصد؟ این واقعیه؟

20:57.700 --> 21:01.910
‫ممکنه یه کم تو دردسر افتاده باشم.

21:01.920 --> 21:04.910
‫قسمت 4
‫بَلِت هولدر

21:01.930 --> 21:04.910
‫

21:05.000 --> 21:35.000
.::   @bollbolljan_com  ::.

22:35.700 --> 22:37.870
‫زندان آهنی قدرت تخریب کنندۀ واقعیشو آزاد می‌کنه.

22:37.870 --> 22:41.120
‫اون درواقع یه ماشین رباتی جنگیه که توسط امپراتوری توسعه یافته!

22:41.120 --> 22:43.330
‫اون با لیزرهایی که از عینکش در میاد بهم حمله می‌کنه!

22:43.330 --> 22:45.450
‫یعنی می‌تونم جون سالم به در ببرم؟

22:45.450 --> 22:46.620
‫هنوز نمی‌تونم لیزر در کنم.

22:46.620 --> 22:47.450
‫عه، ببخشید

22:47.450 --> 22:49.910
‫قسمت بعد، «عذرخواهی نکن، عذرخواهی کن»