﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:12.660 --> 00:16.450
‫ناپدید شدن...؟ جیل و بقیه...

00:16.450 --> 00:19.040
‫کجا رفتن آخه؟

00:19.040 --> 00:21.700
‫جیل گفتش که برمی‌گردن به آینده.

00:21.700 --> 00:24.080
‫آینده؟ این دیگه یعنی چی؟

00:24.080 --> 00:26.700
‫سیصد سال دیگه تو آینده.

00:26.700 --> 00:33.160
‫اون گفتش، برای سیصد سال منتظرم می‌مونه...
‫برای همچین قاتلی...

00:33.160 --> 00:35.620
‫ریهیتو...

00:35.620 --> 00:38.330
‫اصلاً باور کردنی نیست، اما...

00:38.330 --> 00:41.660
‫ما در آینده دوستانی داریم.

00:41.660 --> 00:46.290
‫سیصد سال بعد؟
‫اون موقع که همه‌ی ما مردیم.

00:46.290 --> 00:50.080
‫اما می‌تونیم با آینده ارتباط برقرار کنیم.

00:54.620 --> 00:57.450
‫درسته، ریهیتو؟

00:57.450 --> 01:01.080
‫آره، حق با توئه توکیکازه.

01:01.080 --> 01:04.370
‫خیلی سریع به این جنگ احمقانه فیصله می‌دیم.

01:04.370 --> 01:07.000
‫و با آینده‌ای که هینا- چان و
‫بقیه هستن، ارتباط برقرار می‌کنیم.

01:07.000 --> 01:09.370
‫فکر می‌کنم این کار ماست.

01:09.370 --> 01:11.830
‫چه سخنرانیِ قشنگی، ریهیتو.

01:11.830 --> 01:14.040
‫همونطوری که از «فرمانده»ـمون انتظار میره.

01:14.040 --> 01:16.660
‫بیاید همگی باهم کار کنیم و به این جنگ خاتمه بدیم.

01:16.660 --> 01:18.870
‫آره!

01:18.870 --> 01:21.790
‫اونا کسیُ نخواهند کشت...

01:18.870 --> 01:19.700
‫بیاید انجامش بدیم.

01:19.700 --> 01:22.620
‫منم سخت تلاش می‌کنم.

01:22.620 --> 01:26.200
‫کلاسِ A باید ارتشی بشه که نمی‌کشه.

01:26.200 --> 01:29.870
‫هیچوقت اجازه نمی‌دم که اون احساساتی
‫که من داشتمُ تجربه کنن...

01:31.040 --> 01:34.160
‫پس... من کشتنُ به عهده می‌گیرم.

01:34.160 --> 01:38.540
‫به جای بقیه، من می‌کشم.

01:39.620 --> 01:43.290
‫اون روز، جنگ در جای جایِ جهان درگرفت.

01:43.290 --> 01:48.700
‫جنگی که هدفش کاهشِ جمعیت جهان بود...

01:48.700 --> 01:52.160
‫تا زمانیکه جمعیت با تولید غذا بخونه.

01:52.160 --> 01:57.580
‫بعدها، جنگِ زائد نام گرفت؛ جنگی
‫که انسان‌های زائد رو از بین می‌برد.

01:52.160 --> 01:57.580
‫مترجم: قبلاً جنگ متروک گفته بودیم که معادل بهترش جنگ زائدـه

01:59.540 --> 02:03.450
‫همه‌ی این‌ها 300 سالِ پیش شروع شد.

02:03.450 --> 02:06.580
‫از شمایی که دارید اینُ می‌بینید می‌خوام که بدونید...

02:06.580 --> 02:10.200
‫... که چه اتفاقی برای لیچت افتاد.

02:12.290 --> 02:17.250
‫چه نتایجِ فوق‌العاده‌ای.
‫همونطور که امید داشتیم.

02:17.250 --> 02:22.370
‫من... مجبورش کردم که آدم بکشه.

02:24.040 --> 02:27.290
‫همش بخاطر این بود که بچه‌ها زنده بمونن.

02:27.290 --> 02:28.160
‫اما...

02:28.160 --> 02:31.750
‫ما به «ستاره ها» نیاز داریم...

02:31.750 --> 02:36.950
‫برای تغییر آینده تا بتونیم از
‫غارت یک‌جانبه نجات پیدا کنیم.

02:41.870 --> 02:43.660
‫همم؟

02:44.200 --> 02:47.080
‫اون داره چیکار می‌کنه؟

03:08.250 --> 03:11.700
‫ریهیتو!
‫حالش خوبه...!

03:15.120 --> 03:16.790
‫ریهیتو...؟

03:16.790 --> 03:23.870
‫اون روز... ریهیتو جون 337 نفر رو گرفت.

03:37.200 --> 03:40.540
‫میگم... حالت خوبه؟

03:57.830 --> 04:01.250
‫اون دومین «ستاره» بود که پس ‫از انتظاری متمادی متولد شد.

04:01.250 --> 04:04.080
‫ستاره‌ی  قاطع و مهربون...

04:02.510 --> 04:02.550
خرگوش و لاکپشت

04:02.550 --> 04:02.590
خرگوش و لاکپشت

04:02.590 --> 04:02.630
خرگوش و لاکپشت

04:02.630 --> 04:02.680
خرگوش و لاکپشت

04:02.680 --> 04:02.720
خرگوش و لاکپشت

04:02.720 --> 04:02.760
خرگوش و لاکپشت

04:02.760 --> 04:02.800
خرگوش و لاکپشت

04:02.800 --> 04:02.840
خرگوش و لاکپشت

04:02.840 --> 04:02.880
خرگوش و لاکپشت

04:02.880 --> 04:02.930
خرگوش و لاکپشت

04:02.930 --> 04:02.970
خرگوش و لاکپشت

04:02.970 --> 04:03.010
خرگوش و لاکپشت

04:03.010 --> 04:03.050
خرگوش و لاکپشت

04:03.050 --> 04:03.090
خرگوش و لاکپشت

04:03.090 --> 04:03.130
خرگوش و لاکپشت

04:03.130 --> 04:03.180
خرگوش و لاکپشت

04:03.180 --> 04:03.220
خرگوش و لاکپشت

04:03.220 --> 04:03.260
خرگوش و لاکپشت

04:03.260 --> 04:03.300
خرگوش و لاکپشت

04:03.300 --> 04:03.340
خرگوش و لاکپشت

04:03.340 --> 04:03.380
خرگوش و لاکپشت

04:03.380 --> 04:03.430
خرگوش و لاکپشت

04:03.430 --> 04:03.470
خرگوش و لاکپشت

04:03.470 --> 04:03.510
خرگوش و لاکپشت

04:03.510 --> 04:03.550
خرگوش و لاکپشت

04:03.550 --> 04:03.590
خرگوش و لاکپشت

04:03.590 --> 04:03.630
خرگوش و لاکپشت

04:03.630 --> 04:03.680
خرگوش و لاکپشت

04:03.680 --> 04:03.720
خرگوش و لاکپشت

04:03.720 --> 04:03.760
خرگوش و لاکپشت

04:03.760 --> 04:03.800
خرگوش و لاکپشت

04:03.800 --> 04:03.840
خرگوش و لاکپشت

04:03.840 --> 04:03.890
خرگوش و لاکپشت

04:03.890 --> 04:03.930
خرگوش و لاکپشت

04:03.930 --> 04:03.970
خرگوش و لاکپشت

04:03.970 --> 04:04.010
خرگوش و لاکپشت

04:04.010 --> 04:04.050
خرگوش و لاکپشت

04:04.050 --> 04:04.090
خرگوش و لاکپشت

04:04.090 --> 04:04.140
خرگوش و لاکپشت

04:04.140 --> 04:04.180
خرگوش و لاکپشت

04:04.180 --> 04:04.220
خرگوش و لاکپشت

04:04.220 --> 04:04.260
خرگوش و لاکپشت

04:04.260 --> 04:04.300
خرگوش و لاکپشت

04:04.300 --> 04:04.340
خرگوش و لاکپشت

04:04.340 --> 04:04.390
خرگوش و لاکپشت

04:04.390 --> 04:04.430
خرگوش و لاکپشت

04:04.430 --> 04:04.470
خرگوش و لاکپشت

04:04.470 --> 04:04.510
خرگوش و لاکپشت

04:04.510 --> 04:04.550
خرگوش و لاکپشت

04:04.550 --> 04:04.590
خرگوش و لاکپشت

04:04.590 --> 04:04.640
خرگوش و لاکپشت

04:04.640 --> 04:04.680
خرگوش و لاکپشت

04:04.680 --> 04:04.720
خرگوش و لاکپشت

04:04.720 --> 04:04.760
خرگوش و لاکپشت

04:04.760 --> 04:04.800
خرگوش و لاکپشت

04:04.800 --> 04:04.840
خرگوش و لاکپشت

04:04.840 --> 04:04.890
خرگوش و لاکپشت

04:04.890 --> 04:04.930
خرگوش و لاکپشت

04:04.930 --> 04:04.970
خرگوش و لاکپشت

04:04.970 --> 04:05.010
خرگوش و لاکپشت

04:05.010 --> 04:05.050
خرگوش و لاکپشت

04:05.050 --> 04:05.090
خرگوش و لاکپشت

04:05.090 --> 04:05.140
خرگوش و لاکپشت

04:05.140 --> 04:05.180
خرگوش و لاکپشت

04:05.180 --> 04:05.220
خرگوش و لاکپشت

04:05.220 --> 04:05.260
خرگوش و لاکپشت

04:05.260 --> 04:05.300
خرگوش و لاکپشت

04:05.300 --> 04:05.340
خرگوش و لاکپشت

04:05.340 --> 04:05.390
خرگوش و لاکپشت

04:05.390 --> 04:05.430
خرگوش و لاکپشت

04:05.430 --> 04:05.470
خرگوش و لاکپشت

04:05.470 --> 04:05.510
خرگوش و لاکپشت

04:05.510 --> 04:05.550
خرگوش و لاکپشت

04:05.550 --> 04:05.600
خرگوش و لاکپشت

04:05.600 --> 04:05.640
خرگوش و لاکپشت

04:05.640 --> 04:05.680
خرگوش و لاکپشت

04:05.680 --> 04:05.720
خرگوش و لاکپشت

04:05.720 --> 04:05.760
خرگوش و لاکپشت

04:05.760 --> 04:05.800
خرگوش و لاکپشت

04:05.800 --> 04:05.850
خرگوش و لاکپشت

04:05.850 --> 04:05.890
خرگوش و لاکپشت

04:05.890 --> 04:05.930
خرگوش و لاکپشت

04:05.930 --> 04:05.970
خرگوش و لاکپشت

04:05.970 --> 04:06.010
خرگوش و لاکپشت

04:06.010 --> 04:06.050
خرگوش و لاکپشت

04:06.050 --> 04:06.100
خرگوش و لاکپشت

04:06.100 --> 04:06.140
خرگوش و لاکپشت

04:09.660 --> 04:15.580
‫برای من حسش مثل داشتن برادر بزرگتر بود،
‫به همین خاطر صداش میزدم داداشی(نی-نی)

04:15.580 --> 04:21.700
‫انگار سرنوشت اینطور رقم زده بود که من یه
‫مورد آزمایشگاهی بشم تا با اون دیدار کنم.

04:26.040 --> 04:30.120
‫لیچت روز به روز دائماً تغییر می‌کرد.

04:30.120 --> 04:33.830
‫شاید دلیلش قرارگیریِ بیش از حد
‫در معرض ژن‌های شومرمن بود.

04:33.830 --> 04:38.120
‫روی بدنش کم کم زخمای بی درد و دوایی پیدا شد...

04:38.120 --> 04:40.200
‫... و همینطور ذهنش.

04:44.830 --> 04:50.250
‫هر چقدر که بیشتر آدم می‌کشت، نیتِ آدمکشیِ
‫شومرمن بیشتر بر لیچت چیره می‌شد.

04:51.330 --> 04:54.830
‫زمانی که تعداد کسایی که کشته ‫بود از 10 هزار نفر عبور کرد...

04:56.330 --> 05:02.000
‫... لیچت تواناییِ لبخند زدن رو از دست داد.

05:06.660 --> 05:08.870
‫ریهیتو!

05:10.620 --> 05:12.700
‫اینجارو ببین!

05:14.830 --> 05:21.080
‫چطوره؟ تحریک شدی؟ اگه بخوای می‌تونیم باهم بریم حموما!

05:23.790 --> 05:29.450
‫چیه؟ فقط حموم...
‫چیز دیگه‌ای نه‌ها...

05:29.450 --> 05:31.830
‫سرباز ایچینوسه بهت دستور می‌دم...

05:31.830 --> 05:35.120
‫هیچ دشمنیُ... نکش!

05:42.330 --> 05:46.000
‫اون دیگه رفته، نه؟

05:46.000 --> 05:51.580
‫ریهیتوی دوست داشتنی، منحرف و مهربون ما...

05:51.580 --> 05:55.160
‫نبابا ما فقط لباس زیر اشتباهی رو انتخاب کردیم.

05:55.160 --> 06:00.450
‫اون چی دوست داشت؟ سفید؟ سیاه؟
‫یه چیزی که زیادی تو چش باشه-

06:00.450 --> 06:02.080
‫ساکی- چان...

06:02.080 --> 06:07.330
‫من هیچوقت تسلیم نمی‌شم.
‫امکان نداره اون لیچتی که می‌شناختیم از بین رفته باشه.

06:07.330 --> 06:11.910
‫درسته... تنها چیزی که نیاز داریم اینه که
‫لباس زیری پیدا کنیم که اون دوست داره و...

06:16.290 --> 06:18.870
‫متأثر کننده‌س، نه؟

06:18.870 --> 06:23.660
‫اونا دارن سخت تلاش می‌کنن تا فرمانده‌ی
‫ارتشی که نمی‌کشه رو برگردونن.

06:23.660 --> 06:31.330
‫اما ریهیتو، اگه تو کسیُ نمی‌کشتی
‫همه‌ي اونا می‌مردن، درسته؟

06:31.330 --> 06:36.000
‫یا شاید... از اونا می‌خوای که
‫تو این کار بهت کمک کنن؟

06:36.000 --> 06:38.830
‫مطمئنم که برات بارِ سنگینی‌ـه.

06:44.330 --> 06:46.540
‫از اون روز به بعد...

06:52.370 --> 06:58.410
‫... لیچت ماسکی به صورتش زد و هیچوقت
‫جلوی دیگران اونُ درنیاورد.

07:01.080 --> 07:04.000
‫نمی‌تونیم بذاریم که لیچت تمام ‫کشتارُ تنهایی خودش انجام بده.

07:04.000 --> 07:06.200
‫لطفاً بذارید ماهم بجنگیم.

07:06.200 --> 07:07.620
‫آروم باشید، با همتونم.

07:07.620 --> 07:09.950
‫خواهش می‌کنم، سنسی.

07:09.950 --> 07:14.950
‫به عبارت دیگه... شما همون عمل‌ـی که روی
‫اون انجام شدُ می‌خواید دریافت کنید؟

07:14.950 --> 07:17.410
‫کلاسِ A همیشه در کنار هم هستن.

07:17.410 --> 07:18.540
‫- آره، درسته!

07:18.540 --> 07:19.750
‫- لطفاً، شومرمن سنسی!
‫- آره، درسته!

07:19.750 --> 07:23.330
‫اگه لیچت باید بجنگه، ماهم می‌جنگیم!

07:23.330 --> 07:28.250
‫نمی‌خوام لیچت- سنپای از اینی
‫که هست بیشتر از ما دور بشه.

07:28.250 --> 07:30.000
‫متوجه شدم.

07:30.000 --> 07:31.250
‫شومرمن؟!

07:31.250 --> 07:38.580
‫برنامه این بود که عمل رو همه انجام شه.
‫طبق برنامه پیش رفتن مشکلی ایجا نمی‌کنه.

07:39.700 --> 07:43.910
‫بدین‌صورت، چهار مورد سازگارِ دیگه یافت شد.

07:49.330 --> 07:53.290
‫ستاره‌ی حملات ناگهانی، ساکای توکیکازه...

07:53.290 --> 07:57.120
‫ستاره‌ی حملات سنگین، دوآن تاکتورا...

07:57.120 --> 08:01.040
‫ستاره‌ی تعقیب و گریز، سونوهارا میزوکا...

08:01.040 --> 08:05.910
‫ستاره‌ی حملات انفجاری، کاپیتان الکساندروف گریگوروویچ...

08:06.120 --> 08:12.540
‫ما فکر می‌کردیم که اینطوری دیگه تمام
‫کشتار به گردنِ لیچت نمیوفته، اما...

08:13.580 --> 08:15.250
‫ریهیتو!

08:16.250 --> 08:18.410
‫نکشید! ‫به هیچ وجه!

08:18.410 --> 08:22.250
‫منم یه ستاره‌ام، ‫نمی‌تونم بذارم...

08:22.250 --> 08:27.290
‫این یه دستور مستقیم از فرمانده‌تونه، ‫به هیچ وجه کسیُ نکشید!

08:27.290 --> 08:30.540
‫لطفاً منُ با خودتون ببرید، ریهیتو- سنپای!

08:30.540 --> 08:33.450
‫الآن دیگه سربازید، ‫از دستور پیروی کنید.

08:34.580 --> 08:36.660
‫صبر کن، ریهیتو!

08:39.450 --> 08:43.620
‫از دستورم سرپیچی کن تا تیکه‌تیکت کنم.

08:43.620 --> 08:45.500
‫ریهیتو...

09:04.250 --> 09:07.160
‫دیگه وقتش رسیده.

09:07.160 --> 09:08.750
‫منظورت چیه؟

09:08.750 --> 09:11.830
‫دیگه باید حمله رو شروع کنیم.

09:11.830 --> 09:13.750
‫«بلت‌های اورجینال»، ها؟

09:13.750 --> 09:16.660
‫اگه بخوایم به این وضع خاتمه
‫بدیم، نمی‌تونیم فقط دفاع کنیم.

09:16.660 --> 09:17.830
‫حق با توئه، اما...

09:17.830 --> 09:23.580
‫ما از وخیم‌تر شدن مشکلاتِ تأمین غذا که ملت‌های
‫دیگه رو به ستوه‌ آورده، مصون نیستیم.

09:23.580 --> 09:27.080
‫بزودی ماهم درکنارشون می‌میریم.

09:27.080 --> 09:33.120
‫باید هرچه سریع‌تر برنامه‌ی دیگرو وارد عمل کنیم.

09:33.120 --> 09:35.080
‫آلشیا...

09:35.080 --> 09:38.290
‫با دستیابی به هر هفت بلتِ اورجینال،
‫می‌تونیم قدرتی وَرای درک بدست بیاریم.

09:38.290 --> 09:43.330
‫و همینطور به رأیی متفق‌القول(رأی همگانی و موافق)
‫دست پیدا می‌کنیم.

09:43.330 --> 09:46.370
‫قدرتی ورای اکثریت عوام

09:46.370 --> 09:49.160
‫که حتی قوانین طبیعت رو فریب میده.

09:49.160 --> 09:54.950
‫بله، و به کمک اون... باید یوتوپیامون،
‫آلشیا رو درست کنیم.

09:54.950 --> 09:58.250
‫قبل اینکه خیلی دیر بشه.

10:00.450 --> 10:03.160
‫تو چی می‌گی، شومرمن؟

10:03.160 --> 10:07.200
‫همونطور که فکر می‌کردیم، هیچ راهی
‫برای نجات این دنیا وجود نداره، آلان!

10:07.200 --> 10:08.830
‫حق با توئه...

10:08.830 --> 10:13.080
‫اگه این تنها راهیه که بچه‌هارو باهاش نجات بدیم...

10:13.080 --> 10:18.500
‫اما به گمونم هر چقدرم که از لیچت- کون
‫معذرت بخوام، هرگز منُ نمی‌بخشه.

10:19.910 --> 10:24.000
‫تمام تقصیرات به گردن من‌ـه!

10:26.290 --> 10:31.830
‫بکش! بکش! بکش! ‫دشمنارو بُکش!

10:31.830 --> 10:33.410
‫چقدر زورش زیاده؟!

10:33.410 --> 10:35.660
‫بکش!

10:37.950 --> 10:39.450
‫ریهیتو- سنپای...

10:39.450 --> 10:40.950
‫برو عقب! سونوهارا!

10:40.950 --> 10:43.160
‫دشمن‌‌‍ارو بکش!

10:43.160 --> 10:46.080
‫بس‌کن، ریهیتو!

10:48.830 --> 10:54.500
‫دیگه تا اون موقع، لیچت اصلا انسان نبود.

10:54.500 --> 11:02.910
‫با این حال، اعضای کلاس A از دستورای
‫لیچت پیروی کردن و به جنگ نرفتن.

11:02.910 --> 11:06.910
‫فکر کنم ته دل‌‍شون همه می‌دونستن.

11:06.910 --> 11:08.910
‫تنها امید ممکن لیچت

11:08.910 --> 11:12.450
‫انگیزه‌‍ش سرِ قاتل نشدن دوست‌هاشه.

11:12.450 --> 11:18.830
‫اگه اونُ از دست می‌داد...
‫شاید لیچت هیچوقت نمی‌‌تونست برگرده به همونجوری که بود.

11:18.830 --> 11:21.370
‫بعد، دو سال دیگه...

11:22.040 --> 11:25.910
‫هم، این درسته؟

11:27.120 --> 11:29.750
‫بالاخره جنگ تموم شد!

11:29.750 --> 11:33.450
‫اینکه دقیق کی تموم شدُ خواب بودم،

11:33.450 --> 11:36.910
‫ولی دیگه مجبور نیستم از قدرت‌‍ام
‫برای پیش‌بینی جای دشمن و اینا استفاده کنم.

11:36.910 --> 11:39.660
‫کار من به عنوان یه سرباز تمومه!

11:39.660 --> 11:41.040
‫پس، واسه همین...

11:41.040 --> 11:44.830
‫از الآن، من می‌خوام همسر داداشی شم!

11:44.830 --> 11:50.160
‫اولین باری که دیدمش یه جرقه احساس کردم.
‫عشق تو نگاه اول که می‌گن واقعا وجود داره، نه؟

11:50.160 --> 11:53.790
‫پس این قراره نامه اعترافم به داداشی باشه.

11:53.790 --> 11:57.160
‫حرف‌‍ش شد، می‌گن داداشی از موقع پایان جنگ تا حالا-

11:57.160 --> 12:00.250
‫سه ماه یه سره خواب بوده.

12:00.250 --> 12:02.870
‫ولی من می‌گم زودی بیدار می‌شه، مگه نه؟

12:02.870 --> 12:08.410
‫تا اون موقع، من تکنیک‌‍ای آرایشگری
‫یاد می‌گیرم و کلی خوشگل مشگل می‌شم!

12:08.410 --> 12:12.620
‫کلی صیقلی و برق‌برقی می‌شم!

12:12.620 --> 12:16.200
‫خب، شب بخیر، داداشی! عاشقتم!

12:17.330 --> 12:24.950
‫من هیچی نمی‌دونستم-
‫از اینکه روز پایان جنگ چه اتفاقی افتاد...

12:29.200 --> 12:33.750
‫شومرمن و بقیه همۀ هفت تا بَلت اورجینالُ جمع‌آوری کردن

12:33.750 --> 12:37.330
‫و مصوبه‌ای رو به وسیلۀ یه رای متفق القول به ثبت رسوندن...

12:47.410 --> 12:50.540
‫... اینکه این دنیای ازدست‌رفته رو ترک کنن،
‫و یه یوتوپیا بسازن،

12:50.540 --> 12:56.200
‫با ضمانت امنیت و آبادی.

12:56.200 --> 12:58.870
‫به کمک قوای بیکران رای متفق القول،

12:58.870 --> 13:02.750
‫یه قاره 3000 متر بالای زمین تشکیل شد.

13:02.750 --> 13:06.790
‫این یوتوپیای اونا بود، آلشیا.

13:06.790 --> 13:11.790
‫بعدش، با یه رای متفق القول دیگه،
‫اون‌‍ا تمام منابعُ از پایین غارت کردن.

13:11.790 --> 13:15.370
‫بدون سوخت،
‫امکان نداشت بشه هلیکوپتر و هواپیما راه انداخت.

13:15.370 --> 13:19.620
‫هیچ آدمی نمی‌تونست از زمین به آلشیا حمله کنه.

13:19.620 --> 13:23.620
‫سکنۀ آلشیا از انسان‌های تازه متولد شده تشکیل شده بود،

13:23.620 --> 13:26.540
‫از ملیت‌ها و نژاد‌‍ای مختلف.

13:26.540 --> 13:29.580
‫این‌جوری بزرگ می‌شدن،
‫بدون این‌که چیزی از تمدنمون بدونن،

13:29.580 --> 13:32.450
‫یا راجع به طبیعت واقعی آلسینگ.

13:32.450 --> 13:37.870
‫بعدش، با استفاده از آلسینگ،
‫آلشیا با قدرت مطلق اداره می‌شد.

13:37.870 --> 13:43.450
‫یه شماره روی جمعیت تحمیل شد، و فرستادن آدما
‫به ابیس باعث اطمینان خاطر از رشد جمعیت می‌شد.

13:43.450 --> 13:49.290
‫تحقیق راجع به پرواز قدغن شد تا خوی اصلی آلشیا مخفی بمونه،

13:49.290 --> 13:55.370
‫هرگونه اختلاف عقیده بلافاصله توسط
‫ارتش مسلح به بَلت‌های المثنی سرکوب می‌شد.

13:55.370 --> 13:57.450
‫این شد آلشیا.

13:57.450 --> 14:03.580
‫یه تعداد محدود انتخابی از آدم‌‍ا،
‫با زندگی به دور از جنگ توی یه یوتوپیا...

14:03.580 --> 14:06.040
‫مطمئنم دیگه فهمیدی قضیه رو.

14:06.040 --> 14:12.790
‫«ابیس» بقیۀ دنیاست که توسط آلشیا رها شده.

14:12.790 --> 14:20.830
‫هرمقدار ناچیزی از منابع و غذا که بود
‫ازش به دست آلسینگ غارت میشد.

14:20.830 --> 14:26.160
‫آلشیا یه دنیاییه که فقط به خاطر
‫چیزایی که از مردم پایین می‌گیره پابرجاست.

14:26.160 --> 14:29.790
‫قیمت بقای اون محدود انتخاب شده‌ها

14:29.790 --> 14:32.790
‫مردم رها شده‌‍ن- یه اکثریت غیرقابل تحمل.

14:36.370 --> 14:41.000
‫یه ستاره با خشونت با این موضوع مخالفت کرد.

14:41.000 --> 14:43.120
‫توکیکازه.

14:43.120 --> 14:44.750
‫این اشتباهه!

14:44.750 --> 14:46.000
‫تو...؟

14:46.000 --> 14:52.120
‫ما، کلاس A، هیچ‌وقت اینُ قبول نمی‌کنیم!
‫حتی اگه مجبور شیم علیه‌‍تون شورش کنیم!

14:52.120 --> 14:53.410
‫اون احمق!

14:53.410 --> 14:55.950
‫صبرکنید، کاپیتان آلان!

14:57.500 --> 15:01.830
‫برای این تعقیب فرد مناسب‌تری هست.

15:08.410 --> 15:09.950
‫چرا آخه؟!

15:09.950 --> 15:13.540
‫ریهیتو!

15:22.500 --> 15:24.870
‫ریهیتو...

15:47.250 --> 15:50.540
‫چی؟ من...

15:55.000 --> 15:57.910
‫«همه‌‍ش تقصیر من‌‍ه.»

16:00.700 --> 16:03.410
‫«همه‌‍ش تقصیر من‌‍ه.»

16:22.160 --> 16:26.750
‫اون موقع بود که تپش قلب لیچت وایستاد.

16:28.250 --> 16:33.330
‫بیست سال بعد از جنگ زائد، داداشی بالاخره بیدار شد.

16:33.330 --> 16:39.120
‫ولی... چی‌کار کنم؟
‫داداشی یه روزم بزرگ نشده.

16:39.120 --> 16:45.120
‫بعدشم... داداشی یه چیزیش هست. اصلا لبخند نمی‌زنه.

16:45.120 --> 16:51.700
‫مشکلی نیست دیگه، نه؟ به زودی مثل خود قدیم‌‍ش می‌شه، آره؟

16:51.700 --> 16:57.620
‫دیگه «داداشی» فکر کنم یه جوری باشه.
‫از اونجایی که دیگه خیلی ازش بزرگ‌ترم.

16:57.620 --> 17:05.330
‫وقتی لیچت بیدار شد،
‫با تقلا رفت ببینه چی سر بقیۀ کلاس A اومد.

17:05.330 --> 17:09.040
‫و بعدش فهمید.

17:09.040 --> 17:14.450
‫اعضای کلاس A توی اون مدرسه موندن
‫تا هرچه‌قدر یتیم جنگ‌زده می‌تونستن نجات بدن.

17:14.450 --> 17:18.870
‫ولی توی اون زمین لم یزرع
‫مگه چه‌قدر می‌تونستن غذا تولید کنن،

17:18.870 --> 17:22.700
‫و بیشتر چیزی که درست می‌کردن توسط آلشیا غارت می‌شد.

17:22.700 --> 17:25.620
‫برای نجات بچه‌ها، اون‌‍ا...

17:25.620 --> 17:32.540
‫... جون خودشونُ گرفتن، تا بچه‌ها بتونن بیشتر بخورن.

17:32.540 --> 17:37.330
‫اون روز، من و لیچت از ارتش فرار کردیم.

17:40.330 --> 17:45.500
‫پنجاه سال بعد. لیچت ماسک‌‍شُ برنمی‌داره.

17:45.500 --> 17:48.910
‫صد سال بعد. لیچت یه کلمه‌‍م حرف نمی‌زنه.

17:50.000 --> 17:56.290
‫یه اتفاق خوبی امروز افتاد.
‫لیچت شروع کرد به حرف زدن، همه‌‍ش یه ذره.

17:56.290 --> 18:03.160
‫به زودی برمی‌گرده به خود قدیم‌‍ش،
‫و ماسکشم برمی‌داره دیگه؟

18:03.160 --> 18:05.790
‫پس، من...

18:05.790 --> 18:11.370
‫تصمیم گرفتم، وقتی لیچت ماسک‌‍شُ برداشت
‫ازش خواستگاری کنم.

18:11.370 --> 18:17.120
‫من دیگه یه پیرزنم، ولی مشکلی که نداره باهاش،
‫داره؟ دویست ساله منتظرم...

18:17.120 --> 18:22.790
‫دفعۀ بعدی که این فیلمُ می‌گیرم همسر‌‍ش شده‌‍م؟

18:22.790 --> 18:27.500
‫یا این‌که بعد از این‌که جواب رد شنیدم تنهایی مشروبمُ می‌خورم؟

18:27.500 --> 18:33.250
‫سیصد سال بعد از جنگ زائد. ‫لیچت هنوز ماسک‌‍شُ برنداشته.

18:33.250 --> 18:36.620
‫امروز، بالاخره فهمیدم ‫چیزی که لیچت حسرت‌‍شُ می‌خوره چیه.

18:36.620 --> 18:41.750
‫و همچنین فهمیدم هیچ‌وقت نمی‌تونم ماسک‌‍شُ بردارم.

18:43.410 --> 18:47.870
‫من طی 300سال گذشته، آبادی آلشیا رو دیدم.

18:47.870 --> 18:52.750
‫ولی اون آبادی بر پایۀ چیزای غارت شده
‫از آدمای باقی‌مانده توی ابیس‌‍ه.

18:54.160 --> 18:59.830
‫بعد 300سال حسرت خوردن،
‫لیچت تصمیم گرفت تا با آلشیا بجنگه.

18:59.830 --> 19:04.000
‫تا خودش تنهایی با کل سازمان ارتش بجنگه...

19:04.000 --> 19:07.700
‫تا این دیوونه‌خونۀ آلشیا رو از بین ببره...

19:07.700 --> 19:10.120
‫برای همین تصمیم گرفتم رو شماها حساب کنم.

19:10.120 --> 19:14.000
‫اگه کاری نمی‌کردم، لیچت دیر یا زود کشته می‌شد.

19:14.000 --> 19:16.750
‫تنها راه نجات اون تغییر دادن گذشته‌‍ست،

19:16.750 --> 19:19.700
‫تا این‌که جلوی این حسرت قبل از تشکیل شدن‌‍ش گرفته بشه.

19:19.700 --> 19:22.450
‫خواهش می‌کنم... من خودم نمی‌تونم انجام‌‍ش بدم.

19:22.450 --> 19:27.040
‫هروقت لیچت منُ می‌بینه، یاد اون جنگ می‌افته.

19:27.040 --> 19:31.080
‫شاید واقعا راهی برای نجات لیچت وجود نداشته باشه.

19:31.080 --> 19:34.000
‫ولی من به شماها باور دارم...

19:34.000 --> 19:39.700
‫چون بعضی از شماها تونستین ماسک لیچتُ بردارین.

19:39.700 --> 19:42.500
‫یه نفر تونست غم لیچتُ بگیره و به دوش بکشه.

19:42.500 --> 19:45.540
‫خواهش می‌کنم... خواهش‌ می‌کنم نجات‌‍ش بدین.

19:45.540 --> 19:50.500
‫من دیگه نمی‌تونم... داداشی عزیزمُ نجات بدم.

19:57.910 --> 20:00.700
‫خوش برگشتید.

20:00.700 --> 20:02.700
‫ام.. می‌گم...

20:02.700 --> 20:06.000
‫می‌دونم. نتونستید تغییر‌‍ش بدید، نه؟

20:08.160 --> 20:12.950
‫مشکلی نداره، فقط می‌خواستم بدونید. همه‌‍ش همین.

20:12.950 --> 20:16.750
‫خب، حتما گشنه‌‍تونه! کلی غذا حاضر کردم.

20:16.750 --> 20:19.000
‫نانا- سان.

20:19.000 --> 20:21.580
‫لیچت- سان کجاست؟

20:33.120 --> 20:35.000
‫لیچت- سان...

20:46.950 --> 20:49.250
‫لیچت- سان...

20:55.250 --> 20:59.370
‫بیا همون بحث 300 سال پیشُ ادامه بدیم،

20:59.370 --> 21:01.910
‫همین الآن، همین جا.

21:01.940 --> 21:04.950
‫قسمت 18

21:01.940 --> 21:04.950
‫پیدایش آلشیا

21:05.940 --> 21:35.950
‫.::   @bollbolljan_com  ::.

22:36.410 --> 22:39.250
‫من لیچتم! بالاخره برگشتم سر شیفت آنچه خواهید دید!

22:39.250 --> 22:41.200
‫بدون اتلاف وقت... قسمت بعد، نوک‌‍ش معلوم می‌شه!

22:41.200 --> 22:42.330
‫بله، دیگه اومدم!

22:42.330 --> 22:44.160
‫الان این‌کارُ نکن! چه بی‌حیا!

22:44.160 --> 22:45.330
‫تمام تلاشمُ می‌کنم تا خوب معلوم شه!

22:45.330 --> 22:47.660
‫سیصد سال پیش چی شد؟

22:47.660 --> 22:49.950
‫قسمت بعد، «خیانت‌کاری».