﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:07.000
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:07.500 --> 00:10.634
...حمد و ستایش مخصوص پدر

00:10.636 --> 00:12.236
...ـ پسر
ـ کجاست؟

00:12.238 --> 00:14.638
روح القدوس

00:14.640 --> 00:17.241
،همانگونه که در آغاز بود
هم اکنون هست و خواهد بود

00:17.243 --> 00:18.742
خدایا کمکم کن

00:25.284 --> 00:26.417
کجاست؟

00:32.391 --> 00:33.524
روح القدوس

00:44.536 --> 00:46.270
اوه، محض رضای مسیح

00:54.312 --> 00:57.348
!لعنتی

00:58.349 --> 01:03.349
.:: @bollbolljan_com ::.

01:04.824 --> 01:09.426
خوشمزه‌س
مزه‌ش مثلِ املت پنیر و ژامبون میمونه

01:09.428 --> 01:13.330
جز اینکه بدون پنیر و ژامبون و املت ـه

01:14.632 --> 01:17.301
چطور... چیه؟

01:17.303 --> 01:22.839
نه. اصلا حال و حوصله‌ی بازیه
چی نپوشم" رو اونم تو ساعت 8:30 صبح ندارم"

01:22.841 --> 01:25.909
فقط شلوار و پیراهن ـه

01:25.911 --> 01:27.944
...خب، فقط اینکه
امروز قراره با جک آشنا بشی

01:27.946 --> 01:31.214
و میخوام همونطور که برای من خوش تیپی
برای اونم باشی

01:31.216 --> 01:33.884
که واقعا خیلی خوبه

01:33.886 --> 01:35.852
پس ازم میخوای لباس مارک "الکساندر ونگ" ـم رو بپوشم؟

01:35.854 --> 01:38.088
ـ مگه لباس مارک الکساندر ونگ داری؟
ـ نه

01:38.090 --> 01:41.858
تازه نگران لباس پوشیدن خودم نیستم

01:41.860 --> 01:43.760
و نگران لباس پوشیدن توام

01:43.762 --> 01:46.263
ـ خب، منظورت چیه؟
ـ گوشواره‌هات

01:46.265 --> 01:48.732
ـ مارک "شانل" هستن
ـ یکیشون هست

01:48.734 --> 01:51.234
چی؟

01:51.236 --> 01:55.005
...چی

01:55.007 --> 01:57.974
وای خدای من
دیگه چی رو از قلم انداختم؟

01:57.976 --> 01:59.509
خوشبختانه چیزی نیست که

01:59.511 --> 02:02.479
هم قافیه با کلمه‌ی "شورت مردونه" باشه

02:02.481 --> 02:07.651
چیه؟
پس کو اون طرز برخورد از خود مطمئن همیشگیت؟

02:07.653 --> 02:09.753
اوه، نمیدونم
...فقط

02:09.755 --> 02:12.489
میدونی، فکر میکنم جک عالی ـه

02:12.491 --> 02:15.292
و واقعا میخوام برخورد اولم تاثیری خوبی روش بذاره

02:15.294 --> 02:16.993
،که احمقانه‌س
چون از قبل باهام آشنا شده

02:16.995 --> 02:18.829
پس این یه جورایی برخورد سوم و چهارم ـه

02:18.831 --> 02:21.765
...ـ و علم در مورد اینکه
ـ خیله خب

02:21.767 --> 02:25.001
،در این مرحله‌ی زود و ناخوشایند

02:25.003 --> 02:27.671
بهتره رو چی پوشیدن تمرکز نکنیم

02:27.673 --> 02:32.476
رو این تمرکز کنیم که آروم باشی
و اونو فراری ندی

02:32.478 --> 02:36.680
ـ درسته
ـ پس از کار حرف نمیزنی

02:36.682 --> 02:39.015
چرا؟
بدن انسان خیلی شگفت‌انگیزـه

02:39.017 --> 02:40.350
آره هست

02:40.352 --> 02:43.589
ـ اما داخلش خیلی خوشایند نیست
ـ خیله خب

02:43.662 --> 02:47.591
اگه یه وقت حرف از کار شد
درباره‌ی چی حرف بزنم؟

02:47.593 --> 02:50.727
ـ هر چی
...ـ اوه، میگی هر چی، اما

02:50.729 --> 02:52.829
باشه، باشه
درباره‌ی توله سگا حرف بزن

02:52.831 --> 02:54.698
توله سگ؟

02:54.700 --> 02:57.300
ـ آره، همه عاشق توله سگن
ـ درسته

02:57.302 --> 02:59.368
...التهاب روده‌ای در توله سگ‌ها

02:59.370 --> 03:01.603
بیرونشون، مورا

03:01.605 --> 03:04.405
همه عاشق "بیرون بدنِ" توله سگا هستن

03:07.543 --> 03:08.843
کلیدا

03:08.844 --> 03:13.844
.:: @bollbolljan_com ::.

03:39.809 --> 03:43.011
ببینید چه اتفاقی می‌افته وقتی از
شر سیستم اعشاری "دئوی" خلاص میشید؟

03:43.013 --> 03:46.614
خیلی مطمئن نیستم کار یه کتابدار قاتل باشه

03:46.616 --> 03:49.884
مقتول "برندن مک‌هیل" ـه
تو کار کتابای کمیاب بوده

03:49.886 --> 03:51.352
اوه، چقدر کمیاب؟

03:51.354 --> 03:52.587
،بعضیاشون به عنوان کوسن استفاده میشده

03:52.589 --> 03:53.521
چندین هزار دلار قیمت دارن

03:56.526 --> 03:59.627
اوه. یه نفر حسابی افتاده به جون گاو صندوق

03:59.629 --> 04:01.429
قاتل دنبال یه چیزی میگشته

04:01.431 --> 04:04.098
خب، شک دارم هر چی اون تو باشه
ارزش آدمکشی داشته باشه، اما حالا خواهیم دید

04:04.100 --> 04:07.502
ـ اداره پلیس بوستون هنوز گاوصندوق بازکن داره؟
ـ "توبین". فردا میاد

04:07.504 --> 04:09.771
امیدوارم بودم زودتر بیاد

04:09.773 --> 04:11.372
اوه، تو یه کنفرانس تو لاس وگاس ـه

04:11.374 --> 04:13.341
چرا همه میرن کنفرانس غیر از ما؟

04:13.343 --> 04:14.976
مثلا تو کنفرانس درباره‌ی چی حرف بزنیم؟

04:14.978 --> 04:16.944
بیس بال
و اینکه چقدر مدیریت ارشدش داغونه

04:16.946 --> 04:18.946
میخوای بخاطر این نصف کشور رو سفر کنی؟

04:18.948 --> 04:20.682
اگه بار مفتی داشته باشه

04:20.684 --> 04:22.517
جین، کورسک

04:22.519 --> 04:25.620
اثر کبودشدگی‌ نشون میده
که هر انگشت جداگانه شکسته شده

04:25.622 --> 04:27.822
با فاصله زمانی 5 دقیقه‌ای

04:27.824 --> 04:31.092
نخودفرنگی یخ زده
شک دارم داشته سالاد درست میکرده

04:31.094 --> 04:32.760
رطوبت روی پوست دست راست که کلا شکسته شده

04:32.762 --> 04:35.363
بیشتر از دست چپ ـه

04:35.365 --> 04:37.365
پس قاتل از نخودفرنگی یخ زده
به عنوان کیسه یخ استفاده کرده

04:37.367 --> 04:38.900
تا اونو به هوش نگه داره
در حالی که شکنجه‌ش میکرده

04:38.902 --> 04:40.802
چه خوش گذشته

04:40.804 --> 04:42.970
تنها کارمند مقتول میخواد بدونه میتونه بره

04:42.972 --> 04:45.907
نمیخوای باهاش حرف بزنی؟

04:47.609 --> 04:50.011
ایشون "ریکی کلی" هستن
تو کتابفروشی کار میکنه

04:50.013 --> 04:52.947
وقتی جسد برندن رو امروز صبح پیدا کرد
باهامون تماس گرفت

04:52.949 --> 04:54.782
ـ کار کی بوده؟
ـ هنوز نمیدونیم

04:54.784 --> 04:56.651
ـ شما نظری نداری؟
ـ نه

04:56.653 --> 04:58.152
چند وقته اینجا کار میکنی؟

04:58.154 --> 05:00.088
ـ یه کم بیشتر از سه سال
...ـ نمیدونی اگه آقای هیل

05:00.090 --> 05:01.689
با کسی مشکل داشته؟

05:01.691 --> 05:05.126
نه
برندن یه جوری بود که با همه کنار می‌اومد

05:05.128 --> 05:06.994
چطور سر از اینجا در آوردی؟
جسارت نباشه، ریکی

05:06.996 --> 05:09.063
اما بهت نمیاد طرفدار کتابای نایاب باشی

05:09.065 --> 05:11.699
از روی ظاهر قضاوت نکنید

05:11.701 --> 05:15.970
ـ فکر کنم این یه مَثل باشه، درسته، کاراگاه؟
ـ آره، اما هنوز جواب میخوام

05:15.972 --> 05:19.474
کار لازم داشتم، اونم بهم داد
به همین سادگی

05:19.476 --> 05:21.576
،از رو تجربه‌ای که داریم
چیزا به ندرت به این آسونی هستن

05:22.945 --> 05:24.645
میدونی تو گاوصندوق چی نگه میداشت؟

05:24.647 --> 05:26.180
نچ

05:26.182 --> 05:28.549
ـ رمزش رو نمیدونی یا اینگه کجا نگه میداره؟
ـ نچ

05:28.551 --> 05:30.685
ـ برای دیشب عذر موجه داری؟
ـ نچ

05:36.725 --> 05:38.993
سابقه این پسره رو چک کن

05:38.995 --> 05:41.229
به نظر نمیاد بخاطر مرگ رئیسش
خیلی از هم پاشیده باشه

05:41.231 --> 05:43.448
...که یعنی یا خودش گناهکاره یا

05:43.449 --> 05:45.666
،یه پسره 20 ساله خیابونیه
که احساساتش رو بروز نمیده

05:45.668 --> 05:46.968
فکر کنم باید سر در بیاریم کدوم یکیش هست

05:46.970 --> 05:48.770
میشه اطلاعات تماست رو بنویسی

05:48.772 --> 05:50.738
محض احتیاط اگه ازت سوالی داشتیم؟

05:52.141 --> 05:53.908
لطفا؟

06:00.082 --> 06:02.483
... مرگ بر اثر شوک ناشی از کمبود

06:02.485 --> 06:06.487
ـ تنفس سلولی هوازی بوده
ـ دیگه نفس نکشیده

06:06.489 --> 06:08.956
و همینطور فشار خونش اومده پایین

06:08.958 --> 06:11.826
،ضربان قلبش بالا رفته
اندام‌هاش دچار آسیب شدن

06:11.828 --> 06:14.695
،از کار افتادن
و بعدش تنفسش مختل شده

06:14.697 --> 06:19.718
ـ پس شکنجه باعث شده از شوک بمیره
...ـ آره، و ظاهرا

06:19.719 --> 06:22.036
قاتل فکر کرده برندن از هوش رفته

06:22.038 --> 06:26.174
،سعی کردن با سیلی زدن به هوش بیارتش
و بعدش با آمیل نیترات

06:26.176 --> 06:28.075
،اما برندن مُرده بوده
پس هیچی تو ریه‌هاش نیست

06:28.077 --> 06:31.279
اما باقیمونده‌ی اون ماده رو روی تیغه‌ی بیرونی
پرده‌ی بینی سمت چپش پیدا کردیم

06:31.281 --> 06:33.848
،خب ما هیچی آمیل نیترات تو صحنه‌ی جرم پیدا نکردیم

06:33.850 --> 06:37.251
اما میتونم یه تیم جستجو جور کنم
محیط اطراف رو بگردن

06:37.253 --> 06:40.588
،محض اطلاعت
جسدا نمیتونن آمیل نیترات استشمام کنن

06:40.590 --> 06:42.924
یه مثال عالی که نباید از این چیزا برای جک تعریف کنی

06:42.926 --> 06:45.092
جین، امیدوارم برای شام برنامه نداشته باشید

06:45.094 --> 06:47.728
اوه، راستش داریم
...ما قراره

06:49.131 --> 06:50.865
اما... چی داشتی میگفتی؟

06:50.867 --> 06:52.166
به افسر نگهبان کتابفروشی حمله کردن

06:52.168 --> 06:53.634
وارد صحنه‌ی جرم شدن

06:53.636 --> 06:55.536
ـ چی؟
ـ آره

06:55.538 --> 06:59.207
ـ عالی شد. شرمنده
ـ جک درک میکنه

06:59.209 --> 07:00.641
ـ میشه بندازی واسه فردا؟
ـ باشه

07:00.643 --> 07:02.877
...ـ باشه، و یادت باشه
"ـ میدونم. "کاتولی

07:02.879 --> 07:04.879
نه، توله سگ

07:04.881 --> 07:06.214
آره، همون توله سگ به زبون لاتین ـه

07:06.216 --> 07:09.083
...ـ مورا، فقط نمیخوام تو
...ـ میدونم. رابطه‌م رو با اولین مردی

07:09.085 --> 07:12.576
که ازش خوشم میاد
و نمیخواد منو بکُشه، خراب کنم

07:12.611 --> 07:13.880
آره

07:19.734 --> 07:21.134
داشتم مثل همیشه گشت میزدم

07:21.136 --> 07:24.204
چیزی که یادم میاد
اینکه وقتی بیدار شدم به سقف خیره شده بودم

07:24.206 --> 07:26.039
،و وقتی به هوش اومدی
اون موقع اطلاع دادی؟

07:26.041 --> 07:27.874
آره، بلافاصله

07:27.876 --> 07:29.109
اون یارو حتما صدامو پای تلفن شنیده
و فرار کرده

07:29.111 --> 07:33.146
...ـ سعی کردم تعقیبش کنم اما
ـ گیج بودی. آره، متوجه‌م

07:33.148 --> 07:34.914
ـ نتونستی صورتش رو ببینی؟
ـ نه

07:34.916 --> 07:37.150
اما میتونم بگم هیکل گُنده بود
بلند قد

07:37.152 --> 07:40.509
،اگه تو بگی قد بلند بوده
حتما دیگه زرافه بوده

07:40.511 --> 07:43.379
مراقب خودت باش، باشه؟

07:43.781 --> 07:46.915
چی اینقدر ارزش داره تا یکی بخواد

07:46.917 --> 07:49.752
وارد صحنه‌ی جرم محافظت شده بشه؟

07:49.754 --> 07:51.720
توبین همون که گاوصندوق باز میکنه
هنوز تو وگاس ـه

07:51.722 --> 07:53.689
به کاپیتان گفتم بهش بگه با اولین پرواز برگرده

07:53.691 --> 07:55.991
فهرست موجودی همه چی رو تو کتابفروشی داریم

07:55.993 --> 07:57.826
چیز با ارزشی گم نشده

07:57.828 --> 08:00.963
،خی، هر چی که هست
باید هنوز همین جا باشه

08:00.965 --> 08:04.165
مطمئن میشم امشب دو تا گشتی مراقب اینجا باشن

08:10.640 --> 08:12.841
جک مشکل نداشت که برنامه رو انداختیم عقب؟

08:12.843 --> 08:14.777
اوه، اصلا
خیلی با درک و شعور ـه

08:14.779 --> 08:18.213
حتی برامون یه میز تو یه رستوران عالی فرانسوی رزرو کرده

08:18.215 --> 08:21.784
ـ تُست هم دارن؟
ـ نون تست فرانسوی

08:21.786 --> 08:23.452
آره، میخواستم همینو بگی

08:23.454 --> 08:24.987
،درست تو منطقه‌ی حمله‌م بود

08:24.989 --> 08:26.989
و باید قاطع جواب میدادم

08:26.991 --> 08:28.590
و هیچ وقت از این بیشتر افتخار نکردم
که تو دوستمی

08:28.592 --> 08:30.058
باید دیشب منو میدیدی

08:30.060 --> 08:33.095
حتی یه سوتی هم درباره‌ی جسد ندادی؟

08:33.097 --> 08:35.964
نه
...اما میدونستی میتونی نژاد سگ "پودل"رو

08:35.966 --> 08:38.233
تقریبا با هر نژاد سگی آمیزش بدی
تا غیر حساسیت‌زا بشه؟

08:38.235 --> 08:39.968
"بهش میگن "دودلز

08:39.970 --> 08:41.570
50نوع مختلف هست

08:41.572 --> 08:43.172
"لبرادودلز"، و "گلدن دودلز"

08:43.174 --> 08:46.041
و نوع مورد علاقه‌ی من، "اشنودل" ـه
نژاد سگ شناوزر/پودل

08:46.043 --> 08:49.111
آهان

08:49.113 --> 08:51.580
چی میشه اگه اونو با یه پودل آمیزش بدیم؟

08:51.582 --> 08:56.718
ـ یه دودل پوپو حاصل میشه؟
ـ نه، فقط پودل

08:56.720 --> 08:59.254
یه شیشه‌ی آمیل تو سطل زباله نزدیک فروشگاه پیدا کردیم

08:59.256 --> 09:00.789
فرستادم آزمایشگاه جنایی

09:00.791 --> 09:03.125
عالیه
خبری از گاوصندوق بازکن عنان گسیخته نشد؟

09:03.127 --> 09:05.194
تا دو ساعته دیگه تو کتابفروشی شما رو می‌بینه

09:05.196 --> 09:07.663
به گمونم اینقدر طول میکشه
تا از حال و هوای وگاس بیاد بیرون

09:07.665 --> 09:09.598
،اونطوری که صداشو پشت تلفن شنیدم

09:09.600 --> 09:12.267
فکر کنم شانس بیارید
اگه اصلا به خودش زحمت بده

09:12.269 --> 09:15.604
سابقه‌ی ریکی رو چک کردم

09:15.606 --> 09:17.873
همون پسره از کتابفروشی

09:17.875 --> 09:21.243
پلیسای اون منطقه گفتن از اون دردسر سازاس

09:21.245 --> 09:23.245
با بد آدمایی می‌پلکه

09:23.247 --> 09:25.113
همیشه یه پاش تو کلانتری بوده

09:25.115 --> 09:28.250
ـ اخیرا دردسر درست نکرده؟
ـ اوه، خوشحالم پرسیدی

09:28.252 --> 09:32.068
،دو هفته پیش
...ریکی کلی سعی کرده این ورق نقاشی شده رو

09:32.069 --> 09:33.889
ـ 400دلار بفروشه
ـ چطور گیر افتاده؟

09:33.891 --> 09:35.591
خب، خریدار لبه‌ی صاف ورق رو دیده

09:35.593 --> 09:37.693
و ترسیده نکنه از یه کتاب کمیاب کَنده شده باشه

09:37.695 --> 09:39.695
،اگه ریکی دستگیر شده بوده
چرا زودتر نفهمیدیم؟

09:39.697 --> 09:41.230
دستگیر نشده

09:41.232 --> 09:44.233
،وقتی با برندن تماس گرفتن
اون گفته این ورق ماله خودشه

09:44.235 --> 09:46.101
و ازش شکایت نکرده

09:46.103 --> 09:47.970
پس برندن بهش یه فرصت دیگه داده؟

09:47.972 --> 09:51.573
خب، احتمالش هست ریکی داشته
دله دزدی میکرده

09:51.575 --> 09:54.243
در حالیکه منتظر بوده
دستش به هر چی که تو اون گاوصندوقه برسه

09:54.245 --> 09:56.278
،وقتی گیر می‌افته
فهمیده دیگه وقت نداره

09:56.280 --> 09:58.997
تئوری خوبیه
نتیجه مزخرفی داشته

09:58.998 --> 10:02.921
ـ اگه همچین اتفاقی افتاده باشه
ـ تو داری بهم میگی

10:03.353 --> 10:05.254
همه پول لازمن

10:05.256 --> 10:06.955
فکر می‌کنید اونو واسه چند صد دلار

10:06.957 --> 10:08.223
کتک میزدم؟

10:08.225 --> 10:10.726
،به یه پلیس از محله‌ات حرف زدیم

10:10.728 --> 10:12.661
اون گفت به انجام خیلی چیزا مظنونی

10:12.663 --> 10:15.197
شرط می‌بندم واسه این جور چیزا دلیل خوبی نداشتی

10:15.199 --> 10:18.800
...به کاری که کردم افتخار نمی‌کنم اما

10:18.802 --> 10:20.769
اما اینا به پای قتل نمیرسه

10:20.771 --> 10:24.740
ـ هیچ وقت به برندن آسیب نمیزدم
ـ خیله خب، پس اینو توضیح بده

10:24.742 --> 10:27.743
اینا رو فروختم، و همونطور چیزای دیگه رو
تا قبضای مغازه رو بدم

10:27.745 --> 10:29.077
برندن ازت خواسته بود؟

10:29.079 --> 10:32.314
اون خبر نداشت
تا وقتی گیر افتادم

10:32.316 --> 10:35.751
ـ و بعدش چی گفت؟
ـ چند تا دیگه‌م بهم داد

10:35.753 --> 10:38.215
تا قاب کنم و بفروشم
اگه خودم میخواستم

10:40.823 --> 10:44.092
خب، بخاطر اینکه کاسب بدی بوده که نمرده

10:44.094 --> 10:47.329
نمیدونم چرا مُرده
باشه؟

10:49.198 --> 10:50.966
برندن عوض شد

10:50.968 --> 10:53.835
،تقریبا شش ماه پیش
دیگه به کتابفروشی اهمیت نمیداد

10:53.837 --> 10:58.273
دیگه جواب تلفنا رو نمیداد
جواب ایمیلا رو نمیداد

10:58.275 --> 10:59.975
ماه‌ها بود هیچ کتابی نفروخته بودیم

10:59.977 --> 11:04.012
مجبور بودم اینا رو قاب بگیرم و بفروشم تا برقا قطع نشه

11:04.014 --> 11:05.781
واسه این کارات مدرک داری؟

11:05.783 --> 11:07.783
آره، فاکتور همه‌ی اینا تو آپارتمانم هست

11:07.785 --> 11:10.819
،چیزایی که گرفتم
پولا رو خرج چی کردم

11:10.821 --> 11:13.288
من هیچ وقت به برندن آسیب نمیزدم

11:13.290 --> 11:15.424
تقریبا سه سال پیش اومد کلوب دخترا و پسرا

11:15.426 --> 11:17.159
و دنبال دستیار میگشت

11:17.161 --> 11:20.028
بهم یه کار داد
و اینطوری زندیگم عوض شد

11:20.030 --> 11:24.933
،وقتی بار اول حرف زدیم، تو گفتی
"کار نیاز داشتم، و اونم بهت داد"

11:24.935 --> 11:27.803
"به همین سادگی"
الان داستانت رو عوض میکنی؟

11:27.805 --> 11:29.137
،آره، خب
دفعه اول که همدیگه رو دیدیم

11:29.139 --> 11:30.772
شما گفتی بهم نمیاد طرفدار کتابای نادر باشم

11:30.774 --> 11:36.712
ـ پس فکر کنم الان بی حساب شدیم
ـ باشه

11:36.714 --> 11:38.847
شش ماه پیش چه اتفاقی برای برندن افتاد؟

11:41.351 --> 11:43.185
نمیدونم

11:43.187 --> 11:46.488
،دیگه حرف نمیزد
و هر روز میرفت کلیسا

11:46.490 --> 11:49.324
،فکر کردم بخاطر منه
و بعدش معلوم شد

11:49.326 --> 11:51.927
اصلا ربطی به من نداشت

11:51.929 --> 11:55.097
ـ فقط تو سر خودش بود
ـ اما تو دلیلش رو نمیدونی؟

11:57.000 --> 12:01.236
کاش میدونستم
شاید میتونستم کمکش کنم

12:12.048 --> 12:14.449
شنیدم یه چیزی در مورد شیشه آمیل نیترات پیدا کردی؟

12:14.451 --> 12:15.917
نه، تمیز بود

12:15.919 --> 12:19.321
اوه
پس چرا بهم زنگ زدی؟

12:19.323 --> 12:23.458
به تکنسین آزمایشگاه گفتم بره در سطل زباله رو بیاره

12:23.460 --> 12:26.294
...همونجاییکه اون شیشه پیدا شده و

12:28.264 --> 12:32.134
ـ پنج تا اثر انگشت پیدا کردم
ـ خیلی تو کارت مهارت داری

12:32.136 --> 12:34.770
خب، نور اینجا خیلی خوبه اما ممنونم

12:34.772 --> 12:37.172
مطابقت دارن؟  AFIS اثر انگشتا با کسی تو پایگاه

12:37.174 --> 12:38.641
هنوز تو سیستم چکشون نکردم

12:38.649 --> 12:41.209
نمیخواستم پا از حد خودم فراتر بذارم

12:41.211 --> 12:42.944
اما همه چی رو آماده کردم

12:42.946 --> 12:45.447
که تو در پایگاه جستجو کنی

12:45.449 --> 12:49.117
واقعا خودت نمیخواستی چک کنی؟

12:49.119 --> 12:52.421
اوه، البته که میخواستم
فقط کلید اینتر رو نزدم

13:05.868 --> 13:07.502
راستی شنیدم با یکی قرار میذاری؟

13:08.504 --> 13:13.809
درسته
...چند باری بوده اما

13:13.811 --> 13:15.844
،منظورم اینه
جین هم هنوز باهاش آشنا نشده

13:15.846 --> 13:19.181
خب، مطمئنم ازش خوشش میاد
از همه خوشش میاد

13:20.784 --> 13:23.952
منظورم اینه، از هر کسی که ما خوشمون بیاد
خوشش میاد

13:23.954 --> 13:27.055
ـ در مورد شخصیت آدما خوب قضاوت میکنه
ـ باشه

13:27.057 --> 13:29.224
حرف از جین شد، کجاست؟

13:29.226 --> 13:31.927
با کورسک و گاوصندوق باز کن تو صحنه‌ی جرم هستن

13:34.465 --> 13:37.232
"دانالد مکسول"

13:37.234 --> 13:39.501
از اون جور مردایی نیست که
بخوای ببری خونه با مادرت آشنا بشه

13:39.503 --> 13:42.003
حتی نه با مادر خودش

13:49.980 --> 13:53.482
ـ این جای بوسه‌س؟
ـ از این اتفاقا تو وگاس می‌افته

13:53.484 --> 13:56.118
اتفاقی که تو وگاس می‌افته
در تحقیقات ما وقفه انداخت

13:56.120 --> 13:57.419
آره، تو یه کنفرانس بودم

13:57.507 --> 13:58.987
الان دیگه همایش رقاصه‌های برهنه رو اینطور صدا میکنن؟

13:58.989 --> 14:00.522
همایش هم دارن؟

14:05.361 --> 14:09.464
ظاهرا اصلا باعث به تاخیر افتادن تحقیقات شما نشدم

14:09.466 --> 14:13.101
یکی داشته سخت تلاش میکرده
گاوصندوق خالی رو باز کنه

14:13.103 --> 14:15.504
،میدونی، دنبال هر چی که هستیم

14:15.506 --> 14:18.440
،مطمئنم اینجا نبوده
حداقل نه این چند روزه

14:18.442 --> 14:21.255
،شاید مک‌هیل میدونسته قاتل داره میاد سراغش
اونو یه جای دیگه مخفی کرده؟

14:22.245 --> 14:27.249
...آره، یه جای دیگه مخفی کرده یا شاید

14:27.251 --> 14:28.517
گاوصندوق باید سنگین باشه

14:28.519 --> 14:30.318
کورسک، این برات عجیب نیست؟

14:30.320 --> 14:33.388
آره، به نظر میاد یکی تو کف‌پوشا دست برده

14:33.390 --> 14:36.124
هی، عاشق پیشه، میشه میخکش رو بهم قرض بدی؟

14:36.126 --> 14:39.628
توبین هستم
میخوای من برات بازش کنم؟

14:39.630 --> 14:41.775
میخوای با این بزنم تو تخمات؟

14:50.239 --> 14:51.973
جای مخفی خیلی خوبیه

14:53.442 --> 14:55.143
نه اینکه براش فایده هم داشته

14:59.048 --> 15:00.882
پدر "کاونز"؟

15:09.761 --> 15:12.795
،و وقتی تخته چوپ دیوار رو برداشتیم

15:12.797 --> 15:14.864
یه کتاب با یه یادداشت توش پیدا کردیم

15:14.866 --> 15:18.968
نمیخواد زحمت بکشید بخونید
"نوشته "ممنونم

15:18.970 --> 15:20.937
خب برندن چکاری از شما خواسته بود بکنید، پدر؟

15:20.939 --> 15:22.538
،اگه اتفاقی براش افتاد

15:22.540 --> 15:25.475
اون چیزی که پیدا کردم
"باید ببرم پیش پروفسور "مک تاویش

15:25.477 --> 15:29.245
ـ مک تاویش؟ تو دانشگاه بوستون؟
ـ نه، دولت

15:29.247 --> 15:31.848
ـ چرا مک تاویش؟
ـ نمیدونم

15:31.850 --> 15:35.218
میخواستم به پروفسور بگم اون کتاب یه جور معماس

15:35.220 --> 15:36.819
ـ معما؟
ـ بله

15:36.821 --> 15:38.488
،بذارید قضیه رو روشن کنم
پدر کاونز

15:38.490 --> 15:41.391
شما حاضر بودی مدرک رو سرقت کنی
تا به دوستت کمک کنی معما رو حل کنه؟

15:41.393 --> 15:43.860
برندن یکی از اعضای محترم کلیسای من بود

15:43.862 --> 15:46.763
واضح بود که یه چیزی روی قلبش سنگینی میکنه

15:46.765 --> 15:48.765
و به کمک من نیاز داشت تا خودشو آزاد کنه

15:48.767 --> 15:52.835
ـ این وظیفه‌ی منه، کاراگاه
ـ اعتراف برای همین چیزا نیست؟

15:52.837 --> 15:56.239
خب، من طرفدار مراسم و آداب هستم

15:56.241 --> 15:58.274
اما همیشه چیزی رو که مردم بهش نیاز دارن
بهشون نمیده

15:58.276 --> 16:01.878
پس به چیزی اعتراف نکرد
که به تحقیقات ما مربوط باشه؟

16:01.880 --> 16:04.479
،خب، اگه کرده بود
با شما مطرح نمیکردم

16:05.349 --> 16:09.018
ـ اما نه، اعتراف نکرد
ـ پس از کجا میدونستی مشکل داره؟

16:09.020 --> 16:14.057
برای سالای زیادی برندن یه کاتولیک ظاهری بوده

16:14.059 --> 16:16.859
برای عید پاک، کریسمس می‌اومد کلیسا

16:16.861 --> 16:19.529
تقریبا 6 ماه پیش
شروع کرد به اومدن به مراسم عشا ربانی

16:19.531 --> 16:21.497
و صبح بعد مراسم

16:21.499 --> 16:24.067
،و بعد از چند ماه
اون رهبر مراسم بود

16:24.069 --> 16:27.470
دعای ربانی رو برای مراسم هر روز میخوند

16:27.472 --> 16:29.338
دیگه لازم نبود آپولو هوا کنه تا بفهمیم

16:29.340 --> 16:32.341
برندن سعی داره خلاء تو زندگیشو پر کنه

16:32.343 --> 16:34.277
و کِی میخواستید کتاب رو بگیرید؟

16:34.279 --> 16:37.046
به محض انکه شما از اونجا می‌رفتید

16:38.982 --> 16:43.873
و تحقیقاتم واسه همیشه متوقف میشد

16:44.888 --> 16:48.191
،حداقل رو راست هستید
اینو قبول دارم

16:50.428 --> 16:55.598
نمی‌فهمم. این یه کتاب ـه
قدیمیه

16:55.600 --> 16:58.201
و آره، چیزای قدیمی با ارزش هستن

16:58.203 --> 17:00.970
اما برندن مک‌هیل اینقدر بختش برگشته بود

17:00.972 --> 17:04.474
که حاضر شد جونشو در ازای این کتاب بده؟

17:04.476 --> 17:07.577
خب، بیل گیتس در ازای خرید
نوشته‌های داوینچی 30 میلیون دلار داد

17:07.579 --> 17:11.214
با اینجال هیچ کس سعی نکرد انگشتاشو بشکنه
و اونو به چنگ بیاره

17:11.216 --> 17:14.350
پس سوالم هنوز پا بر جاست
و این یارو مک تاویش کیه

17:14.352 --> 17:16.085
که کشیش قرار بوده کتاب رو ببره پیشش؟

17:16.087 --> 17:17.420
اونو میشناسی؟

17:17.422 --> 17:19.522
پروفسور ادبیات ـه

17:19.524 --> 17:22.058
تو یه مراسم خیریه برای کتابخونه باهاش آشنا شدم

17:22.060 --> 17:25.461
میدونی، تو دنیای متون تذهیب شده یه ابر قهرمان ـه

17:25.463 --> 17:27.897
باشه، اول از همه، همچین دنیایی نداریم

17:27.899 --> 17:30.399
،و اگه داشتیم
اونا ابر قهرمان نداشتن

17:30.401 --> 17:34.437
"میدونی، اون کتاب دعای "گامئو
رو از یه کتابخونه تو کروات پیدا کرد

17:34.439 --> 17:36.873
سه قرن بود که جایی دیده نشده بوده

17:36.875 --> 17:39.642
مک تاویش 15 سال وقت صرف کرد
تا پیداش کنه

17:39.644 --> 17:42.545
ـ پس خرخونه
ـ خیلی

17:44.249 --> 17:45.915
...اما میدونی عجیب اینجاست که اون کارشناس

17:45.917 --> 17:48.284
متون‌های تذهیبی قرون وسطی‌ هست

17:48.286 --> 17:51.087
و این کتاب ظاهرا ماله قرن نوزدهم ـه

17:51.089 --> 17:55.525
هیچی آسون نیست
خب چطور جلو بریم؟

17:55.527 --> 17:59.095
خب، مثل همیشه
هیچ ورقی جا نمی‌افته

18:01.566 --> 18:04.367
درست رفتی سراغ جواب درست
خیلی خوبه. خیلی خوبه

18:04.369 --> 18:08.204
ـ چطور شدم؟
ـ اوه! آره

18:10.040 --> 18:14.977
خب، این رنگ‌بندی برات خیلی چالش‌انگیزه

18:14.979 --> 18:18.347
آنجلا، اما ظاهرا خیلی بهت میاد

18:18.349 --> 18:23.019
لعنتی
چیکار میتونم بکنم که زشت‌تر به نظر بیام؟

18:23.021 --> 18:25.521
مامان، مثل یه عروسک روسی شدی
چه خبره؟

18:25.523 --> 18:29.478
امروز میخوام با شان به هم بزنم
و نمیخواستم خوشگل به نظر بیام

18:29.479 --> 18:33.433
که یکدفعه تحریک بشه و اذیت بشه
و جداییمون بیرحمانه بشه

18:33.435 --> 18:35.335
فکر میکردم از ستوان کاوانا خوشت میاد؟

18:35.337 --> 18:39.373
ـ میاد خیلی زیاد
ـ اما؟

18:39.375 --> 18:43.243
اما دارم در مورد زندگیم تجدید نظر میکنم
و لازمه بیخیال شان بشم

18:43.245 --> 18:46.014
و نمیخوام قلبشو بشکنم

18:46.481 --> 18:51.084
باشه، خب، مامان
با قاطعیت کامل میگم

18:51.086 --> 18:52.986
تا حالا از این زشت‌تر نشده بودی

18:53.288 --> 18:57.724
ـ ممنونم، عزیزم
ـ قابلی نداشت

18:57.726 --> 19:02.429
اغلب این اتفاق نمی‌افته
اما الان خیلی گیج شدم

19:02.431 --> 19:03.997
اوه، آره، قبل از اینکه از کار مادر من بتونی سر دربیاری

19:03.999 --> 19:05.566
از کار این کتاب سر در میاری

19:11.272 --> 19:13.006
خیلی خوب نگشتی، دانالد

19:13.008 --> 19:15.609
کتاب رو پشت گاوصندوق مک‌هیل پیدا کردیم

19:15.611 --> 19:19.046
گوش کن
ما بر علیه‌ات مدرک داریم

19:19.048 --> 19:24.751
اثر انگشتت روی یه سطل زباله نزدیک صحنه‌ی جرم پیدا شده

19:24.753 --> 19:30.424
پس میخوام بهت فرصت بدم تا با هم معامله کنیم

19:35.663 --> 19:38.432
فقط بهم بگو این کتاب چقدر ارزش داره
که بخاطرش آدم بکشی؟

19:47.042 --> 19:50.632
صدای حرف زدنت واقعا داره آزارم میده

19:51.613 --> 19:56.583
ببین، سکوتت برام مهم نیست

19:56.585 --> 20:01.221
هر چی میخوای بگی، بنویس

20:31.219 --> 20:34.354
خب، واقعا از گفتگومون لذت بردم

20:47.601 --> 20:51.404
ـ وای خدای من
ـ وحشت نکن

20:51.406 --> 20:53.373
...چرا، چون دل و روده‌ی تنها مدرک کلیدیمون رو

20:53.375 --> 20:55.174
تو این پرونده‌ی قتل ریختی بیرون؟

20:55.176 --> 20:56.843
تو ده دقیقه میتونم مثل اولش بکنم

20:56.845 --> 20:59.712
که احتمالا 5 دقیقه بیشتر طول میکشه
از وقتی که برندن برای انجام این کار کرده

20:59.714 --> 21:02.515
ـ اون درستش کرده؟
ـ مثل فرانکنشتاین میمونه

21:02.517 --> 21:05.585
،صفحات، جلد پشت و رو

21:05.587 --> 21:07.587
عطف کتاب ماله قرن نوزدهم هست

21:07.589 --> 21:11.190
اما چسب و نخش برای کمتر از یه ساله پیش ـه

21:11.192 --> 21:13.259
پس این یه کتاب نایاب جعلیه؟

21:13.261 --> 21:15.261
خب، نه به مفهوم واقعی

21:15.263 --> 21:18.331
یه بچه کلاس سومی که از کتابای کمیاب خوشش میاد
میدونه این جعلیه

21:18.333 --> 21:20.133
من و تو وقتی کلاس سومی بودیم
خیلی با هم فرق داشتیم

21:20.135 --> 21:23.169
ـ ارزشش چقدره؟
ـ تقریبی؟

21:23.171 --> 21:26.406
ـ نسبتا دقیق
ـ مسلما هیچی

21:27.509 --> 21:30.309
میدونم
پسرفت کردیم

21:30.311 --> 21:32.879
قرارمون با جک رو کنسل کنم؟

21:32.881 --> 21:35.581
چی؟ نه
دیگه نمیشه کنسل کرد

21:35.583 --> 21:37.850
پس میریم؟

21:39.921 --> 21:43.623
یا یه گزینه سوم جینی هست که من بهش فکر نکردم؟

21:43.625 --> 21:46.192
...فقط نمیتونم متوجه بشم چرا یه نفر حاضره

21:46.194 --> 21:50.463
برای یه کتاب کاملا بی‌ارزش و جعلی بمیره
...فقط

21:53.501 --> 21:55.334
کنسل میکنم

22:05.051 --> 22:07.185
ـ هی، ریکی
ـ سلام

22:07.187 --> 22:10.989
ـ میخواستی منو ببینی؟
ـ آره، وقتش مناسبه؟

22:10.991 --> 22:13.325
آره، حتما
میخوای برات یه لیوان قهوه بخرم؟

22:13.327 --> 22:16.061
راستش خواهر کوچیکم تو ماشین منتظر ـه

22:16.063 --> 22:17.245
دارم میبرمش مسابقه فوتبال

22:17.280 --> 22:20.432
ـ اوه، چه خوب. چند سالشه؟
ـ 14

22:20.434 --> 22:22.267
و شکر خدا اصلا مثل من نیست وقتی به سن اون بودم

22:22.269 --> 22:24.970
،نمراتش همه بیسته
به معلماش احترام میذاره

22:24.972 --> 22:28.173
ـ خوبه، خوبه
ـ آره

22:28.175 --> 22:31.070
بگذریم، میخواستم بدونم میتونم برگردم کتابفروشی

22:31.072 --> 22:33.072
میدونید، میدونم برندن نمیخواست اونجا به هم ریخته باشه

22:33.074 --> 22:36.275
و من فقط میخوام یه جارو بردارم
و همه جا رو تمیز کنم

22:36.277 --> 22:39.178
باشه، بذار با تکنسینای آزمایشگاه چک کنم، باشه؟

22:39.180 --> 22:41.602
ـ ببینم کِی کارشون تموم میشه
ـ آره. آره. ممنون

22:41.637 --> 22:44.204
حتما

22:45.186 --> 22:47.186
...من واقعا

22:47.188 --> 22:50.556
واقعا نمیدونم با خودم چیکار کنم، میدونید؟

22:50.558 --> 22:54.560
،قبلا یه کار داشتم
و برندن انتظاراتی ازم داشت

22:54.562 --> 22:57.730
،درسته، خب، میدونی چون اون مُرده

22:57.732 --> 22:59.298
به این معنی نیست
از خودت همون انتظارات رو نداشته باشی

22:59.300 --> 23:05.004
آره. آره، البته
البته که میتونم

23:05.006 --> 23:07.273
میدونی چرا این اتفاق افتاد؟

23:07.275 --> 23:09.142
میدونی چرا یکی باید بخواد اونو بکُشه؟

23:09.144 --> 23:12.545
ـ هنوز نه، نه
ـ آره، باشه

23:12.547 --> 23:15.281
اما به محض اینکه فهمیدم خبرت میکنم، باشه؟

23:15.283 --> 23:17.150
آره، ممنون

23:17.152 --> 23:20.019
و ممنون در مورد کتابفروشی میرید چک می‌کنید

23:20.021 --> 23:23.289
حتما
خوش بگذره

23:23.291 --> 23:25.291
از طرف من به خواهرت بگو موفق باشه

23:25.293 --> 23:27.793
اوه، اون لازم نداره
سرسخته

23:27.795 --> 23:30.429
باشه، خیلی خب

23:32.633 --> 23:36.269
لحظه‌ای بوده، پروفسور

23:36.271 --> 23:38.871
...سال یازدهم، دوازدهم که شما فکر کرده باشی

23:38.873 --> 23:41.240
،کتاب دعا وجود نداره"
و فقط یه شایعه‌س"؟

23:41.242 --> 23:43.476
ـ 12سال دنبال یه چیز میگشتید؟
ـ 15سال

23:43.478 --> 23:47.613
ـ ارزشمند بود؟
ـ خیلی، از نظر خردمندی

23:47.615 --> 23:49.215
یعنی چی؟

23:49.217 --> 23:52.084
،خب، در زمینه‌ی واژه‌های اقتصادی کلاسیک
...ارزش یک چیز

23:52.086 --> 23:54.587
وقتی که هر دو طرف به توافق برسن
تعیین میشه

23:54.589 --> 23:57.156
...اما این ممکن نیست وقتی اون شیء

23:57.158 --> 23:59.859
اهمیت فرهنگی ناشمردنی داره

23:59.861 --> 24:01.727
نمیخوام بهتون دروغ بگم، دکتر آیسلس

24:01.729 --> 24:04.530
لحظه‌هایی بود که تردید داشتم
...ممکنه هیچ وقت پیداش نکنم اما

24:04.532 --> 24:06.332
...من مثل اون دسته از آدما هستم که

24:06.334 --> 24:08.367
نمیتونم جدول رو کنار بذارم تا تمومش نکردم

24:08.369 --> 24:10.736
عزم راسخ
راز همه‌ی پیروزی‌ها

24:10.738 --> 24:12.927
ویکتو هوگو

24:13.840 --> 24:16.275
،خب، از اونجاییکه میتونم بگم
ارزیابی شما به جاست

24:16.277 --> 24:18.277
...هر دلال معتبر
عذر میخوام

24:18.279 --> 24:20.546
میتونه تشخیص بده این کتاب جعلیه

24:20.548 --> 24:22.815
انجام دادید؟  X ـ برای ریزنقطه‌ها اشعه
ـ بله

24:22.817 --> 24:24.684
،آزمایش فلورسانت چی

24:24.686 --> 24:26.686
ببینید اگه نقاشیای دیگه‌ای زیر این تصاویر باشن؟

24:26.688 --> 24:28.654
البته
بازم هیچی

24:28.656 --> 24:33.545
پس شما فکر می‌کنید خود کتاب نیست

24:33.625 --> 24:36.495
ـ یه چیزی داخل کتاب مخفی شده؟
ـ دقیقا

24:36.497 --> 24:38.297
با خودم میبرمش دانشگاه

24:38.299 --> 24:39.765
خیلی طول نمیکشه تا این معما رو حل کنم

24:39.767 --> 24:43.369
هیچ کی نمیتونه ببرتش، گاوچرون

24:43.371 --> 24:45.805
جز مدارک هست
نمیشه از دسترس ما خارج بشه

24:45.807 --> 24:48.808
ـ اما یکی میخواسته من ببینمش
ـ و الان دیدیش

24:48.810 --> 24:51.377
تازه، هر چقدر برای شما طول میکشه
،تا این مسئله رو حلش کنی

24:51.379 --> 24:54.146
فکر کنم واسه این خانم نصفش طول میکشه

24:54.148 --> 24:58.217
خب، از دیدنتون خوشحال شدم، دکتر آیسلس

25:02.222 --> 25:03.589
گاو چرون؟

25:03.591 --> 25:07.553
تو هفت سال و نیم داری و نه یه دقیقه بیشتر

25:15.602 --> 25:18.771
ـ سلام
ـ سلام

25:21.743 --> 25:25.144
حالت خوبه، آنجلا؟
خیلی خوب به نظر نمیرسی

25:25.146 --> 25:28.581
ـ ممنون واسه دیدنم اومدی
ـ البته

25:28.583 --> 25:32.585
میدونی، فکر میکنم تو معرکه‌ای

25:33.587 --> 25:38.491
خاکی و بامزه‌ای
مهربون و شجاع

25:38.493 --> 25:42.161
و تو این روزا این ویژگیه که کم پیدا میشه

25:42.163 --> 25:45.164
و ما با هم خیلی فوق‌العاده‌ایم

25:45.166 --> 25:50.874
ـ و خیلی تفاهم داریم
...ـ و فکر کنم در حوزه‌ی رمانتیک هم

25:50.909 --> 25:55.587
ـ با هم جوریم، نه؟
ـ آره، آره، همینطوره

25:55.589 --> 26:01.359
ـ اما؟
...ـ اما

26:01.361 --> 26:05.530
متاسفانه دیگه نمیتونم باهات باشم

26:05.532 --> 26:08.834
ـ چرا؟
...ـ باشه، میدونم این

26:08.835 --> 26:12.270
،ممکنه عجیب به نظر بیاد
اما هفته پیش یه فال کلوچه به دستم افتاد

26:12.272 --> 26:15.540
"و روش نوشته بود، "از اول شروع کن

26:15.542 --> 26:21.412
ـ و یه جورایی میدونستم یعنی چی
ـ فال کلوچه؟

26:21.414 --> 26:25.483
آره، مسئله فال کلوچه نیست

26:25.485 --> 26:29.721
ـ مسئله آماده بودن برای نشونه‌هاس
ـ و تو آماده‌ای؟

26:31.723 --> 26:34.325
خب، باید شانسمو امتحان کنم

26:34.327 --> 26:38.963
تنها باشم، بدون حضور یه مرد
واسه یه بارم شده تو زندگیم

26:38.965 --> 26:42.667
تا خودمو بشناسم

26:47.339 --> 26:50.475
ـ می‌فهمم
ـ واقعا؟

26:50.477 --> 26:55.051
آره
من فقط خوشبختیت رو میخوام، آنجلا

26:55.147 --> 26:58.404
...و اگه یه چیز تو کائنات بهت گفته که

26:58.405 --> 27:01.661
،از اول شروع کردن اولین قدمه
پس باید این قدم رو برداری

27:03.531 --> 27:08.588
،واو، تو حتی از اونیکه فکر میکردم معرکه‌تری
شان کاوانا

27:08.623 --> 27:13.606
ـ اما یه سوال دارم
ـ باشه

27:13.608 --> 27:15.308
این لباس رو از کجا گیر آوردی؟

27:15.310 --> 27:18.578
ـ خوشت میاد؟
ـ نه، اصلا

27:18.580 --> 27:25.346
،اما اشکال نداره
چون یادم میمونه بدون لباس چه شکلی هستی

27:39.433 --> 27:41.567
این بابا تکونم نمیخوره

27:41.569 --> 27:45.638
ـ 20دقیقه پیش دیدم یه پلک زد
ـ یه میمون آموزش دیده‌س

27:45.640 --> 27:47.974
حالم رو به هم میزنه

27:47.976 --> 27:49.609
،منم همینطور
اما کاری از دستمون بر نمیاد

27:49.611 --> 27:51.043
اگه وکیل بخواد و درخواست وثیقه کنه

27:51.045 --> 27:53.546
،نه، نه
منظورم اینه نونه بود

27:53.548 --> 27:55.414
فقط همه چی حالم رو بد میکنه

27:56.851 --> 27:59.685
کاراگاه؟
وکیل مظنون اینجاست

27:59.687 --> 28:02.488
نشونمون داره میره

28:06.794 --> 28:09.428
کورسک

28:09.430 --> 28:13.842
خب، خب، خب
ببین کی تشریف آوردن

28:17.938 --> 28:21.073
امروز وکیلت رو دیدم

28:30.661 --> 28:34.531
وکیلت نماینده این یارو شده

28:34.532 --> 28:36.466
نمیشناسمش

28:36.468 --> 28:39.836
دانالد مکسول
...تو قتل یه فروشنده کتاب

28:39.838 --> 28:41.838
به اسم برندن مک‌هیل دست داره

28:41.840 --> 28:44.540
الان دارن کتاب‌فروشا رو می‌کُشن؟

28:44.542 --> 28:47.977
نفر بعدی کیه، بستنی فروشا؟

28:47.979 --> 28:52.382
تک تک انگشتاشو شکستن تا بر اثر شوک مُرده

28:52.384 --> 28:54.517
مثل کاریه که اون قدیما میکردن

28:57.288 --> 28:59.989
فکر میکنی منم دستم دارم؟

28:59.991 --> 29:01.858
اینجا نیومدم چون دلم برات تنگ شده

29:01.860 --> 29:05.695
درسته
خب، در صورتی که ملتفت نشدی، من تو زندانم

29:05.697 --> 29:09.040
،در صورتی که ملتفت نشدی
هنوز بزرگترین رئیس مجرما تو بوستونی

29:12.369 --> 29:15.471
من هیچ ارتباطی به این ماجرا ندارم

29:16.473 --> 29:20.076
باشه، اما شاید یه چیزایی بدونی

29:20.078 --> 29:23.479
قاتل دنبال یه چیزی میگشته
کی این یارو رو فرستاده پیداش کنه؟

29:27.517 --> 29:30.086
مورا چطوره؟

29:33.992 --> 29:37.527
خوبه
خیلی خوبه

29:47.538 --> 29:51.908
هیچ کسی دانالد مکسول رو برای یه کار سخت نمیفرسته

29:51.910 --> 29:54.143
بدون کمک نمیتونسته کاری کنه

29:54.145 --> 29:57.480
ـ پس چرا تو صحنه‌ی جرم بوده؟
ـ نمیدونم

29:57.482 --> 30:02.585
ـ اما اون فقط یه پادو هست
...ـ یه پادو

30:04.254 --> 30:07.824
خب چی، شاید داره به یکی تو بوستون کمک میکنه

30:07.826 --> 30:11.995
ـ یکی که اهل این طرفا نیست؟
ـ به نظر اینطور باشه

30:14.131 --> 30:15.965
خب، اگه داره واسه یکی کار میکنه

30:15.967 --> 30:17.689
شاید باید برگرده پیش طرف

30:20.370 --> 30:25.108
ـ ممنون
ـ جین

30:25.110 --> 30:27.276
بله؟

30:27.278 --> 30:30.213
میشه یه لطفی بهم بکنی؟

30:35.520 --> 30:39.155
تا ده و پونزده دقیقه دیگه مکسول رو آزاد میکنن

30:39.157 --> 30:40.623
آره، آره، ما پشت سرش هستیم

30:42.360 --> 30:44.694
باشه، خدافظ، جین
مراقب باش

30:44.696 --> 30:47.096
جین رفته؟
کِی بر میگرده؟

30:49.600 --> 30:52.568
"رفته به "ولینگتون

30:54.171 --> 30:57.273
ـ زندان؟
ـ آره

30:57.275 --> 31:03.012
ـ برای پرونده
ـ آره

31:03.014 --> 31:08.017
ـ خوبی؟
ـ آره

31:08.019 --> 31:13.289
باید برم. تحت نظر بگیرمش

31:31.942 --> 31:33.543
جلوی خونه‌ی 2264 وایساده

31:33.545 --> 31:35.678
مطمئن شو همونجا میخواد بره
قبل از اینکه دستگیرش کنیم

31:52.429 --> 31:54.597
به قید وثیقه آزادم کردید

31:54.599 --> 31:56.466
آره، همینطوره
چقدر ما خوبیم؟

31:56.468 --> 31:58.101
یه جا دیگه ساکتش کن

32:05.175 --> 32:07.677
خب اگه با قاتل قرار نداشته
چیکار کنیم؟

32:07.679 --> 32:10.113
متاهله و تو بخش جنوبی زندگی میکنه

32:10.115 --> 32:12.181
به جای اینکه با عجله بیاد اینجا
باید میرفت خونه‌ش

32:12.183 --> 32:13.716
به گمونم دوست دختر داره

32:13.718 --> 32:15.618
"پس از ته قلبه، "متاسفم
و یه تماس با زنش؟

32:15.620 --> 32:18.521
درست به نظر میاد

32:18.523 --> 32:21.390
ـ بریم
ـ آره

32:26.197 --> 32:28.498
!هی

32:28.500 --> 32:30.500
!پلیس
بهم آسیب نزنید

32:34.071 --> 32:36.506
گاهی خوبه کُندترین آدم توی اتاق باشی

32:42.646 --> 32:45.414
ـ هی
ـ هی

32:45.416 --> 32:47.083
دیروقته اینجایی هنوز

32:47.085 --> 32:49.118
فقط میخوام بدونم این کتاب جریانش چیه

32:49.120 --> 32:52.389
درسته

32:53.391 --> 32:58.661
ـ بگذریم
ـ میدونم پدی رو دیدی

32:58.663 --> 33:01.130
آره، فرانکی گفت تو رو دیده

33:01.132 --> 33:02.732
وقتی برگشتم میخواستم بهت بگم

33:02.734 --> 33:06.072
ببین، فقط داری کارتو میکنی
لازم نیست به من توضیح بدی

33:06.073 --> 33:12.016
پدی قراره به یه زندان فوق امنیتی تو "آتواتر" منتقل بشه

33:12.642 --> 33:16.612
اتواتر تو کالیفرنیاس

33:16.614 --> 33:19.748
و چرا
چرا دارن انتقالش میدن؟

33:19.750 --> 33:22.484
با مجرمای فوق امینتی اینطور برخورد میکنن

33:22.486 --> 33:24.653
باعث میشه خیلی احساس راحتی نکنن

33:27.224 --> 33:31.093
گفت قبل از اینکه بره
دوست داره ببینتت

33:31.095 --> 33:34.663
مگه چیزی مونده به هم بگیم؟

33:34.665 --> 33:37.266
منظورم اینه، نمیدونم اگه حرفی داشته باشی بهش بگی

33:37.268 --> 33:41.304
...اما فکر میکنم اون میخواد خیلی چیزا رو

33:41.305 --> 33:45.341
که رو قلبش سنگینی میکنه، برداره
میدونی قبل از اینکه خیلی دیر بشه

33:45.343 --> 33:48.377
اما مجبور نیستی بری و گوش کنی

33:49.913 --> 33:53.382
ـ از رو قلبش برداره
ـ آره

33:53.384 --> 33:55.718
...منظورم اینه، فکر کنم اون حس میکنه

33:55.720 --> 33:58.754
مورا؟

34:06.763 --> 34:10.799
ـ خوبی؟
ـ برندن احساس گناه میکرده

34:10.801 --> 34:14.637
آره، اون یه دستیار مستمند رو استخدام میکنه
و میره به کلیسا

34:14.639 --> 34:16.546
معلومه رو یه چیزی کار میکرده

34:16.641 --> 34:19.775
و حاضر بوده به خاطر این کتاب جونشو بده

34:19.777 --> 34:22.411
چون میخواسته مک تاویش این کتاب رو داشته باشه

34:22.413 --> 34:27.416
اما تخصص مک تاویش باعث نشده مهم باشه

34:27.418 --> 34:30.686
ـ پشتکارش بوده
ـ معما

34:30.688 --> 34:32.488
نه، نگاه کردی
هیچی پیدا نکردی

34:32.490 --> 34:34.723
چون تو کتاب نیست

34:34.725 --> 34:36.625
خود کتاب ـه

34:36.627 --> 34:42.164
،برندن سعی نداشته یه کتاب جعلی قرن 19 درست کنه

34:42.166 --> 34:44.733
یه کتاب درست کرده که به قرن 19 اشاره داشت

34:44.735 --> 34:46.869
...و مک تاویش متوجه میشد

34:46.871 --> 34:48.971
...نه به سرعت من اما

34:48.973 --> 34:52.708
...برندن با استفاده از تاکتیکی که در اون دوران بهش میگفتن

34:52.710 --> 34:57.846
نقاشی روی کناره‌ی کتاب" یه چیزی رو پنهان کرده"

35:08.425 --> 35:11.560
تو جریان بمب‌گذاری دست داشته
که دو نفر کشته شدن

35:13.163 --> 35:17.669
اعترافش این بوده

35:26.182 --> 35:30.586
ـ چیکار میکنی؟
ـ کار کردنش رو تماشا میکنم

35:30.588 --> 35:33.655
ـ خواهرت رو؟
ـ نه پلیسی که باهاشه

35:33.657 --> 35:35.390
بریتانیایی هست
اسمش "جیلین" ـه

35:35.392 --> 35:37.359
از اون لهجه باحالا داره، میدونی

35:37.361 --> 35:39.761
"مثل ترکیب "جیمز باند" و "مری پاپینز

35:39.763 --> 35:41.930
اوه، حتی فحش دادن هم با این لهجه قشنگه

35:41.932 --> 35:43.565
آره، کاش بهم اهانت میکرد

35:45.469 --> 35:48.170
خیلی خرم
بردمش اتاق استراحت

35:48.172 --> 35:49.738
و به جای چای بهش قهوه پیشنهاد دادم

35:49.740 --> 35:51.473
اوه، ملکه خیلی سرافکنده شده

35:51.475 --> 35:53.609
درسته؟
دستپاچه شدم

35:53.611 --> 35:56.778
بریتانیاس؟  MI6 چیه، از سرویس جاسوسی اسکاتلند یارد یا

35:56.780 --> 35:59.155
ـ نمیدونم
ـ احتمالا جاسوسی بریتانیا نیست

35:59.156 --> 36:01.683
یا بخاطر جریان قهوه سر به نیستت میکرد

36:01.685 --> 36:04.920
راستش شروع کرد به حرف زدن
و منم رفتم به دنیای رویاها

36:04.922 --> 36:07.789
یه چیزی رو بهم بگو، کورسک
...چرا بریتانیایی‌ها

36:07.791 --> 36:10.225
باهوشتر و فرهیخته‌تر از ما به نظر میان؟

36:10.227 --> 36:11.860
نمیدونم
من همین حس رو به مجارستانیا دارم

36:11.862 --> 36:14.463
یه صدای ته حلقی دارن

36:16.700 --> 36:18.834
این فوق‌العاده‌س

36:18.836 --> 36:22.804
چطور فهمیدید؟
شما یه جور کتاب دوست هستید؟

36:22.806 --> 36:24.907
نه، کار من نبود

36:24.909 --> 36:28.644
کار همه‌ چی بدون اینجا، دکتر مورا آیسلس ـه

36:28.646 --> 36:34.191
ـ من همه چیو نمیدونم
ـ پایتخت شیلی کجاست؟

36:34.350 --> 36:38.287
ـ اون میدونه
ـ قربانیا سرباز بودن

36:38.289 --> 36:40.455
،در تمام این سال‌ها
...یه سرنخ هم نداشتیم که کی

36:40.457 --> 36:42.624
مسئول این بمب‌گذاری بوده

36:42.626 --> 36:45.694
اعتراف آقای مک هیل ته و تو ماجرا رو مشخص میکنه

36:45.696 --> 36:47.796
متوجه یه چیز نمیشم

36:47.798 --> 36:49.598
چرا اعترافش رو تو یه کتاب مخفی کرده؟

36:49.600 --> 36:52.868
ـ چرا فقط خودشو تحویل قانون نداده؟
ـ فکر کنم میخواسته همین کار رو بکنه

36:52.870 --> 36:56.038
هنوز در مورد اعضای سابق سازمان آزادیخواه ایرلند

36:56.040 --> 36:58.974
شنود داریم

36:58.976 --> 37:00.409
صحبت‌های نگران کننده‌ای شنیدیم

37:00.411 --> 37:02.277
در مورد کسی که میخواد به بمب‌گذاری اعتراف کنه

37:02.279 --> 37:04.746
همدستاش ممکنه عصبی شده باشن

37:04.748 --> 37:07.482
پس کتاب مثل یه بیمه‌نامه براش بود

37:07.484 --> 37:10.319
،اگه اتفاقی براش می‌افتاد
حداقل حقیقت بر ملا میشد

37:10.321 --> 37:11.853
و اون حق داشت

37:11.855 --> 37:14.723
و الان با این مدرک قضایی که شما کشف کردید

37:14.725 --> 37:17.059
،کسایی که بازداشت کردید
و شنود ما

37:17.061 --> 37:19.561
میتونم پرونده رو ببندیم

37:20.797 --> 37:23.532
بخاطر کاری که کردید ممنونم

37:23.534 --> 37:27.493
خانواده‌های قربانیا خیلی وقته منتظر جواب هستن

37:29.272 --> 37:32.975
اگه میخوای چیزی بهم بگی، فقط بگو، باشه؟

37:32.977 --> 37:38.380
از کُد و جوهر نامرئی یا حیوونای سخنگو استفاده نکن

37:38.382 --> 37:41.049
یه حیوان سخنگو بدترین راه برای مخفی کردن راز ـه

37:41.051 --> 37:43.051
تا حالا فیلم دزد دریایی ندیدی؟

37:44.655 --> 37:47.823
ـ کجا میری؟
ـ دیدن ریکی

37:47.825 --> 37:49.925
تو اتاق استراحت منتظرمه

37:49.927 --> 37:54.196
ـ میخوای چی بهش بگی؟
ـ حقیقت رو

37:54.197 --> 37:57.996
منظورت اینه که گاهی اون کسایی که دوست داریم
کارایی وحشتناکی میکنن

37:58.079 --> 38:01.198
اما اون کارا ربطی به احساس اونا به ما نداره؟

38:01.200 --> 38:03.834
یه چیزی تو این مایه‌ها، آره

38:06.805 --> 38:10.941
یا فقط میتونم در مورد سگای دوگلز حرف بزنم

38:10.943 --> 38:13.912
ـ دودلز
ـ حالا هر چی، فکر کنم میتونم

38:13.913 --> 38:16.780
از توله ‌سگای پیوندی به عنوان استعاره استفاده کنم

38:16.810 --> 38:18.596
،مطمئن نیستم اگه منطقی باشه

38:18.605 --> 38:21.886
چه از نظر نسب‌شناسی یا احساسی

38:21.888 --> 38:24.288
،یا ممکنه هوشمندانه باشه
و تو هنوز متوجه نشده باشی

38:24.290 --> 38:28.591
ـ و اون سانتیاگو هست
ـ هوشمندانه بود

38:32.248 --> 38:34.616
باشه، مامان، مطمئنی به خودت آسیب نمیزنی؟

38:34.618 --> 38:37.719
نه، نه
بدن انسان قراره انعطاف پذیر باشه، عزیزم

38:37.721 --> 38:39.521
باشه، اما فکر نکنم قراره تا این حد انعطاف پذیر باشه

38:39.523 --> 38:41.623
فکر کنم راست میگی

38:41.625 --> 38:44.626
خیله خب، راستی قضیه‌ی ستوان کاوانا چطور پیش رفت؟

38:44.628 --> 38:46.494
اون درک کرد

38:46.496 --> 38:47.695
درباره‌ی لباست چی گفت؟

38:47.697 --> 38:49.564
آره، قصدم رو فهمید

38:50.667 --> 38:53.134
چیزیش نمیشه

38:53.136 --> 38:54.569
تو چی؟
خوبی؟

38:54.571 --> 38:56.805
آره، خوبم

38:56.807 --> 38:58.373
ـ واقعا؟
ـ آره

38:58.375 --> 39:01.309
با کسی رابطه ندارم
از کارم استعفا دادم

39:01.311 --> 39:04.212
و یه شروع کاملا تازه دارم

39:04.214 --> 39:10.752
ـ مامان، کارتو ول کردی؟
ـ همه چی باید عوض بشه، عزیزم

39:10.754 --> 39:14.155
واسه من، مثل این میمونه که باید خونه رو خراب کنم

39:14.157 --> 39:18.393
،درست تا زیربناش
تا بتونم دوباره شروع کنم

39:18.395 --> 39:21.429
ـ کار دیگه‌ای تو صف برات منتظره؟
ـ نچ

39:21.431 --> 39:24.666
اینطوری از همه چی آزادی مطلق دارم

39:24.668 --> 39:29.913
درسته اما آزادی مطلق
مثل نبودِ مطلق یه برنامه تو زندگی میمونه

39:29.915 --> 39:32.249
خب، اینطوری می‌فهمی که قراره با زندگیت چیکار کنی

39:32.251 --> 39:33.650
خیلی وقت آزاد داری

39:33.652 --> 39:36.820
آره، هیجانزده‌م
و اینطوری، میتونم کمکت کنم

39:36.822 --> 39:39.489
چی... هنوز میخوای تو خونه مورا بمونی؟

39:39.491 --> 39:42.993
کی میدونه؟

39:42.995 --> 39:45.791
وایسا، میدونی که مبل من باز نمیشه، درسته؟

39:50.836 --> 39:52.669
!هی

39:52.671 --> 39:56.339
ـ گوشواره‌هات به هم میخوره
ـ داری پنیر خامه‌ای میخوری

39:56.341 --> 39:59.976
آره. احتیاط رو گذاشتم کنار

39:59.978 --> 40:03.747
حالت تهوع با پنیر خامه‌ای، و بدون اون

40:03.749 --> 40:06.583
پس فکر کردم بهترین گزینه رو انتخاب کنم
که خوشمزه‌تر ـه

40:06.585 --> 40:09.286
خب، مادرت تنها کسی نیست که میخواد تغییر ایجاد کنه

40:09.288 --> 40:12.856
...خب، اولین

40:12.858 --> 40:15.325
کارم اینه که آماده‌م با جک آشنا بشم

40:15.327 --> 40:18.028
...ـ در مورد اون
ـ وقتم خالیه

40:18.030 --> 40:22.766
نون تستم رو خیلی زود میخورم
حتی در مورد دودل تحقیق کردم

40:22.768 --> 40:26.403
واقعا دارم فکر میکنم یه سگ برندودل بگیرم

40:26.405 --> 40:27.704
خیلی با نمکن

40:27.706 --> 40:31.574
خب، بازم مجبور شدم قرار با جک رو کنسل کنم

40:31.576 --> 40:34.876
ـ چرا؟
ـ یه کاری هست که باید بکنم

40:34.878 --> 40:37.345
مهمتر از جک؟

40:37.347 --> 40:40.448
آره
و واقعا اگه همرام باشی خیلی خوبه

40:40.450 --> 40:42.950
آره، باشه

40:56.099 --> 40:57.799
من درست همین جام اگه بهم نیاز داشتی

41:35.331 --> 41:40.375
.:: @bollbolljan_com ::.