﻿WEBVTT

00:00.100 --> 00:05.100
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:05.500 --> 00:08.100
« قسمت نوزدهم »

00:10.370 --> 00:12.860
. اين آدم ، "محقق شب رو"ـئه

00:12.860 --> 00:16.660
چي ؟ محقق شب رو ؟ -
اون محقق شب روئه ؟ -

00:16.660 --> 00:17.910
. باشه

00:17.910 --> 00:20.980
. محقق شب روئه

00:31.780 --> 00:34.340
. اون خون آشام ، توي اون روستا ديده شده

00:34.340 --> 00:37.270
، چون تمامِشون به اون خون آشام کمک کردن

00:37.270 --> 00:39.040
. همه ـشونو بکُشيد

00:39.040 --> 00:40.670
چي ؟

00:51.870 --> 00:54.880
. حتي يه موشَم اين دور و بر ديده نميشه

01:15.080 --> 01:18.800
مثل اينکه فهميدن اينجاييم و
. فرار کردن

01:18.800 --> 01:22.090
که ميخواد باهام بازي کنه ؟

01:23.440 --> 01:25.810
، پاداشِ

01:25.810 --> 01:28.400
پيدا کردن " کيم سونگيول " و
، افرادِشُ بيشتر کنيد

01:28.400 --> 01:31.290
، اونقدر زياد باشه که

01:31.290 --> 01:34.090
حتي حاضر باشن بخاطرِش
. خانواده ي خودشونو هم بفروشن

01:43.730 --> 01:47.440
. من محقق شب روئَم -
. نه ، من محقق شب روئَم -

01:47.440 --> 01:49.850
. نگاشون کن

01:54.940 --> 01:58.880
. بخاطرِ توئه که اميدِشونو بدست آوردن

02:01.260 --> 02:06.400
حتي با اين وضعيت ، بازم فکرميکني
هيچ فرقي با " گي " نداري ؟

02:09.910 --> 02:12.720
چون مردم الان ميخوان يه اميدي
، داشته باشن

02:12.720 --> 02:14.280
، منو نگاه ميکنن و

02:14.280 --> 02:18.400
. تنها چيزي که ميبينن ، "محقق شب رو"ـئه

02:19.411 --> 02:21.100
، اما

02:21.100 --> 02:24.260
اين شخصيتَم بخاطرِ نابود کردنِ
، گي " بوده که بوجود اومده "

02:24.260 --> 02:27.840
. و بايد به همراهِ " گي " نابود بشه

02:28.530 --> 02:32.740
، چيزي که مردم الان لازم دارن ، من نيستم

02:32.740 --> 02:34.140
. شمايي

02:34.140 --> 02:36.550
. اين حرفارو نزن

02:36.550 --> 02:39.110
، درست مثل کسايي که تاحالا نجات دادي

02:39.110 --> 02:41.920
، بايد اين جنگُ هم به آخر برسونيم و

02:41.920 --> 02:45.840
مردمي که برامون ارزشمند هستنُ
. دوباره به زندگي برگردونيم

02:49.340 --> 02:52.390
. قدرِ "يانگسون"ـو بدون

02:53.320 --> 02:57.330
! سيب زميني

03:02.580 --> 03:05.030
. اينو بگير

03:14.680 --> 03:17.400
. ممنون

03:29.100 --> 03:32.220
. تو هم بايد بخوري

03:35.140 --> 03:37.880
. ببين چي ميگم

03:38.570 --> 03:41.140
. اشکال نداره

03:43.570 --> 03:47.910
ميشه يه سوالي بپرسم ؟

03:49.540 --> 03:51.830
، دوست دارم بدونم وليعهد "جونگهيون"ـي که

03:51.830 --> 03:54.670
. بهش خدمت ميکردي ، چطور آدمي بوده

03:56.020 --> 04:00.400
مطمئنم آدمِ خوب و توانايي بوده که تمامِ
. ويژگي هاي لازم براي پادشاه خوب بودنُ داشته

04:07.990 --> 04:10.660
، من هنوز حقِ روبرو شدن با مردم و

04:10.660 --> 04:13.370
، کسايي که بخاطرَم

04:13.370 --> 04:16.010
. جونِشونو از دست دادنُ ندارم

04:17.470 --> 04:19.680
، " وليعهد " جونگهيون

04:19.680 --> 04:22.660
، هم نقشه هاي بزرگي تو سر داشت و

04:23.420 --> 04:26.280
. هم دوستِ بازيگوشي بود

04:27.150 --> 04:30.610
، هميشه بيرونِ قصر پرسه ميزد و

04:30.610 --> 04:33.050
. از نوشتنِ داستاناي شهوت انگيز لذت ميبُرد

04:33.050 --> 04:35.870
، عاشقِ اين بود که بقيه رو

04:38.270 --> 04:42.060
. با جُک هاي شهوانيش دست بندازه

04:43.170 --> 04:45.310
واقعا ؟

04:47.210 --> 04:49.590
، از داستان شهوت انگيز چيزي نميدونم

04:50.190 --> 04:52.980
. اما ، بلدَم عکساي شهوت انگيز بکِشم

04:53.860 --> 04:57.010
، " بنظرِ من ، فقط شما و وليعهد " جونگهيون

04:57.010 --> 04:58.820
، هستيد که

04:58.820 --> 05:02.930
. حقِ نشستن روي صندلي پادشاهيُ داريد

05:08.060 --> 05:10.040
واقعا ؟

05:32.600 --> 05:36.000
تمام شبُ منتظرِ ارشد بوديد ؟

05:36.000 --> 05:39.620
مگه خودتَم تمام شبُ منتظرِش نبودي و
داستانِتُ نمينوشتي ؟

05:40.210 --> 05:43.570
. هوجين"ـو فرستادم ، بايد الان يه خبري بياره"

05:45.520 --> 05:48.450
. باز مشکل درُس شده

05:48.450 --> 05:49.850
چيه ؟

05:49.850 --> 05:53.490
داستانِ ارباِمون هم داخل و هم خارج از
، پايتخت حسابي پخش شده

05:53.490 --> 05:56.480
. همه ازش باخبرَن

05:56.480 --> 06:01.560
ميگن که اربابِمون با اعليحضرت ميرن بيرون و
. مردمو نجات ميدن

06:02.150 --> 06:06.120
يه شبِ تاريک و سرد بود ، خون آشام
. داشت به اون زن نزديک ميشد

06:06.120 --> 06:09.970
هم آدم بزرگا و هم بچه ها ، همگي
. حسابي غرقِ داستان محقق شب رو شدن

06:09.970 --> 06:12.210
. حتي کتابِ بعديشَم قرارِه بياد

06:12.210 --> 06:14.520
! . . و بعدش

06:15.030 --> 06:18.380
به محض اينکه اعلاميه ي ارشدُ ميزنن ، مردم
. سريع ميرن و همه ـشونو ميکنَن

06:18.380 --> 06:20.920
. سربازا بدجور از دستِشون عصبانيَن

06:20.920 --> 06:24.450
محقق ها يه جلسه درموردِ
، کتاب " محقق شب رو " گذاشتن و

06:24.450 --> 06:27.280
برنامه دارن که کاري کنن پادشاهِ سابق
. دوباره به تخت بنشينه

06:27.280 --> 06:30.500
، و بينِ مردم

06:30.500 --> 06:34.540
. لباساي سياه خيلي سريع به فروش ميره

06:35.880 --> 06:41.350
تمامِش بخاطرِ کاراي اربابِمون و
. مهارتِ نويسندگيِ بي نظيرِ توئه

06:41.350 --> 06:43.570
واقعا ؟

06:44.110 --> 06:45.540
، و بينِ تمام اين چيزا

06:45.540 --> 06:49.560
ميدوني مردم بيشتر از همه
به چي علاقمندن ؟

06:51.170 --> 06:55.260
اينکه آخرِ سِري داستاناي محقق شب رو چيه ؟

06:55.260 --> 06:59.940
بدجور ميخوان بدونن که
. آخرِش چي ميشه

06:59.940 --> 07:02.320
. . درنهايت ، البته

07:02.790 --> 07:04.870
خب ؟

07:07.080 --> 07:08.630
. . بگذريم ، ارشد

07:11.230 --> 07:14.040
. به زودي برميگرده

07:14.040 --> 07:16.590
. اينقدر نگران نباش

07:17.300 --> 07:19.990
، بخاطرِ مردم که سريع متوجهِ برنامه ـمون شدن

07:19.990 --> 07:22.780
. ميتونيم به راحتي کارو پيش ببريم

07:22.780 --> 07:25.690
. همه ـشُ ممنونِ تو و " يانگسون " هستم

07:26.350 --> 07:28.810
. چه خوب

07:29.720 --> 07:32.520
، اما ، اگه هويتِ گروه سياهپوش معلوم بشه

07:32.520 --> 07:35.060
. ممکنه به خطر بيفتيد

07:35.060 --> 07:38.700
، و اگه مردم هم قاطيِ اين درگيري ها بشن

07:38.700 --> 07:42.120
ميترسم که آدماي بيشتري
. جونِشونو از دست بدن

07:42.120 --> 07:46.550
حالا که نقشه ي ساختگيِ " گي " داره
، براي مردم برملا ميشه

07:48.230 --> 07:51.270
حتي اگرم خون آشاماي بيشتريُ،
، پخش کنه

07:51.270 --> 07:54.650
. ديگه نميتونه قلبِ مردمو به ترديد بندازه

07:56.080 --> 07:58.660
. اون از خودِ شيطونَم بدجنس ترِه

07:58.660 --> 08:03.411
چون نميدونيم براي اذيت کردنِ مردم
، ديگه چه نقشه ي شيطاني ـيي داره

08:04.780 --> 08:08.220
بايد عجله کنيم و راهي براي
. کُشتنِش پيدا کنيم

08:08.220 --> 08:11.980
، هر روشي که باشه ، نبايد چيزي باشه که

08:11.980 --> 08:13.630
، آدماي بي گناهي مثلِ خودت و

08:14.240 --> 08:18.230
. يانگسون " بخاطرِش قرباني بشيد "

08:18.230 --> 08:21.830
، اما ، بدونِ خون ريختن که

08:21.830 --> 08:25.470
. نميتونيم اين جنگُ ببريم

08:39.720 --> 08:43.300
. اعليحضرت ، دارم ميام تو

08:54.380 --> 08:58.010
مردمي که خانواده ـشونو بخاطرِ خون آشام
، از دست دادن

08:58.010 --> 09:01.600
اومدن اينجا و ميگن که ميخوان
. عضوِ گروهِ سياهپوش بشن

09:01.600 --> 09:03.610
. نميتونم اجازه ي اينکارو بدم

09:04.070 --> 09:10.010
گرچه ممنونِ اينکارِشون هستم ، اما ، نميتونم
، تو جنگِ خون آشام ، جونِ مردمو به خطر بندازم

09:10.010 --> 09:13.890
بهشون بگو ميذارم خشمِشونو
. طورِ ديگه اي از بين ببرن

09:13.890 --> 09:16.040
. متوجهم

09:16.040 --> 09:21.060
. و همينطورم مردم براتون اسب و گاو آوردن

09:21.060 --> 09:25.640
. طبقِ دستورِتون ، همه ـشونو پس فرستادم

09:44.920 --> 09:47.950
فهميدم توي نقشه ي سريِ
، " نابود کردن " گي

09:47.950 --> 09:52.100
. چه نيازي به اراده يِ پادشاهِه

09:53.150 --> 09:55.990
گرچه تا به الان بخاطرِ ترسِمون
، بوده که

09:55.990 --> 09:59.270
نتونستيم " گي " رو نابود کنيم ؛

09:59.270 --> 10:04.370
اما ، درواقع بخاطرِ اين بوده که پادشاهاي حريص
. براي بدست آوردنِ قدرت ، کمکِ اونو ميخواستن

10:05.000 --> 10:09.230
، اگه طرفِ نسلِ مادري و خون آشامِ نگهبان
همديگه رو ببينن ، قدرتِ نابوديِ "گي"ـو بدست ميارن ؟

10:09.230 --> 10:12.550
، " اون قدرت ، ممکنه دنيارو هم مثلِ " گي

10:12.550 --> 10:14.780
. به نابودي بکِشونه

10:14.780 --> 10:16.060
. دقيقا همينطوره

10:16.770 --> 10:19.740
. داره بهشون هشدار ميده

10:19.740 --> 10:24.710
نتيجه ي اين قدرتِ غيرقابل کنترل
. نابودي و فاجعه ـس

10:26.800 --> 10:31.880
مسئوليتِ کنار اومدن با همچين قدرتي
، روي دوشِ تو يا مردم نيست

10:31.880 --> 10:37.660
مسئوليتِش با پادشاهاي سابقِ که
. اين کشورُ برپا کردن هست و من

10:37.660 --> 10:42.980
حتي اگه اين کشور بعد از يه پايان
، رسيدنِ اين جنگ ، سر و سامون بگيره و

10:42.980 --> 10:45.990
، پادشاهِ جديد درسِشُ خوب ياد گرفته باشه و

10:45.990 --> 10:49.200
، اراده ـشُ از دست بده

10:49.200 --> 10:54.310
. فاجعه ، هميشه ميتونه باز مارو پيدا کنه

10:54.310 --> 11:00.500
اگه " گي " رو نابود کنيم ، مگه نبايد دوباره
روي تخت پادشاهي بشينيد و کشورُ روبراه کنيد ؟

11:00.500 --> 11:06.940
اين جنگ ، همينطورم جنگي براي منه که
. تاوانِ گناهايي که در حق مردم کردمُ پس بدم

11:06.940 --> 11:13.680
چه روي تخت بشينم و چه نه ، تصميمِش
. با مردمه ، نه من

11:26.380 --> 11:29.050
. " کيم سونگيول "

11:33.100 --> 11:41.720
بعد از پايان جنگ ، امکانِش هست که
منو بعنوان دوستت قبول کني ؟

11:41.720 --> 11:47.010
. اعليحضرت ، من زندگيمو پاي اين جنگ گذاشتم

11:47.010 --> 11:48.720
. منم همينطور

11:48.720 --> 11:56.400
. اما ، اين جنگ بخاطرِ زندگيمونه

11:57.760 --> 12:04.850
، حتي اگرم دوستِ پادشاه يه خون آشام باشه
اشکالي نداره ؟

12:07.820 --> 12:10.880
. اعليحضرت ، سربازا دارن ميان

12:10.880 --> 12:13.700
. لطفا هرچه زودتر از اينجا بريد

12:18.700 --> 12:22.570
اينجا چه خبره ؟ -
اين حرومزاده ها اينجا چکار ميکنن ؟ -

12:23.580 --> 12:27.620
. ميدونم گروهِ سياهپوشِ خائن اينجا مخفي شده

12:27.620 --> 12:31.430
هرکسي که جلومو بگيره
. خودشَم دستگير ميشه

12:31.430 --> 12:35.100
. من همراهِ گروه سياهپوشَم

12:35.100 --> 12:36.570
. منو بگيريد

12:36.570 --> 12:40.580
. منم همينطور ، خواستيد منم بکُشيد

12:40.580 --> 12:41.900
. منو هم ببريد

12:41.900 --> 12:45.310
. همه ـشونو بگيريد

12:45.310 --> 12:47.200
. چشم

12:47.200 --> 12:49.590
. تمومِش کنيد

13:00.600 --> 13:05.411
، اگه از افرادِ اين کشور هستيد
. نبايد مردمو بترسونيد

13:05.411 --> 13:10.490
اين آدم ديگه پادشاه نيست ؛ مگه اعليحضرت
نگفتن که پاداشِ بزرگي بهمون ميدن ؟

13:10.490 --> 13:11.860
. زودباشيد بگيريدِشون

13:11.860 --> 13:13.750
. بله

13:23.560 --> 13:27.020
. نميخوام جونِتونو بگيرم

13:27.020 --> 13:34.100
. اما ، اگه کسي از اين خط رد بشه ، ميميره

13:49.830 --> 13:52.120
. اينجا ديگه لو رفته و خطرناکه

13:52.120 --> 13:53.960
. " لطفا بريد " اوم سوکگول

13:53.960 --> 13:59.900
تو برو ، منم بعد از اينکه از حالِ ملکه
. باخبر شدم ، ميام

14:08.770 --> 14:10.980
خب ؟

14:15.640 --> 14:18.700
. ايشون افسرِ مسئولِ اون روستائه

14:18.700 --> 14:22.290
گرچه تونستم مخفيگاهِشونو پيدا کنم ؛
. . تمام مردم اومدن بيرون و

14:22.290 --> 14:27.550
لباس سياه پوشيده بودن و ازشون محافظت . .
. ميکردم ، منم نتونستم بگيرمِشون

14:31.090 --> 14:32.650
که نتونستي بگيريشون ؟

14:32.650 --> 14:34.000
. . درسته

14:34.000 --> 14:37.290
. . اما ، چون مخفيگاهِشونو پيدا کردم

14:43.100 --> 14:46.640
زيادي خر نبود ؟

14:46.640 --> 14:49.250
جلوي روش همگي فرار کردن و
. اونوقت بازم ازم پاداش ميخواد

14:49.250 --> 14:55.380
، مردم حرف از خون آشام ها و

14:55.380 --> 14:59.490
. نقشه ي ساختگيِ پادشاه ميزنن

14:59.490 --> 15:02.460
. همچين شايعاتي پخش شده

15:02.460 --> 15:07.080
با خشونت که نميتونيد
. تمام مردمو کنترل کنيد

15:07.080 --> 15:12.400
نه ، لازم نيس دونه دونه پيداشون کنم و
. بترسونمِشون

15:12.400 --> 15:18.590
بعد از اينکه ببينن کسي که طرفِش هستن و بهش
. اعتماد دارن ، صدمه ديده ، خودشون ميفهمن که بايد چکار کنن

15:18.590 --> 15:21.450
. . منظورتون ، پادشاه

15:21.450 --> 15:26.390
نه . . اون آدم ، "لي يون"ـه ؟

15:29.600 --> 15:34.510
! سرورم

15:34.510 --> 15:38.680
اتفاق خاصي نيفتاده که ؟
. . حالِتون چطوره

15:38.680 --> 15:40.830
. خوبم

15:40.830 --> 15:47.630
تمام کاراي شما و اعليحضرت دهن دهن
. بينِ مردم و تو سراسرِ پايتخت پخش شده

15:47.630 --> 15:50.900
. بايد فورا به " جو " بگم که اومديد

15:50.900 --> 15:53.280
. نرو

15:53.280 --> 15:55.260
براي چي ؟

15:59.600 --> 16:03.870
خيلي وقته همديگه رو نديدن ؛
. چيزاي زياديُ بايد بين خودشون حل کنن

16:22.820 --> 16:26.870
و به همين صورت محقق شب رو دوباره »
. پيداش ميشه و به مردم کمک ميکنه

16:26.870 --> 16:32.700
پيشِ معشوقه ـش برميگرده و
. « محکم اونو در آغوش ميگيره

16:44.480 --> 16:47.760
چرا يواشکي داريد نوشته ـمو ميبينيد ؟

16:49.430 --> 16:54.720
انگار شُهرتِت از شهرتِ دانشجوي شهوانيَم
. بالاتر زده

16:56.230 --> 17:01.240
همه حسابي کنجکاوَن که بدونن
. آخرِ داستان محقق شب رو چي ميشه

17:03.380 --> 17:05.130
شما فکرميکني چي ميشه ؟

17:05.130 --> 17:07.180
. نميدونم

17:07.180 --> 17:11.580
از کجا بايد بدونم که تو قلبِت چي ميگذره ؟

17:11.580 --> 17:16.930
. احتمالا آخرِ کاملا واضح و عادي ـيي داره

17:16.930 --> 17:22.200
محقق شب رو با زني که عاشقِش بود
. تا ابد به خوبي و خوشي زندگي کردن

17:23.430 --> 17:31.940
حتما مردم خيلي ناراحت ميشن که ببينن
. رُمانِ قهرمانانه به رُمان عاشقانه تبديل ميشه

17:31.940 --> 17:34.550
. قلبَم بهم ميگه اينطور بنويسم

17:35.640 --> 17:40.590
ارشد ، خوبي ؟

17:40.590 --> 17:46.850
. آره ، اعتمادِت قدرتِ زيادي بهم ميده

17:49.210 --> 17:55.780
دختربچه اي که بين دختراي ديگه بعنوان
پيشکِش گرفته بودنُ يادته ؟

17:55.780 --> 17:58.760
خب . . چه اتفاقي براش افتاده ؟

17:58.760 --> 18:00.940
. حالِش خوبه

18:00.940 --> 18:04.270
. ازم خواست سلامِشُ بهت برسونم

18:04.270 --> 18:07.660
نجاتِش دادي ؟

18:07.660 --> 18:09.480
. . اون و تو

18:09.480 --> 18:15.020
. منو نجات داديد . .

18:20.630 --> 18:22.570
. " يانگسون "

18:37.050 --> 18:45.540
دليلِ اين نوشتن هام ، درسته که بخاطر اين بود که
، مردم خودِ واقعيتُ بشناسن

18:45.540 --> 18:48.570
. همينطورم بخاطرِ دلتنگيم بود

18:48.570 --> 18:51.900
، دلتنگيِ قلبَم بيشتر و بيشتر ميشد و

18:51.900 --> 19:00.320
نميتونستم کمِش کنم که ، براي همينم
. تمامِشُ توي داستانَم آوردم

19:00.320 --> 19:02.720
. ميدونم

19:04.140 --> 19:09.820
دلت برام تنگ نشده بود ، ارشد ؟

19:11.440 --> 19:13.790
. اونَم خيلي

19:15.780 --> 19:22.850
خب حالا که اوني که دلتنگِش بوديد
. الان پيشِتونه ، ميدونيد بايد چکار کنيد

19:22.850 --> 19:29.500
. خب . . نميدونم بايد چکار کنم

20:04.900 --> 20:07.140
گفتي نتونستي ملکه رو ببيني ؟

20:07.140 --> 20:11.670
يه مدتي ميشه که اونجارو
. شديدا نگهباني ميدن

20:11.670 --> 20:16.020
. حتما " گي " متوجه حرکتَم شده

20:17.170 --> 20:19.680
. بايد از حالِش باخبر بشي

20:20.310 --> 20:23.010
به سراغ تک تک کسايي که با وزير
. در ارتباط هستن ، ميرم

20:23.010 --> 20:25.060
. ازت خواهش ميکنم

20:25.060 --> 20:27.960
. بهش بگو ميرم و نجاتِش ميدم

20:29.150 --> 20:31.800
يه مدتي توي " اوم سوکگول" ميمونم ؛

20:31.800 --> 20:34.840
هروقت تونستي باهاش ارتباط برقرار کني
. بعدش بيا اينجا

20:38.120 --> 20:41.990
. ملکه ، بايد سالم و سلامت باشي

20:41.990 --> 20:44.890
گرچه خوبه که مردم از هويتِ
، گي " باخبر شدن "

20:44.890 --> 20:46.720
. اما ، اون دست رو دست نميذاره

20:46.720 --> 20:50.290
اگه آدماي زيادي براي کُشتنِ
، گي " دور هم جمع بشن "

20:50.290 --> 20:54.280
اونوقت اونَم ديگه نميتونه مدت زياديُ
. تو قصر بمونه و به مردم حکمراني کنه

20:54.280 --> 20:57.320
اگه عجله نکنيم و راهي براي کُشتنِش
، پيدا نکنيم

20:57.320 --> 21:00.530
. ممکنه خونِ آدماي زيادي ريخته بشه

21:03.140 --> 21:05.500
، دفعه ي پيش که قصر پاييني

21:05.500 --> 21:07.070
. يه فکري به ذهنَم رسيد

21:07.070 --> 21:09.260
فکرِ خوبي بود ؟

21:09.260 --> 21:12.120
، نميشه قصر پاييني که

21:12.120 --> 21:15.250
گي " توش هستُ نابود کنيم ؟ "

21:16.850 --> 21:17.960
چيه ؟

21:17.960 --> 21:19.460
نقشه ي خوبي نبود ؟

21:19.460 --> 21:22.100
قصر پايينيُ منفجر کنيم ؟

21:22.100 --> 21:25.450
شايد بخاطرِ نويسنده بودنِتِ که
. اينقدر قوه ي تخليِت خوبه

21:25.450 --> 21:29.510
ميدونيم " گي " موقع روز بيرون نمياد ؛

21:29.510 --> 21:30.370
. . اگه همونوقت اونجارو منفجر کنيم

21:30.370 --> 21:34.760
اگه به اين آسوني بود که
. تاحالا کارو تموم کرده بوديم

21:34.760 --> 21:37.660
اون صدها سالِ که تو اون قصر پاييني
زندگي ميکنه ؛

21:37.660 --> 21:41.260
با مواد منفجره فقط ضربه ي خيلي کمي
. ميشه بهش وارد کرد

21:41.260 --> 21:43.370
براي اينکه بتونيم اونقدر نابودِش
، کنيم که براي کُشتنِ " گي " کافي باشه

21:43.370 --> 21:45.560
بايد بريم داخلِ اونجا و مواد منفجره رو
. اونجا قرار بديم

21:45.560 --> 21:47.010
، و اين تيکه رو که

21:47.010 --> 21:49.740
چطور ميخواي اون همه مواد منفجره رو
، با خودت به عميق ترين بخش قصر

21:49.740 --> 21:51.980
ببريُ که فکرنکنم لازم باشه
. توضيح بدم

21:51.980 --> 21:53.650
واقعا ؟

21:54.830 --> 21:57.420
يعني اگه تمام مردم شورِش بکنن هم
بازم فايده اي نداره ؟

21:57.420 --> 22:00.160
حتي اگرم بتونيم از نگهبانا رد بشيم و
، واردِ اونجا بشيم

22:00.160 --> 22:02.650
. گي " که بيکار نميشينه "

22:02.650 --> 22:04.830
، متوجه حرکتِمون ميشه و

22:04.830 --> 22:07.180
از قصر مياد بيرون و
. بعدشَم کُشته ميشه

22:07.180 --> 22:08.200
. . اما

22:08.200 --> 22:10.600
. لطفا راهِ ديگه اي پيدا کنيد

22:10.600 --> 22:12.350
. کاملا غيرممکن نيست

22:12.350 --> 22:13.130
. سرورم

22:13.130 --> 22:15.090
، من که با " گي " ميجنگَم

22:15.090 --> 22:17.600
. ميتونيد اونجارو نابود کنيد

22:19.010 --> 22:22.850
مثل اينکه خيلي به عواقبِ همچين کاري
. فکر نکرده بودم

22:22.850 --> 22:26.820
حالا که خوب فکرميکنم ، ميبينم
. واقعا به سختي ميشه واردِ اونجا شد

22:26.820 --> 22:28.860
. درسته

22:28.860 --> 22:30.680
. نميشه اينکارو بکنيد ، سرورم

22:30.680 --> 22:33.360
، چطوره خونِ منو بخوريد و

22:33.360 --> 22:36.110
يه راهي براي کنترلِ قدرتِتون
پيدا کنيد ؟

22:36.110 --> 22:38.580
. خودشه ، همينه

22:38.580 --> 22:41.130
هِسو " ، همون کسي که منو خون آشامِ "
، نگهبان کرد

22:41.130 --> 22:43.720
خودشَم يه خون آشامِ نگهبان بود که
. صدها سال زندگي کرده بوده

22:43.720 --> 22:46.550
شايد اون ميتونسته سال ها منتظرِ
، نابود کردنِ " گي " بمونه ، اما

22:47.950 --> 22:50.330
. من با اون فرق ميکنم

22:50.330 --> 22:54.850
. نميدونم چقدر ديگه اين جنگ طول ميکِشه

23:05.000 --> 23:08.350
چطوره خونَمو قاطيِ آب بکنم و
به خوردِش بدم ؟

23:09.380 --> 23:11.190
. نه ، نه

23:12.320 --> 23:17.870
ببينم ، فقط يه قطره بخوره که
مشکلي براش پيش نمياد ؛

23:17.870 --> 23:20.650
پس بهتره کم کم مقدارِشُ بيشتر کنم ؟

23:21.180 --> 23:24.280
. اينطوري کم کم بهش عادت ميکنه

23:26.130 --> 23:28.060
مگه نه ؟

23:28.900 --> 23:31.090
کي به چي عادت ميکنه ؟

23:33.940 --> 23:35.690
. اعليحضرت

23:35.690 --> 23:38.220
، چون دربرابرِت شديدا متاسفَم

23:38.220 --> 23:40.960
حتي نميتونم اونطور که ميخوام
. سر به سرِت بذارم

23:42.590 --> 23:45.850
. خوشحالم ميبينم حالِتون خوبه

23:45.850 --> 23:48.730
براي ديدن ارشد اومديد ، درسته ؟

23:48.730 --> 23:50.730
. لطفا بفرماييد

23:51.970 --> 23:54.510
. پايتخت شديدا آروم و ساکتِ

23:54.510 --> 23:59.730
اونوقتا که تو قصر بودم ، بي صبرانه
، ميخواستم از اونجا بزنم بيرون

24:00.660 --> 24:02.411
، اما ، حالا طوري شدم که

24:02.411 --> 24:04.900
از قصر دور افتادم و حتي نميتونم
. با خيال راحت تو پايتخت اينور و اونور برم

24:04.900 --> 24:07.840
ملکه چي شد ؟

24:07.840 --> 24:09.370
، چون از اونجا شديدا نگهباني ميشه

24:09.370 --> 24:13.120
مدتي ميشه که جاسوسَم نتونسته
. منو از احوالِش باخبر کنه

24:13.120 --> 24:17.850
تو اين وضعيت ، هر خبريَم که
. بهم برسه ، باز خوبه

24:21.300 --> 24:22.860
. اعليحضرت

24:23.480 --> 24:26.520
. يه راه براي نابوديِ " گي"  هست

24:26.520 --> 24:29.090
بدونِ استفاده از نقشه ي سري ؟

24:29.970 --> 24:32.990
. چيه ؟ زودباش بگو

24:32.990 --> 24:34.860
، قصر پايينيُ منفجر ميکنيم و

24:34.860 --> 24:37.070
. اونجارو تبديل به گورِ خوديش ميکنيم

24:37.070 --> 24:40.100
. خودمَم قبلا به اين روش فکرکرده بودم

24:40.100 --> 24:44.020
اما ، امکان نداره " گي " هيچ کاري
. درموردش نکنه

24:44.020 --> 24:45.920
، خودم ميرم اونجا و

24:45.920 --> 24:48.690
. جلوشُ ميگيرم

24:48.690 --> 24:51.070
، اگه بهش حمله کنم

24:51.070 --> 24:53.530
ميتونم براتون وقت بخرم که
. بتونيد مواد منفجره رو اونجا قرار بديد

24:53.530 --> 24:56.110
چطور ميتوني اين حرفُ بزني ؟

24:56.110 --> 24:57.090
. . اگه اينکارو بکني که

24:57.090 --> 24:59.860
مگه قبلا نگفته بودم ؟

24:59.860 --> 25:01.460
. . من

25:02.790 --> 25:05.040
موجوديَم که بايد به همراهِ
. گي " نابود بشه "

25:05.040 --> 25:07.930
چطور ميتوني به اين راحتي
همچين حرفي بزني ؟

25:07.930 --> 25:10.960
، فکرکردي " يانگسون " بدونِ تو

25:10.960 --> 25:12.710
با چه غم و اندوهي بايد زندگي کنه ؟

25:12.710 --> 25:15.660
بجاي استفاده از نقشه ي سري و
، صدمه زدن به اون

25:15.660 --> 25:19.420
. الان ، اين تنها راهيِ که به ذهنَم ميرسه

25:19.420 --> 25:21.460
. نميشه

25:21.460 --> 25:25.580
ديگه نميخوام هيچ گناهي
. در حقِ اون دختر بکنم

25:25.580 --> 25:28.450
، تازشَم ، مگه قول نداده بودي که

25:28.450 --> 25:31.470
بعد از اين جنگ ، منو بعنوانِ
دوستِت قبول ميکني ؟

25:32.760 --> 25:36.130
اين جنگ ، بخاطرِ محافظت از کساييِ که
، برامون مهمَن

25:36.130 --> 25:39.310
. نه براي اينکه اونارو از دست بديم

25:40.740 --> 25:43.310
. اين روشُ بذار کنار

25:43.310 --> 25:47.870
، مردم کم کم قدرتِشون داره بيشتر ميشه
. فعلا صبر کن

25:51.300 --> 25:54.690
. مثل اينکه اوضاع طبقِ ميلِتون پيش نميره

25:56.460 --> 25:58.370
اينطور بنظر ميرسه ؟

25:59.350 --> 26:00.850
. درسته

26:01.350 --> 26:04.330
. انگار آدمارو دست کم گرفته بودم

26:04.330 --> 26:06.380
شايد بتونيد کاري کنيد که
، مردم از ترس به خودشون بلرزن و

26:06.380 --> 26:09.390
، موقتا بهتون خدمت کنن

26:09.390 --> 26:13.970
اما ، به اين آسونيا نميتونيد
. قلبِشونو بدست بياريد

26:13.970 --> 26:17.530
مثل اينکه مدتي ميشه که
. پيشنهادهاتُ ناديده گرفتم

26:18.120 --> 26:23.340
. ايندفعه ، هرکاري که تو بگي ميکنيم

26:23.340 --> 26:28.620
تو فکرَم از اين قلبِ آدما که به بقيه
، اعتماد ميکنه و از کسي که دوسِش داره

26:30.100 --> 26:32.700
. محافظت ميکنه استفاده کنم

26:35.100 --> 26:38.060
. وقتِ جلسه ـم با مقام هايِ دربارِ

26:38.060 --> 26:39.860
. بيا دنبالَم

26:46.870 --> 26:52.470
تعداد کسايي که "کيم سونگيول"ـه خائنُ به چشمِ
، خون آشام خوبي ميبينن ، داره بيشتر و بيشتر ميشه

26:52.470 --> 26:53.860
. فقط همين که نيست

26:53.860 --> 26:55.840
ميگن کسايي که رئيسِ گروهِ
، مردانِ سياهپوشِ

26:55.840 --> 26:58.940
. پادشاهِ برکنار شده ، "لي يون"ـه

26:58.940 --> 27:01.560
، خودمَم اينو ميدونم

27:01.560 --> 27:04.640
. دلم به حالِش سوخت و از جونِش گذشتم

27:04.640 --> 27:08.040
. دستور ميدم که اونو دستگير کنيد

27:08.040 --> 27:11.050
حالا همچين کاري لازمه ؟

27:11.050 --> 27:12.860
، وزيرِ دست راست

27:14.330 --> 27:17.060
ميتونيم کاري کنيم که با پاي خودش
. بياد اينجا پيشِمون

27:19.600 --> 27:20.920
. . خب

27:20.920 --> 27:22.930
، فردا ، جلوي قصر

27:22.930 --> 27:26.170
، دربرابرِ مردم ، ملکه رو که

27:28.010 --> 27:30.320
. جاسوسِ خون آشام بوده رو اعدام ميکنم

27:39.270 --> 27:41.140
، پس

27:41.930 --> 27:44.500
ميخوايد ملکه رو طعمه کنيد ؟

27:51.890 --> 27:53.660
. اعليحضرت

27:54.750 --> 27:57.480
، خودتونَم ميدونيد

27:57.480 --> 28:01.000
، قبل از اينکه ملکه ي اين کشور بشم

28:01.000 --> 28:03.490
. زنِ " گي " بودم

28:05.120 --> 28:08.860
گرچه بخاطرِ تهديدهاي پدرم بود که
، به همچين وضعي دچار شدم

28:08.860 --> 28:11.530
. اما ، اين حقيقتُ نميشه انکار کرد

28:12.400 --> 28:17.760
براي شما که نتونستيد تختِ پادشاهيُ
، حفظ کنيد

28:17.760 --> 28:20.130
، نه کاري از دستم برمياد و

28:20.130 --> 28:23.140
. نه چيزي ميتونم بهتون بدم

28:25.620 --> 28:28.010
. . و اين نامه

28:28.860 --> 28:32.550
به رابطه ـمون بعنوانِ زن و شوهر . .
پايان ميده ؛

28:34.550 --> 28:38.900
، درست مثل قبل

28:38.900 --> 28:42.550
ميخوام فقط بعنوانِ زنِ " گي " زندگي کنم ؛

28:42.550 --> 28:44.710
، پس از اين به بعد

28:45.450 --> 28:51.260
ديگه نيازي نيست جونِتونو بخاطرِ
. نجاتِ من به خطر بندازيد

28:51.260 --> 28:56.900
، ديگه سعي نکنيد دنبالَم بگرديد و

28:56.900 --> 28:59.910
. مراقبِ خودتون باشيد

28:59.910 --> 29:05.870
، اين آخرين نامه ي من به شما

29:05.870 --> 29:09.500
. بعنوانِ کسي هست که زماني همسرِتون بوده

29:09.950 --> 29:13.210
، عذر ميخوام که نتونستم تا آخر

29:14.110 --> 29:16.480
. کنارِتون بمونم

29:19.250 --> 29:22.680
ميخواستم قدرتمند بشم ؛

29:23.820 --> 29:30.170
اونقدر قدرتمند که هيچکس نتونه
. به من و مادرم صدمه بزنه

29:33.060 --> 29:36.270
. . شما منو قبول کردي ، اما

29:37.090 --> 29:38.620
. . من

29:38.620 --> 29:40.730
. اشکال نداره

29:42.250 --> 29:47.030
، همين که کنارِ منِ ضعيف موندي

29:48.990 --> 29:51.810
تا آخرِش اينطور ازم محافظت ميکني
. برام کافيه

29:53.760 --> 29:55.260
، پس اين آخرين حرفاي

29:56.520 --> 29:58.890
. ملکه به منه

29:58.890 --> 30:00.890
. درسته

30:02.330 --> 30:10.300
مطمئني يه اتفاقي افتاده ، درسته ؟
تو چيزي نميدوني ؟

30:10.300 --> 30:15.270
، اعليحضرت ، راستش

30:15.270 --> 30:20.080
. ميخوان ملکه رو توي قصر اعدام کنن

30:20.080 --> 30:21.710
اعدام کنن ؟

30:21.710 --> 30:26.620
، نبايد هرگز اينو بهتون ميگفتم
. . اما

30:26.620 --> 30:30.430
. بايد فورا ملکه رو ببينم

30:32.000 --> 30:37.130
! اعليحضرت -
. خودم تنهايي ميرم ، تو همينجا بمون -

30:37.130 --> 30:39.830
. بهت دستور ميدم -
. . اما -

30:39.830 --> 30:44.800
مطمئنم اين نقشه ي " گي " براي
. بيرون کِشيدنِ منه

30:44.800 --> 30:50.320
اگه نتونستم برگردم ، بجاي من
. کيم سونگيول " رئيسِ گروهِ سياهپوشِ "

30:50.320 --> 30:54.300
. به کسي چيزي نگو و منتظرَم بمون

30:58.890 --> 31:03.290
نميشه قصر پايينيُ نابود کنيم ؟

31:03.290 --> 31:07.260
. گي " نميتونه موقع روز بره بيرون "

31:07.260 --> 31:09.220
. . اگه از مواد منفجره استفاده کنيم

31:09.220 --> 31:13.370
، هرچقدر که بهش فکرميکنم
. ميبينم که اين تنها راهِه

31:15.800 --> 31:17.720
. اعليحضرت

31:28.440 --> 31:31.210
اتفاقي افتاده ؟

31:32.100 --> 31:34.260
. . نکنه ملکه

31:34.260 --> 31:41.570
چيزي نيست ؛ بنظر ميرسه
. اوني که يه مشکلي داره ، خودتي

31:42.510 --> 31:46.500
. خون آشاما هميشه رنگ پريدَن

31:48.200 --> 31:53.030
. ميدونم به چي فکرميکني

31:53.030 --> 32:02.980
يادت نره قول دادي زنده بموني و
. يانگسون"ـو خوشبخت کني"

32:26.100 --> 32:29.200
. نميخواد از چيزي بترسي

32:29.200 --> 32:32.960
فکرميکنيد اگه اينکارو بکنيد ، اون مياد ؟

32:34.370 --> 32:39.880
مگه خودت نبودي که ميگفتي
قلبِ آدمارو دست کم نگيرم ؟

32:49.300 --> 32:50.920
ميخوايد باهاش چکار کنيد ؟

32:50.920 --> 32:56.470
ميخوام چکارِش کنم ؟
. اگه بهت بگم که مزه ـش از بين ميره

32:58.640 --> 33:01.550
آخرِش همونطور شد که گفتم ، نه ؟

33:01.550 --> 33:07.830
آخرسر ، همين احساساتِت بود که
. تبديل به نقطه ضعفِت شد

33:07.830 --> 33:14.340
بجاش ، منو گاز بگيريد و شرِ اين قلبِ
. انسانُ که اينقدر ازش متنفر هستُ کم کنيد

33:14.340 --> 33:19.050
، اگه صبر کني ، اينکارَم ميکنم
چرا اينقدر عجله داري ؟

33:19.050 --> 33:22.300
يعني حتي يه لحظه ـم نميخواي
باهام باشي ؟

33:22.300 --> 33:26.150
نميشه اين قلبِ انسانُ که هرگز نميتونيد
بدست بياريدِشُ فراموش کنيد ؟

33:26.150 --> 33:31.780
نميشه منو با خودتون ببريد و
بريم جايي زندگي کنيم که هيچکس توش نباشه ؟

33:31.780 --> 33:37.760
درهرحال که دنياي آدما بدستِ
. خودشون نابود ميشه

33:37.760 --> 33:43.920
حتي حاضري براي نجاتِش ، اينکارَم بکني ؟

33:45.880 --> 33:49.420
. فقط به اون خاطر که نيست

33:49.420 --> 33:55.230
، هربار که "کيم سونگيول"ـو ميبينم

33:55.230 --> 33:58.550
. ميتونم بفهمم چه حسي بهتون دست ميده

34:01.020 --> 34:02.960
مگه از احساسِ من خبر داري ؟

34:02.960 --> 34:09.310
مگه حسرتِ داشتنِ قلبِ انسانُ که
هرگز نميتونيدئ داشته باشيدِشُ نميخوريد ؟

34:09.310 --> 34:13.160
. . پس ، الان -
. تمومِش کن -

34:13.160 --> 34:19.810
من صدها سال زندگي کردم و تو فقط ده ساله که
. منو ميشناسي و انگار حرفات اصلا تمومي نداره

34:19.810 --> 34:23.720
، تا آخرِش صبر ميکنم و تصميم ميگيرم که

34:23.720 --> 34:27.230
. بايد با تو و شوهرت چکار کنم

34:31.760 --> 34:35.460
مخفيانه به ديدنِ يه تاجرِ مانچويي برو و
. ازش مواد منفجره بگير

34:35.460 --> 34:37.600
. سرورم -
. اين تنها راهِه -

34:37.600 --> 34:43.000
با گذشتِ زمان ، آدماي بيشتري
. جونِشونو از دست ميدن

34:43.000 --> 34:49.360
ميگيد که ميخوايد خودتونَم
به همراهِ " گي " بميريد ؟

34:49.360 --> 34:50.890
. درسته

34:50.890 --> 34:53.900
. سرورم

34:53.900 --> 34:59.720
مگه پيش " گي " که بوديم ، خودتَم
نميخواستي جونِتُ برام بدي ؟

34:59.720 --> 35:05.230
ديگه هرگز فکرشَم نکن که
. بخواي با من بميري

35:05.230 --> 35:08.100
. . سرورم ، من

35:08.100 --> 35:10.600
، " سويانگ "

35:10.600 --> 35:18.960
اون زمان که نميدونستم بايد چکار کنم ؛
. تو بودي که منو به خودم آوردي

35:18.960 --> 35:26.180
همين که تونستم ببينم دخترِ به اون کوچيکي
، کم کم بزرگ شد و همچين زنِ به اين زيبايي شد

35:26.180 --> 35:32.170
. قشنگ ترين و بهترين لحظه هاي زندگيم بود

35:32.170 --> 35:35.580
. سرورم

35:35.580 --> 35:41.190
بايد تا پايانِ زندگيِ انسانيت و
. زيرِ نورِ خورشيدِ قشنگ ، زندگي کني

35:42.600 --> 35:45.640
. لطفا خوشبخت باش

35:45.640 --> 35:49.660
، تک تک لحظه هاي زندگيم با سرورم

35:49.660 --> 35:52.400
. پُر از خوشحالي بود

36:00.510 --> 36:02.580
. سرورم

36:21.380 --> 36:23.460
. برو کنار

36:26.100 --> 36:30.180
دستور دادن دستگيرِتون کنيم ، لطفا
. همکاري کنيد

36:30.180 --> 36:32.550
. بگيريدِش

36:32.550 --> 36:36.920
شماها به کي خدمت ميکنيد ؟

36:36.920 --> 36:43.050
، خودم دارم سراغِ اون حرومزاده ميرم
. شلوغ بازي درنياريد و راهُ نشون بديد

37:15.300 --> 37:18.450
اعليحضرت ، آخه چرا ؟ -
. ملکه -

37:18.450 --> 37:23.930
. آخ ، چقدر تحت تاثير قرار گرفتم

37:23.930 --> 37:27.720
، براي نجات زني که دور انداخته بودِت

37:27.720 --> 37:29.620
. با پايِ خودت تا اينجا اومدي

37:29.620 --> 37:35.770
هرکاريَم که ملکه کرده باشه ، اونارو بعنوانِ
. همسرم و بخاطرِ من انجام داده

37:35.770 --> 37:38.060
. اون هيچ تقصيري نداره

37:38.060 --> 37:41.670
. اگه ميخواي کسيُ بکُشي ، منو بکُش

37:41.670 --> 37:46.970
ميگي به جرمِت بعنوان رئيسِ گروه سياهپوش و
، دست به يکي کردن با خون آشامي که قصرُ آشفته کرده و

37:46.970 --> 37:52.010
اينکه حتي بعد از برکنار شدنِت ، باز مردمو
، تحريک ميکردي شورِش کنن و

37:52.010 --> 37:53.460
ميخواستي نظرِشونو عوض کني ؛
اعتراف ميکني ؟

37:53.460 --> 37:55.040
. هرچي ميخواي بگو

37:55.040 --> 37:58.600
. اعليحضرت ، اينکارو نکن

38:17.510 --> 38:22.700
. از ملکه براي کُشتنِ من استفاده کردي

38:22.700 --> 38:26.800
اين کاراي مسخره رو تموم کن و
. بجاش منو بکُش

38:26.800 --> 38:30.960
. اگه اينو ميخواي ، پس همينکارو ميکنيم

38:33.950 --> 38:39.520
اما ، اگه ميخواي ملکه رو نجات بدي ؛
. يه کاري هست که بايد بکني

38:46.610 --> 38:53.870
اگه همينطوري بزنم بکُشمِت که
. بقيه ول کن نيستن

38:53.870 --> 39:02.030
. پس ، گازِت ميگيرم و خون آشامِت ميکنم

39:02.030 --> 39:08.720
بعدش که چشماتُ باز کني ، از خود بي خود
. ميشي و ميخواي خون بخوري

39:08.720 --> 39:13.050
. اونوقت ، مردم ميشن غذات

39:13.050 --> 39:19.180
، همينطورم حاليشون ميشه

39:19.180 --> 39:20.670
. ترس از خون آشام يعني چي

39:20.670 --> 39:25.210
. باشه ، هرکار ميخواي بکن

39:25.210 --> 39:33.470
من از خود به خود نميشم و تا آخرِش طاقت ميارم و
. خودم تيکه تيکه ـم ميکنم و ميکُشمِت

39:34.890 --> 39:37.550
. فقط بلدي فک بزني

39:41.890 --> 39:44.600
. خوب نگاه کنيد

39:44.600 --> 39:49.530
اين آدم به زودي خودِ واقعيشُ که
. مخفي کرده بوده رو نشون ميده

39:49.530 --> 39:53.090
، اين تصويرِ واقعيِ پادشاهِ ناتوانيِ که

39:53.090 --> 39:56.200
. مردمِشُ اينطور بدبخت کرده

40:31.320 --> 40:33.080
. ملکه

40:41.450 --> 40:44.030
. . اعليحضرت

40:44.750 --> 40:51.820
. قدردانِ قلبي که بهم داده بوديد ، بودم

40:53.080 --> 40:57.620
. . حتي

40:58.930 --> 41:03.950
. اگرَم بميرم ، هيچ پشيموني ـيي ندارم

41:03.950 --> 41:06.510
. نه ، نبايد بميري

41:06.510 --> 41:12.420
بايد باهام پير بشي و
. هردومون همزمان باهم بميريم

41:18.270 --> 41:20.140
. . ملکه

41:20.140 --> 41:22.850
! ملکه

42:10.200 --> 42:12.330
کجايي ؟

42:12.330 --> 42:15.650
. اينقدر فرار نکن و بيا بيرون

42:15.650 --> 42:18.300
. حمله کنيد

42:46.130 --> 42:48.060
کجايي ؟

42:48.060 --> 42:50.500
کجايي ؟

42:58.560 --> 43:02.100
. وِلم کن ، وِلم کن

43:07.620 --> 43:09.260
. . چرا

43:10.470 --> 43:13.890
نذاشتي هردومون باهم بدستِ اون بميريم ؟

43:13.890 --> 43:17.540
. اونوقت مرگِ ملکه رو بي ارزش ميکرديد

43:18.370 --> 43:20.250
. ديگه نميتونم

43:21.620 --> 43:24.470
. ديگه نميتونم تحمل کنم

43:24.470 --> 43:28.190
مردمي که بهشون قولِ محافظت
از جونِشونو داده بوديد ، چي ميشن ؟

43:28.190 --> 43:30.250
، ميخوايد اونا و نسلِ بعد و

43:30.250 --> 43:33.610
نسل هاي بعد و نسل هاي بعدِشونو
، وِل کنيد و

43:33.610 --> 43:36.840
" بذاريد تا صدها سال بدستِ " گي
سختي و عذاب بکِشن ؟

43:38.400 --> 43:40.850
، درسته که دردناکِه

43:40.850 --> 43:42.600
، درسته که تحملِش سخته

43:42.600 --> 43:44.530
، اما

43:46.930 --> 43:51.640
، بخاطرِ مردمي که چشمِشون به شماست
. بايد اين جنگُ ببريد

44:07.830 --> 44:12.030
. گي " رو با خودم ميبرم "

44:27.870 --> 44:29.110
اعليحضرت ؟

44:29.110 --> 44:31.450
، يه کم وقت لازم داره

44:31.450 --> 44:34.130
. يه مدت به حالِ خودش بذارِش

44:38.090 --> 44:44.630
اگه ناپديد بشم ، احتمالا تو بيشتر از همه
. عذاب ميکِشي و بهت سخت ميگذره

44:45.810 --> 44:53.130
اگه ميتونستم ، برميگشتم به اون زماني که
. باهم آشنا شديم و از کنارِت رد ميشدم

45:36.610 --> 45:38.520
. . نميخواستم

45:40.730 --> 45:44.060
. به اين آسوني بکُشمت . .

45:55.320 --> 45:57.450
ميخواستم براي صدها سال تورو پيشِ خودم
، نگه دارم

46:01.130 --> 46:04.820
، نه ، براي هزاران سال و

46:09.780 --> 46:13.610
. کاري کنم تا ابد ازم متنفر باشي

46:31.710 --> 46:35.360
، حالا ديگه کي کارايي که ميکنمُ زير سوال ميبره

46:35.360 --> 46:40.020
ديگه کي ميخواد گُستاخي کنه و
بگه من رقت انگيزَم ؟

46:42.520 --> 46:44.270
کي ؟

46:53.330 --> 46:56.130
. جوابَمو بده

46:59.060 --> 47:01.780
. گفتم جوابَمو بده

47:19.860 --> 47:21.700
. پادشاهُ برکنار کنيد

47:21.700 --> 47:25.390
ثابت شده پادشاهي که الان به تخت نشسته ؛
. خودش خون آشامِه

47:25.390 --> 47:26.940
چي ؟

47:26.940 --> 47:30.770
خون آشامايي هم که تو پايتخت ميگشتن
. نقشه ي خودش بوده

47:34.010 --> 47:37.930
حالا که معلوم شده کسي که روي تخت پادشاهي
، نشسته ، خودش يه خون آشامه

47:37.930 --> 47:40.060
. ديگه نميتونيم بشينيم و کاري نکنيم

47:40.060 --> 47:43.020
. درسته -
. درسته -

47:43.020 --> 47:47.620
همگي بياييد قدرت هامونو جمع کنيم و
. اونو از تخت بکِشيم پايين

47:47.620 --> 47:49.500
. آره

47:49.500 --> 47:51.130
. بياييد قدرتِمونو جمع کنيم

47:55.490 --> 47:59.850
آدماي زيادي به همراهِ محقق ها
. دارن به طرفِ قصر ميرن

47:59.850 --> 48:02.920
. فردا قرارِه شورِش کنن

48:05.120 --> 48:06.730
مواد منفجره آماده ـس ؟

48:06.730 --> 48:09.320
. توي هايانگاک مخفيشون کردم

48:11.020 --> 48:14.140
. افراد سياهپوشُ به هايانگاک بفرست

48:14.140 --> 48:18.140
واقعا ميخوايد اينکارو بکنيد ؟

48:19.340 --> 48:22.870
. اگه اينطوره ، ايندفعه منم ميام

48:23.790 --> 48:26.620
. هرچيَم که بگيد ، نميتونيد جلومو بگيريد

48:26.620 --> 48:28.510
، " هوجين "

48:30.970 --> 48:33.260
. اعليحضرتُ بدستِ تو ميسپرم

48:33.260 --> 48:37.610
. نذار موقع شورِش ، از مخفيگاه بيرون بياد

48:40.240 --> 48:42.250
آخه چرا باهام اينطوري ميکنيد ؟

48:42.250 --> 48:46.040
هميشه کاراي کوچيک و مسخره رو
، بهم ميديد

48:46.040 --> 48:47.610
. منم ميتونم بجنگَم

48:47.610 --> 48:49.870
. . حتي حاضرَم کنارِتون بميرم

48:49.870 --> 48:51.620
، " هوجين "

48:53.000 --> 48:58.370
آدماي مثلِ من که ميجنگَن نيستن که
، اين دنيارو سرپا نگه ميدارن

48:58.370 --> 49:01.780
، آدمايي هستن که بهش اهميت ميدن و

49:01.780 --> 49:05.780
زندگيُ تو اين دنيا پيشرفت ميدن ؛

49:09.180 --> 49:11.950
. ببخشيد که همچين کارِ سختيُ بهت ميدم

49:15.820 --> 49:20.070
. اگه اينطوره که مشکلي نيست

49:20.990 --> 49:25.020
. لطفا به " يانگسون " چيزي نگيد

49:25.020 --> 49:26.820
. . اما

49:27.670 --> 49:33.080
، ميدونم چقدر قلبا منو دوست داره و

49:33.080 --> 49:37.900
. حتي براي دلداريش ، هيچ حرفي به ذهنَم نميرسه

50:14.110 --> 50:15.190
، نکنه

50:17.860 --> 50:20.800
داريد جايي ميريد ؟

50:28.840 --> 50:31.140
. بايد برم يه جايي

50:31.140 --> 50:32.670
، اما

50:38.180 --> 50:42.160
احتمالا فردا ديروقت برميگردم ؛
. نميخواد منتظرَم بموني

50:45.840 --> 50:49.780
ميشه تا بيرون باهاتون بيام ؟

51:14.530 --> 51:16.960
. حالا ميتوني برگردي

51:31.280 --> 51:33.630
، مثل اينکه کتابِ بعديم

51:33.630 --> 51:37.470
. قرارِه آخرين سِريِ داستانِ محقق شب رو باشه

51:40.520 --> 51:45.570
دوست داريد چطور تمومِش کنم ؟

51:46.510 --> 51:48.460
، نبايد پاياني باشه که بيشترِ مردم

51:48.460 --> 51:51.430
دوس دارن همونطور به آخر برسه ؟

51:52.030 --> 51:54.460
اينطور فکرميکنيد ؟

51:55.180 --> 51:57.830
. اميدوارم همينطور بشه

52:00.460 --> 52:02.830
. . اگه محقق شب رو

52:03.411 --> 52:06.060
، با " گي " جنگيد و . .

52:06.060 --> 52:10.520
بعدش مُرد ، فکرميکنيد چه پاياني
بايد براش بنويسم ؟

52:13.190 --> 52:15.160
، اگه با اينکار بتونه

52:15.160 --> 52:18.980
، گي " رو از اين دنيا ناپديد کنه که "

52:18.980 --> 52:22.700
. چندان هم پايانِ بدي نيست

52:23.590 --> 52:25.370
، پس

52:26.300 --> 52:28.850
. . با همچين پاياني

52:29.550 --> 52:32.730
. . معشوقه اي که . .

52:32.730 --> 52:35.350
تک و تنها مونده بايد چکار کنه ؟ . .

52:35.350 --> 52:37.740
خيلي غصه ميخوره ، نه ؟

52:38.210 --> 52:39.780
، اما

52:39.780 --> 52:43.960
همينطور که زمان ميگذره و
، اونَم دلِش آروم ميگيره

52:44.560 --> 52:47.490
، ميفهمه که

52:48.380 --> 52:51.640
تنها چيزي که محقق شب رو
، تا آخرِش براش آرزوشُ داشت

52:53.190 --> 52:56.390
. خوشبختي و خوشحاليش بوده

52:58.280 --> 53:00.480
. . شما

53:00.480 --> 53:04.250
معشوقه رو فقط به چشمِ . .
يه آدمِ ضعيف ميبيني ؛

53:05.500 --> 53:07.860
. . اون دختر به احتمالِ زياد

53:08.910 --> 53:11.300
، فکراشُ کرده و تصميم گرفته . .

53:11.300 --> 53:14.760
. . درکنارِ محقق شب رو

53:14.760 --> 53:17.640
. زندگي کنه و بميره . .

53:17.640 --> 53:20.840
، محقق شب رو که اين حقيقتُ ميدونست

53:21.670 --> 53:24.040
، درنهايت ، بخاطرِ معشوقه ـش

53:24.620 --> 53:27.660
. . نميميره و

53:28.630 --> 53:31.350
. برميگرده پيشِش . .

53:32.790 --> 53:35.150
. همينطوره

53:38.960 --> 53:43.330
حالا که داستانَمو بهتون گفتم ، فکرکنم
. ديگه فهميدم چطور بايد بنويسمِش

53:46.090 --> 53:50.730
، مطمئنا آخرين کتابُ اول به شما نشون ميدم

53:51.680 --> 53:54.590
. پس برگرديد و دير نکنيد

53:55.440 --> 53:57.460
. باشه

55:07.120 --> 55:10.140
. " ببخشيد . . " يانگسون

55:48.270 --> 55:51.760
. جنابِ وزير ، اومدي

55:54.300 --> 55:57.080
حالا چرا اينقدر دور وايسادي ؟

55:59.340 --> 56:01.230
. بيا نزديک تر

56:11.820 --> 56:14.120
. . اين

56:14.900 --> 56:16.870
. چيزِ مهمي نيس

56:17.460 --> 56:20.030
. . اين پشه ها ، همينطور

56:20.030 --> 56:23.360
. درِ گوشَم وِز وِز ميکردن . .

56:25.000 --> 56:27.080
، مهم تر از همه

56:28.980 --> 56:32.010
. بابتِ مرگِ ملکه متاسفم

56:34.020 --> 56:37.100
. قصدِ همچين کاريُ نداشتم

56:38.110 --> 56:41.110
. اينطور نگيد ، اعليحضرت

56:42.360 --> 56:44.930
چي گفتي ؟ -
بله ؟ -

56:44.930 --> 56:48.810
گفتم چي گفتي ؟
. من دخترتُ کُشتم

56:48.810 --> 56:52.460
اونوقت همينطور اونجا وايسادي ؟

56:54.120 --> 56:57.200
اينقدر دوس داري زنده بموني ؟

56:58.530 --> 57:01.100
، ببخشيد

57:02.130 --> 57:04.430
، من آدميَم که تصميم گرفتم

57:04.430 --> 57:08.990
. سرنوشتَمو باهاتون شريک باشم

57:09.620 --> 57:13.920
، هر مجازاتيُ قبول ميکنم . . اما

57:13.920 --> 57:16.810
، اگه من پيشِتون نباشم

57:16.810 --> 57:22.010
، کي موقع روز که نميتونيد بريد بيرون

57:22.010 --> 57:25.510
از اين قصر محافظت ميکنه ؟

57:25.510 --> 57:28.090
، بعد از تمام کارايي که کردي

57:29.970 --> 57:32.910
واقعا اسمِ خودتُ ميذاري آدم ؟

57:38.920 --> 57:42.510
. گورِتُ گُم کن

57:44.790 --> 57:47.800
. دِ برو

57:48.480 --> 57:51.850
. چشم ، اعليحضرت

58:17.140 --> 58:20.570
من که رفتم قصر پاييني و
، دارم با " گي " ميجنگم

58:20.570 --> 58:23.600
. اونجارو منفجر ميکنيد

58:24.450 --> 58:25.870
. . من

58:27.160 --> 58:30.300
. با " گي " ميميرم . .

58:31.160 --> 58:47.300
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.

58:48.910 --> 58:50.930
ميگيد قصر شده لونه ي خون آشام ؟

58:50.930 --> 58:53.110
. همگي با اعليحضرت ميريم قصر

58:53.110 --> 58:54.950
. بريم -
. بريم -

58:54.950 --> 58:57.920
. حالا وقتشه من از شما محافظت کنم ، ارشد

58:57.920 --> 59:01.690
اگه الان بخواي باهام بجنگي ، نبايد
. هيچ کم و کاستي ـيي داشته باشي

59:01.690 --> 59:04.640
حالا ديگه خونِ "کيم سونگيول"ـه انسان
، که قبلا تو وجودم بوده

59:04.640 --> 59:07.060
، از بين رفته و ناپديد شده و

59:07.060 --> 59:09.790
تبديل شده به خون هايي که
. تو اين صد سال گذشته ميخوردم

59:09.790 --> 59:12.260
. من کنارِتون ميميرم ، ارشد

59:12.260 --> 59:15.170
. عاشقتَم -
چکار ميکني ؟ -

59:15.170 --> 59:18.640
. بايد فورا اين جنگُ تموم کني -
! بيا -