﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:07.000
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:07.940 --> 00:14.960
گویی آسمون گرفته میخواد گریه کنه

00:15.450 --> 00:20.410
مخلوطی از بزاق و آشفتگی بر پیاده رو میندازم

00:21.330 --> 00:24.760
تو افکار فردا غرق میشم

00:22.290 --> 00:32.290
.::   @bollbolljan_com  ::.

00:24.770 --> 00:28.040
نگران اینم که نکنه همه چیز فرو بپاشه

00:28.040 --> 00:30.510
همه میگن که مثل یه احمقم

00:30.510 --> 00:34.010
ولی میدونم چشم دوختن به آینده، جواب روشنی بهم نمیده

00:33.290 --> 00:41.290
.::   @bollbolljan_com  ::.

00:34.020 --> 00:39.850
فردا همانند یک بوم خالی نقاشی است که تا بیکران گسترده شده

00:39.860 --> 00:42.850
!چرا باید از قبل روش یه طرحی بکشم؟

00:45.290 --> 00:53.290
.::   @bollbolljan_com  ::.

00:47.770 --> 00:53.860
حقیقت شروع میکنه به انداختن لکه سیاهی روی بوم نقاشی

00:53.870 --> 00:56.550
چی باید بکشم؟

00:56.780 --> 01:00.410
تلاش میکنم تا بدرخشم

01:00.680 --> 01:03.500
نيکاوا سان، حال دخترت چطوره؟

01:03.500 --> 01:05.250
تو نيكاوا رو ميشناسي؟

01:05.250 --> 01:06.750
آره، فقط در حد اسم

01:06.750 --> 01:08.780
نيکاوا هارونا سان کيه ديگه...؟

01:08.780 --> 01:12.350
!معلومه که نه، شيزو خيلي قويتر از منه

01:12.350 --> 01:16.930
اين همون کسيه که شش ماه قبل از تو ايکبوکورو وصل شده بود، درسته؟

01:17.750 --> 01:18.760
!فرار کن

01:18.760 --> 01:22.210
دوست دارم، خيلي، خيلي، خيلي، خيلي، شيزو

01:22.220 --> 01:28.240
فردا همانند یک بوم خالی نقاشی است که تا بیکران گسترده شده

01:28.250 --> 01:31.110
!چرا باید از قبل روش یه طرحی بکشم؟

01:35.850 --> 01:42.000
حقیقت شروع میکنه به انداختن لکه سیاهی روی بوم نقاشی

01:42.010 --> 01:44.940
چی باید بکشم؟

01:44.950 --> 01:48.760
تلاش میکنم تا بدرخشم

01:48.000 --> 01:50.000
!دورارارا

01:53.910 --> 01:57.080
کادوتا، در ماشينتون رو قرض ميگيرم

02:19.020 --> 02:22.870
حالا من خسارت در رو از کي بايد بگيرم؟

02:28.690 --> 02:32.920
وقتي برگشتم به شينرا گفتم چه اتفاقاتي افتاده

02:33.320 --> 02:35.420
و همه چيز تموم شده بود

02:35.900 --> 02:38.300
اما اينطور نيست

02:38.300 --> 02:39.930
تو در واقع بايد بگي اين فقط آغاز کاره

02:40.660 --> 02:42.550
شب درازي بود

02:43.170 --> 02:46.170
من اون مرد بيهوش رو به کادوتا و بقيه سپردم

02:46.170 --> 02:49.440
و دختره که تقريباً مورد حمله واقع شده بود رو به خونه اش رسوندم

02:50.100 --> 02:53.140
همون دختري که هميشه با ميکادوست

02:53.140 --> 02:56.380
...ازم خواست تا نشونش بدم که واقعاً سر ندارم

02:56.380 --> 02:57.690
پس نشونش دادي

02:58.000 --> 03:00.640
مثل ميکادو، اونم جا نخورد

03:00.640 --> 03:03.650
اين روزا همه بچه ها اينطورين؟

03:03.650 --> 03:06.830
نه، فكر نميكنم ربطي به سن و سالشون داشته باشه

03:19.630 --> 03:21.510
سلتي سان...؟

03:39.080 --> 03:41.240
اوووم... شما کي هستين؟

03:41.660 --> 03:44.230
سلام، سونوهارا سان

03:44.230 --> 03:47.480
من نيکاوا هارونا هستم

03:48.530 --> 03:49.980
[[عشق دو طرفه]]

03:50.810 --> 03:55.440
خوب، شرمنده که مجبور شدي رو اين قضيه سايکا وقت بذاري

03:55.440 --> 03:57.120
اما ديگه کافيه

03:57.120 --> 04:03.560
آره، اما يكم مشكوك به نظر مياد

04:03.560 --> 04:05.640
حالا، با اين يارو چيکار کنيم؟

04:05.640 --> 04:08.140
بهتره اول آمبولانس خبر کنيم

04:08.140 --> 04:09.690
...يه چيزي

04:11.270 --> 04:13.480
.تو اين قضيه جور در نمياد...

04:14.040 --> 04:15.450
!چيه آخه؟

04:16.640 --> 04:20.010
من يه سر ميرم  شينجوکو تا ايزايا رو بکشم

04:21.760 --> 04:25.890
هي!هي! ميگم شيزو چان ايزايا رو دوست داره، نه؟

04:25.890 --> 04:29.160
...عشق ممنوعه و اين حرفا

04:29.160 --> 04:30.080
!معلومه که نه

04:30.510 --> 04:32.160
...خوب، ممکنه اونا

04:32.160 --> 04:33.170
!تو ديگه بسه

04:33.170 --> 04:35.000
!حتي فکر کردن بهش هم باعث ميشه بخوام بالا بيارم

04:35.480 --> 04:37.870
به هر حال، چيزي که مهمه اينجاست

04:44.200 --> 04:45.090
بهش دست نزن

04:45.580 --> 04:47.300
ممکنه تسخيرت کنه

04:54.250 --> 04:55.940
اين سايکاست؟

04:55.940 --> 04:57.150
!ولي اينکه يه چاقوئه

04:57.700 --> 05:04.740
...منم تعجب کردم، اما اون مردي که اينو داشت چشماش قرمز بود

05:04.740 --> 05:08.560
.و مثل يه زن حرف ميزد و چيزاي بي ربطي درباره عشق و اين چرنديات ميگفت...

05:09.660 --> 05:10.530
عشق...؟

05:10.930 --> 05:13.810
...حس ميکنم اون مرد رو قبلاً يه جايي ديدمش

05:14.300 --> 05:18.530
آخه چه ربطي بين چاقو زدن مردم و عشق وجود داره؟

05:18.530 --> 05:20.780
سايکا يه ساديسته؟

05:20.780 --> 05:23.650
نه، واقعاً اينطوري نيست

05:24.740 --> 05:28.500
هدف سايکا اينه که مردم رو دوست داشته باشه

05:30.360 --> 05:34.780
اون عاشق آدماست و واقعاً بهشون عشق ميورزه

05:34.780 --> 05:38.900
و اين عشق اينقدر ادامه پيدا کرده که محدود به يک شخص خاص نميشه و کل بشريت رو در بر ميگيره

05:38.900 --> 05:40.190
...نسل بشر

05:40.520 --> 05:43.900
متوجه نميشم، اگه عاشق اوناست، پس چرا چاقوزني ميکنه؟

05:46.530 --> 05:52.410
هي، سونوهارا سان، ميدوني چرا به ديدنت اومدم؟

05:53.390 --> 05:56.330
راجع به... ناسوجيما سنسه است؟

05:58.410 --> 06:01.570
اوووم، من هيچ کاري به کار ايشون ندارم

06:01.570 --> 06:03.590
...حتماً بايد يه شايعه عجيب و غريب باشه

06:04.280 --> 06:05.550
مطمئنم كه همينطوره

06:08.250 --> 06:10.980
اما من عاشق تاکاشي هستم

06:12.570 --> 06:14.810
وقتي آدما عاشق هم ميشن

06:14.810 --> 06:18.060
سعي ميکنن اون رو با رفتارهاي مختلفي نشون بدن، درسته؟

06:18.330 --> 06:19.490
رفتار؟

06:19.490 --> 06:23.340
گفتگوي عاشقانه، گرفتن دستها، يا در آغوش گرفتن

06:23.340 --> 06:26.100
اوووم... چند وقته با هم قرار ميذارين؟

06:26.100 --> 06:30.490
ما با هم قرار نميذاريم، ما عاشق هم هستيم

06:31.210 --> 06:35.750
حقيقتاً خوشحال بوديم، طوري که ميشه به اون گفت عشق

06:36.140 --> 06:37.130
...درسته

06:37.130 --> 06:39.500
...براي هميشه و هميشه

06:40.690 --> 06:44.140
اما يه روز، من پس زده شدم

06:44.530 --> 06:49.010
با وجودي که من تمام سعيم رو کردم تا عشقم به تاکاشي رو ابراز کنم

06:50.260 --> 06:53.840
ابراز عشق...؟ منظورتون چيه؟

06:56.220 --> 06:59.690
اونم ميخواد که عشقش رو با رفتارش نشون بده

06:59.690 --> 07:01.680
اما سايکا يه شمشيره

07:01.680 --> 07:03.700
حتي اگه عشق رو بخواد، اون بدني نداره

07:03.700 --> 07:05.860
...به همين خاطر از بدن مالكش استفاده ميكنه

07:05.860 --> 07:07.280
و آدمايي که بهشون حمله کرده

07:07.700 --> 07:09.870
...و همينطور ادامه پيدا ميكنه... دوباره و دوباره

07:09.870 --> 07:12.330
تا به عشقش دست پيدا کنه

07:12.330 --> 07:15.020
براي ابراز عشقش؟

07:15.990 --> 07:18.460
من توسط تاكاشي

07:18.460 --> 07:19.940
پس زده شدم

07:19.940 --> 07:22.740
نه، به اين خاطر ازش متنفر نيستم

07:23.540 --> 07:27.500
منظورم اينه که، عاشق تاکاشي ام

07:29.980 --> 07:33.090
حتي اگه تاکاشي قبولم نکنه

07:33.090 --> 07:36.050
حتي اگه يکي ديگه رو دوست داشته باشه

07:36.050 --> 07:37.420
ميتونم اون رو ببخشمش

07:38.130 --> 07:39.180
...ولي

07:40.740 --> 07:44.400
نميتونم اينكه تاکاشي تو رو دوست داره ببخشم

07:45.010 --> 07:46.860
به هيچ وجه

07:47.810 --> 07:52.090
حدود پنج سال پيش، سايکا ناپديد شد

07:52.090 --> 07:57.120
اما اينطور که ميشه بر اساس چت روم گفت، اون هنوزم مملو از عشقه

07:58.030 --> 07:59.470
صبر کن، شينرا

07:59.470 --> 08:00.720
!يادم اومد

08:00.720 --> 08:03.630
!يادم اومد اون مردي که اين چاقو رو داشت کي بود

08:03.630 --> 08:05.270
اون يه خبرنگار بود

08:05.270 --> 08:06.720
...اسمش

08:06.720 --> 08:09.940
اما با اين حال، من نبايد از ديگران کمک بخوام

08:09.940 --> 08:14.890
اگه بخوام ثابت کنم که عشقم حقيقيه، خودم بايد وارد عمل بشم

08:16.760 --> 08:22.280
...فكر ميکردم پدرم بتونه بهتر از بقيه عمل کنه

08:22.280 --> 08:23.850
اما نتونست

08:24.560 --> 08:28.750
براي همينه که من ميخوام كار رو خودم تموم كنم

08:29.530 --> 08:32.070
با تو، رقيب عشقي من

08:32.620 --> 08:35.950
اون مرد... پدرت بود؟

08:39.410 --> 08:42.450
اون گفت مردي که بهش جلوي در خونه اش حمله شده

08:42.450 --> 08:44.080
اسمش نيکاوا شوجي بوده

08:44.710 --> 08:46.440
درباره چي حرف ميزني؟

08:53.560 --> 08:55.020
حالت خوبه؟

08:55.020 --> 08:59.220
خوب... تو احساس نميكني كه داره تسخيرت ميكنه؟

08:59.630 --> 09:01.250
نه، حالم خوبه

09:01.250 --> 09:02.680
اين سايکا نيست

09:02.680 --> 09:04.700
اينو نگاه کن

09:09.870 --> 09:15.450
چطور ممکنه رو يه شمشير عتيقه که چندين دهه قدمت داره، تاريخ توليد سال 2009 خورده باشه؟

09:17.640 --> 09:19.190
اين يعني چي؟

09:19.190 --> 09:21.950
!من مطمئنم... باور کن

09:21.950 --> 09:23.410
قبولت دارم، سلتي

09:23.410 --> 09:25.410
آخه من کي بهت شک کردم

09:26.120 --> 09:32.160
...شايد نيکاوا افسانه سايکا رو ميدونسته و خواسته تا ازش تقليد کنه، يا شايد

09:32.160 --> 09:34.470
...اما اگه اين سايکا نيست، پس

09:35.100 --> 09:37.190
بايد سايکا ديگه اي هم باشه

09:37.630 --> 09:42.100
همين الان كه ما داريم صحبت ميكنيم، اون داره اشخاص ديگه اي رو تسخير و براي زخمي کردن بقيه ازشون استفاده ميکنه

09:43.320 --> 09:45.810
اوه آره، چت روم چطور؟
در مورد اون چطور؟

09:50.910 --> 09:52.420
...اما من

09:52.420 --> 09:54.610
به ناسوجيما سنسه علاقه اي ندارم

09:54.610 --> 09:59.650
سونوهارا سان، اهميتي نداره که تو چي درباره تاکاشي فکر ميکني

09:59.650 --> 10:03.510
من فقط کاري که براي عشقم درسته رو انجام ميدم

10:05.570 --> 10:13.600
من ازت خوشم نمياد، اما سايکا از تو خيلي خوشش مياد

10:17.130 --> 10:18.130
من شكست خوردم، من شکست خوردم

10:18.130 --> 10:19.140
...خواهر من

10:21.090 --> 10:24.740
...سايكاهاي زيادي وجود داره... خيلي زياد

10:24.740 --> 10:27.240
اگه بخوايم شرايط رو تجزيه و تحليل کنيم

10:27.240 --> 10:29.190
فقط يه فرضيه ميتونيم بديم

10:29.730 --> 10:31.700
سلتي، تصور کن

10:32.190 --> 10:36.170
اگه کسي رو با تمام وجود دوست داشته باشي، بعدش چي کار ميکني؟

10:36.310 --> 10:37.560
نميدونم

10:37.560 --> 10:39.350
مگه همين كافي نيست؟

10:39.350 --> 10:40.660
اگه آدم بودي چطور؟

10:41.570 --> 10:47.580
بعدش تو يه چيز ديگه اي ميخواي تا بتوني هر دوشون رو دوست داشته باشي

10:48.250 --> 10:49.500
...ممکنه

10:49.500 --> 10:50.800
...درسته

10:50.800 --> 10:53.080
سايکا ميتونه توليد مثل کنه

10:53.080 --> 10:55.740
اون درون روح آدمايي که بهشون حمله کرده رشد ميکنه

10:56.760 --> 10:58.320
يه لحظه صبر کن

10:58.900 --> 11:00.970
تو بايد فايل چت رو بگيري

11:01.730 --> 11:03.990
ميخواي بري شيزو رو پيدا کني، درسته؟

11:09.130 --> 11:12.980
!ايــــــزااايـــااا کون

11:14.980 --> 11:18.990
...زود بــــــاش بيـــــــا بريم بااااازي

11:19.270 --> 11:22.240
چرا اومدي اينجا، شيزيو چان؟

11:23.060 --> 11:26.040
!مشخصه، واسه اينکه تو رو له کنم

11:26.430 --> 11:28.900
اونوقت چرا من بايد له بشم؟

11:28.900 --> 11:30.740
چون رو اعصابمي

11:30.740 --> 11:35.230
صد در صد تو نبايد تو اين سن و سال نگران همچين چيزي باشي

11:35.230 --> 11:36.510
!شيزيو چان؟

11:36.510 --> 11:37.960
!خفه بمير

11:38.250 --> 11:40.720
فقط ميخوام بدونم چطور درگير اين قضيه اي؟

11:40.720 --> 11:42.890
داري راجع به چي حرف ميزني؟

11:44.380 --> 11:47.100
دارم درباره اسلشر که تو شهر من هرج و مرج راه انداخته ميگم

11:48.100 --> 11:50.060
اين تهمت خيلي سنگينيه

11:50.060 --> 11:55.150
!اگه يه قضيه پيچيده و خطرناک پيش بياد، به احتمال 99 درصد زير سر توئه

11:55.480 --> 11:58.150
ممکنه اينقدر مهربون باشي که به اون يه درصد باقي مونده اکتفا کني؟

11:59.280 --> 12:01.150
!فكر نميكنم بتوني، نه

12:03.630 --> 12:06.710
من گذشته ات رو ميدونم

12:08.310 --> 12:10.040
تو مايه خفت بشريتي

12:10.460 --> 12:16.040
از دوره راهنمايي خودت رو به دختري به اسم هاريما ميکا ميچسبوندي

12:16.040 --> 12:18.630
و هر مردي که مي بيني، سعي داري اغفالش کني

12:18.940 --> 12:22.240
درسته، شنيدم پنج سال پيش پدر و مادرت کشته شدن

12:19.770 --> 12:22.380
چه طوري ميتونم فرار کنم؟

12:24.580 --> 12:32.230
تو ادعا کردي که مجرم رو نديدي، با اينکه با اونا تو يه اتاق بودي

12:26.910 --> 12:28.460
...ساده است

12:28.460 --> 12:32.230
من بايد همونطور که هميشه فکر ميکنم عمل کنم، اين هيچ ربطي به من نداره

12:32.460 --> 12:35.010
چرا تو تنها کسي بودي که نجات پيدا کردي؟

12:35.010 --> 12:36.400
...اوه، ميدونم

12:36.400 --> 12:38.790
حتماً به اين خاطر که تو مجرم رو هم اغفال کردي

12:38.790 --> 12:40.590
...حتي با اينکه تو فقط يه بچه ابتدايي بودي

12:40.590 --> 12:42.990
شايد اون مرد لوليتا کمپلکس داشته [بچه باز بوده]؟

12:44.600 --> 12:46.740
درسته...؟

12:47.200 --> 12:52.670
اين بايد آسون باشه که مثل يه انگل زندگي کني و مثل زالو به بقيه بچسبي

12:53.190 --> 12:54.500
اصلاً آسون نيست

12:54.500 --> 12:56.330
چي؟

12:56.640 --> 13:00.460
اين اصلاً راه آسوني نيست... كه براي زنده موندن به ديگران وابسته باشم

13:00.910 --> 13:04.580
فكر ميكنم تشبيه من به انگل، قياس درستي باشه

13:04.580 --> 13:11.970
ولي تو ميدوني چقدر بايد تاوان بدي تا دور انداخته نشي؟

13:12.250 --> 13:13.480
مي فهمي؟

13:17.610 --> 13:21.840
پس تو خودتو قربوني کردي تا تاکاشي ازت خوشش بياد، آره؟

13:21.840 --> 13:22.860
...نه

13:22.860 --> 13:26.360
ناسوجيما سنسه... ارزش اينو نداره

13:28.550 --> 13:30.060
!که اينطور

13:30.060 --> 13:31.620
...پس... بمير

13:35.020 --> 13:36.250
يه دوست؟

13:38.410 --> 13:39.420
...خوبه

13:39.420 --> 13:45.000
اول دوستتو جلوي چشمات چاقو ميزنم، بعدش حساب تو رو ميرسم

13:59.950 --> 14:01.980
...جالبه

14:14.240 --> 14:15.440
!سلتي؟

14:15.440 --> 14:16.210
چي شده...؟

14:22.590 --> 14:24.300
اين چه کوفتيه ديگه؟

14:25.360 --> 14:27.820
اينم جزئي از نقشه اته؟

14:27.820 --> 14:31.700
اگه من قدرت اينو داشتم و ميتونستم کاري کنم که سلتي يهو اينجا پيداش شه

14:31.700 --> 14:34.970
حتماً تا الان يه شهاب سنگ رو خونه ات انداخته بودم

14:47.160 --> 14:51.780
واقعاً که... چطور اون که هوشش به اندازه يه موجود تک سلوليه، ميتونه اينقدر تيز باشه؟

14:52.490 --> 14:57.000
واسه همينه که اينقدر از شيزيو چان... متنفرم

15:03.760 --> 15:04.690
!نيکاوا؟

15:04.690 --> 15:06.540
!تاکاشي

15:06.690 --> 15:11.540
!تاکاشي! تاکاشي! تاکاشي

15:15.690 --> 15:18.350
من فعلاً وقت سر و کله زدن با تو رو ندارم

15:18.350 --> 15:20.390
ميذارم بقيه تو رو بكشن

15:20.910 --> 15:21.900
بقيه...؟

15:22.290 --> 15:26.000
درسته که الان وقت اين نيست که بيان کار تو رو يکسره کنن

15:26.000 --> 15:28.200
از اونجايي که الان كار مهمتري هست كه بايد انجام بدن

15:57.330 --> 16:02.390
...دوست دارم... شيزو

16:02.390 --> 16:08.440
هي شينرا، قراره چند تا سايکا به جنوب پارک ايکبوکورو بيان؟

16:08.710 --> 16:10.050
نميدونم

16:10.050 --> 16:14.310
اما سلتي... فقط يکي از اونا سايکاي اصليه

16:14.310 --> 16:15.960
فقط بايد اونو پيدا کني

16:16.360 --> 16:17.740
فهميدم

16:17.740 --> 16:19.660
پس "مادر" اونه

16:20.700 --> 16:23.870
خيلي دلم ميخواست ببينمت، هيواجيما شيزو سان

16:25.100 --> 16:26.910
تو خيلي فوق العاده اي

16:26.910 --> 16:28.580
درست همونطور كه مادر ميگفت

16:28.580 --> 16:33.170
همه ما ميدونيم که تو خواهرم رو شكست دادي

16:33.170 --> 16:34.640
اينترنت چيز باحاليه، نه؟

16:35.220 --> 16:37.770
پس مادر اينجا نيست؟

16:37.770 --> 16:38.640
چرا؟

16:39.130 --> 16:43.690
...اولش براي ذهن ما سخت بود که ياد بگيريم چطور صحبت کنيم

16:43.690 --> 16:48.070
اما الان هوش ما به خوبيه مادرمونه

16:48.330 --> 16:50.140
...حالا، شيزو سان

16:50.140 --> 16:53.290
!به هممون نشون بده که چقدر قوي هستي

16:53.290 --> 16:55.560
!و بذار همديگرو دوست داشته باشيم

16:55.560 --> 17:00.740
هيچکس نميتونه جلومونو بگيره، نه يه هيولا... پليس که حتي نيومده

17:00.740 --> 17:03.570
اونا الان سرشون شلوغه

17:03.570 --> 17:08.630
!براي اينکه خواهرام دارن تو کل منطقه تعدادمون رو افزايش ميدن

17:20.020 --> 17:21.520
ميتونم يه چيزي ازت بپرسم؟

17:21.920 --> 17:23.260
چي؟

17:23.260 --> 17:27.520
چرا... شما اينقدر دوستم دارين؟

17:27.890 --> 17:29.270
!واسه اينکه تو قوي هستي

17:29.620 --> 17:34.740
...ما اون قدرت مضحک تو رو ميخوايم

17:34.740 --> 17:37.400
اينطوري ما ميتونيم همه بشريت رو دوست داشته باشيم

17:37.400 --> 17:41.240
درست مثل همون که انسانها ميخوان ژنهاي برتر داشته باشن

17:41.720 --> 17:48.060
تازه، هيچ کس ديگه اي نيست که تو رو دوست داشته باشه، درسته؟

17:48.060 --> 17:53.230
!ولي ما هممون تو رو دوست داريم

18:02.220 --> 18:03.900
!خودتو جمع و جور کن، شيزو

18:03.900 --> 18:07.020
!اگه فکر ميکني نميتوني از پسش بر بياي، من يه کاري ميکنم تا بتوني از اينجا دور شي

18:07.020 --> 18:09.350
...نه سلتي، واقعيت اينه که

18:09.350 --> 18:10.770
من خوشحالم

18:12.850 --> 18:16.720
من از اين قدرت زيادم هميشه متنفر بودم

18:16.720 --> 18:21.350
فکر ميکردم... هيچ کس اينطوري که هستم منو قبول نميکنه

18:22.520 --> 18:23.970
...اما ميبيني

18:23.970 --> 18:29.250
اين همه آدم... چند نفرن؟ خوب... بذار فقط بگيم زيادن

18:29.250 --> 18:31.460
پس مشکلي نيست

18:32.390 --> 18:36.400
فکر کنم حالا ميتونم خودمو قبول داشته باشم

18:36.960 --> 18:38.970
و ميتونم خودمو دوست داشته باشم

18:40.020 --> 18:44.260
...اين قدرتي که بي نهايت ازش متنفر بودم و هميشه آرزو ميکردم از شرش خلاص بشم

18:45.690 --> 18:48.440
فکر کنم مشکلي نيست که الان ازش کاملاً استفاده کنم

18:49.350 --> 18:51.060
...راستي

18:51.760 --> 18:59.230
!شماها قطعاً، به هيچ وجه، عمراً و هرگز تيپ من نيستين

18:59.760 --> 19:03.830
در هر حال، کسي که بيشتر از شماها ازش متنفرم ايزاياست

19:06.830 --> 19:09.940
شينرا، چيز ديگه اي هم هست كه منو نگران ميكنه

19:09.940 --> 19:13.800
تو گفتي سايکا پنج سال پيش ناپديد شده، درسته؟

19:14.370 --> 19:15.960
چرا؟

19:16.450 --> 19:18.220
اون موقع چه اتفاقي افتاده؟

19:18.940 --> 19:22.260
...فکر نميکنم به تعطيلات يا همچين چيزي رفته باشه

19:22.260 --> 19:28.730
ممكنه يه آدم خيلي قوي کنترلش کرده باشه

19:28.730 --> 19:30.940
...يه آدم قوي

19:30.940 --> 19:33.740
هميشه دارم بهت فکر ميکنم

19:33.740 --> 19:36.870
تو هم منو دوست داشتي، اينطور نيست؟

19:36.870 --> 19:39.930
تو اينقدر خوب بودي که واسه پول ازم سوء استفاده كردي

19:39.930 --> 19:42.860
و وقتي که کارت تموم شد، تركم كردي

19:42.860 --> 19:46.290
با اين همه قبولت داشتم، بخشيدمت و دوست داشتم

19:48.640 --> 19:51.340
ولي ميدوني... اين کافي نبود

19:51.340 --> 19:53.900
کار به جايي رسيد که ديگه اين کافي نبود

19:55.070 --> 20:00.800
و اونموقع سايکا شروع کرد با من حرف زدن

20:01.480 --> 20:03.270
...اينطوري

20:04.500 --> 20:08.550
...اگه خونم رو ذره ذره بهش ميدادم

20:12.980 --> 20:17.800
يعني امروز روزيه که تو... عشق منو ميپذيري؟

20:22.110 --> 20:23.070
!صبر کن

20:25.450 --> 20:27.250
!نيکاوا سنپاي

20:28.130 --> 20:30.510
لطفاً دست نگه دار

20:31.310 --> 20:33.670
...ديگه با اون چاقو به مردم صدمه نزن

20:33.670 --> 20:35.550
چطوري تونستي فرار كني؟

20:36.840 --> 20:38.260
لطفاً بس کن

20:40.350 --> 20:42.140
در هر حال

20:42.140 --> 20:44.890
مطمئنم دوباره کسي اومده و نجاتت داده

20:45.640 --> 20:49.490
...اما سونوهارا سان، ديگه نميخوام چيزي ازت بشنوم

20:50.210 --> 20:54.350
از يه آدم ضعيفي که مثل يه انگل با مکيدن زندگي ديگران به حياتش ادامه ميده

20:54.350 --> 20:58.030
اين طوري نبوده که تنها کاري که ميتونستم بکنم، تکيه به بقيه براي زنده موندن بوده باشه

20:58.640 --> 21:00.670
اين زندگيه که خودم انتخاب کردم

21:00.670 --> 21:02.360
همش همينه

21:02.810 --> 21:03.900
هووم، چه تفاوت مسخره اي

21:04.290 --> 21:08.920
!نميخوام تو تنها بر اساس شيوه زندگي آدما، تعيين کني که چه كسي ضعيف يا قويه

21:09.320 --> 21:13.910
هي سونوهارا سان، تا به حال كسي رو دوست داشتي؟

21:14.940 --> 21:16.670
نميتونستي داشته باشي، درسته؟

21:17.040 --> 21:20.390
پس امکان نداره بتوني منو دركم كني

21:20.840 --> 21:26.250
...ميدوني، من سايكا رو با قدرت عشق کنترل ميکنم... قدرت عشق

21:26.250 --> 21:28.870
بار اولي که سايکا بهم گفت تا تاکاشي رو چاقو بزنم

21:28.870 --> 21:30.870
من با همه توانم مخالفت كردم

21:30.870 --> 21:34.180
اما وقتي به صداش گوش دادم، دركش كردم

21:36.150 --> 21:38.490
بنابراين من و سايکا بايد مادر باشيم

21:39.230 --> 21:43.240
!ما بچه هاي زيادي رو بوجود مياريم و عشقمون رو همه جا پخش ميکنيم

21:43.640 --> 21:45.280
!قدرت عشق

21:45.280 --> 21:48.280
!ما همه آدما رو كنترل ميكنيم

21:59.060 --> 22:03.380
حق با توئه، من نميتونم عاشق بشم

22:03.380 --> 22:08.840
از اون روز تو پنج سال پيش كه ميترسيدم کسي رو دوست داشته باشم

22:09.290 --> 22:12.430
به همين خاطر، من با وابستگي به ديگران زندگي ميکنم

22:12.950 --> 22:13.970
!غير ممكنه

22:14.680 --> 22:18.570
همونطور که تو با چاقو زدن به بقيه سايکا رو رشد دادي

22:18.570 --> 22:21.480
سايکاي تو هم بچه اين شمشيره

22:22.860 --> 22:25.490
اين اصليه

22:32.070 --> 22:33.740
من نميتونم عاشق بشم

22:34.190 --> 22:39.500
چون من... به سايکا متکي هستم که مردم رو به جاي من دوست داشته باشه

22:40.170 --> 22:41.310
...نه

22:42.720 --> 22:45.010
![من با تغذيه از اون زندگي ميکنم [انگل اون هستم

22:55.010 --> 22:58.880
"یعنی رویاها تو زمونه ای مثل الانم وجود دارن؟"

22:58.890 --> 23:02.560
خسته شدم از بس اینطوری صحبت کردم

23:02.790 --> 23:06.700
تمام مدت داشتم حرکت میکردم

23:06.710 --> 23:09.810
اما اخیراً، حتی اینم بیهوده و عبث به نظر میاد

23:09.820 --> 23:12.340
"میخوام ببینمت"

23:12.360 --> 23:13.860
یه عبارت بی ربطه

23:13.870 --> 23:18.250
"اغلب دورادور شهر صدای آواز خوندن میشنوم"

23:18.260 --> 23:20.090
یا چیزی مثل اون

23:20.100 --> 23:22.270
نه، یه چیزی مثل اون

23:20.910 --> 23:22.270
کافی نیست تا بتونه منو راضی نگه داره

23:22.280 --> 23:26.050
دقیقاً میدونم چه احساسی دارم

23:26.060 --> 23:32.440
ما آزادیم، دعا میکنیم تا تمام رویاهامون به حقیقت بپیونده

23:32.450 --> 23:34.400
دقیقاً مثل این

23:34.410 --> 23:35.860
هر کسی دنبال واقعیت خویشه

23:35.870 --> 23:40.140
بعد از یه سفر طولانی چی پیدا میکنیم

23:40.150 --> 23:41.980
اون جوابمونه

23:41.990 --> 23:45.860
ما آزادیم، در جستجوی روشنایی ایم

23:45.870 --> 23:49.850
ما آزادانه همانند پروانه ها غوطه وریم

23:49.860 --> 23:51.750
قلب هامون بازتابی از آسمون آبیه

23:51.760 --> 23:55.940
حتی اگه یه باد قوی آزادیمون رو از ما بگیره

23:55.970 --> 23:58.870
هرگز نمیخوایم احساس پشیمونی کنیم

24:01.330 --> 24:05.450
ما آزادیم، در جستجوی روشنایی ایم

24:05.490 --> 24:09.330
ما آزادیم، مشتاق رسیدن به بلندی های جدیدیم

24:12.870 --> 24:14.790
این یک کار داستانی است و هر گونه شباهتی بین اسامی و حوادث با اشخاص حقیقی کاملاً تصادفی است