﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.000
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

01:00.810 --> 01:03.350
.اگه باهامون آروم و بی‌سر و صدا بیای خوب میشه

01:03.560 --> 01:07.730
همین الان که حرف میزنیم آئوبا و بقیه رو فرستادم
.به دستمال‌زردها حمله کنند

01:07.730 --> 01:10.230
.مامان... ایزایا رو دستگیر کردم

01:10.230 --> 01:12.610
.لطفاً بیارش اتاق شماره 12

01:12.610 --> 01:15.490
!میخوام مجازاتت کنم -
!حروم‌زاده -

01:51.070 --> 01:51.690
هان؟

01:51.690 --> 01:53.280
!پارسال دوست امسال آشنا

01:53.280 --> 01:53.940
.سلام

01:54.150 --> 01:58.070
!واکر؟ و... امم.. راننده

01:58.070 --> 01:59.320
.سلام

01:59.320 --> 02:03.290
،خیلی وقته ندیدمت! اگرچه حقیقتش
!اون روز همدیگه رو دیدیم

02:03.290 --> 02:05.000
،چون سیجی رو هر روز میبینم

02:05.000 --> 02:08.040
!حس میکنم انگار خیلی وقته بقیه رو ندیدم

02:08.040 --> 02:10.590
...سیجی و میکا؟ همینطور

02:10.790 --> 02:12.340
نامیه یاگیری؟

02:12.340 --> 02:15.510
سلام سلتی، حال و احوال؟

02:15.510 --> 02:17.130
!چطور جرئت میکنی خودت رو نشون بدی

02:17.130 --> 02:18.220
.از دیدنت خوشبختم

02:18.430 --> 02:19.260
اون کیه؟

02:19.800 --> 02:21.550
!سلتی! به خونه خوش اومدی

02:21.550 --> 02:23.100
!هی، جدی جدی دلم برات تنگ شده بود

02:23.100 --> 02:26.850
،وقتی دور و برت حسابی شلوغ میشه
.اصلاً از تنهایی خوشت نمیاد

02:26.850 --> 02:28.730
!تو بهترینی، سلتی

02:28.730 --> 02:32.860
اینجا چخبر شده؟
چرا همه اینجان؟

02:33.360 --> 02:34.820
...خب، حقیقتش

02:34.820 --> 02:40.280
.طوفانی متغیر، شمشیر کشیده، حرص
.آشوب طبیعت. شورش مطلق

02:40.280 --> 02:41.320
.اوه، بیخیالش

02:41.530 --> 02:42.660
.به هرحال

02:42.660 --> 02:45.250
.باز دوباره یه آشوبی تو این شهر به پا شد

02:45.250 --> 02:46.710
...از این وضعیت خوشم نمیاد

02:46.870 --> 02:48.500
...و در راس همه‌شون

02:49.000 --> 02:50.080
...به نظر می‌رسه

02:50.750 --> 02:52.750
حتی فرصت آشنایی هم
در گرو سرنوشت است

02:53.000 --> 02:56.130
...بهت که گفتم
.اون زن رو نمیشناسم

02:56.510 --> 02:57.800
!به ما دروغ نگو

02:57.800 --> 03:00.890
،سه روز پیش
...زدی دو تا دستش رو شکستی

03:01.090 --> 03:02.260
مگه نه؟

03:02.260 --> 03:05.680
آخه چرا باید همچین کاری بکنم؟

03:05.680 --> 03:08.480
به نظرم باید برین سراغ کسی که
.این زن ازش شکایت کرده

03:08.480 --> 03:10.440
...خیلی خونسرد و راحتی

03:10.440 --> 03:13.650
پوست یه هیولا رو همینطور قلفتی میکنند دیگه! نه؟

03:15.400 --> 03:18.610
ببین، برادر کوچیکت ستاره‌س، درسته؟

03:18.610 --> 03:22.700
،این روزها خیلی میشنوی که
!ستاره‌ها رو غرق در مواد دستگیر میکنند

03:22.700 --> 03:25.740
کاری کردم که باعث رنجش شما شده؟

03:25.740 --> 03:27.410
.نه بابا چه رنجشی

03:27.410 --> 03:32.040
.ولی نمیخوایم مدتی تو ایکبوکورو آفتابی بشی

03:32.290 --> 03:35.170
هان؟ برای چی؟

03:35.170 --> 03:37.210
نگو که اون حشره‌ی نکبت اجیرتون کرده ـــ

03:38.380 --> 03:41.380
عوضی‌ها. اون شمشیر که یه اسمی داشت یا ـــ

03:41.380 --> 03:43.550
،میدونی، میتونیم دعوا راه بندازیم و همدیگه رو نفله کنیم

03:43.550 --> 03:46.560
!و بگیم همش کار تو بود

03:46.560 --> 03:49.060
که اینطور. پس مشکلی نداری، نه؟

03:49.060 --> 03:49.560
هان؟

03:49.560 --> 03:54.480
...ببین، من به نوبه خودم به پلیس‌ها احترام میذارم، ولی

03:54.810 --> 03:56.520
،اگه شماها همونی باشین که فکر میکنم

03:56.520 --> 03:59.940
...دلیلی برای عقب کشیدن ندارم
درست نمیگم؟

04:01.200 --> 04:02.240
تو دیگه چه خری هستی؟

04:02.240 --> 04:03.570
.عذر میخوام

04:04.280 --> 04:08.120
هی تو، شنیدم تو رفیق موتورسوار بی‌سر هستی، آره؟

04:08.120 --> 04:09.830
فرمایش؟

04:10.080 --> 04:11.710
،دفه دیگه که دیدیش بهش بگو

04:11.710 --> 04:16.090
،شاید برای تو فرق نکنه، ولی برای بقیه خطرناکه"
".پس چراغ‌هات رو روشن کن

04:16.800 --> 04:20.920
،مثل خوندن شماره پلاک
،از پیدا کردنش مطمئن میشم

04:21.090 --> 04:24.640
پس هر وقت دیدیش پیام رو بهش بده، باشه؟

04:25.760 --> 04:27.970
!همین رو میخواستم بگم. فعلاً

04:27.970 --> 04:28.970
تو دیگه کی هستی مثل بز ـــ

04:30.180 --> 04:32.850
.بهتره شما دو نفر کار احمقانه ازتون سر نزنه

04:33.230 --> 04:37.230
!صدای داد زدنتون تو کل راهرو میومد

04:37.520 --> 04:39.530
،دیگه نمیخوام مخفیانه اوضاع رو کنترل کنم

04:39.530 --> 04:43.240
.ولی به زودی با دوست بازرسم یه ملاقات خواهیدداشت

04:48.540 --> 04:49.990
کجاش خنده‌داره؟

04:51.040 --> 04:53.370
.بهتره از اون پلیس ترافیک تشکر کنی

04:53.750 --> 04:56.040
.چون به خاطر اون‌ـه که هنوز زنده‌ای

04:56.040 --> 04:56.750
اون چیه؟

04:58.210 --> 05:03.760
.فکر میکردم کل ساختمون پر از آدم‌هایی مثل توئه

05:04.430 --> 05:07.140
،اگه هنوز هم آدم عادی اینجا باشه
.داستان فرق میکنه

05:07.350 --> 05:10.600
.لذت‌بخشه
!بذارین دست‌گلتون رو تماشا کنم

05:10.600 --> 05:12.430
...صبر و پایداری

05:12.430 --> 05:13.520
!و، خب، موفق باشی

05:14.890 --> 05:16.150
مطمئنی که حالت خوبه؟

05:16.770 --> 05:20.940
این‌ها حساس نیستند، زخم‌های سطحی براشون
.هیچی حساب نمیشه

05:20.940 --> 05:23.190
چرا شاخ‌بازی درمیاری؟

05:23.190 --> 05:25.320
!تو که هیچ کاری نکردی، آئوبا

05:25.320 --> 05:26.990
هان؟ نکردم؟

05:27.370 --> 05:28.870
!دعوا نکنین

05:29.030 --> 05:32.040
.چیزی نیست
.داشتیم سر به سر هم میذاشتیم

05:32.790 --> 05:34.370
مطمئنی؟

05:35.370 --> 05:38.420
خب اونی که میخواست من رو ببینه کیه؟

05:38.420 --> 05:40.460
.آهان، پایین پله‌ها مننظره

05:40.460 --> 05:42.920
اون بابا عضو دالارزه؟

05:43.130 --> 05:48.050
،از جنگ داخلی خبردار شده
اومده بگه کمک میخوایم یا نه؟

05:49.300 --> 05:52.020
هی، میشه بیای طبقه بالا؟

05:55.100 --> 05:56.560
.اسم من شیجیماست

05:57.060 --> 05:58.440
.از آشنایی باهات خوشبختم

05:58.440 --> 06:00.820
.توطئه و برنامه... مراقب خودت باش

06:02.030 --> 06:05.320
...پس این عوضی بود که کادوتا رو زیر کرد

06:05.450 --> 06:07.530
هنوز نمیدونیم اون کیه؟

06:07.780 --> 06:08.320
.آره

06:08.910 --> 06:13.620
شیکی احتمالاً فکر میکنه که سلون میتونه
،اون اوریهارای عوضی رو زیر نظر بگیره

06:13.620 --> 06:16.250
.ولی من اصلاً به اون آشغال اطمینان ندارم

06:16.500 --> 06:17.120
.آره

06:17.330 --> 06:22.710
نمیدونم اون دلال اطلاعات یا
...برادرت چی تو فکرشونه

06:22.710 --> 06:26.840
ولی اون دالارزی‌ها به مشام من
...منبع سریع‌السیر پول هستند

06:27.300 --> 06:30.970
.و این یکی هم در مورد طراحی‌های شیطانی‌ـه
.بسیار بسیار ترسناک

06:31.260 --> 06:34.350
.حالا بریم سراغ "همسر خوبم، مادر مهربانم" سلتی

06:34.640 --> 06:36.140
...خب، قضیه این‌ـه که

06:36.140 --> 06:39.480
،نامادریم اومد تا اینجا رو تمیز کنه
،و یوماساکی کون پیداش شد

06:39.810 --> 06:43.230
،و گفت "بهتره اینجا رو مقر خودمون کنیم
!"خیلی جای خوبیه

06:43.690 --> 06:47.030
،نمیدونستم در مورد چی حرف میزنه
،فقط صداش رو میشنیدم

06:47.280 --> 06:52.330
،بعد میکا و سیجی رسیدند
...گفتند، "ازتون میخوایم به ما پناه بدین". بعدش

06:52.330 --> 06:56.040
،وقتی داشتم منظورشون رو میپرسیدم
،بابام و ایگور اومدند

06:56.040 --> 07:00.580
،و در همون حینی که داشتم به حرف‌های پدرم گوش میدادم
.تو اومدی خونه، سلتی... یه همچین چیزی

07:00.790 --> 07:02.540
!واقعاً نمیدونم چخبر شده

07:02.540 --> 07:03.380
...اه

07:03.630 --> 07:07.420
،اگه جاتون رو تنگ کردیم
.میرم دنبال یه جای دیگه بگردم

07:10.590 --> 07:13.680
.بیشتر از بقیه تو خونسرد حرف زدن استعداد داری

07:14.430 --> 07:17.060
تو و میکا اینجا چیکار میکنی؟

07:17.060 --> 07:18.230
...خب، حقیقتش

07:18.230 --> 07:22.150
!دست‌های کثیفت رو به سیجی نزن
!بدبخت حسود

07:22.650 --> 07:24.230
...نامیه یاگیری

07:24.230 --> 07:26.530
گفتم اینجا چیکار میکنین؟

07:26.900 --> 07:28.530
.صداهای ناهنجار

07:28.530 --> 07:29.530
کسی در چت‌روم نیست

07:28.780 --> 07:30.860
مخلوط خیر و شر، نه؟

07:29.530 --> 07:30.530
کیو وارد چت‌روم شد

07:30.530 --> 07:31.700
سان وارد چت‌روم شد

07:31.870 --> 07:33.280
.سان: انگار کسی نیست

07:33.530 --> 07:34.870
...کیو: این چت‌روم

07:34.870 --> 07:40.370
انگار تعداد کاربرها هر دفه که اتفاق عجیبی تو شهر
.میوفته کم میشه

07:40.580 --> 07:42.420
.از حس تنهایی خوشم نمیاد

07:42.420 --> 07:43.790
!بیا خوش باشیم

07:44.670 --> 07:45.840
.جیونسوی 100%: عصر بخیر

07:46.000 --> 07:48.760
!وای خدای من! خوشحالم که بهمون ملحق شدی

07:48.760 --> 07:53.300
،خیلی افسرده و تنها بودیم
.ذهن و بدنمون به درد اومده بود

07:53.300 --> 07:56.180
.ازت ممنونیم که اومدی

07:56.510 --> 07:59.060
.هی، کوروری و مایرو
یه دقیقه وقت دارین؟

08:00.770 --> 08:03.610
وای خدای من! نمیتونی تو جمع بگی؟

08:03.610 --> 08:04.770
چی شده؟

08:04.770 --> 08:06.570
...خب، چیز خاصی نیست، ولی

08:06.860 --> 08:10.150
.بهتره مدتی اطراف ایکبوکورو آفتابی نشین

08:10.570 --> 08:13.070
.همه جور آشوبی به پا شده

08:13.490 --> 08:16.200
.و احتمالش هست که برادرتون درگیر باشه

08:16.990 --> 08:20.460
و کسایی که مستعد صدمه زدن به شما هستند
.ممکنه از لونه‌شون بیرون بیاند

08:20.460 --> 08:24.460
به عبارت دیگه، خودتون رو برای این غوغا آماده کنین... درسته؟

08:24.460 --> 08:25.460
...خیلی میترسم

08:25.960 --> 08:30.300
،این چند روز اخیر
...حس میکردم شهر یجوری شده

08:30.300 --> 08:32.220
تو پشت تمام این قضایا هستی؟

08:32.510 --> 08:35.390
همینطور احیاناً کسی نیستی که به کادوتا زد؟

08:35.390 --> 08:39.270
،الان حسابی زیر منگنه هستم
.برای همین تکذیب کردنش برام فایده ای نداره

08:39.970 --> 08:43.400
.قضیه این‌ـه که، آشنایی با شما برام لذت‌بخش بود

08:43.650 --> 08:47.770
.اما موضوع "لذت‌بخش" برای من به کلی یه چیز دیگه‌س

08:48.150 --> 08:52.400
...اگه هنوز بعد تجربه‌م از اون دوران لذت‌بخش دوست من بمونین

08:52.780 --> 08:54.660
...امم... میخوام بگم که

08:55.200 --> 08:56.410
.خیلی خوشحال میشم

08:57.990 --> 09:00.330
چیکار میکنی آقای سلون؟

09:01.200 --> 09:04.330
...فکر کنم از پله‌ها افتاده و به سرش ضربه خورده

09:04.330 --> 09:05.960
.میبرمش بیمارستان

09:07.040 --> 09:08.710
میخوای ما ببریمش؟

09:08.710 --> 09:11.050
.نه، خودم میتونم

09:11.210 --> 09:16.180
.در نمیره‌ها، میدونی
.تو رو گروه آواکوسو استخدام کرده

09:16.180 --> 09:19.600
...اگه قرار باشه اوریهارا سان رو به دفتر برگردونی

09:27.270 --> 09:28.230
.منم

09:29.730 --> 09:31.400
.یه مشتری گیر آوردم

09:39.780 --> 09:41.330
!دیگه کافیه

09:45.460 --> 09:46.960
...کیشیتانی؟ نه

09:57.140 --> 09:58.550
...این حضور تو

10:01.060 --> 10:05.020
!ظاهراً، جاسوسی نامیه کار درستی بود

10:05.020 --> 10:06.770
شینگن... کیشیتانی؟

10:07.770 --> 10:09.770
اینجا چیکار میکنی؟ یالا برو ـــ

10:14.990 --> 10:17.320
فـ-فکر کردی داری چیکار میکنی؟

10:17.320 --> 10:19.200
.من که قبلاً بهت گفتم

10:19.200 --> 10:24.000
،حالا که پسرم صدمه دیده"
...فقط یه کار به عنوان دوستت میتونم بکنم

10:24.250 --> 10:27.370
بزنم سک و صورتت رو بیارم پایین". یادت میاد؟

10:27.750 --> 10:30.880
...وای، نه، زدمش
یعنی تو دردسر افتادم؟

10:30.880 --> 10:32.500
!اوه، فکر نکنم مهم باشه

10:32.500 --> 10:36.050
.به هرحال، این منم که باید بپرسم داری چیکار میکنی

10:36.420 --> 10:40.970
!نبولا یه گزارش هم از هدفت دریافت نکرده

10:42.470 --> 10:43.470
شینگن سان؟

10:43.470 --> 10:45.730
!لازم نیست بیش از اندازه زحمت بدی پیری

10:45.730 --> 10:48.520
!رو زمین بمونین، گاز ماسک شماره 2 و 3

10:51.440 --> 10:53.190
!تا وقتی دوباره همدیگه رو ببینیم، سیتارو

10:53.860 --> 10:56.320
،دفه بعد که همدیگه رو دیدیم
!اسمت رو به آکچی تغییر بده

10:56.320 --> 11:01.200
!و من خودم رو سریعاً جای دو چهره جا میزنم

11:01.490 --> 11:03.330
.نوش جان کن، شینرا

11:03.330 --> 11:06.580
.اون پست‌فطرتی که کتکت زد رو سیاه و کبود کردم

11:06.830 --> 11:09.330
،معمولاً، ازش شکایت میکردم

11:09.330 --> 11:12.920
.ولی به خاطر تو و سلتی قانون نمیشناسم

11:12.920 --> 11:16.670
!برو خدا رو شکر کن که زیاده‌روی نکردم

11:16.670 --> 11:18.170
...تو زیاده‌روی کردی

11:18.170 --> 11:20.390
.هی، این قضیه تو اخبار دیروز بود

11:20.390 --> 11:24.100
این دسته گل پدرت بوده، دکتر کیشیتانی؟

11:24.760 --> 11:27.180
،امروز عصر، تو منطقه مسکونی در شینجوکو

11:27.180 --> 11:29.390
،وسیله‌ای که به نظر بمب دودزا میومد فعال شد

11:28.480 --> 11:33.570
!ابر دود مرموز
تلاش برای ترور!؟

11:29.390 --> 11:33.110
.تولید دود برای کور کردن مناطق همسایه

11:33.570 --> 11:35.230
،بر اساس گواهی ساکنین محلی

11:35.230 --> 11:38.490
چندین مرد سفیدپوش در حال گریز از صحنه مشاهده ـــ

11:41.740 --> 11:44.530
!میتونم توضیح بدم! یالا بیا در موردش صحبت کنیم

11:44.530 --> 11:45.740
.یه لحظه صبر کن

11:46.120 --> 11:48.750
،به عنوان کسی که براش نارنجک دودزا فراهم کرد

11:48.750 --> 11:50.370
.مسئولیتش با منه

11:50.370 --> 11:52.460
راستی... تو کی هستی؟

11:52.460 --> 11:55.250
.اجازه بده دوباره خودمُ معرفی کنم
.اسم من اگوره

11:55.250 --> 11:57.460
.من دوست قدیمی سایمونم

11:57.460 --> 11:58.380
سایمون؟

11:58.670 --> 12:02.800
!پسر، بابات خیلی باحاله دکتر کیشیتانی

12:02.800 --> 12:04.470
!ماسک گاز سفید

12:04.470 --> 12:09.270
آخه ممکنه موضوع داستان این باشه که زیرش
!یه دختر جوان خیلی خوشگل باشه

12:09.270 --> 12:11.850
یه دختر جوان خوشگل با اون صدا؟

12:11.850 --> 12:17.690
درسته، همسر اول من... که مادر شینرا باشه، و من به عنوان
.کسایی که لباسشونُ با هم عوض می کنن شناخته شده بودیم

12:17.690 --> 12:21.490
شنیدن این که پدرت عادت هاشُ لو می ده چه حسی داره؟

12:21.490 --> 12:23.780
می شه بدون اشاره کردن بهش منُ دلداری بدی؟

12:23.950 --> 12:26.790
ما هم لباس های همُ بپوشیم؟

12:26.790 --> 12:28.410
.نه ممنون. چندشه

12:28.410 --> 12:30.080
.گربه ی دزد

12:30.080 --> 12:34.290
وقتی سیجی یه پسر کوچولو بود
.عادت داشت پیژامه های منُ بپوشه

12:34.290 --> 12:36.000
!اینقدر تقلید نکن طوطی

12:36.000 --> 12:38.710
هان؟ ولی مگه اونا مردونه نبودن؟

12:38.710 --> 12:42.630
.من یه بار می پوشیدمشون تا برات آماده شون کنم

12:42.630 --> 12:44.180
.که اینطور. ممنون

12:44.180 --> 12:45.300
.این خوب نیست

12:45.470 --> 12:50.310
تنها کسایی که تو این اتاق تقریبا عادین
...اون یارو اگور و اون پسر راننده هست

12:52.270 --> 12:54.810
.به هر حال، یه چیزی هست که می خوام بهتون بگم

12:54.810 --> 12:58.360
.دلیلی نداره گوشمُ معطوف حرف های تو کنم

12:58.360 --> 13:01.070
اوه، یا شاید باید جای گوش بگم چشم؟

13:01.070 --> 13:03.570
موقعیتی که توش هستی رو درک می کنی؟

13:03.570 --> 13:05.530
و با سرم چیکار کردی؟

13:05.530 --> 13:09.120
.آره... و اون دکتر زیرزمینی هم شریک جرمه

13:09.330 --> 13:10.790
...صبحت اون شد

13:10.790 --> 13:15.250
- سر من دست اوریهارا ایزایا هست
اشتباه که نمی کنم، درسته؟

13:15.250 --> 13:17.630
.منم می خوام اینُ بدونم خواهر

13:18.170 --> 13:19.000
...سیجی

13:21.760 --> 13:26.050
...درسته. درسته، بعد از این که ازت فرار کردم

13:26.050 --> 13:28.100
.فورا سرتُ دادم به اون

13:28.100 --> 13:28.890
فورا؟

13:29.430 --> 13:33.390
...اون منحرف یه جا نگهش نمی داشت

13:33.770 --> 13:37.860
.معمولا می آوردش به دفتر و مثل توپ باهاش بازی می کرد

13:37.860 --> 13:40.780
عوضی... آخه این طرز رفتار درست با سر مردمه؟

13:40.780 --> 13:43.150
!اوریهارا ایزایا... هرگز نمی بخشمت

13:43.450 --> 13:46.200
.لازم نیست تو دستاتُ کثیف کنی سیجی

13:46.200 --> 13:49.080
...من حاضرم برای تو زندانم برم

13:49.080 --> 13:50.540
تو اخلاقیات نداری؟

13:50.540 --> 13:53.960
...هیولایی که تو خونه ی دکتری پلاس شده که سرشُ قایم کرده

13:53.960 --> 13:55.540
!تو یکی حرف نزن

13:56.500 --> 13:57.630
!باشه

13:57.630 --> 14:01.050
.ولی یادت نره، شینرا هم مورد خشم و انتقامم قرار می گیره

14:01.250 --> 14:05.680
بیخیال، مطمئنم فقط یه چک می زنی بهش و بعد
.به زننده ترین شکل ممکن تو هم می لولین

14:05.680 --> 14:06.800
...درست مثل یه جانور وحشی

14:08.140 --> 14:09.510
تو از کجا می دونستی؟

14:09.510 --> 14:11.600
!این خیلی بی ادبانه است که جانور خطابش کنی

14:11.600 --> 14:14.060
-شب ها در واقع سلتی یه خرگوش کوچولوی

14:15.640 --> 14:18.810
ا-ا-ا-این چه حرفیه که تو این شلوغی می زنی؟

14:18.810 --> 14:20.270
!یه لحظه صبر کن سلتی

14:20.270 --> 14:23.860
تو و پسرم شب ها چیکار می کنید؟
!لطفا با رسم شکل توضیح بده

14:23.860 --> 14:25.450
!خفه شو! پدر و پسر منحرف

14:25.450 --> 14:28.160
ببخشید... منظورتون از سر چیه؟

14:28.660 --> 14:29.160
هان؟

14:30.950 --> 14:31.990
هان؟

14:31.990 --> 14:38.170
یعنی بدنت با دکتر کیشیتانی قرار می ذاره
در حالی که صورتت با ایزایا قرار می ذاره؟

14:38.420 --> 14:40.040
.اوه نه، اینطور نیست

14:40.040 --> 14:43.420
...ببین، سر و بدنم ذهن های متفاوتی دارن

14:43.420 --> 14:46.170
.راستش ایزایا و سرت خیلی عاشق هم بودن

14:46.470 --> 14:47.300
هان؟

14:47.300 --> 14:50.600
.پس سیجی، تو باید اون آشغالُ فراموش کنی

14:50.600 --> 14:54.390
ایزایا و اون سر خیلی بی شرمن، اونا
.هر شب به هم ابراز عشق می کنن

14:54.390 --> 14:56.480
"سرش می گه "ایزایا، ایزایا

14:56.480 --> 14:59.310
!ولی بدنش دنبال این دکتر زیر زمینیه... هرزه

14:59.690 --> 15:01.440
!چرت و پرت نگو

15:01.440 --> 15:05.490
.نگران نباش، اوریهارا به چیزی جز انسان ها علاقه ای نداره

15:05.490 --> 15:10.160
مطمئنم اون با سرت فقط به عنوان یه توپ عادی
.یا نهایتش یه گلدون تزئینی گرون برخورد می کنه

15:10.160 --> 15:11.570
!اصلا کمکی نمی کنی

15:12.330 --> 15:15.500
.برام مهم نیست که اون عاشق مرد دیگه ای باشه

15:15.660 --> 15:19.330
تنها چیزی که می خوام اینه که من آخرین
.مردی باشم که اون بهش لبخند می زنه

15:19.920 --> 15:23.590
...این اوقاتمُ تلخ می کنه ولی این سادگی خیلی جذابه

15:23.920 --> 15:27.340
!نگران نباش! من تا ابد بهت لبخند می زنم

15:27.590 --> 15:29.510
!تو خفه شو گربه ی دزد

15:29.510 --> 15:32.930
آرزو می کنم بمیری و تبدیل به یه شامیسن بشی
(شامیسن یک نوع ساز زهی هست)

15:32.930 --> 15:36.350
حتی اگه تبدیل به شامیسن بشم، تا وقتی که بتونم برای سیجی آواهای قشنگ بفرستم

15:36.350 --> 15:37.230
!خوشحال می شم

15:39.440 --> 15:42.940
!واقعا جوان خوشبختی هستی سیجی

15:42.940 --> 15:49.200
اگه بخوای حاضرم بهت مانگاهای زننده ای
.درمورد دولاهان ها و شایطینی با گردن های دراز بدم

15:49.200 --> 15:52.660
تو از این چیزا داری؟ -
!می شه اون کتاب ها رو بهم نشون بدی -

15:52.660 --> 15:54.700
!فقط اونایی که درمورد دولاهان هاست می شه

15:54.700 --> 15:55.990
شـ-شینرا؟

15:55.990 --> 15:57.500
!نگران نباش سلتی

15:57.910 --> 16:00.120
!هر دولاهانی تو نمی شه

16:00.290 --> 16:03.500
-فقط می خوام اون وضعیت های کثیف با تو رو بازسازی

16:03.920 --> 16:06.630
!آخ آخ آخ! متاسفم سلتی
...اینقدر عصبانی نشو

16:09.920 --> 16:13.140
...شرمنده! باهات مثل همیشه خشن رفتار کردم
تو خوبی؟

16:13.140 --> 16:15.260
!من خوبم، خوبم. این بازپروری برام خوبه

16:15.510 --> 16:17.680
...سلتی، تو یکی از اونایی

16:17.680 --> 16:21.560
تو معمولا اراده ی قوی ای داری ولی جلوی شینرا
.تو بیچاره و نیازمند می شی

16:21.560 --> 16:25.070
.بیا اینُ به گزارش غیر-انسانی مون برای نبولا اضاف کنیم

16:25.070 --> 16:26.520
وایسا ببینم! این چی بود؟

16:26.780 --> 16:28.820
اون گفت گزارش غیر-انسانی؟

16:28.820 --> 16:32.030
منظورت یه چیزی مثل ومپایری که برای قرن ها
تو بدن یه دختر جوان زندگی کرده؟

16:32.030 --> 16:34.530
یا یه گرگینه ی مونث سوندره؟

16:34.530 --> 16:37.830
من گزارشاتی درمورد وماپیرهایی که
بچه بازن و به بازی های ویدئویی علاقه دارن

16:37.830 --> 16:42.460
و همینطور گرگینه های گرسنه ای که مثل
.دخترهای جوان زیبا به نظر میان دیدم

16:42.750 --> 16:45.040
!پسر آتیشم زدی
!لطفا، التماست می کنم

16:45.040 --> 16:48.550
با خوشحالی نصف روحمُ بهت می فروشم
!اگه اون ومپایرُ به من معرفی کنی

16:48.920 --> 16:53.300
این جوری می تونم از قدرت های جهش یافته اش برای
پیدا کردن اون عوضی مسئول بزن در رو کادوتا استفاده کنم

16:53.300 --> 16:56.510
!و بزنم دهنشُ سرویس کنم

16:56.510 --> 16:58.930
بزن در رو؟ منظورت چیه؟

16:59.100 --> 17:03.060
...به هر حال، اگرم می خواستم نمی تونستم معرفیت کنم
.این کار سوء استفاده از موقعیتم بود

17:03.650 --> 17:07.230
!اوضاعُ از چیزی که هست پیچیده تر نکنید

17:10.740 --> 17:14.490
پس جاسوس گروه آواکاسو خودشُ لو داد؟

17:14.910 --> 17:18.990
!نه دقیقا، ولی خیلی هم پرت نیستی

17:28.210 --> 17:30.090
.سریع تر از انتظارم پیش رفت

17:30.380 --> 17:33.720
.این مرد جوری بود که انگار تحت کنترل یکی دیگه بود

17:34.340 --> 17:36.640
.حتما این غرایضشُ خنثی کرده بود

17:36.640 --> 17:40.600
حالا که بهش فکر می کنم می بینم که چشماش
.مثل چشمای کسایی بود که هارونا کنترلشون می کرد

17:41.220 --> 17:43.770
این یعنی اون به ایزایا خیانت کرده؟

17:43.770 --> 17:45.100
...نمی دونم

17:45.100 --> 17:49.610
ولی تا جایی که می دونم این خونه
.متعلق به گروه آواکاسو نیست

17:50.230 --> 17:53.110
چرا نمی گی نظرت چیه ایزایا؟

17:53.820 --> 17:55.490
...اوه، بیخیال

17:55.490 --> 17:59.120
کی فهمیدی دارم وانمود به بیهوشی می کنم کینه سان؟

17:59.450 --> 18:04.000
وقتی شاراکو بهت لگد زد دندوناتُ به هم فشردی، یادته؟

18:04.160 --> 18:06.750
!فکرشُ نمی کردم اون جوری با لگد برم گردونه

18:06.750 --> 18:10.000
باید جوری بهت لگد می زدم که بیشتر دردت بگیره؟

18:10.000 --> 18:11.500
.اوه، اصلا

18:11.500 --> 18:12.380
خب؟

18:12.380 --> 18:15.800
.درسته که سلون تحت کنترل سایکا بود

18:16.050 --> 18:20.470
.ولی کنترل کننده نه سونوهارا آنری بود نه نیکاوا سان

18:20.470 --> 18:24.890
.اون کوجیراگی کاسانه بود
.اونم حامل سایکاست

18:24.890 --> 18:27.020
!ولی چه شانسی

18:27.020 --> 18:32.530
همون لحظه که بهش اعلان جنگ کردیم
!تونستیم یکی از مخفیگاه هاشُ پیدا کنیم

18:33.940 --> 18:37.570
فعلا چطوره همه مون صبر کنیم

18:37.570 --> 18:40.030
و براش یه مهمونی غافلگیرکننده بگیریم؟

18:41.030 --> 18:43.370
...خیلی خب

18:43.370 --> 18:45.410
...پیاده رو  و راننده

18:45.710 --> 18:49.880
وقتی داشتن دنبال کسی می گشتن که به کادوتا ...
...زده و در رفته مورد حمله ی یه روانی قرار گرفتن

18:49.880 --> 18:52.750
.و آپارتمان ما رو برای کمین کردن انتخاب کردن ...

18:53.130 --> 18:55.590
هی وایسا... تو هنوز اسم منُ نمی دونی؟

18:56.930 --> 18:58.010
.خیلی متاسفم

18:58.010 --> 19:00.350
!توگوسا! توگوسا

19:00.680 --> 19:01.760
.خیلی متاسفم

19:02.470 --> 19:03.850
...یاگیری نامیه

19:03.850 --> 19:07.480
تو مورد حمله ی عموت به نام سیتارورو که دنبال سر منه و

19:07.480 --> 19:10.360
.منشی یه یارویی به نام یودوگیری قرار گرفتی

19:10.360 --> 19:14.940
.و سیجی و میکا، شما فهمیدین ممکنه گروگان گرفته بشید

19:15.190 --> 19:17.610
...میکا درموردش بهم هشدار داد

19:17.610 --> 19:21.370
من از شرکت دارو سازی یاگیری استراق سمع کردم
.و شنیدم یکی داشت درموردش صحبت می کرد

19:21.370 --> 19:23.120
...خیلی ترسیده بودم

19:23.280 --> 19:28.540
.و من فهمیدم ایزایا از چیزی که فکر می کردم خیلی عوضی تره

19:29.080 --> 19:31.580
!من باید ترتیب اون یارو رو بدم و سرمُ پس بگیرم

19:31.880 --> 19:32.630
سلتی؟

19:33.630 --> 19:37.920
نگران نباش، یه راه برای پس گرفتنش
بدون این که خودم لسمش کنم پیدا می کنم

19:37.920 --> 19:40.140
.و می دم شرکت شینگن جای من حواسش بهش باشه

19:40.720 --> 19:42.640
.برام مهم نیست اگه ازش برای تحقیق استفاده کنن

19:45.310 --> 19:49.140
...من سرمُ تا قرن ها پس نمی گیرم

19:49.890 --> 19:52.400
.تا وقتی ببینم تو نفس آخرتُ می کشی صبر می کنم شینرا

19:53.440 --> 19:54.520
!سلتی

19:54.520 --> 19:56.150
!باشه، فهمیدم

19:56.610 --> 20:02.280
.با در نظر گرفتن نظارت نبولا بر سر من اعتراضی ندارم

20:02.530 --> 20:04.870
مشکلی نداری که این تصمیمُ تنهایی بگیری؟

20:05.330 --> 20:09.790
!مشکلی نیست! فقط باید با حرف های شیرینم گمراهشون کنم

20:10.170 --> 20:14.500
کی قراره گیر بیفته، من یا شرکت؟

20:16.380 --> 20:19.920
خب، ایزایا چی تو آستینش داره؟

20:19.920 --> 20:22.470
.نمی تونم چیزی بگم

20:22.470 --> 20:28.310
ولی باید بگم اون منحرف سفید پوش می دونست سرت دست ایزایاست

20:28.640 --> 20:30.060
!از خیلی وقت پیشم می دونست

20:30.060 --> 20:35.360
فکر نمی کنی باید موقعیتُ می سنجیدی
و درموردش حرفی نمی زدی، نامیه؟

20:35.360 --> 20:38.280
.بیخیال، خسته تر از اونم که بخوام جر و بحث کنم

20:38.440 --> 20:39.190
...تازه

20:40.740 --> 20:43.070
الان فهمیدم جریان چیه ولی باید چیکار کنم؟

20:43.070 --> 20:47.160
باید بهشون بگم بین دالارز و دستمال زردها چه خبره؟

20:47.450 --> 20:48.450
...ولی

20:48.870 --> 20:51.500
.یه چیزی سلتی رو مشغول کرده

20:51.790 --> 20:54.040
...و در مرکز همه اش

20:54.880 --> 20:57.300
.دالارز... و سلتی هستن ...

20:58.510 --> 21:00.630
...درمورد این که چیکار کنیم

21:01.380 --> 21:04.390
چی می گید؟
چطوره با هم متحد بشیم؟

21:04.390 --> 21:05.850
!می دونید که، تشکیل یه تیم

21:05.850 --> 21:07.350
منظورت مثل دالارزه؟

21:07.350 --> 21:12.270
نه، بیشتر مثل یه سازمان چند هدفه که
.اطلاعاتُ به اشتراک می ذاره و به هم کمک می کنیم

21:12.270 --> 21:14.690
!گمونم می شه گفت یه انجمن

21:14.690 --> 21:18.360
...یه انجمن! آخرشه
!چه کیفی بده

21:18.360 --> 21:23.070
...و رهبرمون
چطوره سلتی باشه؟

21:23.070 --> 21:23.610
هان؟

21:24.200 --> 21:29.410
...نه که قدرت یا برتری داشته باشی، بیشتر مثل راس گروهمون

21:29.410 --> 21:31.620
!وایسا ببینم! من گیج شدم

21:32.000 --> 21:33.580
تو یهو چت شده؟

21:33.920 --> 21:37.840
خب، می دونی که چطور تو همه ی حوادث درگیری؟

21:37.840 --> 21:42.300
فکر کردم همه چیز خیلی راحت تر می شه اگه
.همه ی اطلاعات اول به تو برسن

21:42.880 --> 21:44.260
ولی بقیه چی...؟

21:44.680 --> 21:47.430
...کسی که دوستش دارم درگیر چیزی شده

21:47.600 --> 21:49.470
.من جلوی این روندُ می گیرم

21:49.970 --> 21:53.100
لطفا سلتی. من بهت کمک می کنم، باشه؟

21:55.520 --> 21:56.770
.خیلی خب

21:57.810 --> 22:00.280
.بچه ها، روتون حساب می کنم

22:00.480 --> 22:01.990
!یه انجمن متولد شد

22:03.650 --> 22:07.410
و حالا همه ی ما که اینجاییم از این فرصت استفاده می کنیم تا

22:07.410 --> 22:11.950
.تا پنجه مونُ به دست کسی که به مشکلاتمون می خنده فرو کنیم

22:13.410 --> 22:14.710
!اوه، آره، این کارُ می کنیم

23:45.010 --> 24:00.020
.::   @bollbolljan_com  ::.

23:45.840 --> 23:49.760
.بیاید درمورد زن ها صحبت کنیم
.درمورد همه جور زنی

23:49.760 --> 23:52.050
زن هایی که در رنجن، زن هایی که پشت صحنه دست دارن

23:52.050 --> 23:54.850
.زن هایی که می جنگن، زن هایی که تو ذهنشون توطئه می چینن

23:54.850 --> 23:57.020
.قسمت بعد: زنگوله انداختن دور گردن گربه

23:57.020 --> 23:59.640
...همه ی زن ها زنن