﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.000
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

01:00.630 --> 01:03.970
با کمال میل سایکا رو بهم تسلیم میکنی؟

01:04.180 --> 01:07.220
!تاکاشی! تاکاشی! تاکاشی! تاکاشی! تاکاشی! تاکاشی

01:11.310 --> 01:15.230
!فکر کردم هرکاری میتونم براش بکنم

01:50.510 --> 01:52.720
،اتفاقی که قراره اینجا بیوفته

01:52.720 --> 01:56.600
،در مقایسه با اون اتفاقی که قراره شهر رو تا ریشه بلرزونه

01:56.600 --> 01:58.440
.یه چیز جزئی‌ـه

01:59.060 --> 02:02.110
...تصرف گروهت، یا نابودیش

02:02.110 --> 02:03.320
کدوم رو ترجیح میدی؟

02:03.320 --> 02:04.780
هان؟ -
اون چیه؟ -

02:06.360 --> 02:08.450
یهویی چطور شد؟

02:08.620 --> 02:13.040
...خب، با این سوالی که من در مورد تصرف و نابودی گروهت کردم

02:13.040 --> 02:15.830
.تعجبی نداره فکر کنی اومدم دعوا

02:16.080 --> 02:18.750
چه فکر دیگه‌ای میخواستی بکنم؟

02:18.750 --> 02:20.460
.هی، اینطوری بهم زل نزن

02:20.460 --> 02:23.090
ببین، تو کادوتا رو میشناسی، درسته؟
.همون دالارزی‌ـه

02:23.420 --> 02:24.710
.خب، آره

02:24.710 --> 02:28.260
.اون روز، کادوتا زد دهن من رو سرویس کرد

02:28.260 --> 02:33.220
.اون موقع توافق کردیم که اگه بیخیال ایکبوکورو بشم، مساوی میشیم

02:33.640 --> 02:36.520
.ولی بعد شنیدم که بهش ماشین زده

02:36.520 --> 02:38.690
،میدونستم یه اتفاقاتی در جریانه
،پس یکم در موردش تحقیق کردم

02:38.690 --> 02:42.020
!فهمیدم که دالارز و دستمال‌زردها با هم سر جنگ دارند

02:42.270 --> 02:47.900
شنیدم شماها شهر رو کنترل میکردین و
.بعدش سر و کله تورامارو پیدا میشه

02:47.900 --> 02:50.490
.که اونجا هم یه قشقرقی به پا میکنین

02:50.490 --> 02:54.370
.تا جایی که میدونم کادوتا و افرادش یه بار داغونتون کردند

02:54.370 --> 02:56.910
...و الان دارین لطفش رو جبران میکنین -
!اون تقصیر رهبر نبود -

02:56.910 --> 02:58.000
.بس کن

02:58.620 --> 03:01.750
اومدی ما رو به عنوان مظنونین قطعی سیاه و کبود کنی؟

03:01.750 --> 03:04.960
.خب، چون به اون پسر بدهکارم

03:05.420 --> 03:08.260
.با خودم گفتم این کمترین کاری‌ـه که میتونم براش بکنم

03:09.050 --> 03:13.470
میدونستی یه دسته از دالارز درصدد عملیاتی به اسم پاکسازی هستند؟

03:14.350 --> 03:18.100
شنیدم که اون‌ها عین همون‌هایی هستند که به افرادم حمله کردند

03:18.100 --> 03:21.270
.و بهار قبل موتورهاشون رو آتش زدند

03:22.650 --> 03:28.320
که اینطور. پس تو میخوای با استفاده از دستمال‌زردها
.اون‌ها رو بیرون بکشی

03:28.490 --> 03:30.660
.خدا رو شکر که حرف همدیگه رو میفهمیم

03:30.660 --> 03:35.200
،اگه بخوایم بحث پیچیده‌تر بشه
،اون‌ها باقیمونده‌های مربع آبی هستند

03:35.200 --> 03:38.000
.ولی بیشترشون اعضای سابق دستمال‌زردها هستند

03:38.200 --> 03:42.250
،نه تنها اون، بلکه اون قدیم‌ها
.دستمال‌زردها زد مربع آبی رو نیست و نابود کرد

03:43.460 --> 03:47.760
،نمیدونم الان وضعیت چطور پیش میره
.ولی گفتم موضوع از این پیچیده‌تر نشه

03:48.050 --> 03:50.550
.الان، خودم دست به کار میشم

03:50.760 --> 03:53.260
.برای همین لازم نیست نگران دشمنی تورامارو بشین

03:53.600 --> 03:54.890
...بنابراین

03:56.140 --> 03:59.020
بهتر نیست دعوا کنیم؟

03:59.020 --> 04:01.770
چی برای من داره؟

04:01.770 --> 04:05.360
.اگه باختم، به عنوان بادی‌گارد بهت خدمت میکنم

04:06.190 --> 04:06.860
بله؟

04:07.440 --> 04:11.360
.دارم میگم هوات رو توی مبارزه با دالارز دارم

04:11.360 --> 04:15.620
!هرچند، چه ببرم و چه ببازم، بازم با دالارز درگیر میشم

04:16.700 --> 04:20.040
ببینم... تو زده به سرت؟

04:20.040 --> 04:21.330
!خیلی زیاد

04:21.330 --> 04:25.250
پس میشه بیخیال دعوا بشی و بادی‌گاردمون بشی؟

04:25.500 --> 04:29.800
،اگه یه اعتبار درست درمون داشتین
.قبول میکردم

04:29.800 --> 04:32.050
واقعاً‌ انگیزه‌ت اینه؟

04:34.050 --> 04:35.800
.بقیه‌ی شما دخالت نکنین

04:36.970 --> 04:39.270
.خیلی خب، باهات دعوا میکنم

04:39.270 --> 04:40.390
!ر-رهبر

04:40.390 --> 04:42.020
با مبارزه تک به تک که راحتی؟

04:42.020 --> 04:43.770
.آره، خوبه

04:43.940 --> 04:48.190
،برای کسی که اینقدر غیرمنتظره تو موقعیتش قرار گرفت
حسابی آماده‌ای، هان؟

04:48.190 --> 04:51.070
.بحثی درش نیست

04:51.780 --> 04:53.780
خون غلیظ‌تر از آب‌ـه

04:54.410 --> 04:55.820
.دردسر. دردسر

04:55.820 --> 05:00.500
،هر وقت گروه‌های خامی مثل این میبینی
...میخوان همه چیز رو با دعوا حل و فصل کنند

05:00.950 --> 05:04.460
...اگه اون روز به میکادو حمله کردی

05:04.460 --> 05:05.830
چی میشد؟

05:05.830 --> 05:07.000
!اوه، هیچی

05:25.560 --> 05:26.650
...رهبر

05:27.560 --> 05:30.230
لعنتی، هیچیت نشد؟

05:33.400 --> 05:36.280
!وای وای... بهم میخورد مرده بودم

05:44.370 --> 05:46.370
بیمارستان دانشکده پزشکی رایرا

05:45.080 --> 05:46.370
،در همون زمان

05:46.790 --> 05:52.010
.سه زن از تیپ مختلف در حال مکالمه بودند

05:52.170 --> 05:56.630
.و این دلیل مشابهت سایکای من و تو رو توجیح میکنه

05:57.050 --> 05:58.640
سوالی داری؟

05:58.640 --> 06:02.390
.نه، سوالی ندارم. کم و بیش متوجه شدم

06:02.390 --> 06:04.020
کالبدشکافی؟

06:04.850 --> 06:08.900
،اگه چنین چیزی ممکنه
.میشه یه شمشیر هم به من بدین

06:09.150 --> 06:12.650
.مطمئنم قیمتش از سرت خیلی بالاتره

06:12.650 --> 06:17.240
،بعدشم، این کار ارزش سایکا رو به عنوان یه محصول کم میکنه

06:17.240 --> 06:19.780
،که باعث شد ما مجبور بشیم با کالبدشکافی شمشیرهای بیشتری تولید کنیم

06:19.780 --> 06:21.580
.که ترجیح میدم این کار رو نکنم

06:22.120 --> 06:23.160
سونوهارا آنری سان؟

06:23.790 --> 06:24.620
بله؟

06:24.620 --> 06:29.380
بار دیگه ازت میپرسم. مایلی سایکات رو بهم بفروشی یا نه؟

06:29.790 --> 06:31.340
این کار رو میتونین بکنین؟

06:31.340 --> 06:34.380
سایکا رو از بدنم بیرون بکشین؟

06:34.380 --> 06:37.720
،اگه واقعا بخوای ازش خلاص بشی
.کاملاً‌ ممکنه

06:38.050 --> 06:40.220
،اگه بهم بفروشی

06:40.220 --> 06:43.640
.حاضرم پول زیادی براش بدم

06:44.180 --> 06:45.060
...ولی

06:45.060 --> 06:48.900
،خیلی خب، بریم سراغ میاکه کون
.خبرنگار ما در ایکبوکورو

06:48.900 --> 06:50.020
میاکه سان؟

06:50.020 --> 06:54.690
،بله، بنده در صحنه هستم
.مقابل درب خروجی شرقی ایستگاه ایکبوکورو

06:53.230 --> 06:57.240
...هی، در اون مورد
بیخیال، نمیتونی بهش رسیدگی کنی؟

06:54.690 --> 06:56.650
...در این میدان شلوغ

06:56.650 --> 06:59.530
...اگه درست بگم درون همین جمعیت

06:59.530 --> 07:03.120
اگه میخوای اون رو به همچین زنی بفروشی
.خب بده به خودم

07:00.280 --> 07:02.030
هان؟ -
...عذر میخوام -

07:02.030 --> 07:03.580
.ممنونم -
.خواهش میکنم -

07:03.580 --> 07:08.580
،اگه بخوای، به میکادو و ماسائومی حمله میکنم
!و یه کاری میکنم عاشقت بشند

07:08.580 --> 07:09.920
!خواهش میکنم بس کن

07:10.540 --> 07:14.550
...استفاده از سایکا برای همچین کاری
.اصلاً درست نیست

07:15.210 --> 07:18.260
فکر کنم کسی که تحت کنترل سایکاست

07:18.260 --> 07:22.510
.دیگه نمیتونه کسی باشه که تو عاشقش باشی

07:22.510 --> 07:28.020
.پس ما ارزش‌های متفاوتی داریم
نظر تو چیه، کوجیراگی سان؟

07:28.230 --> 07:30.400
.به نظر من هر چیزی به جای خود

07:30.600 --> 07:34.690
،برای مثال، اگه هرگز قدرت‌های کنترل‌کننده سایکا رو فعال نکنی

07:34.690 --> 07:38.240
،کسی که بهش حمله شده از اون نفرین هرگز آگاه نمیشه

07:38.240 --> 07:39.950
.تا آخر عمر

07:40.410 --> 07:45.240
،اگه بخوایم این وضعیت رو "انسان متفاوت" بنامیم
.از نظر من با واقعیت خیلی فرق داره

07:52.420 --> 07:57.050
،این بستگی به ارباب داره
.که چطور از قدرت استفاده کنه

07:57.460 --> 08:02.720
ولی... همین الان، یکی بهم گفت که
.تحت هیچ شرایطی انسان نیستی

08:02.890 --> 08:08.140
اگه این حقیقت داشته باشه، دوست ندارم
...حق عاشق شدن رو داشته باشم

08:08.310 --> 08:11.850
این مسئله برای من هم برقراره؟

08:13.400 --> 08:16.270
...عـ-عذر میخوام! همچین منظوری

08:16.270 --> 08:21.240
،سونوهارا سان، اگر بنا بر استدلال هم انسان نبودی

08:21.240 --> 08:26.740
،با آزادسازی سایکا، بدنت در نهایت
.به چیزی برمیگرده که بهش میگی انسان

08:26.740 --> 08:27.790
...ولی

08:28.040 --> 08:30.040
.گوشت و خونت عوض نمیشه

08:30.040 --> 08:35.040
.عاشقتم. عاشقتم
.عاشقت نیستم. عاشقت نیستم

08:35.040 --> 08:37.420
!این چیه؟ خیلی ترسناکه

08:37.420 --> 08:40.340
.هیولا. منو ببخش. منو نجات بده

08:40.340 --> 08:43.510
.نه! نباید مداخله یا ممزوج بشیم

08:44.050 --> 08:47.350
.سرده، سرده -
.بهم دست نزن. ولم کن -

08:47.350 --> 08:50.180
.دور شو -
!خیلی میترسم، خیلی میترسم، خیلی میترسم

08:50.180 --> 08:52.060
چیزی دیدی؟

09:05.120 --> 09:07.280
اون‌هایی که انسان نیستند"

09:07.280 --> 09:11.620
"...حق زندگی، عشق یا لذت بردن مثل انسان‌ها ندارند

09:11.790 --> 09:13.540
منظورت همینه؟

09:14.960 --> 09:18.090
کوجیراگی سان... شما دقیقاً چی هستی؟

09:18.630 --> 09:23.170
،اگه از من بپرسند چی هستم
.با اصطلاحات بیولوژیکی جوابشون رو میدم

09:23.170 --> 09:27.510
.هرچند، میتونم یه پاسخ از نقطه نظر اجتماعی هم بدم

09:27.510 --> 09:31.140
.از نظر عام من شرور هستم

09:31.770 --> 09:37.400
در نهایت، توسط "چیزی" که شعار عدالت داره
.یا فردی کینه‌ای کشته میشم

09:37.400 --> 09:39.230
،البته برای این آماده هستم

09:39.230 --> 09:43.240
،من تمام تلاشم رو میکنم تا این روز رو تا حد امکان عقب بندازم

09:43.240 --> 09:45.320
.و از حال لذت ببرم

09:46.030 --> 09:47.280
سونوهارا سان؟

09:48.240 --> 09:51.080
.تو کاملاً با من فرق داری

09:51.290 --> 09:54.460
،عوض اینکه با یه شرور مثل من اینجا صحبت کنی

09:54.460 --> 09:56.420
.باید بیرون تو هوای آزاد باشی

09:57.960 --> 09:59.170
...من

10:00.630 --> 10:03.970
...مثل سایکا، با تغذیه از بقیه زنده میمونم

10:04.510 --> 10:06.340
.مثل یه انگل

10:07.050 --> 10:08.640
خب چه مشکلی داره؟

10:09.510 --> 10:13.480
،اگه آدم‌هایی هستند که بهت اجازه تغذیه برای مدت طولانی میدند

10:13.480 --> 10:17.810
.یعنی در عوض اینکه چیزی بهشون میدی یه چیزی دریافت میکنی

10:18.230 --> 10:22.070
.اون دیگه حرکت انگلی نیست، بلکه همزیستی‌ـه

10:22.070 --> 10:24.940
.لازم نیست حس گناه داشته باشی

10:25.320 --> 10:28.530
،هرچقدر هم سایکا به بشریت علاقه‌مند باشه

10:28.530 --> 10:31.660
.در نهایت اون شمشیری‌ـه که دنیای انسان‌ها رو تحت فشار گذاشته

10:31.830 --> 10:33.910
،برای نجات سایکا

10:34.290 --> 10:37.330
،یا باید کنترل کامل روش داشته باشی یا برده ش باشی

10:37.330 --> 10:41.210
.یا اینکه خودت رو از دستش خلاص کنی

10:42.050 --> 10:44.760
.سونوهارا سان، تو برای هر دو طرف خیلی مهربونی

10:44.960 --> 10:49.090
...باید بیخیال سایکا بشی تا به بقیه صدمه نزنی

10:49.090 --> 10:53.810
.در همون حین، نمیتونی با سایکا مثل برده‌ت رفتار کنی

10:54.680 --> 10:58.020
...این مسیر همزیستی با سایکا که دنبالشی

10:58.020 --> 11:01.480
.عملی‌ـه که تو رو در نهایت به یه گوشه میکشه

11:02.940 --> 11:06.740
.دختر پاکدامنی مثل تو نباید سایکا رو تحت تصرف داشته باشه

11:10.820 --> 11:12.870
...میگم سونوهارا سان

11:13.370 --> 11:15.870
این زن خل و چله، نه؟

11:17.210 --> 11:19.870
در نهایت توسط یه فرد کینه‌ای کشته میشه؟

11:19.870 --> 11:23.710
اگه اینطوره، به نظرت اون لحظه الان نیست؟

11:24.090 --> 11:25.260
.کوجیراگی سان

11:25.840 --> 11:30.840
.این به خاطر فروختن شمشیر سایکاست که پدر و مادر آنری کشته شدند

11:31.550 --> 11:32.600
.اشتباه میکنی

11:33.890 --> 11:39.390
.احتمالا به خاطر سایکاست که من الان اینجام

11:39.560 --> 11:40.810
منظورت چیه؟

11:40.810 --> 11:42.690
چون اگه به خاطر سایکا نبود

11:42.940 --> 11:46.860
.من احتمالا به دست پدرم کشته می شدم

11:49.240 --> 11:53.330
.متاسفم. فعلا نمی تونم سایکا رو ول کنم

11:53.740 --> 11:58.200
.هنوز کاملا برای کاری که سایکا برام کرد جبران نکردم

11:59.120 --> 12:03.630
.پس نمی تونم خودم فرار کنم

12:04.420 --> 12:05.750
پس اینطور؟

12:06.130 --> 12:07.460
...و همچنین

12:07.920 --> 12:13.760
.من قول دادم به کسایی که برام عزیزن درمورد سایکا بگم

12:14.260 --> 12:18.220
پس تا اون موقع می خوام به هویتی که
.تا پارسال داشتم ادامه بدم

12:22.980 --> 12:24.360
.درک می کنم

12:25.320 --> 12:27.690
.لطفا اگه نظرت عوض شد باهام تماس بگیر

12:25.610 --> 12:27.980
کوجیراگی کاسانه

12:30.030 --> 12:32.700
به منم نمی دی؟

12:32.700 --> 12:35.870
.من با تو کاری ندارم خانم نیکاوا

12:35.870 --> 12:40.910
اگه با من کاری نداری پس اگه من سایکاتُ ازت بدزدم چی؟

12:41.540 --> 12:43.750
می خوای بازم بهت شوک وارد بشه؟

12:45.750 --> 12:49.010
فکر کردی من دو بار از یه سوراخ نیش می خورم؟

12:49.210 --> 12:50.630
!هر دوتون کافیه

12:50.630 --> 12:52.130
!هی

12:52.470 --> 12:54.800
!آنری، خبر! خبر

12:54.800 --> 12:56.390
!هان؟ هی

12:56.600 --> 12:58.520
!فکر می کردم اینا همه شون فروش رفتن

12:58.520 --> 13:00.180
.این مال منه

13:00.520 --> 13:02.140
!اوه، ببخشید

13:02.600 --> 13:04.060
!عجب

13:04.060 --> 13:06.730
ببخشید، ولی تو لیری؟

13:06.730 --> 13:08.070
منظورت کاسپلیه؟

13:08.070 --> 13:10.650
.یه علایقی دارم ولی هیچ تجربه ای ندارم

13:10.650 --> 13:13.530
پس چطوره به کلوپ ما ملحق بشی؟

13:13.530 --> 13:15.780
!اگه دوست آنری باشی قدمت روی چشمه

13:15.780 --> 13:16.870
-نه، من

13:16.870 --> 13:21.120
ما تو کلوپمون حدود 270 مدل لباس مختلف
.داریم که همه مون نوبتی می پوشیم

13:21.120 --> 13:25.080
!خادم معبد، فرشته ی سقوط کرده، پیشخدمت سکسی... فقط اسم ببر

13:25.580 --> 13:28.040
شما لباس های گوتیک مدل لولیتا هم دارید؟

13:28.880 --> 13:30.300
.از این طریق می تونی باهام تماس بگیری

13:30.590 --> 13:33.680
.من خودم در عرض چند روز باهات تماس می گیرم

13:35.510 --> 13:38.890
.چه کسل کننده. گمونم دیگه برم خونه

13:38.890 --> 13:41.930
...خب پس تا دفعه ی بعدی که اتفاقی بیفته

13:43.140 --> 13:46.690
یعنی اون دختره اهل کاسپلی نبود؟

13:46.900 --> 13:48.610
فکر می کنی بهش فشار آوردم؟

13:48.610 --> 13:52.400
!اوه، نه. خیلی ممنون
.کمک بزرگی بودی

13:53.400 --> 13:56.110
اومم... گفتی خبری داری؟

13:56.110 --> 13:58.410
!آهان! گوش کن

13:58.410 --> 14:00.160
!دوتاچین از کما اومد بیرون

14:00.160 --> 14:05.000
!می تونیم از فردا ببینیمش
!آخجون! آخجون

14:14.340 --> 14:17.550
!گندش بزنه! اگه حتی یکی از اونا بخوره بهم کارم تمومه

14:28.860 --> 14:29.690
!گیرش انداخت

14:45.120 --> 14:46.410
...منگل

14:48.670 --> 14:52.670
وقتی خودت منُ گرفتی کنار نکش، باشه؟

14:53.630 --> 14:54.920
اون کیه؟

14:54.920 --> 14:56.630
چی می خوای عمو؟

15:02.810 --> 15:05.810
شنیدین که می گن فقط احمق ها و دود از جای مرتفع خوششون میاد؟

15:05.810 --> 15:08.560
!انگار حقیقت داره

15:08.560 --> 15:09.400
...هی

15:10.770 --> 15:12.650
...ای-ایزومی

15:12.650 --> 15:13.690
!هی

15:13.900 --> 15:16.950
!من الان میام بالا پس آماده شو

15:16.950 --> 15:18.990
!وقت امتحانه

15:18.990 --> 15:23.240
اون جوجه ی حروم لقمه ای که میکاجیما ساکی ای رو
...ول کرد که پاهاش توسط این جانب شکسته بود

15:23.240 --> 15:25.580
کیه؟

15:28.210 --> 15:29.830
!ایزومی -
!رییس -

15:30.710 --> 15:32.750
!برای تو جناب ایزومیم

15:53.730 --> 15:54.940
...اوه، پسر

15:54.940 --> 15:58.950
.وقتی همچین گروه هایی به هم برمی خورن همیشه خون جاری می شه

16:00.160 --> 16:07.200
و اینجا هم مردی تک و تنها ول افتاده که
.قادر نیست قدرت خیلی خیلی عظیمشُ کنترل کنه

16:07.200 --> 16:10.170
هی، من تو رو دیده بودم که یه تلفن عمومی رو از جا کندی، خودتی؟

16:10.580 --> 16:14.210
گوش کن، خم کردن میله هایی مثل اینا برات کاری نداره، درسته؟

16:14.210 --> 16:15.590
.اشتباه گرفتی

16:15.590 --> 16:19.170
!عمرا یه آدم بلوند که مثل یه پیشخدمت لباس پوشیده رو فراموش کنم

16:19.760 --> 16:23.090
.اوه، هی، ولی شاید باید امروز خودتُ نگه داری

16:23.090 --> 16:26.930
.الان این حوالی پر از خبرنگاره

16:27.270 --> 16:28.600
اتفاقی افتاده؟

16:28.600 --> 16:33.270
انگار یه هیاهوی حسابی بالای سر یه زن
.که جلوی ایستگاه مترو پیدا شده راه افتاده

16:33.810 --> 16:35.730
...و عجیب ترین مسئله اینه که

16:38.150 --> 16:41.660
!شنیدم اون سر در واقع زنده است

16:41.990 --> 16:44.780
.می گن ممکنه سر موتور سوار بی سر باشه

16:44.780 --> 16:47.160
.و ظاهرا دارن میارنش اینجا

16:47.700 --> 16:49.120
واقعا؟

16:49.620 --> 16:53.630
پس تو هم تحت کنترل اون شمشیر شیطانی هستی؟

16:54.880 --> 16:55.670
-چی

16:55.670 --> 16:57.590
!چرت و پرت تحویلم نده

16:58.050 --> 17:03.470
یکی مثل تو که اینقدر اطلاعات داره و
...میاد به این خوکدونی و هر چی تو دلشه می ریزه بیرون

17:03.470 --> 17:06.640
فکر کردی من خرم که شک نکنم؟

17:08.770 --> 17:11.060
.هی، مچمُ گرفتی. شرمنده

17:13.060 --> 17:16.690
.درسته، من اومدم اینجا چون مادر بهم گفت

17:16.690 --> 17:20.690
خب؟ فرشته ی تو درمورد سر بهم چی می گه؟

17:20.990 --> 17:26.490
ساده است دفعه ی بعدی که ازت بازجویی
.می کنن ازت می خوام اینجا رو بریزی به هم

17:26.490 --> 17:29.660
.نقشه اینه که موقع هیاهو با سر جیم بزنیم

17:30.000 --> 17:33.960
نمی دونم هدفتون چیه ولی شما طرف سلتی هستید؟

17:33.960 --> 17:36.880
یا می خواید ازش سوء استفاده کنید؟

17:36.880 --> 17:38.920
.هیچ کدوم

17:38.920 --> 17:41.260
به هر حال، اگه بگی پایه ای

17:41.260 --> 17:43.760
...می تونم کاری کنم شکایت اون زن منتفی بشه

17:43.760 --> 17:46.550
.هیواجیما شیزو، تو آزادی

17:46.550 --> 17:47.300
چی؟

17:52.430 --> 17:54.140
چه خبره؟

17:54.140 --> 17:57.560
یهش گفتن زن شاکی از اتهاماتش دست کشید

17:57.560 --> 18:00.570
.و گفته بود هیواجیما شیزو شخص مورد نظر نیست

18:11.490 --> 18:13.540
!یه انفجار! یه انفجار

18:13.540 --> 18:17.830
!ماشینی که فرض می شه سر توشه یهو منفجر شد

18:19.880 --> 18:20.550
!هی

18:21.170 --> 18:23.800
تو... وارونایی، درسته؟

18:30.930 --> 18:32.180
...پس تو بودی

18:32.720 --> 18:37.350
!بازم یه نقشه ای کشیدی، مگه نه؟ ایزایا

18:37.350 --> 18:39.940
...درست قبل از این حادثه

18:42.190 --> 18:43.030
!هارونا

18:43.740 --> 18:46.200
.خب، پدر. به نظر خوب میای

18:46.200 --> 18:49.200
تا الان در چه حال بودی؟
.حسابی نگرانت بودم

18:49.450 --> 18:51.620
.تحت تاثیر قرار گرفتم که تونستی اینجا رو پیدا کنی

18:51.620 --> 18:52.830
.از دالارز کمک گرفتم

18:52.990 --> 18:55.500
.اونا شینده بودن تو بیمارستان رایرا بودی

18:55.500 --> 18:58.330
...برای کمک رفتی سراغ یه گروه رنگی
!چقدر پست شدی

18:58.330 --> 18:59.750
منظورت چیه؟

18:59.750 --> 19:02.050
هیچ می ونی من چقدر نگران بودم؟ -
.دهنتُ ببند پدر -

19:03.670 --> 19:06.010
.ب-باشه. فهمیدم

19:06.010 --> 19:07.720
.الان دیگه برو خونه

19:07.880 --> 19:10.010
.و همه چیزُ فراموش کن

19:16.980 --> 19:18.560
...پدر

19:34.830 --> 19:39.170
!آره، وقتی حرف نمی زنه دخترت واقعا زن خوبیه

19:39.620 --> 19:43.710
وقتی دو فرزند سایکا هر دو یه فرزندُ ببرن

19:41.080 --> 19:49.340
درس ویژه
...سایکا < فرزند < نوه < نبیره < ادامه دارد
قدرت) (طول) بی ربط)

19:43.880 --> 19:46.590
کنترل اون فرزند در دست کسیه که آخر اونُ بریده

19:46.590 --> 19:49.340
.بدون احتساب قدرت یا طول کنترل

19:50.680 --> 19:52.140
نمی دونستی، نه؟

19:52.510 --> 19:57.600
از اونجایی که تو احتمالا فکر می کنی خودت تنها
.فرزندی هستی که بر سایکای اصلی غلبه کردی

19:58.270 --> 20:01.400
اگه یه فرزند یه فرزند دیگه رو ببره چی؟

20:01.400 --> 20:06.070
...این هنوز... یه آزمایش... در حال انجامه

20:06.400 --> 20:07.860
...وای

20:08.990 --> 20:10.410
.بیخیال

20:10.570 --> 20:14.740
...اگه بتونم تو رو با سایکا کنترل کنم

20:16.290 --> 20:19.540
!اون وقت تو رو با عشق نرم تر می کنم هارونا

20:19.540 --> 20:23.960
.آره، من حتما دوستت خواهم داشت
...بدنت

20:32.140 --> 20:34.640
...من... س

20:35.600 --> 20:37.390
...س... تی

20:37.930 --> 20:39.730
...س... تی

20:40.440 --> 20:41.480
...سلتی

20:42.520 --> 20:45.320
.من... سلتیم

20:48.900 --> 20:51.200
سلتی؟ تو خوبی؟

20:51.200 --> 20:53.200
...داشتی کابوس می دیدی

20:54.450 --> 20:57.290
سرم کجاست؟
چی به سر سرم اومد؟

20:57.290 --> 20:58.620
.نگران نباش

20:58.790 --> 21:03.000
.تو اینترنت شایعاتی هست مبنی بر این که سر باید الکی باشه

21:03.420 --> 21:06.130
.خب، اگرچه من و واکر بودیم که پخششون کردیم

21:06.130 --> 21:11.300
!که اینطور. ولی من باید یه کاری کنم
...اگه آخرش سوزونده بشه... من... من

21:12.510 --> 21:15.720
.آروم باش. یه راهی پیدا می کنم

21:17.760 --> 21:22.640
.من الان خوبم. ببخشید

21:22.640 --> 21:23.560
.خوشحالم که می شنوم خوبی

21:23.770 --> 21:27.520
.خب راستش سیجی از تو هم بیشتر هول کرده بود

21:27.520 --> 21:31.570
.اون گفت می ره ایستگاه پلیسُ بریزه به هم پس بیهوشش کردم

21:31.820 --> 21:36.450
"!بعدش نامیه داد و هوار کرد که "چطور جرئت کردی به سیجی دارو تزریق کنی

21:36.910 --> 21:39.620
.پس بعدش اونم بیهوش کردیم

21:43.290 --> 21:44.080
یعنی کی می تونه باشه؟

21:46.790 --> 21:52.220
!شینرا. یه خانم جوان عینکی اومده می خواد تو رو ببینه

21:52.220 --> 21:55.140
.عینکی؟ اوه، باید آنری باشه

21:55.470 --> 21:56.760
.لطفا بفرستش داخل

21:58.010 --> 22:01.890
آنری، هان؟ باید درمورد میکادو بهش بگیم؟

22:01.890 --> 22:03.890
یعنی باید چیکار کنیم؟

22:05.560 --> 22:06.310
هان؟

22:07.690 --> 22:08.770
شما کی باشید؟

22:10.280 --> 22:14.030
.از آشناییتون خوشبختم
.اسم من کوجیراگی کاسانه است

23:45.080 --> 24:00.090
.::   @bollbolljan_com  ::.

23:46.040 --> 23:47.830
من اینجا چیکار می کنم؟

23:48.210 --> 23:50.210
چرا این کارُ قبول کردم؟

23:50.210 --> 23:53.550
تو این سرزمین خارجی از چی می ترسم؟

23:53.750 --> 23:57.010
چرا... من عوض شدم؟

23:57.010 --> 23:59.220
.قسمت بعد: گم شده در تاریکی