﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.000
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:59.090 --> 01:02.170
،بعد از اینکه بهم دادنش
زشته ازش استفاده نکنم، نه؟

01:02.470 --> 01:05.390
...کل شهر
.درگیر شورش بزرگی شده

01:07.300 --> 01:09.680
!بس کن

01:09.680 --> 01:11.930
.آخرین معامله به هم خورد

01:11.930 --> 01:15.730
،با ناپایداری سایکا
.نتونستم "اون" رو نگهش دارم

01:53.890 --> 01:55.890
این چیه؟

01:56.270 --> 01:58.400
.نمیدونم اینجا چخبر شده

01:59.110 --> 02:03.070
چطوری باید قبولش کنم؟
چطوری باید درکش کنم؟

02:04.150 --> 02:05.950
چه غلطی باید بکنم؟

02:05.950 --> 02:07.700
نامیه یاگیری) و دوست‌دخترت، سونوهارا آنری)

02:07.700 --> 02:09.450
تو اون زن هویلا رو میشناسی، مگه نه؟

02:09.450 --> 02:11.450
میدونم که حداقل یه بار اون رو
همراه با شمشیر ژاپنیش دیدی

02:11.450 --> 02:13.950
میخوای بهت بگم اون زن موقع حملات
اسلشر چیکار کرد؟

02:16.250 --> 02:18.460
مشکلی پیش اومده آکابایاشی سان؟

02:18.580 --> 02:21.540
.نه، فقط مسائل کاری

02:21.540 --> 02:22.880
که اینطور؟

02:22.880 --> 02:25.170
فکر کنم باید بگم

02:25.170 --> 02:29.640
.انگار یه گلوله از یه جهت غیرمنتظره بهم شلیک شده باشه

02:29.970 --> 02:32.970
.آره... میدونم

02:32.970 --> 02:35.350
.یا، فهمیدم چی شد

02:36.390 --> 02:37.850
...اون روز چه اتفاقی افتاد

02:38.600 --> 02:41.860
شمشیری که رفت تو چشمم کجا رفت؟

02:42.230 --> 02:43.480
...اگه مجبور به حدس بودم

02:45.490 --> 02:47.490
آروم باش، فهمیدی؟

02:47.740 --> 02:53.120
.آنری یادگاری از مادرش به ارث برده
.همش همین

02:58.870 --> 03:00.580
.هی حاجی

03:00.580 --> 03:01.380
بله؟

03:01.750 --> 03:05.010
.بذار اینطوری بگم که عاشق یه زن شوهردار شدم

03:05.010 --> 03:05.880
جان؟

03:05.880 --> 03:10.720
...و دخترش رو توی یه جور دردسر پیدا کردم... یجور خطر

03:11.590 --> 03:15.140
به نظرت اینکه هنوز منتظر نجات دخترشم یعنی
ازش دست نکشیدم؟

03:16.390 --> 03:19.980
،چه احساس طولانی به مادر دختره داشته باشی چه نداشته باشی

03:19.980 --> 03:24.650
از اون آدم‌هایی نیستی که وقتی یه بچه در خطره
،بیخیال راهت رو بکشی بری

03:24.650 --> 03:26.030
مگه نه آکابایاشی سان؟

03:26.900 --> 03:29.280
!خب حالا زیادی داری تعریف میکنی

03:29.860 --> 03:32.740
.سوال لازمی نبود

03:33.030 --> 03:33.910
مگه نه؟

03:33.030 --> 03:35.040
پیاده‌روی روی یخ باریک

03:36.490 --> 03:37.620
.اینجاست

03:37.620 --> 03:39.660
مطمئنی میشه روش حساب کرد؟

03:40.750 --> 03:41.420
.آره

03:46.210 --> 03:48.670
به نظرت باز بهش زنگ بزنم؟

03:49.420 --> 03:51.430
!خب ممکنه خواب باشه

03:51.720 --> 03:55.260
.معمولاً هر چقدر هم که دیر باشه جوابم رو میده

03:56.470 --> 03:58.930
.شاید توی چت‌روم باشه

03:59.230 --> 04:02.810
.بیشتر در اونجا با هم در ارتباطیم تا با ایمیل

04:03.400 --> 04:07.320
که اینطور. پس منم با ماسائومی حرف میزنم، خب؟

04:11.910 --> 04:13.070
چی شده؟

04:13.070 --> 04:16.450
هان؟ این چت‌روم کانرا نیست؟

04:16.660 --> 04:20.040
میکاجیما سان، شما این چت‌روم رو میشناسی؟

04:20.040 --> 04:22.710
.آره. اسم من ساکی‌ـه

04:23.040 --> 04:26.710
،و باید بگم که
.باکیورا ماسائومیه، کانرا هم ایزایا

04:28.000 --> 04:30.170
بدون اینکه بدونی چت میکردی؟

04:33.550 --> 04:34.970
آنری چان؟

04:34.970 --> 04:36.180
میکا؟

04:36.550 --> 04:38.640
این ساعت شب اینجا چیکار میکنی؟

04:38.930 --> 04:42.270
.یه چیزی هست که میخواستم با سلتی حرف بزنم

04:42.640 --> 04:44.230
شما اینجا چیکار میکنین، میکا؟

04:45.270 --> 04:47.900
خب، اتفاقات زیادی افتاد

04:47.900 --> 04:50.900
...یا بهتره بگیم، داره میوفته

04:52.700 --> 04:54.490
سونوهارا؟

04:54.950 --> 04:55.910
!سیجی

04:56.070 --> 04:58.450
.سیجی، به خودت فشار نیار

04:58.450 --> 05:01.960
.آره، هنوز اثر مسکن‌ها نرفته

05:03.830 --> 05:05.130
!به به

05:05.330 --> 05:07.590
خودتی آنری چان؟

05:07.590 --> 05:08.840
ایواساکی سان؟

05:10.050 --> 05:11.510
کـ-کادوتا سان؟

05:12.130 --> 05:13.680
حالتون خوبه!؟

05:14.050 --> 05:16.260
.خب، کم و بیش

05:16.260 --> 05:18.300
کاریساوا سان خبر داره؟

05:18.300 --> 05:21.980
!راستش، خودمون داریم میریم دنبال کاریساوا سان

05:21.980 --> 05:22.770
چی؟

05:22.930 --> 05:25.650
.باید فعلاً از این شهر بری

05:25.850 --> 05:27.900
اسلشر رو یادته؟

05:27.900 --> 05:30.900
.اونی که چشم‌های سرخ براق داشت

05:31.650 --> 05:34.030
.آدم‌های این شکلی تو شهر دیدم

05:34.490 --> 05:35.860
.حرف از یه ایل‌ـه

05:38.030 --> 05:40.540
،اگه توی دنیای دو بعدی بیوفتم

05:40.540 --> 05:44.410
،آرزو میکنم مانگای ورزشی باشه
.تا یه بازی وحشتناک

05:48.210 --> 05:49.920
.کادوتا سان در امانه

05:49.920 --> 05:54.300
میگه که یا به آپارتمان دکتر زیرزمینی بیای
.یا هم تو خونه خودت بمونی

05:55.050 --> 05:57.140
.من حسابی تحت فشارم

05:57.140 --> 06:01.220
اگه اتفاقی بیوفته، هارد و دوجینشی‌هام
.مال تو یوماتاچی

06:13.900 --> 06:19.740
ترجیح میدم با شمشیر آنری کشته بشم
،تا بدست این زامبی‌ها

06:19.740 --> 06:22.290
!و تبدیل به کاتاناش بشم

06:23.700 --> 06:26.500
،نه، صبر کن، یه فکر دیگه دارم
...بهتره یه داس گنده بشم

06:26.500 --> 06:28.210
!مثل ازراعیل

06:28.210 --> 06:31.880
هوی آئوبا، امروز چخبر شده، جشنواره‌س؟

06:31.880 --> 06:35.470
آخه، نصف شبی‌ـه
.ملت ریختن بیرون

06:36.220 --> 06:37.590
افراد تورامارو هستند؟

06:37.800 --> 06:42.100
.نه بابا، مردم عادی هستند
...مثل کارمندها و غیره

06:45.730 --> 06:47.810
الو؟ الو؟

06:48.400 --> 06:49.810
آئوبا؟

06:49.810 --> 06:51.560
هی، حالت خوبه؟

06:51.730 --> 06:53.360
.آره. خوبم

06:53.360 --> 07:00.530
سوشی روسی

06:54.150 --> 06:57.450
،انگار یه ستاره کنسرت سورپرایز برگزار کرده

06:57.450 --> 07:00.530
.و جمعیت دور اینجا جمع شدند

07:00.530 --> 07:03.870
.یا از طرف دیگه، این یه پوشش خوبی برای کارهامون میتونه باشه

07:04.200 --> 07:05.290
واقعاً؟

07:05.580 --> 07:08.040
.پس به میکادو سنپای خبر میدم

07:08.210 --> 07:09.620
.فعلاً

07:13.840 --> 07:17.380
!آفرین! خوب نقشت رو بازی کردی

07:17.380 --> 07:20.930
.بله. خیلی ممنون، مادر

07:22.140 --> 07:24.260
.چه شود

07:24.260 --> 07:28.180
.ریوگامینه میکادو شخصاً داره میاد اینجا

07:28.180 --> 07:30.400
نه تنها اون، بلکه قراره

07:30.400 --> 07:33.650
!رهبر گروه موتورسواران سایتاما و کیدا ماسائومی رو بهشون اضافه کنیم

07:34.190 --> 07:36.530
فقط هیواجیما شیزو میمونه، نه؟

07:37.150 --> 07:38.650
منشی یودوگیری

07:57.300 --> 08:00.970
،بد نبود بچه‌ها! راستش
.هر دوتون رو دست کم گرفته بودم، ببخشید

08:01.380 --> 08:04.680
معمولاً، این موقعیت بهم میگه که
،شکمت رو پاره پاره کنم

08:04.680 --> 08:07.430
،ولی الان
.از مبارزه باهات خودداری میکنم

08:07.850 --> 08:10.100
.باهاش موافقم

08:10.480 --> 08:12.730
.دلیلی برای جنگیدن باهات نیست

08:12.900 --> 08:18.280
،بذارین یادآوری کنم که فرقی نمیکنه
.چه بخواین و چه نخواین بجنگین

08:18.280 --> 08:20.490
.مطمئنم که سطح مبارزه یه چیز دیگه‌س

08:20.820 --> 08:24.160
.شانس اون در شکست شیزو سنپای صفره

08:24.160 --> 08:28.500
.من به عنوان وظیفه قلب اون رو از حرکت باز میدارم

08:28.500 --> 08:30.660
.خب خب، چندان مطمئن نیستم

08:30.660 --> 08:35.380
راستش، منم نمیدونستم که ایزایا یه
.خواهان کشتن اون هیولا رو داره

08:35.790 --> 08:39.630
،ولی قضیه‌ این‌ـه که
.هیچوقت ندیدم چیکار میتونه بکنه

08:39.800 --> 08:45.300
فکر کنم اولین بارش باشه که
.واقعاً دست به کشتن کسی بزنه

08:52.810 --> 08:55.520
.اه، چه منظره‌ای

08:55.520 --> 08:59.480
.هیچی بهتر از منظره‌ی شب بی‌ستاره نیست

08:59.860 --> 09:02.820
.هرچی نباشه محصول کارهای انسان‌هاست

09:03.240 --> 09:08.740
شیزو چان، میدونی چقدر دلم میخواست بکشمت؟

09:08.740 --> 09:10.330
.مخم حسابی درگیرت بود

09:10.750 --> 09:14.370
.تا یه صحنه مرگ درست و حسابی برات جور کنم

09:14.540 --> 09:17.340
.و به خفه کردن رسیدم

09:17.880 --> 09:21.840
،دیدم که واقعاً انتخاب دیگه‌ای نیست
.چون تفنگ و شمشیر رو تو اثر نداره

09:22.550 --> 09:25.590
.برای همین به سیستم پاشش اینجا ور رفتم

09:25.890 --> 09:29.850
.مخزنش رو پر از کربن دی‌ اکشید و اکسیژن مایع کردم

09:30.220 --> 09:32.850
...آتش و جرثقیل
.همشون تله بود

09:33.390 --> 09:36.230
،ولی تو که بازم نمیمیری
مگه نه شیزو چان؟

09:36.230 --> 09:37.860
!مرحبا پسرم

09:38.570 --> 09:42.400
،مقابله با هیولایی که نمیمیرد
،دلال اطلاعات به فکر فرو رفت

09:42.820 --> 09:48.120
.برام مهم نیست که بمیرم"
.ولی این هیولا هم حق زنده موندن نداره

09:48.330 --> 09:53.410
،تمام عشق و امید و نیت شیطانی و توطئه
...دانش و تکنولوژی و تجربه

09:53.410 --> 09:55.920
...همه چیزهایی که انسان‌ها در طول سالیان ساختنشون

09:55.920 --> 09:58.380
".همه رو نابود میکنه

09:59.170 --> 10:01.380
.آره، اینطوری‌هاس

10:02.960 --> 10:06.890
،چه دلیل داشته باشم چه نداشته باشم
.باید بکشمت

10:22.230 --> 10:24.360
...سلتی

10:24.530 --> 10:28.320
به عنوان انسان، چجور دستاوردی از خودت به جا میذاری؟

10:28.320 --> 10:33.790
شرط میبندم تو میراث یه قاتل روانی به جا میذاری
!و من رو هیجان زده میکنی

10:33.790 --> 10:36.540
به عنوان انسان؟

10:40.000 --> 10:42.210
.نمیخوام میراثی به جا بذارم

10:43.380 --> 10:46.800
،فکر کنم یه سخنی هست که میگه
مردم میمیرند و اسمشون به جا میمونه"؟"

10:46.800 --> 10:48.890
اگه تو نه ببری و نه انسان

10:49.140 --> 10:51.300
پس میخوای چی بشی؟

10:51.600 --> 10:56.140
بذار ببینم. شاید تبدیل به یه شیطان مرموز بشم؟

10:56.140 --> 10:59.060
...ولی تا زمانی که با اون باشم

11:00.150 --> 11:03.570
.مشکلی ندارم که انسانیتم رو از دست بدم...

11:03.570 --> 11:04.650
نامیه یاگیری چت‌روم را ترک کرد

11:04.650 --> 11:06.900
(روچی) راستی، شما دو تا... دختر هستین؟

11:06.900 --> 11:12.030
(کیو) هی هی، کار درستی نیست که با خانم‌های آنلاین
!اینطوری برخورد کنی

11:12.030 --> 11:15.580
عمراً بفهمی. شاید از اونایی باشیم که عکس جنسشون
!خودشون رو معرفی میکنند

11:15.580 --> 11:16.790
.(سان) جنسیت، ناشناخته

11:16.790 --> 11:17.790
!مرموز

11:17.790 --> 11:22.880
،راستش میتونم بگم از اون آدم‌ها نیستین
.مگه نه؟ شماها دخترین

11:22.880 --> 11:26.880
.با خوندن پست‌های یکی میتونی بگی چه دختر شیرینی ـه

11:26.880 --> 11:28.050
.خیلی ترسناکه

11:28.050 --> 11:29.260
!داره زرنگی میکنه

11:29.260 --> 11:31.050
.خب، شکی درش نیست

11:31.050 --> 11:33.430
تو کی هستی؟

11:33.430 --> 11:34.810
تو کی هستی؟

11:34.810 --> 11:37.020
.یه شیطان که داشت رد میشد

11:37.020 --> 11:39.770
.یه مهمونی خفن بزرگ تو ایکبوکورو داره شروع میشه

11:39.770 --> 11:43.230
.تا صبح نشده از خونه بیرون نرین

11:43.230 --> 11:48.860
ولی ما الان میخواستیم بریم تو شهر
.و حواسمون رو از پوچی و غم پرت کنیم

11:48.860 --> 11:51.030
.نمیخوایم اینجای خاص رو از دست بدیم

11:51.200 --> 11:54.160
.اینجا هیچیش خاص نیست

11:54.160 --> 11:56.790
.دنیای بیرون هیچ فرقی با این چت روم نداره

11:56.790 --> 12:01.620
چون با هر کسی که تو این شهر از کنارش رد می شید
.نا آشنا هستید و بالعکس

12:01.620 --> 12:05.250
.امکان نداره بشه تشخیص داد یه آشنا در نزدیکیته یا نه

12:05.250 --> 12:10.970
.و اونم ممکنه مثل اینجا یهو نابود بشه

12:10.970 --> 12:12.340
.تا بعد

12:11.800 --> 12:13.010
روچی چت روم را ترک کرد

12:18.180 --> 12:21.060
هی، مطمئنی باید به این زودی راه بیفتی؟

12:21.440 --> 12:22.770
سوال نداره، هان؟

12:22.770 --> 12:23.520
هان؟

12:24.650 --> 12:28.280
.اوه، تویی شینرا
اون عوضی از خدا بی خبر کجاست؟

12:28.490 --> 12:31.780
می خوام همچین بزنمش که التماس کنه
.به یه مدرسه ی دیگه منتقلش کنن

12:31.990 --> 12:34.120
یه کامیون زد بهت

12:34.120 --> 12:37.290
ولی بیشتر تو فکر اینی که بزنی یکی دیگه رو
خرد و خاکشیر کنی تا این که به فکر سلامتیت باشی؟

12:37.540 --> 12:42.330
اصلا تو چرا منُ به اون آشغال معرفی کردی؟

12:42.330 --> 12:46.250
بیخیال! اون تنها دوستیه که من تو راهنمایی پیدا کردم

12:46.250 --> 12:50.170
!پس من اونُ به تو که تنها دوست دبستانمی معرفی کردم، همین

12:50.170 --> 12:53.300
.بذار بهت یه هشدار بدم
.تو انتخاب دوست دقت کن

12:53.510 --> 12:56.850
.فعلا تا تو مدرسه ای خودتُ کنترل کن

12:57.060 --> 12:59.470
اگه اینقدر زود از اینجا اخراج بشی

12:59.470 --> 13:02.060
برای خانواده ات مشکل پیش نمیاد؟

13:03.100 --> 13:07.230
ببین، من از همچین آدمایی که از صحبت سریع
برای کنترل کردن مردم استفاده می کنن ولی

13:07.230 --> 13:10.400
!خودشون هیچ وقت هیچ غلطی نمی کنن خوشم نمیاد

13:10.690 --> 13:14.820
.آره ولی در همین راستا من خودمم همه اش اهل حرفم

13:14.820 --> 13:18.280
خب، تو خیلی شوخی های مسخره می کنی

13:18.280 --> 13:22.330
.ولی همیشه دروغ نمیگی
.از اون حروم لقمه بهتری

13:22.540 --> 13:24.250
.داری هندونه می ذاری زیر بغلم

13:24.420 --> 13:26.840
.حتی منم اگه لازم باشه دروغ می گم

13:27.380 --> 13:30.840
"یه احمق تمام عیار که با قیافه ی رو راست بهم می گه "بذار تشریحت کنم

13:30.840 --> 13:33.340
اصلا کی لازمت می شه دروغ بگی؟

13:34.470 --> 13:35.930
.بذار ببینم

13:36.390 --> 13:38.850
.یه زنی هست که من عاشقشم

13:39.100 --> 13:42.890
و برای دیدن آخر و عاقبت این عشق
نه تنها تا حد نیاز دروغ می گم بلکه

13:43.060 --> 13:44.520
.حتی یه آدم شرور هم می شم

13:44.850 --> 13:46.480
.حتی ممکنه آدم بکشم

13:46.770 --> 13:50.480
.واقعا دلم برای این زنی که عاشقش شدی می سوزه

13:50.480 --> 13:53.570
.وقتی بازداشت شدی بهتره آماده ی چاقو خوردن باشی

13:53.740 --> 13:56.740
.ولی اون قلب خیلی مهربونی داره

13:56.740 --> 14:00.120
.بعد از گفتن همه چیز بهش ممکنه منُ ببخشه

14:00.370 --> 14:01.790
.حالا هرچی

14:01.790 --> 14:07.540
.وقتش که بشه من حتما جای اون می زنم دهنتُ سرویس می کنم

14:07.540 --> 14:08.250
!باشه

14:16.340 --> 14:18.890
...به نظر نمی اومد اون چیزی یادش بیاد

14:18.890 --> 14:22.220
پس نقشه ی اون هیولا چیه؟

14:28.020 --> 14:29.230
کجاست؟

14:36.990 --> 14:38.530
...اون هیولا

15:07.770 --> 15:09.520
یه چیزی درست نیست، درسته؟

15:09.520 --> 15:12.690
.درسته. جمعیت خیلی زیادیه

15:12.900 --> 15:15.650
.می دونی چیه، داره بهم حس بدی دست می ده

15:15.650 --> 15:18.740
...اینجور که الان مورمورم می شه

15:18.740 --> 15:22.450
.درست مثل همون دفعه است که دار و دسته ام با یاکوزا درگیر شد

15:22.700 --> 15:24.950
!با این حرف ها منُ نترسون

15:25.580 --> 15:28.040
این وضعیت به نظر آشناست؟

15:28.040 --> 15:32.290
...اگه جام جهانی ای چیزی بود درک می کردم ولی

15:32.290 --> 15:34.210
...نه. ولی

15:34.920 --> 15:38.260
.انگار همه دارن می رن یه طرف

15:38.680 --> 15:40.970
.و یه جایی یه مرکزی داره

15:42.140 --> 15:43.430
.نمی شه کاریش کرد

15:43.430 --> 15:47.310
.بیا بریم تو یکی از ساختمون های این اطراف
.از بالاشون یه نگاه میندازیم

15:48.890 --> 15:52.610
.منظره ی بالا این ساختمون خیلی خوبه و راحت می شه رفت بالاش

15:52.610 --> 15:54.820
یعنی قبلا بالا رفتی؟

15:54.820 --> 15:58.610
.قبلا که با مربع آبی درگیر بودیم از این کارها می کردیم

15:59.400 --> 16:01.280
!از این خوشم میاد، اوباش نوجان

16:01.280 --> 16:04.450
!همین کافیه که چشممُ به گناهان گذشته ات ببندم

16:04.450 --> 16:08.410
.خب خودتم که داری همون جرمُ مرتکب می شی
!ورود غیر قانونی

16:17.960 --> 16:20.380
.شما باید همینجاها پیاده شید

16:20.680 --> 16:24.140
.نه، من باهاتون میام
.من باید بیام

16:25.390 --> 16:27.140
.انگار دلیل محکمی داری

16:27.850 --> 16:32.400
.اریکا... وقتی اوضاع سختی داشتم اون همه جوره کمکم کرد

16:33.810 --> 16:35.400
...هی، تو... چشم هات

16:35.730 --> 16:39.820
...این وضعیت اسلشر تو شهر
.فکر کنم یه ربطی به من داشته باشه

16:40.150 --> 16:43.410
.به خاطر همین... باید بیام

16:47.410 --> 16:49.410
پس از اینجا نمی تونیم ببینیم، هان؟

16:49.700 --> 16:52.040
.ولی انگار دارن می رن حوالی سوشی روسی

16:52.370 --> 16:55.590
نحوه ی حرکت اونا عجیبه، نیست؟

16:55.590 --> 16:58.880
.مثل آدم آهنی راه می رن

16:58.880 --> 17:01.550
لعنتی. چه خبره؟

17:05.720 --> 17:08.430
.اوناهاشون. بر و بچه های مربع آبی

17:10.640 --> 17:12.940
.اونا رو فعلا ولشون کن

17:13.310 --> 17:16.940
.فعلا رو کنترل کسایی که با سایکا تسخیر کردی تمرکز کن

17:16.940 --> 17:19.070
.بهت می گم کی وارد عمل بشی

17:19.070 --> 17:22.990
.نمی خوایم کسایی که تو سوشی فروشین بتونن فرار کنن

17:23.320 --> 17:24.700
.بله مادر

17:25.370 --> 17:27.660
ریوگامینه میکادو، هان؟

17:27.830 --> 17:32.040
.اسمش آشناست ولی حتی یادم نمیاد چه شکلیه

17:32.040 --> 17:35.670
کی فکرشُ می کرد همچین حیف نونی رییس دالارز باشه؟

17:35.670 --> 17:38.090
بچه های این دوره زمونه چشونه؟

17:38.250 --> 17:40.420
!اصلا آدم نیستن

17:40.420 --> 17:42.260
موافق نیستی شیجیما؟

17:42.920 --> 17:46.180
خب کدومشون ریوگامنه میکادوئه؟

17:46.180 --> 17:49.470
...من قیافه ی یه زنُ حتی بعد از یک بار دیدنم فراموش نمی کنم

17:49.470 --> 17:53.060
.اونا همه شون هم اندازه ی میکادوئن و ماسک پوشیدن

17:53.060 --> 17:54.480
.نمی شه تشخیص داد

17:54.770 --> 17:59.320
.که اینطور، پس از رییسشون در برابر حمله ی غافلگیرانه حفاظت می کنن

17:59.520 --> 18:04.530
اونا معمولا با ماشین حرکت می کنن پس
.فکر نکنم پای پیاده یا با دوچرخه اومده باشن

18:06.030 --> 18:07.990
.خوب نیست. بزرگراه متروپولیتن دیدمُ سد کرده

18:07.990 --> 18:09.990
!اونا عوارضی زیاد می گیرن، تف تو ذاتشون

18:10.450 --> 18:16.000
.فعلا انگار اون آدم اهنی ها با آبی ها کاری ندارن

18:16.420 --> 18:21.500
.خب دیگه وقتشه من برم وسط صحنه پس دارم می رم
.تو همینجا منتظر بمون

18:21.500 --> 18:22.840
!ه-هی

18:22.840 --> 18:24.760
چرا من نیام؟

18:24.760 --> 18:28.010
.تو کارت برنده ی منی، یا شاید بهتر باشه بگم ستاره ای

18:28.180 --> 18:30.810
من می رم ماسک هاشونُ پاره می کنم

18:30.810 --> 18:33.770
.پس وقتی از رو پشت بوم رفیقتُ دیدی بیا پایین

18:34.270 --> 18:38.650
.اگه یکی از اونا نبود مجبورشون می کنم بگن کجاست و خبرت می کنم

18:38.860 --> 18:40.190
روکوجو سان؟

18:40.940 --> 18:43.530
.اوه... خیلی ممنون

18:43.940 --> 18:45.950
.می تونی بعدا ازم تشکر کنی

18:45.950 --> 18:49.530
- اگه الان بهم بگی آخرش می میرم
.اگه یه فیلم بود این جوری می شد

18:49.700 --> 18:53.950
.تازه هنوز خیلی زوده که بدونی باید ازم تشکر کنی یا نه

18:54.620 --> 18:59.080
!چون ممکنه بزنم به سیم آخر و رفیقتُ بکشم

19:00.170 --> 19:02.550
در نهایت چیکار می تونم بکنم؟

19:03.210 --> 19:06.170
حتی بدون دخالت یاکوزا هم

19:06.170 --> 19:09.800
.تک تکشون دارن به خواست خودشون با سرنوشتشون روبرو می شن

19:10.010 --> 19:11.300
.خب این زن

19:12.680 --> 19:17.230
این یکی از مخفیگاه های یودوگیری جینایه
.که با ایزایا سر جنگ داره

19:17.810 --> 19:22.570
.این زن این موضوع رو با دزدیدن تمام اطلاعات روی کامپیوتر ایزایا فهمید

19:23.270 --> 19:27.200
.و اون اومده تا تمام اون اطلاعات دزدی رو مجانی تقدیم یودوگیری جینای کنه

19:27.570 --> 19:31.740
...تا بیشتر باعث زجر کشیدن اون مرد بشه. هرچند

19:36.580 --> 19:38.830
.هی. عصر به خیر

19:39.040 --> 19:41.710
.تعجب نکن. من آدم بدی نیستم

19:42.710 --> 19:44.960
کیشیتانی شینرا؟

19:45.300 --> 19:49.050
چی؟ اسم منُ از کجا می دونی؟

19:49.260 --> 19:52.720
تو احیانا یه وقت مریضم نبودی؟

19:53.390 --> 19:56.980
کیشیتانی سان، تو اوریهارا ایزایا رو می شناسی، نه؟

19:58.440 --> 20:00.980
.آره، اون دوستمه

20:02.020 --> 20:05.820
اون روز که چاقو خورد چی به فکرت اومد؟

20:05.820 --> 20:07.240
...اومم

20:07.490 --> 20:10.200
"با خودم گفتم "دیر یا زود این بلا سرش می اومد

20:10.530 --> 20:11.740
اشتباه گفتم؟

20:12.120 --> 20:12.990
.نه

20:13.330 --> 20:15.580
اوه، مطمئنی حالت خوبه؟

20:15.580 --> 20:17.870
.اوه، آره. ممنون

20:18.460 --> 20:22.670
ببخشید ولی می شه موبایلتُ بهم قرض بدی؟

20:23.000 --> 20:26.090
...من باید برم یه جایی

20:27.170 --> 20:28.630
خوبی؟

20:28.800 --> 20:34.140
.این خوب نیست که یه دختر جوان نصف شب به یه شخصیت مشکوک کمک کنه

20:34.350 --> 20:37.850
.تو باید به مامان یا بابات زنگ بزنی

20:37.850 --> 20:40.140
.وایسا، بیخیال بابات

20:41.020 --> 20:44.310
.می خوام یه چیزی ازت بپرسم

20:44.310 --> 20:45.400
چیه؟

20:46.150 --> 20:50.360
.چی بیشتر از همه باعث ترس و وحشت اوریهارا ایزایا می شه

20:50.700 --> 20:53.070
.اگه چیزی می دونی لطفا بهم بگو

20:53.070 --> 20:54.200
چرا؟

20:54.620 --> 20:56.740
.چون می خوام کاری کنم تا می شه زجر بکشه

20:56.740 --> 21:01.080
این از رو حسادت یا یه حس مشابهه؟

21:01.080 --> 21:02.210
.نه، نیست

21:02.670 --> 21:05.420
بیشتر از همه از چی می ترسه، هان؟

21:06.000 --> 21:07.420
.بذار ببینم

21:07.420 --> 21:11.380
.در واقع وقتی پای آدم ها وسط باشه اوریهارا هرگز ناامید نمی شه

21:11.720 --> 21:17.180
...و به خاطر همین روابط بین فردی یا روی کثیف آدم ها یا خیانت

21:17.180 --> 21:19.180
.هیچ کدوم باعث ترسش نمی شن

21:19.180 --> 21:23.730
.ولی فکر نمی کنم به خاطر این باشه که اوریهارا روح قوی ای داره

21:23.730 --> 21:24.940
.در واقع برعکسه

21:26.610 --> 21:29.610
راستش اون بیشتر از هر کسی انسانه

21:29.860 --> 21:31.440
.و روحش شکننده است

21:32.280 --> 21:37.120
به خاطر همین تصمیم گرفت اصلا بهش برنخوره
.و هر چی هم که بشه انسان ها رو دوست داشته باشه

21:37.580 --> 21:38.790
فهمیدی؟

21:38.790 --> 21:41.200
.اون مثل یک بادبادک یا پرچم در احتزازه

21:41.620 --> 21:43.580
.چیزی بیشتر از یک چاه بی انتها نیست

21:43.790 --> 21:46.540
.پس  ظرفیتش هیچ حدی نداره

21:47.540 --> 21:54.840
.گمونم اون از چیزهایی می ترسه که درد دارن یا باعث رنجش می شن

21:56.300 --> 21:59.220
اصلا جایی برای دخالت من هست؟

21:59.760 --> 22:02.230
کاری هست که من بتونم بکنم؟

22:03.060 --> 22:04.980
...تا وقتی امتحان نکنم نمی فهمم، ولی

22:05.230 --> 22:08.480
.قبل از این که حتی چرخ ها شروع به حرکت کنن یه چیزی تکون می خوره

22:09.230 --> 22:11.650
.چه خواست اون باشه چه نباشه

23:45.040 --> 24:00.050
.::   @bollbolljan_com  ::.

23:46.290 --> 23:50.040
.تو زندگی همه زمانی هست که باید در برابر چیزی بایستن

23:50.500 --> 23:54.210
.افراد این شهر هر کدوم در حال درگیر شدن در یه نبردن

23:54.460 --> 23:56.630
.قسمت بعد: تلپاتی

23:56.840 --> 23:59.220
یعنی چیکار می تونم بکنم؟