﻿WEBVTT

00:17.500 --> 00:35.000
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:26.727 --> 01:29.040
پليس
چند تا سؤال ازتون داشتيم

01:29.280 --> 01:30.600
در چه موردي ؟

01:30.840 --> 01:34.480
ميشه لطفأ فقط دنبالمون بيايد ؟

03:43.160 --> 03:46.840
اين قلعه قدرتمند ترين استحکامات دفاعي
رو در جنوب فرانسه داشته

03:47.327 --> 03:50.000
، با وجود برتري طاقت فرساي

03:50.240 --> 03:53.440
، ارتش کليسا
هيچ اتفاقي براي اين ديوارها نيافتاده

04:08.887 --> 04:10.527
تو گيلهِم رو نديدي ؟

04:10.767 --> 04:14.447
ما از هم جدا شديم
و کنار رودخونه همديگه رو گم کرديم

04:21.807 --> 04:24.327
گيلهِم ! تو زخمي شدي ؟

04:24.567 --> 04:28.607
نه . نه ، نه ، اينا خونِ زخمي هاست

04:28.847 --> 04:30.967
بيشترشون مُردن

04:31.207 --> 04:36.527
کمکشون کن . من بايد برم
بايد برم

04:53.887 --> 04:55.727
محکم نگهش دار

05:48.760 --> 05:51.287
لازم نيست شما از اينجا محافظت کنيد ، سرورم

05:51.527 --> 05:55.087
يه سرباز خوب هميشه خودشو واسه ي
خيانت آماده ميکنه

05:55.327 --> 06:00.400
در طول اين مذاکره هيچکي به شما آسيبي نميزنه
وگرنه خودم اولين نفري هستم که ميکشمش

06:00.640 --> 06:03.007
تحت تأثير قرار گرفتم

06:03.247 --> 06:07.880
پس ، تِرنکاوال ، ازمون خواستي
بيايم اينجا که تسليمت بشيم ؟

06:08.120 --> 06:11.567
من آماده ام تا هر پيشنهاد معقول و قابل بحثي
رو واسه ي صلح بين طرفين بشنوم

06:11.807 --> 06:17.247
شما هنوزم پاپ و خداي اونو دشمنتون ميدونيد ؟

06:17.487 --> 06:20.960
من بهت فرمان ميدم تا زانو بزني
و طلب بخشش کني

06:21.200 --> 06:25.007
لرد اَبوت ، تو حق نداري اينجا دستور بدي
، شايد روح من در دستاي پاپ باشه

06:25.247 --> 06:28.680
ولي هنوز اين سرزمين مال منه -
، بيايد از پيش اين کاتارهاي شيطان بريم -

06:29.407 --> 06:34.527
و با تو هم همونجور که درشأنت
هست برخورد خواهد شد

06:34.767 --> 06:38.360
هيچ کدوم از افرادم هيچ وقت تسليم
عقايد پاپ نخواهند شد

06:38.600 --> 06:42.040
قطعأ دود اين آتش مقدسي که به
راه انداختيم توي چشماي منم ميره

06:46.847 --> 06:51.207
تو  درباره ي شروط معقول حرف زدي
پس اينم بشنو

06:51.447 --> 06:54.847
تو و دوازده نفر از افراد خانوادت
، ميتونيد امشب اينجا رو ترک کنيد

06:55.087 --> 06:57.967
و فقط اون چيزايي که ميتونيد
برداريد رو با خودتون ببريد

06:58.207 --> 07:04.920
و شهر ، مردمانش و تمام چيزايي که
توش هست رو واسه ي ما بذاريد

07:05.160 --> 07:08.927
تو هم بايد بدوني که من افتخار و
شجاعتمو با هيچ چيزي عوض نميکنم

07:09.167 --> 07:15.120
اين جنگي نبود که من انتخاب کرده باشم
ولي تا آخرين نفس ميجنگم

07:31.760 --> 07:36.840
بگو ببينم ، فرانکو ، راه ديگه اي هم واسه ي
خارج شدن از شهر وجود داره ؟

07:37.080 --> 07:44.080
... قاچاقچي ها و دزدا هميشه يه راهي دارن
البته اگه هواشونو داشته باشن

07:44.320 --> 07:48.920
يه پيغام واسه ي گاي دِورا ببر . بهش بگو که
من يه چيزايي درباره ي علاقه ش به جام شنيدم

07:49.247 --> 07:54.567
و ميتونم کمکش کنم تا بدستش بياره
بگو راههاي زيادي هست که من بتونم بهش سرويس بدم

08:18.407 --> 08:21.767
دکتر بريلينگ
خبري از شِلا داري ؟

08:22.007 --> 08:24.967
چند روزه که ازش خبر ندارم -
اينو که پشت تلفن هم ميتونستي بهم بگي -

08:25.207 --> 08:28.887
فکر کردم که اگه خودم بيام بهتر باشه
واقعأ شرمنده

08:29.127 --> 08:32.327
بنظر ميرسه که اون يه چيزايي
رو از غار برداشته باشه

08:32.567 --> 08:35.167
امکان نداره شِلا همچين کاري بکنه -
اولين واکنش منم وقتي فهميدم ، همين بود -

08:35.407 --> 08:38.647
ولي اون ميدونست که اون پليسه رو کي کشته

08:39.360 --> 08:41.160
انگار اونا داشتن با هم کار ميکردن

08:41.400 --> 08:45.367
واسه ي همينم ، من ماري سِسيل رو بخاطر اينکه
جلوي حفاري رو گرفت مقصر نميدونم

08:45.607 --> 08:49.967
خانوم دي اورادور داشت هزينه ي حفاري رو ميداد ؟ -
اون آدم سخاوتمنديه -

08:51.239 --> 08:55.800
شِلا تنها کسي بود که از طرف اون بهم معرفي شده
بود . اونا همديگه رو خيلي خوب ميشناختن

09:48.128 --> 09:49.648
بيا تو

09:54.608 --> 09:56.928
پيغام منو به لرد دِورا رسوندي ؟

09:57.168 --> 10:03.368
بله ، و قرار شد اون امنيت کسي که
کتابها رو واسش ببره تأمين ميکنه

10:03.608 --> 10:09.528
من فقط يکي از کتابا رو دارم -
اون هنوز فکر ميکنه که اون کتابا اينجان -

10:10.172 --> 10:12.248
پيداشون کن

10:12.975 --> 10:14.808
صبر کن

10:15.896 --> 10:19.808
اين نون ها رو بده به پدرم
بهش بگو که خودم درستش کردم

10:42.942 --> 10:47.400
مشاور پِلِتير خواستن که در
قصر کومتال ملاقاتشون کنيد

10:47.640 --> 10:49.289
سيمئون يهودي هم اونجاست

10:49.529 --> 10:50.960
من هيچ سيمئوني نميشناسم

10:53.729 --> 10:55.640
! برو عقب

10:55.880 --> 11:00.280
! قير بيشتري بماليد
! اينجا قير ميخوايم

11:48.080 --> 11:49.920
! بگيرش

12:00.040 --> 12:00.920
بکشش

12:01.160 --> 12:03.400
نه ! ولش کنيد

12:05.240 --> 12:09.840
هر چي بخوايد بهتون ميدم
خواهش ميکنم

12:17.720 --> 12:19.280
خانوم -
چي شده ، ريکسند ؟ -

12:19.520 --> 12:21.840
زودتر بيايد . درباره ي پدرتونه

12:34.680 --> 12:39.080
حسِ حيوون وحشي اي رو دارم که شکمش باد کرده

12:45.880 --> 12:47.600
حالش چطوره

12:47.840 --> 12:51.120
مريضي به زودي تمام بدنش رو ميگيره

12:51.360 --> 12:57.600
هر چيزي لازم داشتي بگو . هر تغييري هم
توي حالش بوجود اومد منو خبر کن

13:10.080 --> 13:12.520
اينم از کتاب داروها

14:31.920 --> 14:34.560
ويل -
آليس ، گوش کن -

14:36.257 --> 14:39.080
اينجا توي اين خونه يه چيزايي درست نيست

14:39.320 --> 14:42.080
من ميام پيشت . بايد از کارکاسونا خارج بشم

14:42.320 --> 14:44.657
وقتي ديدمت همه چيزو واست ميگم

14:44.897 --> 14:47.457
تونستي خانوم تانِر رو پيدا کني ؟ -
گمش کرديم -

14:47.697 --> 14:49.800
اشکال نداره

14:50.040 --> 14:53.137
از امروز به بعد ، اتفاقاتي ميافته
که از کنترل ما خارجه

14:53.377 --> 14:56.177
فکر ميکني وقتي ماري سِسيل
بفهمه اُدانل چيزي که

14:56.417 --> 14:59.457
اون دنبالشه رو نداره چيکار ميکنه ؟

14:59.697 --> 15:02.937
ديگه وقتي واسش نميمونه که بخواد کاري بکنه

15:03.177 --> 15:08.657
اونوقت با يه صحنه  ي غم انگيز
، روبرو ميشه ، و بعدشم

15:08.897 --> 15:13.697
من تمامِ نشونه هاي اون جام رو از بين ميبرم

15:13.937 --> 15:17.137
اون غار هم تا ابد مُهر و موم ميشه

15:35.577 --> 15:38.720
بگو ببينم ، ژاوير ، تو توي مراسم
اعتراف شرکت ميکني ؟

15:43.577 --> 15:45.937
نه -
ولي بايد اين کارو بکني -

15:48.617 --> 15:53.137
هيچ احساسي مثل شرکت توي يه مراسم مذهبيِ
مقدس به آدم احساس پاک شدن نميده

15:55.537 --> 15:59.040
احساسي مثل ... دوباره متولد شدن

16:03.217 --> 16:04.800
من يه سؤال دارم

16:07.017 --> 16:11.720
توي اون ماشينِ کاروان ، کدوم يکي از شماها
لباساي دختره رو در آورده بود ؟

16:11.960 --> 16:14.760
اوه ، زودباشيد ، کدومتون اين کارو کرد ؟

16:18.360 --> 16:19.937
کارِت اشتباه بود

16:29.577 --> 16:31.297
ولي مهم نيست

16:33.617 --> 16:37.977
، چه بدونيد و چه ندونيد
شما اين کارا رو داشتيد بخاطر خدا ميکرديد

16:57.457 --> 17:02.937
يه کشيش واسم بيار
دلم ميخواد آخر کارم خوب باشه

17:04.857 --> 17:07.897
ميري يه کشيش کاتاري رو بياري اينجا ؟

17:08.137 --> 17:14.097
حداقل موقع مرگ جلوي کليسايي که آدماشو
واسه ي جنگ با ما فرستاد خجالت زده نيستم

17:18.479 --> 17:23.537
، اون جام سخنان خداونده
، ولي بدون راهنما

17:23.777 --> 17:26.057
اون دالان پر پيچ و خم فقط يک مسير اشتباهه

17:29.257 --> 17:32.377
کتاب حروف کجاست ؟ -
حروف -

17:43.897 --> 17:47.160
پدر من دلش ميخواد که با
مراسم مردم کاتار بميره

17:50.457 --> 17:54.617
درو ببند . هيچ کس نبايد بدونه
که من دستورشو دادم

18:03.137 --> 18:07.857
برتراند پِلِتير ، آيا شما عهد ميبنديد تا
، دنباله رو قوانين عدالت و حقيقت باشيد

18:08.097 --> 18:10.920
و خودتونو وقف خداوند و کليساي کاتار کنيد ؟

18:15.257 --> 18:17.817
خداوند مهربان ، شما را در زُمره
، مسيحيان درستکار قرار دهد

18:18.057 --> 18:20.177
و براي شما پايان راحتي را مُقدر گرداند

18:31.377 --> 18:35.200
در کنار تو بودن واسه ي من افتخار
بزرگي بود ، دوست قديمي

18:53.217 --> 18:56.097
چرا من نبايد از مريضيه پدرم خبردار بشم ؟

18:58.097 --> 19:01.617
اون آخرين مراسم کليساي کاتار رو انجام داد ؟

19:01.857 --> 19:04.457
اون حساب خودشو از قبل با خدا صاف کرده بود

19:07.240 --> 19:10.257
تنهامون بذار -
واسه ي چي ؟ -

19:10.497 --> 19:14.417
يعني من نميتونم چند دقيقه هم که
شده تنها با پدر خودم حرف بزنم ؟

19:39.640 --> 19:42.697
ميتوني صداي منو بشنوي ، پير مرد ؟
خوب گوش کن

19:45.400 --> 19:50.497
درد و عذابي که تو الان داري دشمني و خصومت منه
که داره مثل يه مار توي وجودت تکون ميخوره

19:52.737 --> 19:55.800
من ميدونم که تو پدر واقعيه من نيستي

19:57.817 --> 20:04.537
ولي فقط مرگ تو منو راضي نميکنه . آليس
هم بايد تاوان گناههاي تو رو پس بده

20:04.777 --> 20:09.160
و اينو بدون که راز اون جام هم
با مرگ تو از بين ميره

20:32.492 --> 20:33.920
بايد اين قضيه رو به پليس گزارش بدي

20:34.160 --> 20:35.679
خودشون بهم گفتن که پليسن

20:35.919 --> 20:38.559
حتي کارت شناساييشون رو هم بهم نشون دادن

20:38.799 --> 20:43.719
مطمئني که هزينه ي حفاري رو ماري سِسيل ميداده ؟ -
خودِ برالينگ اينو بهم گفت -

20:43.959 --> 20:47.039
ببين ، ويل ، من اصلأ انتظار ندارم که تو اين حرفا رو
باور کني . چون بهرحال اون دوست دخترته

20:47.279 --> 20:50.000
چيزايي که من دارم درباره ي اون باور
ميکنم تو رو بيشتر غافلگير ميکنه

21:04.160 --> 21:07.760
اين چيه ، يه چيزي شبيه يه جور مراسم
مذهبي يا يه همچين چيزايي ؟

21:23.766 --> 21:27.446
احتمالأ به اين خاطر بوده که اون
هزينه ي حفاري ها رو ميداده

21:27.686 --> 21:29.200
يه دالان هم توي اون غار بود

21:29.440 --> 21:33.160
ولي هنوزم اين ثابت نميکنه
که اون با اين قضايا ربط داره

21:33.400 --> 21:34.926
ولي شايد اين بکنه

21:42.086 --> 21:43.600
نظرت راجع به اين چيه ؟

21:45.526 --> 21:47.006
خب ، اين که فقط يه کم شرابه

21:47.246 --> 21:50.160
سالهاست که ديگه اينجا شراب
توليد نميشه . اين خونه

22:00.566 --> 22:03.320
، اگه نتونيم بريم پيش پليس
پس چيکار ميتونيم بکنيم ؟

22:06.366 --> 22:08.006
من يه نامه دارم که از خونه ي عمه م پيداش کردم

22:08.246 --> 22:11.206
فکر کنم کسي که اينو نوشته يه
جورايي با اين قضيه ارتباط داره

22:11.446 --> 22:14.046
من ميخوام برم و ببينمش . تو هم باهام مياي -
نه ، نميتونم -

22:14.286 --> 22:16.760
من دارم با اين زن زندگي ميکنم
پس بايد حواسم به همه ي کارايي که ميکنم باشه

22:17.000 --> 22:18.366
! سلام

22:18.606 --> 22:20.286
ويل ؟

22:44.086 --> 22:47.726
هي ! فکر نميکردم که به اين زوديا برگردي خونه

22:47.966 --> 22:51.046
چند تا ملاقات خسته کننده داشتم
دلت واسم تنگ شده بود ، عزيزم ؟

22:51.286 --> 22:52.966
معلومه

23:00.000 --> 23:02.360
بنظر راحت نيستي -
نه -

23:02.600 --> 23:05.000
آخه يه جوري منو بوسيدي
که انگار منظوري داري

23:19.646 --> 23:22.120
شايد بهتر باشه جوابشو بدي

23:22.360 --> 23:25.606
آره ، بهتره
بايد تنها باشم ، لطفأ

23:25.846 --> 23:29.480
اشکالي که نداره ؟
متأسفم

23:34.926 --> 23:37.886
پاول -
چيه که اينقدر مهمه ؟ من سرم شلوغه -

23:38.126 --> 23:42.760
شِلا اودانل بهم زنگ زد . چيزي که ما ميخوايم
دست اونه . ولي بايد ازش بگيريم

23:43.000 --> 23:45.966
اون بيست هزار يورو ميخواد

23:46.206 --> 23:50.726
ازم خواسته تا فردا ساعت 6 توي غار ببينمش

23:50.966 --> 23:54.200
من ترتيب يه ملاقات توي نوبلسو
رو واسه ي امشب دادم

23:54.440 --> 23:56.286
، ولي لازم نيست که تو هم بياي

23:56.526 --> 23:59.246
پس ، فردا توي غار ميبينمت

24:09.120 --> 24:11.206
ويل ؟

24:11.446 --> 24:13.486
عزيزم ؟ -
هي -

24:13.726 --> 24:18.326
امروز بعدازظهر ميخوام که خونه خالي باشه
چون يه قرار کاري داشتم که بايد اينجا برگزارش کنم

24:18.566 --> 24:20.366
خيلي خوب

24:29.046 --> 24:31.120
حالت خوبه ؟ -
خوبم . نگران نباش -

24:31.360 --> 24:35.686
بخاطر چيزي که ديدي واقعأ متأسفم -
لازم نيست بهم توضيح بدي . فقط مواظب باش -

24:35.926 --> 24:38.126
تو هم همينطور

24:41.326 --> 24:45.206
منظورمو که فهميدي ؟ بعد از اينکه اون
يارو "بايلارد" رو ديدي بهم زنگ بزن

24:45.446 --> 24:48.646
باشه-
مواظب خودت باش -
تو هم همينطور -

25:01.120 --> 25:04.126
بهم بگو آخرين کتاب کجا مخفي شده

25:04.366 --> 25:07.206
خودم قبلأ اون يکيا رو پيدا کردم

25:07.446 --> 25:11.806
بهم بگو اون کجاست ، وگرنه ولت
نميکنم . جاشو بهم نشون بده

25:12.046 --> 25:16.846
! بابات ديگه نميتونه ازت محافظت کنه -
! اوريان ! اونو ول کن بره -

25:22.006 --> 25:23.560
وقتي فهميدم اون مريضه سريع خودمو رسوندم

25:26.526 --> 25:30.366
متأسفم
خيلي متأسفم

25:30.606 --> 25:34.206
عجب آدم دورويي هستي
تا جايي که من ميدونم ازش ( پِلِتير ) متنفر بودي

25:34.446 --> 25:38.446
تمام اون فريادهايي که سر من ميزد بخاطر اين
، بود که ميخواست ازم يه آدم بهتري بسازه

25:38.686 --> 25:40.760
يه شوهر خوب -
چقدر شريف -

25:42.126 --> 25:44.686
و صحنه ي کنار هم بودن شما چقدر قشنگه

25:44.926 --> 25:47.406
، آليس ، تا حالا از خودت پرسيدي

25:47.646 --> 25:50.006
که واسه ي چي توي اين چند ماه اخير
شوهرت اينقدر ازت سرد شده بود ؟

25:50.246 --> 25:51.606
اوريان

25:53.686 --> 25:59.606
بخاطر اين بود که با من ميخوابيد
من کسي بودم که اون ميخواست ، نه تو

26:16.286 --> 26:19.046
بگو حقيقت نداره ، بگو با اون نبودي

26:22.166 --> 26:23.886
تو عاشقشي ؟

26:24.126 --> 26:27.646
نه
نه ، من عاشق توئم

26:31.006 --> 26:32.726
نه

26:49.686 --> 26:54.206
مطمئن باش اگه يه مرد بودي نميذاشتم
زنده پاتو از اين اتاق بذاري بيرون

26:54.446 --> 26:58.806
اگه يه مرد بودم فکر نکنم اصلأ
اين همچين شرايطي بوجود ميومد

27:00.566 --> 27:03.766
به شرف قسم ، به خدا

27:05.166 --> 27:07.040
يه روز واسه ي اين کارات ميکشمت

27:32.046 --> 27:33.720
آليس ؟

27:48.526 --> 27:50.206
! آليس

28:50.286 --> 28:53.766
، حق مسلم انجمن مشروع نوبلسو

28:54.006 --> 28:58.246
، بعد از تقريبأ 800 سال ، فردا شب

28:58.486 --> 29:02.806
جام مقدس به ما بازگردانده خواهد شد

29:03.046 --> 29:08.086
تک تک شما ، وقتي عهد بستيد که
به انجمن نوبلسو ملحق بشيد

29:08.326 --> 29:11.686
به قول خودتون عمل کرديد

29:11.926 --> 29:16.446
منم قسم خوردم که شما رو به اوج ثروت و
قدرتي که حتي در بهترين روياهاتونم

29:16.686 --> 29:18.960
نميتونيد ببينيد برسونم

29:19.200 --> 29:22.720
و شما رو جزو بزرگترين انسانها کنم

29:22.960 --> 29:28.600
کدوم يکي از ماست که نميخواد
در مقابل اين زندگي فاني بايسته ؟

29:28.840 --> 29:31.720
کيه که آرزوي غلبه کردن به
مرگ رو نداشته باشه ؟

29:33.686 --> 29:37.926
فردا شب در غاري که بوسيله ي
اجدادمون ساخته شده

29:39.280 --> 29:41.960
من روياهامونو به واقعيت تبديل ميکنم

29:57.800 --> 29:59.520
من "حريف" رو نا اميد کردم

30:01.840 --> 30:06.720
کتاب اعداد هم گم شده
اوريان بهم خيانت کرد

30:06.960 --> 30:08.480
کتاب حروف چي ؟

30:10.200 --> 30:11.880
هنوز پيش منه

30:13.840 --> 30:17.440
بخاطر پدرت متأسفم
اون مرد خوبي بود

30:17.680 --> 30:20.480
فکر نکنم که ديگه بتونم به
قصر کومتال برگردم

30:20.720 --> 30:24.600
ديگه هيچ کس و هيچکي اونجا نمونده
که بتونم بهش اعتماد کنم

30:24.840 --> 30:27.000
پس گيلهِم دوماس چي ؟

30:30.080 --> 30:31.600
هيچکي

30:31.840 --> 30:35.200
بايد بري به کوهستان و "حريف" رو پيدا کني

30:35.440 --> 30:36.880
، تا وقتي که اون کتاب پيشته

30:37.400 --> 30:39.800
راز جام محفوظ باقي ميمونه

30:41.640 --> 30:43.560
اول بايد يه کاري کنيم که حالِ تو خوب بشه

30:44.040 --> 30:46.280
اوه ، خودم اين کارو ميکنم

30:46.520 --> 30:48.400
! يه قاصد نزديک ميشه

30:50.800 --> 30:53.760
کشيشِ سيتائوس پيشنهاد يه مذاکره
در جايي امن رو داره

30:54.480 --> 30:56.440
شمالي ها دنبال صلح هستن

30:56.680 --> 30:59.320
ببخشيد ، سرورم ، ولي چرا الان ؟

30:59.560 --> 31:01.996
چون اونا قدرت ديوارهاي ما رو ميدونن ، گيلهِم

31:02.236 --> 31:04.676
اونا ميتونن تا هزار سال ديگه باهامون
بجنگن ولي شهر سقوط نميکنه

31:04.916 --> 31:08.916
اونا اينو هم ميدونن که ما بالاخره
از تشنگي و مريضي ميميريم

31:09.156 --> 31:12.680
، اونا بخاطر يه پيروزي راحت اومدن اينجا
نه يه جنگ طولاني و خسته کننده

31:12.920 --> 31:16.716
تابستونهاي اينجا واسه ي ارتش
شمال خيلي گرمه

31:16.956 --> 31:20.996
حالا ، کي دلش ميخواد که منو
واسه ي مذاکره همراهي کنه ؟

31:21.236 --> 31:23.280
ميتونيد روي من حساب کنيد ، سرورم -
ممنون -

31:23.520 --> 31:26.680
سرورم ، اجازه بديد تا منم باهاتون بيام

31:26.920 --> 31:31.080
ببخشيد ، بانو اوريان ، اين يه کار زنونه نيست

31:31.320 --> 31:34.240
پدر من هيچ پسري نداشت ، ولي من
ميتونم نقش يه مرد رو بازي کنم

31:34.480 --> 31:36.960
اگرم که ارتش دشمن به يه ضمانت از
، طرف نيروهاي شما احتياج پيدا کنه

31:37.200 --> 31:39.676
ميتونيم از من به عنوان گروگان استفاده کنيم

31:39.916 --> 31:41.956
من نميتونم به خودم اجازه بدم تا ازتون بخوام
که خطر همچين ريسکي رو قبول کنيد

31:42.760 --> 31:45.160
هيچ کدوم از اون وحشي ها هيچ وقت
آزاري به يه زن نجيب زاده نميرسونن

31:48.356 --> 31:51.160
حتمأ مشاور پِلِتير امروز به داشتن
همچين دختري افتخار ميکنه

31:53.676 --> 31:55.356
ممنون ، سرورم

32:33.556 --> 32:35.280
افرادت بايد سلاح هاشونو تحويل بدن

32:45.636 --> 32:47.836
ميشه شروع کنيم ؟
چيزاي زيادي هست که بايد درباره شون حرف بزنيم

32:48.076 --> 32:52.516
تنها چيزي که درموردش حرف ميزنيم
تسليم شدن شماست . بگيريدشون

33:05.200 --> 33:06.356
اين کارا چه معني اي داره ؟

33:06.596 --> 33:08.760
قاصد ما امنيت اين مذاکره
رو تضمين کرده بود

33:09.000 --> 33:13.076
فقط عدالت خداوند رو تضمين کرده بود

33:13.316 --> 33:16.076
اين قانون از هر شجاعت و افتخاري بالاتره

33:16.316 --> 33:20.156
آدماي کافر لياقت ندارن تا درموردشون
از قوانين جنگ استفاده بشه

33:20.396 --> 33:24.556
پيغام من همونيه که قبلأ واسه ي شهر فرستادم

33:24.796 --> 33:28.516
ريموند راجر تِرِنکاول اعدام خواهد شد

33:28.756 --> 33:32.400
مگر اينکه دروازه هاي شهر تا امشب باز بشه

33:33.676 --> 33:35.400
کارکاسونا

33:36.716 --> 33:38.040
کارش تمومه

33:41.316 --> 33:45.600
از جلوي چشمم دورش کنيد
! اونم همينطور

33:45.840 --> 33:47.796
! از اينجا ببريدشون

34:16.636 --> 34:18.840
خب ، چه خبر بانوي من ؟

34:19.080 --> 34:22.360
من دو تا از کتابايي که دنبالش
بوديد رو واستون آوردم

34:22.600 --> 34:28.876
سومي چي ؟ -
هنوز داخل دروازه هاي کارکاسوناست -

34:29.116 --> 34:32.996
ولي اگه به کمک من احتياج داري بايد
شرط من رو هم قبول کني

34:39.196 --> 34:42.280
چه شرطي ؟ -
اگه چيزي که از من ميخواي رو واست آوردم -

34:42.520 --> 34:45.599
تو هم بايد اجازه بدي تا موقع برگشتت به
بسمت شمال بعنوان همسرت به اونجا بيام

34:54.996 --> 34:58.996
پس خانواده و مردمت چي ميشن ؟

34:59.236 --> 35:00.920
هيچ کدوم از اونا واسم مهم نيست

35:55.596 --> 35:57.396
قبوله

36:00.436 --> 36:02.160
تو رو بعنوان همسرم قبول ميکنم

36:20.636 --> 36:24.240
بخاطر نجات جون لرد تِرِنکاول
قلعه مجبور به تسليم شد

36:24.480 --> 36:27.756
تمام ساکنين قلعه رو هم بيرون کردن

36:27.996 --> 36:30.036
اهالي کاتار رو هم اذيت کردن ؟

36:30.276 --> 36:33.636
، فقط تبعيدي ها رو . تمام مسيحي ها
يهودي ها و کاتارها بايد از اينجا برن

36:33.876 --> 36:35.876
هيچکي نميتونه چيزي رو با خودش ببره

36:36.116 --> 36:40.796
خدا رو شکر که پدرت زنده نبود تا
کارکاسونا رو توي دستاي شمالي ها ببينه

36:41.036 --> 36:44.080
گيلهِم دوماس و خواهرت هم
جزو زنداني ها بودن

36:44.676 --> 36:47.396
حداقلش اينه که خواهرم ديگه
نميتونه بهمون آسيبي بزنه

36:47.636 --> 36:50.120
تنها چيزي که الان اهميت داره
محافظت کردن از آخرين کتابه

37:23.640 --> 37:24.946
اين ديگه کيه ؟

37:25.491 --> 37:27.600
عمه ي منه
پاهاش درد ميکنه

37:35.988 --> 37:37.680
اين ديگه چيه ؟

37:38.428 --> 37:40.148
اين چيه ؟

37:42.108 --> 37:43.748
نگهش دار

37:51.228 --> 37:52.880
! احمق

38:28.942 --> 38:30.622
! بلند شو ! تکون بخور

38:40.662 --> 38:43.902
بايد همون دفعه ي اول ميکشتمت
حالا بهم بگو

38:44.142 --> 38:47.080
بانو آليس از شهر رفته ؟

38:49.582 --> 38:51.542
حرف بزن

39:30.622 --> 39:32.942
خيلي نگرانت بوديم

39:33.182 --> 39:36.720
لازم نبود
من ميتونم مراقب خودم باشم

39:43.262 --> 39:44.982
ساجه

39:47.742 --> 39:52.480
واسه ي چي نميري يه کم هيزم واسه ي آتيش
جمع کني . فکر کنم امشب خيلي سرد بشه

40:14.782 --> 40:19.302
تو ... به اين احتياج پيدا ميکني

40:22.382 --> 40:24.942
، با اين ميتوني راه "لاس سِرز" رو پيدا کني

40:25.182 --> 40:27.742
جايي که "حريف" منتظرته

40:30.102 --> 40:32.462
من نميتونم باهات به اين سفر ميام

40:32.702 --> 40:35.222
بدنم خيلي ضعيف شده

40:38.800 --> 40:40.422
من

40:42.542 --> 40:44.342
اينو فهميدم

40:47.102 --> 40:52.382
که چيزهاي زيادي هست که
بخواي واسشون جونت رو بدي

40:54.782 --> 40:57.782
يعني فقط سرنوشت نيست ؟

40:58.022 --> 41:03.982
کيه که حق داشته باشه ايمان
يک نفر رو به زور تغيير بده ؟

41:04.222 --> 41:07.960
مگه با اين فداکاري ها دنيا جاي بهتري ميشه ؟

41:09.342 --> 41:14.582
خداوند از خودش نگذشته
تا انسانها رو کافر بيافرينه

41:14.822 --> 41:18.382
و احتياجي هم نداره تا ما
همديگه رو بخاطر اون بکشيم

41:22.462 --> 41:27.382
به ساجه ياد بده که چطور زندگي
کردن رو دوست داشته باشه

41:27.622 --> 41:30.942
اون سرنوشت خاصي داره

41:31.182 --> 41:37.280
تو بايد کمکش کني تا به اون برسه
قول بده

41:37.520 --> 41:39.382
قول ميدم

42:20.942 --> 42:23.422
بعدأ وقت واسه ي گريه کردن هست

42:23.662 --> 42:27.000
ولي الان بايد واسه ي آينده مون فکر کنيم

42:29.862 --> 42:31.582
من حامله ام

42:39.902 --> 42:43.080
من مواظبت هستم ... مواظب هر دومون

42:45.320 --> 42:46.942
قول ميدم

43:14.360 --> 43:16.902
از خير حکومت به کارکاسونا بگذر

43:18.582 --> 43:19.960
تا منم بذارم که بري

43:21.662 --> 43:25.982
واقع بين باش ، مرد
اين سرزمين الان ديگه واسه ي منه

43:30.542 --> 43:34.382
شايد بتوني هزاران سال به
، اين سرزمين حکومت کني

43:34.622 --> 43:36.640
ولي هيچ وقت واسه ي تو نخواهد شد

43:37.662 --> 43:38.982
از اينجا برو

43:40.982 --> 43:43.662
تا شانسشو داري از اينجا برو

43:47.382 --> 43:49.880
من مُردن رو انتخاب ميکنم

44:11.022 --> 44:12.502
بيا جلو

44:16.982 --> 44:18.702
زانو بزن

44:28.382 --> 44:32.542
روتونو اونور کنيد
به اين مرد احترام بذاريد

44:40.982 --> 44:43.582
از خداي خودت طلب آمرزش کردي ؟

44:44.822 --> 44:46.542
آره

44:48.862 --> 44:50.582
تو چي ؟

45:18.622 --> 45:21.182
! گفتم روتونو اونور کنيد

45:45.462 --> 45:47.982
اين وظيفه ي رسمي من بود بهتون خبر بدم که

45:48.222 --> 45:51.840
امروز صبح لرد ريموند راجر تِرنکاول بر اثر تب

45:52.080 --> 45:55.622
جون خودش رو از دست داد

45:57.862 --> 46:03.302
، وقتي داشت آخرين نفس هاشو ميکشيد
از من خواست تا از قوانين

46:03.542 --> 46:05.640
و مردمش محافظت کنم

46:07.382 --> 46:12.222
بعد از کلي دعا ، من تصميم گرفتم تا

46:12.462 --> 46:17.600
اين وظيفه ي سخت رو قبول کنم

46:17.840 --> 46:19.462
، جنگ تموم شده

46:19.702 --> 46:25.662
ولي اين نهضت تا زماني که تمام کاتارهاي کافر

46:25.902 --> 46:28.662
از روي زمين برداشته نشده
! باشن ادامه پيدا ميکنه

46:31.582 --> 46:34.982
خداوند حافظ فرانسه باشه -
خداوند حافظ فرانسه باشه -

46:35.222 --> 46:37.720
! خداوند حافظ پاپ باشه

46:37.960 --> 46:39.631
! خداوند حافظ پاپ باشه

47:58.540 --> 48:01.580
خداوند بزرگ ، قدرتي به من عطا فرما

48:04.060 --> 48:07.320
، تا با اين کافران ضد مسيح مبارزه کنم

48:07.560 --> 48:10.160
، به نام پدر

48:10.400 --> 48:14.160
پسر و روح القُدس

48:14.400 --> 48:16.941
منو از اين امتحان سربلند گردان

49:10.781 --> 49:14.720
آقاي بايلارد
شما منتظر من بودين

49:14.960 --> 49:18.000
خيلي وقته که منتظرتم ، آليس

49:19.781 --> 49:22.701
من ميخوام بفهمم که چه اتفاقي
داره واسم ميافته

49:22.941 --> 49:27.760
خب ، چيزاي زيادي هست که از
قدرت درک انسان خارجه

49:29.421 --> 49:32.421
، من آدم مذهبي اي نيستم
و به روح هم اعتقاد ندارم

49:32.661 --> 49:35.621
ولي اينو ميدونم که يه ارتباطي
بين منو و آليس وجود داره

49:35.861 --> 49:38.621
اين يه ارتباط کاملأ مستقيمه

49:38.861 --> 49:43.261
درسته ، من شجره نامه ي خانوادگيمو
توي خونه ي عمه م ديدم

49:43.501 --> 49:45.821
آره ، اميدوار بودم که پيداش کني

49:48.101 --> 49:50.941
بيا . بايد با هم حرف بزنيم

49:57.640 --> 50:02.341
، اينکه احساس ميکني آليس نزديک توئه

50:02.581 --> 50:09.061
به اين خاطرِ که ما انسانها گذشته ي خودمونو
داريم با گوشت و خونمون انتقال ميديم

50:09.301 --> 50:13.741
زندگي و تاريخچه ي همه ي ما
انسانها خيلي پيچيده ست

50:14.880 --> 50:16.621
تو چيزاي زيادي درباره ي اون ميدوني

50:18.581 --> 50:22.560
من يه تاريخدانم . کارم اينه که صداي
مرگ رو از دل تاريخ بشنوم

50:25.400 --> 50:27.541
معني اون دالان پر پيچ و خم چيه ؟

50:36.301 --> 50:41.240
من قبلأ هم اين حلقه رو توي غار ديده بودم
اين واسه ي آليسه ، مگه نه ؟

50:41.480 --> 50:45.880
يِس بيو قبل از اينکه کشته بشه
اينو واسه ي من فرستاد

50:49.101 --> 50:53.661
من اونو توي آتيش ديدم . يعني اون
به همين وحشتناکي مرده ؟

50:53.901 --> 50:56.261
چقدر سؤال ميپرسي ، آليس

50:56.501 --> 51:00.861
ولي من شک دارم آماده ي
شنيدن جوابشونم باشي

51:05.501 --> 51:07.181
من آمادگيشو دارم

51:08.501 --> 51:11.061
تو درباره ي جام چي ميدوني ؟

51:11.301 --> 51:13.661
جام مقدس ؟

51:13.901 --> 51:18.640
همون جامي بود که مسيح نوشيدنيه آخرين
شامشو در اون خورد . اون فقط يه افسانه ست

51:18.880 --> 51:23.541
اون جام کاملأ واقعيه . و جام مقدس مسيحيان
، در هيچ کتاب افسانه شناسي اي نيومده

51:23.781 --> 51:26.461
ولي بعضي چيزا بيشتر از حد عادي
شامل گذشت زمان ميشن

51:26.701 --> 51:30.360
، اون اصلأ يه جام نيست
هيچ وقت هم نبوده

51:30.600 --> 51:33.341
ولي

51:33.581 --> 51:36.480
قدرت طولاني کردن عمر انسان رو

51:37.221 --> 51:38.901
تا هزاران سال داره

51:41.541 --> 51:47.501
اينکه دروغها در دل اون دالان
وجود دارن کاملأ واقعيه

52:01.920 --> 52:04.960
به اينجا خوش اومدي ، آليس

52:06.581 --> 52:10.280
مادربزرگت روح بسيار زيبايي داشت

52:10.520 --> 52:14.341
واسه ي همينم اين جهان قدرت نگهداريشو نداشت

52:14.581 --> 52:16.701
ممنون

52:16.941 --> 52:20.741
... اينم خدمتکار منه
دوستم . ريکسند

52:20.981 --> 52:23.901
ميبينم که حامله اي

52:24.141 --> 52:27.181
فقط چند هفتشه
تو از کجا فهميدي ؟

52:27.421 --> 52:32.541
در کل عمرم طولانيم ، مادران حامله ي
زيادي رو ديدم . بيايد داخل

52:32.781 --> 52:34.000
بايد استراحت کني

52:36.341 --> 52:38.461
من کتابو يه جاي امن گذاشتم

53:20.941 --> 53:23.661
اين غار از چيزي که داري محافظت ميکنه

53:26.701 --> 53:30.461
خيلي خوبه
اون يکي چي ؟

53:30.701 --> 53:33.461
برتراند -
برتراند -

53:33.701 --> 53:36.941
خيلي خوبه . ببينم ميتوني اسم خودتو بنويسي

53:37.181 --> 53:38.861
بيا . سعيتو بکن

54:16.261 --> 54:17.781
اونا پيدامون کردن

54:22.661 --> 54:24.381
! حريف

54:40.301 --> 54:41.501
آليس

54:41.741 --> 54:45.901
تو بايد

54:47.501 --> 54:49.181
جاي منو بگيري

54:50.381 --> 54:54.360
از اين به بعد هدايتگر تويي

54:54.960 --> 54:57.661
ولي من نميتونم
آمادگيشو ندارم

54:59.741 --> 55:03.301
هر موقع وقتش برسه خودت ميفهمي

55:07.221 --> 55:11.541
من نميتونم جاي تو رو بگيرم
نميتونم . نميتونم جاتو بگيرم

55:11.781 --> 55:18.720
تو از قبل اين کارو کردي
سالهاست که انتخاب شدي

55:52.261 --> 55:57.040
وقتي "حريف" مُرد نزديک
به 500 سال سن داشت

55:57.280 --> 56:02.480
اون اعتقاد داست عمر طولاني اي که

56:02.720 --> 56:04.901
، جام به ما ميده

56:05.141 --> 56:08.301
بايد گواهي بر بياد آوردن تاريخچه ي ما باشه

56:23.821 --> 56:27.221
يه سفر خيلي طولاني پيش رومونه

56:27.461 --> 56:29.240
بايد بريم

56:29.480 --> 56:31.261
کجا ؟

56:31.501 --> 56:35.760
فکر کنم خودت بدوني کجا

56:54.273 --> 56:58.759
خودت بزودي ميفهمي که
جاودانگيه جام کاملأ واقعيه

56:59.960 --> 57:01.328
خيلي احمقي

57:05.288 --> 57:07.768
! خدا

57:08.008 --> 57:10.648
پاول ، نقشه مون يه کم عوض شده

57:10.888 --> 57:14.208
قرارمون تا يک ساعت ديگه
توي "پيک دي سولارک" جايي که ماشنم پارک شده

57:14.448 --> 57:17.488
شِلا اودانل گفت که تا يه ساعت
ديگه توي غار منتظرمونه

57:17.728 --> 57:19.728
قبلش من بايد باهات حرف بزنم

57:22.568 --> 57:28.328
بايد اينو بدوني که يه نفر ديگه هم پاش توي
اين ماجرا باز شده . يه نفر به اسم ويل

57:28.568 --> 57:32.328
يکي که اون دالان رو توي خونه ي
ماري سِسيل بهم نشون داد

57:32.568 --> 57:34.328
اون يکي از دوستاي ماري سِسيله ؟

57:35.208 --> 57:36.888
عاشقشه

57:38.888 --> 57:40.648
ولي دوست داشتي عاشق تو بود

57:41.728 --> 57:43.528
نه

57:43.768 --> 57:46.240
يعني نميدونم
من فقط دلم ميخواد ببينمش

57:46.888 --> 57:49.528
شايد بتونه شايستگيشو بهت ثابت کنه

57:51.208 --> 57:53.440
فقط زمان اينو مشخص ميکنه

57:59.888 --> 58:02.688
داستان زندگيه آليس رو تموم نکردي

58:04.968 --> 58:09.968
آليس و بقيه ، سالها در
قلعه ي "مونتس گور" زندگي کردن

58:10.208 --> 58:14.168
هر چند ، سربازان دشمن کنترلِ
جنوب رو بدست گرفته بودن

58:14.880 --> 58:18.083
ولي عاقبت روزي رسيد که اونا هم خودشونو
در معرض حمله ي دشمن ديدن

58:20.648 --> 58:25.048
کاتارها نيروهاشونو جمع کرده بودن ، اونا ميخواستن
، تا آخرين شانسشونو واسه ي آزادي امتحان کنند

58:25.288 --> 58:28.520
و اعتقاد خودشونو به کُرسي بشونن

58:28.760 --> 58:31.880
بعضي هاشون با جنگ مخالفت کردن و
بعضي ها هم مرگ رو انتخاب کردن

58:32.929 --> 58:37.200
بانو آليس و ريکسند هم يکي از اونا بودن

58:39.448 --> 58:43.640
! شماها کافريد و بايد جزاش رو بديد

58:43.880 --> 58:45.968
! انکارش کن

58:51.808 --> 58:53.488
اين آخرين فرصتته
حرفتو پس بگير

58:53.728 --> 58:55.488
ريکسند ، خواهش ميکنم

58:55.728 --> 58:58.568
تو نبايد اين کارو بکني
اعتقادتو انکار کن

58:58.808 --> 59:04.040
ببين ، ببين ، من اين برگه هاي کاغذ رو
شبيه کتاب درست کردم

59:04.280 --> 59:06.320
، فقط ميخوام قبل از اينکه بپرم توي آتيش

59:06.560 --> 59:10.568
اينا رو بهشون نشون بدم تا خيال کنن
که اون کتاب هم با من سوخته

59:10.808 --> 59:12.680
اونا فکر ميکنن کتاب از بين رفته

59:13.448 --> 59:17.848
اونوقت ديگه دنبال تو نميگردن
اين بهت يه فرصت ميده تا فرار کني

59:18.088 --> 59:23.288
نميتونم بذارم يه همچين کاري بکني -
وقتي من دارم ميميرم ، چرا همچين کاري نکنم ؟ -

59:23.528 --> 59:27.520
تو نبايد بميري
بايد اعتقاد خودتو انکار کني

59:28.328 --> 59:33.728
نه . من انتخاب خودمو کردم
دلم ميخواد با اعتقاد خودم بميرم

59:33.968 --> 59:38.240
ببين ، قبل از اينکه چيزي رو به اوريان
لو بدم بايد بندازمش توي آتيش

59:38.480 --> 59:40.688
من با تمام نيروم خداوند رو دعا ميکنم

59:44.008 --> 59:46.480
من نميذارم

59:46.720 --> 59:49.368
من مثل يه خدمتکار زندگي کردم ، بانوي من

59:49.608 --> 59:53.360
خواهش ميکنم ، وقتي خودم تصميم گرفتم
بميرم اين اجازه رو بهم بديد

01:00:05.648 --> 01:00:08.328
شايد خداوند امروز تو رو در آغوش بگيره

01:00:12.280 --> 01:00:14.048
من هيچ وقت فراموشت نميکنم

01:00:20.248 --> 01:00:22.280
بخاطر منم که شده خوشحال باشيد ، بانوي من

01:00:45.320 --> 01:00:48.960
! لعنت به آواز خوندنتون
! صداشونو خفه کنيد

01:02:03.568 --> 01:02:06.360
! اوريان -
آليس ؟ -

01:02:08.160 --> 01:02:10.480
! اوريان

01:02:16.600 --> 01:02:18.240
! آليس

01:02:53.928 --> 01:02:58.808
اسکلاموند ميگفت چيزي بدتر از
مُردنِ بدون اعتقاد نيست

01:02:59.048 --> 01:03:00.768
حق با اون بود

01:03:02.568 --> 01:03:03.920
تو هم اعتقادتو انکار ميکني ؟

01:03:06.128 --> 01:03:09.568
من هر چي که اونا ميخوان بشنون
رو توي دادگاه بهشون ميگم ؟

01:03:09.808 --> 01:03:11.928
ديگه هيچي واسه م مهم نيست

01:03:13.448 --> 01:03:16.408
تمام اين مسائل بخاطر برتراند و توئه

01:03:24.608 --> 01:03:26.648
تو بايد بدوني که من چقدر عاشقتم

01:03:28.408 --> 01:03:32.088
، از وقتي که يه پسر بچه بودم
عاشقت شدم

01:03:34.248 --> 01:03:38.288
من ازدواج کردم ، ساجه -
با مردي که بهت خيانت کرد -

01:03:38.528 --> 01:03:40.488
با مردي که پدر بچه ي منه

01:03:46.648 --> 01:03:52.528
يعني ما ديگه نميتونيم مثل قديما فقط با
هم دوست باشيم ؟ خواهش ميکنم

01:04:05.448 --> 01:04:08.768
ارزششو داشت ؟

01:04:09.008 --> 01:04:11.128
اعتقادشون چيزي بود که ارزش
مردن بخاطرش رو داشته باشه ؟

01:04:13.288 --> 01:04:15.840
فقط خداوند ميتونه جواب اين سؤال رو بده

01:04:18.048 --> 01:04:22.688
ولي من در تمام طول عمر طولانيم
هيچ وقت نذاشتم که اسم هاشون

01:04:22.928 --> 01:04:26.488
و افتخاراتشون از يادها بره

01:04:30.648 --> 01:04:33.288
جاي کتاب امنه ؟ -
آره -

01:04:35.328 --> 01:04:37.968
، بزودي شب ميشه
راه خودتو بطرف پايين کوهستان ادامه بده

01:04:38.208 --> 01:04:40.851
برتراند و من اونجا منتظرتيم

01:04:50.928 --> 01:04:53.840
اسمتون ؟ -
ساجه دي سِرويان -

01:04:54.080 --> 01:04:56.408
شما قول ميديد که يه خدمتگذار صادق
براي کليساي مقدس کاتوليک باشيد ؟

01:04:56.648 --> 01:04:58.288
قول ميدم

01:04:58.528 --> 01:05:03.280
بيشتر کافرهايي که قبلأ اينجا اومدن فقط
دورغ گفتن تا زندگيشونو نجات بدن

01:05:03.520 --> 01:05:05.320
من دروغ نميگم

01:05:07.608 --> 01:05:08.880
حرفتو باور نميکنم

01:05:09.120 --> 01:05:11.280
! زندانيش کنيد

01:05:11.520 --> 01:05:13.688
! چرا ؟ من که قول دادم

01:05:15.368 --> 01:05:16.840
اسمت چيه ؟

01:05:17.080 --> 01:05:18.520
برتراند

01:05:18.760 --> 01:05:22.800
برتراند ؟ برتراند چي ؟

01:05:25.328 --> 01:05:27.480
اينم با همون ياروئه ، دي سِرويان

01:05:28.248 --> 01:05:30.160
بهت گفته بودم که آليس يه بچه داشته

01:05:30.728 --> 01:05:35.208
پدرشم يکي از اهالي شهره
به اسم ساجه دي سِرويان

01:05:35.448 --> 01:05:40.368
خواهر درستکار من از يه آدم بي اصل و نسب
يه بچه ي حرومزاده داشته

01:05:40.608 --> 01:05:42.928
حالا که چي ؟

01:05:44.648 --> 01:05:47.888
مادربزرگ اون اسکلاموند جادوگر بوده

01:05:48.128 --> 01:05:51.368
اونا تمام اين مدت متحد شده بودن تا از کتاب
محافظت کنن . شايدم هنوز کتاب پيش اونا باشه

01:05:51.608 --> 01:05:53.888
اون کتاب با خواهرت سوخت

01:05:54.400 --> 01:05:57.500
آليس هيچ وقت يه کاتار نبود
پس واسه ي چي بايد واسشون بميره ؟

01:05:57.600 --> 01:05:58.600
واسه ي اينکه تو رو شکست بده

01:05:58.840 --> 01:06:01.288
شايدم اين فقط يه حقه باشه

01:06:01.528 --> 01:06:07.328
خودتم ديدي که اون خودشو آتيش زد . ديگه
دستت به اون جام نميرسه ديوونه

01:06:07.568 --> 01:06:11.408
حتي اگر که اون مُرده باشه ، شايد
کتابو پيش دخترش گذاشته باشه

01:06:11.648 --> 01:06:13.248
خب ، پس خودت برو و ببين

01:06:13.488 --> 01:06:16.968
چون من ديگه با اون جام کاري ندارم

01:06:18.448 --> 01:06:20.160
و "دي سِروان" چي ؟

01:06:20.400 --> 01:06:23.880
اگه اين چيزيه که تو ميخواي ، من
يه نفرو ميفرستم تا اونو بکشه ، عزيزم

01:06:27.880 --> 01:06:29.928
بذار يه نگاهي هم به اونجا بندازيم

01:06:47.928 --> 01:06:50.648
کدومشون برتراند دي سِروانه ؟

01:07:01.448 --> 01:07:04.888
ميدوني که چيکار بايد بکني ؟

01:07:05.128 --> 01:07:07.040
بايد منو ببري توي همون غاري که جام توشه

01:07:31.311 --> 01:07:33.160
اوريان کجاست ؟

01:07:39.168 --> 01:07:43.848
توي محوطه هستش . دنبال
يه دختر ميگرده

01:07:45.448 --> 01:07:47.608
دخترِ خواهرش و ساجه

01:07:55.422 --> 01:08:01.880
وقتي داري تو آتش جهنم ميسوزي ياد باشه
که گيلهِم دوماس تو رو فرستاده اونجا

01:08:13.954 --> 01:08:14.963
منو از کجا ميشناسي

01:08:15.645 --> 01:08:16.926
ساکت ، اوريان همينجاهاست

01:08:17.772 --> 01:08:18.840
خودم ميبرمت پيش آليس

01:08:36.547 --> 01:08:40.880
اين کارا واسه ي چيه ؟ شِلا
توي اون غار منتظرمونه

01:08:41.120 --> 01:08:43.147
شِلا اودانل مُرده

01:08:44.210 --> 01:08:46.080
درباره ي چي داري حرف ميزني ؟

01:08:46.320 --> 01:08:50.370
اون هيچ وقت سعي نميکرد از من
اخاذي کنه . چون خيلي ضعيف بود

01:08:50.610 --> 01:08:53.330
تو مجبورش کردي تا باهام تماس بگيره

01:08:53.570 --> 01:08:55.800
تو ديوونه شدي

01:08:56.040 --> 01:09:00.930
اين دعاهاي بچه گانت به کليساي کاتوليک
هميشه منو اذيت ميکرد

01:09:01.170 --> 01:09:05.290
نميتونستم به اين فکر نکنم که تو لياقت
اين کارو داري يا نه ، ولي بالاخره فهميدم

01:09:05.530 --> 01:09:09.120
، که قصد تو محافظت از اون جام نيست
بلکه ميخواي نابودش کني

01:09:09.360 --> 01:09:15.159
اون جام يه وسيله ي کفرآميزه ، چيزيه که
مذهب حقيقي رو نابود ميکنه

01:09:50.280 --> 01:09:54.050
آليس ، تو سرنوشت خيلي خاصي
داري که الان داخل اون غاره

01:09:54.290 --> 01:09:56.490
ولي بايد تصميمتو بگيري

01:09:58.130 --> 01:10:00.720
تو همين الانشم ميتوني برگردي

01:10:05.850 --> 01:10:07.600
دنبالم بيا

01:10:26.770 --> 01:10:29.320
اونا غاري که جام توشه رو پيدا کردن

01:10:38.320 --> 01:10:40.240
منتظر دستور من بمون

01:10:40.480 --> 01:10:44.530
نه ، تو نبايد بري اون تو
اونجا يه جاي مقدسه

01:10:52.280 --> 01:10:53.850
بلند شو

01:11:03.040 --> 01:11:06.720
بگردش . ببين اون يکي کتاب باهاش هست -
بذار اون بره ، اوريان -

01:11:09.400 --> 01:11:11.250
ميدونستم که مردنت فقط يه حقه بوده

01:11:14.760 --> 01:11:16.800
! آليس

01:12:01.080 --> 01:12:02.240
! مامان

01:12:04.840 --> 01:12:09.224
من ميرم . خودم دخترتو نجات ميدم -
دخترمون -

01:12:09.464 --> 01:12:11.584
برتراند ، دخترِ منو توئه

01:13:04.424 --> 01:13:06.240
اوريان

01:13:06.944 --> 01:13:09.584
خواهش ميکنم . تو رو خدا بذار اون بره

01:13:12.384 --> 01:13:16.024
پدرمون اون راز رو به من داد
من نميتونم بهش خيانت کنم

01:13:17.424 --> 01:13:20.480
تو هيچ وقت نفهميدي ، نه ؟ -
چي رو ؟ -

01:13:20.720 --> 01:13:24.344
پِلِتير پدر من نبود
واسه ي همينم از من متنفر بود

01:13:24.584 --> 01:13:27.240
اون منو بخاطر گناهي که مادرمون
انجام داده بود مقصر ميدونست

01:13:29.744 --> 01:13:33.384
ولي من کشتمش
مسمومش کردم

01:13:42.224 --> 01:13:43.904
خدا تو رو ببخشه

01:13:45.624 --> 01:13:47.880
من دو تا از کتابا رو دارم
حالا سوميش رو بايد بهم بدي

01:13:50.384 --> 01:13:54.544
در عوض دخترم اين کارو ميکنم -
خودمم دلم نميخواد اونو بکشم ، ولي اين کارو ميکنم -

01:13:56.784 --> 01:13:57.920
بدش به من

01:14:16.920 --> 01:14:19.200
بدو . بدو ! دوستت دارم

01:14:51.264 --> 01:14:52.720
دخترم

01:14:54.960 --> 01:14:56.520
تو داري ميلرزي

01:15:24.904 --> 01:15:27.504
آخرين کتاب کجاست ؟
بهم بگو

01:15:29.104 --> 01:15:30.824
نه ، اوريان

01:15:32.784 --> 01:15:34.344
ديگه ازت نميپرسم

01:15:39.264 --> 01:15:41.904
اگه منو بکشي ، ديگه هيچ وقت
دستت بهش نميرسه

01:15:57.840 --> 01:15:58.960
! بهم بگو

01:16:05.464 --> 01:16:07.184
، ساجه دي سِروان

01:16:09.824 --> 01:16:11.504
پدرت بچه ت

01:16:13.224 --> 01:16:14.904
حتمأ کتاب پيش اونه

01:16:18.944 --> 01:16:21.944
من هميشه روي حرفم هستم

01:16:40.544 --> 01:16:42.040
منو ببخش

01:16:42.544 --> 01:16:44.624
خيلي وقتِ پيش تو رو بخشيده بودم

01:16:48.600 --> 01:16:51.864
، هر وقت که به برتراند نگاه ميکردم

01:16:52.104 --> 01:16:53.320
ميتونستم تو رو ببينم

01:17:09.464 --> 01:17:12.944
اونجا يه نوره -
يه نفر اينجاست -

01:17:22.144 --> 01:17:23.664
! ويل

01:17:26.224 --> 01:17:29.824
، دختره قشنگتر از اون چيزيه که فکر ميکردم
ولي بايد نا اميدت کنم ، ويل

01:17:30.064 --> 01:17:34.664
ميتونستي يه نفر بهترو پيدا کني -
مثل کي ، تو ؟ فکر نکنم -

01:17:41.000 --> 01:17:45.584
اگه اون حلقه رو بهم ندي به دوست پسرت
شليک ميکنم . پس بدش به من

01:18:07.040 --> 01:18:08.680
يک دفعه اي چِش شد ؟

01:18:09.664 --> 01:18:11.440
جام همينجا بين ماست

01:18:30.864 --> 01:18:35.760
منم مثل اون چاقو خوردم . همه چي درباره ي
منه ، مگه نه ؟ من کليد اين معما هستم

01:18:36.144 --> 01:18:38.144
اون جام در وجود منه

01:18:38.384 --> 01:18:43.184
درست همونجور که در وجود آليس بود
و قبل از اون در وجود حريف

01:18:43.424 --> 01:18:49.824
، وقتي کتابها و هدايتگرِ واقعي به هم بپيوندند
جام خودشو نشون ميده

01:18:52.384 --> 01:18:56.424
جام واسه ي منه . بدش من ، وگرنه ميکشمت

01:18:56.664 --> 01:19:00.944
به محض اينکه آليس وارد غار
شد ، جام خودشو نشون داد

01:19:01.184 --> 01:19:06.104
اون تمام اين مدت با ما بود
هدايتگر واقعي اونه ، نه تو

01:19:14.504 --> 01:19:17.824
اگه اون جام رو بهم ندين ، دختره نفرِ بعديه

01:19:43.184 --> 01:19:46.760
حالا بايد چيکار کنم ؟ -
فقط بايد راه اون دالان رو دنبال کني -

01:19:47.384 --> 01:19:51.264
اين همون طول عمريه که دنبالش بودي
جام بقيه کارا رو خودش ميکنه

01:19:51.840 --> 01:19:58.160
ولي بهت هشدار ميدم ، تو هدايتگر نيستي
اين کارت نتيجه ي خيلي بدي داره

01:20:15.960 --> 01:20:17.480
چه اتفاقي واسه ي اون ميافته ؟

01:20:20.984 --> 01:20:25.304
همونطور که دوست داشت سالهاي
، خيلي زيادي به عمرش اضافه ميشه

01:20:27.584 --> 01:20:30.344
ولي اين کارش باعث ميشه يه دفعه اي پير بشه

01:20:31.864 --> 01:20:35.024
و قطعأ از تصميمي که گرفته پشيمون ميشه

01:20:36.944 --> 01:20:39.920
ولي باز اين انتخابيه که خودش کرده
چون من به اندازه ي اون خوش شانس نبودم

01:20:44.468 --> 01:20:49.704
اين آليس بود که اين سرنوشت
رو براي من انتخاب کرد

01:21:22.160 --> 01:21:24.280
هي ... دستمو بگير

01:21:30.640 --> 01:21:34.000
ديگه واسه ي ما خيلي دير شده ، ساجه -
نه -

01:21:34.240 --> 01:21:37.840
من ميتونم کمکت کنم . ميتونيم از بقيه
کمک بگيريم . حتمأ کمکمون ميکنن

01:21:38.080 --> 01:21:42.360
الان فقط يه راه هست که
ميتوني کمکم کني ، ساجه

01:21:42.600 --> 01:21:45.000
تو بايد قدرت جام رو بدست بياري

01:21:46.400 --> 01:21:49.080
مواظب برتراند باش

01:21:49.454 --> 01:21:54.760
اسکلاموند ازم خواست که کمکت کنم
زنده بموني . بذار سر قولم بمونم

01:22:04.894 --> 01:22:06.614
ساجه ؟

01:22:08.134 --> 01:22:09.854
تو ساجه بودي

01:22:12.614 --> 01:22:14.334
آره

01:22:20.134 --> 01:22:23.800
تو ميتوني با اين قدرت کاراي بزرگي بکني
داستان ما رو به همه بگو

01:22:27.374 --> 01:22:29.414
کشتار مردممون رو

01:22:35.254 --> 01:22:36.974
کمکمون کن تا دوباره زندگي کنيم

01:22:41.934 --> 01:22:43.614
منم اين کارو بخاطر اون کردم

01:22:45.774 --> 01:22:47.614
و همينطور سرزميني که دوستش داشتم

01:22:53.014 --> 01:23:00.974
ولي اگه ميدونستم که قراره سالها تنها بمونم

01:23:03.094 --> 01:23:04.854
اون پيشنهاد رو رد ميکردم

01:23:06.734 --> 01:23:11.694
ولي تو موفق شدي ، ساجه
کاري که آليس ازت خواسته بود رو انجام دادي

01:23:11.934 --> 01:23:14.814
خودت گواه همه چيزي
تو حقيقت رو گفتي

01:23:16.574 --> 01:23:18.254
و اين حقيقت

01:23:20.094 --> 01:23:22.174
باعث آزاديت ميشه

01:23:29.534 --> 01:23:31.094
چيکار بايد بکنم ؟

01:23:32.094 --> 01:23:33.814
کتابها

01:23:35.054 --> 01:23:37.094
بايد کتابها رو برداري

01:24:05.054 --> 01:24:07.174
ديگه لازم نيست بترسي

01:24:10.800 --> 01:24:13.214
قدم به قدم ، راهت رو ادامه بده

01:24:22.694 --> 01:24:27.800
خداحافظ ... دوست من

01:24:28.094 --> 01:24:29.934
من عاشقش بودم

01:24:32.334 --> 01:24:34.174
، و اگه همه چيز درست پيش بره

01:24:36.294 --> 01:24:39.240
بايد دوباره اونو ببينم

01:24:45.694 --> 01:24:50.254
الان من بايد چيکار کنم ؟
بايد اون جام رو بردارم ؟

01:24:50.494 --> 01:24:54.094
بايد هدايتگر بعدي من باشم ؟ -
آليس -

01:24:56.574 --> 01:24:58.214
عشق رو انتخاب کن

01:26:14.814 --> 01:26:17.734
الان ديگه کوهستان ميتونه راز
تو رو پيش خودش نگه داره

01:26:26.254 --> 01:26:27.974
آليس ، زودباش

01:26:31.854 --> 01:26:33.894
نميتونم بدوم
نميوتنم بدوم

01:26:34.134 --> 01:26:35.854
ميدونم . ميدونم

01:26:41.171 --> 01:26:42.891
زودباش ! بايد از اينجا بريم

01:27:25.891 --> 01:27:27.411
گيلهِم ؟

01:27:30.891 --> 01:27:32.571
گيلهِم ؟

01:27:43.731 --> 01:27:48.651
من اينجام ، عزيزم . کنارتم

01:27:50.611 --> 01:27:52.491
براي هميشه

01:29:54.451 --> 01:30:02.371
آليس ، من اين زندگيه طولاني اي که تو بهم
، داده بودي رو با قلبي نا اميد تحمل کردم

01:30:02.611 --> 01:30:07.891
نا اميدي اي که اونقدر گسترش پيدا
کرد تا تمام قلبمو گرفت

01:30:10.371 --> 01:30:16.811
ولي الان چيزايي که تو هميشه
ميدونستي رو دارم ميبينم

01:30:17.051 --> 01:30:20.891
اينکه حقيقت جام در اون کتابها نبود

01:30:21.131 --> 01:30:26.800
بلکه در عشقي بود که از نسلي به نسل
ديگه منتقل ميشه

01:30:27.331 --> 01:30:31.611
حقيقت هميشه در اعماق
وجود ما ، داخل سنگها

01:30:34.611 --> 01:30:38.091
و صخره ها و عوض شدن فصول بوده

01:30:42.516 --> 01:30:48.560
و هيچ وقت داستانهاي مشترک
ما انسانها از بين نميره

01:31:03.371 --> 01:31:06.571
مونتس گور يکي از پر معني ترين
قلعه ها براي تمام کاتارها بود

01:31:06.811 --> 01:31:11.531
، وقتي در سال 1209 جنگ شروع شد
، اونجا مثل پناهگاهي بود

01:31:11.771 --> 01:31:15.451
، که شجاعتها رو در دل خودش نگه داشت
و در آخر ، جايي براي تراژدي بزرگ

01:31:15.691 --> 01:31:17.720
شايد باور کردن اين موضوع
، واستون خيلي سخت باشه

01:31:17.960 --> 01:31:22.371
ولي نزديک 400 نفر داخل و خارج
اين ديوارها زندگي ميکردن

01:32:27.291 --> 01:32:31.205
فقط بايد اينو بهت بگم که من از يه
رابطه ي خيلي بد خلاص شدم

01:32:34.366 --> 01:32:35.520
آره

01:32:37.491 --> 01:32:38.546
منم همينطور

01:32:47.000 --> 01:33:05.000
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:33:05.024 --> 01:33:25.024
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.