﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.000
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:22.010 --> 00:23.000
!زنگوله

00:29.530 --> 00:31.860
!غ-غیر ممکنه

00:32.610 --> 00:36.390
.ا-اون جا خیابون .....شیشم هستش

00:36.750 --> 00:39.110
...اص-اصلحه خانه

00:39.110 --> 00:41.390
..از اهن ساخته شده

00:41.390 --> 00:43.610
!مرکز تفتیش عقاید

00:43.610 --> 00:47.270
!ق-قلعه ای که من از صفر ساختمش

00:48.510 --> 00:50.320
!چ-چرا؟

00:50.320 --> 00:52.340
!چرا این اتفاق افتاد؟

00:57.590 --> 01:00.650
!فکر میکنی داری چیکار میکنی؟ لعنت بهت

01:02.550 --> 01:05.790
چطوره برات یه داستان کوتاهی رو تعریف کنم،ها؟

01:06.130 --> 01:10.040
...یه داستان،خیلی خیلی ناراحت کننده از گذشته

01:06.130 --> 02:40.050
.::   @bollbolljan_com  ::.

02:40.050 --> 02:46.060
با مشتانی همچون ستاره های دنباله دار

02:42.030 --> 02:44.340
"با مشتانی همچون ستاره های دنباله دار"

02:46.930 --> 02:49.260
،درست پونزده سال قبل

02:49.260 --> 02:53.260
تفتیش عقاید بچه
های الوده شده رو جمع کرد

02:53.260 --> 02:56.490
و نقشه ای کشید که اون بچه ها
. رو تبدیل به سرباز هایی برای خودشون بکنن

02:57.140 --> 03:00.130
...پوست،هنس و گراتا

03:00.130 --> 03:02.550
،روی اون بچه ها اسم نیروی دفاعی رو گذاشتن

03:02.550 --> 03:05.880
توسط مردم شهر رامبل هم به
خوبی ازشون استقبال شد

03:05.880 --> 03:10.530
و بعدش توی یه زندانی که تبهکار ها و مهاجران
. غیر قانونی توش بودن انداختنشون

03:11.330 --> 03:14.250
،هر روز توی اون زندان شبیه جهنم بود

03:14.780 --> 03:18.250
ولی هنوزشم،اون بچه ها به همدیگه قوت قلب میدادن

03:18.250 --> 03:19.850
. و تمام تلاششون رو برای زنده موندن میکردن

03:20.270 --> 03:21.590
...بعدش،یک روز

03:21.960 --> 03:24.070
!از اون جا بیاین بیرون،نیروی دفاعی

03:24.070 --> 03:25.860
!من به هیچ جادوگری نیاز نداریم

03:25.860 --> 03:27.820
!از شر اون موش های کثیف خلاص بشید

03:27.820 --> 03:29.940
!از اون الوده ها خلاص بشید

03:29.630 --> 03:31.210
.من ترسیدمه

03:29.940 --> 03:32.710
!از اون الوده ها خلاص بشید

03:31.800 --> 03:33.600
.م-مشکلی پیش نمیاد

03:32.710 --> 03:35.220
!از اونجا بیاید بیرون،جادوگر ها

03:34.450 --> 03:38.500
چرا این بلا ها باید سر ما بیاد؟

03:35.220 --> 03:38.500
!از اونجا بیاید بیرون،جادوگر ها

03:38.500 --> 03:40.300
به این خاطر که هیولا هستیم؟

03:48.540 --> 03:51.120
.شما بچه ها هیولا نیستید

03:51.120 --> 03:53.300
.به اون فریاد های بیرون هیچ اعتنایی نکنید

03:53.300 --> 03:55.310
.اونا به زودی خسته میشن و تمومش میکنن

03:55.310 --> 03:59.450
،یا اگه هووز فریاد هاشون اذیتتون میکنه
.فقط اینکار رو بکنید

04:07.900 --> 04:09.770
.تو واقعا بد میزنی

04:10.890 --> 04:12.520
!بدی!خیلی بدی

04:17.140 --> 04:18.520
اقاهه ،شما کی هستین؟

04:18.520 --> 04:21.430
.اسم من اکسیمور هستش

04:21.430 --> 04:23.940
.و،بیا.میتونی نگهش داری پیش خودت

04:26.490 --> 04:28.230
.موستیقی چیز خیلی خوبیه

04:28.230 --> 04:30.260
،حتی از سد زبون ها و فرهنگ های مختلف هم میگذره

04:30.260 --> 04:32.970
.یه ریتم زیبا میتونه قلب رو رام بکنه

04:33.570 --> 04:38.420
یه روزی،شما هم کسی رو پیدا میکنید که
.موستیقی وجودتون رو به وجود بیاره

04:39.050 --> 04:42.070
.پس بهتره که از همین الان تمرین رو شروع کنین

04:42.070 --> 04:43.890
.یلا،امتحان کن

04:43.890 --> 04:45.550
.ب-باشه

04:48.430 --> 04:49.430
ها؟

04:51.030 --> 04:53.430
!تو که مثل خودم خیلی بد میزنی

04:57.070 --> 05:01.940
اکسیمور فضای زندان رو عوض
. کرد،حتی اگه خیلی کم بوده باشه

05:02.630 --> 05:03.690
...ولی

05:03.690 --> 05:06.690
.ولی یه نفر بود که از تغییر خوشش نمیومد

05:24.370 --> 05:25.220
..هی

05:27.030 --> 05:31.300
،یه نفر بهتون یه شکلات میده
.و همین کافیه که شما رو احمق خودش بکنه

05:31.300 --> 05:33.850
.شما واقعا شبه حیوون ها هستین

05:33.850 --> 05:36.730
.نه،حتی کمتر از اونا....شما ها هیولایین

05:37.380 --> 05:41.400
.فقط نگاه کردن بهتون حالمو بهم میزنه

05:41.400 --> 05:45.990
.برید گوشه زندان جمع بشید،حیوون ها

05:46.540 --> 05:47.990
...یا که اینکه

05:49.570 --> 05:50.850
چه اتفاقی افتاده؟

05:51.940 --> 05:54.600
.هیچی،سرگرد اکسیمور

05:54.600 --> 05:57.340
.من فقط داشتم بهشون اختار میدادم که توی شب ساکت باشن

05:58.670 --> 06:01.700
تو کونارد هستی،درسته؟

06:01.700 --> 06:03.540
چرا اون کمون دستته؟

06:04.250 --> 06:06.970
این یه وسلیه محافظتی
. برای مواقع خطرناک هستش،قربان

06:06.970 --> 06:12.650
من شنیدم که رفتار تو با مهاجر ها
. و این بچه ها مشکل ساز هستش

06:13.070 --> 06:17.610
،ولی کونارد،اون بچه ها هم انسان هستن
.درست مثل تو ومن

06:17.610 --> 06:21.110
تو داری میگی که من مثل الوده ها و مهاجر ها هستم؟

06:21.110 --> 06:22.320
.دقیقا

06:22.320 --> 06:26.510
ناتوانی تو در قبول افرادی که مثل تو
. نیستن چیزی هستش که تو رو ضعیف میکنه

06:26.510 --> 06:29.360
من...ضعیفم؟

06:30.900 --> 06:31.870
مشکلی هست؟

06:32.700 --> 06:36.170
.نه،قربان.من دیگه مرخص میشم

06:42.630 --> 06:44.450
...بعدش،اون شب

06:46.880 --> 06:50.470
،اون مرد،که خودش دوست ما معرفی میکرد
سلول رو باز کرد

06:50.470 --> 06:52.390
.و گذاشت که بچه ها فرار کنن

06:53.020 --> 06:55.910
ولی اون بچه ها خیلی کوچیک و ساده لوح بودن

06:56.390 --> 07:00.820
که متوجه بشن
. اون حیله کثیف کونارد بودش

07:02.460 --> 07:07.280
چیزی که منتظر اون بچه ها بود خیلی بدتر
. از اون جهنمی بود که توی زندان تحمل میکردن

07:08.100 --> 07:12.230
، کونارد قبلا این خبر که نیروی دفاعی فرار کرده رو بود پخش کرده بود

07:12.930 --> 07:15.710
وحشت رو توی مردم شهر انداخته بود

07:16.290 --> 07:20.570
. و به سرعت ذهن هاشون رو به سمت ادمکشی برده بود

07:22.090 --> 07:25.040
...وقتی که اکسیمور برای کمک اومده بود

07:25.040 --> 07:25.770
!حرکت کن

07:25.770 --> 07:27.730
.اون بچه دیگه تغییر کرده بود...

07:30.260 --> 07:34.760
وقتی که من بعد از اینکه دوستام رو از دست
، داده بود دوباره توی زندان انداخته شدم

07:34.760 --> 07:39.410
اکسیمور با مهربانی منو توی بقلش
. گرفته بود و عزای مرگشون رو به جا میاورد

07:39.410 --> 07:41.210
.قسم میخورم که ازت محافظت میکنم

07:40.140 --> 07:45.150
.ولی اون مرد حتی توی اون موقعه با چشمانی پر از نفرت نظاره گر بود

07:45.150 --> 07:49.650
کونارد از همون موقعه طرح
.یه نقشه شیطانی رو کلید زده بود

07:49.650 --> 07:54.010
،بعدش،یک روز
بعد از اون حادثه فرار کردن

07:54.010 --> 07:56.160
....صدای غرش یه پایان

07:58.550 --> 08:00.250
.از اسمون به گوش رسید

08:01.150 --> 08:02.660
!ا-این یه نمسیس هستش

08:03.920 --> 08:05.350
!کمک

08:05.350 --> 08:06.510
!فرار کنین

08:06.510 --> 08:08.300
!به سمت مقر فرمانده ای

08:08.300 --> 08:13.930
یه حمله ناگهانی توسط یه
.نمسیس شهر رامبل رو به وحشت فرو برد

08:15.180 --> 08:18.350
.سرگرد،به ما خبر رسیده که چندین نمسیس پدیدار شدنه

08:18.350 --> 08:19.760
باید چیکار بکنیم؟

08:19.760 --> 08:22.110
.امنیت شهروندان در اولیت اول اعمال ما قرار داره

08:22.110 --> 08:23.940
.مراحل تخلیه رو شروع کنید

08:23.940 --> 08:28.310
پس ما نباید شهروندان منطقه سیزده رو در اینجا بهشون پناه بدیم؟

08:28.310 --> 08:31.100
!چی؟ اینجا یه زندانه

08:31.100 --> 08:35.090
.ولی خیلی از اینکه اون ها رو اون بیرون در معرض نمسیس ها بدیم امن تره

08:35.510 --> 08:39.080
.همچنین درخواست دارم که بتونیم از نیروی دفاعی استفاده بکنیم

08:39.080 --> 08:42.080
!مسخره بازی در نیار!اون هنوز یه بچست

08:42.080 --> 08:44.330
!من نمیتونم با همچین درخواستی موافقت کنم

08:44.330 --> 08:48.150
.ولی ،قربان،اون تنها کسی هستش که میتونه با نمسیس ها بجنگه

08:48.150 --> 08:49.750
،اگه شما نگران هستید

08:49.750 --> 08:52.780
شاید بهتره که خودتون به شخصه رهبریه نیروی دفاعی رو بر عهده بگیرید؟

08:55.130 --> 08:57.670
!سرگرد،وقت زیادی نموده

08:57.670 --> 09:00.850
،لطفا،برای امنیت مردممون
!ما به تصمیم گیری شما نیاز داریم

09:03.190 --> 09:07.110
.خیلی خب. من تو رو مسئول تخلیه شهروند ها میکنم

09:07.110 --> 09:09.610
!بله،قربان!ممنون،قربان

09:14.670 --> 09:15.860
.ببخشید

09:16.530 --> 09:19.280
.ما الان به قدرت تو نیاز داریم

09:19.280 --> 09:21.890
میشه که ما کمک بکنی؟

09:24.210 --> 09:25.170
!سرگرد

09:26.740 --> 09:28.610
!اکو نمسیس ها در حال نزدیک شدن هستن

09:28.610 --> 09:30.480
!نیاز مند دستورات سریع شما هستیم

09:30.480 --> 09:31.800
.خیلی خب

09:31.800 --> 09:32.880
.لطفا،بیا

09:33.490 --> 09:34.970
.هیچ چیزی نیست که نگرانش باشی

09:35.380 --> 09:37.630
.من خودم به شخصه ازت محافظت میکنم

09:38.550 --> 09:40.810
.این وظیفه من به عنوان یه بزرگتر هستش

09:46.770 --> 09:51.770
.سرگرد،من نیاز دارم که شما سرنگون بشید

09:51.770 --> 09:53.950
...ک-کونارد

09:55.710 --> 09:57.280
!حروم زاده

09:58.630 --> 10:00.280
!نه

10:00.280 --> 10:02.810
!اقاهه!اقاهه

10:02.810 --> 10:04.010
...سرگرد

10:04.010 --> 10:06.420
!کونارد،تو مغزتو از دست دادیه؟

10:09.660 --> 10:12.290
...منو ببخش،دوست من

10:12.290 --> 10:16.770
.ولی من اینو برای اینده شهر میکنم

10:16.770 --> 10:17.800
...خب،پس

10:21.020 --> 10:25.290
بزارم که یه هیولایی در زمان جنگیدن با هیولا های دیگه بمیره؟

10:25.290 --> 10:26.680
...یا شایدم

10:29.450 --> 10:32.860
!فرار کن!سریع باش

10:33.610 --> 10:34.820
!داری چیکار میکنی؟

10:34.820 --> 10:37.350
!سریع باش

10:38.570 --> 10:40.480
!اون موش

10:40.480 --> 10:43.080
!لعنت بهت!بمیر دیگه

10:50.210 --> 10:54.340
پوست... هنس... گراتا...

10:55.150 --> 10:56.090
...اقاهه

11:01.540 --> 11:05.380
دیگه  بیشتر نه....من باید چیکار بکنم؟

11:05.810 --> 11:07.820
من باید به کجا برم؟

11:09.690 --> 11:11.430
.موستیقی چیز خیلی توپیه

11:11.430 --> 11:13.490
حتی از مرز زبان ها و فرهنگ ها میگذره

11:13.490 --> 11:16.170
.یه ریتم زیبا میتونه قلب رو رام بکنه

11:16.750 --> 11:21.890
یه روزی،شما هم کسی رو پیدا میکنید که
.موستیقی وجودتون رو به وجود بیاره

11:53.220 --> 11:55.750
!نه!برید اون ور

11:55.750 --> 11:56.980
!نزدیک تر نیاین

11:56.980 --> 12:00.990
!نزدیک تر نیاین! نزدیک تر نیاین

12:03.300 --> 12:07.100
.ها؟ اونا حمله نمیکنن

12:08.140 --> 12:11.620
ولی شما نمسیس هستید،مگه نه؟

12:16.660 --> 12:18.250
..واقعا

12:34.580 --> 12:37.260
.اونا واقعا موستیقی منو دوست دارن

12:39.300 --> 12:41.340
شما...صدمه دیدینه؟

12:56.270 --> 12:59.040
.شما درست مثل منین

12:59.700 --> 13:02.170
.هیچکس نمیخواد شما رو دور و بر خودش ببینه

13:04.110 --> 13:09.530
شما طبق خواسته خودتون اینجا نمیاین،درسته؟

13:12.410 --> 13:13.780
اون چی بود؟

13:38.710 --> 13:43.100
،شهر ، و مردمش
.از اسمون سقوط کردن

13:45.720 --> 13:48.850
،در زمانی که داشتم سقوط منطقه سیزده رو میدیدم

13:49.850 --> 13:53.130
.قلبم یخ زد

13:54.060 --> 14:00.060
[فلوت هاملینه]
.یه فلوت هستش که اکسیمور به بچه ها داد
.نواختن اون فلوت تنها خوشی ای بود که هامیلینه و دوستاش داشتن

14:04.390 --> 14:07.070
!تو یکی از اون بچه هایی؟

14:07.490 --> 14:09.270
عجیبه،مگه نه؟

14:09.790 --> 14:13.770
من بایستی به عنوان نیروی
، دفاعی با این نمسیس ها بجنگیدم

14:13.770 --> 14:15.220
.ولی اخرش اونا رو نجات دادم

14:16.050 --> 14:20.710
.ولی این پایان داستان کوچیک شاد کننده ام نیست

14:20.710 --> 14:21.710
!چی؟

14:22.070 --> 14:24.060
،بعد از کشتن اکسیمور و دوستام

14:24.060 --> 14:27.370
کونارد تقصیر ها رو گردن مهاجر
های داخل زندان انداخت

14:27.370 --> 14:28.720
.و اونا رو تروریست خطاب کرد

14:29.210 --> 14:30.860
و بعدش هم به کاپیتان اون موقعش گفت که

14:30.860 --> 14:35.720
سقوط منطقه سیزده
.تنها راه نجات مردم هستش

14:32.990 --> 14:34.160
چی؟

14:34.160 --> 14:35.720
.اصلا راه نداره

14:36.170 --> 14:38.730
.سقوط اون منطقه به این دلیل بود

14:38.730 --> 14:41.630
!این یه قربانی ضروری بود

14:41.630 --> 14:44.180
اگه بعدش به مهاجران
،اجازه میدادن که بیشتر بشن

14:44.180 --> 14:46.120
!این شهر به فنا میرفت

14:46.120 --> 14:49.490
!من هیچ انتخابی نداشتم به جز اینکه دستامو الوده کنم

14:49.490 --> 14:52.700
و تو چه بهونه ای برای کاری
که الان داری انجام میدی،داری؟

14:52.700 --> 14:58.000
یه چند ماه پیش،موقعه ای که بهت گفتم کمکت
میکنم که از شر مهاجران خلاص بشی

14:58.000 --> 15:02.000
تو با خوشحالی درخواستمو پذیرفتی،درسته؟

15:03.000 --> 15:04.690
!دروغه

15:04.690 --> 15:08.370
!من هیچوقت با جادوگر کم ارزشی مثل تو هم پیمان نمیشم

15:08.370 --> 15:11.760
!احساس و طرز تفکر من با پونرده سال پیش تغییری نکرده

15:11.760 --> 15:14.760
!مهاجران سرطانی هستن که دارن این شهر رو میکشن

15:14.760 --> 15:17.770
!اونا باید به کلی از بین برن

15:17.770 --> 15:20.770
حتی اگه شهروند هایی که مهاجر نیستن صدمه ببینن،درسته؟

15:20.770 --> 15:24.620
!دقیقا! پاک کردن شیاطین بدون قربانی امکان پذیر نیست

15:24.620 --> 15:29.400
!من برای پیروزی حتی از بدن های مرده اونا هم بالا میرم

15:29.400 --> 15:30.990
!ب-به همین خیال باش

15:30.990 --> 15:33.300
!من بهت اجازه نمیدم که برای جون من تصمیم بگیری

15:33.300 --> 15:34.660
ما چیکار کردیم؟

15:34.660 --> 15:37.940
!چطور ما زندگی هامون رو به این مرد سپردیم؟

15:37.940 --> 15:41.530
!پس اون تمام این ها رو شروع کرد تا انتقام بگیره؟

15:41.530 --> 15:43.920
!اون افشاگر عدالت ما هستش

15:43.920 --> 15:47.010
پس،اون ما رو نجات میده؟

15:47.010 --> 15:50.750
.حتی اون زنگوله جایی افتاد که عمارت کاپتان اونجا بود

15:50.750 --> 15:55.170
،به نظر میاد که همگی در اشتباه هستین
.مردم خوب این شهر

15:55.170 --> 15:55.950
ها؟

16:02.690 --> 16:07.190
من اون زنگوله رو انداختم تا صدای
. زمان محاکمه رو به گوشتون برسونم

16:07.190 --> 16:10.440
.شما همگی در اینجا میمیرین

16:12.950 --> 16:18.450
مشکلی هست؟ شما هنوزم خونی که
روی دستتون هست رو انکار میکنین؟

16:18.840 --> 16:20.200
!خودخواه نباشید

16:20.970 --> 16:24.210
اون اشغال فقط به خاطر شما بود که تونست

16:24.210 --> 16:26.210
!همچین نقشه های بزرگی رو اجرا کنه

16:26.210 --> 16:28.610
!من که پونزده سال پیش اونجا نبودم

16:28.610 --> 16:30.460
!م-من اصلا توی این قضایا دستی نداشتم

16:30.460 --> 16:32.430
دستی نداشتی؟

16:32.430 --> 16:37.470
چطور مردمی مثل شما که،میخواستن جادوگر ها
و کودکان بی گناه و الوده شده رو اعدام کنن

16:37.470 --> 16:39.810
!با مردی مثل کونارد فرقی دارن؟

16:39.810 --> 16:41.470
...و-ولی

16:41.810 --> 16:45.250
!مردم این شهر یه کمم از اون موقعه تغییر نکردنه

16:45.250 --> 16:47.380
،هیچ کدوم از شما نمیتونه کاری رو تنها انجام بده

16:47.380 --> 16:49.450
،ولی زمانی که مردم خوب خطابتون کنن

16:49.450 --> 16:51.740
!شما میتونین تمام ظلم و ستم رو به تنهایی به دوش بکشید

16:51.740 --> 16:54.300
!این درست مثل زمانی هستش که از زندان فرار کردیم

16:54.300 --> 16:57.290
،مهم نبود چقدر زجه میزدیم
!اونا یه لحظه هم از زدنمون دست نمیکشیدن

16:57.290 --> 17:01.120
!من هنوز به وضوح نا امیدی و درد اون روز رو به خاطر میارم

17:01.830 --> 17:05.120
!حالا هم دلیل های بیگناهیتون رو برای من نگین

17:05.500 --> 17:09.110
!هر ادم توی این شهر یه همدست برای اون گناهان هستش

17:09.110 --> 17:10.950
!شما همتون دشمن های من هستین

17:12.940 --> 17:18.470
الانم دقیقا همینطوره.شما بدون سوال،تمام
! چیز هایی که کونارد گفت رو انجام دادید

17:18.470 --> 17:20.510
!شما تلاش کردید تا مردم رو بکشید

17:22.270 --> 17:25.450
شما عاشق داشتن یه رهبر هستین،درسته؟

17:25.450 --> 17:28.100
.شما میخواین که یه کسه دیگه براتون تصمیم هاتون رو بگیره

17:28.100 --> 17:32.750
،پس به عنوان یه هدیه ویژه
.من برای سرنوشتتون تصمیم گرفتم

17:35.780 --> 17:38.590
!همراه این جزیره فرو بریزید

17:38.590 --> 17:41.880
!من تنها برای این لحظه زندگی میکردم

17:41.880 --> 17:45.790
!من با از بین بردن این شهر اخرین مرحله انتقامم رو تمام میکنم

17:45.790 --> 17:47.990
!شروع به دعا کنین!بلرزید

17:47.990 --> 17:49.680
!احساس اینکه امید داره از بین میره رو حس کنید

17:49.680 --> 17:51.380
!و بعدش....بمیرید

17:51.380 --> 17:54.300
،خیلی ببخشید که مزاحم همچین لحظه سختی میشم

17:54.740 --> 17:57.060
.ولی گریم دوست داره که جواب یه سوال رو بدی

18:02.060 --> 18:03.290
!حالا

18:03.290 --> 18:07.560
!تمام بمب افکن ها و اسلحه های باقی مونده رو جمع کنین

18:07.870 --> 18:09.130
..و-ولی

18:09.130 --> 18:10.060
!خاموش

18:10.060 --> 18:14.220
من نیازی به توضیح شخصیتم توسط
!مهاجر ها و  یا هر کس دیگه ای ندارم

18:14.220 --> 18:16.850
!تمامشون باید بسوزن و از بین برن تا پاک بشن

18:16.850 --> 18:18.450
..اگه جرئت سرپیچی از دستورات منو دارید

18:18.820 --> 18:20.070
!ب-بله ،قربان

18:23.450 --> 18:26.200
.پس تو پشت تمام این اتفاقات بودی

18:27.110 --> 18:29.160
.دلیل اینکه تاجی و وبقیه زجر کشیدن

18:29.160 --> 18:32.440
.دلیل اینکه اون دختر این قدر از بقیه بدش میاد

18:32.440 --> 18:34.950
!مسبب تمام این اتفاقات تو هستی

18:36.940 --> 18:38.850
و اگه این طور باشه؟

18:38.850 --> 18:41.460
.من قهرمان این شهر هستم

18:41.460 --> 18:44.130
!من کسی هستم که به عنوان قوی ترین فرد این شهر انتخاب شدمه

18:44.130 --> 18:46.750
!قوی ترین؟ منو نخندون

18:46.750 --> 18:47.920
چی؟

18:47.920 --> 18:50.410
!تو نمیتونی بدون اینکه بقیه رو گول بزنی به چیزی برسی

18:50.410 --> 18:52.140
!تو یه ادم ضعیف هستی

18:52.140 --> 18:55.750
!تو ضعیف ترین فرد توی شهر رامبل هستی

18:56.180 --> 18:59.300
من...ضعیفم؟

19:00.190 --> 19:02.620
!ـو گفتی که من ضعیفم؟

19:02.620 --> 19:06.170
!الوده شده بی ارزش!جادوگر کثیف

19:06.170 --> 19:10.500
،تو از کرم هم کمتر هستی
!ولی تو منو ضعیف خطاب میکنی؟

19:10.500 --> 19:12.610
!اگه دوست داری بیشتر هم میگم

19:12.610 --> 19:14.880
!تو یه ادم ضعیف هستی

19:15.210 --> 19:17.740
!خاموش

19:22.010 --> 19:25.510
اون حملمو با یه دست به کنار زد؟

19:26.430 --> 19:29.380
!و من حتی یه نشونه از فانتزیا ندیدم

19:30.020 --> 19:32.520
!بی ارزش

19:39.970 --> 19:42.390
!کونارد

19:49.540 --> 19:54.010
وجود شما الوده های کثیف و مهاجر
!های بی ارزش گناه هستش

19:54.010 --> 19:56.450
!شما افت هستید، و همینطور هیولایید

19:56.450 --> 19:59.050
چه کار شیطانی ای توی از بین
بردن همچین بیماری ای هستش؟

19:59.050 --> 20:02.290
!ما نه هیولا و نه افت هستیم

20:02.290 --> 20:05.050
!ما ها جادوگر هستیم

20:10.710 --> 20:12.740
.م-من متوجه نمیشم

20:12.740 --> 20:15.310
چطوری پشت حمله اش اینقدر قدرت هست؟

20:15.730 --> 20:17.930
،اگه اون همچین حمله های رو با دست خالی انجام میده

20:17.930 --> 20:20.320
!استخون هاش باید پودر میشدن

20:25.070 --> 20:30.110
ا-اون مقدار زیادی از فانتزیا
رو توی یه جا جمع میکنه؟

20:30.110 --> 20:32.180
فانتزیا شدت ضربه
ها رو جذب میکنه

20:32.180 --> 20:35.610
پس اونا درست از وسط بدنش رد
!میشن و تمام صدمه دیدن ها رو از بین میبرن

20:35.610 --> 20:39.210
این پسر قدرت این رو داره که با خواست
خودش فانزیا رو دستکاری کنه؟

20:50.140 --> 20:50.850
...این

20:51.250 --> 20:52.350
!سث

20:54.940 --> 21:00.010
من خودم به شخصه تمام کسایی که
!منو مورد اهانت قرار دادنه خاک کردمه

21:00.010 --> 21:04.450
!تو هم میتونی به سرنوشتی که اونا دچارش شدنه دست پیدا کنی

21:12.770 --> 21:16.590
!اسم من کونارد دی ماربوگ هستش

21:16.590 --> 21:21.230
!من دیوار محافظ غیر قابل عبور شهر رامبل هستم

21:29.100 --> 21:31.600
!اون حمله منو جذب کرد

21:31.600 --> 21:34.600
!درست مثل اون جادوگر باندپیچی شده

21:34.600 --> 21:37.170
،اگه تو دیوار غیر قابل نفوذی

21:37.170 --> 21:39.900
!تو رو از وسط منفجر میکنم

21:39.900 --> 21:43.740
!انفجار استخوانی

21:54.550 --> 21:57.000
.من یه قهرمانم

21:57.000 --> 22:03.300
ارمان های من قوی تر ،با وقار تر،و زیبا تر
! از هر کس دیگه ای هستن

22:03.300 --> 22:07.780
!من یه دیواری حقیقی هستم که هیچوقت نمیشکنه

22:18.020 --> 22:19.710
..من

22:20.520 --> 22:22.750
.یه دیوارم

22:26.050 --> 22:30.030
ادامه دارد

22:26.900 --> 24:17.440
.::   @bollbolljan_com  ::.