﻿WEBVTT

00:00.010 --> 00:04.010
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:04.020 --> 00:08.020
‫لظفا از پلیرهای پیشنهادی استفاده کنید:
‫Windows: VLC Media Player
‫Android: MPV Player

00:08.430 --> 00:12.260
‫♪ نسیم دریا رو بر گونه‌هام حس می‌کنم. ♪

00:08.430 --> 00:12.520
‫Shiokaze o hoho ni uke

00:12.260 --> 00:17.000
‫♪ پا برهنه می‌دوم ♪

00:12.540 --> 00:17.000
‫Hadashi de kakete ku

00:17.630 --> 00:21.540
‫♪ وقتی به عقب می‌نگرم... ♪
‫♪ ماسه‌ها سفید به‌نظر میایند ♪

00:17.740 --> 00:21.540
‫Furimukeba shiroi suna

00:21.540 --> 00:26.880
‫♪ زیر پاهای من ♪

00:21.680 --> 00:26.880
‫Watashi no ashiato

00:26.980 --> 00:31.050
‫♪ بیا! این رو بنوش! ♪

00:26.980 --> 00:30.410
‫Hora nonde goran

00:31.050 --> 00:34.980
‫♪ آبی خنک برای تو ♪

00:31.050 --> 00:34.980
‫Tsumetai mizu o agemashou

00:36.250 --> 00:40.130
‫♪ ببین! آسمان رو نگاه ‌کن ♪

00:36.250 --> 00:40.130
‫Hora sora o goran

00:40.130 --> 00:42.320
‫♪ مرغ‌های دریایی پرواز می‌کنند ♪

00:40.270 --> 00:43.700
‫Kamome mo tobu wa yoroshiku ne

00:42.330 --> 00:44.340
‫♪ سلامم رو بهشون برسون ♪

00:45.760 --> 00:50.360
‫♪ هرچقدر هم که گاهی حس تنهایی کنم ♪

00:45.810 --> 00:50.360
‫Donna samishii toki demo

00:50.360 --> 00:54.750
‫♪ من نخواهم باخت! ♪

00:50.430 --> 00:53.950
‫Watashi wa makenai wa

00:54.750 --> 00:58.870
‫♪ نسیم دریا رو بر گونه‌هایم حس می‌کنم ♪

00:54.860 --> 00:58.620
‫Shiokaze o hoho ni uke

00:58.880 --> 01:03.640
‫♪ پا برهنه می‌دوم ♪

00:58.880 --> 01:03.230
‫Hadashi de kakete ku

01:04.030 --> 01:07.950
‫♪ وقتی که می‌نگرم، ♪
‫♪ ماسه‌ها سفید هستند ♪

01:04.030 --> 01:07.950
‫Furimukeba shiroi suna

01:08.070 --> 01:13.770
‫♪ زیر پای من ♪

01:08.070 --> 01:13.320
‫Watashi no ashiato

01:25.840 --> 01:30.580
‫قسمت سیزدهم:چشمان فرانز.

01:34.740 --> 01:41.280
‫وقتی پدر و برادرم از پیش ما رفتند،
‫حیوانات وحشی به ما حمله کردند.

01:43.800 --> 01:45.710
‫مادرم که اصلا شجاع نیست

01:45.710 --> 01:48.890
‫با تمام توان با اونها مبارزه کرد و
‫فراریشون داد تا من و جک رو نجات بده.

01:49.030 --> 01:51.100
‫واقعا فوق‌العاده بود!

02:05.780 --> 02:11.760
‫اما وقتی که بالاخره پدرم برگشت،
‫مادرم دوباره مثل همیشه شد

02:11.810 --> 02:14.140
‫و از هوش رفت.

02:22.310 --> 02:26.630
‫آنا! آنا! خودتو جمع کن!

02:30.240 --> 02:34.110
‫عزیزم؟ واقعا خودتی؟

02:34.440 --> 02:37.700
‫آره، خودمم. فرانز هم اینجاست.

02:40.350 --> 02:41.880
‫فرانز!

02:43.360 --> 02:47.130
‫فلون! جک! شما همگی سالمید؟

02:47.330 --> 02:52.780
‫– آره، حالمون خوبه مامان.
‫– نگران نباش، استراحت کن.

02:55.180 --> 03:00.700
‫مامان خیلی عجیبی، خودت اون
‫رو کشتی، بعدش غش می‌کنی؟

03:01.150 --> 03:05.400
‫آخه اولین بار بود که
‫با سلاح شلیک کردم.

03:05.460 --> 03:08.680
‫وقتی ماشه رو کشیدم،
‫صدای بلندی اومد

03:08.720 --> 03:11.530
‫و لگد اونقدر قوی بود که
‫حس کردم خودمو زدم.

03:11.570 --> 03:14.700
‫اصلا نفهمیدم که بعدش چی‌شد.

03:14.740 --> 03:19.040
‫واقعا خارق‌العاده بود؛
‫یک تیر و یک جسد.

03:19.080 --> 03:23.840
‫من فقط خواستم یجوری از
‫فلون و جک محافظت کنم.

03:23.880 --> 03:28.100
‫– نمی‌دونستم که چیکار کنم....
‫– مادر....

03:28.980 --> 03:31.420
‫– مامان خیلی قویه، مگه‌نه؟
‫– درسته.

03:31.550 --> 03:34.340
‫هیچ‌چیز قویتر از یک مادر
‫در مواقع نیاز نیست.

03:34.410 --> 03:39.680
‫اما خیلی ترسناک بود.
‫لطفا یه کاری کن.

03:39.720 --> 03:43.940
‫باشه، آنا یکم استراحت کن.

03:48.150 --> 03:50.530
‫بذارید مادرتون یکم استراحت کنه.

03:50.620 --> 03:55.010
‫فلون، من باید بیرون رو بررسی کنم،
‫خودت می‌تونی نهار رو آماده کنی؟

03:55.200 --> 03:56.680
‫چشم!

04:03.660 --> 04:09.450
‫وقتی که مامان دربرابر اون حیوانات
‫جنگید، تمام بدنم به لرزه افتاده بود.

04:09.560 --> 04:14.480
‫اما حالا که بابا و برادرم برگشتن،
‫می‌تونم دوباره یه تام‌بوی شاد باشم.

04:24.500 --> 04:29.060
‫مادرم وقتی که چهره‌ی پدر و برادرم رو دید...

04:29.080 --> 04:32.980
‫خیالش راحت شد و با خیال راحت خوابید.

04:39.800 --> 04:43.160
‫خوشمزه شد فلون، دستت دردنکنه.

04:44.280 --> 04:46.460
‫خب، حالا که نهار خوردیم

04:46.530 --> 04:49.340
‫وقتشه از جزئیان جستجوی
‫من و فرانز باخبر بشید.

04:49.380 --> 04:52.920
‫خیلی منتظرش بودم!
‫زود بهم بگو!

04:53.800 --> 04:57.780
‫هیچ شخص‌ دیگه‌ای هم نجات پیدا کرده؟

04:57.850 --> 04:59.690
‫امیلی چطور؟

05:02.180 --> 05:07.720
‫خب... ما... با شخصی که نجات
‫پیدا کرده باشه، مواجه نشدیم....

05:14.980 --> 05:16.740
‫حتی بدتر...‌..

05:17.090 --> 05:23.180
‫ظاهراً جزیر‌ه‌ای که توش گیر کردیم،
‫سراسر توسط اقیانوس احاطه شده.

05:27.520 --> 05:31.970
‫به عبارت دیگه، این جزیره
‫عاری از هرگونه سکنه‌ است.

05:33.810 --> 05:36.500
‫وای! چه دوست‌داشتنی!

05:36.530 --> 05:39.010
‫دوست‌داشتنی؟! کجاش دوست‌داشتنیه؟!

05:39.070 --> 05:43.460
‫اما آخه اگه تو جزیره هیچکس نباشه،
‫جزیره متعلق به ماست، مگه‌نه؟!

05:43.540 --> 05:49.460
‫تمام اینها متعلق به ماست و
‫هیچکس حق شکایت نداره!

05:51.130 --> 05:55.770
‫اما درعوض این به معنیه که
‫هیچکس به‌ کمک ما نمی‌کنه.

05:55.910 --> 06:00.340
‫از طرفی هیچکس هم قرار
‫نیست بیاد و ما رو نجات بده.

06:00.900 --> 06:03.800
‫دوستی و همسایه‌ای نخواهیم داشت،

06:03.940 --> 06:07.700
‫و بجز اعضای خانواده، هیچکس
‫رو برای صحبت کردن، نداریم.

06:07.780 --> 06:12.990
‫مهم نیست! ما بابا رو داریم
‫و اون می‌تونه همه‌کار کنه!

06:13.060 --> 06:16.010
‫اینکه اینو تکرار می‌کنی،
‫من رو خجالت‌زده می‌کنه.

06:16.170 --> 06:20.770
‫اما خوشبختانه، بعید می‌دونم که ما در
‫این جزیره با کمبود غذا مواجه باشیم.

06:20.920 --> 06:23.400
‫اولاً که درختان نخل فراوانی وجود داره.

06:23.510 --> 06:26.220
‫دوماً چون اینجا نی‌شکر داره،
‫می‌تونیم شکر تولید کنیم.

06:26.220 --> 06:28.410
‫وای! نی‌شکر؟!

06:28.820 --> 06:31.300
‫اطلاعات مهم همین بود.

06:31.940 --> 06:35.640
‫فلون، جک رو بردار
‫و برید ساحل بازی.

06:35.680 --> 06:37.880
‫اما من می‌خوام باقی‌مونده‌ی
‫ماجراجویی رو هم بشنومم!

06:37.890 --> 06:39.810
‫اما حرفم تموم شده.

06:39.880 --> 06:42.770
‫الان با مادرت حرف خصوصی داریم.

06:43.140 --> 06:46.490
‫– با برادر هم؟
‫– آره، فرانز هم همینطور.

06:46.800 --> 06:50.220
‫– فلون، برو.
‫– چشم.

06:52.660 --> 06:57.000
‫بیا پایین!

06:57.220 --> 07:00.070
‫پس الان دیگه برادرمم
‫بالغ محسوب میشه؟

07:00.540 --> 07:03.710
‫فهمیدم! بهتره ظرفهارو بشورم.

07:07.440 --> 07:11.510
‫اگه قایق نجاتی پیدا نکردی، پس
‫فکر می‌کنی که اونها کجا رفتند؟

07:11.580 --> 07:14.230
‫جزیره‌ی دیگری هم وجود داره؟

07:14.270 --> 07:19.570
‫نه، جزیره‌ای وجود نداره‌.
‫اطراف ما، فقط اقیانوسه.

07:19.600 --> 07:23.930
‫– پس یعنی همه‌ی اونها.‌‌‌‌...
‫– آره. میشه فرض کرد که نجات پیدا نکردند.

07:27.210 --> 07:30.140
‫پس فقط ما نجات پیدا کردیم؟

07:30.170 --> 07:32.770
‫اما درآخر ما هم نجات پیدا نکردیم.

07:33.190 --> 07:35.260
‫شاید اینطوری بهتر باشه.

07:35.290 --> 07:36.090
‫فرانز!

07:36.390 --> 07:37.500
‫اما همینطوره، مگه‌نه؟

07:37.990 --> 07:40.700
‫اینکه توی چنین جای دور‌افتاده‌ای
‫تنها زنده بمونیم، غیرممکنه.

07:40.770 --> 07:43.980
‫– فرانز، نباید خودت رو ببازی.
‫– درسته.

07:44.080 --> 07:47.560
‫حالا که خدا معجزه کرده
‫و ما نجات پیدا کردیم،

07:47.700 --> 07:51.290
‫ما نباید ناشکر باشیم و تسلیم بشیم،
‫باید به زندگی ادامه بدیم...

07:51.310 --> 07:54.510
‫حتی اگه زنده بمونیم، قرار نیست
‫که دیگه تو اینجا کسی رو ببینیم!

07:57.190 --> 08:00.550
‫ما که قصد نداریم تا ابد اینجا بمونیم.

08:00.570 --> 08:05.280
‫مطمئنم که پدرت راهی
‫برای فرار ما پیدا می‌کنه.

08:12.130 --> 08:14.720
‫محاله که همه مُرده باشن!

08:14.720 --> 08:16.620
‫حتما رفتن جزیره‌ی دیگه‌ای!

09:11.470 --> 09:15.030
‫– چی‌‌شده برادر؟
‫– همین که می‌بینی.

09:15.030 --> 09:16.740
‫انگار که بی‌حوصله‌ای.

09:16.970 --> 09:21.840
‫– آره، از همه‌ چیز خسته‌ام.
‫– چرا؟

09:22.490 --> 09:27.750
‫تنها ساکنان این جزیره، فقط ما هستیم!
‫تو هیچ مشکلی با این قضیه نداری؟!

09:28.250 --> 09:32.820
‫ندارم؛ آخه تمام خانواده باهمیم.

09:33.190 --> 09:35.730
‫بچه بودن چه خوبه،
‫ساده و احمق.

09:35.890 --> 09:38.690
‫آدم بزرگها اینطوری نیستند.

09:43.560 --> 09:46.020
‫خیلی گرمه.

09:46.230 --> 09:50.800
‫آخرش قراره مومیایی بشیم.

09:51.560 --> 09:57.010
‫پدر و مادرم، من، فلون و جک و....

09:57.190 --> 10:00.420
‫همگی مومیایی‌هایی 
‫ریز و درشت می‌شیم.

10:00.430 --> 10:04.510
‫– مومیایی چیه؟
‫– جسد زنده‌ی آدم.

10:04.750 --> 10:08.630
‫برادر، اگه نمی‌خوای مومیایی بشی،
‫بهتره بری تو سایه‌ و استراحت کنی.

10:34.840 --> 10:39.160
‫برادر، مطمئنم که اگه تو سایه استراحت
‫کنی، حتما حالت بهتر میشه.

10:50.490 --> 10:54.360
‫– خب، همینجا خوبه.
‫– می‌خوای اینجا خونه بسازی؟

10:54.410 --> 10:58.060
‫– آره، بالای همین درخت.
‫– چی؟! بالای درخت؟!

10:58.210 --> 11:01.950
‫تنها راه اینکه از شر حیوانات وحشی
‫در امان باشیم، فقط همینه.

11:02.020 --> 11:06.930
‫وقتی اون شاخه‌ها رو تمیز کنیم،
‫حتما فضای کافی خواهیم داشت.

11:21.120 --> 11:23.910
‫من از جاهای بلند می‌ترسم.

11:24.140 --> 11:27.220
‫مشکلی نیست زن، با طناب
‫برات نردبون درست می‌کنم.

11:27.250 --> 11:31.470
‫آره، اما انتظار نداشتم که مثل
‫پرنده رو درخت زندگی‌ کنم.

11:31.520 --> 11:36.960
‫شاید حق با فرانز باشه.
‫بعیده که زنده‌ بمونیم.

11:37.010 --> 11:38.980
‫منظورت چیه آنا؟

11:39.080 --> 11:41.490
‫اگه صادقانه بخوام بگم...

11:41.530 --> 11:46.740
‫حس می‌کنم که قرار نیست
‫به زندگی متمدن برگردیم‌...

11:48.210 --> 11:52.370
‫درسته و ضمانتی نیست که
‫شخصی برای نجات ما بیاد.

11:52.530 --> 11:55.150
‫حالا که قایقی نداریم،

11:55.210 --> 11:58.500
‫چطوری قراره از اینجا بریم؟

11:58.560 --> 12:03.520
‫ما از قایق چوبی برای ساخت
‫پناهگاه استفاده کردیم.

12:04.400 --> 12:05.730
‫بابا!

12:07.980 --> 12:12.250
‫– بابا! خبر بد!
‫– چی شده فلون؟!

12:12.310 --> 12:16.660
‫سریع بیا! برادر.... چشم برادر توسط
‫یه حشره‌ی عجیب گزیده شده!

12:16.710 --> 12:18.490
‫چی؟! توی چشم؟!

12:18.490 --> 12:23.460
‫نمی‌تونم ببینم! درد دارم!

12:24.580 --> 12:28.410
‫– فرانز خودتو جمع کن! درد داره؟!
‫– درد می‌کنه!

12:28.450 --> 12:30.360
‫نمی‌تونم چیزی ببینم!

12:30.380 --> 12:33.830
‫نمی‌تونی ببینی؟ فلون، چه حشره‌ای بود؟

12:33.880 --> 12:35.630
‫اون حشره!

12:37.800 --> 12:40.840
‫برادر داشت شاخه‌ رو قطع می‌کرد
‫که تصادفی به اون حشره دست زد.

12:40.870 --> 12:45.810
‫بعد اون موجود، گاز زردی
‫تو چشم برادر خالی کرد.

12:49.550 --> 12:51.530
‫این اصلا خوب نیست.

12:51.920 --> 12:55.970
‫احتمالا حشره‌ای زهرآگینه!
‫همگی ازش فاصله بگیرید!

13:10.130 --> 13:16.230
‫– چطوره فرانز؟ دردت کمتر شد؟
‫– آره، اما هنوز نمی‌تونم ببینم.

13:16.310 --> 13:20.930
‫که‌اینطور. نگران نباش، حتما
‫بینایی‌ت بزودی برمی‌گرده.

13:24.250 --> 13:28.280
‫– بیا عزیزم.
‫– آنا، تو چشماشو بشور.

13:28.350 --> 13:29.110
‫چشم.

13:36.250 --> 13:39.050
‫– بازهم دارو داریم؟
‫– اوهوم.

13:39.190 --> 13:42.890
‫باید همه رو استفاده کنیم.
‫باید حتما درمانش کنیم.

13:43.030 --> 13:45.530
‫خب، اون آب رو دور بریز..

14:08.970 --> 14:12.330
‫– بابا.
‫– چی‌شده پسر؟

14:12.800 --> 14:16.580
‫– من قرار نیست دیگه ببینم، هست؟
‫– البته که خواهی دید.

14:16.620 --> 14:21.090
‫لطفا بهم دروغ نگید.
‫می‌دونم که نمی‌بینم.

14:21.140 --> 14:25.340
‫من دکتری هستم که معاینه‌ات کردم
‫و من هم نظرم رو گفتم.

14:40.260 --> 14:43.250
‫واقعا شرایط چقدر بده؟

14:43.300 --> 14:49.500
‫هیچکس تو جهان هنوز درمانی برای
‫زهر حشرات در چشم پیدا نکرده...

14:49.540 --> 14:52.650
‫پس فرانز تا ابد نابیناست؟

14:52.760 --> 14:57.250
‫اگه زهر به درون چشم
‫نفوذ کرده باشه، ممکنه.

14:57.300 --> 14:59.450
‫فرانز باخبره؟

14:59.770 --> 15:03.970
‫هنوز نمی‌دونیم که چقدر
‫از زهر وارد چشمش شده.

15:04.020 --> 15:08.890
‫– فلون گفت که فقط یکم بود.
‫– امیدوارم همینطور باشه.

15:08.940 --> 15:12.420
‫پس واقعا احتمال داره
‫که تا ابد نابینا بشه؟

15:13.450 --> 15:18.220
‫آره. به‌هرحال ما تمام
‫تلاشمون رو می‌کنیم.

15:18.500 --> 15:21.260
‫همین الانشم بخاطر امیلی ناراحت بود...

15:21.300 --> 15:24.920
‫حالا که این اتفاق هم براش افتاده....

15:47.850 --> 15:51.960
‫مامان، اینطور نیست که
‫نخوام به استرالیا برم؛

15:52.100 --> 15:54.610
‫اما واقعیت اینه که من
‫می‌خوام موسیقی‌دان بشم‌‌‌.‌‌

15:54.620 --> 15:56.510
‫موسیقی‌دان؟

15:56.540 --> 16:00.390
‫درسته، می‌خوام آهنگساز و
‫اجراکننده بشم، رهبر ارکست!

16:00.410 --> 16:05.150
‫پس یعنی قصد نداری که
‫راه پدرت رو ادامه بدی؟

16:05.160 --> 16:07.380
‫دکتر شدن محاله.

16:07.420 --> 16:08.840
‫من آدم ترسویی‌ام.

16:08.840 --> 16:13.170
‫جراحی بیمار برای من محاله.

16:13.250 --> 16:19.490
‫نه من و نه پدرت علاقه‌ای نداریم تا وادارت کنیم کاری که دوست نداری رو انجام بدی...

16:19.550 --> 16:22.780
‫شاید جک راه پدرت رو پیش بگیره.

16:23.220 --> 16:27.220
‫فلون هم دکتر خوبی میشه؛
‫با پسرها تفاوتی نداره.

16:27.290 --> 16:29.640
‫آره، همینطوره.

16:35.520 --> 16:39.940
‫به‌نظرم وین بهترین جای ممکن
‫برای تحصیل درزمینه‌ی موسیقیه.

16:40.030 --> 16:44.240
‫می‌تونم توی همینجا هم
‫بخونم، اما استرالیا...؟

16:44.300 --> 16:49.250
‫درسته، بعید می‌دونم که در استرالیا
‫آموزشکده‌ی خوبی وجود داشته باشه.

16:49.290 --> 16:53.090
‫مگه‌نه؟ بخاطر همین
‫هم اینقدر تردید دارم.

16:59.160 --> 17:04.470
‫اگه می‌دونستم که اینطوری میشه، 
‫حتما مجبورش می‌کردم اونجا بمونه.

17:16.700 --> 17:20.220
‫– آنا، تو دیگه برو بخواب.
‫– اما....

17:20.220 --> 17:22.670
‫بیدار بودن جفت ما بی‌فایدست.

17:22.670 --> 17:26.160
‫– نوبتی انجامش می‌دیم.
‫– باشه‌.

17:43.730 --> 17:45.220
‫بابا؟

17:45.260 --> 17:49.630
‫نمی‌تونی بخوابی؟ باید مدام چشمت
‫رو شستشو بدم، پس البته که نمیشه.

17:49.860 --> 17:54.860
‫اما باید بخوابی. یه‌چیزی
‫بهت می‌دم تا یکم بخوابی.

18:05.500 --> 18:10.100
‫میگم بابا... آخرین باری که
‫امیلی رو دیدی، کی بود؟

18:11.340 --> 18:16.170
‫سوار آخرین قایق‌نجات شده بود
‫و مدام اسم تو رو صدا می‌زد.

18:19.060 --> 18:21.490
‫دختر خوبی بود.

18:22.300 --> 18:24.740
‫خب، حالا وقتشه که بخوابی.

18:24.800 --> 18:30.730
‫دیگه برام مهم نیست! حتی اگه
‫خوب بشم، هرگز اون رو نمی‌ببینم.

18:31.180 --> 18:37.360
‫– فرانز! چی میگی؟!
‫– هیس، خواب‌آور زدم.

19:50.380 --> 19:54.590
‫– فلون!
‫– هیس، خوابیده.

19:54.670 --> 19:59.580
‫– تو از کی تا حالا بیداری؟
‫– جای بابا رو گرفتم.

20:02.380 --> 20:05.030
‫– این خوب نیست!
‫– مشکلی نیست پدر؛

20:05.050 --> 20:06.650
‫من چشماش رو شستم.

20:06.700 --> 20:11.090
‫که اینطور، ممنونم. الان دیگه
‫پارچه‌ی مرطوب کفایت می‌کنه.

20:19.010 --> 20:22.920
‫گرگ‌ها دیشب برنگشتن، اما باید
‫در ساخت خونه عجله کنیم.

20:22.920 --> 20:25.340
‫معذرت که نمی‌تونم کمک کنم.

20:25.380 --> 20:29.580
‫مهم نیست، فرانز مهم‌ترین مسئله‌است.
‫هرازچندگاهی پارچه رو عوض کن.

20:29.620 --> 20:33.090
‫احتمالا تا موقع نهار،
‫چشماش رو باز نمی‌کنه.

21:10.820 --> 21:15.540
‫– مامان...
‫– بله؟ همینجام فرانز.

21:15.990 --> 21:20.690
‫بالاخره بیدار شدی. خب،
‫فرانز پارچه رو برمی‌دارم.

21:24.830 --> 21:27.500
‫آروم چشم باز کن.

21:31.930 --> 21:37.190
‫– خب؟ صورتم رو می‌بینی؟
‫– نه.

21:37.290 --> 21:38.860
‫نمی‌بینی؟!

21:42.910 --> 21:49.690
‫– چشم‌های من بازه، مامان؟
‫– آره، کاملا بازه!

21:49.740 --> 21:54.490
‫پس واقعا نابینا شدم!
‫می‌دونستم خوب نمی‌شم!

21:54.490 --> 21:56.950
‫من دیگه هرگز چیزی نخواهم دید!

21:56.970 --> 21:59.620
‫فرانز!

22:00.500 --> 22:02.650
‫فرانز، یکم آروم باش.

22:02.700 --> 22:07.310
‫محاله که یک‌شبه خوب بشی!
‫باید برای بهبودی، آهسته پیش بریم.

22:07.380 --> 22:11.810
‫دیگه کافیه! خسته‌ام!
‫منو تنها بذارید!

22:23.950 --> 22:28.170
‫چشم‌های برادرم اون روز خوب نشد،
‫روز بعدشم همینطور...

22:28.200 --> 22:31.490
‫یا حتی روزهای بعد...

22:31.910 --> 22:35.730
‫فکر کردم که تا ابد نابینا شده.

22:35.850 --> 22:40.440
‫حتی پدر و مادرم هم
‫تسلیم شده بودند.

22:41.110 --> 22:44.240
‫تا اینکه، در روز دهم...

22:44.260 --> 22:54.260
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

22:54.290 --> 23:04.290
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.

23:04.610 --> 23:07.560
‫– می‌بینم! من می‌بینم!
‫– هوم؟

23:07.720 --> 23:09.760
‫فرانز!

23:09.760 --> 23:11.020
‫برادر!

23:11.020 --> 23:15.730
‫همتون رو می‌بینم! اون باباست!
‫مامان هم اینجاست!

23:15.780 --> 23:20.780
‫اونجا هم فلون و بعد جک!
‫همه چیز رو قشنگ می‌بینم!

23:21.020 --> 23:23.880
‫– بالاخره!
‫– برادر!

23:23.950 --> 23:26.700
‫فرانز! واقعا می‌تونی ببینی؟

23:26.740 --> 23:28.910
‫آره، همه چیز رو می‌تونم ببینم!

23:29.180 --> 23:31.470
‫هورا!

23:31.630 --> 23:36.900
‫هورا! هورا! من می‌تونم ببینم!

23:36.990 --> 23:40.850
‫من به زندگی برگشتم!

23:44.970 --> 23:46.490
‫هورا!

23:50.930 --> 23:52.660
‫مامان!

24:00.500 --> 24:02.490
‫از روزی که به جزیره اومدیم،

24:02.560 --> 24:05.560
‫حتی یک روز کامل هم تمام
‫خانواده کنار همدیگه نبودیم.

24:05.760 --> 24:07.580
‫احساس تنهایی می‌کنم.

24:07.770 --> 24:10.550
‫قسمت بعد: نغمه‌ی صدف‌ها.

24:10.830 --> 24:12.360
‫☆پایان این قسمت☆

24:19.060 --> 24:28.380
‫♪ فلون؟ بخند فلون ♪

24:19.570 --> 24:28.780
‫Furone waratte Furone

24:29.650 --> 24:34.740
‫♪ صدفی بردار و بهش گوش بده ♪

24:30.050 --> 24:35.140
‫kaigara oshi ate kiite miru

24:34.740 --> 24:40.180
‫♪ وقتی حس تنهایی می‌کنی ♪
‫♪ به اون صدف گوش بده ♪

24:35.410 --> 24:40.060
‫samishii toki kiite miru

24:40.180 --> 24:45.120
‫♪ دوستانی که از آنها جدا شدی ♪
‫♪ نام تو را صدا می‌زنند ♪

24:40.680 --> 24:45.520
‫wakareta tomodachi ga yonde iru yo na

24:45.500 --> 24:50.680
‫♪ این احساس توست ♪

24:45.900 --> 24:51.080
‫sonna ki ga suru

24:50.830 --> 24:56.010
‫♪ فلون، دختری قوی باش ♪

24:51.230 --> 24:56.410
‫Furone watashi wa tsuyoi ko

24:56.010 --> 25:00.950
‫♪ ای دخترک نا‌منظم ♪

24:56.410 --> 25:01.350
‫itazurana onnanoko

25:01.160 --> 25:06.410
‫♪ درسته، گلبرگ‌های سرخ ♪

25:01.560 --> 25:06.810
‫so yo makkana hanabira

25:06.710 --> 25:10.170
‫♪ موهای تو را تزئین کردند ♪

25:07.000 --> 25:10.570
‫nagai kami ni kazatte

25:10.200 --> 25:21.470
‫♪ پس فلون، لبخندی بزن فلون ♪

25:10.880 --> 25:21.870
‫dakara Furone waratte Furone

25:22.560 --> 25:34.070
‫♪ فلون، لبخندی بزن فلون. ♪

25:22.960 --> 25:34.470
‫Furone waratte Furone