﻿WEBVTT

00:45.821 --> 00:51.281
آقاي چرچيل - بله - ما جسد دوتاشونو
پيدا کرده ايم "سواروف" و "سولوکوف"

00:52.901 --> 00:58.060
بقيه چي؟ بايد رهبرشون
رو به چنگ بندازم

00:58.061 --> 01:00.580
"پيتر پياتکوف" -
"آره، "پيتر پياتکوف -

01:00.581 --> 01:05.477
پیتر" نقاش. سردسته ی قاتل پلیس ها. اون کجاست؟"

01:05.501 --> 01:08.820
متاسفانه هيچ اثري ازش نيست قربان
حتي مطمئن هم نيستم که تو خونه بوده يا نه

01:08.821 --> 01:11.261
بعضي ها فکر کردن ديدنش ولي مطمئن نيستيم

01:11.262 --> 01:14.740
بهر حال اون اينجا بوده ومن مي خوام پيداش کنين

01:14.741 --> 01:18.060
من بخاطرش يه لشکر رو به خيابون هاي لندن فرستادم

01:18.061 --> 01:23.357
مجلس پارلمان چی ميگه اگه قرار باشه چيزي که
نشونشون میدم فقط جسد دوتا شريک جرم باشه

01:23.381 --> 01:27.260
برام مهم نيست که چقدر طول می کشه
يا به چه قيمتي تموم میشه

01:27.261 --> 01:29.761
فقط مي خوام پيداش کنین

01:29.785 --> 01:49.785
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:56.981 --> 01:59.531
40هزار تا تخم مرغ -
بله قربان -

02:02.301 --> 02:09.620
3500تا پياز - بله قربان - اون
مرد نمی تونه سوار کشتي نميشه

02:09.621 --> 02:13.660
می فهمي؟
- خواهش مي کنم - نه - پيتمن"، بيا اينجا" -

02:13.661 --> 02:16.540
آقاي " لايت هالر" سرش شلوغه
نمي تونه باهات صحبت کنه

02:16.541 --> 02:22.241
برو پی کارت. خودت که می بيني،
چشماتو وا کن ایشون سرش شلوغه - "لو" -

02:23.381 --> 02:29.060
مشکل چيه؟ من يه برادر دارم،
قربان و با همین کشتي، راهي نيويورکم

02:29.061 --> 02:31.060
اميدوارم اونم بتونه باهام بیاد

02:31.061 --> 02:36.477
می خوایم تو آمريکا يه زندگي جديد
رو شروع کنیم منظورت چيه باهات بیاد؟

02:36.501 --> 02:41.580
شنيدم يکی از مهماندارهاتون
نمی تونه بیاد برادر منم يه مهمانداره

02:41.581 --> 02:43.940
کسي رو داشتیم که نتونه بیاد؟

02:43.941 --> 02:48.380
"ما کمبود مهماندار داريم. "تام ريچارد
تو بخش غذاخوري درجه يک

02:48.381 --> 02:51.997
ولی متوجه نميشم
این آقا از کجا فهميده

02:52.021 --> 02:55.380
شما که نمي خوايد کمبود نيرو داشته باشين قربان؛
علي الخصوص تو درجه يک

02:55.381 --> 03:00.300
ولي اون ايتالياييه قربان؛ همه ي پيشخدمت هاي ايتاليايي
تو رستوران سفارشي آقاي "گاتي" کار مي کنن

03:00.301 --> 03:05.237
اونايي که تو درجه يکن همه انگليسي يا ايرلندين -
ولي اين یه قانون اجباری نيست -

03:05.261 --> 03:08.900
اما اگه "ريچارد" با يه دليل منطقي پيداش
بشه، اونوقت برادرت از کشتي ميره بيرون

03:08.901 --> 03:09.660
البته قربان

03:09.660 --> 03:12.060
اگه يونيفرم اندازه اش باشه
اون شغل مال خودش ميشه. اسمش چيه؟

03:12.061 --> 03:15.300
پائولو ساندريني" قربان، متشکرم قربان"
! "خيلي ممنون. "پائولو

03:15.301 --> 03:19.651
متشکرم قربان -
خب خب، ديگه برين سوار بشين -

03:23.621 --> 03:30.021
تو اين کشتي بيشتر ترجيح ميدن اتاق ديگ بخار
!کمبود کارگر داشته باشه تا سالن غذاخوري درجه يک

03:40.021 --> 03:43.921
!بنظرت اون کيه؟ شبيه پيغمبر سرگردونه

03:51.221 --> 03:57.986
"پيتر لوبوف" از گذرگاه دوم وارد
شو اينجا مخصوص مسافراي درجه يکه

04:09.661 --> 04:12.661
متاسفم، ببخشيد

04:22.415 --> 04:25.416
فکرشو بکن اين يارو "ريچارد"
بياد غير ممکنه از کجا انقدر مطمئني؟

04:25.440 --> 04:28.854
ميگم که غير ممکنه احمق نباش

04:28.878 --> 04:32.809
وقتي ديشب از پيشت رفتم
رفتم تو جمع خدمه ي کشتي

04:32.833 --> 04:39.185
اون اولين مهمانداري بود که قرار
بود بياد و تو چیز خورش کردي آره

04:39.209 --> 04:42.381
اون ممکنه بهوش بياد، ولي تا
اون موقع ما وسط هاي اقيانوس آراميم

04:42.405 --> 04:47.643
اون تو رو نخواهد بخشيد واسه
اين کاری که کردی اون زنده مي مونه

04:47.667 --> 04:54.277
هر وقت حاضر شدي، به رئيس
مهماندارها گزارش بده مي دونم چيکار کنم

04:54.301 --> 04:57.860
مي خواستم بليطتون رو ببينم آقا -
همين يه دقيقه پيش همراهم بود -

04:57.861 --> 05:01.661
بياين، اونا رو ولشون کنيم. بياين

05:03.701 --> 05:06.201
آقا، يه لحظه صبر کنين... آقا

05:09.621 --> 05:14.700
من تشنمه، ماماني يه لحظه صبر
کن عزيزم، بعد ميريم دنبال نوشيدني

05:14.701 --> 05:18.001
ولي الان تشنمه -
من مي برمش، بيا -

05:21.941 --> 05:25.940
ببخشين - بابايي - من دوست ندارم - چي رو دوست نداري؟
-

05:25.941 --> 05:33.660
دوست ندارم. اون پايين
خيلي آبه ترزا" عزيزم"

05:33.661 --> 05:39.761
من اگه کم آب مي داشت نگران مي
شدم، باشه؟ حالا بيا نوشيدني پيدا کنيم

05:55.021 --> 05:57.060
اين اولين سفرت به نيويورکه؟

05:57.061 --> 06:00.240
اوه نه، من مدتِ نسبتا زيادي براي
شرکت "وايت استار" کار مي کردم

06:00.241 --> 06:03.100
و اصلا تمايلي پيدا نکردي همونجا بموني؟

06:03.101 --> 06:06.951
تو دوست داری تو آمريکا زندگي کني؟

06:07.021 --> 06:12.237
اينجوري بهت بگم، اگه تو اروپا بمونم هيچوقت
از ليوان هايي مثل اين، چیزی نمي خورم

06:12.261 --> 06:16.677
پس همه تو آمريکا تو ظروف چيني غذا
مي خورن و از ليوان هاي کريستالي مي نوشن

06:16.701 --> 06:24.371
حداقل شانسش رو دارن "ساندريني"
ميشه بپرسم چرا يونيفرم تنت نیست؟

06:25.061 --> 06:31.311
يونيفرمش انداره اش نبود؛ و مي خواست
قبلا از اينکه مسافرا ببينن، درست شده باشه

06:35.061 --> 06:40.900
ممنون دیگه بهتره
برم ميشه بعدا ببينمت؟

06:40.901 --> 06:45.757
شايد بشه، وقتي سرو غذا تموم بشه
من تو اتاق غذاخوري مخصوص پيشخدمت هام

06:45.781 --> 06:49.931
مگه این که دیر کنی, نباشم

06:53.981 --> 06:55.620
من اسمت رو نمي دونم

06:55.621 --> 06:59.100
اگه امشب بخوام بيام دنبالت
بايد بدونم دنبال کي مي گردم

06:59.101 --> 07:03.101
خب، من که توي کشتي
جاي دوري نمي رم

07:06.021 --> 07:11.780
"آني"، "آني دزموند" "پائولو
ساندريني" پس بعدا ببينيم هم ديگه رو؟

07:11.781 --> 07:18.331
حدس من اينه که اگه برنگردي سرکارت
!ديگه هيچوقت کسي رو نمی بینی

07:23.781 --> 07:28.131
پس فکر مي کني بهتره بمونيم و
سعي کنيم اوضاع رو تغيير بديم؟

07:29.421 --> 07:36.671
به اندازه کافي سعي کردم پس تسلیم
شدي؟ !و برام مهم نیست که کسي بفهمه

07:40.621 --> 07:43.980
بذار برده هاي رنج ديده از ترس
شلاق اربابانشون به خود بلرزن

07:43.981 --> 07:47.281
من راهي دنياي جديدم هستم و عقب نمي کشم

07:57.821 --> 08:06.380
تو اينو انداختي نمي خواي
از ايشون تشکر کني؟ متشکرم

08:06.381 --> 08:11.751
ايشون آقاي "پيتر لوباف" ـه اينم
همسرم "مري"ـه "خانوم "ملوني

08:16.421 --> 08:18.921
....خب

08:27.021 --> 08:34.121
تو اينطوري نبودي،
موضوع چيه؟ هيچي

08:46.581 --> 08:48.620
متاسفم، متاسفم که نتونستم زود بیام

08:48.621 --> 08:52.100
با يه افسر بحثم شده بود؛ اون مجبورم
کرد همه ي قفسه ها رو تميز کنم

08:52.101 --> 08:57.780
بحثتون سر چي بود؟
- چیز خاصی نبود - اوه

08:57.781 --> 09:02.460
خب، همونطور که گفته
بودم، اومدم و الانم بايد برم

09:02.461 --> 09:06.820
ولي الان زوده. وقت برا قدم زدن داري؟ -
نه زود نيست. من برا هيچ کاري وقت ندارم -

09:06.821 --> 09:09.780
کجا داري ميري؟ -
به کارهای خانوم هام، تو درجه دو برسم -

09:09.781 --> 09:12.340
نمي تونن خودشون انجامش بدن -
!اميدوارم نتونن -

09:12.341 --> 09:15.220
!چون اگه بتونن، اونوقت از کارم اخراج ميشم -
منم مي تونم باهات بيام؟ -

09:15.221 --> 09:18.920
چيه، به کابينشون مي خواي بياي؟
نه، ولي مي تونيم تا اونجا باهم قدم بزنيم -

09:18.921 --> 09:21.260
مثلا چطوره از طرف عرشه ي قايق ها بریم

09:21.261 --> 09:23.701
اونوقت چجوري از عرشه ي قايق ها
به قسمت درجه دو بريم؟

09:23.702 --> 09:28.151
از يه راه غير مستقيم

09:58.341 --> 10:06.611
تنهايي سفر مي کني؟ مثلا اره، خب
که چي؟ خواستم سر صحبت رو وا کنم

10:23.661 --> 10:27.301
"ديويد ايوانز" منم
تنها سفر می کنم

10:29.421 --> 10:33.997
کسایی که تنها سفر مي کنن با
سريع ترين وسيله ها هم سفر مي کنن

10:34.021 --> 10:38.571
!بنظرم ما و بقيه با سرعت يکسانی در حرکتیم

10:41.781 --> 10:48.081
تو کدوم طرفي هستی؟ !اين و اون

10:48.621 --> 10:51.420
"من يه مرد ارتشي بودم، از محافظ های "اسکاتس

10:51.421 --> 10:54.877
تا این که یه گلوله رو به موقع
نزدم و اخراجم کردن

10:54.901 --> 10:59.757
ولی یه بسته پول به عنوان دستمزد
بهم دادن؛ پس نباید شکایتی بکنم

10:59.781 --> 11:08.001
براچي بهم نگاه مي کردي؟ نگاه
مي کردم؟ آشنا بنظر ميومدی، همين

11:08.261 --> 11:15.846
...خیله خب ...من برات آشنا نيستم

11:33.436 --> 11:42.116
دیگه بايد برم من نبايد تو درجه يک
باشم بودن تو هم تاثير بدي برام داره

11:42.836 --> 11:48.256
نمي توني باهام بياي
مي تونم امتحان کنم

11:48.516 --> 11:52.875
وقتشه که بريم تو، فکر نمي کني براي امشب به اندازه کافي قدم زديم؟

11:52.876 --> 11:58.075
دارم سعي مي کنم با قدم زني آرومش
کنم کمکی چیزی نمي خوايد خانوم؟

11:58.076 --> 12:02.516
نه ممنون، ديگه داره
سرد ميشه بايد بريم تو

12:09.076 --> 12:11.115
ميشه برم تو؟

12:11.116 --> 12:14.715
بدون اجازه ي جناب افسر نمي شه، خانوم -
من بايد به قسمت درجه دو برم -

12:14.716 --> 12:19.635
پس الانم نبايد تو قسمت درجه دو
باشي خواهش مي کنم، ديرم ميشه

12:19.636 --> 12:22.075
بايد قبلا راجع بهش فکر مي کردي خانوم

12:22.076 --> 12:28.696
هي، درجه يک، درجه دو درجه ي
خودت چنده؟ وفاداريت کجا رفته، مرد؟

12:30.876 --> 12:35.416
فقط همين دفعه !ديگه اين کارو نکن

12:38.676 --> 12:43.955
(ممنون) مي خوايد تختتون
رو براتون مرتب کنم، خانوم؟

12:43.956 --> 12:46.515
بيا تو -
اون منظور بدي نداشت -

12:46.516 --> 12:48.996
ديدي چجوري بهمون نگاه مي کرد، اون
موقع که به عصرونه دعوتمون کرده بود

12:48.997 --> 12:52.396
حتی اگه تو گوششم مي زديم
!ديگه شوکه تر از اون نمي شد

12:54.676 --> 13:00.795
ميشه کمک کني اينو ببندم
داري غلو مي کني - !نه خیر -

13:00.796 --> 13:04.315
خدايا، تو اصلا براچي يه مهموني
به رسم انگليسي رو قبول مي کني

13:04.316 --> 13:07.875
"البته لرد "منتون"، باعث افتخاره لرد "منتون -
فکر مي کردم جالب باشه -

13:07.876 --> 13:14.786
اون گردنبند قلابش يه ذره
سفته، بايد فشارش بدي ممنون

13:15.076 --> 13:21.226
فکر مي کنه کيه؟ -
فکر مي کنه يه کنتسه و هست -

13:26.276 --> 13:30.716
مي خوايد تختتون رو براتون
مرتب کنم، خانوم؟ بله لطفا

13:42.276 --> 13:51.336
آمين

14:01.876 --> 14:03.995
من دلم می خواد برم رو عرشه يکم هوا بخورم

14:03.996 --> 14:07.435
من نيستم، من... بايد به يه مراسم مذهبي ديگه برم

14:07.436 --> 14:12.886
اين دفعه از نوع انگليسي - چرا؟
- چون تو درجه يکه

14:13.236 --> 14:15.275
و منم کنجکاوم از همه جای
اینجا سر دربیارم، تو نيستي؟

14:15.276 --> 14:18.595
يادت نره سيم کشي اين کشتي کار منه
من تموم سوراخ سنبه هاي اينجا رو بلدم

14:18.596 --> 14:22.995
ولي نمي خوام ماجراجوييت
رو از دست بدی ...آره، من

14:22.996 --> 14:26.596
هميشه براي يه ماجراجويي جديد آماده ام

14:33.876 --> 14:38.595
اون چي مي خواست؟ گفت
داره ميره به یه مراسم انگليسي

14:38.596 --> 14:43.435
ولي نمي دونست که خودمم هميشه
به کليسا ميرم !مردم عجيب غريبن ها

14:43.436 --> 14:52.166
گفت مي خواد بره يه نگاه
بندازه شايد منم برم که چي؟

14:52.636 --> 14:58.336
براي ديدن قسمت درجه يک،
فرصت مناسبیه خدا تورو عذاب ميده

14:59.116 --> 15:01.635
فکر نکنم خدا به خاطر يه
ذره کنجکاوي آدمو عذاب بده

15:01.636 --> 15:06.816
بنظر اون مي خواد خداي عهد
عتيق باشه بايد ريسکش رو پذیرفت

15:12.876 --> 15:14.926
خيله خب، پس برو

15:19.596 --> 15:22.946
خب دیگه؛ شماهام با بابا ميايد

16:01.036 --> 16:05.186
از بیرون ریختن احساسات نيرومندت نترس

16:31.076 --> 16:33.035
چيکار داري مي کني؟

16:33.036 --> 16:35.075
(امشب فقط دو نفر رو دارم (خانوم و آقای راشتون -
چرا؟ -

16:35.076 --> 16:38.555
خانواده ي "وايدنر" براي ناخدا تو رستوران
گاتي"، برنامه ی مهموني و شام ترتيب دادن"

16:38.556 --> 16:42.595
،"اونا از ناخدا، خانواده اش، "آستورز
گوردونز" و اون خانوم بازيگر دعوت کردن"

16:42.596 --> 16:44.372
فقط خانواده ي "راشتون" مي مونه که دعوت نشده

16:44.396 --> 16:48.812
آدم براش سئوال میشه
مگه اونا چیکار کردن

16:48.836 --> 16:52.886
بهتره بهم نزدیکشون کنم یا جداشون کنم؟

16:53.116 --> 16:56.216
من باشم اون سئوال رو تو يه بار شلوغ نمي پرسم

17:04.116 --> 17:09.506
من عاشق کار کردن تو اينجام
!سرو کله زدن با اون مردهاي شيک

17:10.036 --> 17:14.052
!و اون زن ها با لباس هاي زيبا و تاج هاي درخشانشون

17:14.076 --> 17:18.026
تا حالا از خودت پرسيدي براي چي
اونا اين همه چيزی دارن ولي تو نداری؟

17:18.076 --> 17:24.635
فکر نمي کنم کم تر ازونا داشته
باشم از حسودی خوشم نمیاد

17:24.636 --> 17:29.172
حسودي از درون آدم رو مي خوره. گذشته ازین
هرجا که باشی هميشه دارا و ندارها وجود دارن

17:29.196 --> 17:34.135
شايد. ولي مي تونم اسم يه جا رو بگم که راحت
ميشه توش از يه رده به يه رده ی ديگه رفت

17:34.136 --> 17:38.275
امريکا خُب

17:38.276 --> 17:42.395
تو آمريکا اگه يه مرد از انجام کاراي
سخت نترسه مي تونه به اوج برسه

17:42.396 --> 17:48.136
زن ها چي؟ من از کاراي سخت
نمي ترسم منم مي تونم به اوج برسم؟

17:49.716 --> 17:55.452
درمورد يه زوج چي؟ برا زندگي
جديد فرصت های خوبي دارن

17:55.476 --> 17:57.976
چيزی نیست که نتونن بهش برسن

17:58.000 --> 18:05.000
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

18:06.396 --> 18:16.496
اين روياي توئه؟ من روياهاي زيادي
دارم ولي اين يکي مهم ترينشون بود

18:21.196 --> 18:25.355
ببخشيد می خواستم
ببینم اگه میشه کمکم کنين

18:25.356 --> 18:28.675
به من گفتن  از اين در ميشه به
درجه سه رفت؛ ولي انگار قفله

18:28.676 --> 18:35.435
خب بایدم  قفل باشه قفل جعبه ی
جواهرات خانوم "منتون" خراب شده

18:35.436 --> 18:38.515
فکر کردم شايد يه نفر تو درجه سه بتونه درستش کنه

18:38.516 --> 18:40.555
متاسفم، شما نمي تونيد به درجه سه برين

18:40.556 --> 18:43.056
به مهماندار بگو، اون درستش می کنه

18:45.116 --> 18:49.075
نمي خوام خانوم بفهمه
اونوقت فکر مي کنه تقصير من بوده

18:49.076 --> 18:55.146
اون زود عصباني ميشه، آره؟
خودتون مي دونين ديگه؟ !البته

18:55.476 --> 18:59.955
هرکي درستش کنه، حاضرم
مزدش رو هم بهش ميدم خب، باشه

18:59.956 --> 19:03.756
ولي اگه تو دردسر بيافتم، تقصير خودت مياندازم

19:05.872 --> 19:10.577
از کجا می دونی بیرون از کشتی هم
همین احساس رو بهش داری؟ مي دونم

19:10.601 --> 19:14.328
پس برو باهاش (آني) صحبت
کن و بهش چه پيشنهادي بدم

19:14.352 --> 19:19.062
يه مردي که هيچي نداره به جز روياهاي بزرگش

19:21.431 --> 19:30.168
اين کافي نيست بهتره بري الان
دیگه باید شروع به غذا خوردن کنن

19:51.836 --> 19:56.336
اين جا کليدساز هست؟
اين خانوم باهاش کار داره

19:56.876 --> 20:01.816
مربوط به قفل يه جعبه ی کوچيک
جواهراته خيلي ازتون ممنون ميشم

20:07.396 --> 20:11.936
اگه بخوای يه نگاه
بهش مي اندازم ممنون

20:16.316 --> 20:18.816
فکر کردم... بشه ازين استفاده کرد

20:21.196 --> 20:29.136
به نور نياز دارین به اندازه کافي
مي تونم ببينم - نه، نه - نمي تونين

20:29.596 --> 20:33.886
برين اون طرف به
طرف روشنايي اون گوشه

20:51.796 --> 20:59.875
عيب خاصي توش نبود کليدش
راحت مي چرخه ...عجيبه... اينکه

20:59.876 --> 21:02.376
قبلا گير مي کرد

21:05.796 --> 21:12.656
الان شش پني همراهم
هست پولت پيش خودت باشه

21:22.636 --> 21:24.435
اينجا چيکار مي کني؟

21:24.436 --> 21:29.195
ديدم اومدي پايين. مي خواستم زودتر
بيام پايين؛ ولي اون ملوانه نذاشت

21:29.196 --> 21:31.235
موضوع چي بود؟ -
منظورت چيه؟ -

21:31.236 --> 21:35.475
اون موقع که اونو از صندوقدار تحويل گرفتي عيبي نداشت

21:35.476 --> 21:37.515
تو جاسوسي منو مي کني؟

21:37.516 --> 21:41.235
ببين، موضوع چيه؟ -
نمي دونم داري راجب چي حرف مي زني -

21:41.236 --> 21:46.352
اگه تو دردسر افتادي مي تونم کمکت کنم؛ ولي
وقتي چيزي نمی گي نمي تونم برات کاري کنم

21:46.376 --> 21:48.876
!هی، چي شده

21:51.596 --> 21:57.746
بگو، اونقدرا نمي تونه بد
باشه این...خیلی بدتر از ايناست

22:02.796 --> 22:06.972
گفته بودم بابام فقيره، ولي
خيلي فقيرتر از ایناست

22:06.996 --> 22:12.886
بدون دستمزد، اون هیچ
پولي براي دارو و غذا نداره

22:13.396 --> 22:17.646
پول براي زنده موندنشم نداره

22:21.156 --> 22:26.846
تو چيکار کردي؟ يه
سنجاق سينه دزدیدم

22:30.796 --> 22:35.172
خیلی کوچيک بود، خانوم خيلي کم ازش
استفاده مي کرد. و ديگه نمي خواستش

22:35.196 --> 22:44.221
می دونی، دارم به اين فکر مي کنم خود تو همیشه منو
به خاطر رعايت نکردن قوانین سرزنش می کردي

22:44.916 --> 22:53.835
آه... پس پيداش کردي؟ بله، ممنون -
اون خيلي سرحال به نظر نمي رسه -

22:53.836 --> 22:56.675
خانوم "واتسون" يه مقدار دريازده شدن

22:56.676 --> 23:00.376
خب، براشون متاسفم -
چیزی نیست، مي گذره -

23:05.916 --> 23:09.766
هنوزم نمي فهم تو اين پايين چيکار مي کني

23:09.836 --> 23:13.115
دنبال يه نفر مي گشتم که اون جعبه
رو يه جايي تو ديد مردم ببره

23:13.116 --> 23:15.515
من يه تيکه سيم هم بهش دادم

23:15.516 --> 23:20.212
پس ممکنه مردم، اونو در حال کار با
...اون جعبه دیده باشن. من فکر کردم که

23:20.236 --> 23:25.932
اونوقت موقعی که خانوم متوجه گم شدن جعبه ش
بشه، اونو تو گم شدن جعبه مقصر می گیرم

23:25.956 --> 23:28.415
یعنی به خودت اجازه ميدي که باعث
به زندون رفتن یه آدم بي گناه بشی؟

23:28.416 --> 23:31.635
البته که نه؛ تا وقتي که به لندن
برنگشتيم، متوجه گم شدنش نمي شن

23:31.636 --> 23:34.235
و ديگه براي دستگير کردن اون خيلي ديره -
نه، نه، نه -

23:34.236 --> 23:37.386
تو نمي توني با اطمينان
همه ی اینا رو پيش بيني کني

23:38.596 --> 23:41.096
حالا اون سنجاق سینه کجاست؟

23:43.876 --> 23:50.595
تو چمدونمه در انبار کشتي، تو
قسمت وسايل غيرضروري سفر اوه، نه

23:50.596 --> 23:55.275
فکر کردم اگه خانوم متوجه گم شدنش بشه
ميان کابين منو مي گردن و پيداش نمي کنن

23:55.276 --> 24:01.275
بعد همه ي شک ها متوجه اون آدم
بيچاره ميشه و آخرش يکي تون ميرید زندون

24:01.276 --> 24:07.356
نه هی نگران نباش، مشکلي
پيش نمياد مشکلي پيش نمياد

24:13.196 --> 24:18.735
...حالا باید اين کار رو بکنيم تو ميري
پیش خانوم و براي شام صداش مي کني

24:18.736 --> 24:20.811
...و بعد

24:25.796 --> 24:27.835
...بعد موقع غذا خوردنشون

24:27.836 --> 24:30.875
ميريم به طرف انبار و
اون سنجاق سينه رو مياريم

24:30.876 --> 24:34.355
اونوقت تو اونو می ذاری کنار بقيه ي جواهرات

24:34.356 --> 24:37.435
نه. خانوم می پرسه که اصلا
چرا من اون جعبه رو برداشتم

24:37.436 --> 24:40.675
من معمولا چيزهايي که خودش مي خواد از
جعبه ی جواهرتش برداره، رو براش ميارم

24:40.676 --> 24:42.715
ما همين الان اونو به صندوقدار ميديم

24:42.716 --> 24:50.256
تو يواشکي اون سنجاق سينه رو
بذار تو جعبه. اون عمرا نمي فهمه بيا

24:52.756 --> 24:56.275
مزاحم نمی خوای؟ آره
بیا، شام من زود تموم شد

24:56.276 --> 24:58.595
...دوتا از پيشخدمت هاي ما نتونستن شام بگيرن و

24:58.596 --> 25:00.755
دوست ندارم گرسنه برن بخوابن

25:00.756 --> 25:04.256
همین الان برات يه چيزي پيدا مي کنم -
ممنون -

25:04.356 --> 25:06.915
پس همه قراره بيان به رستوران آقاي "گاتي"؟

25:06.916 --> 25:11.776
"آره، همه به غير از خونواده ي
"راشتون که اونم به خاطر خانوم "راشتون"ـه

25:11.796 --> 25:15.572
خدا مي دونه اين براي آقاي
وايدنر" به چه قيمتي تموم ميشه"

25:15.596 --> 25:20.696
چرا وقتي مي توني تو درجه يک رايگان
غذا بخوري، پول ميدي؟ چی بگم!؟

25:20.796 --> 25:24.275
براچي اونا نتونستن
شام بگيرن؟ نمي دونم

25:24.276 --> 25:27.676
فکر کنم داشتن براي ارباباشون کار مي کردن

25:28.356 --> 25:35.496
بازم ازون حرفا بزن همونایی
که قبلا هم می گفتي قبلا چي گفتم؟

25:36.596 --> 25:46.955
درمورد روياهات درمورد روياهاي
خودت چي؟ فکر نکنم من روياهايي مثل

25:46.956 --> 25:49.456
مال تو داشته باشم

25:51.796 --> 25:56.356
من معمولا منتظر مي مونم تا ببينم چه اتفاقاتي
ميافته و سعي مي کنم بهتريناش رو بوجود بيارم

25:56.356 --> 26:00.915
من به بوجود آوردن اتفاقات
اعتقاد دارم خب منم همينطور، البته

26:00.916 --> 26:03.116
هر موقع که فرصتش پيش بياد

26:05.996 --> 26:08.496
... پس

26:11.796 --> 26:14.296
با من ازدواج مي کني؟

26:18.596 --> 26:23.715
بهتر نبود اول پاک کردن ميزت رو
تموم کني؟ من جدي ام - نه، نيستي -

26:23.716 --> 26:25.516
ولي هستم

26:28.156 --> 26:31.755
مي دونم ما بدرد هم مي خوريم
حداقل مي دونم تو بدرد من مي خوري

26:31.756 --> 26:34.772
آقاي "ساندريني"، ما تازه باهم اشنا شديم

26:34.796 --> 26:37.612
خب، تو الان از بعضي چيزاي من خبرداري

26:37.636 --> 26:40.355
می دونم که اين کار تو ايتاليا
مرسومه؛ ولي من انگليسي ام

26:40.356 --> 26:44.656
!ماها کمتر درخواست هاي ناگهاني ميديم -
نمي خواي شانست رو امتحان کني؟ -

26:45.196 --> 26:48.275
چرا ماهم مثل مردم عادي اول
همديگه رو بیشتر نشناسيم؟

26:48.276 --> 26:52.155
نه، وقتي به نيويورک برسيم ازهم
جدا میشيم و تو برمی گردي به انگلستان

26:52.156 --> 26:57.456
اونوقت ديگه هيچ وقت
همديگه رو نمي بينيم !عجب

26:57.796 --> 27:01.546
زندگيت همیشه انقدر احساسی بوده؟

27:04.796 --> 27:11.186
(لطفا منو امتحان کن (باهام
زندگی کن پشيمون نميشي قول ميدم

27:14.356 --> 27:16.906
من بايد برگردم سرکارم

27:54.996 --> 28:00.576
... شوهرت تو اونجایی که
می خواین برین شغل پيدا کرده؟

28:03.356 --> 28:10.332
مشکلي برامون پيش نمياد جيم"
هميشه يه راه چاره پيدا مي کنه"

28:10.356 --> 28:12.906
انگار تو اميدوارتر از اوني

28:16.236 --> 28:18.736
درواقع نه

28:18.756 --> 28:23.906
اون با نا اميدي حرف می زنه، ولي
هميشه دوست داره رو پاي خودش بايسته

28:23.996 --> 28:29.835
بعضي وقتا فکر مي کنم
خیلی باهاش فرق دارم ...خب

28:29.836 --> 28:34.486
پس اون يه خوش بين بدبينانه است
!و تو يه بدبينِ خوش بينانه اي

28:36.796 --> 28:42.296
اگه تو دوست داري آره

28:48.356 --> 28:50.906
درمورد خودت چي؟

28:55.356 --> 29:02.141
من فقط مي خوام از اروپا فرار کنم و
بعد از اون هم برنامه ي خاصي ندارم

29:03.356 --> 29:05.906
اروپا انقدر بده؟

29:08.196 --> 29:14.772
براي من آره ولي
الان ديگه تموم شد

29:14.796 --> 29:19.296
اروپا منو عصباني مي کنه و
ديگه ام نمي خوام عصباني تر بشم

29:22.516 --> 29:27.266
ولی من بعضي وقتا آرزو مي کنم عصباني باشم

29:30.196 --> 29:36.195
تو وجودم به روش جنگيدنت حسادت
مي کنم حتي اگه يه جنگ خونين باشه

29:36.196 --> 29:38.275
حتي اگه آدما توش بميرن

29:38.276 --> 29:41.576
منظورم اين نيست که تاحالا
خوشبخت نبودم، چون هستم

29:44.996 --> 29:47.496
ولي مي دونم

29:48.276 --> 29:54.176
تا بحال هيچ وقت خودم رو بخاطر چيزي
که باورش کرده بودم، به خطر نیانداختم

29:54.356 --> 30:00.416
شايد الان تو خطر باشي شايد باشم

30:18.676 --> 30:22.955
فکر مي کردم ازم
متنفري نه اشتباه مي کردي

30:22.956 --> 30:29.856
خودت همون اول که بهت نگاه کردم
فهميدي چه حسي نسبت بهت دارم

30:30.516 --> 30:35.916
!جيم" "جيم"، بخاطر خدا تمومش
کن، همين حالا" نمي خواي بجنگي؟

30:40.316 --> 30:43.546
نه !بزدل

30:46.516 --> 30:48.875
اذيتت که نکرد؟ -
البته که نکرد -

30:48.876 --> 30:51.675
!تو اين مورد، البته اي وجود نداره -
!جيم"، تورو خدا" -

30:51.676 --> 30:53.475
اون مست بود و منو بوسيد

30:53.476 --> 30:58.376
خودت خواستی تو درجه سه باشیم
ديگه چه انتظاري داري؟

31:25.926 --> 31:30.605
چي شده؟ - !براچي موتورها از کار افتادن؟
- اون چي بود؟

31:30.606 --> 31:34.356
صدايي شبيه بيرون اومدن بخاره

31:42.526 --> 31:48.176
"جيم" چه صداییه؟

31:53.726 --> 31:58.725
تو بمون. من ميرم ببينم چه خبره
دراز بکشین. چيزي نيست، بخوابین

31:58.726 --> 32:03.816
چيزي نيست دخترا، برين
بخوابين بگيرين بخوابين

32:04.246 --> 32:11.296
زود باشين. بايد اين ديگ هاي بخار
رو قبل از ترکيدن از کار بندازيم

32:12.206 --> 32:21.582
!برو بيرون !برین بيرون،
برین، برین !ساندريني" برو، برو"

32:21.606 --> 32:28.666
!يالا، برين بيرون !سريع
باش "ساندريني" برو

32:44.366 --> 32:47.525
بيلي" ديگه بعید نمي دونم بتونيم از اينجا بريم بيرون"

32:47.526 --> 32:53.146
پس بايد تا اونجا که مي تونيم از
زماني که داريم استفاده کنيم بجنب

33:01.206 --> 33:02.486
من بايد چيکار کنم، قربان؟

33:02.487 --> 33:06.965
تا اونجايي که مي توني زن ها و بچه هاي درجه دو رو با
خودت ببر به عرشه. بهشون بگو جليقه ي نجات هم بپوشن

33:06.966 --> 33:12.506
قربان کشتي داره
غرق ميشه؟ ظاهرا آره

33:14.126 --> 33:18.176
باشه قربان -
خودت هم جليقه ت رو بپوش -

33:20.766 --> 33:24.586
لطفا اين رو بپوشين مگه اذيتتون مي کنه؟
- !"آني" -

33:25.566 --> 33:27.866
اونا جليقه هاشون رو نمي پوشن

33:30.045 --> 33:32.764
من بايد جواهراتم رو پس بگيرم -
جواهراتتون ديگه رفته -

33:32.765 --> 33:36.844
اين رو بپوش و برو به عرشه
من بايد جواهراتم رو پس بگيرم

33:36.845 --> 33:40.195
دیگه فايده اي نداره، بريم سوار قايق ها بشيم

33:44.285 --> 33:49.004
اينو بپوش و برو به عرشه ي قايق ها
اينو بپوش و برو به عرشه ي قايق ها

33:49.005 --> 33:51.044
جليقه هاي نجاتتون رو بپوشين، آقایون

33:51.045 --> 33:54.484
"آني" - جليقه هاي نجاتتون
رو بپوشين - نگران نباشید

33:54.485 --> 33:57.644
نميشه بريم بالا؟ -
هنوز نه، همه به موقع ميرين -

33:57.645 --> 34:01.364
پس موقعش کيه؟ من که ديگه نمي خوام
بيشتر ازينا، اين پايين نگهشون داریم

34:01.365 --> 34:04.244
نگران نباشين. خطري وجود نداره

34:04.245 --> 34:07.244
مطمئني؟ -
اين تايتانيکه.حتي از يه زمين خشک هم امن تره -

34:07.245 --> 34:10.695
بچه ها چي؟ نميشه بچه ها رو ببرين -
نمیشه ببریمشون؟ -

34:10.725 --> 34:14.701
چي؟ که بعدش به جيغ زدن
مادرهاشون ختم بشه؟

34:14.725 --> 34:18.804
از بچه ها مراقبت میشه؛ نگران نباشين

34:18.805 --> 34:24.405
يه قايق قراره بیاد، و زود مارو ببره
اونا فقط منتظرن که قايقه برسه

34:24.485 --> 34:29.105
تونستي چيزي ببيني؟
- نه زياد - دارن قايق ها رو آماده می کنن

34:30.685 --> 34:35.475
اونا ميگن خطري
وجود نداره دروغ ميگن

34:42.125 --> 34:48.625
همون کاري رو که میگيم بکنين،
آروم باشين می تونیم بهشون حمله کنیم

34:59.525 --> 35:06.344
بياين خانوم ها. دستمو بگير
مواظب قدم هات باش خانوم

35:06.345 --> 35:09.764
زودباش "فرانکتلي"، سوار شو -
اين ناامن بنظر مي رسه، بانوي من -

35:09.765 --> 35:13.804
احمق نباش "فرانکتلي"، اين قايق غرق
بشو نيست. اما اون يکي شايد غرق بشه

35:13.805 --> 35:16.164
وقت زيادي نداريم. سوار شین

35:16.165 --> 35:19.304
بايد زن هاي دیگه اي هم باشن -
ولی ديگه زني باقی نمونده -

35:19.305 --> 35:21.564
"پس بذارين مردها سوار بشن، "کوسمو

35:21.565 --> 35:24.284
آقاي "لايت هالر" اصرار کردن
که فقط زن ها و بچه ها سوار بشن

35:24.285 --> 35:27.644
ولي وقتي ديگه زن و بچه اي نيست چي؟ -
اگه کس ديگه اي سوار نميشه، من سوار مي شم -

35:27.645 --> 35:30.764
بياين بچه ها -
اگه اونا ميرن، ماهم ميايم -

35:30.765 --> 35:35.765
يه لحظه صبر کنين یه نفر باید بمونه
کارهاي کشتی رو انجام بده

35:37.285 --> 35:39.924
خب ديگه، قايق رو بيارين پايين

35:39.925 --> 35:43.684
شما نمي تونين با انقدر نفرات کم قايق
رو بيارين پايين. هنوز جاي زيادي هست

35:43.685 --> 35:46.764
سرکار، لطفا دستور پايين آوردن قايق رو بده

35:46.765 --> 35:52.204
حداقل اون رو ببرين - نه،
نه، الان نمي تونم برم - فعلا نه

35:52.205 --> 35:57.975
خب به خودت مربوطه، ما
داريم ميريم قايق رو بيارين پايين

36:07.085 --> 36:10.985
بيارين پايين -
اطاعت میشه، بيارين پايين -

36:16.805 --> 36:20.564
اينجا چه خبره؟ اونا کي ان؟ -
پيشخدمت هاي رستوران "گاتي" ان -

36:20.565 --> 36:23.284
بله. دقيقا همون چيزي که ازش مي ترسيدم

36:23.285 --> 36:25.444
نبايد بذاريم اين هياهو ادامه پيدا کنه

36:25.445 --> 36:30.021
دیگه نمی دونم بايد چه کار کنیم قربان -
!بهر حال بايد يه کاري کرد. ساکت شین -

36:30.045 --> 36:35.245
نمی تونم اين هياهو که زن ها رو
تو کل کشتي نگران کرده، تحمل کنم

36:40.285 --> 36:46.085
اين قايق رفت؛ از اون طرف برين
از اون طرف؛ اين قايق رفت

36:46.925 --> 36:53.484
!اين حتي نصفشم پر نيست. متوقفشون
کن ديگه چيکار مي تونيم بکنيم؟

36:53.485 --> 37:00.305
ديگه نمي تونيم برش
گردونيم قربان بيارین پايين

37:09.685 --> 37:14.324
!ديگه کافيه! عقب وايستين !برين
عقب - بذار زن و بچه هام برن -

37:14.325 --> 37:25.844
!عقب وايستا - هي هي، چيه؟
- !گفتم...عقب وايستين !مري" برو، همين الان"

37:25.845 --> 37:33.905
!برين،برين،برين "برين،برين!
"مري"، "شان !عقب

37:46.085 --> 37:52.665
ازين طرف راه ديگه اي هم
برای خروج هست؟ دنبال من بيا

37:55.605 --> 37:59.684
منو کجا داری مي بری؟
من می دونم کی هستی

37:59.685 --> 38:02.204
من می دونم -
اين کارا يعني چي؟ -

38:02.205 --> 38:08.255
من تو گروه "سيدني استريت" بودم. اونا
پوستر افراد تحت تعقيب رو پخش مي کردن

38:11.285 --> 38:15.364
تو "پيتر پياتکوف" هستي،
مگه نه؟ پيتر" نقاش"

38:15.365 --> 38:17.804
ديوونه شدي؟ -
نه، نه، ديوونه نشدم -

38:17.805 --> 38:20.484
از وقتي که "ساوتامپتون" رو ترک
کرديم، دنبال دستگيري من بودن

38:20.485 --> 38:26.564
پيتر" قاتل پليس ها" تا حالا چند
نفر رو کشتي، ها؟ 4تا؟ 5 تا؟ 6 تا؟

38:26.565 --> 38:29.444
ما الان تو يه کشتي در حال غرق هستیم
بايد نگران چيزهاي ديگه باشيم

38:29.445 --> 38:32.964
اوه نه؛ فکر نکن ولت مي کنم
اين کارو نمي کنم چون نمي تونم

38:32.965 --> 38:37.215
پس متاسفم -
بايدم متاسف باشي -

38:58.253 --> 39:06.528
نمي تونم پسربچه م رو پيدا کنم. مي دونم پرستارش
يه جاي امن نگهش داشته، ولي نمی تونم پيداش کنم

39:07.373 --> 39:09.652
آخه اون کجا ديگه مي تونه باشه

39:09.653 --> 39:13.963
بهتره با شوهرم برم. بايد به
گشتن ادامه بديم "بيا، "بسي

39:14.853 --> 39:20.543
اميدوارم بتوني پيداش کني بيا

39:24.093 --> 39:28.793
جناب افسر دارن ميان، ببخشيد
لطفا برين کنار، ممنون

39:31.453 --> 39:35.332
اين ايتاليايي ها چشونه؟ مشکلی
پیش نمیاد قربان، درها هم فقله

39:35.333 --> 39:38.833
این کار لازم بود؟ -
این بهترین کاره قربان -

39:39.213 --> 39:41.713
پس یادت نره ولشون کنی برن بیرون

39:46.853 --> 39:50.692
نگه داشتن اینا، این پایین چه فایده داره؟ -
این خط مشی گروهه، از اینجا برو -

39:50.693 --> 39:52.613
!زن ها و بچه ها اینجان

39:52.614 --> 39:55.572
اونا به موقعش میرن بالا -
همین الان بذار برن بالا -

39:55.573 --> 39:58.292
بذارین اونام مثل بقیه از فرصت استفاده کنن -
از اینجا برو -

39:58.293 --> 40:02.292
اون راست میگه، به چه حقی ما
رو این پایین نگه داشتین؟ بذارین بریم

40:02.293 --> 40:04.892
باهام بیا؛ داره کنترل از دستشون خارج
میشه. می تونیم بریم بیرون

40:04.893 --> 40:08.932
چرا من باید با تو بیام؟ -
الان وقت این حرفا نیست -

40:08.933 --> 40:13.532
بیا، ما باید مطمئن شیم زن و بچه ات ایمن سوار قایق
میشن؛ بعد می تونیم تا نهایت مرگ با هم بجنگیم

40:13.533 --> 40:17.283
قول میدی؟ -
آره -

40:19.613 --> 40:23.109
منتظر نباشین اونا بیارنتون بیرون، همین الان برین

40:23.133 --> 40:25.733
!اینجا نمونین، اینجا نمونین تا غرق بشین

40:33.013 --> 40:37.463
دارم بهتون دستور میدم؛ دستور
میدم بایستین، خواهش می کنم

40:44.733 --> 40:48.333
!برو جلو، در رو ببند

40:55.173 --> 40:57.923
!برو تو

41:00.334 --> 41:04.754
!کمک !کمک! کمک

41:30.053 --> 41:34.252
ولی تا وقتی که درجه یک ها نرفتن
نمی تونن درجه سه ها رو  سوار کنن

41:34.253 --> 41:36.612
مامان، الان دیگه چه فرقی می کنه؟

41:36.613 --> 41:39.263
!لطفا بذارین بچه هام رد بشن -
!"مری" -

41:39.333 --> 41:43.283
من کمکش می کنم
تو بچه ها رو به قایق برسون

41:45.493 --> 41:47.772
دستتو بده به من

41:47.773 --> 41:51.549
!دستتو ازش بکش -
نه، اون داره کمک می کنه، داره کمک می کنه -

41:51.573 --> 41:58.372
زن ها و بچه ها اول سوار بشن -
بچه هات رو ببر - بیا بغلم !برین عقب

41:58.373 --> 42:01.073
برین عقب -
بذارین این بچه ها رد بشن -

42:01.853 --> 42:05.252
بذارین رد بشن -
قایق پره، داریم میاریمش پایین  -

42:05.253 --> 42:13.812
تو این کارو نمی کنی،‌ فهمیدی؟
!حالا بذار رد بشن بیاین بچه ها خوبه

42:13.813 --> 42:15.892
سوارشون کن، بیا، سوارشون کن

42:15.893 --> 42:22.233
هارت"، "هارت"، برو تو" و
اوضاع رو کنترل کن بله قربان - یالا -

42:25.093 --> 42:29.612
برین عقب می خوام با زنم
حرف بزنم بذارین با زنم حرف بزنم

42:29.613 --> 42:34.313
!قایق داره می شکنه
!"ترزا"! "ترزا"

42:34.373 --> 42:39.723
نمی تونیم بدون "ترزا" بریم -
پیش بقیه بمون؛ من پیداش می کنم. نگران نباش -

42:40.613 --> 42:42.813
!"ترزا"

42:51.253 --> 42:54.012
!گفتم این اتفاق می افته
!می دونستم این اتفاق می افته

42:54.013 --> 42:57.372
اونا نباید می رفتن -
هی، کجا می تونم یه قایق پیدا کنم؟ -

42:57.373 --> 43:01.172
قایق های نجات همه رفتن؛ آخر کشتی هم
یکی از قایق های زاپاس رو به آب انداختن

43:01.173 --> 43:04.572
ولی دارن یکی دیگه رو هم میارن
اگه اونو بیارن، دیگه آخرین قایقه

43:04.573 --> 43:07.412
خانوم "آلیسون"، باهامون بیا

43:07.413 --> 43:12.149
ته کشتی دارن یه قایق رو آماده ی حرکت می کنن -
ما وقتی بچه مون رو پیدا کنیم میایم اونجا -

43:12.173 --> 43:16.612
بذارین من بچه رو ببرم؟ خواهش
می کنم، خواهش می کنم بدینش

43:16.613 --> 43:18.452
نگران نباش، خودمون میایم اونجا

43:18.453 --> 43:22.503
!قایق منتظر ما نمی مونه، بیا -
آنی" بیا" -

43:26.213 --> 43:33.083
زن ها جلو حرکت کنن لطفا
اجازه بدین زن ها رد بشن نوبت توئه

43:34.653 --> 43:39.613
مواظب قدم هات باش
"خانوم "منتون - نه من نمیام -

43:39.733 --> 43:44.572
سوار شو، زن ها بهت احتیاج
دارن شنیدی که چی گفت؛ سوار شو

43:44.573 --> 43:51.193
خیال منم راحتتره، خواهش می کنم
وقتی نمونده؛ برو دست منو بگیر، خوبه

43:51.853 --> 43:57.132
دیگه زنی باقی نمونده؛ لطفا
بیاین جلو من تاحالا نبوسیدمت

43:57.133 --> 44:04.383
منو تو نیویورک ببوس
(بطور کنایه ای میگه باهم ازدواج می کنیم)

44:05.133 --> 44:07.692
ماریو ساندرینی" بیرون نیومد؟"
تو ندیدیش؟

44:07.693 --> 44:13.709
اون از اتاق دیگ بخار اومد بیرون، ولی شنیدم
اونو با بقیه ی ایتالیایی ها حبس کردن

44:13.733 --> 44:21.713
اونا دارن سوار میشن اون قایق پر
شده؟ دارن میارنش پایین. ما دیر رسیدیم

44:21.737 --> 44:31.737
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.

44:36.453 --> 44:41.292
هی، می دونی ایتالیایی ها رو کدوم بخش
نگه داشتن؟ همونی که درش قفل داره؟

44:41.293 --> 44:47.012
!چیه؟ دوست داری بهشون
ملحق شی؟ اونا کجان؟ اونا کجان؟

44:47.013 --> 44:52.292
اونا اون گوشه، آخر راهرو هستن
!ولی نمی تونی بیاریشون بیرون، درش قفله

44:52.293 --> 44:56.835
و تا وقتی که کشتی به ته دریا
!برخورد نکرده، قفل می مونه !"ماریو"

44:56.859 --> 45:09.835
کجايين؟ !"ماریو" !"ماریو"! "ماریو"
ماريو"، بگو چجوري بازش کنم؟"

45:09.859 --> 45:16.758
اين قفله، با کليد قفلش کردن
!با کليد قفلش کردن !کمک

45:19.613 --> 45:27.563
!نه !"ماریو"! "ماریو" !کمک