﻿WEBVTT

00:01.260 --> 00:05.610
در 8م جولای سال 801 تقویم فضایی
...و سال سوم تقویم امپراطوری جدید

00:05.610 --> 00:09.040
...در حالی که نظم هاینسن کم‌کم برمیگشت

00:09.040 --> 00:13.420
یکی از مجروحانی که بعد از جشنواره
...آتش‌بازی روبینسکی دستگیر شده بود

00:13.420 --> 00:18.330
به دلیل جعل هویت، توسط پلیس ارتش
.در حال بازجویی شدن بود

00:19.030 --> 00:20.390
اسمت چیه؟

00:20.390 --> 00:21.900
.شوماخر

00:21.900 --> 00:23.270
.لئوپُلد شوماخر

00:23.290 --> 00:27.290
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:27.420 --> 00:29.500
...او به جرم خیانت و همچنین دست داشتن در

00:29.500 --> 00:35.030
آدم‌ربایی امپراطور سلسله قبلی
.اروین یوسف دوم، در لیست تحت تعقیب بود

00:37.670 --> 00:44.300
وقتی هویت او تایید شد، اتاق بیمارستان
...واقعا به محل بازجویی تبدیل شد

00:44.300 --> 00:47.200
ولی چون شوماخر برای
...همکاری مقاومت نمیکرد

00:47.200 --> 00:49.300
.از شکنجه یا سرم حقیقت استفاده نشد

00:50.300 --> 00:51.850
...در اعترافاتش

00:51.850 --> 00:56.360
شوماخر گفت جسدی که به عنوان اروین
...یوسف دوم اوایل امسال پیدا شده بود

00:56.360 --> 00:58.860
.در واقع جسد شخص دیگری بود

00:58.860 --> 01:00.500
منظورت چیه؟

01:00.500 --> 01:03.650
.اروین یوسف دوم گم شد

01:03.650 --> 01:07.810
در مارچ سال گذشته، اون از
.دست ارباب لانزبرگ فرار کرد

01:07.810 --> 01:10.650
.نمیدونم بعد از اون چه بلایی سرش اومد

01:10.650 --> 01:12.370
پس اون جسد کی بود؟

01:12.370 --> 01:15.350
...بعد از اینکه ارباب لانزبرگ عقلشونو از دست دادن

01:15.350 --> 01:18.950
بدن پسری که تقریبا همسنشون بودن
...رو از سردخونه دزدیدن

01:18.950 --> 01:21.180
.و به عنوان قیصر جا زدن

01:21.930 --> 01:25.160
گزارشات مرگ امپراطور جوان که
...دست ارباب لانزبرگ بودن

01:25.160 --> 01:28.220
.همه تخیلات ایشون بودن

01:28.220 --> 01:32.950
البته اینقدر خوب ساخته شده بودن که
.بخش اطلاعات امپراطوری واقعا باور کردن

01:32.950 --> 01:35.740
احتمالا بهترین کار تخیلی بود که توی
.زندگیشون ساخته بودن

01:36.750 --> 01:39.050
.و یه چیز دیگه

01:39.050 --> 01:44.200
طرفداران زمینِ باقیمونده، هنوز
.بیخیال گرفتن جون قیصر نشدن

01:44.200 --> 01:47.050
...چیزی که از اطرافیان روببینسکی شنیدم

01:47.050 --> 01:50.220
.این بود که آخرین گروه فعالشون به فزان رسیدن

01:51.970 --> 01:56.970
تعدادشون باید کمتر از 30تا باشه و
.بقیه گروه‌هاشون هم همه از بین رفتن

01:56.970 --> 02:00.920
اگر اینا رو از بین ببرین، دیگه طرفدارای
.زمین نمیتونن هیچوقت سرپا بشن

02:03.350 --> 02:06.160
خودت میخوای از الان به بعد چیکار کنی؟

02:06.160 --> 02:07.660
.برنامه‌ای براش ندارم

02:07.660 --> 02:09.560
...اگر بشه میخوام به فزان برگردم

02:09.560 --> 02:13.460
و به مزرعه‌ای برم که قبلا توی دره‌ی
.آشینیبویا با همکارام داشتم

02:13.460 --> 02:14.900
.همین

02:14.900 --> 02:18.900
.بعدها مشخص شد که شوماخر به آرزوی خود نرسید

02:18.900 --> 02:22.950
دو ماه بعد، عفو شامل حال او شد
...و او آزاد و به فزان بازگشت

02:22.950 --> 02:26.750
ولی مزرعه‌ی دره‌ی آشینیبویا
...از بین رفته بود

02:26.750 --> 02:29.300
.و همکارانش نیز آنجا را ترک کرده بودند

02:29.300 --> 02:31.910
...برای مدتی، به دستور فرمانده استرایت

02:31.910 --> 02:33.850
...او در ناوگان امپراطوری فرماندهی میکرد

02:33.850 --> 02:37.320
ولی در یکی از جنگ‌ها مقابل دزدان فضایی
.او به کلی ناپدید شد

02:37.320 --> 02:39.200
...اطلاعاتی که شوماخر داده بود

02:39.200 --> 02:42.630
به فرمانده ابراشتاین که در راه
.فزان بود، گزارش داده شد

02:53.700 --> 02:56.440
...یولیان در براونهیلد و در راه رسیدن به فزان

02:56.440 --> 03:00.550
.مذاکرات زیادی با قیصر راینهارد داشت

03:00.550 --> 03:04.540
راینهارد از شنیدن داستان‌هایی
.در مورد یانگ ونلی، خوشحال میشد

03:04.540 --> 03:07.440
...البته بحث‌های جدی در مورد مباحت دولتی نیز

03:07.440 --> 03:09.340
.در این جلسات رد و بدل میشد

03:09.340 --> 03:11.920
...تسلیم کردن قلعه ایسرلوهن به نیروهای امپراطوری

03:11.920 --> 03:15.090
و تبدیل کردن سیارک بالات، به علاوه
...ایسرلوهن، به منطقه‌ای خودمختار

03:15.090 --> 03:17.090
.که حق استقلال سیاسی داشته باشد

03:17.090 --> 03:19.830
.آن‌ها در این دو مورد به توافق کامل رسیدند

03:19.830 --> 03:23.090
ولی وقتی صحبت در مورد سیستمی
...قانونمند و ساخت شورا بود

03:23.090 --> 03:24.650
.راینهارد عجله نمیکرد

03:25.650 --> 03:29.440
...من در مورد مزیت‌های مشروطه‌گرایی فکرمیکنم

03:29.440 --> 03:30.650
.ولی نمیتونم هیچ قولی بدم

03:32.690 --> 03:36.150
...اگه من و تو در مورد همه‌چی تصمیم بگیریم

03:36.150 --> 03:39.740
.دیگه کاری یرای نسل‌های آینده نمیمونه

03:39.740 --> 03:43.150
اگه این اتفاق بیوفته، اونا با نفرت پشت سرمون میگن
"خیلی کارهای بیهوده‌ای انجام دادین"

03:45.670 --> 03:50.440
یولیان متوجه شد با اینکه قیصر راینهارد
...سعی میکرد به شوخی بیان کند

03:50.440 --> 03:53.090
...ولی قصد داشت اجازه دهد دموکراسی

03:53.090 --> 03:55.300
.بدون هیچ قانون یا محدودیتی ادامه پیدا کند

03:55.300 --> 03:58.090
...با اینکه راینهارد بر اثر بیماری ضعیف شده بود

03:58.090 --> 04:01.650
ولی منطق خود به عنوان یک رهبر
.را از دست نداده بود

04:01.650 --> 04:05.400
.و به یولیان و بقیه چالش‌های سختی میسپرد

04:05.400 --> 04:09.400
به این دلیل که میخواست ببیند سیستم
...ارزشی که از جنگ جان سالم به در برده بود

04:09.400 --> 04:11.370
.میتوانست در آرامش از فساد دوری کند یا نه

04:12.950 --> 04:17.110
قیصر راینهارد و گروهش در 18م
.جولای به فزان رسیدند

04:17.910 --> 04:20.660
قیصر راینهارد مستقیما به ولزِرد
...محل اسکان موقت امپراطوری

04:20.660 --> 04:23.550
که قیصر بانو و پرنس آنا
.منتظرش بودند، رفت

04:23.550 --> 04:27.970
این عمارت نماینده ارشد
...سلسله سابق گلدنبام بود

04:27.970 --> 04:29.810
...ولی بعد از آتش سوزی استینکی‌پالم‌ شلوس

04:29.810 --> 04:31.810
.تبدیل به محل سکونت موقت امپراطوری شد

04:33.030 --> 04:36.710
همچنین، یولیان و گروهش نیز
...تحت نظر نیروهای امپراطوری

04:36.710 --> 04:39.260
...در هتل برن‌کاستل که پیاده 10 دقیقه

04:39.260 --> 04:42.570
.با محل سکوت موقت امپراطوری فاصله داشت، مستقر شدند

04:44.230 --> 04:46.370
.خب، میتونم اینو در نظر نگیرم

04:47.080 --> 04:47.690
عه؟

04:47.690 --> 04:51.610
چه حرف عجیبی برای فرمانده آتنبورگ
!همیشه بداخلاق بود

04:52.310 --> 04:55.760
موقع جنگ باید زمان و دشمنت
رو خودت انتخاب کنی درسته؟

04:55.760 --> 05:00.150
اگه قراره روزی شورایی توی امپراطوری تشکیل
.بشه، سر و صدا کردن اونجا بیشتر حال میده

05:00.150 --> 05:03.190
راستی، بعد از اینکه این ماجرا
تموم شد تو میخوای چیکار کنی؟

05:03.650 --> 05:04.700
.بذار ببینم

05:04.700 --> 05:07.500
.دزد فضایی شدن خیلی هم فکر بدی نیست

05:07.500 --> 05:12.050
در هر صورت، من تمام صبر و فرمانبرداریم
.رو برای یانگ ونلی خرج کردم

05:13.050 --> 05:16.400
دیگه تا زمان مرگم نمیخوام برای
...کسی خم بشم

05:16.400 --> 05:19.210
.یا به خانواده کسی زنجیر بشم

05:19.750 --> 05:22.850
راستی یولیان، ماجرای ترونیت رو شنیدی؟

05:22.850 --> 05:23.970
.بله

05:24.330 --> 05:29.810
بعد از مرگ روبینسکی و اعترافات دومینیک
...این مسئله مشخص شد که ترونیت هم

05:29.810 --> 05:35.160
قصد داشت در امپراطوری مشروطه‌گرایی
.را رواج دهد

05:35.160 --> 05:38.060
یولیان با فکر به اینکه هر دوی
...آن‌ها یک هدف داشتند لرزید

05:38.060 --> 05:42.610
ولی انگیزه و روش‌هایی که استفاده
.میکردند با هم خیلی متفاوت بود

05:44.270 --> 05:50.360
در 25م جولای، وضعیت راینهارد که تا آن لحظه
.ثابت بود، رو به وخامت رفت

05:50.360 --> 05:52.330
...تبش هیچوقت از 40 درجه پایینتر نیامد

05:52.330 --> 05:56.060
.و هر چند دقیقه از هوش میرفت

05:56.060 --> 06:01.110
هیلدا و آنه‌رز با هم از بیمار
.و کودک نگهداری میکردند

06:01.110 --> 06:02.510
...اگه تنها بودند

06:02.510 --> 06:04.640
.حتما از شدت کار از پا می‌افتادند

06:04.640 --> 06:07.710
فردا آن روز، 26م، وضعیت
...او باز هم بدتر شد

06:07.710 --> 06:10.300
.و ساعت 11:50 تنفس برای دقایقی قطع شد

06:10.860 --> 06:14.950
ولی بعد از 20 دقیقه برگشت و تا ساعت
.یک بعد از ظهر نیز به هوش آمده بود

06:21.840 --> 06:24.860
چه خبره؟
.جولایه و هوا سرده

06:24.860 --> 06:26.610
.هوای عجیبیه

06:26.610 --> 06:30.410
احتمالا قیصر داره خورشید رو
.با خودش به اون دنیا میبره

06:31.370 --> 06:34.260
...ساعت 16:20، فرمانده‌های نیروی امپراطوری

06:34.260 --> 06:37.120
که مشغول انجام کارهای نظامی
.خود بودند، احضار شدند

06:37.120 --> 06:40.350
...فرمانده ابراشتاین، میترمایر

06:40.350 --> 06:46.760
مولر، بیتنفلد، واهلن، آیزناخ
...مکلینگر و کِسلر

06:46.760 --> 06:49.210
به سالنی که به عنوان اتاق انتظار
.در نظر گرفته شده بود، راهنمایی شدند

06:51.140 --> 06:55.080
پنج دقیقه بعد، ابراشتاین به دلیل
.کار فوری آن‌جا را ترک کرد

07:04.690 --> 07:11.880
کسی که کل فضا رو تسخیر کرده الان توی
.تخت روی زمین گیر افتاده

07:11.880 --> 07:13.800
.خیلی ناراحت‌کننده‌ست

07:15.550 --> 07:17.400
دکترا دارن چیکار میکنن؟

07:17.400 --> 07:19.410
!اون احمقای به درد نخور

07:19.410 --> 07:21.230
...اگه برای عالیجناب کاری نکن

07:21.230 --> 07:23.740
!همه شونو میکشم

07:23.740 --> 07:25.580
!اینقدر الکی شلوغش نکن

07:25.580 --> 07:29.850
چون هر سری عصبی میشه
!بقیه احساس بدی پیدا میکنن

07:29.850 --> 07:31.950
ما مسکن تو نیستیم میدونی که؟

07:32.360 --> 07:33.680
چی گفتی؟

07:41.230 --> 07:44.850
خود قیصر دارن دردهای روحی
.و جسمانیشونو تحمل میکنن

07:44.850 --> 07:47.850
ما هفت نفر هم باید بتونیم
.با هم اینکار رو کنیم

07:48.750 --> 07:52.990
وگرنه قیصر از داشتن همچین خدمتگزارهای
.رقت‌انگیزی ناراحت میشن

07:56.550 --> 07:59.550
...در همین زمان، راینهارد که به هوش آمده بود

07:59.550 --> 08:01.560
.وصیت‌نامه‌اش را به هیلدا میگفت

08:02.440 --> 08:07.800
به 6 فرمانده ارشدم، موقعیت
.فرمانده ناوگان رو بده

08:08.670 --> 08:15.090
ولی این باید بعد از مرگ من و به
.اسم قیصربانو که بر تخت میشینه باشه

08:16.090 --> 08:19.900
...ساعت 18:30، فرمانده میترمایر به تنهایی احضار شد

08:19.900 --> 08:21.960
.و ترس بقیه فرمانده‌ها را فرا گرفت

08:22.730 --> 08:26.860
ولی دلیل احضار میترمایر چیزی نبود
.که آن‌ها تصور میکردند

08:27.540 --> 08:29.550
...عذرمیخوام که توی این طوفان بهتون دردسر میدم

08:29.550 --> 08:35.000
ولی فرمانده میترمایر، میشه همسر و
پسرتون رو به اینجا بیارین؟

08:35.000 --> 08:38.260
واقعا مشکلی نداره من همسر
و پسرم رو بیارم اینجا؟

08:38.940 --> 08:41.000
.این درخواست قیصر بود

08:41.000 --> 08:42.170
.لطفا عجله کنین

08:43.160 --> 08:43.940
.همین الان میرم

08:46.200 --> 08:50.090
در همان زمان، نماینده قیصر
.به هتل برن‌کاستل رفت

08:52.060 --> 08:56.540
قیصر میخوان که شما به محل
.سکونت فعلیشون برید

08:56.540 --> 08:59.140
عذرمیخوام که توی این هوای بد
.مزاحمتون شدم، ولی لطفا بیاین

09:02.850 --> 09:04.620
اوضاع بده؟

09:05.290 --> 09:06.500
.لطفا عجله کنین

09:09.630 --> 09:12.990
...فرمانده یانگ، به عنوان نماینده شما

09:12.990 --> 09:16.560
من پایان ستاره بزرگ و بی‌رقیبی که
.بر این دوره حکومت میکرد رو میبینم

09:17.680 --> 09:19.890
...فرمانده، اگه اون دنیا هستین

09:19.890 --> 09:23.980
لطفا از چشمای من شاهد این
.لحظه مهم تاریخی باشین

09:34.870 --> 09:37.670
.ایشون شاهزاده گرانوالد هستن

09:38.500 --> 09:39.950
...اون زن

09:39.950 --> 09:43.730
چون اینجا بود، سلسله لوهنگرام
...به وجود اومد

09:43.730 --> 09:47.710
و ستاره بزرگی به نام قیصر راینهارد
.تونست توی فضا بدرخشه

10:04.580 --> 10:07.480
.من یه خواب دیدم خواهر

10:10.570 --> 10:18.480
آنه‌رز رقص نوری ملایم را در چشم‌های
.راینهارد دید که قبلا ندیده بود

10:18.480 --> 10:22.100
این، مرگ غیرقابل اجتناب
.برادرش را به آنه‌رز ثابت کرد

10:22.100 --> 10:29.090
آیا راینهارد برای تحقق بخشیدن به آرزوهای
قلبی‌اش از سلامت جسمانی خود مایه نگذاشته بود؟

10:29.090 --> 10:33.040
مهربانی نگاه راینهارد مثل گرمای
...خاکستر سفیدی بود

10:33.040 --> 10:34.990
که بعد از سوختن قلب و
.بدنش بر جای میماند

10:36.140 --> 10:39.490
هنوز هم رویاهات تموم نشدن راینهارد؟

10:41.590 --> 10:44.870
...نه، من خیلی داشتم

10:44.870 --> 10:47.380
...رویاهایی که هیچکس ندیده بود

10:47.380 --> 10:49.300
.خیلی زیاد بودن

10:50.800 --> 10:55.760
آنه‌رز حس کرد صدا شکستن
.قلبش را شنیده است

10:55.760 --> 10:59.500
راینهارد وقتی که اشتیاق و رویاهایش
.تمام میشدند میمرد

10:59.500 --> 11:02.340
یک شمشیر، هیچ دلیلی دیگری
.به جز شمشیر بودن ندارد

11:02.340 --> 11:03.880
.او این را میدانست

11:06.770 --> 11:09.790
.خواهر، برای همه چیز ازت ممنونم

11:12.520 --> 11:16.040
.آنه‌رز نمیخواست تشکرات او را بشنود

11:16.040 --> 11:18.890
او میخواست راینهارد بال‌های
...بزرگش را به سمت دریای ستارگان باز کند

11:18.890 --> 11:22.550
و بدون توجه به خواهرش که در جوانی
.از این جهان متنفر بود، پرواز کند

11:22.550 --> 11:26.550
این تنها آرزوی او بعد
...از مرگ کرهیاس بود

11:26.550 --> 11:29.990
تنها طناب باریکی که او را
.واسته به این جهان نگه میداشت

11:29.990 --> 11:31.540
...خواهر

11:31.540 --> 11:32.560
.بیا

11:34.650 --> 11:38.030
.من دیگه بهش نیازی ندارم

11:38.030 --> 11:40.180
.اینو به تو میدم

11:40.180 --> 11:42.040
...و

11:42.040 --> 11:44.660
.کرهیاس رو هم بهت برمیگردونم

11:44.660 --> 11:48.390
ببخشید که اینهمه مدت اون رو
.ازت قرض گرفته بودم

11:54.220 --> 11:55.580
.فقط خوابشون برده

11:57.680 --> 12:00.670
ساعت 19:00 گزارشی اضطراری در
.وسط طوفان به دست آن‌ها رسید

12:00.670 --> 12:04.030
مخزن اکسیژن مایعی در اطراف
...شهر با بمب‌گزاری انتحاری ترکیده بود

12:04.030 --> 12:07.140
و از بدن شخص بمب‌گزار مشخص شد
.که این کار طرفداران زمین بوده است

12:07.820 --> 12:09.150
.نترسین

12:09.150 --> 12:13.850
،این نقشه همیشگی طرفدارای زمینه
.اول سعی میکنن حواسمونو با بمب پرت کنن

12:13.850 --> 12:16.760
هدفشون نمیتونه چیزی به جز قیصر
.و خانواده‌ش باشه

12:16.760 --> 12:19.340
.روی دفاع از اینجا تمرکز کنین

12:19.340 --> 12:20.140
.بله قربان

12:21.430 --> 12:26.290
من میخوام به صحنه برم و مستقیم
.اوضاع رو زیر نظر بگیرم، منو ببخشید

12:27.790 --> 12:30.290
...ساعت 19:50، فرمانده ابراشتاین

12:30.290 --> 12:32.320
...که به ساختمان وزارت دفاع برگشته بود

12:32.320 --> 12:34.190
.به محل اقامت موقت امپراطوری رسید

12:34.820 --> 12:37.640
...آخرین بازمونده‌های طرفدارای زمین

12:37.640 --> 12:41.260
برای گرفتن جون قیصر قراره
.به این مکان حمله کنن

12:43.400 --> 12:46.620
چرا طرفدارای زمین الان دارن همچین
کار بیهوده‌ای میکنن؟

12:46.620 --> 12:50.830
اگه کمی دیگه صبر کنن، اوضاع بدون اینکه
.کاری انجام دادن باشن عوض میشه

12:50.830 --> 12:53.340
.من اونا رو گول زدم

12:53.340 --> 12:54.880
وزیر دفاع شما اینکارو کردین؟

12:54.880 --> 12:56.680
...من یه سری اطلاعات رو فاش کردم

12:56.680 --> 13:01.640
که میگفت وقتی قیصر حالشون
...بهتر بشه و بیماری رو شکست بدن

13:01.640 --> 13:06.700
قراره سیاره زمین که خدای
.طرفدارای زمینه رو نابود کنن

13:06.700 --> 13:10.050
برای مقابله با این، اونا باید
.باعجله کاری میکردن

13:10.990 --> 13:13.870
یعنی قیصر رو به عنوان طعمه استفاده کردین؟

13:13.870 --> 13:16.740
...درسته که چاره‌ی دیگه‌ای نبوده

13:16.740 --> 13:18.890
ولی آیا این کاریه که یه خدمتگزار میکنه؟

13:18.890 --> 13:21.770
.قیصر دیگه نمیتونن مرگ رو دور بزنن

13:21.770 --> 13:24.530
.ولی سلسله لوهنگرام هنوز هم ادامه داره

13:24.530 --> 13:29.490
،برای بهتر شدن آینده‌ی این سلسله
.من تمامی بازمانده‌های طرفدارای زمین رو از بین میبرم

13:29.490 --> 13:33.390
و فقط به این دلیل بود که از عالیجناب
.هم در نقشه‌م استفاده کردم

13:36.240 --> 13:37.060
!در هر صورت

13:37.060 --> 13:39.700
.اولویت ما از بین بردن اوناست

13:39.700 --> 13:45.290
اگه رهبریمون هماهنگ نباشه، ممکنه
.توی تله‌ی اون دیوونه‌ها بیوفتیم

13:45.290 --> 13:48.390
همه باید با توجه به دستورات فرمانده
.کسلر حرکت کنیم

13:51.070 --> 13:55.290
به این ترتیب، بین ساعت 20:00 و 22:00
...جنگی سخت ولی بی‌صدا، در بیرون

13:55.290 --> 13:58.340
.و داخل عمارت امپراطوری به راه افتاد

14:01.720 --> 14:02.690
.صدای تفنگ بود

14:02.690 --> 14:04.090
.شروع شده

14:04.090 --> 14:04.940
ما هم بریم؟

14:04.940 --> 14:05.850
.حتما

14:06.600 --> 14:08.470
.لطفا اینجا بمون

14:12.430 --> 14:17.050
...احتمالا باید از طرفدارای زمین تشکر کنیم

14:17.050 --> 14:22.540
چون اگه الان امپراطوری فضایی
...و دموکراسی تونستن به سازش برسن

14:22.540 --> 14:25.030
همه‌ش به خاطر تنفر مشترکشون
.از طرفدارای زمینه

14:26.400 --> 14:28.740
"...برای حفاظت از قیصر"

14:28.740 --> 14:32.150
".ما با طرفدارای زمین روی فزان میجنگیم"

14:32.150 --> 14:33.250
این مضخرفات چیه؟

14:33.250 --> 14:36.540
یه بازی هست که تو جمله‌های مختلف
...رو تکه تکه میکنی و بعد اون‌ها رو

14:36.540 --> 14:39.190
.به هم میچسبونی و جمله‌های جدید میسازی

14:39.190 --> 14:40.640
.این منو یاد اون انداخت

14:40.640 --> 14:42.840
...پنجاه روز پیش من هیچوقت فکرنمیکردم

14:42.840 --> 14:44.890
.که توی همچین جایی همچین کاری کنم

14:45.810 --> 14:47.970
خوبه که تا وقتی که زنده باشی
.هیچوقت حوصله‌ت سر نمیره

14:49.220 --> 14:50.540
!هی، ببین

14:53.610 --> 14:54.670
...یه طرفدار زمین

14:55.300 --> 14:57.110
.تیر خورده بود ولی خودش رو تا اینجا رسونده

14:57.970 --> 14:59.520
.بیاین تفنگش رو قرض بگیریم

14:59.910 --> 15:01.490
،اگه اسلحه‌ای نداشته باشیم
.نمیتونیم کاری کنیم

15:20.200 --> 15:21.520
.الان دیگه برای همه تفنگ داریم

15:22.500 --> 15:23.400
انفجار بود؟

15:23.400 --> 15:23.970
!از این طرف

15:28.320 --> 15:28.890
!آره

15:28.890 --> 15:29.960
!ما تونستیم

15:29.960 --> 15:31.630
!بالاخره قیصر رو کشتیم

15:37.770 --> 15:40.140
کجا دارین میرین دیوونه‌ها؟

16:05.330 --> 16:07.850
قبل از اینکه بکشمت، چیزی
.هست که میخوام بدونم

16:07.850 --> 16:09.230
...اسقف اعظم

16:09.230 --> 16:10.890
اون کجاست؟

16:11.370 --> 16:12.890
اسقف اعظم؟

16:17.250 --> 16:21.510
.اون اونجا دراز کشیده

16:36.440 --> 16:38.270
یعنی این اسقف اعظمه؟

16:38.960 --> 16:43.240
.اون فکرمیکنه اسقف اعظمه

16:43.240 --> 16:45.990
.اون یه احمقه که شست و شوی مغزی شده

16:45.990 --> 16:46.830
منظورت چیه؟

16:47.600 --> 16:53.220
اسقف اعظم اصلی روی زمینه
.و زیر خروارها خاک دفن شده

16:53.220 --> 16:57.080
.شاید یه میلیون سال دیگه تبدیل به فسیل بشه

16:59.540 --> 17:03.220
.من مرگ اسقف اعظم رو از طرفدارا مخفی کردم

17:03.220 --> 17:05.790
.اون آدم جانشینش بود

17:05.790 --> 17:11.480
ولی 20 نفری که به اینجا هجوم اوردن
.آخرین بازمانده‌ها بودن

17:11.990 --> 17:13.100
!الان یادم اومد

17:13.100 --> 17:14.970
!تو کشیش دو ویلیر هستی

17:14.970 --> 17:16.320
ها؟

17:16.320 --> 17:18.800
!تو فرمانده یانگ رو کشتی

17:26.200 --> 17:29.760
.کشتن من حماقته

17:31.690 --> 17:35.680
ما تنها کسایی نیستیم که میخوایم
.سلسله لوهنگرام رو از بین ببریم

17:36.290 --> 17:39.400
...اگه من جای تو بودم، اون تفنگ رو سمت

17:40.760 --> 17:42.480
.اشتباه برداشت نکن

17:42.480 --> 17:46.000
من مسئولیتی برای آینده‌ی سلسله
.لوهنگرام ندارم

17:46.000 --> 17:49.820
دلیلی که میخوام بکشمت اینه که
.تو یانگ ونلی رو کشتی

17:49.820 --> 17:51.340
نشنیدی چی گفتم؟

17:53.060 --> 17:55.660
!و تو ستوان پاتریکف رو کشتی

17:57.000 --> 17:58.270
!تو فرمانده یلومهارت رو کشتی

17:59.110 --> 18:01.520
!و خیلیای دیگه رو کشتی

18:07.470 --> 18:10.270
هیچ وقت نمیتونی فقط با زندگی
!خودت اونا رو جبران کنی

18:11.330 --> 18:14.150
تو بازیگر اصلی اینجا نیستی
.خیلی هیجان زده نشو

18:14.150 --> 18:16.040
.هیچی برای ما نذاشتی

18:16.400 --> 18:18.440
!از این طرف

18:20.600 --> 18:21.450
!تکون نخورین

18:24.740 --> 18:26.950
.شمایین

18:30.610 --> 18:32.020
این کار شما بود؟

18:32.020 --> 18:32.890
.بله

18:32.890 --> 18:34.790
.این کشیش طرفدارای زمین بود

18:34.790 --> 18:37.320
از اون مهمتر، عالیجناب راینهارد جاشون امنه؟

18:37.730 --> 18:41.170
اون جایی که منفجر شد اتاق
.امپراطور نبود

18:41.170 --> 18:43.650
.ولی اونا فکرمیکردن که اونجاست

18:44.090 --> 18:45.040
!پس

18:45.040 --> 18:46.800
.عالیجناب جاشون امنه

18:46.800 --> 18:47.520
...ولی

19:01.080 --> 19:02.980
.ما باید یه عمل فوری انجام بدیم

19:02.980 --> 19:04.800
!سریعا به بیمارستان ارتش ببریدشون

19:04.800 --> 19:06.300
.نیازی نیست

19:06.570 --> 19:09.940
وانمود کردن به اینکه میتونین کسی
...رو که اوضاعش خیلی بده نجات بدین

19:09.940 --> 19:13.220
،نه تنها دروغ حساب میشه
.بلکه هدر دادن زمان و مهارت هم هست

19:15.790 --> 19:18.620
...میخوام به لابنارد بگین

19:18.620 --> 19:23.130
...که وصیت‌نامه‌م توی سومین کشوی میزمه

19:23.130 --> 19:26.400
و میخوام تمام چیزهایی که توش
.نوشته شده رو کامل انجام بده

19:26.400 --> 19:30.010
.و حتما به سگم، مرغ بدین

19:30.010 --> 19:34.030
،چون اون دیگه خیلی زنده نیست
.بذاره هرچی دلش میخواد بخوره

19:34.970 --> 19:36.360
...همین

19:38.520 --> 19:40.970
.لابنارد خدمتکارمه

19:42.850 --> 19:45.650
.سی دقیقه بعد، مرگ او تایید شد

19:45.650 --> 19:50.070
واضح بود که ابراشتاین
...به جای قیصر مرده

19:50.070 --> 19:52.770
...ولی نظرات متفاوتی وجود داشت

19:52.770 --> 19:57.650
که آیا این یک مرگ برنامه ریزی شده بوده
.یا فقط اشتباهی در محاسبات او رخ داده

19:58.430 --> 20:00.800
حتی افرادی که نظر خود
...را ارائه میدادند نیز

20:00.800 --> 20:03.090
.دلیل محکمی برای آن نداشتند

20:05.030 --> 20:09.520
در هر صورت، مردم نمیتوانستد تا
.ابد درگیر مرگ ابراشتاین باشند

20:11.390 --> 20:12.870
...ساعت 22:15

20:12.870 --> 20:15.930
.میترمایر با همسر و پسرش به عمارت بازگشت

20:16.530 --> 20:19.530
.او به دلیل سیل در راه مانده بود

20:29.440 --> 20:32.170
.خوشحالم تونستین بیاین خانوم میترمایر

20:37.650 --> 20:40.640
به جز کارهای حکومتی، من
...به عنوان یه پدر

20:40.640 --> 20:46.220
میخواستم پسرم الکساندر سیگفرید
.رو با دوستی در سطح خودش تنها بذارم

20:46.540 --> 20:49.770
آرزوی خودخواهانه‌اییه ولی خواستم
.نظر شما رو در موردش بپرسم

20:52.630 --> 20:55.120
...فلیکس، وفاداریت به پرنس الک رو اعلام کن

20:55.120 --> 20:58.430
.نه، عالیجناب، قیصر الک

21:10.850 --> 21:12.350
.بی احترامی نکن

21:17.570 --> 21:18.570
...این

21:19.460 --> 21:20.870
.مشکلی نیست میترمایر

21:28.310 --> 21:30.550
.تو پسر خوبی هستی فلیکس

21:30.550 --> 21:33.070
.لطفا از این به بعد دوست خوبی برای الک باش

21:42.810 --> 21:46.230
به نظر میاد وزیر دفاع هنوز اینجا
نیست، اون کجاست؟

21:49.760 --> 21:53.940
وزیر دفاع به دلایل فوری
.مجبور شدن از اینجا برن

21:53.940 --> 21:54.740
.که اینطور

21:54.740 --> 21:59.950
درسته - هرکاری که اون مرد میکنه
.همیشه یه دلیل فوری داره

22:02.750 --> 22:08.480
قیصربانو، مطمئنم که تو میتونی با
.ذکاوت بیشتری نسبت به من به فضا حکمرانی کنی

22:09.870 --> 22:13.270
.اگر هم خواستی وارد مشروطه‌گرایی بشی مشکلی نیست

22:13.270 --> 22:14.120
...در هر صورت

22:14.120 --> 22:18.870
،تا وقتی که کسی که صاحب قدرته
...داناترین و قویترین شخص جهان باشه

22:18.870 --> 22:20.420
.همه‌چیز خوب پیش میره

22:21.420 --> 22:25.350
...اگه الکساندر سیگفرید این خصوصیات رو نداشت

22:25.350 --> 22:29.120
.لازم نیست سلسله لوهنگرام رو ادامه بدین

22:31.150 --> 22:37.090
،اگر هرکاری که میخوای رو انجام بدی
.من دیگه چیزی نمیخوام

22:58.490 --> 23:05.420
...وقتی فضا رو گرفتیم، ما

23:10.730 --> 23:19.850
این اتفاق در 3:29 روز 26 جولای سال 801 تقویم
.فضایی، و سال سوم تقویم امپراطوری جدید افتاد

23:20.870 --> 23:23.930
.راینهارد ون لوهنگرام 25 ساله بود

23:23.930 --> 23:26.970
.حکومت او فقط 2 سال طول کشید

23:35.100 --> 23:38.470
قیصر از بیماری فوت نشدن؛

23:38.470 --> 23:41.470
.ایشون از همه عمرشون استفاده کردن و تمومش کردن

23:41.470 --> 23:44.400
.بیماری ایشون رو شکست نداد

23:44.400 --> 23:48.860
...لطفا این رو فراموش نکنین

23:55.810 --> 23:58.400
.یه ستاره افتاد کارین

24:00.910 --> 24:03.370
...بعد از خاکسپاری عمومی امپراطور قیصر راینهارد

24:03.370 --> 24:06.260
.اولین پسرشون، پرنس الک، به تخت میشینن

24:07.080 --> 24:10.910
...الان، در مورد خودمختاری سیاسی سیارک بالات

24:10.910 --> 24:13.620
...و سیاره هاینسن، ما برای احترام به امپراطور

24:13.620 --> 24:18.100
.و دولت امپراطوری، این خواسته رو برآورده میکنیم

24:18.910 --> 24:23.880
و همینطور، در مورد تسلیم کردن قلعه
...ایسرلوهن به نیروهای امپراطوری

24:23.880 --> 24:26.520
.لطفا نگران اون موضوع نباشین

24:26.520 --> 24:30.470
به احترام دولت جمهوری ایسرلوهن
...ما حتما

24:30.470 --> 24:34.170
قولی که به قیصر در زمان زنده بودنشون
.دادیم رو عملی میکنیم

24:35.090 --> 24:40.330
همچنین، به عنوان کسی که توی این دوره زندگی
...کرده و بدون توجه به جایگاه یا نظراتمون

24:40.330 --> 24:45.210
میخواستم تسلیتم رو برای فوت عالیجناب
.قیصر راینهارد بهتون اعلام کنم

24:45.210 --> 24:47.580
.مطمئنم یانگ ونلی هم همین حس رو داره

24:48.120 --> 24:49.690
.ممنونم

24:49.690 --> 24:51.610
.حتما پیامتون رو به قیصر بانو میرسونم

25:00.070 --> 25:05.460
هی یولیان، در هر صورت سیارک بالات
قراره تو دستای دموکراسی باشه نه؟

25:05.460 --> 25:06.290
.آره

25:06.290 --> 25:08.820
وقتی بهش فکرمیکنی فقط همین مونده نه؟

25:09.660 --> 25:12.210
.درسته - فقط همین مونده

25:12.210 --> 25:14.770
...فقط برای رسیدن به همین

25:14.770 --> 25:18.300
.ما به 500 سال و میلیاردها جون آدم نیاز داشتیم

25:19.170 --> 25:21.170
...کاشکی مردم آخرای اتحاد کهکشانی

25:21.170 --> 25:23.970
.علاقه‌شون به سیاست رو از دست نمیدادن

25:25.910 --> 25:30.370
کاش میدونستن چقدر خطرناکه که
...به یه نفر قدرت نامتنهایی بدن

25:30.370 --> 25:36.020
و اگر از تاریخ یاد میگرفتن که چقدر مردم
...تحت سیستم دولتی که

25:36.020 --> 25:39.620
منفعت ملی رو به حق مردم ترجیح میده
...ناراحت هستن

25:39.620 --> 25:45.820
.ما هیچوقت نیاز نبود اینهمه تلفات بدیم

25:45.820 --> 25:50.170
سیاست همیشه انتقامش رو از اونایی که
.دست کم میگیرنش میگیره

25:50.840 --> 25:53.850
یولیان، نمیخوای یه رهبر سیاسی بشی؟

25:54.580 --> 25:59.200
.مثلا نماینده‌ی دولت موقت هاینسن بشی

25:59.200 --> 26:00.610
.توی برنامه‌م نیست

26:01.200 --> 26:04.220
پس برنامه‌ت چیه؟

26:05.320 --> 26:08.480
من یه سرباز میشم و با امپراطوری
.مستبد میجنگم

26:08.480 --> 26:11.220
...و وقتی این وظیفه‌م تموم بشه

26:11.220 --> 26:12.730
وقتی تموم بشه؟

26:12.730 --> 26:16.520
یه تاریخ‌نگار میشم و دستاوردهای
...فرمانده یانگ رو مینویسم

26:16.520 --> 26:18.030
.و برای نسل‌های آینده باقی میذارم

26:19.220 --> 26:23.970
به عنوان کسی که توی این دوره زندگی
...کرده، آیا این وظیفه ما نیست که

26:23.970 --> 26:27.400
به نسل‌های آینده کلی فرصت برای
یادگیری و نتیجه‌گیری بدیم؟

26:29.270 --> 26:33.580
هی یولیان، کی میخوای از فزان بری؟

26:33.580 --> 26:34.860
.بذار ببینم

26:34.860 --> 26:38.200
،با این اتفاقایی که الان داره میوفته
.فکرکنم تقریبا  دو هفته دیگه

26:38.200 --> 26:38.880
.که اینطور

26:38.880 --> 26:41.050
.پس اونموقع با هم خداحافظی میکنیم

26:41.050 --> 26:42.720
.من روی فزان میمونم

26:43.320 --> 26:44.490
!فرمانده پوپلان

26:44.490 --> 26:47.140
.نه، چیزی نگو یولیان

26:47.140 --> 26:48.630
.من تصمیمم رو گرفتم

26:48.630 --> 26:51.460
ولی البته، این طور نیست که
.تا ابد روی فزان بمونم

26:52.930 --> 26:59.020
یولیان متوجه شد که این روش پوپلان
.برای خداحافظی از این دوره بود

27:00.530 --> 27:02.110
.متوجه شدم

27:02.110 --> 27:04.900
.پس بیاین یه جشن خداحافظی بزرگ بگیریم

27:05.420 --> 27:07.220
گوش کنین، تو جوونی نمیرین خب؟

27:07.830 --> 27:12.180
بیاین چند دهه دیگه که همه‌مون پیر
.شدیم بازم همدیگه رو ببینیم

27:12.180 --> 27:17.070
و بیاین به اونایی که مردن و ما رو تنها
.گذاشتن فحش بدیم

27:17.070 --> 27:18.640
.این عالیه

27:34.040 --> 27:38.810
الان دیگه بریم با فرمانده آتنبورگ در مورد یه
.سری چیزا حرف بزنیم و برنامه‌مون رو تنظیم کنیم

27:38.810 --> 27:39.810
.حتما

27:45.850 --> 27:48.720
.وقتی شب بشه، شلوغ میشه

27:48.720 --> 27:53.470
- مشغول بودن بهتره
.این حس پوچی رو پر میکنه

27:56.140 --> 27:57.590
...بابا

28:00.050 --> 28:01.740
...بابا

28:03.920 --> 28:08.430
میترمایر حس کرد روح قیصر
...وارد این بچه شده

28:08.430 --> 28:11.450
و باعث شده اولین کلمات
.زندگی‌اش را بگوید

28:12.360 --> 28:15.860
.البته این فقط خیالاتش بود، ولی میخواست آن را باور کند

28:17.330 --> 28:21.210
میتونی اون ستاره‌ها رو ببینی فلیکس؟

28:21.210 --> 28:25.010
نمیدونم میتونی روزی بین اون
.ستاره‌ها سفر کنی یا نه

28:25.010 --> 28:29.200
...و آیا اونموقع قراره تنها بری یا

28:29.200 --> 28:30.880
.عزیزم، ولف

28:31.370 --> 28:32.910
.فلیکس حرف زد

28:32.910 --> 28:34.850
."بهم گفت "بابا

28:35.710 --> 28:37.350
.اوه خدایا

28:37.760 --> 28:38.880
.بیا اینجا

28:38.900 --> 28:46.900
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

28:47.760 --> 28:49.490
فلیکس، تو هم...؟

28:50.730 --> 28:57.630
این حرکت در هر دوره و هر
.جهانی تکرار شده است

28:57.630 --> 29:01.420
انسان‌ها همیشه به دنبال چیزهایی
.میروند که نمیتوانند به آن برسند

29:01.420 --> 29:04.730
این حرکت نشان‌دهنده این خواسته نیست؟

29:05.730 --> 29:07.570
.بریم داخل عزیزم

29:07.590 --> 29:17.590
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.

29:18.880 --> 29:27.220
.افسانه تمام شد، ولی تاریخ ادامه دارد