﻿WEBVTT

00:00.100 --> 01:30.100
.:: www.bolboljan.net ::.

01:31.650 --> 01:34.380
‫با مشاهده‌ی خشونت شورشیان زرین‌پوش،

01:34.380 --> 01:38.880
‫لیو بی گنتوکوی خشمگین، ارتشش رو برای اولین‌بار به
‫نبرد فرستاد و پیروزیِ بی‌نظیری تصاحب کرد.

01:39.550 --> 01:43.790
‫هرچند، استاد سابق گنتوکو، ژنرال لو شوکو،
‫با وجود اعتباری پاک،

01:43.790 --> 01:48.810
‫از دادن رشوه به نماینده امپراتوری امتناع کرد؛
‫بنابراین، با گزارشی دروغ، به‌عنوان مجرم شناخته شد.

01:48.810 --> 01:56.210
‫این جرمِ 10 خواجه بود که
‫باعث شد جهان در آشوب فرو رَود.

01:59.090 --> 02:03.360
‫«نبرد مرگبار در گذرگاه دروازه آهنی»

02:16.870 --> 02:24.370
‫در این نبرد، گنتوکو در مکانی بود که می‌توانست ببیند
‫شورشیان درحال کشتار یک ارتش امپراتوری هستند.

02:27.980 --> 02:32.810
‫ها! وقتی ژنرال لو شوکو برای محافظت نیست،
‫هیچکس نمی‌دونه باید چیکار کنه!

02:32.810 --> 02:34.700
‫با اینکه فقط یه‌مشت کرمن.

02:35.100 --> 02:37.440
‫به‌نظرت چیکار کنیم، برادر؟

02:38.120 --> 02:40.620
‫فکر می‌کنم باید به ارتش امپراتوری کمک کنیم.

02:40.620 --> 02:42.910
‫همه مردم می‌خوان صلح برقرار بشه.

02:45.900 --> 02:48.460
‫با اینکه مخالفت اون‌ها با ارتش امپراتوری برحق‌ـه،

02:48.860 --> 02:50.650
‫نمی‌تونیم بذاریم ارتش امپراتوری ببازه.

02:50.650 --> 02:51.400
‫می‌ریم کمک‌شون!

02:55.850 --> 02:57.640
‫از سر راه برین کنار!

02:59.280 --> 03:00.440
‫ا ـ اونا دیگه کی‌ان؟

03:00.640 --> 03:03.040
‫مثل اینکه نیروی پشتیبانی‌ان! اوضاع بده!

03:08.320 --> 03:12.150
‫امروز حس‌وحال رحم ندارم؛ دلم به‌حالتون می‌سوزه!

03:23.030 --> 03:23.960
‫فرار کنین!

03:39.680 --> 03:42.160
‫«ژنرال دونگ ژو»

03:44.350 --> 03:47.650
‫قربان! ژنرال‌های ارتش پشیبانی خدمت رسیدن!

03:49.750 --> 03:52.460
‫سال‌هاست که فکر می‌کردم
‫همه رو تو ارتش می‌شناسم.

03:52.460 --> 03:55.760
‫شما باید یکی از خواجه‌های
‫امپراتوری باشید که تا کنون ندیدم.

03:55.860 --> 03:58.460
‫ما عضو ارتش امپراتوری نیستیم.

03:58.770 --> 04:01.830
‫ما فقط ارتش داوطلب هستیم
‫که قصد برگردوندن صلح رو داریم.

04:03.130 --> 04:05.740
‫چی؟! پس ارتش امپراتوری نیستین، فقط داوطلبین؟

04:06.070 --> 04:08.340
‫درسته؛ من لیو بی گنتوکو هستم.

04:08.950 --> 04:10.040
‫پس، برین پی کارتون!

04:12.140 --> 04:14.750
‫در این‌صورت، دلم نمی‌خواد با امثال شما سروکله بزنم!

04:18.780 --> 04:22.550
‫حتماً دنبال‌مون راه افتادید تا پیروزی
‫رو به اسم خودتون بزنین، درسته؟

04:22.950 --> 04:24.700
‫امثال شما رو خوب می‌شناسم!

04:25.030 --> 04:25.860
‫احمق!

04:25.860 --> 04:27.360
‫باید بهتر دربارشون تحقیق می‌کردی!

04:27.760 --> 04:30.860
‫دیگه نمی‌خوام این دسته دلقک
‫رو دوباره ببینم، گرفتی؟

04:30.860 --> 04:32.560
‫خـ... خیلی معذرت می‌خوام!

04:35.430 --> 04:36.730
‫از اینجا نمی‌رم!

04:38.760 --> 04:39.960
‫چیکار می‌کنی؟! بس کن!

04:39.960 --> 04:41.180
‫جلومو نگیر، برادر!

04:41.610 --> 04:43.910
‫کجای ارتش ما، یه دسته دلقکه؟

04:44.010 --> 04:46.510
‫اگه اینجا نبودیم، الان داشت ریق رحمتو سر می‌کشید!

04:47.120 --> 04:48.320
‫بیا اینجا، چو فی!

04:49.090 --> 04:53.320
‫کمک‌شون کردیم زرین‌پوشان رو شکست بدن
‫و این جای تشکر کردنشونه؟

05:02.760 --> 05:04.830
‫اوه، حالا یکی منم جلوی شما همه!

05:05.230 --> 05:09.800
‫تعدادتون مهم نیست! ولی اگه این مفت‌خورای طماع
‫فکر می‌کنن یه ترسو ام... سخت در اشتباهن.

05:10.360 --> 05:12.110
‫صبور باش، چو فی!

05:13.150 --> 05:15.010
‫تمومش کن، چو فی!

05:19.760 --> 05:20.720
‫برادر!

05:39.400 --> 05:41.500
‫ارتش داوطلب‌مون چه مشکلی داره؟

05:41.500 --> 05:47.310
‫چرا نمی‌تونیم فقط کنارشون بجنگیم
‫و از مردم و کشورمون محافظت کنیم؟

05:47.580 --> 05:49.910
‫دونگ ژو! مرده‌شورتو ببرن!

05:50.250 --> 05:52.110
‫چو فی! خوب گوش کن!

05:52.110 --> 05:57.020
‫اگه به ارتش دونگ ژو آسیب بزنی،
‫تمام ارتش امپراتوری میفته دنبال‌مون.

05:57.370 --> 06:01.320
‫در این‌صورت، نه تنها می‌شه خیانت،
‫بلکه برخلاف دلایل اینجا بودن‌مونه.

06:17.250 --> 06:20.880
‫حقارتِ شناخته‌نشدن به‌عنوان یک افسر درجه‌یک

06:21.160 --> 06:24.480
‫حتی برای گنتوکو و کوان هم دردناک بود.

06:25.840 --> 06:29.090
‫ارتش داوطلب‌مون مثل پرنده‌های مهاجر می‌مونه.

06:29.770 --> 06:33.290
‫دیروز یه طرف، و امروز طرف دیگه می‌ره.

06:56.730 --> 06:58.980
‫برادر، انگار یه سرباز داره میاد!

07:03.710 --> 07:05.690
‫به دستور دریاسالار ژو جون،

07:06.190 --> 07:09.390
‫اومدم تا شما رو به مقر فرماندهی‌مون دعوت کنم.

07:09.930 --> 07:14.100
‫عه؟ حالا با دست پس می‌زنه با پا پیش می‌کشه؟

07:15.530 --> 07:16.500
‫بیاید بریم.

07:26.010 --> 07:29.080
‫آه! گنتوکو-دونو! حتماً از سفر خسته شدید!

07:29.080 --> 07:31.200
‫از دستاوردهاتون شنیدم!

07:31.600 --> 07:36.770
‫جنگجو، شنیدم تو جنگ با اسب کارت خوبه؛
‫تعجبی نداره می‌تونی راحت زرین‌پوشان رو شکست بدی!

07:36.770 --> 07:38.490
‫ایول! ایول!

07:42.190 --> 07:47.100
‫یه ضیافت مجلل برای خوش‌آمدگویی بهتون ترتیب دادم.

07:47.840 --> 07:50.200
‫دنبال من بیاید، آقایون!

07:55.880 --> 07:57.580
‫این طرف چه مرگش شده؟

08:02.750 --> 08:06.580
‫بفرمایید! هرچقدر میل‌تون می‌کشه بخورید!

08:07.730 --> 08:09.890
‫به‌نظر خیلی عالی میاد!

08:10.140 --> 08:13.090
‫برادر، این داستانا برای چیه؟

08:13.090 --> 08:14.090
‫نمی‌دونم...

08:14.090 --> 08:17.200
‫ولی اگه خودش می‌خواد که بخوریم... پس دیگه تعارف نمی‌خواد!

08:17.730 --> 08:19.600
‫در این‌صوررت... بریم تو کارش...

08:24.680 --> 08:25.810
‫خوشمزه‌ست!

08:25.810 --> 08:26.900
‫یکم مؤدب باش!

08:26.900 --> 08:29.070
‫ولی الان گفتی «تعارف نکن»...

08:31.640 --> 08:32.780
‫خوشمزه‌ست!

08:33.120 --> 08:34.480
‫گنتوکو-دونو،

08:34.480 --> 08:38.680
‫درباره اتفاقی که برای ژنرال
‫لو شوکو افتاد شنیدم؛ واقعاً متأسفم.

08:38.940 --> 08:42.890
‫بله، ژنرال لو شوکو استاد ارجمند بنده‌ست.

08:43.510 --> 08:46.590
‫حتی تا به امروز، نمی‌تونم اون حقارت رو فراموش کنم.

08:46.810 --> 08:49.490
‫ژنرال لو شوکو همیشه ژنرال بی‌نظیری بوده.

08:49.670 --> 08:51.800
‫حتی این رخداد هم تقصیر اون نیست.

08:51.800 --> 08:56.600
‫این هرج‌ومرج و آشوب‌های اخیر همه
‫زیر سر 10 خواجه‌ی عزیز امپراتوره.

08:56.600 --> 08:58.400
‫برای همین برگشتم به پایتخت.

08:58.400 --> 09:04.980
‫به امپراتور گزارش می‌دم تا
‫جرائم دروغ ژنرال لو شوکو رو تبرئه کنه.

09:05.370 --> 09:07.880
‫ژنرال! جدی می‌گید؟

09:07.880 --> 09:09.600
‫بله! قول می‌دم!

09:09.600 --> 09:13.270
‫برای اینه که شجاعت ارتش داوطلبت رو تحسین می‌کنم.

09:13.980 --> 09:17.740
‫مطمئنم هرکسی از کمک به شما خوشحال می‌شه!

09:18.410 --> 09:20.490
‫از همه زحماتتون متشکرم.

09:22.720 --> 09:29.350
‫علاوه بر اون، شما رو به امپراتور
‫معرفی می‌کنم تا بهتون پاداش بده.

09:34.020 --> 09:38.260
‫قابل‌تون رو نداره؛ این کاریه که اول و آخر باید انجام می‌شد.

09:38.260 --> 09:43.080
‫وفاداری به امپراتور باید توسط همه حمایت بشه،
‫چه ارتش امپراتور باشه، چه ارتش داوطلب.

09:43.460 --> 09:45.580
‫این‌طوری دیگه دست‌کم‌مون نمی‌گیرن.

09:46.470 --> 09:49.590
‫بالأخره تلاش‌های برادر به‌رسمیت شناخته شد! عالیه!

09:50.010 --> 09:50.990
‫به سلامتی!

09:54.270 --> 09:57.590
‫واقعاً چو فی-دونو مشروب‌خور قهاری هستن!

09:57.590 --> 09:59.070
‫خب...

10:00.480 --> 10:04.900
‫مطمئنم که مشکلی ندارین تا
‫چندتا دشمن رو برام تار و مار کنین.

10:04.900 --> 10:07.570
‫تعجبی نداره یهو انقدر مهربون شدی!

10:08.250 --> 10:10.990
‫چو فی! این به‌خاطر کمک به برادره!

10:11.580 --> 10:14.610
‫باشه! قبوله! کمک می‌کنیم!

10:16.410 --> 10:19.220
‫چو هو، کوچک‌ترین برادر
‫رئیس زرین‌پوشان، ژانگ جیائو،

10:19.220 --> 10:21.600
‫که در قله‌ی کوه جیانگ نان حضور داره،

10:21.600 --> 10:24.190
‫مدتی ارتش ژنرال ژو جون رو آزار می‌ده.

10:24.540 --> 10:30.350
‫ارتش داوطلب گنتوکو، به همراه 3,000 سرباز،
‫به سمت قله برای مقابله با شورشیان به حرکت درآمد.

10:39.850 --> 10:42.980
‫وقتی موفق بشه، همه‌ش به اسم من ثبت می‌شه.

10:43.660 --> 10:47.770
‫اونا تمام کارو می‌کنن، و من پاداشش رو می‌گیرم.

10:54.480 --> 10:55.750
‫اون صدا چیه؟

11:01.750 --> 11:03.090
‫دارین چه غلطی می‌کنین؟

11:03.460 --> 11:04.940
‫از چی ترسیدین؟

11:05.850 --> 11:10.700
‫جـ ـ جادو! ژنرال دشمن، چو هو،
‫می‌تونه جادوی سیاه استفاده کنه!

11:11.040 --> 11:13.360
‫چو هو می‌تونه جادو استفاده کنه؟

11:13.980 --> 11:15.980
‫بـ ـ بله، قبلاً یه‌بار مهارتشو نشون داده!

11:15.980 --> 11:18.880
‫تازه، توی این تقاطع،
‫بارها ارتش رو همین‌شکلی نابود کرده.

11:19.310 --> 11:23.280
‫جادوی شیطانی که ترس نداره! پیش می‌ریم!

11:23.520 --> 11:26.080
‫و ـ ولی جادو می‌تونه آدمو بکشه...

11:26.080 --> 11:27.590
‫ما جرئت نداریم...

11:28.260 --> 11:30.310
‫خیلی‌خب، ما جلو می‌ریم!

11:34.790 --> 11:36.260
‫ارتش داوطلب! حرکت!

12:00.690 --> 12:02.690
‫من چو هو هستم.

12:02.690 --> 12:05.190
‫شما به‌نظر افراد شجاعی هستید.

12:05.190 --> 12:08.350
‫اومدم تا به جهنم بفرستمتون!

12:16.800 --> 12:17.960
‫طوفان و مه!

12:18.500 --> 12:21.770
‫چو هوی لعنتی! واقعاً می‌تونه از جادو استفاده کنه...

12:23.170 --> 12:26.470
‫جادو؟ که چی؟ بیا بریم جلو، برادر!

12:42.490 --> 12:45.480
‫با این وضع هیچ شانسی نداریم! عقب‌نشینی!

12:55.770 --> 12:58.980
‫اگه دوباره بریم تو اون مسیر،
‫همه‌چیز دوباره تکرار می‌شه.

12:59.880 --> 13:02.360
‫واقعاً نمی‌تونیم جادوی
‫چو هو رو دست‌کم بگیریم.

13:02.880 --> 13:04.570
‫اون جادو نیست.

13:05.880 --> 13:07.690
‫ولی خودتم که اون هیولا رو دیدی!

13:07.690 --> 13:08.760
‫فقط اون‌طور به‌نظر میومد.

13:09.620 --> 13:14.470
‫باد داخل دره از قبل شدید هست؛
‫از گردنه تا دامنه‌کوه ادامه پیدا می‌کنه.

13:15.090 --> 13:20.500
‫ژنرال دشمن، چو هو، فقط جوری از این اتفاق
‫سوءاستفاده می‌کنه که انگار توانایی جادویی داره.

13:20.800 --> 13:24.900
‫که این‌طور؛ پس اون چو هوی
‫لعنتی داشت گولمون می‌زد!

13:24.900 --> 13:28.260
‫خیل‌خب! این‌بار با دستای خودمون شکستش می‌دیم!

13:28.670 --> 13:31.200
‫ولی شاید سربازها باورشون نشه.

13:32.480 --> 13:34.890
‫و تنها راه پیشروی اون گذرگاهه.

13:35.980 --> 13:36.680
‫یه راه هست!

13:37.280 --> 13:38.730
‫چی؟ یه راه دیگه؟

13:39.080 --> 13:41.910
‫آره! اون پشت، یه‌صخره هست
‫که می‌تونیم ازش بالا بریم.

13:42.190 --> 13:45.390
‫این‌طوری می‌تونیم یه غافلگیری خوب بهشون بدیم!

13:46.190 --> 13:47.430
‫این امکان نداره!

13:48.090 --> 13:49.260
‫نه! وایسا!

13:50.300 --> 13:52.800
‫به ارتش امپراتوری بگو منتظر بمونن!

13:53.800 --> 13:57.910
‫چو فی... تو هم یه‌روزی مثل سون تزو
‫استراتژیست ماهری می‌شی ها.

13:59.600 --> 14:02.600
‫اگه این نبرد رو ببریم، ما رو به‌عنوان یه ارتش کامل می‌شناسن.

14:02.670 --> 14:04.200
‫دیگه نمی‌ذاریم از بالا بهمون نگاه کنن!

14:05.480 --> 14:08.280
‫نقشه چو فی توانست سربازها را متقاعد کند.

14:08.280 --> 14:11.270
‫استراتژی حمله غافلگیرانه به‌سرعت درحال انجام بود.

14:11.580 --> 14:15.490
‫بدون چو فی، جاه‌طلبی گنتوکو برای
‫تصدی پست، فقط یک رؤیا باقی می‌ماند.

14:16.290 --> 14:21.290
‫شجاعت سربازان ارتش داوطلب نیز
‫نقش مهمی در این حمله غافلگیرانه دارد.

14:41.880 --> 14:43.370
‫آتیش رو پخش کنید!

14:49.690 --> 14:51.710
‫همگی، زنگ‌ها رو به‌صدا دربیارید!

14:52.690 --> 14:54.940
‫دشمن رو تار و مار کنید!

15:06.000 --> 15:06.960
‫چه‌خبر شده؟!

15:09.270 --> 15:12.860
‫از طرف قله، یهویی یه‌سری
‫سرباز هجوم آوردن، ژنرال!

15:13.180 --> 15:15.040
‫چی؟! خیانتکارها؟!

15:15.880 --> 15:18.770
‫خودم همه‌شونو می‌کشم! اسب‌مو بیارید!

15:21.590 --> 15:22.630
‫کی هستی؟!

15:23.890 --> 15:26.550
‫تو باید ژنرال زرین‌پوشان، چو هو باشی.

15:27.190 --> 15:28.110
‫درسته!

15:29.490 --> 15:36.400
‫وادارت می‌کنم تا تاوان تمام بدبختی‌هایی که برای این سرزمین
‫آوردی رو بپردازی! من ژنرال ارتش داوطلب، لیو بی گنتوکو ام!

15:36.600 --> 15:37.770
‫تسلیم شو!

15:40.100 --> 15:42.990
‫پس سردسته‌ی اون ارتش دهاتی‌ای...
‫با کمال میل مرگو نشونت می‌دم!

15:46.480 --> 15:50.890
‫جرئت داری به ارتش امپراتوری کمک کنی! بمیر!

16:00.890 --> 16:01.890
‫برادر!

16:01.890 --> 16:02.650
‫عالی بود!

16:03.490 --> 16:08.800
‫به لطف حمله غافلگیرانه از پشت، سرانجام جادوی
‫چو هو شکست خورد و ارتش او کاملاً نابود شد.

16:10.340 --> 16:14.170
‫آتش برای دو روز و دو شب به سوزاندن کوهستان ادامه داد.

16:15.770 --> 16:18.880
‫این نشان‌دهنده‌ی پایان زرین‌پوشان بود.

16:20.180 --> 16:26.180
‫کمی پس از آن، رهبر زرین‌پوشان،
‫ژانگ جیائو نیز براثر بیماری درگذشت.

16:27.390 --> 16:33.690
‫نابودیِ زرین‌پوشان به‌وسیله‌ی گنتوکو
‫و ارتش داوطلبش عملی گردید.

16:39.400 --> 16:45.240
‫پس از نابودی زرین‌پوشان، گنتوکو و
‫ارتش داوطلبش به پایتخت، لو یانگ رفتند.

16:45.800 --> 16:49.070
‫اخبار پایان زرین‌پوشان باعث
‫خوشنودی مردم شده بود.

16:49.970 --> 16:57.580
‫مردم پایتخت، به ژنرال‌هایی که مسئول
‫این خدمت بزرگ بودند، خوش‌آمد می‌گفتند.

16:57.980 --> 17:02.490
‫این ژنرال‌ها ترفیع گرفته و پاداش فراوانی دریافت کردند.

17:07.590 --> 17:11.530
‫در هر نقطه‌ی لیو یانگ، همگی
‫شبانه‌روز این پیروزی را جشن می‌گرفتند.

17:11.530 --> 17:16.020
‫مردم و سربازان در سراسر کشور خوشحال
‫و در آرزوی آینده‌ای آرام بودند.

17:22.370 --> 17:23.200
‫برادر...

17:23.370 --> 17:25.280
‫کل شهر پیروزی‌مون رو جشن می‌گیرن.

17:25.280 --> 17:28.280
‫درسته... همه از وجود صلح خوشحالن.

17:28.280 --> 17:31.980
‫پس بیا ما هم جشن بگیریم؛ چرا انقدر ناراحتی؟

17:31.980 --> 17:35.490
‫آخه ببین چقدر بد باهاشون رفتار شده!

17:35.490 --> 17:38.070
‫با اینکه کل زندگی‌شون وسط میدون جنگ بوده...

17:40.590 --> 17:44.010
‫ما هنوز یه ارتش کامل نیستیم، فقط ارتش داوطلبیم.

17:44.600 --> 17:50.050
‫ولی ما هم تو جنگ‌های زیادی جنگیدیم، نباید
‫هیچ تبعیضی وجود داشته باشه؛ مگه نه، برادر؟

17:51.000 --> 17:55.060
‫گنتوکو از عدم به رسمیت شناخته‌شدن
‫ارتشش بسیار اندوهگین بود.

17:55.770 --> 18:02.240
‫علاوه بر آن، هیچ بخشی از تلاش‌های گنتوکو مورد پاداش قرار نگرفت.

18:15.090 --> 18:16.380
‫عجب باد شدیدی!

18:24.100 --> 18:25.900
‫آه! گنتوکو-دونو!

18:26.400 --> 18:27.090
‫توقف کنید!

18:28.470 --> 18:29.930
‫مدتی می‌شه همدیگه رو ندیدیم!

18:30.580 --> 18:37.310
‫چو کی دست‌راست امپراتور و
‫همچین شاگرد ژنرال لو شوکو بود.

18:39.380 --> 18:41.690
‫شما اینجا چیکار می‌کنید؟

18:42.390 --> 18:45.680
‫منتظر پاداش‌نامه هستم؛
‫پس اینجا اومدم تا موقعیت رو بررسی کنم.

18:45.990 --> 18:47.180
‫چـ ـ چی؟!

18:47.590 --> 18:52.000
‫گنتوکو مدت‌ها منتظر نامه بود، اما به‌دلیل اینکه
‫رشوه‌ای نمی‌داد، هیچگاه آن را دریافت نکرد.

18:52.400 --> 18:58.800
‫ده خواجه که مورد اعتمادترین خادمان امپراتور برای
‫رسیدگی به امور سیاسی هستند، عاملان اصلی بودند.

18:58.800 --> 19:02.130
‫با اطلاع از این موضوع، چو کی
‫برای گزارش به امپراتور رفت.

19:02.670 --> 19:04.610
‫امیدوارم بتونه این بی‌عدالتی رو اصلاح کنه.

19:13.370 --> 19:16.160
‫«امپراتور لینگ»

19:13.690 --> 19:14.990
‫لیو بی گنتوکو؟

19:15.590 --> 19:17.490
‫تا به‌حال این اسمو نشنیدم.

19:17.990 --> 19:21.330
‫عالیجناب، لیو بی از پاداش‌های
‫قانونی و مقرر محروم شده.

19:21.990 --> 19:27.120
‫روستاییان رو برای تشکیل ارتش داوطلب آموزش داد
‫و تا کنون فرماندهی‌ش رو برعهده داشته.

19:28.400 --> 19:30.800
‫و تونسته قهرمانان شجاع و
‫فداکار رو برای کمکش پیدا کنه،

19:31.000 --> 19:38.550
‫همچنین به ارتش امپراتوری کمک کرده؛ ژنرال‌ها،
‫سائو سائو و ژو جین از تلاش های او بهره بردند.

19:39.480 --> 19:44.130
‫همم...اگه اینقدر لیاقت داره، وظیفه‌مونه که بهش پاداش بدیم.

19:45.180 --> 19:46.480
‫خواهش می‌کنم، سرورم.

19:46.780 --> 19:52.950
‫همچنین ازتون خواهش دارم ده خادم رو ‫به‌خاطر
‫همدستی‌شون در ماجرای زرین‌پوشان، مواخذه کنید.

19:55.990 --> 19:57.050
‫ده خادم؟

19:57.600 --> 20:02.670
‫هرگز فکر نمی‌کردم خائنی در
‫پادشاهی وجود داشته باشه؛

19:58.000 --> 20:03.670
‫«ده خادم رسمی»

19:58.000 --> 20:03.670
‫خادمان رسمی امپراتور، خواجه ها هستند. توی اون دوره
‫بیشتر از 10 نفر بودن. ولی این‌ها 10 نفر برتر هستن.

20:02.670 --> 20:05.790
‫افرادی که انقدر بی‌شرمانه به‌دنبال شهرت باشن.

20:08.570 --> 20:09.800
‫چـ ـ چیکار می‌کنین؟

20:09.800 --> 20:12.690
‫فقط می‌خوایم حقیقت رو بررسی کنیم.

20:13.680 --> 20:15.290
‫عالیجناب! لطفاً تحقیق کنید!

20:16.280 --> 20:17.700
‫خواجه‌های لعنتی!

20:18.680 --> 20:19.880
‫کنسکی... این...

20:19.880 --> 20:21.890
‫لطفاً نگران نباشید، سرورم.

20:21.690 --> 20:25.560
‫«یکی از ده خادم: کنسکی»

20:22.190 --> 20:24.890
‫هرچیزی که چو کی گفت دروغ بود.

20:24.890 --> 20:26.830
‫لطفاً جدی نگیریدش.

20:28.490 --> 20:30.700
‫پس چو کی دروغ گفت؟

20:30.700 --> 20:35.500
‫درسته؛ فکر می‌کرده چون جوونید،
‫می‌تونه دروغ‌هاشو بهتون بقبولونه.

20:35.500 --> 20:37.770
‫اعلی‌حضرت قطعاً فرقش رو متوجه می‌شن.

20:40.770 --> 20:42.170
‫و ـ ولم کنین!

20:42.170 --> 20:43.340
‫با امپراتور صحبتی دارم!

20:43.340 --> 20:45.930
‫چشم! رهاتون می‌کنیم!

20:46.480 --> 20:48.930
‫خیلی حرف‌های زیادی زدید!

20:55.550 --> 20:59.390
‫ای... دیوانه‌های لعنتی!

21:07.900 --> 21:10.370
‫لطفاً یه‌نفر بیاد اینجا!

21:15.970 --> 21:21.330
‫از شر این جسد خلاص شید؛ نذارید مسیرمون رو مسدود کنه.

21:24.980 --> 21:26.230
‫کنسکی-دونو...

21:26.780 --> 21:29.790
‫مایلیم نظر شما رو در مورد این چو کی بدونیم.

21:31.190 --> 21:32.190
‫خیلی هم عالی...

21:32.490 --> 21:36.590
‫درباره مشکل لیو بی گنتوکو که
‫بهش اشاره کرد، باید چیکار کنیم؟

21:36.590 --> 21:40.500
‫بعد از تمام تلاش‌هایی کرده، ممکنه حس کنه کنار گذاشته شده.

21:41.700 --> 21:45.050
‫همم... بهتره یه پاداش کوچیکی بهش بدیم.

21:46.300 --> 21:50.780
‫چند روز بعد، یک قاصد ویژه به اردوگاه
‫ارتش داوطلب رسید و فرمان سلطنتی را رساند.

21:51.780 --> 21:57.980
‫ تلاش لیو بی گنتوکو برای نابودی شورشیان، با دادن فرمانداریِ
‫روستای ژونگشان، شهرستان انشی، به او پاداش داده شد.

21:59.780 --> 22:01.490
‫برای امر همایونی قدردان باشید.

22:02.040 --> 22:02.810
‫بله.

22:04.690 --> 22:09.990
فرمانداری، پایین‌ترین رتبه‌ی ریاست در پادشاهی است.

22:10.600 --> 22:17.030
‫با اینکه در پایین‌ترین رتبه قرار دارد، برای گنتوکو،
‫درحین شروع کار خود، ارزش بسیاری دارد.

22:17.800 --> 22:21.800
‫بلافاصله پس از آن، گنتوکو خبر
‫تبرئه‌شدن ژنرال لو شوکو رو شنید.

22:22.670 --> 22:28.480
‫اما این خبر خوب به‌سرعت با خبر
‫قتل بی‌رحمانه‌ی چو کی همراه شد.

22:31.280 --> 22:37.550
‫سلسله هان که بیش از 400 سال درحال
‫حکومت بود، شروع به فروپاشی کرد.

22:37.574 --> 23:07.574
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

23:07.598 --> 24:07.598
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.