﻿WEBVTT

00:00.100 --> 01:30.100
.:: www.bolboljan.net ::.

01:32.960 --> 01:37.030
‫اگرچه شورش زرین‌پوشان سرانجام سرکوب شد،
‫اما مشکل دیگری به دنبال داشت.

01:37.030 --> 01:41.160
‫سیاست‌های فاسد دربار مانند سدّی فروریخته‌شده است
‫ که از آن آب خروشان فوران می‌کند.

01:41.800 --> 01:45.890
‫پس از مرگ امپراتور لینگ،
‫بر سر جانشین او اختلافاتی به‌وجود آمد.

01:45.890 --> 01:51.280
‫خواجه‌ها ژنرال کا شین را فریب داده و جان او را گرفتند.

01:52.100 --> 01:59.870
‫قهرمان آشوب، ژنرال سائو سائو، به تازگی
‫جاه‌طلبی دیرینه خود را آشکار کرده است.

02:01.420 --> 02:07.020
‫«اسب معروف ـ رخش سرخ»

02:32.910 --> 02:34.890
‫«فرمانده کل قوا»
‫«گن شائو ـ بنچو»

02:33.470 --> 02:34.890
‫حمله!

02:47.030 --> 02:50.530
‫سائو کو... هنوز ارتش
‫ژنرال تو تاکو حرکت نکرده؟

02:50.900 --> 02:55.780
‫«برادر کوچک‌تر سائو سائو ـ سائو کو»

02:51.310 --> 02:54.110
‫درحال‌حاضر هنوز خارج شهر قرار دارن.

02:54.490 --> 02:57.330
‫برادر، امپراتور باید با ما بیاد.

02:57.710 --> 02:59.130
‫باشه! بیا بریم!

02:59.130 --> 02:59.890
‫چشم!

03:08.390 --> 03:11.740
‫همه‌ی خواجه‌ها رو بکشین! برین!

03:12.310 --> 03:15.410
‫داخل قصر ناگهان تبدیل به یک صحنه‌ی کشتار شد.

03:16.800 --> 03:19.130
‫هی! همه خواجه‌ها رو بیرون کشیدی؟

03:19.530 --> 03:22.350
‫اگه بشنوم یه‌مرد زنونه حرف می‌زنه، حتماً خودشونن.

03:26.200 --> 03:29.880
‫«ده خادم دائمی»

03:28.690 --> 03:31.840
‫چو جو-دونو، اوضاع از کنترل خارج شده.

03:32.570 --> 03:38.720
‫تو این وضع فقط می‌تونیم طبق نقشه‌ی اضطراری‌مون،
‫امپراتور شائو و شاهزاده کیو رو بدزدیم.

03:39.160 --> 03:44.710
‫ایده خوبیه! اگه امپراتور طرف ما باشه،
‫اون ژنرال‌ها فقط یه‌مشت خائن می‌شن.

03:45.990 --> 03:49.160
‫اگه دیر بشه، کارمون تمومه؛ باید عجله کنیم.

03:49.320 --> 03:51.000
‫ها؟ اینجان!

04:14.200 --> 04:15.750
‫می‌ترسم!

04:15.750 --> 04:19.110
‫اعلی‌حضرت؛ چیزی نیست؛ من... من کنارتونم.

04:21.910 --> 04:23.880
‫خداروشکر هردوتون سالمید!

04:23.880 --> 04:25.800
‫ارتش شورشی به قصر حمله کرده!

04:26.350 --> 04:29.990
‫اعلی‌حضرت! بیاید زودتر از اینجا فرار کنیم!

04:30.500 --> 04:34.080
‫«سیزدهمین امپراتور سلسله هان فعلی»
‫«امپراتور شائو»

04:30.500 --> 04:34.590
‫می‌ترسم! فقط می‌خوام برم پیش مامانم.

04:34.590 --> 04:36.480
‫برای اون‌کار وقت نداریم.

04:45.120 --> 04:46.290
‫چی می‌خوای؟!

04:47.880 --> 04:49.510
‫زود باش لباساتو درار!

04:59.590 --> 05:01.210
‫مانع‌مون نشید، خانم‌ها!

05:01.210 --> 05:02.150
‫برید کنار!

05:08.570 --> 05:10.470
‫وایسا، ای روباه مکار!

05:16.150 --> 05:18.310
‫ای خواجه‌ی حقه‌باز فاسد!

05:36.130 --> 05:37.580
‫«ملکه کا»

05:37.580 --> 05:38.680
‫کیه؟

05:43.310 --> 05:46.490
‫من ژنرال سائو سائو موتوکو هستم.

05:47.910 --> 05:51.600
‫ده خادم ژنرال اعظم رو
‫به تله انداخته و به قتل رسوندنش.

05:51.600 --> 05:53.450
‫برادرم...؟!

05:54.040 --> 05:57.550
‫ما اکنون برای مجازات خواجه‌ها، سربازهامونو بسیج کردیم.

05:57.550 --> 06:00.670
‫و تمام تلاش‌مون رو برای تضمین امنیت شما می‌کنیم، سرورم.

06:00.670 --> 06:02.680
‫لطفاً خیال‌تون راحت باشه.

06:03.680 --> 06:07.420
‫و پسرم بین... نه، امپراتور... کجاست؟

06:07.420 --> 06:09.370
‫اوه... اون...

06:09.370 --> 06:13.750
‫برادر، هرجا رو گشتیم نتونستیم
‫امپراتور و شاهزاده کیو رو پیدا کنیم.

06:16.040 --> 06:18.610
‫شنیده بودم هیچ اثری از چو جو هم پیدا نشده.

06:18.610 --> 06:19.410
‫نذارین فرار کنن!

06:19.410 --> 06:20.010
‫چشم!

06:28.930 --> 06:30.440
‫برید!

06:30.440 --> 06:32.070
‫صبر کن! چو جو!

06:33.800 --> 06:37.150
‫گن شائو-دونو، اگه فرار کنن،
‫فاجعه بزرگ‌تری به بار میاد.

06:37.150 --> 06:38.960
‫هوم، نمی‌ذارم قسر در برن!

06:38.960 --> 06:41.510
‫یه اسب بیارین و دنبال‌شون برید!

06:41.910 --> 06:42.920
‫برادر!

06:42.920 --> 06:44.250
‫همم! عجله کن!

06:49.450 --> 06:50.160
‫برید!

06:50.870 --> 06:52.800
‫از سر راهم برین کنار!

07:08.050 --> 07:09.070
‫سریع‌تر!

07:26.310 --> 07:29.590
‫«نایب السلطنه شی لیانگ»
‫«تو تاکو - ژونگ یانگ»

07:29.750 --> 07:34.470
‫گزارش، تونستیم دو «کلاغ» رو دستگیر کنیم.

07:31.410 --> 07:33.990
‫«لی جو»

07:34.950 --> 07:36.470
‫آفرین، لی جو!

07:36.880 --> 07:41.190
‫ممنون؛ خواجه چو جو، که اینجا آوردن‌شون،
‫توسط افرادم کشته شد.

07:42.450 --> 07:45.570
‫بالأخره لیو لانگ به دستای من میفته.

07:47.280 --> 07:49.920
‫همراه با تمام سربازانش.

07:51.570 --> 07:59.040
‫پس از نجات امپراتور و شاهزاده شائو، تو تاکو
‫از فرصت استفاده کرد تا پایتخت را تصاحب کند.

07:59.670 --> 08:06.450
‫با بیش از 200,000 سرباز، ممکن است تو تاکو
‫از برتری عددی بی‌چون و چرا، لذت ببرد.

08:07.750 --> 08:15.150
‫با این‌حال، سائو سائو در سکوت نقشه می‌کشد
‫و منتظر فرصتی است تا از تو تاکو پیشی بگیرد.

08:24.530 --> 08:30.390
‫از اینکه تونستیم آرامش رو برقرار کنیم و
‫امپراتور رو سالم برگردونیم، بسیار خرسندیم.

08:31.130 --> 08:38.410
‫ژنرال تو تاکو؛ از حالا به بعد، لطفاً با تمام وجود از
‫امپراتور برای حکومت بر این سرزمین حمایت کنید.

08:38.410 --> 08:40.920
‫چشم؛ فرمان شما مایه‌ی خوشحالی من است.

08:40.920 --> 08:44.360
‫من، تو تاکو، با امپراتور بیعت خواهم کرد.

08:44.360 --> 08:47.810
‫بسیاری از افراد که به کا شین پاسخ داده بودند،
‫کمی دیر به پایتخت رسیدند.

08:47.810 --> 08:52.000
‫در بین آنها نیروهای تحت فرمان
‫حاکم پینگ ژو، دینگ یوان بودند

08:50.920 --> 08:55.110
‫«نایب السلطنه بینگ ژو»
‫«دینگ یوان»

08:53.400 --> 08:59.290
‫شاگرد دینگ یوان، یو فو، یک جنگجوی
‫شناخته‌شده در پادشاهی است.

09:02.360 --> 09:03.610
‫پدرخوانده...

09:03.610 --> 09:10.880
‫شنیدم ژنرال تو تاکو، خواجه‌هایی که
‫ژنرال اعظم کا شین رو به قتل رسوندن، کشته.

09:10.880 --> 09:15.330
‫و حالا قصر رو تصرف کرده؛
‫پس فکر می‌کنم بهتره برگردیم.

09:16.370 --> 09:17.950
‫پس دیر کردیم...

09:18.670 --> 09:21.860
‫یو فو... ولی ما نمی‌تونیم دست‌خالی برگردیم.

09:22.710 --> 09:23.370
‫بله؟

09:23.370 --> 09:28.050
‫باورش سخته که اون تو تاکو تنهایی
‫بتونه هرج‌و‌مرجِ قصر رو سرکوب کنه.

09:28.050 --> 09:29.370
‫حتماً یه داستانی هست...

09:29.370 --> 09:31.660
‫یو فو... همین‌جا اردوگاه می‌زنیم.

09:31.660 --> 09:32.440
‫چشم.

09:34.240 --> 09:38.900
‫به دستور ملکه کا، تو تاکو
‫مسئولیت دربار همایونی رو به‌دست گرفت.

09:39.290 --> 09:45.340
‫او در قصر لو یانگ زندگی می‌کند و
‫قدرت خود را تا سرحد استبداد می‌کشد.

10:00.400 --> 10:02.770
‫اوه، عجب خانم جذابی!

10:02.770 --> 10:05.090
‫به قصر من بیا!

10:05.090 --> 10:07.920
‫خوب ازت مراقبت می‌کنم، عزیزم!

10:10.250 --> 10:12.990
‫پس، به سمت تالار حرکت کنیم؟

10:24.560 --> 10:26.710
‫امروز حس و حال خوبی دارم.

10:27.840 --> 10:30.710
‫ژنرال... نشستن روی تخت،
‫شما رو شبیه یه امپراتور می‌کنه.

10:32.450 --> 10:34.320
‫راستی، لی جو...

10:34.320 --> 10:40.460
‫قصد دارم امپراتور شائو رو از سلطنت خلع،
‫و شاهزاده کیو رو جایگزینش کنم. نظرت چیه؟

10:40.460 --> 10:43.920
‫بله؛ کاملاً باهاتون موافقم.

10:43.920 --> 10:49.470
‫و بعد، می‌تونید مثل یه عروسک
‫باهاش رفتار کنید و به هرچی مایلید برسید.

10:50.150 --> 10:53.280
‫خوبه! قدرتم رو به همه نشون می‌دم.

10:53.280 --> 10:57.470
‫لی جو، تمام افسرهای ارشد رو به ضیافت شامم دعوت کن.

10:57.470 --> 10:58.470
‫چشم!

11:05.450 --> 11:08.160
‫اون اسب معروف تو تاکو، رخش سرخ نیست؟

11:08.870 --> 11:11.850
‫سائو کو... انقدر حواستو
‫به اون اسب معروف نده...

11:12.070 --> 11:15.450
‫اگه توی اصطبل سلطنتی،
‫اتفاقی برای اون اسب بیفته،

11:15.450 --> 11:17.740
‫تمام ژنرال‌های سلسله هان خبردار می‌شن.

11:18.530 --> 11:19.730
‫ولی، برادر...

11:19.730 --> 11:23.050
‫200,000 از مردانِ تو تاکو تحت فرمان ما هستن.

11:23.520 --> 11:25.200
‫دیگه از چی می‌ترسیم؟

11:27.070 --> 11:27.700
‫فهمیدم.

11:29.810 --> 11:34.640
‫باید یه‌روز بکشیمش؛ فقط اون‌موقع
‫می‌تونیم رخش سرخ رو برای خودمون کنیم.

11:37.730 --> 11:44.090
‫به دعوت تو تاکو، همه افسران ارشد
‫برای ضیافت به باغ ون مینگ آمدند.

11:44.200 --> 11:49.040
‫پس از مرگ کا شین، تو تاکو
‫که بیش از 200,000 سرباز دارد،

11:49.300 --> 11:51.630
‫عملاً تبدیل به ژنرال اعظم شد.

11:53.110 --> 11:55.510
‫آقایون، به‌خاطر حضورتون در این شب،

11:55.510 --> 11:58.640
‫من، تو تاکو، عمیقاً سپاس‌گزاریم رو ارائه می‌کنم.

11:59.310 --> 12:03.430
‫همون‌طور که ممکنه حدس زده باشین،
‫من برای این ضیافت هدفی دارم.

12:04.220 --> 12:07.190
‫امپراتورِ یک پادشاهی کبیر باید بزرگواری باشه،

12:07.190 --> 12:10.190
‫و میان مردمش بسیار محترم باشه.

12:10.790 --> 12:13.150
‫هرچند، امپراتور فعلی به‌نظر این‌گونه نمیاد.

12:14.560 --> 12:17.030
‫چطور جرئت گفتن اینو داره؟

12:19.630 --> 12:22.700
‫در مقایسه با اون، شاهزاده کیو، بسیار سخت‌کوش‌تر،

12:23.310 --> 12:25.710
‫با مهارت‌تر و بسیار باهوش‌تره.

12:25.910 --> 12:29.200
‫بنابراین، معتقدم که شاهزاده کیو
‫کسیه که مردم ازش حمایت-

12:28.710 --> 12:29.370
‫صبر کنید!

12:35.520 --> 12:36.480
‫ژنرال دینگ یوان!

12:37.320 --> 12:39.540
‫نظری در این مورد دارید؟

12:40.620 --> 12:45.450
‫فکر می‌کنم، یه افسر ناچیز، مطلقاً
‫هیچ حقی برای انتخاب امپراتور نداره.

12:40.690 --> 12:45.040
‫«دینگ یوان»

12:46.430 --> 12:51.900
‫همچنین، چگونه می‌تونید بین یه ضیافت،
‫به این سادگی از چنین مسائل جدی‌ای صحبت کنید؟

12:51.900 --> 12:53.990
‫تو تاکو! چه نقشه‌ای تو سرته؟

12:55.300 --> 12:56.710
‫می‌خوای باهام مخالفت کنی، دینگ یوان؟!

13:03.410 --> 13:05.910
‫اوه! پس همچین فکری تو سرته، تو تاکو؟!

13:08.600 --> 13:09.580
‫لطفاً وایسید!

13:15.820 --> 13:18.590
‫لطفاً برای مدتی آرامش خودتون رو حفظ کنید!

13:21.630 --> 13:23.700
‫یو فو... برای امروز کافیه.

13:23.700 --> 13:26.640
‫بیا برگردیم اردوگاه، و نوشیدن رو از سر بگیریم.

13:34.080 --> 13:37.410
‫لااقل یکی هست که جرئت کنه با اون خائن مخالفت کنه...

13:38.310 --> 13:40.880
‫و همچنین اون جنگجوی شجاع، یو فو...

13:41.120 --> 13:42.280
‫کنجکاوم به کجا می‌کشه...

13:52.330 --> 13:53.290
‫ژنرال...

13:54.120 --> 13:56.000
‫اون دینگ یوان لعنتی...

13:56.430 --> 13:59.000
‫آدمکش‌ها رو می‌فرستم سراغش...

13:59.230 --> 14:00.400
‫چطور می‌تونید این‌کارو کنید؟

14:00.850 --> 14:04.790
‫ژنرال! مردی که پشت‌سرش بود رو نمی‌شناسید؟

14:06.080 --> 14:06.800
‫نه...

14:07.600 --> 14:12.810
‫پسرخونده‌ی دینگ یوان، که
‫بهترین جنگجوی زمونه‌مونه، یو فو!

14:13.190 --> 14:15.000
‫چی؟! اون یو فو‌ ـه؟

14:23.160 --> 14:25.890
‫پدرخوانده... لطفاً خیلی ساکت باشید...

14:57.110 --> 14:57.920
‫حرکت می‌کنیم...

15:04.290 --> 15:07.900
‫یو فو... مورد امشب به سادگی فراموش نمی‌شه...

15:08.710 --> 15:11.710
‫پدرخوانده... اگه قصد انتقام دارید،
‫بهتره سریع‌تر انجامش بدید.

15:12.280 --> 15:13.560
‫بله؛ ضروری‌ـه.

15:33.400 --> 15:34.150
‫شلیک کنین!

15:35.730 --> 15:39.560
‫در آن شب، نیروهای دینگ یوان به
‫اردوگاه ارتش تو تاکو یورش بردند.

15:40.010 --> 15:43.610
‫در زمان خطر، تو تاکو تنها سوار
‫بر رخش سرخ شد تا فرار کند.

15:43.800 --> 15:47.530
‫200,000 نفری که در اردوگاه مستقر بودند، در سردرگمی،
‫به‌راحتی شکست خوردند.

15:48.790 --> 15:50.480
‫همون‌جا وایسا، تو تاکو!

15:52.950 --> 15:54.580
‫چطور جرئت داری ازم سرپیچی کنی؟

15:54.720 --> 15:57.240
‫امشب، تو با من طرفی، دینگ یوان!

15:58.520 --> 16:00.390
‫تویی که با من طرفی، تو تاکو!

16:30.320 --> 16:31.990
‫با شانس تیرهامو جاخالی داد.

16:34.380 --> 16:37.290
‫عجب بدموقع! لعنتی! عقب‌نشینی!

16:42.790 --> 16:44.700
‫تو تاکو رو تعقیب کرد تا بکشتش...

16:45.000 --> 16:47.100
‫یو فو خیلی معرکه‌ست، نه، برادر؟

16:48.200 --> 16:52.660
‫اگه به‌خاطر رخش سرخ نبود،
‫توسط یو فو کشته شده بودم.

16:52.710 --> 16:55.810
‫یو فو عجب جنگجوی ترسناکیه.

16:56.310 --> 17:00.140
‫اگه یو فو طرف دینگ یوان باشه، نمی‌تونم دینگ یوان رو بکشم.

17:01.120 --> 17:05.240
‫چطوری...؟ چطوری می‌شه یو فو رو وادار کرد از طرف دینگ یوان بیرون بیاد؟

17:05.620 --> 17:08.390
‫ژنرال... به‌جای وادار کردنش به ترک دینگ یوان،

17:08.390 --> 17:11.380
‫بهتره اونو به طرف خودمون بیاریم...

17:12.520 --> 17:14.300
‫اگه امکان انجامش وجود داره،

17:15.030 --> 17:17.500
‫دیگه از هیچ دشمنی ترس نخواهم داشت.

17:18.230 --> 17:19.620
‫ولی چطوری انجامش بدیم؟

17:20.960 --> 17:24.610
‫سرورم، لطفاً بسپاریدش به من...

17:22.070 --> 17:24.750
‫«لی شوکو»

17:25.910 --> 17:28.830
‫لی شوکو، راه‌حلی براش داری؟

17:29.010 --> 17:29.910
‫بله.

17:29.910 --> 17:34.480
‫یو فو و من، دوستان کودکی هستیم؛ قلبش رو خوب می‌شناسم.

17:35.220 --> 17:38.490
‫با اینکه یو فو جنگجوی بزرگیه، اما تشنه به طلاست.

17:39.120 --> 17:42.090
‫به این دلیل، ازتون کیسه‌ای پر از طلا می‌خوام.

17:42.090 --> 17:44.280
‫آآه... اگه فقط اون باشه، مشکلی نیست.

17:44.830 --> 17:47.440
‫همچنین، می‌خوام که رخش سرخ هم بهش بدید.

17:47.930 --> 17:49.800
‫چی؟! رخش سرخ؟!

17:50.370 --> 17:53.310
‫رخش سرخ مثل سپر بلام می‌مونه!

17:54.100 --> 17:55.990
‫چطور می‌تونم اونو به فرد دیگه‌ای بدم؟!

17:56.940 --> 17:59.410
‫به معنای بخشیدن رخش سرخ نیست.

17:59.610 --> 18:03.410
‫معناش اینه که رخش سرخ برامون بهترین جنگجوی پادشاهی رو می‌خره.

18:03.800 --> 18:07.880
‫به این ترتیب، ژنرال، شما هم گنج با ارزش،
‫ و هم سپر رو خواهید داشت.

18:08.220 --> 18:09.970
‫آآه... باشه دیگه فهمیدم.

18:10.920 --> 18:13.440
‫لی شوکو؛ می‌سپرمش به خودت.

18:13.820 --> 18:16.390
‫بله! بهتون اطمینان می‌دم موفق می‌شم!

18:26.900 --> 18:28.600
‫اون صدای رخش سرخ نیست؟

18:29.500 --> 18:30.910
‫یا خیالاتی شدم...

18:32.410 --> 18:37.300
‫ژنرال یو فو، یه مرد بیرون
‫اردوگاه خواستار ملاقات شماست.

18:37.800 --> 18:39.710
‫این وقت شب، کی می‌تونه باشه؟

18:40.030 --> 18:42.210
‫اوه، اسمش لی شوکو بود.

18:42.760 --> 18:43.570
‫لی شوکو؟!

18:44.480 --> 18:46.400
‫نکنه... همون لی شوکو باشه؟

18:47.530 --> 18:49.390
‫همون لی شوکو ام، یو فو!

18:49.390 --> 18:51.490
‫اوه... واقعاً خودتی، لی شوکو!

18:52.120 --> 18:53.800
‫چطور می‌دونستی اینجام؟

18:54.240 --> 18:57.500
‫خب مهم نیست... لطفاً بیا داخل بشین! یالا...

18:59.120 --> 19:02.600
‫مدت زیادی می‌گذره! البته تو
‫خیلی تغییر نکردی؛ لطفاً نوشیدنی بخور!

19:03.370 --> 19:07.910
‫خبرایی راجع بهت شنیدم؛ واقعاً جنگجوی بزرگی شدی.

19:08.510 --> 19:11.510
‫هنوز اونقدرا خوب نیستم؛ هنوز خیلی جوونم.

19:12.370 --> 19:16.180
‫ولی مطمئنم یه‌روزی به اون درجه می‌رسم.

19:17.120 --> 19:18.290
‫درسته!

19:19.160 --> 19:24.590
‫فکر می‌کنم باید از قدرت عالی‌ت خوب استفاده بشه،
‫ولی حس می‌کنم الان به‌کار گرفته نمی‌شن.

19:26.200 --> 19:29.100
‫البته ژنرال دینگ یوان منفعتای زیادی به‌خاطر من گرفته.

19:29.800 --> 19:30.700
‫راستی، لی شوکو...

19:31.160 --> 19:33.900
‫تو فکر می‌کنی قهرمان حقیقی این دوران کیه؟

19:36.600 --> 19:39.660
‫معلومه دیگه... ژنرال تو تاکو ـه.

19:40.210 --> 19:42.210
‫چی؟ ژنرال تو تاکو؟

19:42.210 --> 19:43.050
‫آره.

19:43.050 --> 19:44.610
‫دربار بیشتر روش حساب می‌کنه؛

19:44.610 --> 19:47.900
‫و تمام افسرها بهش وفادار و وابسته‌ن.

19:49.790 --> 19:54.290
‫پدرخوانده، نه... ژنرال دینگ یوان
‫و ژنرال تو تاکو الان دشمنن.

19:54.290 --> 20:00.120
‫و اگه اون رخش سرخ نبود،
‫ می‌تونستم تو تاکو رو هلاک کنم.

20:01.230 --> 20:03.400
‫ژنرال تو تاکو، مردی سخاوتمنده.

20:03.770 --> 20:07.300
‫با اینکه تقریباً کشتیش،
‫مطئمنم کارتو به دل نگرفته.

20:08.000 --> 20:09.300
‫لی شوکو... تو...؟!

20:11.210 --> 20:13.210
‫الان برای اون کار می‌کنم.

20:13.210 --> 20:14.210
‫چی؟!

20:14.800 --> 20:18.030
‫پس چرا امروز اومدی منو ببینی؟

20:18.680 --> 20:21.430
‫ژنرال تو تاکو دستور داد اینو بهت بدم.

20:24.890 --> 20:28.290
‫ژنرال تو تاکو... اینو داده به من؟

20:29.260 --> 20:32.390
‫مدت زیادی توی اون بینگ ژوی کوچیک بودی، مگه نه؟

20:32.970 --> 20:36.800
‫یا واقعاً دلت می‌خواد استعدادت توسط همگان شناخته بشه؟

20:37.480 --> 20:39.630
‫یو فو... یه‌چیز دیگه هم می‌خوام نشونت بدم.

20:48.980 --> 20:53.420
‫«رخش سرخ»

20:55.320 --> 20:56.180
‫رخش سرخ!

20:57.320 --> 20:59.690
‫این هم هدیه‌ای از طرف ژنرال تو تاکو ـه.

21:00.320 --> 21:02.590
‫واقعاً برات مناسبه، یو فو.

21:05.110 --> 21:07.400
‫رخش سرخ برای من می‌شه...؟

21:08.290 --> 21:11.000
‫ژنرال تو تاکو واقعاً می‌خواد اینو به من بده...؟

21:11.100 --> 21:11.900
‫درسته!

21:12.330 --> 21:17.510
‫یو فو با رخش سرخ... واقعاً تبدیل
‫به قهرمان شماره یک جهان می‌شه.

21:20.610 --> 21:23.410
‫می‌تونی لطفشو با یه‌چیز جبران کنی...

21:24.310 --> 21:25.800
‫بهش فکر کن، یو فو!

21:39.770 --> 21:41.210
‫بلند شو، دینگ یوان!

21:46.350 --> 21:47.520
‫چی شده، یو فو؟

21:48.530 --> 21:51.950
‫از امروز دیگه پدر و پسر نیستیم! آماده‌ی مرگ شو!

21:51.950 --> 21:53.810
‫مگه دیوونه شدی، یو فو؟!

22:12.370 --> 22:17.020
‫به دلیل این حادثه، کل شهر لو یانگ به شوک فرو رفت.

22:17.830 --> 22:23.300
‫همه مطمئن بودند که تو تاکو
‫دیگر هیچ دشمن قابل‌توجهی ندارد.

22:26.340 --> 22:28.700
‫نمی‌ذارم تو تاکو تمام زمینو تصاحب کنه.

22:29.410 --> 22:31.910
‫من کسی می‌شم که سر تو تاکو رو از تن جدا می‌کنه.

22:32.250 --> 22:37.190
‫یو فو! انتقام مرگ ژنرال دینگ یوان رو می‌گیرم! قسم می‌خورم!

22:37.214 --> 23:07.214
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

23:07.238 --> 24:07.238
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.