﻿WEBVTT

00:00.100 --> 01:30.100
.:: www.bolboljan.net ::.

01:33.730 --> 01:38.760
‫سائو سائو با استفاده از یک فرمان نادرست
‫ موفق شد بین گنتوکو و یو فو دشمنی بیندازد.

01:39.030 --> 01:41.900
‫درحالی که گنتوگو جو شو را به مقصد نان یانگ ترک کرد.

01:43.030 --> 01:47.840
‫دفاع جو شو، تحت نظارت چو فی بود؛
‫ درحالی که مست شده بود،

01:47.840 --> 01:51.010
‫یو فو به او حمله کرده، و مجبور به فرار شد.

01:51.780 --> 01:56.210
‫به دلیل مهربانی و بزرگواری گنتوکو، چو فی را بخشید.

01:56.210 --> 01:58.380
‫که باعث شد چو فی به گریه بیفتد.

01:59.750 --> 02:06.570
‫«اتحاد دروغین»

02:07.440 --> 02:11.570
‫ارتش گنتوکو و یوان شو اکنون در ساحل
‫ رودخانه هوآیین مقابل یکدیگر هستند.

02:10.460 --> 02:15.510
‫«شهر جو شو»

02:11.930 --> 02:21.730
‫هم اکنون، یو فو پیامی از یوان شو دریافت کرده بود که
‫ برای شکست دادن گنتوکو در میدان جنگ درخواست کمک کرده بود.

02:21.910 --> 02:29.200
‫اگه برنده بشه، 50,000 بوشل غلات، 10,000 تائل طلا،

02:21.910 --> 02:29.200
‫ بوشل : واحد اندازه گیری | تائل: واحد پولی در چین باستان

02:29.200 --> 02:32.530
‫4,000 اسب، و هدایای دیگه رو قول داده.

02:32.530 --> 02:34.300
‫مقدار زیادی‌ـه.

02:35.240 --> 02:42.680
‫اما باهاش مخالفم. اگه 30,000 نیروی گنتوکو رو
‫ شکست بدیم، به دردسرهای زیادی گرفتار می‌شیم.

02:43.510 --> 02:52.790
‫اما اگه گنتوکو به دام بیفته، شکست دادنش مثل آب‌خوردنه؛
‫ تازشم بابتش پاداش بزرگی دریافت می‌کنیم.

02:54.690 --> 02:58.530
‫خیلی‌خب... برای این‌کار به کائو جون 30,000 سرباز سواره‌نظام بده.

02:58.890 --> 02:59.390
‫چشم، قربان!

03:00.480 --> 03:05.540
‫«هوای یین ـ مقر ارتش گنتوکو»

03:08.840 --> 03:14.450
‫جاسوس بهمون اطلاع داده که یو فو داره
‫ از پشت‌سر با 30000 سرباز بهمون نزدیک می‌شه.

03:14.810 --> 03:22.320
‫حتماً شوخی می‌کنی! خودم باهاش می‌جنگم!
‫انتقام باختم توی جو شو رو سرش درمیارم!

03:22.720 --> 03:27.540
‫فعلاً یو فو دشمن اصلی‌مون نیست؛
‫یوان شو با 100,000 مرد دشمن‌مونه.

03:28.890 --> 03:33.160
‫کوان درست می‌گه؛ ما فقط
‫ با 30,000 سرباز هیچ شانسی نداریم.

03:33.430 --> 03:35.230
‫پس باید چیکار کنیم؟

03:36.400 --> 03:37.000
‫عقب‌نشینی.

03:37.500 --> 03:41.540
‫چی؟! امکان نداره!
‫ ترجیح می‌دم بمیرم تا فرار کنم.

03:41.870 --> 03:47.910
‫چو فی... اگه الان بمیری، چطور می‌خوای
‫ شرمت توی جو شو رو تلافی کنی؟

03:50.010 --> 03:51.020
‫این...

04:03.710 --> 04:07.290
‫« ارتش یو فو ـ ژنرال کائو جون»

04:04.630 --> 04:07.630
‫ژنرال یو فو، کائو جون هستم.

04:07.980 --> 04:11.890
‫«ارتش یوان شو ـ ـ کی لینگ»

04:08.360 --> 04:11.100
‫ژنرال یوان شو، کی لینگ هستم.

04:12.030 --> 04:17.210
‫حتماً از سفرتون از جو شو خسته‌اید؛ هرچند،

04:17.210 --> 04:20.630
‫گنتوکو دیشب درحین بارون عقب‌نشینی کرد.

04:22.740 --> 04:29.020
‫فکر می‌کنم ازمون ترسیدن؛ بسیار خب...
‫می‌تونیم هدایای قول داده‌شده رو دریافت کنیم؟

04:29.350 --> 04:32.050
‫هدایا؟ ازش خبر داری...؟

04:32.950 --> 04:38.160
‫خب... هیچکس هدیه رو به
‫ میدون جنگ نمیاره، احمقانه‌ست...

04:38.430 --> 04:45.830
‫انگار به قولتون عمل نمیکنید؛ فکر کردی برای چی این همه راه رو اینجا اومدیم تا کمکت کنیم؟

04:46.330 --> 04:51.640
‫این یه قول میان یوان شو-ساما و یو فو -دونه هستش؛
‫ما درموردش چیزی نمی‌دونیم.

04:52.540 --> 04:54.240
‫در این‌صورت، بذارید حلش کنیم.

04:54.810 --> 04:58.210
‫چون ما اینجا اومدیم، ارتش‌تون پیروز شد ها.

04:58.710 --> 05:03.190
‫اگه قولتون رو نگه ندارید،
‫عواقبی در پی داره؛ می‌دونید که؟

05:09.890 --> 05:12.090
‫بسیار خب، سلام منو به یوان شو-دونو برسونید.

05:15.680 --> 05:20.190
‫«شهر جو شو»

05:23.010 --> 05:30.260
‫لعنت بهت! ای یوان شوی لعنتی! اگه سر گنتوکو
‫ رو تحویل ندیم، خبری از هدیه نیست؟!

05:31.950 --> 05:34.140
‫فکر کرده یکی از زیردستاشم؟

05:34.350 --> 05:36.450
‫ژنرال، لطفاً آروم باشید.

05:37.390 --> 05:41.490
‫فکر می‌کنم شروع یه جنگ با یوان شو بی‌فایده‌ست.

05:41.990 --> 05:44.030
‫ولی باید حسابمو با یوان شو بی‌حساب کنم!

05:44.430 --> 05:49.100
‫یوان شو، برادر ناتنیِ یوان شائو هستش.

05:49.360 --> 05:54.270
‫یوان شائو؟ ولی نمی‌ذارم
‫ به این راحتی‌ها قسر در بره...

05:54.540 --> 05:59.370
‫یه استراتژی دارم... به‌نظرم باید
‫ از گنتوکو به جو شو استقبال کنید.

06:00.080 --> 06:01.640
‫چی؟! از گنتوکو؟!

06:02.380 --> 06:11.220
‫فکر می‌کنم ژنرالِ یوان شو، کی لینگ هم نمی‌تونست
‫ از شر گنتوکو خلاص بشه؛ ولی گنتوکو فرار کرد...

06:11.590 --> 06:13.460
‫می‌تونم اونو ناجی‌ش به حساب بیارم...

06:15.520 --> 06:20.860
‫بعد گنتوکو رو مجبور به محافظت از شیائو پی کنید و
‫ قدرت‌تون رو برای نابودی دفاع یوان شو افزایش بدید.

06:22.160 --> 06:25.530
‫نه فقط جو شو امن می‌شه،
‫بلکه پیروزی بزرگی هم کسب می‌کنید!

06:26.130 --> 06:34.410
‫ولی وقتی گنتوکو نبود، جو شو رو ازش دزدیدم...
‫ نمی‌دونم حاضره اینجا بیاید یا نه.

06:35.310 --> 06:40.920
‫وقتی گنتوکو توی دنیای پرهرج‌ومرج زندگی می‌کنه،
‫باید بدونه که استثمار یکی از دلایل بقاست.

06:41.680 --> 06:44.390
‫شنیدم الان به سمت گوانگ لینگ در حرکته...

06:44.850 --> 06:46.620
‫خیلی‌خب... می‌سپارمش به خودت، چین کیو.

06:47.490 --> 06:48.590
‫انجام‌شده تصورش کنید.

06:49.720 --> 06:53.810
‫«گوانگ لینگ»

06:52.130 --> 06:57.730
‫همانطور که چین کیو حدس می‌زد، اکثر نیروهای
‫ گنتوکو درحال عقب‌نشینی نابود شده بودند.

06:58.230 --> 07:01.670
‫تنها افراد بسیار کمی جان سالم به در برده بودند.

07:02.840 --> 07:05.440
‫در حالی که گنتوکو درحال عقب‌نشینی بود،

07:05.640 --> 07:08.480
‫ارتش یوان شو از پشت حمله کرده،
‫و به اجبار درون معبدی در کوهستان پنهان شد.

07:09.440 --> 07:14.820
‫خوشبختانه، فرستاده‌ی یو فو توانست آنها را پیدا کند...

07:22.120 --> 07:28.770
‫برادر... اگه تو معبد حیوون بخوریم خوب می‌شه؛
‫ولی یه گراز پیدا کردم که کنار شراب بخوریم...

07:30.630 --> 07:35.840
‫وقتی نبودین فرستاده‌ی یو فو اینجا اومد؛
‫یو فو گفته از برگشت‌مون به جو شو استقبال می‌کنه.

07:36.100 --> 07:38.670
‫چی؟ً برگشت به جو شو؟!

07:39.440 --> 07:41.580
‫اون عوضی این‌بار چی می‌خواد؟!

07:42.610 --> 07:44.910
‫همچنین گفت قصد گرفتن جو شو رو نداشته.

07:45.910 --> 07:52.650
‫ولی درحین شب مستی چو فی،
‫مجبور شده برای برگردوندن نظم به جو شو حمله کنه.

07:54.020 --> 07:55.720
‫این یه بهونه‌ی مسخره‌ست!

07:55.790 --> 08:03.270
‫اما... ما دیگه جایی برای رفتن نداریم. همچنین... یوان شو
‫ ممکنه به ارتش دیگه‌ای دستور بده ما رو تعقیب کنن.

08:04.000 --> 08:06.840
‫پس برادر، می‌گی به حرفای یو فو اعتماد می‌کنی؟

08:07.070 --> 08:07.640
‫نه...

08:09.100 --> 08:15.880
‫ولی نگران امنیت مردمم. حالا جدا از صحبت‌های یو فو،
‫ شما دوتا پیشنهاد بهتری دارین؟

08:16.210 --> 08:20.020
‫لعنتی! اگه اون‌موقع خیلی مست نمی‌کردم...

08:22.380 --> 08:24.490
‫لازم نبود این حقارت رو تحمل کنیم!

08:33.900 --> 08:38.700
‫اژدهای پنهان‌شده توی باتلاق...
‫ ممکنه روزی به آسمان صعود کنه...

08:39.630 --> 08:42.240
‫در این‌زمان، باید مقابل این حقارت صبور باشیم.

08:53.520 --> 08:56.790
‫ای عوضی! اگه به سرت بزنه کار اشتباهی کنی،
‫نمی‌ذارم قسر در بری!

08:58.020 --> 09:00.090
‫گنتوکو-دونو، به خونه خوش اومدید!

09:01.390 --> 09:04.860
‫برای تمام کارهایی که  کردید متشکرم...

09:07.000 --> 09:09.200
‫چوفی-دونو، شما هم به‌نظر سرزنده میای!

09:11.700 --> 09:17.870
‫مردم سالم و سلامتن؛ با اجازه‌تون
‫ برای مدتی فرمادار جو شو هستم.

09:18.910 --> 09:23.880
‫برای فعلاً، می‌تونید توی شهر ژیائو پی خوب استراحت کنید.

09:24.580 --> 09:27.180
‫چرا مجبورمون می‌کنی تو همچین خونه کوچیکی زندگی کنیم؟

09:28.120 --> 09:29.370
‫چو فی! ساکت باش!

09:29.990 --> 09:38.460
‫یه ضیافت براتون آماده کردیم؛ چو فی-دونو،
‫حالا می‌تونید هرچقدر مایلید شراب بخورید...

09:53.440 --> 09:55.740
‫اوه، آقا، بفرمایید نوشیدنی...

09:55.740 --> 09:56.780
‫من نمی‌خورم!

09:56.780 --> 10:00.250
‫چرا؟ شما یه جنگجوی بزرگید،
‫چطور نمی‌تونید شراب بنوشید؟

10:01.820 --> 10:05.890
‫وقتی می‌گم نه یعنی نه!
‫امروز اصلاً حس و حال شراب رو ندارم!

10:07.540 --> 10:09.810
‫«نان یانگ»

10:09.520 --> 10:12.010
‫نان یانگ شهر بسیار دلپذیری است.

10:12.610 --> 10:19.130
‫حاکم آن، یوان شو، مردی بسیار جاه‌طلب است.
‫قدرتی دارد که حتی سائو سائو هم از آن می‌ترسد.

10:20.090 --> 10:25.210
‫سون ساکو، وارث سون کن، پس از مرگ پدرش،
‫ مهر امپراتوری را به یوان شو اعطا کرد.

10:25.210 --> 10:29.770
‫و اکنون، یوان شو حتی تمایل دارد
‫ که خود امپراتور شود.

10:30.530 --> 10:34.990
‫هردو گنتوکو و یو فو علیه یوان شو متحد
‫ هستند اما او از این موضوع آگاه است.

10:33.860 --> 10:39.110
‫«فرماندار نان یانگ»
‫«یوان شو»

10:35.380 --> 10:40.870
‫یو فو به‌خاطر اجازه به گنتوکو برای موندن
‫ توی ژیائو پی، بهمون خیانت کرده.

10:40.870 --> 10:44.910
‫اگه اون دوتا باهم همکاری کنن،
‫دیر یا زود دردسر زیادی خواهیم داشت.

10:45.350 --> 10:51.190
‫به‌علاوه، گنتوکو کوان و چی فی که هردو
‫ جنگجویان قابلی هستن رو کنار خودش داره.

10:52.170 --> 10:54.870
‫چطور می‌تونیم با گنتوکو و یو فو مقابله کنیم؟

10:55.570 --> 10:59.650
‫معتقدم باید از نقشه‌ای برای جدا کردنشون استفاده کنیم.

11:00.250 --> 11:01.310
‫عذر می‌خوام!

11:02.700 --> 11:08.110
‫چرا یه جوشو هدایامون رو نفرستیم؟
‫ بیاید به قولمون وفادار باشیم.

11:09.740 --> 11:13.020
‫یو فو مرد حریصیه؛ فکر کنم جواب بده...

11:14.250 --> 11:18.750
‫این بار یوان شو هدایای وعده‌داده شده را برای یو فو در جوشو فرستاد.

11:19.150 --> 11:22.670
‫این موضوع یو فو را به شدت شگفت‌زده کرد.

11:24.270 --> 11:29.860
‫یوان شو لعنتی... حالا داره برامون
‫هدیه می‌فرسته؛ چی تو سرش می‌گذره؟

11:29.860 --> 11:36.100
‫کاملاً‌ واضحه؛ می‌خواد به حمله‌ی به
‫ گنتوگو در ژیائو پی بهمون بپیونده.

11:36.670 --> 11:41.130
‫درحالی که یوان شو هدایایی برای یو فو فرستاد،

11:41.860 --> 11:48.730
‫او به ژنرال کی‌لینگ دستور داد تا با 100,000 سرباز خود
‫از ساحل رودخانه هوآیین برای حمله به ژیائو پی حرکت کند.

11:47.570 --> 11:51.350
‫«شهر ژیائو پی»

11:49.290 --> 11:53.360
‫گرچه، گنتوکو از این موضوع مطلع است.

12:24.300 --> 12:25.900
‫اون ارتشِ کیه؟

12:30.020 --> 12:31.310
‫ارتش یو فوـه!

12:31.310 --> 12:33.420
‫چی؟! ارتش یو فو؟!

12:34.190 --> 12:37.380
‫هدایا بهش رسید و داره این‌طوری جواب می‌ده؟!

12:47.120 --> 12:54.240
‫یو فو بهمون خیانت کرد! الان نمی‌تونیم پیشروی کنیم؛
‫سربازها رو نزدیک ساحل رودخونه هوآیین مستقر کن.

12:54.240 --> 12:54.860
‫اطاعت!

12:57.610 --> 13:00.230
‫نیروهای کی‌لینگ متوقف شدن؟

13:00.780 --> 13:07.940
‫گرچه، احتمالاً برای مدت زیادی نباشه؛
‫کی‌لینگ ممکنه روزی تصمیم حمله به ما رو بگیرد.

13:09.940 --> 13:15.980
‫می‌دونم! به چین تو بگو که گنتوکو رو به مهمانی ما دعوت کنه...

13:17.670 --> 13:18.960
‫یه مهمانی برای گنتوکو؟

13:19.840 --> 13:24.090
‫چین کیو... این‌بار استراتژی خوبی دارم...

13:30.530 --> 13:33.330
‫نباید انقدر لفتش کنیم و راه بیفتیم، برادر!

13:39.100 --> 13:41.600
‫چین تو-دونو از جوشو اومد تا نامه‌ای بهت بده...

13:44.760 --> 13:47.590
‫ژنرال، این نامه هستش؛ ما شما رو
‫ به یه ضیافت دعوت می‌کنیم...

13:51.930 --> 13:53.170
‫یو فو چی گفته؟

13:54.200 --> 13:58.860
‫مهمانی؟ یو فو-دونو چیز مهمی رو می‌خواد بهم بگه...

14:00.410 --> 14:01.610
‫می‌خوای بری؟

14:02.140 --> 14:06.560
‫برادر! تو هنوز به اون یو فو، دزدِ جوشو اعتماد داری؟

14:07.880 --> 14:09.180
‫اما دلیلی برای رد ندارم...

14:10.000 --> 14:14.090
‫من تو کتم نمی‌ره؛ عوضی! خودم تیکه‌تیکه‌ش می‌کنم!

14:14.220 --> 14:15.120
‫لطفاً‌ صبر کنید!

14:15.650 --> 14:16.410
‫چی؟!

14:16.550 --> 14:20.930
‫«چین تو»

14:17.090 --> 14:19.570
‫این یه درخواست ساده‌ست.

14:20.560 --> 14:25.950
‫اگه اتفاقی برای گنتوکو-دونو بیفته، حاضرم جون خودم رو درعوضش بدم.

14:27.930 --> 14:29.910
‫ممنونم، چین تو-دونو!

14:39.010 --> 14:42.700
‫خب... خب... خوش‌اومدید، گنتوکو-دونو...

14:54.130 --> 14:55.410
‫بفرمایید از این طرف...

14:58.300 --> 14:59.130
‫ژنرال کی‌لینگ؟!

15:00.330 --> 15:01.020
‫گنتوکو؟!

15:06.000 --> 15:07.210
‫اوه، می‌خوای بریم تو کارش؟!

15:13.510 --> 15:15.230
‫همگی، تمومش کنید!

15:15.780 --> 15:20.320
‫ژنرال یو فو! شما ما رو اینجا دعوت
‫کردید... معنی این‌کارا چیه؟!

15:20.550 --> 15:22.310
‫ماییم که جواب این سؤالو می‌خوایم!

15:22.590 --> 15:30.330
‫خواهش می‌کنم آروم باشید؛ قبل به جنگ رفتن، بهتر نیست
‫ اول مذاکره کنیم؟ برای همین همه شما رو اینجا دعوت کردم.

15:30.500 --> 15:37.740
‫مسخره‌بازی رو تموم کن! ما دستور داریم که سر گنتوکو رو به‌دست بیاریم؛
‫به همین‌خاطر با 100,000 نفر به اینجا اومدیم!

15:38.000 --> 15:42.370
‫خفه بابا! اگه باز بخوای چرت‌وپرت بلغور کنی، خودم می‌کشمت!

15:44.610 --> 15:45.670
‫بس کنید!!

15:47.250 --> 15:48.370
‫یه نیزه زمین بزن!

15:55.250 --> 16:03.400
‫مگه نگفتم می‌خوام که مذاکره کنیم؟ معامله اینه...
‫اگه تونستم اون نیزه رو تو یه ضرب بزنم، باید آتش‌بس کنید.

16:04.530 --> 16:08.150
‫اگه خطا بزنم... هرچقدر دلتون می‌خواد همدیگه رو پاره کنید.

16:08.530 --> 16:10.770
‫فکر نمی‌کنم بتونه از اینجا بزنتش.

16:12.770 --> 16:17.590
‫حتی اگه اجازه جنگ رو بده،
‫می‌خواد کاری کنه که گنتوکو راضی باشه...

16:18.310 --> 16:19.560
‫که این‌طور...

16:20.750 --> 16:22.390
‫چین کیو، شرابو بیار!

16:27.620 --> 16:30.650
‫هی! وقتی مستی می‌خوای نیزه رو بزنی؟

16:32.990 --> 16:39.750
‫اشکالش چیه؟ چه بخوره بهش، چه خطا بره،
‫ همه چی به اراده خدایان مربوطه...

16:47.330 --> 16:48.220
‫خوشمزه‌ست!

17:00.090 --> 17:05.570
‫یو فو می‌داند که شهر ژیائو پی برای جلوگیری از
‫ تسخیر جوشو توسط یوان شو بسیار مهم است.

17:05.860 --> 17:09.950
‫بنابراین او مجبور است سرنوشتِ
‫ گنتوکو را به‌عنوان محافظش نجات دهد.

17:10.900 --> 17:15.100
‫این یک ضربه، یقیناً به شانس گنتوکو بستگی داشت.

17:15.330 --> 17:21.240
‫سرنوشت شهر جوشو و گنتوکو به آن یک تیر وابسته بود.

17:42.060 --> 17:43.560
‫ژنرال یو فو، این غیرممکنه!

17:43.830 --> 17:44.630
‫عادلانه نیست!

17:46.830 --> 17:49.630
‫چی؟! شما جرئت دارید اراده خدایان رو زیر سؤال ببرید؟!

17:49.970 --> 17:52.030
‫نـ ـ نه... منظورم اون نبود...

17:52.440 --> 17:54.810
‫بنابراین، باید قول بدید که صلح می‌کنید!

18:04.320 --> 18:10.540
‫ژنرال کی‌لینگ قربانی حیله‌گری یو فو شد
‫و مجبور به برگشت به زادگاهش شد.

18:11.640 --> 18:15.930
‫در حال‌حاضر، جوشو امن است.

18:11.890 --> 18:15.830
‫«شهر ژیائو پی»

18:23.970 --> 18:26.520
‫چو فی... چرا اسب‌ها به‌نظر بیشترن؟

18:27.140 --> 18:34.070
‫برادر... وقتی تو زمان‌های صلح‌آمیز باشی، دلیل نمی‌شه که آماده نباشی؛ اگه آماده باشیم، از احدی نمی‌ترسیم.

18:45.920 --> 18:47.210
‫دشمنه!

18:47.590 --> 18:49.760
‫حمله کنید! به کسی رحم نکنید!

19:02.540 --> 19:05.090
‫گنتوکو! چرا بهم خیانت کردی؟!

19:05.380 --> 19:08.710
‫من بهت خیانت کردم؟ درباره چی حرف می‌زنی؟

19:11.350 --> 19:16.370
‫دهنتو ببند! اسب‌های جنگیم توسط چو فی دزدیده شدن!

19:18.060 --> 19:20.160
‫چو فی! تو اون اسبا رو دزدیدی؟

19:20.630 --> 19:25.970
‫وقتی دزیدن می‌گی لحن جالبی نداره! من ندزدیدمشون،‌ قرض‌شون گرفتم!

19:26.100 --> 19:28.810
‫چی گفتی؟! شلیک کنید!

19:33.210 --> 19:34.870
‫چو فی! چرا همچین کاری کردی؟!

19:38.310 --> 19:44.520
‫برادر... خودت نگفتی یه اژدهای مخفی
‫ درون باتلاق، روزی قراره به آسمان پرواز کنه...

19:45.920 --> 19:49.490
‫اما به‌خاطر بی‌احتیاطی‌م جوشو رو ازمون گرفتن...

19:50.290 --> 19:55.960
‫اما، اگه بذاریم اون عوضی زنده بمونه، اصلاً تو کتم نمی‌ره!

20:02.970 --> 20:07.840
‫هرگز نمی‌تونم این تحقیر رو تحمل کنم!
‫هیچ‌وقت نمی‌تونم یه اژدها باشم!

20:15.110 --> 20:15.880
‫فهمیدم...

20:17.380 --> 20:18.520
‫می‌دونم چی می‌گی...

20:18.750 --> 20:19.650
‫برادر...

20:22.620 --> 20:25.960
‫خیلی‌خب! تا لحظه مرگ کنار هم می‌جنگیم!

20:28.990 --> 20:31.260
‫عوضی! بیا اینجا!

20:58.960 --> 21:02.460
‫سرهای گنتوکو و برادرانش رو بگیرید! حمله!

21:09.700 --> 21:17.040
‫گنتوکو-دونو... روزی اعمال خوبی از خودتون
‫ به‌جا خواهید گذاشت؛ در زمان فعلی، لطفاً فرار کنید.

21:17.040 --> 21:18.010
‫چین که-دونو...

21:18.910 --> 21:22.090
‫«پدر چین تو ـ چین که»

21:19.180 --> 21:21.530
‫جوشو همیشه منتظرتون می‌مونه.

21:22.210 --> 21:23.720
‫حالا، سریع‌تر سوار اسب‌ها بشید!

21:30.860 --> 21:34.880
‫کوان، چو فی، بیاید کاری که چین که-دونو می‌گن رو انجام بدیم.

21:35.630 --> 21:36.160
‫بله!

21:40.930 --> 21:43.970
‫یو فو! این‌بار می‌ذارم سرت سرجاش بمونه!

21:59.350 --> 22:01.450
‫برای بازگشت امن گنتوکو-دونو دعا می‌کنم...

22:02.550 --> 22:06.480
‫چین تو... فکر می‌کنم وقتش باشه که نقشه‌مون رو عملی کنیم.

22:07.930 --> 22:11.230
‫بله، پدر... حتماً‌ جوشو رو از چنگال‌های یو فو پس می‌گیریم.

22:11.600 --> 22:15.360
‫نه... ما یو فو رو خواهیم کشت!

22:16.670 --> 22:21.490
‫گنتوکو شکست خورد و مجبور به فرار از جوشو شد.

22:22.270 --> 22:29.750
‫با این حال، همچنان کورسوی امیدِ صعود اژدها به‌ آسمان نمایان بود.

22:29.774 --> 22:59.774
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

22:59.798 --> 23:59.798
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.