﻿WEBVTT

00:00.100 --> 01:30.100
.:: www.bolboljan.net ::.

01:33.710 --> 01:40.810
‫به‌محض اینکه گنتوکو نام بهترین متخصص رزمی،
‫ «اژدهای خفته» - چوکو لیانگ کونگمینگ  را فهمید.

01:41.110 --> 01:45.720
‫سه‌بار به ملاقاتش رفت و او را به‌عنوان
‫ مشاور نظامی خود منصوب کرد.

01:46.620 --> 01:53.760
‫سائو سائو پس از اینکه از جوشو فهمید کنگ‌مینگ کیست،
‫ به کاکو جون دستور داد تا با 100,000 سرباز به آنجا برود...

01:54.060 --> 01:58.430
‫تا به جینگ‌ژو لشکرکشی کرده و هردو گنتوکو و کنگ‌مینگ را بکشد.

02:01.880 --> 02:07.170
‫«اولین نبرد کنگ مینگ»

02:08.020 --> 02:12.500
‫«شهر شین‌یه»

02:09.570 --> 02:12.580
‫سرانجام، چوکو لیانگ به‌عنوان
‫مشاور نظامی جدید گنتوکو به خدمتش درآمد.

02:12.740 --> 02:17.220
‫کنگ‌مینگ پس از تدارک مکانی برای زندگی،
‫وظایف خود را به‌عنوان مشاور بر عهده گرفت.

02:17.880 --> 02:23.050
‫گنتوکو، کنگ مینگ را بسیار تحسین کرده
‫و با مهمان‌نوازی عالی با او رفتار می‌کند.

02:24.560 --> 02:29.060
‫حتی موقع خوردن و خوابیدن هم
‫ همیشه کنار مشاور کنگ‌مینگ هستش...

02:29.360 --> 02:34.730
‫مشاور؟! کوان په! من هیچ‌وقت اون
‫ مغزفندقی رو یه مشاور به حساب نمیارم!

02:35.170 --> 02:38.800
‫تمام مشاورها شبیه همدیگه‌ن... همه‌شون ضعیفن.

02:39.800 --> 02:43.310
‫ارباب‌مون زیادی تعریفشو می‌کنه؛
‫فک کنم اون پسرک جایگاهشو فراموش کرده!

02:43.680 --> 02:48.380
‫فکر می‌کنم ارباب الانم ما رو یادش رفته؛
‫همیشه باهمدیگه‌ن؛ خیلی رو اعصابه!

02:51.170 --> 02:56.500
‫جاسوس‌هامون گزارش دادن که سائو سائو
‫ یه دریاچه مصنوعی نزدیک پایتخت ساخته.

02:56.910 --> 03:02.240
‫سربازهاشو برای نبرد دریایی تعلیم می‌ده؛
‫مشخصه که می‌خواد به‌زودی از جنوب حمله کنه.

03:03.080 --> 03:08.320
‫بله؛ در چای سانگ، پایگاه دریاییِ سون‌کن وجود داره.

03:09.250 --> 03:14.620
‫اون‌ها برترین نیروی دریاییِ این پادشاهی‌ان؛
‫اگه با سون کن همکاری کنیم، می‌تونیم از جینگ‌ژو دفاع کنیم.

03:16.060 --> 03:17.430
‫ولی این استراتژی درستیه؟

03:18.230 --> 03:19.130
‫خوب بهش فکر کردم.

03:20.160 --> 03:22.830
‫ارباب، باید اول با تصرف جینگ‌ژو...

03:23.030 --> 03:23.870
‫گزارش می‌دم!

03:24.870 --> 03:29.670
‫یه پیام‌رسان از جینگ‌ژو می‌گه لیو بیائو
‫از شما می‌خواد باهاش ملاقات کنید.

03:31.210 --> 03:33.640
‫گمان می‌کنم به‌خاطر اینه که مریض شده...

03:34.840 --> 03:36.180
‫بذارید منم همراهتون بیام.

03:37.150 --> 03:42.130
‫«شهر جینگ‌ژو»

03:40.070 --> 03:44.870
‫از اون موقع، بدنم ضعیف و ضعیف‌تر شد؛
‫فکر نمی‌کنم عمر زیادی داشته باشم.

03:45.640 --> 03:52.480
‫چطور می‌تونید اینو بگید؟
‫هردو پسرتون هنوز بهتون نیاز دارن.

03:52.780 --> 03:55.550
‫برای همینه که می‌خوام باهات درمیونش بذارم.

03:56.000 --> 03:59.980
‫«فرماندار جینگ‌ژو ـ لیو بیائو»

03:56.250 --> 04:00.940
‫بزرگ‌ترین پسرم، لیو کی، می‌خواد از شهر جیانگ ژیا دفاع کنه.

04:01.790 --> 04:08.790
‫جیانگ ژیا شهر مهمیه؛ افرادتون مناسب نیستن؛
‫پس اگه لیو کی-دونو ازش محافظت کنه، جای نگرانی نیست.

04:08.990 --> 04:14.000
‫اگه گنتوکو-دونو اینطور می‌گه، نگران نیستم؛
‫درضمن یه‌چیز دیگه هم هست...

04:14.270 --> 04:15.970
‫لطفاً بهم بگید چیه.

04:16.300 --> 04:20.940
‫گنتوکو-دونو، بعد از مرگم،
‫مایلید که فرماندار جینگ‌ژو بشید؟

04:23.680 --> 04:25.280
‫چرا ناگهانی چنین چیزی می‌گید؟!

04:26.010 --> 04:30.380
‫مگه شما دو وارث: لیو کی-دونو و لیو سو-دونو رو ندارید؟!

04:31.420 --> 04:37.620
‫نه؛ هردوشون هنوز خیلی جوونن؛ برای فرمانداریِ
‫ یه منطقه‌ی مهم مثل جینگ‌ژو مناسب نیستن.

04:38.220 --> 04:43.400
‫پس من هم نمی‌تونم قولش رو بدم؛ به‌علاوه،
‫امکان نداره بتونم از پس چنین مسئولیتی بر بیام.

04:46.060 --> 04:51.370
‫اگه فقط بتونید این قول رو بهم بدید،
‫می‌تونم با آرامش جینگ‌ژو رو ترک کنم.

04:52.300 --> 04:55.010
‫در این‌صورت، اجازه بدید از مرز شمال‌غربی محافظت کنم.

05:01.280 --> 05:06.280
‫ارباب، چرا درخواست‌شون رو رد کردید؟
‫می‌تونست پیشرفت بزرگی در کنترل جینگ‌ژو باشه.

05:07.020 --> 05:09.990
‫اما لیو بیائو-دونو خیلی نسبت بهم بخشنده بوده.

05:10.690 --> 05:13.960
‫با این‌حال، این به معنای کنترل سرزمینش نیست!

05:15.490 --> 05:20.300
‫مشاورم، لیو بیائو-دونو بهم خیلی لطف داشته.

05:20.970 --> 05:24.970
‫اگه ازش سوءاستفاده کنم، کار اشتباهی می‌کنم.

05:26.600 --> 05:28.570
‫چه مرد شریفی!

05:29.770 --> 05:32.340
‫این شرافت در آینده براش دردسرساز می‌شه...

05:37.430 --> 05:41.340
‫ارباب دیگه از خط قرمز رد شده!
‫همیشه کنار اون «معشوقه»شه!

05:41.740 --> 05:45.110
‫درسته؛ افسران هم‌ترازمون هم چنین چیزی می‌گن.

05:46.440 --> 05:47.410
‫راجع بهش شنیدم.

05:47.810 --> 05:51.910
‫در این‌صورت، می‌ترسم این
‫ باعث ایجاد تفرقه بین افسرها بشه.

05:52.280 --> 05:55.050
‫برای حل مشکل باید چیکار کنیم؟

05:55.420 --> 06:00.820
‫هی، چو ئون! تظاهر نکن
‫ اتفاقی نیفتاده و یکم دست برسون!

06:01.920 --> 06:02.690
‫چی شده؟

06:02.760 --> 06:05.530
‫ببینا... خودت از همه آینده‌نگرتری!

06:05.730 --> 06:08.110
‫«چو ئون ـ زیلانگ»

06:05.860 --> 06:08.230
‫بله... خیلی ازتون ممنونم!

06:09.830 --> 06:12.830
‫هوی، آقای دیپلمات! چرا خودت با ارباب حرف نمی‌زنی؟

06:12.900 --> 06:17.970
‫مـ ـ منو می‌گید؟ مگه شما... برادر قسم‌خوردش نیستید؟

06:18.710 --> 06:23.750
‫تف توش! از وقتی اون یارو
‫کنگ‌مینگ اومده، رفتار همه تغییر کرده!

06:24.150 --> 06:25.950
‫به درک، گرفتم! داداش، بیا بریم!

06:27.250 --> 06:27.750
‫باشه!

06:30.820 --> 06:31.350
‫ارباب!

06:32.920 --> 06:34.520
‫چرا جفت‌تون اومدین اینجا؟

06:36.490 --> 06:37.830
‫اگه نمیومدی بهتر بود...

06:39.540 --> 06:43.350
‫راستش، فکر می‌کنم بیش از حد باهاش خوب رفتار می‌کنید...

06:43.720 --> 06:46.720
‫منظورتون مشاور... نه، کنگ‌مینگ‌ـه؟

06:47.090 --> 06:53.120
‫دقیقاً! بیش از حد لی‌لی به لالاش می‌‌ذاری!
‫جفت‌تون همیشه‌ی خدا باهمدیگه‌اید.

06:53.660 --> 06:56.960
‫اگه انقدر با کنگ‌مینگ خوبی،
‫نمی‌ترسی یه افسر ارشد ترکت کنه؟!

06:57.630 --> 06:59.230
‫فکر می‌کنم یه‌روز درک می‌کنی.

07:00.200 --> 07:04.440
‫با گرفتن خدمت کنگ‌مینگ،
‫مثل یه ماهی‌ام که توی آب رفته.

07:05.290 --> 07:06.250
‫تو یه ماهی‌ای؟

07:06.550 --> 07:07.590
‫و کنگ‌مینگ آبه؟

07:09.110 --> 07:11.040
‫هیچ‌کدومتون درست متوجه نمی‌شین!

07:11.610 --> 07:13.950
‫جواب نمی‌ده! بیا بریم، داداش!

07:19.550 --> 07:23.050
‫اگه بهش مریضی بگم، یکی از اون صعب‌العلاج‌هاست!

07:23.690 --> 07:24.620
‫درست مثل آب، ها؟

07:25.660 --> 07:26.590
‫بیشتر شبیه آب دماغ.

07:36.170 --> 07:39.070
‫ببینش! کاری می‌کنم رنگ واقعی‌شو نشون بده!

07:45.240 --> 07:52.120
‫در همین حال، کاکو جون با 100,000 سرباز خود
‫ به مرز جینگ‌ژو رسیده بود.

07:52.680 --> 07:56.490
‫در‌حال‌حاضر، روحیه‌ی آنها بسیار بالا است.

08:01.730 --> 08:04.560
‫«ژنرال کاکو جون»

08:01.930 --> 08:03.630
‫اسم این مکان چیه؟

08:05.200 --> 08:10.670
‫اون تپه «یو» نام داره و اسم جنگل سمت
‫ چپش «آن»ـه. به‌طور کلی صخره بوانگ نامیده می‌شه.

08:11.140 --> 08:12.870
‫پس شین‌یه نباید خیلی دور باشه...

08:14.640 --> 08:19.780
‫کنگ‌مینگ، ای ملعون! می‌تونی تاکتیکی
‫سرهم کنی تا با لشکر مقابله کنی؟

08:22.080 --> 08:26.080
‫ژنرالِ سائو سائو، کاکو جون همراه با 100,000 سرباز اومده.

08:26.850 --> 08:30.420
‫الاناست که به شهر شین‌یه برسه؛ استراتژی خوبی ندارید؟

08:30.860 --> 08:32.260
‫پس اون «عشق»تون کجاست؟

08:32.790 --> 08:35.190
‫چرا به «آب»ت نمی‌گی حل‌وفصلش کنه؟!

08:35.960 --> 08:38.700
‫چرا شما انقدر سنگدل شدین؟!

08:39.530 --> 08:43.300
‫همه باید کنار هم با دشمن مقابله کنیم؛
‫سریعاً برای جنگ آماده بشین!

08:46.970 --> 08:49.070
‫بیا ببینیم تاکتیکِ این آقای آب چقدر خوبه!

08:49.870 --> 08:54.980
‫وقتی حرف مبارزه باشه، قطعاً دنبال ما می‌گرده؛
‫ چه کاری از دست اون مغزفندقی برمیاد؟

09:01.520 --> 09:03.560
‫کنگ‌مینگ، نقشه‌ای داری؟

09:04.560 --> 09:09.030
‫ژنرال دشمن، کاکو جون، با اینکه
‫ شجاع و قدرتمنده، استراتژیستِ خوبی نداره.

09:09.860 --> 09:13.800
‫بنابراین، با وجود اینکه 100,000 نیرو دارن،
‫نیازی به نگرانی نیست.

09:14.300 --> 09:17.170
‫هرچند، درباره ارتش خودمون تردیدهایی دارم...

09:17.400 --> 09:18.240
‫ارتش خودمون؟

09:18.900 --> 09:23.940
‫متأسفانه فکر می‌کنم ژنرال کوان و
‫ژنرال چو فی از دستوراتم پیروی نمی‌کنن.

09:24.140 --> 09:27.850
‫در این‌صورت، استراتژیِ خوبم بی‌‌فایده‌ست.

09:29.180 --> 09:32.680
‫نمی‌دونم چطوری درستش کنم؛ خودت ایده‌ای نداری؟

09:33.080 --> 09:35.720
‫لطفاً شمشیرتون رو بهم بدید.

09:36.190 --> 09:37.120
‫شمشیرم؟

09:38.190 --> 09:38.720
‫بله.

09:44.100 --> 09:48.730
‫الان ارتش سائو سائو در مرز هستش؛
‫هرلحظه ممکنه برسن و حمله کنن.

09:49.400 --> 09:55.610
‫ما 5,000 مرد داریم؛ برای مواجهه باهاشون،
‫ نیاز به استراتژی خوبی داریم.

09:56.410 --> 09:57.840
‫کنگ‌مینگ، می‌سپارمش به خودت.

09:58.380 --> 09:58.880
‫ممنونم.

09:59.640 --> 10:03.780
‫این نبرد به این وابسته‌ست که چطور شما
‫و ژنرال‌هاتون باهم همکاری می‌کنید.

10:04.720 --> 10:07.390
‫من از زمین علیه دشمن استفاده می‌کنم.

10:08.590 --> 10:11.590
‫دشمن حتماً اطراف اینجا، در یوانگ اردو زده.

10:12.460 --> 10:15.190
‫و فکر می‌کنی دشمن نمی‌دونه
‫که موقعیت‌شون رو فهمیدی؟

10:16.330 --> 10:19.600
‫بعد از نیروی پیشتاز، ارتش اصلی
‫با نیروهای حامل آذوقه میاد.

10:20.400 --> 10:23.070
‫ژنرال کوان یه گردان سواره‌نظام رو
‫ در تپه‌ی یو در کمین می‌ذاره.

10:23.670 --> 10:26.570
‫این در سکوت اجازه می‌ده پیشتازهای کاکو جون عبور کنن.

10:27.170 --> 10:28.940
‫باید بذارم دشمن عبور کنه؟

10:29.710 --> 10:33.580
‫به‌علاوه، مشاور، کاکو جون ممکنه
‫شخصاً فرمانده‌ی نیروهای پیشتاز نباشه.

10:34.480 --> 10:39.350
‫اون قطعاً نیروهای پیشتاز رو فرماندهی می‌کنه؛
‫کاکو جون همچین مردی‌ـه.

10:40.090 --> 10:43.890
‫کوان-دونو، قبل از حمله باید منتظر ارتش اصلی بمونید.

10:44.960 --> 10:50.830
‫بعدش، ژنرال چو ئون و ارباب می‌تونن
‫ از جلوی تپه‌ی یو به ارتش کاکو جون حمله کنن.

10:51.300 --> 10:53.600
‫باشه! مطمئن می‌شم کاملاً نابود بشن.

10:54.230 --> 10:57.670
‫برای برنده‌شدن نمی‌جنگید؛
‫باید تظاهر به شکست کرده و عقب‌نشینی کنید.

10:58.170 --> 10:59.740
‫ما هیچ‌وقت فرار نمی‌کنیم!

11:00.510 --> 11:04.240
‫اینطوری می‌تونیم یه دام برای دشمن
‫ پهن کنیم؛ لطفاً اینو فراموش نکنید!

11:04.940 --> 11:07.210
‫بعد از اون، کوان په، دو ارتش رو رهبری می‌کنه...

11:08.450 --> 11:12.150
‫ارتش‌ها رو در این نقاط بذارید و
‫ وقتی در دام افتادن، بسوزونیدشون.

11:13.250 --> 11:16.550
‫تاکتیک آتیش، ها؟ خیلی جالبه.

11:17.620 --> 11:21.730
‫ژنرال چو فی باید نیروهاشو
‫ در این قسمتِ جنگل مخفی کنه.

11:22.560 --> 11:24.000
‫باید گردانِ درحال فرار رو تعقیب کنید.

11:24.330 --> 11:27.000
‫این در صورتیه که تمام نقشه درست پیش بره.

11:27.670 --> 11:31.170
‫و جنابعالی قراره کجاش بجنگی؟

11:31.570 --> 11:33.740
‫من از شهر شین‌یه محافظت می‌کنم.

11:36.570 --> 11:40.950
‫همه شنیدین، ایهالناس؟! مگه نباید حتی
‫ وسط جنگ هم کنار ارباب‌مون باشی؟!

11:41.310 --> 11:45.780
‫حالا از ترس مثل موش خودتو توی قلعه
‫ قایم می‌کنی؟! به این می‌گی نقشه‌ی خوب؟!

11:46.150 --> 11:49.790
‫نه! فقط می‌خوای همه‌مون توی میدون جنگ بمیریم!

11:50.060 --> 11:50.660
‫سکوت کن!

11:51.020 --> 11:53.730
‫فکر کردی ساکت می‌شم؟! ای مشاور شارلاتان!

11:54.330 --> 11:57.030
‫مجازات هرکس که از دستورم سرپیچی کنه... مرگه!

11:57.460 --> 12:01.800
‫بیا ببینم! فکر می‌کنی می‌تونی چو فیِ کبیر رو بکشی؟! امتحان کن!

12:02.370 --> 12:05.040
‫این شمشیر چه چیزی رو تجسم می‌کنه؟

12:05.140 --> 12:05.870
‫چی؟!

12:07.340 --> 12:10.380
‫چو فی! بس کن! اون شمشیرِ ارباب‌ـه.

12:10.710 --> 12:12.240
‫می‌خوای از دستور ارباب سرپیچی کنی؟

12:13.710 --> 12:16.650
‫بیا با این نقشه پیش بریم و ببینیم چقدر خوبه.

12:17.850 --> 12:21.150
‫اگه جواب نده، دیگه از دستورات
‫ اون دهاتی پیروی نمی‌کنیم!

12:26.540 --> 12:28.790
‫«شهر شین‌یه»

12:41.510 --> 12:42.660
‫دیگه وقتشه...

12:42.960 --> 12:48.400
‫پس... ضیافتی رو برای جشن پیروزی‌مون آماده می‌کنم.

12:51.130 --> 12:56.670
‫چطور انقدر اعتمادبه‌نفس داره؟
‫واقعاً می‌تونم به اون مرد اعتماد کنم؟

12:59.440 --> 13:06.980
‫دقیقاً همانطور که کنگ‌مینگ پیش‌بینی کرده بود، دشمن درحال‌حاضر
‫ در تپه پوانگ بوده و منتظر شب بود تا به شین‌یه حمله کند.

13:07.850 --> 13:11.120
‫کسی که ارتش پیشتاز را فرماندهی می‌کند
‫ خود ژنرال کاکو جون است.

13:11.850 --> 13:16.830
‫«ژنرال لی تن»

13:11.850 --> 13:16.830
‫«ژنرال یو جین»

13:12.220 --> 13:17.530
‫ارتش اصلی به رهبری ژنرال یو جین
‫ و ژنرال لی تن پشت‌سر او بودند.

13:18.430 --> 13:23.970
‫ژنرال کاکو جون مصمم است که
‫ ارتش گنتوکو را به‌طور کامل از بین ببرد.

13:30.070 --> 13:33.280
‫«تپه‌ی یو ـ موقعیت ارتش کوان»

13:34.080 --> 13:35.880
‫رهبر ارتش پیشتاز، کاکو جون هستش.

13:37.380 --> 13:38.780
‫کنگ‌مینگ درست حدس زد...

13:39.180 --> 13:42.250
‫به ارتش پیشتاز حمله کنیم و سر رهبرشون رو بگیریم؟

13:42.520 --> 13:46.720
‫می‌ذاریم نیروی پیشتاز عبور کنه و منتظر ارتش اصلی می‌مونیم.

13:47.290 --> 13:51.690
‫درسته که می‌خوای خدمتی کنی،
‫ولی دستور، دستوره؛ نمی‌تونیم سرپیچی کنیم.

13:58.470 --> 13:59.170
‫دشمنن!

13:59.970 --> 14:01.540
‫چی؟ به اون کوچیکی؟!

14:02.970 --> 14:08.210
‫این همون ارتش کنگ‌منگ، کسیه که جوشو انقدر
‫تحسینش می‌کرد؟ یه شوخی مسخره‌ست!

14:08.480 --> 14:09.780
‫حمله!

14:15.550 --> 14:18.420
‫دارن میان! به پیش!

14:30.170 --> 14:34.170
‫پس تو کاکو جون هستی؟! ای خائن! باهام بجنگ!

14:35.440 --> 14:38.610
‫پس تو همون نیزه‌دار، چو ئون هستی! بیا جلو!

14:40.810 --> 14:42.480
‫وایسا! تقریباً یادم رفت!

14:48.680 --> 14:49.500
‫گول خورد!

14:50.390 --> 14:53.760
‫وایسا، ترسو! جرئت داری فرار کنی؟!

15:03.500 --> 15:04.370
‫یه کمین‌ـه!

15:04.870 --> 15:08.900
‫این کمین با تعداد کم، جلوی ارتشم
‫ چیزی نیست! حمله کنید!

15:11.970 --> 15:14.210
‫همه با علامت من عقب‌نشینی کنن!

15:14.380 --> 15:15.380
‫حمله!

15:45.570 --> 15:46.740
‫لیو بی گنتوکو!

15:49.610 --> 15:50.680
‫عقب‌نشینی!

15:56.380 --> 15:58.320
‫گنتوکو حتماً داره از ترس فرار می‌کنه.

15:58.520 --> 16:02.420
‫خیلی‌خب! شین‌یه ازآنِ ماست! هجوم ببرید!

16:11.970 --> 16:14.700
‫چرا نمی‌تونیم هیچ اثری از دشمن ببینیم؟!

16:16.000 --> 16:18.710
‫خیلی سریع تونستن فرار کنن!

16:20.640 --> 16:21.680
‫ژنرال!

16:22.280 --> 16:23.780
‫یو جین، چی شده؟!

16:24.350 --> 16:28.720
‫این درّه باریکه؛ می‌ترسم از آتیش
‫ استفاده کنن؛ امیدوارم مراقب باشید.

16:29.280 --> 16:29.950
‫چی؟!

16:30.090 --> 16:35.920
‫کنگ‌مینگ توی استفاده از تاکتیک‌های محیطی به‌نفع خودش متخصصه.

16:36.620 --> 16:39.030
‫بنابراین، می‌ترسم که دامی رو اینجا پهن کرده باشه.

16:39.290 --> 16:43.670
‫درباره چی حرف می‌زنی، یو جین؟!
‫کنگ‌مینگ که ترسی نداره!

16:49.900 --> 16:50.770
‫اون بوی چیه؟!

16:54.040 --> 16:54.740
‫وای نه!

16:58.010 --> 16:59.750
‫دشمن واقعاً از آتیش استفاده کرد!

17:00.220 --> 17:01.650
‫جزغاله می‌شیم!

17:02.780 --> 17:03.820
‫عقب‌نشینی!

17:20.000 --> 17:22.400
‫به ارتش درحال فرار حمله کنید! حالا!

18:00.980 --> 18:01.610
‫حمله آتشین!

18:02.540 --> 18:06.250
‫حمله آتشین کار کرد! حرف کنگ‌مینگ درست از آب دراومد!

18:06.720 --> 18:08.780
‫خیلی‌خب! حمله!

18:10.790 --> 18:11.920
‫یه کمین!

18:14.620 --> 18:19.130
‫من کوان یونچانگ هستم! حالا جونتون رو تسلیم کنید!

18:32.310 --> 18:35.810
‫کنگ‌مینگ معرکه‌ست! استراتژیت الهی‌ـه!

18:56.500 --> 18:58.530
‫اشکالی نداره، ژنرال چو فی؟

18:59.200 --> 19:02.880
‫«جنگل آن ـ موقعیت ارتش چو فی»

18:59.530 --> 19:01.940
‫تپه یو، با آتیش پر شده ها.

19:02.240 --> 19:04.940
‫اسکل! معلومه که وسط جنگ آتیش به‌پا می‌شه!

19:05.240 --> 19:07.780
‫ولی خیلی زیاده ها! می‌تونیم ببریم؟

19:08.310 --> 19:13.520
‫همین‌طوری 5,000تا سرباز داریم که اونم به
‫ چهار پنج قسمت کردن؛ چطوری قراره ببریم؟!

19:13.780 --> 19:15.020
‫لعنت بهت، کنگ‌مینگ!

19:15.320 --> 19:19.990
‫ولی مشاور کنگ‌مینگ گفت ارتش فراری
‫ از این جنگل آن رد می‌شه.

19:20.590 --> 19:22.560
‫بعد باید تک‌تک‌شون رو نابود کنیم.

19:22.620 --> 19:24.130
‫آخه چطوری ممکنه؟

19:24.390 --> 19:29.230
‫کوهستان خیلی بزرگه، چطوری
‫ قراره دقیقاً از اینجا... ها؟!

19:33.670 --> 19:34.400
‫اومدن!

19:37.840 --> 19:39.340
‫دشمن اینجاست! بریم!

19:45.880 --> 19:49.580
‫همونجا استپ کنین! منتظرتون بودیم!

19:49.820 --> 19:53.360
‫خیلی‌خب! بذارید چو فی-ساما روح‌هاتون رو برداشت کنه!

19:53.960 --> 19:54.890
‫چو فی؟!

19:54.960 --> 19:56.730
‫خبر بدی‌ـه! الفرار!

19:56.860 --> 20:00.430
‫نذارین فرار کنن! سر کاکو جون مال خودمه!

20:09.200 --> 20:11.940
‫مشاور کنگ‌مینگ واقعاً حرف حساب می‌زدی!

20:18.350 --> 20:21.920
‫اردوگاه دشمن خالیه! بیاید آذوقه‌شون رو بگیریم!

20:33.700 --> 20:36.000
‫نبرد فقط در یک شب به پایان رسید.

20:36.670 --> 20:41.040
‫اکثر نیروهای سائو سائو کشته شدند
‫ و تلفات آنها به ده‌ها هزار نفر می‌رسید.

20:41.940 --> 20:47.480
‫کاکو جون توسط استراتژی کنگ‌مینگ، به سختی
‫ شکست خورد و با تلاش بسیار، موفق به فرار شد.

20:51.380 --> 20:54.080
‫چو فی، ما اشتباه می‌کردیم...

20:54.520 --> 20:57.690
‫آره؛ خیلی حس خجالت دارم.

21:13.340 --> 21:16.340
‫مشاور، ارتش‌مون پیروز شد!

21:16.670 --> 21:19.940
‫این همه‌ش به لطف استراتژی الهیِ شماست.

21:20.210 --> 21:24.450
‫نه؛ به‌خاطر قدرت هردوی شما بود؛ عالی بود.

21:24.610 --> 21:25.380
‫ممنون!

21:26.280 --> 21:27.220
‫کارتون عالی بود!

21:33.220 --> 21:34.190
‫پدر!

21:34.690 --> 21:37.190
‫تونستیم آذوقه دشمن رو مال خودمون کنیم!

21:41.900 --> 21:46.630
‫ایول! اون برای 5,000 سربازمون زیادی هم هست!

21:47.140 --> 21:52.270
‫کوان په، این جزو دستور مشاور نبود!
‫چرا سرخود انجامش دادی؟

21:52.440 --> 21:56.080
‫ولی... مگه خوب نیست؟ یه‌عالمه غذاست!

21:56.750 --> 22:00.650
‫استفاده از فرصت هم یه استراتژیِ خوبه؛ کارت خوب بود.

22:03.150 --> 22:06.590
‫نظاره کن! دیدگاه قدیمی‌ت دیگه بدرد نمی‌خوره!

22:08.120 --> 22:11.690
‫این اولین پیروزیِ کنگ‌مینگ بود.

22:12.230 --> 22:19.930
‫اما کنگ‌مینگ هنوز با دو مشاور با تجربه‌ی سائو سائو،
‫ته ایکو و جون ایکو، روبرو نشده بود.

22:20.600 --> 22:31.810
‫آیا کنگ‌مینگ می‌تواند علیه 500,000 نیروی نخبه‌ی سائو سائو،
‫ تنها با استفاده از 5,000 مرد نقشه‌ای بکشد؟

22:32.550 --> 22:39.650
‫عصر جدیدی با مبارزه برای حاکمیت
‫ در چین، به‌عنوان مبارزه‌ی نوابغ آغاز شده است.

22:39.674 --> 23:09.674
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

23:09.698 --> 24:09.698
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.