WEBVTT

00:00:00.940 --> 00:00:02.946
‫<i>‫آنچه در «آناتومی گری» گذشت...</i>

00:00:02.947 --> 00:00:06.872
‫من با کسی ازدواج کردم
‫که تا سر حد مرگ کتکم می‌زد.

00:00:06.873 --> 00:00:08.340
‫- هر جا می‌ری همین کار رو می‌کنی؟
‫- چه کاری؟

00:00:08.341 --> 00:00:09.608
‫همه رو علیه خودت می‌کنی.

00:00:09.609 --> 00:00:11.977
‫واقعاً اجازه می‌ده بدون هیچ کمکی
‫جراحی کامل انجام بدین؟

00:00:11.978 --> 00:00:15.347
‫رزیدنت برای بیمار خودش
‫می‌شه جراح اصلی؛ «از اول تا آخر».

00:00:15.348 --> 00:00:17.449
‫من چکار کردم؟
‫آیا من اون پسر بچه رو کشتم؟

00:00:17.450 --> 00:00:20.119
‫تو پزشک معالجی!
‫این ضایعهٔ تو هستش.

00:00:20.120 --> 00:00:22.121
‫اگر بخوای می‌تونی اینجا
‫دوست‌هایی داشته باشی.

00:00:22.122 --> 00:00:23.355
‫بیلی، این زن کیه؟

00:00:23.356 --> 00:00:25.224
‫من این رو حمایت نمی‌کنم.

00:00:25.225 --> 00:00:26.458
‫پس دیگه اتاق عمل نداری.

00:00:26.459 --> 00:00:30.531
‫تو تعلیق می‌شی...
‫بلافاصله و از همین حالا.

00:00:31.662 --> 00:00:33.854
‫<font color="#00ff00"><i>‫من توی گردهمایی‌ها شرکت نمی‌کنم.</i></font>

00:00:33.855 --> 00:00:35.923
‫<font color="#00ff00"><i>‫مثل گردهمایی‌های دبیرستان،
‫دانشگاه، ‫دانشکدهٔ پزشکی...</i></font>

00:00:35.924 --> 00:00:37.755
‫الکس، فقط پنج دقیقه وقت داری.
‫واقعاً می‌گم.

00:00:37.756 --> 00:00:39.157
‫می‌دونم.

00:00:39.158 --> 00:00:41.695
‫نمی‌تونم امروز دیر کنم.
‫امروز صبح دو تا مشاوره دارم.

00:00:41.696 --> 00:00:44.031
‫کلی جوراب‌های کوچولو-موچولو.

00:00:44.032 --> 00:00:46.267
‫منم نمی‌تونم دیر کنم.
‫امروز روز اول برگشتنمه.

00:00:46.268 --> 00:00:48.769
‫و هیچ‌کدوم هم با هم جفت نیستن. چرا؟

00:00:48.770 --> 00:00:50.971
‫<font color="#00ff00"><i>‫نیاز ندارم با کسانی که
‫‫به زحمت به یاد میارمشون</i></font>

00:00:50.972 --> 00:00:53.307
‫<font color="#00ff00"><i>‫به مکالمات سطحی مشغول بشم.</i></font>

00:00:53.308 --> 00:00:55.176
‫مردیت. مردیت!

00:00:55.177 --> 00:00:56.377
‫- چیه؟
‫- فقط...

00:00:56.378 --> 00:00:59.213
‫- باید نهارم رو بردارم.
‫- ببخشید، برو.

00:00:59.214 --> 00:01:02.817
‫می‌دونی، شاید اصلاً فردا بتونم
‫من غذات رو برات آماده کنم.

00:01:02.818 --> 00:01:05.286
‫تا درک کنم که کلی وقت داشتن یعنی چی!

00:01:05.287 --> 00:01:07.888
‫بهت گفتم به این مثل تعطیلات نگاه کن.

00:01:07.889 --> 00:01:10.725
‫این‌ها همه اشتباه تا شدن.

00:01:10.726 --> 00:01:13.012
‫تعطیلات یا زندان؟

00:01:14.129 --> 00:01:17.344
‫ببخشید.
‫واسهٔ گفتنش خیلی زوده؟

00:01:17.833 --> 00:01:19.167
‫حق نداری وقتی شب رو توی تخت من

00:01:19.168 --> 00:01:20.801
‫خوب خوابیدی ادای خسته‌ها رو دربیاری.

00:01:20.802 --> 00:01:21.969
‫خودت مجبورم کردی اتاق رو بگیرم.

00:01:21.970 --> 00:01:23.704
‫آره، فکر کردم فقط
‫یک شب می‌خوای بمونی.

00:01:23.705 --> 00:01:26.006
‫- فکر نمی‌کردم می‌خوای نقل مکان کنی.
‫- نقل مکان نکردم.

00:01:26.007 --> 00:01:27.443
‫من اینجا موندگار نیستم.
‫فقط موقتاً چند روز.

00:01:27.444 --> 00:01:29.510
‫نخیر. موقتاً آدم می‌ره روی کاناپه.
‫برای موندگار بودنه که می‌ره روی تخت.

00:01:29.511 --> 00:01:30.578
‫تو اینجا موندگار شدی.

00:01:30.579 --> 00:01:32.313
‫منم که موقتاً روی کاناپه می‌خوابم
‫و خیلی مزخرفه.

00:01:32.314 --> 00:01:34.415
‫چون با یک «چیریو»
‫روی صورتم از خواب بیدار شدم.
‫<font color="#ff3333">‫(از غلات صبحانه.)</font>

00:01:34.416 --> 00:01:37.585
‫می‌تونی تخت من رو بگیری چون دیگه
‫از فرط حوصله سر‌رفتن می‌میرم.

00:01:37.586 --> 00:01:38.693
‫ممکنه اتفاق بیوفته؟

00:01:38.694 --> 00:01:41.321
‫آیا می‌تونه هیپوتالاموس دور خودش بپیچه

00:01:41.322 --> 00:01:43.357
‫و بخاطر نبود تحریک از کار بیوفته؟

00:01:43.358 --> 00:01:45.426
‫نه. یعنی، از نظر فنی، بله.

00:01:45.427 --> 00:01:48.195
‫راستی اون چطور می‌تونه تعلیقت کنه؟
‫مگه بیمارستان مال تو نیست؟

00:01:48.196 --> 00:01:50.197
‫می‌تونه. آیین‌نامه رو چک کردم.

00:01:50.198 --> 00:01:53.868
‫همینطور چک‌ها و موجودی‌ها...
‫از حوصله سر‌رفتن کارم به اینجاها رسیده!

00:01:53.869 --> 00:01:55.102
‫الکس. ماشین.
‫همین الان.

00:01:55.103 --> 00:01:57.671
‫- من تختم رو می‌خوام.
‫- من اینجا زندگی نمی‌کنم.

00:01:57.672 --> 00:02:01.308
<font color="#00ff00">‫<i>‫من اگر بخوام کسی توی زندگیم باشه،
‫‫اون رو توی زندگیم نگه می‌دارم.</i></font>

00:02:01.309 --> 00:02:03.710
‫گروه دوباره دور هم جمع شدن.

00:02:03.912 --> 00:02:08.255
<font color="#00ff00">‫<i>‫یا شایدم مشکل اینه که بلد نیستم
‫‫چطور از شرّشون خلاص بشم.</i></font>

00:02:14.756 --> 00:02:16.900
‫کسی نظری نداره؟

00:02:18.260 --> 00:02:20.404
‫این یک کلیه‌ست.

00:02:21.863 --> 00:02:23.464
‫و اینجا؟

00:02:23.465 --> 00:02:26.034
‫این یک کلیهٔ خیلی خرابه.

00:02:26.035 --> 00:02:27.778
‫صبر کن.

00:02:27.779 --> 00:02:29.437
‫آیا قراره ما پیوند کلیه انجام بدیم؟

00:02:29.438 --> 00:02:32.867
‫از نظر فنی، یک عمل بازیابی و پیوند کلیه.

00:02:33.475 --> 00:02:38.618
‫خب، کی فکر می‌کنه آماده‌ست
‫که به عنوان جراح اصلی عمل کنه؟

00:02:40.282 --> 00:02:42.216
‫من آماده نیستم.

00:02:42.217 --> 00:02:44.361
‫این جواب صحیحه.

00:02:44.974 --> 00:02:46.653
‫واقعاً؟

00:02:46.654 --> 00:02:49.557
‫خیلی خب. عالیه.
‫من آماده نیستم.

00:02:49.558 --> 00:02:51.725
‫دستت رو بنداز پایین انترن.

00:02:51.726 --> 00:02:55.229
‫هیچ‌کدومتون آماده نیستید، اما آماده‌اید که
‫هر اندازه‌ای که می‌تونید رو

00:02:55.230 --> 00:02:58.299
‫تحت نظارت بسیار نزدیک
‫یک پزشک معالج انجام بدین.

00:02:58.300 --> 00:03:00.801
‫دائم حواستون باشه که هر موقع
‫احتیاج داشتید کنار بکشید

00:03:00.802 --> 00:03:03.304
‫که خود این نشون می‌ده چقدر
‫با آماده شدن فاصله دارید.

00:03:03.305 --> 00:03:07.074
‫اهدا کننده در اتاق عمل شمارهٔ ۲
‫و تحت نظارت دکتر وبر خواهد بود.

00:03:07.075 --> 00:03:09.577
‫وارن شما با دستیاری «کراس»
‫اونجا خواهید بود.

00:03:09.578 --> 00:03:11.579
‫- بله!
‫- ممنونم دکتر مینیک.

00:03:11.580 --> 00:03:13.580
‫نه.

00:03:14.316 --> 00:03:16.750
‫ادواردز و ویلسون،
‫شما توی اتاق عمل ۳ خواهید بود

00:03:16.751 --> 00:03:18.319
‫و با دکترکرو روی پسر بچه کار می‌کنید.

00:03:18.320 --> 00:03:20.120
‫- پسر بچه؟
‫- بله.

00:03:20.121 --> 00:03:22.189
‫دریافت‌کننده یک پسر ۱۶ ساله با

00:03:22.190 --> 00:03:24.925
‫نارسایی مزمن کلیوی ناشی از
‫نفریت اینترستیشیال هستش.

00:03:24.926 --> 00:03:26.827
‫اون تا زمانی که منتظر اهدا کننده بوده

00:03:26.828 --> 00:03:28.863
‫هفته‌ای سه بار دیالیز نیاز داشته
‫و اخیراً هم آخرین

00:03:28.864 --> 00:03:30.865
‫محل دسترسی‌اش رو از دست داده و
‫واسهٔ همین دیگه وقتشه.

00:03:30.866 --> 00:03:32.700
‫اهدا کننده...

00:03:32.701 --> 00:03:33.968
‫مامان پسره‌ست.

00:03:33.969 --> 00:03:36.437
‫اون یکی از کلیه‌هاش رو داره به اون می‌ده.

00:03:36.438 --> 00:03:39.373
‫عمل برداشت عضو
‫توسط دکتر وارن...

00:03:39.374 --> 00:03:41.275
‫این یه بچه‌ست.
‫تو مشکلی نداره؟

00:03:41.276 --> 00:03:44.378
‫چرا، ولی انتخابی هم ندارم، مگه نه؟

00:03:44.379 --> 00:03:46.514
‫کرو هم هست.
‫تو مشکلی نداری؟

00:03:46.515 --> 00:03:48.515
‫مشکلی ندارم.

00:03:53.355 --> 00:03:55.322
‫خوش‌اومدی کرو.

00:03:55.323 --> 00:03:57.291
‫بالاخره دوباره اسمم توی
‫برنامهٔ جراحی‌ها ظاهر شد

00:03:57.292 --> 00:03:58.692
‫اما حتی اجازه ندارم کاری انجام بدم.

00:03:58.693 --> 00:04:00.961
‫آره، به «مرحلهٔ دوم» خوش‌اومدی.
‫<font color="#ff3333">‫(اشاره به مرحلهٔ دوم برنامهٔ آموزشی مینیک.)</font>

00:04:00.962 --> 00:04:03.330
‫بیمار رو آماده کنیم و آزمایش انجام بدیم؟

00:04:03.331 --> 00:04:05.366
‫این بیگاری مال رزیدنت‌هاست.
‫مزخرفه.

00:04:05.367 --> 00:04:09.136
‫خبر خوب اینه که من
‫در کنارت خواهم بود.

00:04:09.137 --> 00:04:12.066
‫درسته، حق با توئه، مزخرفه.

00:04:13.408 --> 00:04:16.377
‫حالا کلیهٔ من چند سال اون تو دووم میاره؟

00:04:16.378 --> 00:04:18.047
‫بایستی تا ۱۵ سال دووم بیاره.

00:04:18.048 --> 00:04:20.814
‫پس، کل دوران کالج رو پوشش می‌ده.

00:04:20.815 --> 00:04:23.250
‫عالیه. این کلیه درست مثل یک
‫فرشتهٔ نگهبان خواهد بود.

00:04:23.251 --> 00:04:25.052
‫- همیشه حواسم بهت خواهد بود...
‫- مامان!

00:04:25.053 --> 00:04:27.354
‫درست مثل وجدانت...
‫توی گوشت زمزمه می‌کنم که

00:04:27.355 --> 00:04:29.020
‫«کریستوفر، تکالیفت رو انجام بده.»

00:04:29.021 --> 00:04:30.524
‫«کریستوفر، ملافه‌هات رو عوض کن.»

00:04:30.525 --> 00:04:32.426
‫«کریستوفر، یایگرمیستر رو بذار زمین.»
‫<font color="#ff3333">‫(نوعی مشروب آلمانی.)</font>

00:04:32.427 --> 00:04:34.562
‫باید حرفش رو قطع کنید.
‫اون ول نمی‌کنه.

00:04:34.563 --> 00:04:36.397
‫اینجا مسؤلیت با من نیست.
‫اون‌ها مسؤلن.

00:04:36.398 --> 00:04:37.865
‫اگر سؤال دیگه‌ای ندارید

00:04:37.866 --> 00:04:39.934
‫من و دکتر ادواردز شما رو
‫توی اتاق عمل خواهیم دید.

00:04:39.935 --> 00:04:42.503
‫فقط یه چیزی...
‫به پسرم بگید این اجباریه که

00:04:42.504 --> 00:04:46.173
‫قبل از اینکه مادرش به خاطر اون بره
‫زیر تیغ جراحی، مادرش رو ببوسه.

00:04:46.174 --> 00:04:47.708
‫- بس کن!
‫- این اجباریه رفیق.

00:04:47.709 --> 00:04:48.776
‫ممنونم.

00:04:48.777 --> 00:04:50.711
‫دکتر کرو و دکتر وبر
‫تا یک دقیقه دیگه میان

00:04:50.712 --> 00:04:52.046
‫تا برای جراحی آماده‌تون کنن.

00:04:52.047 --> 00:04:53.982
‫- ممنون.
‫- ممنونم.

00:04:53.983 --> 00:04:55.079
‫ممنون.

00:04:55.080 --> 00:04:57.618
‫خوب بود، ولی از اینکه پزشک
‫اصلی باشید ترس نداشته باشید.

00:04:57.619 --> 00:05:00.277
‫پذیرای اون باشید.
‫نظرتون رو اظهار کنید.

00:05:05.794 --> 00:05:07.795
‫ریگز مشاورهٔ قلبی برای تخت ۵
‫رو داره تموم می‌کنه

00:05:07.796 --> 00:05:10.082
‫اما فکر می‌کنم...

00:05:10.398 --> 00:05:12.766
‫آزارم می‌دن... اون‌ها... اون‌ها آزارم می‌دن.

00:05:12.767 --> 00:05:14.535
‫خانم، می‌تونم کمکتون کنم؟

00:05:14.536 --> 00:05:16.536
‫نه. کمک نه.

00:05:16.605 --> 00:05:17.771
‫اون بیرون هیچ کمکی نیست.

00:05:17.772 --> 00:05:21.518
‫اون‌ها... اون‌ها میان و می‌رن و زور می‌گن.

00:05:21.519 --> 00:05:23.243
‫چه کسی...

00:05:23.244 --> 00:05:24.979
‫- من، من...
‫- کمک نه.

00:05:24.980 --> 00:05:27.148
‫آیا به چیزی احتیاج دارید خانم؟

00:05:27.149 --> 00:05:28.816
‫خانم، شما نمی‌تونید برید اون پشت.

00:05:28.817 --> 00:05:30.985
‫- مارها...
‫- شاید بهتر باشه نگهبان رو خبر کنی.

00:05:30.986 --> 00:05:33.053
‫این... اینجا هیچ ماری نیست.

00:05:33.054 --> 00:05:34.269
‫- اینجا هیچ... اینجا هیچ ماری...
‫- خیلی خب.

00:05:34.270 --> 00:05:35.823
‫- ما شما رو به کسی می‌سپریم.
‫- شما این کار رو کردین؟

00:05:35.824 --> 00:05:37.222
‫آیا شما کردین؟

00:05:37.223 --> 00:05:39.795
‫آیا شما... آیا شما...

00:05:41.596 --> 00:05:44.164
‫نه. اسم پسر من «کریس» هستش.
‫«کریس دنیلز».

00:05:44.165 --> 00:05:46.000
‫اون امروز جراحی داره
‫تا یه کلیهٔ جدید بگیره.

00:05:46.001 --> 00:05:47.668
‫- بذارید ببینم می‌تونم اتاقش رو پیدا کنم.
‫- ممنونم.

00:05:47.669 --> 00:05:48.736
‫سلام. من دکتر ویلسون هستم.

00:05:48.737 --> 00:05:49.970
‫یکی از پزشک‌های کریس هستم.

00:05:49.971 --> 00:05:51.038
‫سلام.

00:05:51.039 --> 00:05:53.841
‫توی راه اینجا به ترافیک سنگینی خوردم و...

00:05:53.842 --> 00:05:55.676
‫هنوز که زیر عمل نرفته؟

00:05:55.677 --> 00:05:58.846
‫اگر رفته باشه که یعنی من دیرم شده
‫چون من جراحشم.

00:05:58.847 --> 00:06:00.180
‫خوبه. بسیار خب.

00:06:00.181 --> 00:06:01.615
‫پس دیر که نرسیدم؟

00:06:01.616 --> 00:06:03.517
‫نه، دیر نرسیدید.
‫می‌تونم شما رو ببرم پیشش.

00:06:03.518 --> 00:06:07.233
‫- بله، لطفاً. ممنونم.
‫- خواهش می‌کنم.

00:06:07.288 --> 00:06:09.823
‫فشار خون خوب به نظر میاد.
‫آمادهٔ رفتنی.

00:06:09.824 --> 00:06:11.458
‫لازمه شما رو هم آماده کنیم.

00:06:11.459 --> 00:06:14.795
‫می‌دونم، اما آیا نمی‌شه
‫یک دقیقه دیگه هم صبر کنیم؟

00:06:14.796 --> 00:06:16.964
‫من برای ترک کردنش آماده نیستم.

00:06:16.965 --> 00:06:18.499
‫- اون...
‫- این رو نگو مامان!

00:06:18.500 --> 00:06:20.200
‫کوچولوی منه!

00:06:20.201 --> 00:06:24.204
‫کریس، «سینتیا»
‫تقریباً دیگهٔ آمادهٔ جراحی هستین؟

00:06:24.205 --> 00:06:26.040
‫می‌تونین آماده‌سازیش رو
‫توی اتاق عمل شروع کنید.

00:06:26.041 --> 00:06:27.474
‫ممنون ادواردز.

00:06:27.475 --> 00:06:29.343
‫سلام بچه‌ها. یه خبر خوب.

00:06:29.344 --> 00:06:32.546
‫حدس بزنید کی رو پیدا کردم که
‫داشت دنبالتون می‌گشت؟

00:06:32.547 --> 00:06:34.547
‫بابا؟

00:06:35.517 --> 00:06:37.184
‫این یعنی چی؟

00:06:37.185 --> 00:06:39.787
‫سینتیا، ببین، من فقط می‌خواستم
‫حال کریس رو بپرسم.

00:06:39.788 --> 00:06:41.689
‫چطور فهمیدی ما کجا هستیم؟

00:06:41.690 --> 00:06:45.459
‫اون توی اینترنت پست گذاشته بود که:
‫«امروز روز کلیه‌ست»

00:06:45.460 --> 00:06:47.528
‫من حتی نمی‌دونستم اون داره
‫یک کلیهٔ جدید می‌گیره.

00:06:47.529 --> 00:06:49.994
‫لازمه از اینجا بری «کن»... همین الان.

00:06:49.995 --> 00:06:51.665
‫سینتیا، به خدا قسم...

00:06:51.666 --> 00:06:52.853
‫خیلی خب، بسه دیگه.

00:06:52.854 --> 00:06:54.702
‫- بسه دیگه.
‫- من خیلی متأسفم، قربان...

00:06:54.703 --> 00:06:56.476
‫چرا شما...

00:06:56.477 --> 00:06:57.650
‫کریس پسر منم هست.

00:06:57.651 --> 00:06:59.849
‫تا الان گذاشتم کلی از
‫کارها رو بدون من انجام بدی.

00:06:59.850 --> 00:07:00.902
‫اجازه بهم دادی!؟

00:07:00.903 --> 00:07:02.473
‫اون پسر منم هست.

00:07:02.474 --> 00:07:03.644
‫من حق دارم اینجا باشم.

00:07:03.645 --> 00:07:05.612
‫- فقط می‌خوام بدون حالش خوبه.
‫- برو بیرون!

00:07:05.613 --> 00:07:07.815
‫کریس، رفیق، با پدرت صحبت کن.

00:07:07.816 --> 00:07:09.816
‫بابا، برو.

00:07:10.351 --> 00:07:12.296
‫از اینجا گمشو بیرون.

00:07:12.297 --> 00:07:14.124
‫- خیلی خب، بریم.
‫- این پسر منه.

00:07:14.125 --> 00:07:15.171
‫- برو بیرون!
‫- من می‌فهمم...

00:07:15.172 --> 00:07:16.557
‫- حق دارم اینجا باشم.
‫- برو بیرون!

00:07:16.558 --> 00:07:17.758
‫شنیدی چی گفتم؟
‫من حق دارم!

00:07:17.759 --> 00:07:19.993
‫چرا یخرده نشینیم؟

00:07:19.994 --> 00:07:21.862
‫چرا اون رو آوردی اینجا؟

00:07:21.863 --> 00:07:25.232
‫- متأسفم...
‫- چرا همچین کاری کردی!؟

00:07:25.233 --> 00:07:27.876
‫سینتیا، می‌خوای بشینی؟

00:07:29.270 --> 00:07:38.808
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:07:39.039 --> 00:07:41.471
‫- سلام. امروز پیوند مهمی داری؟
‫- باهام حرف نزن.

00:07:41.472 --> 00:07:43.124
‫- از دستت عصبانی‌ام.
‫- خدای من، مگه رفتی اونجا؟

00:07:43.125 --> 00:07:44.826
‫بله و دیگه می‌خوام هر شب اونجا غذا بخورم.

00:07:44.827 --> 00:07:46.160
‫بهت که گفتم.
‫استیک هم خوردی؟

00:07:46.161 --> 00:07:49.662
‫دو تا خوردم که بعدش
‫سینی دسر اومد.

00:07:50.654 --> 00:07:52.826
‫من برمی‌گردم اما به نظرم
‫حق با شماست

00:07:52.827 --> 00:07:56.176
‫که جراحی رباط صلیبی جلویی بیمار
‫رو تا زایمانش به عقب بندازیم.

00:07:56.177 --> 00:07:59.463
‫ممنون برای مشاوره، دکتر رابینز.

00:07:59.533 --> 00:08:01.125
‫من نمی‌دونم چطور این کار رو بکنم.

00:08:01.126 --> 00:08:02.626
‫نمی‌دونم چطور می‌تونی
‫باهاش مؤدب باشی.

00:08:02.627 --> 00:08:03.985
‫می‌دونم. اون خیلی بده.

00:08:03.986 --> 00:08:07.522
‫آره. من نمی‌تونم اینطوری باشم.
‫با اون کاری که اون با وبر کرد.

00:08:07.523 --> 00:08:09.958
‫آره، درسته.
‫من باید برم.

00:08:09.959 --> 00:08:13.361
‫تنها کار مینیک این بود که کاری رو
‫که بهش پیشنهاد شد قبول کرد.

00:08:13.362 --> 00:08:15.163
‫نه، اون این کار رو دزدید.

00:08:15.164 --> 00:08:18.967
‫اما خب تو با مفهوم دزدیدن شغل
‫بیشتر آشنایی داری، نگه نه؟

00:08:18.968 --> 00:08:22.270
‫کپنر، آیا تو کاملاً در جریان
‫پیوند بزرگ رزیدنت‌ها هستی؟

00:08:22.271 --> 00:08:23.664
‫- بله، بله.
‫- خوبه.

00:08:23.665 --> 00:08:25.611
‫پس نمایش رو تو اجرا می‌کنی.
‫من باید برم.

00:08:25.612 --> 00:08:27.943
‫- آمادهٔ این کار هستی؟
‫- بله. من... بله.

00:08:27.944 --> 00:08:30.479
‫کجا داری می‌ری؟
‫فکر می‌کردم خودت نمایش رو اجرا می‌کنی.

00:08:30.480 --> 00:08:33.949
‫می‌رم «کمپ دیوید»؛ برای یک نشست.
‫<font color="#ff3333">‫(استراحتگاه ییلاقی رئیس جمهور آمریکا.)</font>

00:08:33.950 --> 00:08:36.384
‫وایستا، می‌ری کمپ دیوید واقعی؟

00:08:36.385 --> 00:08:37.552
‫خب، اون رفت.

00:08:37.553 --> 00:08:40.911
‫شاید بتونی الان شغل اونم بدزدی.

00:08:43.526 --> 00:08:45.393
‫من رو برای یک ضربان‌ساز موقت پیج کردی؟

00:08:45.394 --> 00:08:48.797
‫آره. اون به یه دونه دائمی احتیاج داشت
‫اما نمی‌تونم ازش رضایت بگیرم، این شد که...

00:08:48.798 --> 00:08:51.867
‫پس نیاز به تأیید داری؟
‫تأیید می‌شه.

00:08:51.868 --> 00:08:52.934
‫چیه؟ مسمومیت یا چنین چیزی؟

00:08:52.935 --> 00:08:56.705
‫اون بی‌نام و نشونه.
‫گیجه و زمان و مکان رو متوجه نمی‌شه.

00:08:56.706 --> 00:08:59.574
‫خانم، می‌شه اسمتون رو بهم بگین؟

00:08:59.575 --> 00:09:01.409
‫نه، اسم نه.

00:09:01.410 --> 00:09:04.212
‫اسم مال کلاهه، نه مال گربه.

00:09:04.213 --> 00:09:06.181
‫آدم مار رو می‌ذاره توی کلاه.

00:09:06.182 --> 00:09:08.550
‫این رو ازش پرسیده بودیم.

00:09:08.551 --> 00:09:11.553
‫من به «گرندل» می‌گم.
‫اون تمام الگوها رو بلده.

00:09:11.554 --> 00:09:12.893
‫اون می‌تونه الگوها رو ببینه.

00:09:12.894 --> 00:09:15.157
‫اون الگوها رو می‌بینه.
‫منم الگوها رو می‌بینم.

00:09:15.158 --> 00:09:16.558
‫- شما نمودارها رو نمی‌بینید...
‫- خیلی خب.

00:09:16.559 --> 00:09:18.660
‫- چون من نمودارها رو می‌بینم!
‫- باشه، باشه، خانم.

00:09:18.661 --> 00:09:21.096
‫شما نمودارها رو بلد نیستین!
‫شما نمودارها رو بلد نیستین!

00:09:21.097 --> 00:09:23.365
‫ما بهت یه چیزی می‌دیم
‫که آرومت کنه، باشه؟

00:09:23.366 --> 00:09:24.919
‫دو واحد لورازپام وریدی.

00:09:24.920 --> 00:09:26.851
‫- آزمایش سی‌بی‌سی، کم ۱ و سم‌شناسی بگیرین.
‫- باشه.

00:09:26.852 --> 00:09:28.429
‫و روانپزشک رو خبر کنید.

00:09:28.430 --> 00:09:31.029
‫این ضربان‌ساز مال چند سال پیشه؟

00:09:31.030 --> 00:09:32.866
‫این جزو ضربان‌سازهای عتیقه‌ست.

00:09:32.867 --> 00:09:33.976
‫درسته.

00:09:33.977 --> 00:09:35.944
‫خانم ما این ضربان‌ساز قدیمی رو درمیاریم

00:09:35.945 --> 00:09:37.746
‫و یکی جدید و براقش رو
‫بهتون می‌دیم. چطوره؟

00:09:37.747 --> 00:09:39.414
‫این بخاطر مارهاست؟

00:09:39.415 --> 00:09:41.216
‫این بخاطر مارهاست.

00:09:41.217 --> 00:09:43.575
‫- آره.
‫- بخاطر مارهاست.

00:09:43.576 --> 00:09:44.718
‫فشار خون شما حسابی بالاست.

00:09:44.719 --> 00:09:46.660
‫باید قبل از جراحی بیاریمش پایین.

00:09:46.661 --> 00:09:49.062
‫بهت یه خرده از یه دارو می‌دیم
‫که آرومت کنه، باشه؟

00:09:49.063 --> 00:09:52.174
‫اون طبقهٔ پایین توی اتاق انتظاره.
‫می‌خواد آخرین اخبار رو بهش بدیم.

00:09:52.175 --> 00:09:54.109
‫نمی‌تونید کاری بکنید بره؟

00:09:54.110 --> 00:09:56.078
‫من خیلی متأسفم.
‫اون اصلاً اشاره نکرد که...

00:09:56.079 --> 00:09:57.851
‫شما از هم جدا شدین یا...

00:09:57.852 --> 00:09:59.450
‫اون‌ها جدا نشدن.

00:09:59.451 --> 00:10:02.184
‫بایست جدا بشن، اما نشدن.

00:10:02.185 --> 00:10:06.688
‫تقریباً یک سال پیش من همراه با
‫کریس اون رو ترک کردم.

00:10:06.689 --> 00:10:09.045
‫باید این کار رو زودتر می‌کردی.

00:10:09.046 --> 00:10:10.095
‫اون کتکش زد.

00:10:10.096 --> 00:10:11.127
‫- کریس!
‫- چیه؟

00:10:11.128 --> 00:10:14.271
‫- چیه؟ بخاطر همین ترکش کردیم.

00:10:14.664 --> 00:10:16.665
‫من شغل نداشتم.

00:10:16.666 --> 00:10:18.867
‫کریس هم همیشه مریض بود

00:10:18.868 --> 00:10:21.127
‫فکر می‌کردم باهاش می‌تونم کنار بیام.

00:10:21.128 --> 00:10:23.672
‫اما روزی که سروقت کریس رفت

00:10:23.673 --> 00:10:27.615
‫همون شب ترکش کردیم
‫و حالا دوباره پیداش شده.

00:10:27.616 --> 00:10:30.552
‫و وانمود می‌کنه که اهمیت می‌ده
‫و مثل یک پدر رفتار می‌کنه.

00:10:30.553 --> 00:10:32.220
‫مامان، اشکال نداره.

00:10:32.221 --> 00:10:33.721
‫مشکلی برامون پیش نمیاد.

00:10:33.722 --> 00:10:35.623
‫می‌خوام فقط ذهنتون رو روی این متمرکز کنید

00:10:35.624 --> 00:10:37.720
‫که امروز برای چی اینجا هستید.

00:10:37.721 --> 00:10:39.721
‫باورم نمی‌شه.

00:10:40.462 --> 00:10:43.565
‫امروز قرار بود
‫روز خیلی خوبی باشه.

00:10:43.566 --> 00:10:46.923
‫و همینطور هم هست.
‫هنوز همینطوره.

00:10:47.323 --> 00:10:49.467
‫به کریس فکر کن.

00:10:54.877 --> 00:10:56.877
‫ممنونم.

00:11:05.287 --> 00:11:06.454
‫ممنونم.

00:11:06.455 --> 00:11:08.223
‫دکتر هانت.

00:11:08.224 --> 00:11:11.153
‫اون مرد رو مجبور کنید بره.

00:11:12.895 --> 00:11:14.967
‫اتفاقی افتاده؟

00:11:15.731 --> 00:11:17.465
‫می‌خوای حراست رو خبر کنم یا...

00:11:17.466 --> 00:11:21.895
‫فقط... لازمه اون از اینجا گم بشه.
‫خواهش می‌کنم.

00:11:22.771 --> 00:11:24.771
‫باشه.

00:11:25.242 --> 00:11:27.141
‫ببخشید، قربان.

00:11:27.142 --> 00:11:28.735
‫از شما خواسته شده
‫محدودهٔ اینجا رو ترک کنید...

00:11:28.736 --> 00:11:30.939
‫- اگر می‌شه دنبالم بیاید...
‫- من مزاحم کسی نمی‌شم،

00:11:30.940 --> 00:11:32.055
‫من به کسی صدمه نمی‌زنم.

00:11:32.056 --> 00:11:33.663
‫- حق دارم اینجا باشم.
‫- قربان، آیا لازمه حراست رو خبر کنم؟

00:11:33.664 --> 00:11:35.183
‫- چون لازمه اینجا رو ترک کنید.
‫- باز دوباره!

00:11:35.184 --> 00:11:36.618
‫- می‌خواید تهدیدم کنید...
‫- قربان، قربان!

00:11:36.619 --> 00:11:37.752
‫به من دست نزن!

00:11:37.753 --> 00:11:39.354
‫اول من ضدعفونی کردم...

00:11:39.355 --> 00:11:42.284
‫پس تیغ اول رو خودم می‌زنم.

00:11:43.281 --> 00:11:45.064
‫تو خوبی؟

00:11:45.065 --> 00:11:46.690
‫منظورت چیه که خوبم؟

00:11:46.691 --> 00:11:48.162
‫در مورد مسئلهٔ اون شوهره.
‫آیا تو...

00:11:48.163 --> 00:11:50.163
‫مشکلی ندارم.

00:11:53.669 --> 00:11:57.338
‫بیاید از پلویک بریم به عنوان
‫نشونه استفاده کنیم.

00:11:57.339 --> 00:11:59.416
‫دارم حالب رو می‌برم...

00:11:59.417 --> 00:12:01.509
‫- در چه حال هستین؟
‫- خیلی خوب.

00:12:01.510 --> 00:12:03.478
‫کراس، می‌شه شکاف رو بزرگتر کنی؟

00:12:03.479 --> 00:12:05.479
‫بله، الان.

00:12:20.296 --> 00:12:21.796
‫یک کلیهٔ کامل و سالم.

00:12:21.797 --> 00:12:24.032
‫کارتون عالی بود رفقا...
‫درست مثل حرفه‌ای‌های ماهر.

00:12:24.033 --> 00:12:26.834
‫بیشتر شبیه رزیدنت‌های
‫خیلی خوبی هستن که

00:12:26.835 --> 00:12:30.572
‫دارن یک عمل پیشرفته رو یاد می‌گیرن
‫و هنوز به کمک و راهنمایی احتیاج دارن.

00:12:30.573 --> 00:12:33.140
‫که واضحه شما دارید این رو
‫براشون فراهم می‌کنید.

00:12:33.141 --> 00:12:34.856
‫خیلی خوب بود، دکتر وبر.

00:12:39.815 --> 00:12:41.355
‫خبر خوب...

00:12:41.356 --> 00:12:44.118
‫وارن و کراس با موفقیت
‫کلیهٔ بیمارشون رو در آوردن

00:12:44.119 --> 00:12:46.521
‫و این کلیه به زودی
‫کلیهٔ بیمار شما خواهد بود.

00:12:46.522 --> 00:12:48.222
‫- حالا کی می‌خواد...
‫- من...

00:12:48.223 --> 00:12:49.257
‫من کلیه رو میارم.

00:12:49.258 --> 00:12:51.259
‫استریل فیلد رو من بستم.

00:12:51.260 --> 00:12:53.689
‫خودم کلیه رو میارم.

00:13:01.704 --> 00:13:03.704
‫خیلی خب.

00:13:04.406 --> 00:13:06.774
‫سیم‌های ضربان‌ساز چسبیدن.

00:13:06.775 --> 00:13:08.109
‫دلوکا، لیزر.

00:13:08.110 --> 00:13:09.510
‫نمی‌تونی راحت بکشی‌شون بیرون؟

00:13:09.511 --> 00:13:12.046
‫نه، سیم‌ها به بافت‌هاش تنیده شدن.

00:13:12.047 --> 00:13:16.084
‫آخه چرا در مراقبت از
‫بی‌خانمان‌ها بهتر عمل نمی‌کنیم؟

00:13:16.085 --> 00:13:17.151
‫گرفتمت!

00:13:17.152 --> 00:13:20.254
‫حالا چی؟ تحویل
‫«خدمات اجتماعی» بدیمش؟

00:13:20.255 --> 00:13:21.923
‫اون‌ها چطور می‌فهمن هویتش چیه؟

00:13:21.924 --> 00:13:23.758
‫به نظرم با اثر انگشت.

00:13:23.759 --> 00:13:25.375
‫- اون هیچ پرونده‌ای نداره.
‫- نمی‌دونم.

00:13:25.376 --> 00:13:26.594
‫شایدم پروندهٔ دندانپزشکی.

00:13:26.595 --> 00:13:28.396
‫اون حتی خونه نداره
‫بعد به نظرت دندانپزشک داره؟

00:13:28.397 --> 00:13:29.864
‫نمی‌دونم. خودشون یه جوری می‌فهمن.

00:13:29.865 --> 00:13:32.867
‫اما اگر این کار رو نکنن چی؟
‫اون از آسمون که نیوفتاده اینجا.

00:13:32.868 --> 00:13:34.602
‫حتماً یکی داره دنبالش می‌گرده، مگه نه؟

00:13:34.603 --> 00:13:38.175
‫آیا بلافاصله برمی‌گرده کنار خیابون؟

00:13:39.541 --> 00:13:40.641
‫نه.

00:13:40.642 --> 00:13:43.429
‫چون الان فهمیدم اون کیه.

00:13:43.446 --> 00:13:47.047
‫با شرکت سازنده تماس بگیر و ازشون
‫بخواه که شمارهٔ سریال رو ردگیری کنن.

00:13:47.048 --> 00:13:50.234
‫این بهمون می‌گه که شما
‫کی هستی «خانم ناشناس».

00:13:51.787 --> 00:13:54.655
‫وارن و کراس در گرافت عروق کلیوی
‫خوب کار کردن.

00:13:54.656 --> 00:13:56.491
‫باید آناستوموز راحتی باشه.

00:13:56.492 --> 00:13:58.706
‫متوجه شدم قربان.

00:13:58.727 --> 00:14:00.828
‫خیلی خب. حالا چی؟

00:14:00.829 --> 00:14:02.630
‫- اینجا رو شستشو می‌دیم.
‫- هموستاز خوبیه.

00:14:02.631 --> 00:14:04.703
‫بایستی ببندیم؟

00:14:05.100 --> 00:14:06.468
‫فشار سیستولیکش ۲۰۰ هستش.

00:14:06.469 --> 00:14:07.902
‫افزایش فشار خون اورژانسی بود؟

00:14:07.903 --> 00:14:09.237
‫سابقهٔ فشار خون بالا نداشته.

00:14:09.238 --> 00:14:11.506
‫خیلی خب. دست نگه دارید.
‫کسی کاری نکنه.

00:14:11.507 --> 00:14:13.307
‫بلوس دیلتیازم تزریق کنید، سریع.

00:14:13.308 --> 00:14:14.776
‫و همین حالا عکس رو بیارید بالا.

00:14:14.777 --> 00:14:16.644
‫آیا کار اشتباهی انجام دادیم؟

00:14:16.645 --> 00:14:18.613
‫نمی‌تونم ببینم.

00:14:18.614 --> 00:14:21.015
‫عکس رو بزرگ کن و
‫کلیهٔ راست رو بهم نشون بده.

00:14:21.016 --> 00:14:23.873
‫اونجاست. پشت روده. لعنتی!

00:14:23.986 --> 00:14:26.487
‫رگ برای آناستوموز آماده شده.

00:14:26.488 --> 00:14:29.417
‫محل برای ایمپلنت آماده‌ست.

00:14:30.926 --> 00:14:32.926
‫وقت شروعه.

00:14:33.662 --> 00:14:35.329
‫دست نگه دارید!

00:14:35.330 --> 00:14:36.694
‫- آیا پیوندش زدید؟
‫- خدایا!

00:14:36.695 --> 00:14:38.590
‫- وبر، چی شده؟
‫- آیا کلیه رو پیوند زدید؟

00:14:38.591 --> 00:14:40.043
‫نه، نه، من... من
‫نگهش داشتم. نگهش داشتم.

00:14:40.044 --> 00:14:41.590
‫برش گردون توی یخ.

00:14:41.591 --> 00:14:44.672
‫کلیهٔ دیگهٔ مادرش دچار ترومبوز شده
‫و از کار افتاده.

00:14:44.673 --> 00:14:49.173
‫الان فقط برای هر دو شون
‫فقط یک کلیهٔ سالم داریم.

00:14:58.799 --> 00:15:01.489
‫با «یونوس» تماس بگیر، بگو
‫کریس باید ‫‫بالای لیست قرار بگیره.
‫<font color="#ff3333">‫(شبکهٔ یکپارچهٔ اشتراک اعضای بدن.)</font>

00:15:01.490 --> 00:15:03.654
‫قبلاً گفتیم اون آخرین
‫پورت دیالیزش رو از دست داده.

00:15:03.655 --> 00:15:04.755
‫بگو الان روی تخت جراحیه و

00:15:04.756 --> 00:15:06.682
‫دو تا رزیدنت دارن مدام روی
‫شکم بازش سالین می‌پاشن.

00:15:06.683 --> 00:15:08.184
‫در مورد چقدر زمان صحبت می‌کنیم؟

00:15:08.185 --> 00:15:09.835
‫وقت زیادی نیست.
‫مادره دچار نارسایی کلیوی شده.

00:15:09.836 --> 00:15:10.927
‫چه اتفاقی افتاد؟

00:15:10.928 --> 00:15:13.628
‫کلیهٔ دیگهٔ اهدا کننده
‫دچار تنگی رگ شدید شد.

00:15:13.629 --> 00:15:14.879
‫زمانی که سعی کردیم بازش کنیم

00:15:14.880 --> 00:15:17.165
‫کل رگ دایسکت شد و
‫خون لخته شد.

00:15:17.166 --> 00:15:19.528
‫حالا به کی می‌رسه؟
‫به مادر برمی‌گرده یا به بچه می‌رسه؟

00:15:19.529 --> 00:15:21.799
‫- اون موقع کلیه توی اتاق عمل بچه بود.
‫- قانون چی می‌گه؟

00:15:21.800 --> 00:15:23.869
‫مادره برگه‌ها رو امضا کرده.
‫این فراتر از خط قرمزهاست.

00:15:23.870 --> 00:15:25.235
‫- کلیه مال بچه‌ست.
‫- نه، نیست.

00:15:25.236 --> 00:15:26.714
‫نه تا وقتی که توی بدنش گذاشته نشده.

00:15:26.715 --> 00:15:29.250
‫- نزدیک بود بره داخل.
‫- پس دستورالعمل رسمی‌ای وجود نداره؟

00:15:29.251 --> 00:15:32.620
‫چیزی نیست که ازش باخبر باشم.
‫این اتفاقی نیست که شایع باشه.

00:15:32.621 --> 00:15:34.105
‫- این...
‫- این اولین باره.

00:15:34.106 --> 00:15:35.757
‫- پس قانونی در کار نیست.
‫- بیلی کجاست؟

00:15:35.758 --> 00:15:38.226
‫اون رفت. گفت می‌ره کمپ دیوید.

00:15:38.227 --> 00:15:39.761
‫- این یعنی چی؟
‫- نمی‌دونم.

00:15:39.762 --> 00:15:42.030
‫گفت یه جلسهٔ گردهمایی داره.

00:15:42.031 --> 00:15:44.389
‫گفت مسؤلیت با منه.

00:15:50.439 --> 00:15:52.307
‫دعوتم کن برای قهوه بیام داخل.

00:15:52.308 --> 00:15:53.735
‫برای قهوه؟

00:15:53.736 --> 00:15:56.144
‫قراره با هم بشینیم و ضمن قهوه خوردن

00:15:56.145 --> 00:15:59.047
‫مثل زن‌های باهوش
‫راه حلی برای این مشکل پیدا کنیم.

00:15:59.048 --> 00:16:00.915
‫- ضمن خوردن قهوه؟
‫- ضمن خوردن قهوه.

00:16:00.916 --> 00:16:02.916
‫قهوه داری؟

00:16:04.987 --> 00:16:06.888
‫تا وقتی که دعوتم نکنی، نمی‌رم.

00:16:06.889 --> 00:16:08.323
‫پس من شیر ندارم.

00:16:08.324 --> 00:16:10.610
‫منم شیر نمی‌خوام.

00:16:14.730 --> 00:16:17.965
‫اگر کلیه رو به بچه بدیم ممکنه
‫مادرش تا آخر عمر مجبور به دیالیز باشه.

00:16:17.966 --> 00:16:20.234
‫افراد مدت زیادی رو زنده می‌مونن.
‫هر دو شون شانس دارن.

00:16:20.235 --> 00:16:21.703
‫بچه رو می‌بندیم. اوضاعش خوب نیست.

00:16:21.704 --> 00:16:22.771
‫دیگه محل دسترسی برای...

00:16:22.772 --> 00:16:25.597
‫اینطوری برای مادره یک بیماری
‫ناتوان‌کننده باقی می‌مونه.

00:16:25.598 --> 00:16:28.810
‫- باید کلیه رو به مادره برگردونیم.
‫- بچه به بن‌بست رسیده اما مادره سالمه.

00:16:28.811 --> 00:16:30.611
‫می‌تونه تا اهدا کننده
‫پیدا کنیم دیالیز بشه.

00:16:30.612 --> 00:16:32.080
‫اما آیا برای همین امضا داده بوده؟

00:16:32.081 --> 00:16:33.147
‫برای نجات بچه‌اش امضا داده.

00:16:33.148 --> 00:16:34.449
‫به قیمت از دست دادن جون خودش؟

00:16:34.450 --> 00:16:36.017
‫اون با سلامت کامل وارد اینجا شد.

00:16:36.018 --> 00:16:37.251
‫اگر تنگی رگ رو یک دقیقه دیرتر

00:16:37.252 --> 00:16:38.945
‫پیدا می‌کردی الان حتی
‫این حرف‌ها رو نمی‌زدیم.

00:16:38.946 --> 00:16:40.776
‫- تا اون موقع کلیه توی بدن بچه بود.
‫- آره، اما اینطور نشد.

00:16:40.777 --> 00:16:41.823
‫و اگر زودتر اون کلیه رو

00:16:41.824 --> 00:16:44.292
‫داخل بدن کسی نذاریم، از دست می‌ره
‫و به هیچ‌کس نمی‌رسه.

00:16:44.293 --> 00:16:45.960
‫حالا کلیه به کی می‌رسه؟

00:16:45.961 --> 00:16:47.928
‫چرا از من می‌پرسی؟
‫من تصمیم‌گیری نمی‌کنم.

00:16:47.929 --> 00:16:49.097
‫فقط به سؤال جواب بده.

00:16:49.098 --> 00:16:50.488
‫به نظرت کلیه به کی باید برسه؟

00:16:50.489 --> 00:16:51.558
‫خارج از حوزهٔ تصمیم‌گیری منه.

00:16:51.559 --> 00:16:53.501
‫اما پنج یا ده سال دیگه
‫اینطور نخواهد بود.

00:16:53.502 --> 00:16:55.603
‫تو بودی چکار می‌کردی؟

00:16:55.604 --> 00:16:57.672
‫اگر بتونیم مادره رو
‫بهوش بیاریم و ازش بپرسیم...

00:16:57.673 --> 00:16:59.642
‫نمی‌تونیم. چون باید به قدر کافی
‫بهوش بوده باشه که بتونه تصمیم‌گیری کنه.

00:16:59.643 --> 00:17:01.242
‫کلیه تا اون وقت دووم نمیاره.

00:17:01.243 --> 00:17:04.978
‫می‌دونم. اما اگر می‌تونستیم بهوش
‫بیاریمش، می‌گفت بدیدش به پسرم.

00:17:04.979 --> 00:17:05.979
‫درسته؟

00:17:06.014 --> 00:17:08.851
‫شک نکنید. بدیدش به بچه.
‫هر پدر و مادری همین رو می‌گه.

00:17:08.852 --> 00:17:11.452
‫درسته، البته به شرطی که دو تا
‫کلیهٔ سالم داشته باشن.

00:17:11.453 --> 00:17:13.721
‫مادره فقط یکی داره.
‫شاید بخواد کلیه مال خودش بمونه.

00:17:13.722 --> 00:17:16.724
‫آره، البته اگر جای انسان یک هیولا باشه.

00:17:16.725 --> 00:17:18.659
‫اگه منم بودم می‌خواستم
‫کلیه مال خودم بمونه.

00:17:18.660 --> 00:17:20.461
‫و این تو رو به یک دیو تبدیل می‌کنه.

00:17:20.462 --> 00:17:22.462
‫تویی که دیوی.

00:17:25.000 --> 00:17:27.302
‫اگر کلیه رو به کریس بدیم
‫بعدش یک بچهٔ ۱۶ ساله

00:17:27.303 --> 00:17:29.937
‫مجبور می‌شه از مادرش مراقبت کنه
‫وگرنه مادرش می‌میره.

00:17:29.938 --> 00:17:33.074
‫اینطوری جونش رو نجات دادیم
‫اما یتیمش کردیم.

00:17:33.075 --> 00:17:34.308
‫اون یتیم نمی‌شه.

00:17:34.309 --> 00:17:35.343
‫آره، پدر داره.

00:17:35.344 --> 00:17:37.211
‫پدری که عادت داشته
‫مادرش رو خوب کتک بزنه

00:17:37.212 --> 00:17:38.513
‫و البته خود بچه رو.

00:17:38.514 --> 00:17:40.981
‫این کسیه که داریم با کارمون
‫کریس رو می‌فرستیم پیشش.

00:17:40.982 --> 00:17:43.184
‫حق با تو بود.
‫شرکت سازنده اطلاعاتش رو داشت.

00:17:43.185 --> 00:17:44.652
‫اون موقع سن قانونی نداشته...

00:17:44.653 --> 00:17:47.155
‫- دوباره اسمش رو بهم بگو.
‫- اسم بیمار «کلر نولان» هستش.

00:17:47.156 --> 00:17:48.356
‫این مادرشه.

00:17:48.357 --> 00:17:49.757
‫خیلی خب. کارت خوب بود دلوکا.

00:17:49.758 --> 00:17:51.325
‫می‌بینی؟
‫مشکل حل شد.

00:17:51.326 --> 00:17:52.827
‫خیلی تحت‌تأثیر کار خودت قرار گرفتی.

00:17:52.828 --> 00:17:54.828
‫یخرده.

00:17:55.364 --> 00:17:56.397
‫خانم نولان.

00:17:56.398 --> 00:17:58.065
‫بله؟
‫«گوون» صدام کنید.

00:17:58.066 --> 00:18:00.334
‫پلیس گفت یه نفر دخترم رو پیدا کرده.

00:18:00.335 --> 00:18:02.503
‫بله. ما فقط قبل از اینکه شما رو ببریم پیشش

00:18:02.504 --> 00:18:03.981
‫چندتا سؤال داشتیم.

00:18:03.982 --> 00:18:05.282
‫آیا با «تیم» تماس گرفتین؟

00:18:05.283 --> 00:18:06.650
‫همسر سابقم... آیا اون هم میاد؟

00:18:06.651 --> 00:18:08.052
‫اون توی راهه.

00:18:08.053 --> 00:18:10.053
‫خواهش می‌کنم.

00:18:10.889 --> 00:18:14.603
‫آیا دخترتون سابقهٔ بیماری روانی داشت؟

00:18:14.826 --> 00:18:16.826
‫نه. این...

00:18:17.429 --> 00:18:18.495
‫این چه اهمیتی داره؟

00:18:18.496 --> 00:18:20.164
‫خودتون رو آماده کنید...

00:18:20.165 --> 00:18:23.334
‫موقعی که ببینیدش یخرده شوکه می‌شید.

00:18:23.335 --> 00:18:24.768
‫همین الانش هم شوکه شدم.

00:18:24.769 --> 00:18:26.337
‫الان ۱۲ سال شده.

00:18:26.338 --> 00:18:27.938
‫فکر نمی‌کردم هرگز کسی اون رو پیدا کنه.

00:18:27.939 --> 00:18:30.711
‫ممکنه درک کردن اون
‫براتون سخت باشه.

00:18:34.079 --> 00:18:36.581
‫- صبر کنید، چی؟
‫- صحبت کردن اون...

00:18:36.582 --> 00:18:38.082
‫خیلی درهم و برهمه.

00:18:38.083 --> 00:18:39.583
‫احتمالاً دچار هذیان شده.

00:18:39.584 --> 00:18:41.584
‫اون زنده‌ست؟

00:18:42.153 --> 00:18:44.121
‫کلر زنده‌ست؟

00:18:44.122 --> 00:18:47.265
‫دارین می‌گین دختر من زنده‌ست؟

00:18:51.162 --> 00:18:53.130
‫آیا نگفتم اون ۱۶ سالشه؟

00:18:53.131 --> 00:18:55.366
‫می‌دونم این هیچ‌چیزی رو عوض
‫نمی‌کنه، اما اون ۱۶ سالشه،

00:18:55.367 --> 00:18:57.217
‫و الان با شکم باز روی تخت جراحیه.

00:18:57.218 --> 00:18:59.749
‫- هیچ خبری نشد؟
‫- نه. دوباره «سیاتل پرس» رو امتحان می‌کنم.

00:18:59.750 --> 00:19:01.227
‫این بچه هیچ انتخاب دیگه‌ای نداره.

00:19:01.228 --> 00:19:03.040
‫همین الان کلیهٔ
‫اهدا کننده رو از دست دادیم.

00:19:03.041 --> 00:19:04.174
‫همین حالا یکی دیگه لازم داریم.

00:19:04.175 --> 00:19:06.175
‫منظورتون چیه؟

00:19:06.511 --> 00:19:08.112
‫در مورد پسر من حرف می‌زنید؟

00:19:08.113 --> 00:19:09.813
‫گوشی.

00:19:09.814 --> 00:19:11.014
‫در مورد کریس حرف می‌زنید.

00:19:11.015 --> 00:19:12.316
‫به شما گفته شده اینجا رو ترک کنید.

00:19:12.317 --> 00:19:13.684
‫چه اتفاقی افتاده؟

00:19:13.685 --> 00:19:15.519
‫چه اتفاقی برای سینتیا افتاده؟
‫چی شده؟

00:19:15.520 --> 00:19:17.588
‫من نمی‌تونم وضعیت‌شون رو
‫با شما در میون بذارم.

00:19:17.589 --> 00:19:19.990
‫این حرف رو بهم نزن.
‫اون پسر منه که اون بالاست

00:19:19.991 --> 00:19:23.063
‫و تو مجبوری بهم بگی جریان چیه.

00:19:24.396 --> 00:19:26.396
‫جوابم رو بده.

00:19:29.033 --> 00:19:31.168
‫کپنر، ما به یک جواب احتیاج داریم.

00:19:31.169 --> 00:19:33.169
‫می‌دونم!

00:19:33.204 --> 00:19:35.205
‫دکتر وبر، مادر رو برای دیالیز آماده کنید.

00:19:35.206 --> 00:19:36.874
‫من خودم با یونوس تماس می‌گیرم.

00:19:36.875 --> 00:19:38.642
‫کرو، آناستوموز رو روی بچه شروع کن.

00:19:38.643 --> 00:19:44.357
‫صبر کنید! دست نگه دارید.
‫احتمالاً انتخاب دیگه‌ای هم داریم، ولی...

00:19:44.416 --> 00:19:46.416
‫ولی چی؟

00:19:47.719 --> 00:19:50.452
‫- ویلسون.
‫- جو، چی شده؟

00:19:51.055 --> 00:19:52.257
‫شوهره.

00:19:52.258 --> 00:19:53.924
‫اون حرومزاده می‌خواد کلیه‌ش رو بده

00:19:53.925 --> 00:19:57.783
‫ولی نمی‌تونیم این کار رو بکنیم، مگه نه؟

00:19:58.062 --> 00:20:00.062
‫مگه نه؟

00:20:08.787 --> 00:20:11.318
‫افراد واقعاً پذیرای این روش
‫جدید آموزش هستن.

00:20:11.319 --> 00:20:13.044
‫بعضی‌ها می‌گن در واقع خوش می‌گذره.

00:20:13.045 --> 00:20:14.997
‫اگر تو بودی امروز باید پیوند کلیه

00:20:14.998 --> 00:20:17.522
‫از مادر-به-پسر انجام می‌دادی.

00:20:17.523 --> 00:20:19.791
‫لازم نیست من رو در مورد
‫مزایای روش قانع کنی، بیلی.

00:20:19.792 --> 00:20:21.293
‫افراد ازش خوششون میاد.
‫درک می‌کنم.

00:20:21.294 --> 00:20:22.861
‫خوبه. پس می‌تونیم تمام

00:20:22.862 --> 00:20:25.830
‫لجاجت‌ها و سرپیچی‌ها رو تموم کنیم.

00:20:25.831 --> 00:20:27.933
‫این سرپیچی نیست.

00:20:27.934 --> 00:20:29.668
‫خب، همکاری هم نیست.

00:20:29.669 --> 00:20:32.537
‫ببین، من تو رو رئیس بخش
‫جراحی عمومی خودم کردم

00:20:32.538 --> 00:20:34.606
‫چون می‌خواستم دست راست من باشی.

00:20:34.607 --> 00:20:36.641
‫- پس یک «بله گو» می‌خوای؟
‫- نه.

00:20:36.842 --> 00:20:42.013
‫یکی رو می‌خوام که در کنارم رهبری کنه
‫اما وقتی من جلو می‌رم دنبالم بیاد.

00:20:42.014 --> 00:20:44.749
‫یعنی حتی وقتی که فکر می‌کنم
‫داری به سمت اشتباه رهبری می‌کنی

00:20:44.750 --> 00:20:46.952
‫و قدم اشتباهی برمی‌داری
‫نباید بایستم و حرفم رو بزنم.

00:20:46.953 --> 00:20:48.688
‫خواستن چنین دست راستی
‫به نفعت نیست.

00:20:48.689 --> 00:20:49.823
‫قدم اشتباهی برنمی‌دارم.

00:20:49.824 --> 00:20:51.357
‫من مخالفم.

00:20:51.358 --> 00:20:53.059
‫اما تو نمی‌خوای یک نظر
‫مخالف رو بشنوی.

00:20:53.060 --> 00:20:54.928
‫تو اصلاً نظرت رو به من ارائه نکردی.

00:20:54.929 --> 00:20:56.196
‫تو فوراً مینیک رو سرکوب کردی.

00:20:56.197 --> 00:20:58.198
‫من وقت این رو پیدا نکردم
‫که نظرم رو بهت بگم.

00:20:58.199 --> 00:21:00.066
‫تو بلافاصله درب خروج رو
‫به ریچارد نشون دادی.

00:21:00.067 --> 00:21:01.534
‫چطوری تونستی این کار رو بکنی؟

00:21:01.535 --> 00:21:02.769
‫نمی‌خواستم این کار رو بکنم.

00:21:02.770 --> 00:21:04.237
‫من...

00:21:04.238 --> 00:21:06.906
‫می‌خواستم اون همون جایی که
‫هست باقی بمونه.

00:21:06.907 --> 00:21:09.108
‫و مینیک باعث بهبود بشه

00:21:09.109 --> 00:21:11.344
‫اما اون نمی‌خواست با ریچارد کار کنه.

00:21:11.345 --> 00:21:14.380
‫تو هم طرف مینیک رو گرفتی
‫و ریچارد رو کنار زدی؟

00:21:14.381 --> 00:21:15.448
‫نه.

00:21:15.449 --> 00:21:17.717
‫من باید تصمیمی می‌گرفتم گری.

00:21:17.718 --> 00:21:19.686
‫و نمی‌خواستم این کار رو بکنم
‫چون، بله

00:21:19.687 --> 00:21:22.555
‫دکتر وبر اینجا رو ساخته.

00:21:22.556 --> 00:21:24.057
‫اما منم باید به ساختنش ادامه بدم.

00:21:24.058 --> 00:21:27.093
‫برای همین روزی صد بار
‫از خودم می‌پرسیدم:

00:21:27.094 --> 00:21:29.295
‫«اگر خود ریچارد وبر بود چکار می‌کرد؟»

00:21:29.296 --> 00:21:34.011
‫ولی چطور شد که الیزا مینیک
‫انقدر سریع رأی تو رو زد؟

00:21:35.536 --> 00:21:39.405
‫وقتی که این برنامه و
‫روش بهتر آموزش رو دیدم

00:21:39.406 --> 00:21:43.429
‫دوباره از خودم پرسیدم:
‫«اگر خود ریچارد وبر بود چکار می‌کرد؟»

00:21:43.430 --> 00:21:46.446
‫و اگر خود اون بود، پذیرای این
‫موضوع می‌شد، گری.

00:21:46.447 --> 00:21:48.581
‫خودت می‌دونی.
‫پاسخ کاملاً واضح بود.

00:21:48.582 --> 00:21:50.617
‫نمی‌تونستم از این گزینه چشم‌پوشی کنم.

00:21:50.618 --> 00:21:52.485
‫اما تو تصمیم اشتباه رو گرفتی.

00:21:52.486 --> 00:21:56.414
‫ببین، تو اگر بخوای می‌تونی تحت
‫ریاست وبر خدمت کنی

00:21:56.415 --> 00:21:59.092
‫اما این واقعیت که الان اون
‫رئیس تو نیست رو تغییر نمی‌ده.

00:21:59.093 --> 00:22:00.164
‫من رئیسم.

00:22:00.165 --> 00:22:02.495
‫و به عنوان رئیس تو...

00:22:02.496 --> 00:22:05.064
‫در صورتیکه احساس کنی می‌تونی برگردی

00:22:05.065 --> 00:22:07.780
‫حاضرم تعلیق رو لغو کنم.

00:22:09.770 --> 00:22:12.440
‫- می‌خوام.
‫- خوبه.

00:22:12.441 --> 00:22:14.441
‫اما نمی‌تونم.

00:22:14.942 --> 00:22:17.443
‫نه تا موقعی که ریچارد نباشه.

00:22:17.444 --> 00:22:21.481
‫بین وفاداری و لجاجت
‫تفاوت وجود داره، گری.

00:22:21.482 --> 00:22:23.516
‫من تا زمانی که ریچارد وبر به عنوان

00:22:23.517 --> 00:22:26.686
‫مسؤل رزیدنسی نباشه
‫نمی‌خوام دوباره ابقا بشم.

00:22:26.687 --> 00:22:28.831
‫مینیک باید بره.

00:22:30.758 --> 00:22:32.972
‫ممنون بابت قهوه.

00:22:40.592 --> 00:22:41.797
‫نمی‌تونیم این کار رو بکنیم.

00:22:41.798 --> 00:22:43.636
‫نمی‌تونیم کلیهٔ اون مرد رو توی
‫بدن پسر اون زن بذاریم.

00:22:43.637 --> 00:22:46.272
‫اگر آزمایش‌هاش مطابقت رو نشون بدن
‫مطلقاً همین کار رو می‌کنیم.

00:22:46.273 --> 00:22:48.641
‫اما این کار اشتباهه.
‫زنش هرگز با این موافقت نمی‌کرد.

00:22:48.642 --> 00:22:49.751
‫هرگز این رو قبول نمی‌کرد.

00:22:49.752 --> 00:22:51.277
‫اینکه خودش و بچه‌اش رو نجات بده؟

00:22:51.278 --> 00:22:52.845
‫از سر انتقام که جواب رد نمی‌داد.

00:22:52.846 --> 00:22:54.605
‫هرچند به گزینه‌های دیگه مایل‌تر می‌بود.

00:22:54.606 --> 00:22:56.229
‫آره، اما من گزینهٔ دیگه‌ای نمی‌بینم.

00:22:56.230 --> 00:22:57.300
‫خودش درست اینجاست.

00:22:57.301 --> 00:22:59.426
‫- و تعهد اخلاقی ما به بیمارهامونه.
‫- اما اون زن چی؟

00:22:59.427 --> 00:23:02.488
‫هیچ کس نبایست به جای اون
‫این تصمیم رو بگیره.

00:23:02.489 --> 00:23:03.823
‫وضعیت بیمارهامون هنوز پایداره.

00:23:03.824 --> 00:23:04.891
‫رزیدنت‌ها در چه حالن؟

00:23:04.892 --> 00:23:06.564
‫نسبتاً خوبن.
‫آیا اون قطعیه؟

00:23:06.565 --> 00:23:07.718
‫- آره، به نظر میاد.
‫- نه!

00:23:07.719 --> 00:23:09.662
‫ما نمی‌تونیم.
‫نمی‌تونیم این کار رو بکنیم!

00:23:09.663 --> 00:23:11.164
‫ویلسون. ما انتخاب دیگه‌ای نداریم.

00:23:11.165 --> 00:23:13.499
‫این حرف رو نزن. شما درک نمی‌کنین
‫اون چه حالی پیدا می‌کنه

00:23:13.500 --> 00:23:16.168
‫وقتی بهوش بیاد و ببینه
‫شوهرش شرایط رو کنترل کرده

00:23:16.169 --> 00:23:18.170
‫و در زمان بیهوشیش
‫شوهره اراده کرده

00:23:18.171 --> 00:23:19.739
‫که دوباره وارد زندگی‌شون بشه

00:23:19.740 --> 00:23:22.375
‫و اون زن هیچ حرف، کنترل، انتخاب
‫و چیز دیگه‌ای نداشته.

00:23:22.376 --> 00:23:25.878
‫اون مرد نمی‌تونه این کار رو بکنه.
‫نمی‌تونه.

00:23:25.879 --> 00:23:27.184
‫باید راه جدیدی رو امتحان کنیم.

00:23:27.185 --> 00:23:29.148
‫- باید راهی جدید پیدا کنیم...
‫- وقت نیست.

00:23:29.149 --> 00:23:30.259
‫متأسفم.

00:23:30.260 --> 00:23:35.332
‫اگر جواب آزمایش‌هاش بیاد و مطابقت
‫داشته باشه، این کار رو انجام می‌دیم.

00:23:38.592 --> 00:23:40.950
‫می‌خوای بری داخل؟

00:23:44.064 --> 00:23:47.207
‫اون توی «یو-داب» کالج می‌رفت.

00:23:48.335 --> 00:23:51.671
‫اون موقع چند هفته‌ای شده بود که
‫ازش خبری نشنیده بودیم.

00:23:51.672 --> 00:23:53.740
‫درب آپارتمانش رو باز پیدا کرده بودن.

00:23:53.741 --> 00:23:56.409
‫به نظر آدم‌ربایی میومد.

00:23:56.410 --> 00:23:59.545
‫نشست‌های مطبوعاتی برگزار می‌شد و

00:23:59.546 --> 00:24:02.860
‫ما از بین کلی آدم و
‫فلاش دوربین رد می‌شدیم.

00:24:02.861 --> 00:24:06.575
‫سال‌ها فقط به این موضوع فکر می‌کردیم.

00:24:08.455 --> 00:24:10.790
‫باعث پایان زندگی مشترکمون شد.

00:24:10.791 --> 00:24:13.720
‫باعث پایان زندگی‌هامون شد.

00:24:18.932 --> 00:24:22.101
‫الان هنوز برای من زوده که
‫تشخیص قطعی بدم

00:24:22.102 --> 00:24:23.803
‫اما حدس می‌زنم حق با شماست.

00:24:23.804 --> 00:24:26.472
‫کلر از اسکیزوفرنی رنج می‌بره.

00:24:26.473 --> 00:24:28.641
‫گوون، گفتی اون وقتی ناپدید شد
‫چند سالش بود؟

00:24:28.642 --> 00:24:30.043
‫۲۰ سال.

00:24:30.044 --> 00:24:32.125
‫متأسفانه، جور درمیاد.

00:24:32.126 --> 00:24:34.881
‫سال‌های آخر نوجوانی و اویل ۲۰ سالگی
‫زمانیه که بیماری تظاهر می‌کنه.

00:24:34.882 --> 00:24:36.416
‫امکان داره انقدر بد بوده

00:24:36.417 --> 00:24:40.165
‫که همه‌چیز رو پشت سرش
‫رها کرده و رفته.

00:24:40.166 --> 00:24:44.452
‫می‌خوای بری داخل و بذاری
‫بدونه که تو اینجایی؟

00:24:48.162 --> 00:24:49.595
‫چرا یک دقیقه نمی‌شینی؟

00:24:49.596 --> 00:24:51.596
‫باشه.

00:24:55.836 --> 00:24:58.908
‫ما تشییع جنازه برگزار کردیم.

00:24:59.740 --> 00:25:02.883
‫همه به اون تشییع جنازه اومدن.

00:25:04.344 --> 00:25:07.131
‫اون حتی سنگ قبر هم داره.

00:25:21.589 --> 00:25:23.696
‫کپنر بهم گفت که جریان از چه قراره.

00:25:23.697 --> 00:25:26.698
‫تو قرار بود بیرونش کنی.

00:25:27.701 --> 00:25:29.773
‫فکر کردم رفته.

00:25:31.196 --> 00:25:34.125
‫اما الان خوشحالم که نرفته.

00:25:34.475 --> 00:25:37.547
‫اگر پسرش کلیه نگیره می‌میره.

00:25:38.545 --> 00:25:40.613
‫کارهای بدش رو توجیه نمی‌کنم.
‫به هیچ وجه.

00:25:40.614 --> 00:25:43.316
‫اما شاید... شاید این شیوهٔ
‫اون برای خروج از اون شرایط و

00:25:43.317 --> 00:25:46.532
‫تبدیل شدن به یک آدم بهتر باشه.

00:25:47.654 --> 00:25:48.888
‫شاید اون متأسفه.

00:25:48.889 --> 00:25:51.103
‫شاید تغییر کرده.

00:25:59.233 --> 00:26:01.467
‫پدره مطابقت می‌کنه.

00:26:01.468 --> 00:26:03.669
‫نیازی نیست تو هم درگیر باشی.

00:26:03.670 --> 00:26:06.472
‫می‌تونی این مورد رو بیرون بمونی.

00:26:06.473 --> 00:26:09.402
‫نه. این رو بیرون نمی‌شینم.

00:26:32.286 --> 00:26:34.786
‫فراموشش کن جو، باشه؟

00:26:36.703 --> 00:26:38.237
‫می‌دونم.

00:26:38.238 --> 00:26:39.772
‫این کار رو نکن جو!

00:26:39.773 --> 00:26:42.273
‫صبر کن.
‫دست نگه دار.

00:26:48.276 --> 00:26:51.350
‫اینجا تو قهرمان داستان نیستی.

00:26:51.351 --> 00:26:54.720
‫حق نداری این رو برای خودت
‫پیروزی به حساب بیاری.

00:26:54.721 --> 00:26:58.164
‫این کمترین کاریه که می‌تونی بکنی.
‫کمترین کار ممکن.

00:26:59.493 --> 00:27:01.861
‫من دارم کار درست رو انجام می‌دم.

00:27:01.862 --> 00:27:03.262
‫من اینطور فکر نمی‌کنم.

00:27:03.263 --> 00:27:05.430
‫به نظرم تو دنبال یه بهانه‌ای

00:27:05.431 --> 00:27:08.568
‫تا مثل کرم دوباره
‫سر از زندگی‌شون دربیاری.

00:27:08.569 --> 00:27:09.969
‫اینطور نیست.

00:27:09.970 --> 00:27:11.938
‫قسم می‌خورم.

00:27:11.939 --> 00:27:15.868
‫من نمی‌تونم کارهایی که کردم رو پس بگیرم.

00:27:16.476 --> 00:27:19.548
‫اما می‌تونم این کار رو بکنم.

00:27:20.814 --> 00:27:23.886
‫فقط می‌خوام یک کار خوب بکنم.

00:27:24.818 --> 00:27:28.793
‫اگر واقعاً می‌خوای یک کار خوب بکنی
‫هیچ‌وقت بهشون چیزی از این نگو.

00:27:28.794 --> 00:27:30.790
‫این کار رو ناشناس انجام بده و برو.

00:27:30.791 --> 00:27:33.459
‫اون‌ها هرگز نباید بفهمن
‫این کلیهٔ تو بوده

00:27:33.460 --> 00:27:36.175
‫و دیگه هرگز نباید
‫مجبور بشن تو رو ببینن.

00:27:56.037 --> 00:27:58.429
‫خدای من!
‫اون یک شوهر سلطه‌گر بوده؟

00:27:58.430 --> 00:28:00.624
‫آره. الان اون تنها امیدشونه.

00:28:00.625 --> 00:28:02.833
‫اون بچه داره کلیهٔ بدجنس باباش رو می‌گیره.

00:28:02.834 --> 00:28:04.350
‫دارین کار درست رو انجام می‌دین.

00:28:04.351 --> 00:28:05.436
‫حس ناخوشایندی داره.

00:28:05.437 --> 00:28:09.006
‫آره، اما انتخاب درست اونیه که
‫جون همه رو نجات بده.

00:28:09.007 --> 00:28:10.141
‫حرف خردمندانه‌ای بود.

00:28:10.142 --> 00:28:12.500
‫من آدم خردمندی‌ام.

00:28:13.341 --> 00:28:15.012
‫و راستش تو خیلی پررویی...

00:28:15.013 --> 00:28:17.281
‫پررو و مزاحم و من دیگه
‫نمی‌تونم این رو تحمل کنم.

00:28:17.282 --> 00:28:19.997
‫اینطوری خیلی کیف می‌ده.

00:28:24.990 --> 00:28:27.134
‫این زن یک تهدیده.

00:28:27.626 --> 00:28:30.061
‫و چیزی که من ازش متنفرم
‫خودشیفتگی اونه.

00:28:30.062 --> 00:28:32.896
‫اون تجربهٔ لازم برای این همه
‫خودشیفتگی رو نداره.

00:28:32.897 --> 00:28:35.465
‫و این احترام قائل نبودن برای دیگران رو

00:28:35.466 --> 00:28:37.435
‫زیر اداهای شاد و شنگولش
‫مخفی می‌کنه.

00:28:37.436 --> 00:28:39.002
‫آره، به خودش اطمینان داره.

00:28:39.003 --> 00:28:41.305
‫زیاد از حد
‫به خودش اطمینان داره.

00:28:41.306 --> 00:28:42.473
‫اون یک تهدیده.

00:28:42.474 --> 00:28:44.474
‫خدایا، همینطوره.

00:28:45.510 --> 00:28:47.510
‫اَه!

00:28:56.305 --> 00:28:58.789
‫گوون، همسر سابقت اینجاست.

00:28:58.790 --> 00:29:00.124
‫اون‌ها پیداش کردن.

00:29:00.125 --> 00:29:01.726
‫گوون، اون‌ها می‌گن اون زنده‌ست؟

00:29:01.727 --> 00:29:03.194
‫همینطوره، اما، تیم...

00:29:03.195 --> 00:29:05.796
‫من باورم نمی‌شه.
‫باورم نمی‌شه اون زنده‌ست!

00:29:05.797 --> 00:29:08.940
‫تیم، اون ممکنه ما رو نشناسه.

00:29:09.670 --> 00:29:11.884
‫ما مطمئن نیستیم.

00:29:11.903 --> 00:29:13.837
‫معلوم نیست در دنیای واقعی
‫به چی پاسخ می‌ده

00:29:13.838 --> 00:29:15.306
‫و چی توی ذهنش می‌گذره.

00:29:15.307 --> 00:29:16.741
‫حتماً می‌شناسه.

00:29:16.742 --> 00:29:20.171
‫ما پدر و مادرشیم.
‫حتماً می‌شناسه.

00:29:21.146 --> 00:29:23.146
‫آماده‌این؟

00:29:28.920 --> 00:29:31.522
‫کلر. کلر.
‫من دکتر پیرس هستم.

00:29:31.523 --> 00:29:33.057
‫پیرس؟

00:29:33.058 --> 00:29:34.825
‫پیرس. پیرس.

00:29:34.826 --> 00:29:35.893
‫سوزن‌ها فرو می‌رن.
‫<font color="#ff3333">‫(«پیرس» معنی «فرو رفتن» نیز می‌دهد.)</font>

00:29:35.894 --> 00:29:37.762
‫توی بازوهام خونه...

00:29:37.763 --> 00:29:39.763
‫و مارها... مارها...

00:29:39.831 --> 00:29:41.031
‫می‌تونم ببینمشون.

00:29:41.032 --> 00:29:43.701
‫نمی‌تونید... نمی‌تونید... قبلاً‌ خوردید.

00:29:43.702 --> 00:29:46.702
‫- کلر؟
‫- مارها اینجا توی...

00:29:47.038 --> 00:29:49.038
‫سلام عزیزم.

00:29:51.910 --> 00:29:54.339
‫نه. نه، نه، نه، نه!

00:29:54.913 --> 00:29:56.280
‫- نه!
‫- پنج واحد هالدول!

00:29:56.281 --> 00:29:57.715
‫منم مامانت.

00:29:57.716 --> 00:30:00.884
‫- ماییم، پدر و مادرت.
‫- شما نمی‌تونید خون توی بازوهام رو بخورید.

00:30:00.885 --> 00:30:02.219
‫نمی‌تونید بخوریدش!

00:30:02.220 --> 00:30:04.054
‫خیلی خب... بیاید
‫بهش یه مقدار فضا بدیم.

00:30:04.055 --> 00:30:06.123
‫نمی‌تونید بخوریدشون!

00:30:06.124 --> 00:30:08.124
‫تو در امانی.

00:30:08.527 --> 00:30:10.060
‫خیلی خب، کلر. خیلی خب.

00:30:10.061 --> 00:30:13.562
‫مشکلی نیست.
‫حالش روبراه می‌شه.

00:30:18.737 --> 00:30:21.023
‫آماده برای آناستوموز.

00:30:21.379 --> 00:30:23.040
‫دکتر کرو.

00:30:23.041 --> 00:30:24.608
‫کارت عالی بود ادواردز.

00:30:24.609 --> 00:30:27.895
‫من اینجام اگر بهم احتیاج داشتی.

00:30:45.931 --> 00:30:50.267
‫به نظر میاد رزیدنت‌ها بدون
‫هیچ مشکلی از پسش براومدن.‌

00:30:50.268 --> 00:30:52.970
‫چندتا از داستان‌ها رو از دست دادی.

00:30:52.971 --> 00:30:55.172
‫من رفتم و با گری صحبت کردم.

00:30:55.173 --> 00:30:57.007
‫جدی؟ اون برمی‌گرده؟

00:30:57.008 --> 00:30:59.152
‫نه. برنمی‌گرده.

00:31:00.111 --> 00:31:02.913
‫بیلی، تو...
‫داری مسخره عمل می‌کنی.

00:31:02.914 --> 00:31:04.782
‫تو نه تنها مردیت، وقت و پول رو
‫تلف می‌کنی

00:31:04.783 --> 00:31:06.750
‫بلکه داری خودت و
‫بیمارستان رو هم تلف می‌کنی.

00:31:06.751 --> 00:31:09.186
‫نه، من نه.
‫تو داری این کار رو می‌کنی.

00:31:09.187 --> 00:31:11.259
‫اون تو رو انتخاب کرد.

00:31:26.037 --> 00:31:30.241
‫می‌خوام براش افزایش تدریجی دوز
‫هالوپریدول رو شروع کنم.

00:31:30.242 --> 00:31:34.011
‫بعد از پایدار شدن وضعش داروهای
‫جدیدتری هست که می‌تونیم امتحان کنیم.

00:31:34.012 --> 00:31:37.015
‫امیدوارم این باعث توقف
‫افکار بهم ریخته‌اش بشه

00:31:37.016 --> 00:31:39.049
‫و کمک کنه بتونه ارتباط برقرار کنه...

00:31:39.050 --> 00:31:40.651
‫آیا بعدش ما رو می‌شناسه؟

00:31:40.652 --> 00:31:42.887
‫اگر نشناسه چی؟ چکار کنیم؟

00:31:42.888 --> 00:31:46.156
‫بعد از اینکه راحت‌تر شد و وضعش پایدار شد
‫دیگه به خودش برمی‌گرده.

00:31:46.157 --> 00:31:48.325
‫بعضی‌ها از حسی که داروها
‫ایجاد می‌کنن خوششون نمیاد

00:31:48.326 --> 00:31:51.795
‫و از کنترل خارج می‌شن و دوباره
‫به وضعیتی که بودن برمی‌گردن.

00:31:51.796 --> 00:31:53.197
‫ما هیچی نمی‌دونیم.

00:31:53.198 --> 00:31:56.099
‫من اطمینان حاصل می‌کنم که
‫در مورد خدمات و برنامه‌های

00:31:56.100 --> 00:31:59.169
‫حمایتی خانگی دائم اطلاعات لازم
‫به خانوادهٔ شما داده بشه.

00:31:59.170 --> 00:32:00.504
‫شما می‌تونید برگردید داخل

00:32:00.505 --> 00:32:04.505
‫و... تا موقعی که بهوش بیاد
‫کنارش بنشینید.

00:32:04.743 --> 00:32:07.211
‫اگر اشکالی نداره
‫همین‌جا صبر می‌کنیم.

00:32:07.212 --> 00:32:09.212
‫باشه.

00:32:11.917 --> 00:32:15.346
‫ما بعداً برمی‌گردیم و سر می‌زنیم.

00:32:16.988 --> 00:32:18.722
‫من...

00:32:18.723 --> 00:32:20.524
‫اسکیزوفرنی بیماری سختیه

00:32:20.525 --> 00:32:23.526
‫ولی کنترلش می‌تونه کمک کنه.

00:32:23.561 --> 00:32:25.095
‫منظورت چیه؟

00:32:25.096 --> 00:32:27.264
‫من فقط درک نمی‌کنم.

00:32:27.265 --> 00:32:30.200
‫من... اگر من بودم فقط از اینکه
‫زنده‌ست خوشحال می‌بودم.

00:32:30.201 --> 00:32:32.740
‫چطوره که این یک پایان خوب
‫به حساب نمیاد؟

00:32:32.741 --> 00:32:35.813
‫راست می‌گی. تو درک نمی‌کنی.

00:32:35.840 --> 00:32:38.269
‫می‌خوام که درک کنم.

00:32:39.878 --> 00:32:42.279
‫اون‌ها ازش دل بریدن.

00:32:42.280 --> 00:32:45.382
‫تنها یک جعبهٔ خالی رو زیر خاک
‫دفن کردن، از ماجرا گذشتن،

00:32:45.383 --> 00:32:47.284
‫نوشیدنی خوردن و
‫فیلم تماشا کردن.

00:32:47.285 --> 00:32:49.719
‫به زندگی خودشون مشغول شدن
‫و در تمام این مدت

00:32:49.720 --> 00:32:53.190
‫دخترشون زیر بارون راه می‌رفته
‫و درد می‌کشیده و تنها بوده.

00:32:53.191 --> 00:32:57.120
‫اون‌ها خودشون رو هرگز
‫بخاطر این نمی‌بخشن.

00:32:59.097 --> 00:33:01.455
‫و نبایست هم ببخشن.

00:33:11.409 --> 00:33:13.143
‫- سلام.
‫- سلام. سرت شلوغه؟

00:33:13.144 --> 00:33:17.515
‫آره، الان می‌خواستم دیوار رو رنگ
‫بزنم و تماشاش کنم تا رنگش خشک بشه.

00:33:18.216 --> 00:33:20.818
‫امروز من و کرو در خلال
‫یک جراحی پیوند کلیه

00:33:20.819 --> 00:33:24.886
‫ در مورد موضوع
‫«جراح‌های فردا» صحبت می‌کردیم.

00:33:24.887 --> 00:33:25.920
‫و؟

00:33:25.921 --> 00:33:29.593
‫و اینکه بودن تو در اینجا بجای اینکه
‫اونجا باشی یعنی ضرر.

00:33:29.594 --> 00:33:31.628
‫همینطور اینکه انتخابش با خودته.

00:33:31.629 --> 00:33:34.344
‫و اینکه این کار لجاجته.

00:33:34.697 --> 00:33:35.966
‫بیلی باهات صحبت کرد؟

00:33:35.967 --> 00:33:37.301
‫همینطوره.

00:33:37.302 --> 00:33:39.245
‫مردیت، برگرد.

00:33:39.246 --> 00:33:41.572
‫روز دیگه‌ای رو تلف نکن.
‫نه به خاطر من.

00:33:41.573 --> 00:33:44.675
‫می‌خوام، اما هر بار که سعی می‌کنم

00:33:44.676 --> 00:33:49.463
‫صدای مادرم رو می‌شنوم که میگه:
‫«مردیت، اون ریچارده.»

00:33:51.116 --> 00:33:54.284
‫این خیلی قشنگه.
‫اما هر دومون می‌دونیم

00:33:54.285 --> 00:33:58.571
‫که مادرت هرگز من رو مقدم بر
‫حرفه‌اش نمی‌ذاشت.

00:33:59.090 --> 00:34:00.858
‫درسته.

00:34:00.859 --> 00:34:04.194
‫اما انتظار می‌ره من بهتر از اون رفتار کنم.

00:34:04.195 --> 00:34:05.929
‫آیا نکتهٔ مهم این نیست؟
‫اینکه بهتر باشیم؟

00:34:05.930 --> 00:34:08.787
‫من نمی‌تونم مثل اون باشم.

00:34:11.469 --> 00:34:13.755
‫برو شغلت رو بگیر.

00:34:18.777 --> 00:34:20.777
‫شب بخیر.

00:34:41.299 --> 00:34:43.513
‫دکتر بیلی لطفاً.

00:35:15.171 --> 00:35:16.648
‫عمل پیوند من موفقیت‌آمیز بود.

00:35:16.649 --> 00:35:20.036
‫- ممنون که سؤال کردی.
‫- منظورت عمل پیوند مینیکه؟

00:35:20.037 --> 00:35:22.323
‫آره، پیوند مینیک.

00:35:22.826 --> 00:35:25.952
‫تا حالا ندیده بودم که
‫رزیدنت‌ها مثل امروز یاد بگیرن.

00:35:25.953 --> 00:35:28.025
‫الهام‌بخش بود.

00:35:44.252 --> 00:35:46.487
‫سلام. داشتم همین الان
‫بهت پیامک می‌دادم.

00:35:46.488 --> 00:35:47.848
‫این اصلاً جالب نیست.

00:35:47.849 --> 00:35:50.424
‫- این... این خوش نمی‌گذره.
‫- ببخشید. متوجه نمی‌شم.

00:35:50.425 --> 00:35:51.909
‫دوست ندارم تظاهر کنم ازت خوشم نمیاد

00:35:51.910 --> 00:35:54.828
‫و به چیزهای ناراحت‌کننده‌ای که
‫بقیه در موردت می‌گن گوش کنم...

00:35:54.829 --> 00:35:56.163
‫اون‌ها چی می‌گن؟

00:35:56.164 --> 00:35:57.531
‫چون می‌دونم تو اینطوری نیستی.

00:35:57.532 --> 00:35:58.966
‫بایست این رو بدونن.
‫بایستی بفهمن.

00:35:58.967 --> 00:36:00.376
‫- آریزونا...
‫- چون تو مهربونی،

00:36:00.377 --> 00:36:02.499
‫باهوشی، بامزه‌ای و دلسوزی.

00:36:02.500 --> 00:36:04.868
‫تو حتی شاید بیشتر از من
‫دلسوز شاگردها هستی.

00:36:04.869 --> 00:36:06.292
‫و این شیوهٔ هوشمندانه رو داری که

00:36:06.293 --> 00:36:08.554
‫پیروزی‌های خودت رو تبدیل
‫به پیروزی‌های اون‌ها می‌کنی

00:36:08.555 --> 00:36:10.662
‫و برای اینجا و همینطور
‫برای اون‌ها مناسبی.

00:36:10.663 --> 00:36:12.321
‫- باید این رو بدونن.
‫- آریزونا، بس کن.

00:36:12.322 --> 00:36:14.738
‫- به نظرم این...
‫- لازمه جلوت رو بگیرم...

00:36:14.739 --> 00:36:16.953
‫تا بتونم ببوسمت.

00:36:17.015 --> 00:36:19.015
‫بس کن.

00:36:37.453 --> 00:36:39.290
‫کلر.

00:36:39.291 --> 00:36:40.804
‫حالت چطوره؟

00:36:40.805 --> 00:36:42.506
‫فقط می‌خوام پانسمات رو چک کنم، باشه؟

00:36:42.507 --> 00:36:44.507
‫من... من...

00:36:45.485 --> 00:36:47.945
‫نمی‌خواستم... مرتب‌شون کنم.

00:36:47.946 --> 00:36:51.089
‫اون‌ها آدم رو قطع و وصل می‌کنن

00:36:51.249 --> 00:36:54.392
‫و نمودار دارن و... شرایط و...

00:36:58.890 --> 00:37:02.089
‫کلر، ما ضربان‌سازت رو زیر نظر داریم

00:37:02.090 --> 00:37:04.929
‫و اون داره قشنگ کار می‌کنه.

00:37:04.930 --> 00:37:06.730
‫تو رو تحت درمان با داروهایی گذاشتیم

00:37:06.731 --> 00:37:09.291
‫که آرومت کنن. ممکنه یه مقدار
‫احساس بی‌حالی بهت بده.

00:37:09.292 --> 00:37:10.353
‫باشه.

00:37:10.354 --> 00:37:11.625
‫من... شما نمی‌تونید...

00:37:11.626 --> 00:37:13.086
‫شما... شما نمی‌تونید حس کنید...

00:37:13.087 --> 00:37:15.609
‫شما نمی‌تونید مارهای
‫توی کلاه رو حس کنید.

00:37:15.610 --> 00:37:19.110
‫هیچ‌کس نمی‌تونه مارها رو حس کنه.

00:37:22.800 --> 00:37:24.800
‫سلام مامان.

00:37:27.171 --> 00:37:29.171
‫سلام.

00:37:30.140 --> 00:37:32.140
‫سلام عزیزم.

00:37:33.010 --> 00:37:35.296
‫سلام، «کلر خرسی».

00:37:37.981 --> 00:37:40.410
‫می‌شه کنارت بشینیم؟

00:37:41.318 --> 00:37:44.390
‫می‌تونید... می‌تونید بشینید.

00:37:51.796 --> 00:37:55.368
‫می‌تونید بشینید، اما متوجه نمی‌شید.

00:37:56.086 --> 00:37:58.230
‫من متوجه می‌شم.

00:37:58.335 --> 00:38:01.264
‫اون‌ها لای همدیگه می‌خزن...

00:38:01.905 --> 00:38:05.105
‫مارها... توی گاری هستن.

00:38:05.309 --> 00:38:07.595
‫اون‌ها بهم گفتن.

00:38:16.149 --> 00:38:17.149
‫پس...

00:38:17.773 --> 00:38:18.773
‫من...

00:38:19.800 --> 00:38:22.158
‫من هنوز کلیه دارم؟

00:38:22.384 --> 00:38:24.742
‫و کریس... اون هم...

00:38:26.167 --> 00:38:27.890
‫کلیه داره؟

00:38:27.891 --> 00:38:30.433
‫بله. کریس یک کلیهٔ دیگه دریافت کرد.

00:38:30.434 --> 00:38:34.512
‫یک کلیهٔ بی‌نقص و سالم
‫از یک اهداکنندهٔ زنده.

00:38:34.513 --> 00:38:36.513
‫اما... چطور؟

00:38:37.102 --> 00:38:39.316
‫از... از چه کسی؟

00:38:44.248 --> 00:38:46.748
‫یک اهدای بی‌نام و اختصاصی بود.

00:38:47.964 --> 00:38:52.276
‫کاملاً هم‌خوانی داره و بدن کریس
‫هم داره به خوبی جواب می‌ده.

00:38:52.277 --> 00:38:54.183
‫باورم نمی‌شه...

00:38:54.184 --> 00:38:56.971
‫که مردم انقدر خوبن...

00:38:58.283 --> 00:39:01.212
‫که انقدر می‌تونن خوب باشن.

00:39:01.520 --> 00:39:03.520
‫ممنونم.

00:39:05.857 --> 00:39:08.593
‫به نظر میاد اون به داروها جواب داده.

00:39:08.594 --> 00:39:10.461
‫خوبه.

00:39:10.462 --> 00:39:14.966
‫این خانواده باید از ایدهٔ پیگیری
‫ضربان‌ساز سپاسگزار باشن.

00:39:14.967 --> 00:39:17.153
‫اگر تو هم بودی به ذهنت می‌رسید.

00:39:18.604 --> 00:39:23.890
‫به نظر میاد اون‌ها دوباره
‫دختر کوچولوشون رو بدست آوردن.

00:39:26.244 --> 00:39:28.244
‫آیا تو...

00:39:29.314 --> 00:39:31.672
‫می‌خوای حرف بزنیم؟

00:39:33.619 --> 00:39:35.124
‫نه. من... من...
‫حالم خیلی خوبه.

00:39:35.125 --> 00:39:37.125
‫فقط...

00:39:37.422 --> 00:39:39.780
‫پایان خوش، مگه نه؟

00:39:41.560 --> 00:39:43.560
‫شب بخیر.

00:39:48.541 --> 00:39:50.541
‫ویلسون.

00:39:50.734 --> 00:39:52.734
‫حالت چطوره؟

00:39:52.964 --> 00:39:54.964
‫روبراهی؟

00:40:00.870 --> 00:40:04.442
‫آیا لازمه کاری برات انجام بدم یا...

00:40:13.692 --> 00:40:15.692
‫<font color="#00ff00"><i>‫من توی گردهمایی‌ها شرکت نمی‌کنم</i></font>

00:40:15.716 --> 00:40:18.716
‫<font color="#00ff00"><i>‫‫اما می‌تونم بفهمم چرا
‫بقیه این کار رو می‌کنن.</i></font>

00:40:20.666 --> 00:40:22.666
‫ممنونم.

00:40:27.739 --> 00:40:33.168
‫<font color="#00ff00"><i>‫باعث می‌شه آدم احساسی رو که
‫‫مدت‌ها نداشته دوباره تجربه کنه.</i></font>

00:40:40.185 --> 00:40:44.900
‫<font color="#00ff00"><i>‫فضای خودمونی، آشنا و گرم؛
‫‫یه جورایی مثل برگشتن به خونه.</i></font>

00:40:56.376 --> 00:40:58.376
‫چیه؟

00:40:59.199 --> 00:41:02.271
‫ناتان امروز خیلی ناراحت بود.

00:41:02.441 --> 00:41:06.752
‫بیماری داشتیم که بعد از سال‌ها
‫که گم شده بود پیدا شد.

00:41:06.945 --> 00:41:09.874
‫با خانواده‌اش تماس گرفتیم.

00:41:10.802 --> 00:41:14.237
‫به نظرم باعث شد احساسات زیادی
‫در مورد نامزدش براش تداعی بشه.

00:41:14.238 --> 00:41:16.238
‫«مگان»؟

00:41:18.190 --> 00:41:21.262
‫تا حالا اینطوری ندیده بودمش.

00:41:22.930 --> 00:41:26.002
‫وقتی که درک مرد، فقط یک روز بود...

00:41:26.438 --> 00:41:30.438
‫تنها یک روز بود
‫که نمی‌دونستم اون کجاست.

00:41:31.313 --> 00:41:33.737
‫وانمود می‌کردم
‫همه‌چیز قراره درست بشه

00:41:33.738 --> 00:41:36.496
‫اما از درون داشتم دیوونه می‌شدم.

00:41:39.498 --> 00:41:42.368
‫حدس می‌زنم برای ناتان
‫هر روز مثل اون روز باشه.

00:41:42.369 --> 00:41:43.992
‫<font color="#00ff00"><i>‫می‌بینی که بقیه چه تغییری کردن.</i></font>

00:41:43.993 --> 00:41:46.450
‫<font color="#00ff00"><i>‫چه اون‌هایی که آرزوها و
‫‫رویاهاشون رو محقق کردن</i></font>

00:41:46.451 --> 00:41:49.053
‫<font color="#00ff00"><i>و چه اون‌هایی که
‫آرزوها و رویاهاشون رو از دست دادن.</i></font>

00:41:49.054 --> 00:41:50.721
‫آره.

00:41:50.722 --> 00:41:52.389
‫تو اون رو درک می‌کنی.

00:41:52.390 --> 00:41:53.824
‫این رو نمی‌دونم.

00:41:53.825 --> 00:41:56.091
‫<font color="#00ff00"><i>‫شاید هم ببینی که
‫اون‌ها چیزی رو پیدا کردن</i></font>

00:41:56.092 --> 00:41:58.482
‫<font color="#00ff00"><i>‫که همه‌مون بایستی پیدا کنیم...</i></font>

00:41:58.483 --> 00:42:01.555
‫<font color="#00ff00"><i>‫یعنی امیدها و آرزوهای تازه.</i></font>

00:42:03.512 --> 00:42:23.441
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.

