WEBVTT

00:00:05.969 --> 00:00:09.112
<font color="#00ff00"><i>‫یک داستان قدیمی هست که
‫در اون پدری دو تا پسر داشت.</i></font>

00:00:09.113 --> 00:00:11.781
<font color="#00ff00"><i>‫وقتی پدر می‌فهمه جنگ داخلی
‫در حال شروع شدنه</i></font>

00:00:11.782 --> 00:00:16.652
<font color="#00ff00"><i>‫یکی از پسرها رو به جبههٔ شمال و
‫دیگری رو به جبههٔ جنوب فرستاد.</i></font>

00:00:18.022 --> 00:00:20.990
<font color="#00ff00"><i>‫فکر می‌کرد اگر
‫پسرهاش در هر دو طرف جنگ باشن</i></font>

00:00:20.991 --> 00:00:23.592
<font color="#00ff00"><i>‫شانس بیشتری وجود داره که
‫یکی‌شون نجات پیدا کنه.</i></font>

00:00:35.573 --> 00:00:37.707
<font color="#00ff00"><i>‫چون وقتی آدم درگیر یک جنگ خانگی می‌شه</i></font>

00:00:37.708 --> 00:00:40.809
<font color="#00ff00"><i>‫تلفات چنین جنگی
‫همسایه‌ها،...</i></font>

00:00:47.184 --> 00:00:51.153
<font color="#00ff00"><i>‫دوستان و خانوادهٔ آدم هستن.</i></font>

00:00:54.758 --> 00:00:57.292
<font color="#00ff00"><i>‫و باعث تنهایی آدم می‌شه.</i></font>

00:01:05.436 --> 00:01:07.770
‫لازمه کاری انجام بدی.

00:01:07.771 --> 00:01:09.706
‫بهت گفتم که می‌کنم.

00:01:09.707 --> 00:01:12.509
‫فقط لباس‌های ظریفت رو جدا کن.

00:01:12.510 --> 00:01:13.676
‫منظورم لباس شستن نیست.

00:01:13.677 --> 00:01:15.178
‫موردی که می‌گم جالبه.

00:01:15.179 --> 00:01:17.380
‫احتیاج دارم توی بیمارستان
‫یک آنوریسم رو گیره بزنی.

00:01:17.381 --> 00:01:18.715
‫من توی مرخصی‌ام.

00:01:18.716 --> 00:01:20.750
‫آره. اما باید از مرخصی در بیای.

00:01:20.751 --> 00:01:22.019
‫- نه.
‫- خواهش می‌کنم.

00:01:22.020 --> 00:01:25.522
‫کوتاه بیا. بیمار یک راهبهٔ پیر و مهربونه
‫که به جراحی قلب باز احتیاج داره

00:01:25.523 --> 00:01:28.358
‫اما تا وقتی که آنوریسم مغزش
‫گیره زده نشه، نمی‌شه عملش کرد.

00:01:28.359 --> 00:01:30.760
‫خیلی غم‌انگیزه.

00:01:30.761 --> 00:01:31.961
‫خواهر «اگنس» بیچاره.

00:01:31.962 --> 00:01:33.463
‫من رو با این چیزها گول نزن.

00:01:33.464 --> 00:01:35.598
‫یخرده آب و روغنش زیاد شد،
‫ولی خواهش می‌کنم.

00:01:35.599 --> 00:01:37.934
‫خواهش می‌کنم. کوتاه بیا.
‫بهت احتیاج دارم. تو بهترینی.

00:01:37.935 --> 00:01:40.803
‫و بهم نگو که دلت برای اتاق عمل تنگ نشده.

00:01:40.804 --> 00:01:43.973
‫فقط یک گیرهٔ کوچولو و اینطوری
‫می‌تونی از این خماری در بیای.

00:01:43.974 --> 00:01:46.409
‫فقط یک گیرهٔ کوچولو.

00:01:46.410 --> 00:01:48.077
‫میای و می‌ری.

00:01:48.078 --> 00:01:50.977
‫منم اطمینان حاصل می‌کنم که
‫آون تو رو نبینه.

00:01:50.978 --> 00:01:53.087
‫قول می‌دم.

00:01:54.952 --> 00:01:57.719
‫بهم ده دقیقه وقت بده.

00:02:00.257 --> 00:02:02.392
‫- صبح بخیر. چه خوبه که برگشتی.
‫- صبح بخیر. ممنونم.

00:02:02.393 --> 00:02:04.093
‫وقتی که من رئیس بودم...

00:02:04.094 --> 00:02:06.261
‫رئیس «موقت».

00:02:06.830 --> 00:02:08.598
‫از سر خود گزارش‌های
‫جمع شده از رزیدنت‌ها،

00:02:08.599 --> 00:02:11.569
‫بودجهٔ بخش، و سفارشات
‫تجهیزات رو برات انجام دادم.

00:02:11.570 --> 00:02:13.937
‫- می‌خواستم همین کارها رو بکنم.
‫- البته که می‌خواستی.

00:02:13.938 --> 00:02:15.138
‫با خودم گفتم درست مثل وقتی که

00:02:15.139 --> 00:02:17.974
‫آدم ماشین کسی رو می‌گیره و
‫با باک پر به صاحبش برمی‌گردونه...

00:02:17.975 --> 00:02:20.275
‫تو ماشین رو دزدیدی.

00:02:21.323 --> 00:02:23.390
‫قابلی نداشت.

00:02:23.914 --> 00:02:25.848
‫ببین کی برگشته.

00:02:25.849 --> 00:02:29.085
‫باید بگم فکر می‌کردم
‫بیشتر از این‌ها طاقت بیاری.

00:02:29.086 --> 00:02:30.687
‫- سریع عقب نشینی کردی.
‫- اینطور نیست.

00:02:30.688 --> 00:02:32.455
‫الان که اینجایی، مگه نه؟

00:02:32.456 --> 00:02:33.656
‫رئیس مینیک رو اخراج نکرد.

00:02:33.657 --> 00:02:34.958
‫دکتر وبر ازم خواست که برگردم.

00:02:34.959 --> 00:02:36.125
‫عقب‌نشینی‌ای در کار نبود.

00:02:36.126 --> 00:02:38.806
‫باشه اگر تو می‌گی.

00:02:42.099 --> 00:02:44.334
‫اگر از طرف خوشت میاد
‫چرا راحت نمی‌ری باهاش باشی؟

00:02:44.335 --> 00:02:46.336
‫- چون نمی‌خوام باهاش باشم.
‫- خودمونیم.

00:02:46.337 --> 00:02:48.171
‫آیا بخاطر مگی هستش؟
‫اون با این کنار میاد.

00:02:48.172 --> 00:02:49.172
‫نه. نمی‌خوام باهاش باشم.

00:02:49.173 --> 00:02:52.367
‫خیلی خب. ولی می‌خوای.

00:02:52.368 --> 00:02:55.243
‫اما نمی‌خوام.

00:03:02.930 --> 00:03:05.305
‫گوش کن،
‫آیا بین ما مشکلی نیست؟

00:03:05.306 --> 00:03:06.990
‫منظورت چیه که
‫«بین ما مشکلی نیست»؟

00:03:06.991 --> 00:03:09.659
‫نمی‌خوام مشکلی با بیمارها بوجود بیاد.

00:03:09.660 --> 00:03:12.729
‫آیا مشکلی نداریم؟
‫منظورم از کار کردن با همدیگه‌ست.

00:03:12.730 --> 00:03:15.005
‫مشکلی نداریم.

00:03:15.006 --> 00:03:16.799
‫باید می‌پرسیدم
‫چون پای بچه‌ها در میونه.

00:03:16.800 --> 00:03:18.001
‫مشکلی نداریم.

00:03:18.002 --> 00:03:20.918
‫خیلی خب. خوبه.

00:03:24.308 --> 00:03:25.608
‫تشک‌ها؟

00:03:25.609 --> 00:03:28.511
‫بله. لازمه تمام تشک‌های اتاق‌های
‫استراحت پزشک آنکال رو عوض کنی.

00:03:28.512 --> 00:03:30.713
‫- قابل قبول نیست.
‫- اشتباه نمی‌گه.

00:03:30.714 --> 00:03:32.215
‫تشک‌ها قلمبه قلمبه شدن.

00:03:32.216 --> 00:03:34.317
‫شکل‌شون رو از دست دادن
‫و کمر رو پوشش نمی‌دن.

00:03:34.318 --> 00:03:37.220
‫جراح‌هامون به استراحت کامل نیاز
‫دارن نه اینکه آسیب نخاعی ببینن.

00:03:37.221 --> 00:03:38.488
‫متوجه شدم.

00:03:38.489 --> 00:03:41.524
‫می‌تونی به دکتر وبر بگی اگر
‫می‌خواد درست و حسابی بخوابه

00:03:41.525 --> 00:03:45.861
‫بایستی بیاد خونه و
‫کنار عروسش بخوابه.

00:03:46.063 --> 00:03:50.699
‫«این رو جزو توصیه‌ها قرار می‌دم.»
<font color="#ff3333">‫(یعنی «قصدی برای انجامش ندارم».)</font>

00:03:51.535 --> 00:03:52.702
‫تشک جدید!

00:03:52.703 --> 00:03:54.837
‫سلام. حالت خوبه؟

00:03:54.838 --> 00:03:56.673
‫نه. پشتم درد می‌کنه.

00:03:56.674 --> 00:04:00.109
‫و هیچی به بدی این نیست که
‫همه از زندگی خصوصیت سر در بیارن.

00:04:00.110 --> 00:04:01.577
‫انقدر بد بوده؟

00:04:01.578 --> 00:04:03.946
‫و تا زمانی که مینیک اینجا باشه
‫اوضاع همینطوری بد می‌مونه.

00:04:03.947 --> 00:04:07.083
‫نمی‌دونم چکار باید بکنم...

00:04:07.084 --> 00:04:09.786
‫جز اینکه عقب بکشم و به مسائل تن بدم.

00:04:09.787 --> 00:04:12.221
‫نه، نه، این قابل قبول نیست.
‫همه پشت تو هستن.

00:04:12.222 --> 00:04:16.025
‫همه پشت من «بودن». هر چی مینیک بیشتر
‫اینجا باشه بقیه بیشتر بهش علاقمند می‌شن.

00:04:16.026 --> 00:04:17.118
‫و وقتی افراد بیشتری علاقمندش بشن...

00:04:17.119 --> 00:04:18.895
‫من پشتتم. فقط...

00:04:18.896 --> 00:04:20.897
‫چرا نمیای خونهٔ من بمونی؟

00:04:20.898 --> 00:04:22.865
‫من یک اتاق مهمون دارم
‫و تشک خیلی خوبی هم داره.

00:04:22.866 --> 00:04:26.016
‫مشکلی نیست.

00:04:26.375 --> 00:04:29.105
‫آریزونا، ممنونم که پای من ایستادی.

00:04:29.106 --> 00:04:31.339
‫تو دوست خوبی هستی.

00:04:38.148 --> 00:04:40.116
‫داریم موضع‌مون رو می‌بازیم.
‫همه مینیک رو دوست دارن.

00:04:40.117 --> 00:04:41.984
‫من نمی‌تونم این رو بگم.
‫کی گفته؟

00:04:41.985 --> 00:04:42.985
‫و حالا هم که مردیت.

00:04:42.986 --> 00:04:44.487
‫من پاش ایستادم و معلق شدم.

00:04:44.488 --> 00:04:45.955
‫و حالا برگشتی.
‫موضعت کاملاً عوض شد.

00:04:45.956 --> 00:04:47.623
‫چون خودش بهم گفت که برگردم.

00:04:47.624 --> 00:04:48.791
‫اما به نظر بقیه اینطور نیست.

00:04:48.792 --> 00:04:50.026
‫تو موضعمون رو تضعیف کردی.

00:04:50.027 --> 00:04:53.730
‫خب اگر اون خودش بخواد که
‫تمومش کنیم دیگه موضعی نداریم.

00:04:53.731 --> 00:04:55.732
‫- مردیت نکتهٔ خوبی رو گفت.
‫- مشکل از مینیک نیست.

00:04:55.733 --> 00:04:57.133
‫مشکل اینه که برنامهٔ اون خوبه

00:04:57.134 --> 00:04:58.968
‫و الان همه این رو می‌دونن.
‫از جمله ریچارد.

00:04:58.969 --> 00:05:00.903
‫شماها غیر قابل باورید.
‫می‌خواین راحت ریچارد رو طرد کنین؟

00:05:00.904 --> 00:05:01.971
‫- نه. اینطور نیست.
‫- نه.

00:05:01.972 --> 00:05:03.256
‫من این کار رو نمی‌کنم.

00:05:03.257 --> 00:05:04.795
‫- من براش می‌جنگم.
‫- چطور؟

00:05:04.796 --> 00:05:07.872
‫مادر من تنها «آوری» این بیمارستان نیست.

00:05:11.315 --> 00:05:15.151
‫گذشته از این به نظر میاد
‫فیستول کولووزیکال خود به خود بسته شده.

00:05:15.152 --> 00:05:17.987
‫نیاز به بازسازی شکمی نیست.

00:05:17.988 --> 00:05:21.090
‫خوبه. امیدوار بودم مجبور نشیم
‫جکسون رو خبر کنیم.

00:05:21.091 --> 00:05:23.025
‫توی خونه هنوز مشکل دارین؟

00:05:23.026 --> 00:05:25.128
‫مطمئن نیستم بتونم
‫بیشتر از این اونجا بمونم.

00:05:25.129 --> 00:05:29.031
‫یعنی می‌خوام. چون مسائل
‫مربوط به هریت خیلی آسون بوده اما...

00:05:29.032 --> 00:05:31.968
‫اما الان همه‌چیز از اون حدی که
‫باید دشوارتر شده.

00:05:31.969 --> 00:05:33.870
‫- می‌دونم.
‫- آره.

00:05:33.871 --> 00:05:36.238
‫- و...
‫- و چی؟

00:05:37.374 --> 00:05:41.110
‫راستش تنزل رتبه خجالت‌آوره.

00:05:41.111 --> 00:05:42.178
‫تو تنزل رتبه نداشتی.

00:05:42.179 --> 00:05:44.547
‫از رئیس بخش جراحی عمومی
‫به پزشک معالج تروما حساب نیست!؟

00:05:44.548 --> 00:05:45.982
‫- اینطور به نظر می‌رسه.
‫- آپریل، آپریل.

00:05:45.983 --> 00:05:49.385
‫یک عنوان فقط به اندازهٔ خود
‫شخصی که اون رو داره ارزش داره.

00:05:49.386 --> 00:05:50.953
‫گری کارش خیلی خوبه

00:05:50.954 --> 00:05:52.288
‫اما وقتی اینجا نبود

00:05:52.289 --> 00:05:54.791
‫کسی که بهش رو آوردن تو بودی.

00:05:54.792 --> 00:05:55.892
‫می‌دونم...

00:05:55.893 --> 00:05:56.959
‫می‌دونی؟

00:05:56.960 --> 00:05:59.828
‫پس طوری رفتار کن که
‫این رو نشون بده.

00:06:07.704 --> 00:06:09.672
‫شیر اومد، پس اسمش «لئو» میشه.

00:06:09.673 --> 00:06:11.774
‫بیا تا وقتی که مطمئن بشیم
‫حالش خوبه صبر کنیم.

00:06:11.775 --> 00:06:12.842
‫بیخیال. بس کن.

00:06:12.843 --> 00:06:15.077
‫خودت موافقت کردی که با سکه
‫انداختن تصمیم‌گیری کنیم.

00:06:15.078 --> 00:06:17.213
‫توی معاینهٔ بعد از تولد
‫متوجه سوفل سیستولیک شدم.

00:06:17.214 --> 00:06:18.981
‫حتماً چیزی نیست اما
‫محض احتیاط خبرتون کردم.

00:06:18.982 --> 00:06:22.784
‫من بررسی‌اش می‌کنم.
‫دلوکا، یک پالس اکسی‌متر بده.

00:06:23.854 --> 00:06:26.222
‫عزیزم، پسر کوچولوی ما
‫نیاز به یک اسم داره...

00:06:26.223 --> 00:06:28.024
‫قطعاً تا قبل از رفتن به مدرسه.

00:06:28.025 --> 00:06:30.393
‫اما احتمالاً قبل از اینکه از اینجا
‫بریم هم لازمش می‌شه.

00:06:30.394 --> 00:06:34.096
‫اگر شیر اومد، اسمش می‌شه «لئو»
‫و اگر خط اومد می‌شه «آگوست».

00:06:34.097 --> 00:06:35.964
‫چرا اسم مورد علاقهٔ من خط باشه؟

00:06:35.965 --> 00:06:37.965
‫باشه. شیر برای آگوست.

00:06:42.406 --> 00:06:43.439
‫شیر؟

00:06:43.440 --> 00:06:45.540
‫می‌شه آگوست.

00:06:47.077 --> 00:06:49.011
‫پالس اکسی‌متر زیر
‫حد طبیعی نشون می‌ده.

00:06:49.012 --> 00:06:52.814
‫بیا چند تا آزمایش بگیریم
‫و متخصص قلب رو پیج کنیم.

00:06:54.051 --> 00:06:55.184
‫جریان چیه؟
‫آیا حالش خوبه؟

00:06:55.185 --> 00:06:58.120
‫اون سوفل قلب داره.
‫باید ببرمش تا چند تا آزمایش بگیرم.

00:06:58.121 --> 00:07:00.533
‫به محض اینکه اطلاع پیدا کردم
‫شما رو در جریان می‌ذارم.

00:07:00.534 --> 00:07:01.724
‫اسم آقا کوچولو چیه؟

00:07:01.725 --> 00:07:02.892
‫- گاس.
‫- گاس.

00:07:02.893 --> 00:07:06.294
‫گاس.

00:07:12.769 --> 00:07:14.098
‫یک دقیقه وقت داری؟

00:07:14.099 --> 00:07:16.873
‫همین الان به پذیرش پیج شدم.
‫می‌شه صبر کنی؟

00:07:16.874 --> 00:07:18.907
‫باید در مورد ماجرای مینیک باهات صحبت کنم.

00:07:18.908 --> 00:07:20.376
‫کدوم ماجرا؟
‫اون کارش عالیه.

00:07:20.377 --> 00:07:21.978
‫مامان تظاهر نکن نمی‌دونی چکار کردی.

00:07:21.979 --> 00:07:24.135
‫از وقتی اون رو آوردی اینجا
‫همه با هم دعوا افتادن.

00:07:24.136 --> 00:07:26.415
‫- بیلی اون رو آورد اینجا.
‫- در پاسخ به درخواست تو.

00:07:26.416 --> 00:07:28.651
‫و چون من نمایندهٔ «بنیاد آوری»
‫در این بیمارستان...

00:07:28.652 --> 00:07:30.152
‫صبر کن. ببخشید.
‫تو کی هستی؟

00:07:30.153 --> 00:07:32.088
‫من نمایندهٔ بنیاد در هیئت مدیره هستم.

00:07:32.089 --> 00:07:33.990
‫مقامی که خودت بهم دادی

00:07:33.991 --> 00:07:35.157
‫و مجبورم کردی که قبولش کنم.

00:07:35.158 --> 00:07:36.492
‫بله، و اون موقع در تمام مراحل

00:07:36.493 --> 00:07:38.461
‫لگد می‌زدی و جیغ می‌کشیدی
‫و نق می‌زدی.

00:07:38.462 --> 00:07:40.763
‫بعد باهاش کنار اومدم.

00:07:40.764 --> 00:07:42.999
‫پس من آوری این بیمارستان هستم.

00:07:43.000 --> 00:07:44.166
‫بنیاد از طریق من حرف می‌زنه.

00:07:44.167 --> 00:07:46.936
‫بنیاد فقط از بالا نظارت می‌کنه.
‫ما فقط هدایت می‌کنیم.

00:07:46.937 --> 00:07:48.971
‫ما در سیاست‌های بیمارستان مداخله نمی‌کنیم.

00:07:48.972 --> 00:07:50.740
‫چطور می‌تونی این رو به من بگی؟

00:07:50.741 --> 00:07:53.509
‫تو این رو با برکناری مؤثر
‫ریچارد وبر شروع کردی

00:07:53.510 --> 00:07:56.945
‫که بهرحال پرسنل ما
‫این رو غیرقابل قبول می‌دونن.

00:07:57.369 --> 00:07:59.749
‫از الان به بعد من
‫تصمیم‌گیری‌ها رو انجام می‌دم.

00:07:59.750 --> 00:08:01.083
‫می‌خوام برم پیش هیئت مدیره.

00:08:01.084 --> 00:08:03.452
‫می‌خوام ریچارد رو برگردونم
‫و مینیک رو بیرون کنم.

00:08:03.453 --> 00:08:06.086
‫می‌خوام از طریق مافوق‌هات وارد عمل بشم.

00:08:12.128 --> 00:08:20.128
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:08:21.955 --> 00:08:22.998
‫من نمی‌فهمم.

00:08:22.999 --> 00:08:24.834
‫اون هیچ‌وقت علاقه‌ای به بنیاد نداشت.

00:08:24.835 --> 00:08:28.694
‫می‌دونم. اون قدردان نقش و
‫گسترهٔ کاری‌مون نیست.

00:08:28.695 --> 00:08:33.065
‫۷۷ بیمارستان در سطح ملی
‫و ۴۳ درمانگاه با تمام امکانات.

00:08:33.066 --> 00:08:35.234
‫لازم نیست به مؤسسهٔ «پیشگامان
‫سلامت جهانی» هم اشاره کنم.

00:08:35.235 --> 00:08:38.003
‫گویا یک نفر تکالیفش رو انجام داده.
<font color="#ff3333">‫‫(کنایه از وقت گذشتن و تحقیق و مطالعه کردن.)</font>

00:08:38.004 --> 00:08:39.671
‫فقط کنجکاو شده بودم.

00:08:39.672 --> 00:08:42.641
‫شایدم مسؤلیت داشتن رو دوست داری.

00:08:42.642 --> 00:08:44.376
‫می‌دونی، مسئله اینه که

00:08:44.377 --> 00:08:46.512
‫من توی اون شغل خوب بودم.

00:08:46.513 --> 00:08:49.715
‫انجام اون قبیل کارها رو داست دارم.
‫مثل کارهای مدیریتی و برنامه‌ریزی.

00:08:49.716 --> 00:08:51.383
‫مردیت حتی از این
‫کارها خوشش هم نمیاد.

00:08:51.384 --> 00:08:53.854
‫می‌خوام «مرکز ترومای آوری»
‫در شیکاگو رو ببینی.

00:08:53.855 --> 00:08:56.889
‫اون‌ها کارها رو خیلی متفاوت‌تر از
‫اونچه که اینجا انجام می‌دی انجام می‌دن.

00:08:56.890 --> 00:08:57.990
‫ما بایست اونجا هم بریم.

00:08:57.991 --> 00:08:59.892
‫قطعاً... خیلی دوست دارم
‫بدونم چطور کار می‌کنن.

00:08:59.893 --> 00:09:02.861
‫نه عزیزم. من می‌خوام اون‌ها
‫ببینن که «تو» چطور کار می‌کنی.

00:09:02.862 --> 00:09:04.863
‫صحیح. خوشحال می‌شم.

00:09:04.864 --> 00:09:07.366
‫- ممنونم.
‫- ترومای ۱.

00:09:07.367 --> 00:09:09.601
‫- چی داریم؟
‫- حادثه با قابلمهٔ بوقلمون‌پز.

00:09:09.602 --> 00:09:11.537
‫کپسول پروپان ترکیده و
‫ترکش‌های تیز پرتاب کرده.

00:09:11.538 --> 00:09:14.440
‫خانواده‌اش پشت سرش بودن و آسیب جزئی
‫دیدن، اما موج سوختگی رو اون گرفته.

00:09:14.441 --> 00:09:15.741
‫سوختگی درجهٔ سوم از گردن

00:09:15.742 --> 00:09:17.042
‫به سمت چپ و پایین بدن

00:09:17.043 --> 00:09:18.710
‫و به طرف داخل کف لگن.

00:09:18.711 --> 00:09:20.112
‫پای چپ تا حدی پوستش جدا شده.

00:09:20.113 --> 00:09:22.980
‫یک، دو، سه.

00:09:27.253 --> 00:09:29.987
‫اون باند گاز رو چک کن.

00:09:31.057 --> 00:09:32.724
‫روده‌اش در اومده.

00:09:32.725 --> 00:09:34.927
‫احتیاج دارم این زخم و سوختگی
‫کف لگن رو معاینه کنم.

00:09:34.928 --> 00:09:38.630
‫- یکی جراح پلاستیک رو خبر کنه!
‫- همین الان!

00:09:38.631 --> 00:09:40.132
‫آره.

00:09:40.133 --> 00:09:42.234
‫این بچه قطعاً سندروم
‫هیپوپلازی قلب چپ داره.

00:09:42.235 --> 00:09:43.936
‫براش پی‌جی‌ای رو شروع کنید.

00:09:43.937 --> 00:09:45.003
‫جواب آزمایش‌ها اومده.

00:09:45.004 --> 00:09:47.539
‫خیلی خب گاس، بذار یه نگاهی
‫به آزمایش‌هات بندازیم.

00:09:47.540 --> 00:09:49.041
‫بالاخره روی «گاس» توافق کردن؟

00:09:49.042 --> 00:09:50.742
‫چطور شده که بخش زایمان
‫متوجه این نشده؟

00:09:50.743 --> 00:09:53.045
‫دلوکا، لازمه هر چه زودتر
‫توی فهرست پیوند عضو بذاریمش.

00:09:53.046 --> 00:09:55.699
‫نه. صبر کن.

00:09:55.700 --> 00:09:57.316
‫نه. عمل «نوروود» رو انجام می‌دیم.

00:09:57.317 --> 00:09:59.585
‫فکر نمی‌کنم.
‫اون نارسایی دریچهٔ میترال داره.

00:09:59.586 --> 00:10:02.221
‫فکر نمی‌کنم بچهٔ کوچولو بتونه
‫چنین بازسازی کاملی رو دووم بیاره.

00:10:02.222 --> 00:10:05.057
‫منم می‌دونم که اون نمی‌تونه دووم
‫بیاره تا قلب اهدایی نوزاد برسه.

00:10:05.058 --> 00:10:07.821
‫فعلاً وضعیتش پایداره.
‫می‌تونه عمل نوروود رو تحمل کنه.

00:10:07.822 --> 00:10:09.094
‫خب، حالا چکار کنیم؟

00:10:09.095 --> 00:10:11.963
‫پدر و مادرش حسابی ترسیدن.
‫می‌ریم باهاشون صحبت می‌کنیم.

00:10:18.004 --> 00:10:19.171
‫بابا رو کجا بردن؟

00:10:19.172 --> 00:10:20.238
‫بذار تو رو بررسیت کنم.

00:10:20.239 --> 00:10:21.907
‫مشکلی نیست «پمی».
‫درست می‌شه.

00:10:21.908 --> 00:10:24.877
‫نامزد تو همین الان پدرمون رو حسابی
‫مغز پخت کرد. اصلاً هم درست نمی‌شه.

00:10:24.878 --> 00:10:26.144
‫این با بوقلمون‌پز اینطوری شده؟

00:10:26.145 --> 00:10:27.479
‫این تنها چیزیه که بلدم چطور بپزم.

00:10:27.480 --> 00:10:29.481
‫من، من، من فقط سعی داشتم
‫یک چیز خاص رو امتحان کنم.

00:10:29.482 --> 00:10:30.983
‫منظورت فراموش‌نشدنیه البته.

00:10:30.984 --> 00:10:32.317
‫که بعداً بگی مثل وقتی که
‫بابای من رو به کشتن دادی؟

00:10:32.318 --> 00:10:33.852
‫پم، کوتاه بیا.
‫اون قصدی نداشت.

00:10:33.853 --> 00:10:35.687
‫«رادنی»، پای بابا ذوب شده.

00:10:35.688 --> 00:10:37.022
‫تو هم ابرو نداری.

00:10:37.023 --> 00:10:39.091
‫- خیلی متأسفم عزیزم. خیلی متأسفم.
‫- می‌دونم.

00:10:39.092 --> 00:10:40.592
‫بازوت دچار سوختگی درجهٔ دوم شده.

00:10:40.593 --> 00:10:42.394
‫باید یاد بگیری حین بهبودی
‫چطور پانسمانش کنی.

00:10:42.395 --> 00:10:44.096
‫من می‌تونم کمک کنم.
‫چه کمکی از من برمیاد؟

00:10:44.097 --> 00:10:45.164
‫نمی‌دونم.

00:10:45.165 --> 00:10:46.732
‫می‌تونی به گذشته برگردی
‫و اون موقعی که گفتم

00:10:46.733 --> 00:10:48.467
‫«سرخ‌کن‌ها وسایل احمقانه‌ای
‫هستن» به حرفم گوش بدی!

00:10:48.468 --> 00:10:50.969
‫می‌تونین بهم بگین حال پدرم چطوره؟

00:10:50.970 --> 00:10:52.171
‫پم، متأسفم.

00:10:52.172 --> 00:10:54.173
‫شاید بهتر باشه دیگه حرف نزنی.

00:10:54.174 --> 00:10:56.308
‫یکی میاد و این سوختگی‌ها
‫رو پانسمان می‌کنه.

00:10:56.309 --> 00:10:58.776
‫منم می‌رم اخبار جدید رو بگیرم.

00:11:02.115 --> 00:11:04.183
‫اون ورم گردن زیادی داره.

00:11:04.184 --> 00:11:06.051
‫می‌شه محض احتیاط بهم یک
‫اسکوپ فیبر-نوری بدی؟

00:11:06.052 --> 00:11:08.053
‫این زخم خیلی عمیقه.
‫مثانه نابود شده.

00:11:08.054 --> 00:11:10.055
‫لازمه برای ترمیم به اتاق عمل ببریمش.

00:11:10.056 --> 00:11:12.124
‫نه، ترمیم مثانه رو می‌تونی
‫بعداً انجام بدی.

00:11:12.125 --> 00:11:14.360
‫لازمه اول لاپاراتومی اکتشافی
‫با شستشوی شکم انجام بدم.

00:11:14.361 --> 00:11:16.228
‫آره، حتی نمی‌تونم تارهای صوتی‌اش رو ببینم.

00:11:16.229 --> 00:11:18.163
‫- بیا، بذار من امتحان کنم.
‫- نه، خودم می‌کنم. خودم می‌کنم.

00:11:18.164 --> 00:11:19.331
‫وارن، اتاق عمل رو خبر کن.

00:11:19.332 --> 00:11:21.633
‫بهشون بگو باید بیمار رو
‫برای ارزیابی کف لگن

00:11:21.634 --> 00:11:23.302
‫در وضعیت لیتاتومی قرار بدن.

00:11:23.303 --> 00:11:25.304
‫وارن بهشون اطلاع بده که به ست
‫نفروستومی پرکوتانئوس و

00:11:25.305 --> 00:11:27.406
‫و ایلئال کاندوئیت احتمالی
‫برای بازسازی نیاز داریم.

00:11:27.407 --> 00:11:28.874
‫رودهٔ کوچکش از شکمش بیرون زده.

00:11:28.875 --> 00:11:30.442
‫داری از چه ایلئال کاندوئیتی حرف می‌زنی؟

00:11:30.443 --> 00:11:33.178
‫جکسون، تاندون اکسپوز شده.
‫نیاز به فلاپ پوست پیدا می‌کنه.

00:11:33.179 --> 00:11:35.214
‫- نه، نه، نه، می‌شه عقب انداختش.
‫- فقط می‌گم...

00:11:35.215 --> 00:11:37.582
‫خودم می‌دونم کی تضمینی برای
‫پوشش فلاپ هست و کی نیست.

00:11:37.583 --> 00:11:39.751
‫این هم یک خانوادهٔ دعواییه دیگه.
‫محشره.

00:11:39.852 --> 00:11:41.019
‫وارن، آیا چیزی گفتی؟

00:11:41.020 --> 00:11:42.354
‫گفتم می‌خوام اتاق عمل رزرو کنم.

00:11:42.355 --> 00:11:43.855
‫- خیلی خب، پس زود باش.
‫- پس عجله کن.

00:11:43.856 --> 00:11:46.157
‫- بریم کوچولو.
‫- زود باشین انجامش بدیم.

00:11:46.259 --> 00:11:48.260
‫خواهر اگنس آمادهٔ رفتنه.

00:11:48.261 --> 00:11:49.428
‫عمل عالی پیش رفت.

00:11:49.429 --> 00:11:51.763
‫اومد و بدون مشکل برگشت.

00:11:51.764 --> 00:11:53.198
‫برگشتن حس خوبی داره، مگه نه؟

00:11:53.199 --> 00:11:55.000
‫آره.

00:11:55.001 --> 00:11:57.835
‫برگشتن به کار.

00:11:58.238 --> 00:12:00.239
‫هنوز آمادگی دیدن آون رو ندارم.

00:12:00.240 --> 00:12:03.408
‫اصلاً نمی‌دونم چی باید بهش بگم.

00:12:03.409 --> 00:12:09.146
‫هیچ منظوری ندارم اما می‌تونی
‫با «سلام آون» شروع کنی.

00:12:10.516 --> 00:12:13.685
‫ببخشید. هر موقع آماده بودی.
‫قضاوتی در کار نیست.

00:12:13.686 --> 00:12:15.420
‫می‌شه راهرو رو چک کنی
‫که از اینجا برم؟

00:12:15.421 --> 00:12:18.189
‫بله، البته. باشه.

00:12:22.195 --> 00:12:23.728
‫- هیچ کسی نیست.
‫- خیلی خب.

00:12:23.729 --> 00:12:25.264
‫برو. برو. برو.

00:12:27.867 --> 00:12:30.102
‫بهش می‌گن
‫سندروم هیپوپلازی قلب چپ.

00:12:30.103 --> 00:12:33.038
‫سمت چپ قلب گاس
‫به قدر کافی توسعه پیدا نکرده.

00:12:33.039 --> 00:12:36.241
‫به همین خاطر نمی‌تونه خون
‫اکسیژن‌دار به بقیهٔ بدن برسونه.

00:12:36.242 --> 00:12:37.542
‫خیلی خب. حالا چکار کنیم؟

00:12:37.543 --> 00:12:38.977
‫آیا نیاز به جراحی داره؟

00:12:38.978 --> 00:12:40.979
‫دو تا گزینه وجود داره...
‫پیوند قلب و

00:12:40.980 --> 00:12:43.248
‫یک جراحی قلب باز برای
‫بازسازی قلب گاس.

00:12:43.249 --> 00:12:45.651
‫که بهش می‌گن نوروود.
‫به نظر من دومی رو پیش می‌گیریم.

00:12:45.652 --> 00:12:47.753
‫من فکر می‌کنم بهتره گزینهٔ صبر کردن

00:12:47.754 --> 00:12:49.221
‫برای پیوند قلب رو هم در نظر بگیریم.

00:12:49.222 --> 00:12:50.956
‫من از این نگرانم که پسر کوچولوی شما

00:12:50.957 --> 00:12:53.698
‫توان لازم برای تحمل یک عملیات
‫چند مرحله‌ای رو نداشته باشه.

00:12:53.699 --> 00:12:54.865
‫عملیات چند مرحله‌ای؟

00:12:54.866 --> 00:12:57.562
‫آره. عمل نوروود اولین عمل
‫از سه جراحی جداگانه‌ای هستش

00:12:57.563 --> 00:12:59.765
‫که در سه سال اول زندگی بچه
‫باید انجام بشه.

00:12:59.766 --> 00:13:01.566
‫در حالیکه پیوند فقط یک جراحیه.

00:13:01.567 --> 00:13:04.670
‫اما با قلبی مثل قلب گاس
‫صبر کردن تا این حد شاید شدنی نباشه.

00:13:04.671 --> 00:13:07.172
‫در ضمن این یعنی مصرف داروهای
‫ضد پس زدن عضو برای یک عمر.

00:13:07.173 --> 00:13:10.142
‫در مقایسه با فرسودگی ناشی از
‫جراحی‌های متعددی که

00:13:10.143 --> 00:13:12.678
‫معمولاً در هر صورت در دراز مدت
‫منجر به پیوند می‌شه.

00:13:12.679 --> 00:13:14.346
‫در مورد گاس، قبل از اینکه علائمش

00:13:14.347 --> 00:13:16.014
‫غیرقابل تحمل بشن یخرده زمان داریم.

00:13:16.015 --> 00:13:17.316
‫مایل نیستم این ریسک رو بپذیرم.

00:13:17.317 --> 00:13:18.350
‫باشه، اما اون..

00:13:18.351 --> 00:13:19.618
‫می‌گه گاس زیر چیزی که گفتین
‫دووم نمیاره، همون...

00:13:19.619 --> 00:13:22.988
‫- نوروود. به نظر من می‌تونه.
‫- درسته، اما اون یک جراح قلبه.

00:13:22.989 --> 00:13:24.423
‫و منم دائم بچه‌ها رو عمل می‌کنم.

00:13:24.424 --> 00:13:25.991
‫من بیشتر از اون از این موارد دیدم.

00:13:25.992 --> 00:13:27.259
‫می‌دونم چطور ‌خوب جواب می‌ده.

00:13:27.260 --> 00:13:29.027
‫ترجیح می‌دم روی چیز
‫قطعی سرمایه‌گذاری کنیم

00:13:29.028 --> 00:13:31.330
‫تا منتظر اهدا کننده‌ای باشیم
‫که شاید به موقع پیدا نشه.

00:13:31.331 --> 00:13:32.631
‫پس می‌گید احتمالش هست که...

00:13:32.632 --> 00:13:34.766
‫خیلی خب، پس
‫فقط بهمون بگید چکار کنیم.

00:13:34.767 --> 00:13:37.369
‫بچه‌ام داره می‌میره و
‫من نمی‌دونم چطور کمکش کنم.

00:13:37.370 --> 00:13:41.739
‫شما فقط دارین ما رو گیج می‌کنین.
‫فقط بگید چکار باید بکنیم؟

00:13:45.445 --> 00:13:48.412
‫من...

00:13:49.282 --> 00:13:51.183
‫من فکر می‌کنم باید بریم سراغ

00:13:51.184 --> 00:13:54.285
‫- پیوند.
‫- نوروود.

00:13:57.460 --> 00:14:02.293
‫گفتین کمی زمان داریم، درسته؟

00:14:05.898 --> 00:14:07.199
‫چه مرگت شده مرد؟

00:14:07.200 --> 00:14:08.700
‫اون‌ها کاملاً مغلوب شدن.
‫تازه بچه‌دار شدن.

00:14:08.701 --> 00:14:10.235
‫که چی؟ یعنی نباید کل
‫ماجرا رو می‌شنیدن؟

00:14:10.236 --> 00:14:11.803
‫لازم نبود بحث کردن‌مون رو بشنون.

00:14:11.804 --> 00:14:13.839
‫باید قبل از اینکه بریم اونجا
‫حرفم رو گوش می‌دادی.

00:14:13.840 --> 00:14:15.874
‫چیزی برای شنیدن در کار نیست.
‫اون بیمار منه.

00:14:15.875 --> 00:14:17.209
‫اون کاندیدای خوبی برای نورووده.

00:14:17.210 --> 00:14:18.410
‫- من مخالفم.
‫- لااقل تا الان خوب بود.

00:14:18.411 --> 00:14:22.047
‫اما نه موقعی که اون‌ها دیگه کلی
‫وقت برای تصمیم‌گیری صرف کردن.

00:14:22.048 --> 00:14:24.882
‫دلوکا، وقتی آماده شدن بهم خبر بده.

00:14:28.087 --> 00:14:29.654
‫با «یونوس» تماس بگیر.
<font color="#ff3333">‫(شبکهٔ یکپارچهٔ اشتراک اعضای بدن.)</font>

00:14:29.655 --> 00:14:31.857
‫بچه رو بذار توی فهرست پیوند قلب.

00:14:31.858 --> 00:14:34.226
‫فکر می‌کنم دکتر کرو واقعاً
‫نظرش با ایدهٔ نوروود باشه.

00:14:34.227 --> 00:14:35.894
‫درسته، اما دکتر وبر تصمیم‌گیری نمی‌کنه.

00:14:35.895 --> 00:14:38.029
‫تصمیم با والدینشه
‫و وقتی که اون‌ها تصمیم به پیوند بگیرن

00:14:38.030 --> 00:14:40.432
‫نمی‌خوام قلب اهدایی رو
‫بخاطر صبر کردن از دست داده باشم.

00:14:40.433 --> 00:14:41.566
‫زود بذارش توی لیست.

00:14:41.567 --> 00:14:44.735
‫به کرو هم نگو.
‫نمی‌خوام چیزی در این مورد بشنوم.

00:14:59.441 --> 00:15:01.153
‫مثانه تنها چیزی نیست که در خطره.

00:15:01.154 --> 00:15:02.551
‫- به همین خاطر می‌گم...
‫- می‌گم می‌تونیم...

00:15:02.552 --> 00:15:03.476
‫بیمار آماده‌ست.

00:15:03.477 --> 00:15:05.120
‫نه. پوشش بافت نرم رو
‫عقب می‌ندازیم. تمام.

00:15:05.121 --> 00:15:07.394
‫این یک گاستیلوی نوع سوم.
‫واضحه که یه مورد ترمیم و فلاپه.

00:15:07.395 --> 00:15:09.169
‫نه در زخمی کثیفی مثل این.

00:15:09.170 --> 00:15:12.269
‫لازمه بجای ترمیم اولیهٔ مثانه
‫بازسازی تأخیری انجام بدیم.

00:15:12.270 --> 00:15:13.299
‫نه. بهتره بازسازی الان اتفاق بیوفته...

00:15:13.300 --> 00:15:15.985
‫ترومای نافذی داریم که باید قبل از اینکه
‫بافت‌ها ادماتوس بشن بررسیش کنیم.

00:15:15.986 --> 00:15:18.154
‫خیلی خب، این چطوره...

00:15:18.155 --> 00:15:19.855
‫وبر و کپنر جراحت رو بررسی کنن.

00:15:19.856 --> 00:15:22.522
‫هم‌زمان آوری سوختگی‌ها رو ارزیابی کنه تا
‫ببینه آیا نیازی به پوشش بیشتر هست یا نه.

00:15:22.523 --> 00:15:25.174
‫اون آوری دیگه هم می تونه
‫ارزیابی کف لگن رو انجام بده.

00:15:25.175 --> 00:15:29.395
‫بعد از بررسی کامل معلوم می‌شه
‫چطور باید پیش بریم.

00:15:32.925 --> 00:15:34.926
‫من فقط...
‫مینیک گفت که ما باید

00:15:34.927 --> 00:15:37.977
‫راه حل رو با شما مرور کنیم.

00:15:38.145 --> 00:15:40.131
‫راستش وارن، اینطوری بایستی جواب بده.

00:15:40.132 --> 00:15:42.399
‫ممنون.

00:15:53.779 --> 00:15:54.845
‫چیه؟

00:15:54.846 --> 00:15:56.914
‫در مورد ریگز درست گفتی.

00:15:56.915 --> 00:15:58.749
‫- منظورت چیه؟
‫- اون مثل مار می‌مونه.

00:15:58.750 --> 00:15:59.817
‫من این رو نگفتم.

00:15:59.818 --> 00:16:01.586
‫همین الان یک مادر رو به گریه انداخت.

00:16:01.587 --> 00:16:04.355
‫بهرحال بچه‌اش توی بیمارستانه
‫و احتمال اشک ریختن هم زیاده.

00:16:04.356 --> 00:16:06.357
‫فکر می‌کنه خدای جراحی قلبه
‫یا یه چنین چیزی...

00:16:06.358 --> 00:16:07.491
‫انگار همه چیز رو می‌دونه.

00:16:07.492 --> 00:16:10.094
‫وقتی من جراح کودکانم یعنی مسائل
‫رو می‌دونم. اگر البته گوش بده.

00:16:10.095 --> 00:16:12.496
‫اون درست مثل یک ماره.
‫همونطور که خودت گفتی.

00:16:12.497 --> 00:16:16.900
‫قطعاً هیچ‌وقت من این رو نگفتم.

00:16:17.869 --> 00:16:19.337
‫خدای من! خدای من!
‫تو برگشتی!

00:16:19.338 --> 00:16:22.039
‫- راستش...
‫- خیلی خوشحالم!

00:16:22.040 --> 00:16:23.475
‫روش دکتر مینیک محشره

00:16:23.476 --> 00:16:25.509
‫اما واقعاً منتظر بودم تا
‫در کنار تو انجامش بدم.

00:16:25.510 --> 00:16:26.711
‫- ادواردز...
‫- و... صبر کن.

00:16:26.712 --> 00:16:27.778
‫بس کن.

00:16:27.779 --> 00:16:29.480
‫آیا تو هم ضد مینیکی؟
‫خواهش می‌کنم نباش.

00:16:29.481 --> 00:16:30.715
‫- استفانی!
‫- چیه؟ چیه؟

00:16:30.716 --> 00:16:33.350
‫من اینجا نیستم.
‫تو هم من رو ندیدی.

00:16:34.219 --> 00:16:37.054
‫می‌شه لطفاً بری بخش اورژانس
‫ببینی آون اونجاست یا نه؟

00:16:37.055 --> 00:16:39.123
‫- نه.
‫- ممنونم.

00:16:39.124 --> 00:16:41.025
‫نه، منظورم اینه که «خیر».

00:16:41.026 --> 00:16:42.126
‫باید به کارم برسم.

00:16:42.127 --> 00:16:44.895
‫نمی‌خوام دوباره پام به زندگی
‫مشترک شما کشیده بشه.

00:16:44.896 --> 00:16:46.946
‫می‌دونی، حد و مرزهایی هست.

00:16:46.947 --> 00:16:48.232
‫درسته.

00:16:48.233 --> 00:16:50.064
‫- البته.
‫- متأسفم.

00:16:50.065 --> 00:16:51.669
‫برگرد!

00:16:51.670 --> 00:16:54.938
‫- خیلی خب، خداحافظ.
‫- باشه.

00:16:55.641 --> 00:16:58.376
‫- سلام!
‫- سلام به خودت.

00:16:58.377 --> 00:16:59.910
‫فر گاز تو چقدر بزرگه؟

00:16:59.911 --> 00:17:01.545
‫من... نمی‌دونم
‫چطور جواب این رو بدم.

00:17:01.546 --> 00:17:03.648
‫می‌خوام برات «پروگی» درست کنم
‫اما فر من داغونه.

00:17:03.649 --> 00:17:05.216
‫اسمش قشنگ به نظر میاد.
‫چی هست؟

00:17:05.217 --> 00:17:06.817
‫یه چیزیه که من
‫خیلی خوب درستش می‌کنم.

00:17:06.818 --> 00:17:08.185
‫باشه.

00:17:08.186 --> 00:17:10.153
‫لازم نیست شب بمونم یا چیز دیگه‌ای.

00:17:10.154 --> 00:17:11.654
‫فقط... پروگی.

00:17:12.828 --> 00:17:16.782
‫«چیزی بپزم که دیگه هیچ غذایی نخوری.»
<font color="#ff3333">‫(صحبت به زبان لهستانی.)</font>

00:17:16.783 --> 00:17:18.696
‫اصلاً‌ نمی‌دونم الان چی گفتی.

00:17:18.697 --> 00:17:21.065
‫اما دوست دارم از این چیزها بیشتر بگی.

00:17:21.066 --> 00:17:22.600
‫- حدود ساعت هشت می‌بینمت.
‫- باشه.

00:17:22.601 --> 00:17:25.455
‫- من همه چیز میارم.
‫- باشه.

00:17:29.174 --> 00:17:31.042
‫بیاید این قسمت رو ببریم تا

00:17:31.043 --> 00:17:33.678
‫و بعدش من برای کولوستومی
‫تغییر مسیر آماده می‌شم.

00:17:33.679 --> 00:17:35.246
‫نه. راستش به نظرم به جای این...

00:17:35.247 --> 00:17:37.281
‫می‌تونیم ترمیم اولیهٔ روده رو
‫همین‌جا شروع کنیم.

00:17:37.282 --> 00:17:39.517
‫کپنر، تو دیگه مسؤل بخش
‫جراحی عمومی نیستی.

00:17:39.518 --> 00:17:41.352
‫پس چطوره بذاری کارم رو بکنم؟

00:17:41.353 --> 00:17:43.220
‫اما این پرونده مسؤلیتش با اونه.

00:17:43.221 --> 00:17:44.388
‫بیمار تروما رو اون آورد.

00:17:44.389 --> 00:17:47.423
‫بیمار مربوط به بخش خودشه،
‫پس بیمار هم مال خودشه.

00:17:52.631 --> 00:17:55.433
‫ویکریل ۳-۰ برای آناستوموز روده.

00:17:55.434 --> 00:17:57.468
‫من تقویمم رو برای سفر شیکاگو بررسی کردم

00:17:57.469 --> 00:17:59.704
‫و برای دو هفتهٔ اول حسابی وقتم پره

00:17:59.705 --> 00:18:02.106
‫اما آخر هفته در تاریخ ۲۵ام شاید بشه.

00:18:02.107 --> 00:18:03.541
‫آره. به نظر خوبه. باشه.

00:18:03.542 --> 00:18:05.242
‫اونجا یک تور معماری با قایق وجود داره.

00:18:05.243 --> 00:18:06.277
‫من اونجا رفتم.

00:18:06.278 --> 00:18:08.145
‫به نظر خسته‌کننده میاد
‫اما واقعاً حیرت‌انگیزه.

00:18:08.146 --> 00:18:09.814
‫- خوش می‌گذره.
‫- جریان چیه؟

00:18:09.815 --> 00:18:11.582
‫آخر هفته در تاریخ ۲۵ام
‫من توی شهر نیستم

00:18:11.583 --> 00:18:12.583
‫پس هریت پیش تو می‌مونه.

00:18:12.584 --> 00:18:14.919
‫- شما دو تا می‌رید تعطیلات؟
‫- تعطیلات نیست.

00:18:14.920 --> 00:18:16.654
‫مامان داری می‌بریش قایق‌سواری.

00:18:16.655 --> 00:18:18.222
‫اگر دارید می‌رید شیکاگو

00:18:18.223 --> 00:18:20.958
‫واقعاً باید اون تور قایقی رو
‫شرکت کنید. خیلی...

00:18:21.560 --> 00:18:23.761
‫اونجا مرکز ترومای آوری رو بازرسی می‌کنیم.

00:18:23.762 --> 00:18:25.596
‫مرکز تروما؟ آخه چرا؟

00:18:25.597 --> 00:18:29.032
‫آیا برنامهٔ تروما مون مورد بعدیه
‫که باید زیر تیغ تبر ببری؟

00:18:31.674 --> 00:18:34.771
‫در ضمن برای خودمون بلیط
‫نمایش «همیلتون» هم می‌گیرم.
<font color="#ff3333">‫(نمایش موزیکال از زندگی «الکساندر همیلتون».)</font>

00:18:34.772 --> 00:18:35.806
‫آخ جون!

00:18:35.807 --> 00:18:38.641
‫بدون من به نمایش همیلتون می‌رید؟

00:18:46.017 --> 00:18:49.290
‫دارم از گرسنگی می‌میرم.

00:18:49.291 --> 00:18:52.520
‫هفت ساعت سر یه عمل
‫پیچیده اکسیزیون سارکوم بودم.

00:18:52.521 --> 00:18:55.626
‫حدس بزن چه کسی تومور رو از
‫ساختار عروقی دایسکت کرد؟

00:18:55.627 --> 00:18:57.128
‫درسته.

00:18:57.129 --> 00:18:59.429
‫من.

00:19:01.166 --> 00:19:03.319
‫مسئله چیه؟
‫اشکالی وجود داره؟

00:19:03.320 --> 00:19:06.137
‫نه. من...

00:19:06.138 --> 00:19:09.173
‫مسئله اینه که روی پرونده‌ای کار
‫می‌کنم که دو تا پزشک معالج داره

00:19:09.174 --> 00:19:12.609
‫که هر کدوم درمان متفاوتی می‌خوان
‫و به من دستورات متناقضی می‌دن و...

00:19:13.810 --> 00:19:16.180
‫نمی‌دونم چکار باید بکنم.

00:19:17.849 --> 00:19:20.551
‫تو انتخاب درست رو می‌کنی.

00:19:20.552 --> 00:19:22.975
‫همیشه همینطوری.

00:19:27.526 --> 00:19:30.760
‫من باید برم.

00:19:47.078 --> 00:19:51.347
‫مورد تصادف موتور داره میاد.
‫من می‌رم سراغش.

00:19:58.657 --> 00:20:00.591
‫- تصادف موتور؟
‫- بدون کلاه کاسکت.

00:20:00.592 --> 00:20:02.593
‫با جی‌سی‌اس چهار، در صحنهٔ
‫تصادف لوله‌گذاری شده.

00:20:02.594 --> 00:20:03.928
‫شکستگی باز جمجمه داره.

00:20:03.929 --> 00:20:04.929
‫- در صحنه هشیار بوده؟
‫- نه.

00:20:04.930 --> 00:20:08.298
‫وضعیت دکورتیکه داره.
‫متخصص اعصاب رو پیج کنین.

00:20:08.567 --> 00:20:10.900
‫متخصص اعصاب اینجاست.

00:20:13.077 --> 00:20:15.338
‫بریم. بریم.

00:20:20.212 --> 00:20:22.480
‫روش مینیک نه تنها
‫رزیدنت‌ها رو راه می‌ندازه

00:20:22.481 --> 00:20:23.948
‫بلکه این کار رو سریع‌تر می‌کنه.

00:20:23.949 --> 00:20:25.650
‫سریع‌تر به معنی بهتر نیست مگر اینکه

00:20:25.651 --> 00:20:27.351
‫قوانین رو بشکنی یا خط تولید راه بندازی.

00:20:27.352 --> 00:20:29.553
‫- من چنین کاری نمی‌کنم.
‫- نظر توئه.

00:20:29.554 --> 00:20:31.111
‫می‌دونی چیه؟
‫بخیه‌ای که الان زدم

00:20:31.112 --> 00:20:33.123
‫کس دیگه‌ای اینطوری نمی‌زنه. می‌دونی چرا؟

00:20:33.124 --> 00:20:35.693
‫چون «مارک اسلوان» وقت صرف کرد
‫که بهم این رو یاد بده

00:20:35.694 --> 00:20:37.428
‫و من تماشا کردم و تماشا کردم

00:20:37.429 --> 00:20:38.696
‫و ازش یاد گرفتم

00:20:38.697 --> 00:20:40.264
‫درست مثل خیلی از جراح‌ها که

00:20:40.265 --> 00:20:43.200
‫از دکتر وبر یاد گرفتن...
‫کار هنرمندانهٔ اون رو یاد گرفتن.

00:20:43.201 --> 00:20:45.703
‫حالا داری بهم می‌گی اون روزها دیگه گذشته؟

00:20:45.704 --> 00:20:47.104
‫دکتر وبر اینجا هنرمند درست می‌کنه

00:20:47.105 --> 00:20:48.739
‫اما مینیک روبات می‌سازه.

00:20:48.740 --> 00:20:49.807
‫ابریشم ۳-۰ لطفاً.

00:20:49.808 --> 00:20:51.775
‫آوردن دکتر مینیک به اینجا
‫تصمیم درستی نبود.

00:20:51.776 --> 00:20:52.910
‫می‌دونی چیه؟

00:20:52.911 --> 00:20:55.813
‫محض روشن شدن،
‫این تصمیم بخصوص کار بیلی بود.

00:20:55.814 --> 00:20:58.115
‫- آیا درست نیست وارن؟
‫- بذارید من بیرون این ماجرا باشم.

00:20:58.116 --> 00:20:59.450
‫حتی اگر برنامهٔ مینیک خوب بود

00:20:59.451 --> 00:21:01.585
‫روشی که شما دو نفر برای
‫پیاده کردن این موضوع

00:21:01.586 --> 00:21:03.721
‫ پیش گرفتید هیچ احترامی
‫برای سابقهٔ این بنیاد و

00:21:03.722 --> 00:21:05.203
‫قطعاً دکتر وبر قائل نبود.

00:21:05.204 --> 00:21:06.242
‫جکسون. اشکالی نداره.

00:21:06.243 --> 00:21:08.392
‫مامان، واقعاً می‌خوای بهم بگی
‫این یعنی مدیریت خوب؟

00:21:08.393 --> 00:21:09.727
‫فکر می‌کنی این برای
‫تقویت روحیه مفیده؟

00:21:09.728 --> 00:21:11.629
‫شاید اگر تو با تمام پرسنل
‫صحبت نکرده بودی

00:21:11.630 --> 00:21:13.964
‫که یک کودتا راه بندازی،
‫به حرفم گوش می‌دادی.

00:21:13.965 --> 00:21:15.332
‫بیمار داره دچار
‫اختلال انعقاد خون می‌شه.

00:21:15.333 --> 00:21:16.901
‫قیچی مایو.
‫می‌دونی چیه؟

00:21:16.902 --> 00:21:18.736
‫تو هیچی از مدیریت نمی‌دونی.

00:21:18.737 --> 00:21:20.070
‫داشت یادم می‌رفت
‫یک نوچه هم این وسط داری.

00:21:20.071 --> 00:21:21.022
‫بس کن.

00:21:21.023 --> 00:21:22.840
‫دقیقا‌ً چیه که بخوای از مامانم یاد بگیری...

00:21:22.841 --> 00:21:25.242
‫اینکه ظرف یکی دو روز چطور بتونی
‫کل بیمارستان رو علیه خودت کنی؟

00:21:25.243 --> 00:21:27.333
‫جکسون، بس کن!
‫تمومش کن!

00:21:27.334 --> 00:21:29.613
‫همه‌اش داری می‌گی:
‫«من یک آوری‌ام. من یک آوری‌ام.»

00:21:29.614 --> 00:21:32.616
‫اما نیستی. نه اینطوری که
‫داری سعی می‌کنی باشی.

00:21:32.617 --> 00:21:34.919
‫یک عنوان هیچ معنی‌ای نداره.

00:21:34.920 --> 00:21:37.755
‫کسی که صاحب عنوانه اهمیت داره.

00:21:37.756 --> 00:21:41.258
‫بله، من اسم پدرت رو گرفتم
‫اما مهم اینه که باهاش چکار کردم.

00:21:41.259 --> 00:21:43.827
‫مهم اینه که باهاش چی ساختم.
‫اینه که اهمیت داره.

00:21:43.828 --> 00:21:44.996
‫تو...

00:21:45.697 --> 00:21:49.861
‫تو یک جراح خارق‌العاده هستی.

00:22:04.683 --> 00:22:07.718
‫وضعیت بیمار اجازهٔ کار بیشتر
‫برای امشب بهمون نمی‌ده.

00:22:07.719 --> 00:22:11.084
‫بایستی ببریمش آی‌سی‌یو و
‫فردا با انرژی ادامه بدیم.

00:22:11.085 --> 00:22:12.490
‫- موافقید؟
‫- آره.

00:22:23.030 --> 00:22:25.112
‫این بخیه‌ها بایستی بتونن
‫خونریزی رو کنترل کنن.

00:22:25.113 --> 00:22:27.058
‫اما این بالا یک شکستگی
‫بزرگ باز جمجمه داره.

00:22:27.059 --> 00:22:31.458
‫- آزمایش فست منفی بود.
‫- واکنش مردمک‌ها کنده.

00:22:33.167 --> 00:22:35.135
‫متوجه نشدم که برگشتی.

00:22:35.136 --> 00:22:36.638
‫هیچ آسیب آشکار دیگه‌ای نیست.

00:22:36.639 --> 00:22:38.048
‫لازمه عکس‌های تروما رو ببینم.

00:22:38.049 --> 00:22:40.417
‫فقط برای برداشتن یه سری
‫چیزها به اینجا سر زدم.

00:22:40.418 --> 00:22:42.128
‫- یه سری چیزها؟
‫- یه سری چیزها.

00:22:42.129 --> 00:22:43.682
‫رفته بودم خرید که خرت و پرت بخرم.

00:22:43.683 --> 00:22:46.256
‫نخ دندون لازم داشتم و یادم اومد
‫قبلاً یه تعدادی اینجا داشتم.

00:22:46.257 --> 00:22:47.891
‫بعدش این یارو پیداش شد.

00:22:47.892 --> 00:22:49.051
‫علامت بابینسکی مثبته.

00:22:49.052 --> 00:22:50.660
‫نخ دندون؟

00:22:50.661 --> 00:22:52.295
‫بدون اون نمی‌تونم بخوابم.

00:22:52.296 --> 00:22:53.764
‫آره. می‌دونم.

00:22:53.765 --> 00:22:55.232
‫جواب آزمایش‌ها اومد.

00:22:55.233 --> 00:22:56.500
‫عکس‌های تروما سالمن.

00:22:56.501 --> 00:22:57.734
‫ممنونم ادواردز.

00:22:57.735 --> 00:22:59.436
‫لطفاً یک متخصص از بخش اعصاب پیج کن.

00:22:59.437 --> 00:23:02.072
‫چی؟ چرا؟
‫اشکالی نداره. من... من...

00:23:02.073 --> 00:23:03.440
‫این مورد جدی و زمان‌بر به نظر می‌رسه.

00:23:03.441 --> 00:23:04.808
‫اگر واقعاً سر کار برنگشتی...

00:23:04.809 --> 00:23:08.177
‫آون، بس کن. ادواردز
‫شکستگی‌های جمجمه رو نشونم بده.

00:23:15.065 --> 00:23:18.110
‫من امروز رو بخاطر یک پرونده

00:23:18.135 --> 00:23:21.630
‫گیر همسرم و جکسون و آپریل افتاده بودم.

00:23:21.631 --> 00:23:24.593
‫- چه خوب!
‫- آره. بنابراین اگر ممکنه...

00:23:24.594 --> 00:23:27.264
‫خوشحال می‌شم پیشنهادت رو قبول کنم

00:23:27.265 --> 00:23:30.634
‫و خونهٔ تو بمونم، از یک
‫مصاحبت خوب لذت ببرم و

00:23:30.635 --> 00:23:31.835
‫یک خواب خوب داشته باشم.

00:23:31.836 --> 00:23:33.170
‫باشه. امشب؟

00:23:33.171 --> 00:23:34.371
‫البته اگر مهلت پیشنهاد تموم نشده باشه.

00:23:34.372 --> 00:23:36.956
‫الان شاید با کسی قرار داشته باشم.
‫اما می‌تونم کنسلش کنم.

00:23:36.957 --> 00:23:38.642
‫- نه، نه، نه، نکن. نه.
‫- نه، نه، می‌تونم. می‌تونم.

00:23:38.643 --> 00:23:40.382
‫گوش کن.

00:23:40.383 --> 00:23:41.995
‫همین امروز قرارش رو گذاشتم.

00:23:41.996 --> 00:23:44.097
‫و گذشته از این،
‫بهتر بود این کار رو نمی‌کردم.

00:23:44.098 --> 00:23:45.265
‫برای همین می‌تونم کنسلش کنم.

00:23:45.266 --> 00:23:47.100
‫نه. اصلاً حاضر به این کار نیستم.

00:23:47.101 --> 00:23:48.602
‫- برو خوش باش. باشه؟
‫- مطمئنی؟

00:23:48.603 --> 00:23:50.437
‫آره. بیماری دارم که
‫وضعیتش اصلاً مشخص نیست.

00:23:50.438 --> 00:23:52.416
‫بهرحال منم احتمالاً
‫بایستی همین دور و بر بمونم.

00:23:52.417 --> 00:23:55.675
‫پس، فردا ماجرا رو برام تعریف کن.

00:24:05.820 --> 00:24:07.388
‫تو هنوز اینجایی.

00:24:08.289 --> 00:24:09.890
‫«هنوز» اینجایی؟

00:24:09.891 --> 00:24:12.793
‫درگیر یک پرونده شدم.

00:24:12.794 --> 00:24:13.877
‫خیلی خب.

00:24:13.878 --> 00:24:15.796
‫خواهر اگنس داره خیلی خوب ریکاور می‌شه.

00:24:15.797 --> 00:24:17.431
‫اسکن‌های عصبی‌اش بی‌نقص هستن.

00:24:17.432 --> 00:24:18.932
‫- کارت عالی بود.
‫- ممنونم.

00:24:18.933 --> 00:24:20.167
‫ممنونم که امروز صبح اومدی.

00:24:20.168 --> 00:24:23.223
‫اشکالی نداره.
‫ممنونم پیرس.

00:24:26.741 --> 00:24:28.942
‫پس از صبح اینجا بودی؟

00:24:28.943 --> 00:24:30.410
‫نگاه کن.

00:24:30.411 --> 00:24:34.313
‫اسکن‌ها آماده شده...

00:24:38.872 --> 00:24:41.288
‫اولین روزه که برگشتی و
‫می‌خوای تا صبح بیدار باشی.

00:24:41.289 --> 00:24:43.289
‫چه ثابت قدم!

00:24:45.658 --> 00:24:47.837
‫جریان چیه؟

00:24:47.838 --> 00:24:50.030
‫چرا مثل عوضی‌ها رفتار می‌کنی؟

00:24:50.031 --> 00:24:51.698
‫چی؟

00:24:51.699 --> 00:24:53.166
‫الکس گفتی عوضی شده بودی.

00:24:53.167 --> 00:24:54.868
‫معلومه دیگه!
‫خبرکشی کرده.

00:24:54.869 --> 00:24:57.470
‫بذار یه چیزی رو برات خوب روشن کنم.

00:24:57.471 --> 00:24:59.306
‫اگر می‌خوای با من به جایی برسی

00:24:59.307 --> 00:25:01.975
‫در افتادن با الکس راهش نیست.

00:25:01.976 --> 00:25:04.044
‫جلوی بیمارها باهاش مخالفت نکن.

00:25:04.045 --> 00:25:06.046
‫و خواهش می‌کنم مثل یک احمق
‫باهاش حرف نزن.

00:25:06.047 --> 00:25:07.840
‫برگرد عقب...
‫«با تو به جایی برسم»؟

00:25:07.841 --> 00:25:09.783
‫- پس خودتم قبول داری؟
‫- چی رو قبول دارم؟

00:25:09.784 --> 00:25:11.184
‫اینکه جایی برای رسیدن به تو هست.

00:25:11.185 --> 00:25:13.120
‫موضوع رو عوض نکن.
‫دارم در مورد الکس حرف می‌زنم.

00:25:13.121 --> 00:25:15.856
‫کرو حالش گرفته شده
‫چون من دارم به یک بچهٔ مریض

00:25:15.857 --> 00:25:18.625
‫شانس معجزه رو می‌دم اما
‫اون داره بهش چسب زخم می‌ده.

00:25:18.626 --> 00:25:20.694
‫شایدم می‌خواد فقط محتاطانه
‫عمل کنه. نمی‌دونم.

00:25:20.695 --> 00:25:22.229
‫اما هر دلیلی داره، برام مهم نیست.

00:25:22.230 --> 00:25:24.031
‫- چرا برات مهم نیست؟
‫- چون حق با منه.

00:25:24.032 --> 00:25:26.166
‫و لازم نیست دائم خودم رو توجیه کنم...

00:25:26.167 --> 00:25:27.440
‫فراموشش کن.

00:25:27.441 --> 00:25:29.469
‫صبر کن. کجا می‌ری؟
‫داریم صحبت می‌کنیم.

00:25:29.470 --> 00:25:31.038
‫نه. از طرف من تمومه.

00:25:31.039 --> 00:25:32.672
‫می‌خوای راحت بذاری در بری؟

00:25:32.673 --> 00:25:34.355
‫کاملاً درسته!
‫من یه عوضی‌ام!

00:25:39.180 --> 00:25:42.015
‫اما وقتی پدرتون شروع
‫به عدم جبران‌سازی کرد

00:25:42.016 --> 00:25:45.419
‫تصمیم گرفتیم فعلاً دست نگه داریم
‫و بهش وقت بدیم استراحت کنه

00:25:45.420 --> 00:25:47.521
‫تا قبل از اینکه ادامه بدیم
‫قدرتش رو بدست بیاره.

00:25:47.522 --> 00:25:49.222
‫خدایا. خدایا.

00:25:49.223 --> 00:25:50.524
‫می‌شه ما ببینیمش؟

00:25:50.525 --> 00:25:52.092
‫«ما»؟
‫این «ما» کیه؟

00:25:52.093 --> 00:25:53.093
‫«جیم».

00:25:53.094 --> 00:25:55.929
‫معلومه که منظورم شماها بود.

00:25:55.930 --> 00:25:57.164
‫می‌شه اون‌ها ببیننش؟

00:25:57.165 --> 00:25:58.865
‫این فکر خوبی نیست جیم.

00:25:58.866 --> 00:26:00.033
‫اون هنوز وضعیتش مشخص نیست.

00:26:00.034 --> 00:26:03.503
‫من مایلم اون استراحت کنه
‫تا ما بتونیم فردا برگردیم و ادامه بدیم.

00:26:03.504 --> 00:26:05.338
‫در حال حاضر بهتره شما
‫غذایی بخورید

00:26:05.339 --> 00:26:06.773
‫و خودتون هم استراحت کنید.

00:26:06.774 --> 00:26:09.051
‫نه. ما هیچ جایی نمی‌ریم.

00:26:09.052 --> 00:26:11.011
‫من می‌گم چکار کنید...
‫شماها اینجا بمونید و

00:26:11.012 --> 00:26:12.679
‫من می‌رم براتون غذا میارم.

00:26:12.680 --> 00:26:14.947
‫غذا؟

00:26:14.948 --> 00:26:16.850
‫می‌خوای برامون غذا بیاری؟

00:26:16.851 --> 00:26:19.060
‫تو؟

00:26:19.061 --> 00:26:22.188
‫رادنی...

00:26:27.426 --> 00:26:28.919
‫شاید بهتر باشه تو بری.

00:26:28.920 --> 00:26:32.966
‫حتماً.

00:26:32.967 --> 00:26:34.101
‫باشه. زود برمی‌گردم.

00:26:34.102 --> 00:26:36.669
‫- کافیه فقط یه پیامک بهم بدی...
‫- نه.

00:26:37.205 --> 00:26:40.073
‫می‌دونم نیتت خیر بوده
‫اما پدرم...

00:26:40.074 --> 00:26:42.144
‫نمی‌تونم.

00:26:42.145 --> 00:26:46.144
‫وقتی نگاهت می‌کنم تمام چیزی که
‫بهش فکر می‌کنم این موضوعه.

00:26:52.286 --> 00:26:56.355
‫- رادنی...
‫- به نظرم بهتره فقط بری.

00:27:10.738 --> 00:27:14.741
‫این مرد هماتوم اپیدورال و
‫آسیب آکسونال منتشر داره.

00:27:14.742 --> 00:27:17.677
‫جراحی شاید کمکی نکنه اما
‫واضحه  که می‌تونیم سعی‌مون رو بکنیم

00:27:17.678 --> 00:27:20.913
‫حتی اگر امیدی نباشه.

00:27:24.769 --> 00:27:29.704
‫توی این مدت داشتی
‫روی پرونده‌ها کار می‌کردی؟

00:27:29.757 --> 00:27:32.458
‫نه.

00:27:35.489 --> 00:27:38.464
‫آیا اصلاً برنامه داشتی
‫که امروز من رو ببینی؟

00:27:40.368 --> 00:27:41.601
‫نه.

00:27:41.602 --> 00:27:45.137
‫پس فقط... داری مخفی می‌شی.

00:27:48.376 --> 00:27:50.377
‫آیا امروز اولین روزه که برگشتی؟ یا...

00:27:50.378 --> 00:27:51.778
‫بله.

00:27:51.779 --> 00:27:53.647
‫برای انجام کاری در حق مگی اومدم.

00:27:53.648 --> 00:27:55.549
‫همین.

00:27:55.550 --> 00:27:58.117
‫بیمار آماده‌ست. ما حاضریم.

00:28:03.191 --> 00:28:05.324
‫بهتره بری.

00:28:06.394 --> 00:28:07.327
‫ضدعفونی می‌کنیم و می‌ریم داخل.

00:28:07.328 --> 00:28:10.629
‫خودت این رو گفتی...
‫امیدی نیست.

00:28:13.538 --> 00:28:15.001
‫پس اگر نمی‌خوای بری داخل

00:28:15.002 --> 00:28:17.204
‫یک جراح ترومای دیگه رو پیج کن.
‫من که می‌رم داخل.

00:28:17.205 --> 00:28:19.471
‫قطع امید اصلاً معنا نداره.

00:28:31.844 --> 00:28:33.062
‫دیر کردم. می‌دونم.

00:28:33.063 --> 00:28:34.330
‫آیا فرصت رو از دست دادم؟

00:28:34.331 --> 00:28:36.599
‫نه. نه. اشکالی نداره. من آماده‌ام.

00:28:36.600 --> 00:28:38.334
‫نه.

00:28:38.335 --> 00:28:40.236
‫- تو خسته‌ای.
‫- چرا باید این رو بگی؟

00:28:40.237 --> 00:28:42.805
‫چون خوابیده بودی و
‫چون منم خسته‌ام.

00:28:42.806 --> 00:28:46.008
‫خیلی خیلی خسته‌ام.

00:28:46.009 --> 00:28:47.283
‫من له و لورده‌ام.

00:28:47.284 --> 00:28:49.745
‫رزیدنت‌ها مثل یک ظرف
‫بی‌پایان از سؤال هستن.

00:28:49.746 --> 00:28:52.148
‫دوست داشتنیه اما به طرز
‫غیرقابل باوری نفس‌گیره.

00:28:52.149 --> 00:28:53.850
‫می‌دونم.

00:28:53.851 --> 00:28:56.652
‫چرا یک دقیقه استراحت نکنیم؟

00:28:56.653 --> 00:28:58.754
‫فقط... فقط یک دقیقه.

00:28:58.755 --> 00:29:00.490
‫- فقط یک دقیقه.
‫- باشه.

00:29:00.491 --> 00:29:01.702
‫بعدش راه میوفتیم.

00:29:01.703 --> 00:29:02.882
‫یک دقیقه.

00:29:02.883 --> 00:29:05.325
‫۴۵ ثانیه.

00:29:18.676 --> 00:29:19.676
‫خدای من.

00:29:20.177 --> 00:29:21.545
‫خدای من.

00:29:22.646 --> 00:29:25.080
‫الو.

00:29:25.889 --> 00:29:27.717
‫اتاق عمل ۷، اگر امکانش هست.

00:29:27.718 --> 00:29:29.118
‫جریان چیه؟

00:29:29.119 --> 00:29:30.786
‫خبرهای خوبی دارم... خبرهای عالی.

00:29:30.787 --> 00:29:33.122
‫- واسهٔ همین اجازه نده ناراحتت کنه.
‫- فقط بهم بگو.

00:29:33.123 --> 00:29:35.224
‫برای بچهٔ خانوادهٔ «اندریس»
‫یک قلب داریم. کاملاً همخوانی داره.

00:29:35.225 --> 00:29:36.993
‫چطور؟ اون که حتی
‫توی لیست پیوند نبوده.

00:29:36.994 --> 00:29:38.261
‫خب، من گذاشتمش توی لیست.

00:29:38.262 --> 00:29:41.963
‫بدون... بدون اینکه به من بگی؟
‫بدون رضایت والدینش؟

00:29:42.366 --> 00:29:44.775
‫تو از این خبر داشتی؟

00:29:44.776 --> 00:29:46.502
‫اگر اون توی لیست نبود...

00:29:46.503 --> 00:29:49.071
‫کرو، این اتفاق خوبیه. باشه؟

00:29:49.072 --> 00:29:51.640
‫کل کاری که باید بکنیم اینه
‫که صحبت معذب‌کننده‌ای با

00:29:51.641 --> 00:29:54.454
‫والدینش داشته باشیم
‫و بعدش جون بچه رو نجات بدیم.

00:29:54.455 --> 00:29:55.878
‫تو باور نکردنی هستی.

00:29:55.879 --> 00:29:58.088
‫این رو می‌دونستی؟

00:30:09.593 --> 00:30:13.395
‫می‌تونم در کنار تو
‫با خانواده‌اش صحبت کنم.

00:30:14.198 --> 00:30:16.803
‫آیا می‌خوای همسر من باشی؟

00:30:17.521 --> 00:30:18.601
‫بله.

00:30:18.602 --> 00:30:21.670
‫پس چرا نمی‌خوای باهام حرف بزنی؟

00:30:23.073 --> 00:30:24.240
‫من هنوز آماده نیستم.

00:30:24.241 --> 00:30:25.675
‫آماده برای چی؟

00:30:25.676 --> 00:30:27.009
‫برای دعوا کردن.

00:30:27.010 --> 00:30:28.409
‫نیاز نیست که دعوایی در کار باشه.

00:30:28.410 --> 00:30:30.112
‫چرا هست.
‫ما در دو جبههٔ مخالفیم.

00:30:30.113 --> 00:30:31.914
‫ما دو تا خواسته‌های کاملاً متفاوتی داریم.

00:30:31.915 --> 00:30:35.016
‫هر دو نمی‌تونیم به خواسته‌مون برسیم،
‫برای همین دعوا میشه.

00:30:35.017 --> 00:30:38.119
‫و بلاخره یکی بایستی برنده بشه.

00:30:40.190 --> 00:30:43.041
‫یا اینکه هیچ‌کس برنده نشه.

00:30:44.127 --> 00:30:46.995
‫من می‌رم با خانواده‌اش صحبت کنم.

00:30:52.162 --> 00:30:53.569
‫صبر کن.

00:30:53.570 --> 00:30:56.639
‫به خاطره همینه که این ساعت
‫من رو کلی راه کشوندی اینجا؟

00:30:56.640 --> 00:30:58.140
‫بدون اطلاع من کار کرد.
‫بهم دروغ گفت.

00:30:58.141 --> 00:30:59.475
‫جریان چیه؟ آیا آماده‌ایم دیگه؟

00:30:59.476 --> 00:31:01.110
‫صبر کن. ببین. من بهش اعتماد ندارم.

00:31:01.111 --> 00:31:03.279
‫نمی‌خوام اون با من توی اتاق عمل باشه.

00:31:03.280 --> 00:31:04.880
‫چی؟

00:31:04.881 --> 00:31:06.816
‫دکتر کرو علیه شما شکایتی رو مطرح کرده.

00:31:06.817 --> 00:31:08.784
‫- کوتاه بیا!
‫- اون میگه تو داشتی...

00:31:08.785 --> 00:31:11.153
‫ما در مورد نحوهٔ درمان اختلاف نظر
‫ داشتیم. فقط همین.

00:31:11.154 --> 00:31:13.256
‫- می‌تونست زیر نوروود هم دووم بیاره.
‫- شایدم نه.

00:31:13.257 --> 00:31:15.258
‫لازم نیست برای فهمیدن این
‫زندگیش رو به خطر بندازیم.

00:31:15.259 --> 00:31:18.193
‫نخیر. تو با کشوندن اون قلب به اینجا
‫جون یک بچهٔ دیگه رو گرفتی.

00:31:18.194 --> 00:31:20.755
‫- تبریک بابت این موضوع.
‫- خیلی خب! خیلی خب! بسه.

00:31:20.756 --> 00:31:24.267
‫تنها نبردی که اینجا داریم
‫سر زنده نگه داشتن این بچه‌ست.

00:31:24.268 --> 00:31:26.068
‫سر اینکه قلبش رو درست کنیم.

00:31:26.069 --> 00:31:28.004
‫شما پیروز شدید.
‫نبرد رو بردید.

00:31:28.005 --> 00:31:29.351
‫حالا دیگه جنگ لعنتی رو تموم کنید.

00:31:29.352 --> 00:31:31.908
‫یه راهی پیدا کنین که
‫بتونین به قدر کافی کنار هم کار کنید

00:31:31.909 --> 00:31:33.633
‫تا قلب رو توی بدن بچه بذارید.

00:31:33.634 --> 00:31:36.311
‫مفهومه؟

00:31:41.351 --> 00:31:42.414
‫چه اتفاقی افتاد؟

00:31:42.415 --> 00:31:44.214
‫خون داشت از دستگاه به بیرون
‫نشت می‌کرد و فشارش افت می‌کرد

00:31:44.215 --> 00:31:45.682
‫سریع آوردنش اینجا که
‫خونریزی رو پیدا کنیم.

00:31:45.683 --> 00:31:47.384
‫- باندها رو آماده کنید.
‫- این چیه...

00:31:47.385 --> 00:31:51.453
‫گرفتمش... گرفتمش.

00:31:51.762 --> 00:31:52.923
‫ببخشید. من درست اینجا
‫ایستاده بودم، به همین خاطر...

00:31:52.924 --> 00:31:55.292
‫نه، نه، نه. کار خوبی بود وارن.
‫ادامه بده.

00:31:55.293 --> 00:31:56.793
‫می‌تونی منشأ خونریزی رو ببینی؟

00:31:56.794 --> 00:31:57.928
‫بله، بله، می‌بینمش.

00:31:57.929 --> 00:31:59.296
‫از... از مزانتر هستش.

00:31:59.297 --> 00:32:00.964
‫فورسپس دوبیکی و نود درجه لطفاً.

00:32:00.965 --> 00:32:04.800
‫آیا بایستی ادامه بدم قربان؟

00:32:07.805 --> 00:32:09.376
‫بیا. من برات ساکشن می‌کنم.

00:32:09.377 --> 00:32:11.908
‫واقعاً؟ وضعیت بیمار یخرده ناپایداره.
‫نمی‌خوای خودت جلو بیوفتی؟

00:32:11.909 --> 00:32:14.544
‫نه. به نظرم نیازی نیست.
‫فکر می‌کنم وارن از پسش برمیاد.

00:32:14.545 --> 00:32:17.046
‫پس چرا ما اصلاً اینجا هستیم؟

00:32:19.450 --> 00:32:21.851
‫وارن.

00:32:21.852 --> 00:32:23.229
‫حس می‌کنی می‌تونی؟

00:32:23.230 --> 00:32:24.654
‫بله قربان.

00:32:24.655 --> 00:32:26.822
‫ابریشم ۲-۰ لطفاً.

00:32:28.845 --> 00:32:31.327
‫باند بیشتر.

00:32:46.685 --> 00:32:49.277
‫- تو بی‌اطلاع من با یونوس تماس گرفتی؟
‫- همینطوره.

00:32:49.278 --> 00:32:50.981
‫- فکر می‌کردم مشکلی نداریم.
‫- نداریم.

00:32:50.982 --> 00:32:52.882
‫تو در حالیکه مشخصاً گفته بودم
‫باز هم بدون اطلاع من...

00:32:52.883 --> 00:32:54.918
‫ببین. همونطور که خودت گفتی.

00:32:54.919 --> 00:32:57.853
‫پای جون بچه‌ها در میونه.

00:33:34.389 --> 00:33:37.033
‫اون چی بود؟

00:33:37.034 --> 00:33:38.091
‫ببخشید؟

00:33:38.092 --> 00:33:40.258
‫داری راحت به این
‫روش تدریس جدید تن می‌دی؟

00:33:40.259 --> 00:33:42.027
‫داشتم یک رزیدنت باقابلیت
‫رو آموزش می‌دادم.

00:33:42.028 --> 00:33:44.363
‫مثل همیشه و خیلی قبل‌تر
‫از اینکه مینیک بیاد اینجا.

00:33:44.364 --> 00:33:48.566
‫نه. نه. اونجا... فرق داشت.

00:33:49.235 --> 00:33:51.370
‫ببین، ما می‌تونیم
‫این نبرد رو برنده بشیم.

00:33:51.371 --> 00:33:53.038
‫اهرم‌هایی هست که می‌تونم استفاده کنم.

00:33:53.039 --> 00:33:54.573
‫- صدای من به جایی می‌رسه.
‫- جکسون، این کار رو نکن.

00:33:54.574 --> 00:33:56.408
‫این کار، تو و مادرت رو
‫از هم جدا می‌کنه.

00:33:56.409 --> 00:33:58.144
‫جدامون می‌کنه؟ پس تو چی؟
‫تو همسرشی.

00:33:58.145 --> 00:34:00.245
‫فکر نمی‌کنی کل ماجرا داره
‫تو رو به حاشیه می‌رونه؟

00:34:00.246 --> 00:34:02.547
‫تو اولین نکته رو در مورد
‫رابطهٔ من و مادرت نمی‌دونی.

00:34:02.548 --> 00:34:04.716
‫و تو هم مادرم رو نمی‌شناسی.

00:34:04.717 --> 00:34:06.385
‫نمی‌دونی که این عادت اونه.

00:34:06.386 --> 00:34:09.454
‫نقطه‌ضعف پیدا می‌کنه، ازش
‫سوءاستفاده می‌کنه و باهات می‌جنگه.

00:34:09.455 --> 00:34:11.423
‫در تمام راه باهات
‫می‌جنگه و می‌جنگه...

00:34:11.424 --> 00:34:14.025
‫ما از جنگیدن سر این بیمارستان
‫عاشق همدیگه شدیم.

00:34:14.026 --> 00:34:15.145
‫مشکلی برامون پیش نمیاد.

00:34:15.146 --> 00:34:17.362
‫آره. البته سوای اینکه
‫اون دست بر نمی‌داره.

00:34:17.363 --> 00:34:19.264
‫اون تا زمانی که پیروز نشده می‌جنگه.

00:34:19.265 --> 00:34:21.795
‫به هر بهایی که شده.

00:34:21.796 --> 00:34:24.379
‫بهش این اجازه رو نده.

00:34:44.999 --> 00:34:47.958
‫پدرتون از جراحی بیرون اومده.

00:34:47.959 --> 00:34:50.804
‫بهبودیش سخت و طولانی خواهد بود

00:34:50.805 --> 00:34:52.105
‫اما بهبود پیدا می‌کنه.

00:34:52.106 --> 00:34:53.473
‫خدا رو شکر.

00:34:53.474 --> 00:34:56.375
‫می‌تونم ببرمتون که ببینیدش.

00:34:58.095 --> 00:34:59.722
‫داری چکار می‌کنی؟

00:34:59.723 --> 00:35:02.782
‫فقط دارم... جیم عاشق باباست.

00:35:02.783 --> 00:35:04.109
‫شوخیت گرفته، مگه نه؟

00:35:04.110 --> 00:35:06.365
‫پم، این یک اتفاق بود.

00:35:06.366 --> 00:35:09.288
‫از کدوم طرف؟

00:35:37.618 --> 00:35:40.320
‫چطور می‌تونی این کار رو بکنی؟

00:35:40.321 --> 00:35:42.555
‫چطور می‌تونی با کسی که بهش
‫اهمیت میدی این کار رو بکنی؟

00:35:42.556 --> 00:35:45.024
‫جکسون، لازمه این حماقت‌گری رو تموم کنی.

00:35:45.025 --> 00:35:46.526
‫چی باعث می‌شه؟
‫من باید بدونم.

00:35:46.527 --> 00:35:49.496
‫باید بدونم آیا برای تو اهمیت کار
‫تا این حد از خانواده بالاتره؟

00:35:49.497 --> 00:35:51.164
‫این هیچ ربطی به مسائل خانوادگی نداره.

00:35:51.165 --> 00:35:53.263
‫البته که به مسائل خانوادگی ربط داره.

00:35:53.264 --> 00:35:56.202
‫ببین، این رو درک می‌کنم.
‫کار یعنی کار.

00:35:56.203 --> 00:36:00.048
‫اگر لازم باشه آدم کسی رو اخراج یا
‫جایگزین کنه، این کار رو باید بکنه.

00:36:00.049 --> 00:36:03.241
‫اما اگر کسی باشه که
‫دوستش داری...

00:36:03.512 --> 00:36:06.111
‫آیا این هیچ معنایی برای تو نداره؟

00:36:08.024 --> 00:36:10.717
‫جکسون، من و تو آدم‌های
‫خیلی متفاوتی هستیم.

00:36:10.718 --> 00:36:13.686
‫آره. جداً تا حالا این قدر از
‫این موضوع خوشحال نشده بودم.

00:36:13.687 --> 00:36:17.056
‫تو هرگز حتی یک ذره هم
‫علاقه به این تجارت نشون ندادی.

00:36:17.057 --> 00:36:18.124
‫اشکالی نداره. اشکالی نداره.

00:36:18.125 --> 00:36:20.160
‫اشکالی نداره، لابد چون دیگه
‫آپریل رو داری، آره؟

00:36:20.161 --> 00:36:21.762
‫درسته، چون الان شخصی از‌ آوری‌ها رو

00:36:21.763 --> 00:36:23.663
‫داری که همیشه دوست داشتی
‫من اونطوری باشم.

00:36:23.664 --> 00:36:25.399
‫نه،‌ نه‌ پسرم.

00:36:25.400 --> 00:36:27.200
‫نه. تو همیشه مرد زندگی خودت بودی.

00:36:27.201 --> 00:36:28.768
‫همیشه خودت راه خودت رو ساختی.

00:36:28.769 --> 00:36:32.402
‫هیچی بیشتر از این نمی‌تونه
‫باعث افتخار والدین باشه.

00:36:32.403 --> 00:36:34.741
‫هیچ چیزی.

00:36:34.742 --> 00:36:38.529
‫من از اینی که الان هستی خیلی خوشحالم.

00:36:38.530 --> 00:36:40.721
‫واقعاً همینطوره.

00:36:40.952 --> 00:36:44.550
‫آرزوم تنها اینه که
‫تو هم همینطور باشی.

00:37:00.301 --> 00:37:01.429
‫بچه رو نجات دادیم.

00:37:01.430 --> 00:37:02.735
‫چی؟ ببخشید؟

00:37:02.736 --> 00:37:05.972
‫اون بچه... همونی که من و کرو...

00:37:05.973 --> 00:37:07.270
‫بگذریم. بچه زنده‌ست.

00:37:07.271 --> 00:37:09.638
‫خبر خیلی خوبیه.

00:37:09.639 --> 00:37:12.472
‫حالا این بار تویی که عوضی رفتار می‌کنی.

00:37:12.473 --> 00:37:14.206
‫آره، چون الکس در مورد تو حق داشت.

00:37:14.207 --> 00:37:15.782
‫بله، البته.

00:37:15.783 --> 00:37:19.652
‫چون همیشه دیگران بهت می‌گن
‫که باید در مورد من چطور فکر کنی.

00:37:19.653 --> 00:37:21.450
‫- مثل مگی و...
‫- کسی بهم نمی‌گه چه فکری بکنم.

00:37:21.451 --> 00:37:23.726
‫خوبه. چون من
‫نظر اون‌ها رو نمی‌خوام.

00:37:23.727 --> 00:37:24.793
‫من نظر «تو» برام مهمه.

00:37:24.794 --> 00:37:27.029
‫در مورد تو؟
‫راستش خیلی فکرها می‌کنم.

00:37:27.030 --> 00:37:31.064
‫نه، نه، نه. گوشه و کنایه و
‫حرف‌های زیرکانه دیگه بسه.

00:37:31.065 --> 00:37:33.501
‫من بهت می‌گم به چی فکر می‌کنم.

00:37:34.162 --> 00:37:37.257
‫من به تو فکر می‌کنم...

00:37:37.258 --> 00:37:39.074
‫خیلی زیاد.

00:37:39.075 --> 00:37:40.576
‫نمی‌تونم دست بردارم.

00:37:40.577 --> 00:37:43.379
‫و بهت می‌گم من هستم.

00:37:43.380 --> 00:37:45.140
‫اگر تو هم باشی.

00:37:45.141 --> 00:37:46.949
‫من این رو هستم.

00:37:46.950 --> 00:37:50.551
‫واسهٔ همین... می‌خوام
‫آشکارا ازت سؤال کنم که

00:37:51.537 --> 00:37:54.122
‫حالا تو چی فکر می‌کنی؟

00:37:55.050 --> 00:37:58.252
‫راستش، جواب نده.

00:37:59.855 --> 00:38:02.497
‫تا زمانی که مطمئن نشدی.

00:38:04.868 --> 00:38:09.203
‫وقتی مطمئن شدی کافیه بهم زنگ بزنی.

00:38:17.313 --> 00:38:19.738
‫ساعت چنده؟

00:38:19.739 --> 00:38:21.650
‫آیا خوابمون برد؟

00:38:21.651 --> 00:38:23.686
‫نمی‌دونم.

00:38:23.687 --> 00:38:24.887
‫حس می‌کنم خستگیم دررفته.

00:38:24.888 --> 00:38:28.594
‫خدای من.
‫چون تقریباً‌ دیگه صبح شده.

00:38:30.126 --> 00:38:33.228
‫پس حدس می‌زنم همین
‫الان شب رو با هم گذروندیم.

00:38:33.229 --> 00:38:37.231
‫حدس می‌زنم همینطوره.

00:38:41.604 --> 00:38:43.504
‫ببخشید. ببخشید.

00:38:51.648 --> 00:38:53.915
<font color="#00ff00"><i>‫جنگ چیز متمدنی نیست.</i></font>

00:38:54.584 --> 00:38:56.738
<font color="#00ff00"><i>‫طرفت رو انتخاب می‌کنی
‫و ازش دفاع می‌کنی.</i></font>

00:38:56.739 --> 00:38:59.087
<font color="#00ff00"><i>‫حمله می‌کنی.</i></font>

00:39:06.529 --> 00:39:07.930
<font color="#00ff00"><i>‫آسیب می‌زنی...</i></font>

00:39:07.931 --> 00:39:10.099
<font color="#00ff00"><i>‫آسیب می‌بینی.</i></font>

00:39:10.100 --> 00:39:12.433
‫امروز چطور بود؟

00:39:13.169 --> 00:39:14.770
‫به همون بدی که فکر می‌کردی؟

00:39:14.771 --> 00:39:16.978
‫یه جورایی.

00:39:17.243 --> 00:39:19.274
‫لازمه با هم صحبت کینم.

00:39:19.275 --> 00:39:21.310
‫مجبوریم اما...

00:39:21.311 --> 00:39:22.711
‫نه، نیستین.

00:39:22.712 --> 00:39:25.446
‫حداقل امشب نه.

00:39:27.150 --> 00:39:30.899
‫تو حتی قرار نبود امروز
‫اینجا باشی. بیا.

00:39:31.176 --> 00:39:32.841
<font color="#00ff00"><i>‫می‌جنگی...</i></font>

00:39:32.842 --> 00:39:35.206
<font color="#00ff00"><i>‫و می‌جنگی و می‌جنگی.</i></font>

00:39:35.207 --> 00:39:37.191
<font color="#00ff00"><i>‫تا کجا؟</i></font>

00:39:43.458 --> 00:39:45.666
‫برگرد خونه.

00:39:46.369 --> 00:39:48.737
<font color="#00ff00"><i>‫علیه چی می‌جنگی؟</i></font>

00:39:48.738 --> 00:39:51.587
<font color="#00ff00"><i>‫در دفاع از چی می‌جنگی؟</i></font>

00:39:54.465 --> 00:39:57.111
‫راحت بگیر بخواب.

00:40:00.884 --> 00:40:03.998
‫من هیچ‌وقت نمی‌خواستم
‫بین شما دو تا قرار بگیرم...

00:40:03.999 --> 00:40:05.724
‫تو و جکسون.

00:40:05.725 --> 00:40:08.357
‫هرگز این رو نمی‌خواستم.

00:40:08.358 --> 00:40:10.159
‫می‌دونم.

00:40:10.160 --> 00:40:14.729
<font color="#00ff00"><i>‫‫کی موقعش می‌رسه که این
‫‫چرندیات رو تموم کنی؟</i></font>

00:40:31.948 --> 00:40:33.682
‫خب...

00:40:33.683 --> 00:40:36.685
‫شب بخیر.

00:40:36.686 --> 00:40:41.722
<font color="#00ff00"><i>‫و خیلی راحت تسلیم بشی.</i></font>

00:40:45.205 --> 00:40:46.929
‫این یک تومور زنندهٔ گلوئه.

00:40:46.930 --> 00:40:48.130
‫خدای من.

00:40:48.131 --> 00:40:49.798
‫ریسکشن یکپارچه؟

00:40:49.799 --> 00:40:52.355
‫شاید. شاید.

00:40:52.356 --> 00:40:56.790
‫یک بیمار جدید توی
‫بیمارستان آوری در مونتانا دارم.

00:40:57.707 --> 00:41:00.708
‫شاید برای مشاوره
‫مجبور بشم برم اونجا.

00:41:03.313 --> 00:41:04.313
‫چی شده؟

00:41:04.314 --> 00:41:06.548
‫حالا که من دارم به یک
‫بیمارستان آوری می‌رم

00:41:06.549 --> 00:41:08.450
‫تو هم داری به یک
‫بیمارستان آوری می‌ری.

00:41:08.451 --> 00:41:09.785
‫خودمونیم، جدی؟

00:41:09.786 --> 00:41:12.054
‫مسئله این نیست.

00:41:12.055 --> 00:41:15.257
‫آیا تو... حسودیت می‌شه؟
‫آیا مسئله اینه؟

00:41:15.258 --> 00:41:17.492
‫به اینکه مادرم تو رو به بازی گرفته؟
‫نخیر.

00:41:17.493 --> 00:41:20.409
‫بس کن.

00:41:20.410 --> 00:41:22.033
‫من یه عروسک خیمه‌شب‌بازی نیستم.

00:41:22.034 --> 00:41:25.234
‫من مغز خودم رو دارم.
‫نظرات خودم رو دارم.

00:41:25.235 --> 00:41:26.935
‫کار کردن با مامان تو و بنیاد

00:41:26.936 --> 00:41:28.837
‫برای من پر از فرصت‌های شغلیه.

00:41:28.838 --> 00:41:31.337
‫و می‌فهمم که تو هرگز این رو نمی‌خواستی.
‫اشکالی هم نداره.

00:41:31.338 --> 00:41:32.941
‫اما اون در من چیزی دیده.

00:41:32.942 --> 00:41:35.877
‫خیلی خب. من می‌رم بخوابم.

00:41:36.779 --> 00:41:37.846
‫تو چته؟

00:41:37.847 --> 00:41:39.615
‫من چیزیم نیست.
‫فقط تنهام بذار.

00:41:39.616 --> 00:41:40.849
‫جکسون، من...

00:41:40.850 --> 00:41:43.784
‫این به تو ربطی نداره.

00:41:46.802 --> 00:41:49.090
‫شب بخیر.

00:41:52.967 --> 00:42:12.467
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.

