WEBVTT

00:00:01.330 --> 00:00:04.222
<font color="#00ff00"><i>‫وقتی بچه بودم
‫یک بار از مادرم پرسیدم:</i></font>

00:00:04.223 --> 00:00:07.648
<font color="#00ff00"><i>‫«خبرهای به این بدی رو
‫چطور به آدم‌ها می‌دین؟»</i></font>

00:00:07.929 --> 00:00:10.509
<font color="#00ff00"><i>‫اون گفت: «باید بهشون
‫حقیقت رو گفت.»</i></font>

00:00:10.510 --> 00:00:15.549
<font color="#00ff00"><i>‫«اما بایستی بهترین روایتی از
‫حقیقت رو که می‌تونی بگی.»</i></font>

00:00:15.550 --> 00:00:18.218
<font color="#00ff00"><i>‫البته مادرم همون کسی بود که
‫بهم نگفت خواهر کوچکتری هم دارم.</i></font>

00:00:18.219 --> 00:00:21.455
<font color="#00ff00"><i>‫واسه همین زیاد نمی‌شه
‫روی توصیه‌ش حساب کرد.</i></font>

00:00:21.456 --> 00:00:23.557
‫برای چه کاری بیداری؟

00:00:23.558 --> 00:00:25.359
‫نتونستم بخوابم.

00:00:25.360 --> 00:00:27.597
‫الیس هم نتونست.
‫یکم شیر می‌خواد.

00:00:27.598 --> 00:00:29.666
‫آیا آون و آملیا دوباره عاشق شدن

00:00:29.667 --> 00:00:31.635
‫یا فقط صرفاً با هم
‫برگشتن به رختخواب؟

00:00:31.636 --> 00:00:33.804
‫همین موضوع تو رو بیدار نگهداشته؟

00:00:33.805 --> 00:00:35.839
‫یعنی بخاطر ناپدید شدن
‫جکسون نیست؟

00:00:35.840 --> 00:00:37.774
‫جکسون عکس یک
‫درخت رو برام فرستاده.

00:00:37.775 --> 00:00:40.477
‫عکس یک درخت؟ چرا؟

00:00:40.478 --> 00:00:41.745
‫ببین، حرف من اینه که

00:00:41.746 --> 00:00:43.413
‫اگر موضوعی در
‫پیش رو قرار داره که آملیا

00:00:43.414 --> 00:00:46.283
‫نمی‌تونه پیش‌بینی کنه و خیلی
‫هم مخرب می‌تونه باشه

00:00:46.284 --> 00:00:47.851
‫آیا بهتر نیست خبردار بشه؟

00:00:47.852 --> 00:00:50.887
‫مثل خودت که قضیه رفتن
‫جکسون رو پیش‌بینی نمی‌کردی؟

00:00:50.888 --> 00:00:52.823
‫نه. جکسون برمی‌گرده.

00:00:52.824 --> 00:00:54.823
‫خودش اینو گفته؟

00:00:55.660 --> 00:00:58.161
‫- درخت.
‫- درخت اینجا چه نقشی داره!؟

00:00:58.162 --> 00:00:59.763
‫اگه قراره مسئله‌ای
‫برای آون و آملیا

00:00:59.764 --> 00:01:03.767
‫پیش بیاد که هیچ راه
‫برگشتی ازش نباشه چی؟

00:01:03.768 --> 00:01:05.802
‫مثل این می‌مونه که
‫عکس درختی در کار نمی‌بود

00:01:05.803 --> 00:01:07.304
‫که بشه باهاش شروع به
‫درست کردن ماجرا کرد؟

00:01:07.305 --> 00:01:09.139
‫تو نیاز به آرام‌بخش نداری؟

00:01:09.140 --> 00:01:11.740
‫مامان.

00:01:14.779 --> 00:01:15.946
‫برو توی رختخواب.

00:01:15.947 --> 00:01:18.380
‫آون و آملیا مشکلی ندارن.

00:01:18.682 --> 00:01:21.151
‫حرف من مسخره نیست.
‫این «تو»یی که حرف مسخره‌ای می‌زنی.

00:01:21.152 --> 00:01:22.619
‫خدایا! تو یه عجوزه‌ای!

00:01:22.620 --> 00:01:24.254
‫هی، هی، هی، من همین
‫الان لئو رو دوباره خوابوندم

00:01:24.255 --> 00:01:25.956
‫پس می‌شه لطفاً
‫صدا رو بیارید پایین‌تر؟

00:01:25.957 --> 00:01:27.891
‫ما...

00:01:27.892 --> 00:01:29.559
‫ما یک قانون داشتیم که
‫تو مواد مصرف نکنی.

00:01:29.560 --> 00:01:30.827
‫پس عالیه، چون من هیچ
‫موادی مصرف نکردم.

00:01:30.828 --> 00:01:32.529
‫تو که وقتی از اون در
‫اومدی داخل مثل بادبادک

00:01:32.530 --> 00:01:34.262
‫توی آسمونا بودی. اگر فکر
‫کردی من نمی‌تونم بفهمم...

00:01:34.832 --> 00:01:36.965
‫متأسفم، لئو.

00:01:37.635 --> 00:01:38.869
‫گوش کن، اون پاش لغزیده.

00:01:38.870 --> 00:01:40.103
‫فکر نمی‌کنم شرمنده
‫کردنش بابت این موضوع...

00:01:40.104 --> 00:01:41.872
‫من برای لغزش اون
‫شرمنده‌ش نمی‌کنم.

00:01:41.873 --> 00:01:43.040
‫می‌تونم لغزش رو درستش کنم

00:01:43.041 --> 00:01:44.608
‫چیزی که زیر بارش
‫نمی‌رم اینه که اون

00:01:44.609 --> 00:01:46.943
‫- اینجا توی خونه من بایسته و...
‫- خونه «من».

00:01:46.944 --> 00:01:49.212
‫توی خونه تو بایسته و توی
‫صورتم بهم دروغ بگه.

00:01:49.213 --> 00:01:51.615
‫این اصلاً بی‌اشکال نیست.
‫این غیرقابل قبوله و

00:01:51.616 --> 00:01:53.650
‫و منم در عوض به ذهنم رسید که
‫از تو پشتیبانی بگیرم.

00:01:53.651 --> 00:01:56.553
‫- من که ازت پشتیبانی کردم.
‫- تو فقط گفتی: «هی».

00:01:56.554 --> 00:01:57.821
‫خب حالا می‌خوای چکار کنی؟

00:01:57.822 --> 00:01:59.056
‫کاری که می‌خوام رو نمی‌تونم بکنم

00:01:59.057 --> 00:02:00.323
‫وگرنه مجبور می‌شیم
‫جنازه‌ش رو مخفی کنیم.

00:02:00.324 --> 00:02:01.892
‫خدایا، حتماً مادر منم
‫همین حس رو داشته.

00:02:01.893 --> 00:02:03.126
‫بریم بخوابیم.

00:02:03.127 --> 00:02:04.428
‫فردا صبح با دقت
‫بیشتری روش فکر می‌کنیم.

00:02:04.429 --> 00:02:06.196
‫باشه؟ خیلی خب.

00:02:06.197 --> 00:02:07.931
<i>‫- عجوزه.</i>
‫- می‌دونی چیه؟

00:02:07.932 --> 00:02:11.666
‫اگر می‌خوای اسم بد روم
‫بذاری توی صورتم بگو!

00:02:12.603 --> 00:02:14.503
‫عالی شد.

00:02:15.470 --> 00:02:17.470
<font color="#ff9933">"Empty Vessels" ترانه ♫
♫ "Devotchka" از</font>

00:02:17.542 --> 00:02:19.342
‫تو که الان اینجا
‫نیستی اما باور کن

00:02:19.343 --> 00:02:21.378
‫بهتره که باشی.

00:02:21.379 --> 00:02:23.814
‫درسته، ولی متأسفم.
‫ذهنم آروم نمی‌گیره.

00:02:23.815 --> 00:02:26.983
‫و یه چیز دیگه هم راه نمیوفته.

00:02:26.984 --> 00:02:28.819
‫چرا من این شغل
‫احمقانه رو قبول کردم؟

00:02:28.820 --> 00:02:30.020
‫چون توی این کار
‫فوق‌العاده خواهی بود.

00:02:30.021 --> 00:02:31.822
‫نه، نه، نه، نه.
‫من یه جراح فوق‌العاده‌ام.

00:02:31.823 --> 00:02:33.223
‫توی این ولی گند می‌زنم.

00:02:33.224 --> 00:02:35.891
‫تنها کاری هم که بقیه می‌کنن
‫اینه که تجهیزات می‌خوان.

00:02:39.530 --> 00:02:41.264
‫من و بیلی هم بالاخره در ارتباط

00:02:41.265 --> 00:02:43.633
‫با فلوشیپم با هم هم‌نظر شدیم.

00:02:43.634 --> 00:02:46.570
‫می‌خوام راضیش کنم یک
‫دستگاه ام-آر-آی انیومک بگیریم.

00:02:46.571 --> 00:02:48.004
‫صبر کن.

00:02:48.005 --> 00:02:50.073
‫تو یک ام-آر-آی انیومک می‌خوای؟

00:02:50.074 --> 00:02:51.842
‫اوهوم، همه می‌تونن ازش استفاده کنن.

00:02:51.843 --> 00:02:54.309
‫نهایتاً هزینه خودش رو درمیاره.

00:02:55.813 --> 00:02:57.848
‫داری برای پول مخ منو می‌زنی

00:02:57.849 --> 00:02:59.049
‫و دستات رو برای همین روی...

00:02:59.050 --> 00:03:01.351
‫چی؟ وایستا. وایستا. نه!
‫چی؟ نه!

00:03:01.352 --> 00:03:03.220
‫الکس دست من
‫قبلش هم همونجا بود.

00:03:03.221 --> 00:03:04.554
‫چی؟ نه.

00:03:04.555 --> 00:03:06.957
‫الکس این تو بودی که می‌خواستی
‫راجع به کار حرف بزنی.

00:03:06.958 --> 00:03:08.391
‫داری کجا می‌ری؟

00:03:08.392 --> 00:03:11.928
‫- باعث شدی حس کنم حشری و چندش‌آورم.
‫- اوه خدای من.

00:03:11.929 --> 00:03:13.730
‫ای کاش می‌تونستم
‫این کار رو بکنم.

00:03:13.731 --> 00:03:15.599
‫چه حرف قشنگی.
‫واقعاً چه قشنگ.

00:03:15.600 --> 00:03:18.768
‫الکس می‌شه لطفاً...
‫خدای من... کجا؟

00:03:18.769 --> 00:03:21.436
‫برگرد به تخت!

00:03:29.580 --> 00:03:30.914
‫سلام رئیس

00:03:30.915 --> 00:03:34.050
‫الان دیدم کمک هزینه برای
‫اندام مصنوعیم معلق شده.

00:03:34.051 --> 00:03:36.219
‫موقتاً. مشکلات بودجه.

00:03:36.220 --> 00:03:37.387
‫اوه، رفیق.

00:03:37.388 --> 00:03:38.822
‫می‌خوای مشکلات رو
‫سر بچه‌ها خالی کنی؟

00:03:38.823 --> 00:03:41.590
‫بله، و خودم می‌دونم
‫غیرمنصفانه‌ست، پس ادامه نده.

00:03:44.328 --> 00:03:45.362
‫صبح بخیر، دکتر گری.

00:03:45.363 --> 00:03:46.963
‫صبح بخیر دکتر لینکلن.

00:03:46.964 --> 00:03:49.432
‫- نوبت کیه هلم؟
‫- آقای «سیتر».

00:03:49.433 --> 00:03:52.636
‫اون اینجاست برای...

00:03:52.637 --> 00:03:54.538
‫آرایش جدید؟

00:03:54.539 --> 00:03:56.473
‫آیا مشکلی داره؟

00:03:56.474 --> 00:03:58.440
‫- نه.
‫- نه.

00:03:59.476 --> 00:04:01.772
‫مشکل؟ چجور مشکلی؟
<font color="#ff0000">‫(صبحت به ایتالیایی.)</font>

00:04:01.797 --> 00:04:05.671
‫در مورد بابا. ممکنه لازم بشه
‫یه مدت برم کشور خودمون.
<font color="#ff0000">‫(صبحت به ایتالیایی.)</font>

00:04:06.116 --> 00:04:08.285
‫- بابا مرده؟
‫- نه آندره!

00:04:08.286 --> 00:04:09.586
‫چرا همچین حرفی می‌زنی؟

00:04:09.587 --> 00:04:11.721
‫خودت می‌دونی چرا.

00:04:11.722 --> 00:04:13.857
‫ببین، فقط اجازه نده تو رو هم
‫با خودش به اون شرایط دیوانه‌وار...

00:04:13.858 --> 00:04:15.225
‫می‌دونم، اما...

00:04:15.226 --> 00:04:17.125
‫سلام.

00:04:18.061 --> 00:04:19.196
‫چیزی احتیاج داری؟

00:04:19.197 --> 00:04:20.630
‫نه، هیچی. متأسفم.

00:04:20.631 --> 00:04:24.167
‫فقط، شما خیلی...
‫امروز خیلی به نظر...

00:04:24.168 --> 00:04:25.835
‫- توانمند میاید.
‫- توانمند میاید.

00:04:25.836 --> 00:04:28.970
‫ممنونم... سلام.

00:04:40.617 --> 00:04:42.319
‫چیه؟

00:04:42.320 --> 00:04:47.290
‫حالا که قراره حسابی خودتو بخاطر
‫خانم رئیست خراب کنی

00:04:47.291 --> 00:04:49.159
‫نمی‌خوام شهر رو ترک کنم.

00:04:49.160 --> 00:04:52.162
‫ساکت شو.
‫اینطور نیست.

00:04:52.163 --> 00:04:54.397
‫من، نه، من...

00:04:54.398 --> 00:04:55.498
‫ساکت شو.

00:04:55.499 --> 00:04:56.866
‫گوش نمی‌کنم.

00:04:58.669 --> 00:04:59.903
‫آتش‌سوزی کوچک در آپارتمان.

00:04:59.904 --> 00:05:01.838
‫این مرد بیشترین صدمه رو دیده.

00:05:01.839 --> 00:05:03.773
‫از اتاق تروما صرف نظر می‌کنیم و
‫مستقیم می‌ریم بخش سوختگی.

00:05:03.774 --> 00:05:04.841
‫آسانسور رو نگه دارید!

00:05:04.842 --> 00:05:06.076
‫من می‌تونم ببرمش بالا.
‫من راه رو بلدم.

00:05:06.077 --> 00:05:07.742
‫ممنون وارن.

00:05:10.982 --> 00:05:12.382
‫«هررا»، برام چی آوردی؟

00:05:12.383 --> 00:05:14.484
‫مؤنث، چهل ساله.
‫در صحنه بیهوش شده.

00:05:14.485 --> 00:05:17.921
‫افت فشار به طور مداوم.
‫نبض ۱۲۰، دفعات تنفس ۲۴ بار.

00:05:17.922 --> 00:05:18.989
‫هیچ اثری دال بر تروما نیست.

00:05:18.990 --> 00:05:20.423
‫خیلی خب. آیا دودی هم
‫استنشاق شده؟

00:05:20.424 --> 00:05:21.758
‫اون حتی توی
‫آتش‌سوزی هم نبوده.

00:05:21.759 --> 00:05:23.226
‫اون همراه با بقیه مستأجرها
‫از محل تخلیه شده

00:05:23.227 --> 00:05:24.728
‫و بعد توی خیابون از حال رفته.

00:05:24.729 --> 00:05:26.162
‫- بیاید ببریمش داخل.
‫- لعنتی. اون کجا رفت؟

00:05:26.163 --> 00:05:27.626
‫- کی؟
‫- «مکس»، پسرش.

00:05:27.627 --> 00:05:29.831
‫اون... اون درست اینجا بود.

00:05:32.837 --> 00:05:34.871
<i>‫تو مکس هستی؟</i>

00:05:34.872 --> 00:05:37.073
‫حالت خوبه؟
‫آسیب ندیدی؟

00:05:37.074 --> 00:05:40.076
‫- نه.
‫- فقط ترسیدی؟

00:05:40.077 --> 00:05:43.613
‫خب لازم نیست بترسی.

00:05:43.614 --> 00:05:46.448
<i>‫ما همه‌مون به مادرت
‫کمک می‌کنیم، باشه؟</i>

00:05:46.983 --> 00:05:49.918
‫می‌خوای با من بیای داخل؟

00:05:52.556 --> 00:05:53.990
‫هی.

00:06:07.638 --> 00:06:08.905
‫سلام. مدرسه نداری؟

00:06:08.906 --> 00:06:10.674
‫مدرسه دارم.
‫اما ربوده شدم.

00:06:10.675 --> 00:06:12.375
‫اون تنبیه شده. اما اول...

00:06:12.376 --> 00:06:14.210
‫تو مادرم نیستی، پس این کار
‫هم تنبیه کردن نیست.

00:06:14.211 --> 00:06:15.979
‫- این بچه ربایی هستش.
‫- برو بشین.

00:06:15.980 --> 00:06:19.147
‫اگر من رو از مرزهای ایالتی رد کنی
‫یک جرم فدرال محسوب می‌شه.

00:06:19.950 --> 00:06:22.719
‫اشمیت، می‌شه برام یک پانل
‫ده‌تایی آزمایش سم‌شناسی بیاری.

00:06:22.720 --> 00:06:25.275
‫- همین الان لطفاً.
‫- اوه، من...

00:06:25.423 --> 00:06:26.423
‫باشه.

00:06:26.424 --> 00:06:28.470
‫بله خانم.

00:06:28.526 --> 00:06:29.826
‫تو برای آزمایش مواد
‫مخدر آوردیش اینجا

00:06:29.827 --> 00:06:30.994
‫و اونم با پای خودش اومد؟

00:06:30.995 --> 00:06:32.429
‫اون هنوز خبر نداره.

00:06:32.430 --> 00:06:34.331
‫می‌شه مواظبش باشی؟
‫باید لباسامو عوض کنم.

00:06:34.332 --> 00:06:35.665
‫آره.

00:06:35.666 --> 00:06:37.099
‫هی.

00:06:39.437 --> 00:06:41.271
‫جداً نمی‌دونم چطور اصلاً
‫باهاش ازدواج کردی.

00:06:41.272 --> 00:06:43.106
‫- اون خیلی شلوغش می‌کنه.
‫- آره یکم اینطوریه.

00:06:43.107 --> 00:06:44.841
‫آره، موافقم.

00:06:44.842 --> 00:06:46.409
‫- مردیت؟
‫- اوهوم؟

00:06:46.410 --> 00:06:49.913
‫اگر زولا نشئه بشه
‫تنبیهش می‌کنی، مگه نه؟

00:06:49.914 --> 00:06:51.834
‫- چی؟
‫- اینجا رو نگاه کن.

00:06:51.835 --> 00:06:54.250
‫چه اتفاقی افتاده؟
‫باید بری تشییع جنازه؟

00:06:54.251 --> 00:06:56.052
‫تو چته؟
‫یه جوری شدی.

00:06:56.053 --> 00:06:57.854
‫آرایش کرده.
‫خوشگل شده.

00:06:57.855 --> 00:06:59.022
‫چرا؟

00:06:59.023 --> 00:07:00.890
‫خدای من، امروز قرار داری.

00:07:00.891 --> 00:07:02.759
<i>‫پس داری عمل می‌کنی!</i>

00:07:02.760 --> 00:07:05.628
‫پس اجازه دادی خانم
‫بابا نوئل برات هدیه بیاره!

00:07:05.629 --> 00:07:07.564
‫من که فقط یک درخت بیخود کادو گرفتم.

00:07:07.565 --> 00:07:08.631
‫دارین کجا می‌رین؟

00:07:08.632 --> 00:07:10.333
‫- مشروب؟ قهوه؟
‫- ناهار.

00:07:10.334 --> 00:07:11.868
‫ناهار؟ ناهار که خسته‌کننده‌ست.

00:07:11.869 --> 00:07:13.636
‫ناهار رو که نمی‌تونی
‫تمام شب طولش بدی.

00:07:13.637 --> 00:07:15.872
‫حالا اون کی هست؟
‫عکس لطفاً.

00:07:15.873 --> 00:07:18.174
‫نه، نه، روش کار خانم
‫بابا نوئل اینطوری نیست.

00:07:18.175 --> 00:07:19.376
‫عکس بی عکس.

00:07:19.377 --> 00:07:21.978
‫چی رو داره مخفی می‌کنه؟
‫پشمالوئه؟ موهاشو دم اسبیه؟

00:07:21.979 --> 00:07:23.947
‫- گوش‌هاش مو داره؟
‫- نه، اون می‌خواد آدم‌ها همدیگه رو

00:07:23.948 --> 00:07:27.784
‫همونطور که توی دنیای واقعی بدون
‫ذهنیت قبلی هستن ملاقات کنن.

00:07:27.785 --> 00:07:29.319
‫ترسناکه. ولی خوشم میاد.

00:07:29.320 --> 00:07:30.820
‫لعنتی.

00:07:30.821 --> 00:07:31.788
‫خوش بگذره.

00:07:31.789 --> 00:07:35.290
‫برنامه بعدظهرت رو کنسل کن
‫که اگر خوش‌شانس بودی...

00:07:39.163 --> 00:07:40.497
‫اگه به محض دیدنش ازش
‫بدم اومد چی؟

00:07:40.498 --> 00:07:42.532
‫این چیزا حداقل چقدر طول می‌کشه؟

00:07:42.533 --> 00:07:44.134
‫با فرض اینکه گارسونتون
‫کارش رو بلد باشه

00:07:44.135 --> 00:07:46.069
‫اگر نخوای به احساساتش لطمه
‫بزنی، ۳۰ دقیقه فشرده.

00:07:46.070 --> 00:07:47.883
‫خیلی خب.

00:07:48.706 --> 00:07:52.175
‫پنج دلار شرط می‌بندم که در ۲۰ دقیقه
‫بیام بیرون بدون آسیب به احساساتش.

00:07:52.176 --> 00:07:53.610
‫باشه، اما نباید وانمود
‫کنی پیجت کردن.

00:07:53.611 --> 00:07:54.677
‫این کار تقلبه.

00:07:54.678 --> 00:07:56.579
‫به ازای هر دقیقه که بیشتر
‫بشه یک دلار ازت می‌گیرم.

00:07:56.580 --> 00:07:59.013
‫سر بیست دقیقه بهت پیام می‌دم.

00:08:00.885 --> 00:08:03.357
‫ممنون که باعث شدی
‫هیجانی بشه.

00:08:05.990 --> 00:08:08.091
‫همین الان دچار
‫فیبریلاسین بطنی شد.

00:08:08.092 --> 00:08:10.493
‫زن ۴۰ ساله هشیاریش رو از دست داد.

00:08:10.494 --> 00:08:12.362
‫روی ۲۰۰ شارژ کن.

00:08:12.363 --> 00:08:14.496
‫برید کنار.

00:08:16.267 --> 00:08:18.401
‫هی، هی، «ناتالی».

00:08:18.402 --> 00:08:19.536
‫خیلی خب، به ریتم سینوسی برگشت.

00:08:19.537 --> 00:08:20.603
‫خیلی خب.

00:08:20.604 --> 00:08:22.739
‫تو توی یک بیمارستانی.
‫از حال رفته بودی.

00:08:22.740 --> 00:08:25.608
‫مکس! مکس!

00:08:25.609 --> 00:08:27.177
‫پسرم.

00:08:27.178 --> 00:08:28.411
‫پسرم کجاست؟

00:08:28.412 --> 00:08:29.679
‫خیلی خب ناتالی
‫احتیاج دارم بی‌حرکت باشی.

00:08:29.680 --> 00:08:31.381
‫اون درست همینجاست
‫توی سالن انتظار.

00:08:31.382 --> 00:08:32.849
‫بیاریدش اینجا.

00:08:32.850 --> 00:08:34.851
‫باید ببینمش.
‫باید ببینم حالش خوبه.

00:08:34.852 --> 00:08:36.619
‫- خیلی خب، رادیوگرافی‌ها اینجاست.
‫- خیلی خب.

00:08:36.620 --> 00:08:39.222
‫متأسفم، فقط...

00:08:39.223 --> 00:08:42.091
‫مکس همیشه دوست
‫داره بدونه جریان چیه...

00:08:42.092 --> 00:08:45.128
‫باید بهش گفته بشه چه اتفاقی
‫قرار بیوفته وگرنه وحشت می‌کنه.

00:08:45.129 --> 00:08:46.196
‫درک می‌کنم.

00:08:46.197 --> 00:08:47.797
‫داره میاد.

00:08:47.798 --> 00:08:49.732
‫اون دارای بزرگ شدگی بطن چپ،

00:08:49.733 --> 00:08:51.901
‫ورم ریه و پلورال افیوژن هستش.

00:08:51.902 --> 00:08:53.303
‫- نیاز به اکوی مری داریم.
‫- آره.

00:08:53.304 --> 00:08:56.706
‫من فقط، فقط نیاز دارم...

00:08:56.707 --> 00:08:58.007
‫فقط...

00:08:58.008 --> 00:08:59.409
‫ناتالی.

00:08:59.410 --> 00:09:01.342
‫همین الان اتاق عمل رزرو کنین.

00:09:03.214 --> 00:09:04.380
‫مامان!

00:09:04.381 --> 00:09:06.015
<i>‫- مامان!</i>
<i>‫- مکس، مکس، بیا اینجا.</i>

00:09:06.016 --> 00:09:08.716
<i>‫- مامان! مامان!</i>
‫- لطفاً. زود باش.

00:09:11.922 --> 00:09:13.945
<font color="#006699">«آناتومی گری»
(فصل پانزدهم - قسمت چهارم)</font>

00:09:44.369 --> 00:09:46.603
‫- ببخشید. سلام. آیا شما...
‫- سلام. شما جان هستید؟

00:09:46.604 --> 00:09:48.338
‫- بله. سلام.
‫- سلام.

00:09:48.339 --> 00:09:50.540
‫گفتن یه مقدار باید صبر کنیم اما
‫فعلاً می‌تونیم پشت بار بشینیم.

00:09:50.541 --> 00:09:52.709
‫خیلی خب. بیاید شمارش
‫معکوس رو شروع کنیم.

00:09:52.710 --> 00:09:55.812
‫منظورم این بود بیا شروع کنیم.

00:09:55.813 --> 00:09:58.115
‫آره. باشه.

00:09:58.116 --> 00:10:00.283
‫خیلی خب.

00:10:00.284 --> 00:10:01.885
‫- چه پالتوی قشنگی.
‫- ممنونم.

00:10:01.886 --> 00:10:02.886
‫- چه کیف قشنگی.
‫- ممنون.

00:10:02.887 --> 00:10:05.253
‫- همه به هم میان.
‫- متشکرم.

00:10:07.547 --> 00:10:10.683
‫تو... مکس ما با پدرت تماس گرفتیم.

00:10:10.684 --> 00:10:12.451
‫اون توی راهه.
‫وضعیت مادرت پایداره.

00:10:12.452 --> 00:10:14.253
‫اون الان داره برای
‫جراحی آماده می‌شه.

00:10:14.254 --> 00:10:17.356
‫یک خانم مهربون هم توی راهه
‫که بیاد پیش تو بنشینه.

00:10:17.357 --> 00:10:20.760
‫مکس، تا اون موقع که مأمور
‫بهزیستی بیاد من کنارت می‌مونم.

00:10:20.761 --> 00:10:24.462
‫اوه متشکرم.
‫من زود برمی‌گردم.

00:10:25.265 --> 00:10:27.133
‫یعنی الان ما رو سر پست
‫پرستاری بچه گذاشتی؟

00:10:27.134 --> 00:10:29.168
‫ما بعد از هر حادثه آتش‌سوزی باید

00:10:29.169 --> 00:10:31.037
‫توسط یک پزشک بررسی بشیم.
‫برای همین بهرحال باید...

00:10:31.038 --> 00:10:32.905
‫واقعاً الان باید این کار رو بکنیم؟

00:10:32.906 --> 00:10:34.006
‫دستور کاپیتانه.

00:10:34.007 --> 00:10:36.132
‫بشین.

00:10:39.313 --> 00:10:42.248
‫من خوبم رفقا.
‫حتی دچار سوختگی نشدم.

00:10:42.249 --> 00:10:44.016
‫فقط داشتم غذا می‌رسوندم.

00:10:44.017 --> 00:10:47.019
‫اونجا حتی ساختمون من نبود.
‫آتش‌سوزی مال جای من نبود.

00:10:47.020 --> 00:10:48.621
‫اگر دود وارد ریه‌های تو شده باشه...

00:10:48.622 --> 00:10:50.056
‫باید یک نگاهی بندازیم.

00:10:50.057 --> 00:10:52.258
‫اینجا نوشته در مواقع اورژانسی
‫باید با مادرت تماس بگیریم.

00:10:52.259 --> 00:10:53.626
‫نه، با مادرم تماس نگیرید!

00:10:53.627 --> 00:10:55.528
‫نه، اون، اون توی فیلادلفیا زندگی
‫می‌کنه. فقط نگران می‌شه.

00:10:55.529 --> 00:10:57.763
‫در ضمن من به
‫دانشگاه واشنگتن می‌رم

00:10:57.764 --> 00:10:59.999
‫و تا یک ساعت دیگه کلاسم
‫شروع می‌شه، پس بهتره...

00:11:00.000 --> 00:11:01.434
‫من برات گواهی مرخصی
‫می‌نویسم. کامل باز کن.

00:11:01.435 --> 00:11:03.169
‫- من امتحان شیمی دارم.
‫- بگو «آ».

00:11:03.170 --> 00:11:05.204
‫امتحان جبرانی هم هست.

00:11:05.205 --> 00:11:06.806
‫یعنی تعیین کننده‌ست.

00:11:06.807 --> 00:11:08.241
‫این آخرین فرصتمه.

00:11:08.242 --> 00:11:09.342
‫فقط بایستی برم.

00:11:09.343 --> 00:11:11.244
‫اول به یک عکس
‫قفسه سینه احتیاج داری.

00:11:11.245 --> 00:11:13.512
‫عکس رادیوگرافی؟ اینطوری
‫هزینه‌ش بیشتر نمی‌شه؟

00:11:13.513 --> 00:11:15.147
‫اوه، تو لازم نیست نگران این باشی.

00:11:15.148 --> 00:11:16.981
‫صبر کنید. اما...

00:11:19.653 --> 00:11:21.087
‫مکس. رفیق.

00:11:21.088 --> 00:11:23.356
‫- بابا!
‫- مامان کجاست؟

00:11:23.357 --> 00:11:25.091
‫سلام. شما همسر ناتالی هستید؟

00:11:25.092 --> 00:11:27.126
‫بله. «ایوان». ایوان «فورستر».

00:11:27.127 --> 00:11:29.295
‫سلام. من دکتر بیلی هستم.
‫ایشون دکتر پیرس هستن.

00:11:29.296 --> 00:11:31.764
‫آیا همسرتون تا حالا شکایتی
‫از هر گونه درد قلب یا...

00:11:31.765 --> 00:11:33.666
‫یه لحظه. ببخشید.

00:11:33.667 --> 00:11:35.201
‫برو اونجا. بشین پسرم.
‫چیزی نیست.

00:11:35.202 --> 00:11:36.769
‫برو اونجا.

00:11:40.374 --> 00:11:42.241
‫ما فکر می‌کنیم همسرتون
‫اخیراً یک حمله قلبی داشته

00:11:42.242 --> 00:11:44.210
‫و حالا دیواره بین دو
‫بطن اصلی قلب اون

00:11:44.211 --> 00:11:46.078
‫- پاره شده.
‫- آیا این...

00:11:46.079 --> 00:11:47.346
‫ما تا وارد اونجا نشدیم نمی‌تونیم

00:11:47.347 --> 00:11:49.849
‫بفهمیم چقدر آسیب به اونجا وارد
‫شده، اما شما رو در جریان می‌ذاریم.

00:11:49.850 --> 00:11:51.350
‫- باشه؟
‫- باشه.

00:11:52.351 --> 00:11:53.718
‫هی.

00:11:54.621 --> 00:11:56.589
‫می‌دونم دوست داری بدونی
‫جریان از چه قراره

00:11:56.590 --> 00:12:00.092
‫ما می‌خوایم مادرتو
‫به اتاق عمل ببریم. باشه؟

00:12:00.093 --> 00:12:01.560
‫اون قلبش یکم مشکل داره

00:12:01.561 --> 00:12:05.197
‫اما ما هر کاری می‌کنیم تا
‫حالش رو خوب کنیم، باشه؟

00:12:05.198 --> 00:12:06.766
‫باشه.

00:12:06.767 --> 00:12:08.367
‫خیلی خب.

00:12:11.471 --> 00:12:13.272
‫خب، به نظرم دیگه می‌تونیم بریم.

00:12:13.273 --> 00:12:14.840
‫خیلی عجله داریم؟

00:12:14.841 --> 00:12:18.377
‫من یه جورایی می‌خوام ببینم
‫مادر اون بچه چی به سرش میاد.

00:12:18.378 --> 00:12:20.546
‫راستی اسمش چی بود؟

00:12:20.547 --> 00:12:21.781
<i>‫پزشک قلب رو می‌گم.</i>

00:12:21.782 --> 00:12:24.032
‫دکتر پیرس.

00:12:24.117 --> 00:12:26.152
‫«دین». جدی که نمی‌گی؟

00:12:26.153 --> 00:12:27.653
‫اون زن رو دیدی؟

00:12:27.654 --> 00:12:29.355
‫اعتماد به نفسش رو دیدی؟

00:12:29.356 --> 00:12:30.956
‫همینطور دلسوزیش برای بچه‌ها؟

00:12:30.957 --> 00:12:33.826
‫و چشم‌های
‫خیلی خیلی مهربونش؟

00:12:33.827 --> 00:12:36.696
‫ببین، در ضمن باید برای بررسی
‫پزشکی صبر کنیم. درسته؟

00:12:36.697 --> 00:12:38.664
‫حالا راغب به انجام این کار شدی؟

00:12:38.665 --> 00:12:40.698
‫دستور کاپیتان بوده.

00:12:42.134 --> 00:12:44.270
‫سلام! تو هنوز اینجایی؟

00:12:44.271 --> 00:12:46.772
‫- سلام. آره.
‫- داشتم می‌رفتم بیرون.

00:12:46.773 --> 00:12:48.641
‫توی دستت چی داری؟

00:12:48.642 --> 00:12:50.776
‫چیزی توی دستم ندارم.

00:12:50.777 --> 00:12:53.311
‫دستتو نشونم بده.

00:12:54.848 --> 00:12:57.516
‫چیزی نیست.

00:12:57.517 --> 00:12:59.318
‫هیچی نیست. یخرده سوختیگه.

00:12:59.319 --> 00:13:01.887
‫باید پشت یک در رو برای
‫وجود آتش چک می‌کردم.

00:13:01.888 --> 00:13:03.856
‫این اولین آسیبمه.

00:13:03.857 --> 00:13:06.257
‫بالاخره روزی باید اتفاق میوفتاد.

00:13:10.196 --> 00:13:13.299
‫این کیسه نازک توی
‫ریه «جولیوس» رو می‌بینی؟

00:13:13.300 --> 00:13:15.101
‫اون دچار آمفزیم «بلب» شده.
<font color="#ff0000">‫(«آمفیزم بولوس».)</font>

00:13:15.102 --> 00:13:16.936
‫اَه! «بلب».

00:13:16.937 --> 00:13:19.505
‫یعنی محبوس شدن
‫هوا در دیواره ریه.

00:13:19.506 --> 00:13:21.874
‫می‌دونم چیه فقط
‫از تلفظش بدم میاد.

00:13:21.875 --> 00:13:23.075
‫«بلب.»

00:13:23.076 --> 00:13:25.711
‫- مخفف چی هستش؟
‫- مخف نیست. کلمه‌ست.

00:13:25.712 --> 00:13:28.547
‫این کلمه نیست.
‫یه جور صداست.

00:13:28.548 --> 00:13:29.548
‫«بلب.»

00:13:29.549 --> 00:13:33.784
‫اگر بترکه ریه‌هاش از کار میوفته
‫و جولیوس می‌میره.

00:13:35.822 --> 00:13:38.556
‫باید کلمه جدی‌تری می‌بود.

00:13:39.024 --> 00:13:40.292
‫ساکشن.

00:13:40.293 --> 00:13:43.662
‫بگو ببینم آوری الان داره
‫دقیقاً چکار می‌کنه؟

00:13:43.663 --> 00:13:47.500
‫نمی‌دونم... کارش یه ارتباطی با خدا و

00:13:47.501 --> 00:13:49.835
‫یک درخت داشت.

00:13:49.836 --> 00:13:50.836
‫مثل مرخصی موقت از کار؟

00:13:50.837 --> 00:13:52.071
‫آره. آره.

00:13:52.072 --> 00:13:55.141
‫دقیقاً مثل یک مرخصی روحانی.

00:13:55.142 --> 00:13:56.909
‫که در همون حال
‫یه شبه تصمیم بگیره

00:13:56.910 --> 00:13:58.811
‫بزنه بیرون و هر کاری
‫که می‌خواد بکنه؟

00:13:58.812 --> 00:14:01.679
‫آره، شبیه یک استراحت
‫روحی به نظر میاد.

00:14:04.417 --> 00:14:07.452
‫لعنتی. لعنتی.
‫اونجا رو می‌بینی؟

00:14:07.453 --> 00:14:09.755
‫این یک پارگی سپتوم بطنی بزرگه.

00:14:09.756 --> 00:14:11.857
‫به احتمال زیاد یک هفته
‫پیش دچار حمله قلبی شده

00:14:11.858 --> 00:14:13.058
‫فکر می‌کرده سوء هاضمه‌ست

00:14:13.059 --> 00:14:15.094
‫و تا حالا داشته روز به روز
‫بیشتر تضعیف می‌شده.

00:14:15.095 --> 00:14:16.462
‫- شستشو.
‫- بله.

00:14:16.463 --> 00:14:18.864
‫- می‌خوای چکار کنی؟
‫- می‌خوام محل دچار ناقصه رو ببندم.

00:14:18.865 --> 00:14:19.899
‫چسب بووین.

00:14:19.900 --> 00:14:22.566
‫هررا گفت اون یه مدتی بیهوش بوده.

00:14:23.302 --> 00:14:25.838
‫می‌دونم، اما من، من
‫نمی‌خوام برم اون پایین

00:14:25.839 --> 00:14:28.806
‫و به اون پسر کوچولو
‫بگم مادرش دیگه رفته.

00:14:29.341 --> 00:14:35.179
‫بیاید یک دستگاه کمک بطنی موقت
‫امتحان کنیم و... امیدوار باشیم.

00:14:41.768 --> 00:14:43.944
‫پس شما در کار نرم‌افزار هستید؟

00:14:43.945 --> 00:14:46.420
‫پس تی‌شرت و هودی‌تون کو؟

00:14:46.421 --> 00:14:47.889
‫می‌دونم.
‫قبلاً تلاش کردم.

00:14:47.890 --> 00:14:50.057
‫اما این حس رو به آدم می‌ده
‫که با لباس راحتی رفته سر کار

00:14:50.058 --> 00:14:51.292
‫- می‌دونی؟
‫- واقعاً می‌فهمم.

00:14:51.293 --> 00:14:53.594
‫من راستش به نوعی لباس
‫راحتیم رو سر کار می‌پوشم.

00:14:53.595 --> 00:14:55.062
‫- من یک جراحم.
‫- جدی؟

00:14:55.063 --> 00:14:56.931
‫چه نوع جراحی؟

00:14:56.932 --> 00:14:59.567
‫من رئیس جراحی عمومی
‫در گری-اسلووان هستم.

00:14:59.568 --> 00:15:00.701
‫وای!

00:15:00.702 --> 00:15:02.136
‫پس آدم کله گنده‌ای هستین.

00:15:02.137 --> 00:15:03.204
‫اوه، آره.

00:15:03.205 --> 00:15:04.338
‫شما چه نوع نرم‌افزاری؟

00:15:04.339 --> 00:15:06.374
‫نباید به کسی بگم.

00:15:06.375 --> 00:15:07.909
‫این مربوط به حریم شخصی افراده.

00:15:07.910 --> 00:15:09.810
‫اوه. درک می‌کنم.

00:15:09.811 --> 00:15:13.648
‫نه، منظورم این بود که کارم
‫نرم‌افزارهای حریم خصوصی هستش.

00:15:13.649 --> 00:15:14.749
‫الان که دارم می‌گم.

00:15:14.750 --> 00:15:17.318
‫مهم نیست دیگه.
‫من راز نگهدار خوبی نیستم.

00:15:17.319 --> 00:15:18.586
‫فکر می‌کنم آدم باید
‫بتونه تصمیم بگیره

00:15:18.587 --> 00:15:20.609
‫چه چیزی از خودش رو
‫می‌خواد به بقیه دنیا بگه

00:15:20.610 --> 00:15:22.290
‫و چه کسی بتونه
‫از نزدیک زندگیش رو ببینه.

00:15:22.291 --> 00:15:24.458
‫نرم‌افزار من این اجازه رو به آدم می‌ده.

00:15:24.459 --> 00:15:25.726
‫همه‌ش همین.

00:15:25.727 --> 00:15:28.396
‫پس شما اطلاعات مردم رو
‫زیر و رو نمی‌کنید؟

00:15:28.397 --> 00:15:31.098
‫راستش، برعکس
‫ازشون محافظت می‌کنیم.

00:15:31.099 --> 00:15:33.267
‫به سلامتی آدم‌های خوب.

00:15:33.268 --> 00:15:35.102
‫من با لباس راحتیم یا
‫هر چیز دیگه توده‌های

00:15:35.103 --> 00:15:36.904
‫سرطانی رو از بدن مردم
‫بیرون نمیارم اما...

00:15:36.905 --> 00:15:38.339
‫اما هر کاری رو که
‫می‌تونید انجام می‌دید.

00:15:38.340 --> 00:15:40.773
‫هر کاری از دستم بربیاد می‌کنم.

00:15:41.542 --> 00:15:43.711
‫اگر بترکه ممکنه
‫ریه‌هات از کار بیوفتن.

00:15:43.712 --> 00:15:44.946
‫این جونت رو در خطر می‌ندازه.

00:15:44.947 --> 00:15:46.581
‫می‌دونم. من همه‌چیز رو
‫درباره بلبم می‌دونم.

00:15:46.582 --> 00:15:48.049
‫از وقتی نوزاد بودم این رو داشتم.

00:15:48.050 --> 00:15:49.317
‫شماها خودتون بهش چی می‌گین؟

00:15:49.318 --> 00:15:51.452
‫راست می‌گه.

00:15:51.453 --> 00:15:54.188
‫بهرحال، منم قرار نیست به این زودیا
‫توی دوی ماراتون شرکت کنم

00:15:54.189 --> 00:15:56.023
‫مگر اینکه به صورت
‫بازی ویدئویی باشه.

00:15:56.024 --> 00:15:58.526
‫- من خوبم. راحت باهاش مدارا می‌کنم.
‫- آره، اما تا الان.

00:15:58.527 --> 00:16:00.628
‫دودی که استنشاق کردی باعث
‫شده ریه‌هات به سختی کار کنن.

00:16:00.629 --> 00:16:02.563
‫و بلبت هم این سختی
‫رو خیلی بیشتر کرده.

00:16:02.564 --> 00:16:04.332
‫اما من می‌تونم عملش کنم.
‫می‌تونم برای همیشه دربیارمش.

00:16:04.333 --> 00:16:05.600
‫نه. عمل نه.

00:16:05.601 --> 00:16:06.801
‫بیمه درمانی مادرم

00:16:06.802 --> 00:16:08.903
‫فقط ویزیت در بخش
‫اورژانس رو پوشش می‌ده.

00:16:08.904 --> 00:16:10.905
‫این بلب احمقانه من
‫قبل از بیمه شدن وجود داشته.

00:16:10.906 --> 00:16:13.107
‫اگر با مامانت تماس بگیریم اونم
‫می‌گه «بیاید درستش کنیم».

00:16:13.108 --> 00:16:14.842
‫نه، نه. مامانم همین الانش
‫سه جا داره کار می‌کنه

00:16:14.843 --> 00:16:16.477
‫که فقط بتونه خورد
‫و خوراکمو تأمین کنه.

00:16:16.478 --> 00:16:19.380
‫این جراحی ما رو ۲۰ هزار
‫دلار زیر قرض می‌بره.

00:16:19.381 --> 00:16:21.048
‫فقط اجازه بدید از اینجا برم بیرون

00:16:21.049 --> 00:16:23.549
‫وگرنه با مسئولتون
‫صحبت می‌کنم. باشه؟

00:16:24.118 --> 00:16:26.387
‫من خودم مسئول خودم هستم.

00:16:26.388 --> 00:16:28.456
‫خب، پس، به مادرم زنگ نزنید.

00:16:28.457 --> 00:16:31.225
‫اگر به مادرم بگید منم
‫از همه‌تون شکایت می‌کنم.

00:16:31.226 --> 00:16:33.461
‫در اون صورت تمام مشکلات
‫مالی ما هم حل می‌شه.

00:16:33.462 --> 00:16:35.294
‫خیلی خب؟

00:16:35.930 --> 00:16:38.766
‫- نمی‌شه هر طور شده درش بیاریم؟
‫- اون ۱۸ سالشه.

00:16:38.767 --> 00:16:40.167
‫اگر هر طور شده انجامش بدیم
‫جرم تعرض محسوب می‌شه.

00:16:40.168 --> 00:16:42.603
‫براش نبولایزر پیوسته
‫و ۴۰ درصد اکسیژن بذار

00:16:42.604 --> 00:16:45.538
‫- و مراحل ترخیصش رو کش بده.
‫- باشه.

00:16:46.808 --> 00:16:48.609
‫باید راجع به دیشب با هم صحبت کنیم.

00:16:48.610 --> 00:16:49.731
‫کار توهین‌آمیزی بود.

00:16:49.732 --> 00:16:51.579
‫همینطوره، و منم
‫عذرخواهیت رو قبول می‌کنم.

00:16:51.580 --> 00:16:53.648
‫تو باید ازم عذرخواهی کنی، نادون.

00:16:53.649 --> 00:16:54.649
‫من باهات سکس نمی‌کنم که

00:16:54.650 --> 00:16:56.083
‫در عوض از رئیس چیزی بخوام.

00:16:56.084 --> 00:16:57.718
‫من باهات سکس می‌کنم
‫چون ازت یک چیز می‌خوام

00:16:57.719 --> 00:16:59.885
‫و اون اورگاسمه!
<font color="#ff0000">‫(اوج لذت جنسی.)</font>

00:17:00.388 --> 00:17:01.889
‫شاید بد نباشه وقتی دکتر وبر

00:17:01.890 --> 00:17:06.025
‫پشت سرم ایستاده بهم بگی تا
‫از این حرفا نزنم.

00:17:11.333 --> 00:17:13.868
‫تو... پیجم کردی کرو؟

00:17:13.869 --> 00:17:15.236
‫اشمیت هنوز برنگشته؟

00:17:15.237 --> 00:17:16.437
‫تا الان ندیدمش.

00:17:16.438 --> 00:17:17.805
‫پس ما داریم اینجا چکار می‌کنیم؟

00:17:17.806 --> 00:17:19.607
‫دکتر شفرد، بفرمایید.

00:17:19.608 --> 00:17:20.908
‫ببخشید که خیلی طول کشید.

00:17:20.909 --> 00:17:22.610
‫من جاهای شلوغ
‫نمی‌تونم ادرار کنم.

00:17:22.611 --> 00:17:26.280
‫چی؟ چرا؟ این مال کیه... چرا؟

00:17:26.281 --> 00:17:27.615
‫گفتید آزمایش مواد مخدر می‌خواید.

00:17:27.616 --> 00:17:29.583
‫گفتم حتماً بخاطر اون دفعه
‫که کلوچه خورده بودیمه

00:17:29.584 --> 00:17:31.952
‫- اما من آلوده نیستم...
‫- از تو که نه.

00:17:31.953 --> 00:17:34.086
‫- برای اون!
‫- درسته.

00:17:35.056 --> 00:17:36.557
‫من خیلی متأسفم.

00:17:36.558 --> 00:17:38.359
‫هی، هی، هی.
‫اینم لطفاً با خودت ببر.

00:17:38.360 --> 00:17:39.760
‫تو منو برای آزمایش
‫مواد آوردی اینجا؟

00:17:39.761 --> 00:17:41.762
‫- این کارا یعنی چی!؟
‫- آروم، آروم، اینجا محل کاره.

00:17:41.763 --> 00:17:43.297
‫تو که دروغ نمی‌گی
‫پس چه اهمیتی داره؟

00:17:43.298 --> 00:17:44.865
‫مسئله مهم اینه که بهم
‫اعتماد داشته باشی

00:17:44.866 --> 00:17:46.267
‫و مثل یک مجرم
‫باهام رفتار نکنی.

00:17:46.268 --> 00:17:47.835
‫- هی...
‫- کجا داری می‌ری؟

00:17:47.836 --> 00:17:51.203
‫بخش مراقبت‌های روزانه
‫تا لئو رو ببینم. خدایا!

00:17:54.042 --> 00:17:55.543
‫این احمقانه‌ست.

00:17:55.544 --> 00:17:57.411
‫- می‌ریم.
‫- هی، ما منتظریم بررسی بشیم.

00:17:57.412 --> 00:17:59.480
‫نه. منتظر «بودیم».
‫الان داریم سیریش می‌شیم.

00:17:59.481 --> 00:18:01.182
‫هر دکتری می‌تونه
‫ما رو بررسی کنه.

00:18:01.183 --> 00:18:02.985
‫هی. خودشه. خودشه.

00:18:04.586 --> 00:18:06.852
‫آقای فورستر.

00:18:09.857 --> 00:18:12.626
‫ناتالی از جراحی بیرون اومده.

00:18:12.627 --> 00:18:16.564
‫اما آسیبی که به قلبش
‫رسیده خیلی جدی بوده.

00:18:16.565 --> 00:18:19.476
‫برای جدا کردنش از پمپ
‫هم دچار مشکل شدیم.

00:18:19.477 --> 00:18:21.368
‫من خیلی متأسفم

00:18:21.369 --> 00:18:25.971
‫اما فقط شانس خیلی کمی
‫هست که ناتالی دوباره بهوش بیاد.

00:18:27.242 --> 00:18:29.643
‫ببینید، چند دقیقه‌ای برای
‫صحبت با پسرتون صرف کنید

00:18:29.644 --> 00:18:33.080
‫و بعد ما... ما شما رو
‫برای دیدن اون می‌بریم.

00:18:33.081 --> 00:18:34.281
‫بابا.

00:18:34.282 --> 00:18:35.850
‫مکس.

00:18:35.851 --> 00:18:37.284
‫حال مامان خوبه؟

00:18:37.285 --> 00:18:39.697
‫اون...

00:18:39.788 --> 00:18:42.366
‫مامان...

00:18:44.625 --> 00:18:49.330
‫مکس... مامانت
‫خیلی آسیب بدی دیده.

00:18:49.331 --> 00:18:50.831
‫ما هر کاری می‌تونستیم
‫برای کمک بهش کردیم...

00:18:50.832 --> 00:18:53.252
‫و همه‌چیز درست می‌شه.

00:18:53.468 --> 00:18:56.070
‫اون حالش خوب می‌شه.

00:18:56.071 --> 00:18:58.103
‫درسته؟

00:19:08.033 --> 00:19:09.872
‫قرار آشنایی چیز بدی نیست.

00:19:09.873 --> 00:19:11.365
‫من صحبت کردم با
‫آدم‌ها رو دوست دارم...

00:19:11.366 --> 00:19:13.379
‫تا اینکه آدم به اون
‫نقطه خاص می‌رسه.

00:19:13.380 --> 00:19:14.914
‫چه نقطه خاصی؟

00:19:14.915 --> 00:19:17.050
‫فکر کن ملاقات
‫داره عالی پیش می‌ره

00:19:17.051 --> 00:19:20.518
‫اون باهوشه، تو بامزه‌ای.
‫شما... با هم حسابی جورید.

00:19:20.519 --> 00:19:22.019
‫تا اینکه اون همون
‫«یک چیز» خاص رو می‌گه

00:19:22.020 --> 00:19:24.355
‫همون یک چیز... مثلاً حرفی
‫که یکم نژادپرستانه‌ست.

00:19:24.356 --> 00:19:25.990
‫- اوه، اوه.
‫- یا مثلاً...

00:19:25.991 --> 00:19:27.291
‫یا همکارهاش رو خراب کنه

00:19:27.292 --> 00:19:29.427
‫یا برای هم‌جنس‌گراها از
‫کلمه نامناسب استفاده می‌کنه

00:19:29.428 --> 00:19:32.930
‫یا توی نوشتن پیام فرق «انجا»،
‫«اینجا» و «اونجا» رو نمی‌دونه.

00:19:32.931 --> 00:19:34.398
‫- این که غیرقابل بخششه.
‫- کاملاً همینطوره.

00:19:34.399 --> 00:19:37.001
‫همین یک چیز
‫ملاقات رو تموم می‌کنه

00:19:37.002 --> 00:19:38.803
‫حتی اگر بعدش
‫یک ساعت دیگه هم بمونید.

00:19:38.804 --> 00:19:40.571
‫من برای همین
‫با کسی قرار نمی‌ذارم.

00:19:40.572 --> 00:19:42.506
‫تصور می‌کنم یه جورایی با
‫کارتون هم ازدواج کرده باشید.

00:19:42.507 --> 00:19:44.208
‫آره، بهش متهم هم شده‌ام.

00:19:44.209 --> 00:19:46.277
‫نه. وایستا. چرا آخه
‫بهش می‌گید اتهام؟

00:19:46.278 --> 00:19:48.946
‫برای اینکه کسی به جوونی شما
‫به جایی که الان هستید برسه

00:19:48.947 --> 00:19:50.247
‫کلی تمرکز و
‫وقت گذاشتن لازمه.

00:19:50.248 --> 00:19:51.716
‫بعضی‌ها خوششون نمیاد
‫که شریک زندگی‌شون

00:19:51.717 --> 00:19:53.217
‫به کارش بیشتر از
‫رابطه‌شون احساس

00:19:53.218 --> 00:19:55.453
‫تعهد بکنه. من که اصلاً
‫نمی‌تونم درک کنم.

00:19:55.454 --> 00:19:56.754
‫برای همینه که مجردید؟

00:19:56.755 --> 00:19:58.889
‫آره. همسرم نمی‌تونست
‫من رو با کارم شریک باشه.

00:19:58.890 --> 00:20:00.291
‫شما چی؟

00:20:00.292 --> 00:20:03.459
‫همسر من می‌تونست، اما مرد.

00:20:03.728 --> 00:20:06.449
‫- متأسفم.
‫- ممنونم.

00:20:06.832 --> 00:20:08.099
‫آره.

00:20:08.100 --> 00:20:10.401
‫کار واقعاً شریک بامدارایی
‫هستش اما واقعاً نمی‌تونه...

00:20:10.402 --> 00:20:12.703
‫آدم رو هول بده
‫سمت دیوار و ببوسه.

00:20:12.704 --> 00:20:15.905
‫می‌خواستم بگم پشت آدم رو نمی‌تونه
‫بخارونه، اما مال شما رو هم می‌پسندم.

00:20:19.343 --> 00:20:21.846
‫راستش، اگر اجازه بدید
‫می‌خوام الان با محل کارم

00:20:21.847 --> 00:20:24.782
‫تماس بگیرم و یه سری برنامه‌های
‫امروز بعد از ظهر رو جابجا کنم.

00:20:24.783 --> 00:20:26.782
‫- بله، حتماً. باشه.
‫- خیلی خب.

00:20:33.023 --> 00:20:35.292
‫- خدایا.
‫- چیه؟

00:20:35.293 --> 00:20:38.562
‫این... متأسفم که باید
‫این رو بهتون بگم...

00:20:38.563 --> 00:20:41.465
‫من فکر می‌کردم شما فقط
‫شبیه عکس‌تون نیستید

00:20:41.466 --> 00:20:44.068
‫چون این...

00:20:44.069 --> 00:20:46.469
‫این عکس اونه.

00:20:48.105 --> 00:20:50.174
‫بله. من قرار بود با اون
‫قرار ملاقات داشته باشم.

00:20:50.175 --> 00:20:52.576
‫- شما «جان» نیستید؟
‫- چرا. هستم.

00:20:52.577 --> 00:20:54.378
‫اما خب این اسم متداولیه.

00:20:54.379 --> 00:20:55.946
‫می‌خواید برید اونجا؟

00:20:55.947 --> 00:20:58.616
‫نمی‌خوام. از همینجا لذت می‌برم.

00:20:58.617 --> 00:21:02.820
‫اون که به نظر میاد اونجا داره
‫بهش خوش می‌گذره.

00:21:02.821 --> 00:21:07.790
‫پس... فکر می‌کنی
‫«جان» من اون باشه؟

00:21:12.563 --> 00:21:14.265
‫اگر با مادرش تماس بگیری
‫قانون «هیپا» رو نقض کردی.
<font color="#ff0000">‫(«قانون انتقال‌پذیری و پاسخگویی بیمه سلامت».)</font>

00:21:14.266 --> 00:21:16.100
‫اگر هیپا رو نقض کنی
‫ازمون شکایت می‌شه.

00:21:16.101 --> 00:21:18.903
‫پس چکار کنم؟

00:21:18.904 --> 00:21:21.071
‫می‌دونی چیه کرو؟
‫تنها چیزی که

00:21:21.072 --> 00:21:22.273
‫از تماشای تو
‫در این شغل بدتره

00:21:22.274 --> 00:21:23.741
‫انجام دادن اون بجای توئه.

00:21:23.742 --> 00:21:25.009
‫ببین این مسئله
‫مربوط به ریاست نیست.

00:21:25.010 --> 00:21:26.277
‫- این...
‫- هست... هست.

00:21:26.278 --> 00:21:27.678
‫از این لحاظ که رئیس بودن

00:21:27.679 --> 00:21:29.547
‫یعنی همیشه توی
‫سه‌کنج قرار می‌گیری.

00:21:29.548 --> 00:21:31.760
‫فوت کار اینه که بتونی راه‌های
‫ابتکاری برای فرار پیدا کنی.

00:21:31.761 --> 00:21:34.418
‫خب پس یک راه پیدا کردم.
‫به بیلی می‌گم من استعفا می‌دم.

00:21:34.419 --> 00:21:35.986
‫- تو می‌تونی صاحب این شغل مزخرف بشی.
‫- نه.

00:21:35.987 --> 00:21:38.389
‫نه، از روزی که من شروع
‫کردم تو اوقاتت تلخ بود.

00:21:38.390 --> 00:21:40.524
‫تو اجازه نداری استعفا بدی.

00:21:40.525 --> 00:21:42.159
‫فقط زمانی می‌تونی
‫استعفا بدی که کار رو

00:21:42.160 --> 00:21:45.062
‫با حداکثر توانایی‌هات انجام بدی
‫و اون موقع تصمیم به رفتن بگیری.

00:21:45.063 --> 00:21:47.531
‫در غیر اینصورت اسمش
‫استعفا نیست، کم آوردنه.

00:21:47.532 --> 00:21:50.534
‫این رو مادرم بهم گفته بود
‫و حقیقت هم هست.

00:21:50.535 --> 00:21:52.102
‫از کجا داشتی بیرون
‫میومدی؟ دانشکده پزشکی؟

00:21:52.103 --> 00:21:54.672
‫من ده سالم بود و
‫نمی‌خواستم «تتربال» بازی کنم.
<font color="#ff0000">‫(نوعی بازی دو نفره با توپ.)</font>

00:21:54.673 --> 00:21:55.840
‫اینکه تتربال نیست.

00:21:55.841 --> 00:21:57.608
‫اتفاقاً کاملاً هم شبیهه کرو.

00:21:57.609 --> 00:21:59.009
‫ببین، اول کار رو
‫جانانه جمع و جور کن

00:21:59.010 --> 00:22:00.945
‫بعد بشین و تصمیم‌گیری کن
‫که می‌خوایش یا نه.

00:22:00.946 --> 00:22:02.808
‫نذار کار تصمیم
‫بگیره تو رو نمی‌خواد.

00:22:02.809 --> 00:22:05.881
‫من...

00:22:09.887 --> 00:22:13.290
‫بررسی پزشکی ما رو رئیس
‫بخش جراحی انجام می‌ده؟

00:22:13.291 --> 00:22:15.192
‫بهترین استفاده از منابع همینه؟

00:22:15.193 --> 00:22:16.861
‫من توی مرخصی
‫موقت از ریاستم.

00:22:16.862 --> 00:22:18.769
‫تو به نظر خوبی.
‫بشین «میلر».

00:22:18.770 --> 00:22:20.097
‫انگشت راست.

00:22:20.098 --> 00:22:22.800
‫اون امیدوار بود
‫دکتر پیرس اینجا باشه.

00:22:22.801 --> 00:22:24.869
‫باز کن.

00:22:24.870 --> 00:22:26.937
‫آیا شما... آیا شما می‌دونید

00:22:26.938 --> 00:22:29.173
‫دکتر پیرس مجرده یا نه؟

00:22:29.174 --> 00:22:30.674
‫من شبیه خاله جونتم میلر؟

00:22:30.675 --> 00:22:33.880
‫خیلی خب، هر دو
‫کاملاً بررسی شدید.

00:22:34.913 --> 00:22:36.981
‫هی، یه سؤال.

00:22:36.982 --> 00:22:39.216
‫کی اولین نفر بود که
‫وارد آتش‌سوزی خونه شد؟

00:22:39.217 --> 00:22:41.018
‫- اون... وارن و «هیوز» بودن.
‫- وا... وارن.

00:22:41.019 --> 00:22:43.787
‫- چرا؟
‫- بهترین استفاده از منابع همینه؟

00:22:43.788 --> 00:22:47.324
‫اون تنها جراح توی یک
‫تیم آتش‌نشانیه.

00:22:47.325 --> 00:22:50.225
‫نمی‌خواید واقعاً از اون
‫دست‌ها محافظت کنید؟

00:22:52.897 --> 00:22:55.866
‫«خیلی متأسفم. اگر به من بود
‫هرگز شما رو معطل نمی‌کردم.»

00:22:55.867 --> 00:22:57.268
‫«یه موضوعی پیش اومده.»

00:22:57.269 --> 00:23:04.775
‫«یه مشکل اجتناب‌ناپذیر پیش اومده و
‫من نمی‌رسم بیام اونجا.»

00:23:04.776 --> 00:23:06.577
‫به نظر خوب میاد؟

00:23:06.578 --> 00:23:08.612
‫آره. فقط «اونجا» رو
‫با «اینجا» که غلطه عوض کن

00:23:08.613 --> 00:23:10.381
‫که یه مقدار این
‫ضدحال رو ملایم‌تر کنه.

00:23:10.382 --> 00:23:12.283
‫فکر خوبیه.

00:23:12.284 --> 00:23:14.683
‫- خیلی خب، یک، دو، سه.
‫- آره.

00:23:20.892 --> 00:23:23.193
‫و به همین راحتی شدیم
‫خبرهای کهنه دیروز.

00:23:23.194 --> 00:23:25.496
‫شاید دارن عاشق هم می‌شن.

00:23:25.497 --> 00:23:27.665
‫شاید تقدیر این بوده.

00:23:27.666 --> 00:23:28.766
‫براشون آرزوی موفقیت می‌کنیم.

00:23:28.767 --> 00:23:31.335
‫بهتره، بهتره قبل از اینکه

00:23:31.336 --> 00:23:34.036
‫- ما رو ببینن از اینجا بزنیم بیرون
‫- باشه.

00:23:36.908 --> 00:23:38.242
‫- فقط.
‫- طبیعی باش.

00:23:38.243 --> 00:23:39.777
‫- آره، فقط اگر می‌شه طبیعی باش.
‫- باشه.

00:23:39.778 --> 00:23:41.178
‫- الان که بدجور هول کردی.
‫- خیلی خب.

00:23:41.179 --> 00:23:42.479
‫داری توجه همه رو جلب می‌کنی.

00:23:42.480 --> 00:23:44.346
‫برو. برو. برو.

00:23:44.648 --> 00:23:46.617
‫منصفانه نیست.
‫تا وقتی لئو ۱۵ ساله بشه

00:23:46.618 --> 00:23:48.786
‫تو ۱۴ سال وقت داشتی
‫که براش آماده بشی.

00:23:48.787 --> 00:23:50.621
‫البته اگر موفق بشم
‫پیش خودم نگهش دارم.

00:23:50.622 --> 00:23:52.456
‫خیلی خب.
‫منظور خاصی ندارم

00:23:52.457 --> 00:23:54.258
‫اما من نمی‌دونم چطور
‫یک نوجوون رو تربیت کنم.

00:23:54.259 --> 00:23:55.626
‫خودتم نوجوون بودی.

00:23:55.627 --> 00:23:56.694
‫مامانت چکار می‌کرد؟

00:23:56.695 --> 00:23:58.796
‫- هیچی.
‫- چی...

00:23:58.797 --> 00:24:00.931
‫اون چهارتا بچه اولش رو با
‫اقتدار تمام تربیت کرد

00:24:00.932 --> 00:24:03.300
‫اما من عزیز دردونه‌ش بودم.

00:24:03.301 --> 00:24:06.170
‫فکر کنم از وقتی بابام
‫جلوی چشم خودم مرد

00:24:06.171 --> 00:24:08.605
‫اون دیگه می‌ترسید
‫من رو ناراحت کنه.

00:24:08.606 --> 00:24:10.874
‫راحت اجازه می‌داد
‫هر کاری می‌خوام بکنم.

00:24:10.875 --> 00:24:11.909
‫اوه، مامان من که برعکس بود.

00:24:11.910 --> 00:24:13.077
‫وقتی بابام مرد

00:24:13.078 --> 00:24:15.412
‫اون برای من و مگان
‫همزمان مادر، پدر، قاضی،

00:24:15.413 --> 00:24:16.747
‫هیئت منصفه و
‫اجرا کننده حکم بود.

00:24:16.748 --> 00:24:18.182
‫آره.

00:24:18.183 --> 00:24:20.884
‫اما... تو خوب از آب در اومدی.

00:24:20.885 --> 00:24:24.019
‫امیدوارم.

00:24:25.323 --> 00:24:28.726
‫می‌دونی، گاهی فکر می‌کنم
‫پدر و مادر بودن یعنی فقط...

00:24:28.727 --> 00:24:31.593
‫خیلی خب، باشه.

00:24:35.065 --> 00:24:37.633
‫وای. چی؟

00:24:38.002 --> 00:24:40.004
‫سلام.

00:24:40.005 --> 00:24:43.238
‫سلام مکس. این پایین چکار می‌کنی؟

00:24:45.142 --> 00:24:47.710
‫آیا حال مامانم خوب می‌شه؟

00:24:48.992 --> 00:24:51.059
‫مکس.

00:24:53.484 --> 00:24:57.156
‫مکس، مشکل...

00:24:57.195 --> 00:25:00.076
‫مشکل مادر تو مشکل بزرگیه.

00:25:00.191 --> 00:25:03.460
‫قلب اون، که خون رو به
‫تمام بدنش پمپاژ می‌کنه

00:25:03.461 --> 00:25:04.995
‫خیلی بدجور آسیب دیده.

00:25:04.996 --> 00:25:06.997
‫- این... این...
‫- پیدات کردم!

00:25:06.998 --> 00:25:09.600
‫تو نمی‌تونی همینطوری بذاری
‫بری رفیق، خواهش می‌کنم ازت.

00:25:09.601 --> 00:25:11.335
‫اون داشت راجع به
‫مامان برام می‌گفت.

00:25:11.336 --> 00:25:12.703
‫تغییری حاصل شده؟

00:25:12.704 --> 00:25:15.437
‫می‌شه یه لحظه
‫باهاتون صحبت کنم؟

00:25:15.672 --> 00:25:17.007
‫ببینید، من فقط تا دستشویی رفتم

00:25:17.008 --> 00:25:19.910
‫اون وقتی می‌ترسه
‫اینطوری می‌کنه.

00:25:19.911 --> 00:25:21.745
‫درسته...

00:25:21.746 --> 00:25:24.279
‫به احتمال خیلی زیاد
‫از شما به ارث برده.

00:25:24.491 --> 00:25:25.537
‫ببخشید؟

00:25:25.538 --> 00:25:28.152
‫ببینید، می‌دونم سعی دارید
‫از مکس محافظت کنید

00:25:28.153 --> 00:25:30.788
‫اما اون احتیاج داره بدونه
‫چی در انتظارشه.

00:25:30.789 --> 00:25:31.855
‫شما بچه منو نمی‌شناسید.

00:25:31.856 --> 00:25:34.058
‫این رو می‌دونم که
‫هر بچه‌ای نیاز داره از قبل

00:25:34.059 --> 00:25:35.893
‫برای اتفاقاتی که برای مادرش
‫قراره بیوفته آماده بشه.

00:25:35.894 --> 00:25:37.694
‫شما گفتید هنوزم امید هست.

00:25:37.695 --> 00:25:39.129
‫من گفتم امید خیلی کمی هست.

00:25:39.130 --> 00:25:41.367
‫این یعنی امیدی هست!

00:25:42.100 --> 00:25:44.412
‫مکس، بیا بریم رفیق.

00:25:44.803 --> 00:25:47.557
‫و من این امید رو ازش نمی‌گیرم.

00:25:47.759 --> 00:25:50.326
‫لطفاً با پسر من صحبت نکنید.

00:25:56.480 --> 00:25:57.548
‫چی شد؟

00:25:57.549 --> 00:25:58.882
‫سعی داره از اینجا بره.

00:25:58.883 --> 00:26:00.117
‫شلوارش گیر کرده
‫نمی‌تونه بپوشه.

00:26:00.118 --> 00:26:02.052
‫دلیلش اینه که ریه‌هات
‫درست کار نمی‌کنن.

00:26:02.053 --> 00:26:03.821
‫بیخیال شو رفیق.

00:26:03.822 --> 00:26:05.889
‫توی هوای اتاق اکسیژن اشباع
‫خونش فقط ۸۸ درصد بود.

00:26:05.890 --> 00:26:08.058
‫ببین جولیوس، تو هنوز
‫به طور کامل از اثرات

00:26:08.059 --> 00:26:09.560
‫استنشاق دود
‫ بهبود پیدا نکردی.

00:26:09.561 --> 00:26:12.196
‫و این بلب ممکنه اون بیرون

00:26:12.197 --> 00:26:14.665
‫وسط کلاس شیمی بترکه و
‫اونجا من نیستم که کمکت کنم.

00:26:14.666 --> 00:26:15.866
‫قانون بیمه

00:26:15.867 --> 00:26:17.701
‫کاملاً شفاف گفته بود.

00:26:17.702 --> 00:26:19.503
‫این مشکل من...
‫مربوط به ماسبق می‌شه.

00:26:19.504 --> 00:26:21.271
‫نمی‌تونم از پس هزینه‌ش بربیام.

00:26:21.272 --> 00:26:23.138
‫باید برم.

00:26:25.877 --> 00:26:28.679
‫خیلی خب، فقط، تکیه بده.

00:26:28.680 --> 00:26:29.813
‫بذار قبل از اینکه
‫بری بررسیت کنم.

00:26:29.814 --> 00:26:32.516
‫وایستید... راحت «برخلاف
‫توصیه پزشکی» از اینجا می‌ره؟

00:26:32.517 --> 00:26:34.985
‫آره. اون اجازه داره
‫درمان رو رد کنه.

00:26:34.986 --> 00:26:38.554
‫از لحاظ قانونی ما نمی‌تونیم
‫مجبور به درمانت کنیم.

00:26:40.598 --> 00:26:42.724
‫این چیه؟

00:26:44.129 --> 00:26:45.162
‫چکار کردین؟

00:26:45.163 --> 00:26:47.231
‫یک زخم نافذ سینه داره.

00:26:47.232 --> 00:26:48.699
‫یعنی چطور این رو ندیدیم؟

00:26:48.700 --> 00:26:51.001
‫- من بی‌دقتی نکردم.
‫- ایناهاش، همینجاست.

00:26:51.002 --> 00:26:52.936
‫ممکنه به فضای پلورال
‫هم پیشروی کرده باشه.

00:26:52.937 --> 00:26:54.638
‫باید موقع جراحی
‫یه نگاهی بندازیم.

00:26:54.639 --> 00:26:56.440
‫نه، من پول جراحی رو ندارم.

00:26:56.441 --> 00:26:58.876
‫گوش کن رفیق
‫این یه جراحیه اورژانسیه

00:26:58.877 --> 00:27:01.311
‫برای همین بیمه‌ت
‫اون رو پوشش می‌ده...

00:27:01.312 --> 00:27:04.659
‫و همینطور هر مشکل
‫دیگه‌ای که اونجا پیدا بکنیم.

00:27:04.716 --> 00:27:06.717
‫متوجه هستی؟

00:27:06.718 --> 00:27:07.828
‫آره.

00:27:07.829 --> 00:27:08.919
‫خیلی خب. باشه.

00:27:08.920 --> 00:27:10.154
‫خیلی خب، قادری.

00:27:10.155 --> 00:27:13.255
‫آزمایش‌های قبل از عمل رو
‫دستور بده و اتاق عمل رزرو کن.

00:27:13.958 --> 00:27:15.759
‫دکتر کرو...

00:27:15.760 --> 00:27:17.561
‫من باید این رو گزارش بدم.

00:27:17.562 --> 00:27:19.962
‫همین الان به رئیس گزارش دادی.

00:27:28.663 --> 00:27:30.697
‫مامان؟ مامان حالت خوبه؟
‫چی احتیاج داری؟

00:27:30.698 --> 00:27:32.299
‫هیچی. من نیومدم
‫اینجا که تو رو ببینم.

00:27:32.300 --> 00:27:35.000
‫من از خودم زندگی دارم آون.
‫اوه خدای بزرگ!

00:27:35.537 --> 00:27:37.271
‫نه، ما می‌ریم، میلر.

00:27:37.272 --> 00:27:38.972
‫به اندازه کافی اینجا ول گشتیم.

00:27:38.973 --> 00:27:41.041
‫اما بایستی بازم به دکتر پیرس
‫بگیم داریم می‌ریم، مگه نه؟

00:27:41.042 --> 00:27:41.975
‫چیزی ناتموم باقی نمونه.

00:27:41.976 --> 00:27:43.844
‫سلام دکتر پیرس.

00:27:43.845 --> 00:27:46.245
‫- سلام.
‫- سلام.

00:27:47.581 --> 00:27:50.517
‫«دین» هستم.
‫میلر دین.

00:27:52.086 --> 00:27:55.455
‫- چی شده؟
‫- آه... من کنجکاو بودم

00:27:55.456 --> 00:27:57.691
‫که اون خانم در چه حاله

00:27:57.692 --> 00:27:59.226
‫مادر اون بچه بی‌نوا.

00:27:59.227 --> 00:28:01.695
‫اوه، بله. خوب نیست.

00:28:01.696 --> 00:28:03.463
‫صدمات زیادتر از اون
‫بود که بشه ترمیم کرد.

00:28:03.464 --> 00:28:05.833
‫وای. این... خیلی بده.

00:28:05.834 --> 00:28:07.699
‫آره.

00:28:12.841 --> 00:28:15.008
‫- چیز دیگه‌‌ای هم بود؟
‫- بله، بله.

00:28:15.009 --> 00:28:18.745
‫فقط دارم تلاش
‫می‌کنم ببینم چطور بگم.

00:28:18.746 --> 00:28:21.014
‫یه جورایی خودم رو
‫مناسب معرفی نکردم.

00:28:21.015 --> 00:28:22.749
‫- برای؟
‫- من، من، من کنجکاو بودم

00:28:22.750 --> 00:28:25.654
‫ببینم آیا مایلید یه موقعی
‫با هم شام بخوریم؟

00:28:28.223 --> 00:28:33.026
‫خب... دین...

00:28:33.027 --> 00:28:34.228
‫مجبور نیستید بخندید.

00:28:34.229 --> 00:28:36.563
‫نه، نه، فقط

00:28:36.564 --> 00:28:40.934
‫یک بار نامزدی داشتم
‫که اسمش دین بود.

00:28:40.935 --> 00:28:43.237
‫این... اینطوری عالی می‌شه.

00:28:43.238 --> 00:28:44.738
‫دکتر پیرس...

00:28:44.739 --> 00:28:45.939
‫ناتالی فورستر دوباره
‫دچار حمله قلبی شد.

00:28:45.940 --> 00:28:47.708
‫دوباره برش گردوندیم ولی
‫وقت زیادی براش نمونده.

00:28:47.709 --> 00:28:50.242
‫من باید برم.

00:28:51.411 --> 00:28:55.482
‫من خیلی خوشحالم که وایستادیم.

00:28:55.483 --> 00:28:58.085
‫خیلی خوشحالم.

00:28:58.086 --> 00:28:59.553
‫چه مرگته کرو؟

00:28:59.554 --> 00:29:01.221
‫قادری منو لو داد؟

00:29:01.222 --> 00:29:04.224
‫اون وظیفه‌ش رو انجام داده.
‫به یه بیمار چاقو زدی؟

00:29:04.225 --> 00:29:07.794
‫ببین، خودت گفتی یک
‫راه خلاقانه پیدا کن. درسته؟

00:29:07.795 --> 00:29:11.098
‫نگفتم که مرتکب تعرض بشی
‫یا از بیمه کلاه‌برداری کنی.

00:29:11.099 --> 00:29:13.367
‫اگر این راه حلت برای بیرون رفتن

00:29:13.368 --> 00:29:14.534
‫از ریاست موقته، تبریک می‌گم.

00:29:14.535 --> 00:29:16.270
‫احتمالش زیاده کلاً
‫از پزشکی بیرونت کنه.

00:29:16.271 --> 00:29:17.671
‫من فقط دارم سعی می‌کنم
‫قبل از اینکه این شغل

00:29:17.672 --> 00:29:19.806
‫پدرمو دربیاره، من پدرشو
‫دربیارم. همونطور که مادرت گفته.

00:29:19.807 --> 00:29:22.776
‫نه، نه. تو حق نداری حرف‌های
‫مادرمو علیه خودم استفاده کنی.

00:29:22.777 --> 00:29:25.646
‫خب، پس بذار یکی از چیزایی که
‫مادر خودم می‌گفت رو بگم

00:29:25.647 --> 00:29:28.048
‫«خفاش‌ها! همه‌جا پر از خفاشه، الکس.»

00:29:28.049 --> 00:29:30.183
‫«... و اون‌ها شماره تلفن همه رو بلدن.»
<font color="#ff0000">‫(مادر الکس مبتلا به بیماری روانی بود.)</font>

00:29:30.184 --> 00:29:32.684
‫حالا نظرت چیه اجازه بدی منم
‫چند دقیقه مادرت رو قرض بگیرم؟

00:29:36.208 --> 00:29:37.918
‫البته که همین کار درست بوده.

00:29:37.919 --> 00:29:39.686
‫آزمایش مواد ازش می‌گیری
‫و تنبیهش می‌کنی.

00:29:39.687 --> 00:29:41.522
‫مشکل چیه؟

00:29:41.523 --> 00:29:44.058
‫فقط من قدرت لازم رو ندارم.
‫من مادرش نیستم یا...

00:29:44.059 --> 00:29:45.859
‫- پس چی هستی؟
‫- نمی‌دونم.

00:29:45.860 --> 00:29:49.396
‫دوستش؟ یا شاید پشتیبانش؟

00:29:49.397 --> 00:29:51.065
‫من سعی می‌کنم
‫هر چیزی باشم که لازم داره.

00:29:51.066 --> 00:29:53.634
‫به نظر که به یک
‫مادر احتیاج داره.

00:29:53.635 --> 00:29:54.902
‫پس باید کوتاه نیام؟

00:29:54.903 --> 00:29:57.287
‫تو داری یک قایق می‌سازی.

00:29:57.639 --> 00:29:58.705
‫قایق؟

00:29:58.706 --> 00:30:01.075
‫این حرف رو قبلاً
‫به بابای آون می‌گفتم.

00:30:01.076 --> 00:30:02.876
‫بهش گفتم اون‌ها با
‫قایقشون ما رو ترک می‌کنن.

00:30:02.877 --> 00:30:04.278
‫این اجتناب‌ناپذیره.

00:30:04.279 --> 00:30:07.648
‫وظیفه ما اینه
‫قایق محکمی بسازیم

00:30:07.649 --> 00:30:09.616
‫که هر موقع تصمیم گرفتن

00:30:09.617 --> 00:30:12.636
‫بتونن به سلامت
‫پیش ما برگردن.

00:30:12.654 --> 00:30:15.154
‫درسته.

00:30:15.789 --> 00:30:20.027
‫پس من لازمه سفت و سخت
‫باشم و با یک تیکه چوب محکم

00:30:20.028 --> 00:30:21.228
‫همه میخ‌ها رو بکوبم.

00:30:21.229 --> 00:30:23.664
‫قرار نیست یک قایق
‫واقعی بسازی.

00:30:23.665 --> 00:30:26.066
‫قایق یعنی رابطه تو با...

00:30:26.067 --> 00:30:27.668
‫درسته. نه. متوجه شدم.

00:30:27.669 --> 00:30:29.935
‫ممنونم.

00:30:31.004 --> 00:30:33.207
‫بذار اینو ازت بپرسم.

00:30:33.208 --> 00:30:35.175
‫آیا تو و آون برگشتین پیش هم؟

00:30:35.176 --> 00:30:38.078
‫من سر درنمیارم
‫و اون هم خودش نمی‌گه.

00:30:38.079 --> 00:30:39.646
‫نمی‌دونم.

00:30:39.647 --> 00:30:40.781
‫فکر کنم انگار یه جورایی داریم...

00:30:40.782 --> 00:30:44.349
‫با هم یکی دوتا بچه بزرگ
‫می‌کنین. یا یه چنین چیزی؟

00:30:45.185 --> 00:30:46.753
‫خدای بزرگ.

00:30:46.754 --> 00:30:49.189
‫آیا شما نظر
‫موافق یا مخالفی دارید؟

00:30:49.190 --> 00:30:51.525
‫معلومه که دارم عزیزم.

00:30:51.526 --> 00:30:53.926
‫من مادرشم.

00:30:57.150 --> 00:31:00.350
<font color="#ff9933">"High Hope" ترانه ♫
♫ "Patrick Droney" از</font>

00:31:02.237 --> 00:31:03.737
‫آقای فورستر.

00:31:03.738 --> 00:31:05.272
‫بهوش اومده؟

00:31:07.208 --> 00:31:09.776
‫فکر می‌کنیم الان وقتشه.

00:31:09.944 --> 00:31:11.478
‫وقت چی؟

00:31:11.479 --> 00:31:15.015
‫مکس، پسرم، من باید برم
‫از مامان سر بزنم، باشه؟

00:31:15.016 --> 00:31:17.082
‫باشه.

00:31:19.420 --> 00:31:22.256
‫این ممکنه آخرین فرصتش
‫برای خداحافظی باشه.

00:31:22.257 --> 00:31:24.458
‫لطفاً این رو نگید.

00:31:24.459 --> 00:31:26.727
‫این برای اون خیلی سنگینه.

00:31:26.728 --> 00:31:28.862
‫مکس حتی نبایست اینجا باشه.

00:31:28.863 --> 00:31:31.765
‫ببینید، اگر دوست دارید من
‫می‌تونم ببرمش یه چیزی بخوریم.

00:31:31.766 --> 00:31:33.966
‫- براتون مشکلی نداره؟
‫- نه.

00:31:34.469 --> 00:31:37.970
‫خیلی خب.

00:31:42.277 --> 00:31:43.777
‫سلام مکس.

00:31:43.778 --> 00:31:47.079
‫گرسنه‌ای؟ نیستی؟

00:31:48.016 --> 00:31:50.050
‫می‌خوای یه چیز جالب ببینی؟

00:31:50.051 --> 00:31:52.586
‫مدت زیادی می‌شه که
‫خارج از کشور نرفتم.

00:31:52.587 --> 00:31:54.188
‫بعد از دانشکده پزشکی
‫به اروپا سفر کردم

00:31:54.189 --> 00:31:57.057
‫اما الان خیلی
‫احتیاج دارم به سوئیس برم.

00:31:57.058 --> 00:31:58.592
‫آره، اینکه آدم
‫می‌تونه زیاد سفر بره

00:31:58.593 --> 00:32:00.460
‫بهترین ویژگی
‫ازدواج با شغل هستش.

00:32:00.461 --> 00:32:03.695
‫یه مصالحه‌ست بجای تمام سکس‌هایی
‫که کار نمی‌تونسته برات فراهم کنه.

00:32:04.098 --> 00:32:05.299
‫تو زیاد سفر می‌کنی؟

00:32:05.300 --> 00:32:07.034
‫نه، اما می‌تونم.

00:32:07.035 --> 00:32:09.903
‫من وقت و منابع برای انجام هر کاری دارم.

00:32:09.904 --> 00:32:12.573
‫بچه هم ندارم که
‫نگرانشون باشم، برای همین...

00:32:12.574 --> 00:32:15.042
‫- راستش...
‫- حقیقتاً همینه و اینکه...

00:32:15.043 --> 00:32:20.547
‫این ناامید کننده‌ترین چیز در آشنا
‫شدن با مادرهای مجرده.

00:32:20.548 --> 00:32:22.149
‫با اون‌ها انگار باید عجله کنی.

00:32:22.150 --> 00:32:25.152
‫مثلاً آخر اولین جلسه آشنایی
‫حرف از ازدواج می‌زنن.

00:32:25.153 --> 00:32:27.554
‫بچه داشتن می‌تونه
‫باعث بشه زن‌ها خیلی...

00:32:27.555 --> 00:32:28.689
‫درمونده بشن؟

00:32:28.690 --> 00:32:31.258
‫خب، من که نمی‌خوام
‫چنین اسمی روشون بذاریم.

00:32:31.259 --> 00:32:33.759
‫آره. اصلاً می‌دونی چیه؟
‫واقعاً این همین رو می‌خوام بگم.

00:32:34.762 --> 00:32:36.762
‫چیه؟ مشکل چیه؟

00:32:37.765 --> 00:32:39.132
‫تو یه بچه داری.

00:32:39.133 --> 00:32:40.534
‫سه تا دارم.

00:32:40.535 --> 00:32:43.737
‫و نه تنها حس نمی‌کنم
‫وقت زیادی ندارم

00:32:43.738 --> 00:32:45.505
‫بلکه در ضمن
‫اصلاً حس نمی‌کنم

00:32:45.506 --> 00:32:47.007
‫اون‌ها مانع من برای چیزی باشن.

00:32:47.008 --> 00:32:49.009
‫درسته. من، من متأسفم.
‫واقعاً قصد نداشتم...

00:32:49.010 --> 00:32:51.169
‫می‌دونم.

00:32:51.879 --> 00:32:54.314
‫من همون «یک چیز» بد
‫رو گفتم، مگه نه؟

00:32:54.315 --> 00:32:56.081
‫اما خوش گذشت.

00:32:59.064 --> 00:33:00.919
‫مواظب خودت باش.

00:33:21.175 --> 00:33:22.809
‫اصلاً ما حتی اجازه
‫داریم این بالا باشیم؟

00:33:22.810 --> 00:33:25.345
‫راستش نه، اما

00:33:25.346 --> 00:33:28.180
‫باحال بودنش یه مقدار
‫به همین خاطره. درسته؟

00:33:29.383 --> 00:33:31.783
‫چرا نمیای بشینی رفیق؟

00:33:38.358 --> 00:33:40.844
‫من می‌دونم حالش خوب نیست.

00:33:41.362 --> 00:33:43.513
‫می‌تونم بفهمم.

00:33:43.981 --> 00:33:46.466
‫چرا بابام بهم دروغ می‌گه؟

00:33:46.467 --> 00:33:48.368
‫من اسمش رو
‫دروغ گفتن نمی‌ذارم مکس.

00:33:48.369 --> 00:33:50.228
‫اون فقط سعی داره که...

00:33:50.672 --> 00:33:52.272
‫ببین، وقتی من درس می‌خوندم

00:33:52.273 --> 00:33:54.908
‫مامانم رفت به
‫ایتالیا تا خواهرم رو ببینه.

00:33:54.909 --> 00:33:57.411
‫یک روز خواهرم زنگ زد و گفت

00:33:57.412 --> 00:34:00.480
‫«تو باید همین الان به کشورمون
‫برگردی. مامان خیلی حالش بده.»

00:34:00.481 --> 00:34:04.493
‫برای همین منم به اونجا
‫پرواز کردم و وقتی رسیدم...

00:34:05.553 --> 00:34:09.039
‫قبلش اون در اثر
‫سکته مغزی مرده بود.

00:34:09.123 --> 00:34:13.226
‫اما حقیقت اینه که حتی قبل از
‫تماس خواهرم اون مرده بود.

00:34:13.227 --> 00:34:15.362
‫- خواهرت دروغ گفت؟
‫- اوهومم.

00:34:15.363 --> 00:34:17.230
‫آره، همینطوره.

00:34:17.231 --> 00:34:20.133
‫باور کن مکس که خیلی
‫از دستش کفری بودم.

00:34:20.134 --> 00:34:23.303
‫...اما بعدش گفت

00:34:23.871 --> 00:34:28.058
‫«نمی‌تونستم بذارم وقتی این خبر رو
‫می‌شنوی، من نباشم که بغلت کنم.»

00:34:28.076 --> 00:34:30.610
‫- و بعد تازه فهمیدم.
‫- پس بابام واقعاً داره دروغ می‌گه؟

00:34:30.611 --> 00:34:32.546
‫- نه.
‫- مامانم داره می‌میره؟

00:34:32.547 --> 00:34:33.814
‫نه، مکس، منظورم این بود...

00:34:33.815 --> 00:34:35.615
‫- اون الان مرده؟
‫- مکس، نه.

00:34:35.616 --> 00:34:38.285
‫فقط منظورم این بود گاهی
‫روبرو شدن با حقیقت سخته.

00:34:38.286 --> 00:34:39.886
‫حتی برای پزشک‌ها.

00:34:39.887 --> 00:34:41.188
‫صبر... مکس.

00:34:41.189 --> 00:34:42.255
‫مکس، وایستا!

00:34:42.256 --> 00:34:44.191
‫هی، مکس!

00:34:44.192 --> 00:34:45.891
‫مکس، وایستا!

00:34:53.094 --> 00:34:55.295
‫دکتر گری، خوشگل شدید.

00:34:55.296 --> 00:34:56.460
‫ممنونم. یه ملاقات داشتم.

00:34:56.461 --> 00:34:58.507
‫سلام! قرار آشناییت چطور بود؟

00:34:58.508 --> 00:35:00.208
‫اوه! پس از اون نوع
‫ملاقات‌ها بوده.

00:35:00.209 --> 00:35:01.076
‫بیاید راجع بهش صحبت نکنیم.

00:35:01.077 --> 00:35:03.076
‫- چرا، لطفاً صحبت کنیم.
‫- آره.

00:35:03.379 --> 00:35:06.512
‫- از آدم‌ها بدم میاد.
‫- اوه، خدا رو شکر.

00:35:06.616 --> 00:35:08.116
‫همسر این مرد داره می‌میره

00:35:08.117 --> 00:35:10.285
‫اما اون تا قبل از اینکه مادره
‫نمرده به پسرش نمی‌گه

00:35:10.286 --> 00:35:13.519
‫و اون موقع خیلی برای
‫خداحافظی کردن دیره.

00:35:14.290 --> 00:35:16.458
‫- تو.
‫- من؟

00:35:16.459 --> 00:35:18.427
‫آره، تو بایستی
‫اینو بهم جواب بدی.

00:35:18.428 --> 00:35:20.462
‫اگر آدم ببینه فاجعه‌ای
‫داره بوقوع می‌پیونده

00:35:20.463 --> 00:35:23.298
‫و مجبور بشه تعهد رازداری بین
‫پزشک و بیمار رو زیر پا بذاره

00:35:23.299 --> 00:35:26.134
‫تا از اون واقعه پیشگیری کنه
‫نباید این کار رو بکنه؟

00:35:26.135 --> 00:35:30.238
‫مثلاً فرض کن من بایستی یه
‫چیزی رو به تو... به اونا.. به اون بگم.

00:35:30.239 --> 00:35:31.840
‫این یک سوگند بوده.

00:35:31.841 --> 00:35:35.916
‫هرچقدر هم حس کنی اتفاق
‫بدی میوفته، مگه به تو ربطی داره؟

00:35:36.112 --> 00:35:38.345
‫از آدم‌ها بدم میاد.

00:35:38.714 --> 00:35:41.550
‫حالا بگو چطور پیش رفت؟

00:35:41.551 --> 00:35:43.352
‫افتضاح.

00:35:43.353 --> 00:35:46.521
‫ازش خیلی خوشم اومد.
‫واقعاً برای هم لذت‌بخش بودیم.

00:35:46.522 --> 00:35:49.091
‫با خودم گفتم: «هی، یعنی
‫ممکنه انقدر آسون باشه؟»

00:35:49.092 --> 00:35:50.392
‫این کجاش افتضاحه؟

00:35:50.393 --> 00:35:52.160
‫چون بعدش همون «یک چیز» رو گفت

00:35:52.161 --> 00:35:53.228
‫که از بچه بدش میاد

00:35:53.229 --> 00:35:55.330
‫و اینکه به نظرش مادرهای
‫مجرد درمونده هستن.

00:35:55.331 --> 00:35:57.799
‫صحیح. خیلی خب.
‫دفعه بعد!

00:35:57.800 --> 00:35:59.768
‫من که فکر نمی‌کنم
‫دفعه دیگه‌ای در کار باشه.

00:35:59.769 --> 00:36:02.371
‫نگو! پا پس نکش!

00:36:02.372 --> 00:36:05.207
‫نمی‌دونم گفتنش مفیده یا نه
‫اما به نظر ملاقات خیلی خوبی بوده.

00:36:05.208 --> 00:36:06.809
‫آخه چون اگر همون
‫یک چیز رو نگفته بود

00:36:06.810 --> 00:36:08.577
‫حتماً تا الان به این رابطه
‫فرصت داده بودی

00:36:08.578 --> 00:36:11.046
‫بعد حتماً اون سعی می‌کرد
‫حس واقعیش رو مخفی کنه

00:36:11.047 --> 00:36:13.982
‫و حقیقت برای ماه‌ها یا
‫سال‌ها مخفی می‌موند.

00:36:13.983 --> 00:36:17.219
‫پس متوجه شدی مردهای
‫خوبی هم اون بیرون وجود دارن

00:36:17.220 --> 00:36:19.955
‫و در ضمن از کنار یک اتفاق در
‫دراز مدت به سلامت گذاشتی.

00:36:19.956 --> 00:36:23.797
‫من به این می‌گم
‫استفاده خوب از زمان.

00:36:23.893 --> 00:36:26.091
‫ممنونم، هررا.

00:36:30.535 --> 00:36:31.533
‫سلام.

00:36:32.034 --> 00:36:33.001
‫سلام.

00:36:33.202 --> 00:36:34.670
‫یه بچه ندیدی؟ ده ساله؟

00:36:34.671 --> 00:36:36.505
‫بچه گم کردی آندره؟

00:36:36.506 --> 00:36:38.517
‫بچه گم نکردم.
‫دنبالش می‌گردم.

00:36:38.518 --> 00:36:41.043
‫- خیلی خب.
‫- خبری از بابا داری؟

00:36:41.044 --> 00:36:43.078
‫تو فقط برو.

00:36:43.079 --> 00:36:44.212
‫برو بچه رو پیدا کن، بشه؟

00:36:44.213 --> 00:36:45.480
‫- خیلی خب. باشه.
‫- باشه.

00:36:45.481 --> 00:36:46.915
‫اوه، اوه، کارینا؟

00:36:46.916 --> 00:36:48.316
‫چیه؟

00:36:48.317 --> 00:36:50.550
‫تو خواهر خیلی خوبی هستی.

00:36:53.222 --> 00:36:55.355
‫مکس.

00:36:55.657 --> 00:36:57.357
‫مکس؟

00:37:02.131 --> 00:37:04.533
‫بای‌بای بلب.

00:37:04.534 --> 00:37:06.468
‫حالا دیگه اون بدون
‫مشکل نفس می‌کشه

00:37:06.469 --> 00:37:09.938
‫و دیگه لازم نیست نگران باشه
‫چیزی خودبخود بخواد بترکه.

00:37:09.939 --> 00:37:12.808
‫من مسائل پزشکی رو
‫می‌فهمم کرو.

00:37:12.809 --> 00:37:14.009
‫چیزی که راجع
‫بهش زیاد نمی‌دونم

00:37:14.010 --> 00:37:15.677
‫اینه که تو چطور
‫می‌خوای این رو به مادرش

00:37:15.678 --> 00:37:18.413
‫و کمیته اخلاق پزشکی بگی.

00:37:18.414 --> 00:37:21.982
‫به احتمال زیاد از اون زمانی براشون
‫تعریف کنم که یک ماشین دزدیدم.

00:37:23.452 --> 00:37:26.354
‫یک شب، خواهر کوچکترم، «امبر»

00:37:26.355 --> 00:37:27.589
‫آنفولانزا گرفته بود.

00:37:27.590 --> 00:37:30.559
‫تبش به ۴۰ درجه رسیده بود.

00:37:30.560 --> 00:37:33.462
‫من ۱۲ سالم بود و توی خونه
‫تنها بودم و نمی‌دونستم چکار کنم.

00:37:33.463 --> 00:37:36.198
‫برای همین یواشکی
‫وارد خونه همسایه شدم

00:37:36.199 --> 00:37:39.034
‫و کلیدهای ماشین رو دزدیدم و
‫اون رو به بیمارستان رسوندم

00:37:39.035 --> 00:37:41.169
‫چون اونجا کسایی بودن
‫که «می‌دونستن» چکار باید بکنن.

00:37:41.170 --> 00:37:42.771
‫چرا فقط با آمبولانس
‫تماس نگرفتی؟

00:37:42.772 --> 00:37:45.941
‫می‌دونی سرویس آمبولانس
‫چقدر هزینه داره؟

00:37:45.942 --> 00:37:48.410
‫فکر کنم مامانش بهم گیری نده.

00:37:48.411 --> 00:37:52.302
‫امیدوارم نیازی هم نباشه با
‫کمیته اخلاقی روبرو بشم.

00:37:52.749 --> 00:37:54.648
‫ویکریل ۳-۰؟

00:37:56.318 --> 00:37:59.154
‫- نمی‌تونی منو برسونی خونه؟
‫- آملیا می‌رسونت.

00:37:59.155 --> 00:38:00.622
‫تو اصلاً چطور باهاش
‫سر و کله می‌زنی؟

00:38:00.623 --> 00:38:03.480
‫اول از همه، بهش دروغ نمی‌گم.

00:38:03.760 --> 00:38:06.150
‫و در ضمن، شخصیت اون رو می‌پذیرم.

00:38:06.529 --> 00:38:08.730
‫می‌پذیرم که ممکنه
‫یه مقدار سفت و سخت بگیره

00:38:08.731 --> 00:38:10.599
‫و گاهی اوقات هم خیلی زیاد

00:38:10.600 --> 00:38:13.201
‫چون خیلی زیاد دلسوزه.

00:38:13.202 --> 00:38:15.604
‫اون تلاش می‌کنه کمکت کنه
‫و اگر تو بهش اجازه بدی

00:38:15.605 --> 00:38:18.839
‫حتماً اونم دیگه
‫تا این حد دیوونه‌ت نمی‌کنه.

00:38:21.676 --> 00:38:23.945
‫آزمایش مواد مخدر رو انجام دادی؟

00:38:23.946 --> 00:38:25.147
‫نه.

00:38:25.148 --> 00:38:28.416
‫خیلی خب، منم محل دستشویی
‫رو بهت نشون می‌دم.

00:38:28.417 --> 00:38:30.383
‫من یکم علف کشیدم.

00:38:31.219 --> 00:38:32.487
‫با یک دوست.

00:38:32.488 --> 00:38:34.356
‫هروئین نبود.
‫قرص هم نبود.

00:38:34.357 --> 00:38:35.991
‫فقط علف بود.

00:38:35.992 --> 00:38:39.561
‫چیزی به نام «فقط علف
‫بود» وجود نداره. باشه؟

00:38:39.562 --> 00:38:43.532
‫چون وقتی یک معتاد
‫علف می‌کشه یا الکل می‌خوره

00:38:43.533 --> 00:38:46.168
‫فراموش می‌کنه طرف
‫هروئین نباید بره.

00:38:46.169 --> 00:38:48.303
‫این کار باعث تحریک شدن
‫تمام هوس‌هات می‌شه، بتی.

00:38:48.304 --> 00:38:50.068
‫تا الان توی جلسات زیادی بودی

00:38:50.093 --> 00:38:52.053
‫برای همین فکر کنم خودت
‫این‌ها رو می‌دونستی.

00:38:52.308 --> 00:38:53.575
‫خیلی خب؟

00:38:53.576 --> 00:38:56.912
‫پس... تنبیه می‌شی.

00:38:56.913 --> 00:39:00.048
‫یک ماه، بدون هیچ دوستی
‫و بیرون رفتن بعد از مدرسه.

00:39:00.049 --> 00:39:01.183
‫صبر کن. یک «ماه»؟!

00:39:01.184 --> 00:39:02.250
‫دیوونه شدی؟

00:39:02.251 --> 00:39:03.585
‫- آملیا...
‫- هیس! من دارم یه قایق می‌سازم.

00:39:03.586 --> 00:39:05.387
‫یک ماه، می‌ری مدرسه

00:39:05.388 --> 00:39:06.955
‫میای خونه و می‌ری به جلسات.

00:39:06.956 --> 00:39:08.790
‫همین.
‫بعدش صحبت می‌کنیم.

00:39:08.791 --> 00:39:10.725
‫اوه، خدای من.
‫باشه، اصلاً هرچی تو بگی.

00:39:10.726 --> 00:39:13.361
‫تو خیلی ضدحالی.
‫هر دوتون ضدحالین.

00:39:13.362 --> 00:39:15.762
‫من توی ماشینم.

00:39:17.867 --> 00:39:20.634
‫- ما ضدحالیم.
‫- خیلی هم ضدحالیم.

00:39:23.439 --> 00:39:26.174
‫سلام، جولیوس.
‫جراحی خوب پیش رفت.

00:39:26.175 --> 00:39:28.076
‫ما بلب رو بدون مشکل درآوردیم

00:39:28.077 --> 00:39:30.612
‫و تو دو تا ریه بسیار سالم داری.

00:39:30.613 --> 00:39:32.447
‫شما به مردم چاقو می‌زنید؟

00:39:32.448 --> 00:39:34.883
‫تا بعد جراحی‌شون کنید.

00:39:34.884 --> 00:39:36.852
<font color="#00ff00"><i>‫مادرم می‌گفت:
‫«حقیقت رو بگو.»</i></font>

00:39:36.853 --> 00:39:39.788
‫تو به جراحی نیاز داشتی و لازم
‫داشتی هزینه‌ش پوشش داده بشه.

00:39:39.789 --> 00:39:42.355
‫مامانم دیوونه می‌شه.

00:39:44.527 --> 00:39:47.395
‫نه، دیوونه از خوشحالی.

00:39:47.396 --> 00:39:50.397
‫اون سال‌ها برای این
‫عمل پس‌انداز می‌کرد.

00:39:51.133 --> 00:39:53.501
<font color="#00ff00"><i>‫«اما فقط بهترین روایت از
‫حقیقت رو بگو که می‌تونی.»</i></font>

00:39:53.502 --> 00:39:55.503
‫شما بخاطر این ماجرا
‫اخراج نمی‌شید؟

00:39:55.504 --> 00:39:59.239
‫به احتمال زیاد نه.
‫رئیس خود منم.

00:40:02.263 --> 00:40:05.163
<font color="#ff9933">"Hold on to Me" ترانه ♫
♫ "Valerie Broussard" از</font>

00:40:05.348 --> 00:40:06.348
‫متأسفم.

00:40:06.349 --> 00:40:07.515
‫بخاطر اینکه بهم گفتی فاحشه؟

00:40:07.516 --> 00:40:08.750
‫من اصلاً بهت نگفتم...

00:40:08.751 --> 00:40:09.918
‫اینطور القا کردی که
‫من دارم سکس رو

00:40:09.919 --> 00:40:11.586
‫در ازای یک ماشین ام-آر-آی
‫چند میلیون دلاری معامله می‌کنم

00:40:11.587 --> 00:40:14.055
‫و این باعث می‌شه من یک
‫فاحشه البته باکلاس باشم.

00:40:14.056 --> 00:40:15.257
‫بهش بگو مواظب زخم باشه

00:40:15.258 --> 00:40:16.391
‫و اگر قرمزیش ذره‌ای بیشتر شد

00:40:16.392 --> 00:40:17.592
‫می‌خوام برگرده
‫اینجا تا ببینمش. حله؟

00:40:17.593 --> 00:40:19.027
‫آیا این...

00:40:19.028 --> 00:40:21.696
‫- اون لینکه. اون متخصص جدید...
‫- اتیکوس لینکلن!؟

00:40:21.697 --> 00:40:22.931
‫بروک!؟

00:40:22.932 --> 00:40:24.165
‫لینک!؟

00:40:24.166 --> 00:40:25.100
‫چی!؟

00:40:26.302 --> 00:40:28.169
‫اوه خدای من!

00:40:28.170 --> 00:40:30.205
‫تو اینجا کار می‌کنی!؟

00:40:30.206 --> 00:40:32.707
‫- من اینجا کار می‌کنم!
‫- امکان نداره!

00:40:32.708 --> 00:40:35.475
<font color="#00ff00"><i>‫چون حقیقت بالاخره
‫روزی آشکار می‌شه</i></font>

00:40:40.983 --> 00:40:43.473
‫داره خداحافظی‌هاش رو می‌کنه؟

00:40:44.720 --> 00:40:47.420
‫بچه‌ش هنوز نمی‌دونه
‫چی قراره پیش بیاد.

00:40:47.924 --> 00:40:49.689
‫من رو در جریان بذار.

00:40:50.893 --> 00:40:52.983
‫سلام.

00:40:53.162 --> 00:40:55.611
‫بایستی بهش می‌گفتم.

00:40:56.132 --> 00:40:59.467
‫فرصتش رو داشتم که بهش
‫بگم و کاش بهش گفته بودم.

00:40:59.468 --> 00:41:02.168
‫کسی چنین غافلگیر
‫شدنی رو دوست نداره.

00:41:02.805 --> 00:41:04.239
‫آدم لیاقت یک هشدار
‫ساده رو که داره.

00:41:04.240 --> 00:41:08.206
‫«سورپرایز! مادرت مرده.»

00:41:08.444 --> 00:41:11.880
‫«سورپرایز! دوست پسرت رفته
‫با درخت‌ها وقت بگذرونه.»

00:41:11.881 --> 00:41:13.980
‫«سورپرایز! آملیا.»

00:41:16.152 --> 00:41:18.019
‫«سورپرایز، آملیا» چی!؟

00:41:18.020 --> 00:41:20.255
<font color="#00ff00"><i>‫و تنها کاری که در مواجهه
‫با حقیقت نمی‌تونی بکنی</i></font>

00:41:20.256 --> 00:41:21.856
<font color="#00ff00"><i>‫اینه که ازش پنهان بشی...</i></font>

00:41:21.857 --> 00:41:24.359
‫تدی آلتمن بارداره.

00:41:24.360 --> 00:41:26.600
‫بچه مال آون هستش.

00:41:26.629 --> 00:41:28.964
‫آون نمی‌دونه، آملیا نمی‌دونه

00:41:28.965 --> 00:41:31.199
‫و منم همین الان با
‫گفتن به تو تعهد رازداری

00:41:31.200 --> 00:41:33.398
‫بین پزشک و بیمار رو نقض کردم.

00:41:35.237 --> 00:41:37.303
‫مکس!

00:41:37.506 --> 00:41:38.606
‫شماها مکس رو ندیدین؟

00:41:38.607 --> 00:41:40.141
‫نه. فکر می‌کردم پیش توئه.

00:41:40.142 --> 00:41:43.078
‫گمش کردم. مکس رو گم کردم.

00:41:43.079 --> 00:41:45.413
‫فرار کرد و نمی‌تونم
‫هیچ جا پیداش کنم.

00:41:45.414 --> 00:41:47.182
<i>‫مکس!</i>

00:41:47.183 --> 00:41:49.449
<font color="#00ff00"><i>‫چون حقیقت به دنبالمون می‌گرده...</i></font>

00:41:53.889 --> 00:41:55.979
<font color="#00ff00"><i>‫...تا بالاخره ما رو پیدا کنه.</i></font>

00:41:57.580 --> 00:42:17.280
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.

